اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'جنایات رژیم' Category

Oct 19 2014

زنان قربانی اسیدپاشی اصفهان: کسی با ما خصومت شخصی ندارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: درحالی که مقامات پلیس اسیدپاشی به ۲ زن را تایید کردند، ایسنا با ۳ زن قربانی گفت‌وگو کرده است. همه‌ی آن‌ها گفته‌ی برخی مقامات مبنی بر “انگیزه‌های شخصی” را رد می‌کنند. رسانه‌ها می‌گویند پای مبارزه با “بدحجابی” درمیان است.

نگرانی و هراس از اسیدپاشی به زنان در اصفهان همچنان ادامه دارد. مقامات پلیس تا به‌حال تنها وقوع ۲ اسیدپاشی به زنان جوان این شهر را تایید کرده‌اند. بااین‌حال رسانه‌های داخلی و شهروندان اصفهان می‌گویند دست‌کم ۸ مورد اسیدپاشی در روزهای اخیر رخ داده است.

خبرگزاری “ایسنا” با ۳ تن از زنانی که در روزهای اخیر قربانی اسیدپاشی شده‌اند و خانواده‌های آن‌ها گفت‌وگو کرده است.
در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های داخلی این گمان مطرح است که گروهی با انگیزه مقابله با زنانی که از نظر قوانین ایران “بدحجاب” تلقی می‌شوند، به صورت این زنان جوان اسید می‌پاشند.

مقامات انتظامی تا کنون این گمان را نه تایید و نه تکذیب کرده‌اند. آن‌ها می‌گویند بررسی دقیق برای یافتن انگیزه‌ها و بازداشت مجرمان ادامه دارد.

بیشتر بخوانید: اسیدپاشی به صورت زنان در اصفهان

فضل‌الله ‌کفیل، فرماندار اصفهان به این خبرگزاری گفت یکی از زنانی که مورد اسیدپاشی قرار گرفته، متاهل است و احتمال داده که “انگیزه‌های شخصی و خانوادگی” دلیل این اسیدپاشی باشد. اما همه‌ی قربانیان این احتمال را رد می‌کنند.

“انگیزه‌ی فردی” در میان نیست

“ندا-م” یکی از زنان جوانی است که در روزهای اخیر قربانی اسیدپاشی در اصفهان شده است. او ۲۷ ساله است، پدرش به خبرگزاری “ایسنا” گفت که دخترش ماشینش را گوشه‌ی خیابان پارک کرده بود تا جواب تلفنش را بدهد که دستی داخل ماشین آمده، روی او اسید ریخته و پس از آن مجرمان فرار کردند.

این زن جوان و خانواده‌اش تاکید دارند که هیچ‌کس با او خصومت شخصی نداشته و هیچ‌کس را نمی‌شناسند که بخواهد با “انگیزه‌ی فردی” مرتکب چنین جرمی علیه او شود.

پدر این زن جوان به “ایسنا” گفت که دخترش از ماشین پیاده و فریادزنان تقاضای کمک کرده، اما مردم نمی‌دانستند چطور باید به قربانی اسیدپاشی کمک کرد و تنها هراسان به اوژانس تلفن کردند.

پدر این قربانی اسیدپاشی گفت: «گناه ندا چه بوده است؟ هیچ‌کس تاکنون از دختر من کوچک‌ترین خلافی ندیده است، او همیشه آبرومندانه زندگی کرده و با هیچ‌کس خصومت شخصی نداشته است.»

“مریم –د” زن متاهل جوان دیگری است که وقتی عازم تهیه‌ی ملزومات جشن تولد پسر کوچکش بود، پشت فرمان ماشین قربانی اسیدپاشی شد. او به “ایسنا” گفت: «نزدیک به ۲ لیتر اسید از شیشه پایین ماشین و سمت راننده به صورت و دست و پا و بدنم پاشیده شد.»

او می‌گوید پیش از این درباره‌ی این “اسیدپاشی زنجیره‌ای” در اصفهان چیزی نشنیده بود. این زن جوان گفت: «بدنم به شدت آسیب دیده است. یکی از قرنیه‌هایم را از دست دادم و باید پیوند قرنیه انجام دهم. بدنم به شدت آسیب دیده، چطور یک نفر با انسان چنین کاری انجام می‌دهد؟ آیا او هم انسان است؟»

این زن جوان از رفتار کارکنان بیمارستان سوانح سوختگی اصفهان نیز انتقاد کرده که با او مثل یک “بیمار معمولی سوختگی” برخورد کردند و رسیدگی کافی نداشتند.

“همسرم نه بدحجاب است، نه کسی با او خصومتی دارد”

“سارا- ق” زن ۲۵ ساله متاهل دیگری است که قربانی اسیدپاشی‌های زنجیره‌ای اصفهان شده است. همسر او به “ایسنا” گفت که همسرش در حال بازگشت از مطب دندان‌پزشک بود که ناگهان کسی به او حمله‌ور و بر صورت و تنش اسید پاشیده است.

او به ایسنا گفت که همسرش مهاجمان را ندیده، اما احتمال می‌دهد که مهاجمان موتورسوار بودند. همسر این زن جوان می‌گوید:«برخلاف آن‌چه می‌گویند مهاجمان به زنان بدحجاب حمله می‌کنند، همسر من زنی مذهبی و باحجاب است. ما هرگونه احتمال انگیزه‌های با خصومت شخصی را نیز رد می‌کنیم.»

این زن جوان نیمی از صورت خود را کاملا از دست داده است و سوختگی صورت او “حیاتی” تلقی می‌شود.

جرمی بدون مجازات

تهیه‌ی اسید در ایران بسیار ساده است. با مراجعه به داروخانه‌ها، باطری‌سازی‌ها و تعمیرگاه‌های اتومبیل با بهانه‌ای ساده می‌توان اسید تهیه کرد.

هیچ قانون، بخشنامه و دستوری برای محدودیت خرید و فروش اسید در کشور وجود ندارد. کارشناسان سهولت دسترسی به اسید را در افزایش میزان اسیدپاشی در جامعه موثر می‌دانند.

متوسط مجازات اسیدپاشی در کشور تابه‌حال با استناد به ماده ۶۱۴ قانون مجازات اسلامی بین ۲ تا ۵ سال حبس بوده است. میزان اندک مجازات برای جرمی که سرنوشت زندگی قربانی را برای همیشه تغییر می‌دهد، در افزایش این جرم نقش داشته است.

No responses yet

Oct 19 2014

وعده مسئولان برای «پیگیری ویژه» اسیدپاشی به زنان در اصفهان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

رادیوفردا: معاون سياسی امنيتی استانداری اصفهان با بيان اينکه «اقدامات امنيتی که برای مقابله و دستگيری عاملان اسيدپاشی انجام شده قابل رسانه‌ای شدن نيست»، گفته است که «پيگيری‌ها به شدت ادامه دارد.»

رسول ياحی، شنبه ۲۶ مهر، به خبرگزاری دانشجويان ايران، (ايسنا) گفته که «شهروندان استان اصفهان بدانند مسئولان استانی همه توان و انرژی خود را برای رسيدن به نتيجه نهايی به کار گرفته‌اند.»

ايسنا در گزارش خود افزوده که خبر اسيدپاشی به چهار زن در اصفهان که از روز پنج‌شنبه رسانه‌ای شده و از سوی جانشين فرمانده نيروی انتظامی نيز مورد تاييد قرار گرفته، باعث ايجاد نگرانی‌هايی در ميان مردم اصفهان شده است.

حسين اشتری، جانشين فرمانده پليس ايران نيز در روز شنبه از «پيگيری ويژه» ماجرای اسيدپاشی به زنان در اصفهان خبر داد.

آقای اشتری گفته که نيروی انتظامی «با توجه به اطلاعات اوليه به سرنخ‌هايی» رسيده و ابراز اميدواری کرده تا «با تلاش پليس اين افراد زودتر دستگير شوند.»

جانشين فرمانده نيروی انتظامی در عين حال، هدف بودن «زنان بد‌حجاب» در اين اسيدپاشی‌ها را رد کرده و گفته است: «افرادی که مورد هدف قرار گرفتند از قشر خاصی نبودند.»

پيش از اين يک منبع مطلع در اصفهان به راديو فردا گفته بود که جوان، کم‌حجاب و زيبا بودن، مشخصه مشترک زنانی است که اخيرا در اين شهر با اسيد هدف حمله قرار گرفته‌اند.

همزمان، معاون رئيس جمهور در امور زنان و خانواده نيز به ايسنا گفته که «لازم است تدابيری به منظور مقابله با خشونت عليه زنان اتخاذ شود و اين تدابير بايد در حوزه بازدارندگی قانونی و حمايتی باشد.»

شهيندخت مولاوردی با بيان اينکه «متلک گويی، اسيد پاشی و غيره مصداق خشونت عليه زنان در اجتماع و جامعه است»، افزوده که «زنان بايد چه در حريم خصوصی و چه در جامعه از خشونت در امان باشند و قربانی يکی از اشکال خشونت قرار نگيرند.»

قربانیان؛ گناه چه بوده است؟

پدر يک دختر ۲۷ ساله اصفهانی به نام «ندا» که قربانی اسيدپاشی در اين شهر شده، به ايسنا گفته که دخترش برای صحبت کردن با تلفن همراه، اتوموبيل خود را متوقف کرده بود که مورد حمله قرار گرفت.

اين مرد گفته است: «گناه ندا چه بوده؟ هيچ کسی تاکنون از اين دختر کوچکترين خلافی نديده است، او هميشه آبرومندانه زندگی کرده و با هيچ کسی خصومت شخصی نداشته است.»

او افزوده که «ندا بايد چهار مرحله عمل شود. دکترها از يک چشم او کاملا نااميد شده‌اند و چشم ديگرش ۲۰- ۳۰ درصد شانس بينايی دارد.»

مريم – د، يکی ديگر از قربانيان اسيدپاشی درباره نحوه وقوع حادثه گفته است: «يک موتورسوار نزديک به دو ليتر اسيد از شيشه پايين ماشين و سمت راننده به صورت، دست، پا و همه بدنم پاشيد. لباس‌هايم در تنم پودر شد. مردم من را به مغازه‌ای بردند و سريع به صورتم آب پاشيدند.»

او افزوده است: «يکی از قرنيه‌هايم را از دست دادم و بايد پيوند قرنيه انجام دهم. بدنم به شدت آسيب ديده، يک قسمت از سر من سوراخ شده و هنوز شوک هستم که چطور يک نفر با انسان اين کار را می‌کند؟»

مريم – د با انتقاد از بيمارستان سوانح و سوختگی اصفهان گفته است: «متاسفانه آن شب هيچ کس به من رسيدگی نمی‌کرد و با من مانند يک بيمار معمولی برخورد می‌شد.»

ايسنا گزارش داده که يکی ديگر از قربانيان زنی به نام سارا – ق است که در حالی که مشغول پارک خودروی سمند خود در حوالی خيابان مهرداد اصفهان بود، شيشه سمت چپ را تا نيمه پايين می‌کشد که ناگهان احساس گرمای شديدی در سمت چپ صورت خود می‌کند.

همسر اين زن نيز گفته است که او در بخش مراقبت‌های ويژه بستری و از ناحيه چشم چپ دچار آسيب جدی است، بينايی او کاهش يافته و پزشکان برای بررسی آسيب بايد تا زمان از بين رفتن التهاب چشم منتظر بمانند.

No responses yet

Oct 17 2014

گزارش‌ها درباره ‘اسیدپاشی به زنان’ در اصفهان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: حکومت ایران قوانین سخت‌گیرانه‌ای برای پوشش زنان دارد و محافظه‌کاران، دولت روحانی را به سهل‌انگاری در این باره متهم می‌کنند

در روزهای اخیر گزارش‌هایی درباره مواردی از اسیدپاشی به زنان در اصفهان، از شهرهای عمده ایران، منتشر شده است. پلیس دست‌کم وقوع دو مورد از آنها را تایید کرده‌اند اما در برخی از رسانه‌ها حرف از موارد بیشتری از این حمله‌هاست.

در شبکه‌های اجتماعی این گمان مطرح شده که قربانی این سوءقصدها، زنانی هستند که پوشش آنها کمتر از چیزی است که مقام‌های حکومتی تایید می‌کنند.

خبرگزاری نیمه‌رسمی ایسنا گزارش داده است چهارشنبه‌شب در یکی از محلات اصفهان که کمتر سنتی است، دو مهاجم موتورسوار به صورت یک زن جوان اسید پاشیده‌اند.

پلیس ایران این حادثه را تایید کرده است.

به گفته شاهدان حادثه در خیابان مهرداد این شهر، صورت و دست زن قربانی به‌شدت سوخته است و او در بیمارستان بستری شده است.

ایسنا همچنین از شایعاتی گزارش داده در این باره که این چندمین مورد از اسیدپاشی به صورت زنان در روزهای اخیر در اصفهان بوده است.

یک شاهد عینی حادثه چهارشنبه‌شب نیز به این خبرگزاری گفته است که در هفته‌های اخیر چند بار درباره “اسیدپاشی به زنان جوان” در اصفهان شنیده است.

این شهروند گفته که زن قربانی، “حجاب معمولی” داشته است.
‘برنامه‌ریزی’ پلیس برای شناسایی مهاجمان

فضل‌الله کفیل، فرماندار اصفهان، در این باره که آیا اسیدپاشی‌های اخیر می‌تواند به پوشش قربانیان ربطی داشته باشد، پاسخی نداده و این احتمال را مطرح کرده است که این حوادث “مربوط به اختلافات شخصی” بوده باشد.

این مقام ارشد منطقه گفته که در روزهای اخیر تنها دو مورد اسیدپاشی گزارش شده است و این دو مورد هم با فاصله بوده‌اند.

به گفته آقای کفیل، پلیس ایران در حال بررسی این موارد اسیدپاشی است.

حسین حسین‌زاده، جانشین فرمانده پلیس استان اصفهان هم گفته است که پلیس در حال “برنامه‌ریزی برای شناسایی” مهاجمان است.

حکومت ایران قوانین سخت‌گیرانه‌ای برای پوشش زنان دارد.

در ماه‌های اخیر محافظه‌کاران بر لزوم تشدید فشارها در این باره بر شهروندان تاکید کرده‌اند. آنها دولت حسن روحانی را متهم می‌کنند که در این باره سهل‌انگاری می‌کند.

از جمله یکی از گروه‌های تندرو، حزب‌الله تهران، در هفته‌های اخیر به دولت هشدار داد که اگر درباره وضعیت حجاب زنان جدی‌تر اقدام نکند، خود به خیابان می‌آید تا با زنان “بدحجاب” برخورد کند.

مقام‌های دولتی با این رفتار مخالفت کرده‌اند و سخنگوی دولت، چنین رفتاری را به رفتار کسانی تشبیه کرده است که در کشورهای همسایه ایران “تلاش می کنند چهره اسلام را خشن و غیرمنطقی نشان دهند”.

No responses yet

Oct 17 2014

«مرگ یک سرهنگ بازنشسته در حمله نیروی انتظامی برای جمع‌آوری ماهواره»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران گزارش داده که محمدعلی خویی، سرهنگ بازنشسته و از مجروحان جنگ ایران و عراق، شنبه پنجم مهر، در حمله ماموران نیروی انتظامی به ساختمان محل زندگی‌اش برای جمع‌آوری دیش‌های ماهواره، دچار ایست قلبی شده و درگذشته است.

کمپین بین‌المللی حقوق بشر در اطلاعیه‌ای به نقل از یک «منبع مطلع» اعلام کرده که نیروی انتظامی، خانواده آقای خویی را تهدید کرده که درباره این مسئله سکوت کرده و با رسانه‌ها مصاحبه نکنند.

بر اساس این گزارش، محمدعلی خویی، مدیر یک مجتمع مسکونی در خیابان میرداماد تهران بوده که همراه با خانواده‌اش در یکی از طبقات مجتمعی ۳۲ واحدی زندگی می‌کرد.

منبع مطلع کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران درباره نحوه وقوع این حادثه گفته است: «ساعت ۱۱ صبح پنجم مهرماه چند نفر از ماموران نیروی انتظامی بدون لباس فرم برای جمع‌آوری دیش‌های ماهواره به زور وارد آپارتمان شدند. آقای خویی که مدیر ساختمان بوده از آن‌ها خواسته تا کارت شناسایی و برگه جمع‌آوری دیش‌ها را به او نشان دهند، اما ماموران با توهین و ناسزا به او به بالای پشت بام رفته و تمام آنتن‌های ماهواره را جمع کرده‌اند. آقای خویی حتی کارت شناسایی خودش را نشان آن‌ها داده و گفته که خودش زمانی سرهنگ بوده و جبهه رفته است.»

این منبع مطلع با تکذیب «برخورد فیزیکی» ماموران نیروی انتظامی با محمدعلی خویی گفته که او «بر اثر بی‌احترامی و توهین ماموران دچار فشار عصبی و ایست قلبی شده و‌‌ همان جا جلوی در ورودی روی زمین می‌افتد و می‌میمرد» و گواهی پزشک هم تایید کرده که مرگ آقای خویی بر اثر «فشار عصبی» بوده است.

به گفته این فرد، ماموران نیروی انتظامی پس از مرگ این سرهنگ بازنشسته و «بدون عذرخواهی» محل را ترک می‌کنند اما «چند ساعت پس از فوت آقای خویی، ماموران کلانتری گاندی از خانواده وی می‌خواهند که به کلانتری بروند. در آنجا پرونده‌ای تشکیل می‌شود و خانواده نیز شکایت خود را مطرح می‌کند و ماموران قول رسیدگی می‌دهند. خانواده آقای خویی هنوز منتظر پاسخ نیروی انتظامی هستند.»

جمهوری اسلامی سال‌هاست که با جمع‌آوری تجهیزات دریافت و پخش ماهواره از خانه‌های مردم در نقاط مختلف ایران یا ارسال پارازیت بر روی ماهواره‌ها، تلاش می‌کند از دسترسی عمومی به این تکنولوژی جلوگیری کند.

مسئولان نیروی انتظامی که جمع‌آوری ماهواره‌ها معمولا توسط آن‌ها انجام می‌شود، می‌گویند که این عمل را بر اساس قوانینی انجام می‌دهند که می‌گویند استفاده از ماهواره در ایران غیر قانونی است اما نیروی انتظامی در حریم خصوصی مردم دخالت نمی‌کند.

حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران، در جریان تبلیغات انتخاباتی خود گفته بود که «جمع‌آوری دیش‌های ماهواره‌ای هیچ نتیجه‌ای نداشته» و «آمار‌ها نشان می‌دهد که ۵۰ درصد مردم از رسانه‌های خارجی استفاده می‌کنند، بنابراین ورود به حریم خصوصی ممنوع است.»

آقای روحانی در عین حال در جریان نخستین سفرش به آمریکا به عنوان رئیس جمهور ایران در پاسخ به سوالی درباره ممنوعیت ماهواره گفته بود: «در ایران همه به راحتی به شبکه‌های ماهواره دسترسی دارند حتی روی پشت‌بام‌های هر روستایی آنتن ماهواره می‌بینید.»

پیش از این یک فرمانده سپاه پاسداران گفته بود که ۵۰ میلیون گیرنده ماهواره در ایران وجود دارد و رئیس سازمان صداوسیما هم از استفاده ۴۰ درصد مردم کشور از ماهواره خبر داده بود.

No responses yet

Oct 16 2014

ریحانه جباری در یک قدمی اجرای حکم اعدام

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

دیوچه‌وله: آخرین جلسه صلح و سازش میان ریحانه جباری و خانواده سربندی به عنوان اولیای دم مقتول برگزار اما رضایتی کسب نشده است. پیش از این رئیس پارلمان اروپا در نامه‌ای از علی لاریجانی خواستار بررسی مجدد پرونده شده بود.
ریحانه جباری در دادگاه

ریحانه جباری در دادگاه

محمد شهریاری، سرپرست دادسرای جنایی تهران، روز چهارشنبه (۲۳ مهر/ ۱۵ اکتبر) از عدم بخشش ریحانه جباری توسط خانواده سربندی خبر داد. وی گفت که اولیای دم حاضر به گذشت نیستند و به این ترتیب احتمال دارد که حکم اعدام خانم جباری اجرا گردد.

وی به خبرگزاری مهر گفت که در این پرونده ”فشارهای سیاسی” تأثیری در تلاش دادسرای جنایی برای کسب رضایت یا اجرای حکم اعدام ندارد.

به گفته قاضی شهریاری، قصاص حق اولیای دم است اما تلاش‌ها برای کسب رضایت همچنان ادامه دارد. وی از برگزاری دو جلسه در دو روز گذشته با حضور طرفین پرونده برای کسب رضایت شاکیان خبر داد.

پرونده ریحانه جباری در چند ماه اخیر از یک پرنده جنایی به یک موضوع سیاسی جنجالی تبدیل شده است. سابقه کاری مرتضی سربندی (مقتول) در طرح سؤالاتی در مورد روند عادلانه این پرونده مؤثر بوده است.

سربندی پزشک ۴۷ ساله و کارمند سابق وزارت اطلاعات ایران بود که هفت سال پیش به ضرب چاقو ریحانه جباری کشته شد. جباری آن زمان ۱۹ سال داشت.

گفت و گو با شعله پاکروان مادر ریحانه جباری درباره جزئیات پرونده او

جباری در دادگاه مدعی شد که مقتول قصد تجاوز به وی را داشته است. دادگاه اما این ادعا را نپذیرفت و وی را به قصاص محکوم کرد. حالا سرنوشت ریحانه جباری به تصمیم خانواده سربندی برای بخشش یا اجرای حکم اعدام گره خورده است.

پسر ارشد مرتضی سربندی گفته است که آنها ریحانه جباری را نمی‌بخشند. او تأکید کرده که اتهام ریحانه به پدر او در مورد قصد تجاوز جنسی ثابت نشده و خانواده ریحانه نیز راه مناسبی برای گرفتن رضایت از آنها انتخاب نکرده است.

وی همچنین از رسانه‌ها به علت آنچه ”پوشش یک‌طرفه ماجرا و مظلوم‌نمایی متهم” خوانده، به شدت انتقاد کرده است. با این حال ریحانه جباری چندی پیش با انتشار نامه‌ای از خانواده سربندی خواست تا وی را ببخشند.

نامه رئیس پارلمان اروپا به علی لاریجانی

با قوت گرفتن احتمال اجرای حکم ریحانه جباری، رئيس پارلمان اروپا در نامه‌ای به رئیس مجلس ایران از علی لاریجانی خواست برای توقف حکم اعدام جباری و بررسی مجدد پرونده وی اقدامی کند.

DW.DE
قصاص ریحانه جباری؛ انتقام‌جویی یا عدالت؟

ریحانه جباری از ۷ سال پیش تا کنون به جرم کشتن مردی که می‌گوید قصد تجاوز به او را داشته، زندانی است. دادگاه به خانواده مقتول اجازه قصاص داده است. مدافعان حقوق بشر قصاص را انتقام‌جویی می‌دانند و خواستار اجرای عدالت هستند.
وکیل ریحانه جباری: پرونده به واحد اجرای احکام رفته است
مادر ریحانه جباری: برای نجات دخترم دست به دامن رهبری می‌شوم
کارشناسان سازمان ملل خواستار پایان مجازات اعدام در ایران شدند

در این نامه که توسط “اشپیگل آنلاین” منتشر شده، مارتین شولتس خواستار “محاکمه عادلانه مجدد” و “عدم اعدام ریحانه جباری” شده است. این نامه روز هشتم اکتبر برای رئيس مجلس ایران نوشته شده است.

بر اساس قانون، مجلس ایران نمی‌تواند در امور مربوط به قوه قضائیه دخالت کند. در حال حاضر ریاست قوه قضائیه بر عهده صادق لاریجانی، برادر رئیس مجلس است.

پیش‌تر سازمان عفو ‌بین‌الملل نیز با اشاره به ۲ ماه زندان انفرادی ریحانه جباری پس از بازداشت و عدم دسترسی او به وکیل مدافع یا خانواده در این مدت، خواستار رسیدگی مجدد به این پرونده و روشن‌شدن نکات مبهم آن شده بود.

ایران یکی از بالاترین سرانه‌های اعدام در جهان را دارد و در چند سال اخیر تعداد اعدام‌ها نیز روند صعودی داشته است.

چندی پیش احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل برای بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران، در آخرین گزارش خود از اعدام حداقل ۸۵۲ نفر طی یک سال اخیر خبر داد و وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی را “همچنان باعث ایجاد نگرانی جدی”خواند.

مقامات ایران به طور معمول در برابر درخواست‌های جهانی برای توقف اعدام در این کشور واکنش تندی نشان می‌دهند و می‌گویند این احکام بر اساس قوانین داخلی و شریعت اسلامی اجرا می‌گردد.

No responses yet

Oct 07 2014

احمد شهید: طی یک سال گذشته ۸۵۲ نفر در جمهوری اسلامی ایران اعدام شده‌اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفرانسه: ششمین گزارش احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل برای نظارت بر نقض حقوق بشر در ایران منتشر شد. احمد شهید در این گزارش تصریح کرده است که طی یک سال گذشته دست کم ۸۵۲ نفر در ایران اعدام شده‌اند.

احمد شهید می‌گوید: «وضعیت حقوق بشردر ایران همچنان باعث نگرانی است».
این گزارش به عنوان ششمین گزارش ناظر سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران برای تسلیم به نشست ماه جاری مجمع عمومی سازمان ملل تهیه شده است.
دکتر شهید در این گزارش ۲۸ صفحه‌ای می‌گوید: مسائل متعدد حقوق بشری در ایران که مجمع عمومی سازمان ملل متحد، اجزاء حقوق بشر سازمان ملل، و دبیر کل این سازمان نسبت به آن‌ها ابراز نگرانی کرده بودند، همچنان ادامه دارد.
گزارش تاکید می‌کند که: در ایران، قوانین، سیاست‌ها و اقدامات نهادینه شده گوناگون، شرایط لازم را برای تحقق حقوق اساسی که قوانین بین المللی و داخلی آن‌ها را تضمین کرده‌اند، تضعیف می‌کند.
پیش نویس برخی قوانین نیز به نظرمی رسد که بیش از گذشته حق آزادی بیان و تجمعات را محدود می‌کند و به طورقابل توجهی علیه زنان تبعیض آمیز است. قوانین داخلی در ایران، حفاظت از زنان را در مقابل ازدواج اجباری، برخورداری از حق تحصیل، کار و درآمد مساوی کمتر می کند.
احمد شهید می‌گوید: «از اینکه مقامات ایرانی اخیراً تلاش کرده‌اند تا با وی، و با جامعه بین المللی گفت‌و‌گو کنند احساس امیدواری می‌کند و انتظار دارد موقعیت‌های بهتری برای همکاری پیش بیاید».
گزارش یاد آوری می‌کند که از آغاز سال جاری میلادی تا سی‌ام ژوئن امسال، ۲۰۱۴، با یک صد و هجده نفر مصاحبه شده که از این تعداد ۲۲ نفر در جمهوری اسلامی، ۵۴ نفر در ترکیه و ۴۲ نفر در سوئد، اتریش و ایتالیا بوده است.
احمد شهید تصریح می‌کند که در فاصله ژوئن دو هزار و سیزده تا ژوئن دو هزار و چهارده دست کم ۸۵۲ نفر در ایران اعدام شده‌اند، که این رقم «نشان دهنده نگران کننده افزایش اعدام‌ها در ایران است».
دکتر شهید تاکید می‌کند که حکومت همچنان به اعدام نوجوانان ادامه می‌دهد، گزارش ذکر می‌کند که تنها در سال جاری میلادی، دو هزار و چهارده، هشت نفر که سن آن‌ها به هنگام ارتکاب جرم زیر۱۸ سال بوده است توسط حکومت اعدام شده‌اند.
گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشرایران در ششمین گزارش خود از احتمال اعدام ریحانه جباری و راضیه ابراهیمی ابراز نگرانی می‌کند و می‌گوید اعدام افراد به خاطر اجرای حقوق محافظت از حق آن‌ها از جمله آزادی بیان و تجمع عمیقاً نگران کننده است و به نظر می رسد اقلیت‌های دینی و قومی در ایران به طور نامتناسبی با اتهامات نظیر محاربه و مفسد فی الارض مواجه می‌شوند.
گزارش تصریح می‌کند که چهار «فعال فرهنگی» عرب ایرانی در سال ۲۰۱۴ اعدام شده‌اند و اعدام چند باورمند سُنی کرد نیز قریب الوقوع است.
احمد شهید از ادامه شکنجه در جمهوری اسلامی خبرمی دهد و می نویسد شکنجه‌های جسمی و روحی برای گرفتن اعتراف از متهم به صورت گسترده و نظام یافته ادامه دارد. به گفته وی از۲۴ نفری که درترکیه مصاحبه شدند، ۲۰ نفرآن‌ها درسلول انفرادی زندانی بوده‌اند، و اعدام نمایشی را تجربه کرده‌اند. آن‌ها همچنین به تجاوزجنسی تهدید شده بودند و بار‌ها مورد ضرب وجرح و شوک الکتریکی و سوختگی قرارگرفته‌اند.
احمد شهید می‌گوید: ازایران گزارش‌های قطع عضو ومجازات‌هایی نظیر شلاق زدن، که با ماده هفت میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی مغایرت دارد، نیزگزارش شده است.
دربخشی از این گزارش به ازدواج‌های اجباری درجمهوری اسلامی اشاره شده. احمد شهید دراین باره می‌گوید: سن قانونی ازدواج برای دختران درایران «سیزده سال» تعیین شده است، با این حال گزارش‌هایی ازازدواج دختران ۹ ساله منتشرشده است.
بنا برگزارش درسال دوهزارو یازده درجمهوری اسلامی دست کم ۴۸ هزارو ۵۸۰ دخترمیان ده تا چهارده سال ازدواج کرده‌اند.
بنا برگزارش احمد شهید: نقض حقوق بهائیان، سُنی‌ها، مسیحیان و دراویش ادامه دارد، به طوری که در اوت ۲۰۱۴ دست کم ۱۲۶ باورمند آئین بهائی درجمهوری اسلامی درزندان بوده اند. تخریب اماکن مذهبی، قبرستان‌ها و اماکن نیایش و کلیسا‌ها ادامه یافته است.
احمد شهید توضیح می‌دهد که دست کم ۴۹ باورمند مسیحی پروتستان درزندان‌های ایران هستندکه بسیاری ازآن‌ها به خاطرشرکت درکلیسای خانگی بازداشت شده‌اند.
درگزارش همچنین آمده است که حداقل نه تن ازدراویش ایران و یک صد و پنجاه تن از پیراون مذهب سُنی به خاطر سازماندهی جلسات نیایش درزندان به سر می‌برند.

No responses yet

Oct 06 2014

ختیار اجرای بخشی از احکام اعدام به محسنی اژه ای تفویض شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: صادق لاریجانی اختیار “اتخاذ تصمیم در خصوص اجرای احکام سلب حیات در پرونده های مواد مخدر” را به معاون اول خود داده است

صادق لاریجانی رئیس قوه قضاییه ایران، اختیارات خود در مورد اجرای بخشی از احکام اعدام را به غلامحسین محسنی اژه ای معاون اول این قوه تفویض کرد.

آقای لاریجانی دوشنبه ۱۴ مهر (۶ اکتبر) شرح وظایف و اختیارات معاون اول جدید قوه قضاییه را به او ابلاغ کرد که یکی از آنها، “اتخاذ تصمیم در خصوص اجرای احکام سلب حیات در پرونده های مواد مخدر” است.

در ایران، همه احکام اعدام برای تایید نهایی به دیوان عالی کشور فرستاده می شوند اما ریاست قوه قضاییه، بر مبنای اختیاراتی که از جانب رهبر جمهوری اسلامی به او تفویض شده، امکان تاثیرگذاری بر چنین احکامی را دارد.

غلامحسین محسنی اژه ای، که پیشتر دادستان کل کشور بود، در مرداد ماه گذشته با حکم رئیس قوه قضاییه به سمت معاون اولی دستگاه قضایی کشور منصوب شد.

در پی این انتصاب، صادق لاریجانی اعلام کرد که همراه با تغییر معاون اول، “برخی از اختیارات رئیس قوه قضائیه از جمله جلسه با معاونان، رؤسای سازمان های قوه قضائیه و رؤسای دادگستری ها به وی تفویض می شود”. وی در عین حال افزود که همچنان، “تصمیم نهایی با رئیس قوه قضائیه است”.

از جمله دیگر اختیاراتی که آقای لاریجانی به معاون اول خود تفویض کرده عبارتند از: “بررسی و تایید پیشنهاد های معاونت راهبردی در خصوص شرح وظایف و تشکیلات واحدهای اداری قوه قضاییه و سازمان های تابعه”، “تصویب ایجاد شعب دادسرا و دادگاه”، “ریاست جلسات کمیسیون نقل و انتقال قضات” و “بررسی فرآیند تامین و توزیع اعتبارات مصوب قوه قضاییه”.

تفویض اختیارات رئیس دستگاه قضایی در مورد احکام اعدام مرتبط با مواد مخدر، در شرایطی انجام شده که جرایم مرتبط با این مواد، از جمله دلایل اصلی اعدام افراد در ایران محسوب می شوند.

No responses yet

Oct 04 2014

«یک سوم تصاویر هواشناسی تهران» به دلیل پارازیت نامفهوم است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,محیط زیست

رادیوفردا: رییس سازمان هوا‌شناسی ایران می‌گوید، یک سوم تصاویر هوا‌شناسی تهران «احتمالا به ‌دلیل وجود پارازیت» نامفهوم است و دلیل عدم پیش بینی طوفان خرداد ماه تهران نیز می‌تواند همین «نویز و نامفهومی تصاویر» باشد.

داود پرهیزگار روز جمعه ۱۱ مهر گفت: «رادار هوا‌شناسی پایتخت احتمالا به دلیل امواج پارازیت دارای نویز است و این موضوع یک سوم تصاویر هوا‌شناسی این شهر را نامفهوم کرده است».

به گزارش خبرگزاری ایرنا، وی افزود: «عدم پیش بینی طوفان تهران در خرداد ماه سال جاری می‌تواند به دلیل همین نویز و نامفهومی تصاویر باشد».

به گفته آقای پرهیزگار، تهران تنها یک رادار اصلی هوا‌شناسی در شهر پرند دارد.

پس از توفان خردادماه در تهران که خسارات زیادی بر جای گذاشت، سازمان هوا‌شناسی ایران در گزارشی به مجلس شورای اسلامی اعلام کرد که به دلیل پارازیت‌ها نتوانسته این توفان را پیش‌بینی کند.

احد وظیفه، مدیر پیش‌بینی هشدار سریع سازمان هوا‌شناسی ایران، روز ۳۱ تیر گفته بود: «تاثیر پارازیت‌ها در تشخیص پدیده هوا‌شناسی را قبل از وقوع توفان به سازمان‌های ذیربط اطلاع داده بودیم».

سعید متصدی، معاون سازمان حفاظت محیط زیست، نیز روز ۱۰ مهر خبر داده بود که این سازمان از کمیته رسیدگی به وضعیت پارازیت‌ها درخواست کرده تا با توجه به «سرطان‌زا بودن پارازیت‌ها»، از روش‌های دیگری برای مقابله با به گفته این سازمان «تهاجم فرهنگی» استفاده شود.

به گفته آقای متصدی، پیگیری مبحث مربوط به پارازیت‌ها و تاثیر آن بر روی انسان، مصوبه کمیته مشترکی بوده که جلسات آن با همکاری سازمان حفاظت محیط زیست و وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و در سطح وزیر تشکیل شده است.

ارسال پارازیت در ایران عمدتا برای جلوگیری از دسترسی شهروندان ایرانی به رسانه‌های فارسی‌ زبان خارج از کشور به ‌ویژه رسانه‌های خبری انجام می‌شود.

مرکز پژوهش‌های مجلس ایران، در گزارشی که تیرماه منتشر شد، به سابقه ارسال این پارازیت‌ها از سال ۱۳۸۱ اشاره کرده بود.

کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران روز ۲۷ تیرماه با اشاره به اینکه توقف ارسال مستقیم پارازیت روی امواج ماهواره از دلایل لغو موقت تحریم صدا و سیمای جمهوری اسلامی توسط آمریکا بوده از تغییر روش ارسال این پارازیت‌ها خبر داده بود.

بر اساس گزارش این کمپین، «اینک صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران مستقیما به ماهواره‌ها پارازیت نمی‌فرستد، اما از طریق تشدید ارسال پارازیت به گیرنده‌های محلی امواج ماهواره‌ای که عموما دیش‌های ماهواره‌ای روی سقف خانه‌ها هستند این توقف را جبران کرده است».

حسینعلی شهریاری، رییس کمیسیون بهداشت مجلس، شهریور سال ۱۳۹۱، گفته بود که وزارت ارتباطات و نمایندگان مجلس از منشاء صدور پارازیت‌ها اطلاع دارند ولی نمی‌خواهند بیان کنند.

مراجع رسمی ایران تاکنون منشا اصلی پارازیت‌‌ها را اعلام نکرده‌اند.

No responses yet

Sep 30 2014

فوری: تعویق حکم اعدام ریحانه جباری

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

خودنویس: مادر ریحانه جباری دقایقی پیش موفق شد تا با دخترش گفتگو کند. او در مقابل زندان رجایی شهر گفته بود که فقط منتظر شنیدن خبر خوش است.

پدر ریحانه به «خودنویس» گفته: «ساعتی پیش خانواده، بستگان، دوستان، برخی از فعالان حقوق بشری و همچنین جمعیتی از مردم عادی که برای اطلاع از وضعیت و اطمینان از سلامت ریحانه جباری در مقابل رجایی شهر تجمع کرده بودند، از ماموران و مسوولان این زندان با اصرار و التماس خواستند پاسخی روشن به آنها بدهند. در مقابل مسوولان زندان می‌گویند که اجرای حکم اعدام ریحانه فعلا معوق شده و به زندان شهر ری بازگردانده شده است.»

وی ادامه داد: «مادر ریحانه خواسته تا با دخترش حرف بزند تا مطمئن شود و حرف ماموران را باور کند. آنها ترتیب تماس تلفنی با ریحانه را در زندان شهر ری دادند و ما مطمئن شدیم که وی بازگردانده شده است.»

یک منبع مطلع از وضعیت این زندانی محکوم به اعدام امروز به خودنویس گفته بود: «ریحانه را ظهر امروز به سلول انفرادی منتقل کرده‌اند و احتمال می‌دهند برای اجرای حکم اعدامش (صبح فردا) باشد.»

مادر ریحانه نیز امروز درباره خداحافظی فرزندش به خودنویس [2] گفته بود: «حدود ساعت دو مجددا زنگ زد. گفت مامان جان مراجع قانونی، هر کس که بوده دروغ گفته به تو زن بی‌پناه. الان به من دستبند زدن و ماشینی دم در منتظره تا منو ببرن برای اجرای حکم. این که می‌بینی بهت زنگ زدم به خاطر اینه که مامور همراهم دلش نیومد بدون خداحافظی از تو منو ببره. مامان جان خداحافظ. منو دارن می‌برن زندان رجایی‌شهر. فردا صبح زود همه دردا برای من تموم می‌شه. حیف که نمی‌تونم درد تو رو کم کن. صبوری کن. ما به دنیای دیگه اعتقاد داریم. تو دنیای باقی می‌بینمت و دیگه هرگز ازت جدا نمی‌شم. چون جدا شدن از تو سخت‌ترین کاریه که تو دنیا میشه انجام داد.»

پس از رسانه‌ای شدن این خبر، واکنش‌های اعتراضی و اظهارنظرهای ضد و نقیضی درباره سرنوشت این زندانی زن محکوم به اعدام، در فضای مجازی و در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد.

چندین فعال حقوق بشری در کنار خانواده و بستگان این زندانی، امشب مقابل «زندان رجایی شهر کرج» با لباس سیاه تجمع کردند. به دنبال رسانه‌ای شدن خبر [3] تجمع خانواده‌ی ریحانه جباری، تعداد کسانی که به نشانه اعتراض در کنار مادر ریحانه در مقابل درب ورودی زندان رجایی شهر تجمع کرده بودند بيشتر شد.

سازمان عفو بین‌الملل نیز نسبت به اجرای قریب‌الوقوع حکم اعدام «ریحانه جباری» که گفته می‌شود در دفاع از خود در مقابل تعرض جنسی مرتکب قتل «مرتضی سربندی» شده، اعتراض کرده و خواهان توقف اجرای حکم اعدام ریحانه جباری شد.

برخی گفته‌اند توقف اجرای حکم اعدام ریحانه جباری و بازگرداندن وی به زندان شهر ری، تحت فشار افکار عمومی و همچنین بازتاب رسانه‌ای در سطح جهانی صورت گرفته و این در حالی است که حکم اعدام این زندانی همچنان به قوت خود باقی است.

No responses yet

Sep 28 2014

«مگر اسلام گروه مافیایی است؟»

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: زیرمجموعه‌های وزارت اطلاعات در دهه شصت به شاخه‌های نفاق، الحاد، التقاط و… تقسیم می‌شد. برخی شعبات بازجویی در دستگاه امنیتی– قضایی نیز عناوینی مشابه داشت. این عناوین چیزی افزوده داشت نسبت به موارد مشابه در رژیم‌های استبدادی در بسیاری از کشورها مانند «زندانیان امنیتی» و چیزی است شبیه برچسب «خرابکار» در رژیم پهلوی.

خرابکار و نفاق و الحاد و… یک قضاوت پیشینی و به عبارتی نوعی «نفرت» ناشی از محکومیت مطلق و دربست را با خود حمل می‌کند. تولید این «نفرت» نسبت مشخص و روشنی با اندیشه و ایدئولوژی مشروعیت‌بخش به هر حکومت و ساختار قدرتی دارد.

در زمان حکومت پهلوی رشد و توسعه و عظمت ملی و اقتدار سلطنت «تحت رهبری‌های داهیانه اعلیحضرت» ستون فقرات اندیشه و ایدئولوژی مشروعیت‌بخش رژیم وقت و در جمهوری اسلامی، «اسلام» (به طور کلی و «ولایت» در تفسیر متعین از این نوع اسلام؛ اسلام حاکمان) این ستون فقرات را تشکیل می‌دهد.

هر چند به تدریج «دشمن‌ستیزی» و «مقاومت در برابر دشمن» و در مراتبی دیگر مسائلی مانند «حجاب» به نمود و نماد این اندیشه مشروعیت‌بخش تبدیل شده است.

تولید «نفرت» در این نگاه در نسبت با مسائل محوری‌تر این اندیشه صورت می‌گیرد. دشمنی یا انحراف از «اسلام»، اتهام هم‌سویی با «دشمن» و «فساد» و بی‌اعتنایی به حجاب (به عنوان مهم‌ترین نماد اخلاق و «زن» به عنوان مهم‌ترین «سوژه»ای که اخلاق در نسبت با آن تعریف می‌شود تا آنجا که وقتی تعبیر «اتهام اخلاقی» مطرح می‌شود همه ذهن‌ها سریعا به مسائل جنسی و مرتبط با ارتباط دو جنس معطوف می‌شود)، مهم‌ترین عوامل بسترساز نفرت‌اند.

«نفرت» اما، به سرعت راه به «خشونت» می‌برد. «مقابله با اسلام»، «ارتباط با دشمن» و «فساد» باید با بالاترین مجازات‌ها روبرو شوند.

در پشت این الفاظ اما، نوعی جدال و کشمکش سیاسی (مرتبط با قدرت و ثروت و منزلت) با شدت تمام در جریان است.

از ابتدای انقلاب جریان حاکم، بر سیاست «سرکوب»، «نقاب» مقابله با سه‌گانه فوق را زده است. این البته به آن معنا نیست که «اعتقاد» و جزمیت‌های فکری در این میان نقشی نداشته است. به واقع بهاییان یا مسیحیان یا دراویش و کلیه کسانی که تلقی متفاوتی از اسلام، نسبت به درک و دریافت فقاهتی– سنتی حاکم دارند، «خطری» (یا حداقل خطری جدی) برای حکومت و قدرت نداشته و ندارند، بنابراین در برخی موارد نفرت‌های ناشی از «جزمیت»های فکری (فقهی – سنتی) نیز به شدت در جریان بوده‌اند. بگذریم از موارد خاص و فردی که گاه حساسیت‌ها و کشمکش‌های شخصی بازجو و دادستان و قاضی نیز عصبانیت و نفرت آنها را تا سرحد گرفتن جان متهم زندانی و حتی فردی که بیرون از زندان سوژه این تقابل قرار می‌گیرد، پیش می‌راند.

ترور غیررسمی یا اعدام رسمی برخی بهاییان، بعضی صاحب‌نظران یا فعالان اهل سنت، مسیحیان مبلغ مسیحیت و منتقدان سابقا شیعه «تشیع» و… و از جمله و شگفت‌آورتر از همه افراد شدیدا مذهبی که فهم دیگری از قرآن می‌دهند (علیرغم مشترکات گسترده‌ای که حتی با اسلام حاکمان دارند) در این ردیف قرار می‌گیرند.

محسن امیراصلانی ۳۷ ساله متاهل و دارای یک فرزند در اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۵ دستگیر و در ابتدا، ۹ ماه در بند انفرادی ۲۰۹ اوین زندانی شد. این بند، تحت نظارت وزارت اطلاعات قرار دارد.

بنا بر حکم صادر شده علیه وی امیر اصلانی، در منزل خود جلسات تفسیر قرآن برگزار می‌کرده و محتوای بعضی از این تفسیرها، از نظر قوه قضاییه «بدعت در دین» تلقی شده است.

در دادگاه اولیه وی به اتهام بدعت در دین به چهار سال حبس محکوم می‌شود. این حکم در دادگاه تجدید نظر به دو سال و چهار ماه کاهش پیدا می‌کند. پس از اعتراض وکلای او پرونده به قوه قضاییه سپرده می شود. در این مرحله پرونده قاعدتا باید به هیات عالی دیوان عالی کشور می‌رفت اما رئیس دادگاه کیفری استان تهران خود تقاضای اعمال ماده ۱۸ کرده و پرونده را نزد رئیس قوه قضاییه می‌فرستد. رئیس قوه قضاییه هم با استناد به حکم چندین سال پیش قاضی صلواتی و اصرار صلواتی بر اعدام متهم، حکم اعدام را تایید می‌کند.

امیر اصلانی، روانشناس بوده و مشاوره هم می‌داده است. وی بنا به اعتقادات مذهبی خود در مشاوره دادن به مراجعانش از تفسیر قرآن و آموزه‌های دینی نیز استفاده می‌کرده است. به همین دلیل هم میان برخی مراجعه‌کنندگانش پذیرش و مقبولیت داشته است. همچنین وی جلساتی مذهبی داشته که در آنها مباحث دینی و تفسیر قرآن مطرح می‌کرده است. ظاهرا در یکی از این جلسات، مسئله «زنده ماندن حضرت یونس در دل نهنگ» را زیر سوال برده است. این مسئله از سوی دادگاه «توهین» به این پیامبر تلقی شده است. پس از اعدام وی و بازتاب گسترده رسانه‌ای آن اما رسانه‌های نزدیک به نهادهای قضایی و امنیتی سعی کردند مسئله را تحریف کرده و علت اعدام وی را مسائل دیگری عنوان کنند.

به طور مثال سایت جوان آنلاین تحت عنوان «تلاش برای زدن ماسک نواندیشی بر چهره متجاوز اعدامی»، در این باره نوشته است:

«تلاش برای سیاسی جلوه دادن پرونده یک متجاوز به عنف جدید‌ترین نوع فرافکنی و وارونه جلوه دادن اخبار در فضای مجازی است. در این تلاش سعی شده است پرونده یک متجاوز را که به حکم دادگاه اعدام شده است به مسائلی چون تفاسیر انحرافی وی از باور‌های قرآنی مرتبط کرده و از آن به عنوان ابزاری جهت سیاه نشان دادن اوضاع حقوق بشر در کشور استفاده کنند. محسن امیر اصلانی شخصی است که با راه‌اندازی عرفان‌های کاذب و تفاسیر من‌درآوردی از قرآن کریم باعث جذب برخی افراد ناآگاه شده بود و از اعتماد افراد سوءاستفاده کرده و به چند تن از بانوانی که جذب این عرفان کاذب شده بودند، تجاوز به عنف می‌کند. با شکایت از وی، دادگاه حکم به اعدام این متجاوز را می‌دهد و چند روز پیش نیز مراسم اعدام در زندان رجایی شهر انجام می‌پذیرد.در این بین دوستان امیراصلانی با استفاده از فضای مجازی این گونه در حال القا هستند که دلیل اصلی اعدام وی نه تجاوز بلکه تفسیر وی درباره داستان حضرت یونس(ع) است که وی زنده بیرون آمدن آن پیامبر عظیم الشأن از شکم ماهی را رد کرده است. در قضیه اعدام محسن امیراصلانی با آنکه جرم نامبرده تجاوز به عنف است و این جرم در اکثر کشور‌های جهان شدیدترین نوع مجازات را در پی دارد؛ حتی در ایالات متحده امریکا در اکثر ایالت‌ها متجاوز به اعدام یا حبس ابد محکوم می‌شود و تقاضای تجدید‌نظر‌خواهی یا کاهش مجازات درباره این جرم رد می‌شود، آن گاه در کشورمان گروه‌های معاند با هدف تسویه‌حساب‌های سیاسی خود با نظام اسلامی تلاش می‌کنند مجازات‌های اعدام را غیرانسانی! جلوه و آن را در فضای شبکه‌های مجازی نشر دهند.»

«تفسیر انحرافی از قرآن»، «بدعت در دین»، «جذب و انحراف افراد ناآگاه» و «تجاوز به عنف» تمام اتهاماتی است که حامیان اعدام اصلانی ردیف کرده‌اند.

ابتدا باید از اتهام مشمئزکننده «تجاوز به عنف» که بعدا به پرونده اضافه شده است بگذریم. این شیوه کثیف برای تخریب فرد مورد نفرت و انتقام و غیرقابل دسترس و سرخ کردن حوزه دفاع از وی صورت می‌گیرد و یکی از «بی‌اخلاق»ترین روش‌های حکومت مدعی اخلاق است. از یادمان نرفته است که یکی از روحانیون مخالف را در سال‌های دهه ۶۰ به اتهام «لواط» اعدام کردند!

در این پرونده دم خروس آن جا بیرون می‌زند که حکم اولیه محسن امیراصلانی ۴ سال بوده که در دادگاه تجدید نظر هم به دو سال و چهار ماه کاهش یافته است و این نمی‌تواند از پرونده‌ای که تجاوز به عنف در آن وجود دارد بیرون آمده باشد.

وقتی از این روکش ضداخلاقی و مشمئزکننده که به پرونده اصلانی کشیده شده بگذریم، تنها چیزی که باقی می‌ماند داشتن جلسه و جمع و طرح مباحث و برداشت‌هایی از اسلام و قرآن از سوی فردی است که مشاوره‌های روانشناسانه هم می‌داده است.

بنابر فقه سنتی و حتی نظرات صریح آقای خمینی به اصطلاح بدعتی که باعث ارتداد می‌شود مسائلی است که به نفی توحید و نبوت بپردازد. وی حتی تشکیک در اصل معاد را در حوزه موضوع ارتداد قرار نمی‌دهد. حال آیا می‌‌توان مثلا آن چیزی را که درباره حضرت یونس و شکم ماهی از قول اصلانی مطرح شده را در حد بدعت ارتدادآمیز تلقی کرد؟(بگذریم از اینکه اساسا بحث ارتداد و مجازات مرتد آن هم در حد اعدام! به شدت هم از منظر دینی و هم از منظر انسانی و حقوق بشری تحت سئوال است).

هو و جنجال درباره یک جمله یک نویسنده یا گوینده (حتی اگر صحت هم داشته باشد) و جدا کردن آن از زمینه سخن یکی دیگر از حربه‌های کثیف امنیتی‌ها و بولتن‌نویس‌های پرونده‌ساز است که همگان با آن آشنا هستند. درباره حکایات و قصص انبیاء و به خصوص مسئله معجزات نیز در طول تاریخ فرهنگ اسلامی برداشت های مختلف و متنوعی وجود داشته است و جامعه فرهنگی نیز آنها را تحمل می‌کرده است. حال چگونه قرن‌ها بعد می‌توان حکم توحش‌آمیز اعدام را برای برداشت‌هایی متفاوت از قصص قرآنی صادر و اجرا کرد؟

صورت مسئله اینک این است که اعدام اصلانی یک ترور عقیدتی رسمی و در ردیف و امتداد ترورهای غیررسمی است که تاکنون از پیروان عقاید و ادیان مختلف قربانی بسیاری گرفته است. ترور و مرگ مظلومانه مرحوم برازنده در مشهد که مورد حساسیت و نفرت مسئولان آستان قدس و افراد جزم‌اندیش دیار خود بود یکی از نمونه‌های معروف ترور حتی افراد شدیدا معتقد و متکی به «قرآن» است (چه برسد به صاحبان دیگر عقاید و ادیان). اعدام مرحوم حبیب‌الله آشوری به خاطر انتشار کتابی درباره توحید قبل از انقلاب بود که به توحید آشوری معروف بود و وی را مورد بغض و نفرت همین جماعت در دیار خراسان و سپس قم و دیگر حوزه‌های سنتی قرار داده بود. همگان شنیده‌اند که آقای خامنه‌ای که در آن هنگام هنوز سیر دگردیسی به «رهبر معظم» و دفاع این چنینی از «پیامبر اعظم» را طی نکرده بود به دوستانش در قبل از انقلاب گفته بود وی عقاید من را دزدیده و به نام خود منتشر کرده است! این نظر البته مال دوره‌ای است که «رهبر معظم انقلاب» نظرات خاصی روی کتاب ولایت فقیه آیت‌الله خمینی داشت و با طعن و تحقیر از آن یاد می‌کرد.

سلسله و زنجیره کسانی که قربانی نفرت، نفرت ناشی از جزمیت‌های فکری یا توهم‌های توطئه‌اندیشانه سیاسی، قرار گرفته‌اند و به طور رسمی و غیررسمی جان باخته‌اند، باز افزایش یافت.

بر این نفرت غیرقابل مهار روکش‌های دینی و شرعی و فقهی پوشانده می‌شود. هر چند در فقه عناصری جدی برای این خشونت‌ورزی‌های ضدانسانی وجود دارد اما در بسیاری موارد «توجیه فقهی» نیز برای مشروعیت‌بخشی به این سبعیت‌ها کارساز نیست. در همین پرونده قاضیان و بازجویان جرئت‌ نکرده‌اند اصلانی را طبق همان فقه سنتی به ارتداد متهم کنند چون دستشان به شدت خالی است، «تبلیغ مسائل انحرافی» هم کلی‌گویی بی‌معنایی بیش نیست. تلقی متفاوت از داستان یونس نیز نه حاوی توهین است نه حاوی ارتداد. اگر توهین هم بود در قوانین جاری حکمی مشخص و بسیار کمتر از اعدام دارد!

«اسلام» حضرات و پایبندی به تلقی‌ها و جزمیت‌های آنها در تلقی تنگ و تاریک‌ ایشان هم چون گروهی مافیایی تلقی می‌شود که کسی حق برداشت متفاوتی از آن را ندارد. برداشت متفاوت یعنی خارج شدن وی از دایره این گروه! کسی که از این دایره بیرون برود مستحق مجازات است. آشوری‌ها، برازنده‌ها، امیراصلانی‌ها پا از گلیم خود فراتر گذاشته و از دایره بسته بیرون رفته‌اند. این «خروج» برای شان تولید «نفرت» خواهد کرد و باید عقوبت شوند.

پشت این نفرت و عقوبت اما «ترسی» نقاب‌زده و دیگرگون و وارونه‌نما، پنهان و پوشیده شده است، ترس از دست دادن انحصار متولی‌گری دین؛ از دست دادن بازار مخاطبان و بهره‌مندی‌های گسترده آن!

ترس دیگر ترس از به اصطلاح انحراف جوانان و از دست دادن آنهاست؛ بی‌پایگاه و پشتوانه شدن قدرت؛ ترس متوهمانه و مالیخولیایی از این که دشمن مستقیم و غیرمستقیم می‌خواهد با گرفتن پایگاه آنها قدرتشان را بگیرد.

«اعتقاد» (خلوص و متولی‌گری آن) و قدرت (انحصار و بسته بودن آن) در خطر است؛ بدین ترتیب جزمیت و قدرت انحصاری بسیار آسیب‌ پذیرمی‌شود و ترس و عصبانیت به نفرت و از آنجا به خشونت راه می‌برد.

تلقی حضرات از دینشان به سان یک گروه مافیایی است که حفظ آن به حفظ نظم و سلسله مراتب‌اش وابسته است. هرگونه «سرکشی» و لو کوچک و محدود و در حد یک تلنگر، به سان یک حرکت ساده کبوتر انتهای فیلم اجاره‌نشین‌های مهرجویی ممکن است به ریزش کل ساختمان جزمیت و قدرت منجر شود.

حضرات اما خود با انعکاس ترسشان در نفرت و انتقام، عملا به تخریب ساختمان قدرت خود پرداخته‌اند. این نوع اعمال سبعانه وقتی با چاشنی‌های مشمئزکننده برچسب‌زنی اخلاقی به قربانیان بی‌گناه همراه می‌شود، در مخاطبان‌ و مردمان خود به خود تولید «نفرت» می‌کند. تاریخ ایران نشان داده است که ایرانیان نفرتشان را به گونه‌ای آرام و پوشیده و پنهان نشان می‌دهند. سیلاب آنها، هرچند گه گاه توفان نیز می‌پرورد، اما از پایین و پنهان بنیان‌های ظاهرا مستحکم را زیر نم ویرانگر خود می‌گیرد. استحاله می‌کند یا تخریب. «ترس» حاکمان دین و دولت خود نشان می‌دهد که در زیر عصای قدرت و حشمت سلیمانی‌شان «موریانه»های افشاگر و ویرانگر سخت در رفت و آمدند؛ اگر چشم بصیرتی باشد.

………………………………………………………………………………………………………………
توسط رضا علیجانی
نظر نویسنده بیانگر دیدگاه رادیو فردا نیست.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .