اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'اجتماعی' Category

May 24 2022

اخطاریه‌ی ساخت متروپل آبادان، اما با رشوه به شهرداری و باقی مسئولین مرتبط این ساختمان ساخته شد…

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,تقلب,جنایات رژیم,حوادث,دزدی‌های رژیم,سیاسی,فساد


منبع تصویر: تویتر

No responses yet

May 21 2022

گفتگو با زنانی که از روزگار کارتن‌خوابی به سکوی قهرمانی رسیدند/ نازنین ذکایی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی,فقر

هرانا: ماهنامه خط صلح – بیست‌وسوم بهمن‌ماه سال ۱۴۰۰ قدم‌های دو دختر قهرمان، یکی هجده‌ساله و دیگری سی‌وهشت‌ساله به سکوی قهرمانی اول و سوم مسابقات کشوری کاراته، سبک کیوکوشین IFK اروپا رسید؛ دخترانی که همین روزها ره‌سپار اسپانیا می‌شوند تا این‌بار طعم مسابقات جهانی را مزه‌مزه کنند. سمانه و لیلا اول در کوچه، پس‌کوچه‌های تهران در جست‌وجوی مواد پابه‌پا شدند و رنگ کبود خشونت بر تن‌ رنجورشان برای مصرف انواع و اقسام قرص و مواد مخدر نشست و این روزها به قول سمانه برای سلامتی‌شان دور سالن باشگاه می‌دوند و به جای مواد برای مقام کبود می‌شوند. این زنان روزگار سخت کارتن‌خوابی و مصرف‌ مواد مخدر را پشت سر گذاشتند و رنج‌هایشان حالا مدالی درخشان است که بر گردن کشیده و افراشته آن‌ها تاب می‌خورد. سمانه دختری است که مصرف مواد مخدر را از سنین پایین شروع کرده بود؛ زمانی که او را به اجبار از بازی با عروسک‌ها و دوستانش منع کردند و پای سفره‌ی عقد نشاندند و به گفته‌ی خودش تا هفده سال پس از آن زندگی‌اش هر روز سیاه و سیاه‌تر شد. حالا اما پنج سالی می‌شود که چشمانش پر فروغ و روشن می‌درخشد و آینده برایش واژه‌ای تهی از معنا نیست. لیلا هم دختری هجده‌ساله است که در خانواده‌ای متولد شده که پدر و مادر هر دو مصرف‌کننده‌ی مواد مخدر بودند. با مرگ مادرش زندگی آن‌ها دست‌خوش تغییرات جدی می‌شود که در نتیجه‌ی آن مسیری مانند آن‌چه سمانه پیموده، برایش رقم می‌خورد. هر دوی این زنان پس از فراز و فرودهای متفاوتی به مؤسسه‌ی «طلوع بی‌نشان‌ها» می‌رسند و از همان‌جاست که زندگی شکل دیگری می‌گیرد و چنان می‌چرخد که حالا آن‌ها بر سکوی قهرمانی کشوری ایستاده‌اند، لباس تیم ملی پوشیده‌اند و چشم دوخته‌اند به پله‌های سکوی مسابقات جهانی که قرار است خرداد‌ماه امسال در اسپانیا میزبان آن‌ها باشد. لیلا و سمانه از من خواستند در این مصاحبه از آن‌ها با نام کوچکشان یاد کنم. آن‌چه در ادامه می‌خوانید، گفتگویی مفصل در ابتدا با سمانه و سپس با لیلاست:

سمانه از کجا شروع کردی که حالا لباس تیم ملی را پوشیده‌ای و آماده‌ی مسابقات جهانی شده‌ای؟

اوایل من واقعاً نمی‌دانستم نقطه‌ی آغاز من کجا بود، اما امروز می‌دانم نقطه‌ی آغاز من همان نقطه‌ی پایان من بود. من از همان‌جا که زمین خوردم و به پایان رسیدم، دوباره شروع کردم و این رمز موفقیت من شد. من می‌خواهم درباره‌ی دختری بگویم که تا پنج سال پیش حتی امید زنده‌بودن و نفس‌کشیدن دوباره را نداشت. من با ناامیدی به «طلوع» آمدم. من برای مُردن به «طلوع» آمدم و این را بارها گفته‌ام. آن‌قدر این جمله را تکرار کردم که همسرم از شنیدن آن آزرده می‌شود و بارها از من خواسته که دیگر این جمله را نگویم، اما من می‌گویم چون دلیل آمدنم به «طلوع» مُردن بود. من آمده بودم که بمیرم، اما الان دلیل پاک‌ماندنم، دلیل زندگی‌ام و دلیل موفقیتم، نفس کشیدنم است، زیرا خدا دوباره این نفس را به من هدیه داده. من این فرصت دوباره را دودستی چسبیدم. شکست‌خوردن، زمین‌خوردن نیست. شکست‌خوردن ناامیدشدن است. وقتی زمین می‌خوریم به معنای پایان کار نیست. وقتی زمین می‌خوری و از همان نقطه که زمین خورده‌ای، بلند می‌شوی، به معنای پیروزی است. من پیروزی را از همان پنج سال پیش که دوباره بلند شدم، به دست آوردم. من هفده سال تخریب (مصرف مواد مخدر) و نه سال دربه‌دری و آوارگی (کارتن‌خوابی) داشتم و در این نه سال هزاران بلا سرم آمد. همین که یک زن نه سال در خیابان باشد و دربه‌دری بکشد، کافی‌ست برای آن‌که بدانید چه بلاهایی سرش آمده.

الان چقدر از آن روزها می‌گذرد؟

من حدود پنج‌ سال است که پاکم. در «طلوع» آغوش آدم‌ها اولین چیزی بود که به من امید داد. آغوش آدم‌های «طلوع» بدون منت و با محبت به روی من باز بود. دومین عامل اعتماد و اعتباری بود که به من دادند. من همان آدمی بودم که خودم به خودم اعتماد نداشتم. خانواده‌ی من به من اعتماد نداشت.

چرا مؤسسه‌ی «طلوع بی‌نشان‌ها» را انتخاب کردی؟

من «طلوع» را می‌شناختم. آن‌ها هر سه‌شنبه به پاتوق‌ها می‌آمدند و غذا می‌دادند. آغاز آشنایی من با «طلوع» با گرفتن یک غذا بود. من جزو همان افرادی بودم که می‌گفتم مگر می‌شود با یک غذاگرفتن آدم پاک شود؟ مگر می‌شود با یک غذاگرفتن کسی جذب شود؟ من اصلاً معنی جذب را نمی‌فهمیدم. آدم‌های «طلوع» به پاتوق‌ها می‌رفتند و یک وعده غذای گرم می‌دادند و اصلاً وعده‌ی این را نمی‌دادند که بیایید پاک شوید. این نوعی جذب بود. آن‌ها بر خلاف همه‌ی کمپ‌دارها و همه‌ی آدم‌هایی که می‌شناختم که با هزار ترفند می‌خواستند اعتماد ما را جلب کنند که برویم و پاک شویم، این را نمی‌گفتند. فقط می‌آمدند، به ما غذا می‌دادند، کمی کنارمان می‌نشستند و بعد هم می‌رفتند. همین رفتنشان یک جرقه در من ایجاد کرد که این‌ها با بقیه فرق می‌کنند و فرقشان این است که وعده نمی‌دهند، شعار نمی‌دهند و نمی‌گویند بیا پاک شو. ذهنیت من از «طلوع» مثل همان کمپ‌هایی بود که رفته بودم. من از کمپ ذهنیت خیلی بدی داشتم، زیرا در کمپ خیلی اذیت شدم.

چند بار کمپ رفتی؟

من به اندازه‌ی موهای سرم کمپ رفتم و ترک کردم. هر نوع ترکی را امتحان کردم. خانواده‌ی من هر مدل ترکی را فراهم کردند که امتحان کنم، ولی نمی‌شد. خیلی وقت‌ها می‌خواستم، اما نمی‌دانستم آن خواستن چیست. من راه ترک‌کردن را بلد بودم، اما راهِ درترک‌ماندن را بلد نبودم. در کمپ هم یک یا دو یا سه دوره در کمپ می‌ماندم و آن هم به دلیل پولی بود که از من و خانواده‌ام گرفته بودند، ولی چیزی یادم نمی‌دادند. آن‌ها مواد را از جسمم پاک می‌کردند، نه از ذهنم. من در جلساتی که می‌گذاشتند و کتاب‌هایی که می‌خواندیم، شنیده بودم که می‌گویند ما بیماریم. الان که یاد گرفتم، متوجه می‌شوم که درست است، اما مگر نمی‌گویید ما بیماریم؟ چرا کاری نمی‌کردید که از ذهنمان پاک شود؟ چرا فقط از جسممان پاک می‌کردید؟ من در کمپ می‌ماندم و هزاران سختی در کمپ می‌کشیدم. در برخی از کمپ‌های اجباری ما را می‌زدند. همان‌ها که به ما می‌گفتند بیمار، ما را می‌زدند. مگر کسی بیمار را می‌زند؟

به چه دلیل چنین خشونتی را اعمال می‌کردند؟

این خشونت بیش‌تر در کمپ‌های اجباری بود. کمپ‌های دیگر سختی‌های خودش را داشت، اما کمپ‌های اجباری کتک هم داشت. آدمی که خمار است، دادوبی‌داد می‌کند. آدمی که خمار است، گریه می‌کند و می‌خواهد از درد فرار کند. وقتی به اتاق فیزیک می‌رفتم، درد به من فشار می‌آورد. داد می‌زدم، گریه می‌کردم و باید عکس‌العملی نشان می‌دادم. دست خودم نبود. اگر دست خودم بود، دوباره به سمت مواد نمی‌رفتم. در کمپ‌های اجباری کافی بود فقط صدای ما در بیاید که ما را به باد کتک بگیرند یا زیر آب یخ ببرند و هزاران کار دیگری که الان متوجه می‌شوم به کل اشتباه است. تنها چیزی که به من جواب داد، تمایل بود. من با تمایل خودم آمدم و خواستم.

کمی به عقب‌تر برگردیم؟ چه اتفاقی افتاد که تو مصرف‌کننده شدی؟

خلاءهایی که در وجود آدم‌هایی مثل من بود؛ مثل احساس تنهایی که عامل این موضوع می‌شد. ما دو نوع تنهایی داریم؛ یکی این است که فرد احساس تنهایی می‌کند و یکی این‌که فرد می‌گوید من تنهایم. این‌که فردی بگوید من تنهایم، یعنی واقعاً تنهاست، اما اگر کسی احساس تنهایی بکند، دنیایی آدم هم در اطرافش باشند، احساس تنهایی می‌کند. من احساس تنهایی می‌کردم. خانواده‌ی خوبی داشتم، اما یک ازدواج ناموفق داشتم. من در سن سیزده سالگی مجبور به ازدواج شدم، در حالی که هیچ علاقه‌ای به این ازدواج نداشتم.

در واقع کودک‌–‌همسر بودی؟

دقیقاً. من در سیزده سالگی با کسی نامزد کردم که هیچ علاقه‌ای به او نداشتم. او پسرخاله‌ی من بود و هیچ احساسی به او نداشتم. نمی‌خواهم وارد جزییات این ازدواج شوم، اما همین موضوع باعث شد من روزبه‌روز افسرده‌تر شوم.

ترک تحصیل کردی؟

بله، ترک تحصیل کردم. احساس افسردگی می‌کردم و افسرده شدم. کودکی من در آن سن مُرد. من در کوچه بازی می‌کردم که نامزد شدم و این اتفاق منجر به این شد که برای درمان افسردگی‌ام به دکتر بروم و داروهای اعصاب از جمله ترامادول مصرف کنم. شروع بیماری من از آن زمان بود. این بیماری در وجودم بود، اما در این نقطه به آن جرقه‌ای خورد و شعله‌ور شد. از قرص‌های اعصاب شروع شد و مدام دُز داروها را زیاد می‌کردم. پس از آن به سیگار رسید. سیگار‌کشیدن هم به مصرف مواد مخدر رسید. مصرف مواد حالم را خوب می‌کرد. من را از دنیا رها می‌کرد و همه‌چیز را فراموش می‌کردم. دیگر شوهرم را نمی‌دیدم. رفت‌‌وآمدش را نمی‌فهمیدم. دیگر مواد به من مزه کرده بود و همین باعث شد زندگی‌ام به باد برود. تا دو سال کسی از خانواده‌ی من نمی‌دانست که من مصرف می‌کنم. در ابتدا بلد هم نبودم و خیلی طول کشید تا نحوه‌ی مصرف را یاد بگیرم. روزبه‌روز لاغرتر و عصبی‌تر می‌شدم. گوشه‌گیر شده بودم و بیش‌تر در خواب بودم. پس از دو سال به نقطه‌ای رسیدم که احساس می‌کردم دنیا به آخر رسیده. همین شد که تصمیم گرفتم به یکی بگویم که من مصرف می‌کنم و به برادر کوچک‌ترم گفتم و هیچ‌وقت یادم نمی‌رود که بعد از شنیدنش به کانتر آشپزخانه تکیه داد و گفت «کمرم را شکستی»؛ چون اصلاً فکر نمی‌کردند که من روزی مواد به دست بگیرم. از همان‌جا رسواشدن من شروع شد.

واکنش شوهرت به این موضوع چه بود؟

او برعکس من، عاشقم بود، اما زندگی‌کردن را بلد نبود. او بلد نبود ابراز محبت کند و دوست‌داشتنش را نشان دهد. خانواده‌ام خیلی تلاش کردند که من ترک کنم، اما از هرویین به سمت کراک رفتم و از کراک به شیشه رسیدم و از شیشه دوباره به هرویین و شیشه و فرص رسیدم و در نهایت، طلاق گرفتم و دربه‌دری‌هایم بعد از جدایی شروع شد. من خیلی دوست داشتم جدا شوم، اما این شکل از جدایی خیلی بد بود.

چرا پیش خانواده‌ات برنگشتی؟

چون نمی‌گذاشتند مصرف کنم. من یک مدت با خانواده‌ام بودم، اما در محدودیت شدیدی بودم و در اوج بیماری و نمی‌توانستم ترک کنم و ضربه‌هایی که خورده بودم، مرا خیلی اذیت می‌کرد؛ در نهایت وقتی دیدم در خانه خیلی اذیت می‌شوم، از خانه رفتم و دیگر برنگشتم. از همان‌زمان دربه‌دری و آوارگی من شروع شد و نه سال ادامه داشت. سختی‌ها و تنهایی‌های کارتن‌خوابی خیلی به من فشار آورده بودند. یک روز قبل از این‌که به «طلوع» بیایم، برایم اتفاق بدی افتاد و خسته بودم. من نصف شب گریه می‌کردم، فریاد می‌زدم و از خدا کمک می‌خواستم. من دختر غُدی بودم و نمی‌خواستم زیر پرچم کسی بروم و همین باعث می‌شد بیش‌تر اذیت شوم. من در بیابان کارتن‌خوابی می‌کردم و پاتوقم دور از بقیه‌ی کارتن‌خواب‌ها بود و غالباً تنها بودم. من زیاد کتک خورده بودم، اما آن شب حال عجیبی داشتم و دلم از همه شکسته بود. از خدا دلم شکسته بود و فقط خواستم که تمامش کند. من فریاد می‌زدم و به خدا می‌گفتم: «من بد؛ تو چرا؟ می‌خواهی بکشی و ببری هم مرا راحت ببر.» در آن حال ناگهان یادم افتاد که فردا سه‌شنبه است و «طلوع» برای پخش غذا می‌آید. با خودم گفتم من که می‌خواهم بمیرم، فقط بروم یک‌جا که سقفی داشته باشد و بتوانم زیر سقف بمیرم. یاد مادرم افتاده بودم و دلم برایش خیلی تنگ شده بود. نه سال بود او را ندیده بودم. خیلی دل‌تنگ بودم و گفتم حداقل جنازه‌ام را از زیرسقف تحویل بگیرد. من از زنده‌ماندن ناامید بودم و آن‌قدر دردم شدید بود که می‌گفتم نفس بعدی زنده نخواهم بود. گفتم اگر تا فردا شب زنده ماندم، با بچه‌های «طلوع» می‌روم که اگر مردم هم آن‌جا بمیرم. این اولین بار بود که من جنس داشتم، اما از ظهر سه‌شنبه نکشیدم که شب با بچه‌های «طلوع» بروم. شش یا هفت گِرم جنس در جیبم بود، اما نکشیدم. شب بچه‌های «طلوع» آمدند و من خودم را کشان‌کشان به پاتوق رساندم. از یک طرف درد خماری بود و از طرف دیگر درد کتک‌هایی که خورده بودم. من به هیچ‌کس هم نگفته بودم کتک خورده‌ام و فکر می‌کردند از درد خماری است. من آمدم، اما نمردم و زنده ماندم.

همان شب به «طلوع» آمدی؟

بله. بچه‌های «طلوع» من را می‌شناختند و اول راضی نمی‌شدند که من را با خودشان بیاورند. شش ماه بود که بچه‌های «طلوع» در کرج دنبال من می‌گشتند، اما من تمام این مدت خودم را مخفی می‌کردم، غذا هم نمی‌گرفتم. آن‌ها از بچه‌ها می‌پرسیدند که سمانه‌مان کجاست؟ من نمی‌خواستم بیایم و خودم را مخفی می‌کردم. از خماری و چارچوب می‌ترسیدم و اعتماد نداشتم و به همین دلیل خودم را مخفی می‌کردم. آن‌ شب یکی از بچه‌های «طلوع» وقتی مرا دید، با تعجب پرسید: «سمانه! معلوم است کجایی؟» من گفتم: «می‌خواهم بیایم.» گفت: «مطمئنی؟» او فکر کرد من جنس ندارم که می‌خواهم بیایم، اما دید که دارم جنس‌هایم را بین بچه‌ها پخش می‌کنم. دستم را گرفت و گفت: «توی راه اگر خمار بشوی، من برایت جنس نمی‌خرم.» من در جوابش گفتم: «ولم کن بابا! من از ظهر جنس دارم و نمی‌کشم.» من همان‌شب آمدم و تا الان ماندم. هیچ امیدی برای حتی ده دقیقه بعدم نداشتم. یک روز را که پشت سر می‌گذاشتم، با خودم می‌گفتم امروز هم گذشت؛ ببینم فردا هم زنده می‌مانم یا نه. روز ششم بود که دیگر از زیر پتو بیرون آمده بودم و به اتاق فیزیک رفتم و دیدم بچه‌ها در حال دعاخواندنند. بعد از آن‌که دعایشان تمام شد، در حالی که پتو را دور خودم پیچیده بودم، گفتم می‌شود یک آهنگ بگذارید و بچه‌ها برایم آهنگ گذاشتند و من با آن حال نزارم کمی رقصیدم. بعد از رقصیدنم چندتا از بچه‌ها مرا بغل کردند و گفتند: «سمانه، ما فکر می‌کردیم تو یا می‌میری یا می‌روی.» این اولین نقطه‌ی خوشحالی من بود. از روز هفتم کم‌کم حالم بهتر شد و روز دوازدهم دیگر سرپا شده بودم. از روز دوازده من به آشپزخانه رفتم و مشغول کارکردن شدم. این برای من یک معجزه بود. اعتمادی که «طلوع» به من کرد، بال پرواز من بود.

این همان‌چیزی است که بسیاری از آن محرومند؟

بله، دقیقاً. من کاری کرده بودم که اعتماد را از خودم گرفته بودم، چه برسد به دیگران و خانواده‌ام! من اعتماد را از خانواده‌ام گرفته بودم و به آن‌ها حق می‌دهم، اما دست خودم نبود. من راه ترک‌کردن را بلد بودم، اما درترک‌ماندن را بلد نبودم؛ در واقع موضوع برای من شبیه یک مسئله بود که جوابش را بلد بودم، اما راه‌حل رسیدن به جواب را بلد نبودم. «طلوع» راه‌حل به‌جواب‌رسیدن را به من داد. مواد نه‌تنها از جسم من پاک شد، بلکه آن‌ها شروع کردند با روان و مغزم هم کار کردند. من در «طلوع» دوباره ازدواج کردم.

با چه کسی ازدواج کردی؟

با یکی از همین بچه‌های «طلوع»؛ من عاشقش شدم. یکی از مهم‌ترین دلایلی که در «طلوع» ماندم، این بود که عاشق شدم.

بعد از چه مدتی عاشق شدی؟

در دو ماه پاکی بودم. حسی را که به سعید، همسرم داشتم، به جرئت می‌توانم بگویم تا به حال تجربه نکرده بودم. نه این‌که بگویم کسی را دوست نداشتم، اما این حس را تجربه نکرده بودم. من در سفر، یکی از سفرهایی که با «طلوع» رفتم، سعید را دیدم و همان‌جا عاشقش شدم. سعید در آن‌زمان در دو سال پاکی بود. زمانی که خواستیم دوستی‌مان را شروع کنیم، سعید به من گفت که «اگر می‌خواهی با هم باشیم، باید سیگارت را ترک کنی.» این خواسته برای من عجیب و سخت‌تر از مواد بود، زیرا من سیگار را جایگزین مواد کرده بودم و تمام خلاء‌ها را با سیگار پُر می‌کردم. زمانی که سعید این حرف را به من زد، سیگار دستم بود و مدل حرف‌زدنش به من بر خورد. او با مغز من بازی کرد و اول گفت من شرطی دارم، اما ولش کن؛ تو نمی‌توانی و من هی می‌گفتم حالا تو بگو و در نهایت گفت باید سیگار را ترک کنی. من پوزخندی زدم و گفتم: «مواد را با آن عظمت کنار گذاشتم؛ سیگار که چیزی نیست. از فردا ترک می‌کنم.» اما سعید گفت نه، از همین الان باید آن سیگار را خاموش کنی. آن زمان علاقه‌ی من به اندازه‌ی امروز نبود، اما یک نیروی عجیب بود که از همان لحظه سیگار را خاموش کردم و تا امروز دیگر روشن نکردم و فاصله‌ی پاکی مواد و سیگار من دو ماه است. نزدیک به دو سال از پاکی من و چهار سال از پاکی سعید گذشته بود که ما ازدواج کردیم. ۱۹ اردیبهشت سالگرد ازدواج ماست و ما در «طلوع» عروسی بزرگی گرفتیم که بیش از هزار نفر مهمان داشتیم و من برای کسی که دوستش داشتم، لباس عروس پوشیده بودم. سعید خیلی چیزها به من یاد داد و دومین دلیل پاک‌ماندن من شد. اولین دلیلم نفس کشیدنم بود؛ بعد از ازدواجم برای من یک اتفاق خیلی بزرگ افتاد و آن هم وارد‌شدن من به دنیای ورزش و دنیای کاراته بود.

چطور وارد دنیا ورزش شدی؟

یک داوطلب به نام نسرین حیدرنژاد به «طلوع» آمد که الان مربی ماست و من عاشقانه دوستش دارم. من همیشه به او می‌گویم که «با آمدنت به زندگیم مسیر زندگیم را عوض کردی». همه‌چیز از یک تفریح شروع شد. او داوطلب و مربی کاراته بود. من در آن‌زمان تازه ازدواج کرده بودم و کارمند «طلوع» (دفتردار سرای مهر) بودم. صبح به مؤسسه می‌آمدم و عصر به خانه برمی‌گشتم. نسرین حیدرنژاد به «طلوع» آمد و مربی آموزش به دختران نوجوانمان شد. دو ماهی از آمدنش گذشته بود که من به او گفتم «من هم می‌خواهم به کلاست بیایم و کاراته یاد بگیرم». من از کودکی به ورزش‌های رزمی علاقه داشتم، اما هیچ پیش‌زمینه‌ای در ذهنم نداشتم که به عنوان یک ورزش حرفه‌ای وارد آن شوم، زیرا من در سن سی‌وپنج سالگی تازه شروع کرده بودم و الان سه سال از آن روز گذشته. من اصلاً فکر نمی‌کردم کاراته را به صورت جدی شروع کنم. او هم گفت بیا و اولش با یک شوخی و بازی شروع شد.

تو هم در همان کلاسی بودی که دخترهای نوجوان بودند؟

بله در همان کلاس بودم. آن‌ها دو ماه بود که شروع کرده بودند و من تازه به آن‌ها پیوسته بودم. اولین جرقه‌ای که در کاراته به من خورد، زمانی بود که در باشگاه کیسه زدم. اولین مشتی که به کیسه زدم، بغض کردم. تمام بدبختی‌هایم و تمام کتک‌هایی که برای مواد در زمان دربه‌دری خوردم، جلوی چشمم آمد. تمام حق‌هایی را که از من گرفته شد و نتوانستم هیچ کاری بکنم، جلوی چشمانم دیدم و باعث شد مشت دوم و سوم را محکم‌تر بزنم. بعد فهمیدم در این ضربه‌زدن به کیسه و دویدن چیزی نهفته است. من یک روز به خاطر مواد در کوچه، پس‌کوچه‌های خیابان می‌دویدم که به مواد برسم و حالا برای سلامتی خودم دور باشگاه می‌دوم. این دو با هم خیلی فرق دارند.

اولین مدال را چه زمانی گرفتی؟

من بعد از دو ماه کارکردن با کمربند قرمز، مقام اول استان تهران را به دست آوردم. انقلابی در وجود من به وجود آمد و کاراته برایم هدف بزرگی شد که به دنیا ثابت کنم سن فقط یک عدد است و از هرکجا شروع کنی، زندگی برایت آغازی دوباره است و به سِنت نگاه نکن. در تمام این مدت در مسابقات مختلف مقام‌های اول و دوم را می‌آوردم و یک بار هم در مسابقات کشوری مقام سوم را آوردم. اخیراً هم برای بار دوم در مسابقات کشوری مقام سوم را آوردم. من خودم هنوز باور نمی‌کنم که ملی‌پوش شدم و قرار است خردادماه برای مسابقات به اسپانیا بروم. این بزرگ‌ترین اتفاق برای من است که با آن به دنیا ثابت می‌کنم که یک روز بدنم برای مواد کبود می‌شد و حالا برای مقام کبود می‌شود. من در تمریناتم کبود می‌شوم و این طبیعی است، اما برای من طور دیگری معنی می‌شدند. سمانه پنج سال پیش در خیابان‌ها برای مواد کبود می‌شد و از هر کس و ناکسی کتک می‌خورد و به خاطر مواد لگد می‌خورد، اما الان کبود می‌شود و لگد می‌خورد که مقام به دست بیاورد؛ آن هم مقام جهانی. مهم نیست که من چه مقامی می‌آورم، اما حضور من در آن مسابقات معجزه است. الان خانواده‌ام به من افتخار می‌کند و من با تغییر خودم دنیا را تغییر دادم.

اولین‌بار چه زمانی دوباره به سمت خانواده‌ات رفتی؟

من می‌دانستم که ممکن است از طرف آن‌ها طرد شوم و می‌خواستم در نقطه‌ای به سمت آن‌ها بروم که تحمل طرد‌شدن را داشته باشم و این موضوع باعث نشود که دوباره به سمت مواد بروم. زمانی که به نقطه‌ای رسیدم که دیدم می‌توانم طاقت بیاورم و خودم را به آن‌ها ثابت کنم، به سمتشان رفتم. در سال سوم پاکی بودم که دنبال خانواده‌ام رفتم و با آن‌ها صحبت کردم. حالا با آن‌ها ارتباط مستمر دارم و هم‌دیگر را عاشقانه دوست داریم.

در ادامه مصاحبه‌ی خط صلح با لیلا را می‌خوانید:

لطفاً کمی به ما درباره‌ی خودت بگو. دختری که الان روبه‌روی من نشسته، خودش را چگونه ساخته؟

من لیلا هستم و هجده سال دارم. روزی که به این‌جا آمدم، هفده سالم بود. بیش از یک سال است که من در «طلوع» زندگی می‌کنم. من این‌جا خیلی چیزها یاد گرفتم. من واقعاً نمی‌دانستم دلیل زندگی‌کردنم چیست؛ زیرا پدر و مادر من مصرف‌کننده بودند و یک آدم مصرف‌کننده هیچ محبتی ندارد. مادر من زمین‌گیر بود و بیش از دو سال است که فوت کرده. پس از فوت مادرم زندگی ما از هم پاشید.

چند خواهر و برادر داری؟

من دو تا خواهر و یک برادر دارم.

تو آخرین فرزند خانواده‌ای؟

من دومی‌ام. بعد از فوت مادرم من فقط قرص می‌خوردم که بخوابم و غرغرهای پدرم را نشونم. پدرم به من همه‌جور بی‌احترامی می‌کرد و من نمی‌توانستم خودم و اعصابم را کنترل کنم؛ در نتیجه‌ی همین مسائل بود که من شروع به مصرف مواد کردم. مصرف من قرص بود. چِت می‌کردم و مشروب هم می‌خوردم. من نمی‌دانستم چرا این‌کارها را می‌کنم، ولی می‌دانستم که این‌ها من را آرام می‌کند. رفتارهای پدرم باعث شد که من از خانه فرار کنم؛ البته او هم دست خودش نبود.

خشونت فیزیکی هم داشت؟

نه، این را نداشت، اما جوری با آدم برخورد می‌کرد که از زندگی‌کردن زده می‌شدم. من شب‌های زیادی در اتاقم خودزنی می‌کردم. با این‌که روی قرص بودم، اما انگار وقتی قرص می‌خوردم هم بیش‌تر احساساتی می‌شدم و مدام به این فکر می‌کردم که چرا بقیه‌ی دخترها جور دیگری زندگی می‌کنند و من این‌جوری. بعد از یک مدت که من از خانه رفته بودم، به من خبر رساندند که پدرم می‌خواهد ما را به بهزیستی ببرد. من هفده‌ساله بودم و وقتی هجده سالم می‌شد، بهزیستی دیگر از من نگهداری نمی‌کرد. به همین دلیل ما به دادگاه رفتیم و از پدرم شکایت کردیم و بعد از آن احضاریه آمد که باید همگی به دادگاه برویم.

خواهر و برادرت چه سن‌‌وسالی دارند؟

یکی از خواهرهایم سیزده سالش است و برادرم نه‌ساله است.

در دادگاه چه اتفاقی افتاد؟

دادگاه به ما گفت این دو و من باید به بهزیستی برویم. من به قاضی گفتم شما می‌دانید که بعد از هجده سالگی بهزیستی من را قبول نمی‌کند. من بعد از فرارم از خانه آسیب‌های زیادی دیده بودم و بلاهای زیادی سرم آمده بود. کتک‌های زیادی خوردم و خیلی جاها خوابیدم که نباید می‌خوابیدم. خیلی شکسته شده بودم و خودم را شبیه پسرها کرده بودم که سمت من نیایند و به من حسی نداشته باشند. خیلی سخت بود که خِفت می‌شدم. در سن پانزده‌ــ‌شانزده سالگی چیزی نمی‌فهمیدم. قاضی مؤسسه‌ی «طلوع» را به ما معرفی کرد و گفت از این‌جا فرار نکن. قاضی گفت این‌جا تو را به زور نگه نمی‌دارند، اما تو نباید فرار کنی. من تا لحظه‌ای که به این‌جا بیایم، فکر می‌کردم این‌جا قرار است از من سوءاستفاده کنند، زیرا ما در جامعه‌ی خرابی زندگی می‌کنیم و احساس می‌کردم همه می‌خواهند از من سوءاستفاده کنند. من با یک نفر دوست بودم که او از من سوءاستفاده کرد، با رفیق‌هایش از من سوءاستفاده کرد و خیلی از من سوءاستفاده شده بود. من فکر می‌کردم امکان ندارد چنین جایی برای دختتران بسازند و از آن‌ها سوءاستفاده نکنند.

وقتی به «طلوع» آمدی چه شرایطی داشتی؟

من با ترس می‌خوابیدم و وقتی هم به این‌جا آمدم، اتاق را که به من نشان دادند، تختم را نزدیک درِ ورودی اتاق انتخاب کردم و پیش خودم گفتم اگر اتفاقی افتاد، نزدیک در باشم که بتوانم فرار کنم. من هوشیار می‌خوابیدم؛ پنج صبح می‌خوابیدم و خیلی می‌ترسیدم. تا دو ماه اول شرایطم این‌گونه بود و کاری نمی‌کردم؛ حتی پدرم این‌جا آمد و ترک کرد و اخلاقش عوض شد و تغییرات زیادی کرد. من سختی زیادی کشیدم، ولی رسیدم.

چطور به سمت ورزش رفتی؟

من نمی‌توانستم از این‌جا بیرون بروم. می‌ترسیدم و به همین دلیل هم تصمیم گرفتم به باشگاه بروم که بیرون را ببینم. فقط می‌خواستم بیرون را ببینم، اما به باشگاه رفتم و خوشم آمد و دودستی این فرصت را چسبیدم و ورزش می‌کردم. بعد از مدتی به من گفتند باید برای مسابقه آماده شوم و من گفتم نمی‌روم، زیرا می‌ترسیدم، اما بالاخره به اصرار برای مسابقه استان تهران آماده شدم و رفتم و مقام اول را آوردم. بعد از آن گفتند باید در مسابقات کشوری شرکت کنیم که بهمن‌ماه سال گذشته برگزار شد و من آن‌جا هم مقام اول را کسب کردم و قرار است به مسابقات جهانی در اسپانیا برویم و الان من خیلی خوشحالم که زندگی‌ای‌ که در آن نمی‌دانستم چه کار می‌کنم و برای چه زنده‌ام، تغییر کرده و راهم را پیدا کرده‌ام. الان من الگوی خواهرم می‌شوم.

خواهرت این‌جا کنار خودت است؟

بله. برادرم هم یک رشته‌ی ورزشی را انتخاب کرده و با این‌که نه سالش است، اما برنامه‌ی درسی دارد و زندگی می‌کند. این‌جا به ما یاد داد که چگونه زندگی کنیم. ما نمی‌دانستیم چرا باید زندگی کنیم. برادر من در هفت سالگی مادرش را از دست داد و از چهار سال قبل از آن هم مادرم زمین‌گیر بود و او اصلاً حس مادری را تجربه نکرده.

بقیه‌ی بچه‌ها چطور؟ خودت چطور؟ حس مادر‌داشتن را تجربه کردی؟

شاید ما هم تجربه نکردیم، زیرا به دلیل مصرفی که داشت، احساساتش را از دست داده بود. من خودم وقتی قرص می‌خوردم، نسبت به هیچ‌کس احساس نداشتم. مصرف احساسات آدم را از بین می‌برد. این خیلی بد است. زندگی آدم‌ها را خراب می‌کند. پدرم هرگز به من نگفته بود «دوستت دارم»، اما وقتی ترک کرد، اولین جمله‌ای که بعد از دیدنم به من گفت، همین جمله بود. این برایم حس خیلی حوبی بود و در این هجده سال هیچ‌وقت آن را تجربه نکرده بودم. پدرم هرگز من را بغل نکرده بود. من برخلاف دیگر خواهرهایم به شدت بابایی بودم.

الان پدرت کجاست؟

پدرم از این مرکز رفت و من ضربه‌ی شدیدی خوردم. من چنان حالم بد می‌شد که اورژانس می‌آمد و به بیمارستان منتقل می‌شدم. به این بهانه که می‌خواهم کار کنم، رفت و الان مسئله‌ای برایش پیش آمده که باید پنج سال به زندان برود. من از این موضوع به شدت ناراحتم و نمی‌دانم باید چه کار کنم. با این‌که می‌گویم کار خودش بوده، اما سخت است. الان من در شرایطی‌ام که باید به طور کامل روی مسابقاتم تمرکز داشته باشم، اما همیشه یک گوشه‌ی ذهنم درگیر پدرم است و این موضوع من را خیلی اذیت می‌کند. روزها برایم سخت می‌‌گذرد.

جدابودن تو و خواهرت از برادرت که در مرکز دیگری نگهداری می‌شود، سخت نبود؟

اوایلش برادرم خیلی بی‌تابی می‌کرد. به خاطر من و پدرم خیلی بی‌تابی می‌کرد، اما الان خیلی بهتر شده. الان هیچ مشکلی نداریم، زیرا ما هم‌دیگر را می‌بینیم و من خوشحالم که راهش را به درستی می‌رود. برنامه‌ی تحصیلی و ورزشی دارد و درس می‌خواند و حتی برای خواهرم هم همین‌طور است. او هم کاراته را می‌آید. ما بیرون این‌جا زندگی نداشتیم. نمی‌دانستیم چی بخوریم، چی بپوشیم و فقط به فکر این بودیم که بیرون برویم زیرا تحمل خانه را نداشتیم. شما پایتان را در آن خانه می‌گذاشتید، نمی‌توانستید زندگی کنید.

خانه‌ی شما چه شکلی بود؟

باران که می‌آمد، ما سقف خانه را با پلاستیک می‌بستیم. من دوست ندارم کسی را مقصر کنم. اعتیاد یک بیماری است و من این را درک می‌کنم که افراد نادانسته در آن می‌افتند، اما شروع شد و ما را از بین برد؛ اما آدم باید خودش اراده کند و من اراده کردم.

چطور این کار را کردی؟

من آدمی نبودم که یک‌جا بند شوم. پدرم مرا در خانه نگه می‌داشت و من در می‌رفتم، اما من این‌جا که آمدم، خودم خواستم که بسازم و اگر خودت بخواهی می‌سازی.

این یک حقیقت است که عوامل زیادی مانند نبود پذیرش اجتماعی باعث می‌شود افراد مصرف‌کننده، مصرف‌کننده باقی بمانند و خواست بازگشت به زندگی عادی در آن‌ها از بین می‌رود. تو این جمله را تأیید می‌کنی یا فکر می‌کنی درست نیست و افراد مصرف‌کننده می‌خواهند شرایط جدید داشته باشند، اما نمی‌توانند؟

من این جمله را قبول دارم. بسیاری از افراد مصرف‌کننده می‌خواهند خودشان را با مواد نابود کنند. آن‌ها می‌دانند که می‌توانند مواد را کنار بگذارند؛ فرصتش را هم دارند، اما نمی‌خواهند.

این نخواستنی که می‌گویی از چه چیزی نشئت می‌گیرد؟

ناامیدی. من از بی‌کسی و ناامیدی به این می‌رسیدم که چرا باید ترک کنم. برای چه کسی باید ترک کنم؟ آن‌ها خودشان را نمی‌بینند و به نظر من آدم اول باید خودش را ببیند و بشناسد و درک کند. فرصت و موقعیت وجود دارد، اما خواست ماست که ادامه‌ی راه را مشخص می‌کند.

No responses yet

May 19 2022

اعتراضات مردمی؛ در فارسان «دست‌کم یک نفر کشته شد»؛ قطع اینترنت در چند شهر خوزستان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,اقتصادی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,کامپیوتر و اینترنت

رادیوفردا: یک فعال مدنی ساکن فارسان، از توابع چهارمحال و بختیاری، روز چهارشنبه ۲۸ اردیبهشت گفت که به رغم جو امنیتی حاکم و شلیک مستقیم گلوله به معترضان توسط نیروهای امنیتی و قطع کامل اینترنت، اعتراضات مردمی پراکنده در این شهرستان همچنان ادامه دارد.

در همین حال گزارش‌ها در شبکه‌های اجتماعی حاکی از آن است که ارتباط اینترنتی در دست‌کم چند شهر استان خوزستان هم‌چنان قطع است یا با کندی همراه است. در پیام‌های اکانت «۱۵۰۰ تصویر» در این باره به شهرهای مسجدسلیمان، ایذه و ماهشهر اشاره شده است.

به دلیل این که رسانه‌های رسمی و همگانی در ایران این گونه اخبار را پوشش نمی‌دهند یا از پوشش آن منع شده‌اند، رادیوفردا قادر به تایید مستقل این اخبار و گزارش‌ها نیست.

فعال مدنی ساکن فارسان که نامش فاش نشده است، در گفت‌وگو با پایگاه خبری-تحلیلی «امتداد» تصریح کرد که اعتراضات مردمی در فارسان از شامگاه ۲۳ اردیبهشت در مرکز شهر آغاز شد و ظرف دقایقی کوتاه، نیروهای پلیس و یگان ویژه با یورش به محل تجمعات با معترضان درگیر شدند.

به گفته این شاهد عینی، اعتراضات در ادامه از «شلیک گاز اشک‌آور توسط نیروهای امنیتی به شلیک مستقیم گلوله کشیده شد» و «یک معترض که از ناحیه سر هدف اصابت گلوله قرار گرفته بود، هم‌اکنون در بخش مراقبت‌های ویژه در اغما به سر می‌برد».

همچنین تجمعات اعتراضی در بخش باباحیدر در فارسان نیز منجر به کشته شدن یکی از معترضان شد اما تاکنون «از تحویل جنازه به خانواده فرد جان‌باخته امتناع شده است».

بر اساس این گزارش، چند تن دیگر از معترضان نیز از ناحیه کتف و یا نقاط مختلف توسط ماموران امنیتی هدف شلیک مستقیم قرار گرفتند و به دلیل شدت جراحات به مراکز درمانی منتقل شده‌اند.

این منبع می‌گوید که هنوز از وضعیت بازداشت‌شدگان این شهرستان اطلاعی در دست نیست.

پایگاه خبری امتداد به نقل از این منبع نوشت که یک روز پیش از آغاز اعتراضات در بخش «جونقان»، تجمعات اعتراضی شکل گرفته بود و «یکی از مراکز بسیج دچار حریق شد» اما در رسانه‌های حکومتی بازتاب نداشت.

از نگاه شما- تجمع اعتراضی اهالی #چلیچه، در نزدیکی #جونقان. بر اساس ویدئویی که در اینستاگرام ۱۵۰۰ تصویر منتشر شده، گفته می‌شود شماری از مردم اهل چلیچه در اعتراض به گرانی و در حمایت از تجمعات اعتراضی شهروندان در جونقان به خیابان‌ها آمدند. چهارمحال و بختیاری، ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۱ pic.twitter.com/OlUpvBH5ic

— RadioFarda‌|‌راديو فردا (@RadioFarda_) May 13, 2022

جونقان در شهرستان فارسان از کانون‌های اعتراضات در روزهای اخیر بوده است. با این حال، رسانه‌های وابسته و یا نزدیک به حکومت، هیچ پوشش خبری از اعتراض‌های مردمی ندارند و اکثر مسئولان محلی و نمایندگان مجلس نیز سخنی در مورد این اعتراض‌ها نمی‌گویند و یا سعی در کم‌اهمیت جلوه دادن آن‌ها دارند.

جرقه اعتراضات اخیر از نیمه اردیبهشت امسال در پی اعلام رسمی گران شدن نان و سهمیه‌بندی آن و افزایش چندبرابری قیمت مواد غذایی در شماری از شهرهای خوزستان زده شد و به استان‌های دیگر کشیده شد.

تازه‌ترین ویدئوهای ارسالی به رادیوفردا نشان می‌دهد که شهر گلپایگان نیز به شهرهای درگیر اعتراضات پیوسته و به این ترتیب دامنه اعتراضات از استان‌های غربی به استان اصفهان در مرکز کشور گسترش یافته است.

معترضان در این ویدئوها شعارهایی علیه رهبر جمهوری اسلامی و رئیس‌جمهوری ایران سر می‌دهند، از جمله «خامنه‌ای قاتله، حکومتش باطله»، «رئیسی حیا کن، مملکتو رها کن» و همچنین شعار «رضا شاه، روحت شاد».

در روزهای گذشته همچنین ویدئوهای متعددی از زخمی و حتی کشته شدن شهروندان معترض با گلوله‌های جنگی و ساچمه‌ای در شهرهای مختلف منتشر شده بود.

هنوز مشخص نیست این اعتراضات چه تعداد کشته بر جای گذاشته و تنها در یک مورد نماینده شهر دزفول در استان خوزستان کشته شدن یک نفر را در این شهر تایید کرده است.

نقطه مشترک سرکوب اعتراض‌ها در تمامی این شهرها، قطع شدن اینترنت از سوی حکومت است تا امکان اطلاع‌رسانی معترضان به حداقل برسد.
با استفاده از کانال تلگرامی امتداد، توئیتر و گزارش‌های رادیوفردا/ آ.ت/ ک.ر

No responses yet

May 15 2022

سرکوب اعتراضات در ایران؛ انتشار فایل صوتی تایید کشته‌شدن یک معترض؛ قالیباف و رئیسی دیدار کردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,اقتصادی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,دزدی‌های رژیم,سیاسی,شورش,فساد,فقر,ملای حیله‌گر,یارانه

بی‌بی‌سی: مزمان با ادامه سرکوب تظاهرات در شهرهای مختلف ایران در اعتراض به گرانی، خبرگزاری ایلنا فایل صوتی اظهارات نماینده دزفول درباره تایید کشته‌ شدن یک معترض را منتشر کرده است. در خبری دیگر، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، که پیشتر انتقادی کم‌سابقه از دولت را مطرح کرده بود، با ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور، دیدار کرده است.

در یک هفته گذشته، به دنبال فشارهای سیاسی، گرانی‌ها و کمبود کالاهای اساسی، اعتراضات صنفی و سیاسی در ایران شدت گرفته است. اما وزارت صنایع، معادن و تجارت (“صمت”)، با تاکید بر موضع دولت اعلام کرده که یارانه نقدی حذف خواهد شد و مردم به جای آن کالا، دریافت می‌کنند.

براساس گزارش‌ها اعتراضات در نقاط مختلف ایران با واکنش نیروهای امنیتی و استقرار واحدهای ضد شورش در شهرهای ناآرام همراه شده است و در این خصوص تا کنون گزارش‌هایی هم از بازداشت‌های گسترده، تیراندازی و کشته‌شدن معترضان منتشر شده است.
انتشار فایل صوتی تایید کشته‌شدن یک نفر؛ سکوت رسانه‌های داخلی

احمد آوایی، نماینده دزفول در مجلس ایران که روز گذشته تایید کرده بود یک نفر در تظاهرات اعتراضی در اندیمشک کشته شده، امروز این خبر را تکذیب کرده است. اما خبرگزاری کار ایران، ایلنا، در واکنش به این تکذیبه، فایل صوتی این نماینده مجلس را که درباره این فرد کشته شده سخن می‌گوید، منتشر کرده است.

آقای آوایی در اظهارات تکذیبیه خود گفته مصاحبه‌اش با خبرگزاری ایلنا “تحریف‌شده و نادقیق مخابره شده است”.

احمد آوایی گفت: “هیچ تأییدی درباره تلفات و یا کشته شدن شهروند یا معترضی نداشتم و فقط با اشاره به برخی مدعیات که در فضای مجازی مطرح می شود، تاکید کردم که باید ابهامات مطرح رفع شود”.

خبرگزاری‌ ایلنا در واکنش به این سخنان، فایل صوتی مصاحبه با او را منتشر کرده است.
همزمان اما خبرگزاری‌های عمده داخلی در ایران و روزنامه‌های اصلی درباره این اعتراضات سکوت کرده‌اند. پیشتر و در روز جمعه وزیر کشور ایران گفته بود که تنها چند “تجمع چند ده نفره” بوده که به گفته او با “تلاش فرماندهان انتظامی جمع شده” است. این در حالیست که براساس تازه‌ترین گزارش‌ها از ایران هنوز جو سنگین امنیتی در بسیاری از نقاط ادامه دارد.
علی نصیریان: روحیه مردم خوب نیست

در روزهای اخیر و همزمان با این تجمعات موضوع “نارضایتی عمومی” از وضعیت موجود در ایران و گرانی‌ها از سوی برخی از شخصیت‌های شناخته شده هم مطرح شده است.

در تازه‌ترین مورد، علی نصریان بازیگر سرشناس تئاتر و سینمای ایران دیشب در مراسم “جشن بازیگر” که با اجرای رقص و موسیقی و برنامه‌های طنز همراه بود گفت: “در چنین شرایطی نباید جشن بگیریم وقتی روحیه مردم ما خوب نیست، می‌توانستیم به جای اجرای موسیقی، با هم حرف بزنیم.”

او در این مراسم که شنبه، ۲۴ اردیبهشت در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر تهران برگزار شد گفت: “شرکت من در چنین مجالسی از حوصله و روحیه من در این روزگار خارج است و این روزها این گونه مراسم‌ها از حوصله مردم نیز خارج است چراکه روحیه آنان مناسب نیست.”

این بازیگر سرشناس درباره مراسم “شب بازیگر” گفت: “قصد انتقاد ندارم. برای این برنامه خیلی زحمت کشیده شده ولی هر چیزی جایی دارد. الان که مردم گرفتاری دارند، بهتر بود فقط با هم صحبت می کردیم. من به دعوت آقای راد به این مجلس آمدم ولی فقط بخش‌هایی مانند ارایه بیانیه خیلی خوب بود چون دردهای تئاتر را بیان کرد.”

در واکنش، ایرج راد، بازیگر و رئیس هیات مدیره خانه تئاتر توضیح داد که تعدادی از دیگر مهمانان این مراسم هم “به دلیل همان مشکلاتی” که علی نصیریان مطرح کرد، “تمایلی به حضور در این برنامه نداشتند.”

آقای راد درباره این مراسم گفت: “هدف ما گردهمایی بود. فکر کردیم به اندازه کافی غمگین بوده‌ایم ولی دست کم در یک شب کمی لطافت داشته باشیم و لا به لای این لطافت، حرف‌هایمان را بزنیم.”

پیشتر وریا غفوری، کاپیتان تیم فوتبال استقلال تهران، درباره اعتراض‌های مردم به گرانی گفته بود: “همیشه وقتی صحبت از مسائل اجتماعی و مدنی می‌شود، فوتبال دیگر اولویت من نیست و از جایگاهی که دارم باید استفاده کنم و زبان هوادارانی باشم که با هزار بدبختی بلیت تهیه می‌کنند و ما را تشویق می‌کنند.”

او پس از بازی دیروز تیم استقلال در جمع خبرنگاران گفته بود: “من نمی‌دانم مسئولین شرمنده نمی‌شوند این موقعیت و وضعیت را می‌بینند؟ امیدوارم مردم ما آنطور که لایقشان است زندگی کنند. عمر ما کوتاه است و این حق مردم ایران است که سعادتمند زندگی کنند.”

دو روز پیش هم جعفر پناهی، فیلمساز ایرانی، در صفحه اینستاگرام خود ویدئویی از اعترضات به گرانی‌ها را منتشر کرد و نوشت: “دلیل فقر و تنگدستی مردم، حکومت حاکمان نالایق است. وقتی فقرا قیام می کنند. حکام غارتگر تنها یک راه حل در آستین دارند و آن چیزی جز خشونت نیست.”

حذف یارانه و ارائه سبدکالایی

همزمان با این اعتراضات و تنش‌ها، وزارت “صمت” با تاکید بر موضع دولت گفته است که یارانه نقدی حذف و به جای آن سبد‌کالایی ارائه خواهد شد.

در همین ارتباط محمدصادق مفتح، قائم‌مقام وزیر صمت در امور بازرگانی، گفت: “ارائه سبد کالا در جبران افزایش قیمت‌ها مستلزم مقدماتی بود و به همین دلیل تصمیم گرفته شد که این کار با عجله انجام نشود و در ابتدا یارانه نقدی پرداخت و پس‌ از آن سبد کالایی ارائه شود”.

او در یک برنامه تلویزیونی گفت: “این تصور که برای کالابرگ یک کار سخت‌افزاری جدید مانند آنچه که در دهه ۶۰ داشتیم، انجام می‌شود؛ اشتباه است و به این شکل نخواهد بود”.

به گفته او برای ارائه کالابرگ (کوپن) حتما از زیرساخت‌های موجود مانند کارت‌بانکی استفاده خواهد شد.
قالیباف با رئیسی دیدار کرد

محمدباقر قالیباف،رئیس مجلس، که پیشتر و در انتقادی کم‌سابقه عملکرد دولت در موضوع آرد و ماکارونی را باعث نگرانی مردم عنوان کرده بود، امروز از جلسه سران قوا و همچنین دیدار با ابراهیم رئیسی خبر داد.

آقای قالیباف گفته است که روز گذشته باردیگر در رابطه با همین بحث با رییس جمهور جلسه‌ای داشته و تبادل نظر کرده است. وی تاکید کرده که این مسئله، “پیگیری” خواهد شد.

اعتراض‌ها به گرانی

اعتراض‌ها به گرانی و موضوعات مربوط به آن پس از آن شدت گرفت که دولت ایران از حدود دو هفته پیش، یارانه آرد را برای بعضی نانوایی‌ها و همه کارخانه‌های تولیدات مواد غذایی قطع کرد و در عین حال گزارش‌هایی از کمبود کالاهای اساسی منتشر شد.

در سال‌های اخیر، بارها اعتراض‌ها به گرانی یا کم‌آبی، با خشونت از طرف حکومت سرکوب شده است.

در آبان ۱۳۹۸، گرانی بنزین به اعتراض‌های گسترده‌ای دامن زد که با خشونت کم‌سابقه نیروهای نظامی و امنیتی روبه‌رو شد.

کوپن بحث اصلی دولت و مجلس

ماه‌هاست بحث اصلی مجلس و دولت بر سر این است که دولت چگونه ارز ۴۲۰۰ تومانی را، که دولت حسن روحانی به عنوان یارانه به بعضی از تولیدکنندگان می‌داد، حذف کند.

اواسط اسفندماه ۱۴۰۰، رحیم زارع، سخنگوی کمیسیون تلفیق بودجه مجلس ایران، گفته بود در بودجه سال ۱۴۰۱، مجلس به دولت اختیار داده بود در صورتی که می‌خواهد ارز ترجیحی را حذف یا کالایی را از فهرست اقلامی که دارای ارز ترجیحی است خارج کند، باید برای آن کالابرگ (کوپن) در نظر بگیرد.

روز (یکشنبه ۱۸ اردیبهشت) محمد باقر قالیباف، در نطق خود در مجلس با انتقاد شدید از ” تعیین ارز ۴۲۰۰ در دولت” حسن روحانی گفت: “درباره اصلاح اصل هدفمندکردن یارانه ارز ترجیحی همه اجماع دارند، اما درباره نحوه آن ما حرف‌های جدی داریم”.

آقای قالیباف، که تلویحا خطاب به ابراهیم رئیسی سخن می‌گفت، اضافه کرد: “مجلس در قانون بودجه ۱۴۰۱ تصویب کرده است عرضه کالاهای ضروری معیشتی با کالابرگ باید به قیمت شهریور ۱۴۰۰ باشد.”

No responses yet

May 14 2022

ایرنا دستگیری ۲۲ نفر در اعتراضات مردمی را تایید کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,اقتصادی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,شورش,فساد,فقر,ملای حیله‌گر

دویچه وله: همچنان فیلم‌هایی از اعتراضات به افزایش قیمت مواد غذایی در شهرهای مختلف ایران در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شود. ایرنا اما مدعی شده که اعتراضات پایان گرفته‌ و وضعیت عادی است، در عین حال دستگیری ۲۲ نفر را تایید کرده است.

همچنان فیلم‌هایی از اعتراضات به افزایش قیمت مواد غذایی در شهرهای مختلف ایران در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شود. ایرنا اما مدعی شده که اعتراضات پایان گرفته‌ و وضعیت عادی است، در عین حال دستگیری ۲۲ نفر را تایید کرده است.

خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، ایرنا، اعتراضات به افزایش قیمت مواد غذایی در شهرهای ایران را تایید کرد. این خبرگزاری دولتی روز جمعه طی گزارشی از “اعتراضات پراکنده در تعداد محدودی از شهرها”ی ایران خبر داده بود.

ایرنا نوشته بود که در شهرهای درود در استان لرستان، اندیمشک، ایذه و دزفول در خوزستان، یاسوج مرکز استان کهگیلویه و بویراحمد، شهرکرد و جونقان در چهار محال و بختیاری، خرم آباد، فارسان در استان چهارمحال و بختیاری و فشافویه در استان تهران مردم در اعتراض به گرانی مواد غذایی به خیابان‌ها رفته و در برخی مناطق به سوپرمارکت‌ها و مغازه‌ها حمله کرده‌اند.

خبرگزاری دولتی ایرنا وقوع اعتراضات مردمی در چندین شهر و نیز دستگیری شماری از معترضان را تأیید کرده، اما در عین حال مدعی "بازگشت آرامش" به این شهرها شده است. pic.twitter.com/q05C1xp2XE

— DW فارسی (@dw_persian) May 13, 2022

بر اساس این گزارش ۱۵ نفر در دزفول و ۷ نفر در یاسوج دستگیر شدند. همچنین در شهرستان ایذه یک مسجد به آتش کشیده شده است.

این در حالی است که در شبکه‌های اجتماعی ویدیوهایی منتشر شده که در آن صدای تیراندازی شنیده می‌شود. یکی از این ویدیوها منتسب به شهر بروجرد و دیگری منتسب به شهرستان فارسان در چهار محال و بختیاری است.

شهرهای مختلف ایران شاهد اعتراضات مردم علیه فشارهای اقتصادی و سیاسی بود. در جریان اعتراضات شعارهایی هم علیه علی خامنه‌ای و ابراهیم رئيسی سر داده شد. گزارش‌ها از شلیک هوایی، پرتاب گاز اشک‌آور و بازداشت ده‌ها معترض حکایت دارند. pic.twitter.com/mjER6BoSgm

— DW فارسی (@dw_persian) May 13, 2022

آرش صادقی، زندانی سیاسی سابق نیز ویدیویی از اعتراضات منتشر کرده که در آن صدای تیراندازی شنیده می‌شود و محل این ویدیو را شهر رشت اعلام کرده است.

هم اکنون #رشت
جو شدید امنیتی #اعتراضات_سراسری pic.twitter.com/RhYFxuEGEV

— Arash Sadeghi (@Arash_sadeghii) May 13, 2022

اکانت “رسانه سپیده‌دم” خبر داده که نیمه شب جمعه ۲۳ اردیبهشت، ماموران امنیتی با هجوم به منزل حبیب فدایی جونقانی که از او به نام یکی از “رهبران میدانی” اعتراضات جونقان در چهار محال و بختیاری نام برده شده، او و پسرش را بازداشت کرده‌اند.

نیمه شب گذشته،ماموران امنیتی با یورش به منزل شخصی‌ #حبیب_فدایی_جونقانی یکی از رهبران میدانی #اعتراضات_سراسری در استان چهارمحال و بختیاری، او را همراه چند تن از اعضای خانواده،بازداشت کرده و به مکان نامعلومی منتقل کرده‌اند
دختر حبیب فدایی جونقانی از مردم ایران درخواست حمایت می‌کند pic.twitter.com/sv0uDbfig9

— رسانه سپیده دم (@Sepidehdam_Tv) May 13, 2022

در حالی که در شبکه‌های اجتماعی فیلم‌هایی از هجوم مردم به فروشگاه‌های مواد غذایی منتشر شده، خبرگزاری ایرنا جمعه شب با انتشار فیلم‌هایی مدعی شده که در فروشگاه‌ها در شهرهای مختلف مواد غذایی به اندازه کافی وجود دارد و مردم در آرامش در حال خرید هستند.

No responses yet

Apr 22 2022

این هم از دستگل های شورای نگهبان: جزئیات ماجرای دستگیری برادر نماینده بروجرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,تقلب,دزدی‌های رژیم,سیاسی


فرارو: بررسی‌ها نشان می‌دهد که حمیدرضا مقصودی به‌اتهام فروش مال غیر به پنج سال حبس قطعی محکوم شده است. البته در واقع حکم او دو سال قبل صادر شده بود و از چهار ماه قبل هم ماموران در تعقیب برادر نماینده بروجرد بوده اند تا او را بازداشت کنند. اما به علت متواری بودن متهم، ماموران موفق به دستگیری حمیدرضا مقصودی نشدند.
فرارو- یک دستگاه رنو تندر ۹۰ در ایستگاه پمپ بنزین ایستاده است. چند نفر در تلاش هستند تا بر دستان مردی که در مقابل دستگیری مقاومت می‌کند، دستبند بزنند. اما زنی با صدای بلند فریاد می‌زند که برادرش را دارند می‌کشند و از مردم می‌خواهد که به او کمک کنند تا برادرش را بازداشت نکنند. در این میان مرد دیگری وارد درگیری می‌شود و با ماموران درگیر می‌شود تا فرد مورد نظر را دستگیر نکنند. ناگهان چادر از سر زن می‌افتد. صدای جیغ برای لحظاتی قطع می‌شود. بعد زن چادر را به سرعت بر می‌دارد و به سر می‌کشد و فریاد زدن را از سر می‌گیرد: «آی مردم یه کاری بکنید». جمعیتی ایستاده اند و وارد درگیری نمی‌شوند. یکی از حاضران خطاب به جمعیت فریاد می‌زند که از درگیری فیلم بگیرند.

به گزارش فرارو، این جزئیات ویدیویی است که در طول ۲۴ ساعت اخیر میان کاربران و رسانه‌ها دست به دست می‌شود. ویدویی که طبق اعلام منابع محلی متعلق به دستگیری برادر فاطمه مقصودی، نماینده بروجرد در مجلس است و زنی که در ویدیو فریاد می‌زند مقصودی نماینده این شهر است.

در واقع آن گونه که سجاد بیرانوند، سرپرست دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان بروجرد ماجرا را روایت کرده است، نماینده بروجرد به همراه پسرش در حال خارج کردن برادرش از شهر بوده که ناگهان ماموران سر می‌رسند تا او را در پمپ بنزین جوجو بازداشت کنند. اما فاطمه مقصودی و پسرش با ماموران درگیر می‌شوند تا مانع از این اتفاق شوند.
واکنش نماینده بروجرد چه بود؟

پس از انتشار گسترده ویدیو و بالاگرفتن انتقادها، فاطمه مقصودی، نماینده بروجرد موضع گیری کرد و مدعی شد که این اتفاق برنامه ریزی شده و برای تخریب چهره او در میان عموم صورت گرفته است.

او درباره ویدیوی جنجالی هم گفته که مونتاژ شده بود و شخصی که از این اتفاق فیلمبرداری و پخش کرده، تنها قصدش تخریب وجهه یک نماینده مجلس بوده است.

فاطمه مقصودی همچنین ادعا کرده افرادی که در پمپ بنزین برادرش را بازداشت کرده اند، هویت نامشخصی داشته اند و خارج از وقت معمول و بدون هیچ حکمی این اقدامی را علیه او و برادرش انجام داده اند. نماینده بروجرد علاوه بر این مدعی شده که از سوی این افراد مورد ضرب و شتم قرار گرفته و چادر از سرش کشیده‌اند.
تکذیب ادعای نماینده و اعلام جرم علیه فاطمه مقصودی

اما پس از این موضع گیری، سرپرست دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان بروجرد ادعای نماینده این شهرستان را تکذیب کرده و گفته که افرادی برای بازداشت برادر فاطمه مقصودی اقدام کرده اند سه نفر از مأمورین واحد جلب دادسرای بروجرد بوده اند. همچنین برخلاف ادعای نماینده بروجرد مامورین با خودروی سازمانی در پمپ بنزین حاضر شده اند و خود را معرفی کرده اند.

با این وجود فاطمه مقصودی و پسرش با مامورین درگیر شده اند تا مانع از اجرای حکم و دستگیری برادرش شوند. در این میان حتی مسئولان دادستانی می‌گویند که پسر نماینده با باتوم به مأموران حمله کرده است.

نکته جالب توجه اینجاست که سرپرست دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان بروجرد می‌گوید که نماینده این شهرستان با او تماس گرفته و درخواست آزادی برادرش را داشته است. اما با درخواست او مخالفت شد.

حالا هم بررسی‌ها نشان می‌دهد که حمیدرضا مقصودی به زندان معرفی شده است. همچنین دادستانی بروجرد علیه شخص نماینده مجلس و فرزندش به اتهام تلاش برای خلاصی محکوم از مجازات اعلام جرم کرده و صورت‌جلسه تخلف فاطمه مقصودی را هم به شورای نگهبان فرستاده است.
با شکایت دادستانی چه اتفاقی برای نماینده بروجرد می‌افتد؟

برخی حقوقدانان معتقدند با توجه به اصل ۸۶ قانون اساسی، اعلام جرم دادستانی بروجرد علیه نماینده این شهرستان منجر به بازداشت او نمی‌شود. در این اصل از قانون آماده است: نمایندگان مجلس در مقام ایفای وظایف نمایندگی در اظهار نظر و رای خود کاملاً آزادند و نمی‌توان آن‌ها را به سبب نظراتی که در مجلس اظهار کرده اند یا آرائی که در مقام ایفای وظایف نمایندگی خود داده اند تعقیب یا توقیف کرد.

اما شورای نگهبانی تفسیر دیگری از این قانون در سال ۱۳۸۰ ارائه کرده است. در واقع این شورا در تفسیر خود، در مظان گناه و جرم قرار گرفتن را برای هر فرد قابل تعقیب دانسته و دستگاه قضایی را مکلف کرده که در صورت شکایت علیه نماینده در این باره، او را تحت تعقیب و پیگرد قانونی قرار دهد.

در مقابل نیز ماده ۹ قانون نظارت بر رفتار نمایندگان در واقع نقطه مقابل تفسیر شورای نگهبان است. به این صورت که اگر نماینده‌ای در اظهارنظر خود، بنابر تشخیص مقام قضائی، مرتکب جرمی شده و مقام قضایی قصد احضار او را داشته باشد، احضار او باید از طریق هیأت‌رئیسه به هیأت نظارت ابلاغ شده تا این هیأت با ترکیبی که در قانون مشخص شده، تشخیص دهد که آیا اظهارنظر نماینده مجلس در زمره وظایف نمایندگی است یا خارج از وظایف او تلقی می‌شود.

پس از آن هم چنانچه موضوع اظهارنظر، داخل وظیفه نماینده تلقی شود، او مصون از تعقیب قرار گرفته و قابلیت پیگرد ندارد، اما چنانچه تشخیص این هیأت بر خروج موضوعی مصونیت باشد، مراتب به مقام قضایی اعلام می‌شود.

با این وجود به نظر می‌رسد که قوه قضائیه نامه اعلام جرم دادستانی بروجرد علیه فاطمه مقصودی را به هیات رئیسه مجلس ارسال می‌کند تا در هیات نظارت بر رفتار نمایندگان بررسی شود.

No responses yet

Apr 17 2022

چرا آمار غربالگری ناهنجاری‌های جنین در چهار ماه اول بارداری از سامانه‌های الکترونیک ایران حذف می‌شوند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,سیاسی


بی‌بی‌سی: وزارت بهداشت ایران می‌گوید ثبت غربالگری ناهنجاری‌های جنین در سامانه‌های الکترونیک “ممنوع نشده” اما درخواست این غربالگری در “سطح یک ارائه خدمات بهداشتی قابل ارائه نیست.”
در نامه‌ای به تاریخ ۲۱ فروردین با موضوع “حذف غربالگری ناهنجاری جنین از سامانه‌های الکترونیک”، دکتر حامد برکاتی مدیرکل دفتر سلامت جمعیت، خانواده و مدارس وزارت بهداشت، از رئیس مرکز مدیریت شبکه خواسته بود:

  • طبق تبصره ۳ ماده ۵۳ قانون حمایت خانواده و جوانی جمعیت، “پیشنهاد و درخواست غربالگری ناهنجاری جنین در سطح یک ارائه خدمت” ممنوع است، بنابراین مراقبت‌های غربالگری جنین در “هفته ۱۱ تا ۱۳ و هفته ۱۵ تا ۱۷ بارداری از سامانه‌های الکترونیک سلامت” حذف شوند.
  • گزارش‌های دوره‌ای “تعداد مادرانی که غربالگری جنین انجام داده‌اند” و “تعداد مادران با نتیجه پرخطر در غربالگری جنین” باید از سامانه سیب و سایر سامانه‌ها حذف شوند.
  • محدودیت غربالگری با جامعه ایران چه خواهد کرد؟
  • هشدار تشکل زنان به شورای نگهبان درباره غربالگری: مسئولیت فاجعه با حکومت است
  • ممنوعیت پیشگیری از بارداری؛ جان زنان در خطر است
  • آیت‌الله خامنه‌ای: من هم در خطای کنترل جمعیت سهیم هستم
  • آموزش و ارائه وسایل پیشگیری از بارداری در ایران متوقف شده است

به گزارش ایسنا، دکتر برکاتی توضیح داده است که نامه “به استناد تبصره ۳ ماده ۵۳ و ماده ۵۴ قانون حمایت خانواده و جوانی جمعیت تنظیم شده” و ثبت غربالگری ناهنجاری جنین در “سامانه‌های وزارت بهداشت نه تنها ممنوع نشده بلکه در ماده ۵۴ بر آن تاکید هم شده است.”
او همچنین گفت “نامه نگاری مذکور برای سطح یک ارائه خدمات و سامانه های مربوط به آن بوده است” اما بر اساس قانون، درخواست غربالگری ناهنجاری جنین حتما باید از طرف پزشک متخصص باشد.
آقای برکاتی اشاره نکرد با حذف “تعداد مادران با نتیجه پرخطر در غربالگری جنین” از سامانه‌ها چه بر سر این زنان می‌آید.

سطح یک خدمات سلامت یعنی چه؟

خدمات سطح اول سلامت، خدماتی هستند که در خانه‌های بهداشت یا مراکز بهداشتی-درمانی وزارت بهداشت در شهرها، حاشیه شهرها و مناطق روستایی ارائه می‌شوند.
بسته به محل (شهر، حاشیه شهر با روستا)، تیم سلامت که این خدمات را ارائه می‌کنند متفاوت است.
در روستا معمولا متشکل از بهورز و شاید ماما و پزشک خانواده (پزشک عمومی) است و در شهر و حاشیه شهرها، متشکل از کاردان یا کارشناس‌های (بهداشت خانواده، مامایی، مبارزه با بیماری‌ها، بهداشت عمومی، بهداشت محیط، بهداشت حرفه‌ای) زیر نظر پزشک خانواده (عمومی).
به عبارت دیگر پزشک یا مامای روستا دیگر نمی‌تواند زنی را برای این آزمایش‌ها به شهر ارجاع دهد. خود زن باید به شهر برسد و نزد پزشک متخصص برود و او برایش درخواست غربالگری کند آن هم بر اساس “ظن قوی” به خطر جدی وگرنه این پزشک هم “متخلف” است.

قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت چیست؟

مجلس ایران چند روز مانده به نوروز ۱۴۰۰ با “اجرای آزمایشی” قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت “به مدت هفت سال” موافقت کرد که بعد به تایید شورای نگهبان هم رسید. ابراهیم رئیسی این قانون را ۲۴ آبان پارسال برای اجرا ابلاغ کرد.
این قانون مفصلی است که نهادهای مختلف جمهوری اسلامی موظف شده‌اند انواع مشو‌ق‌ها از قبیل مسکن، شغل، وام، تحصیل، کمک‌هزینه، معافیت مالیاتی، سهمیه‌ها و مزایای ویژه و امکانات دیگر را به تشویق “فرزندآوری و رشد جمعیت” اختصاص دهند.
بر اساس این قانون، ستاد ملی جمعیت به ریاست رئیس جمهور تشکیل شده که چند وزیر، رئیس صدا و سیما، رئیس پزشکی قانونی، دادستان کل کشور، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، رئیس سازمان بسیج مستضعفین و مدیر حوزه‌های علمیه از جمله اعضای آن هستند.
وظیفه این ستاد “هماهنگی و هم‌افزایی” نهادهای مختلف برای “تقسیم کار ملی” و ” رشد ازدواج و فرزندآوری” است.

قانون قبلی چه بود؟

قانون سقط درمانی در خرداد سال ۱۳۸۴ به تصویب مجلس ایران رسید. بر اساس آن زنان باردار که جنین‌شان مبتلا به “عقب‌ماندگی ذهنی یا ناقص‌الخلقه” بود، در صورتی که دچار “عسر و حرج” (مشقت و ناتوانی) می‌شدند، می‌توانستند جنین خود را قبل از چهار ماهگی سقط کنند، پس از تشخیص قطعی سه پزشک متخصص و تایید پزشکی قانونی در کنار رضایت مادر.

بند ۵۳ و ۵۴ قانون جدید چه می‌گویند؟

طبق ماده ۵۳، وزارت بهداشت مکلف شده ” حداکثر سه­ماه پس از لازم الاجرا شدن” این قانون، “کلیه دستورالعمل‌هایی” را که “پزشکان و کارکنان بهداشتی‌درمانی یا مادران را به سقط جنین توصیه کرده یا سوق می‌دهد، حذف نموده مگر مواردی که جان مادر در خطر باشد.”
تبصره ۳ این ماده می‌گوید آزمایش غربالگری و تشخیص ناهنجاری جنین باید “صرفاً به درخواست یکی از والدین و با تشخیص پزشک متخصص مبنی بر احتمال قابل توجه نسبت به وجود عارضه جدی در جنین، یا خطر جانی برای مادر یا جنین و یا احتمال ضرر جدی برای سلامت مادر یا جنین در ادامه بارداری، مبتنی بر منابع معتبر علمی” تجویز شود.
طیق ماده ۵۴، وزارت بهداشت مکلف شده “طی شش ماه از لازم الاجرا شدن این قانون”، برای ثبت اطلاعات “کلیه مراجعان باروری، بارداری، سقط و دلایل آن و زایمان و نحوه آن در کلیه مراکز بهداشتی، درمانی، آزمایشگاه‌ها، مراکز درمان ناباروری و مراکز تصویربرداری پزشکی اعم از دولتی و غیردولتی با رعایت اصول محرمانگی اقدام کند.”

غربالگری و سقط درمانی چیستند؟

برای تشخیص برخی بیماری‌های مادرزادی در دوران حاملگی، از غربالگری استفاده می‌شود. غربالگری در مفهوم کلی یعنی آزمایش‌هایی که برای جمعیت بزرگی انجام می‌شوند تا بیماری‌های ناپیدا یا تشخیص داده نشده را شناسایی کنند.
غربالگری برای شناسایی ناهنجاری‌های جنینی در کشورهایی که نظام بهداشت و درمان قابل اعتنایی دارند جزو مراقبت‌های بهداشتی دوران بارداری است.
سقط درمانی زمانی انجام می‌شود که بر اساس نتایج غربالگری احتمال برود جنین نقائص ژنتیکی جدی داشته باشد یا جان مادر در صورت ادامه حاملگی به خطر بیفتد.
غربالگری برای شناسایی ناهنجاری‌های جنین معمولا ترکیبی است از آزمایش خون و سونوگرافی.
دستورالعمل‌ها و قوانین در کشورهای مختلف فرق دارند، در اینجا به آنچه در نظام “بهداشت‌ودرمان ملی” بریتانیا (ان‌اچ‌اس) انجام می‌شود نگاه می‌کنیم:

  • آزمایش خون برای تشخیص بیماری‌های ارثی مثل تالاسمی و کم‌خونی داسی و بیماری‌های عفونی مثل اچ‌آی‌وی، هپاتیت بی و سیفلیس. در بریتانیا توصیه این است که این کار پیش از هفته دهم بارداری انجام شود.
  • سونوگرافی برای تشخیص بیماری‌های ارثی مثل سندروم داون یا اسپاینابیفیدا (شکل‌گیری ناقص ستون فقرات و نخاع). در بریتانیا بین هفته ۱۱ تا ۱۴ حاملگی توصیه می‌شود.
  • بین هفته‌های ۱۸ تا ۲۱ سونوگرافی سومی برای بررسی رشد و نمو جنین توصیه می‌شود.

غربالگری برای شناسایی ناهنجاری‌های جنین در بریتانیا اجباری نیست.

آیا جواب غربالگری قطعی است؟

هم بله هم نه. جواب آزمایش خون برای تشخیص بیماری‌های عفونی مثل اچ‌آی‌وی و هپاتیت ب قطعی است. برای تالاسمی غربالگری نشان می‌دهد آیا مادر ژن بیماری را دارد یا نه اما نشان نمی‌دهد جنین هم مبتلا هست یا نه و باید آزمایش تکمیلی انجام شود. سونوگرافی برای تشخیص سندروم داون هم قطعی نیست.
برای بررسی احتمال ناهنجاری‌های ژنتیکی، با سونوگرافی میزان مایع در زیر پوست پشت گردن جنین را اندازه می‌گیرند و اگر ضخامت آن از حدی بیشتر باشد احتمال بیماری‌های ژنتیکی مثل سندروم داون یا سندروم ادوارد بیشتر می‌شود. گاهی به دلیل وضعیت قرار گرفتن جنین، نمی‌توان پشت گردنش را در سونوگرافی دید یا ضخامت آن را اندازه‌ گرفت.
اگر در سونوگرافی احتمال چنین بیماری‌هایی مطرح شود تشخیص قطعی با روشی است که به آن آمنیوسنتز می‌گویند یعنی کشیدن مقداری از مایع آمنیوتیک، مایعی که جنین در آن شناور است، و بررسی آن، اما کشیدن این مایع احتمال سقط را افزایش می‌دهد و تصمیم راحتی نیست.
این تست هم در بریتانیا اجباری نیست.

آیا سقط درمانی (قانونی) هنوز در ایران ممکن است؟
بر طبق قانون موجود، هنوز در صورت قطعی شدن بیماری جدی جنین با خطر جانی یا بیماری مادر “پیش از چهار ماهگی” امکان سقط قانونی وجود دارد اما بسیار سخت‌تر از قانون قبلی است. اکنون حکم نهایی را یک قاضی باید صادر کند نه پزشکی قانونی بر اساس نظر پزشکان متخصص.
قانون قبلی خود بسیار سخت‌گیرانه بود و جز ناهنجاری واضح جنین یا خطر مرگ مادر، انتخاب دیگری حتی برای زنان برخوردار از امکانات نمی‌گذاشت جز زایمان یا سقط غیرقانونی.
با قانون جدید:
۱- دسترسی به وسایل پیشگیری از بارداری به خصوص برای زنان محروم در مناطق فقیر و دورافتاده بسیار سخت‌تر و شاید ناممکن شده است و حتی در مناطق شهری، اکنون قرص ضدبارداری را از داروخانه با نسخه پزشک باید خرید.
۲- پیش از این، پزشکان برای اینکه جنین با ناهنجاری متولد نشود و برایشان خطر شکایت برای قصور پزشکی نداشته باشد توصیه و تشویق به غربالگری می‌کردند. با قانون جدید اگر پزشکان بدون “ظن قوی به لزوم”، حتی پیشنهاد این کار را بکنند متخلف هستند.
علاوه بر این، “عدم ارجاع مادر باردار به غربالگری ناهنجاری‌های جنین توسط پزشکان یا کارکنان بهداشتی و درمانی تخلف نیست و نباید منجر به محاکمه و یا پیگرد آنها گردد”، مگر آنکه “ظن قوی” وجود داشته باشد.
۳- حتی در صورت ظن قوی هم اکنون گرفتن مجوز سقط درمانی دشوارتر از قبل است و باید به تایید قاضی برسد.
۴- در قانون جدید روشن نیست اگر بعد از چهار ماهگی ناهنجاری جنین روشن شود یا جان مادر به خطر بیافتد چه باید کرد چون تقریبا تمام تبصره‌ها مشروط به پیش از چهارماهگی هستند.

‘زلوج روح’ چیست؟

در فقه شیعه مفهومی هست به نام “ولوج روح” که در تعریف آن بین علما اختلاف هست، اما می‌توان آن را “کامل شدن خلقتِ جسمانی جنین و شکل گرفتن تمامی اعضا و جوارح” دانست. زمان آن را پایان چهار یا پنج ماهگی گفته‌اند اما اکثر فقها به پایان چهار ماهگی معتقدند.

بر سر ماده ۵۶ ‘قدیم’ چه آمد؟

تا این اواخر رسانه‌ها و مسئولان در ایران از ماده ۵۶ قانون محافظت از خانواده و جوانی جمعیت، سخن می‌گفتند که بر اساس آن سازمان پزشکی قانونی مکلف شده بود “حداکثر سه ماه پس از ابلاغ این قانون”، شورایی تشکیل دهد از “رئیس سازمان پزشکی قانونی کشور به عنوان رئیس شورا، سه فقیه مجتهد متجزی در فقه پزشکی به تعیین رئیس قوه قضاییه، سه نفر متخصص مرتبط با معرفی وزیر بهداشت، یک نفر متخصص پزشکی قانونی با معرفی ریاست سازمان پزشکی قانونی و یک نفر قاضی دیوان عالی کشور به پیشنهاد رئیس قوه قضاییه و یک نفر نماینده عضو کمیسیون بهداشت مجلس به عنوان ناظر.” این شورا می‌بایست دستورالعمل اجرایی سقط را تدوین و آن را “با اکثریت آرا و مشروط به رأی موافق حداقل دو فقیه” تصویب کند. پس از تصویب این دستورالعمل، قانون قبلی مصوب سال ۱۳۸۴ “نسخ” می‌شد.
در باره اینکه چنین شده یا نه خبری منتشر نشده است اما در وبسایت مجلس ایران اکنون ماده ۵۶ چنین نیست و فقط به تشکیل “کمیسیون سقط قانونی” در مراکز استان‌ها که رای آنها را قاضی صادر می‌کند اشاره شده است.

از مجموع اینها چه می‌فهمیم؟

نزدیک به ده سال پیش آیت‌الله خامنه‌ای خود را در “خطای کنترل جمعیت” سهیم دانست و از آن پس، سیاست دیگری در پیش گرفته شد. از سال بعد (۱۳۹۲) مجلس ایران شروع به تغییر قوانین مربوط به جمعیت کرد و ارائه خدمات تنظیم خانواده رایگان و حتی مشاوره در این باره در مراکز بهداشتی‌درمانی وزارت بهداشت متوقف شد.
پیش از آن زنان می‌توانستند به صورت رایگان از مشاوره و روش‌های پیشگیری از بارداری استفاده کنند. این تغییر برای زنانی که از آموزش و امکانات بهره‌مند بودند و در مناطق محروم و دورافتاده زندگی نمی‌کردند، شاید مشکل چندانی ایجاد نکرد اما برای زنانی که در شرایطی دیگر بودند موضوع فرق می‌کند.
اکنون بر اساس قانون جدید حتی برای زنان برخوردار از امکانات در شهرها هم پیشگیری از بارداری سخت‌تر است و “هرگونه ارائه داروهای جلوگیری از بارداری در داروخانه های سراسر کشور و شبکه بهداشت و کارگذاشتن اقلام پیشگیری، باید با تجویز پزشک باشد.”
حذف خدمات رایگان تنظیم خانواده و غربالگری بارداری نوعی خصوصی‌سازی پنهان است. درحالی که قانون جدید تشویق به بچه‌دار شدن می‌کند امکان تا حدی مطمئن شدن از سلامت کودکی که قرار است به دنیا بیاید را هر چه سخت‌تر می‌کند.
موافقان طرح می‌‌گویند سالی چند هزار جنین سالم به دلیل خطای تشخیص یا آمنیوسنتز سقط می‌شوند و غربالگری باعث افزایش هزینه‌ها می‌شود.
این استدلال سلامت را فقط جسمانی و در بدو تولد تعریف می‌کند و وضعیت مادر و شرایط محیط را که مهم‌ترین عوامل سلامت بعد از تولد هستند نادیده می‌گیرد.
اما این محدودیت‌ها خطر سقط‌های خطرناک و پرعارضه و معلولیت و مرگ زنان را افزایش می‌دهند و باعث رونق ‌بازارهای سیاه و فساد مالی مجریان می‌شوند.
نتیجه اینکه در نهایت بار داستان به دوش زنان محروم‌تر و فقیرتر می‌افتد که قوانین جمهوری اسلامی هر چه بیشتر آنها را “ابزار تولید” بچه می‌بینند تا افرادی دارای حقوق پایه انسانی.

No responses yet

Apr 11 2022

حمله به کنسولگری ایران در هرات؛ ایران خواهان تامین امنیت نمایندگی‌هایش شد – BBC News فارسی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی


بی‌بی‌سی: شماری از افراد معترض امروز به کنسولگری ایران در هرات حمله کردند. در تصاویری که رسانه‌های محلی منتشر کرده‌اند، در ورودی کنسولگری ایران به آتش کشیده شده است.
همزمان، تهران خواهان تامین امنیت کامل سفارت خود در کابل و کنسولگری‌هایش شده است.
سعید خطیب‌زاده، سخنگوی وزارت امور خارجه، گفته “امنیت کامل سفارت و نمایندگی‌های جمهوری اسلامی ایران در هرات و دیگر شهرهای افغانستان می‌بایست به صورت کامل تامین و تضمین‌های لازم برای فعالیت امن این نمایندگی‌ها ارائه شود”.
در ویدیوهایی که منتشر شده، معترضان با “شلیک‌های هوایی” نیروهای طالبان متفرق شدند و موفق به ورود به داخل ساختمان کنسولگری نشده‌اند.
هنوز دلیل اعتراضات روشن نشده است اما در روزهای اخیر تصاویر و ویدیوهایی در شبکه‌های اجتماعی نشر شده که نشان می‌دهد عده‌ای با پناهجویان افغان در ایران “بدرفتاری” می‌کنند. این ویدیوها واکنش‌های زیادی در رسانه‌های اجتماعی در پی داشته است.
ایران می‌گوید این ویدئوها مربوط به این کشور نیست و سخنگوی وزارت خارجه گفته تصاویر با هدف “ایران هراسی یا افغانستان هراسی” در حال انتشار است.
امروز در کابل نیز ده‌ها نفر در برابر سفارت ایران در کابل تجمع کردند، و میزگرد رسانه‌ای برگزار کردند. آنان در اعلامیه‌‌ای از سازمان ملل متحد خواستند که ویدیوهای پخش شده “بدرفتاری با افغانها” در ایران را بررسی کند.
به گزارش طلوع‌نیوز، مصطفی استانکزی، رییس نهاد اجتماعی تغییر مثبت جوان گفت: “ما از وحشتی که افغان‌ها در آنجا انجام دادند پشتیبانی نمی‌کنیم بلکه از کسانی پشتیبانی می‌کنیم که … با آنها رفتار نامناسب صورت گرفته است.”

پیش‌تر بهادر امینیان، سفیر ایران در کابل در مصاحبه‌ای گفت که “می‌خواهم هشدار بدهم که یک فتنه و توطئه‌ای در راه است” که به گفته او می‌خواهند جو نامناسبی را در افغانستان و ایران ایجاد کنند. آقای امینیان می‌گوید کسانی که بیش از همه از این جریان لطمه می‌خورند اتباع افغانستان هستند.
اخیرا، ویدیوهایی در گروه‌های واتس‌اپ و تلگرام دست‌به‌دست می‌شود که نشان می‌دهد مهاجران افغان در ایران از سوی عده‌ای مورد آزار و اذیت فیزیکی و کلامی قرار می‌گیرند. ویدیوهای بسیاری هم برای بی‌بی‌سی ارسال شده و مخاطبان افغان که در ایران به‌سرمی‌برند، نسبت به شرایط خود ابراز نگرانی کرده‌اند.
این ویدیوها واکنش‌های زیادی در میان کاربران افغان و ایرانی ایجاد کرده است. انتشار این ویدیوها پس از مهاجرت گسترده پناهجویان به ایران و شایعاتی درباره جرایمی منتسب به آنها، افزایش یافته است.
برخی از ویدیوها قدیمی است و زمان برخی از ویدیوها هنوز به تایید بی‌بی‌سی نرسیده است.

No responses yet

Apr 10 2022

تجمع اعتراضی بازنشستگان تأمین اجتماعی تبریز یکشنبه 21 فروردین

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,اقتصادی,حقوق بشر,شورش,فقر

صبح امروز بازنشستگان تامین اجتماعی نسبت به عدم رعایت عدالت در حقوق و مزایای خود مقابل سازمان تامین اجتماعی شعبه ۵ تبریز اعتراض کردند
با شعار:حقوق ما ریالیه هزینه‌ها دلاریه
یکشنبه ۲۱ فروردین‌ماه

No responses yet

Apr 09 2022

افزایش ناگهانی قیمت اینترنت در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

بی‌بی‌سی: گزارش‌های رسانه‌های ایرانی و گفته‌های کاربران در شبکه‌های اجتماعی حاکی از دو برابر شدن قیمت اینترنت خانگی در ایران است.
سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی در واکنش به خبر گفته قیمت‌ها را بررسی می‌کند و اگر اپراتورها تخلفی کرده باشند جریمه خواهند شد.
وبسایت انتخاب این “افزایش بی‌سر و صدا” در قیمت اینترنت را به “فاز دوم اجرای چراغ خاموش طرح صیانت” تعبیر کرده است.
پیش از این هم برخی رسانه‌های ایران کاهش سرعت اینترنت در چند ماه اخیر را به نوعی با تلاش برای اجرای “طرح صیانت” و محدودیت بیشتر اینترنت در ایران مرتبط دانستند.
در ایران وبسایت‌ها و خدمات اینترنتی به طور گسترده سانسور می‌شوند و فعالان این حوزه هدف برخوردهای سنگین قضایی و امنیتی هستند. اما استفاده از فیلترشکن‌ها نیز گسترده است و رهبران حکومت همچنان خواهان سختگیری بیشتر بر فضای مجازی هستند.

پشت‌پرده طرح صیانت چیست؟
اذعان رهبر ایران به ‘هدر رفتن’ میلیاردها تومان در جنگ نرم
سرعت اینترنت در ایران؛ هر روز کندتر از دیروز
دعوای قیمت اینترنت در ایران؛ برنده اصلی کیست؟

افزایش ناگهانی و ۱۰۰ درصدی قیمت‌ها

با پایان تعطیلات نوروزی در ایران، رسانه‌های اقتصادی و فناوری خبر دادند که اپراتورهای مختلف به طور ناگهانی و بدون اطلاع قبلی به مشترکان، تعرفه‌های خود را تا ۱۰۰ درصد افزایش داده‌اند.
شرکت مخابرات ایران یکی از اولین شرکت‌هایی است که کاربران از افزایش قیمت‌ ناگهانی خدمات اینترنتی آن گلایه دارند.

محمدرضا بیدخام، مدیر کل ارتباطات شرکت مخابرات گران شدن اینترنت را تکذیب کرده و گفته این شرکت هزینه اینترنت را همچنان بر اساس تعرفه‌های ابلاغی گذشته محاسبه می‌کند.
اما کاربران می‌گویند اپراتورها بعضی از بسته‌های خود را حذف کرده و گزینه‌های محدودتری ارائه می‌کنند که در عمل مشتریان ناچار به پرداخت تا دو برابر قیمت برای دریافت همان خدمات قبلی هستند.
چند روز پیش خبرگزاری فارس، نزدیک به سپاه، نوشت: “به نظر می رسد که هم ادعای کاربران اینترنت شرکت مخابرات مبنی بر افزایش قیمت اینترنت بی اساس هم نبود و هم توضیح مسئولان مخابرات درباره رد هر گونه افزایش قیمت اینترنت نادرست نبوده است. یعنی مخابرات قیمت‌های جدیدی را برای مدت محدود اعلام کرده اما اجرایی نشده است.”
عیسی زارع‌پور، وزیر ارتباطات چند روز پیش گفت قیمت‌ها به ترتیبی افزایش خواهد یافت “که به مردم فشار نیاید.”
بولتن‌نیوز، که نزدیک به اصولگرایان دانسته می‌شود، نوشته “اخبار رسیده حاکی از آن است که با مجوز وزارت ارتباطات، برخی شرکت‌های اینترنت خانگی قیمت اینترنت را صد در صد افزایش داده‌اند.”
سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی، که نهاد تصمیم‌گیر وزارت ارتباطات درباره قیمت اینترنت است، می‌گوید مصوبه جدیدی نداشته و تعرفه اینترنت باید همچنان تا سقف مصوبه‌های سال ۱۳۹۵ و ۹۶ باشد.
این نهاد در اطلاعیه‌ای گفته: “مورد اخیر افزایش قیمت اینترنت ثابت در برخی اپراتورها در دست بررسی است تا چنانچه در خارج از چارچوب قانونی باشد، نسبت به اصلاح صریح و جریمه قانونی متخلفان اقدام شود.”
در این اطلاعیه همچنین خطاب به کاربران گفته شده که در این سال‌ها “اپراتورها در محدوده مشخصی مجاز به تعریف بسته‌های خدماتی بودند که به‌دلیل شرایط رقابتی بعضا در سطح بسیار پایین‌تری اقدام به تعرفه‌گذاری می‌کردند.”
ابراهیم رئیسی در کارزار ریاست جمهوری خود وعده داده اینترنت رایگان برای گروه‌های کم‌درآمد را داده بود.
دولت آقای رئیسی در حالی مسیر دولت‌های قبلی در محدودیت بیشتر اینترنت را ادامه داده که او گفته بود: “امروز اینترنت به حق مردم تبدیل شده… باید استفاده از اینترنت برای دهک‌های پایین رایگان شود.”

‘متاسفانه رسانه آزاد و باز داریم’

با وجود سرعت پایین و فیلترینگ گسترده، محافظه‌کاران حاکم بر ایران همچنان خواهان محدودیت بیشتر در دسترسی اینترنت هستند.
احمد علم‌الهدی، نماینده رهبر در خراسان رضوی و پدرزن ابراهیم رئیسی، در نماز جمعه مشهد، قتل دو طلبه در آرامگاه امام هشتم شیعیان را به اینترنت مرتبط کرده و گفته “دشمن آدم‌کش حرم امام رضا همان دشمن ستمگر فضای مجازی و جریان رسانه‌ای است.”
آقای علم‌الهدی از آزادی رسانه‌ها انتقاد کرده و گفته: “امروز متاسفانه به تعداد گوشی‌های هوشمند، رسانه آزاد و باز داریم که تولید و بازنشر پیام می‌کنند و هیچکس هم جلودارشان نیست.”
او از شورای عالی فضای مجازی و مجلس شورای اسلامی انتقاد کرده و خطاب به آنها گفته: “چرا این قدر معطل هستید؟ دشمن قرار است چه کند که شما به فکر مقابله با جریان ولنگار رسانه‌ای باشید؟”

سازمان تنظیم مقررات صوت و تصویر فراگیر (ساترا) وابسته به سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی، نهادی است که از گران شدن پیامک و اینترنت در سال جاری منتفع می‌شود.
بنا به قانون بودجه سال جاری خورشیدی، قرار است دولت ۲ درصد حق السهم و حق الامتیاز بیشتر از اپراتورهای اینترنت بگیرد تا ۱۱ هزار و ۶۰۰ میلیارد تومان در اختیار ساترا بگذارد.
این مبلغ برای “حمایت از تولید محتوا در فضای مجازی”، “توسعه اقتصاد دیجیتال و سرمایه‌گذاری در آن” و “توسعه هوش مصنوعی” و امثال آن صرف خواهد شد.
صداوسیما پیشتر سابقه طرح‌های ناموفقی چون پیامرسان سروش را داشته که رئیس سابق صداوسیما مداخله در آنها را آمیخته با فساد مالی توصیف کرده است.
سازمان ساترا جلساتی مشورتی درباره طرح صیانت برگزار کرده است.
یکی از بندهای طرح صیانت اولویت دادن ترافیک “اینترنت ملی” به ترافیک خارجی است. در سال‌های اخیر برای تشویق کاربران به استفاده از ترافیک “شبکه ملی اطلاعات” استفاده از آن در مقایسه با ترافیک خارجی نیم بها شده است.
اما آن طور که مهدی روحانی‌نژاد، مشاور عالی رئیس سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی به مهر گفته “شواهد نشان می‌دهد که درصد این محتوای داخلی پایین مانده و حاکمیت هم به هدفش نرسیده است.”

تولید دانش بنیان با اینترنت کُند

سرعت اینترنت (Mbps). مقایسه سرعت اینترنت ایران با برخی کشورهای آسیا.  .
قیمت اینترنت در حالی بالا رفته که آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران، در سال جاری خورشیدی بر “تولید دانش بنیان” تاکید کرده است.
کاربران ایرانی در دسترسی به اینترنت نه تنها با مشکل فیلترینگ مواجه هستند، بلکه یکی از اینترنت‌های کُند جهان را نیز دارند.
رتبه سرعت اینترنت ایران در بین بیش از ۲۰۰ کشور جهان ۱۶۰ است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .