Aug 30 2016
وزارت کار: هر 4 ازدواج یک طلاق / 150 هزار کودک مبتلا به سوء تغذیه / 50 تا 150 هزار کودک بدون شناسنامه داریم
عصرایران: با تحقیقات انجام شده ۲۰ درصد از معتادین دارای شغل هستند بنابراین نمی توان بیکاری را عامل اصلی اعتیاد دانست.
معاون رفاه اجتماعی وزارت تعاون، کار و امور اجتماعی گفت: طبق آمار ۱۵۰ هزار کودک دچار سوء تغذیه در کشور وجود دارد که ۶۰ هزار نفر تحت پوشش و ۹۰ هزار نفر تحت پوشش نیستند.
به گزارش عصر ایران، احمد میدری ظهر سه شنبه در جلسه ستاد فرهنگی و اجتماعی مدیریت و ساماندهی آسیب های اجتماعی استان فارس تاکید کرد: فعالیت های کشور را باید به دو دسته تقسیم کرد، که بخشی از آن به ساخت راه، آب رسانی، گازرسانی و… مربوط می شود که کارهای قابل قبولی انجام شده اما بخش دیگر، آسیب های اجتماعی است که روند نامطلوبی دارد.
وی تصریح کرد: شفاف نبودن وضعیت آسیب های اجتماعی از جمله مواردی است که باعث بروز مشکل شده و هرزمان ما این وضعیت را صادقانه قبول کردیم یک قدم به سمت رفع مشکلات برداشتیم.
به گزارش مهر،معاون رفاه اجتماعی وزارت تعاون، کار و اموراجتماعی یادآور شد: در سال ۸۵ از هر ۸ ازدواج ۱ طلاق را شاهد بودیم اما امروز از هر ۴.۵ ازدواج ۱ طلاق داریم.
میدری افزود: روند افزایش اعتیاد و کاهش سن ابتلا به آن نگران کننده است و از طرفی عامل شیوع بیماری ایدز نیز از روابط جنسی به اعتیاد رسیده است.
وی تاکید کرد: با تحقیقات انجام شده ۲۰ درصد از معتادین دارای شغل هستند بنابراین نمی توان بیکاری را عامل اصلی اعتیاد دانست.
معاون رفاه اجتماعی وزارت تعاون، کار و امور اجتماعی با اشاره به وضعیت کودکان در جامعه و آسیب های اجتماعی این گروه، گفت: اگر دو فرد خارجی در کشور دارای فرزند شوند دولت برای کودک کارت ایرانی صادر می کند اما اگر یکی از زوجین خارجی باشد کارت ایرانی برای کودک آنها صادر نمی شود، به همین دلیل امروز بین ۵۰ تا ۱۵۰ هزار کودک بدون کارت هویت در کشور داریم.
میدری ادامه داد: از طرفی دیگر یک هزار کودک بدون شناسنامه نیز تحت پوشش کمیته امداد هستند که این موارد جای نگرانی است.
وی یکی دیگراز مباحث را موضوع تغذیه عنوان کرد و گفت: در حال حاضر طبق آمار ۱۵۰ هزار کودک دچار سوء تغذیه در کشور وجود دارد که ۶۰ هزار نفر تحت پوشش و ۹۰ هزار تحت پوشش نیستند.
معاون رفاه اجتماعی وزارت تعاون، کار و اموراجتماعی تصریح کرد: آسیب های اجتماعی در کشور شفاف نیست و توزیع جغرافیایی آسیب اجتماعی نداریم زیرا کد پستی ایرانیان نیز مشخص نیست و یا با تغییر مکان کد پستی جدید را اعلام نمی کنند.
وی تاکید کرد: فقر شدید با گستردگی کم نیز داریم البته هرچند که روند روبه رشد اعتیاد، کاهش سن، فروش کودک زیر یک هزار نفر، عدم داشتن شناسنامه از مشکلات است.
معاون رفاه اجتماعی وزارت تعاون، کار و امور اجتماعی تصریح کرد: ۱ میلیون و ۳۰۰ هزار کودک در کشور دیپلم نمی گیرند که این مهم نیز بسیار نگران کننده است.
میدری ادامه داد: طرحی را برای اولین بار در استان فارس راه اندازی خواهیم کرد که با توجه به شماره کارت ملی افراد مشخص شده که چه کودکانی به مدرسه نمی روند و در این راستا در مرحله اول با خانواده آنها تماس گرفته می شود و به آنها کمک نیز خواهد شد اما اگر مجدد فرزند خود را به مدرسه نفرستادند به عنوان یک مجرم با خانواده برخورد می شود و حتی یارانه آنها نیز قطع می شود.
وی تصریح کرد: در حوزه اعتیاد نیز طرح بیمه درمان معتادین با اولویت کودکان و زنان مد نظر قرار داده شده است.


Image copyright Jamaran.ir Image caption نفوذ خمینی به دلیل نفوذ سنتی است که از آن برآمده بود، اما به نظر میرسد که اهمیت او به دلیل “چرخش بنیانافکنی” است که از همین سنت کرد. رویاروییهای نمادین شریعتی-خمینی، شریعتمداری-خمینی و منتظری-خمینی هم در همین چارچوب قابل فهمتر است اهمیت خمینیآیتالله روحالله موسوی خمینی، شاید تاثیرگذارترین شخصیت تاریخ معاصر ایران باشد. اهمیت او، نه تنها به دلیل نقشی است که در رهبری انقلاب سال ۱۳۵۷ ایفا کرد و در نهایت به سرنگونی استبداد پیشین انجامید، بلکه از سوی دیگر بهدلیل راهی است که پس از آن طی کرد و مسیر شکست امیدهای برآمده از انقلاب را هموار کرد و در طی کمتر از یک دهه، حکومت استبدادی دیگر، بنیان گذاشت.
Image copyright Image caption به تعبیر میرزا محمدحسین نائینی، حکومت مشروطه همچنان حکومت عدل نبود و همچنان روسیاه بود، اما حداقل اینکه دستهایش را شسته بود و زمینه ظلم کمتر شده بود. و در زمانه عسرت، در عصر غیبت انسان کامل، بیش از این ممکن نیست و سهم ما از عدل، در همین اندازه است. طرحی از یک طرحبه نظر میرسد که باطنیگری، الهامبخش بسیاری از جریانها و کوششهای اعتراضی در قرن گذشته بوده است. از جنبش باب تا جنبش مشروطه و از ظهور شریعتی تا مجاهدین خلق و بالاخره جمهوری اسلامی، همه به نوعی از باطنیگری متاثر بودهاند. گرچه تفصیل این مدعا در یک گزارش کوتاه ممکن نیست، اما میبایست که خلاصهای از آن را ترسیم کرد:
Image copyright Image caption مشروطه ثمره باطنیگری با همه فرضهای سهگانهاش بود: فهم کامل کتاب ممکن نیست. تاسیس حکومت عدل ممکن نیست. انسان کامل غایب است و ظهور آن هماکنون ممکن نیست. پس: باید به عقل جمعی تن داد.به همین دلیل، هم سنتهای فقهی اصولی در برابر باطنیگرایی قرار میگرفت، هم حکومتهای شیعه از آلبویه تا فاطمیان و صفویان، در نهایت عدول از باطنیگری بودند و به “جور” منجر میشدند، و هم اینکه هرگونه ادعای ظهور (از حروفیه و نقطویه تا بابیه) خروج از پروژه باطنیگری محسوب میشد. از آنجا که پایبندی به همه فرضهای باطنیگری، نوعی بنبست را القا میکرد، هر جنبشی با عدول از یک یا چند فرض، میکوشید تا راهی جدید باز کند، اما هر بار، شکست از راه میرسید.
Image copyright IRNA Image caption جریانهای “سیاسی مذهبی” ناچار از تعیین تکلیف نهایی با خمینیاند. آنها یا همچنان از باطنیگری خروج میکنند تا راه برای استبداد مذهبی باز شود و یا با بازگشت به دامن باطنیگری، مسیر سیاست را از مسیر مذهب جدا خواهند کرد. تعیین تکلیف با خمینیمنتظری خبر داده است که نام خمینی در تاریخ به عنوان “خونریز، سفاک و فتاک” ثبت خواهد شد. او با تاسیس “حکومت جور” هم به سنت باطنیگری پشت کرد و هم ظلم را به دین پیوند داد. در میان ستایشگران خمینی، هنوز جریانهایی هستند که از سنت خمینی فاصله دارند، اما جسارت جدایی از این مسیر را نیافتهاند. طرح خمینی که عدول کامل از باطنیگری بود، به نظریه دینی کسب قدرت در معنای اسلامی سیاسی که به دنبال قبضه قدرت برای برقراری شریعت است، تبدیل شد و هنوز جریانهایی هستند که تصور میکنند از همین مسیر میتوان به سمت برقراری حکومت عادلانه حرکت کرد. آنها تصور میکنند که در این راه، مشکل از “شخص” بوده و اگر دیگری بر جای او میبود، راه دیگری طی میشد. اما به نظر میرسد که هرگونه کوشش برای کسب قدرت از طریق دین، نتیجه ای این جز این نخواهد داشت.