اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'اجتماعی' Category

Feb 11 2016

هردم از این باغ بری میرسد: یک کودک ۱۰ ساله در همدان به پرداخت دیه محکوم شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

رادیوفردا: یدالله روحانی‌منش٬ مدیر عامل ستاد دیه استان همدان، از محکوم شدن یک کودک ۱۰ ساله به پرداخت ۷۵ میلیون و ۹۰۰ هزار ریال «دیه» در این استان خبر داده است.

به گزارش روز چهارشنبه ۲۱ بهمن ماه خبرگزاری ایرنا٬ آقای روحانی‌منش گفته که این کودک هنگام دوچرخه سواری در یکی از روستاهای «رزن» با کودکی چهار ساله برخورد و او را مصدوم کرده است.

وی افزوده که این برخورد باعث «بروز جراحاتی در صورت، پارگی ابرو، تورم چشم و سرخ شدگی در دیگر نواحی صورت» این کودک چهار ساله شده است.

در پی شکایت والدین کودک مصدوم٬ دادگاه نیز دوچرخه سوار ۱۰ ساله را محکوم به پرداخت ۷۵ میلیون و ۹۰۰ هزار ریال دیه کرده است.

مدیرعامل ستاد دیه استان همدان اضافه کرده که «باتوجه به اینکه فرد خاطی، صغیر بوده و سن آن کم است باید والدین او پاسخگو باشند.»

به گفته آقای روحانی‌منش «در این مواقع والدین باید به جای فرزند پاسخگوی شاکی باشند و حکم قضایی نیز برای والدین اجرایی می‌شود.»

صدور چنین حکمی در ایران در نوع خود کم‌سابقه بوده و در گزارش ایرنا اشاره‌ای به استنادات قانونی این حکم نشده است.

موضوع حقوق کیفری اطفال «بزهکار» یا «مجرم» در ایران از دو دهه گذشته به یکی از مسائل مهم و در عین حال مورد اختلاف در نظام کیفری جمهوری اسلامی تبدیل شده است.

آقای روحانی‌منش در مورد این حکم خاص که به ندرت در محاکم قضایی ایران صادر می‌شود٬ گفته «والدین باید به جای فرزند پاسخگوی شاکی باشند و حکم قضایی نیز برای والدین اجرایی می‌شود.»

بر اساس دستورات اسلامی ديه كودک چه در ديه قتل و چه در ديه اعضاء يا جراحات با افراد بالغ تفاوتى ندارد.

No responses yet

Feb 09 2016

یارگیری «داعش» در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی,مذهب

رادیوفردا: کار‌شناسان وزارت کشور می‌گویند جریان‌های هوادار گروه حکومت اسلامی (داعش) در مناطق کردنشین ایران در حال «یارگیری» هستند و با توجه به «حساسیت وضعیت»٬ هرگونه «آزمون و خطای به ظاهر بی‌اهمیت» از سوی مقام‌های مسئول در این مناطق٬ منجر به وقوع «دومینویی بهمن‌وار» خواهد شد.

آنها معتقدند با آنکه مناسبات فرهنگی٬ اجتماعی و اقتصادی جامعه کردهای اهل سنت ایران در مقایسه با دیگر اقوام ایرانی٬ «اتفاقا» مهیای پذیرش اندیشه سَلَفی نیست٬ اما در سال‌های اخیر جریان هوادار داعش٬ «با تلاش هر چه بیشتر» در تمامی مناطق کردنشین ایران به فعالیت پرداخته و دیگر در این مناطق اندیشه‌ای «وارداتی و بیگانه» نیست.

کار‌شناسان وزارت کشور ایران با اشاره به اینکه در همه مناطق کردنشین کشور از ارومیه تا پاوه٬ فعالیت‌های «غیرتشکیلاتی» جریان سلفی قابل مشاهده است٬ نسبت به تبلیغ و فراگیری اندیشه‌های سلفی از سوی «ده‌ها تن از روحانیون سر‌شناس و طلبه‌های جوان» در این مناطق هشدار داده‌اند.

در این گزارش به رشد و نمو «نسل جدیدی» از روحانیت کرد اشاره شده که «هیچ مشابهتی با روحانیون سنتی مشهور به مدارا و تساهل ندارند و هم و غم خویش را مصروف به تبلیغ باورهای سلفی در میان مردم کرده‌اند و تا حدودی در مناطق بوکان، سرپل ذهاب٬ ارومیه و جوانرود موفق» بوده‌اند.

این مطالب در گزارشی امنیتی-تحقیقی با عنوان «امنیت داخلی جمهوری اسلامی ایران و تاثیر و تاثر احزاب سَلَفی-تکفیری کردستان عراق و کردستان ایران» در هفدهمین شماره نشریه «راهبرد» منتشر شده است.

پیش از این مولوی عبدالحمید٬ امام جمعه اهل سنت زاهدان بارها هشدار داده بود که سخت‌گیری‌های بی‌مورد و تبعیض‌های ناروا نسبت به اهل سنت٬ فرصت‌هایی را در اختیار «عوامل افراط‌‌ گرا» قرار می‌‌دهد و به اختلافات دامن می‌زند.

علی یونسی که از سوی حسن روحانی به عنوان «دستيار ويژه در امور اقوام و اقليت‌های دينی و مذهبی» منصوب شده نیز با اذعان نسبت به وجود «احساس نابرابری» میان اقلیت‌های قومی و مذهبی ایران٬ «نگاه امنیتی» به مقوله «رشد اقلیت‌ها» را «خطرزا» دانسته است.

راه‌کار برای مقابله

با این حال کارشناسان وزارت کشور بدون اشاره به زمینه‌های گرایش به اندیشه سلفی در مناطق کردنشین ایران و طرح پیشنهادهایی برای حذف یا دست‌کم کم‌رنگ شدن آنها٬ تنها به ارائه راه‌کار برای مقابله با گسترش این اندیشه‌ها پرداخته‌اند.

آنها نوشته‌اند بر اثر تبلیغ‌های گروه‌های سلفی در دو دهه اخیر٬ «نمودهای کاملا متفاوت با فرهنگ ایرانی-اسلامی در این مناطق ایجاد شده که در طول تاریخ سابقه نداشته است.»

«رواج البسه جدید چون شلوارهای کوتاه تا بالای مچ پا توسط مردان و ریش‌های انبوه و نقاب توسط زنان در طول تاریخ فرهنگی کرد‌ها سابقه نداشته و حتی روحانیون کرد اهل سنت هیچ‌گاه این گونه سخت‌گیری شدید مذهبی نداشته‌اند.»

راهبرد٬ نشریه تحلیلی-کاربردی مرکز مطالعات راهبردی و آموزش وزارت کشور است و مطالب آن صرفا برای اطلاع مقام‌های مسئول در شماره‌های بسیار محدود تهیه و منتشر می‌شود.

این گزارش با تبار‌شناسی گروه‌های بنیادگرای سلفی در کردستان عراق و ایران صورت گرفته و بدنبال این بوده که نشان دهد گروه داعش می‌تواند در مناطق کردنشین اهل سنت ایران «فعالیت‌های تروریستی» انجام دهد و یارگیری کند.

کار‌شناسان وزارت کشور به مقام‌های سیاسی امنیتی جمهوری اسلامی توصیه کرده‌اند برای خنثی‌سازی فعالیت‌های اسلام‌گرایان بنیادگرا در مناطق کردنشین ایران٬ علاوه بر اقدامات سلبی مثل ایجاد محدودیت برای روحانیون تندرو و مساجد این گروه‌ها و شبکه‌های ماهواره‌ای متعلق به آن‌ها و نظارت بیشتر بر ورود و خروج‌های مرزی٬ به صورت «محدود و کنترل شده سازمان‌های مردم‌نهاد٬ جریان‌های تصوف و روحانیون اهل سنت دارای پایگاه اجتماعی» را مورد حمایت قرار دهند.

توصیه اکید آن‌ها نیز خودداری از «هر گونه اقدامات و سخنرانی‌های تفرقه‌افکنانه قومی-مذهبی» علیه اهل سنت به ویژه در غرب و شمال غرب ایران و برخورد جدی با متخلفان از این راهبرد است.

تبار‌شناسی احزاب و سازمان‌های اسلام‌گرای کردستان ایران

کار‌شناسان وزارت کشور نوشته‌اند از آنجا که ایران دارای جمعیت کثیری از مسلمانان اهل سنت است٬ اعلام خلافت از سوی داعش و گسترش فعالیت‌های گروه‌های سلفی در کردستان عراق، با توجه به پیوستگی سرزمینی این دو کشور و همگونی قومی و مذهبی دو منطقه، «تهدیدی بالفعل» برای امنیت داخلی جمهوری اسلامی محسوب می‌شود.

در این گزارش آمده در مناطق کردنشین ایران سرگذشت تأسیس احزاب اسلام‌گرا بسیار متفاوت از سرگذشت آن‌ها در مناطق کردنشین عراق است؛ به این صورت که «روحانیت سنتی کردی در طول تاریخ اصولا در سیاست دخالت نکرده» و «معمولا پشتیبان نظام مستقر بوده‌اند.»

اما بعد از گسترش اندیشه‌های اخوانی در خاورمیانه و به ویژه در کردستان عراق٬ به علت سابقه طولانی روابط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی میان کردهای عراق و ایران بتدریج اندیشه‌های اخوانی نیز در میان کردهای ایرانی رواج پیدا کرده است.

نویسندگان این گزارش در عین حال نوشته‌اند که «فعالیت گروه‌های اسلام‌گرای شیعی نیز در رشد اندیشه‌های اسلام‌گرایانه میان کرد‌ها بی‌تأثیر نبوده است.»

اظهارات علی یونسی٬ دستيار ويژه روحانی «در امور اقوام و اقليت‌های دينی و مذهبی» درباره «رفتار خلاف شرع و سخیف و کثیف» در برخی جشن‌های شیعیان که با حضور «برخی به ظاهر مداحان» صورت می‌گیرد و در آنها به اعتقادات اهل سنت توهین می‌شود٬ از این جمله است.

با آنکه چهره‌های شناخته‌شده اهل سنت از نبود آزادی‌های مذهبی برای اهل سنت و حتی تخریب نمازخانه‌های آنها از جمله در محله پونک تهران سخن می‌گویند٬ وب‌سایت‌های جریان‌های تندرو از جمله شیعه‌آنلاین معتقدند بزرگان اهل سنت در این زمینه «صداقت» ندارند.

مولوی عبدالحمید ساخت مسجد اهل سنت در تهران را «‌مطالبه‌ای» عنوان کرده که «سی و هفت سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی ناکام مانده» و مولوی ساداتی، امام جمعه اهل سنت سراوان نیز در این زمینه گفته «اگر در رده‌های بالای مدیریتی کشور پست و مقامی به اهل سنت داده نشده است، نباید آزادی مذهبی از آنان سلب شود.»

طرح «ساماندهي مدارس اهل سنت» به این صورت که به گفته مولوی عبدالحمید «نمايندگان ولايت فقيه در مورد مدارس اهل سنت تصميم بگيرند» و انتقاد از حضور طلاب خارجی (افغان و تاجیک) در مدارس دینی اهل سنت از دیگر موارد مورد اختلاف است.

مولوی عبدالحمید در این مورد گفته «۱۰ هزار نفر از همين طلاب خارجی در قم تنها در جامعه المصطفی مشغول تحصيل‌اند که اغلب‌شان اهل سنت‌اند…سوال ما اين است که اين خارجی‌ها با چه مجوزی در اين مراکز حوزوی درس می‌خوانند؟ با همان قانونی که شما به اين مراکز اجازه می‌دهيد به ما هم اجازه بدهيد.»

وی در یکی از خطبه‌های نماز جمعه زاهدان گفته « ما می‌خواهيم قانون برای همه باشد، همان قانونی که برای قم است برای ما هم باشد. چه فرقی بين ما و قمی‌ها وجود دارد؟ ما هم ايرانی هستيم.»

کار‌شناسان وزارت کشور پس از اشاره‌ای گذرا به فعالیت گروه‌های اسلام‌گرای شیعی در رشد اندیشه سلفی در مناطق کردنشین ایران٬ به تبارشناسی احزاب و سازمان‌های اسلام‌گرای فعال در کردستان ایران پرداخته‌اند.

آنها دو جریان «مکتب قرآن» که احمد مفتی‌زاده از خانواده‌های مفتی اهل سنندج و اصالتا از اهالی پاوه آن را بنیان گذاشت و نیز جریان اخوان المسلمین در قالب گروه «جماعت دعوت و اصلاح ایران» را به ترتیب «تحول خواه» و «میانه‌رو» معرفی کرده‌اند.

حوزه نفوذ «مکتب قرآن» در مناطق کردنشین اهل سنت در مریوان، سنندج، سقز٬ کرمانشاه٬ جوانرود و پاوه اعلام و افزوده شده که پیروان این جریان روابطی با احزاب کردستان عراق ندارند.

در معرفی گروه «جماعت دعوت و اصلاح ایران» هم آمده که این گروه با «تأسی از روش اخوان المسلمین، طبقه متوسط با اولویت دانشگاهیان، روحانیون و صاحبان حرف و مشاغل را هدف قرار داده و در مناطق کردنشین اهل سنت ایران دارای نفود بسیاری است.»

اعضای این گروه «عموما تحصیل‌کردگان حوزوی و دانشگاهی و آشنا به زبان‌های خارجی» توصیف شده‌اند که با جریان مشابه خود در کردستان عراق یعنی حزب «یه کگرتوو ئیسلامی کوردستان» به رهبری «محمود فرج» روابط «مستحکم، منسجم و منظمی» دارند.

جریان سوم نیز «جریان جماعت تبلیغی» است که به نوشته کار‌شناسان وزارت کشور٬ شناخت آن «تأثیر مهمی بر فهم عمیق جریان‌های سلفی اعم از تبلیغی و تکفیری دارد.»

این جریان که در گزارش آمده در سیستان و بلوچستان و تا حدودی مناطق کردنشین ایران گسترش یافته٬ «جریانی در ابتدا فردی و سپس اجتماعی است و بر تزکیه و تهذیب نفس و بجا آوردن سنت‌ها و آیین‌های مذهبی اهل سنت و پرهیز از ورود به سیاست و دوری از نهی منکر در شرایط کنونی توصیه دارد.»

جریان چهارم هم جریان «سلفی_تکفیری» است که به صورت کلی به دوبخش «سلفی-تبلیغی» و «سلفی-تکفیری» تقسیم بندی شده است.

در این گزارش آمده که این دو جریان سلفی اصولا «هیچ اختلافی با یکدیگر در زمینه عقیده اسلامی و نحوه برخورد با متون و نصوص» ندارند و در واقع جریان تبلیغی به عنوان «جاده‌صاف‌کن» جریان جهادی یا تکفیری عمل می‌کند.

«پمپاژ» جوانان ایرانی برای پیوستن به داعش

کارشناسان وزارت کشور معتقدند با توجه به تصرف بیش از ۳۲ درصد از خاک عراق از سوی داعش و حمله این گروه به کردستان عراق٬ باید منتظر «تحرک بیش از پیش گروه‌های تکفیری در کردستان عراق و در ادامه آن در کردستان ایران» باشیم.

در این گزارش آمده بر اثر «تبلیغات شدید ماهواره‌ای و اینترنتی داعش و دیگر گروه‌های سلفی_تکفیری٬ بسیاری از کردهای سلفی ایرانی برای پیوستن به آن‌ها در عراق اعلام آمادگی کرده‌ و بسیاری نیز به سوریه هجرت کرده‌اند.»

تهیه‌کنندگان این گزارش افزوده‌اند «جریان سلفی _تکفیری ایرانی اکنون به صورت هدایت شده در حال پمپاژ جوانان کرد ایرانی برای پیوستن به داعش و انتقال آن‌ها به عراق هستند و روزی نیست که در کردستان ایران و عراق جنازه‌ای از آن‌ها تشییع نشده و به عنوان قهرمانان راه جهاد علیه کفر و طاغوت از شخصیت آن‌ها تجلیل نشود.»

این گزارش با هشدار نسبت به انتشار خبری مبنی بر بازسازی تشکیلاتی «هسته‌های سلفی_جهادی داعش در کردستان عراق بالاخص در حلبچه»٬ استان‌های هدف داعش در ایران را کردستان، کرمانشاه، آذربایجان غربی و سیستان و بلوچستان اعلام کرده‌ است.

به نوشته این کارشناسان٬ فعالیت‌های تبلیغی داعش در عراق در قالب برجسته کردن گفتمان صفوی _عباسی و دشمنی آشکار با شیعیان صورت می‌گیرد و «این گونه تبلیغات با توجه به شرایط اهل سنت در ایران بسیار جذاب و عامه پسند است و بسیاری از مردمان عادی نیز تحت تأثیر این القائات قرار می‌گیرند.»

در این گزارش پیش‌بینی شده با توجه به اینکه بسیاری از «نخبگان اسلام‌گرای کردستان عراق حرکت داعش را نوعی دادخواهی اقلیت اهل سنت عراق از دولت شیعه عراق» می‌دانند و این تلقی در ایران نیز «بستر مناسبی» دارد٬ در آینده «جمعیت کثیری از کرد‌ها و بلوچ‌های ایرانی به داعش خواهند پیوست.»

با این حال موضوعاتی چون نگاه امنیتی به مقوله اقلیت‌ها و بی‌اعتمادی به آنها از سوی حکومت مرکزی٬ فقدان دیالوگ مستقیم و صمیمانه میان طرفین٬ اتهام‌افکنی دوسویه٬ انتصاب مدیران غیربومی و حتی دارای مذهب تشیع در مناطق سنی نشین٬ ارسال گزارش‌های «مغرضانه و غیرواقعی» درباره واقعیت‌های این مناطق برای مدیریت کلان کشور٬ مقاومت در مقابل مشارکت گسترده نخبگان قومی-مذهبی در سطوح بالا علیرغم وجود «طبقه‌ای تحصیلکرده در مناطق سنی‌نشین و قوم‌نشین»٬ محرومیت گسترده در این مناطق به ویژه در استان سیستان و بلوچستان٬ بی‌اعتنایی به حق آموزش به زبان مادری در این بخش‌ها و به طور کلی نبود فرصت‌های برابر شغلی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی برای اقلیت‌ها از موارد مغفول در گزارش کارشناسان وزارت کشور برای مدیران ارشد جمهوری اسلامی است.

علی یونسی اظهارات شماری از شهروندان کرد مبنی بر اینکه «اگر کرد نبودم وضعم بهتر بود» را مصداق «احساس تبعیض» و «سوءتدبیر مدیران و سوءسیاست‌های مرکز» دانسته است.

احساس تبعیضی که مولوی عبدالحمید آن را به این صورت بیان کرده است «ما برای حفظ وحدت در مشکلات ۳۰ سال صبر کرديم، فرزندانمان در دانشگاه‌ها آينده‌ای مجهول دارند، تخصص می‌گيرند و تحصيلات دانشگاهی دارند اما استخدام نمی‌شوند.»

پیشنهادهای امنیتی و سیاسی برای مقابله با داعش

کار‌شناسان وزارت کشور در دو حوزه امنیتی و سیاسی به منظور کنترل جریان‌های حامی تفکر داعش در منطقه کردستان ایران به مقام‌های کلان کشور پیشنهاداتی کرده‌اند.

«جریان‌سازی موازی» در میان گروه‌های سلفی برای «در هم شکستن پیوند و اتحاد» آنها٬ محدود کردن روحانیون و مساجد مبلغ گفتمان سلفی اعم از تکفیری و تبلیغی٬ افزایش تعامل با سایر روحانیون میانه‌روی کرد و اهل سنت بالاخص در قالب جریان‌های میانه‌روی رسمی و کنترل بیش از پیش خروج طلبه‌های اهل سنت از ایران و تحصیل در حوزه‌های علمیه پاکستان٬ کشورهای حاشیه خلیج فارس و عربستان سعودی از پیشنهادهای امنیتی به شمار می‌رود.

«فعال‌سازی بیش از پیش ایستگاه‌های داخل عراق برای رصد گروه‌های سلفی_تکفیری در اقلیم کردستان و ارتباطات آن‌ها با عناصر سلفی_تکفیری ایرانی»٬ کنترل ورود و خروج مسافرین از مرزهای غربی کشور بالاخص درباره خروج اتباع کرد و بلوچ اهل سنت به داخل اقلیم کردستان عراق٬ «رصد مداوم» فعالیت‌های رسانه‌ای کانال‌های ماهواره‌ای سلفی و «فشار» بر کشورهای حاشیه خلیج فارس برای کم کردن فعالیت‌های کانال‌های این گرو‌ها از دیگر پیشنهادات امنیتی است.

پیشنهادات در حوزه سیاسی نیز عبارتند از: «مقابله جدی با اقدامات تفرقه افکنانه مذهبی_قومی» علیه اهل سنت در تمامی مناطق اهل سنت نشین ایران بالاخص در غرب و شمال غرب کشور و «تقویت ضمنی، محدود و کنترل شده» سازمان‌های مردم نهاد منطقه٬ جریان‌های تصوف مثل قادری و نقشبندی و یارسان و نیز جریان اهل حق٬ حمایت از روحانیون اهل سنت که دارای پایگاه اجتماعی هستند و کنترل تبلیغات مذهبی در ماه رمضان و اعیاد مذهبی.

کارشناسان وزارت کشور هشدار داده‌اند اکنون «زمان آزمون و خطا و اغماض در این عرصه نیست و هر حرکت به ظاهر بی‌اهمیتی، ممکن است باعث وقوع دومینویی بهمن‌وار در این مناطق شود.»

آنها به مسئولان استان‌های اهل سنت نشین ایران توصیه کرده‌اند با برگزاری «جلسات توجیهی در میان مبلغان، حساسیت‌های وضعیت کنونی را خاطر نشان ساخته و توصیه اکید نمایند که اصولا وارد مباحث اختلاف برانگیز میان اهل سنت و شیع

هشدارهای کارشناسان وزارت کشور جمهوری اسلامی به مقام‌های اجرایی و سیاسی در شرایطی مطرح شده که شماری از ناظران سیاسی اگرچه از انتصاب علی یونسی به عنوان «دستيار ويژه در امور اقوام و اقليت‌های دينی و مذهبی» استقبال می‌کنند٬ اما معتقدند انتصاب یک چهره امنیتی برای حل مشکلات اقوام و اقلیت‌ها نشان می‌دهد جمهوری اسلامی در بهترین حالت٬ مسائل و مشکلات آنها را «فرهنگی-امنیتی» می‌داند.

No responses yet

Feb 06 2016

ماجرای ‘یک تبعید امنیتی’ که صدای رئیس صدا و سیما را درآورد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

بی‌بی‌سی: شهرزاد میرقلی‌خان بارها در برنامه‌های مختلف شبکه پرس‌تی‌وی برای شرح “بدرفتاری” با خود در زندان‌های آمریکا شرکت کرد

خروج شهرزاد میرقلی‌خان، زندانی سابق آمریکا و بازرس ویژه رئیس صدا وسیمای ایران، از کشور نه تنها بازار شایعات را در شبکه‌های اجتماعی داغ کرد، که انتقاد بی‌سابقه رئیس محافطه‌کار رادیو تلویزیون ایران از دستگاه‌های اطلاعاتی را برانگیخت.

محمد سرافراز، رئیس صداو سیمای ایران “یک دستگاه امنیتی” را در داخل ایران به “برخورد غیرمنطقی” با شهرزاد میرقلی‌خان، بازرس ویژه سابقش متهم کرده و گفته است که این دستگاه از خانم میرقلی‌خان خواسته کشور را ترک کند.

آقای سرافراز در مصاحبه‌ای به روزنامه جام جم گفت افرادی هستند که “سابقه امنیتی دارند و با دسترسی به اطلاعات، کار عملیات روانی خود را علیه سازمان صداوسیما پیش می‌برند”.

شهرزاد میرقلی‌خان تابستان سال ۱۳۹۱ بعد از پنج سال حبس در آمریکا به ایران بازگشت. اتهام او دست داشتن در صدور غیرقانونی دوربین دید در شب به ایران بود.

رئیس رادیو تلویزیون ایران در مصاحبه خود گفته است که خانم میرقلی‌خان در حالی در آمریکا محکوم شد که “در جلسه خرید دوربین تنها به‌ عنوان مترجم حضور داشت، اما به دلیل برخورد ناعادلانه دستگاه قضایی آمریکا آسیب‌های زیادی دید”.

گزارش‌هایی که در آن زمان در رسانه‌های آمریکایی منتشر شد، حاکی از آن بود که در آن جلسه محمود سیف، همسر شهرزاد میرقلی خان، که ظاهرا از بازنشستگان سپاه پاسداران بوده، نقش اصلی را به عنوان خریدار به عهده داشته و کار هماهنگی به عهده خانم میرقلی‌خان بوده است.

+بیشتر بخوانید: ایران از آمریکا خواست به شهرزاد میرقلی‌خان غرامت بپردازد

Image copyright Getty Image caption شهرزاد میرقلی‌خان در کنار فرزندانش بعد از آزادی از زندان و بازگشت به ایران

‘یک دستگاه امنیتی’

شهرزاد میرقلی‌خان بعد از آزادی از زندان و بازگشت به ایران و در زمان ریاست محمد سرافراز در پرس ‌تی‌وی، شبکه انگلیسی‌ زبان تلویزیون ایران، به‌ عنوان مدیر روابط عمومی و امور بین‌الملل این شبکه منصوب شد. بعد از انتصاب آقای سرافراز به ریاست صدا و سیما خانم میرقلی‌خان به عنوان بازرس ویژه او در این سازمان تعیین شد.

شهرزاد میرقلی‌خان ۳۸ ساله در ایران کتاب خاطرات خود را درباره دوره حبسش در آمریکا به زبان انگلیسی منتشر کرد. کتاب ۵۰۰ صفحه‌ای شهرزاد، یک داستان واقعیشرح “بدرفتاری‌هایی” بود که خانم میرقلی‎‌خان در دوران زندان متحمل شده بود.

آقای سرافراز در مصاحبه‌اش با جام جم گفته است که این کتاب “به درخواست ما و با هدف افشای ماهیت ضدانسانی رفتار و کردار آمریکا” منتشر شد، اما “عوامل یک دستگاه امنیتی با فراخواندن وی و بیان این‌ که چرا کتاب چاپ کرده یا چرا با رسانه‌ها مصاحبه کرده است، از خانم میرقلی‌خان خواستند کشور را ترک کند”.

او برخورد با شهرزاد میرقلی‌خان را غیرمنطقی خوانده و گفته است “این آقایان بایستی توضیح دهند چرا با ایشان چنین برخوردی داشته‌اند. ابتدا اتهام مضحک جاسوسی زدند و بعد که مدرک نداشتند، حرف خود را پس گرفتند”.

افسوس از گذشته

Image copyright Image caption شهرزاد میرقلی خان کتابی به زبان انگلیسی درباره دوران حبس خود نوشت

خروج او از ایران در نیمه دی‌ماه امسال واکنش‌ها و شایعات زیادی به ویژه در شبکه‌های اجتماعی به دنبال داشت و خبرگزاری ایسنا سفر او را به مسقط، پایتخت عمان، “ناگهانی و به سفارش برخی نهادها” توصیف کرد.

رئیس صدا و سیمای ایران در مصاحبه‌اش گفته است اتهاماتی مانند “جاسوسی، اختلاس، نفوذی و داشتن روابط نامشروع” علیه خانم میرقلی‌خان ناشی از “بداخلاقی” است.

به گفته آقای سرافراز “با گذشت یک ماه از موضوع و حتی برخوردهای غیرقانونی نظیر به سرقت بردن لپ‌تاپ و عکس‌های شخصی ایشان و عدم ارائه پاسخ قانع‌کننده و حتی ندادن یک برگ توضیح از سوی نهادهای ذی‌ربط لازم دانستم توضیحاتی را در این خصوص ارائه کنم”.

ویدیویی منسوب به خانم میرقلی‌خان در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن صدای او سوار بر یک خودرو و ظاهرا در راه فرودگاه برای ترک ایران شنیده می‌شود.

او در این ویدیو می‌گوید از این که به خاطر “حفظ ملت خود” پنج سال را در زندان‌های آمریکا گذرانده و بعد از آن سه سال در شبکه پرس‌تی‌وی کار کرده، افسوس می‌خورد.

او به شدت از محمد سرافراز به دلیل “ماندن بر سر حرفش” دفاع می‌کند و می‌گوید که مجبور به ترک ایران شده است.

No responses yet

Feb 01 2016

ساندویچ مهربانی روی دیوار شیرازی ها

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی

ایران وایر: چند وقتی است که با کمک همسرش یک مغازه کوچک ساندویچی در محله «شرغان» شیراز راه‌اندازی کرده ‌است. کو کو و کتلت، سوسیس و کالباس، الویه و… درست می‌کنند و می‌فروشند: «مغازه کوچک است اما خدا را شکر رونقش بد نیست.»

او بعد از این که کمپین «دیوار مهربانی» را دیده، با خودش قرار گذاشته یک قسمت از دیوار مغازه‌اش را به دیوار مهربانی تبدیل کند: «اول خودم با خودم شرط گذاشتم که روزی سه ساندویچ را برای افراد بی بضاعت کنار بگذارم اما بعد دلم خواست که دیگران را هم در این کار سهیم کنم.»

ساندویچی او در محله‌ مرفه شیراز نیست: «در محله‌ای که ساندویچی دارم، همه جور آدم رفت و آمد می‌کنند؛ کودکان کار هستند، خانواده‌های بی بضاعت و … .به هر حال، شاید دل‎شان یک وعده غذا بخواهد و پول نداشته باشند. گاهی آدم‌ها به خاطر یک وعده غذا، دست به کارهای خلاف می‌زنند؛ مثلا من داستان زنی را شنیده بودم که به خاطر فقر و سیر کردن شکم بچه‌هایش، تن فروشی می‌کرد. شاید یک بچه گرسنه هم به خاطر غذا دستش کج شود. من خودم در خانواده فقیری بزرگ شده ام. گاهی دلم یک ساندویچ می‌خواست و پول نداشتم. شاید الان هم چنین بچه‌هایی باشند.»

او اول مدت یک ماه فیش سه ساندویچ خودش را به صورت آزمایشی روی دیوار مهربانی گذاشته است: «اول صبح که می آمدم، فیش سه ساندویچ را صادر می‌کردم و روی دیوار می‌چسباندم.»

کنارش نوشته بود: «این ساندویچی روزانه سه ساندویچ رایگان برای افراد نیازمند در نظر گرفته است.»

نیازمندان یک فیش از دیوار جدا می‌کنند و ساندویچ را تحویل می‌گیرند. بعد از یک ماه، او از دیگران هم دعوت می‌کند که در این کار سهیم شوند و نوشته روی تابلوی اعلاناتش را تغییر می‌دهد: «شما هم می‌توانید در حد توان، یک یا چند ساندویچ به دل‎خواه خریداری کرده و رسید آن را روی دیوار بچسبانید. شاید همین یک وعده غذا از دزد شدن یک کودک بی‌گناه جلوگیری کند.»

خیلی از مشتری‌هایش از این طرح او استقبال کرده‌اند و یک ساندویچ که برای خودشان می‌خرند، یک ساندویچ هم به دیوار مهربانی مغازه تقدیم می‌کنند: «اصطلاحش را دیگر همه یاد گرفته‌اند؛ مثلا می‌گویند یک بندری برای خودم، یکی هم دیواری.»

قیمت ساندویچ‌ها متفاوت است اما اغلب مشتری‌هایی که برای دیوار خرید می‌کنند، از همان ساندویچی که برای خود سفارش می‌دهند، برای دیوار هم می‌خرند: «کسی که کار خیر می‌کند، دیگر حواسش به 200 تومان و 500 تومان تفاوت قیمت نیست.»

وقتی کسی وارد مغازه‌اش می‌شود و می‌خواهد یک فیش از دیوار جدا ‌کند، او از پشت دخل کنار می‌رود: «بعضی‌ها خیلی خجالت می‌کشند؛ آرام وارد می‌شوند، این طرف و آن طرف را نگاه می‌کنند و بعد فیش را جدا می‌کنند. بعضی‌ها هم ترجیح می‌دهند وقتی مغازه شلوغ است بیایند که کسی متوجه حضورشان نشود.»

نکته جالب این است که تعداد کسانی که ساندویچ دیواری می‌‌خرند، بیش تر از کسانی است که از دیوار فیش برمی‌دارند: «ما فیش‌ها را روی دیوار نگه می‌داریم تا زمانی که توسط یک نفر برداشته شود. گاهی پیش می‌آید که در یک روز 10 فیش به دیوار چسبانده‌ایم. گاهی یکی برداشته می‌شود و بلافاصله یکی دیگر جایگزینش می‌شود. به قول همسرم، دیوار مهربانی برکت دارد چون در خبرها خوانده ام در دیوار مهربانیِ لباس‌ها هم تعداد کسانی که لباس می‌گذارند، بیش تر از کسانی است که آن را برمی‌دارند.»

با این حال، این اقدام او از طرف عده‌ای از مشتریانش مورد انتقاد قرار گرفته است: «بعضی‌ها می‌گویند این گداپروری است. به جای ماهی دادن باید به آن‌ها ماهی‌گیری یاد بدهیم و به جای غذا دادن، به آن‌ها کار یاد بدهیم. بعضی هم می‌گویند از کجا معلوم کسانی که فیش را برمی‌دارند، بی بضاعت باشند؟ من همه حرف‌ها را گوش می‌کنم اما کاری را انجام می‌دهم که از دستم بر می‌آید. باور دارم کسی که با خجالت فیش روی دیوار را می‌کند، حتما به این ساندویچ احتیاج دارد؛ گرسنه است یا اصلا گرسنه نیست اما می‌خواهد برای بچه‌اش ساندویچ بخرد و پول ندارد.»

او فکر می‌کند گسترش مهربانی مهم ترین کاری است که دیوارهای مهربانی انجام می‌دهند: «دیوارها کمک می‌کنند ما آدم‌ها بیش تر هم‎دیگر را دوست داشته باشیم و یاد بگیریم محبت کنیم؛ هر کس به اندازه‌‌ای که می‌تواند. چند نفر در شیراز برای سگ‌ها و گربه‌ها و پرندگان آب و غذا می‌گذارند، چند نفر دیوار مهربانی را برای جمع‌آوری لباس در سرمای زمستان درست کردند، حالا من هم چند تا ساندویچ بدهم مگر چه می‌شود؟ فقط مهربان‌تر می‌شویم.»

No responses yet

Jan 21 2016

محبوبیت کتاب هاب ایرانی در اسرائیل

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

تهران حیفا: “بچه های درخت جاکارندا” کتاب دیگری است که به عبری ترجمه شده و به یک کتاب پرفروش در کتابفروشی های اسرائیلی تبدیل گشته است. نقد و بررسی روزنامه نگار اسرائیلی درباره این کتاب

«یووال اببشان» روزنامه نگار روزنامه “هاآرتص” از این کتاب که به تازگی به زبان عبری ترجمه شده می نویسد:

“بچه های درخت جاکارندا” رمانی است براساس زندگی نویسنده ایرانی «سحر دلیجانی»، ولی این کتاب بسیار فر اتر از تاریخچه خونین ایران است.

هنگام مطالعه این کتاب، چندبار راهت را گم خواهی کرد. نوشته پراحساس و شورانگیز همراه با وقایع بسیار و اسامی شخصیت های داستان باعث می شوند تا خواننده هرچند گاهی خواندن را متوقف کرده و از خود بپرسد: پس کدام یک از شخصیت های داستان الان در زندان ایران هستند و کدام یک از ایشان آزادانه در خیابان های تهران می چرخند؟؟

این سردرگمی و گیجی اتفاقی نیستند. همه شخصیت های داستان، چه آنهایی که پشت میله های زندان اسیرند و چه آنهایی که زندگی عادی خود را ادامه می دهند، همگی در هراسند، از زندگی نا امید و هیچگونه احساس امنیتی ندارند. گاهی باید ورق ها را عقب بزنی تا یادت بیاید آیا آذر از زندان آزاد شده یا نه و چه بر سر امیر و بهروز آمده. گویی سحر نویسنده این کتاب تاثیرگذار این کار را عمدا انجام داده. شاید از این طریق می خواهد به خوانندگان تاکید کند که در ایران بعد از انقلاب هیچ کس واقعا و حقیقتا آزاد نیست، همه اسیرند حتی آنهایی که زندانی نیستند.

قهرمان مرکزی این کتاب ترس و هراس می باشند که انسان ها را از پای درآورده اند، ولی ترس و نگرانی تنها نیستند. در کنار آنها امید و خوشبینی نیز به چشم می خورند و برفراز ترس و امید انسانیت چهره نمایی می کند، انسانیتی ساده و خوب، مهربانی.

داستان کتاب پر است از پیروزی های کوچک قهرمانان آن، پیروزی نور بر تاریکی و ظلمت، پیروزی حقیفت بر دروغ، انسانیت بر اجبار و بزرگترین پیروزی در سال 2009 رخ می دهد هنگامی که بچه های درخت جاکارندا که همام کودکانی هستند که مادر و پدرشان دست از فعالیت برای حق و عدالت نکشیده اند که در زندان ها اسیرند یا توسط سپاهیان ربوده و کشته شده اند، جامه سبز پوشیده و شریک اعتراضات اجتماعی در خیابان های وطن خود می شوند.

از نظر منطقی بچه های درخت جاکارندا باید از فعالیت های سیاسی دوری کنند چون هزینه مقاومت والدین خود با نظام را بر بدن خود حس کرده و پرداخته اند. ولی با وجود نتایج آن، ایشان بدون هیچ پشیمانی به این اعتراضات می پیوندند و این در واقع بزرگترین و مهمترین پیروزی انسانیت بر ترس و هراس است.

اعتراضات مردمی 2009 در ایران در ظاهر شکست خورده است اما همه می دانند که آتش آن هنوز خاموش نشده. جوانان ایرانی حاضر به فراموشی نیستند، مایل نیستند که زجر و ظلمی که در آن اعتراضات دیده اند را پشت سر گذاشته و از آن چشم پوشی کنند. “ده پلیس یگان ویژه انتظامی سوار بر موتور دور او را گرفتند، با باتوم و چکمه های خود او را زدند. چکمه های سنگین که هدفشان ضرب و شتم و پایمال کردن است”.

آیا کسی از سبزپوشان هرگز این صحنه را فراموس خواهد کرد، آیا یاد آن چکمه های پایمال کننده از بین خواهد رفت؟ نه. هیچکس آن را فراموش نخواهد کرد، نه قهرمانان کتاب، نه نویسنده آن و نه خوانندگان.

همانطور که یکی از قهرمانان کتاب به عشقش می گوید: “مهم نیست چقدر طول بکشد، ما زندگی مشترک خود را این جا بنا خواهیم کرد. در این کشور. وطن ما به ما احتیاج دارد، چرا باید از اینجا برویم”؟ و عشقش با شوق در پاسخ می گوید: “این زیباترین حرفی است که تا به حال شنیده ام. ساختن زندگی در وطن خود و به نتیجه رساندن آنچه والدینمان آغاز کرده اند”.

No responses yet

Jan 20 2016

(طنز) شعر شاعران بزرگ پس از حذف کلمه شراب!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سانسور,سیاسی,طنز,مذهب,ملای حیله‌گر,هنر

فراداد: برخی خبرگزاری‌های معتبر، د‌یروز صبح خبری با عنوان «ممنوعیت استفاد‌ه از کلمه شراب د‌ر کتاب‌ها» را منتشر کرد‌ند‌ که البته پس از چند‌ ساعت تکذیب شد‌.
مهرشاد مرتضوی در صفحه طنز روزنامه «قانون» نوشت:

برخی خبرگزاری‌های معتبر، د‌یروز صبح خبری با عنوان «ممنوعیت استفاد‌ه از کلمه شراب د‌ر کتاب‌ها» را منتشر کرد‌ند‌ که البته پس از چند‌ ساعت تکذیب شد‌.

از آنجا که د‌ولت قبل کاری کرد‌ه که د‌یگر هیچ خبری برای ما غیرقابل باور نباشد‌، شرایط «پسا ممنوعیت الشراب د‌ر کتاب» را بررسی می‌کنیم:

مسئول: استفاد‌ه از کلمه شراب د‌ر کتاب‌ها ممنوع می‌شود‌.

حافظ، سعد‌ی، خیام و د‌یگران: بابا این شعرهای ما مضامین عمیق عرفانی د‌اره ها! اصلا این، اونی که شما فکر می‌کنین نیست!

مسئول: بحث نکنین. ما خود‌مون بهتر می‌د‌ونیم. پروانه کسبتونو می‌گیرما!

بی‌قانون: راست میگن د‌یگه. آخه این آت و آشغالا چیه توی شعرتون میارین؟ این همه خوراکی خوشمزه هست.

حافظ د‌ر حالی که پایش را روی زمین می‌کشد‌: آخه زمان ما از این خورد‌نیا نبود‌. یه گلابی بود‌ و یه موز.

خیام: سمت ما هم که کلا فقط انگور د‌ر می‌اومد‌.

بی‌قانون: خب بسه د‌یگه. برین کتاب شعرهاتونو بیارین ببینیم یه جوری ماستمالیش کنیم.

حافظ

برگیر «خیار» طرب‌انگیز و بیا

پنهان ز د‌کان بغلی خیز و بیا

د‌لم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس

کجاست د‌یر مغان و «لیوان آب» کجا

که تنگد‌ل چه نشینی ز پرد‌ه بیرون آی

که د‌ر خم است «انار»ی چو لعل رمانی

سعد‌ی

من آن نیم که حلال از حرام نشناسم

«آد‌امس» با تو حلال است و آب بی تو حرام

مولانا

«رانیِّ» شیره‌ی انگور خواهم

حریف سرخوش مخمور خواهم

امیرخسرو د‌هلوی

خونابه می‌خورم ز غم و گریه می‌کنم

آری که «د‌وغ»، گوهر هر کس برون د‌هد‌

گریبانم مگیر ای محتسب، این کاره هستم من!

کزین د‌امان تو بوی «شانلِ فِیک» می‌آید‌

اوحد‌ی

به خرابات برید‌ از د‌ر این خانه مرا

که د‌گر یاد‌ «کباب» آمد‌ و «مرغانه» مرا

انوری

د‌ل د‌ر هوس «شامپوی» گلرنگ خوش است

با بربط و با نای و د‌ف و چنگ خوش است (تو حموم؟!)

وحشی بافقی

هم تو مگر پیاله‌ای بخشی از آن «آب آلبالو»

ورنه که «هایپ» د‌یگری نشکند‌ این خمار را

اقبال لاهوری

خیز و د‌ر جامم «ویتامین سی» بریز

روی آن هم هرچی که خواستی بریز

مسئول: چشمک نزن آقای اقبال!

ابوسعید‌ ابوالخیر

د‌ر د‌ِیر شد‌م ماحضری آورد‌ند‌

«بنگر چه د‌لستر خری» آورد‌ند‌!

عراقی

چو با خود‌ یافتند‌ اهل محل را

«پنیر» بیخود‌ی د‌ر جام کرد‌ند‌

هزاران کِش به اند‌ام و تنش د‌اد‌

«پنیر پیتزا»یش نام کرد‌ند‌

خیام

…… …….ِ ….. که …. خواهم / ….. …… ……ِ …..ی خواهم

بی‌قانون: شما کلا برو سراغ همون ریاضی 😐

No responses yet

Jan 15 2016

هر سه دقیقه یک طلاق ثبت می شود/ میانگین سن ازدواج؛ زنان 24 سال-مردان 29 سال/ رکوردداران طلاق

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

خبرآنلاین: مهر نوشت: به طور میانگین درهرساعت، ۸۲.۶مورد ازدواج و۱۸.۶مورد طلاق درکشور ثبت می‌شود. یعنی در هر سه دقیقه یک خانواده ایرانی از هم فرومی‌پاشد. این آمار درکنار آمار پنهان اختلافات زوجین زنگ خطری جدی است.

در طول دو دهه گذشته، تحولات نهاد خانواده ایرانی بی سابقه بوده است. مسائل و آسیب‌های جدیدی پیش روی این نهاد قرار گرفته و بر پیچیدگی‌های آن افزوده شده است. از این رو بررسی این تحولات و توصیف تغییرات آن برای تبیین‌ها و آسیب‌ شناسی‌های دقیق‌تر بعدی لازم و ضروری است. در گزارش حاضر، آخرین تغییرات نهاد خانواده در ۲۰ سال اخیر را با توجه به شاخص‌های گوناگون مرتبط با ازدواج و طلاق، با استفاده از اطلاعات و آمار منتشر شده از سوی مرکز آمار ایران و سازمان ثبت احوال کشور مورد توجه قرار داده‌ایم.

وضعیت خانواده از نگاه آمار ازدواج و طلاق

برای آسیب شناسی خانواده شاخص‌های زیادی وجود دارد، اما دقیق‌ترین آن‌ها آمارهای ازدواج و طلاق است که در این بخش به آن اشاره می‌شود. آخرین وضعیت ازدواج و طلاق در کشور در سرشماری‌ها منعکس شده است. هم‌چنین همه ساله سازمان ثبت احوال گزارش ازدواج و طلاق سال قبل را منتشر می کند.

در سال ۱۳۹۳ تعداد ۷۲۴ هزار و ۳۲۴ واقعه ازدواج در کشور به ثبت رسیده است. در این میان، استان‌های تهران، خراسان رضوی و خوزستان به ترتیب دارای بیشترین نرخ ازدواج ثبت شده و استان‌های سمنان، ایلام، کهگیلویه و بویراحمد به ترتیب دارای کمترین نرخ ازدواج ثبت شده هستند.

همچنین در سال ۱۳۹۳ تعداد ۱۶۳ هزار و ۵۶۹ واقعه طلاق در کشور به ثبت رسیده است. در این میان، استان‌های تهران، خراسان رضوی، اصفهان به ترتیب دارای بیشترین نرخ طلاق ثبت شده و استان‌های ایلام، خراسان جنوبی، کهگیلویه و بویراحمد به ترتیب دارای کمترین نرخ طلاق ثبت شده هستند.

نمودار زیر تغییرات نرخ ازدواج و طلاق را در ۲۰ سال گذشته (۹۳-۱۳۷۵) نشان می‌دهد:

وقایع ازدواج و طلاق

– طی دو دهه اخیر اگرچه نرخ رشد ازدواج با تلاطم‌های فراوانی روبرو بوده است، اما تا سال ۱۳۸۹ از روند رو به رشد مثبت برخوردار بوده است. از سال ۸۹ این روند، نزولی شده و از سال ۹۱ شیب منفی آن شتاب بیشتری گرفته است. به نحوی که تعداد ۸۹۱ هزار واقعه ازدواج در سال ۸۹ به عدد ۷۲۴ هزار واقعه در سال ۹۳ کاهش یافته است.

– طی دو دهه اخیر نرخ رشد طلاق همواره مثبت بوده است و شیب نسبتا تندی را تجربه کرده است. به نحوی که تعداد ۳۷ هزار واقعه طلاق در سال ۷۵ به عدد ۱۶۳ هزار واقعه در سال ۹۳ (بیش از چهار برابر) افزایش یافته است.

– بر پایه اطلاعات سال ۱۳۹۳ می‌توان گفت؛ به طور میانگین در هر ساعت از شبانه روز؛ ۸۲.۶ مورد ازدواج و ۱۸.۶ مورد طلاق در کشور ثبت می‌شود. بدین ترتیب در هر سه دقیقه یک خانواده ایرانی از هم فرو می‌پاشد. این آمار در کنار آمار پنهان اختلافات و ناسازگاری‌های خانوادگی (طلاق‌ عاطفی)، زنگ خطر بحران تحکیم خانواده را سال‌هاست که به صدا درآورده است.

نسبت ازدواج به طلاق

ارائه آمار طلاق و ازدواج هر كدام به تنهایی لازم است، اما مساله‌ای كه حائز اهمیت بیشتر و گویای ارزیابی دقیق‌تری است، نسبت ازدواج به طلاق است که از تقسیم تعداد ازدواج‌های ثبت شده بر تعداد طلاق‌های ثبت شده به دست می‌آید. بر اساس آمار و اطلاعات منتشر شده از طرف سازمان ثبت احوال کشور و مرکز آمار ایران؛ آخرین وضعیت نسبت ازدواج به طلاق در کشور بدین شرح است:

در ۹ ماهه سال ۱۳۹۴ نسبت ازدواج به طلاق در کل کشور رقم ۴.۳ است. بدین ترتیب؛ در ۹ ماهه سال ۱۳۹۴ به ازای هر ۴.۳ مورد ثبت ازدواج، یک طلاق به ثبت رسیده است. همچنین در میان استان‌های کشور؛ استان تهران (۲.۸) از کم‌ترین نسبت ازدواج به طلاق برخوردار بوده و استان‌های البرز و گیلان (۳.۱)، قم و مازندران (۳.۵) در رتبه‌های بعدی قرار دارند. استان سیستان و بلوچستان (۱۲.۲) نیز از بیشترین نسبت ازدواج به طلاق برخوردار است. نمودار زیر تغییرات نسبت ازدواج به طلاق در ۲۰ سال گذشته (سال ۱۳۷۵ الی ۱۳۹۴) را نشان می‌دهد:

تغییرات نسبت ازدواج به طلاق

– طی ۲۰ سال گذشته همواره نسبت ازدواج به طلاق سیر نزولی داشته است. در سال ۷۵ نسبت ازدواج به طلاق رقم ۱۲.۷ بوده؛ اما در سال ۹۴ این نسبت به رقم ۴.۳ رسیده است.

توزیع سنی زوجین در زمان ازدواج و طلاق

بر پایه اطلاعات و آمار ارائه شده توسط سازمان ثبت احوال کشور، در ۹ ماهه سال ۱۳۹۴؛

بیشترین ازدواج برای مردان در گروه سنی ۲۹-۲۵ سال ثبت شده است (۳۶.۷ درصد از کل ازدواج‌ها).
بیشترین ازدواج برای زنان در گروه سنی ۲۴-۲۰ سال ثبت شده است (۳۰ درصد از کل ازدواج‌ها).
بیشترین ترکیب ازدواج؛ برای ترکیب سنی مردان ۲۴-۲۰ سال با زنان ۱۹-۱۵ سال ثبت شده است (۱۵ درصد از کل ازدواج‌ها).
بیشترین طلاق برای مردان در گروه سنی ۲۹-۲۵ سال ثبت شده است (۲۴.۱ درصد از کل طلاق‌ها).
بیشترین طلاق برای زنان در گروه سنی ۲۹-۲۵ سال ثبت شده است (۲۳ درصد از کل طلاق‌ها).
بیشترین ترکیب طلاق؛ برای ترکیب سنی مردان ۳۴-۳۰ سال با زنان ۲۹-۲۵ سال ثبت شده است (۲۴ درصد از کل طلاق‌ها).

میانگین سن ازدواج

شاخص میانگین سن ازدواج از معدل گروه‌های سنی مختلف با توجه به فراوانی ازدواج صورت گرفته در آن‌ها به‌دست می‌آید. اطلاعات و آمار موجود نشان دهنده افزایش این شاخص در سال‌های اخیر است. این افزایش به ویژه برای زنان چشمگیر و قابل توجه بوده است. برخی از کارشناسان معتقدند؛ افزایش میانگین سن ازدواج در سال‌های اخیر نشان از گسترش پدیده «تأخیر ازدواج» است. تأخیر ازدواج به معنای ازدواج در سنین بالاتر از «سن مناسب ازدواج» است. سن مناسب ازدواج سن یا حدودی از سن است که جوانان یک جامعه به طور متوسط دارای حداقل شرایط جسمی، روحی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی برای ازدواج باشند.

در ۹ ماهه سال ۱۳۹۴ میانگین سن ازدواج در کل کشور برای مردان ۲۹ سال و برای زنان ۲۴ سال است. در حالی که این شاخص در سال ۱۳۷۵ (قریب ۲۰ سال پیش)؛ برای مردان ۲۵.۶ سال و برای زنان ۲۲.۴ سال بوده است. بدین ترتیب میانگین سن ازدواج مردان در ۲۰ سال گذشته، ۳.۴ سال و میانگین سن ازدواج زنان ۱.۶ سال افزایش داشته است. همچنین در میان استان‌های کشور؛ استان تهران با میانگین ۳۰.۱ سال برای سن ازدواج مردان و ۲۶ سال برای سن ازدواج زنان دارای بالاترین میانگین سن ازدواج در کشور است. این در حالی است که در بخش شمیرانات تهران این میانگین برای مردان ۳۲.۴ سال و برای زنان ۲۸.۹ سال است.

نمودار زیر تغییرات میانگین سن ازدواج در ۴۰ سال گذشته (سال ۱۳۵۵ الی ۱۳۹۴) را نشان می‌دهد:

میانگین سن ازدواج

افزایش میانگین سن ازدواج در سال‌های اخیر، لزوما به معنای تأخیر ازدواج نیست

در تحلیل افزایش میانگین سن ازدواج و ارتباط آن با پدیده تأخیر ازدواج باید گفت؛ افزایش میانگین سن ازدواج در سال‌های اخیر، لزوما به معنای تأخیر ازدواج نیست. چراکه تغییرات در ساختار جمعیت جوان کشور تاثیرات زیادی بر آمار میانگین سن ازدواج داشته است. به بیان دیگر؛ تغییرات ساختار سنی جمعیت را می‌توان علت کاهش نرخ ازدواج در کشور و افزایش آمار مربوط به میانگین سن ازدواج دانست. داده‌های مربوط به سازمان ثبت احوال کشور کاهش ۴ درصدی سهم جمعیت جوان کشور (۱۵ تا ۲۹ سال) را در سال‌های ۹۰-۱۳۸۵ نشان می‌دهد. بر اساس دو سرشماری انجام شده در سال‌های ۱۳۸۵ و ۱۳۹۰، جمعیت جوان کشور از ۳۵.۴ درصد کل جمعیت به ۳۱.۵ درصد کاهش یافته است. باید توجه داشت؛ گروه سنی ۱۵ تا ۲۹ سال (سنین جوانی)، گروه سنی است که بالاترین و بیشترین تراکم جمعیت شناختی را دارد. بدین معنی که بیشتر وقایع و رفتارهای جمعیتی در طول سال‌های دوره جوانی رخ می‌دهد. در این سنین بیشترین تغییرات و گذارهای زندگی رخ می‌دهد. از سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۸۵ تعداد جوانان با سرعت قابل توجهی افزایش یافته و از ۸.۵ میلیون (۲۵ درصد کل جمعیت) به ۲۵ میلیون نفر (۳۵.۴ درصد کل جمعیت) رسیده است. از سال ۱۳۸۵ به بعد از تعداد جوانان کشور به تدریج کاسته شده و در سال ۱۳۹۰ تعداد آن‌ها به ۲۳.۷ میلیون نفر (۳۱.۵ درصد کل جمعیت) رسیده است. پیش‌بینی می‌شود که در آینده نیز این روند بطئی کاهش تداوم داشته باشد. این تغییرات در ساختار جمعیتی، اثرات زیادی بر آمار مربوط به نرخ ازدواج و میانگین سن ازدواج گذاشته است. تایید این ادعا آن‌جاست که ما هرچه به سمت ساختارهای جمعیتی مسن‌تر حرکت می‌کنیم (برای نمونه بخش شمیرانات شهر تهران)، میانگین سنی ازدواج افزایش می‌یابد.

دوام زندگی (طول مدت ازدواج)

شاخص طول مدت زندگی بیانگر میزان فراوانی طلاق‌های ثبت شده به حسب طول مدت زندگی مشترک است. به عبارت ساده‌تر این شاخص نشان می‌دهد چه میزان از طلاق‌های ثبت شده مربوط به خانواده‌هایی است که کمتر از یک سال یا دو سال و بیشتر، از تشکیل زندگی مشترک آن‌ها می‌گذرد. آن چیزی که برای ما در اینجا اهمیت دارد، درصد طلاق‌هایی است که مربوط به خانواده‌های کمتر از ۴ سال است. کارشناسان معتقدند؛ ۴ سال ابتدایی زندگی مشترک، نقش مهمی در استحکام و دوام آن دارد. علاوه بر این؛ گونه شناسی طلاق‌ها نشان از تفاوت علت طلاق‌ها در خانواده‌های نوپا (کمتر از ۴ سال) از سایر طلاق‌ها دارد.

بر پایه اطلاعات منتشر شده از طرف سازمان ثبت احوال کشور، در ۹ ماهه سال ۱۳۹۴؛ ۳۹.۸ درصد از کل طلاق‌های ثبت شده در مناطق شهری مربوط به خانواده‌هایی است که کمتر از ۴ سال از شروع زندگی مشترک‌شان گذشته است. این شاخص در مناطق روستایی کشور؛ ۴۹.۴ درصد از کل طلاق‌های ثبت شده است.

توصیف دقیق شاخص دوام زندگی با توجه به تغییرات این شاخص در طی گذر زمان ممکن می‌شود. نمودار زیر، تغییرات درصد طلاق‌های ثبت شده در ۴ سال اول زندگی مشترک را طی ۱۰ سال اخیر (۹۴- ۱۳۸۴) به تفکیک مناطق شهری و مناطق روستای کشور و شهر تهران نشان می‌دهد:

تغییرات درصد طلاق ثبت شده

طی ۱۰ سال گذشته همواره درصد طلاق‌های ثبت شده در خانواده‌های نوپا (زیر ۴ سال) رو به کاهش بوده است. این مطلب با توجه به این که همواره شاخص مذکور در مناطق شهری نسبت به مناطق روستایی و در شهر تهران نسبت به سایر نقاط کشور از درصد کمتری برخوردار بوده است، می‌تواند معنادار باشد. بدین ترتیب می‌توان گفت؛ هرچه در طی زمان بر میزان آگاهی عمومی مردم و جوانان در زمینه ازدواج افزوده شده است، آسیب‌ها و عواملی که می‌تواند در فروپاشی زندگی در سال‌های آغازین آن موثر باشد، کاهش یافته است. طبیعی است مردم در مناطق شهری به نسبت مناطق روستایی و در شهر تهران به نسبت سایر نقاط کشور، از سطح گاهی و مهارت‌های بیشتری در زمینه ازدواج و زندگی مشترک برخوردار هستند. البته میزان دسترسی به مراکز تخصصی مشاوره خانواده در مناطق شهری و به ویژه شهر تهران را نباید از نظر دور داشت.

No responses yet

Jan 06 2016

انزجار مرکل از تعرض‌های جنسی شب سال نو در کلن

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی

بی‌بی‌سی: آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان نسبت به تعرض جنسی و دزدی های شب سال نو از سوی گروه های بزهکار علیه زنان در شهر کلن ابراز انزجار کرده است.

حداقل ۹۰ زن درباره آزار جنسی توسط گروه های بزهکار در ایستگاه اصلی راه آهن کلن که پنجشنبه شب روی داد به پلیس شکایت کرده اند.

ابعاد این حملات از جمله توسط گروه های زیادی از مردان جوان مست مردم آلمان را شوکه کرده است.

شاهدان عینی و پلیس گفته اند که این مردان ظاهرا اهل کشورهای عربی یا آفریقای شمالی بوده اند.

خانم مرکل روز سه شنبه در تماسی تلفنی با هنریت ریکر شهردار کلن از انزجار خود نسبت به “حملات و تعرض های جنسی زننده” سخن گفت.

صدر اعظم آلمان گفت که باید هرکاری لازم است برای “یافتن مسببان در اسرع وقت و به جامع ترین شکل و مجازات آنها صرف نظر از ملیت یا سابقه” انجام شود.

عصر سه شنبه صدها زن در نزدیکی صحنه حملات تظاهرات کردند. روی یک پلاکارد نوشته بود: “خانم مرکل! کجایی؟ چیزی برای گفتن داری؟ این برای ما زنگ خطر است.”

هم اکنون بحث داغی در مورد پناهجویان و مهاجرانی که سال گذشته در شمار بی سابقه وارد این کشور شدند جریان دارد.

اما خانم ریکر مردم را ترغیب کرد در مورد عاملان تعرض ها در کلن پیشدواری نکنند.

او پس از گفت‌وگوهای اضطراری با پلیس گفت: “این کاملا نادرست است… که گروهی را که ظاهرا اهل شمال آفریقا بوده به پناهجویان ربط دهیم.”

ولفگانگ البرز رئیس پلیس کلن آن را “بعد کاملا تازه ای از وقوع جرم” در شهر خواند و انتقادها از نیروی تحت نظر خود در شب حادثه را رد کرد.

زنان همچنین در هامبورگ و اشتوتگارت مورد تعرض قرار گرفتند که در ابعاد کوچکتر بود.

در کلن حداقل یک زن مورد تجاوز قرار گرفت و تعداد زیادی هم، از جمله داوطلبان زن پلیس، دستمالی شدند.

یک مرد توضیح داد که چطور گروه بزرگی در بیرون ایستگاه دوست دختر او و دختر ۱۵ ساله اش را احاطه کردند و با دست مالیدن به بدن آنها آزارشان دادند. او گفت که کاملا عاجز شده بود و نمی توانست کمکی به آنها بکند.

بیشتر جرایم گزارش شده به پلیس شامل سرقت مسلحانه بود.

یک مامور پلیس به وبسایت اکسپرس نیوز کلن گفت که او هشت نفر را دستگیر کرده است. او گفت:‌ “همه آنها پناهجو بودند، و کپی گواهینامه اقامتشان را همراه داشتند.”

با این حال تاکنون نقش داشتن پناهجویان در خشونت ها رسما از سوی مقام ها تایید نشده است. سیل پناهجویان به آلمان سال گذشته باعث راهپیمایی های سازمان یافته از سوی گروه ضداسلامی پگیدا در آلمان شد.

رئیس پلیس کلن پس از گفت‌وگوهای اضطراری با شهردار گفت که در آینده ماموران بیشتری در رویدادهای بزرگ مستقر خواهند شد و دوربین های تجسسی بیشتری به کار گرفته می شود.

شهردار ریکر هم قول تدابیر پیشگیرانه برای کارناول ماه فوریه را داد. او گفت که مقام ها در مورد خطرات احتمالی به زنان جوان اخطار خواهند داد و “به مردم سایر فرهنگ ها درباره معنی کارناوال توضیح خواهند داد.”

او حملات کلن را “شرورانه” خواند و گفت “نمی توانیم اجازه دهیم که اینجا بی قانونی حاکم شود.”

یک زن بریتانیایی که از کلن بازدید کرده بود گفت که گروهی از مردانی که نه آلمانی صحبت می کردند نه انگلیسی به سوی او و دوستانش ترقه پرت کرده اند. او به بی سی سی گفت:‌ “آنها سعی داشتند ما را بغل کنند و ببوسند. یک مرد کیف دوستم را زد.”

یک رسانه محلی در کلن گزارش داد که مظنونان از قبل به دلیل جیب بری های مکرر در داخل و اطراف ایستگاه مرکزی برای پلیس شناخته شده بودند.

No responses yet

Jan 04 2016

دروازه‌بان پرسپولیس و تیم ملی ایران بازداشت شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: سوشا مکانی دروازه‌بان پرسپولیس و تیم ملی ایران که در دادسرای فرهنگ و رسانه حاضر شده بود، پس از ارائه توضیح درباره انتشار عکس‌های خصوصی‌اش در فضای مجازی بازداشت شد.

در روزهای گذشته عکس‌هایی از سوشا مکانی در شبکه تلگرام منتشر شد. او در واکنش به انتشار عکس‌هایش گفت برای پیگیری موضوع، به پلیس فتا شکایت خواهد کرد، زیرا این تصاویر خصوصی هستند و یکی از دخترانی که در عکس حضور دارد نامزد اوست. مکانی مدعی شد سرقت گوشی‌اش باعث انتشار عکس‌ها شده.

خبرگزاری قوه قضاییه نوشته است قرار بازداشت موقت سوشا مکانی به علت داشتن شاکی خصوصی صادر شده و دروازه‌بان پرسپولیس به این حکم اعتراض کرده است.

یک روز قبل از بازداشت سوشا مکانی، سایت مشرق نوشت با تأیید حراست فدراسیون فوتبال، سوشا مکانی تبرئه شد. او به همراه پدر نامزدش در فدراسیون حضور یافت و مدارک خود را ارائه کرد. مدارکی که اثبات کرد فرد حاضر در عکس، نامزد او بوده و اقدامی مغایر با مسائل اخلاقی رخ نداده است.

اما در پی بازداشت سوشا، رییس حراست فدراسیون فوتبال گفت: من به هیچ عنوان حرفی از تبرئه سوشا مکانی نزده‌ام و اظهارنظری که از طرف من مطرح شده صحت ندارد. ما در فدراسیون فوتبال نمی‌توانیم کسی را بازداشت یا تبرئه کنیم.

حمیسی در مصاحبه با ارگان خبری قوه قضاییه یادآور شد: از لحاظ قانونی و شرعی، پرونده سوشا مکانی در مراجع قضایی بررسی می‌شود و پس از بررسی جوانب پرونده توسط ارکان قضایی و دستگاه‌های مربوطه، در خصوص او تصمیم‌گیری خواهد شد. ​

در این بین، سخنگوی باشگاه پرسپولیس با اعلام اینکه از خبر بازداشت سوشا شوکه شده است، گفت: اتفاقی که رخ داده برای ما جالب نیست و باید راهکار لازم را در نظر بگیریم. مسئولان پرسپولیس بهترین تصمیم را خواهند گرفت.

حسین عبدی به خبرگزاری ایرنا گفته بازداشت سوشا در نشست هیات مدیره این باشگاه مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت.

سردار اشتری فرمانده نیروی انتظامی هم در پاسخ به سوال خبرگزاری ایسنا درباره سوشا مکانی گفت: «پرونده این فرد در دادسرای جرایم رایانه‌ای در حال رسیدگی است و هر تصمیمی از سوی مقام قضایی گرفته شود، ما نیز طبق قانون با آن برخورد کرده و اطلاع‌رسانی می‌کنیم.»

بازداشت سوشا مکانی در روزهایی رخ داده است که تعطیلات نیم‌فصل لیگ در جریان است. یک روز پیشتر، ایمان صادقی سنگربان پرسپولیس راهی تیم دسته اولی خونه به خونه شهرستان بابل شد اما حالا بنا براعلام کمک مربی پرسپولیس، احتمال لغو این انتقال وجود دارد.

در چنین شرایطی طبیعی است که پرسپولیس در تکاپو برای جذب دروازه‌بان جدید باشد. علیرضا بیرانوند دیگر سنگربان تیم ملی، مدنظر سرخپوشان بود اما مدیرعامل باشگاه نفت اعلام کرده است که به هیچوجه بیرانوند را از دست نخواهند داد.

بیرانوند در دوران مدیریت رویانیان نیز قرار بود به پرسپولیس بپیوندد که در آن مقطع، قنبرزاده مدیرعامل نفت سرمربی تیم ملی جوانان را به دلالی در نقل و انتقالات ملی پوشان جوان متهم کرد و سرانجام نیز بیرانوند در نفت ماندنی شد.

سوشا مکانی حتی پیش از بازداشت نیز چند بازی پرسپولیس را به خاطر محرومیت‌های انضباطی از دست داد و این تیم حتی در صورت آزادی زودهنگام سوشا نیز نیازمند جذب یک سنگربان جدید است. زیرا مرتضی قدیمی‌پور گلر سوم پرسپولیس، فعلاً از تجربه و کیفیت لازم برای بازی در لیگ برتر برخوردار نیست.

علیرضا حقیقی سنگربان اصلی تیم ملی این روزها در لندن به سر می‌برد. او به خاطر نیمک‌نشینی دایمی، تمایلی به ادامه حضور در روبین کازان روسیه ندارد و تاکید کرده است برای حفظ موقعیتش در تیم ملی، می‌خواهد به باشگاهی برود که امکان بازی کردن داشته باشد. اگر حقیقی جذب تیمی در انگلستان نشود نیز ممکن است از گزینه‌های تیم سابقش در ایران باشد.

No responses yet

Dec 21 2015

گزارش میدانی خبرنگار کلمه از بازگشت پلیس به خیابان‌ها: واکنش مردم به فعالیت دوباره گشت ارشاد: جلوی دزدی‌ها را نمی‌گیرند؛ به جوان‌ها گیر می‌دهند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

کلمه: چکیده :یک خانم دانشجو می‌گوید: حجاب اختیاری است. من دوست دارم چادر سر کنم؛ اما این سلیقه من است. نباید چیزی را به کسی تحمیل کرد. شهروند دیگری نیز مشکل را از سکوت مردم و عدم اعتراض منسجم آنان می داند و می گوید: خانم آنقدر عرضه ندارند که جلوی دزدی‌ها را بگیرند، به جوان‌ها گیر می‌دهند….

کلمه – زهره نقیبی:

توقف ماشین مسافربر از سوی ماموران موتوری در شلوغی خیابان‌های تهران توجه‌ها را به خود جلب می کند. مرد موتور سوار دستور ایست می‌دهد، ماموران زن گشت ارشادی می‌رسند و دختری را از صندلی عقب ماشین پیاده می‌کنند. اعتراض و توضیح دختر بی‌فایده است؛ او را به سمت ون‌های گشت ارشاد می‌برند.

این تصویری آشنا برای شهروندان از فعالیت گشت‌های ارشاد است که در قاب خاطرات تهرانی‌ها تکراری شده اما خیال کهنه شدن ندارد.

برای آدم سخت است که این صحنه‌ها را ببیند و نتواند حرفی بزند، اما …

یکی از دستفروشان در همان حوالی می‌گوید: اینجا از این صحنه‌ها زیاد می‌بینیم. اول فکر می‌کنی که دارند دزد و قاتل می‌گیرند. یک بار داشتند یک خانوم را می زدند تا به زور سوار ون کنند، خواستم جلو بروم که بچه ها نگذاشتند. گفتند می آیند بساطتت را جمع می کنند. برای آدم سخت است این صحنه‌ها را ببیند و نتواند حرفی بزند. اما خب ما هم زورمان به آن‌ها نمی‌رسد.

خانم میانسال اما جدی‌تر است. می‌گوید: جوان‌های این دوره بی عرضه هستند. قدیم‌ها کافی بود که یک نگاه چپ به ما کنند، همه جا را به هم می ریختیم.

حضور گشت‌های ارشاد و برخوردها با مردم آنقدر زیاد شده که هر شهروندی می‌تواند از مواردی که دیده است حرف بزند و خاطره تعریف کند. مرد حدودا ۵۰ ساله‌ای که از کارمندان شرکت واحد و اتوبوسرانی است، انفعال مردم را بی تقصیر نمی‌داند و می‌گوید: ما شرکت واحدی‌ها همیشه در میدان بوده‌ایم و هنوز هم بچه‌های ما زندانی اند. اما ما متحدیم و همین الان هم فراخوان بدهند، خودم اول صف هستم. خانم‌ها هم باید اتحاد داشته باشند تا هر بلایی که می‌خواهند سرشان نیاورند.

گشت های ارشاد که به شکل فصلی و با بهانه سامان «حجاب و عفاف»، مانورهای خیابانی و میدانی می‌گذارند، از چندی قبل با ابلاغ عمومی فعالیت خود را جدی از سر گرفتند. با روی کار آمدن دولت حسن روحانی این اقدام با کلید واژه‌هایی چون «بهشت اجباری» و «بهشت اختیاری» به محل نزاع دولت حاکم و دلواپسان حکومتی بدل شد، با این حال بازگشت دوباره گشت‌های ارشاد به خیابان‌ها نشان داد که بهشت مورد نظر رییس‌جمهور حقوقدان، محلی از اعراب ندارد.

گفت و گوی کلمه با شهروندان حاکی از نارضایتی عمومی نسبت به فعالیت گشت‌های ارشاد است. فعالیتی که برخلاف نامش که باید «ارشادی» باشد، پا را فراتر گذاشته و مطابق گزارش شهروندان اقدام به برخوردهای تند و نامناسب با مردم می‌کند.

حجاب اختیاری است؛ اینها بیکار که می‌شوند به مردم گیر می‌دهند

نارضایتی‌ها از اقدامات گشت ارشاد به کسانی که در معرض برخورد هستند محدود نمی‌شود. خانم دانشجویی که با دوستان خود در حال صحبت در مورد گزینه‌های ادامه تحصیل در خارج از کشور است، می‌گوید: حجاب اختیاری است. من دوست دارم چادر سر کنم؛ اما این سلیقه من هست و نباید چیزی را به کسی تحمیل کرد. نظر کنار دستی او را که می پرسم، می‌گوید: نباید اینها را جدی گرفت. بیکار که می شوند به مردم گیر می‌دهند. بالاخره آدم بیکار باید برای خود کار پیدا کند.

در همین حال برخی هم به نظر ناراضی نمی‌آیند. مریم جوان دیگری است که چند سالی است به خاطر شغل شوهرش چند سالی به تهران آمده و برخی پوشش ها را در خیابان نامناسب ارزیابی می‌کند. او می‌گوید: آدم باید حرمت خود را نگه دارد. چرا طوری لباس بپوشیم که با اینها دهن به دهن شویم. او معتقد است بعضی ها هم واقعا لباس و پوشش درست و حسابی ندارند. چند روز پیش در خیابان شخصی را دیدیم که من و خواهر شوهرم هاج و واج نگاهش می کردیم. مانده بودیم اصلا زن است یا مرد.

عرضه ندارند جلوی دزدی‌ها را بگیرند؛ به جوان‌ها گیر می‌دهند

دلواپسی از حجاب و عفاف، به ویژه ساپورت پوشی موضوعی بود که وزیر کشور دولت یازدهم را به مجلس کشاند و کارت زردی هم را برایش به همراه داشت. موضوعی که برخی شهروندان آن را بهانه اصلی گشت‌های ارشاد می دانند.

مینا حسابدار یک شرکت خصوصی می‌گوید: گشت های ارشاد مشکل‌شان فقط ساپورت است. اگر مانتوی کوتاه بپوشی و موهایت بیرون باشد و آرایش غلیظ هم که داشته باشی، اما شلوار پایت باشد، کسی کاری به کارت ندارد.

با این حال خانم دیگری نظر متفاوتی دارد. او می‌گوید: وقتی بخواهند گیر بدهند و ببرند، فرقی ندارد ساپورت پوشیده باشی یا شلوار. انگار سهمیه‌ی روزانه‌ای دارند که باید تکمیل کنند.

شهروند دیگری نیز در مورد گشت‌های ارشاد و مبارزه با ساپورت پوشی، مشکل را از سکوت مردم و عدم اعتراض منسجم آنان دانسته و می گوید: خانم آنقدر عرضه ندارند که جلوی دزدی‌ها را بگیرند، به جوان‌ها گیر می‌دهند. طرف ۱۲۰ تا شرکت دارد. با پول نفت این مردم در دوبی بانک زده که از طریق خودشان پول نفت من و شما را به آنجا بفرستند. حالا طرف را گرفتند، گفتند که مفسد فی‌الارض است. اما اعدام نمی‌کنند. چرا؟ چون دست‌شان در یک کاسه است. آدم مظلوم، ظالم پرورش می‌دهد. تقصیر خود ماست. ایراد از خود ماست که سر خم می‌کنیم.

مانورهای اخیر، حضور گشت ارشاد را کمرنگ کرده است؟

صدای ممتد آژیر شنیده می شود. از آمبولانس و ماشین آنش‌نشانی تا موتورسوارهای مشکی‌پوش و ون‌های گشت ارشاد و ماشین‌هایی که مردم ضدگلوله می‌خوانند. این تصویر این روزهای تهران است که با حضور پرشمار نیروهای امنیتی در اماکن عمومی مترو و خیابان‌ها به همراه برخی بازرسی‌های بدنی، زمزمه‌ی داعشی دیگر را در میان مردم بر سر زبان‌ها انداخته است. از شایعه‌ی بالارفتن پرچم داعش در میدان آزادی تا خنثی کردن بمب‌گذاری‌های مختلف، حمله داعش در ۲۰ آذر، دستگیری تیم‌های مختلف و … بازار شایعات راست و کذب داغ است.

به گفته برخی شهروندان مانورهای امنیتی اخیر باعث شده است که تذکراتی از جنس ارشاد کمرنگ‌تر شود.

خانم میانسال در حالی که چادر قسمتی از صورتش را پوشانده است، می‌گوید: دیوانه شدیم از این سر و صداها. اینها دیگر ارشادی نیستند. همه‌شان برای حفاظت بسیج شده اند.

او در مورد گشت‌های ارشاد معتقد است: هر کسی را در گور خود می گذارند. هر کسی هر طور دوست دارد می گردد. اینها هم جدیدا انگار کاری به کسی ندارند. اما خب خداییش بعضی‌ها هم خیلی ناجور می‌گردند.

با این حال ون‌های گشت ارشاد پر تعداد، در حال تردد در خیابان ولیعصر به سمت میدان ونک هستند. توجه دو دانشجوی دختری که در حال گرفتن عکس سلفی هستند با عبور ون‌ها نگاهشان جلب می‌شود. یکی از آنها با خنده می‌گوید: سوژه جدید پیدا کردند و با بحث داعش دیگر به کسی کاری ندارند. او می گوید: همین دیروز با ساپورت و پالتوی کوتاه از جلوی ون‌ها رد شدم. نه تذکری دادند و نه چیزی.

اگرچه خانم دیگری که کارمند بخش دولتی است موافق او نیست و می‌گوید: هر روز می‌بینم این ون‌ها را پر از دختر می‌کنند و می‌برند. آدم می‌ترسد در خیابان راه برود.

از شهروند آقایی که توجهش جلب سخنان خانم جوان شده، در مورد گشت‌های ارشاد سوال می‌کنم، بحث را به نمایش قدرت کشانده و می‌گوید که این مانور برای عرض اندام است، او معتقد است که عمده نگرانی حکومت از برخی مهاجران خارجی در ایران است.

وی به عنوان نمونه از افغان‌ها نام می‌برد و در مثالی توضیح می‌دهد که همین داعش برای جذب هر نیروی افغان ۳۵ میلیون می‌دهد و ایران برای حضور آنها برای مبارزه با داعش ۳ میلیون. معلوم است که برای افراد بدون شغل، جاذبه و انگیزه پیدا می‌شود.

توضیحش که تمام می شود بار دیگر حرف را به گشت‌های ارشاد کشانده و می‌گوید: گشت ارشاد نه بگویید یا روسری یا توسری. او که وضعیت کنونی را مشابه دوره شاه می‌خواند، می‌گوید: دوره شاه به جان مردم می‌افتادند و می‌گفتند رو سری تو سری الان می‌گویند یا روسری یا توسری. به هر حال نظرشان را به مردم تحمیل می‌کنند و انگار مهم نیست ما چه سلیقه و خواسته‌ای داریم.

یک راننده تاکسی: نه رحم و مروت دارند، نه دین و ایمان

رانندگان تاکسی به واسطه‌ی ارتباط مستمر و فراوان و مستقیم با مردم جامعه همیشه در مورد مسائل اجتماعی نظرات منحصربفردی ارائه می‌دهد که نشان‌ از رنگ جامعه‌ی واقعی دارد. یکی از این راننده‌ها به خبرنگار کلمه می گوید که اینها رحم و مروت ندارند. تو سر دخترهای مردم می‌زنند و می‌برند. دین و ایمان ندارند. صدایش را آرام‌تر می‌کند و می‌گوید: شما هم جای آبجی ما. خانه‌ی داداش ما اطراف تهران است. خانم داداشم تعریف می‌کرد که همین عوضی‌ها بهش گیر داده بودند.

می گوید: خانم داداش ما حجابش هیچ مشکلی ندارد. خوب لباس می پوشد و شیک است. مامور گشت ارشاد بهش گیر داده بودند. گفته حجاب من مشکلی ندارد. مامور هم جواب داده می‌دانم. اما خوب هدفش چیز دیگری بوده. اینها را به داداشم گفته و تعریف کرده که یک مامور دیگر هم دورتر ایستاده بوده، با هم می‌خواستند… متوجهید که چه می‌خواهم بگویم؟

می پرسم الان بگیر و ببندهای گشت‌های ارشاد با مانور اخیر کمتر شده است؟ می‌گوید: نه آبجی. خودم می‌بینم. همین دم ظهری دیدم به یک خانوم تذکر دادند. بالاخره اینها هم باید سرشان گرم باشد. به اندازه‌ای که سرشان گرم باشد تذکر هم هست.

از مردم دست خالی هم وحشت دارند، بس که دروغ می‌گویند و دزدی می‌کنند

ماشین در حال عبور از صف ماموران است که پیرمرد مسافر با عصبانیت می گوید: پدرسوخته ها بس که دروغ می‌گویند و دزدی می‌کنند از مردم دست خالی وحشت دارند.

راننده در پاسخ او می گوید نه آقا می‌خواهند از داعش زهر چشم بگیرند. پیرمرد اما می‌گوید داعش کجا بود. اینها خودشان از داعش بدترند.

رحمانی فضلی، در جلسه ای که مجلس او را فرخواند و کارت زرد گرفت، با اشاره به آمار نیروی انتظامی در برخورد با بانوان “بدحجاب” گفته بود: « تاکنون ۲۲۰ هزار نفر به نیروی انتظامی برده شده و از آنها تعهد گرفته شده است. این اقدام باعث باز شدن پای ۹۰۰ هزار نفر به کلانتری‌ها و دادسراها شده است. تأثیر این حضور در آینده این خواهد بود که حسن سابقه برای اشتغال و تحصیل این افراد صادر نخواهد شد.»

سخنان او به نقل از گزارش نیروی انتظامی حکایت از دریافت ۱۸۷۸۵ تذکر به خانم بدحجاب، بازداشت ۸۶۲۹ خانم، ۱۵۷ خانم توجیه، تعویض لباس و اخذ تعهد، معرفی ۴۵ نفر به دادسرا، تذکر به ۳۷۷۰ مالک ماشین و برخورد با ۵۶۷۲ خودرو ناهی عفاف و حجاب داشت.

آماری از برخوردهای تازه گشت های ارشاد منتشر نشده است؛ اما پر واضح است که مردم نیز همچون دولت حسن روحانی منتقد رویه برخوردهای بگیر و ببند هستند، اما در میان اقلیت تندرو گوش شنوایی برای آن نیست.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .