اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'اجتماعی' Category

Nov 01 2014

گفت و گو با یک قربانی: پوزخند قاضی بدتر از تجاوز بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

ایران وایر: وقتی مصاحبه مینا خانی را در ایران وایر خوانده بود، با من تماس گرفت. حتی خیالش را هم نمی‌کردم که پشت آن نگاه آرام چه روزهای دهشتباری از خاطره تجاوز خوابیده؟ چند در بسته را در راهروهای هزار توی دادگاه خانواده باز کرده؟ با انبوه نگاه های حقارت بار و کنجکاو دیگران چه کرده؟ چند بار راهروهای دادگستری را به دنبال لحظه‌ای فهم مشترک پایین و بالا رفته؟ … گفت‌و‌گوی من و شیرین، دانشجوی بیست و شش سالهٔ مهندسی منابع طبیعی از تهران به برخی از این سوال ها پاسخ داده است.

تجربه تجاوز چطور به سراغت آمد؟

خانواده‌ام خیلی اهل مراوده نبودند، من دختری خجالتی بودم که عزت نفس بالایی نداشتم و معمولا به یک انزوای خودخواسته پناه می‌بردم. در ایام کنکور، به طور اتفاقی با مرد به ظاهر موجهی آشنا شدم که تدریس خصوصی داشت. یکی از اساتید موجه موسسه‌ای که برای کلاس‌های کنکور به آنجا می‌رفتم، معرفی اش کرد. دو جلسه اول کلاس تدریس خصوصیمان در یکی از کلاس‌های موسسه برگزار شد و از آنجایی که آن‌ها جای کافی برای این کار نداشتند قرار شد جلسه بعدی در منزل استادم حاضر بشوم. اولین باری که به خانه‌اش رفتم به نظرم همه چیز غیر عادی می‌آمد. احساس خطر ‌کردم. کلید را که پشت سر من در قفل چرخاند، فرصت هیچ واکنشی به من داده نشد. به سرعت به طرفم آمد. با یه حرکت سریع شالم را برداشت و من را به سمت یکی از اتاق‌ها هل داد. تمام تلاشم را برای مقاومت کردن انجام دادم. به زور شروع به کندن لباس‌هایم کرد. تمام وجودم می‌لرزید. سست و بی‌حال بودم و حجم فاجعه مغزم را کرخت کرده بود. کشاکش فیزیکی که بالا گرفت و فهمیدم به لحاظ فیزیکی قوی‌تر است و توان مغلوب کردنش را ندارم.

واکنشت بعد از آن اتفاق چه بود؟

جرات نکردم به خانواده‌ام بگویم؟ چطور می‌توانستم بگویم دیگر باکره نیستم؟ پدرم بیماری قلبی داشت. نگران بودم بعد از فهمیدن این بی‌آبرویی سکته کند. حتی دوست پسر هم نداشتم و سر بزیر و نجیب بودم. چطور می‌توانستم به پدرم بگویم توسط مردی همسن و سال خودش هتک حرمت شده‌ام؟

به فکرت نرسید از یک پزشک زنان برای تایید ماجرا مشورت بگیری؟

اوایل ذهنم ماجرا را انکار می‌کرد. به خودم امید می‌دادم که لابد چیزی نشده! اما وقتی به سوزش آن لحظه و دردهای وحشتناک کشاله رانم فکر می‌کردم و جزییات جریان را در ذهنم مرور می‌کردم می‌دانستم اتفاق افتاده. دست آخر طاقت نیاوردم و برای معاینه به یک دکتر زنان مراجعه کردم. یعنی مجبور شدم به جای انکار کردن، حقیقت را بپذیرم. کارم شده بود سرزنش کردن خودم.‌‌ همان روز‌ها بود که چند خودکشی ناموفق در مسیر زندگی‌ام ثبت کردم. قبل از این اتفاق قصد جدی کرده بودم تا در رشته پزشکی قبول بشوم. اما بعد از آن دنیای من زیر و رو شد.تا چند ماه به جای دوره کردن درس‌ها، در خلوت اتاقم گریه می‌کردم.

کی تصمیم گرفتی شکایت کنی؟

چند ماه از ترس بی‌آبرویی و واکنش خانواده‌ام سکوت کردم تا توانستم توان و قدرت ذهنی‌ام را جمع کنم و شهامتش را پیدا کنم برای شکایت کردن. موضوع را با فرد مورد اعتمادی در میان گذاشتم و هم او بود که تشویقم کرد به مراجع قضایی مراجعه کنم. قول کمک و مساعدت هم داد. وقتی شکایت کردم، تصور می‌کردم قانون در مورد آزار و اذیت زنان و خصوصا مسئله تجاوز سختگیر است. تصویر و اخبار اعدام متجاوزین به عنف که در خبرگزاری‌ها و مجلات می‌دیدم این تصور را برایم ایجاد کرده بود که قانون تمام قد پشت سر زنهای ستمدیده ایستاده ولی بیهوده بود.

چه شد که این تصورت باطل شد؟ به هر حال بر اساس ماده شماره ۸۲ قانون مجازات اسلامی طبیعی‌ترین حق تو بود که مورد حمایت قضایی قرار بگیری…

با طرح شکایتم اولین اتفاقی که رخ داد مجرم جلوه دادن خودم بود. به جای کمک و همدردی با الفاظی چون فاحشه و معتاد مواجه شدم. پوزخند قاضی و روند دردناک رسیدگی به پرونده برایم شوکی به مراتب دردناک‌تر از ماجرای تجاوز بود. چون تمام باورم به قانون و عدالت در راهروهای تو در توی اداره آگاهی و دادگاه و پزشکی قانونی بر باد رفت.

برخورد قاضی چطور بود؟

گفت چرا درخواست کمک نکرده‌ام؟ گفتم خواستم فریاد بزنم اما شک نداشتم کسی صدایم را نمی‌شنید، متجاوز ورزشکار بود. هر چقدر تقلا کردم نتوانستم از خودم دورش کنم، سریع مرا به پشت خواباند و بدون توجه به التماس‌هایم کارش را کرد. گفتم اگر به میل خودم آنجا بوده‌ام چرا باید بی‌آبرویی شکایت و رفت و آمد به دادگاه را به جان بخرم؟ جزییات را شرح دادم. گفتم التماس می‌کردم. به متجاوز گفتم باکره‌ام اما فایده نداشت، سعی می‌کردم پا‌هایم را به هم نزدیک کنم تا نتواند دخول کند، او به طرز جنون آمیزی با تبلتی که روی تخت گذاشته بود، فیلم پورنو نگاه می‌کرد.

به پزشکی قانونی اشاره کردی …

اولین روز دادگاه رسیدگی به پرونده که اوج گرمای تابستان بود، بعد از دوندگی زیاد به شدت عرق کرده و بی‌حال و خسته بودم. قاضی من را دید و گفت «معتادی؟! به نظر نئشه هستی» بعد من را به پزشکی قانونی ارجاع دادند. آنجا با رفتارهای عجیب سه پزشکی مواجه شدم که در حال معاینه کردنم بودند. به نظر نمی‌رسید کوچک‌ترین حس همدری با من داشته باشند. در حالی که خجالت می‌کشیدم و استرس زیادی داشتم یکی از پزشک‌ها حین انجام معاینه بالای سرم تند تند بازجویی‌ام می‌کرد و با سوالات نیش دارش رنجم می‌داد. با کف دست روی رانم ضربه آرامی کوبید و گفت تو حداقل پنج سال رابطه جنسی داشته‌ای. این مسئله یک بار یا دو بار نیست. روی میز معاینه طوری با من رفتار شد که انگار رسما یک فاحشه‌ام. بعد‌ها وکیلم گفت این شیوه برخورد، یک ترفند برای آزار روحی شاکی است تا فکر کند هیچ راهی برای اثبات ادعایش وجود ندارد و شکایتش را پس بگیرد! در واقع اقدامی است برای کاستن حجم پرونده‌هایی از این دست که تعدادشان روز به روز در محاکم قضایی رو به افزایش است.

تهدید هم شدی؟

بله، برای پیگیری پرونده به دستور قاضی مرا به آگاهی شاپور فرستادند.‌‌ همان جلسه اول وقتی وارد اداره آگاهی شاهپور شدم، بلافاصله بعد از ورودم اولین جمله‌ای که از بازپرس شنیدم این بود: خوشی‌ها و رفت و آمد‌هایت تمام شد حالا که کارت را ساخته به فکر شکایت کردن افتاده‌ای؟ بعد از آن بازپرس پرونده مابین حرف‌هایش مدام مرا زیر پوستی تهدید می‌کرد که پیگیری شکایتم به ضرر خودم تمام خواهد شد و نمی‌توانم مسئله تجاوزم را اثبات کنم و اگر قصد کرده‌ام به این بهانه با طرف ازدواج کنم، راه درستی را انتخاب نکرده‌ام! بعد از خروج از اداره آگاهی وسط خیابان به شدت گریه می‌کردم. در طول مسیر تا خانه چند بار تصمیم گرفتم خودم را زیر یک ماشین عبوری بیاندازم. وجودم در آتش می سوخت اما سکوت و پنهان کردن هم چاره درد نبود. نوعی همکاری با متجاوز است. کلا متوجه شدم روح کلی قانون عملا طرف مردهاست حتی اگر آن مرد، یک مرد متجاوز باشد. تا جایی که خوانده‌ام پیش از این‌ها حتی اگر تجاوز ثابت هم نمی‌شد به فرد آسیب دیده اجازه گرفتن ارش البکاره (دیه بکارت) را می‌دادند، اما بعد قانونی تصویب شده که در صورت ثابت نشدن تجاوز، به بزه دیده اجازه نمی‌دهند خسارتی بابت دیه بکارت از جانی دریافت کند. حالا تصور کنید با آن دیدگاهی که در مردان سیستم قضا دیده می‌شود، بیایی و بگویی من ارش البکاره‌ام را می‌خواهم.

در این مدت خانواده ات هم در جریان قرار داشتند؟

بله، اما یک اتفاق وحشتناک هم اینجا رخ داد. در واقع، بد‌ترین روش دادگاه ها، فرستادن دادنامه دادگاه بدون پاکت پستی به درب منزل شاکی است. مامور تحویل دادنامه، بدون در نظر گرفتن هویت فرد گیرنده، نامه را در نبود شاکی به همسایه‌ها هم تحویل می‌دهد و همین حرکت زمینه بی‌آبرویی را برای فرد شاکی فراهم می‌کند. این رویه، یک برخورد اشتباه نیست بلکه عملا فاجعه است. به نظر من کسی که مورد تعرض قرار گرفته است بهتر است به جای شکایت و درگیری بی‌نتیجه، به روانپزشک مراجعه کند تا دردی که بابت تعرض متحمل شده درمان بشود و بتواند با بقیه زندگی‌اش آشتی کند.

نتیجه دادگاه به کجا رسید؟

خوشبختانه آخرین روز جلسه دادگاهم در حضور یک خبرنگار آمریکایی برگزار شد که برای مشاهده روند رسیدگی به پرونده‌های تجاوز در ایران با مجوز قانونی در آن جلسه حضور داشت. یک شانس نادر بود. در تمام مدت رسیدگی، قاضی و مستشار‌ها، متهم را تحت فشار گذاشتند و او را تحقیر کردند و به او توپیدند و با من به ملایمت و مهربانی رفتار کردند. وکیل نداشتم ولی قاضی عملا از موضع یک وکیل از من دفاع می‌کرد. خوشحال و سرمست بودم که به حقم می‌رسم. اما وقتی حکم به دستم رسید شوکه شدم. متهم از جرم زنای به عنف به علت نبود مدارک کافی تبرئه و به علت زنای بدون عنف به صد ضربه شلاق محکوم شد. برای من با مهر و عطوفت قاضی پرونده و نفوذ کسی که تشویقم کرده بود از متجاوز شکایت کنم، شلاقی در نظر گرفته نشد اما آنچه از آن همه دوندگی مثل رسوبی روی روح خسته‌ام باقی ماند، حس تحقیر و دلخوری عمیق بود.

No responses yet

Nov 01 2014

لغو کنسرت مجوزدار در رودسر با دستور فرماندار؛ بنرهای تبلیغاتی را با “داس” پایین کشیدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,هنر

تقاطع: کنسرت یک گروه موسیقی سنتی که قرار بود در روزهای ۲۷ و ۲۸ مهرماه در شهرستان رودسر استان گیلان برگزار شود، با وجود داشتن مجوز، با مخالفت شفاهی فرماندار این شهرستان لغو شد و گروهی نیز بنرهای تبلیغاتی آن را با داس پایین کشیدند.

عزیز قاسم‌زاده، خواننده و سرپرست گروه موسیقی “سپهر” در نامه‌ای سرگشاده که در اختیار روزنامه‌ها و وب‌سایت‌های خبری قرار گرفته، گفته که با وجود “طی همه مراحل قانونی” و “اخذ مجوزهای لازم”، برگزاری کنسرتش با “مخالفت” و “کارشکنی‌هایی” مواجه شد و دامنه‌ی این مخالفت‌ها به حدی بود که منتقدان با “داس” بنرهای تبلیغاتی این گروه را پایین کشیدند و شهرداری‌های شهرستان رودسر با دستور فرماندار این شهرستان، از نصب دوباره‌ی این بنرها جلوگیری کردند.

آقای قاسم‌زاده با اشاره به پیگیری‌های خود برای جلوگیری از لغو این کنسرت اضافه کرده که سرانجام “مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان” به او گفته که «مخالفت‌ها خارج از ناحیه ارشاد و مربوط به فرمانداری و شورای تامین شهرستان رودسر است». در این میان، حتی دست‌نوشته‌ی “معاون سیاسی-امنیتی استانداری گیلان” در زیر شکواییه وی، که با تاکید بر قانونی بودن مجوز، خواهان “عدم دخالت فرمانداری در این کنسرت” شده بود نیز بی‌اثر بوده است.

به گفته‌ی سرپرست گروه “سپهر”، فرماندار رودسر حتی از نصب پرده‌هایی در سطح شهرستان رودسر توسط این گروه با هدف عذرخواهی از مردم به خاطر عدم برگزاری کنسرت نیز جلوگیری کرده است.

عزیز قاسم‌زاده در پایان از وزارت کشور دولت روحانی خواسته تا کسانی را بر سر امور بگمارد که برنامه‌های دولت را “در عمل” قبول داشته باشند «نه این‌که همه تلاش و افتخارشان گسترش انواع کارشکنی‌ها و جلوگیری از کنسرتی باشد که همه مجوزهای قانونی را کسب کرده است».

گفتنی است در ماه‌های گذشته لغو موارد متعددی از کنسرت‌های موسیقی در خبرگزاری‌های ایران گزارش شده است.

در یکی از آخرین این موارد، پنجمین شب کنسرت کیتارو، آهنگ‌ساز و موسیقیدان برجسته ژاپنی که قرار بود روز ۲۷ مهرماه در تالار وزارت کشور در تهران برگزار شود لغو شد و برگزارکنندگان این کنسرت، “آماده نشدن برخی مجوزهای لازم” را به عنوان دلیل لغو آن اعلام، و از افرادی که بلیط این کنسرت را خریداری کرده بودند، عذرخواهی کردند.

یک هفته پیش از آن نیز اجرایی که قرار بود بعد از نزدیک به یک سال تمرین در روزهای ۱۸ و ۱۹ مهرماه در شهر مشهد برگزار شود، به دلیل استفاده از کلمه “کنسرت” در تبلیغات به جای “اجرای پژوهشی”، لغو شد.

اجرای “آرکدی ولودوس”، یکی از پیانیست‌های مطرح جهان که قرار بود روزهای ۲۳ و ۲۴ خردادماه در “سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی تهران” برگزار شود نیز از دیگر کنسرت‌هایی بود که “با وجود تبلیغات گسترده” لغو گردید.

پیش از این، علی جنتی، “وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی”، روز ۴ خردادماه در گفتگویی با روزنامه “اعتماد” چاپ تهران، گفته بود که این وزارت‌خانه حتی به بعضی کنسرت‌هایی که «هیچ مشکلی از نظر دینی و ارزش‌های ملی ندارند»، در صورتی که احساس کند «ممکن است به احساسات مردم در بعضی شهرستان‌های کوچک آسیب بزند»، اجازه برگزاری نمی‌دهد.
تصویر نامه‌ی موافقت نیروی انتظامی رودسر با برگزاری کنسرت گروه سپهر در این شهرستان

تصویر نامه‌ی موافقت نیروی انتظامی رودسر با برگزاری کنسرت گروه سپهر در این شهرستان

No responses yet

Oct 30 2014

دیدار سینماگران با قربانی اسیدپاشی اصفهان/ سهیلا جورکش: وقتی خوب شدم از من تست بازیگری بگیرید

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,هنر

خبرآنلاین: مهتاب کرامتی، حمید فرخ‌نژاد، جعفر پناهی و محسن امیریوسفی به دیدار سهیلا جورکش قربانی اسیدپاشی‌های اخیر اصفهان رفتند.

الهه خسروی‌یگانه:ساعت هشت شب، درب شرقی بیمارستان چمران. حمید فرخ‌نژاد، محسن امیریوسفی و جعفر پناهی ایستاده‌اند تا فرصت دیدار با سهیلا جورکش، قربانی اسیدپاشی‌های اخیر اصفهان فراهم شود.

دختری که هم صخره‌نورد بود هم سوارکار، عاشق هنر و دانشجوی حقوق. دیروز وزیر بهداشت چشم‌های سهیلا را عمل کرده است اما این آخرین عمل نیست. تا درمان قطعی راهی سخت و پرفراز و نشیب در راه است. راهی که این دختر ۲۷ ساله باید آن را طی کند.

همه از خودشان می‌پرسند باید به سهیلا چه بگویند؟ اصلا چطور دلداری‌اش بدهند؟ چطور به او بگویند خوب می‌شوی؟

مهتاب کرامتی هم به جمع می‌پیوندد و دکتر حلی‌ساز، رییس بیمارستان چمران از راه می‌رسد تا سینماگران را پیش سهیلا ببرد. توی راه می‌گوید که ۲۴ ساعته داروهایی به او داده می‌شود که مدام در حالت خواب و بیداری باشد و درد نکشد.

آیا زیبایی سهیلا باز می‌گردد؟ آیا صورتش لااقل حالت عادی به خود خواهد گرفت؟ پاسخ دکتر حلی‌ساز منفی است: «صورت هشت درصد سوخته است. بهرحال زیبایی باز نمی‌گردد.» می‌گوید که خانواده‌اش عکس او را پیش از واقعه نشان داده‌اند و او بسیار زیبا بوده است. اما حالا هیچ خبری از آن زیبایی نیست.

ــ و آیا سهیلا در صورت لزوم به خارج هم فرستاده می‌شود؟

ــ چرا که نه. اگر لازم باشد حتما این اتفاق می‌افتد.

او توضیح می‌دهد که بیمارستان چمران بدون گرفتن کوچکترین وجهی و فقط با یک تماس تلفنی سهیلا را بستری کرده است: «هزینه‌ها خیلی بالاست. یک حمام پانسمان که می‌کنند هفتصد هزار تومان هزینه دارد. یعنی هفتصد هزار تومان پول موادی است که برای استحمام مصرف می‌شود. می‌خواهم بگویم از نظر مالی هیچ مشکلی وجود ندارد و دیروز خود وزیر هم از ما خیلی تشکر کرد.»

پوششی پلاستیکی روی کفش‌ها کشیده می‌شود. حالا توی راهرویی هستیم که سهیلا جورکش در یکی اتاق‌هایش بستری است. پرده کنار می‌رود و ما سهیلا را از پشت شیشه می‌بینیم. تمام بدن و سرش باندپیچی شده. فقط لب‌هایش پانسمان ندارد. پرستارها می‌گویند خوابیده. همه سکوت کرده‌اند. هیچ کس حرفی نمی‌زند.

اجازه وارد شدن به اتاق را به سینماگران نمی‌دهند. حتی گل هایی که حمید فرخ‌نژاد هم برای سهیلا آورده بیرون می‌ماند و پرستارها می‌گویند آن را به دست خانواده‌اش خواهند رساند. اتاق قرنطینه است با سه فیلتر بزرگ مکنده که امکان ورود کوچکترین میکروبی به اتاق را نمی‌دهد. اما با وساطت دکتر حلی‌ساز مهتاب کرامتی اجازه می‌یابد که وارد اتاق شود.

کرامتی لباس مخصوص می‌پوشد و به اتاق می‌رود. او به سمت سهیلا خم می‌شود، سهیلا با او حرف می‌زند. دیدار چند دقیقه بیشتر طول نمی‌کشد، اما وقتی که مهتاب کرامتی بهت‌زده از اتاق خارج می‌شود، می‌گوید که «از همه تشکر کرد. بسیار به هنر علاقمند است و آرزویش همیشه این بوده که در جمع دوستان سینمایی باشد. از من قول گرفتند که وقتی حالش بهتر شد باز هم به دیدارش برویم.»

محسن امیریوسفی برای سهیلا نسخه‌ای از فیلم «آتشکار» را آورده است. کرامتی می‌گوید: «فیلم را پذیرفتند و بسیار تشکر کردند. به همه سلام رساندند، بسیار امیدوارند. از من خواستند که وقتی خوب شدند امکانی برایش فراهم کنیم که تست بازیگری بدهند.»

روحیه سهیلا همه را شوکه کرده است. حمید فرخ‌نژاد می‌گوید باید همه بدانند که او چه روحیه قوی و عجیبی دارد. این روحیه واقعا ستودنی است و دکتر حلی‌ساز هم قول می‌دهد که وقتی حال سهیلا بهتر شد دوباره امکان دیدار با او را فراهم کند: «فعلا برایش سخت است. به ما گفته تو را به خدا فقط بگذاریم بخوابم.»

صحبت‌های رییس بیمارستان چمران بر تعجب و البته احترام ما به سهیلا جورکش، قربانی اسیدپاشی‌های اصفهان می‌افزاید: «جالب است بدانید کوچکترین حس انتقام در این دختر نیست. خودش می‌گوید در وهله اول فقط می‌خواهم بینایی‌ام بازگردد و بعد زیبایی‌ام. فعلا به چیز دیگری فکر نمی‌کنم.»

جعفر پناهی اما نگران وقتی است که بینایی سهیلا بازگردد و باندها از روی صورتش برداشته شود: «امیدوارم وقتی که این باندها را برداشتند روحیه‌اش به همین صورت باشد. چون آدم احساس می‌کند تازه بعد از برداشتن باندهاست که باید کمک روحی و حمایت اصلی آغاز شود.»

سینما گران از راهرو بیرون می‌روند تا مزاحم سهیلا نباشند. مهتاب کرامتی می‌گوید: «متاسفانه ما مردمی هستیم که اتفاق‌های بد خیلی زودتر برای‌مان عادی می‌شود. همیشه از اتفاق‌های خوب خیلی راحت و ساده می‌گذریم اما اتفاقات بد را مدام تکرار می‌کنیم. امیدوارم این بار این اتفاق نیفتد و این ماجرای وحشتناک درس عبرتی برای همه ما باشد.»

محسن امیریوسفی هم می‌گوید: «باید همیشه درباره آن‌ها حرف زد و فراموش‌شان نکرد. امیدوارم نیروی انتظامی هر چه زودتر عاملان این قضیه را دستگیر کند. به نظرم روحیه سهیلا و حرف‌هایی که زد می‌تواند برای همه الگو باشد.»

در فاصله این یک ساعت از برهوت ناامیدی به ساحل امیدواری رسیده‌ایم. سهیلا جورکش ما را به این نقطه رسانده. دختری که نمی‌تواند لبخند بزند ولی همه وجودش لبخند به زندگی‌ست.

No responses yet

Oct 30 2014

هولیگان علیه سلفی‌؛ مخالفت با اسلام‌گرایی در آلمان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

بی‌بی‌سی: تظاهرات چندهزار هولیگان که گفته می‌شود با گروههای راست افراطی آلمان ارتباط دارند، به خشونت کشیده شد

تظاهراتی که روز یکشنبه تحت عنوان “هولیگان (هواداران افراطی فوتبال) علیه سلفی”‌ در شهر کلن آلمان برگزار شد، بنا به گزارش پلیس و رسانه‌های آلمان، به بروز درگیری و خشونت در مرکز شهر کلن تبدیل انجامید.

چند هزار تظاهرکننده که گفته می‌شود با احزاب و گروه های راست افراطی ارتباط دارند که بعضی از آنها به داشتن تمایلات نژادپرستانه متهم هستند، خسارات زیادی به شهر وارد کرده‌اند.

نزدیک به پنجاه مامور پلیس در این زد و خوردها مجروح شده و شماری از هولیگان‌ها بازداشت شده‌اند.

عده ای می گویند که تظاهرکنندگان با دادن شعارهایی مانند “آلمان برای آلمانی‌ها” و “خارجی‌ها بیرون” از یک سو تمایلات “نژادپرستانه” خود را آشکار کردند و از سوی دیگر آب به آسیای احزاب دست راستی نوظهور آلمان ریختند که به نظر می‌رسد در صددند از آب گل‌آلود “اسلام‌هراسی” در جوامع اروپایی ماهی بگیرند.

افراطیونی که معمولا بعد از بازی‌های فوتبال دست به خشونت می‌زنند، اینبار به “فعال اجتماعی” بدل شده و علیه دشمنی واحد به نام “سلفی‌گری” متحد شده‌اند.

رسانه‌ها از حضور فعالان احزاب دست‌راستی در کنار هولیگان‌ها که معمولا بر سر تیم‌های فوتبال مشاجره می‌کنند، خبر داده‌اند.

هفته‌نامه “تسایت” در وبسایت خود از حضور هولیگان‌ها و نئونازی‌ها (نو نازی‌ها) در کنار هم خبر می‌دهد و می‌گوید با وجودی اینکه انتظار می رفت حدود ۱۵۰۰ نفر در گردهم‌آیی شرکت کنند، عملا بین ۳۰۰۰ تا ۴۰۰۰ نفر در محل تظاهرات حضور یافتند که از سراسر آلمان و از حتی از خارج از آلمان به کلن آمده بودند.

جمعیتی نزدیک به ۵۰۰ نفر هم در مخالفت با تظاهرات هولیگان‌ها در همان محل جمع شده بودند که از همان آغاز تظاهرات مورد هجوم طرف مقابل قرار گرفتند.

۱۰۰۰ نفر مأمور پلیس برای کنترل شرایط به محل تظاهرات آمده بودند که با افزایش شمار هولیگان‌ها کنترل شرایط از دست آنها خارج شد و تظاهرات به خشونتی بی‌سابقه کشید.

گفته شده که برخی از شرکت‌کنندگان در این تظاهرات علائم مشخص “نژادپرستانه” بر لباس یا بدن خود داشته‌اند.

موج اسلام‌هراسی در کشورهای غربی بعد از حملات ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ در نیویورک به اوج خود رسید.

اخیرا با قدرت گرفتن گروه موسوم “دولت اسلامی” در عراق و سوریه و آشکارشدن کمک‌های سیاسی-فکری-پرسنلی به آنها از شهروندان کشورهای غربی، که عمدتا از خانواده‌های مهاجر هستند، “اسلام‌هراسی” هم ابعادی تازه یافته است.

درگیری‌ها در کلن و حضور چندهزار جوان آماده به خشونت در آن هشداری است تازه به آلمان که دهه‌هاست با پدیده راست افراطی خشونت‌طلب با تمایلات نژادپرستانه در مبارزه است.

این ماجرا همچنین می‌تواند هشداری به کشورهای دیگر اروپایی مانند بریتانیا و فرانسه باشد که در جوامع خود با مشکلات مشابهی مواجهند.
سازمان حفاظت از قانون اساسی آلمان می‌گوید جنگ در سوریه و عراق حالا خود را در خیابان‌های آلمان نشان می‌دهد.

از آنجایی که هولیگان‌ها معمولا سازمان ندارند و در فعالیت‌های سیاسی شرکت نمی‌کنند، به نظر می‌رسد گروه‌های سیاسی در آلمان در صدد استفاده از آنها برای رسیدن به اهداف خود هستند.

افراطیون خشونت‌طلب که معمولا بعد از بازی‌های فوتبال دست به خشونت می‌زنند، اینبار به “فعال اجتماعی” بدل شده و با یکدیگر علیه دشمنی واحد به نام “سلفی‌‌گرایی” متحد شده‌اند.

مجله اشپیگل گزارش می‌دهد که در تظاهرات و حملات افراطیان فوتبال‌دوست در روز یکشنبه، به جز تخریب و صدمه زدن به خیابانها و خودروها، فریادهای “خارجی بیرون” هم از لابلای تظاهرکنندگان شنیده می‌شد.

هولیگان‌ها چند هفته پیش تظاهراتی مشابه، اما کوچکتر در شهر دورتموند آلمان علیه سلفی‌ها براه انداخته بودند.

در ماه سپتامبر امسال هم در شهر ووپرتال آلمان شماری از جوانان مسلمان با جلیقه‌های یکسان نارنجی‌رنگ که بر پشت آنها “پلیس شریعت” نوشته شده بود به خیابان‌ها آمدند و کوشیدند با لحنی مهربان شهروندان را از کارهای به باور آنها ناشایست بازدارند.

این کارهای “ناشایست” خوردن الکل، بازی قمار، تماشای فیلم‌های پورنوگرافی و استفاده از مواد مخدر بود.

چند هفته پیش هم خیابان‌های شهر هامبورگ صحنه درگیری‌های وسیعی بین کردهای تظاهرکننده علیه جنگ در مناطق کردنشین سوریه از طرف گروه دولت اسلامی و جوانان مسلمان طرفدار آن گروه بود.
سازمان حفاظت از قانون اساسی آلمان

جای نگرانی وجود دارد که درگیری‌ بین افراطی‌ها خشونت‌گرا با طرزتفکرهای گوناگون در خیابان‌های ما افزایش یابد.

در آن زمان اعمال گروه پلیس شریعت به سلفی‌های تندرو نسبت داده شد که یک نوع “تحریک هدفمند” و سربازگیری برای “جنگ مقدس”را دنبال می‌کند.

سازمان حفاظت از قانون اساسی آلمان حالا هشدار داده است که درگیری‌ بین افراطی‌های خشونت‌گرا با طرز تفکرهای گوناگون در خیابان‌های این کشور می‌تواند افزایش یابد.

هانس-جورج مَسِن، رئیس این سازمان گفته که جنگ در خاک سوریه و عراق دارد خود را در خیابان‌های آلمان نشان می‌دهد.

به نظر می‌رسد که رویارویی جدید شهروندان خشونت‌طلب افراطی در خاک کشورهای غربی که دست در دست هم ارزش‌های دمکراتیک و آزادی‌های مدنی این کشورها را در خطر قرار می‌دهند، این جوامع را با مشکلی تازه روبرو کرده است.

امام جمعه یک مسجد در شرق آلمان که به نظر می‌رسد از هواداران گروه‌های اسلام گرای سوریه باشد، اخیرا شکایت کرده است که چرا کسی از رفتن کردها یا ایزدی‌های اروپا که برای جنگ با گروه دولت اسلامی به سوریه می‌روند جلوگیری نمی‌کند، و تنها اسلام‌گرایان زیر ذره‌بین هستند.

آلمان و کشورهای دیگر غربی در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ با یک جنبش چپ‌گرایانه وسیع که گاهی به خشونت هم گرایید، روبرو بودند. این جنبش در آن زمان افراطی ولی سکولار بود.

در دهه‌های اخیر اما این جوامع با موجی نو روبرو شده‌اند که یک سوی آن راستگرایی و نژاد پرستی است و سوی دیگر آن جزم‌اندیشی با ایدئولوژی دینی.

صرف‌نظر از اینکه این گروه‌ها از آینده چه تصوری دارند، گویی هر دو خشونت را وسیله قرار داده و ارزش‌های دمکراتیک را هدف گرفته‌اند.

No responses yet

Oct 30 2014

گزارشگران بدون مرز: برخی روزنامه‌نگاران درباره پوشش خبر اسیدپاشی‌ها تهدید شده‌اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: سازمان گزارشگران بدون مرز روز چهارشنبه هفتم آبان خبر داد که بر اساس اطلاعات گردآوری شده از سوی این سازمان، تعدادی از روزنامه‌نگاران به ویژه در دو شهر تهران و اصفهان از سوی نهادهای امنیتی با «احضار یا تماس تلفنی تهدید شده‌اند» تا پرونده اسیدپاشی در شهر اصفهان را «پیگیری نکنند و در این باره ننویسند».

رضا معینی، مسئول دفتر ایران و افغانستان سازمان گزارشگران بدون مرز، نیز با اشاره به بررسی دوره‌ای وضعیت حقوق بشر جمهوری اسلامی در شورای حقوق بشر سازمان ملل که ٣١ اکتبر در ژنو برگزار می‌شود، خواهان توجه شورای حقوق بشر به «وضعیت نگران کننده» فعالان رسانه‌ای در ایران شد.

به گزارش وب سایت گزارشگران بدون مرز، آقای معینی بیلان چهار سال گذشته‌ ایران در عرصه آزادی اطلاع رسانی را «فاجعه‌بار» دانست.

وی تصریح کرد: «حمله‌های نظام‌مند مسوولان جمهوری اسلامی علیه رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران حرفه‌ای یا شهروندخبرنگاران نشانگر عدم تعهد مسوولان این نظام در برابر الزامات بین‌المللی کشور در عرصه حقوق بشر است».

به گفته گزارشگران بدون مرز، جمهوری اسلامی ایران یکی از «سرکوبگر‌ترین» کشورهای جهان در عرصه آزادی اطلاع‌رسانی، و با ۴٨ زندانی یکی از پنج زندان بزرگ جهان برای روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران است.

بر اساس گزارش این سازمان، ایران در رده بندی جهانی آزادی مطبوعات در سال ٢٠١۴، از میان ۱۸۰ کشور در رده ۱۷۳ قرار دارد.

گزارشگران بدون مرز با اشاره به سخنان برخی از مقامات جمهوری اسلامی از جمله محمدجواد لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه و احمد خاتمی، امام جمعه تهران، نوشت که واکنش بسیاری از مسوولان جمهوری اسلامی ایران به رویداد اسیدپاشی‌های اصفهان «حمله به رسانه‌ها و تهدید و بازداشت روزنامه‌نگاران است».

این سازمان همچنین به سخنان عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران، اشاره کرده که سوم آبان گفته بود: «به برخی رسانه‌ها درباره ماجرای اسید‌پاشی‌های اصفهان تذکر داده شده و برخی هم احضار شده‌اند که در صورت لزوم با آن‌ها نیز برخورد خواهد شد».

سازمان گزارشگران بدون مرز همچنین «قربانیان اسیدپاشی‌های» اصفهان را هفت نفر ذکر کرده است. این در حالی است که مقامات رسمی جمهوری اسلامی می‌گویند که از ۱۵ شهریور تا ۲۳ مهر چهار مورد اسیدپاشی در اصفهان گزارش شده است.

گزارشگران بدون مرز در گزارش خود همچنین به بازداشت تعدادی از خبرنگاران خبرگزاری ایسنا در اصفهان اشاره کرده است.

آریا جعفری، عکاس خبرگزاری ایسنا در اصفهان روز اول آبان و در پی انتشار عکس‌های تجمع اعتراضی مردم اصفهان علیه اسیدپاشی بازداشت شد.

همچنین یک منبع خبری به رادیو فردا گفته بود که زهرا محمدی، سردبیر ایسنای اصفهان و صنم فارسی، دبیر اجتماعی ایسنا نیز بازداشت شده‌اند.

سازمان گزارشگران بدون مرز در اطلاعیه خود خبر داده است که این دو خبرنگار خبرگزاری ایسنا پس از ۴۸ ساعت بازداشت، آزاد شده‌اند.

۱۲۹ روزنامه‌نگار ایرانی روز چهارشنبه در نامه‌ای ضمن درخواست برای آزادی آریا جعفری، از مسئولان جمهوری اسلامی خواستند که حق قانونی رسانه‌ها برای اطلاع رسانی آزاد و دقیق، محترم بشمارند.

No responses yet

Oct 28 2014

هشدار یک سایت حامی احمدی‌نژاد به امنیتی‌ها: آماده مواجه با اسید‌پاش‌های دارای فتوا باشید

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,جنایات رژیم,حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: سایت «همت‌نیوز» حامی محمود احمدی‌نژاد به نهاد‌های امنیتی و قضایی هشدار داده در صورت دست داشتن نیرو‌های مذهبی در اسید‌پاشی‌های اصفهان٬ خود را آماده احتمال بروز «معضلی» امنیتی کنند.

این سایت که از روز گذشته دور جدید فعالیت‌های خود را آغاز کرده٬ یادداشتی را بازنشر کرده که در آن نوشته شده امکان دارد پس از دستگیری عاملان اسید‌پاشی‌ها٬ مردم ایران با چهره‌هایی که ظاهری مذهبی دارند مواجه شوند.

این سایت محافظه‌کار همچنین پیش‌بینی کرده این افراد در اعترافات خود اعلام کنند که «فتوای» یکی از مراجع تقلید را داشته و براساس آن اقدام به اسید‌پاشی کرده‌اند.

سایت مذکور با هشدار نسبت به تحقق چنین احتمالی به نهاد‌های امنیتی و اطلاعاتی هشدار داده پیش از وقوع یک «معضل» اجتماعی ناشی از این اعترافات با «روشنگری» مانع وقوع آن شوند.

«همت‌نیوز» در ادامه پیش‌بینی کرده در صورت تحقق احتمال دست داشتن مذهبی‌ها در اسید‌پاشی‌ها در جامعه ایران بمبی خبری منفجر خواهد شد که احساسات مردم را «جریحه‌دار» خواهد کرد.

آن‌طور که این سایت محافظه‌کار نوشته نتیجه انفجار این «بمب خبری»٬ تعطیلی «فریضه» امر به معروف و نهی از منکر در ایران برای سال‌های متمادی و شورش مردم علیه مذهبی‌‌ها است.

این یادداشت در شرایطی منتشر شده که دو روحانی بلند‌پایه استان اصفهان طی سخنانی به طور تلویحی از دست داشتن نیرو‌های مذهبی در اسید‌پاشی‌های اخیر سخن به میان آورده‌اند.

No responses yet

Oct 28 2014

قطار مجلل بوداپست – تهران به مقصد رسید

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی

رادیوفردا: يک سرويس قطار لوکس که حدود دو هفته پيش بوداپست، پايتخت مجارستان، را به مقصد تهران ترک کرده بود،‌ روز دوشنبه،‌ پنجم آبان،‌ وارد پايتخت ايران شد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، حدود ۷۰ مسافر که اغلب آنها از اتباع بريتانيا و استراليا هستند پيش از اينکه قطار به تهران برود، از شهرهای اصفهان، شيراز و يزد ديدار کرده بودند.

اين قطار مجلل پيش از ورود به ايران از کشورهای رومانی بلغارستان و ترکيه نيز عبور کرده بود.

اين سفر جذاب دو هفته‌ای که تحت عنوان «جواهرات پارس» برگزار شد گران قيمت بود و برای هر مسافر بين ۱۴ هزار تا ۴۰ هزار دلار هزينه داشت. با این همه،‌ خبرگزاری فرانسه روز دوشنبه در گزارش خود نوشت که قیمت بلیت برای هر مسافر ۳۱ هزار دلار بوده است.

بر اساس گزارش ها، مسافران متناسب با پولی که پرداخت ‌کرده اند از اتاق‌ها، خدمات ويژه و برنامه‌های شهرگردی بهره‌مند شده اند.

خبرگزاری رويترز پيش از اين گزارش داده بود که بليت‌های اولين سفر اين قطار طی ۱۰ روز پيش فروش شد.

به نوشته خبرگزاری فرانسه، ۱۲ سفر ديگر با اين قطار برای سال آينده ميلادی برنامه ريزی شده است.

پيش از اين، تيم ليتلر، موسس شرکت جهانگردی «گلدن ايگلز» اداره کننده اين سفر، به روزترز گفته بود که برای سال آينده ميلادی، چهار سرويس ديگر برنامه‌ريزی کرده است.

آقای ليتلر افزوده بود: «در صنعت جهانگردی برای کسانی که مايل به سفر به ايران هستند خلا بزرگی وجود دارد به ويژه برای کسانی که می‌خواهند سفری امن و راحت داشته باشند. اين قطار تامين کننده هر دو نياز است.

به گفته او، برای کسب اطمينان در مورد بروز هرگونه مشکلی برای قطار و مسافران آن، برخی از دولت‌ها قول همکاری داده‌ بودند.

بر اساس اين گزارش، دولت ايران که گفته است در صنعت جهانگردی سرمايه‌گذاری بزرگی خواهد کرد، قول داده بود که در اين قطار ماموران امنيتی بگمارد.

خبرگزاری فرانسه به نقل از باب، داروساز بازنشسته استراليايی، نوشت: «در هر شهر، با برخورد دوستانه مردم مواجه شديم.»

او اشاره کرد که گزارش روزنامه ها تاثير استباهی بر خوانندگان می گذارد.

از قطار پست تا واگن‌های مجلل

بخش اصلی اين قطار، چهار واگن قديمی است که يک سرمايه دار بريتانيايی ديگر به نام هوارد تريندر از اداره پست مجارستان خريداری و با صرف يک ميليون دلار برای هر واگن، آن‌ها را به فضايی مجلل شامل تخت خواب و ساير وسايل رفاهی تبديل کرده است.

آقای تريندر به خبرنگار رويترز گفته بود: «چهار واگن مجلل ساختيم که من آن‌ها را خريدم و اين برنامه سفر طولانی و لوکس را در بازار بريتانيا عرضه کردم. تيم ليتلر پيشنهاد کرد که مقصد تهران را به آن بيفزاييم که پاسخ اوليه من منفی بود.»

هوارد تريندر پس از مخالفت اوليه بالاخره با اين پيشنهاد موافقت کرد. اين شرکت جهانگردی برای شروع کار از «هفت خوان» مشکلات از جمله تهيه سوخت در مسير، رواديد عبور از پنج کشور تا حل مشکلات ناشی از تحريم سياسی و اقتصادی ايران عبور کرد.

سرانجام قطاری با ۱۳ واگن شامل واگن‌های قديمی اداره پست مجارستان، واگن‌های اعضای ارشد حزب کمونيست سابق مجارستان و همچنين چند واگن تازه به لوکوموتيو بخاری قديمی متصل شدند.

پس از اتمام تدارکات، اين قطار حدود دو هفته پيش با به صدا درآوردن سوت و‌‌ رها کردن توده فشرده‌ای از بخار، ايستگاه قطار نيوگاتی بوداپست را به مقصد تهران ترک کرد.

No responses yet

Oct 28 2014

امام جمعه اصفهان: متهم اسیدپاشی‌ها

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

خودنویس: دو روحانی بلندپایه اصفهان، به طور تلویحی گفته‌اند اسید‌پاشی‌ها از سوی چند جوان و با تحریک چند روحانی و به اسم حضرت محمد در اصفهان صورت گرفته؛ [اما] ناهیان از منکر، اجازه استفاده از «شمشیر» را ندارند.
وبسایت دیگربان در گزارش ویژه خود، از «اظهارات غیرمنتظره دو روحانی درباره اسید‌پاش‌ها» خبر داده و بدون ذکر نام این دو روحانی، نوشته است دو روحانی بلند‌پایه استان اصفهان پس از هفته‌ها سکوت، به طور تلویحی تائید کرده‌اند که اسید‌پاشی‌های اخیر شهر اصفهان مرتبط با امر به معروف و نهی از منکر بوده است.

یکی از این روحانیون با هشدار نسبت به اینکه جمهوری اسلامی در وضعیت خطرناکی قرار گرفته٬ گفته نمی‌توان با اسید‌پاشی و کتک‌کاری با منکرات در جامعه مقابله کرد.

وی به طور تلویحی گفته اسید‌پاشی‌ها از سوی چند جوان و با تحریک چند روحانی و به اسم حضرت محمد در اصفهان صورت گرفته که با این اقدامات نمی‌توان جمهوری اسلامی را حفظ کرد.

یکی دیگر از این روحانیون بلند‌پایه در رابطه با اسید‌پاشی‌های اخیر اصفهان اظهار کرده ناهیان از منکر، اجازه استفاده از «شمشیر» را ندارند و استفاده از زور و تهدید علیه دختران در ایران تاثیرگذار نیست.

این روحانی محافظه‌کار با دفاع از نهی از منکر زبانی تاکید کرده که استفاده از شمشیر در اجرای این «فریضه» برعهده حاکمیت است٬ هرچند که با تهدید نمی‌توان هیچ جامعه‌ای را هدایت کرد.

لازم به توضیح است که آیت‌الله سید یوسف طباطبایی‌نژاد [3]، امام جمعه اصلی اصفهان که در عین حال، نماینده ولی فقیه در این استان و نماینده مجلس خبرگان نیز هست، پیش‌تر در سخنانی گفته بود [4]: «مساله حجاب دیگر از حد تذکر گذشته است و برای مقابله با بدحجابی باید چوب‌ تر را بالا برد و از نیروی قهریه استفاده کرد.»

طباطبایی‌نژاد [5] در همایش حجاب و عاشورا ضمن بررسی مساله حجاب از منظر قرآن اظهار کرده بود: «در آیه‌ای از قرآن، خدا گفته است، “قرآن را نازل کردیم که مردم را به قسط و عدل فرا خواند”؛ اما در کنار این آیه، لفظ آهن را به کار می‌برد که همه مفسر‌ان قرآن آهن را بر برخورد جدی و شمشیر تعبیر کرده‌اند. برخی از مسوولان ما با الزامات بحث حجاب باید آشنا شوند؛ چرا که تصمیماتی را که نیروی انتظامی گرفته توسط برخی از این افراد دچار مشکل شده است». وی افزود: «برخی معتقد هستند قوه قهری در جامعه لازم نیست و باید از باب فرهنگ وارد شد؛ اما با نصیحت تنها نمی‌توان کاری کرد. امر به معروف و نهی از منکر هم زمان قدیم به دست افرادی به نام محتسب بوده است که شلاق به دست بوده‌اند.»

آیه مورد استناد طباطبایی‌نژاد، آیه ۲۵ سوره حدید است: «لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط و انزلنا الحديد فيه باس شديد و منافع للناس وليعلم الله من ينصره و رسله بالغيب ان الله قوى عزيز»؛ ترجمه از تفسیر المیزان: «(و چگونه از انـفاق شانه خالى مى‌كنيد؟) با اين كه ما رسولان خود را همراه با معجزات روشـن گسـيل داشتيم، و با ايشان كتاب و ميزان نازل كرديم تا مردم را به عدالت خوى دهند، و آهن را كه «نيروى شديد» در آن است و منافع بـسيارى ديگر براى مردم دارد نازل كرديم، تا با سلاح‌هاى آهنين از عدالت دفاع كنند، و تا خدا معلوم كند چه كـسى خدا و فرستادگان او را نديده يارى مى‌كند، آرى خدا خودش هم نيرومند و عزيز است».

با توجه به استفاده از لفظ «شمشیر» در سخنان دو روحانی بلندپایه اصفهان، می‌توان تعریض و اشاره سخنان آنان را به طباطبایی‌نژاد، امام جمعه اصفهان دانست که در تفسیر و تحلیل خود از قرآن، از این لفظ استفاده کرده است.

از جمله شعارهای تجمع مردم اصفهان [6] در اعتراض به اسیدپاشی‌ها، این بود:

«امام جمعه ما، ننگ ماست، ننگ ماست» (ویدئو) [7]

«امام جمعه، استعفا استعفا»…

همچنین در ویدئوی [8] منتشرشده از سخنان دادستان اصفهان در این تجمع، زنی در واکنش به او فریاد زد: «مسئله این است که اینها [اسیدپاشان] این قدرت را از چه کسی گرفتند؟ از شما [مسوولان و مقامات جمهوری اسلامی] گرفتند.»

این در حالی است که در چند روز گذاشته، مقامات قضائی [9]، سیاسی [10]، امنیتی [11] و نیز دولت روحانی [12]، شدیدا منکر ارتباط اسیدپاشی‌ها با بحث امر به معروف و نهی از منکر شده‌اند و عوامل اسیدپاشی‌ها را به خارج از مرزهای کشور ارتباط داده‌اند [10] و حتی خبرنگاران [13] و «آشوبگران فضای مجازی» [14] را در اسیدپاشی‌ها مقصر دانسته‌اند.

===========

خودنویس، پیش‌تر نیز در دو نوشتار جداگانه به نقش مقامات مذهبی در اسیدپاشی‌ها پرداخته بود:

«نقش امامان جمعه در اسيدپاشى به زنان» [15]

«اسیدپاشان حتما از طریق سرویس‌های صهیونیستی یاری می‌شوند»! [4]

No responses yet

Oct 27 2014

درخواست اخراج منتقد طرح امر به معروف از مجلس

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

خودنویس: برخی از نمایندگان مجلس خواستار اخراج محمدرضا خباز، که اسیدپاشی‌های زنجیره‌ای را به تصویب طرح امر به معروف ربط داده بود، شده‌اند.

خبرگزاری مهر گزارش دادهکه روح‌الله حسینیان عضو تندروی مجلس ایران در حال جمع آوری امضا برای نامه‌ای در اعتراض به مواضع خباز یکی از معاونان پارلمانی دولت و اخراج وی از مجلس است.

در این نامه آمده است: «وی در روز سه شنبه هفته گذشته در مخالفت با ماده‌ای از طرح امر به معروف و نهی از منکر حوادث اسیدپاشی اصفهان را به تصویب این طرح در مجلس ارتباط داد و بلافاصله رسانه‌های بیگانه و ضدانقلاب از این مواضع سوءاستفاده کرده و زمینه تشویش اذهان عمومی را ایجاد کرده‌اند.»

حسینیان برای این نامه حدود هفتاد امضا جمع کرده و از هیات رئیسه خواسته است که مواضع معاون پارلمانی دولت را محکوم کرده و اجازه ورود وی به مجلس را ندهد.

محمدرضا خباز معاون تقنين معاونت پارلماني رئيس جمهور در جریان بررسی طرح حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر، با اشاره به یکی از مواد این طرح که در آن گفته شده امر به معروف و نهی از منکر دعوت و وا داشتن دیگران به معروف و نهی و بازداشتن از منکر است، گفته بود: «ما بدحجابی را تایید نمی‌کنیم اما این طور رفتار بازدارنده هم باعث می‌شود که فرد از حیز انتفاع ساقط شود.»

No responses yet

Oct 27 2014

کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس تصویب کرد: شش ماه تا یک‌سال حبس برای قاچاق مشروبات الکلی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

دیگربان: کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس مجازات قاچاق مشروبات الکلی را به شش تا یک سال حبس افزایش داد.

این تصمیم در تازه‌ترین جلسه این کمیسیون و پس از انتشار گزارش‌هایی مبنی بر افزایش مصرف نوشیدنی‌های الکلی در ایران اتخاذ شده است.

پیش‌تر مجازات قاچاق نوشیدنی‌های الکلی به ارزش ۱۰ میلیون تومان جریمه نقدی بود.

۱۳ مهر ماه نیز حسن تامینی لیچائی٬ نماینده مجلس به نقل از مدیرکل سلامت روان وزارت بهداشت میزان مصرف سالانه نوشیدنی‌های الکلی در ایران را ۲۰۰ میلیون لیتر اعلام کرده بود.

مصرف نوشیدنی‌های الکلی در ایران براساس قوانین اسلامی ممنوع است و مجازات آن شلاق و در صورت چندبار تکرار٬ می‌تواند اعدام هم باشد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .