اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'اجتماعی' Category

May 26 2016

۲۳ کارخانه تولید الکل در ایران وجود دارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

رادیوفردا: روزنامه جهان صنعت در تیتر یک شماره نهم خرداد ماه خود از «تابوشکنی مصرف الکل» در ایران با بازار سالیانه ۶۵۸ میلیارد تومانی گزارش داده است.

این روزنامه از قول محمدرضا قدیرزاده، مدیرکل حوزه ریاست سازمان پزشکی قانونی، درباره «چرخش مالی و صنعت مشروبات الکلی» در ایران، نوشته است: «مجموع چرخش مالی و خرید و فروش مشروبات الکلی در کشور ۶۵۸ میلیارد تومان است و ۲۳ کارخانه تولید الکل در کشور وجود دارد.»

به گفته محمدرضا قدیرزاده «استان‌های تهران، البرز، اصفهان، لرستان و کرمانشاه بیشترین مصرف الکل را به خود اختصاص داده و در مقابل بوشهر، سیستان و بلوچستان، چهارمحال و بختیاری و مرکزی نیز براساس آمارهای سال ۱۳۹۰ کمترین مصرف را در حوزه الکل دارند.»

این مقام سازمان پزشکی قانونی درباره «آمار مرگ و میر ناشی از مصرف الکل ارجاعی به پزشکی‌قانونی از سال ۸۹ تا ۹۳» گفته است: «سال ۸۹، ۱۴۵ مورد، سال ۹۰، ۹۳ مورد، سال ۹۱، ۱۳۶ مورد، سال ۹۲، ۱۳۵ مورد و سال ۹۳، ۸۱ مورد مرگ و میر ناشی از مصرف الکل ارجاعی به پزشکی‌قانونی در کشور داشته‌ایم» و از جمله در جریان مسمویت گروهی ناشی از الکیل غیر استاندارد در رفسنجان ۱۲ تن جان خود را از دست دادند.

روزنامه جهان صنعت از قول محمدرضا قدیرزاده نوشته است: «به علت پایین و مشخص بودن غلظت الکل در کشورهای خارجی خطر آنها کم است این در حالی است که در ایران غلظت الکل در مشروبات الکلی اصلاً مشخص نیست»، ضمن اینکه «مصرف مشروبات الکلی در کشور استاندارد نیست. فرد مصرف‌کننده این نوشیدنی در کشور تنها الکل مصرف نمی‌کند بلکه مخدرهایی چون ترامادول و متادون را همزمان با مصرف این مواد دریافت می‌کنند به همین دلیل مساله مصرف الکل در ایران دچار پیچیدگی شده است.»

No responses yet

May 26 2016

دستگیری 35 دختر و پسر نیمه عریان در پارتی شبانه/ اجرای حکم 99 ضربه شلاق در فردای دستگیری

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

عصرایران: در ظرف زمانی کمتر از 24 ساعت کار بازجویی، انجام تحقیقات، تشکیل جلسه دادگاه، صدور رای و اجرای حکم به انجام رسید.
دستگیری 35 دختر و پسر نیمه عریان در پارتی شبانه/ اجرای حکم 99 ضربه شلاق در فردای دستگیریدادستان عمومی و انقلاب قزوین گفت: 35 دختر و پسر نیمه عریان در پارتی شبانه در باغی در اطراف قزوین، دستگیر شدند.

به گزارش عصرایران به نقل از خبرگزاری قوه قضائیه (میزان)، صادقی نیارکی اظهار کرد: بیش از 30 نفر از دختران و پسران که بدون داشتن هیچ گونه رابطه‌ای به بهانه شرکت در جشن فارغ التحصیلی در حال رقص و پایکوبی بودند، دستگیر و مجازات شدند.

وی ادامه داد: به دنبال وصول گزارشی مبنی بر اختلاط تعداد زیادی دختر و پسر جوان در ویلایی در اطراف قزوین بلافاصله با صدور دستوراتی از سوی بازپرس کشیک دادسرای عمومی و انقلاب قزوین، تمامی شرکت کنندگان در پارتی مذکور، جلب شدند.

صادقی نیارکی از اجرای حکم شلاق تمامی متهمان در فردای روز دستگیری خبر داد و عنوان کرد: بدنبال ارسال پرونده متهمان به دادگاه، با تشکیل جلسه فوق العاده هر یک از متهمین به 99 ضربه شلاق تعزیری محکوم شدند که حکم صادره در همان روز درباره آن‌ها اجراء گردید.

وی افزود: اجرای حکم شلاق نامبردگان توسط پلیس امنیت اخلاقی به اجراء درآمد تا درس عبرتی باشد برای افرادی که مبادرت به هنجارشکنی کرده و حیاط خلوتی برای رفتارهای هنجارشکنانه خود ایجاد می‌کنند.

دادستان قزوین یادآور شد: از طریق تریبون‌های مختلف بویژه رسانه ها نسبت به حرمت شکنی برخی جوانان هشدار لازم و جدی را داده ایم و به هیچ کس اجازه نخواهیم داد تا با اعمال مجرمانه شان فضای اسلامی شهر و جامعه را مخدوش نمایند.

صادقی نیارکی با بیان اینکه خانواده‌ها باید مراقب فرزندان خود باشند تا در دام گروه‌های فساد اجتماعی قرار نگیرند، اظهارکرد: دستگیری این تعداد دختر و پسر جوان آن هم به صورت نیمه عریان و در حال مصرف مشروبات و اعمال منافی عفت موجبات جریحه دار شدن اذهان و افکار عمومی گردیده بود و می طلبید بار دیگر اقتدار دستگاه قضایی در رسیدگی سریع همراه با دقت و کیفیت اعمال گردد که بحمدلله در ظرف زمانی کمتر از 24 ساعت کار بازجویی، انجام تحقیقات، تشکیل جلسه دادگاه، صدور رای و اجرای حکم به انجام رسید.

این مقام قضایی با بیان اینکه “برگزاری پارتی های شبانه در باغ ها و ویلاهای حاشیه شهر به دلیل احساس امنیت کاذبی است که برگزار کنندگان آن می کنند” اظهار داشت: اجرای طرح برخورد با ناهنجاری‌های اجتماعی و مصادیق بی‌حجابی در دستور کار دادستانی قزوین قرار دارد و در این راستا از ابتدای سال جاری سرنشین خودروهایی که رعایت حجاب شرعی را رعایت ننمایند، ایجاد مزاحمت برای بانوان، دور دور کردن و ایجاد آلودگی صوتی متوقف و مدت طولانی را در پارکینگ خواهند بود.

وی اضافه کرد: همچنین رستوران ها و تالارها و مراکز پذیرایی که اقدام به برگزاری مراسم به شکل مختلط نمایند یا در صورت کشف و مشاهده مشروبات الکلی پلمپ خواهند شد.

دادستان قزوین تصریح کرد: جوانان و نوجوانان باید به عواقب اعمال مجرمانه خویش آگاه باشند چرا که دستگیری افراد در پارتی های مختلط و محکومیت و مجازات برای آنان سابقه کیفری محسوب می شود و برای آینده تحصیلی، کاری و شغلی شان مشکل ساز خواهد بود.

قاضی صادقی نیارکی همچنین با اشاره به این که دستگاه قضایی مخالف شادی مردم نیست و حتی معتقد است باید شرایط و امکانات بیشتری برای تفریح و شادی جوانان و خانواده ها مهیا شود، بیان کرد: دستگاه قضایی از آزادی های مشروع و ایجاد فضاهایی برای شادی مردم حمایت می کند اما این بدان معنا نیست که عده ای هنجارشکن با اقدامات خلاف قانون و شرع در پوشش عناوینی چون آزادی، تفریح به بهانه های مختلف مانند جشن تولد، دانش آموختگی، میهمانی و … مبادرت به سوءاستفاده از دختران و پسران نمایند و یا جرایم دیگری مانند مصرف مشروبات الکلی، استفاده از مواد، قرص یا داروهای روانگردان و نیروزا، رقص و پایکوبی های مختلط و … را مرتکب شوند و پس از این گونه اعمال کثیف نیز فیلم و عکس تهیه کنند.

No responses yet

May 23 2016

چه میزان درباره محصولات تراریخته می‌دانیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی,محیط زیست

رادیوفردا: مقاوم‌بودن محصولات کشاورزی به یک‌سری آفت‌ها، قابلیت ماندگاری بیشتر محصولات، افزایش سرعت رشد، نیاز به آبیاری و مراقبت کمتر و بالارفتن بهره‌وری در کشاورزی، از جمله دلایلی است که طرفداران اعمال تغییر ژنتیک در کشاورزی بر آنها تاکید دارند. در ایران به این گونه محصولات دستکاری‌شده، «تراریخته» می‌گویند. جاندارانی که یک یا چند ژن آنها با دخالت انسان اضافه یا کم می‌شود. در ایران از جمله فعالیت‌ها و پژوهش‌هایی در زمینه تغییر ژنتیک برنج آغاز شده است و نوعی روغن خوراکی تغییرژنتیک‌ داده‌شده به طور رسمی وارد شده است. محصولاتی که گاهی ارزان‌تر از نوع طبیعی‌اش هستند، اما برخی پژوهشگران می‌گویند، این روش می‌تواند باعث ‌شود، مردم در آینده هزینه‌های درمانی سنگینی را پرداخت کنند، چراکه در بسیاری از آزمایش‌ها نشانه‌‌هایی از ابتلا به بیماری‌های فراوانی پس از مصرف این محصولات مشاهده شده است.

این محصولات تراریخته در ایران اما از سوی برخی سازمان‌ها حمایت می‌شود و واردات برخی از محصولات با مجوز رسمی انجام می‌شود.

اما دکتر خدیجه رضوی، عضو هیات علمی پژوهشگاه زیست‌فناوری و مهندسی ژنتیک و پژوهشگر ارشد فیزیولوژی گیاهی در تهران که رییس موسسه توسعه پایدار و محیط زیست در تهران هم است، با به کار بردن کلمه تراریخته برای دست‌کاری ژنتیکی در گیاهان، موافق نیست: «با کلمه تراریخته خیلی میانه‌ای ندارم برای اینکه برای مردم قابل درک نیست. هیچ‌کس نمی‌داند این کلمه چیست و کجای کار قرار گرفته. یکی از اهداف بزرگ پروتکل‌های غذایی این است که همه مردم بدانند چه می‌خورند چه کار می‌کنند و چه بلایی ممکن است سرشان بیاید یا نیاید. مساله دستکاری ژنتیکی هنوز خیلی جدید است و ما ‌آینده‌اش را نمی‌دانیم. همانطوری که موقع انقلاب سبز نمی‌دانستیم سم و کود شیمیایی و علف‌کشی شیمیایی این معضلات را برای ما به وجود می‌آورد، همه چیز را آلوده می‌کند و سرطان‌زایی می‌کند».

سازمان حفاظت محیط زیست می‌گوید، ضوابط مشخصی را در این زمینه نوشته است اما هنوز مشخص نیست، این ضوابط نهایی و اجرایی شده است یا خیر. آیا مردم برای انتخاب و خرید محصولات تغییر ژنتیک پیدا کرده، اطلاع‌رسانی کافی شده یا حق انتخابی داده شده است؟

مدیرکل آزمایشگاه مرجع سازمان غذا و دارو چندی پیش اعلام کرد، فقط به محصولات تراریخته‌ای اجازه ورود به کشور می دهد که اجازه واردات به اتحادیه اروپا را نیز داشته باشند،چرا که اتحادیه اروپا در این زمینه، قوانین سختگیرانه دارد.

اما موضوع این است که بسیاری از کشورهای اتحادیه اروپا این محصولات را برای محیط زیست و سلامت مردم مضر می‌دانند و اساسا واردات و تولید این محصولات را ممنوع اعلام کرده‌اند.

در این زمینه گفت‌وگوی رادیو فردا را بخوانید و بشنوید با خدیجه رضوی، عضو هیات علمی پژوهشگاه زیست‌فناوری و مهندسی ژنتیک و پژوهشگر ارشد فیزیولوژی گیاهی در تهران که رییس موسسه توسعه پایدار و محیط زیست در تهران است و سال‌ها دراین زمینه پژوهش کرده است:

شما می‌گویید، باید با دقت و حوصله با دستکاری ژنتیکی برخورد شود. اما چرا نقدهای منفی و ابراز نگرانی‌ها و ترس‌ها از شکل‌گیری و تولید محصولات تغییر ژنتیک‌داده شده اینقدر همه گیر و فراگیر است؟ چطور باید به گفته آرام باشیم و با حوصله جلو برویم؟

عکس‌العمل به این محصولات ممکن است در یک زمانی مشخص شود، ولی بعد نمی‌دانیم که چند سال بعد چه اتفاق‌هایی می‌افتد. پژوهش‌ها باید خیلی دقیق با ارزیابی خطر و ارزیابی محیط زیستی و بوم زیستی انجام شود. اتفاق دیگر که الان در جهان افتاده مرگ حشرات و زنبورها و پروانه‌ها است. واقعا باید در نظر بگیریم که پنجاه شصت سال دیگر با شرایط محیط زیست ما، این آدمهایی که الان پی این چیزها هستند وجود نخواهند داشت که جوابگو باشند. مثل شرایط سم و کود و علف‌کش‌های شیمیایی که پنجاه سال پیش نمی‌دانستند چه خطراتی را در پیش خواهد داشت.

یکی از دلایلی که برای دستکاری ژنتیکی حیوانات و محصولات کشاورزی ذکر می‌شود این است که باید از حالا به فکر تهدیدهای غذایی سال‌های آینده باشیم. همینطور گفته می‌شود که حواسمان باید به محدودیت‌های کشاورزی و کمبود غذا در آینده باشد. از طرفی تحقیقات اخیر خودش به تنهایی نشان دهنده این است که بسیاری از این محصولات که به جی ام معروف‌اند می‌توانند منجر به بروز بیماری‌هایی مانند آلرژی، مشکلات در دستگاه گوارش و بیماری قلبی، چاقی مفرط و ده‌ها بیماری دیگر شوند. این دو وضعیت متضاد را چطور می‌شود کنار هم گذاشت؟

ما احتیاجی نمی‌بینیم که در ژنتیک محصولات دستکاری شود. برای اینکه طبیعت خودش بلد بوده که چطور بالا یا پایین برود. مسایلی که امروز در دنیا پیش آمده دقیقا به خاطر استفاده بی‌رویه سم و کود و علف‌کش شیمیایی است که دشمنان طبیعی طبیعت را از بین بردیم و در نتیجه روز به روز سم و کود اضافه کردیم،‌ آب را آلوده کردیم، این روش جدید که با آن دوستان بزرگ چند ملیتی ارائه می‌شود جواب وضعیت آینده و افزایش جمعیت را نخواهد داد.

آیا ما در ایران برای مثال باید همه این راه را طی کنیم و دوباره همه این شرایط را پشت سربگذاریم و این نتایج را به دست بیاوریم؟

امنیت غذایی، حاکمیت غذایی، از بین رفتن ذخایر ژنتیکی داستانهایی است که باید در کشور خیلی جدی‌تر باید در نظر گرفته شود. ما باید برگردیم به عقل و درایت خودمان. نگران غذای مردم نشویم، برای اینکه با بالابردن تنوع رقم می ‌توانیم همه کشور را سیر کنیم. و چون کشوری هستیم با سابقه دوازده چهارده هزار سال سابقه کشاورزی، آزمون و خطا شده و همه چیز را داشتیم و می‌توانستیم از پسش بربیاییم، هیچ دلیلی نمی‌بینم که سراسیمه شویم و روش‌های کشورهایی که گذشته کشاورزی‌شان هنوز به صد سال نمی‌رسد، امتحان شود. علم را می شود داشته باشیم ولیت وی آزمایشگاه. این اعتقاد شدید من است. وقتی نگاه می‌کنیم می‌بینیم کشورهای اروپایی یکی‌یکی این محصولات را منع می‌کنند و شرایط احتیاط را می‌گذارند جلو، وقتی کشور عظیمی مثل روسیه را می‌بینیم که ورود این محصولات را کاملا ممنوع کرده، اینها را نگاه می‌کنم می‌گویم باید یک مقداری سراسیمگی را قطع کنیم. با هیچکس هم دعوا نداریم و اصلا هم اجازه نمی‌دهم در تفکرم غذا را سیاسی کنم. برای اینکه این موضوع اقتصادی نباید باشد و برگردم به تنوع ذخایر ژنتیکی خودمان مثل تخم چشم‌مان نگاه داریم و هیچ گروهی حق تصمیم‌گیری برای ذخایر ژنتیکی کشور که مال ملت و مال مردم است ندارد. این گروه باید احترام به ذخایر ژنتیکی کشور بگذارد.

اشاره کردید به ممنوعیت وورد این نوع محصولات کشاورزی به بعضی از کشورهای اروپایی. اما وضعیت کشاورزی در ایران را چطور می‌بینید و واردات این محصولات در ایران چقدر رواج دارد و حمایت می‌شود؟

دلم می‌خواهد مردم بفهمند الان سالهاست بدون مجوز، محصولات دستکاری ژنتیکی وارد کشور می‌شود. چرا بیست درصد جامعه من دارد نازا می‌شود؟ نگرانیم که عقب بمانیم؟

همه در اخبار جهان می‌نویسند که ۲۹ کشور جهان دستکاری ژنتیکی می‌کند و ما عقب ماندیم. من می‌گویم هر وقت ۱۹۹ کشور شد آن وقت من نگران می‌شوم. در صورتی که روز به روز دارد کم می‌شود و به نظر من یک مقدار باید با آرامش بیشتر و سراسیمگی بیاییم بیرون. خیلی دقت بیشتری باید بکنیم. چون کشوری که مجبور شود، بذرش را از بیرون بخرد و وارد کند، اول نابسامانی‌اش است. ما خودمان همه اینها را داشتیم و باید احترام بگذاریم به آزمون و خطای خودمان. اگر بذرهایمان آلوده شود یعنی حیات وحش، مرتع، جنگل، درخت، زنبور… از بین رفته است و اگر زنبور از جهان برکنده شود عمل لقاح انجام نمی‌شود و اول بدبختی‌مان هست.

این اصلا درست و کافی نیست که بعضی‌ها می‌گویند به کسی مربوط نیست. برای اینکه این وضعیت وارد سبد غذایی من می‌شود و در ذخایر ژنتیکی من، می‌رود در ژن من نابسامانی ایجاد می‌کند و همه‌اش یک داستان پیچیده است.

No responses yet

May 20 2016

واکنش آموزش‌وپروش خراسان رضوی به خودکشی دختر ۱۲ ساله

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: اداره آموزش‌وپروش استان خراسان رضوی در واکنش به خودکشی دختری ۱۲ ساله در مشهد، گفته‌است او «از مدرسه اخراج نشده بود» و این اداره از بازپرس پرونده خواسته است آنها را از «ابعاد مختلف پرونده» مطلع کند.

خبر خودکشی دختر نوجوان مشهدی در میانه هفته گذشته منتشر شد. بنا بر گزارش‌های اولیه گفته شده بود او به دلیل «بی‌انضباطی» به مدت یک هفته از مدرسه «اخراج شده بود». این دختر خود را از طبقه چهارم ساختمانی به پایین پرتاب کرده بود.

در عین حال گفته شده است در تحقیقات اولیه دست‌نوشته‌ای از او پیدا شده که «وسایلم را بین دوستانم تقسیم کنید. پدر و مادر عزیزم، من شما را دوست دارم، اگر خودم را می‌کشم، به خاطر شما نیست، به خاطر خودم است.»

پدر این دختر به بازپرس گفته است به خاطر نمره پایین، مدرسه از او خواسته بود برای گفت‌وگو به آنجا برود. او با دخترش «به شدت برخورد کرده است». در عین حال این دختر نوجوان «وسیله‌ای که نباید به مدرسه برده بود».

نتیجه این‌ها به گفته پدر این نوجوان «اخراج یک‌هفته‌ای» دختر بوده‌ است.

اما ۳۰ اردیبهشت ماه اداره آموزش و پرورش استان خراسان رضوی «اخراج» دختر از مدرسه را «دروغ محض» نامیده است.

به گزارش خبرگزاری ایلنا، محمد رضا فرهادی نیا، رئیس روابط عمومی آموزش و پرورش خراسان رضوی گفته است «اول اینکه این حادثه خودکشی بوده یا نه باید محاکم قضایی آن را تایید یا رد کنند، در ضمن این حادثه در جغرافیای مدرسه نبوده و در خانه اتفاق افتاده است.»

رئیس روابط عمومی این اداره در بخشی دیگر از سخنان خود گفته است «آخر بچه ششم ابتدایی چه می‌داند، خودکشی چیست؟»

این گفته‌ها در حالی‌ است که پیشتر نیز خبر خودکشی نوجوانان در ایران منتشر شده است. تنها دو هفته پیش از این فرمانده نیروی انتظامی کهگیلویه و بویراحمد گفته بود یک دانش‌آموز ششم ابتدایی در روستایی در آن استان خود را حلق‌آویز و خودکشی کرده‌است.

بر اساس آماری که یک عضو شورای شهر تهران در آبان‌ماه سال ۱۳۹۴ ارائه کرده بود و تنها فاصله سال‌های ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۳ را در بر می‌گرفت، ۱۱۱ کودک بین هشت تا ۱۳ ساله در ایران خودکشی کرده‌اند.

در همان سال دو روزنامه روزان و جهان صنعت در ایران در مورد «فروریختگی آموزشی و خانوادگی» و افزایش آمار خودکشی میان دانش‌آموزان ایرانی هشدار داده بودند.

دو هفته پیش روزنامه اعتماد نیز گزارش داد حسن قاضی‌زاده هاشمی، وزیر بهداشت دولت حسن روحانی، پس از انتشار خبر خودکشی سه مرد میان‌سال و سه دختر جوان و نوجوان، در مورد «گسترش آسیب‌های اجتماعی» و افزایش افسردگی هشدار داده و خواستار کمک رسانه‌ها برای جلوگیری از «اپیدمی خودکشی» شده بود.

No responses yet

May 20 2016

خودکشی یک دانش‌آموز دختر در مشهد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

رادیوزمانه: یک دختر ۱۲ ساله‌ مشهدی در راه برگشت از مدرسه دست به خودکشی زده است. او بر روی برگه کوچکی نوشته است که وسایلش را میان دوستانش تقسیم کنند.

این دست‌نوشته در بازرسی جیب‌های این دختر پیدا شده: «وسایلم را بین دوستانم تقسیم کنید. پدر و مادر عزیزم من شما را دوست دارم، اگر خودم را می‌کشم به خاطر شما نیست، به خاطر خودم است.»

خبرگزاری دانشگاه آزاد اسلامی (آنا)، با انتشار این خبر علت خودکشی این دانش‌آموز را ترس او از تنبیه پدر به دنبال اخراج شدنش از مدرسه (برای یک هفته) عنوان کرده است. او خودش را از طبقه چهارم یک ساختمان به پایین پرتاب کرده و کشته شده است.

بازپرس جنایی مشهد و تیم بررسی صحنه جرم راهی محل حادثه شده‌اند و در ادامه تحقیقات، پدر او به بازپرس جنایی گفته که چند هفته قبل، دخترش نمره پایینی گرفته و از مدرسه او را خواسته‌اند: «زمانی که از ماجرا باخبر شدم، به شدت با دخترم برخورد کردم. امروز دخترم وسیله‌ای را که نباید به مدرسه ببرد، برده بود. مسئولان مدرسه از این موضوع باخبر شدند و با من تماس گرفتند. به مدرسه رفتم و آن‌ها یک هفته دخترم را از مدرسه اخراج کردند. دخترم در راه خانه، دست نوشته را می‌نویسد. او به خاطر ترس از من و اینکه مبادا دوباره تنبیهش کنم، دست به خودکشی زده است.»

مشخص نیست این دانش‌آموز مشهدی چه وسیله‌ای با خود به مدرسه برده که باعث شده است یک هفته اخراج شود.

خودکشی دانش‌آموزان در ایران می‌رود که به یک بحران اجتماعی تبدیل شود.

در طول سال ۹۴، دست‌کم ۱۳ دانش‌آموز در ایران دست به خودکشی زدند و جان خود را از دست دادند: خودکشی ۱۳ دانش‌آموز در ایران

از میان این خودکشی‌ها علت شش خودکشی «مسائل تحصیلی، عدم قبولی در امتحانات یا کنکور و احضار والدین به مدرسه» و علت سه مورد دیگر از نیز «سرزنش والدین، خستگی از شرایط زندگی و دیدن فیلم در رابطه با خودکشی» اعلام شده است.

اپیدمی خودکشی گرچه در میان دانش‌آموزان خبرساز‌تر است، اما فقر و مشکلات اقتصادی، بیکاری، گسست هویتی، آنومی یا کمبود «حیات اجتماعی»، از دلایل اصلی افسردگی و اقدام به خودکشی نزد گروه‌های سنی مختلف به شمار می‌روند.

به دنبال گسترده شدن این شرایط در ایران است که چهار هزار و ۶۹  ایرانی در سال خودکشی می‌کنند.

حسن قاضی‌زاده هاشمی، وزیر بهداشت ایران گفته است که رسانه‌ها باید کمک کنند تا اپیدمی خودکشی از طریق خودکشی تقلیدی روی ندهد.

No responses yet

May 18 2016

گزارشي از حضور مخفیانه زناني كه سعي كرده‌اند وارد ورزشگاه ‌هاشوند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

قانون: دختران در آفسايد
محمد آقایی فرد

خبر کمي‌عجیب بود و غیرمنتظره؛ یک دختر جوان در میان صدهزار مرد، دیدار پرسپولیس و راه‌آهن را از نزدیک تماشا کرده است. او لحظاتی بعد از شروع بازی عکسی از خودش در فضای مجازی منتشرکرد و نوشت: گفته بودم به ورزشگاه آزادی مي‌روم و بالاخره آمدم. دخترک 21 ساله ای که 5 پیراهن و 5 شلوار را روی هم پوشیده بود تا لو نرود، حالا با مشکل بزرگی مواجه شده است؛ تهدید به بازداشت و حتی مرگ!
«بايد این دختر هنجارشکن بازداشت شده و در مقابل ورزشگاه آزادی در قفس آهنی سوزانده شود تا درس عبرتی برای تمامي‌بانوان فوتبال دوست نه تنها در ایران بلکه در کل جهان شود». این کامنت یک کاربر به نام «زینال بندری» است که در یکی از سایت‌های خبری برای او گذاشته اند. دختر از کامنت عکس گرفته و در اینستاگرامش منتشر کرده، کنار آن هم نوشته: به کدامین جرم مرا مي‌خواهند بسوزانند؟ به کدامین جرم مي‌خواهند آتشم بزنند؟ شاید به جرم لذت تماشا و تشویق زنده تیمم! یا شاید بودن در میان مردانی که مرا ناموس مي‌خوانند. همان مردانی که پایش برسد برای غیرت شان، با خاطر محافظت از جنس من خون مي‌ریزند و جان مي‌دهند».
کمي‌ترسیده است، شاید هم حق دارد، برخی نوشته‌اند احتمال بازداشتش منتفی نیست. دختری که در روز اول فالوئرهای اینستاگرامش 3 هزارتایی بود حالا به 20 هزار فالوئر رسیده و هر لحظه تعداد دنبال کنندگانش بیشتر مي‌شود.حالا نگران است که نکند این موضوع برای او گران تمام شود، در اینستاگرامش نوشته نه عضو حزب و گروه خاصی است نه هدفی را دنبال مي‌کرده، فقط یک عاشق فوتبال است. در اینستاگرام خودش را «حانیه» معرفی کرده، نمي‌دانیم شاید هم نام دیگری دارد، به هر حال خودش را از هر گروه و دسته ای مبرا مي‌کند. مي‌گوید «من اصلا نمي‌دانم عکس‌هایم چطور پخش شد، خواهش مي‌کنم برای من حاشیه درست نکنید، من یک دختر معمولی از یک خانواده معمولی هستم». روزهای اول با حوصله به تمام سوال‌ها جواب مي‌داد، اینکه گریمش سنگین بوده و تا 4 ساعت بعد از بازی صورتش مي‌سوخته، مي‌گوید برخی متوجه شدند که او دختر است ولی مثل خانواده‌خودشان از او مراقبت کردند.
چرا در دربی شناسایی نشدم؟
این نخستین بار نیست که بانوان با پوشش مردانه به ورزشگاه آزادی مي‌روند، برخی از آن‌ها شناسایی مي‌شوند و برخی دیگر هم موفق مي‌شوند از گیت‌ها رد شوند. در همین بازی آخر پرسپولیس مقابل راه آهن دختری که قصد ورود به ورزشگاه داشت، شناسایی شد و در اعتراض گفت که چرا وقتی در بازی دربی به ورزشگاه آمده، او را نگرفته اند؟ این یعنی در بازی دربی به ورزشگاه آمده بود. موضوع اما هیچ وقت تا این حد بزرگ نشده بود، کسی تهدید نمي‌شد و در نهایت با چند کامنت «آفرین، دمت گرم» یا «شیرزن» ماجرا تمام مي‌شد، این بار اما ابعاد ماجرا کمي‌گسترده‌تر شده، «زینال بندری» مي‌خواهد او را بسوزاند، مشکل از همین زینال بندری‌ها شروع مي‌شود.
آن‌هایی که شناسایی شدند
این ماجرا مربوط به حدود 8 سال پیش است، نيم ساعتي از آغاز دربي خوزستان گذشته بود كه چند نفر از تماشاگران آباداني مسابقه سراغ نيروي انتظامي‌ورزشگاه مي‌روند تا تماشاگر مشكوكي را كه روي سكوهاي ورزشگاه تختي آبادان نشسته بود به نيروي انتظامي‌معرفي كنند. آن تماشاگر مشكوك تنها با پسري كه همراهش بود حرف مي‌زد و البته تن صداي ظريفش باعث شده بود تماشاگران به او شك كنند. آن تماشاگر اصلا هيبت پسرانه‌اي نداشت و البته در اولين برخورد ماموران نيروي انتظامي، ديگر همه فهميدند او دختر است. دخترک از سوي نيروي انتظامي‌دستگير شد. گويا پس از دستگيري دختر، نيروي انتظامي‌سراغ پسري كه همراه او بوده مي‌رود و پسر را كه از خويشاوندان دختر بود، مجبور مي‌كند به والدين دختر خبر بدهد تا با حضور در يكي از كلانتري‌هاي نيروي انتظامي‌دخترشان را از ماموران نيروي انتظامي‌تحويل بگيرند. ولي پس از اينكه ماموران نيروي انتظامي‌با فرمانده مستقر در ورزشگاه مشورت مي‌كنند، متوجه مي‌شوند كه نمي‌توانند دختر را بازداشت كنند چرا كه از نظر قوانين موجود او اصلا هيچ جرمي‌مرتكب نشده. به عبارت ديگر حضور يك دختر با لباس پسرانه در استاديوم‌هاي فوتبال به شكلي رسمي، خلاف قانون نيست و براي همين بود كه ماموران نيروي انتظامي‌دختر تماشاگر را در مقر خود در ورزشگاه نگه داشتند تا عموي دختر برخلاف تصور، با اطلاع قبلي از حركت برادرزاده اش او را از ماموران نيروي انتظامي‌تحويل بگيرد. اين تنها موردي نبود كه در مسابقات ليگ برتر دختري با لباسي پسرانه براي تماشاي بازي فوتبال به استاديوم مي‌رفت. پيش از اين اتفاق، در آبادان هم دختري در بازي ملوان انزلي – پرسپوليس خودش را به جمع تماشاگران حاضر در ورزشگاه تختي بندر انزلي رسانده بود.
البته او از سوي ماموران نيروي انتظامي‌حاضر در استاديوم شناسايي نشد و حتي با اينكه نيمكت‌نشينان پرسپوليس هنگام گرم‌كردن در پيست تارتان متوجه حضور او روي سكوهاي پشت نيمكت تيم‌شان شدند، باز هم اين موضوع را به ماموران اطلاع ندادند. از سوي ديگر سال 1386 هم در استاديوم شريعتي كرج يك دختر در كنار پدر و برادرش شاهد يكي از ديدارهاي خانگي سايپا بود. اين حضور هم با برخورد روبه‌رو نشد. البته هنوز عكسي كه از حضور مخفيانه او در ورزشگاه شريعتي كرج ثبت شده در کانال‌هاي تلگرامي‌«حامي‌حضور زنان در استاديوم» استفاده مي‌شود ولي چون از پشت سر دختر گرفته شده، چهره او قابل شناسايي نيست. جالب اينكه او با پوشش متعارف دخترانه يعني با مانتو و روسري به استاديوم شريعتي كرج رفته بود.
البته قطعا آمار دختراني كه مخفيانه براي تماشاي مسابقات ليگ برتر به استاديوم‌هاي فوتبال مي‌روند بالاتر از اينهاست ولي از آنجا كه حضور آنها در ورزشگاه، هم از چشم خبرنگاران هم از ديد ماموران نيروي انتظامي‌پنهان مي‌ماند، رسانه‌ها خبر حضور آنها در استاديوم فوتبال را از دست مي‌دهند. با وجود اين كافي است پاي حرف برخي از تماشاگران مرد بنشينيد تا وقتي از خاطرات خود حرف مي‌زنند با گوش خودتان بشنويد كه چند مرتبه دختران را با لباسي پسرانه در صندلي‌هاي كنار خود در ورزشگاه شناسايي كرده‌اند و البته مواظب بودند كه دستگير نشوند.
جرمي‌صورت نگرفته است
عبدالصمد خرمشاهی، کارشناس حقوقی در رابطه با این ماجرا به «قانون» مي‌گوید: ما در قانون مجازات اسلامي‌چنین عنوان مجرمانه ای نداریم که اگر زنی وارد ورزشگاه آزادی شد، مرتکب جرم شده است. این یک دستور است و یک بخشنامه داخلی نیروی انتظامي‌یا سایر نهادهاست که اجازه ورود بانوان را به ورزشگاه نمي‌دهد اما عمل او جرم تلقی نمي‌شود. مجازاتی هم برای او در نظر گرفته نمي‌شود در نتیجه صرف این عمل جرم نیست. اگرچه در همین بخشنامه هم تبعیض وجود دارد و مي‌بینیم خانم‌هایی از کشورهای دیگر به ورزشگاه مي‌آیند ولی مشکلی به وجود نمي‌آید.
او درباره تهدید صورت گرفته مي‌گوید: اگر مشخص شود چه کسانی او را تهدید کرده اند و نوع تهدیدشان مشخص شود، عمل آن‌ها مجرمانه است، اصلا هم مهم نیست چه نوع تهدیدی صورت گرفته باشد یعنی اگر تهدید جانی یا مالی، تلفنی یا در فضای مجازی، هر جایی این تهدید صورت بگیرد، جرم صورت گرفته و مجازات دارد.
خرمشاهی درباره اینکه تغییر پوشش یک زن به صورت یک مرد، جرم هست یا خیر، مي‌گوید: این هم عنوان مجرمانه ای ندارد، ماده 637 قانون مجازات اسلامي‌مي‌گوید اگر زنی حجابش را رعایت نکند، خلاف عفت عمومي‌است و مجرم است ولی اگر پوشش به نوعی عوض شود که عفت عمومي‌جریحه‌دار نشود، مشکلی به وجود نمي‌آید و جرمي‌صورت نگرفته است.
او در پایان گفت: این مشکل باید به صورت معقولانه ای حل شود، منع حضور بانوان در ورزشگاه سبب مشکلاتی در جامعه شده و بارها با این موضوعات در جامعه روبه‌رو شده ایم. مسئولان باید چاره‌ای بیندیشند و بدانند که بانوان حق دارند با حضور در ورزشگاه مسابقات را ببینند. این همه نیرو و هزینه نباید صرف این شود که از این اتفاق جلوگیری شود.
پایان
«حانیه» سوژه روز است، او چند روز دیگر شهرتش را بر باد مي‌دهد و همه فراموشش مي‌کنند اما دختران و زنان ایرانی مصرانه مي‌خواهند در ورزشگاه حضور داشته باشند و تیم‌های محبوب‌شان را تشویق کنند اتفاقی که به این زودی‌ها تحقق نمي‌یابد. حانیه نه نخستین بانویی است که در ورزشگاه حضور پیدا مي‌کند و نه آخرین شان، سال‌هاست این داستان ادامه دارد و ادامه خواهد داشت، این ماجرا یک پایان باز دارد، پایانی از جنس فیلم‌های اصغر فرهادی.

No responses yet

May 18 2016

غائلۀ لسان انگریزی-رامین کامران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,سانسور,سیاسی

ایران لیبرال: حرفهای اخیر خامنه ای در باب زبان انگلیسی که گفته و گذشته، بدون اینکه موضوع اصلی گفتارش باشد، واکنشهایی را موجب گشته که با شادی از پیدا شدن فرصت حمله به او ابراز میشود و همیشه هم ربط درستی به آنچه که گفته است ندارد. او به تدریس انگلیسی به رغم فارسی ایراد گرفته است و گفته که زبانهای اروپایی دیگر را نیز باید تدریس کرد و توجه انحصاری به زبان انگلیسی به عنوان زبان بین المللی یا زبان علم و… نابجاست. تکرار اینکه یادگیری انگلیسی مفید یا لازم است، نه نشان از درک درست سخنش دارد و نه جواب حرفهای اوست.

چه گفته
در گفته هایش دو نکتۀ مهم و خلاف معمول هست که چندان مورد توجه قرار نگرفته و باید به آنها دقت داشت. اول از همه اینکه مخالفت با غرب از آنها مستفاد نمیشود. اگر این مخالفت کلی بود، حتماً وی صحبت از تدریس فرانسه و آلمانی و… نمیکرد.
دومی هم به همین اندازه غیرمعمول است ولی محتاج مختصری توضیح. اسلامگرایی نوعی است از فرهنگ مداری (culturalisme) و در بینشهای فرهنگ مدار، معمولاً به دو عامل اهمیتی اساسی داده میشود: مذهب و زبان. در بسیاری فرهنگها این دو را میتوان با هم و در موازات هم در مرکز گفتار فرهنگمدار قرار داد، ولی در ایران نمیتوان. نمیتوان چون این دو کمابیش با هم در موقعیت تخالفت تاریخی قرار دارد ـ فرهنگ ایران، مثل تاریخش دو لایه است. این دو لایه به کلی بیگانه و بی پیوند نیست، ولی هر کدام محور روایتی از فرهنگمداری است که در بیان ایدئولوژیکش تمایل به بی اهمیت شمردن دیگری و حتی حذف آن دارد. اسلامگرایان همیشه برتری اسلام را مد نظر داشته اند و از ابتدای انقلاب در راه تحمیل این عقیده، بسیار کوشیده اند. اصرار بر گسترش تدریس زبان عربی، به عنوان زبان اسلام، آن هم به صورت زبان زندۀ امروزی و نه محض خواندن آثار کلاسیک! در کشوری که زبان عربی در آن همیشه حکم زبان مرده را داشته، بارزترین نمونۀ این گزینش ایدئولوژیک بود و به شکست مفتضح و کامل انجامید. جالب این است که در اینجا خامنه ای تأکید را بر زبان فارسی گذاشته، کاری که اصولاً خاص انواع و اقسام ایران مدارانی است که مهری به اسلام ندارند! به دلایل پیروزی زبان پارسی در برابر حملات، در مقاله ای دیگر اشاره کرده ام و اینجا به آن نمیپردازم. به هر صورت معلوم است که خامنه ای، هم به دلیل بستگی به این زبان و ادبیاتش و هم واقعبینی، پیروزی مزبور را پذیرفته است. مقصودش دفاع از هر چه باشد، از زبان فارسی صحبت میکند.

نگرانی او از چیست
محور سخن خامنه ای زبان انگلیسی است، اما موضوع نگرانی وی بیش از آنکه فرهنگی باشد، به طرز بارزی سیاسی است. البته با در نظر گرفتن خصلت فرهنگمدار ایدئولوژی اسلامگرا، منطقی است که مسئله بدین ترتیب مطرح گردد، چون در این بینش، فرهنگ اصل است و سیاست تابع. این همه تحلیل های یاوه ای که از انقلاب اسلامی به این طرف، برخی مستشرقان بی صلاحیت و شاگردان کودنشان، محض توضیح این انقلاب بر پایۀ اعتقادات مذهبی ایرانیان به خورد ما داده اند و همه اش انعکاس کمرنگ یا پررنگی از گفتار اسلامگراست، بر این محور میچرخد.
در اینجا هم باید در درجۀ اول توجه داشت که هیچ زبانی مجموعۀ علاماتی خنثی و بی ارتباط با تاریخ حیات مادی و معنوی مردمانی که به کارش میگیرند، نیست تا بتوان بدون هیچ مشکل با یک مشت علامت معادل، جایگزینش نمود ـ فرضاً مثل ریاضیات. این امری است که بر هر دانشجوی سال اول زبانشناسی هم روشن است. تصور فراگیری هر زبان بدون اعتنا به فرهنگی که این زبان حمل میکند، باطل است. زبان را از گفته ها و نوشته های کاربران آن، فرا میگیرند. تا زندگی این کاربران و فرهنگ کشورشان را نشناسید، زبانشان را هم درست نمیتوانید یاد بگیرید. مثال خوب و دم دستی این امر ترجمه هایی است که برخی با صرف اتکأ به لغتنامه انجام میدهند، این متون قادر به رساندن جوهر مطلب نیست و اغلاط فاحش دارد.
زبان انگلیسی هم، مثل هر زبان دیگر، فرهنگی را با خود حمل میکند. این امر نه جدید است، نه خارق العاده، نه خطرناک. فقط باید به چند نکته توجه داشت. اول از همه اینکه آشنایی با هر فرهنگ به معنای قبول آن نیست. این هم یکی از مشکلات بینشهای فرهنگمدار است که افراد را در مقابل فرهنگ، منفعل و بی مقدار میشمرد و قاطعاً تابع آنچه که فرهنگ زیستگاهشان در ذهن آنها درج کرده است. در عمل داستان غیر از این است، فرد آزاد و قادر به انتخاب است و در هنگام تماس با یک یا چند فرهنگ، گزینشهای خویش را بر اساس معیارهای مختلف انجام میدهد. دیگر اینکه هیچ فرهنگی، مجموعۀ پیوسته و بی تضادی نیست که هر گوشه اش را گرفتید باقی اجباراً به دنبالش بیاید و تا گوشه ای از فرهنگی را رها کردید، باقیش هم از دست برود ـ درست بر خلاف فرضهای فرهنگمداری. در هر فرهنگی حوزه های پیوستگی و ناپیوستگی هست و گستره و فشردگی آنها با هم متفاوت است. آخر اینکه اصلاً تماس با این و آن فرهنگ الزاماً از طریق فراگیری زبان حاصل نمیگردد و در دسترس همه هست، از ورای انواع رسانه ها، ترجمه ها و… سالهاست که تلویزیون و سینما در این زمینه نقش اصلی را بازی میکند. نشستن پای تلویزیون کجا و زحمت یادگیری زبان کجا؟
خامنه ای از نفوذ سیاسی کشورهای انگلیسی زبان و در صدرشان آمریکا نگران است و تصور میکند که گسترش بی محابای زبان انگلیسی که حامل فرهنگ آنهاست، راه نفوذ سیاسی شان را صاف میکند. اینجا هم باید دید که مقصود از نفوذ چیست. اگر نفوذ سیاسی به معنای دخالت سیاسی باشد که ارتباطی به یادگیری زبان ندارد. در قرن نوزدهم که اکثریت قاطع مردم ایران خواندن و نوشتن به زبان خودشان را هم نمیدانستند، تا چه رسد به زبان خارجی، نفوذ خارجی و دخالت مضر در سیاست ایران، در نقطۀ اوج خود بود. در مقابل، انقلاب مشروطیت که به مقدار زیاد در واکنش به این خواری و به قصد تهیۀ اسباب بیرون آمدن از این موقعیت واقع شد، با نظر به فرهنگ غربی، پذیرش ارزشهای سیاسی آن و توسط کسانی انجام گرفت که با زبانهای غربی و با فرهنگ غرب بیشترین تماس را داشتند. آنهایی که از این تماس به دور بودند، از جمله آخوندهای مشروطه خواه، به درجات مختلف دنباله رو بودند. اگر هم مقصود از نفوذ، ترویج آزادی خواهی است که در فرهنگ غرب، چه در سطح فردی و خصوصی و چه در سطح جمعی و سیاسی رایج است، باید گفت که چاره ای ندارد، مردم خواستار آزادی هستند و به دستش خواهند آورد.

چارۀ کار چیست؟
خامنه ای در مقابل فشار کشورهای غربی و در صدرشان آمریکا، بر استقلال ایران که بسیار هم جدی است و با قاطعیت و پیگیری فراوان انجام میپذیرد و خسارتهای عمده هم به مردم ایران وارد آورده است، دنبال تقویت بنیۀ دفاع است. به تجربه میداند که از اسلام کار چندانی در این زمینه برنمیاید و از قدیم، یعنی از همان خرداد چهل و دو که برای خمینی و پیروانش مبدأ تاریخ شده، این ناسیونالیسم و گفتار ناسیونالیستی است که موجب تقویت اسلام شده، نه بر عکس. امروز هم همان است. آنچه با ملیت ایرانی پیوند ناگسستنی دارد زبان فارسی است، نه اسلام و هر جا هم قصد مقابله با نفوذ خارجی باشد، رکن اصلی قومیت و استقلال ایران همین زبان است. خامنه ای در جاهای دیگر هم به طرق مختلف اشاره کرده که اگر هم به اسلام پابند نیستید، اقلاً…
به اینجا که رسیدیم و زبان فارسی را عامل تقویت پیوند ملی شمردیم و خواستیم تقویتش کنیم، راه چاره همان است که سالهاست بر همه روشن است و صاحبنظران بارها در باره اش هشدار داده اند: بالا بردن کیفیت آموزش این زبان. کیفیت تدریس کمتر رشته ای در ایران به اندازۀ ادبیات فارسی متغیر است. از مدارس نمونه که بگذریم، کار بستگی دارد به بخت و اقبال شاگرد که چه معلمی به تورش بخورد، کاربلد و جدی باشد و معتقد به اهمیت کاری که میکند یا نه. قبل از انقلاب که من یادم هست، در بسیاری مدارس، تدریس فارسی یک درجه از تعلیمات دینی جدی تر بود و بعد مثل اینکه به یمن انقلاب اسلامی از آن هم عقب افتاده است. اینطور به نظر میاید که هر کس درست فارسی مینویسد، بیشتر خودش زحمت کشیده و خودآموزی کرده تا یادگیری سر کلاس. کافیست نگاهی به تولیدات روزنامه ای و حتی شبه ادبی بیاندازید تا ببینید اوضاع از چه قرار است. از یادگاری نویسی های اینترنتی صحبتی نمیکنم که کار به افتضاح نکشد.
نکته در اینجاست که با وجود این وضعیت، سخنی از تقویت آموزش زبان فارسی و بالا بردن سطح آن، نمیشنویم. بر عکس، بسیاری، از مواضع مختلف ایدئولوژیک، هم و غم خود را متوجه به حمله به این زبان کرده اند. اسلامگرایان و عربی بازیشان یک طرف، که البته چنانکه از سخنان اخیر خامنه ای معلوم بود و البته به هیچوجه هم بیسابقه نبود، خود را ناچار دیده اند دست به دامن زبان فارسی بشوند. تمامی اینهایی هم که زبان فارسی را به نادرست زبان تحمیلی میشمرند و خواستار تدریس زبانهای منطقه ای و قومی هستند، کم در راه انکار اهمیت زبان فارسی نکوشیده اند، بدون توجه به نقش تاریخی و بارز آن در حفظ پیوند ملی بین ایرانیان. خلاصه مثل اینکه مدتیست که ایرانی بودن و فارسی حرف زدن خیلی مد روز نیست و هر چه هست از سر ناچاری است.
به هر حال، دعوا در اینجا هم سیاسی است ولی در داخل خود ایران و بین ایرانیان جریان دارد و مشکل بیش از آنکه از توطئۀ خارجی یا تماس با فرهنگهای بیگانه برخیزد، از آشفته فکری خود ایرانیان سرچشمه میگیرد. توجه نکردن دولت، یا این و آن دستۀ سیاسی به اهمیت زبان فارسی و لزوم تدریس درست آن و نیز جلب توجه دانش آموزان به اهمیت آن، از جمله با بالا بردن ضریبش در امتحانات، امتیازی که تا آنجا که من اطلاع دارم، تا به حال و به نادرست منحصر به رشته های علمی مانده است، از عوامل مهم رنجوری این زبان است
زبان فارسی خونی است که در رگهای ایران میدود. برای اینکه بتواند هر چه بیشتر این تن را سیراب کند، باید به آن آزادی داد، نه فقط آزادی رواج، بلکه آزادی بیان و آفرینش فرهنگی، تا مردم کشور بتوانند هر آنچه را که میجویند، در درجۀ اول در همین زبان و فرهنگی که توسط آن حمل میشود، بیابند. منع فرهنگ بیگانه چارۀ کار نیست، تقویت زبان و فرهنگ ملی لازم است و این هم جز با آزادی میسر نمیگردد.

این مقاله برای سایت (iranliberal.com) نوشته شده است و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است

No responses yet

May 11 2016

«دادسرا» حساب کمک‌های مردمی به قلعه احمد آباد را بست

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تاریخی,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: هیئت امنای قلعه احمد آباد (محل آرامگاه محمدمصدق نماد «نهضت ملی ایران» و نخست وزیر در سال‌های ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲) به تازگی در اطلاعیه‌ای اعلام کردند که مسئولان حکومتی حساب بانکی مخصوص اداره امور نگهداری و مرمت این قلعه در بانک ملی ایران را بسته‌اند.

این هیئت همچنین در این اطلاعیه از دوستداران محمد مصدق خواسته است که دیگر به این حساب مبلغی واریز نکنند. حساب بانکی یادشده به نام محمود مصدق نوه محمد مصدق و حسین شاه حسینی عضو «جبهه ملی» و فعال پیش‌کسوت طیف «ملیون»، باز شده بود.

رادیو فردا از آقای شاه‌حسینی پرسیده است که آیا خبر بسته شدن حساب بانکی ویژه اداره آرامگاه محمد مصدق صحت دارد؟

بله. بسته شده است.

دلیلش مشخص است که چرا بسته شده؟

تا ا لان به ما جوابی نداده‌اند و ما را دعوت کرده‌اند که چهارشنبه برویم به ما پاسخ بدهند.

چه کسی از شما این دعوت را کرده؟

آنچه به من نشان دادند «بازپرسی شعبه دوم دادسرای ناحیه سه شهید مقدس» در اوین است.

این دادسرا چطور دخیل شده در اینکه به بانک بگوید ببندند؟

هیچ اطلاعی نداریم. هیچ. روز چهارشنبه قرار شده جناب دکتر محمود مصدق و من در خدمتشان برویم ببینیم مسئله چیست.

تا حالا از این حساب چه استفاده‌ای می‌شد؟ آن مرمت‌هایی که شده…؟

خیلی. حساب ساختمان ساخته. یک کتابخانه ساخته. البته نگذاشتند. ساختمانش تمام شد کاملا آماده از هر حیث. کتاب‌هایی هم کسانی هدیه داده‌اند و گذاشته‌اند آنجا. البته خود قلعه ماهیانه حدود حداقل بین ۱۰ تا ۱۵ میلیون هزینه دارد. نگهداری‌اش. چهار دیوار چهار طرفش دارد. این قلعه دیوار‌هایش کاهگلی است و ما می‌خواهیم حفظ آثار هم شود. خود ساختمان خشتی است و رطوبت کشیده. طاق شیروانی قدیمی است. خب اینجا درخت دارد، ‌ آبیاری دارد، ‌ پاک کردن دارد، تلفن دارد، ‌ گاز دارد، ‌برق دارد. سرایدار دارد که همیشه آنجا هست. یک کارگر همیشه هست. الان ایامی است که باید نهر را بیل زد، علف‌ها را کند، شاخه‌ها را تراش کنیم، ‌سمپاشی باید باشد. برگریزان آنجا، تمیز کردن آنجا…

تا حالا این مخارج چطوری تامین می‌شده؟

مردم. همین مردم. حسابی بوده اعلام می‌کردیم به نام «هیئت امنای قلعه احمدآباد جهت نگهداری قلعه احمدآباد علاقمندان می‌توانند به این شماره در بانک نادری پول بریزند.»

ولی آن حساب دیگر بسته شد؟

این حساب را این‌ها بستند. ۱۲ میلیون تومان موجودی بود که بستند.

این هیات امنا از قلعه احمدآباد چه استفاده‌هایی می‌کرد تا حالا؟

بعضی مواقع سفارتخانه‌های خارجی از طریق وزارت خارجه می‌رفتند اجازه می‌‌گرفتند، آن‌ها مراجعه می‌‌کردند وقتی اجازه وزارت خارجه صادر می‌شد من یا جناب دکتر محمود خان یا من یا یکی دوتا از امنا به سرایدار آنجا می‌گفتند و آن‌ها می‌رفتند آنجا داخل مقبره عکسی برمی‌داشتند یا ادای احترام می‌کردند و می‌رفتند. بعضی مواقع تا سه سال پیش هیئت امنا دخالت‌های مستقیمی می‌کرد و دولت وقت اجازه داده بود روز چهاردهم اسفند و روز بیست و نهم اردیبهشت که روز تولد و فوت مرحوم مصدق بود اعلام می‌کردند که در قلعه باز است و مردم می‌توانند برای احترام و گل گذاشتن تشریف بیاورند. حدود هزار تا هزار و پانصد نفر و دولت هم اجازه داده بود و ماموران امنیتی هم گذاشته بودند، می‌آمدند. الان البته دستور دادند دو سه ماه قبل از اینکه درش را ببندند و به هیچ وجه کسی را راه ندهند حتی خود خانواده مرحوم هم نباید بیایند. تا‌‌ همان موقع هم بعضی شب‌های جمعه یک عده می‌رفتند و فاتحه می‌خواندند و در بعضی اعیاد یک عده می‌رفتند. مراعات می‌کردند. دولت هم اجازه می‌داد. ولی الان سه چهار سال است دولت اجازه نداده چهاردهم اسفند و بیست و نهم اردیبهشت در آنجا برنامه‌ای اجرا شود.

بیست و نهم اردیبهشت امسال آیا مراسمی برگزار خواهد شد؟

امسال نامه را نوشتیم و فرستادیم برای آقایان. آقایان باید اجازه بدهند. همانطور که دفعه پیش چهاردهم اسفند ۹۴ را به مناسبت مرگ دکتر مصدق ندادند، حالا هم بیست و نهم اردیبهشت را که تولد دکتر مصدق است یقینا احتمال دارد و پیش‌بینی می‌کنیم جوابی ندهند.

No responses yet

May 10 2016

زنگ خطر دو وزير: وزیربهداشت: 12 درصد از جامعه ما دچار افسردگی هستند و نیاز به درمان دارند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

اعتماد: مبادا خودکشی اپیدمی شود

وزیر رفاه :مصرف مواد زنانه‌ شده است

فقر شهری 5 برابر شده است

زنگ خطر آسيب‌هاي اجتماعي در كشور به صدا درآمده و براي پي بردن به اين موضوع فقط كافي است به آمارهايي كه در ماه‌ها و روزهاي گذشته از سوي مسوولان دولتي، قضايي، انتظامي و كارشناسان اجتماعي مطرح شده، نگاهي انداخت؛10ميليون نفر حاشيه نشين، يك ميليون و 325 هزار معتاد، 15 هزار معتاد كارتن‌خواب در پايتخت، 2 ميليون و 729 هزار و 29 نفر بيكار در كشور، 163 هزار و 765 طلاق در سال 94و… به همه اين آمارها بايد آمار 12 درصدي افسردگي در كشورمان را كه روز گذشته از سوي وزير بهداشت اعلام شد هم اضافه كرد. قاضي‌زاده هاشمي روز گذشته بعد از انتشار خبر 6 خودكشي )سه مرد ميان سال و سه دختر جوان و نوجوان(در يك هفته گذشته به جمع كارشناسان و مديران وزارتخانه‌اش آمد و نسبت به گسترش آسيب‌هاي اجتماعي هشدار داد و گفت: »كشور ما آنقدر سياست‌زده بوده كه گاهي از مسائل اصلي غافل هستيم. از سوي ديگر علي ربيعي ديگر وزير كابينه دولت يازدهم هم روز گذشته به جمع نمايندگان منتخب جديد مجلس رفت و از آنها خواست رسيدگي به آسيب‌هاي اجتماعي را در اولويت كارهاي قانونگذاري قرار دهند و حتي فراكسيون‌هاي جديد براي آسيب اجتماعي و اشتغال در مجلس آينده تشكيل دهند.

وزير كار، تعاون و رفاه اجتماعي گفت: »سن مصرف مواد پايين آمده و زنانه‌ شده است.« آمارهاي مطرح شده از آسيب‌هاي اجتماعي در ماه‌هاي گذشته باعث شده حتي در عالي‌ترين سطح و در حضور مقام معظم رهبري نيز جلساتي براي بررسي اين موضوعات برگزار شود. علي مطهري درباره يكي از اين جلسات گفته بود: » در اين رابطه (آسيب اجتماعي) گزارش عميق و وسيع خدمت مقام معظم رهبري رسيد. گزارشي در خصوص افزايش نرخ طلاق، اعتياد و حاشيه‌نشيني شهرها و مواردي از اين دست كه مأيوس‌كننده نيز بود. شنيدم رهبري خودشان 6 ساعت وقت گذاشته‌اند و گزارش را شنيدند و در آخر گفتند كه خودشان مسوولند و در برخي حوزه‌ها نيز اشك ريخته و گريه كرده‌اند. »البته تاكنون گزارشي از جزييات جلسه مسوولان عالي كشور با رهبر انقلاب درباره آسيب‌هاي اجتماعي منتشر نشده اما از سوي معاون وزير كشور اعلام شده كه رهبري بر كنترل آسيب‌ها و كاهش آمار قربانيان تاكيد كرده و خواستار اقدامات جدي دستگاه‌ها و نهادهاي مختلف و ارايه گزارش از عملكردشان به رهبري شده است. گزارشي درباره پنج آسيب اصلي كه از سوي شوراي عالي اجتماعي كشور اعتياد، حاشيه‌نشيني، فقر، بيكاري و طلاق تعيين شده است. با همه اين هشدارها بايد منتظر بود و ديد كه عملكرد عيني نهادها و سازمان‌هاي مسوول براي كنترل آسيب‌هاي اجتماعي در ماه‌هاي آينده به چه نقطه‌اي خواهد رسيد، آيا زنگ خطر آسيب‌هاي اجتماعي جدي گرفته مي‌شود؟

No responses yet

May 09 2016

اختلالات روانی در میان ایرانی‌ها و آمار خوشبینانه وزیر بهداشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

دویچه‌وله: حسن هاشمی، وزیر بهداشت و درمان ایران صبح یکشنبه ۱۹ اردیبهشت (۸ مه) در نشست بررسی پیشگیری از اقدامات پرخطر در رفتارهای اجتماعی گفته است که طبق مطالعات مکرر و آمارهایی که وجود دارد، ابتلا به بیماری‌های اعصاب و روان در کشور جدی و در برخی از استان‌ها جدی‌تر است.

به گزارش خبرآنلاین، وزیر بهداشت افزود که از نظر فرهنگی «مردم اختلالات روانی را انکار می‌کنند و برداشت آنها از این اختلالات روانی، افراد زنجیری و دارای رفتارهای غیرقابل کنترل است در حالی که اضطراب، افسردگی، بدخوابی و بی خوابی جزء اختلالات روانی است».

از نظر وزیر بهداشت، یکی از راه‌های پیشگیری گسترش این اختلالات روانی، صحبت کردن بدون پرده با مردم با هدف زندگی بهتر برای آنهاست.

آمار افسردگی به احتمال بیش از اینهاست

وزیر بهداشت در نشست روز یکشنبه با اشاره به بالا بودن آمار افسردگی در کشور گفت که حداقل ۱۲ درصد از مردم ایران افسرده هستند که نیاز به درمان دارند.

بیشتر بخوانید: آمار بیماران روانی در ایران به ۲۵ درصد رسیده است

از نظر هاشمی: «تفاوتی ندارد که برای ایجاد نشاط چه تعریفی داشته باشیم اما ایجاد فضای امید و نشاط در کشور بسیار ضروری است… و متاسفانه کشور ما به قدری سیاست‌زده است که از مسائل اصلی غافل و بیشتر گرفتار حاشیه‌ها هستیم.»

در حالی که وزیر بهداشت فقط ۱۲ درصد مردم ایران را افسرده می‌داند، کارشناسان دیگر در ایران مدت‌هاست دو برابر این رقم را اعلام کرده‌اند.

پرویز مظاهری، دبیر انجمن روان‌پزشکان ایران، در سال ۹۱ به “خبرآنلاین” گفته بود که آمار وزارت بهداشت حاکی از ابتلای نزدیک به ۲۲ تا ۲۵ درصد افراد جامعه ایران به اختلالات روانی است.

پرویز مظاهری در گفتگو با سایت “خبرآنلاین” با اشاره به این آمار تصریح کرده بود: «از هر ۴ ایرانی یک نفر مبتلا به اختلال روانی است.»

وی در ادامه ضمن آنکه مشکلات روان‌پزشکی در جامعه را به کوه یخی تشبیه کرد که تنها نوک آن پیداست افزود: «مردم چون از انگ خوردن می‌ترسند، به پزشک مراجعه نمی‌کنند. بنابراین این آمار وزارت بهداشت خوشبینانه است.»

بیشتر بخوانید: افزایش نگران‌کننده آسیب‌ها و اختلال‌های روانی در ایران

حاکمیت ایدئولوژیک، فقدان “نشاط اجتماعی”، کاهش امید به زندگی

وزیر بهداشت یکی از علل این اختلالات روانی را نبود “نشاط اجتماعی” دانست. او گفت: «زمانی که از نشاط اجتماعی سخن گفته می‌شود، برخی از افراد می‌گویند که برای ایجاد نشاط اجتماعی کنسرت برگزار شود و پس از آن در دسته‌بندی‌های سیاسی قرار می‌گیرد که برخی طرفدار و یا برخی مخالف برگزاری کنسرت هستند.»

این تنها وزیر بهداشت نیست که به فقدان نشاط در جامعه اشاره می‌کند و برای اولین بار نیز نیست که از این معضل به عنوان یکی از عامل‌های اساسی در جامعه دین‌زده‌ و ایدئولوژیک ایران نام برده می‌شود.

بسیاری از کارشناسان بر این باورند که در جامعه‌‌ی بسته‌ای مانند جمهوری اسلامی برای جوانان و به‌ویژه زنان، محدودهای بسیار اجتماعی و “اخلاقی” وجود دارد که فضایی برای شادی و نشاط باقی نمی‌گذارند. وضعیت اقتصادی و اجتماعی افراد نیز در بروز بیماری‌های روانی بسیار موثرند.

دکتر فرامرز قره‌باغی، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه پیش از این به دویچه‌وله گفته بود که اجبارهای اجتماعی و اقتصادی برای قراردادن افراد در چارچوبی ایدئولوژیک و از پیش تعیین‌شده، یکی از مهم‌ترین دلایل به هم خوردن تعادل روحی افراد هستند.

بیش از ۳۷ سال از حاکمیت یک نظام دینی در ایران می‌گذرد و مردم و نسل جوان در این مدت، تحت لوای “رعایت شئونات و شرع اسلام” و “امنیت نظام” و “شریعت اسلام”، “تهاجم فرهنگی”، “ضدانقلاب” و غیره، بدون وقفه با فشارهای اجتماعی، فرهنگی، روانی و سیاسی از سوی یک حاکمیت ایدئولوژیک روبرو بوده‌اند. و این در حالی است که همین مردم هم‌زمان از زبان مسئولان حکومت دینی می‌شنوند و با این تناقض روبرو هستند که این نظام دچار “فساد سیستماتیک” و “عوام‌فریبی ساختاری” است.

بیشتر بخوانید: مشاور روحانی: کشور به عوام‌فریبی ساختاری گرفتار است

مطالعات دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال‌های ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۷ نشان می‌دهد که میزان شیوع اختلال‌های روانی در میان ایرانیان در فاصله‌ی زمانی ۹ سال، ۶۰ درصد افزایش پیدا کرده و به اندکی بیش از ۳۴ درصد رسیده است.

بحران اقتصادی، تغییر و تحولات سریع اجتماعی، استرس یا فشار روانی پیوسته و نداشتن امید به آینده از جمله عواملی هستند که به افزایش آمار اختلال‌های روانی در یک جامعه دامن می‌زنند.

در این پژوهش دانشگاهی از جمله نشانه‌های نبود امید به آینده در یک جامعه نیز با توجه به معیارهای زیر تعریف می‌شود:

– عدم شادمانی، آنچه که اصطلاحاً شادی عمیق خوانده می‌شود، برای مدتی طولانی
– احساس ناامنی و ترس
– عدم برنامه‌ریزی و نداشتن نقشه برای ده سال آینده
– رویکرد به خرافه‌گری
– بیان مشکلات و چالش‌های موجود جامعه به طور مکرر
– حسرت گذشته و بی‌اعتنایی به آینده

اگر بخواهیم “امید به زندگی” را بر اساس میزان متوسط عمر یک فرد در یک کشور بسنجیم، با توجه به آمار سازمان بهداشت جهانی، کشور ایران در رتبه ‌۱۳۳ در میان ۱۹۲ کشور جهان قرار دارد. هر اندازه “امید به زندگی” در یک جامعه کاهش ‌یابد، به همان اندازه میزان اختلال‌های روانی در آن جامعه افزایش می‌یابد.

بیشتر بخوانید: رفسنجانی: گسترش بیماری‌های روانی در جامعه را باید جدی گرفت

نگرانی از اپیدمی خودکشی

وزیر بهداشت در این رابطه از رسانه‌ها تقاضا کرد تا کمک کنند که اختلالات روانی و به ویژه خودکشی در کشور، به اپیدمی تبدیل نشود و به گونه‌ای نباشد که مردم از چنین رفتارهایی تقلید کنند.

او گفت که در سال گذشته سامانه تلفنی ۱۲۳ اورژانس اجتماعی مربوط به سازمان بهزیستی توانسته است مانع از خودکشی ۴ هزار و ۵۰۰ نفر شود. اما افسردگی در کشور پدیده تازه‌ای نیست.

بهمن ماه سال ۹۱ نتیجه یک پژوهش در ایران منتشر شد، که نشان می‌داد بیشترین اختلال روانی در میان جوانان در کشور ابتلا به افسردگی است. از ۲۵۰۶ جوانی که ۶۰۶ نفر از آنها در مقطع پیش‌دانشگاهی و بقیه دانشجو بودند، در مورد ترس از بیماری، افسردگی، وسواس اجباری، اضطراب، خصومت و پرخاشگری، شکایت جسمی، روان‌پریشی و حساسیت در روابط متقابل سوال شده بود.

محمدتقی حسن‌زاده، رییس مرکز مطالعات وزارت ورزش و جوانان به خبرگزاری مهر گفته بود که نتیجه این تحقیق نشان داده که شایع‌ترین اختلال روانی میان نسل جوان، افسردگی است.

او گفت سایر اختلالات به ترتیب شامل خصومت و پرخاشگری ۹ / ۲ درصد، تفکر پارانوئیک (کج‌خیالی و وهم ) ۷ / ۲ درصد، وسواس ۴ / ۲ درصد، حساسیت در روابط متقابل ۹ / ۱ درصد، روان‌پریشی ۱ / ۲ درصد و ترس ۹ دهم درصد بوده‌اند.

کمبود امکانات درمانی

کمبود امکانات درمانی اختلال‌های روانی از جمله چالش‌های عمده پیش‌روی افرادی است که از اختلال روانی رنج می‌برد و با بیماری خود آشنا هستند. به نقل از وزارت بهداشت و درمان، در کل سیستم پزشکی ایران تنها دو هزار و ۳۰۰ متخصص روانپزشکی فعالیت می‌کنند.

به این تعداد ۲۰۰ پزشک عمومی هم افزوده می‌شوند که دوره روانپزشکی گذرانده‌اند. البته بنا بر آمار گروه سلامت و روان دانشگاه علو‌م پزشکی تهران کمتر ‎روانپزشكی حاضر است به صورت تمام وقت در شهرهای كوچك طبابت كنند.

نکته مهم دیگر اینجاست که بیمه‌های خدمات درمانی هزینه‌های درمان اختلال‌های روانی را نمی‌‌پردازند. حتی در مواردی که فرد نیازمند بستری شدن در بیمارستا‌ن است هم مراکز درمانی ظرفیت پذیرش بیمار را ندارد. بنا بر آمار وزارت بهداشت و درمان در کل ایران تنها هزار تخت روانپزشکی وجود دارد که ۴۱ درصد آن‌ها نیز در تهران قرار دارند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .