اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'فساد' Category

Dec 31 2025

زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,اعتصاب,اقتصادی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,دزدی‌های رژیم,سیاسی,شورش,فساد,فقر

ارونیوز: در این گزارش ویدئویی، مجموعه‌ای از مهم‌ترین مطالب منتشرشده در رسانه‌ها و اندیشکده‌های بین‌المللی طی ۲۴ ساعت منتهی به نیمروز چهارشنبه ۳۱ دسامبر ۲۰۲۵ (دهم دیماه ۱۴۰۴) گردآوری شده است. نسخه‌ کامل‌تر را می‌توانید در متن تفصیلی زیر دنبال کنید.

در این بازه زمانی، ایران به یکی از محورهای اصلی پوشش خبری خبرگزاری‌ها و رسانه‌های بین‌المللی تبدیل شده است. بخش قابل‌توجهی از این توجه، به اعتراضات اجتماعی در داخل کشور و واکنش دولت مسعود پزشکیان اختصاص دارد.

هم‌زمان، اتحادیه اروپا با صدور بیانیه‌ای رسمی، نسبت به «بازداشت‌های خودسرانه فعالان مدنی» در ایران ابراز نگرانی شدید کرد و خواستار آزادی تمامی افرادی شد که به دلیل استفاده مسالمت‌آمیز از حقوق بنیادین خود از جمله «آزادی بیان و تجمع» بازداشت شده‌اند.

در عرصه تحولات بین‌المللی و امنیتی نیز تنش‌ها میان تهران و واشنگتن بار دیگر برجسته شده است. اظهارات دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا درباره احتمال اقدام نظامی در صورت بازسازی برنامه‌های هسته‌ای یا موشکی ایران، با واکنش تند مقام‌های ایرانی مواجه شد و رئیس‌جمهوری ایران نسبت به هرگونه «تجاوز» هشدار داد.

در مقابل، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه یک روز پس از دیدار ترامپ و بنیامین نتانیاهو تاکید کرد که ایران آماده مذاکره‌ای مبتنی بر احترام متقابل است.

هم‌زمان، ایالات متحده از اعمال تحریم‌های جدید علیه افراد و نهادهای مرتبط با برنامه‌های موشکی و پهپادی ایران خبر داد. در واکنش به تشدید لحن‌ها، روسیه نیز با ابراز نگرانی نسبت به افزایش تنش‌ها، خواستار خویشتنداری طرف‌ها شد.

علاوه بر این، اقدامات متقابل ایران در خصوص «تروریستی» اعلام کردن نیروی دریایی سلطنتی کانادا، در رسانه‌های خارجی از جمله کانادا مورد توجه قرار گرفت.

در ادامه، چهار تحلیل و گزارش منتخب در رسانه‌ها و اندیشکده‌های بین‌المللی را بررسی خواهیم کرد.
تایمز اسرائیل: ناآرامی‌ها در ایران و تاثیر آن بر توازن منطقه‌ای خاورمیانه

اعتراضات اخیر در ایران نشان‌دهنده یک ضعف داخلی عمیق در جمهوری اسلامی است؛ ضعفی که تحلیلگر تایمز اسرائیل می‌گوید بر انتخاب‌های استراتژیک تهران و توازن منطقه‌ای اثرگذار است، اما به معنای فروپاشی قریب‌الوقوع نظام حاکمیتی آن نیست.

گیل توبول، تحلیلگر مسايل ژئوپلیتیک در مقاله‌ خود نوشت که تعطیلی بازارها، که به لحاظ تاریخی و سنتی نماد وفاداری به نظام بوده، اکنون یک سیگنال سیاسی بسیار قوی محسوب می‌شود و نشان می‌دهد نارضایتی به قلب اقتصادی کشور رسیده است؛ اما حاکمیت روحانیون در چندین نوبت ثابت کرده که «گرچه از نظر ایدئولوژیک سخت‌گیر است، اما در تصمیمات راهبردی خود منطقی و حساب‌شده عمل می‌کند و در نتیجه اولویت اصلی آن همچنان تضمین بقا و ثبات نظام است و نه اقدام شتاب‌زده و بی‌پروای نظامی».

برای ایران، جنگ مستقیم با اسرائیل امروز یک ریسک وجودی خواهد بود؛ چراکه موجب تشدید بحران اقتصادی، آسیب‌پذیری جغرافیایی ایران در برابر حملات و احتمال تبدیل اعتراضات اجتماعی به مخالفت سیاسی گسترده خواهد شد.

این تحلیلگر بر این نکته تاکید می‌کند که برای خاورمیانه، ضعف داخلی ایران به معنای پایان یا فروپاشی حاکمیت آن نیست، بلکه باعث تغییر رفتار تهران در منطقه می‌شود. ایران تحت فشار تلاش می‌کند همچنان نقش یک بازیگر مرکزی را حفظ کند، اما از عبور از خطوط قرمز که می‌تواند واکنش‌های غیرقابل کنترل ایجاد کند، اجتناب می‌کند.

به نوشته کارشناسان، این وضعیت باعث شده که تهران به جای اقدامات مستقیم، از استراتژی‌های غیرمستقیم مانند اعمال فشار نامتقارن، فعال‌سازی شبکه‌های متحد، ارسال سیگنال‌های نظامی سنجیده یا نمایش‌های نمادین قدرت استفاده کند. چنین رویکردی به ایران امکان می‌دهد موضع مقاومت خود را با حداقل هزینه سیاسی حفظ کند. کشاندن ایران به یک جنگ مستقیم می‌تواند به تهران مشروعیت داخلی‌ بدهد که در شرایط کنونی از آن برخوردار نیست.

آقای توبول معتقد است که این وضعیت باعث نگرانی بازیگران منطقه‌ای شده است. اسرائیل با احتیاط ایران را رصد می‌کند، چراکه حاکمیت ضعیف شده در ایران ممکن است غیرقابل پیش‌بینی شود، اما لزوما درگیری مستقیم نمی‌طلبد. این تحلیل تأکید می‌کند که کشاندن ایران به یک جنگ مستقیم می‌تواند به تهران مشروعیت داخلی‌ بدهد که در شرایط کنونی از آن برخوردار نیست.

بر همین اساس، راهبرد اسرائیل بر تقویت بازدارندگی، افزایش فشارهای حساب‌شده و مهار شبکه‌ها و بازوهای منطقه‌ای ایران استوار است و هم‌زمان تلاش می‌کند از تشدید تنش‌هایی که ممکن است یک بحران داخلی در ایران را به یک مسئله ملی و فراگیر تبدیل کند، جلوگیری کند.

به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید

کشورهای خلیج فارس هم با عدم قطعیت مواجه‌ هستند؛ زیرا ایران تحت فشار می‌تواند ضعف خود را با اقدامات غیرمستقیم، به ویژه در حوزه‌های دریایی و انرژی جبران کند.

از نگاه واشنگتن، نگرانی اصلی فروپاشی ناگهانی و بی‌سامان ایران است که می‌تواند صحنه داخلی را متلاطم و سایت‌های حساس از جمله برنامه هسته‌ای را در معرض خطر قرار دهد. بنابراین مدیریت شکنندگی ایران اولویت دارد و هدف فشار اقتصادی و دیپلماتیک، تضعیف نظام بدون سوق دادن آن به اقدامات نظامی خطرناک است. 

از نگاه واشنگتن، نگرانی اصلی فروپاشی ناگهانی و بی‌سامان ایران است که می‌تواند صحنه داخلی را متلاطم و سایت‌های حساس از جمله برنامه هسته‌ای را در معرض خطر قرار دهد. بنابراین مدیریت شکنندگی ایران اولویت دارد و هدف فشار اقتصادی و دیپلماتیک، تضعیف نظام بدون سوق دادن آن به اقدامات نظامی خطرناک است.

در نهایت، این تحلیل اینگونه جمع‌بندی می‌کند که شکنندگی داخلی ایران به معنای فروپاشی یا جنگ فوری نیست، بلکه نشان‌دهنده منطقه‌ای است که تهران با حداقل ریسک موجود، حداکثر نفوذ نامتقارن خود را حفظ می‌کند. این سناریو، سناریوی صلح نیست بلکه تنش مستمر به عنوان مدرن‌ترین شکل بی‌ثباتی را نمایش می‌دهد.
نیوزمکس: ترامپ برای اینکه به عنوان «رئیس جمهور صلح» شناخته شود باید برای «تغییر رژیم» در ایران تلاش کند

الن درشویتس، وکیل مشهور آمریکایی معتقد است که اگر آقای ترامپ بخواهد به عنوان «رئیس‌جمهور صلح» شناخته شود، باید از تغییر نظام در ایران حمایت کند.

آقای درشویتس در مصاحبه‌ای با شبکه نیوزمکس، ایران را «بزرگ‌ترین مانع برای صلح و ثبات بلندمدت در خاورمیانه» معرفی کرد و گفت که اقدام قاطع علیه تهران، از جمله «دادن چراغ سبز به اسرائیل برای حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران»، می‌تواند در نهایت موجب کاهش تنش‌ها شود، نه تشدید آن.

وی تاکید کرد که سقوط رهبری ایران می‌تواند راه را برای توافق‌های منطقه‌ای گسترده، از جمله عادی‌سازی روابط با عربستان و سایر کشورهای عربی هموار کند.

او افزود که آمریکا لازم نیست مستقیما عملیات نظامی انجام دهد و نتانیاهو فقط چراغ سبز آمریکا را نیاز دارد.
وای‌نت‌نیوز اسرائیل: چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود

وب‌سایت اسرائیلی «وای‌نت‌نیوز» در یادداشتی تحلیلی مدعی شد که اظهارات اخیر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، عملا به‌منزله چراغ سبزی است که تل‌آویو مدت‌ها برای اقدام علیه ایران در انتظار آن بوده است.

به‌نوشته این رسانه، حتی پیش از آن‌که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل اطلاعات جدید جمع‌آوری‌شده درباره فعالیت‌های هسته‌ای و به‌ویژه بازسازی برنامه موشک‌های بالستیک ایران را به تیم امنیتی آمریکا ارائه دهد، آقای ترامپ با مواضع صریح خود، حمایتش از اقدام اسرائیل را بیان کرد.

وای‌نت‌نیوز می‌نویسد رئیس‌جمهور آمریکا حتی به‌صورت علنی، با یک عملیات برنامه‌ریزی‌شده اسرائیل برای تضعیف توانمندی‌های ایران موافقت کرده است.

وانت‌نیوز در ادامه به واکنش علی شمخانی، مشاور ارشد رهبر جمهوری اسلامی اشاره می‌کند که در شبکه اجتماعی ایکس هشدار داده است «در دکترین دفاعی ایران، برخی پاسخ‌ها پیش از آن‌که تهدید به مرحله اجرا برسد، تعیین‌تکلیف می‌شوند». نویسنده این یادداشت، این موضع‌گیری را نشانه‌ای از آمادگی ایران برای واکنش پیش‌دستانه ارزیابی می‌کند.

این رسانه همچنین یادآور می‌شود که اسرائیل اوایل ماه جاری سطح آماده‌باش خود را بخاطربرگزاری یک رزمایش موشکی در ایران افزایش داده است.

به‌ادعای وای‌نت‌نیوز، نگرانی اصلی تل‌آویو این است که چنین رزمایش‌هایی می‌تواند به‌سرعت از حالت تمرین به حمله واقعی تبدیل شود؛ سناریویی که گفته می‌شود پیش از جنگ ۱۲روزه ماه ژوئن نیز در محاسبات ایران مطرح بوده است.

به‌تحلیل نویسنده، پرسش کلیدی در شرایط کنونی این است که «چه کسی شلیک اول را انجام می‌دهد. آیا اسرائیل دست به حمله پیش‌دستانه علیه پرتابگرهای موشکی خواهد زد یا ایران شلیک آغازین را بر عهده خواهد گرفت؟ واکنش اولیه در این میدان می‌تواند سرنوشت دور بعدی نبردها را رقم بزند.» 

به‌تحلیل نویسنده، پرسش کلیدی در شرایط کنونی این است که «چه کسی شلیک اول را انجام می‌دهد. آیا اسرائیل دست به حمله پیش‌دستانه علیه پرتابگرهای موشکی خواهد زد یا ایران شلیک آغازین را بر عهده خواهد گرفت؟ واکنش اولیه در این میدان می‌تواند سرنوشت دور بعدی نبردها را رقم بزند».

در بخش دیگری از این گزارش، وای‌نت‌نیوز به اعتراضات اخیر در تهران اشاره کرده و می‌نویسد که این تحولات به‌معنای فروپاشی قریب‌الوقوع نظام نیست. از نگاه این رسانه اسرائیلی، تغییر واقعی قدرت در ایران تنها در صورتی محتمل است که از درون ساختار نظامی [ارتش] رخ دهد؛ ساختاری که به‌گفته نویسنده، نسبت به بدنه سیاسی ـ اقتصادی حاکم، حرفه‌ای‌تر و کمتر ایدئولوژیک است.

یورونیوز فارسی را در ایکس دنبال کنید

در مقابل، سپاه پاسداران به‌دلیل پیوندهای عمیق ایدئولوژیک و منافع اقتصادی گسترده، همچنان وفادارترین ستون بقای نظام به‌شمار می‌رود و به همین دلیل، اعتراضات خیابانی به‌تنهایی توان سرنگونی حکومت را ندارد.
رونامه کانادایی لو دووار: چرا ایران نیروی دریایی کانادا را تروریستی اعلام کرد؟

روزنامه کانادایی «لو دووار» ضمن پرداختن به اقدام ایران برای معرفی نیروی دریایی کانادا به‌عنوان یک سازمان «تروریستی»، این تصمیم تهران را بیش از هر چیز «نمادین» توصیف و احتمال درگیری یا تنش مستقیم با کانادا را بسیار پایین ارزیابی کرد، چراکه دو کشور عملا از سال ۲۰۱۲ میلادی روابط دیپلماتیک ندارند.

ایران این اقدام را «عملی متقابل» در واکنش به تصمیم کانادا در سال ۲۰۲۴ برای ثبت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست نهادهای «تروریستی» عنوان کرده است.

به تحلیل این رسانه، اقدام ایران بیشتر یک نمایش قدرت داخلی است تا اینکه تهدیدی واقعی برای کانادا باشد. این رسانه با پرداختن به اینکه چرا ایران این اقدام را با تاخیر ۱۸ ماهه پس از تصمیم کانادا انجام داده است، به نقل از حمید عنایت، تحلیلگر سیاسی و متخصص مسائل ایران می‌نویسد که «ایران در شرایطی به سر می‌برد که شدیدا تضعیف شده است و نیاز دارد قدرت و تسلط خود را به نیروهای داخلی خودش ثابت کند».

لو دووار اشاره می‌کند که واکنش ایران مشابه رفتار گذشته این کشور در برابر اقدام آمریکا در سال ۲۰۱۹ است، زمانی که واشنگتن سپاه پاسداران را در فهرست «تروریستی» قرار داد و ایران در پاسخ تمام نیروهای آمریکایی در منطقه را «تروریست» اعلام کرد.

اگرچه استرالیا نیز اخیرا سپاه پاسداران را در فهرست «نهادهای حامی تروریسم» قرار داده، ایران هنوز واکنشی رسمی نسبت به این اقدام نشان نداده است.

این روزنامه یادآور می‌شود که قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست سازمان‌های «تروریستی» موضوعی بود که برای سال‌ها و به‌ویژه پس از سرنگونی پرواز اوکراینی در ژانویه ۲۰۲۰ در ایران، از سوی اعضای اپوزیسیون در اتاوا و جامعه ایرانیان مقیم کانادا پیگیری می‌شد.
رفتن به

No responses yet

Dec 30 2025

درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,اعتصاب,اقتصادی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,دزدی‌های رژیم,سیاسی,شورش,فساد,فقر

بی‌بی‌سی: از روز گذشته ویدیویی از یک معترض در تهران که وسط خیابان مقابل تعداد زیادی از موتورسواران یگان ویژه نشسته بود، در شبکه‌های اجتماعی بارها بازنشر شده و به نماد اعتراض‌ها به افزایش قیمت ارز و مشکلات معیشتی تبدیل شده است.

این ویدیو روز دوشنبه هشتم دی‌ماه از دو زاویه در دو سمت خیابان جمهوری مقابل پاساژ علاءالدین گرفته شده است.

مردی که در ویدیو دیده می‌شود، وسط خیابان نشسته است، سرش را پایین انداخته و کاپشنش را روی سرش می‌کشد. حدود ۲۷ نیروی یگان ویژه بر ترک موتور یا ایستاده مقابل او دیده می‌شوند.

دو اسکرین‌شات از ویدیوی مردی که وسط خیابان مقابل نیروهای یگان ویژه نسته است
توضیح تصویر، دو اسکرین‌شات از ویدیوی مردی که وسط خیابان مقابل نیروهای یگان ویژه نسته است

ویدیو کیفیت چندان خوبی ندارد اما به‌سرعت اسکرین‌شات‌هایی از این ویدیو که اغلب با هوش مصنوعی کیفیتش بالا رفته و دستکاری شده بود، منتشر شد.

در مواردی کاربران اسکرین‌شات‌های دستکاری شده را به عنوان تصویر واقعی منتشر کردند.

به نظر می‌رسد که کاربران این اسکرین‌شات‌ها را بر اساس تصویر واقعی به منظور بالا بردن کیفیت تصویر و تاثیرگذارتر کردنش با استفاده از هوش مصنوعی دستکاری و منتشر کردند.

برای مثال در تصویر سمت چپ پایین که کیفیت آن با هوش مصنوعی تغییر داده شده، خط‌های عابر پیاده دیده می‌شود، در حالی که در ویدیوی اصلی به دلیل اینکه ویدیو از پشت پنجره گرفته شده، انعکاس تصویر کلیدهای پیانویی که در اتاق فیلمبردار وجود دارد،‌ روی شیشه افتاده است، اما هوش مصنوعی کلیدهای پیانو را به عنوان خط عابر پیاده شناسایی کرده و آن را بازسازی کرده است.

در این تصویر همچنین فردی که وسط خیابان نشسته سرش را بالا گرفته، در حالی که در تصویر اصلی سر او پایین است.

توضیح تصویر، سمت راست، اسکرین‌شات از ویدیوی واقعی، سمت چپ اسکرین‌شات دستکاری شده با هوش مصنوعی

تعداد دیگری از اسکرین‌شات‌هایی که با هوش مصنوعی بازسازی‌شده، تغییرات دیگری در تصویر واقعی ایجاد کرده است؛ مانند اضافه کردن دود یا تعداد نیروهای یگان ویژه، تغییر شیوه نشستن و لباس فردی که در خیابان است.

همه این موارد باعث شده تا تصویر واقعی کمتر دیده شود.

توضیح تصویر، دو تصویر بازسازی شده با هوش مصنوعی

پس از انتشار این ویدیو، ویدیوی دیگری منتشر شد که در آن می‌بینیم نیروهای یگان ویژه این معترض را کتک می‌زنند.

مشخص نیست این فرد کیست، اما برخی از کاربران در شبکه‌های اجتماعی گفته‌اند «او از نیروهای امنیتی بوده و به دلیل مخالفت با سرکوب معترضان اقدام به نشستن وسط خیابان کرده است.» بی‌بی‌سی مستقلا نمی‌تواند این موضوع را تایید کند.

در ویدیوی دوم، صدای فردی شنیده می‌‌شوند که می‌گوید «از خودشونه». سپس این فرد از جایش بلند می‌شود و به سمت یکی از ماموران موتورسوار می‌رود و با او صحبت می‌کند، اما لحظاتی بعد یکی دیگر از نیروهای یگان ویژه او را کتک می‌زند و صدای فرد دوباره شنیده می‌شود که می‌گوید: «زدنش، زدنش»

لحظه کتک زدن فردی که وسط خیابان به نشانه اعتراض نشسته بود
توضیح تصویر، لحظه کتک زدن فردی که وسط خیابان به نشانه اعتراض نشسته بود

از روز گذشته بعضی از کاربران از این تصویر، برای خلق هنر اعتراضی الهام گرفتند و تصاویری ساختند که بارها در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد و بعضی از کاربران اقدام این معترض را «شجاعانه» توصیف کردند.

تصویر هنری الهام گرفته از مرد معترضی که وسط خیابان نشسته بود
توضیح تصویر، تصویر هنری الهام گرفته از مرد معترضی که وسط خیابان نشسته بود که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد

No responses yet

Dec 30 2025

سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,اعتصاب,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی,فساد,فقر

تصویری از اعتراضات روز دوشنبه هشتم دی در تهران

رادیوفردا: اعتراض‌ها به گرانی در ایران روز سه‌شنبه ۹ دی با ادامه تعطیلی بازارها در تهران و شیراز همراه شد. ویدیوهای منتشرشده از پایتخت از تعطیلی گسترده بخش‌هایی از بازار و شکل‌گیری تجمعات پراکنده اعتراضی، ازجمله در محدوده ونک و خیابان ملاصدرا، حکایت دارد.

بر پایه این گزارش‌ها، بازار بزرگ تهران برای سومین روز پیاپی در اعتصاب به سر می‌برد و فضای امنیتی در برخی نقاط شهر مشاهده می‌شود. تجمع‌هایی در محدوده خیابان ملت و سرای ملی گزارش شده و فعالیت اقتصادی در بخش‌هایی از بازار متوقف شده است.

همچنین گزارش‌هایی از اعتصاب و تجمع بازاریان در خیابان صابونیان در بازار شوش تهران، سرای ملی، بازار زرگرها در بازار بزرگ تهران و محدوده بازار سید اسماعیل منتشر شده است. معترضان در بازار آهن تهران (شادآباد) نیز تجمع کرده‌اند.

از اصفهان، کرمانشاه، شیراز و یزد نیز گزارش‌هایی از تجمعات اعتراضی طی روز سه‌شنبه مخابره شده و در مشهد، تصاویر از حضور سنگین نیروهای امنیتی و ضدشورش حکایت دارد.

به گفته منابع محلی، این اعتراض‌ها در واکنش به گرانی، تورم و فشارهای معیشتی صورت گرفته است.

تصاویری که به دست رادیوفردا رسیده است، از برخورد نیروهای انتظامی با معترضان در کرمانشاه حکایت دارد.

صبح امروز، کسبه کرمانشاه با تعطیل کردن مغازه‌های خود در خیابان‌ها به تظاهرات و سر دادن شعار پرداختند و شماری از شهروندان نیز به آن‌ها پیوستند. با این حال، این تصاویر نشان‌دهنده… pic.twitter.com/ym2i5YmYNM

— RadioFarda‌|‌راديو فردا (@RadioFarda_) December 30, 2025

برخی تصاویر از روز سه‌شنبه نشان‌دهندۀ حمله گارد ویژه با گاز اشک‌آور به معترضان در میدان شوش تهران است.

تصاویری منتشر شده که نشان می‌دهد نیروهای انتظامی وارد بازارچه‌ها شده‌اند و کسبه را تهدید به بازگشایی مغازه‌هایشان می‌کنند.

دیگر گزارش‌ها حاکی است روز سه‌شنبه معترضان از سمت چهارراه گلوبندک به سمت بخشی از خیابان خیام حرکت کردند و در این محدوده، درگیری و تنش گزارش شده و مأموران برای متفرق کردن جمعیت اقدام کرده‌اند.

برخی تصاویر نیز از تجمع و راهپیمایی دانشجویان در دانشگاه‌های تهران، علم و صنعت، طباطبایی، علم و فرهنگ، خواجه‌نصیر و بهشتی تهران و دانشگاه صنعتی اصفهان طی روز سه‌شنبه حکایت دارد.

اعتراض‌ها به گرانی در ایران روز سه‌شنبه ۹ دی با ادامه تعطیلی بازارها در تهران و چند شهر دیگر همراه شد. ویدیوهای منتشرشده از پایتخت از تعطیلی گسترده بخش‌هایی از بازار و شکل‌گیری تجمعات پراکنده اعتراضی حکایت دارد.

تصاویری منتشر شده که نشان می‌دهد نیروهای انتظامی وارد بازارچه‌ها… pic.twitter.com/LCg5DCRVlQ

— RadioFarda‌|‌راديو فردا (@RadioFarda_) December 30, 2025

گزارش‌ها و تصاویر منتشرشده از کرمانشاه نیز حاکی از تجمع و راه‌پیمایی گسترده مردم و کسبه در خیابان مصدق این شهر در روز سه‌شنبه ۹ دی است. بر پایه این گزارش‌ها، اعتراض‌ها با حضور پرشمار شهروندان ادامه داشته و شماری از پاساژها و مراکز کسب‌وکار از جمله پاساژهای سروش، ولیعصر، میرداماد، ارگ و حافظ تعطیل شده‌اند.

تصاویر دریافتی از کرمانشاه نشان‌دهندۀ حضور سنگین مأموران حکومتی و شلیک گاز اشک‌آور از سوی آنان به سوی جمعیت است.

به گفته منابع محلی، این اعتراض‌ها در واکنش به آنچه معترضان «فروپاشی اقتصادی» و «بحران معیشتی» می‌خوانند، شکل گرفته است.

اعتراض‌های این سه روز به‌دنبال افزایش شدید قیمت ارزهای خارجی و سکه طلا صورت می‌گیرد که روز یکشنبه از مراکز خرید عمده مرکز شهر تهران آغاز شد.

ویدئوهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی در روز ۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ نشان می‌دهد که معترضان در کرمانشاه با تعطیلی مغازه‌ها و برگزاری تظاهرات خیابانی، در سومین روز اعتراض‌ها شرکت کردند.

این تظاهرات در خیابان مصدق کرمانشاه برگزار شد و معترضان با سردادن شعارهای «حمایت، حمایت» و «مرگ بر… pic.twitter.com/KQvLlTfjeE

— RadioFarda‌|‌راديو فردا (@RadioFarda_) December 30, 2025
اعتراض‌ها در روز دوشنبه با تعطیلی بخش‌هایی از بازار، تجمع‌های خیابانی و سردادن شعارهای اعتراضی علیه وضعیت اقتصادی و حکومت در تهران، کرج، ملارد، همدان و قشم همراه شد. هم‌زمان گزارش‌هایی از برخورد نیروهای امنیتی با معترضان منتشر شد و در واکنش به نوسان‌های بازار، دولت از تغییر رئیس‌کل بانک مرکزی خبر داد و اعلام کرد عبدالناصر همتی جایگزین محمدرضا فرزین خواهد شد.
در مورد اعتراضات روز دوشنبه، در روندی کم‌سابقه، رسانه‌های حکومتی هم وقوع این اعتراضات را گزارش کرده و اخباری در مورد آن منتشر کردند.
ازجمله خبرگزاری فارس نوشت که در مسیر چهارراه استانبول به میدان خمینی، شعارهایی با مضامین سیاسی از جمله «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران» و «رضاشاه روحت شاد» سر داده شد. این خبرگزاری این شعارها را به «چند نفر از لیدرهای حاضر» منسوب دانست.

در سومین روز اعتراض‌ها، حضور دانشجویان معترض در دانشگاه‌های مختلف به‌طور محسوسی افزایش یافت.

تصاویری از دانشگاه‌های تهران، علامه طباطبایی، شهید بهشتی، علم و صنعت، امیرکبیر، شریف و دانشگاه یزد در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است.

دانشجویان با دعوت از عموم مردم برای پیوستن به این… pic.twitter.com/L9pOMLzEPH

— RadioFarda‌|‌راديو فردا (@RadioFarda_) December 30, 2025

واکنش‌ها به اعتراضات

گسترش اعتراض‌ها به گرانی و نوسان شدید قیمت ارز در ایران با واکنش‌هایی در داخل و خارج کشور همراه شده است.

مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری اسلامی ایران، روز دوشنبه در سخنانی مدعی شد که «معیشت مردم دغدغه هر روز» اوست و گفت «اقدامات اساسی برای اصلاح نظام پولی و بانکی و حفظ قدرت خرید مردم» در دستور کار دولت قرار دارد.

او همچنین اعلام کرد که به وزیر کشور مأموریت داده است «از مسیر گفت‌وگو با نمایندگان معترضان، مطالبات برحق آن‌ها را بشنود».

رئیس‌جمهوری توضیح نداد منظور از نمایندگان معترضان چه کسانی هستند و چرا این اقدامات پیش از آغاز اعتراض‌ها اجرا نشده بود.

او اما سپس با «جمعی از رؤسای اصناف، اتحادیه‌ها، اتاق‌های بازرگانی و اعضای هیئت امنای بازار» دیداری داشت.

در مقابل، رضا پهلوی، ولیعهد پیشین ایران، در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس گفت تا زمانی که «این رژیم» بر سر کار است، وضعیت اقتصادی کشور «رو به زوال» خواهد بود. او همچنین نیروهای امنیتی را خطاب قرار داد و نوشت: «این نظام در حال فروپاشی است. در مقابل مردم نایستید. به مردم بپیوندید».

هم‌زمان، وزارت خارجه ایالات متحده با انتشار پیامی در حساب فارسی خود در شبکه ایکس اعلام کرد که آمریکا از «صدای مردم ایران» حمایت می‌کند و اعتراض‌ها را نشانه خستگی جامعه از «سیاست‌های شکست‌خورده» جمهوری اسلامی دانست.

مایک والتز، سفیر آمریکا در سازمان ملل، نیز گفت مردم ایران خواهان آزادی هستند و سال‌ها از حکومت روحانیان رنج برده‌اند.

وزارت امور خارجه آمریکا در واکنش به اعتراض‌های روزهای اخیر ایران نوشت که ایالات متحده از تلاش مردم ایران و صدایشان حمایت می‌کند.

حساب فارسی وزارت خارجه آمریکا دوشنبه در شبکه‌های اجتماعی نوشت که با کاهش شدید ارزش پول ایران و با وجود خشونت ماموران، صدای ایرانیان شجاع بلند است و… pic.twitter.com/86UxNFgFHN

— RadioFarda‌|‌راديو فردا (@RadioFarda_) December 30, 2025

مایک پومپئو، وزیر خارجه پیشین آمریکا، نیز در واکنش به این اعتراض‌ها نوشت مردم ایران سزاوار دولتی «نماینده و پاسخگو» هستند و حکومت جمهوری اسلامی با «افراط‌گرایی و فساد» کشوری را که می‌توانست شکوفا باشد، ویران کرده است.

همچنین سناتور راجر ویکر، از ایالت می‌سی‌سی‌پی، اعلام کرد که از اعتراض ایرانیان علیه «اقتصادی ویران» حمایت می‌کند.

در داخل ایران، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، گفت «بدخواهان» در پی کشاندن مطالبات مردم به «آشوب» هستند و مدعی شد مردم مانع «انحراف اعتراض‌ها» خواهند شد.

فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت نیز گفت اعتراض‌ها را به رسمیت می‌شناسیم و دولت صداهای تند را هم خواهد شنید.

به‌گفته خانم مهاجرانی مردم زمانی صدای خود را بلند می‌کنند که فشار بالایی بر آن‌ها وارد شده باشد.

در همین حال، مصطفی تاج‌زاده، زندانی سیاسی، اعتراض‌های مردمی را «حق» شهروندان دانست و ریشه بحران کنونی را در ساختار سیاسی حاکم توصیف کرد. هم‌زمان گزارش‌هایی از ارسال پیامک‌های هشدارآمیز برای شهروندان در ایران منتشر شده که در آن نسبت به حضور در تجمع‌های اعتراضی هشدار داده شده است.

اعتراض‌ها که از یکشنبه با تجمع بازاریان در تهران آغاز شد، روز دوشنبه به شهرهای دیگری نیز گسترش یافت و شعارهایی علیه وضعیت اقتصادی و حاکمیت سر داده شد.

روز دوشنبه گروهی از نمایندگان مجلس با ارسال نامه‌ای خواستار اصلاح لایحهٔ بودجهٔ ۱۴۰۵ و بازنگری در سیاست‌های ارزی دولت شدند و هشدار دادند افزایش نرخ ارز به تشدید تورم و فشار معیشتی می‌انجامد.

درپی این تحولات، مهدی طباطبایی، معاون ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر رئیس‌جمهوری اعلام کرد که محمدرضا فرزین از سمت ریاست کل بانک مرکزی کنار رفته و عبدالناصر همتی «جایگزین او خواهد شد».

تعطیلی‌های اعلام‌شده از سوی دولت

در همین حال، دولت ایران اعلام کرد که تمامی اداره‌ها و مؤسسه‌های دولتی، مدرسه‌ها، دانشگاه‌ها، بانک‌ها و شهرداری‌های استان تهران روز چهارشنبه ۱۰ دی تعطیل خواهند بود.

به گفتهٔ کارگروه مدیریت مصرف بهینهٔ انرژی استان تهران، این تصمیم به‌دلیل سرمای هوا و ضرورت تأمین برق و گاز اتخاذ شده است.

بر اساس گزارش خبرگزاری‌های داخلی، تعطیلی شامل مراکز درمانی، امدادرسان، خدماتی، واحدهای انتظامی و شعب کشیک بانک‌ها نمی‌شود. همچنین اعلام شده است که امتحانات دانشگاهی طبق برنامه برگزار خواهد شد و تعطیلی مراکز آموزش عالی شامل آزمون‌ها نیست.

کارگروه مدیریت مصرف بهینهٔ انرژی با اشاره به کمبود برق و گاز در روزهای سرد، از شهروندان خواسته است با کاهش مصرف انرژی از قطع برق و افت فشار گاز جلوگیری کنند.

اعلام این تعطیلی یک روز پس از اعتراض‌ها در برخی شهرهای ایران از جمله تهران انجام شد؛ اعتراض‌هایی که در واکنش به افزایش قیمت ارز و بحران اقتصادی شکل گرفت. گزارش‌ها حاکی است که در دو روز گذشته، استان تهران از کانون‌های اصلی این اعتراض‌ها بوده است.

به گفتهٔ مقام‌های دولتی، علاوه بر استان تهران، استان‌های همدان و خراسان رضوی از جمله شهر مشهد نیز روز چهارشنبه تعطیل خواهند بود.

No responses yet

Dec 26 2025

چند درصد ایرانی‌ها زیر خط فقر هستند؟ | در فاصله ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۳ حدود ۵ میلیون نفر به فقرای کشور اضافه شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,تحریم,تروریزم,حقوق بشر,دزدی‌های رژیم,سیاسی,فساد,فقر

دیارمیرزا : به نقل از دنیای اقتصاد، گزارش‌های سیاستی دولت از گسترش فقر به دلیل تشدید تحریم‌ها سخن می‌گویند؛ موضوعی که به نظر می‌رسد در کنار آن باید عامل ناکارآمدی در تصمیم‌گیری‌ها از سوی برخی دستگاههای دولتی را هم لحاظ کرد. حالا پژوهشگران از افزایش فاصله طبقاتی همزمان با فقر در کشور خبر می‌دهند و بر این باورند که بخش عمده‌ای از ثروت کشور در دست یک درصد از جامعه قرار دارد. این آمار را دکتر علی حیدری، پژوهشگر اقتصادی بر اساس جدیدترین گزارش‌های آماری منتشر شده در ایران و جهان می‌گوید.

گزارش‌های سیاستی دولت از گسترش فقر به دلیل تشدید تحریم‌ها سخن می‌گویند؛ موضوعی که به نظر می‌رسد در کنار آن باید عامل ناکارآمدی در تصمیم‌گیری‌ها از سوی برخی دستگاههای دولتی را هم لحاظ کرد.

علی حیدری، پژوهشگر اقتصادی با اشاره به انتشار گزارش نابرابری جهانی می‌گوید: گزارش نابرابری جهانی که به بررسی نابرابری‌های اقتصادی و ثروت در سطح جهان می‌پردازد، حکایت از آن دارد که وضعیت ایران به شدت در این گزارش نگران کننده است؛ به نحوی که اگرچه سهم درآمدی ده درصد بالای جمعیت در کل جهان به صورت میانگین ۵۰ درصد است؛ اما این رقم در ایران به ۵۶ درصد می‌رسد.

وی افزود: در حوزه ثروت نیز، سهم ثروت یک درصد بالای جمعیت کشور در ایران ۲۹ درصد است؛ به این معنا که ۲۹ درصد ثروت کشور در دست یک درصد افراد است که این امر نشان می‌دهد اوضاع در این حوزه نیز خوب نیست.

حیدری ادامه داد: همچنین از نظر نرخ فقر نیز اگر روند را بررسی کنیم، مشاهده می‌شود در سال ۹۹ حدود ۲۹ میلیون نفر زیر خط فقر قرار داشتند و در سال ۱۴۰۲ و در سال ۱۴۰۳، جمعیت زیر خط فقر به ۳۶ درصد رسیده است که نشانگر آن است که حدود ۳۱ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر زیر خط فقر قرار دارند.

وی ادامه داد: در فاصله ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۳ حدود ۵ میلیون نفر به فقرای کشور اضافه شده‌اند.

این پژوهشگر اقتصادی در رابطه با اثر تحریم‌ها بر اقتصاد ایران اظهار داشت: تحریم در کشور ما، یک اثرات چندوجهی بر جامعه می‌گذارد و به خصوص در حوزه قشری که بازنشسته یا کارگر و یا حتی کارمند هستند نیز اثرات منفی بسیاری باقی می‌نهد.

وی تصریح کرد: علت‌العلل اصلی این موضوعات و فقیرتر شدن جامعه، بحث تحریم‌ها و عدم امکان تامین کالاها، مواد اولیه، تجهیزات، تکنولوژی‌ها و فناوری‌های روز دنیا است.

حیدری گفت: در حوزه تحریم‌ها، ایران مجبور شده برای دور زدن تحریم، به سمت فضای پنهان‌کاری و عدم شفافیت پیش رود و همین امر می‌تواند این ثروت و فاصله طبقاتی را بیشتر کند.

او ادامه داد: ما متاسفانه نظام مالیاتی قوی، مالیات بر عایدی سرمایه و مالیات بر مجموع درآمد را نداریم و این باعث شده که اختلافات طبقاتی زیاد شود.

حیدری معتقد است که کشور نتوانسته از ابزار بازتوزیع درآمد در کاهش فاصله طبقاتی استفاده کند و این باعث شده است که بخشی از منابعی که باید صرف افراد فرودست جامعه شود، به آنها نرسد.

No responses yet

Dec 25 2025

مدعی طب سنتی که گفت خامنه‌ای را حجامت کرده، کلاهبردار از آب درآمد و فراری شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,فساد

ایران اینترنشنال: اواسط آبان خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، خبر داد به اسنادی دست یافته که راز تخلفات «آقای ح.خ»، مدعی طب سنتی را که با تاسیس دانشگاه جعلی از جوانان کلاهبرداری چند هزار دلاری کرده است، فاش می‌کند.

تسنیم گزارش داد پرونده مرتبط با «دانشگاه پزشکی و طب سنتی ارمنستان» بوده و شکایات علیه این دانشگاه از سال ۱۳۹۴ آغاز شده است.

بر اساس یافته‌های ایران‌اینترنشنال، متهم ردیف اول این پرونده، حسین خیراندیش، چهره مورد علاقه صدا و سیمای جمهوری اسلامی، مدعی طب سنتی و کسی است که به گفته خودش، حتی علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی را حجامت کرده است.

صدور حکم جلب سیار خیراندیش که به گزارش رسانه وابسته به سپاه پاسداران اکنون فراری است، نقطه عطف داستان فردی است که سال‌ها تحت پوشش «طب سنتی» و با استفاده از تریبون‌های رسمی جمهوری اسلامی، یکی از پیچیده‌ترین شبکه‌های کلاهبرداری و جعل اسناد را در ایران مدیریت کرده است. فردی که خود را «حکیم» می‌نامید.

سال ۱۳۸۷ و آغاز یک پروژه آموزشی مشکوک

نخستین نشانه‌های این پرونده به اواخر دهه ۱۳۸۰ بازمی‌گردد؛ زمانی که در سال ۱۳۸۷ نهادی با عنوان نمایندگی «دانشگاه میختاری گوش ارمنستان» فعالیت خود را در غرب تهران آغاز کرد.

خیراندیش همراه دخترش، لیلا، جریانی از جذب دانشجو راه انداختند که از اساس بر پایه «اطلاعات غلط» بنا شده بود.

این مجموعه با تمرکز بر رشته‌هایی چون طب سنتی و پزشکی، اقدام به جذب متقاضیانی کرد که عمدتا یا علاقه‌مند به تحصیل پزشکی بودند یا از مسیرهای رسمی آموزشی، جا مانده بودند.

بر اساس شکایت‌های ثبت‌شده در سال‌های بعد که اولین آن مربوط به سال ۱۳۸۹ بوده و اسناد برخی از آن‌ها به ایران‌اینترنشنال رسیده است، این مرکز در دفتری در جنت‌آباد شمالی فعالیت می‌کرد و با صدور کارت دانشجویی، ارائه برنامه درسی و برگزاری کلاس، ظاهری رسمی به خود داده بود.

در همان مقطع، هیچ شکلی از اعلام عمومی از سوی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری یا وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، درباره غیرمجاز بودن این فعالیت‌ها، منتشر نشد.

مبالغ دریافتی در این به ظاهر دانشگاه از دانشجویان تکان‌دهنده بود: مبالغی بین پنج هزار تا ۱۱ هزار دلار به همراه هزینه‌های ریالی سنگین.

شکایت‌کنندگان در پرونده‌های متعدد شهادت داده‌اند مبالغ کلانی را به حساب شخصی حسین یا لیلا خیراندیش یا شرکت‌های اقماری آن‌ها واریز کرده‌اند.

برخی دانشجویان گفته‌اند تعدادی از کلاس‌های دانشگاه جعلی خیراندیش، در ساختمان دانشگاه بهشتی تهران برگزار شده و همین مسئله تا حد زیادی موجب اعتماد آنان به دانشگاه خیراندیش بوده است.

جزییات دقیق ارقام در قرار جلب به دادرسی سال ۱۴۰۰، عمق این کلاهبرداری را آشکار می‌کند.

برای نمونه، مصطفی خدادادی، مبلغ ۷۴۱۲ دلار به علاوه ۷۲ میلیون ریال، امیرحسین رضایی ۱۰۹۰۰ دلار به علاوه ۷۴ میلیون ریال و اسماء عبدالملکی ۵۰۶۰ دلار به علاوه ۱۰۹ میلیون ریال پرداخت کرده بودند.

حقیقت اما زمانی آشکار شد که این دانشجویان پس از اتمام دوره، با کاغذهایی بی‌ارزش مواجه شدند که وزارت بهداشت و وزارت علوم، صراحتا اعتبار آن‌ها را رد کردند.

معاونت درمان دانشگاه علوم پزشکی ایران، در برگ ۱۵۹ پرونده، با صراحت اعلام کرده فعالیت این مرکز از ابتدا «کاملا غیرمجاز» بوده و هیچ مجوزی برای کار در ایران نداشته است. پاسخی که نشان می‌دهد تمام آن سال‌های تحصیل و هزینه‌های دلاری، برای دانشجویان دود شده و به هوا رفته‌ است.

روند اتفاقات رخ داده برای دانشگاه جعلی حسین خیراندیش

Chart with 8 data points.View as data table, روند اتفاقات رخ داده برای دانشگاه جعلی حسین خیراندیش

The chart has 1 X axis displaying categories.

The chart has 1 Y axis displaying values. Data ranges from 1 to 1.

End of interactive chart.

نخستین شکایت‌ها

اولین مرتبه‌ای که یک شعبه رسمی در قوه قضاییه به پرونده خیراندیش رسیدگی کرد، سال ۱۳۹۵ بود.

دی‌ماه این سال، شعبه هفتم بازپرسی دادسرای ناحیه ۵ تهران، پس از بررسی شکایت‌هایی با محور «کلاهبرداری آموزشی»، برای خیراندیش قرار منع تعقیب صادر کرد.

استدلال بازپرس این بود که شاکیان در قبال پرداخت وجوه در کلاس‌ها شرکت کرده‌اند و از آنجا که امکان استعلام مجوز وجود داشته، عنصر «بردن مال از طریق مانور متقلبانه» احراز نمی‌شود.

این تصمیم، اگرچه در آن مقطع پرونده را متوقف کرد، اما عملا به یکی از بحث‌برانگیزترین بخش‌های این ماجرا تبدیل شد؛ چرا که مسئله «جعل عنوان دانشگاهی» و «فعالیت بدون مجوز» در آن رای به‌صورت جدی بررسی نشد.

پرونده‌ای موازی با اتهاماتی سنگین‌تر

در حالی که پرونده نخست با قرار منع تعقیب بسته شد، پرونده‌ای دیگر در دادسرای فرهنگ و رسانه تهران شکل گرفت. پرونده‌ای که ابعاد آن فراتر از یک موضوع آموزشی بود.

در این پرونده، شبکه‌ای از جعل اسناد رسمی، از جمله صدور ده‌ها دانش‌نامه و کارت دانشجویی با مهر منتسب به نهادهای حاکمیتی، مورد رسیدگی قرار گرفت.

یکی از متهمان اصلی این بخش از پرونده، به اتهام جعل بیش از ۱۰۰ سند و غصب عنوان، در دادگاه بدوی محکوم شد و رای او در سال ۱۳۹۹ در دادگاه تجدیدنظر استان تهران، مورد بررسی قرار گرفت.

اگرچه دادگاه تجدیدنظر اصل وقوع جعل را تایید کرد، اما مجازات‌ها به دلایل قانونی – از جمله اعمال مقررات تخفیف و تعلیق – به‌طور قابل توجهی کاهش یافت.

نتیجه عملی این روند آن شد که بخش مهمی از پیامدهای کیفری، اثر بازدارنده‌ای در فضای عمومی ایجاد نکرد.

حضور رسانه‌ای و اعتبار ساختگی

پیش از آن که نام خیراندیش در پرونده‌های قضایی مطرح شود، او در فضای عمومی ایران به‌عنوان مروج طب سنتی شناخته شده بود و حضورش در برنامه‌های تلویزیونی، سخنرانی‌ها و رسانه‌های رسمی، تصویری از «یک کارشناس مورد تایید» ایجاد کرده بود. تصویری که به گفته برخی شاکیان، عامل اصلی اعتماد آن‌ها به پروژه دانشگاهی مورد بحث بود.

در دهه ۱۳۹۰، خیراندیش بارها در قاب صدا و سیما درباره درمان بیماری‌ها، نقد پزشکی مدرن و ضرورت بازگشت به طب سنتی سخن گفت. هم‌زمان، نام او در برخی ساختارهای رسمی فرهنگی و اجتماعی نیز دیده شد. حضوری که از نظر منتقدان، نوعی سرمایه نمادین برای او ایجاد کرد.

از سال ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳، علی‌رغم صدور قرار جلب به دادرسی، خیراندیش همچنان در برنامه‌های تلویزیونی و گفت‌وگوهای رسانه‌ای حضور داشت.

در حالی که او در شعبه ۵ بازپرسی جرائم پزشکی پرونده داشت، در برنامه‌هایی چون «انارستان» و شبکه‌های مختلف سیما، در جایگاه یک مصلح علمی ظاهر می‌شد.

خیراندیش با استفاده از این تریبون، نه تنها به تبلیغ غیرمستقیم دوره‌های خود می‌پرداخت، بلکه با مطرح کردن مباحث جنجالی سیاسی و مذهبی، سعی در جلب حمایت جریان‌های خاص داشت.

او اسفند ۱۴۰۰ در یک گفت‌وگوی رسمی مدعی شد با دو تسبیح دور دریاچه چیتگر راه رفته تا وضعیت حجاب را آمارگیری کند: «سال گذشته دو تسبیح برای شمارش باحجاب و بی‌حجاب‌ها برداشتم و دور استخر بزرگ دریاچه خلیج فارس راه افتادم. تسبیح مربوط به بی‌حجاب‌ها از سه دور گذشت، اما تسبیح مربوط به باحجاب‌ها از یک تسبیح هم بیشتر نشد.»

خیراندیش با نادیده گرفتن آمارهای دولتی، خود را «شاخص‌گذار» ارزش‌ها معرفی می‌کرد.

در دوران بحران کرونا نیز او با ادعاهایی مبنی بر اینکه «با حجامت می‌توان اثر واکسن را خارج کرد»، عملا در تقابل با علم پزشکی ایستاد.

فکت‌چک‌های علمی نشان دادند این ادعاها هیچ مبنایی جز خرافه ندارند، اما نفوذ او چنان ریشه‌دار بود که حتی هشدارهای وزارت بهداشت هم نتوانست آنتن زنده صدا و سیما را از او بگیرد.

شبکه خانوادگی و شرکت‌های اقماری

بر اساس اسناد ثبت رسمی در ایران، خیراندیش تنها یک مدرس یا به قول خودش «حکیم» نیست، بلکه راس یک هرم اقتصادی است. او با استفاده از اعضای خانواده‌اش، شبکه‌ای از شرکت‌ها را برای چرخش مالی وجوه دریافتی ایجاد کرده است.

شرکت آموزشی «پیشگامان سلامت حکیم خیراندیش» حلقه‌ای از زنجیره است. این شرکت با مالکیت ۷۰ درصدی حسین خیراندیش، بازوی اصلی برگزاری دوره‌های آموزشی او در خصوص «طب سنتی» بود. در واقع، بسیاری از قراردادهای «دانشگاه ارمنستان» در دل این شرکت منعقد می‌شد.

شرکت بعدی، شرکت «پخش شفابخش هرمس» با مالکیت ۹۸ درصدی خیراندیش است که وظیفه توزیع داروهای گیاهی و محصولاتی را داشت که در شبکه او تولید می‌شدند.

سازمان «خیریه بین‌المللی کافل» را هم نباید نادیده گرفت. حضور خیراندیش در هیات امنای این موسسه که با شعار «دفاع از حقوق کودکان» فعالیت می‌کرد، تلاشی برای ایجاد یک پوشش بشردوستانه و سفیدشویی سوابق حقوقی به نظر می‌رسد.

حضور مداوم لیلا و معصومه خیراندیش در این شرکت‌ها و پرونده‌های قضایی، نشان‌دهنده یک «کسب‌وکار خانوادگی» بر پایه جعل و فریب است.

کلاهبرداری که علی خامنه‌ای را حجامت کرد

خیراندیش در بسیاری از محافل، خاطره‌ای از رهبر جمهوری اسلامی نقل کرده است. او بدون ذکر تاریخ این اتفاق، گفته است: «من وقتی حضرت آقا را حجامت می‌کردم، ایشان می‌گفتند دعای حجامت را بلند بخوان و من می‌خواهم مضمونش را بفهمم. رهبری بحث و انتقادی هم روی معنای یکی از کلمات داشتند و از من پرسیدند برداشت شما از عبارت من العین فی‌الدم چیست؟ من جواب دادم که ما اعتدال ترجمه کردیم؛ ایشان فرمودند غلط است و چشم زخم در خون درست است؛ به ایشان گفتم آیا می‌دانید عملی که روی شما انجام می‌شود درمانش اینجاست؟ ایشان در جواب گفتند که چرا به مردم نمی‌گویید؟»

او همچنین گفته است مریض‌های شیمیایی را با حجامت درمان می‌کند.

تبارشناسی یک مصونیت؛ از حزب جمهوری تا اتاق‌های فکر

برای درک چرایی مصونیت خیراندیش، باید به شناسنامه سیاسی‌اش نگریست. او به گفته خودش، کار را از مسئولیت آموزش در «حزب جمهوری اسلامی» آغاز کرد. حزبی که خاستگاه اصلی کادرهای اجرایی نظام جمهوری اسلامی در دهه ۶۰ بود.

او بر اینکه «برادر دو شهید» است تاکید داشته و از این عنوان که در ساختار سیاسی ایران، نوعی «سرمایه نمادین» و مصونیت نانوشته فراهم می‌کند، نهایت بهره را برده است.

خیراندیش در اظهاراتی که بارها در ویدیوهای منتشر شده از او دیده شده، با صدایی آرام اما قاطع می‌گوید: «من یک مسلمان عضو نظام جمهوری اسلامی هستم که تعهدی به کشورم دارم …. حفظ نظام برای من اولویت اول است.»

این ادبیات، کلیدواژه‌ای بود که درهای بسته بسیاری را به روی او گشود.

خیراندیش با تعریف فعالیت‌های درمانی خود به عنوان «جهاد علمی برای استقلال از داروی بیگانه»، عملا هر گونه نقد علمی بر روش‌های خود را به جبهه مخالفت با استقلال کشور راند.

او با همین استراتژی، عضو بخش تخصصی پوشاک سلامت‌محور کارگروه ساماندهی مد و لباس شد.

این کارگروه، زیرمجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.

خیراندیش گفته که حتی در جلسات شورای عالی امنیت ملی و نهادهای بالادستی، به عنوان «مشاور» در حوزه سلامت و سبک زندگی، حاضر شده است.

او سال ۱۴۰۲ مشاور رییس و عضو کمیسیون پزشکی پارالمپیک نیز شد.

خیراندیش در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۴۰۳ از سعید جلیلی حمایت و در چند نوبت به نفع او مصاحبه و سخنرانی کرد؛ در حالی که در لایه‌های پنهان، پرونده‌های کلان مالی او در حال انباشت بود.

۱۵ سال بعد؛ پرسش‌هایی که هنوز باقی‌اند

پرونده دانشگاه ارمنستان اکنون بیش از ۱۵ سال عمر دارد. پرونده‌ای که از یک فعالیت آموزشی مشکوک آغاز شد و به جعل، کلاهبرداری و فعالیت غیرمجاز رسید.

در این بازه زمانی، تصمیم‌های متناقض قضایی، احکام تعلیقی و اطاله دادرسی و رسیدگی، در کنار حضور بی‌وقفه متهم اصلی در «رسانه ملی»، تصویری پیچیده و چندلایه ایجاد کرده است.

با وجود پرونده‌های متعدد قضایی و اتهامات سنگین، خیراندیش تا همین چند ماه پیش در صدا و سیما و رسانه‌های حکومتی تریبون داشت.

این واقعیت نشان می‌دهد حتی در پرونده‌های سنگین قضایی، نفوذ و ارتباط با ساختار حکومتی، می‌تواند مصونیت نسبی ایجاد کند.

No responses yet

Dec 07 2025

قاچاقچیان سوخت و جریمه ۱۱ هزار میلیارد تومانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,فساد

تویتر ایران اینترنشنال: چهار مقام ارشد انتظامی و قضایی طی دو هفته اخیر روایت‌های کاملا متفاوتی از یک پرونده جنجالی ارائه کرده‌اند؛ پرونده‌ای که به جریمه چندده‌هزار میلیاردی یک شبکه قاچاق سوخت مربوط می‌شود. احمدرضا رادان، فرمانده کل انتظامی فراجا، و حسین رحیمی، رییس پلیس امنیت اقتصادی، اعلام کردند که قاچاقچیان سوخت جریمه ۱۱ هزار میلیارد تومانی را در کمتر از دو ساعت پرداخت کرده‌اند. اما در مقابل، سخنگوی قوه قضاییه این ادعا را «از اساس نادرست» دانست و رییس قوه قضاییه نیز تاکید کرد که «امکان چنین پرداختی وجود ندارد» و حتی «اصلاحیه فراجا هم غلط بوده است».

چهار مقام ارشد انتظامی و قضایی طی دو هفته اخیر روایت‌های کاملا متفاوتی از یک پرونده جنجالی ارائه کرده‌اند؛ پرونده‌ای که به جریمه چندده‌هزار میلیاردی یک شبکه قاچاق سوخت مربوط می‌شود.
احمدرضا رادان، فرمانده کل انتظامی فراجا، و حسین رحیمی، رییس پلیس امنیت اقتصادی، اعلام کردند که… pic.twitter.com/Jc2Gx4pBcl

— ايران اينترنشنال (@IranIntl) December 6, 2025

No responses yet

Dec 07 2025

حکایت ملا و قاچاق ۴۳۲ میلیون لیتر سوخت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,فساد

یاشار سلطانی: روزانه ۶.۵ میلیون لیتر گازوئیل قاچاق می‌شود در حالی که نیروگاه‌ها سوخت ندارند. در این گزارش از مسیر‌های قاچاق سوخت در جنوب ایران می‌نویسم و به این پرسش پایخ می‌دهم که مبارزه با قاچاق سوخت در ایران نشدنی است یا نخواستنی؟!

در روزهایی که نیروگاه‌های برق ایران با بهانه‌ نداشتن سوخت کافی و برای جلوگیری از سوزاندن مازوت خاموش می‌شوند تا مثل سال‌های جنگ خاموشی‌های گسترده نصیب مردم ایران شود به گفته مقام‌های مسئول در ایران روزانه ۲۰ میلیون لیتر سوخت از کشور قاچاق و به کشورهای همسایه می‌رود. این قاچاق‌ها از سه استان بوشهر با کمترین سهم و هرمزگان و سیستان و بلوچستان با بیشترین سهم صورت می‌گیرد. بزرگی عدد قاچاق روزانه و قاچاق ماهانه و محدود بودن آن به چند استان و شهر مشخص این سوال را پدید می‌آورد که چرا نمی‌توان با قاچاق سوخت مبارزه کرد؟ آیا نشدنی است یا نخواستنی؟

در این گزارش بر اساس اطلاعاتی که از یک پرونده قاچاق سوخت در شهرستان بندرعباس و میناب به دست ما رسیده، نشان می‌دهیم که ماجرای مبارزه با قاچاق سوخت بیشتر نخواستنی است. چرا که تنها در این پرونده، سرکرده یک باند قاچاق به قاچاق ۴۳۲ میلیون لیتر گازوئیل محکوم شده و بر اساس اعتراف همدستانش نه تنها یک جاده اختصاصی برای قاچاق سوخت ساخته و از آن استفاده می‌کرد که با ماموران نیروی انتظامی هم ارتباط‌های گسترده‌ای داشته که موجب رشد و گسترش کسب و کار غیرقانونی‌اش شده است. فردی که در میناب به «ملا» معروف است. «عبدالمجید مریدی» یا ملا که صاحب «جاده‌ی ملا» و که بخش زیادی از نفتکش‌ها و لنج‌های منطقه برای او کارتلش فعالیت می‌کنند.

قاچاق سوخت در ایران چگونه انجام می‌شود؟

وقتی صحبت از قاچاق روزانه 20 میلیون لیتر سوخت در کشور می‌شود این سوال پیش می‌آید که چنین حجمی از سوخت چگونه تامین و جابجا و نهایتا خارج می‌شود. بنا به تحقیقات صورت گرفته می‌توان گفت که تانکرهای قاچاق در ایران با سه شیوه خاص در حال جابجایی سوخت قاچاق هستند.

مسیر اول استفاده از حواله‌های جعلی است.  بسیاری از تانکرها حواله جعلی دارند که چنین حواله‌ای را با هماهنگی پتروشیمی‌ها و عناصر هماهنگ در این ارگان‌‎ها شبیه‌سازی کرده و به وسیله‌ی آن محصول را جابجا می‌کنند.

شیوه‌ دوم قاچاق سوخت؛ استفاده از «حواله دوبل» است. حواله دوبل حواله‌ای است که یه بار در جریان تحویل قانونی بار استفاده، ولی مهر نمی‌شود. به این ترتیب که سوخت تحویل نیروگاه یا جایگاه سوخت می‌شود اما با پرداخت اندک پولی از مهر کردن حواله جلوگیری می‌شود تا در جابجایی‌های بعدی از آن استفاده شود.

حواله دوبل با هماهنگی مبدا یعنی پالایشگاه‌ها و پتروشیمی‌ها و مقصد یعنی جایگاه و مخازن تحویل مصرف کننده مانند نیروگاه‌ها و صنایع انجام می‌شود.

سومین شیوه هم حمل محصول بدون حواله یا همان « اوکی گیری»  است.

« اوکی گیری»  به هماهنگی قاچاقچیان با ماموران نیروی انتظامی یا دریابانی و پرداخت پول به آنها بابت عبور کالا یا سوخت به شرط عبور بدون دردسر و گیرافتادن بار گفته می‌شود. این مخصوص قاچاق‌چی‌هایی است که با ماموران نیروی انتظامی در برخی مسیرها هماهنگ هستند و با خیال راحت سوخت را جابجا می‌کنند.

البته سیستم « اوکی دهی»  خطرات دیگری از جنبه مسائل امنیتی برای کشور دارد. زیرا باری که تحت « اوکی»  باشد از نظارت و بازرسی معاف است و امکان ورود هر گونه اقلام را فراهم می‌کند که در گزارشی دیگر به تفصیل به آن می‌پردازیم.

در مجموع با یک ضرب و تقسیم ساده می‌توان حدس زد که چنین سطح از جابجایی سوخت در کشور بدون هماهنگی و وجود ساختار و سازمان امکان‌پذیر نیست. از آنجایی که هر تانکر 30 هزار لیتر گنجایش دارد و روزانه در ایران 20 میلیون لیتر سوخت قاچاق می‌شود می‌توان گفت که روزانه 666 تانکر با حواله جعلی یا بدون حواله در مسیر استان‌های هرمزگان و سیستان و بلوچستان در حال تردد هستند که عجیب است چنین حجم بالایی از قاچاق توسط ماموران ضبط نمی‌شود.

به هر روی تانکرهای قاچاق با رسیدن به چند بندرگاه مشهور قاچاق سوخت ابتدا در مکان‌های مشخصی اتراق می‌کنند تا روز و ساعت بارگیری فرا برسد. در زمان مقرر تانکرها به بندرگاه‌های مشهور این کار اعزام و به کمک یک پمپ از تانکر به مشک‌های ماری بارگیری می‌شوند. هر مشک ماری ظرفیت بارگیری 2 تانکر سوخت را دارد.

مشک‌های ماری که در سطح آب شناور هستند، بعد از سوخت‌گیری با قایق موتوری در آب کشیده شده و به سمت مرزهای بین‌المللی می‌روند تا در آنجا در لنج‌ها بارگیری شوند. مسیر از لنج تا نفتکش‌ها هم که مشخص است. مسئله مهم اما در اینجا وضعیت گشت‌های دریایی ایران در این مناطق است.

در استان هرمزگان از هر بومی مهمترین بنادر قاچاق سوخت را بپرسید به شما می‌گوید. در چنین شرایطی چگونه چنین حجم زیادی از قاچاق انجام می‌شود و قایق‌های موتوری با مشک‌های ماری پر از سوخت راهی دریا می‌شوند و گیر نمی‌افتند؟ آیا گشت های دریایی ایران آنها را نمی‌بینند؟

به آتش کشیدن لنج و نفتکش و اسکله!

۲۰ اسفند ۱۴۰۱ ماموران مبارزه با قاچاق استان تحرکات مشکوکی در یکی از جاده‌های فرعی شهر مشاهده و پس از کمین کردن ۴ تانکر چراغ خاموش را در جاده مشاهده می‌کنند که با تاریک شدن هوا به سمت اسکله در حرکت هستند. تلاش ماموران برای توقف تانکرها نهایتا به متواری شدن راننده‌ها و تخلیه بخشی از محموله سوخت در جاده منجر می‌شود. در انتهای این مسیر هم چند قاچاق‌بر منتظر رسیدن محوله بودند که با دیدن ماموران نیروی انتظامی اقدام به تخلیه مشک‌های ماری لنج‌ها و فرار می‌کنند. قاچاقچی‌ها محموله‌های سوخت قاچاق را در مشک‌های ماری تخلیه و این محصول توسط لنج‌ها به نفت‌کش های غیرمجاز در میانه‌ی دریا می‌رسد.

به هر روی اگرچه قاچاق‌چی ها تلاش کردند تا با تخلیه سوخت از تانکرها و مشک‌های ماری و آتش زدن لنج‌ها و تانکرها ردی از خود به جای نگذارند اما با بازداشت نزدیک به ۲۰ هزار لیتر در این رویداد پرونده‌ای برای یکی از بزرگترین باندهای قاچاق سوخت در بندرعباس و میناب تشکل شد که حالا سرکرده‌ی متواری آن یعنی «عبدالمجید مریدی» معروف به «ملا» تنها به قاچاق  ۴۳۲ میلیون لیتر گازوئیل محکوم شده است.

محل کار و جاده اختصاصی «ملا» در جاده بندر میناب در خور دانشگاه هرمزگان و خور خران در حوزه قضایی شهر بندرعباس بود که بعد از متلاشی شدن باند «ملا»، باندهای باندهای میناب و سورو و خونسرخ و گچین  هم از هم جدا شدند و چند باند جدید تشکیل شده که در حال حاضر مهمترین آن باند «کلاهی» و «تیاب»  در  میناب است.

میناب قطب قاچاق گازوئیل در ایران

میناب در جنوب ایران با ۷۳ هزار نفر جمعیت دومین شهر بزرگ هرمزگان است. شهری که باید برای خرما و ساحل زیبایش معروف باشد اما به قطبی برای گردش سیاه پول تبدیل شده است. اینجا یکی از مهم‌ترین مراکز قاچاق گازوئیل در ایران است.

به طور متوسط کل قاچاق سوخت در استان هرمزگان چیزی حدود ۶۵۰۰ تانکر در ماه تخمین زده می‌شود که میناب با متوسط ۲۱۰۰ تانکر در ماه بزرگترین قطب قاچاق سوخت در این استان است و سایر اعداد قاچاق میان برخی بنادر و اسکله‌های مشهور این کار نظیر «سورو»، «خونسرخ»، «گچین» و بنادر و اسکله‌های طولانی این استان از شرق تا غرب توزیع می‌شود.

ظرفیت هر تانکر حمل سوخت ۳۰۰۰۰ لیتر است و با در نظر گرفتن ۶۵۰۰ تانکر در ماه و تقسیم آن بر ۳۰ روز ماه می‌توان تخمین زده که روزانه ۶.۵ میلیون لیترسوخت تنها از استان هرمزگان به خارج ایران قاچاق می‌شود.

این عدد تخمینی با گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس که تخمین می‌زنده روزانه ۲۰ میلیون لیتر سوخت از کشور قاچاق می‌شود هم همخوانی دارد. عمده‌ی قاچاق سوخت در استان سیستان و بلوچستان با گستردگی مرزی بیشتر روی بنزین متمرکز است و در استان هرمزگان هم عمدتا گازوئیل قاچاق می‌شود. در بوشهر بیشتر از قاچاق سوخت قاچاق کالا صورت می‌گیرد و به این ترتیب ۶.۵ میلیون لیتر روزانه در کنار بنزینی که از سیستان و بلوچستان خارج می‌شود منطقی به نظر می‌رسد.

با این حال بزرگی عدد قاچاق و کوچی جغرافیایی چون میناب این سوال را ایجاد می‌کند که چرا جلوی این حجم گسترده قاچاق سوخت گرفته نمی‌شود؟

در جزییات پرونده‌ای که این گزارش بر اساس آن نوشته شده آمده که تنها در یک مورد یکی از قاچاقچی‌های شناخته شده‌ی مینابی جاده‌ای اختصاصی برای قاچاق سوخت خود احداث کرده بود که طبیعتا وجود چنین جاده‌ای از چشم مسئولان محلی دور نمانده است. همچنین در این گزارش آمده که برخی از کارکنان نیروی انتظامی در سطوح مختلف با این کارتل همکاری کرده یا چشم بر اقدامات آنها بسته‌اند. در سایه‌ی ایجاد چنین زیرساختی و چنین چشم‌پوشی‌هایی است که کار قاچاق سوخت در حجم گسترده و با سرعت بالا در جریان است.

گردش مالی قاچاق چگونه است؟

پول حاصل از قاچاق هیچگاه به کشور باز نمی‌گردد. عمده ان در امارات به ملک و سرمایه تبدیل می‌شود و مابقی آن به قاچاق‌بر، ناخدا، صاحب لنج و برخی ماموران نیروی انتظامی پرداخت می‌شود.

این کار برای این است که اگر زمانی یک قاچاقچی مانند عبدالمجید مریدی دستگیر شد هم اموالی از او مصادره نشود. در واقع اموالی وجود نداشته باشد که بخواهند مصادره کنند. قاچاقچی‌ها سوخت را با تانکر به بنادر مشخص و معروف قاچاق در بندرعباس و میناب می‌رسانند و از آنجا در مشک‌های ماری بارگیری و توسط لنج‌ها راهی دریا می‌شوند.

در جایی از مسیر نفکتش‌های بزرگ خریداران خارجی منتظرند و با دریافت سوخت رسید دریافت پول را به آدرس صرافی در امارات به ناخدای لنج می‌دهند و آنها هم بعد از برداشت سهم خود و واریز آن به حساب صاحب لنج بقیه را در حساب‌هایی امارات نگهداری می‌کنند تا تبدیل به سرمایه برای باند بزرگ قاچاق سوخت شود.

جاده‌ باز قاچاق سوخت و نیروگاه‌های بدون گازوئیل

این اتفاقات واضح و عیان در حالی است که در ایران چند وقتی است به بهانه‌ی کمبود سوخت با قطع برق گسترده مواجه هستیم. همین چند روز پیش مرکز پژوهش‌های مجلس علت قطع برق را کمبود گاز و گازوئیل در کشور دانسته بود. در این گزارش آمده:  دفتر مطالعات انرژی، صنعت و معدن این مرکز در گزارشی با عنوان «بررسی لایحه بودجه سال ۱۴۰۴ کل کشور (۱۰): تبصره «۳» نفت و روابط مالی آن با دولت» آورده‌است که لایحه بودجه سال ۱۴۰۴ در وضعیتی توسط دولت تدوین می‌شود که کشور با ناترازی‌های رو به گسترش در تمامی حامل‌های انرژی از جمله گاز طبیعی، برق و بنزین روبه‌رو است. در سال ۱۴۰۱ میزان ناترازی گاز طبیعی در اوج مصرف به ۳۱۵ میلیون مترمکعب در روز رسید و اگرچه به‌واسطه افزایش دما در سال ۱۴۰۲ این عدد به حدود ۲۸۰ میلیون مترمکعب در روز کاهش یافت، اما همچنان چالش ناترازی گاز طبیعی در کل سال به‌ویژه ماه‌های سرد وجود دارد.

این گزارش ادامه می‌دهد که از سوی دیگر مصرف سوخت مایع در نیروگاه‌های حرارتی افزایش یافته و درحال‌حاضر ذخایر گازوئیل و نفت‌کوره نیروگاه‌ها در ۶ ماهه اول ۱۴۰۳ نسبت به‌مدت مشابه سال قبل کاهش پیدا کرده و افزایش ناترازی گاز و عدم امکان تأمین سوخت مایع جایگزین، چالش‌هایی را برای تأمین برق در زمستان به وجود آورده‌است.

این وضعیت در حالی است که شهروندان ایرانی در خاموشی‌های برنامه‌ریزی شده به سر می‌برند و جیب عده‌ای از دلار و درهم یوروی قاچاق پر می‌شود.

No responses yet

Nov 10 2025

واکنش‌ها به احضار و بازداشت «پژوهشگران مستقل و چپ‌گرا»؛ مالجو از دخالت اطلاعات سپاه خبر داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,اقتصادی,امنیتی,حقوق بشر,سپاه,سیاسی,فساد

بی‌بی‌سی: ده‌ها تن از فعالان سیاسی و مدرسان دانشگاه، درباره «موج بازداشت و احضار پژوهشگران مستقل و چپ‌گرا» هشدار دادند و در بیانیه‌ای نوشتند: «وجه مشترک‌ آنها توجه به اقشار ضعیف بود.» نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل، از جمله امضاکنندگان این بیانیه است. نزدیک به یک هفته پس از احضار و بازداشت شماری از پژوهشگران منتقد، محمد مالجو، اقتصاددان، گفت در روزهای گذشته، «در سه نوبت» و در «ساعت‌های طولانی» در دفتر پیگیری و نظارت اطلاعات سپاه زیر بازجویی بوده است.

کمتر از یک هفته پیش، گزارشی درباره بازداشت شماری از پژوهشگران چپ از جمله پرویز صداقت، اقتصاددان، و مهسا اسدالله‌نژاد، جامعه شناس، و شیرین کریمی، مترجم، منتشر شد.

در همان زمان گزارش شد که شمار احضارها بسیار گسترده‌تر از شمار بازداشت‌ها بوده است.

کمتر از یک هفته بعد محمد مالجو با انتشار متنی گفت: «ساعات طولانی در معرض پرسش‌های خارج از ضوابط قضایی» قرار داشته است.

محمد مالجو نوشت: «ذهن و جسم خسته‌ام به من اجازه نمی‌دهد که به بقیه‌ احضارها پاسخ مثبت دهم و از ۱۷ آبان فقط پاسخگوی مقام قضایی خواهد بود.»

بنابر گزارش‌ها، ماموران امنیتی ابتدا «وسایل الکترونیکی و کتاب‌های» این افراد را توقیف و ضبط کرده‌ بودند.

محمد مالجو می‌گوید زیر فشار اطلاعات سپاه است

محمد مالجو، ۵۳ ساله، دکترای اقتصاد از دانشگاه تهران، سابقه تدریس در دانشگاه‌های داخل و خارج از ایران را دارد و به واسطه پژوهش‌های انتقادی‌اش درباره تاریخ اقتصادی ایران به ویژه در دوره پس از انقلاب شناخته شده است.

در سال‌های گذشته عمدتا وزارت اطلاعات و به طور خاص اداره اطلاعات چپ نو این وزارتخانه مسئولیت رسیدگی به این دست پرونده‌ها را داشت.
اکنون گزارش شده که سازمان اطلاعات سپاه در بازداشت و احضارهای اخیر دخالت دارد.

اختیارات سازمان اطلاعات سپاه در دو دهه گذشته به مرور گسترده‌تر شده است.

سازمان اطلاعات سپاه نهاد اطلاعاتی زیر نظر این نیروست که تشکیل آن در مهر ماه ۱۳۸۸ اعلام شد.
بازداشت شدگان «رویکرد انتقادی چپ» داشتند

نهادهای مسئول و قضایی هنوز درباره علت احضار و بازداشت دسته‌جمعی این اقتصاددان و پژوهشگران اظهارنظر نکرده‌اند.

اکنون بیش از ۸۰۰ فعال اجتماعی و سیاسی از بازداشت پژوهشگران مستقل و چپ‌گرا انتقاد کردند و نوشتند: «هر بار که جامعه‌پژوهان کوشیده‌اند با تحلیل و گفت‌وگو راهی برای فهم وضعیت خود و جامعه بیابند، پاسخ آن، نه شنیدن و همراهی، بلکه زندان، تهدید و سکوت اجباری بوده است.»

شمار بسیاری این بیانیه را امضا کردند از جمله نرگس محمدی، برنده صلح نوبل، یرواند آبرهامیان، تاریخدان و کیوان صمیمی.

آنها در این بیانیه نوشته‌اند: «این رخدادها ادامه‌ی همان روند است؛ خاموش‌کردن صداهای منتقد، حذف نگاه‌های مستقل و به حاشیه راندن اندیشه‌هایی که بر عدالت، آگاهی و حقیقت پافشاری می‌کنند.»

کمتر از یک هفته پس از آغاز این احضارها و بازداشت‌ها، نزدیک به ۳۰۰ استاد دانشگاه، هنرمند و فعال فرهنگی خارج از ایران در بیانیه‌ای مشترک این برخوردها را محکوم کردند.

در این بیانیه آمده است که در روزهای اخیر چهره‌هایی بازداشت یا احضار شدند که «شاخص‌ فکرشان جامعه‌گرایی و رویکرد انتقادی چپ نسبت به فساد و بی‌عدالتی و ویران‌گری اقتصادی−اجتماعی و زیست‌محیطی است.»

در این بیانیه آمده است «یورش به روشنفکران، یورش به جامعه است. در وضعیتی که بحران کارآیی در عرصه داخلی و خارجی به اوج رسیده و با درگیری‌های درونی بر سر آینده نظام ترکیب شده، نگرانی اصلی رژیم توان‌یابی جامعه به لحاظ فکر و تشکل است.

بازداشت‌شدگان و افرادی که احضار شده‌اند عمدتا از گردانندگان وبسایت «نقد اقتصاد سیاسی» بودند.

«نقد اقتصاد سیاسی» از وبسایت‌های نظری بود که در سال‌های گذشته بسیاری از نویسندگان و پژوهشگران با گرایش چپ مطالب خود را در آنجا منتشر می‌کردند.

به روزرسانی وبسایت نقد اقتصاد سیاسی از ۱۱ آبان ماه متوقف شده است.

پس از انقلاب بارها روشنفکران و حلقه‌هایی که گرایش چپ داشته‌اند، به صورت دسته‌جمعی بازداشت شدند.

نهادهای ناظر بر وضعیت حقوق بشر، بارها گزارش‌هایی درباره «بازداشت، تهدید، شکنجه، قتل» روشنفکران منتشر کردند.

در دهه‌ ۶۰ شمسی و همچنین اعدام‌های سال ۱۳۶۷ بازداشت‌ها و اعدام‌ها عمدتا متوجه گروه‌های و تشکیلات سیاسی چپ بود.

اما از دهه ۷۰ شمسی به بعد، به ویژه پس از تایید قتل‌های دگراندیشان و روشنفکران که به قتل سیاسی «زنجیره‌ای» مشهور شد، نگرانی‌ها از برخورد با روشنفکران ذیل اتهام‌های امنیتی یا با ماهیت احکام دینی افزایش یافت.

No responses yet

Nov 06 2025

بحران گرانی و مشکلات معیشتی در ایران؛ نماینده مجلس: کسی جرات تصمیم‌گیری ندارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,تحریم,سیاسی,فساد,فقر

بی‌بی‌سی: محسن زنگنه، عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس ایران، موضوع افزایش قیمت بنزین را نمونه بارز مواردی مثل نان و ارز دانست که به گفته او طی ادوار مختلف از یک دولت به دولت دیگر ایران منتقل شده است و «کسی جرات تصمیم‌گیری» در باره این موارد را ندارد.

او در گفتگو با خبرگزاری ایسنا همچنین به بخشی از مشکلات اصلی اقتصادی ایران از جمله بحران ارزی و مشکلات معیشتی شهروندان ایرانی پرداخته است.

آقای زنگنه می‌گوید که «ما دچار بحرانی شده‌ایم که می‌خواهیم همه آدم خوبه باشیم. یعنی گاهی مصالح مردم و آنچه به نفع کشور است را ذبح می‌کنیم تا خودمان در افکار عمومی، آدم خوبه باشیم و تصویر مثبتی از خودمان ارائه کنیم.»

به گفته این نماینده مجلس، «نمی‌گویم بنزین باید گران شود چون الان چنین ایده‌ای ندارم اما می‌گویم باید درباره بنزین مثل سایر کالاها تصمیم‌گیری شود که هر سال کالاها دو تا پنج درصد افزایش قیمت پیدا می‌کند نه اینکه یک‌ شبه نرخ بنزین را بدون اطلاع جامعه دو برابر کنیم.»

افزایش قیمت بنزین از جمله مواردی بوده که متولیان سیاست‌های اقتصادی در ایران سال‌هاست از آن سخن گفته‌اند اما به دلیل بار تورمی آن و اجتناب از تکرار حوادثی مانند آنچه در آبان ۹۸ اتفاق افتاد، اجرایی نشده است.

اخیرا بعضی رسانه‌ها از مصوبه‌ای برای افزایش تدریجی قیمت حامل‌های انرژی از پاییز امسال خبر دادند که سخنگوی دولت ایران ضمن تکذیب آن گفت: «دولت هیچ قصدی برای تغییر قیمت بنزین سهمیه‌ای، چه ۱۵۰۰ تومان و چه ۳ هزار تومان، ندارد.»

با این حال بعضی سیاستمداران ایرانی همواره تاکید به «ارزان بودن» قیمت سوخت خودرو دارند.

در سال ۹۸ اعلام ناگهانی افزایش قیمت بنزین در زمان ریاست‌جمهوری حسن روحانی اعتراضات گسترده‌ای را در ایران رقم زد.

قیمت ارز و وضعیت معیشتی

قیمت امروز دلار (پنجشنبه ۱۵ آبان) بالای ۱۰۷ هزار تومان است

آقای زنگنه همچنین با اشاره به بازارهای متفاوت ارز و نبود انسجام در تصمیم‌گیری در تک نرخی کردن آن می‌گوید که در این مورد هم «هیچ‌کسی جرات تصمیم‌گیری ندارد.»

به گفته او «اکنون ۱۰ قیمت و ۱۰ بازار برای ارز تعریف شده است.»

در قانون بودجه امسال، مجلس ایران تصمیم داشت نرخ ارز ترجیحی را از ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومان به ۳۸ هزار و ۵۰۰ تومان برساند و منابع حاصل از آن را (۱۰ هزار تومان) به حساب دهک‌های پایین واریز کند اما این اتفاق نیفتاد.

موضوع تک نرخی شدن قیمت ارز هم برای دهه‌هاست که در ایران ادامه داشته است و با وجود تلاش دولت‌های مختلف، این طرح عملی نشده است.

آقای زنگنه نتیجه وجود چند بازار ارزی را «به نفع رانت‌خواران» دانسته است.

قیمت دلار در شهریور ماه امسال و همزمان با نگرانی از فعال شدن مکانیسم ماشه به بالای ۱۰۰ هزار تومان رسید؛ قیمت امروز دلار (پنجشنبه ۱۵ آبان) بالای ۱۰۷ هزار تومان است.

در مهر ماه، گروه «خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها» صدرنشین جدول تورم بود

عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس در بخشی دیگری از سخنان خود به وضعیت معیشتی مردم و ارز اختصاص داده شده برای واردات کالاهای اساسی هم اشاره کرده است.

او می‌گوید: «مردم در کشور خودمان گوشت را کیلویی یک میلیون و ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار تومان می‌خرند، در حالی که در کشورهای اطراف ایران قیمت گوشت با ارز ۱۱۰ هزار تومانی حتی با احتساب هزینه ترانزیت و حمل‌و نقل هم از قیمت گوشت ایران ارزان‌تر است.»

نرخ تورم سالانه در مهر ماه امسال، بر اساس اعلام مرکز آمار ایران به ۳۸/۹ درصد رسید که البته بعضی تحلیلگران مستقل این رقم را بالاتر می‌دانند.

در مهر ماه امسال، گروه «خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها» صدرنشین جدول تورم بود.

در پی گران شدن گوشت قرمز در ایران، وزیر جهاد کشاورزی علت گرانی این کالا را حذف ارز ترجیحی و واردات با قیمت ارز توافقی دانسته است.

هفته پیش ویدیویی در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شد که مشاهدات یک شهروند از «فروشگاه رفاه در خیابان پیروزی» را نشان می‌داد.

در این ویدیو کارکنان فروشگاه در حال جمع‌آوری بسته‌های گوشت از یخچال محل عرضه بودند.

No responses yet

Oct 05 2025

خاطرات مشترک “عرفان قانعی‌فرد” و “پرویز ثابتی”، و انتخاب بین “هندوانه” و “شکنجه” رضا علامه‌زاده

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تقلب,خیانت,سیاسی,فساد

گویانیوز: گرچه عرقان قانعی‌فرد پیش از انتشار کتابِ “در دامگه حادثه” که گفتگوی طولانی او با “پرویز ثابتی” چهره‌ی شناخته شده‌ی ساواک است، کتاب‌های دیگری هم در زمینه مسائل سیاسی سرهم بندی کرده بود اما این کتاب “در دامگه حادثه” بود که پای او را به شکلی وسیع به رسانه‌های فارسی‌زبان خارج کشور باز کرد و این فرصت را برایش فراهم آورد تا خود را با عنوان دهان‌پُرکنِ “پژوهشگر تاریخ معاصر” به ایرانیان معرفی کند.
حالا دو باره چندی است این جوان جویای نام با عنوان دهان‌پُرکن‌ترِ “پژوهشگر مرکز ضد تروریسم در واشینگتن” سر و کله‌اش در رسانه‌های فارسی‌زبان که بر خلاف رسانه‌های دنیای آزاد کمترین تعهدی به راست‌گوئی و دفاع از ارزش‌های جهان‌شمول بشری ندارند، پیدا شده و خیلی وقیحانه‌تر از کاری که در کتاب پرحجمِ کم محتوایش “در دامگه حادثه” کرده بود داد سخن می‌دهد و دیگر تنها به حاشای وجود شکنجه در ساواک کفایت نکرده بلکه به‌صراحت از لزوم کاربرد آن دفاع می‌کند.
او در گفتگوی اخیرش با شبکه‌ی “ایران اینترنشنال” که به مناسبت خبر مربوط به استرداد یک مامور ساواک از کانادا به ایران انجام گرفته چند بار از “دوران درخشان ساواک” یاد می‌کند؛ دوره‌ای که به گفته او حتی خلخالی و خامنه‌ای هم در زندان‌هایش یک سیلی نخوردند. او در همین گفتگو در واکنش به این که بالاخره در ساواک شکنجه وجود داشت یا نه، چون وکیلی زیرک از شکنجه دفاع می‌کند: “وقتی یک گروه تروریستی می‌خواد در آب تهران سم بریزه… به این شخص باید هندوانه تعارف کرد؟ چکار باید کرد با این تروریست؟ ” مجری برنامه هم به او نمی‌گوید که در کشور آمریکا که شما زندگی می‌کنید و در انگلستان که تلویزیون ایران اینترنشنال خانه دارد دستگاه مبارزه با تروریسم خود را ناچار نمی‌داند برای اعتراف‌گیری از متهم بین “هندوانه” و “شکنجه” یکی را انتخاب کند.

این یک اصل پذیرفته شده‌ی بشر امروز است که شکنجه در هر شکل و به هر بهانه نسبت به هر کس حتی یک تروریست و جانی شناخته شده کاری است مذموم و غیرقابل دفاع و بی‌تردید نالازم. ما اگر آرزومندِ داشتن ایرانی مبتی به دموکراسی و حقوق بشر هستیم نمی‌توانیم مدافع شکنجه در هیچ رژیمی باشیم جدا از این که آن رژیم را در کلیت‌اش می‌پسندیم یا رد می‌کنیم.
حالا او در مطلبی کشدار و بی‌در و پیکر که در “گویا نیوز” منتشر کرده برای فردی که “آن مرد” می‌نامدش و کسی نیست جز همان پرویز ثابتی مقام امنیتی ساواک، سنگ تمام می‌گذارد و از او یک عارف دلسوخته‌ی وطن می‌سازد که در ماه هاى پایانى حکومت پهلوى هیچکس او را درک نکرد حتی ولینعمتش محمدرضا شاه!
در وقت انتشار کتاب “در دامگه حادثه”، من در نقدی بر آن با عنوان “آن خِشت بود که پُر توان زد” این کتاب را “خاطرات مشترک پرویز ثابتی و عرفان قانعی فرد” نامیده بودم و حالا با خواندن مطلب تازه‌اش در گویانیوز که می‌خواسته مقدمه‌ای بر همان کتاب باشد، برایم مسجل شد که در این نامگذاری اشتباه نکرده بودم.

خاطراتِ مشترکِ “پرویز ثابتی” و “عرفان قانعی‌فرد”!

کتاب پرحجم “در دامگه حادثه” با این پرسش قانعی‌فرد آغاز می‌شود: “در یکی از سندهای آرشیو مرکز اسناد انگلستان دیدم که شما را فردی ناسیونالیست (یا ملی‌گرا) و طرفدار ملی شدن صنعت نفت معرفی می‌کند. “
و پاسخ ثابتی این است: “بله!، صحیح است من شاید تا ۳۰ تیر ۱۳۳۱ طرفدار مصدق بودم. آن وقت من دانش آموز کلاس نهم بودم اما سال‌های بعد از آن موضع برگشتم. آن موقع خود شاه هم طرفدار ملی شدن صنعت نفت بود. “
ثابتی در آن وقت نوجوانی شانزده ساله بود و نقشی در تب و تاب زمانه نداشت. ولی این باعث نمی‌شود که پرسشگر تا نزدیک به چهل صفحه پس از آن پرسش، در جزئیات نظرات ثانتی نسبت به مصدق و صدیقی و بازرگان و دیگر ملی‌گرایان ایران وارد نشود. پرسشگر که همواره دکتر مصدق را “مصدق‌السطنه” می‌نامد هرچه می‌تواند برای سیاه کردن چهره مصدق تلاش می‌کند. به این اظهار نظر پرسشگر نگاه کنید که به جای پرسش طرح می‌شود:
“مورخان احترام خاصی را که برای سیاست قوام‌السطنه دارند برای مصدق‌السطنه قائل نیستند و او را بیشتر یک عوام‌فریب می‌شناسند و طرفداران متعصب او را هم به هوچی‌گری متهم می‌کنند. “
و پاسخ دلخواهش را این‌گونه می‌گیرد:
“بر خلاف ادعاهای طرفداران مصدق، من او را دیکتاتوری عوام‌فریب می‌دانم. ” (ص ۲۹)
از این جالب تر زیرنویس‌های همین بده و بستان کوتاه است که نزدیک به یک صفحه با خط ریز ادامه دارد و در آن برای روشن کردن اتهام عوام‌فریبی مصدق چندین اتهام دیگر هم به او زده می‌شود!
حالا که به زیرنویس اشاره کردم باید بدانید که بیش از نیمی از کتاب به زیرنویس‌ها اختصاص دارد که گاهی کل یک مقاله‌ی بسیار بلند را که از اینترنت برداشته شده شامل می‌شود.
یک نمونه: زیرنویس ۱، از صفحه ۴۶ که تا صفحه ۵۵ ادامه می‌یابد! این زیرنویس که از سایت “خبر آنلاین” در ایران نقل شده، در توضیح حرف ثابتی که می‌گوید مصدق “هر کجا قانون را سد راه خود می‌دیده آن را نادیده گرفته و پایمال کرده است” آورده شده، یعنی پرسشگر ده صفحه شاهد برای اثبات حرف پرسش شونده آورده تا جای شک باقی نگذارد!
علاوه بر شاهد آوردن از مصدق‌ستیزان حکومتی، که تا دلتان بخواهد در این سه‌دهه‌ی اخیر مطلب علیه او نوشته‌اند، پرسشگر از مقامات رژیم شاه هم تا می‌تواند علیه مصدق شهادت‌نامه می‌آورد. یکی از آن‌ها اردشیر زاهدی است که هرگاه نقل قول از او در متن جا نیافتاده، در زیرنویس از آن بهره برده است!
همانطور که نوشتم، پرسشگر تا صفحه ۶۴ فقط به “مصدق‌السطنه” و دور و بری‌هایش پرداخته و تازه در اینجاست که اولین پرسش مرتبط با مقام این “مقام امنیتی” را طرح می‌کند: “چه عاملی موجب شد که از دانشکده حقوق دانشگاه تهران به جای رفتن به دادگستری و امور قضائی، سر از ساواک در آوردید؟ “
اما ثابتی در نزدیک به یک صفحه توضیح، پاسخ پرسش را به روشنی نمی‌دهد و فقط می‌گوید که به کار سیاسی علاقمند بوده و “موقعی که فرصت استخدام در ساواک پیش آمد، فکر می‌کردم که این راه میان‌بر برای ورود به کار سیاسی است و در ساواک از همان ماه‌های اول ورود، مسئول بخش بررسی‌های سیاسی در امنیت داخلی شدم. “
پرسشگر نمی‌پرسد که چگونه برای کار سیاسی کردن به عضویت در ساواک اندیشیدید؛ چگونه و از چه طریق این فرصت پیش آمد؛ مگر ساواک بانک یا اداره فرهنگ بود که به راحتی وارد آن شوید؛ چطور بلافاصله به مقام بالائی رسیدید و مسئول یک بخش مهم شدید…؟
در عوض حرف را می‌گرداند و از کودتای عبدالکریم قاسم و سرنگونی سلطنت در عراق می‌پرسد، و موضوع چگونگی ورود ثابتی به ساواک فراموش می‌شود!
تا آنجا که خوانده‌ام، به اشکال مختلف نام کسانى که گرایشات ملى داشتند و کم یا زیاد در میان مردم همچنان حرمت دارند برده مى‌شود و به هر کدام برچسبى زده مى‌شود، نه تنها از سوى ثابتى که ابدا عجیب نیست، که از سوى قانعى فرد. این تکه‌هاى کوتاه شده از گفتگوى آنان را که به اعتصاب آموزگاران و کشته شدن دکتر خانعلى مربوط است بخوانید تا ببینید چرا این کتاب را خاطرات مشترک این دو نفر نامیده‌ام:
ثابتى:… اعتصاب معلمین را آمریکائى‌ها راه انداختند…
قانعى‌فرد: قابل حدس است…
ثابتى: روز ۱۲ اربیهشت ماه ۱۳۴۰ بود.
قانعى فرد: دقیقا! همان روز سه شنبه که ۲ مى ۱۹۶۱ مى شود و ۳-۴ ماهى از رئیس جمهور شدن کندى در آمریکا مى گذرد…
ثابتى: بله! روزى که ابوالحسن خانعلى کشته شد و بعدش روز تشییع جنازه او، در روز بعد، ماشین‌هاى مستشارى آمریکا پشت سر این جنازه مشایعت مى‌کردند…
قانعى فرد در توضیح نام خانعلى در زیر نویس، بدون اینکه به سند یا نوشته‌اى ارجاع دهد از خودش نوشته: خانعلى… به ضرب گلوله افراد ناشناس کشته شد.
این ادعا از دهان ثابتى ابدا برایم عجیب نمى‌بود اما آیا قانعى‌فرد اصلا نشنیده است که سرگرد شهرستانى رئیىس کلانترى دو، در بهارستان، به اتهام این قتل بازداشت شد؟ گرچه به سزاى عملش نرسید.
او در رقابت با ثابتى در تحریف تاریخ و خدشه‌دار کردن چهره‌ى مخالفان شاه گاهى بسیار از او سبقت مى‌گیرد. یک نمونه آشکار:
قانعى فرد: البته برخى از تحلیل‌گران معتقدند که مهدى بازرگان توسط آمریکا تحریک شده بود که بیاید و نهضت آزادى را تشکیل دهد.
ثابتى: تصور نمى‌کنم نهضت آزادى به تشویق و تحریک آمریکائى‌ها بوجود آمد. (ص ۹۱)
نمونه دیگر از لجن‌مال کردن دیگران:
ثابتى: براستى آزموده [دادستان دادگاه مصدق] افسرى پاک و شجاع بود. اما محمد درخشش همه کارهایش با هوچى‌بازى بود.
قانعى‌فرد در توضیح نظر او در زیرنویس از یک ساواکى دیگر شاهد مى‌آورد و مى نویسد: “یکى از مقامات ساواک در گفتگو با راقم این سطور گفت درخشش انسانى شارلاتان و هوچى بود و غرورى کاذب و تو خالى داشت” (ص ۹۸)
قانعی‌فرد با این کار ادعای ثابتی را دو میخه کند! و در صفحه دیگر دو باره یک پاس دقیق به ثابتی مى‌دهد ولى وجدان (!) آقاى ثابتى اجازه نمى‌دهد در هافساید شوت بزند:
قانعى فرد: فرمودید خیلى از اعتراض‌ها و تظاهرات را آمریکایى‌ها فراهم مى‌کردند.
ثابتى: در مورد اعتصاب معلمین گفتم که آن‌ها دخالت داشتند!

زیرنویسِ “قانعى فرد”، یا متن “ثابتى”!

کسانى که برنامه “افق” که در ۷ فوریه ۲۰۱۲ از صداى آمریکا پخش شد را دیده‌اند باید بحث طولانى ثابتى در مورد زیرنویس‌هاى کتابِ ” در دامگه حادثه” را که هنوز از چاپ در نیامده بود به خاطر بیاورند. او در گفتگو با “سیامک دهقان‌پور”، مجرى برنامه، به تفصیل و با ذکر نمونه از محتواى زیرنویس‌ها ابراز برائت کرد و برخى را نامرتبت به متن نامید، و به صراحت گفت که فقط مسئول آنچه در متن آمده، هست. عرفان قانعى‌فرد، پرسشگر و تدوین کننده‌ی کتاب هم در آغاز سخنش، در همان برنامه به تفصیل از دلائل لزوم زیرنویس‌ها گفت و از جمله به منظور “بر حذر داشتن از روایت یک طرفه” تاکید ورزید. این بحث غیر طبیعى در مورد زیرنویس کتابى که هنوز منتشر نشده بود از سوى هر دو طرف گفتگو، باید در ذهن بسیارى از تماشاگران مانده باشد. حالا که کتاب را مى‌خوانم تازه معناى آن بحث را مى‌فهمم. از این رو در این بخش از نوشته‌ام به این مقوله مى‌پردازم.
در بخش اول نوشته‌ام نمونه‌هائى از دو میخه کردن نظرات ثابتى در مورد مخالفین شاه آوردم تا نشان دهم براى کوبیدن آنان همسوئى غریبى میان متن و زیرنویس وجود دارد. مثلا در مورد مصدق و ملی‌گراهای دیگر مسئله‌ی “حذر کردن از روایت یک طرفه” رنگ می‌بازد و زیرنویس در هماهنگی کامل با متن قرار می‌گیرد.
اما حالا نمونه‌هائى برایتان مى‌آورم که چگونه زیرنویس، متن را به حاشیه مى‌راند. ثابتى در توجیه برخورد ساواک با خمینى در جریان منجر به درگیرى‌هاى ۱۵ خرداد ۴۲ مى‌گوید “بعد از تحریم عید نوروز به وسیله خمینى و حادثه مدرسه فیضیه قم، فعالیت‌هاى مخالفین تا خرداد شدت یافت که محرم فرارسید و آن‌ها با استفاده از ماه محرم بر حملات و انتقادات از دولت افزودند. خمینى در سخنرانى‌ها حملات به شاه و دولت را به حد اعلا رسانید. ” ص ۱۳۰
همین جمله آخر ثابتى موجب مى‌شود که تدوین کننده تمام نطق کوبنده‌ى خمینى را از اول تا آخر از مرجعى که اسم نمى‌برد (صحیفه نور، لابد) رونویس کند که بیش از دو صفحه از کتاب را با خط ریز بگیرد، که اگر با خط مشابه متن نوشته مى‌شد بر ۵ صفحه بالغ مى شد!
این شیوه بارها، وقتى اسمى از خمینى مى آید تکرار شده. در ص ۱۴۶ ثابتى با اشاره به مصونیت مستشاران آمریکائى مى‌گوید: “بیش از هفت ماه از آزادى [خمینى] از زندان نگذشته بود که دوباره رفت مسجد اعظم و شروع کرد علیه شاه و مملکت حرف زدن که شما دارید مملکت را مى‌فروشید. “
در اینجا قانعى‌فرد خواننده را یک بار دیگر به زیرنویسى به بلندى زیرنویس قبلى مى‌‌برد و نطق کامل خمینى علیه کاپیتولاسیون را، باز هم بدون ذکر ماخذ (صحیفه نور؟)، تمام و کمال مى‌آورد. حالا فکر نکنید هر وقت ثابتى در متن به خمینى اشاره مى‌کند قانعى‌فرد در زیرنویس حرف‌هایش را کامل مى‌کند تا خواننده‌ى جستجوگر ناچار نباشد جاى دیگرى به دنبال آن بگردد.
نه، ابدا اینطور نیست. ثابتى در صفحه ۱۷۰ در باره کار تبلیغاتى علیه خمینى مى‌گوید: “در سال ۱۳۵۳ ما ترتیبى دادیم که کتاب توضیح‌المسائل او که حاوى مطالب مسخره‌اى از قبیل احکام شرعى در باره روابط جنسى با حیوانات و مرغ و خروس بود را تجدید چاپ و توزیع شود. ” قانعى فرد در این مورد لزومى نمى‌بیند راه خواننده را کوتاه کند و دستکم یک نمونه از این احکام را از توضیح‌المسائل خمینى در زیرنویس بیاورد. و این در حالى است که زیرنویس هاى کتاب پر است از اسناد ساواک و شهریانى در مورد سرسختى مبارزاتى خمینى از آغاز تا انجام (نگاه کنید به زیرنویس ۳ صفحه ۱۴۳و زیرنویس ۳ صفحه ۱۴۸، تنها به عنوان نمونه).
حکایتِ زیرنویس در این کتاب حکایتى خواندنى است. من در میانه‌ى راه متوجه شدم که اگر از بیکارى مى‌مردم حاضر نبودم بخش‌هائى از خاطرات افرادى مثل ناطق نورى را در دفاع از هاشمى رفسنجانى در مورد اسلحه‌اى که حسنعلى منصور با آن کشته شد بخوانم! ولى قانعى‌فرد مرا به بهانه‌ى خاطرات ثابتى، به خواندن آن چرندیات طولانى، آن هم برگرفته از “سایت خبرى عماریون” وادار کرد!
قانعى‌فرد که در مصاحبه‌ى یاد شده در صدای آمریکا گفته بود برخى از زیرنویس‌ها براى احتراز از روایت یک طرفه ضرورت داشت گمان کنم اشاره‌اش به زیرنویس شماره ۳ در صفحه ۱۷۸ باشد که باز هم نزدیک به دو صفحه با خط ریز است و از کتاب “خاطرات آیت الله فلسفى” از “مرکز اسناد اسلامى” نقل شده است. در متن گفتگو با ثابتی در صفحات پیش از آن، ثابتى ماجراى در تله انداختن فلسفى را که حتى ملایان هم به فساد اخلاق او وقوف کامل داشتند به تفصیل تعریف مى‌کند که چگونه ساواک خانم زیبا و لوندى را بر سر راه او مى‌گذارد و زن به بهانه‌ی سئوال شرعى داشتن، به فلسفى مراجعه مى‌کند و مى‌گوید چون همسرش همیشه در سفر است از نظر جنسى کمبود دارد، و بالاخره فلسفى را به خانه مى‌کشاند و از همبسترى‌اشان فیلم مى‌گیرند. بعد وقتى فلسفى دوباره بر منبر شلتاق مى‌کند تیمسار نصیرى عکس‌ها را (با ترفندی که بیان کاملش به درازا می‌کشد) نشانِ او مى‌دهد، اما فلسفى با وقاحت کامل مى‌گوید او را صیغه کرده بوده است! و وقتى تیمسار مى‌گوید “صیغه دیگر غیر قانونى است. فلسفى گفت از نظر شرع و مذهب شیعه، صیغه مجاز است. ” ص ۱۷۷
این مختصرى بود از حرف‌هاى ثابتى در مورد فلسفى. قانعى‌فرد براى پرهیز از “روایت یک طرفه”، دو برابر آن را به رونویسى ورسیونِ آقاى فلسفى اختصاص داده است که در آن آشکار مى‌شود که چگونه ساواک عکس او را با زنى فاحشه مونتاژ کرده تا صداى حق طلب او را خاموش کند. فلسفی در آخر هم ادعا می‌کند که “پخش آن عکس نه تنها به شخصیت من ضربه نزد بلکه بر عکس عوارضى پیدا کرد که دستگاه را از عمل خود پشیمان نمود. “
اشتیاق تدوین کننده کتاب به زیرنویس به حدى است که در صفحه ۱۹۲ وقتى ثابتى از مصاحبه تلویزیونى‌اش در مورد ترور “تیمور بختیار” در عراق حرف مى‌زند، قانعى فرد ما را به یک زیرنویس دو صفحه‌اى، باز هم با خط ریز، رهنمون می‌شود که مربوط به همکارى “شاپور بختیار” با عراقى‌ها در حمله به ایران در سال پس از انقلاب است!!! آن هم برای اثبات نظر شاه که از زبان ثابتی این گونه بیان شده: “صدام حسین وابسته به انگلستان است. “
او به تفصیل در این زیرنویس نشان مى‌دهد که شاپور بختیار وابسته به عراق بود، و چندین سند از خیانت‌های او رو می‌کند تا وابستگی صدام به انگلیس را اثبات کند! قانعی‌فرد در همان برنامه “افق” هم در پاسخ برسش دهقان‌پور که در کتاب چه چیزى در مورد روابط روحانیون با سرویس‌های اطلاعاتی انگلیس و آمریکا آمده، تنها به اشاره‌ای به تماس آیت‌الله بهشتی با “سی آی ا” بسنده می‌کند و بلافاصله از قول “گری سیک” این واقعیت مسلم را که مدارکش منتشر شده، زیر سئوال می‌برد. در عوض صحبت را به خیانت‌هاى شاپور بختیار، از دوره مصدق تا حمله صدام به ایران می‌کشاند، و از اینکه مثل مصدق، دور بختیار هم یک هاله‌ی تقدس کشیده‌اند شکوه می‌کند! می‌گوئید نه؟ یک بار دیگر برنامه افق را در یوتیوب ببینید.
اگر زیرنویس مربوط به دو بختیار به دلیل تشابه اسمى “پُل زدنِ” زبانی تلقی شود، این دو زیرنویسى که بدان اشاره می‌کنم، و هر دو دنبال هم در یک صفحه آمده، نوع دیگرى از پل زدن را نشان مى‌دهد؛ نوعى که اهل کامپیوتر “کات و پیست” مى‌نامندش! منظورم زیرنویس شماره ۲ در صفحه ۲۴۱ است که چهار خط از پنج خطش “کات و پیست شده”ى زیرنویس قبلى همان صفحه است!
یک نمونه دیگر هم از “حذر کردن از روایت یک طرفه” بدهم و پرونده‌ى زیرنویس را ببندم. این نمونه البته نمونه‌ى معکوس است، یعنى ثابتى اعترافى کرده که قانعى‌فرد در آن تردید دارد!
ثابتى از ماجراى دستگیرى “داریوش اقبالى” مى‌گوید. او گرچه از یافتن تریاک در خانه داریوش یاد مى‌کند اما به صراحت مى گوید که به خاطر خواندن ترانه‌هاى انقلابى او را گرفتیم: [اشرف پهلوى] گفت حالا این داریوش چه کار کرده است. گفتم او تصنیف انقلابى مى خواند و مردم را تحریک مى کند. ” ص ۲۰۱
اما قانعى‌فرد در زیرنویس در توضیح نام داریوش مى‌نویسد: “… روزنامه اطلاعات هم عکسى از او منتشر مى‌کند که وى به جرم مواد مخدر دستگیر شده است. اما هوادارانش معتقدند که او به خاطر اجراى ترانه‌هاى سیاسى دستگیر شده بود”. در واقع ثابتی هم جزو هواداران داریوش بود که جواب پرسش اشرف را بدان گونه داد!
از خوانندگان این مطلب پوزش مى‌خواهم که به جاى برداختن به متن سخنان پرویز ثابتى، به زیرنویس قانعى‌فرد پرداختم. در بخش بعد به “نبود شکنجه در ساواک” و “دموکرات بودن شاه”، “تلاش نافرجام جزنی و یارانش برای فرار”، و “عدم رابطه‌ی ساواک با سیا و موساد” از زبان “مقام امنیتى” خواهم پرداخت!

“فاش می‌گویم” و از گفته‌ی خود دلشادم

شاید برای برخی از کسانی که با نام و مقام سازمانی پرویز ثابتی در ساواک آشنایند، و کمی از کارکرد خشونت در آن سازمان اطلاع دارند، آوردن شعر لطیفی از حافظ در اولین برگِ کتاب، و برگرفتنِ عنوان کتاب از بیتی از آن، کمی شگفت‌آور باشد.
“فاش می‌گویم و از گفته خود دلشادم / بنده ‌ی عشقم و از هر دو جهان آزادم
طایر گلشنِ قدسم، چه دهم شرح فراق / که درین دامگهِ حادثه چون افتادم”
در این بخش می‌خواهم کمی به “فاش‌گوئی”های کسی که “از هر دو جهان آزاد” است بپردازم. اول این را روشن کنم که برای سنجش “فاش‌گوئی” یا “پرده‌پوشی” آقای ثابتی در مصاحبه‌اش با آقای قانعی‌فرد، راهی جز این وجود ندارد که چند مورد آشکار و اثبات شده را تعیین کنیم و ببینیم ایشان چگونه آن موارد را بازگو کرده‌اند. چون سنجش صحت و سقم آنچه ایشان از گفتگوی بین خود و همقطارانش در ساواک یا مقامات بالای حکومتی در جلسات دربسته می‌گوید برای کسی، جز یکی از خودشان، کاری عملی نیست. و یا فساد در رژیم شاه چیزی نیست که قابل حاشا باشد و افشای آن از زبان ایشان چیزی به روشن کردن واقعیت‌ها بیافزاید. جدا از رو بودن آن در اوج قدر قدرتی شاه و نصیری و ثابتی، در همین سه دهه‌ اخیر، بسیاری از شخصیت‌های همان رژیم سابق، به روشنی از آن حرف زده‌اند و جای خالی برای پر کردن کسی باقی نگذاشته‌اند.
وقتی یک مامور بالای امنیتی پس از این همه سال آفتابی می‌شود و می‌خواهد “فاش‌گوئی” کند، خواننده انتظار دارد حرف‌های پشت پرده مانده‌ی امنیتی را از زبان او بشنود، نه تائید بر طشت‌های از بام افتاده‌ی فساد مالی و اخلاقی بلند پایگان رژیمش؛ آن هم تنها برای اثبات فساد ناپذیری خود، و ادعای مبارزه‌ی بی‌وقفه با آن‌ها!
یکی از مواردی که انتظار می‌رفت ایشان نه تنها حاشا نمی‌کرد بلکه از گوشه‌های پنهان مانده‌ی آن نیز سخن می‌گفت، موضوعِ استفاده از شکنجه در زندان‌های ساواک است. گمان نمی‌کنم هیچ نیازی به اثبات استفاده از شکنجه در زندان‌های ساواک وجود داشته باشد، گرچه بر سر میزان، شدت و ضعف، و حتی ضروری بودن یا نبودن آن، جای بحث همواره باز خواهد ماند.
حالا ببینیم “فاش‌گوئی” آقای ثابتی در مورد وجود شکنجه در ساواک به چه میزان است. مستقیم‌ترین پرسش در مورد شکنجه توسط آقای قانعی‌فرد به این صورت طرح می‌شود:
“برخی از چپ‌ها هم معتقدند که شما (ساواک) هم در زندان‌تان شکنجه بوده و حتی در ایام ریاست شما. ” ص ۳۰۱
پیش از پرداختن به پاسخ ثابتی، بیائید کمی در پرسش طرح شده باریک شویم. “برخی از چپ‌ها هم”، باید به این معنی باشد که علاوه بر دیگران، برخی از چپ‌ها هم بر وجود شکنجه تاکید کرده‌اند. اگر پرسشگر نخواهد مدعیان وجود شکنجه را به “برخی از چپ‌ها” تقلیل دهد باید بپذیرد که اکثر کسانی که طعم زندان را چشیده‌اند، از چپ و مذهبی و ملی و تروریست و سیاسی‌کار و سیاست‌باز و مبارز و خرابکار و وطن‌پرست و وطن‌فروش… به راست یا به دروغ، مدعی وجود شکنجه در زندان‌های ساواک بوده و هستند. و از این مهم‌تر، شکنجه در ساواک را نه “حتی در ایام ریاست” ایشان، که “بویژه در ایام ریاست ایشان” تجربه کرده‌اند.
سازمان‌های جهانی صلیب سرخ و عفو بین‌الملل نیز بر مبنای شواهد عینی و تحقیقات تفصیلی که در دوره خود شاه انجام شد، گیرم به منظور خوش‌خدمتی به آمریکا و انگلیس برای خالی کردن پشت اعلیحضرت، مدعی وجود شکنجه در ساواک در دوره مسئولیت آقای ثابتی بوده‌اند.
پاسخ آن پرسشِ پرسش برانگیز را آقای ثابتی این گونه می‌دهد: “من شکنجه را غیرقانونی می‌دانستم و در هر فرصتی که به دست می‌آوردم با آن برخورد می‌کردم که ممکن است بعد بیشتر در این باره توضیح دهم. ” ص ۳۰۲
پرسشگر خوشبختانه این بار کمی پیله می‌کند: “یک بار فرمودید که من تائید نمی‌کنم در آن ایام، شکنجه‌ای وجود داشته. واقعا پنهان‌کاری و کتمان می‌فرمائید؟ مثلا معتقدید که مذهبی‌ها را اصلا و ابدا شکنجه نکرده‌اید؟
و او در پاسخ، اوج “فاش‌گوئی”اش را به نمایش می‌گذارد: “حالا که شما اصرار دارید در باره شکنجه زندانیان بیشتر صحبت شود، بگذارید کمی در این باره به زمان‌های دورتر برویم و بعد برگردیم به دوره رژیم شاه، و نهایتا حکومت جمهوری اسلامی، که در آن شکنجه از همه ادوار تاریخ ایران وحشیانه تر بوده و می‌باشد. “
ثابتی سپس شروع می‌کند به بررسی تاریخ شکنجه، و در طول سیزده صفحه‌ی متوالی نشان می‌دهد که شکنجه “از دیرباز در بسیاری از نقاط جهان وجود داشته” است. بعد به شکنجه در دوران مشروطیت می‌پردازد، و سپس از به قدرت رسیدن رضا شاه می‌گوید که در دوره‌ی او برای اولین بار قوانینی وضع شد که در آن “توسل به شکنجه علیه زندانیان جرم محسوب” می‌شده است. بعدتر می‌رسد به شکنجه در دوران مصدق، و سیلی خوردن اردشیر زاهدی از غلامحسین صدیقی. و در نهایت به پس از ۲۸ مرداد، به دوره ریاست تیمور بختیار می‌پردازد که در آن دوره شکنجه فقط در مورد توده‌ای‌ها انجام می‌گرفته نه ملی‌گراها. در دوره پاکروان هم که شکنجه کلا ممنوع بوده. در دوره نصیری که دوره “فعالیت‌های چریکی و تروریستی” است هم شکنجه در کار نبوده، و اگر کسانی زخمی بر بدن یا سوختگی در پوست داشته‌اند خودشان خودشان را برای تمرینات چریکی مجروح کرده بودند، یا به دلیل حمله به بازجویان در بازجوئی و زد و خورد با آنان در طول بازجوئی زخمی می‌شده‌اند. و بالاخره باز هم تاکید می‌کند که:
“من همانطور که گفتم با شکنجه و هرگونه اقدام غیرقانونی مخالف بودم و تا آنجا که در توان داشتم از آن جلوگیری می‌کردم. خودم هیچگاه ندیده‌ام که فردی مورد شکنجه قرار گیرد ولی البته در این باره بسیار می‌شنیدم. “
در اینجا، تدوین کننده ما را به زیرنویسی می‌برد با این مضمون: “یکی از مقام‌های ساواک: با مطالعه پرونده‌های فردی (چریک‌های فدائی خلق و مجاهدین خلق و…) متوجه می‌شدید که هر کدام از نوعی توهم رفتاری و بیماری روانی رنج می‌برند و آنقدر در تکرار دروغ گرفتار شده‌اند که باورشان نمی‌شود واقعیت ماجرا چیز دیگری بود. مذهبی‌ها و اسلامی‌ها آنقدر دروغ و اغراق را در خاطرات و نوشته‌های اراجیف خود پس از انقلاب منتشر کرده‌اند که برای نسل شما جوانان، دیگر مشکل است پاک کردن و زدودن اوهام از واقعیات. ” ص ۳۰۷
و پس از این تائیدیه در زیرنویس، ثابتی “فاش‌گوئی”اش را این گونه ادامه می‌دهد:
“موقعی که از سرپرستان بازجوئی [در مورد ادعای شکنجه] سئوال می‌کردم غالبا جواب این بود که زندانی با مامورین به زد و خورد پرداخته و در نتیجه مجروح شده است و یا قبل از دستگیری به وسیله رفقای خود مورد شکنجه قرار گرفته است. “
و باز قانعی فرد ما را به زیرنویس راهنمائی می‌کند و حرف یک مقام ساواکی ناشناسی را در تائید حرف‌های ثابتی می‌آورد: “مامورین ما هم ممکن است کتک‌شان می‌زدند به خاطر زد و خورد، اما مال ما شکنجه محسوب می‌شد و مال آن‌ها مقاومت. “
باقیِ فاش‌گوئی‌ها، مربوط به شکنجه در رژیم جمهوری اسلامی پس از سرنگونی رژیم شاه است که این رژیم تازه، به حق این شانس را برای رژیم گذشته فراهم آورده است تا ثابتی پس از سه دهه رویش بشود از پرده بیرون بیاید تا “اسرار ساوک” را به شکلی که خواندید افشاء کند!
مورد دیگری که خواننده انتظار دارد از زبان ثابتی حقایقی را بشنود، ماجرای قتل نُه زندانی محکوم است که پس از سال‌ها تحمل زندان کشته شدند. این ماجرا هم پر سروصداتر از آن است که نیاز به تفصیل بیشتر از سوی من داشته باشد. خبر کشته شدن بیژن جزنی و ۸ زندانی محکوم دیگر در حین فرار، آن هم پس از یک ماه که از انتقالشان از زندان قصر و زندان‌های دیگر به زندان اوین می‌گذشت، دنیا را تکان داد. یکی از مامورین ساواک (تهرانی) که در این قتل دست داشت به صراحت و با ذکر جزئیات در دادگاهی در اوائل انقلاب به شرح ماجرا پرداخت.
روایتِ بالاترین مقام امنیتی ساواک، یعنی آقای ثابتی در این مورد، حتی یک کلام به آنچه در روز اعلام این جنایت در سی‌ام فروردین ۱۳۵۴ در روزنامه‌ها منتشر شد نمی‌افزاید. او اول از همه اعتراف همکارش در دادگاه انقلاب را به این طریق حاشا می‌کند:
“این شخص ظاهرا برای حفظ جان خود مطالبی را عنوان کرده و امید داشته از اعدام رهائی یابد ولی مسئولین رژیم جدید که از اظهارات او بهره‌برداری تبلیغاتی کرده بودند از بیم این که در صورت زنده ماندن از گفته خود پشیمان و آن را اعتراف زیر شکنجه بخواند، سریعا او را اعدام کردند. ” ص ۲۵۵
سپس از اینکه قسمت‌های مختلف ساواک در کار هم دخالت نمی‌کردند حرف می‌زند، و اینکه او اصلا در جریان این ماجرا نبوده، و فقط در شب حادثه سرهنگ وزیری به او زنگ زده و خبر تلاش برای فرار و کشته شدن زندانیان را به او داده است (چون ثابتی همان که در روزنامه‌ها منتشر شده بود را تکرار می‌کند از رونویسی‌اش معذورم!)
اما این استدلال ایشان را، چون بدیع است و دست کم برای من تازگی دارد، رونویس می‌کنم:
“چون کشته شده‌ها… سابقه فرار از زندان داشتند، سوءظن چندانی برای من ایجاد نکرد. اگر تیمسار نصیری در نظر داشته بیژن جزنی و یاران او کشته شوند، چه احتیاجی به صحنه سازی بوده است؟ “
بعد می‌گوید به قدر کافی مدرک داشتیم که نشان دهیم جزنی از زندان دستور قتل می‌داده و می‌شد او را به دادگاه فرستاد تا “محاکمه و اعدام شود و نیازی به صحنه سازی نباشد. ” ص ۲۵۸
پرسشگر نمی‌پرسد اگر این استدلال در مورد جزنی پذیرفتنی باشد تکلیف آن هشت نفر دیگر چه می‌شود!
از مورد شکنجه و کشتن نُه زندانی که بگذریم، برای نشان دادن میزان صداقت ثابتی در این کتاب، می‌توانم به روایت ایشان از پرونده‌ای که خودم در آن درگیر شدم بپردازم. من در خاطرات زندانم که همین یکی دو ماه پیش با عنوان “دستی در هنر، چشمی بر سیاست” منتشر شده به تفصیل به این پرونده پرداخته‌ام و در اینجا نیازی به بازگوئی آن نمی‌بینم. بنابراین تنها به نکاتی که برای همگان روشن است و جای تفسیر ندارد اشاره می‌کنم تا روایت ایشان را محک زده باشم.
پس از گذشت این همه سال، و رو شدن بسیاری از مسائل در مورد این پرونده، باز هم ثابتی همچنان بر روایت رسمی ساواک که در اولین روز اعلام دستگیری ما به روزنامه‌ها داده شد تاکید می‌ورزد. نه اسمی از مامور نفوذی خودشان، امیر حسین فطانت، می‌برد؛ نه از اینکه اسلحه‌های نمایش داده شده در دادگاه متعلق به خودشان بوده است. نه به شکنجه‌ی این گروه اشاره می‌کند و نه به اهدافِ پشت پرده‌ی بزرگ‌نمائی ساواک در این پرونده.
ثابتی حتی در دادن آمار محکوم شدگان به اعدام در این پرونده با بی‌دقتی حرف می‌زند:
“ما خیلی سعی کردیم از آن‌ها کسی اعدام نشود. از اینها ۶ نفر محکوم به اعدام شده بودند که ۴ نفر را توانستیم که عفوشان را بگیریم. ” در حالیکه محکومین به اعدام ۵ نفر بودند و سه نفر مشمول عفو شدند، که خودم هم یکی از آن سه نفر هستم.
حالا با این همه بی‌دقتی در پاسخ، آیا می‌توان ادعای ثابتی را باور کرد که می‌گوید:
“خسرو گلسرخی هم دادگاهش را سال‌ها بعد، از اینترنت دیدم که از مارکس و امام حسین صحبت کرد. “
برای این که کمی فضای نوشته‌ام را عوض کنم اجازه بدهید شما را به زیرنویس آقای قانعی‌فرد در مورد اسم “امام حسین” که گلسرخی در دفاعیه‌اش بر زبان می‌راند ارجاع دهم. قانعی‌فرد در چهار خط ریز، روز تولد و مرگ امام حسین، و اسامی و القاب و معانی فارسی آنان را برای ایرانیانی که اسم امام حسین را برای اولین بار است که می‌شوند آورده است. (ص ۲۸۹)
همین مرارت را هم برای کسانی که اسم “شمر” را نشنیده‌اند در صفحه ۳۱۸ به خود روا داشته است. در این صفحه ثابتی می‌گوید مقدم در یک جریان مربوط به دانشگاه “می‌خواست نصیری را جلو بیاندازد که نقش شمر ابن‌ذوالجوشن را بازی کند و او نقش امام حسین را داشته باشد. “
قانعی‌فرد در زیرنویس، این بار در ۵ خط ریز (!)، خواننده را از ایل و تبار شمر ابن‌ذوالجوشن، و نقش او در واقعه‌ی عاشورا و.. آگاه می‌کند تا مبادا کسی مفهوم مثال آقای ثابتی را به دستی درک نکند!

در دامگه کدام حادثه؟

در آخرین بخش از مرور و بررسی کتاب پر حجم “در دامگه حادثه” می‌خواهم سعی کنم بفهمم اشاره‌ی عنوان کتاب به کدام “حادثه” می‌تواند باشد. شاید منظور تدوین کننده از انتخاب این عنوان، “حادثه”ی مقام امنیتی شدن یک دانشجوی رشته حقوق دانشگاه تهران باشد؛ شاید هم “حادثه”ی انقلاب، که او را از دایره قدرت برای سه دهه به مخفیگاه فرستاد. بعید هم نیست اشاره‌اش به “حادثه”ی در دام انداختن ثابتی برای قبول پیشنهاد مصاحبه بوده باشد؛ کاری که بی‌تردید به سادگی از عهده هر تاریخ‌نگاری بر نمی‌آمد، و از این زاویه باید به قانعی‌فرد دست مریزاد گفت.
پاسخ به این پرسشِ ذهنی هر چه باشد، بخش قابل ملاحظه‌ای از کتاب به ابراز نظرات ثابتی به “حادثه” انقلاب، زمینه‌ها و تاکتیک‌های دو سوی “حادثه”، و در نهایت خروج ایشان از کشور، و سقوط پادشاهی اختصاص یافته است.
این قسمت از کتاب که بر ۲۵۰ صفحه بالغ می‌شود از زوایای مختلف قابل بررسی است که هر یک فرصت بسیاری می‌طلبد. من فقط به یک زاویه‌ی حساس آن، یعنی موضع آقای ثابتی در برخورد با “حادثه” انقلاب، می‌پردازم.
اگر بخواهم جملاتِ خود او را به شهادت بگیرم، ده‌ها صفحه هم برای نقل قول‌ها کفایت نمی‌کند. به ناچار به خلاصه می‌گویم که ثابتی تلاش می‌کند نشان دهد که از وقتی شاه تحت فشار کارتر موضع نرم‌تری نسبت به مخالفینش گرفت، و مخالفین هم با آگاهی به این نقطه ضعف بر شدت مخالفتشان به اشکال مختلف افزودند، این ثابتی بود که به شکل پیگیر و مداوم بر خطرات این سیاست تازه به رئیس ساواک، نخست وزیر، شاه و ملکه تاکید ورزید ولی شاه در اثر برخوردهای غلط ملکه و مقدم (آخرین رئیس ساواک) و آموزگار (نخست وزیر) و… به سیاست غلط مماشات با مخالفین ادامه داد و ساواک را از انجام وظیفه قانونی‌اش بازداشت. وگرنه با دستگیری ۱۵۰۰ نفر در زمان آموزگار، آسیاب به روال سابق برمی‌گشت.
“… [به آموزگار] گفتم: ما پاسخگو به محافل بین‌المللی نیستیم، ما باید پاسخگو به قانون مملکت باشیم… آموزگار گفت: این استدلال‌ها پذیرفتنی نیست و ما نمی‌توانیم به سیاست‌های گذشته برگردیم. ” صفحه ۴۱۶
“من مجددا با مقدم وارد بگومگو شدم و گفتم کارهائی را که اکنون اعلیحضرت دنبال می‌کنند و می‌بینم شما هم صد در صد صحیح می‌دانید نوعی انتحار است، و من آماده برای انتحار نیستم و نمی‌توانم کورکورانه دستور اجرا کنم. ” صفحه ۴۲۹
“[مقدم در سمینار روسای ساواک] گفت: ما سال‌ها به خواسته‌های مردم بی‌اعتنائی کرده و اعمال قدرت نموده‌ایم، و اکنون زمان آن فرا رسیده که به مردم احترام گذارده و اعتماد آن‌ها را جلب… کنیم. ” صفحه ۵۱۰
“… گفتم: من با این کارهائی که شما می‌کنید موافق نیستم! ولی الان شما رئیس سازمان شده‌اید و حقِ شماست،… و من هم ناچارم به دستورات شما عمل کنم. ” همان صفحه
اما علیرغم قولش به اجرای دستورات مافوق، از پاپوش‌دوزی برای رئیس خودش هم ابائی ندارد:
“… برای شاه پیغام فرستادم که مقدم با مخالفین رژیم همدردی نشان می‌دهد و ارتباطات مشکوک و مضر به مصالح ملی برقرار کرده، و باید از ساواک کنار گذاشته شود، که شاه گفته بود که مرا احضار و حرف‌هایم را خواهد شنید ولی به جای احضار از کار برکنار شدم! ” صفحه ۵۱۳
ثابتی در عین حال حواسش هست که دفاع از موضع تندروانه‌اش موجب نشود که مخالفینش او را غیردموکرات و موافق کاربُردِ زور بخوانند. لذا جابجا تاکید می‌کند که “معتقد به اصلاحاتی در ساختار سیاسی کشور و دادن آزادی‌های سیاسی بیشتر، ولی به صورت تدریجی و ابتدا به موافقین و سپس به مخالفین رژیم” بوده است. (ص ۴۲۸)
و در این اعتقاد جالب توجه‌اش، یعنی “دادن آزادی به موافقین رژیم”، نمونه‌های جالبی ذکر می‌کند که برخی بیشتر به جوک شبیه است:
“شهبانو مرا احضار کرد و گفت: شنیده‌ام شما در جلسات کمیسیون می‌گوئید اول به طرفداران رژیم آزادی بدهید بعد به مخالفین. کدام طرفدار رژیم آزادی ندارد؟ گفتم: خود من! آزادی بیان ندارم! ” صفحه ۳۴۹
در اواخر نخست وزیری آموزگار، و آمدن شریف امامی به جای او، ثابتی به تفصیل از تزلزل شاه و احتمال کناره گیری‌اش از سلطنت در گفتگوی با مقامات سخن می‌گوید، که برخی از نقل قول‌هایش برای درک تراژدی شاه، به عنوان یک پادشاه مستبد اما متزلزل، برای هنرمندانی که روزی بخواهند زندگی آخرین شاه ایران را در یک اثر هنری منعکس کنند، بسیار حائز اهمیت است.
“… [آموزگار] گفت: شاهنشاه از نمک‌ناشناسی مردم خسته شده‌اند و اگر وضع به این ترتیب ادامه یابد ممکن است ایشان اصولا این مردم را رها کنند و بروند! ” صفحه ۴۴۲
“… [ارتشبد فردوست] گفته بود: شاهنشاه همه این تحریکات را از ناحیه دول بزرگ می‌دانند و حتی تصمیم داشته‌اند که از سلطنت کناره‌گیری، و کشور را ترک گویند. ” صفحه ۴۴۳
“… [والاحضرت اشرف] گفته بود: شاه از حق ناشناسی این مردم خسته شده‌اند و ممکن است سلطنت را رها کرده و کشور را ترک کنند. ” همان صفحه
ثابتی از نگاه خود، تمام رخدادهای روزهای انقلاب را یکی یکی بر می‌شمرد و مخالفتش را با هر تصمیمی از سوی هر کسی که بوی انعطاف داشته اعلام می‌کند. او وقتی خبر احتمال موافقت شاه با آزادی هزار زندانی سیاسی را در دوره‌ی شریف امامی می‌شنود، در گزارشی می‌نویسد:
“آزادی زندانیان باقی مانده از زندان خیانت به کشور است و هر کس در این شرائط دنبال آزاد کردن کسانی باشد که دشمن قسم خورده رژیم هستند یا خائن است و یا عوامفریب… ” صفحه ۴۶۱

با شرمندگی باید بگویم که من، راقم این سطور، یکی از آن هزار نفر بودم!
ثابتی فقط چهار روز پس از آزادی من از زندان، در روز نهم آبان ۱۳۵۷، به دلائلی که خودش شرح می‌دهد و من به آن اشاره خواهم کرد کشور را به بهانه‌ی استفاده از مرخصی ترک می‌کند، و شاه و دستگاه رو به نابودی‌اش را تنها می‌گذارد.
“به هویدا گفتم:… من یک مرخصی طولانی در پیش دارم و به علاوه شنیده‌ام که شاه و شهبانو و شریف امامی و مقدم قصد دارند عده بیشتری از وزرا و مقامات و مسئولان سابق را بازداشت کنند که ارتشبد نصیری نیز جزو آن‌هاست و ممکن است که نام مرا نیز در لیست منظور نمایند، لذا هر چه زودتر عازم خارج خواهم شد. ” صفحه ۴۷۲
هویدا مدتی بعد، در دوره ازهاری دستگیر شد، و ثابتی می‌گوید وقتی در بازداشت ساواک بود برایش به خارج از کشور پیغام فرستاد که: “مبادا به وعده‌های شاه و مقدم اعتماد کرده و به کشور بازگردی. ” صفحه ۴۷۴
برای پایان دادن به این مرور نسبتا شتاب‌زده، که اگر جلوی خودم را نگیرم بیش از این‌ها می‌تواند وقت من و شما را بگیرد، یک پرسش و پاسخ کوتاه از صفحه ۴۹۹ را انتخاب کرده‌ام که نشانه‌ی کامل چشم بستن ثابتی به واقعیت، حتی پس از گذشت سه دهه است:
“قانعی فرد: به نقش ساواک در فروپاشی حکومت پهلوی باور دارید؟
ثابتی: نخیر! چه نقشی؟ می‌شود گفت مقدم نقش داشت نه ساواک. “

(پایان)
https://news.gooya.com/2022/01/post-60094.php

No responses yet

Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .