اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'اجتماعی' Category

Sep 11 2014

مصائب ‘بانوی اردیبهشت’ برای روایت ‘قصه‌ها’

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,سانسور,سیاسی,هنر

بی‌بی‌سی: تازه‌ترین اثر سینمایی رخشان بنی‌اعتماد، در میانه مخالفت‌ها بر سر نمایش عمومی‌اش در سینماهای ایران، شیر نقره‌‌ای بهترین فیلمنامه در فستیوال فیلم ونیز را از آن خود کرد.

” قصه‌ها ” -که فیلم‌نامه آن توسط بنی‌اعتماد و فرید مصطفوی به نگارش درآمده- در سال ۹۰ ساخته شد؛ دراین فیلم کارگردان به سراغ شخصیت‌های آشنای فیلم‌های قبلی خود مانند “روسری آبی ” ، ” زیر پوست شهر ” ، ” گیلانه ” و ” خون بازی ” می‌رود و به بهانه نمایش برشی از زندگی آنها، تغییرات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی رخ داده در جامعه طی دهه‌های اخیر را به تصویر می‌کشد و نقد می‌کند.

این نقد اما – خصوصا به دلیل اشارات آشکارش به حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸- حساسیت شدید تندروها را برانگیخت و فیلم را به عنوان فیلمی ” مدافع فتنه ” برای مدتی به محاق توقیف فرستاد.

هرچند سازمان سینمایی دولت یازدهم توانست در حرکتی آشتی‌جویانه، چند سال پس از ساخت این فیلم بالاخره در جشنواره فجر سال گذشته آن را در کنار چند فیلم “مسئله‌دار” دیگردر بخش مسابقه بگنجاند؛ اما به نظر می‌رسد این وازتخانه هنوز هم بابت این فیلم به شدت تحت فشار است؛ تا آنجا که مدیران آن گاهی وادار به اظهارنظرهای متناقض در این باب می‌شوند.

پیمان معادی از بازیگران فیلم

در آخرین مورد، تلویزیون ایران در گزارشی ضمن حمله به “قصه‌ها”، سخنانی از علی جنتی را پخش کرد که ظاهرا به دلیل “سیاه‌نمایی” به این فیلم حمله می‌کرد و می‌گفت که اید مانع صدور مجوز و ساخت فیلم‌هایی از این دست و حضور آنها در جشنواره‌های جهانی شد.

اندکی بعد و علیرغم پخش نسخه ویدئویی سخنان وزیر ارشاد، معاون او در سازمان سینمایی اعلام کرد که حرف‌های آقای وزیر “درست منتقل نشده‌اند” و ضمن تشکر از “همکاری‌” رخشان بنی‌اعتماد با سازمان متبوعش، تاکید کرد “قصه‌ها” از مجوزهای لازم برای اکران برخوردار است.

بنا به تفسیر حجت‌الله ایوبی، رئیس سازمان سینمایی٬ انتقاد وزیر ارشاد صرفا متوجه فرایند مستقلی است که فیلم‌ها برای ورود به جشنواره‌های جهانی طی می‌کنند؛ فرایندی که کنترل دولتی بر آن وجود ندارد و به زعم وزیر ارشاد به همین دلیل نباید فیلم‌های راه یافته به جشنواره‌ها را “نماینده ایران” تلقی کرد.

به‌علاوه به گفته وی جنتی به این نکته معترض است که چرا دولت فعلی باید در مورد فیلم‌هایی که مجوز خود را در دولت قبلی کسب کرده‌اند جوابگو باشد. رئیس سازمان سینمایی تاکید کرد که با این حال آقای وزیر در این گفتگو نامی از “قصه‌ها” نیاورده و به مسئله ای کلی اشاره داشته است.
رخشان بنی اعتماد؛ ‘فتنه‌گر’، ‘فمینیست’، ‘روشنفکر’

رخشان بنی اعتماد و فرید مصطفوی نویسندگان فیلمنامه قصه‌ها

“قصه‌ها” تنها فیلمی بود که رخشان بنی‌اعتماد در بحبوحه جدال سینماگران مستقل و سازمان سینمایی دولت محمود احمدی‌نژاد ساخت و برای ساخت آن مجوزهای معمول را نیز دریافت نکرد- حرکتی که نشانه اعتراض او و به رسمیت نشناختن سازمان سینمایی وقت توسط این سینماگر توانا تفسیر شد.

گذشته از اتهام “حمایت از فتنه و فتنه‌گران” در فیلم و خارج از آن، موضوع مجوز، دست‌آویز اصلی بود که مخالفان فیلم برای حمله به کارگردان مورد استفاده قرار داده و می‌دهند.

اما در جریان نشست مطبوعاتی “قصه‌ها” در جشنواره فجر سال گذشته، بنی‌اعتماد اعلام کرد در ساخت این فیلم هیچ نوع “قانون‌شکنی” صورت نگرفته و او این اثر اپیزودیک را در قالب چند فیلم کوتاه و با کسب مجوزهای لازم ساخته است.

او با تأکید بر این‌که آنقدر هوشمند هست که بداند نباید “بهانه” به دست کسی بدهد، افزود: فیلم “قصه‌ها با پروانه‌ ساخت فیلم کوتاه ساخته شد و می‌توانست داستان‌های آن به هم متصل باشد یا نباشد”.

بنی‌اعتماد در همان نشست مطبوعاتی نسبت به “تلخی” و “سیاه‌نمایی” که مخالفان فیلمش به آن نسبت می‌دهند نیز عکس‌العمل نشان داد و گفت تحمیلِ پایان خوش به شخصیت‌ها را “فریب مخاطب” می‌داند و اگر چیزی به جز برداشت خود از واقعیت‌های اجتماع را در فیلم‌هایش نشان بدهد، “خیانت” کرده‌است.

با این حال اصولگرایان – که طی ماه‌های اخیر، حوزه فرهنگ و هنر را یکی از آسان‌ترین حوزه‌ها برای به زیرِ ضرب گرفتن دولت جدید یافته‌اند- تا آنجا پیش رفتند که طی جشنواره فجر، به خاطر چند فیلم از جمله “قصه‌ها” وزیر ارشاد را به استیضاح تهدید کردند.

از جمله نصرالله پژمانفر، از اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس در آن زمان “فتنه” را جزو “خطوط قرمز” مجلس خوانده بود و گفته بود این نهاد “طبعا تحمل نمی‌کند که قرائت ناقص و ماهواره‌ای از این برهه تاریخی کشور” به وسیله فیلم‌های سینمایی در جامعه منتشر شود؛ او ابراز امیدواری کرده بود مجلس ناچار به نشان دادن “کارت قرمز” به علی جنتی نشود.

فاطمه معتمد آریا٬ از روسری آبی تا قصه‌ها

در نهایت آذرماه سال گذشته “قصه‌ها” توانست مجوز رسمی اکران را از وزارت ارشاد دولت یازدهم دریافت کند؛ اما مناقشات بر سر محتوا و مجوز این فیلم کماکان ادامه یافت و با راه پیدا کردن فیلم به جشنواره ونیز، انتقاد رسانه‌های تندرو از آن به عنوان فیلمی “ضد ایرانی” و “حامی فتنه” نیز اوج گرفت.

از جمله روزنامه “جوان” اخیرا در مطلبی بنی‌اعتماد را متعلق به طیف “فیلمسازان روشنفکر” خوانده، به آثار “فمینیستی” وی خرده گرفت و از وزارت ارشاد پرسید چه “تنبیهی” برای حضور بدون مجوز “فیلم‌های سیاه ایرانی” در نظر خواهد گرفت.

آنچه روزنامه جوان “فمینیسم” می‌خواند، احتمالا حضور پررنگ زنانِ رنج‌کشیده اما توانا و مستقلی‌ست که اغلب به طبقات محروم اجتماع تعلق دارند و در آثار رخشان بنی‌اعتماد -از جمله فیلم “قصه‌ها”- به وفور به آنها پرداخته می‌شود؛ موضوعی که خود کارگردان نیز بر آن واقف است و دلیل آن را کاستی‌های موجود در جامعه معرفی می‌کند: ” من به تفکیک جنسیتی قائل نیستم … اما برای عده‌ای اصلا تریبونی وجود ندارد. به همین دلیل، بیشتر روی زنان و شخصیت‌هایی که در فیلم‌هایم دیده‌اید، تمرکز وجود دارد.” ا

و در “قصه‌ها”، گلاب آدینه، فاطمه معتمدآریا، باران کوثری و زنان دیگری از فیلم های به یادماندنی پیشینش را در کنار برخی بازیگران مرد همان فیلم‌ها از جمله محمدرضا فروتن و مهدی هاشمی و چهره‌هایی تازه از جمله صابر ابر و فرهاد اصلانی به کار می‌گیرد تا در هفت روایت کوتاه، به مخاطبان خود نشان دهد وضعیت نابسامانِ زندگی این شخصیت‌ها طی سال‌هایی که گذشته اگر نه بدتر، قطعا بهتر هم نشده‌است.
‘سیاه‌نمایی’ در ونیز

جایزه بهترین فیلمنامه جشنواره فیلم ونیز به رخشان بنی‌اعتماد رسید

طی نشست مطبوعاتی فیلم در ونیز، بنی اعتماد بخشی از “سیاهیِ” فقر و نابسامانی نمایش داده شده در فیلمش را بر گردن تحریم‌های غرب بر علیه ایران انداخت.

او پس از نمایش فیلمش به رسانه‌ها گفت: “شرایط اقتصادی در ایران بحرانی است که ناشی از وضع تحریم‌های اقتصادی است و در واقع مردم ایران تاوان این تحریم‌ها را می‌پردازند. با ساخت این فیلم می‌خواهم نشان دهم تحریم‌های غرب به دلیل فعالیت‌های هسته‌ای ایران چه آثار سویی بر زندگی مردم عادی در ایران گذاشته‌ است.” اما چنان که از شواهد بر می‌آید، سرزنش غرب هم نتوانسته مخالفان داخلی فیلم را راضی کند.

بنی‌اعتماد پس از انتشار انتقادات وزیر ارشاد نسبت به این فیلم، با تاکید بر اکران آن در پاییز جاری افزود در صورتی که مجوزهای لازم برای اکران داخلی را کسب نکرده بود هرگز فیلم را روانه جشنواره ونیز نمی‌کرد: ” من زمانی با نمایش فیلم در جشنواره “ونیز” موافقت کردم که نمایش عمومی آن در ایران قطعی شده بود”.

پیشتر نیز طی جشنواره فجر سال گذشته او از دعوت بسیاری از جشنواره‌های خارجی برای حضور “قصه‌ها” خبر داده بود و گفته بود برای او مخاطب ایرانی است که “اصل” محسوب می‌شود و دیده شدن فیلمش در سالن‌های سینما طی جشنواره فجر برایش حکم “جایزه” را داشته است. آرای مردمی جشنواره فجر نیز نشان داد که مخاطبان استقبال گسترده‌ای از این فیلم کرده‌اند؛ هرچند نهایتا سیمرغ آرا مردمی نصیب فیلم دیگری شد.

برای روشن شدن تکلیف “قصه‌ها” هنوز باید کمی صبر کرد؛ فرارسیدن نوبت اکران این فیلم در پاییز نشان خواهد داد که در کشمکش میان اصحاب سینما و معتقدانِ به کنترل حداکثری حوزه فرهنگ، اینبار وزارت ارشاد به کدام طرف متمایل خواهد شد.

No responses yet

Sep 10 2014

۲۱ میلیون ایرانی بی‌سواد و کم‌سواد هستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: همزمان با روز جهانی سوادآموزی، از سازمان نهضت سوادآموزی به شدت انتقاد می‌شود. رئیس این سازمان چند ماه پیش اعتراف کرد در ایران حدود ده میلیون نفر بی‌سواد مطلق و تعداد بیشتری کم‌سواد هستند.

سازمان‎ آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل‎ متحد (یونسکو) روز ۸ سپتامبر (۱۷ شهریور) را روز جهانی سوادآموزی نام‌گذاری کرده است. شعار سال ۲۰۱۴ برای این روز “سوادآموزی و صلح” انتخاب شده است.

ایرینا بوکووا، مدیرکل یونسکو در پیام خود به مناسبت روز سوادآموزی درباره علت این نام‌گذاری گفت، کشورهایی که خشونت در آن‌ها رواج دارد دارای کمترین میزان سوادآموزی در جهان هستند و ۴۰ درصد کودکان در کشورهای جنگ‌زده به آموزش ابتدایی راه ندارند.

توافق بر سر نام‌گذاری این روز در کنگره جهانی “پیکار با بی‌سوادی” در سال ۱۹۶۵ (شهریور ۱۳۴۴) صورت گرفت که در تهران برگزار شد. به رغم این، برنامه‌های سوادآموزی در ایران، به ویژه در سه دهه گذشته با موفقیت چشمگیری همراه نبوده است.

بی‌سوادی در “مهد علم و ادب”
فعالیت‌های دولتی برای ریشه‌کن کردن بی‌سوادی در ایران از سال ۴۳ بر عهده “کمیته ملی پیکار جهانی با بی‌سوادی” قرار گرفت. سابقه این فعالیت‌ها به تشکیل “سازمان تعلیمات اکابر” در سال ۱۳۱۵ بازمی‌گردد.

با سقوط سلطنت پهلوی و به فرمان نخستین رهبر جمهوری اسلامی، روح‌الله خمینی وظیفه مبارزه با بی‌سوادی در ایران از دی‌ماه ۵۸ بر عهده سازمان نهضت سوادآموزی قرار گرفت.

مطابق هدف‌گذاری‌های برنامه پنجم توسعه، باید تا پایان این برنامه (۱۳۹۴) بی‌سوادی در میان افراد ۱۰ تا ۴۹ ساله‌ی ایران ریشه‌کن شود. با توجه به آمار رسمی از شمار بی‌سوادان و کم‌سوادان ایران، دست‌یافتن به این هدف ناممکن به‌نظر می‌رسد.

آیت‌الله خمینی در فرمان خود برای راه‌اندازی نهضت سوادآموزی گسترش بی‌سوادی را به رژیم پادشاهی نسبت داد و نوشت: «كشور ما وارث ملتی است كه از این نعمت بزرگ در رژیم سابق محروم [بودند]؛ و اكثر افراد كشور ما از نوشتن و خواندن برخوردار نیستند.»

او در ادامه افزود این “مایه بسی خجلت است” كه در كشوری كه “مهد علم و ادب بوده و در سایه اسلام زندگی می‏‌كند كه طلب علم را فریضه دانسته” اکثریت شهروندان از نوشتن و خواندن محروم باشد.
بی‌سوادی در کشورهای درحال توسعه

بی‌سوادی پدیده آشنای کشورهای درحال توسعه است

۳۵ سال “قیام ضربتی” با بی‌سوادی
در بخشی دیگری از فرمان نخستین رهبر جمهوری اسلامی آمده است: «ما باید در برنامه دراز مدت، فرهنگ وابسته كشورمان را به فرهنگ مستقل و خودكفا تبدیل كنیم. و اكنون بدون از دست دادن وقت و بدون تشریفات خسته‌كننده، برای مبارزه با بی‌سوادی به طور ضربتی و بسیج عمومی قیام كنیم تا ان شاء‌اللَّه در آینده نزدیك هر كس نوشتن و خواندن ابتدایی را آموخته باشد.»

۳۵ سال پس از صدور این فرمان و “بسیج عمومی” برای مبارزه ضربتی با بی‌سوادی، علی باقر‌زاده رئیس سازمان نهضت سوادآموزی می‌گوید حدود ده میلیون نفر در ایران بی‌سواد مطلق هستند که حدود سه و نیم میلون نفرشان بین ۱۰ تا ۴۹ سال و شش میلون نفر آنها بالای ۵۰ سال سن دارند.

باقرزاده، اردیبهشت امسال به سایت خبری “تسنیم” گفت: «۱۱ میلیون کم سواد نیز در کشور داریم که تحصیلات آنها معادل دوره ابتدایی است، هفت و نیم میلیون نفر از این افراد زیر ۵۰ سال هستند که می‌توانند برگشت به بیسوادی داشته باشند و به جمعیت ۳ میلیون و ۴۵۶ هزار بی‌سواد زیر ۵۰ سال اضافه شوند.»

۳ میلیون کودک بازمانده از تحصیل
بخش بزرگی از میلیون‌ها کم‌سواد ایران که مسئولان نگران بازگشت آنها به جرگه بی‌سوادان هستند شامل افرادی می‌شوند که انگیزه، امکان یا فرصتی برای سوادآموزی ندارند.

به این گروه باید کودکان بازمانده از تحصیل را نیز افزود که تعدادشان مطابق برآوردهای مرکز پژوهش‌های مجلس حدود ۳ میلیون نفر است.

باقرزاده درباره این گروه که به بی‌سوادن بالای ده سال آینده اضافه می‌شوند به خبرگزاری “تسنیم” گفت: «حوزه مسئولیت بنده سوادآموزی است و در بخش کودکان بازمانده از تحصیل و جذب آنها متمرکز نیستم این مسئولیت بر عهده معاونت آموزش ابتدایی است.» محمدباقر عبادی، عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس، با انتقاد از این که فعالیت سازمان نهضت سوادآموزی در یک دهه گذشته “به هیچ وچه مطلوب نبوده” این سازمان را متهم می‌کند که در سال‌های اخیر “هیچ اقدام عملیاتی برای ریشه‌کنی بی‌سوادی نداشته” است.

عبادی روز دوشنبه، ۱۷ شهریور به پایگاه اطلاع‌رسانی مجلس گفت: «آمار دقیقی از تعداد بی‌سوادان در کشور وجود ندارد اما نمی‌توان سهم مشکلات اقتصادی را در ایجاد وقفه در ادامه تحصیل افراد و یا شروع تحصیل آنان نادیده گرفت.»

زنگ خطری برای سیستم آموزشی
سازمان نهضت سوادآموزی از سال ۹۰ با وزارت آموزش و پرورش ادغام شده و به عنوان یکی از معاونت‌های این وزارت‌خانه فعالیت می‌کند.

عطاالله ‌سلطانی صبور، عضو دیگر کمیسیون آموزش و تحقیقات این ادغام را عامل “عقبگرد این سازمان از اهدافش” می‌داند و می‌گوید: «محرومیت‌های اجتماعی و گسترده شدن مشکلات معیشتی و بی‌توجهی مسئولان به ریشه کن کردن بی‌سوادی عواملی است که سازمان نهضت سواد‌آموزی را از هدف اولیه خود دور کرده است.»

سلطانی دی‌ماه ۹۲ با اشاره به گروه سنی هدف‌گذاری شده توسط سازمان نهضت سوادآموزی به سایت خبری مجلس گفت: «متاسفانه رشد آمار بازماندگان از تحصیل در افراد زیر ۱۰ سال معضلی است که برای سیستم آموزش کشور زنگ خطر به شمار می‌رود.»

در این میان برخی از مسئولان با قیاس نسبت بی‌سوادان به کل جمعیت و بدون در نظر گرفتن تغییر ترکیب جمعیت در شهرها و روستاها، برنامه‌های پیکار با بی‌سوادی را موفق معرفی می‌کنند. با این همه وجود میلیون‌ها کودک بازمانده از تحصیل و بزرگسالان کم‌سواد، ربع قرن تلاش برای ریشه‌کنی بی‌سوادی را با چالش‌های جدی روبرو کرده است.

سرانه مطالعه و “آمارسازی ناشیانه” مسئولان جمهوری اسلامی

بی‌اعتنایی به قانون اساسی
یونسکو جایزه مبارزه با بی‌سوادی سال ۲۰۱۴ را به جمعیت “اقرا” الجزایر اهدا کرد. این جایزه به موفقیت‌های مقطعی اختصاص دارد. فعالیت‌های ایران در زمینه سوادآموزی نیز تا کنون چند بار از سوی یونسکو شایسته تقدیر ارزیابی شده است.

یکی از هدف‌های هزاره سوم که رهبران کشورهای جهانی در سال ۲۰۰۰ خود را به رسیدن به آن متعهد کرده‌اند فراهم کردن امکان سوادآموزی همگانی تا سال ۲۰۱۵ میلادی است.

یونسکو فاصله ایران را تا این هدف “دور” ارزیابی کرده است. آمار سال گذشته یونسکو جایگاه ایران را در میان ۱۶۴ کشور جهان و در زمینه سوادآموزی رتبه ۸۶ اعلام کرد.

تفاوت‌های تعریف از “باسوادی” در کشورهای مختلف و تاکید بر سوادآموزی به گروه‌های سنی خاص از روش‌هایی است که می‌تواند با مبهم و مخدوش بودن آمار منجر شود.
فرزندان خانواده‌های بی بضاعت همچنان از تحصیل مناسب محروم هستند

فرزندان خانواده‌های بی بضاعت همچنان از تحصیل مناسب محروم هستند

مسئولان مهمترین دستگاه متولی سوادآموزی در ایران در حالی گروه هدف خود را افراد ده تا ۵۰ ساله عنوان می‌کنند که مطابق قانون اساسی فراهم آوردن شرایط آموزش برای کودکان نیز از وظایف دولت است.

مطابق اصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی، دولت موظف است تمام امکانات خود را برای اموری چون “آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح، و تسهیل و تعمیم آموزش عالی” به کار گیرد.

وجود میلیون‌ها کودک و نوجوان که به دلیل فقر خانواده‌ها مجبور می‌شوند تحصیل را کنار بگذارند و کار کنند؛ صدها هزار کودک بازمانده از تحصیل بیانگر این واقعیت است که از زمان تشکیل جمهوری اسلامی تا کنون تمام دولت‌ها در اجرای اصل یادشده کوتاهی کرده‌اند.

به این ترتیب محروم ماندن مردم از “نعمت بزرگ” آموزش که رهبر انقلاب در فرمان خود به آن اشاره کرده بود، همچنان در جمهوری اسلامی نیز ادامه دارد.

No responses yet

Sep 10 2014

پنج حکم قطع دست را بدون رسانه ای شدن اجرا کردیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

من و تو: محمدرضا حبیبی، دادستان سابق اصفهان، اعلام کرد که طی یک سال گذشته پنج فقره «قطع ید» به عنوان حد شرعی بر روی سارقان باسابقه در زندان اجرا شده است.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، دادستان سابق اصفهان همچنین افزود که به دلیل «دشمنی‌‌های بیرونی»، این رخدادها رسانه‌ ای نشده اما معتقد است که به گواه نیروی انتظامی، این اقدامات تأثیر خوبی بر جامعه گذاشته و میزان جرم و جنایت را کاهش داده است.

بر اساس ماده ۱۹۸ قانون مجازات اسلامی، یکی از احکامی که در ایران برای جرم سرقت صادر می‌شود، می‌تواند قطع دست باشد.

بر اساس این ماده قانونی، حکم قطع دست درباره سارقی اجرا می‌شود که به حد بلوغ شرعی رسیده باشد، در حال سرقت عاقل باشد، با تهدید و اجبار وادار به سرقت نشده باشد و بداند که مال غیر است و ربودن آن حرام .

دادستان سابق اصفهان که نامش در فهرست تحریم‌های اتحادیه اروپا هم قرار دارد، در این رابطه معتقد است که اجرای احکام شرعی سبب‌ساز قرار گرفتن نامش در لیست تحریم بوده و او از این مسأله خشنود است.

محمدرضا حبیبی، بیش از شش سال دادستان عمومی و انقلاب استان اصفهان بود که روز پنجم شهریور، مهدی رحیمی به جای او به این سمت منصوب شد و حبیبی با انتقال به استان یزد، از این پس رئیس دادگستری این استان خواهد بود.

No responses yet

Sep 09 2014

هشدار وزیر کار: اگر کاری نکنیم، تعداد بیکاران در ۱۴۰۰ به ده میلیون می‌رسد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: وزیر کار ایران روز سه‌شنبه ضمن اعلام آمار کنونی افراد بیکار در ایران هشدار داد که «اگر کاری نکنیم، تعداد بیکاران در سال ۱۴۰۰ به ده میلیون نفر خواهند رسید».

به گزارش خبرگزاری مهر، علی ربیعی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، روز سه‌شنبه، ۱۸ شهریورماه، در یک کمیسیون ویژه مجلس اعلام کرد که بیکاری در بازار کار ایران در حال حاضر به یکی از «پُرچالش‌ترین مسائل کشور در بخش داخلی» تبدیل شده است.

به گفته این مقام در دولت حسن روحانی، در حال حاضر شش میلیون نیروی انسانی بیکار در کشور وجود دارد که هفت میلیون نفر دیگر نیز به آن اضافه خواهد شد و «اگر برای رفع مشکل بیکاری برنامه‌ریزی نکنیم، قطعا دچار مشکل می‌شویم».

وزیر کار همچنین به لزوم رشد اقتصادی متوسط سالانه هفت درصد برای مهار مشکل اشتغال در ایران اشاره کرد.

این در حالی است که طی دو سال گذشته رشد اقتصادی ایران به ترتیب منفی ۶.۸ درصد و منفی ۱.۹ درصد بوده، و بنا به گفته مقامات ایران، رشد اقتصادی کشور در بهار سال جاری مثبت نیم درصد بوده است، البته خروج اقتصاد ایران از رکود هنوز از طرف بانک مرکزی یا مرکز آمار ایران رسما تایید نشده است.

آخرین گزارش رسمی مرکز آمار ایران در برگیرنده آمارهای مربوط به اشتغال تا بهار سال جاری است.

این گزارش که در وب‌سایت رسمی مرکز آمار ایران موجود است، می‌گوید که بر اساس آمارگیری نمونه‌ای از نزدیک به ۶۰ هزار خانوار ایرانی برآورد می‌شود که «نرخ بیکاری جمعیت ده سال و بیشتر در بهار سال جاری ۱۰.۷ درصد بوده که این شاخص در میان مردان ۹ درصد و در میان زنان ۱۹.۴ درصد است.

مرکز آمار ایران در تعریف افراد شاغل می‌نویسد :«تمام افراد ده ساله یا بیشتر که در طول هفته آمارگیری، حداقل یک ساعت در هفته کار کرده یا بنا به دلایلی به طور موقت کار را ترک کرده باشند، شاغل حساب می‌شوند.»

این نوع تعریف و آمارگیری از زمان آغاز به کار دولت احمدی‌نژاد در ایران مرسوم شد و تاکنون نیز ادامه دارد، در حالی که در دولت محمد خاتمی هر کسی که ۲ روز در هفته کار می‌کرد شاغل حساب می‌شد.

در میان گروه‌های سنی، نرخ بیکاری جوانان ۲۰ تا ۲۶ ساله در کشور حدود ۲۶.۵ درصد است.

وضعیت نابه‌سامان بیکاری در ایران در حالی است که محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری پیشین، در روز ۲۲ تیرماه ۸۵ در ابتدای کار دولتش اعلام کرده بود که «ظرف دو سه سال مشکل بیکاری را از این کشور ریشه‌کن می‌کنیم».

این وعده‌ها چندین سال ادامه داشت و حتی وی فروردین سال ۹۱ اعلام کرد که «جشن ریشه‌‌کن کردن بیکاری را بر پا خواهیم کرد».

این در حالی است که نرخ بیکاری عمومی کشور بر اساس آمار رسمی مرکز آمار ایران از ۱۱ و نیم درصد در سال ۸۴ به ۱۲ و دو دهم درصد در پایان سال ۹۱ افزایش یافت.

در همین زمینه خبرگزاری مهر روز پنجم شهریور طی گزارشی از قول علی لاریجانی، رئیس مجلس، نوشت که «به هر خانه که می‌رویم بیکار دارد».

این گزارش در ادامه می‌گوید که «در طول سال‌های گذشته مسئولان به هر جا که سفر می‌کردند در اجتماع مردم شهرها وعده ریشه‌کنی بیکاری می‌دادند، در حالی که امروز نه تنها بیکاری ریشه‌کن نشده، بلکه نرخ بیکاری جوانان بیش از دو برابر نرخ عمومی کشور و نرخ بیکاری زنان نیز نزدیک به ۵۰ درصد است.

این گزارش می‌افزاید که هنوز دو میلیون و ۵۰۰ هزار «بیکار مطلق» در کشور وجود دارد که تقریبا نیمی از آنها را فارغ‌التحصیلان دانشگاهی تشکیل می‌دهند.

No responses yet

Sep 09 2014

آرزوی مرگ برای «خامنه‌ای» در شبکه‌های اجتماعی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,طنز,ملای حیله‌گر

خودنویس: خبر عمل جراحی پروستات سید علی خامنه‌ای در شبکه‌های اجتماعی بازتاب گسترده‌ای داشته است و اغلب کاربران ایرانی با عمل جراحی رهبر ایران را به سخره گرفته‌ یا برای وی آرزوی مرگ کردند.

کامبیز حسینی، مجری برنامه طنز پولتیک، در صفحه فیس بوک خود [1] عکسی از علی خامنه‌ای بر روی تخت بیمارستان گذاشته که ماسک اکسیژن به صورت دارد و در حالی که تقریبا چشمانش بسته است، اما عینکش همچنان بر چشم است.

کامبیز حسینی درباره این عکس نوشته: «همه با هم دست به آسمان بریم.»

واکنش کاربران به این عکس و نوشته جالب توجه است.

کاربری به نام شیرین نوشته: «آقا عینک و در بستر بیماری هم درنیاوردن تا واسه ملت خوابای شفاف ببینن!!»

فرزانه به شوخی در خصوص عینک زدن رهبر ایران در بستر بیماری نوشته: «صحنه را دیدیم . . . دشمن بداند در حین بیماری نیز شفاف میبینیم . . .»

میلاد هم در اظهار نظری مشابه نوشته: «عینک زده عزرائیل رو درست ببینه، میخواد دقیقا حجم شیشه نوشابه ایی که دست عزرائیل رو ببینه»

بهاره هم از آرزوی خود پس از دیدن عکس خامنه‌ای نوشته است: «خدایا خودت میدونی تو دلمون چی میگذره خودت استجابت کن… آمین»

وحید یکی دیگر از کاربران در کامنتی آورده: «حتی واسه دشمنت هم هیچ وقت واسه دشمنت هم آرزوی مرگ نکن»

اما میلاد جواب داده که: «حییییف اکسیژن !!!»

فرزاد یکی دیگر از کاربران هم با اشاره به حصر میرحسین موسوی و عدم رسیدگی به وضعیت سلامتی وی و همسرش زهرا رهنورد نوشته: «خیلی جالبه میرحسین موسوی عزیز در حصر خانگی با وجود بیماری قلبی حتی کسی نیست بهش درست رسیدگی کنه!!! اونوقت ایشون همه بسیج شدن واسه سلامتیش واقعا مسخره ست»

سهیلا هم با آرزوی مرگ برای خامنه‌ای از کاربران خواسته: «دست بالا بریم که خداوندا شرش را از سر مردم ایران کم کن!»

علیرضا آرزوی عجیبی کرده و نوشته: «ایشالا خوب شه زود از جاش پاشه از پله ها بیمارستان بیوفته ضربه مغزی شه دیگه دکترام نتونن کاریش کنن»

کاربر دیگری هم همانند بسیاری از کاربران آرزوی مرگ برای رهبر ایران کرده و نوشته: «مردم غیور ازین فرصت مناسب کمال استفاده را باید ببرند تا برای نابودی ایشان دعا فرمایند. ان شاالله که قبول درگاه حق تعالی واقع شود»

بیشتر کاربران برای خامنه‌ای آرزوی مرگ کرده اند و عده‌ای هم عمل پروستات رهبر ایران را به تمسخر گرفته‌اند. تنها تعداد معدودی از کاربران سلامتی وی را آرزو کرده‌اند.

کامنت‌های کاربران سایت بالاترین [2] در خصوص انتشار خبر جراحی علی خامنه ای که در سایت خودنویس [3] منتشر شده هم جالب توجه است و بیشتر کسانی که کامنت گذاشته‌اند برای مرگ خامنه‌ای دعا کرده‌اند.

کاربری به نام اصلاح طلب با اشاره به رسانه ای شدن عمل جراحی رهبر ایران نوشته: «معمولاً جراحی هایی که قبلاً روی خامنه ای انجام میشده خیلی بی سر و صدا بود بود ولی اینکه الان موضوع رو رسانه ای کردند جای تعجب داره. در هر صورت امیدوارم هر چه سریعتر بیماری، این شیطان کثیف خونخوار رو از پا دربیاره.»

صفحه فیس بوک شبکه تلویزیونی من و تو [4] هم پر شده از کامنت کاربران ایرانی در خصوص رهبر ایران و بیشتر کاربران برای رهبر ایران آرزوی مرگ کرده اند.

کاربری به نام پویا نوشته: «انشاا… خبر مرگ عاغا (ل_ع)» که با واکنش مثبت بسیاری از کاربران صفحه فیس بوک شبکه منو تو روبرو شده است.

افسانه یکی دیگر از کاربران به تندی نوشته: «خدايا ثانيه به ثانيه زجر بكشه با تمام وجود لحظه ى آرامش نداشته باشه و بميره اين پدرسگ جانى حرم زاده و دست راستش تو سر تمام ملاهاى لجن كثيف پاك كن ميهن منو از اين اوباشا الهى»

در بین بیشتر کامنت‌هایی که در شبکه های اجتماعی با طنز رهبر ایران را به سخره گرفته‌اند یا آرزوی مرگ برای وی کرده‌اند، کاربری به نام غریب مدینه در جواب کامنت‌های کاربران در صفحه فیس بوک کامبیز حسینی نوشته: «به دعای گربه سیاه بارون نمیاد! حتی کامنت هایی هم که میزارید برای خنده همدیگه میزارید! به کوری چشمتون سال های سال زنده میمونه و آقایی میکنه این شما هستید که روز به روز پست تر و رو سیاه تر میشید…»

No responses yet

Sep 08 2014

رئیس شورای مدیریت حوزه علمیه استان تهران: طلبه‌ نباید با حرف مردم لباس روحانیت را کنار بگذارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: علی‌اکبر رشاد٬ رئیس شورای مدیریت حوزه علمیه استان تهران از طلبه‌ها خواسته در پوشیدن لباس روحانیت به حرف مردم و واکنش‌های آن‌ها توجهی نکنند.

آقای رشاد در آئین عمامه گذاری طلاب مدرسه علمیه «امام رضا» این خواسته را مطرح کرده و گفته از «مشقات» و «سختی‌های» لباس روحانیت اطلاع دارد.

وی افزوده «لباس روحانیت هویت یک روحانی است»٬ اما «گاهی به اقتضای زمان و مکان ضروری است این لباس بر تن فردی نباشد چرا که در محیطی پوشیدن این لباس وهن این لباس است.»

به گفته رشاد «لباس روحانیت برای تمامی زمان‌ها و مکان هاست» و «یک طلبه باید شأن لباس روحانیت را حفظ کند و همیشه این لباس را بر تن داشته باشد.»

رئیس شورای مدیریت حوزه علمیه استان تهران در بخش دیگری از سخنان خود برخی طلاب به خاطر استفاده نکردن مدام از لباس روحانیت انتقاد کرده و گفته «این حالت زیبنده شأن روحانیت نیست.»

No responses yet

Sep 07 2014

استانداری تهران از نهایی شدن طرح مقابله با “ازدواج سپید” خبر داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: استانداری تهران از نهایی شدن طرحی برای مقابله با “ازدواج سپید” خبر داده است. پس از افزایش زندگی مشترک بدون ازدواج در ایران، مقامات و خبرگزاری‌های دولتی ایران بارها از این نوع زندگی انتقاد کرده‌اند.

سیاوش شهریور مدیرکل امور اجتماعی و فرهنگی استانداری تهران از نهایی شدن طرح “اعتلای خانواده پایدار” برای مقابله با “ازدواج سپید” سخن گفته است.

به گزارش خبرگزاری “ایسنا” مدیر امور اجتماعی و فرهنگی استانداری تهران شنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۳ گفته: «جوانان ایرانی باید بدانند که این نوع ازدواج آرامش و سلامت را برای خانواده‌های ایرانی همراه ندارد.»

این مدیر دولتی درباره “ازدواج سپید” افزوده که این نوع ازدواج در غرب رایج است و به معنای “هم‌باشی” است، پیوندی به مدت زمان نامعلوم بین دو فرد برقرار می‌شود که “فاقد مشروعیت اجتماعی و حقوقی” است.

این مدیر دولتی اما توضیحی درباره جزئیات این طرح و این‌که استانداری تهران چگونه می‌خواهد با “ازدواج سپید” مقابله کند، نداده است.

“ازدواج سپید” نامی است ابتکاری که در سال‌های اخیر در ایران به انواع ازدواج اضافه شده است؛ عنوانی برای زندگی مشترک زن و مرد بدون خواندن خطبه عقد، چه دائمی، چه موقتی و بدون ثبت ‌رسمی آن در محضر.

مقامات دولتی و خبرگزاری‌های دولتی ایران از جمله خبرگزاری “ایسنا” هر از چندگاهی با نقل قول از افرادی به عنوان “کارشناس”، “روانشناس” و … گزارش‌هایی در انتقاد از زندگی مشترک بدون ازدواج منتشر می‌کنند.

خبرگزاری دولتی “ایسنا” در هفته‌های اخیر در گزارشی دیگر به نقل از یک “جامعه‌شناس” گزارش داد: «ازدواج سپید، دختران را سیاه‌بخت می‌کند.»

انتقاد مقامات دولتی و رسانه‌های دولتی همچون “ایسنا” از زندگی مشترک بدون ازدواج در ماه‌های اخیر پس از آن بالا گرفت که مرتضی طلایی رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر در سال‌های اخیر به خبرگزاری “ایلنا” گفت، زندگی مشترک خارج از ازدواج دختران و پسران در زیر یک سقف در تهران افزایش یافته است.

در همین زمینه و در هفته‌های اخیر روزنامه “ابتکار” در گزارشی نوشت با وجود آن‌که “ازدواج سفید” در ایران به صورت مخفيانه انجام می‌‌شود و به همين دلیل نيز آمار دقیقی درخصوص تعداد اين نوع ازدواج‌ها در دست نيست ولی این نوع ازدواج در سال‌های اخير به شکل چشمگيری در ایران افزايش پيدا کرده است.

افزایش زندگی بدون ازدواج جوانان ایرانی در زیر یک سقف

در همین زمینه بهاره دانشجوی ۲۲ ساله رشته عمران یکی از جوانان ایرانی که از سه سال پیش در شهر آمل به همراه دوست‌پسرش زیر یک سقف زندگی می‌کند به دویچه وله می‌گوید که خیلی از دوستان نزدیک‌‌اش نیز به همین شکل با دوست‌پسر خود زندگی می‌کنند.

بهاره می‌گوید این نوع زندگی مشکلاتی نیز به همراه دارد و ادامه می‌دهد: «همسایه‌ها، صاحب‌خانه، همه می‌خواهند در این قضیه دخالت کنند و می‌پرسند شما با هم چه نسبتی دارید؟ با این حال چون خانواده‌ام از این موضوع خبر دارند ترس زیادی از دخالت بی‌جای همسایه و صاحب‌خانه و … ندارم.»

بهاره ادامه می‌دهد با این‌که خانواده‌اش از این موضوع یعنی زندگی با یک پسر زیر یک سقف خبر دارند اما باز هم احتیاط می‌کند. او می‌گوید: «هربار که دوست‌پسرم می‌خواهد به خانه بیاید من چک می‌کنم که کسی در راه‌پله خانه نباشد و او را نبیند. مطمئنا کسانی که به این شکل زندگی می‌کنند و خانواده‌هایشان اطلاع ندارند ترس بیشتری دارند.»

بهاره می‌گوید از همان اول که شروع به زندگی مشترک با دوست‌پسر خود زیر یک سقف کرده است برای هر دویشان ازدواج مطرح نبوده است. او می‌گوید: «به غیر از خودم برای دوستان دیگرم هم که به‌صورت مشترک زندگی می‌کنند ازدواج مطرح نیست، مهم فقط مشترک زندگی کردن است. حتی اگر هدف ازدواج هم باشد من نمی‌توانم تصور کنم با کسی ازدواج کنم که تجربه زندگی مشترک با او را نداشته باشم. شناختی که از زندگی با یک فرد به دست می‌اید هیچ جور دیگری به‌دست نمی‌آید.»

این دانشجوی ۲۲ ساله درباره همه‌گیر شدن این نوع زندگی ادامه می‌دهد: «کنترل از سوی حکومت درباره زندگی جوانان با جنس مخالف زیر یک سقف وجود ندارد چون خیلی زیاد شده است. نظر شخصی من این است که مقامات خیلی از این موارد را می‌دانند اما آن‌قدر مشکلات دیگری وجود دارد که حتی راضی هستند که بچه‌ها سرگرم همین مسائل باشند و دغدغه‌شان همین مسائل باشد تا این‌که بخواهند به موارد دیگری فکر کنند.»

افزایش زندگی مشترک بدون ازدواج در ایران در حالی است که مقامات جمهوری اسلامی علاوه بر حساسیت‌های شرعی، نگران کاهش نرخ رشد جمعیت نیز هستند. بر اساس نتایج آخرین سرشماری صورت گرفته، جمعیت ایران به ۷۵ میلیون و ۱۴۹ هزار و ۶۶۹ نفر رسیده است. این آمار حاکی از کاهش رشد جمعیت ایران است.

No responses yet

Sep 03 2014

ضرغامی: یک روسری مناسب 300هزارتومان است/رییس اصناف:تولید ملی نزول کرده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی

ایرنا: در حاشیه آیین افتتاحیه جشنواره باز باران صحبت های رییس سازمان صداوسیما و رییس اتاق اصناف کشور مورد توجه خبرنگار ایرنا قرار گرفت.
[ضرغامی: یک روسری مناسب 300هزارتومان است/رییس اصناف:تولید ملی نزول کرده است]

به گزارش خبرنگار ایرنا، در آیین افتتاحیه نمایشگاه و جشنواره بازباران که شامگاه سه شنبه در برج میلاد برگزار شد، رییس سازمان صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران از نبود یک لباس ارزان قیمت و مناسب انتقاد کرد و افزود: یک خانواده متدین برای خرید یک روسری و چادر باید هزینه های زیادی پرداخت کنند.

در این آیین که رییس اتاق اصناف کشور و شهردار تهران حضور داشتند، ˈعزت الله ضرغامیˈ به واقعیتی از خرید یک روسری مناسب در مرکز شهر تهران پرداخت و گفت: چند وقت پیش به اتفاق خانواده برای خرید یک روسری مناسب به یکی از بازارهای مرکز شهر (میدان هفتم تیر) مراجعه کردیم و در این مغازه ها به عینه مشاهده کردم که یک لباس شیک با پوشش اسلامی اصلا وجود ندارد و اگر وجود دارد قیمت آن بسیار بالاست.

وی ادامه داد: قیمت یک روسری مناسب 300 هزار تومان بود گرچه من از خرید آن امتناع کردم اما باید بگویم یک خانواده متدین آیا می تواند این هزینه را برای خرید یک روسری مناسب بپردازد.

ضرغامی تاکید کرد: نتوانستیم لباس مناسب با کیفیت و قیمت مناسب در جامعه برای جوانان ارائه کنیم و این عامل سبب شده که بی حجابی در جامعه گسترش یابد.

وی گفت: به بازار مراجعه کنید و ببینید قیمت یک چادر و روسری مناسب چقدر گران است و وقتی که جوانی توان پرداخت این هزینه را نداشته باشد روی می آورد به لباس های نامناسب ولی ارزان قیمت….

**از صحبت های ضرغامی متاسفم

پس از پایان صحبت های رییس سازمان صداوسیما، رییس اتاق اصناف کشور به سخنرانی پرداخت و در حالی که ضرغامی برای شرکت در جلسه شورای انقلاب فرهنگی جلسه را ترک کرد رییس اتاق اصناف کشور در مقابل صحبت های تند ضرغامی جبهه گرفت و در همان ابتدا گفت: دوست داشتم رییس سازمان صداوسیما حضور داشت و گلایه های نماینده اصناف کشور را گوش می کرد.

ˈ علی فاضلیˈ با انتقاد از وجود دلال و واسطه گری در بازار کشور گفت: حلاوت و شیرینی واسطه گری طی چند سال اخیر تولید ملی را مهجور ساخته است.

وی با گلایه از سازمان صداوسیما در حمایت از تولید ملی عنوان کرد: باید از رییس سازمان صداوسیما پرسید، چرا تاکیدات مقام معظم رهبری بر زمین مانده است و کمتر به آن عمل شده است؟

رییس اتاق اصناف کشور افزود: در سال 60 نسبت تولید کنندگان به توزیع کنندگان 48 به 60 درصد بوده است، اما امروز تولید ملی در بخش بنگاه های کوچک 23 درصد نزول کرده است.

وی به واردات 22 میلیارد دلاری پوشاک و کفش اشاره کرد و گفت: وقتی که واردات به این گستردگی در بخش پوشاک و کفش اتفاق می افتد از اصناف چه انتظاری دارید؟

فاضلی برگزاری نمایشگاه در زیر چادرهای برزنتی را شایسته ملت ایران ندانست و تاکید کرد: در شان ملت بزرگ ایران نیست که زیر چادرهای برزنتی برای آنها نمایشگاهی ایجاد کرد.

وی از اقدامات شایسته شهردار تهران در برگزاری این نمایشگاه ها تشکر کرد و برگزاری این نمایشگاه در برج میلاد را کاری ارزنده خواند.

آیین افتتاحیه نمایشگاه و جشنواره باز باران عصر روز گذشته (سه شنبه) با حضور رییس سازمان صداوسیما، شهردار تهران، رییس اتاق اصناف کشور و جمعی از شهرداران و مدیران فرهنگی تهران در برج میلاد برگزار شد.

No responses yet

Sep 02 2014

معاون جامعه و مردم جامعه مدرسین حوزه علمیه قم: بیش از ۵۰ درصد مردم قم ماهواره دارند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,سانسور,سیاسی

دیگربان: محمدرضا آشتیانی٬ معاون جامعه و مردم جامعه مدرسین حوزه علمیه قم اعلام کرده بیش از ۵۰ درصد مردم قم گیرنده ماهواره‌ای دارند و این آمار «وحشتناک» است.

به گزارش خبرگزاری «رسا»٬ آقای آشتیانی در مسجد «جمکران» این آمار را اعلام کرده و گفته شبکه‌های ماهواره‌ای با هدف «تخریب اسلامی» مشغول ترویج «شبهات» هستند.

وی هشدار داده «اگر خانواده، مدارس و دانشگاه‌ها در تربیت نسل‌ها سستی کنند، دچار مشکلاتی خواهیم شد» در حالی‌ که «رسانه‌های دشمن دارند به مردم خوراک می‌دهند.»

معاون جامعه و مردم جامعه مدرسین حوزه اضافه کرده «امروز انسان وقتی صبح از منزل بیرون می‌آید باید ۱۰ تا سوره فلق و ناس بخواند تا متدین به منزل بازگردد.»

۲۲ اسفند سال ۹۰ نیز محمدرضا خوش‌رو٬ عضو موسسه علوم انسانی «جامعه العلوم» گفته بود ۶۵ درصد مردم تهران و ۳۰ تا ۴۰ درصد مردم قم از ماهواره استفاده می‌کنند.

جمهوری اسلامی از فعالیت ماهواره‌ها٬ سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی با عنوان «جنگ نرم» یاد کرده و مدعی است فعالیت آن‌ها در راستای «براندازی» نظام حاکم بر ایران است.

اول مهرماه سال ۹۰ نیز محسن حبیبی٬ مدیر گروه فرهنگ و معارف شبکه دو سیما اعلام کرده بود «حدود چهار هزار و ۶۸۹ شبکه تلویزیونی و ماهواره‌ای علیه جمهوری اسلامی» فعالیت می‌کنند و نظام توان مقابله با برنامه‌های فرهنگی آن‌ها را ندارد.

روحانیون و نظامیان حاکم بر ایران طرح‌های مختلفی برای مبارزه با برنامه‌های شبکه‌های ماهواره‌ای مطرح کرده‌اند که بسیاری از آن‌ها با شکست مواجه شده است.

No responses yet

Sep 02 2014

آتشفشانی که در بافق سرگشود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: زنجیره اعتصاب های کارگری در معدن بافق که از سال ۱۳۹۰ آغاز شده و حمایت عمومی مردم از این اعتصاب ها، به نقطه ای حساس رسیده است. زمان تصمیم گیری در باره مسائلی فرارسیده که سال هاست نادیده گرفته می شود. معدن بافق قلب زندگی اجتماعی و اقتصادی در شهری ست با حدود ۵۰ هزار نفر جمعیت. در حدود ۱۲ درصد مردم این شهر مستقیما در یک معدن و کارگاه های مجاور آن کار می کنند و تقریبا زندگی بیش از نیمی از مردم این شهر به طور مستقیم به فعالیت این معدن مربوط می شود.

از این منظر آنچه رخ داده است فقط نوعی اعتصاب کارگری نیست. اعتصاب در کارخانه و متوقف شدن فعالیت نخستین معدن سنگ آهن ایران فقط پرده ای از نمایشی ست که در ۱۵ سال اخیر اجرا شده است ونتیجه تصمیم گیری های مستقیم مدیران اقتصاد و صنایع معدن در ۴ دولت هاشمی رفسنجانی، خاتمی، احمدی نژاد و روحانی و البته تحولات بازار جهانی معدن است.

روز یکشنبه نهم شهریور ۱۳۹۳ بنا برخی منابع محلی گزارش دادند که، شورای تامین استان یزد و شورای اسلامی شهر بافق و مقام های امنیتی منطقه و معاون وزیر کشور برای پایان دادن به بحرانی که زندگی روزمره در بافق را فلج کرده است به چند توافق مهم دست یافتند:

«در جلسه تصویب شد واگذاری ۲۸/۵ درصد سهام معدن به فولادخوزستان به طور کامل لغو شود واین سهام دراختیار سنگ آهن بافق قرار گیرد. همچنین شنیده‌ها حکایت از آن دارد که ودیعه شرکت فولاد خوزستان که جهت خرید این سهام در اختیار سازمان خصوصی سازی بوده، کاملا مسترد شده است. علاوه بر این مقرر شد طرح‌ها وکارخانه های جوار معدنی بافق تماماَ تکمیل شود.»

اما روز دوشنبه یک عضو شورای شهر که نخواسته نامش فاش شود به خبرگزاری کار ایران، ایلنا گفته است: «شورای تامین بافق از ساعت ۸ دیشب تا ساعت ۴ صبح امروز با حضور معاون سیاسی – امنیتی استاندار یزد، فرمانده نیروی انتظامی استان، فرمانده تیپ الغدیر سپاه استان، اعضای شورای اسلامی شهرستان بافق و نمایندگان کارگران تشکیل جلسه داد اما این جلسه بدون نتیجه خاصی پایان یافت.»

او با اشاره به حضور مدیرعامل و رئیس هیات مدیره صندوق بازنشستگی فولاد در جلسه دیشب تاکید کرد بسته ارائه شده به نمایندگان کارگران در این جلسه،‌‌ همان پیشنهادهای پیشین بود.

در این خبرها سخنی از سرنوشت حداقل ۸ کارگر اعتصابی که در بازداشت هستند نرفته و گفته نشده است که آیا همه کارگران اعتصابی این توافقات را به منزله پایان اعتصاب و تحصن تلقی کرده اند یا نه. همزمان علامحسین اژه ای سخنگوی قوه قضاییه از اظهار نظر در باره سرنوشت بازداشت شدگان خودداری کرده و گفته که اطلاعی از این موضوع ندارد.

پیامد این رایزنی ها هرچه باشد، مساله کافی یا پایدار بودن این تصمیم ها نیست، برای اینکه همه این تصمیم ها فقط برای کنترل جریان گدازه هایی اتخاذ می شود که از درون فعل و انفعالاتی ریشه ای در اعماق مدیریت زیرزمینی صنعت و معدن و بازار مالی ایران، در آتشفشان چغارت در ۱۲ کیلومتری بافق سرگشوده است:

پرده اول: رویای شهر آهن

سال ۱۳۵۰. با آغاز بهره برداری از معدن چغارت که کارشناسان شوروی طراحی کردند تا تامین کننده سنگآهن ذوبآهن اصفهان باشد امید رونق و آینده روشن در بافق جان گرفت. امیدی که به سرعت شهری کوچک را به شهری پر رونق تبدیل کرد.

پرده دوم: مالکان ورشکسته می آیند

سال ۱۳۷۹. دولت تصمیم می گیرد دست به صندوق معدن ببرد و این بار برای بازنشستگان صنایع فولاد و ذوب آهن. مردم در بافق اعتراض می کنند و ظاهرا دولت عقب می نشیند اما گویی در پشت پرده همچنان مالکان تازه دست اندرکارند. فرصت بعدی برای مالکان تازه وقتی پیش می آید که راهی به سازمان زیر نگین سعید مرتضوی قاضی دادگاه های سرکوب پیدا می کنند.

شرکت بازنشستگی صنایع فولاد که دچار بحران مالی است و نمی تواند حقوق ماهانه بازنشستگان را بپردازد، به سازمان تامین اجتماعی منتقل می شود و قرار می شود برای حل بحران مالی شرکت سنگ آهن مرکزی و درآمد معدن بافق را در اختیار شرکت بازنشستگان صنایع فولاد قراردهد. این بار هم اعتراض بالا می گیرد و اعتصاب سال ۱۳۹۰ شکل می گیرد. باز هم دولت عقب می نشیند.

پرده سوم: چشم به آن سوی دریاها

سال ۱۳۸۵. افزایش تدریجی قیمت سنگ آهن در جهان راه را برای بردن سنگ های چغارت به آن سوی دریاها فراهم می کند و امید به رها شدن از وابستگی به ذوب آهن و فولاد مبارکه اصفهان و تن دادن به قیمت های تحمیلی مشتریان داخلی جان می گیرد. پول های تازه به رگ صاحبان معدن می دود.

پرده چهارم: امیدهای برباد رفته

۴۲ سال بعد. در بهمن ۱۳۹۲ خبرگزاری مهر گزارش می دهد: بافق محروم ترین شهر استان است. نه از امکانات و لوازم توسعه شهریخبری هست نه از آمدن گاز که برای توسعه کارگاه های وابسته به معدن ضروری است. هنوز جاده دو بانده یزد به بافق به پایان نرسیده و مردم و مقام های شهری می گویند مردم بافق سودی از معدن نمی برند و شاید اگر این معدن نبود شهری توسعه یافته تر داشتیم. به ازای هر دو و نیم نفری که در معدن کار می کنند یک نفر در شهر بیکار است. کشاورزی در منطقه از بین رفته است و امام جمعه شهر نیز از آلودگی ای که برای مردم برجای می ماند می گوید.

پرده پنجم: کابوس مرگ معدن

دی ماه ۱۳۹۲. شرکت سنگ آهن مرکزی که اداره معدن بافق و چند معدن دیگر در منطقه و تولیدات وابسته به آن را در منطقه در اختیار دارد خبرنگاران را به بازدید معدن می برد و می گوید فقط ده سال از عمر مفید معدن باقی مانده است و ذخیره معدن در حال به پایان رسیدن است. شرکت می خواهد زمینه را برای توضیح ضرورت سرمایه گذاری در راه اندازی یک خط تولید برای کاستن از فروش مواد خام فراهم کند اما خبر مثل برق در شهر می پیچد. نجوا بالا می گیرد:اگر معدن به پایان برسد شهر هم به پایان رسیده است. آنها که برای بردن سود معدن از جاهای دیگر آمده اند می روند و مردم می مانند و جای خالی کوه سخت و سیاه چغارت که اکنون به گودالی بزرگ بر پیشانی بافق تبدیل شده است.

پرده ششم: مالکان پولدار می آیند

سال ۱۳۹۲. دولت تازه از راه رسیده و هنوز تیغش برش دارد و کلیدش جاهایی کار می کند. این کلید، درِ معدن بافق را به روی خریدار تازه ای به نام شرکت فولاد خوزستان باز می کند که برخلاف اولی پولدار است و برای تامین سنگ اهن مورد نیاز خود به قیمت ارزان نیازمند دست بردن به گودال عمیق شده چغارت است. به این ترتیب بعد از اینکه ۷۱/۵ درصد سهام به یک مالک ورشکسته فروخته شد ۲۸/۵درصد بقیه به مالک تازه وارد می شود که دو عضو تازه را هم به هیات مدیره معدن می افزاید. بنا بر این سهمی برای تعاونی کارگران یا شهرداری بافق نمی ماند. مردم احساس می کنند پیش از رسیدن به ده سال، عمر معدن برای بافق پایان یافته است.

به این ترتیب اگرچه همه تحولات به نام خصوصی سازی صورت می گیرد، مالک خصوصی واقعی در کار نیست. هم شرکت ورشکسته بازنشستگان فولاد، که باید ماهی ۱۰۰ میلیارد تومان حقوق بپردازد، هم شرکت پولدار وابسته به صندوق بازنشستگان صنعت نفت، به نوعی سرجهازی دولت و حکومت هستند.

شرکت فولاد خوزستان در دوره ای به سمت معدن بافق خیز برداشت که سردار احمد وحیدی، مرد پرقدرت سپاه پاسداران، امور صندوق های بازنشستگان، صنعت نفت را اداره می کرد. بوروکراسی رانت جوی دولتی بی آنکه مسئولیت ناتوانی پیش بردن برنامه های توسعه معدن در زیر سایه تحریم و کاهش ناگهانی قیمت های جهانی فولاد و سنگ آهن را بر گردن بگیرد، دیواری کوتاه تر از امید های کارگران و مردم بافق برای خراب کردن بر سر آنان، در این شرایط سخت پیدا نمی کند. و مدیریت غیر شفاف باز هم دنبال راه هایی برای وصله و پینه کردن امور است.

حالا همه تلاش ها برای خواباندن سر و صدا ها بالا گرفته است اما آیا این جریان مذاب بحران که در زیر بستر های صنعتی و اقتصادی و اجتماعی معدن ایران راهی به بالا می جوید بار دیگر همین جا یا در نقطه ای دیگر سر بر نخواهد گشود؟

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .