اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'آمریکا' Category

Jul 18 2017

دو ایرانی متهم به هک کردن رایانه‌های یک پیمانکار وزارت دفاع آمریکا شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

رادیوفردا: وزارت دادگستری آمریکا اعلام کرد که دو ایرانی، روز دوشنبه، متهم شدند که با هک کردن رایانه یک پیمانکار وزارت دفاع، نرم افزاری مهم برای طراحی گلوله و کلاهک‌ها را سرقت کرده اند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، بر اساس کیفرخواست تازه منتشر شده، یک تاجر ۳۵ ساله ایرانی به نام محمد سعید آجیلی، مرد ۳۹ ساله ای را با نام محمد رضا رضاخواه، استخدام کرده بود تا با هک کردن رایانه‌های شرکت‌ها، نرم افزار آنها را برای فروش به دانشگاه ها، ارتش و دولت ایران سرقت کند.

این دو تن و شخص سومی که سال ۲۰۱۳ دستگیر و سال گذشته در جریان تبادل زندانی به ایران تحویل داده شد، متهم به هک کردن رایانه‌های اَروتک هستند. اَروتک یک شرکت آیرودینامیک مستقر در ورمونت آمریکا و یکی از پیمانکاران وزارت دفاع است.

دادگاه فدرال ورمونت حکم جلب این دو تن را که به نظر می‌رسد در حال حاضر درایران هستند صادر کرده است.

No responses yet

Jul 17 2017

ایران یک آمریکایی دیگر را به «۱۰ سال زندان به اتهام جاسوسی» محکوم کرده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,بدون دسته بندی,سیاسی

رادیوفردا: سخنگوی قوه قضائیه ایران از صدور حکم ۱۰ سال زندان برای یک شهروند آمریکایی به اتهام «جاسوسی» خبر داد و خبرگزاری میزان نیز اعلام کرد که نام این فرد زی یو وانگ و متولد چین بوده است.

به گزارش خبرگزاری ایرنا، غلامحسین محسنی اژه‌ای، روز یکشنبه ۲۵ تیر، در نشست خبری هفتگی خود اعلام کرد که یک فرد «دوتابعیتی» با تابعیت «آمریکا و یک کشور اروپایی»، «با نفوذ خاصی» وارد ایران شده بود که توسط وزارت اطلاعات دستگیر شده است.

آقای اژه‌ای بدون اشاره به جزئیات اعلام کرد که این فرد به «جاسوسی» متهم و در دادگاه اولیه به ۱۰ سال زندان محکوم شده است.

سخنگوی قوه قضائیه همچنین گفت که این فرد به صورت «مستقیم از طرف آمریکا حمایت می‌شد».

آقای اژه‌ای جزئیات بیشتری درباره این فرد بیان نکرد و وعده داد که پس از قطعی شدن حکم این پرونده، توضیح بیشتری درباره او خواهد داد.

ساعاتی پس از سخنان آقای اژه‌ای، خبرگزاری میزان وابسته به قوه قضائیه، در گزارشی اعلام کرد که فرد دستگیر شده، زی یو وانگ نام دارد و در چین به دنیا آمده است.

براساس این گزارش او ۱۸ مرداد ۹۵ و زمانی که قصد خروج از ایران را داشته، دستگیر شده است.

دراین گزارش، این شهروند آمریکایی متهم شده که «با پرداخت چندین هزار دلار» موفق به «ثبت آرشیو دیجیتال از ۴۵۰۰ صفحه از اسناد کشور شده است».

در این گزارش در عین حال به محرمانه بودن و یا عادی بودن این «اسناد» اشاره نشده و توضیح داده نشده که چرا گردآوری آنها جرم بوده است.

با بررسی محتوای این گزارش مشخص می‌شود که «اسناد» مورد ادعای این خبرگزاری، مربوط به کتابخانه‌های ایران بوده است که محرمانه محسوب نمی‌شود.

این خبرگزاری نوشت که این شهروند ۳۷ ساله آمریکا، دانشجوی تاریخ دانشگاه پرینستون آمریکا است و به زبان فارسی نیز تسلط دارد.

خبرگزاری قوه قضائیه همچنین اعلام کرد که این فرد با «مرکز شرمین و بیژن مصوّر رحمانی برای مطالعات ایران و خلیج فارس» مرتبط بوده است.

این مرکز که در دانشگاه پرینستون آمریکا قرار دارد، در وب‌سایت خود اعلام کرده که از تدریس و پژوهش در همه زمینه‌های مطالعاتی درباره ایران و خلیج فارس حمایت می‌کند.

نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی و رسانه‌های اصولگرا، بسیاری از طرح‌های تحقیقاتی درباره ایران را طرح‌هایی سفارش داده شده از سوی سازمان‌های امنیتی آمریکا می‌خوانند.

بازداشت این شهروند آمریکایی در حالی است که تعدادی از شهروندان ایرانی آمریکایی و نیز نزار زکا، یک شهروند لبنانی با اقامت آمریکا، در ایران زندانی هستند.

در ۱۷ اردیبهشت امسال شماری از اعضای مجلس نمایندگان آمریکا از دولت دونالد ترامپ خواسته بودند، دست به اقداماتی مشخص برای «آزادی بی‌قید‌وشرط» زندانیان ایرانی-‌آمریکایی در ایران بزند.

اعضای مجلس نمایندگان در این قطعنامه یادآور شدند که سپاه پاسداران ایران، سیامک نمازی، باقر نمازی، کارن وفاداری و شهروند چهارمی که هویتش به‌طور عمومی علنی نشده، و همچنین آفرین نیاسری و نزار ذکا که دارای اجازه اقامت دائم در آمریکا هستند را «گروگان گرفته‌است».

آنها با اشاره به زندانی بودن شهروندانی از بریتانیا، فرانسه، آلمان، کانادا و دیگر کشورها در ایران، از این کشورها خواسته اند تا با ایجاد جبهه‌ای متحد به تلاش‌هایی مشترک برای آزادی شهروندان خود بپیوندند.

موضوع «کپی‌برداری» مدرک دکترای روحانی

سخنگوی قوه قضائیه روز یکشنبه همچنین در پاسخ به سؤالی گفت که برای بررسی موضوع «کپی‌برداری مدرک دکترای رئیس‌جمهور»، باید «شاکی خصوصی» وجود داشته باشد و در این صورت بررسی آن «در صلاحیت دادگاه روحانیت است».

پیش از این رسانه‌های اصولگرا چندین گزارش درباره «کپی پرداری» در مدرک دکترای حسن روحانی منتشر کرده‌اند.

تعدادی از دانشجویان دانشگاه آیوا در آمریکا اعلام کرده بودند که بخشی از فصل چهارم رساله دکترای آقای روحانی «سرقت علمی» از کتاب «حکم ثانوی در تشریع اسلامی» نوشته علی‌اکبر کلانتری، نماینده مجلس خبرگان رهبری، بوده است.

آقای روحانی در ایام انتخابات ریاست جمهوری در پاسخ به سؤالی گفته بود: «من زمین ندادم که مدرک بگیرم. من مدرک دکتری خودم را از یک دانشگاه معتبر بین‌المللی گرفتم».

حسن امین، استاد سابق دانشگاه کلدونین گلاسکو و استاد راهنمای حسن روحانی در این دانشگاه، نیز گزارش‌ها درباره «رونویسی» بودن رساله دکتری آقای روحانی را رد کرده است.

در این زمینه در ۲۴ اردیبهشت ۹۶، اندکی پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، محمدمهدی زاهدی رئیس کمیسیون آموزش مجلس خبر داده بود که علی‌اکبر کلانتری نماینده فارس در مجلس خبرگان، در این زمینه اعلام شکایت کرده و کمیسیون آموزش کمیته‌ای را برای رسیدگی به موضوع تشکیل داده است.

در همان روز محمد فرهادی، وزیر علوم در دولت آقای روحانی، به خبرنگار مهر گفت که «برداشت شاکی اشتباه بوده چون دکتر روحانی از هر منبعی استفاده کرده‌اند، به منبع اصلی آن را ارجاع داده‌اند».

No responses yet

Jul 16 2017

ایران حتی بدون تقلب در برجام در مسیر تولید سلاح اتمی است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,برجام

صدای آمریکا: اد رویس رئیس جمهوری خواه کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا اعلام کرد جمهوری اسلامی ایران حتی بدون تقلب در اجرای برجام، مسیر تولید سلاح اتمی را حفظ کرده است.

آقای رویس در بیانیه‌ای که همزمان با دومین سالگرد برجام منتشر ساخت تاکید کرد که آمریکا باید اقدامات خود علیه حمایت جمهوری اسلامی ایران از تروریسم، نقض حقوق بشر و فعالیت‌های نقض کننده روح توافق برجام را تشدید کند.

او گفت که توافق اتمی به رژیم جمهوری اسلامی ایران فرصت می‌دهد حتی بدون آن که تقلب کند در مسیر تولید سلاح اتمی باقی بماند. به گفته آقای رویس، دو سال پس از اعلام توافق اتمی از سوی باراک اوباما رئیس جمهوری پیشین، آیت الله‌ها هنوز سرگرم فعالیت برای تولید بمب اتمی هستند.

رئیس کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا همچنین ضمن ابراز نگرانی درباره برنامه موشکی جمهوری اسلامی ایران، آزمایش موشک‌های بالیستیک را اقدامی مغایر با قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد دانسته است.

آقای رویس بیشتر نگرانی خود را از همکاری ایران و کره شمالی در زمینه تولید سلاح اتمی کرده و گفته بود که سفر دانشمندان ایران به کره شمالی توجه او را جلب کرد.

پرزیدنت ترامپ از زمان مبارزات انتخاباتی خود همواره توافق هسته‌ای با ایران را بدترین معامله‌ای خوانده است که می‌توانست صورت گیرد .

او در آن هنگام گفته بود: «من مدت‌هاست که معاملات و توافق‌های فوق‌العاده‌ای انجام داده‌ام. کار من همین است. اما هرگز در سراسر عمرم این چنین معامله‌ای که با بی‌کفایتی برایش مذاکره شده باشد، ندیده‌ام.»

در همین روابطه، روزنامه اسرائیلی اورشلیم پست به گزارش‌های سازمان‌های اطلاعاتی آلمان استناد کرده است که می‌گویند شواهدی وجود ندارد که ایران کاملاً برنامه اتمی خود را کنار گذاشته باشد. این سازمانها همچنین اعلام کرده‌اند که ایران برای برنامه موشکی خود به دنبال تهیه فن آوری حمل کلاهک اتمی است.

No responses yet

Jul 13 2017

«پژوهشگر ایرانی» که از آمریکا دیپورت شد عضو شناخته‌شده بسیج دانشجویی است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,دانشجویی,روابط بین‌المللی

رادیوفردا: پژوهشگر ایرانی که روز سه‌شنبه ۲۰ تیر از فرودگاه بوستون آمریکا دیپورت شد از اعضای شناخته شده سازمان بسیج دانشجویی، نهاد زیرمجموعه سپاه پاسداران، است.

روزنامه آمریکایی بوستون گلوب و خبرگزاری‌های داخل ایران روز سه‌شنبه گزارش دادند که محسن دهنوی به منظور کار و پژوهش در بیمارستان کودکان آمریکا همراه همسر و سه فرزند خود به آمریکا سفر کرده بود اما ماموران اداره مرزبانی و گمرک ایالات متحده مانع ورود آنها به خاک آمریکا شدند.

این رخداد قبل از هر چیز فرمان دونالد ترامپ برای محدودیت سفر شهروندان شش کشور عمدتا مسلمان از جمله ایران به آمریکا را به ذهن متبادر می‌کرد و برخی فعالان از همین زاویه به دیپورت محسن دهنوی اعتراض کردند.

از جمله تریتا پارسی بنیان‌گذار شورای ملی ایران آمریکا (نایاک) در صفحه توییتر خود نوشت که این ماجرا نمونه‌ای از «منع سفر مسلمانان» به آمریکا است که سخن وی اشاره به مناقشات اخیر پیرامون فرمان مهاجرتی ترامپ دارد. در حالی که معترضان این فرمان می‌گویند که دولت آمریکا مسلمانان را هدف قرار داده، اما کاخ سفید این مسئله را رد می‌کند.

با این حال خبرگزاری آسوشیتدپرس همان روز سه‌شنبه اظهارات یکی از سخنگویان مرزبانی و گمرک آمریکا را بازتاب داد که تاکید می‌کرد اساسا دیپورت محسن دهنوی و خانواده او ارتباطی با فرمان مهاجرتی آقای ترامپ نداشته و پس از بررسی مدارک وی در فرودگاه چنین تصمیمی اتخاذ شده است.

محسن دهنوی در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۹۲ ایران مسئول بخش دانشجویی ستاد سعید جلیلی بود و برخی رسانه‌ها از جمله «تقاطع» نوشته‌اند که او سال ۱۳۸۶ مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف بوده است.

تریتا پارسی در این باره به رادیو فردا می‌گوید: «ما درباره سابقه او هیچ چیزی نمی‌دانستیم جز این که او پژوهشگر بیماری سرطان است و برای یک دوره فوق دکترا از دانشگاه هاروارد پذیرش گرفته بود. به باور من بعید است که منع ورود او ارتباطی با سوابقش در بسیج داشته باشد چرا که این‌ها مسائلی است که قبل از آن که او ویزا بگیرد، به دقت بررسی شده‌اند».

اما در عین حال دیپورت محسن دهنوی استقبال برخی از ایرانیان را نیز به دنبال داشته است. در همین رابطه یکی از دانشجویان پیشین دانشگاه شریف که در آمریکای شمالی به سر می‌برد به گلناز اسفندیاری گزارشگر رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی گفت: «این کمترین جزایی است که برای آزار و اذیت دانشجویان می توانست گریبانگیر محسن دهنوی شود‎».

آقای دهنوی و خانواده وی صبح چهارشنبه با پرواز هواپیمایی قطر به ایران بازگردانده شدند.

No responses yet

Jul 11 2017

نباید مردم ایران را با حکومت نامحبوب این کشور متحد کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: جیمز متیس، وزیر دفاع آمریکا، با اشاره به تمایز مردم و حکومت جمهوری اسلامی گفته است، نباید رویکردی در پیش گرفت که مردم ایران را با حکومت نامحبوب این کشور متحد کند.

گزارش روز دوشنبه رسانه های آمریکا حاکی است که جیمز متیس در مصاحبه ای با آیلندر، یک نشریه دانش آموزی در حومه سیاتل در ایالت واشینگتن، به پرسش ها در حوزه های مختلف پاسخ داده است.

وی در پاسخ به پرسشی در خصوص بهتر شدن روابط ایران و آمریکا گفته است: تا زمانی که مردم ایران این حکومت دینی را تغییر بدهند و از شر کسانی که به مردم می گویند چه کسانی می توانند کاندید بشوند و چه کسانی را باید انتخاب کنند خلاص شوند، این مساله خیلی، خیلی دشوار خواهد بود.

وزیر دفاع آمریکا سپس اضافه کرده است: این رژیمی است که عواملش را مانند حزب‌الله لبنان وادار می کند تا اسرائیل را تهدید کند، یا نخست‌وزیر سابق لبنان را به قتل برساند و توریست‌های اسرائیلی را بلغارستان بکشد.

جیمز متیس گفته است: مسلما مشکل،مردم ایران نیستند بلکه این رژیم (ایران) است که عواملش را می فرستد سفرا را در واشینگتن یا پاکستان به قتل برسانند. این رژیم (ایران) است که موشک در اختیارحزب الله لبنان یا حوثی ها در یمن قرار می دهد.

جیمز متیس پیشتر در ششم خردادماه سال جاری نیز به موضوع طرح ترور سفیر عربستان در واشینگتن توسط ایران اشاره کرده بود که واکنش ایران را در پی داشت.

سخنگوی وزارت امورخارجه ایران در ۹ خردادماه سخنان جیمز متیس در مورد اقدام تهران برای ترور سفیر عربستان سعودی در واشینگتن را رد کرد و آن را «ساختگی» دانست.

وزیر دفاع آمریکا همچنین در خصوص ویژگی های حکومت ایران گفته است: این یک رژیم قاتل است، شمار زیادی ازایرانی ها را کشته است و جوانان بسیاری را در جریان انقلاب سبز (جنبش سبز) در چند سال پیش علیه آنها دست به تظاهرات زدند، زندانی کرد.

اشاره وزیر دفاع آمریکا به اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۱۳۸۸ است. در این اعتراضات در تهران و شهرستان ها ده ها نفر کشته و هزاران نفر زندانی شدند.

جیمز متیس در ادامه تصریح کرده است: نباید مردم ایران را با این رژیم نامحبوب متحد کنید، برای این که اگر شما به هر دو فشار وارد کنید، در نتیجه آنها کنار هم قرار خواهند گرفت. ما می بایست اطمینان حاصل کنیم که مردم ایران بدانند ما هیچ گونه اختلاف و درگیری با آنها نداریم. من از اینجا آغاز خواهم کرد.

«ایران بزرگ‌ترین عامل بی‌ثباتی در منطقه خاورمیانه »

وزیر دفاع آمریکا در بخش دیگری از مصاحبه به نقش ایران در منطقه پرداخته و گفته است: بشار اسد الان تنها به دلیل ایران در قدرت است. روسیه در شورای امنیت مانع قطعنامه های این شورا می شود و بشار اسد تاکنون صد ها هزار شهروند سوری را کشته و میلیون ها نفر را آواره کرده است، تنها دلیلش ایران است.

وی اضافه کرده است،در خاورمیانه از قاهره تا تل آویو تا ریاض از عرب گرفته تا یهودی همه ایران را بزرگترین عامل بی ثباتی منطقه می دانند.

جیمز متیس در خصوص بازیگران در سوریه گفته است: اگر حمایت نظامی ایران و وتوی روسیه و همچنین حمایت نظامی کنونی روسیه نبود، همان پنج سال پیش مردم سوریه بشار اسد را از قدرت به پایین می کشیدند.

اعتراضات علیه حکومت بشار اسد در سال ۲۰۱۱ به صورت مسالمت آمیز آغاز شد، اما در نهایت این اعترضات به جنگ داخلی در سوریه منجر شد. روسیه از سال ۲۰۱۵ به نفع نیروهای بشار اسد وارد جنگ داخلی سوریه شده است.

گزارش ها حاکی است که ایران نیز علاوه بر حمایت تسلیحاتی و مالی، شبه نظامیان شیعه را در منطقه به نفع حکومت بشار اسد سازماندهی کرده است.

این در حالی است که حکومت سوریه می گوید، درحال نبرد با تروریسم است.

No responses yet

Jul 01 2017

اسناد همراهی آمریکا با حملات شیمیایی عراق علیه ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,خاورمیانه,سیاسی

بی‌بی‌سی:
حسین باستانی

امروز سی‌امین سالگرد حمله شیمیایی ارتش عراق به شهر کُردنشین سردشت در ۷ تیر ۱۳۶۶ است. این حمله هزاران مصدوم و بیش از ۱۱۰ کشته بر جای گذاشت. با وجود حملات شیمیایی مکرر عراق علیه نیروهای ایرانی، واقعه سردشت نخستین مورد حمله شیمیایی به یکی از شهرهای ایران بود.

“مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس” سال پیش، در گزارشی یادآوری کرد که در پی بمباران سردشت، ایران اخبار این حمله را رسانه‌ای نکرد چون نگران بود سبب “ایجاد ترس و وحشت عمومی” شود. رسانه‌ای نشدن ماجرای سردشت در ایران باعث شد تا این واقعه، عمدتا از دید افکار عمومی پنهان بماند. در چنین فضایی، تعجبی ندارد که در منابع موجود درباره جنگ ایران و عراق، اشارات مختصری به حمله شیمیایی سردشت شده است.

پوشش رسانه‌ای بسیار ناچیز ماجرای سردشت در داخل ایران، در شرایطی بود که قدرت‌های جهانی نیز انگیزه‌ای برای برجسته کردن تخلفات جنگی عراق نداشتند.

حمله به سردشت، ویژه در بستری از بی تفاوتی ایالات متحده نسبت به استفاده عراق از سلاح‌های شیمیایی علیه ایران صورت گرفت. بی تفاوتی همراهانه‌ای که مدتی بعد، به بمباران شیمیایی حلبچه با بیش از ۵ هزار کشته منجر شد.

حمله شیمیایی عراق به این شهر، مشخصا ۹ ماه پس از آن صورت گرفت که واشنگتن، حتی تلاش اکثریت اعضای شورای امنیت را برای صدور یک بیانیه (و نه قطعنامه) در محکومیت استفاده از سلاح‌های شیمیایی از سوی عراق وتو کرده بود.

گزارش حاضر، مروری دارد بر نقشی که دولت آمریکا، در سکوت جامعه جهانی در مقابل استفاده صدام حسین از اسلحه شیمیایی علیه ایران بازی کرده است.

شش ماه مانده به سرنگونی حکومت صدام حسین، جورج بوش در بخشی از سخنرانی ۷ اکتبر ۲۰۰۲ خود در توجیه حمله به عراق گفت: “صدام حسین دستور انجام حملات شیمیایی علیه ایران و بیش از ۴۰ روستای عراق را داد. این حملات، منجر به کشته و زخمی شدن حداقل ۲۰ هزار نفر شد.”

استفاده عراق از سلاح های شیمیایی علیه ایران، موضوعی نبود که دولت ایالات متحده به تازگی در جریان آن قرار گفته باشد. با وجود این، واشنگتن تا زمانی که جنگ ایران و عراق ادامه داشت، درعمل مخالفتی با استفاده صدام حسین از اسلحه شیمیایی نشان نداد.

نشریه فاینانشال تایمز در ۲۳ فوریه ۱۹۸۳، به گزارشی از سازمان اطلاعات نظامی ایالات متحده (دی آی ای) در سال ۱۹۸۰ اشاره دارد که مطابق آن، بغداد حتی از پیش از پیروزی انقلاب ایران، یعنی از اواسط دهه ۱۹۷۰ میلادی، “فعالانه” در صدد به دست آوردن سلاح های شیمیایی بوده است.

عراق از سال ۱۹۸۲، که ایران پس از آزادی خرمشهر وارد خاک این کشور شد، به استفاده از سلاح های شیمیایی علیه ایرانی ها پرداخت و در سال ۱۹۸۳، استفاده از این سلاح ها را به میزان قابل ملاحظه ای افزایش داد.

روزنامه واشنگتن پست، در گزارشی در ۴ سپتامبر ۲۰۱۳، یادآوری کرده که دولت رونالد ریگان نیز از سال ۱۹۸۳ و به دنبال تلاش های ایران برای تصرف بصره، مصمم شده بود جلوی پیروزی تهران را در جنگ بگیرد.

تصمیم دولت ایالات متحده برای حمایت از عراق، در دستورالعمل امنیت ملی شماره ۱۱۴ ایالات متحده به تاریخ ۲۶ نوامبر ۱۹۸۳ توضیح داده شده و تصریح دارد باید با استفاده از “هر اقدام لازم و قانونی” جلوی شکست عراق در مقابل ایران گرفته شود.

بنا بر یک گزارش تحقیقی نشریه آمریکایی فارین پالیسی در ۲۶ اوت ۲۰۱۳، مصاحبه با افسران سابق اطلاعاتی آمریکا و اسناد سازمان سیا که در همین سال از طبقه بندی محرمانه خارج شده نشان می دهند آمریکایی ها از آغاز ۱۹۸۳ به “شواهد قطعی” استفاده عراق از سلاح های شیمیایی دسترسی داشته اند.

روزنامه نیویورک تایمز در ۳۰ مارس ۱۹۸۴، از قول مقام های اطلاعاتی نوشته است بر مبنای “شواهدی که خدشه ناپذیر به نظر می‌رسند” عراق در جنگ با ایران “از گاز اعصاب استفاده کرده و ساخت مراکزی بزرگ را برای تولید انبوه گازهای کشنده شیمیایی به پایان رسانده است”.

در سال ۱۹۸۸، ماهواره های جاسوسی آمریکا کشف کردند که ایران با استفاده از شکافی در خطوط دفاعی عراق، در آستانه یک پیروزی استراتژیک مهم است. به نوشته فارین پالیسی دولت آمریکا در این مقطع، با ‘اطلاع کامل’ از اینکه ارتش عراق برای متوقف کردن ایرانی ها از سلاح های شیمیایی استفاده خواهد کرد، محل استقرار نیروهای ایرانی را به عراقی ها اطلاع داد. هرچند فارین پالیسی مشخص نکرده در چه ماهی از سال ۱۹۸۸ ایران قصد نفوذ استراتژیک به داخل عراق را داشته، اما تنها عملیات تهاجمی بزرگ ایرانی ها در سال ۱۹۸۸، عملیات والفجر ۱۰ بود که در اسفند ۱۳۶۶ (مارس ۱۹۸۸) صورت گرفت و تصرف شهر حلبچه در کردستان عراق، از جمله دستاوردهایش بود. در نتیجه، به نظر می رسد اطلاع آمریکا از امکان واکنش شیمیایی عراق به عملیات در دست انجام ایران در سال ۱۹۸۸، درواقع پیش بینی همان چیزی بوده که در عمل، به فاصله کوتاهی در حلبچه اتفاق افتاده است

همچنین بعد از بمباران شیمیایی حلبچه (در اکتبر ۱۹۸۸)، کمیته روابط خارجی مجلس سنای آمریکا گزارشی را تحت عنوان “استفاده از سلاح های شیمایی در کردستان: آخرین حمله عراق” منتشر کرده که تصریح دارد بین سال‌های ۱۹۸۴ تا ۱۹۸۸ “عراق به طور مستمرو موثر از گازهای سمی علیه ایران استفاده کرده است”.

واشنگتن پست نیز در گزارشی در ۴ سپتامبر ۲۰۱۳، یادآوری کرده که در نوامبر ۱۹۸۳، یک مسئول ارشد وزارت امور خارجه به وزیر وقت، جورج شولتز، گفته است گزارش های اطلاعاتی آمریکا از استفاده نیروهای عراقی از گلوله های شیمیایی علیه ایرانی ها “به صورت تقریبا روزانه” حکایت دارند (استفاده از تسلیحات شیمایی در مقیاس بزرگ، در موارد خاص صورت گرفته، اما شواهدی وجود دارد که عراقی ها مستمرا از گلوله های توپ یا خمپاره دارای ترکیبات سمی استفاده می‌کرده اند که شاید بسیاری از آنها برای آزمایش تاثیرات این مواد بوده).

واشنگتن پست، در گزارش جداگانه ای که سه ماه پیش از حمله ایالات متحده به عراق در ۳۰ دسامبر ۲۰۰۲ منتشر شده، از وجود اسناد حاکی از موافقت رونالد ریگان و سپس جورج بوش (پدر) با فروش “مواد شیمیایی سمی و ویروس های کشنده بیولوژیک” به دولت صدام حسین خبر داده است. موادی که البته، دارای کاربرد دوگانه نظامی و غیرنظامی بوده اند.

به گزارش لس آنجلس تایمز (۱۳ فوریه ۱۹۹۱) یکی از این تولیدات دارای کاربرد دوگانه، هلیکوپترهایی بود هکه در سال ۱۹۸۳ به عراق فروخته شده و سپس، برای انجام حملات شیمیایی علیه کردهای عراق در سال ۱۹۹۸ مورد استفاده قرار گرفته است.

تمام اینها در حالی بود که در طول جنگ ایران و عراق، چند بارروسای وقت شورای امنیت با صدور بیانه های غیرالزام آور عراق را به خاطر استفاده از سلاح های شیمیایی محکوم کردند. اما این شورا، به خاطر نفوذ و حق وتوی قدرت های بزرگ، هیچ گاه نتوانست با صدور قطعنامه الزام آور، عراق را به خاطر استفاده از این سلاح ها محکوم کند.

در یکی از آخرین تلاش ها پیش از حمله سردشت، در ۲۱ مارس ۱۹۸۶، تلاش اکثریت اعضای شورای امنیت برای تصویب یک بیانیه در محکومیت حملات شیمیایی مکرر عراق علیه نیروهای ایرانی، با رای منفی ایالات متحده ناکام ماند. ۱۰ کشور دیگر عضو شورا به این متن رای مثبت دادند و کشورهای بریتانیا، فرانسه، استرالیا و دانمارک، در رای گیری شرکت نکردند.

از سردشت تا حلبچه

بی تفاوتی جهانی نسبت به استفاده مکرر بغداد از سلاح های شیمیایی، حدود ۸ ماه پس از بمباران سردشت، به پرتلفات ترین بمباران شیمیایی یک شهر در تاریخ جهان منجر شد.

در ۲۵ اسفند ۱۳۶۶، ارتش عراق شهر کردنشین حلبچه در کردستان عراق را، به تلافی همکاری عده ای از کردها با نیروهای ایرانی بمباران شیمیایی کرد و حداقل ۵ هزار نفر را کشت. تعداد کشته شدگان حلبچه، تا ۶۸۰۰ نفر نیز گفته شده است.

بعد از بمباران حلبچه، شورای امنیت به مدت ۷ هفته موضعی در مقابل این حمله نگرفت. حتی پس از آن هم، از مقصر دانستن حکومت صدام حسین خودداری کرد و درعوض، به محکوم کردن “ادامه استفاده از سلاح های شیمیایی در مناقشه میان جمهوری اسلامی ایران و عراق” پرداخت. شورای امنیت، در ادامه از “هر دو طرف” خواست از “استفاده بیشتر از سلاح های شیمیایی خودداری کنند”.

وشنگتن پست در بررسی مفصلی که در ۱۷ ژانویه ۲۰۰۳ منتشر کرده تاکید دارد که تحلیل هزاران سند پلیس مخفی عراق که (قاعدتا بعد از جنگ اول خلیج فارس) به دست آمریکایی ها افتاده، اسناد ازطبقه بندی خارج شده دولت آمریکا و مستندات دیگر نشان می دهد که آمریکا شکی نداشته حمله شیمیایی به حلبچه کار عراق بوده است.

بعد از این حمله شیمیایی، ایران که شهر را در اختیار داشت، انبوهی از خبرنگاران غربی را به حلبچه دعوت کرد. صحنه های تکان دهنده شهر، به فاصله چند روز در بخش های خبری اصلی شبکه های تلویزیونی دنیا و از جمله آمریکا به نمایش در آمد.

با وجود این، موضع واشنگتن بعد از حمله شیمیایی عراق به حلبچه این بود که ایران نیز در حمله سهم داشته و مقام های وزارت جنگ، در مصاحبه های گوناگون با شبکه های خبری، بر این ادعا پافشاری کردند. یک سند دولت آمریکا که در سال ۲۰۰۳ از طبقه بندی محرمانه خارج شده نشان می دهد که دیپلمات های آمریکا دستورالعملی را از وزارت خارجه دریافت کرده بودند که بر لزوم پافشاری بر این موضع در گفتگو با متحدان آمریکا و پرهیز از “بحث درباره جزئیات” تاکید داشته است.

مجله فارین پالیسی، در گزارشی در ۲۶ اوت ۲۰۱۳، حتی به توضیح اسنادی پرداخته که از نقش غیرمستقیم آمریکا در اقدامات ارتش عراق در کردستان عراق در ماه های پایانی جنگ حکایت دارند.

مطابق این اسناد در سال ۱۹۸۸، ماهواره های جاسوسی آمریکا کشف کرده بودند که ایران با استفاده از شکافی در خطوط دفاعی عراق، در آستانه یک پیروزی استراتژیک مهم است. به نوشته فارین پالیسی دولت آمریکا در این مقطع، با “اطلاع کامل” از اینکه ارتش عراق برای متوقف کردن ایرانی ها از سلاح های شیمیایی استفاده خواهد کرد، محل استقرار نیروهای ایرانی را به عراقی ها اطلاع داده است.

هرچند فارین پالیسی مشخص نکرده در چه ماهی از سال ۱۹۸۸ ایران قصد نفوذ استراتژیک به داخل عراق را داشته، اما تنها عملیات تهاجمی بزرگ ایرانی ها در سال ۱۹۸۸، عملیات والفجر ۱۰ بوده که در اسفند ۱۳۶۶ (مارس ۱۹۸۸) صورت گرفته و تصرف شهر حلبچه در کردستان عراق، از جمله دستاوردهایش بوده است.

در نتیجه، به نظر می رسد اطلاع آمریکا از امکان واکنش شیمیایی عراق به عملیات در دست انجام ایران در سال ۱۹۸۸، درواقع پیش بینی همان چیزی بوده که در عمل، به فاصله کوتاهی در حلبچه اتفاق افتاده است.

سرانجام سلاح های شیمیایی عراق

چشم پوشی ایالات متحده نسبت به سلاح های شیمیایی حکومت صدام حسین، پس از حمله عراق به کویت در سال ۱۹۹۱ به پایان رسید.

حکومت عراق، بعد از حمله به کویت و اخراج از این کشور در سال ۱۹۹۱، مجبور به انهدام سلاح های کشتار جمعی خود شد.

عراق در ابتدا، بخش کوچکی از توان شیمیایی خود را برای استفاده احتمالی علیه ایران در صورت درگیری مجدد نگه داشت، اما اندکی بعد از شکست کامل در جنگ خلیج فارس، از ترس تبعات نگاهداری سلاح های ممنوعه، این سلاح ها را هم منهدم کرد.

دستگاه های اطلاعاتی ایالات متحده، به خوبی از فرایند انهدام سلاح های ممنوعه بغداد مطلع بودند.

با وجود این، بعد از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ طیفی از سیاستمداران تاثیرگذار آمریکایی، از دیک چنی معاون اول رئیس جمهور و دونالد رامسفلد وزیر دفاع گرفته تا نهایتا شخص جورج بوش (پسر)، به دفاع از حمله به عراق به بهانه در اختیار داشتن سلاح های کشتار جمعی و نیز ارتباط با القاعده پرداختند.

توضیح دلایل اصرار چنین سیاستمدارانی بر حمله به عراق، نیاز به گزارش جداگانه ای دارد، اما شواهدی موجود است که نشان می دهد مدافعان این حمله، از همان روز ۱۱ سپتامبر، تصمیم خود را برای زمینه سازی چنین حمله‌ای گرفته بودند.

تصمیمی که در فرصت یک و نیم ساله میان حملات ۱۱ سپتامبر تا حمله به عراق، دولت و سازمان های اطلاعاتی آمریکا و بریتانیا، به توجیه آن بر مبنای “ادعاهای جاسوسی” به‌کلی بی‌اعتبار پرداختند.

No responses yet

Jul 01 2017

ایران در معرض خطر جدی جنگ

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,خاورمیانه,سیاسی

دویچه‌وله: طرفین جنگ در سوریه برای تثبیت حوزه‌های نفوذ خود تلاش می‌کنند. اسرائیل نفوذ ایران را خطری برای خود می‌بیند. آمریکا تهدید کرده است. در هر بحرانی نام ایران برجسته می‌شود. هر اقدام حساب‌نشده‌ای می‌تواند به رویارویی بینجامد.

بیش از ۱۰ روز از انهدام یک جنگنده ارتش سوریه توسط آمریکا می‌گذرد؛ اقدامی که واکنش تند روسیه را در پی داشت. کرملین که اعلام کرده بود، این اقدام بدون پیامد نخواهد ماند، کانال تماس خود با فرماندهان آمریکایی که برای هماهنگی در نبرد با داعش در سوریه و پرهیز از رویارویی ناخواسته برقرار شده بود را قطع کرد. مسکو اعلام کرد که از این پس هر “شیء پرنده‌ای” را در مناطق تحت کنترل خود هدف قرار خواهد داد.

سپس پهپاد ساخت ایران در سوریه توسط نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا سرنگون شد. آمریکایی‌ها اعلام کردند که این پهپاد “مقاصد خصمانه” داشته و به همین خاطر توسط جنگنده آمریکایی ساقط شده است.

در کنار این حوادث، ده‌ها حادثه‌ی دیگر هم وجود داشت که هر یک از آنها می‌توانست تحت شرایطی دیگر به شعله‌ور شدن آتش دشمنی‌ها تا سر حد رویارویی نظامی بینجامد.

آمریکا و “تغییر رژیم” ایران

از لحاظ زمانی این حوادث در پی چرخش چشمگیر سیاست دولت آمریکا در قبال ایران به وقوع پیوستند.
USA Rex Tillerson (Getty Images/M. Wilson)

رکس تیلرسون، وزیر خارجه آمریکا

رکس تیلرسون، وزیر خارجه ایالات متحده، روز ۲۴ خرداد (۱۴ ژوئن) در نشست کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا از “تغییر مسالمت‌آمیز رژیم ایران” سخن گفته بود و نیز از وقوف آمریکا به “حضور مستمر بی‌ثبات‌کننده ایران در منطقه” و از “پاسخ” این کشور به اعزام نیروهای شبه‌نظامی از ایران به عراق، سوریه و یمن و حمایت جمهوری اسلامی از حزب‌الله.

وزارت خارجه در تهران بلافاصله واکنش نشان داد و اظهارات رئیس دستگاه دیپلماسی آمریکا را به عنوان مواضعی “مداخله‌جویانه” به‌شدت محکوم کرد. اما رهبر جمهوری اسلامی که دلبستگی چندانی به موضعگیری‌های متعارف دیپلماتیک ندارد، تیلرسون و تیم او را “چاقوکشان تازه‌کار و بی‌تجربه” نامیده بود.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

تنش میان ایران و عربستان سعودی نیز وضعیت بغرنج منطقه و خطر رویارویی‌های خواسته یا ناخواسته را دوچندان کرده است؛ تنشی که یکی از جلوه‌هایش به اعدام شیخ نمر، روحانی شیعه، در عربستان و در پی آن حمله‌ی گروهی “خودسر” به سفارت عربستان در تهران و کنسولگری این کشور در مشهد در دی ماه ۱۳۹۴ برمی‌گردد. در پی این حمله بود که روابط تهران و ریاض کاملا قطع شد و لحن خصمانه دو طرف به اوج خود رسید.

انتصابی نگران‌کننده

اما امری که این تنش را نگران‌کننده‌تر کرد، انتصاب محمد بن سلمان، از مبتکران اصلی جنگ یمن و سیاست تهاجمی علیه ایران، به مقام ولیعهدی عربستان در روز ۲۱ ژوئن (۳۱ خرداد) بود. او که هر نوع مذاکره‌ای با ایران را رد می‌کند، به‌ویژه به خاطر سخنانش درباره “کشاندن جنگ به داخل مرزهای ایران” معروف است.

محمد بن سلمان مبتکر “محاصره” قطر هم خوانده می‌شود. چهار کشور به رهبری عربستان، دو هفته پیش از ولایتعهدی او، در روز ۵ ژوئن (۱۵ خرداد) به شکل غافلگیرکننده‌ای از قطع کامل روابط دیپلماتیک خود با قطر خبر دادند. سپس چند کشور عربی دیگر نیز به این جمع پیوستند. با اعلام قطع رابطه، مرزهای هوایی، دریایی و زمینی بحرین، امارات و عربستان با قطر مسدود شدند.

چه در سوریه، چه عراق، چه در یمن و چه حتی در قطر، همیشه نام جمهوری اسلامی ایران برجسته می‌شود. عربستان و متحدانش که علت تحریم قطر را حمایت این کشور از “تروریسم” اعلام کرده بودند، سپس به عنوان یکی از ۱۳ شرط خود برای از سرگیری روابط با دوحه، از جمله خواستار قطع رابطه قطر با ایران شدند.
“تحول استراتژیک”

مهم‌ترین تحول روزهای اخیر اما به موضوعی برمی‌گردد که محافل اسرائیلی از آن با عنوان “تحولی ژئواستراتژیک” نام می‌برند. عامل این “تحول”، به گفته‌ی محافل دولتی در اورشلیم، افتادن روستای “تنف” به دست ارتش سوریه بود؛ روستایی واقع در مثلث مرزی میان سوریه، عراق و اردن.

در آغاز ماه ژوئن سال جاری (۲۰۱۷) شبه‌نظامیان شیعه مورد حمایت ایران در عراق موسوم به “حشد الشعبی” با حدود ۱۰۰ هزار جنگجو، به آن سوی مرزهای عراق رسیدند. از نظر مقام‌های اورشلیم، ایران بدین وسیله «به رؤیای دست یافتن به مسیر زمینی برای رسیدن به دریای مدیترانه نزدیک شده است». با تصرف این منطقه ایران می‌تواند به آب‌های مدیترانه راه پیدا کند و از جمله از راه زمینی برای حزب‌الله موشک و سلاح بفرستد. مقام‌های اسرائیلی از سهولت بیشتر در اعزام نیروی انسانی هم نگران‌اند. و رهبر حزب‌الله لبنان روز ۲۳ ژوئن این نگرانی را توجیه کرد.
شنیدن صوت 10:53
“خطر ملموس” رویارویی نظامی با ایران در سوریه • گفت‌وگو با رضا تقی‌زاده

حسن نصرالله با اشاره با اینکه “هر نقطه‌ای در اسرائیل در تیررس موشک‌های حزب‌الله است”، تهدید کرد که جنگ اسرائیل علیه سوریه یا لبنان، می‌تواند “هزاران یا حتی صدها هزار رزمنده را از کل جهان عرب و دنیای اسلام، از ایران، عراق و یمن، به مبارزه بکشاند”. و این تهدیدی توخالی نبود، زیرا در سوریه حدود ۳۰ هزار داوطلب شیعه در کنار حکومت اسد قرار گرفته‌اند. تشکیل “سپاه آزادسازی جولان” در اواسط اسفند ماه سال گذشته (۱۳۹۵) توسط جنبش مقاومت اسلامی “النجباء” عراق را نیز می‌توان در همین راستا دید. مقام‌های اسرائیلی این گروه را “دست‌نشانده” ایران می‌دانند.

در پی همین تحولات بود که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، اعلام کرد که هیچ‌گونه حمله‌ای از خاک سوریه به مناطق تحت کنترل خود را تحمل نخواهد کرد.

چنین بود که اسرائیل در دو حمله پیاپی در روزهای ۲۴ و ۲۵ ژوئن مواضع ارتش سوریه در بلندی‌های جولان را هدف قرار داد و اعلام کرد که این حمله را در واکنش به حمله خمپاره‌ای از خاک سوریه به مناطق تحت کنترل خود در بلندی‌های جولان انجام داده است.

بیشتر بخوانید: انترناسیونال شیعی ایران

نتانیاهو روز ۲۵ ژوئن (۴ تیر) گفت: «سیاست ما روشن است. ما هیچ‌گونه خمپاره، موشک یا آتشی را تحمل نکرده و به هر نوع حمله‌ای به سرزمین و شهروندان‌مان قاطعانه پاسخ خواهیم داد». این بار اما مخاطب اسرائیل تنها فرماندهان سوری نبودند. گیرنده واقعی این هشدار نظامی می‌توانست سپاه پاسداران ایران و بازوی برون‌مرزی آن سپاه قدس باشد که به گفته مقام‌های اسرائیلی، می‌خواهد موقعیت خود در مرزهای اسرائیل را تثبیت کند.

در همین راستا بود که نتانیاهو از تلاش‌های ایران برای استقرار و تثبیت نظامی موقعیت خود در سوریه ابراز نگرانی کرد. او ضمن تأکید بر اینکه اسرائیل تلاش جمهوری اسلامی برای مجهز کردن حزب‌الله لبنان به سلاح‌های پیشرفته را به دقت زیر نظر دارد، هشدار داد که کشورش اجازه حضور نظامی ایران در جولان را نخواهد داد.

“حزب‌الله دوم” در جولان

از نگاه اسرائیل، ایران و حزب‌الله به عنوان نیروهایی که نابودی اسرائیل را هدف نهایی خود قرارداده‌اند، می‌توانند از فضای موجود در سوریه‌ی جنگ‌زده استفاده کرده و جبهه جدیدی را در بلندی‌های جولان علیه اسرائیل بگشایند.
Israel Yossi Cohen – Chef des Mossad 2015 (picture-alliance/dpa/O. Messinger)

یوسی کوهن، رئیس سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل “موساد”

در چنین شرایطی رسانه‌های اسرائیلی از دیدار محرمانه رئیس سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل “موساد”، در هفته گذشته با هیأتی آمریکایی خبر داده‌اند. یوسی کوهن در این دیدار در رابطه با گسترش نفوذ ایران در منطقه هشدار داده و از ایالات متحده خواسته است که چون “خطر” ایران را می‌شناسد، وارد عمل شود.

کوهن همچنین با اشاره به کمک تهران در تجهیز تسلیحاتی حزب‌الله لبنان، مدعی شده است که ایران در راستای گسترش نفوذ خود در سوریه، در حال ایجاد “حزب‌الله دوم” در جولان است.

هم‌زمان با این تحولات، تلاش آمریکا برای تسلط بر شرق سوریه نیز دیده می‌شود. زیرا با اعلام رسمی پایان “خلافت داعش” توسط دولت عراق و “کامل شدن محاصره” جهادگرایان در رقه به دست ائتلاف مورد حمایت آمریکا، اصلی‌ترین موضوع بازیگران جنگ داخلی سوریه دیگر نه داعش، بلکه تعیین حوزه‌های نفوذ و به‌خصوص روشن شدن تکلیف مناطق مرزی سوریه و عراق است.

“خطر” رویارویی مستقیم

در این اوضاع بحرانی اما هنوز نشانه‌ای که از تعدیل تنش حکایت کند، از دو قدرت بزرگ جهانی در منطقه، یعنی آمریکا و روسیه دیده نمی‌شود. هیچ‌یک از بازیگران منطقه‌ای هم نرمشی از خود نشان نداده‌اند. از نظر رضا تقی‌زاده، کارشناس روابط بین‌الملل و استاد علوم سیاسی در دانشگاه گلاسکوی بریتانیا، “خطر” رویارویی نظامی مستقیم کاملا “ملموس” است.

نتانیاهو تهدید کرده که برای جلوگیری از حضور نظامی ایران در جولان دست به “هر اقدام لازمی” خواهد زد. خامنه‌ای هم روز ۵ تیر (۲۶ ژوئن) در میانه‌ی بحران، باز هم بر بنیان “فقهی” مبارزه با اسرائیل تأکید کرده و آن را بر همه مسلمانان “واجب” شمرده است. نه از روزنه امیدی برای صلح در یمن خبری هست و نه تلاش‌های نه چندان امیدوارکننده برای حل بحران قطر به جایی رسیده‌اند.

هر حرکت نابجا، هر تحرک حساب‌نشده و یا هر اقدام تحرک‌آمیزی می‌تواند نیروهایی چون آمریکا و روسیه، آمریکا و ایران، عربستان و ایران و یا ایران و اسرائیل را در برابر یکدیگر قرار دهد. در یکی از آخرین ادعاها، نماینده اسرائیل در سازمان ملل از اقدام “تحریک‌آمیز” ایران به شورای امنیت شکایت کرده است. ایران در این شکایت متهم شده که از “ستاره داود”، نماد دیانت یهود و دولت اسرائیل، برای ارزیابی دقت در هدف‌گیری موشک‌هایش استفاده کرده است.

No responses yet

Jun 30 2017

نیویورک تایمز از ارتباط CIA با یک سرمایه‌دار ایرانی پرده برداشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,سیاسی

ایرانشهر: روزنامه نیویورک تایمز در شماره 21 جون 2017 خود در مقاله‌ای که تحقیق و نگارش آن را THE ASSOCIATED PRESS بر عهده داشته‌است از ارتباط پنهانی فرهاد عظیما سرمایه‌دار ایرانی‌تبار ساکن کانزاس با سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در دهه 1980 میلادی پرده برداشته‌است. آقای عظیما اخیرا در پی چند فقره اتهامات فساد مالی در خارج از آمریکا و نقض تحریم‌های علیه ایران در صدر خبرها قرار گرفته‌بود. بخش‌هایی از این مقاله را با ترجمه امیر رنجبر بخوانید.
تبلیغات در خبرگزاری ایرانشهر
هنگامی که در اواسط دهه 80 بانک کوچکی در کانزاس مورد تحقیق مقامات قضایی قرار گرفت، یکی از سهامداران اصلی آن که متولد تهران است مورد سو ظن بود. پرسش این بود که آیا این سرمایه‌دار ایرانی‌تبار قانون‌شکنی کرده و مجرم است؟
اما خیلی زود تحقیقات به بن‌بست خورد زیرا «فرهاد عظیما» بدلیل ارتباط پنهانی و خدماتی که برای دولت ایالات متحده انجام داده بود از پیگیری و تفحص معاف شد. آیا او یک قاچاقچی سلاح بود که به سی آی ای (سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا) پیوسته بود؟ چه خدمات محرمانه‌ای انجام داده بود که مصونیت غیررسمی از پیگرد قضایی پیدا کرده بود؟
فرهاد عظیما اما هم اکنون بدلیل فعالیت‌های مشکوک به قانون‌شکنی و فساد مالی بین‌المللی در خارج از آمریکا توسط مقامات دادستانی فدرال مورد تحقیق قرار دارد؛ آقای عظیما 75 ساله متهم است که با پرداخت رشوه به یک مقام رسمی سابق امارات متحده عربی برای بدست آوردن منافع فروش یک هتل در تفلیس (پایتخت گرجستان)، قوانین آمریکا را زیر پا گذاشته است زیرا در طرف دیگر این معامله ایرانیانی درگیر بوده‌اند که از طرف وزارت خزانه‌داری ایالات متحده در فهرست سیاه تحریم‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی قرار داشته‌اند و این سوداگری فرهاد عظیما نقض قوانین و دور زدن تحریم رژیم تهران بوده است.
اخیرا فرهاد عظیما در برنامه‌ای در کویت نیز درگیر بوده است که اعتراضات گسترده در آن کشور باعث لغو همکاری دولت کویت با وی شد. در این مورد عظیما با اعضای خاندان حاکم کویت وارد معامله شده بود.
به گزارش نیویورک تایمز، تحقیقاتی که معاونت مطبوعاتی آسوشیتدپرس بوسیله مصاحبه‌ها، پرونده‌های دادگاهی و حتی ایمیل‌های هک شده از فرهاد عظیما کرده است، نشاندهنده میلیون‌ها دلار سود از قراردادهای فدرال توسط این سرمایه‌دار ایرانی‌تبار است. در نتایج تفحص آسوشیتدپرس آمده که یکی از کارشناسان سابق کمپانی تحت تملک آقای عظیما مدعی شده که شرکت وی با سی آی ای همکاری نزدیکی داشته است و شاید این مصونیت آهنین او درباره عدم پیگرد قانونی به همین دلیل باشد. آسوشیتدپرس اعلام کرده که فرهاد عظیما بارها درخواست مصاحبه با آنها را رد کرده است ولی چندی پیش عظیما در گفتگویی با نشریه محلی کانزاس سیتی استار هرگونه ارتباطی با سی آی ای را مردود دانست و گفت: «شاید بطور غیر مستقیم قراردادهایی با آنها داشته‌ام. به هرحال برای کی جی بی (سرویس اطلاعات روسیه) و یا کشور بیگانه دیگری کار نکرده‌ام.»
نگاهی به سوابق دور و نزدیک فرهاد عظیما، ماجرای او را پیچیده‌تر می‌کند. ابتدا در اواسط دهه هشتاد هنگامی که یک بانک کوچک در کانزاس دچار فروپاشی شد، او مورد تحقیق بود زیرا در آن هنگام آقای عظیما مدیر و سهامدار اصلی بانک بود و با گرو گذاشتن بانک، صدها هزار دلار وام گرفت تا بتواند خرج شرکت هواپیمایی‌اش کند. در آن زمان دادستان بخش جرم و جنایت سازمان یافته کانزاس سیتی که به فرهاد عظیما و ارتباط او با مافیا مشکوک بود، به شکل شگفت‌انگیزی نتوانست پیگیر تحقیق درباره اتهامات وی شود.
در حال حاضر نیز مقامات قضایی اماراتی و آمریکایی درباره ماجرای خرید یک هتل در تفلیس گرجستان تحقیق می‌کنند که فرهاد عظیما در آن درگیر است. او متهم است که با مالک اماراتی هتل که از خانواده امیران راس‌الخیمه است، وارد مذاکره شده تا آن مجموعه را برای سه ایرانی که مشمول تحریم‌های هسته‌ای آمریکا بوده‌اند خریداری کند و در قبال انجام این معامله، ده درصد سهام هتل را در اختیار بگیرد.
به هرحال با توجه به هزار توی پیچ در پیچ ارتباط احتمالی فرهاد عظیما با سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سی آی ای)، باید دید که آیا این تحقیقات به ثمر می‌رسد یا مانند گذشته به بوته فراموشی سپرده خواهد شد.

No responses yet

Jun 28 2017

آمریکا: گروه‌های سازمان یافته جوانان ایرانی را برای قاچاق جنسی هدف می‌گیرند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اجتماعی,اقتصادی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: وزارت خارجه آمریکا در گزارش سالانه خود در مورد قاچاق انسان گفته است که دولت ایران “تلاش قابل توجهی برای جلوگیری از “مشکل گسترده قاچاق انسان” در این کشور انجام نمی دهد.

وزارت خارجه آمریکا در عین حال به بعضی گام های دولت ایران برای رسیدگی به این مشکل از جمله موافقت با بهبود همکاری با شمار کوچکی از کشورهای همسایه اشاره کرد.

در این گزارش آمده است که دولت ایران تلاش قابل توجهی برای افزایش آگاهی عمومی برای مقابله با قاچاق انسان انجام نداده است.

این گزارش می گوید که بنابه گزارش ها گروه های سازمان یافته زنان، پسران و دختران ایرانی را در معرض قاچاق جنسی در ایران، افغانستان، ناحیه کردستان عراق، پاکستان، امارات متحده عربی و اروپا قرار می دهند.

در این گزارش آمده است: “در سال ۲۰۱۶ افزایش شمار زنان جوان ایرانی که در دبی مشغول خودفروشی می شوند گزارش شد. بعضی از این زنان ممکن است قربانیان قاچاق انسان باشند.”

پسربچه های افغان در ایران در برابر استفاده جنسی صاحب کاران و همچنین بدرفتاری و باجگیری سازمان های امنیتی ایران و سایر مقام های دولتی آسیب پذیر هستند. قاچاقچیان مهاجران افغان، از جمله کودکان، را در معرض کار اجباری در بخش ساخت و ساز و کشاورزی در ایران قرار می دهند

به علاوه براساس این گزارش از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۶ انتقال دختران ایرانی و سایر ملیت ها از طریق ایران به سایر کشورهای خلیج فارس برای سوءاستفاده جنسی افزایش پیدا کرد.

“دختران ایرانی در معرض قاچاق انسان برای کار در روسپی خانه های منطقه کردستان عراق به خصوص سلیمانیه بودند. در سال ۲۰۱۵ رسانه ها گزارش دادند که مقام های دولت کردستان عراق در میان مشتریان این روسپی خانه ها بودند. بنابه گزارش ها، در تهران، تبریز، و آستارا شمار دختران زیر ۱۹ ساله که برای سوءاستفاده جنسی قاچاق می شوند افزایش یافته.”

وزارت امور خارجه آمریکا همچنین به گزارش هایی دایر بر افزایش “صیغه”های چند ساعته تا یک هفته ای برای بهره برداری جنسی اشاره می کند.

در این گزارش آمده: “حلقه های قاچاق از شیراز به عنوان یک نقطه ترانزیت برای آوردن دختران آذری از آذربایجان به امارات متحده عربی برای بهره برداری جنسی استفاده می کنند.”

این گزارش می نویسد که هرچند دولت ایران سرپناه هایی برای قربانیان قاچاق ندارد، اما سازمان رفاه اجتماعی مراکزی را برای ارائه مشاوره، خدمات حقوقی و مراقبت های بهداشتی برای قربانیان اداره می کند.

از دیگر موارد مورد اشاره در این گزارش آسیب پذیری کودکان افغان در ایران است: “پسربچه های افغان در ایران در برابر استفاده جنسی صاحب کاران و همچنین بدرفتاری و باجگیری سازمان های امنیتی ایران و سایر مقام های دولتی آسیب پذیرند. قاچاقچیان مهاجران افغان، از جمله کودکان، را در معرض کار اجباری در بخش ساخت و ساز و کشاورزی در ایران قرار می دهند.”

گزارش می شود که حلقه های قاچاق از شیراز به عنوان یک نقطه ترانزیت برای آوردن دختران آذری از آذربایجان به امارات متحده عربی برای بهره برداری مالی جنسی استفاده می کنند

در بخش دیگری از این گزارش آمده است: “در سال ۲۰۱۶ یک سازمان بین المللی و رسانه ها گزارش دادند که دولت ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران مردان افغان در ایران از جمله مهاجران و پناهندگان را وادار به نبرد در تیپ های نظامی اعزامی به سوریه کردند که با تهدید دستگیری و بازگرداندن به افغانستان انجام شد.”

وزارت خارجه در گزارش سالانه خود چین را هم مثل ایران در رده بندی سوم یعنی پایین ترین رده قرار داده است که نشان دهنده یک پله سقوط نسبت به سال قبل است.

رکس تیلرسون وزیر خارجه گفت که چین یک پله پایین رفته از جمله به این دلیل که “گام های جدی برای پایان همدستی در قاچاق از جمله استفاده از اهالی کره شمالی به عنوان نیروی کار اجباری در چین برنداشته است.”

او تخمین زد که ۵۰ تا ۸۰ هزار نفر از اهالی کره شمالی به عنوان نیروی کار اجباری – روزانه تا ۲۰ ساعت – در خارج کار می کنند.

افغانستان، قطر و مالزی نسبت به سال گذشته با یک پله ارتقا به رده دوم رفتند چون براساس این گزارش برای مقابله با قاچاق انسان بیشتر تلاش کردند.

No responses yet

Jun 28 2017

معمای ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,خاورمیانه,سیاسی

بیان: هیئت سردبیری نیویورک تایمز در سر مقاله‌ی تحت عنوان معمای ایران می‌نویسند: یکی از بزرگترین آرزوهای اوباما ایجاد رابطه با ایران بود. کشوری که همواره و خصوصا پس از سقوط شاه و روی کار آمدن و قدرت گرفتن حکومت مذهبی از سال ۱۹۷۹ در رابطه بدی با آمریکا بوده است. یکی از مهمترین نشانه‌های دستیابی به به این آرزو توسط اوباما، تلاش‌های و ایجاد رابطه با دولت ایران بود تا بتواند به وصول یک رابطه سالم و ایجاد یک توافق نامه‌ی هسته‌ای و مشکلات آن فائق آید چیزی که در نهایت منجر به وصول توافق‌نامه برجام و برداشتن تحریم‌های اقتصادی ایران شد. چنین موافقت نامه‌ای که اگر بتوانیم آن‌را موافقتنامه و یا توافق‌نامه بنامیم، همان قراردادی که در حال حاضر واقعاً در خطر است. بخشی از این خطر به‌واسطه جاه طلبی‌های منطقه‌ای و سیاسی ایران ایجاد شده و بخشی دیگر به‌واسطه‌ی نزدیکی دونالد ترامپ و عربستان سعودی؛ کشور سنی‌نشینی که توانسته وی را قانع کند که کشور شیعه‌نشین ایران، یعنی رقیب اصلی سعودی‌ها در منطقه، کشوری است شیطانی و خطرناک که همواره قصد استیلاء و نفوذ در منطقه را داشته است.
نقطه‌ی عطف پریشانی، سوریه است؛ جایی که اگر چه ایران در کنار آمریکا با هم با داعش و مواضع این گروه تروریستی می‌جنگند اما در عین حال در مسیر رقابت برای منافع ملی خود و در رویارویی قدرت هستند. بازی رقابتی که مثل جنگ با داعش هر لحظه شدت می‌گیرد و تقریبا نزدیک به پایان است؛ «پایان بازی».

در ادامه این نوشته آمده است: مقامات دولت ترامپ نگران آنند که در صورت حمایت ایران از اسد و نهایتا پیروزی این جناح (عملی که تثبیت رژیم بشاراسد بیانجامد) ایران کنترل منطقه را هم در عراق و هم سوریه به‌دست خواهد گرفت و در این صورت پلی مستقیم به لبنان زده تا دوباره به نیروهای متفق خود از جمله حزب‌الله لبنان کمک‌های مالی و نظامی برساند تا بدین‌وسیله هم استیلاء خود را در منطقه تثبیت و گسترش داده و هم با اسرائیل درگیر شود. ایران بی‌شک قصد دارد نقش بزرگتری در منطقه بازی کند و این یقینا موجب نگرانی آنها است. اما مقامات دولت ترامپ هرگز از این نگرانی در عموم حرفی نزده‌اند. سوال اصلی این‌جاست که چگونه می‌خواهند با چنین مقوله‌ای برخورد کنند و چه نقشه‌ای برای برخورد با آن طراحی کرده‌اند!؟ از زمان آغاز جنگ داخلی سوریه در سال ۲۰۱۱ ایران با فرستادن نیروهای داخلی خود و شبه نظامیان حزب‌الله به سوریه همواره یکی از بزرگترین متحدان اسد تبدیل شده است. ایران با کمک‌های مالی، نظامی و شبه نظامی و در عمل با جنگ با نیروهای مخالف رژیم اسد، همواره در حال کمک به او و قدرت گرفتن در منطقه بوده است. و این‌همه به منظور حمایت از دولت اسد و منافع ایران انجام گرفته است. در عراق نیز با همین سیاست با داعش جنگیده است. به باور ایالات متحده هدف ایران از جنگ با داعش در غرب عراق و شرق سوریه نه تنها استیلاء بر این کشور در منطقه می‌باشد بلکه باز شدن مسیر پل آزاد از تهران بیروت است. آن‌ها می‌گویند که ایران به بهانه جنگ با داعش، حضور نظامی و هژمونی خود را در منطقه گسترش و تثبیت می‌کند. در واقع راه خود را به لبنان باز می‌کند و همزمان بر رژیم‌های عراق و سوریه مسلط می‌شود.

هیئت سردبیری در ادامه‌ی این یادداشت آورده است: مشکل دیگر در منطقه یکی دیگر از حامیان بزرگ اسد، «روسیه» است که تهدید به عملیات تلافی‌جویانه علیه آمریکا دارد. آنچه که واشنگتن به‌عنوان دفاع از خود می‌نامد و مانع از اجرای اهداف آمریکا در منطقه شده است. در نظر مقامات آمریکا با وجود رئیس‌جمهوری که با عربستان سعودی، متحد شده و دیدگاه‌های تند ضد ایرانی دارد، ایران خطر و مشکل بزرگتری از روسیه محسوب می‌شود زیرا ایران می‌تواند تهدیدی برای اسرائیل، عربستان و اردن و دیگر متحدان آمریکا باشد. آیا آقای ترامپ می‌تواند به جنگ گسترده‌تری در سوریه برود؟ او تاکنون برنامه‌ای جامع برای مقابله با سوریه و ایران و روسیه تدوین نکرده و همین‌طور دیپلماسی لازم برای پایان دادن به جنگ داخلی سوریه و حل این مناقشات را هم به درستی اتخاذ نکرده است. ترس همه اینجاست که خشم ترامپ نسبت به ایران و عدم تمایل او به حل این مناقشات توسط مقامات و دولت او، منجر به درگیری‌های بیشتر با داعش و ایران در منطقه شود؛ چیزی که از نفوذ ایران در منطقه جلوگیری نخواهد کرد.
@bayanmedianetwork
در نهایت سر مقاله نیویورک تایمز نتیجه‌گیری می‌کند: ایران یک حکومت سرکش است که مشکل و معمایش باید با درایت حل و مدیریت شود نه اینکه به عنوان یک دشمن آشتی ناپذیر محسوب شود.

فایل صوتی: https://t.me/bayanmedianetwork/1591

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .