Jul 01 2013
شاهین نجفی : برای مردمی کور ، واسه تاریخی مغرور ، اینه رئیس جمهور
هیچ کس نمیتونست در یک بیت نه ببخشید در یک مصرع این چنین زیبا و عریان واقیعات رو جلو چشم شما به نمایش بگذارد!
Jul 01 2013
هیچ کس نمیتونست در یک بیت نه ببخشید در یک مصرع این چنین زیبا و عریان واقیعات رو جلو چشم شما به نمایش بگذارد!
Jun 21 2013
بیبیسی: ژانت آفاری و راجر فریدلند مدرس در دانشگاه کالیفرنیا در سانتا باربارا
عملکرد جوانان ایرانی در رایدادن به یک روحانی دیوانسالار[ حسن روحانی] که تقریبا هیچ وجه مشترکی با آنان ندارد شگفتانگیز است. به احتمال زیاد رای به او برای پیشگیری از یک رویارویی خطرناک با جهان غرب و شاید هم حذف تحریمهای فلج کننده آمریکا بوده است.
جوانان ایرانی به روحانی رای دادند چرا که خواستار دموکراسی بودند. به این دلیل این حرف را میزنیم که ما سال گذشته یک کلیک پرسشنامه بینام را در فضای مجازی اینترنت فارسی منتشر کردیم و در آن نظر این جوانان را در خصوص مذهب، جنسیت و سیاست پرسیدیم.
بیش از دو هزار ایرانی که در ایران بهدنیا آمدهاند و در حال حاضر نیز ساکن ایران هستند، دست کم به بخشهایی از این پرسشنامه، پاسخ دادند؛ پرسشنامهای که ما زیر نظر مرکز تحقیقات علوم اجتماعی دانشگاه کالیفرنیا در سانتاباربارا آماده کردهبودیم. اغلب پاسخدهندگان جوانانی با تحصیلات عالی بودند. هشتاد درصد آنها زیر سیسال یودند و نود درصدشان تحصیلات دانشگاهی داشتند و به وضوح بهوسیله اینترنت با جهان پیرامون خود در ارتباط بودند.
آنها شدیدا معتقد به جدایی دین از سیاست بودند. درست است که دو سوم آنان عقیده داشتند «قرآن کلام الهی است» اما وقتی از آنان پرسیدیم اگر بین قانون شریعت و قوانین مصوبه توسط قانونگذارانی که به شیوه دمکراتیک انتخاب شدهاند، تضادی وجود داشته باشند چه میکنند؟ سه چهارم آنها از قانون دمکرات جانبداری کردند. تنها کمتر از چهاردرصد پاسخ دهندگان عقیده داشتند که این تضاد باید توسط کمیتهای متشکل از روحانیون حل شود؛ وضعیتی که در حال حاضر در ایران حاکم است.
از زمان سرنگونی شاه پس از انقلاب ۵۷، بیش از سی سال گذشته و ایرانیها از آن زمان زیر نظر یک حکومت دینی زندگی میکنند. پاسخ ایرانیان به پرسشنامه ما با پاسخهای ساکنان ترکیه، تونس و مصر- به همان سوالات- بسیار متفاوت بود؛ کشورهایی که احزاب اسلامگرا تازه در آنها به قدرت رسیدهاند.
در ترکیه تنها کمی بیش از نیمی از پاسخ دهندگان ( پنجاه و هشت درصد) خواهان برتری قانون دمکراتیک بر قانون اسلامی بودند. در تونس این رقم به بیست و شش درصد کاهش مییافت. در مصر، که اخوانالمسلمین تازه در آن به قدرت رسیده، تنها ده درصد پاسخدهندگان خواستار برتری دمکراسی بر مذهب بودند. در واقع یک سوم جوانان مصری باور داشتند که این تضاد باید توسط کمیتهای از روحانیون مذهبی حل و فصل شود؛ یعن همان مدلی که در حال حاضر در ایران اجرا میشود و پاسخدهندگان ایرانی به شدت آن را رد کردهبودند.
پس از زندگی زیر لوای روحانیت و قوانین اسلامی برای چند دهه، حالا دیگر ایرانیها به برتری قوانین دمکراتیک بر قوانین اسلامی، بسیار بیشتر از همتایان خویش در کشورهای دیگر خاورمیانه معتقدند. وقتی اسلامگرایان یک حکومت نظامی تمامیتخواه را سرنگون میکردند، در واقع حمایت گستردهای برای خود جلب کردند.
اما با گذشت زمان جوانان ایرانی متوجه شدند که قیمتی که آنها باید برای اسلامگرایی والدین خود بپردازند بسیار گزاف است. تغییر در ایران میتواند از داخل شروع شود، از شهروندان جوانی که تحصیلکردهترین بخش جمعیت هم هستند. برای اینکه صدای آنان شنیده شود ایران احتیاج دارد که واقعا به یک جمهوری – نه تنها در اسم- تبدیل شود.
این مقاله برای اولین بار در کلیک روزنامه نیویورک تایمز منتشر شده است.
Jun 19 2013
مسیح علینژاد: در فیسبوکم نوشته بودم:
کاش هیچ مردی تنها به شادمانی نرود
مراسم استقبال از تیم ملی، چهارشنبه ساعت ۱۷ در ورزشگاه آزادی: ورود بانوان ممنوع.
چطور مردان می توانند به چنین جشنِ شادمانی بروند اما زنانِ خانواده شان را پشت درهای بسته جا بگذارند؟ مگر در راهپیمایی های حکومتی گرفته تا راهپیمایی های اعتراضی، زنان و مردان شانه به شانه هم راه نرفتند؟ چه اتفاقی افتاد؟ آیا غیر از این بود که جهان به عدم تفکیک جنسیتی در خیابان های ایران نگاه کرد و باور کرد که مردان و زنانِ ایران هم می توانند با عزت و احترام کنار هم باشند؟ ما ملتِ خوبی داریم. تمرینِ با هم بودن آسان نیست اما ناممکن هم نیست. کاش هیچ جایی تن به این جدایی های اجباری ندهیم بلکه هر یک از ما خودمان شروع کنیم و سختی ها را برای هم کم کنیم و احترام برانگیزیم…
و دوستی پاسخ نوشت:
در جواب این پستم نوشته؛
حالا مردا رو به زور میبرن ۲ سال سربازی شما هم باهاشون میرید؟ البته قصدم حمایت از محدودیت ها علیه زنان نیست ولی میخام انقده زنا مظلوم نمایی نکنن… مردا هم مصیبت زیاد دارن…
برایش نوشتم:
بله من حاضر بودم سربازی هم برم ولی کسی مرا نبرد. از استادیوم شروع کنیم سربازی را هم با هم می رویم.
و حالا پیشنهادی من به کسانی که برای شادمانی به ورزشگاه آزادی می روند:
«آزادی» یادت باشه، «زن» باید باشه
یا
آزادی یادت باشه، زن هم باید باشه
🙂
….
شادی ها پایدار و خانه مشترکمان ایران آباد.
Jun 17 2013
استان بان: سعید کشمیری٬ رئیس بیمارستان «شهدای خلیج فارس» بوشهر گفت: «با فراهم شدن امکان انجام زایمان فیزیولوژیک در بوشهر، همسران هم میتوانند در کنار زنان باردار به هنگام زایمان حضور داشته باشند.»
Jun 17 2013
مرکز پژوهشهای کاربردی: آقای سعید جلیلی در سفر به استان کهکیلویه و بویر احمد، اعلام کرد که: « جمهوری اسلامی ]ایران[ با اسلام شناخته میشود، نه مکتب ایرانی » (روزنامه ایران 20/3/1392 و 23/3/92 ـ رویه یک و 29)
این که آقای سعید جلیلی مقصودشان از مکتب ایرانی چیست و در پی حذف یا ستیز با چه جریان و گروههایی است، روشن نیست ؛ اما باید به آگاهی ایشان رسانیده شود که هر حکومت ایرانی ( با هر منشا و خواستگاه) ، با واژهی « ایران» شناخته میشود و نه چیز دیگر. مگر این که حکومتی که آقای جلیلی از آن نام میبرد، خاستگاهش ملت ایران نباشد و با ملت ایران رابطهای نداشته باشد.
ملت ایران را با شاخصهی « دین » ، « آیین» و یا « مذهب » نمیتوان مشخص کرد. در درازای 13 هزار سال تاریخ، مردم و ملت ایران، بارها دین ، آیین و مذهب خود را دگرگون ساخته است ؛ اما ایرانی مانده است. دولت برخاسته از ملت ایران، همیشه به عنوان « ایرانی » شناخته شده است.
روزگاری این مردمان ( ملت ایران ) ایزدان را پرستش میکردند و روزگاری پیرو دین « مهر کهن» بودند و روزگاری آیین زرتشت را پذیرا شدند و روزگار دیگری به دین « مهر مسیحایی » روی آوردند و سپس دوباره به آیین زرتشت گرویدند و آنگاه مسلمان شدند. از این رو ، آقای جلیلی و جلیلیها باید بدانند که ایران تنها با «واژهی ایران» شناخته میشود و نه چیز دیگر.
گفتمان این مردمان در درازای تاریخ کمابیش 13هزارسالهی این ملت ، گفتمان ایرانی بوده است. چه آن روزگاری که این مردمان یا بیشینهی آنان به آیین ایزدی بودند و یا پیرو دین مهرکهن ، یا زرتشتی ، یا مهر مسیحایی و سپس زرتشتی و اسلام و سپستر آیین تشیع، همیشه و همیشه، گفتمان این ملت ، گفتمان ایرانی بوده است.
از این رو در درازای زمان و حتا در دورهی اسلامی هنگامی که به گفتمان دولتهای فراگیر ملی در دوران صفویان ، افشاریان و آغاز قاجاریان نگاه کنیم ، در مییابیم که گفتمان ایرانی است و حتا گفتمان این ملت در دوران تجزیه و پراکندگی پس از هجوم تازیان و سقوط ساسانیان « ایرانی» بوده است. اندکی توجه به گفتمان دولتهای صفاریان، سامانیان ، آل بویه و … این مساله را نشان میدهد.
این گونه سخنان تنها در راستای خواست بیگانگان است که میخواهند آیین تشیع را در برابر ناسیونالیسم ایرانی قرار دهند و بسیار زیانمند و از سر بیخردی است.
این گونه سخن گفتن نشانهی ناآگاهی از تاریخ و از سرِتعصب است . باید به آقای جلیلی یادآور شویم که :
این « وطن » ، مصر و عراق و شام نیست.
این جا ایران است ، ایران ورجاوند و همیشه ماندگار
پاینده ایران
تهران – 25 خرداد ماه 1392
دفتر مرکزی حزب پانایرانیست (هیات اجرایی)
Jun 16 2013
جای سپاس و تشکر دارد از مسیح علینژاد او روز به روز دارد کارهایش بهتر و حرفهای تر میشود.
متن مصاحبه:
مستندها و برنامه های تلویزیونی و رادیویی زیادی در رسانه های منتقد و حتی مستقل و حرفه ای بیرون ایران ساخته شد و ابعاد مختلف اعتراضات سال ۸۸ بررسی شد. اما معمولا جای بسیجی ها و افرادی که در ستادهای هیاتی و مذهبی کسانی مثل احمدی و نژاد و سعید جلیلی فعالیت می کنند در بسیاری از برنامه ها خالیه. این برنامه گفتگویی است با یکی از بسیجیان فعال در ستاد انتخاباتی سعید جلیلی در تهران که می گوید وقتی می گوییم ما فدایی رهبر هستیم، یعنی فدایی امام زمان هستیم. اگر می خواستیم کسانی که علیه نظام تبیغ می کنند را جمع کنیم کار یک روز مان بود رهبر انقلاب هیچ وقت دستور برخورد ندادند. برای ما سعید جلیلی همان احمدی نژاد بود قبل از جریان انحرافی….
«ما جوانانی هستیم که بر اساس باورهای دینی و اعتقادی و مذهبی مان کاندیدا ها را بسنجیم.
شما دوره قبل حامی چه کسی بودند؟
«از آقای محمود احمدی نژاد.»
آیا آقای جلیلی را ادامه دولت احمدی نژاد می دانید؟
چیزی که در ستادهای آقای جلیلی اتفاق می می افتد یعنی درصدی از طرفداران آقای سیعدی جلیلی همان طرفداران آقای احمدی نژاد هستند ما آقای جلیلی را همان احمدی نژاد سال ۸۴ یا ۸۵ می دانیم یعنی قبل از جریان انحرافی.
از همان روزهای خرداد ۸۸ که طرفداران احمدی نژاد به خیابان آمده بودند تصاویر نشان می داد که طبقه فکری کاملا متفاوت جامعه روبروی هم قرار گرفته بودند. و اما به چه دلایلی گرد سیاستمدارن کمتر شناخته شده ای مثل احمدی نژاد و امروز سعید جلیلی می شوند؟
آقای جلیلی آمده گفته بنده تنها آمده ام و می خواهم ظرفیت ها را آزاد کند. می خواهد این ظرفیت ها را آزاد کند، می خواهد کار را بدهد به افراد جوان تر، نوتر، همه این جمعیتی که آمده اند افراد مذهبی، مسجدی و بسیجی هستند که به صورت خودجوش دارند حمایت می کنند.
مگر ممکن است که بسیج سازمان دهی شده نباشد؟ پایگاه های بسیج هستند که هزینه می کنند برای این تجمعات.. درست است؟
«بسیج یک نهاد مردمی است. و کاملا هم سازماندهی تشکیلاتی نداریم برای کار سیاسی. اینها خودشان بر اساس نشخیص سیاسی خودشان چون آقای جلیلی را یک چهره انقلابی می دانند از اوحمایت می کنند.»
حامیان فکر و معنوی این بسیجان چه کسانی هستند؟ چهرههای شناخته شده حامی جلیلی کسانی مثل آیت الله مصباح، آیت الله خراسانی و یا حجت الاسلام پناهیان هستند.
فعالین ستاد انتخاباتی احمدی نژاد و سپس جلیلی را چه طبقه ی اجتماعی از جامعه تشکیل می دهند؟
«ما بیشتر جوانایی که این ستادها می روند بیشتر بین هجده تا سی سال هستند.»
این جوان ها از کدام طبقه اجتماعی کشور هستند؟
«حدود شصت تا هفتاد درصد از طیف متوسط به پایین هستند یعنی بیشتر جوانان مستضعف هستند. آنهایی که مشکلات زیادی دارند طرفدار جلیلی هستند. جوانان شمال تهران را با جوان جنوب تهران یا جوانانی که پولدار و غیر پولدار هستند را نمی توانیم از لحاظ تفکری جدا کنیم و بگوییم کسانی که بالای شهری هستند ضد نظام هستند و کسانی که جنوب شهری هستند موافق نظام هستند. ما می بینیم محلههای بالای شهر امکانات دارد، پارک دارد سینما دارد ولی جنوب شهر اینها را ندارد. ما می گوییم فرق مردم بالای شهر تهران و جنوب تهران چه هست ما می خواهیم عدالت را برقرار کنیم یعنی می خواهید آن کسی که جنوب تهران زندگی می کند را برسانیم به آنجایی که جوانان در بالای شهر دارند زندگی می کنند.»
همین شعارها را آقای احمدی نژاد داد که فاصله طبقاتی میان مردم برداشته شود، واقعا این فاصله طبقاتی برداشته شده؟
«من می گویم گام بلندی برداشته شده».
خودتان در تهران دارید زندگی می کنید آیا از وضعیت معیشت و اقتصادی مردم در دوره احمدی نژاد راضی تر هستید یا دوره خاتمی؟
«خب وقتی….والله این سوال…خب شرایط فرق می کند. خب دیگه شرایط فرق می کند . من فکر می کنم اگر الان هم آقای خاتمی رییس جمهور بود همین مشکلات پیش می آمد. ما زمان خاتمی در برابر غرب سازش کردیم. یعنی از حق مان گذشتیم یعنی دو سال در تاسیسات هسته ای را بستیم. خب معلوم است که تحریم نمی شویم ولی وقتی روی حق مان می ایستیم خب معلوم است که غرب ما را تحریم می کند».
من سوالم را تکرار می کنم با این شرایطی که به وجود آمد از وضعیت زندگی شخصی خودتان و وضعیت معیشت مردم خودتان راضی هستید؟
«شکی نیست…ببینید اگر ما می خواهیم وضعیت زندگی را در قیمت گوجه فرنگی و پنیر و این جور چیزها بدونیم که واویلا است اما اگر بخواهیم واقعیت های جامعه را ببینیم وضعیت خیلی بهت از گذشته است، تورم هست، شکی نیست اما می شود این مشکلات را حل کرد.»
اما زنان کجای کمپین های حمایتی از سعید جلیلی ایستاده اند؟ در تجمعی که من دیدم اصلا زنان حضور نداشتند…
«در این تجمع زنان بودند اما به دلیل ازدحام بیش از حد مردها زنان پشت صحنه ایستاده بودند در مسجد اهواز نیز سالن شبستان مسجد پر شده بود از مردها و ولی خواه ناخواه، در بیرون مسجد زنان قرار داشتند.»
اگر آقای جلیلی به قدرت برسند باز هم زنان بیاد بروند بیرون؟
«به نظر بنده در تفکرهای انقلابی، مذهبی و دینی جایگاه زن خیلی بالاتر از تفکرهای غیر مذهبی است. آقای جلیلی می گوید نقش مادر در ایجاد فرهنگ است. وقتی می گوید مادر یعنی خانواده. یعنی وقتی یک تفکری در جامعه شکل می گیرد اینها بر اساس تربیت خانواده آن فرد است که رهبری آن خانواده بر عهده مادر است.»
در فیلم حمایتی سعید جلیلی زنی می آید و خطاب به او می گوید شما قسم می خورید که جان فدایی رهبر هستید. وقتی می گویند فدایی رهبر دقیقا یعنی چی؟
«وقتی می گوییم فدایی رهبر یعنی فدایی دین شدن. ما عقیده مان این است که در غیبت کبرای امام زمان رهبری جامعه اسلامی به عهده ولی فقیه است. پس ما پیروی از رهبر را پیروی از امام زمان می دانیم. یعنی اگر می گوییم فدایی رهبر یعنی فدایی امام زمان.»
یعنی اگر آقای خامنه ای مثل همان نماز جمعه روز ۲۹ خرداد ۸۸ حضور و اعتراض بخش زیادی از مردم را نفی بکنند، شما به عنوان بسیجی و فدایی رهبر در برابر آن بخش دیگری از مردم که معترض هستند می ایستید؟
«رهبری هم، ما رهبر انقلاب هم هیچ وقت دستور جمع کردن برای نظام کاری ندارد. شما خودتان می دانید که اگر قرار باشد این جمعیت جنبش سبزی یا این مردمی که دارند علیه نظام تبلیع می کنند، اگر بخواهیم جمع شان کنیم کار یک روز هم نیست. یعنی جمع کردن اینها برای نظام کاری ندارد. پس می دونید که نظام دارد با اینها مدارا می کند، برخوردی نمی کند».
ولی روزهایی که مردم معترض در خیابان بودند بسیجان جوانی هم در خیابان بودند که هنوز پشت لب شان هم سبز شده بود ولی باتوم در دست داشتند؟
«ببینید خانم ما نیروهای خودسر زیاد داریم ، این نیروهای خودسر را نباید به بسیج نسبت داد. بیشتر توی کار جذب هستیم. جذب هم بر اساس فرهنگ و بصیرت افزایی است نه باتوم.».
جوانان ایرانی، بسیجی باشند یا غیر بسیجی معمولا قبل از انتخابات سهم برابر تری در خیابان های ایران دارند…..اما بعد از انتخابات خیابان تبدیل به خاطره تلخی برای بسیاری از جوان های ایرانی شد که بسیجی نبودند. حالا شما صحبت های یکی از بسیجیان را از اینجا از خبرساز شنیدید اما اینکه چقدر جوان های ایرانی که شبیه به او فکر نمی کنند در رسانه ملی و رسمی ایران این فرصت و آزادی رو دارند تا دغدغه هاشان را بیان کنند داوری با شماست:
تا جمعه ای دیگر و خبرسازی دیگر………
Jun 14 2013
دیگربان: محسن صادقی، مدیر کل پیشگیری از وقوع جرم قوه قضائیه از دستگیری یک و نیم میلیون نفر در سال گذشته به دلیل جرایم مختلف خبر داده است.
آقای صادقی روز جمعه (۲۴ خرداد) به ایسنا گفته از این تعداد در حال حاضر ۶۰۰ هزار نفر در زندان به سر میبرند.
وی با اعلام اینکه در ایران یک هزار و ۹۳۰ عنوان مجرمانه وجود دارد نسبت به افزایش نرخ جرایم در کشور ابراز نگرانی کرده است.
سرقت، ضرب و جرح عمدی و غیر عمدی، توهین، تهدید، نگهداری مواد مخدر، استعمال مواد مخدر، صدور چک بدون محل و کلاهبرداری ۱۰ جرم شایع در ایران به گفته این مقام مسئول است.
وی همچنین اظهار کرده که «سالانه بیش از ۱۱ تا ۱۳ میلیون پرونده در دستگاه قضایی تشکیل و رسیدگی میشود.»
صادقی درباره ترکیب زندانیان نیز گفته است: «۷۰ درصد از زندانیان فاقد سابقه کیفری و ۳۰ درصد نیز سابقهدار هستند.»
Jun 01 2013
استان بان: سایتهای محلی در استان کرمان از مرگ چندین نفر و مسمومیت ۲۹۸ نفر دیگر بر اثر استفاده از نوشیدنی «الکلی» فاسد و یا یک نوشیدنی سمی در شهر رفسنجان واقع در استان کرمان خبر دادند.
این سایتها روز پنجشنبه (نهم خرداد) گزارش کردهاند به دلیل بالا بودن تعداد کسانی که دچار مسمومیت شدهاند٬ بیمارستان رفسنجان گنجایش پذیرش بسیاری از آنها را نداشته است.
آن طور که سایت «انار پرس» نوشته تعدادی از این افراد به بیمارستانهای کرمان، سیرجان و زرند اعزام شدهاند.
سایت «خانه خشتی» نیز با تائید این خبر نوشته بر اثر این مسمومیت تاکنون ۱۰ نفر کشته و دستکم ۱۵ نفر دیگر به کما رفتهاند.
این سایت نوشته در این رابطه دو نفر بازداشت٬ شورای تامین شهر رفسنجان تشکیل جلسه داده و مسیرهای منتهی به بیمارستان «علی ابن ابیطالب» شهر به دلیل ازدحام جمعیت بسته شده است.
مسئول روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان هم با تائید این خبر گفته مسمومیتها مربوط به نقاط مختلف شهر رفسنجان است که «متأسفانه عوارض وخیمی را نیز در پی داشته است.»
این مقام مسئول به تعداد افرادی که بر اثر مصرف نوشیدنیهای فاسد جان باخته یا بستری شدهاند اشارهای نکرده است.
سایت فرمانداری شهر رفسنجان نیز گزارشها درباره مرگ چهار نفر را بر اثر مسمومیت تائید کرده است.
این سایت تعداد مراجعه کنندگان را ۲۹۸ نفر اعلام کرده و نوشته است: «مصرف کنندگان حادثه دیده نوشیدنی را به عنوان مواد نیروزا تهیه و مصرف کردهاند.»
Jun 01 2013
رادیوفرانسه: به گزارش ایسنا، خبرگزاری دانشجویان ایران، در نتیجۀ نوشیدن مشروبات الکلی تقلبی در رفسنجان ٤ نفر کشته و٣٠٠ نفر دیگر در بیمارستانهای این شهر بستری شدهاند.
حمید نجم الدین، از مقامات پزشکی رفسنجان، به خبرگزاری ایسنا گفته است که 298 نفر در نتیجۀ مسمومیت ناشی از نوشیدن مشروبات الکلی تقلبی هم اکنون بستری هستند. او افزوده است که چهار نفر نیز در اثر مسمومیتها جان خود را از دست دادهاند و حال 9 نفر دیگر وخیم گزارش شده است. حمید نجم الدین تصریح کرده است که همه قربانیان این واقعه مرد هستند و کمتر از 27 سال دارند.
برغم ممنوعیتهای رسمی، مصرف مشروبات الکلی در ایران طی سه دهۀ اخیر رو به افزایش گذاشته است.
بر اساس آمار رسمی سالانه بین 60 تا 80 میلیون لیتر مشروبات الکلی به طور قاچاق وارد ایران می شود. یک مقام رسمی ایران در سال 2011 اعلام کرده بود که سالانه 730 میلیون دلار عایدات قاچاق مشروبات الکلی در ایران است. به گفتۀ فرماندۀ نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران دست کم 200 هزار معتاد مشروبات الکلی در ایران وجود دارد و 80 درصد مشروبات قاچاق از طریق کردستان عراق وارد کشور می شود.
با این حال، بخش قابل توجه ای از مشروبات الکلی قاچاق در داخل خود ایران تولید می شود و بعضاً به مرگ یا بیماری مصرف کنندگان منجر میگردد.
May 14 2013
روز: رئیس پلیس کشور به دلیل توهین نیروی انتظامی به زنان کُرد رسما از آنان عذر خواهی کرد.
پس از گسترده شدن اعتراض ها به اقدام نیروی انتظامی در پوشاندن لباس کُردی زنانه به تن متهمان برای تحقیر آنان، عصر امروز دوشنبه ۲۳ اردیبهشت، “سردار اسماعیل احمدی مقدم” در جلسه پرسش و پاسخ در خصوص انتخابات ۸۸ و ۹۲ و طرح امنیت اخلاقی از زنان کُردستانی عذرخواهی کرد.
احمدی مقدم در پاسخ به سوال دانشجویی در خصوص پوشاندن لباس زنانه در مریوان به تن متهمان اظهار داشته ” لباس زنانه تن این اراذل و اوباش نکردند و آنها یک تن بان بود که روی سرش بسته بودند”.
وی در ادامه با اشاره به برخورد با ماموران متخلف می افزاید ” با ماموران متخلف برخورد کردیم، البته بار دیگر از تمام زنان کردستان عذرخواهی می کنم”.
پیش از این رئیس پلیس کشور در گفتگو با رسانه های داخلی با زشت خواندن اقدام نیروی انتظامی و دادن تذرات لازم به متخلفان با تاکید بر اینکه حکم گرداندن “اراذل و اوباش” را قضات صادر می کنند اظهار داشته بود “اساسا حکم گرداندن اراذل و اوباش را قضات صادر میکنند که این مسئله نیز باید در زمانی باشد که آثار مثبتی به همراه داشته باشد و اگر نیروی انتظامی برای اجرای حکم وارد عمل میشود، تنها همان حکم را باید اجرا کند.”
عذر خواهی رسمی سردار احمدی مقدم در حالی است که سردار “سعید منتظر المهدی” در رابطه با ماجرای شهر مریوان، به خبرنگاران گفته بود که گرداندن افراد در چارچوب طرح برخورد با “ارازل و اوباش” برای بازگرداندن احساس امنیت لازم است.
روز دوشنبه [۲۶ فروردین/ ۱۵ آوریل] یک منبع مطلع از شهر مریوان به پایگاه خبری تحلیلی روز (NNSROJ) گزارش داده بود که نیروی انتظامی جمهوری اسلامی در شهر مریوان- با هدف تحقیر کردن – لباس زنانه قرمز بر تن یک محکوم مرد کرده و او را در سطح شهر گردانده است.
فردای آن روز شماری از فعالان زن مریوانی با پوشیدن لباس قرمز و حمل پلاکاردهای در سطح شهر نسبت به این اقدام نیروی انتظامی اعتراض کردند. اعتراضی که به گزارش تشکل “انجمن زنان مریوان” نیروهای انتظامی آن را با حمله به معترضان و زخمی کردن تعدادی از آنها، سرکوب کردند.
اما این مساله تنها به اعتراض زنان مریوانی ختم نشد و در روزهای بعد واکنشهایی فراتر از سطح شهر مریوان را در پی داشت.
در پی این اقدام ده ها تن از مردان کُرد و غیر کُرد با ابتکار عمل “مسعود فتحی” فعال سیاسی، با پوشیدن لباس زنانه و پیام هایی در شبکه های اجتماعی به این حرکت مقامات جمهوری اسلامی اعتراض کردند.
که در همین راستا کمپینی اعتراضی تحت عنوان “زن بودن ابزار تحقیر و تنبیه هیچ کس نیست” در شبکه های اجتماعی شکل گرفت.
دو روز پس از گرداندن این شهروند مریوانی و گسترده شدن اعتراضات ۱۷ تن از نمایندگان مجلس با امضا نامه ای به این اقدام اعتراض کرده و به وزیر کشور و دادگستری ایران تذکر داده بودند. نمایندگان مجلس در نامه خود این اقدام دستگاه قضایی و انتظامی کشور را برخلاف قوانین شرع و اسلام دانسته بودند و درخواست کرده بودند که وزیر کشور با حضور در مجلس در این خصوص توضیح دهد.