اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'اجتماعی' Category

Aug 06 2019

برنامه تلویزیونی «رمز پیروزی – صدای ۱۴ کنشگر سیاسی در ایران» راه‌اندازی شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,حقوق بشر,سیاسی

No responses yet

Aug 06 2019

۱۴ فعال حوزه زنان در ایران خواستار «استعفای علی خامنه‌ای» شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی


رادیوفردا: تصویر برگرفته از کانال تلگرامی این چهارده کنشگر مدنی

۱۴ تن از کنشگران حوزه زنان در ایران روز دوشنبه با انتشار بیانیه‌ای خواستار «استعفای خامنه‌ای» و «گذار از جمهوری اسلامی» شدند.

این کنشگران با اشاره به خواسته مشابهی که ۱۴ فعال مدنی در خرداد امسال مطرح کردند، در بیانیه خود نوشته‌اند: در اعتراض به آپارتاید جنسیتی که «حاصل نگاه مردسالارانه نظام فقاهتی است، علیه این نظام ضدزن که ارزش‌های انسانی ما را محو نموده است، بپاخاسته و خواستار گذار کامل از نظام جمهوری‌اسلامی و تدوین قانون اساسی جدیدی هستیم».

آنها همچنین تأکید کرده‌اند که پس از انقلاب و برقراری رژیم جمهوری‌اسلامی «بسیاری از حقوق اولیه و انسانی ما زنان ایران سلب شد» و «هر کس علیه این تبعیض جنسیتی لب به اعتراض گشود به توهین و تحقیر، ضرب و شتم و حبس و حتی در مواردی به شکنجه و اعدام گرفتار گردید».

این ۱۴ فعال حوزه زنان در بیانیه خود گفته‌اند مصمم هستند «با شیوه‌ای مدنی و بدون خشونت»، مبارزه خود را با گفتن «نه به جمهوری اسلامی» ادامه دهند.

شهلا انتصاری، نصرت بهشتی، فرشته تصویبی، پروا پاچیده، گیتی پورفاضل، عزت جوادی حصار، زهرا جمالی، شهلا جهان‌بین، فاطمه سپهری، مریم سلیمانی، سوسن طاهرخانی، فرنگیسِ مظلوم، نرگس منصوری و کیمیا نوروزی‌صابر امضاکنندگان این بیانیه هستند.

از چهارده نفری که بیانیه قبلی مربوط به «استفعای خامنه‌ای» را امضا کرده بودند تاکنون دست‌کم دو تن از آنان بازداشت شده و چند نفر دیگر از آنان پیام‌های تهدیدآمیز دریافت کرده یا مورد حمله قرار گرفته‌اند.

No responses yet

Aug 05 2019

واکنش فرمانده ناجا به بدحجابی برخی سلبریتی‌ها

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حجاب,حقوق بشر,سیاسی

ایسنا: فرمانده ناجا تاکید کرد که برخورد پلیس با هرگونه هنجارشکنی براساس قانون انجام می‌شود.

سردار حسین اشتری در گفت‌وگو با ایسنا، درباره اینکه به نظر می رسد پلیس در برخورد با بدحجابی برخی از چهره‌های شناخته شده در جامعه نظیر هنرمندان و … متفاوت از دیگر شهروندان عمل می کند گفت: بر اساس قانون ما با هرگونه هنجارشکنی برخورد می‌کنیم. برای ما فرقی ندارد که ناهنجاری مربوط به چه کسانی و از سوی چه کسانی انجام شده باشد چرا که ما سعی می کنیم قانون را بدون در نظر گرفتن جایگاه افراد اجرا کنیم.

وی در مورد اینکه برخی از سلبریتی‌ها با میلیون‌ها فالوئر در شبکه‌های اجتماعی اقدام به ترویج بدحجابی می کنند، گفت: در مورد تمام افراد اقدامات لازم را انجام خواهیم داد و همانطور که گفتم برای ما فرقی ندارد که هنجارشکنی از سوی چه کسانی انجام شده باشد، در مواردی هم که لازم باشد ما با هماهنگی دستگاه قضایی اقدامات خود را انجام خواهیم داد.

فرمانده نیروی انتظامی همچنین در مورد پرونده خواننده‌ای به نام حامد زمانی و طرح اتهاماتی ازسوی وی به پلیس گفت: در این زمینه پرونده‌ای تشکیل شده و در دستگاه قضایی در حال رسیدگی است.

No responses yet

Aug 04 2019

گفت‌وگو با نرگس؛ زنی که به دلیل نبستن سوتین بازداشت شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,امنیتی,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

ایران وایر: روز جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۸، زمزمه بازداشت یک زن در خیابان توسط گشت‌ارشاد به دلیل «نپوشیدن سوتین » و به تعبیر آن‌ها «اقدام به تحریک کردن مردان» در فضای مجازی منتشر شد.

این خبر واکنش‌های بسیاری در میان کاربران شبکه اجتماعی اینستاگرام در پی داشت. اغلب مخالفان این حرکت را زنان تشکیل می‌دادند و می‌گفتند این اتفاق دیگر قابل تحمل نیست و گشت ارشاد حق نداشته این زن را بازداشت کند موافقان این اتفاق اما بر این باور بودند که این عمل موجب مفسده است، لباس زیر نپوشیدن باعث تحریک مردان می‌شوند و باید با آن مقابله شود.

«نرگس» اما روایتی شنیدنی دارد. او همان زنی است که به دلیل عدم استفاده از سوتین بازداشت شده است، او می‌گوید: «من بخاطر فیبروکیستیک حادی که دارم دارو مصرف میکنم و بدنم طی این سال ها به داروهایم حساسیت پوستی نشان داده است ولی کماکان برای رشد نکردن بیماری باید دارو را مصرف کنم .درد زیادی هم در پوستم و هم پستان‌هایم دارم. در خانه، محل کار و حتی میهمانی‌ها هم سوتین نمی پوشم و برایم اصلا مهم نبوده و نیست کسی سوال کند چرا؟.همیشه گفتم بیماریم باعث رشد اخلاقی من شده.باعث شده به بدن خودم و دیگران نگاه ایده آل نداشته باشم.»

فیبروکیستیک یک بیماری شایع در زنان است که عمدتا بافت پستان و زیر بغل را مورد حمله قرار می‌دهد. در این بیماری پستان ها از کیست‌های متعدد و دردناکی پر می‌شوند که در اغلب موارد خوش‎‌خیم هستند اما در زمان‌های قاعدگی و پیش از آن درد بسیاری را با خود به همراه دارند و پوشیدن سوتین می‌تواند این درد را تشدید کند.

نرگس عکاس است. می‌گوید برهنگی و بدن برایش تابو نیست چرا که اغلب سوژه‌هایش آدم‌هایی با بدن‌های معمولی هستند. او می گوید:«آن روز من با پوشش معمولی همیشگی ام که یک مانتو گشاد جلو باز و یک شال چند متری‌ و بلند است از خانه بیرون رفتم.شال کاملا جلوی بدنم را پوشانده بود.از مترو فردوسی که بیرون آمدم هنوز چند قدم جلوتر نرفته بودم که سه خانم چادری گشت ارشاد، مانتویم را کشیدند و شالم کنار رفت. به محض دیدن نوک سینه‌ام یکی از خانم‌ها با عصبانیت کارت شناسایی‌ام را طلب کرد و چون همراهم نبود کارت بانکی‌ام را گرفت و سریع مرا مجبور کرد سوار ون شوم.»

نرگس می‌گوید وقتی در راه وزرا بوده چندین بار توضیح داده که بدلیل بیماری خاصش نمی‌تواند لباس زیر بپوشد اما حرف‌هایش پذیرفته نشده و او ناچار شده در ساختمان وزرا به پزشکش زنگ بزند: «زنگ زدم به پزشکم.ایشان هم توضیح دادند علت چیست ولی بی فایده بود.گفتند باید اینجا بمانی.انگار دزد گرفته بودند!»

وقتی که مامورین حاضر نمی‌شوند حرف پزشک را بپذیرند نرگس تصمیم می‌گیرد وضعیت بدنش را به ماموران نشان دهد: «درد شدید داشتم.هوا گرم بود و عرق کرده بودم، بعد از دوساعت برخلاف میل خودم مجبور شدم برای خلاص شدن از آن محیط بشدت توهین آمیز جنسیت زده که باصدای بلند دخترهای بازداشت شده را با الفاظ نامناسب خطاب میکردند خلاص شوم.»

نرگس می‌گوید دست یکی از ماموران را گرفته و به اتاق دیگری برده که چند مامور دیگر هم در آن بوده‌اند: «تی‌شرتم را بالا زدم و گفتم ببین این وضعیت من است؛ من درد دارم. اما برخوردشان خیلی تلخ بود. مامور صورتش با حس انزجار و شوک گرفت و هلم داد بیرون از اتاق و در نهایت فرم تعهدی به من داد که به شرط تکرار نشدن این اتفاق می توانستم از آنجا بروم.»

او می‌گوید هنوز هم نتوانسته با خانواده اش درباره این اتفاق حرف بزند. فقط لحظه خروج از ساختمان وزرا از فرط خشم از بن جان گریسته و در یک استوری اینستاگرامی، ماجرا را برای تعدادی از دوستان نزدیکش تعریف کرده است.

تقابل زنان ایران و گشت ارشاد هر روز وارد مرحله تازه ای می شود. زنان برای مطالبه بدیهی ترین حقوق خود ابتکار عمل به خرج می‌دهند اما از آن سو، هرلحظه بر شمار نفرات ارتش مقابلشان افزوده می شود.حالا دیگر نه تنها نهادها و ضابطین قضایی با عزمی راسخ، زنانی که کشف حجاب می‌کنند یا به زعم آن‌ها پوششی متناسب با عرف جامعه ندارند را بازداشت می کنند که سپاه استان‌ها هم اعلام کرده است با میهمانی‌های دورهمی زنان به اتهام «ترویج سبک غربی» مبارزه خواهد کرد. از سوی دیگر سخنگوی قوه قضاییه ارسال فیلم و عکس برای «مسیح علی‌نژاد» را مصداق همکاری با دول متخاصم خوانده و گفته است زنانی که چنین کنند ممکن است تا ده سال حبس در انتظارشان باشد. حضور نیروهای گشت ارشاد در متروها برای ارشاد بی حجابان و بدحجابان هم تازه‌ترین اقدام برای مبارزه با بدحجابی و بی حجابی است.

برخی از فعالان حقوق زنان مسئله پوشش را اولویت اول زنان در ایران نمی‌دانند. آن‌ها بر این باورند که در میان ضعف قوانین حمایت از خانواده و مشکلات بزرگی همچون حق طلاق و حضانت موضوع پوشش زنان چندان مسئله مهمی نیست. این در حالی است که نظام حاکم بر ایران برای مبارزان حجاب اجباری سخت ترین تنبیه ‌ها را قائل می شود و هزینه گزافی برای تامین نیروی انسانی گشت ارشاد پرداخت کرده است.

سمانه سوادی؛ فعال برابری جنسیتی و دانش آموخته حقوق در توضیح اینکه چرا نظام جمهوری اسلامی برای تحمیل پوشش مورد تایید خود اینچنین به زنان سخت می‌گیرد تا جایی که لباس زیر آن‌ها هم می‌تواند دلیلی برای بازداشتشان باشد می‌گوید: «من فکر می کنم حجاب رکن و اصل حکومت ایران باشد. یعنی حاکمیت به وضوح می داند که اگر از ماجرای پوشش زنان کوتاه بیاید با این میزان از آگاهی که امروز زنان در ایران دارند ناچار است هزاران حق دریغ شده در چهل سال گذشته را به زنان بدهد. اگر پوشش اختیاری شود بعد باید در ورزشگاه‌ها را بی‌قید و شرط باز کند، برابری ارث را در دستور کارش قرار دهد، حق طلاق و حضانت برای زن قائل شود و هزاران موضوع بزرگ و کوچک دیگر. درست مثل پرنده ای که صاحبش خیال می‌کند اگر از قفس بیرون بیاید تنها در این اتاق می‌ماند غافل از آنکه این پرنده که تشنه آزادی است نه تنها از اتاق که از آن خانه خواهد رفت.»

این حقوق‌دان بخشی از سخت‌گیری حکومت را هم متوجه آگاهی زنان از حقوق خودشان می‌داند. او بر این باور است که گفتمان انتخاب پوشش به یمن شبکه های اجتماعی امروز در میان حتی بخش سنتی و مذهبی هم جای خود را باز کرده است و نه تنها در شهرهای بزرگ جریان دارد که شهرستان‌های کوچک و دور و نزدیک هم با آن آشنا هستند. : «نکته قابل توجه و البته غم‌انگیز این ماجرا اما اینجاست که هر چقدر زنان در موضوع حق انتخاب پوشش گام‌های رو به جلو برداشته‌اند اما مردان چندان از آزادی پوشش زنان حمایت نمی کنند چرا که حکومت به نوعی آن‌ها را با خود همدست کرده است. حاکمیت جا انداختن این موضوع که بله بدن زنان برای مردان تحریک آمیز است این تصویر را به مردان می‌دهد که حتی اگر تو از این قاعده مستثنی هستی و با دیدن بدن زن تحریک نمی شوی اما بیرون از خانه تو مردانی هستند که با دیدن زن تو، مادرت و یا خواهرت تحریک خواهند شد. بعد چه می‌شود؟ جای خالی حمایت مردان از حق آزادی پوشش برای زنان به چشم می‌آید. یادمان باشد! باید به مردان اطرافمان، به همسران و پسران و برادران و دوستان مردمان یادآور شویم همدست حکومت نشوند »

No responses yet

Aug 01 2019

زندگی مخفی یک کارگر معترض؛ گفت‌و گو با میثم آل مهدی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,اعتصاب,حقوق بشر,سیاسی,کارگری

ایران وایر: «میثم آل مهدی» متولد ۱۳۶۳ و متاهل است. او و همسرش، «ایمان موسوی»، دو فرزند دارند. «میساء» دخترش ۱۰ساله و پسرش «حازم» شش ساله‎ است. تحصیلاتش را تا دیپلم ادامه داده و ۱۱ سال تمام در «گروه ملی صنعتی فولاد ایران»(خوزستان) کارگری کرده است؛ شرکتی که از سال ۱۳۴۲ به منظور تولید انواع میلگرد ساده، میلگرد آج‎دار و نبشی در شهر اهواز تأسیس و در ۵۶ سالی که از تاسیس آن می‌گذرد، دست‌خوش تغییر و تحولات اساسی شده است.
این شرکت به موجب تصویب «قانون اجرای سیاست‌های كلی اصل ۴۴ قانون اساسی»، درست یک‌سال پس از ورود میثم به این مجموعه، در سال ۱۳۸۸ توسط سازمان خصوصی‌سازی به بخش خصوصی واگذار شد.

عدم پرداخت حقوق بیش از یک سال، دریافت نکردن عیدی و پاداش پایان سال ۱۳۹۵، مشخص نبودن وضعیت بازنشستگی حدود ۶۰۰ نفر از کارگران، واریز نشدن حق بیمه کارگران به صندوق سازمان تأمین اجتماعی و…، موضوع اعتراضات کارگران فولاد بود که باعث بازداشت و اخراج بسیاری از کارگران شد.

میثم آل مهدی یکی از کارگران فعال در این اعتراضات بود. او چندماهی است که برای فرار از بازداشت، زندگی مخفی دارد: «الان حدود هشت ماه است که من زندگی مخفی دارم. مرتب با کارگران تماس می‌گیرند و از آن‌ها می‌خواهند تا مرا معرفی کنند یا محل اختفای مرا به آن‌ها بگویند.»

آل مهدی با بالاگرفتن اعتراضات در سال ۱۳۹۵، سه مرتبه به ستاد خبری اداره اطلاعات استان خوزستان احضار می‌شود بی‌آن که از احضار خود به سایر کارگران اطلاعی بدهد:«خیلی فکر کردم. با خودم گفتم اگر به کارگرها بگویم مرا احضار کرده‌اند، آن‌ها می‎ترسند و از مطالبات‌شان عقب‌نشینی می‎کنند. فقط برخی از رفقای خودم می‌دانستند من چندبار احضار شدم.»

پایان دادن به اعتراضات و اعتصابات کارگری موضوعی بوده که در احضارهای او توسط مسوولان امنیتی مطرح می‌شده است: «می‌گفتند شما با این کارها به دشمن کمک می‌کنید. آن‎ها از این حرکت شما سوء استفاده می‌کنند. ولی وقتی می‌گفتم پس ما چه طور باید حق و حقوق‌مان را بگیریم، جوابی نداشتند.»

میثم و دیگر کارگران گروه ملی فولاد اما بدون دریافت حقوق از کارفرما، نمی‌توانستند زندگی کنند:«موسوی بعد از این که شرکت را خریداری کرد، وعده داد که ماه به ماه حقوق‌ها پرداخت می‌شوند. ولی خلف وعده کرد. هیچ حسن نیتی از او ندیدیم. هر سه ماه یک بار، یک ماه حقوق‌ را پرداخت می‌کرد. این وضعیت، معیشت ما که راه درآمد دیگری نداریم را خیلی پیچیده کرده بود.»

اعتراض‌ها ادامه می‌یابند و احضار و تهدید کارگران از سوی ستاد خبری وزارت اطلاعات بیش‎تر می‌شود:«آن‌ها شروع به تهدید تلفنی و احضار کارگران به ستاد خبری کردند. زنگ می‌زدند و برخی را تهدید می‌کردند که شما باید بروید بقیه کارگرها را قانع کنید به کارخانه برگردند و در خیابان اعتراض نکنند. اما قاعدتا همه یک جواب داشتند. می‌گفتند من یک کارگرم و این‌جا هزاران کارگر کف خیابان هستند و من به تنهایی نمی‌توانم هزاران نفر را برگردانم.»

با شروع این تماس‌ها و تهدیدات، میثم در روز بیست و سوم آذر۱۳۹۷، وقتی از تجمع اعتراضی به خانه باز می‌گشت، هنگام خرید از سوپرمارکت محله، با هجوم هشت نفر از نیروهای امنیتی در درون مغازه بازداشت شد. به او دست‌بند زده و با فرو بردن سرش به سمت پایین، سوار خودرو کرده و به بازداشتگاه برده بودند.

در بازداشت و به هنگام بازجویی میثم، درباره ارتباطاتش با سایر افراد و دوستانش و همین‌طور با رسانه‌ها مورد پرسش قرار گرفته بود: «به بازجویان ‌گفتم این مساله خیلی عادی است. من به عنوان یک کارگر در حد خودم می‌توانم با رسانه‌ها در ارتباط باشم تا صدایم به گوش هم‎وطنان و مسوولان برسد. این کجایش جرم است؟»

می‎گوید: «آن‌ها همه را به‌عنوان دشمن تصور می‌کردند. از دید آن‌ها، همه دشمن‌ هستند. می‌گفتند یا دشمن هستید، یا طعمه‌ دشمن شده‌اید. من نکته‌ای غیر از این از آن‎ها نشنیدم. ولی نمی‌دانم این بازجویان از کجا بودند؟ نمی‌دانم ستاد خبری بود یا جای دیگر. چشم‌ بند داشتم. آن جا از من خواستند تا روز بعد بروم به کارگرها بگویم که باید با ۱۰ نفر به‌عنوان نماینده بروند داخل استانداری و با استاندار جلسه بگذارند. من قبول نکردم. گفتم تحت هیچ شرایطی زیر بار این حرف نمی‌روم. گفتند با تو تماس می‌گیریم، باید بروی بالای یک بلندی در میان کارگران و اعلام کنی که برویم داخل استانداری جلسه بگذاریم.»

میثم آل مهدی، یکی از ۴۰ کارگر معترض فولاد اهواز است که در فاصله روزهای ۲۳ تا ۲۹ آذر ۱۳۹۷ بازداشت و آزاد شدند.
میثم یک هفته پیش از این تاریخ نیز بعد از آن که به بازداشت کارگران «شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه» اعتراض کره بود، دستگیر شد و چند روزی را در بازداشتگاه گذراند.
در سی و هشتمین روز اعتصاب کارگران گروه ملی فولاد اهواز، نیروهای امنیتی به جای مقامات دولتی، به مطالبات آن‎ها پاسخ دادند!
هجوم شبانه این ماموران به منازل کارگران و دستگیری ۱۴ تن از آن‌ها در اولین ساعات بامداد ۲۷ آذر و ادامه بازداشت همکاران‎شان در خیابان‎های اهواز، اعتصاب اعتراضی کارگران گروه ملی فولاد اهواز را وارد مرحله تازه‌ای کرد. میثم یورش شبانه نیروهای امنیتی به منازل کارگران گروه ملی فولاد را این چنین توصیف می‌کند :«روز شنبه‌ای بود که همه کارگران رفتیم در خیابان. اما شنبه شب و هنگام بازگشت کارگران به خانه‌ها، آن‎ها در گروه‌های متعددی به صورت هم‎زمان از در و دیوار ریخته بودند در خانه کارگران. من در خانه نبودم. هنوز نرسیده بودم. با دوستم داشتیم سمت خانه می‌رفتیم که دیدم جلوی خانه “غریب هویزاوی” ماشین‌های ماموران رسید. از روی دیوار ریختند در خانه‌ هویزاوی و او را بازداشت کردند. ما نتوانستیم نزدیک برویم.»

میثم و دوستانش به خانه‌ یکی دیگر از کارگران رفته و به بقیه همکاران خود خبر داده بودند: «گفتیم ماموران امنیتی دارند خانه به خانه‌ برای بازداشت ما می‌آیند. اگر در خانه باشیم، قطعا بازداشت می‌شویم. به چند نفر دیگر از بچه‎‌ها تلفنی خبر دادیم اما تلفن عده زیادی که زنگ می‌زدیم، خاموش بود. مشخص بود که آن‎ها را بازداشت کرده بودند.»

آن‌ها سپس به سمت خانه «کریم سیاحی» رفتند. میثم در تشریح صحنه‌هایی که به چشم دیده است، می‌گوید:«دیدیم همسر باردار آقای سیاحی هراسان و لرزان دم در ایستاده است. صحنه تلخی را می‌دیدیم. برای بازداشت آقای سیاحی، به خانه‌اش یورش برده و تمام وسایل منزل‌شان را شکسته بودند. خانم باردارش دم در ایستاده بود و تمام بدنش از ترس می‌لرزید. ما آن شب را مخفی شدیم. صبح خودمان را به کارخانه رساندیم و به کارگرها وضعیت را اطلاع دادیم. گفتم باید در خیابان اعتراض کنیم تا همکاران‌مان را آزاد کنند. مقابل استانداری، محل تجمع همیشگی ما بود. ولی آن روز تعداد نیروهای پلیس و امنیتی‌ها خیلی زیاد و برخوردشان خیلی خشن بود. آن جا پر شده بود از نیروهای امنیتی.»

۲۷ آذرماه ۱۳۹۷، کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز با وجود حضور گسترده نیروهای انتظامی، یگان ویژه و سایر نیروهای سرکوب، موفق شدند در خیابان «نادری» این شهر دست به تجمع بزنند: «انتظار نداشتند ما برویم در مرکز شهر. تجمع شروع شد ولی خیلی زود نیروهای امنیتی هم با جمعیت زیادی آمد. نیروهای سپاه و نیروهای یگان ویژه هم آن جا بودند. ما شعار می‌دادیم و آن‌ها جلوی ما با حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ موتورسیکلت مانور می‌دادند که صدای ما را خفه کنند و صدای ما به گوش مردم نرسد. آن‌قدر شعار دادیم تا یکی از لباس شخصی‌ها آمد و گفت شما اگر برگردید به کارخانه، قول می‌دهیم که همین الان دوستان‌تان آزاد بشوند.»

این کارگر اخراجی گروه فولاد در مورد واکنش کارگران نسبت به این قول و وعده‌هایی که توسط نیروهای امنیتی داده ‌شد و نیز اقدام ابتکاری کارگران برای عدم دستگیری خود افزود: «قاعدتا بعضی از کارگرها قانع ‌شده و می‌گفتند ما امروز تعطیل، فردا باز همین‌جا دوباره تجمع می‌کنیم. من رو به بچه‌ها گفتم هر کدام از شما به خانه برگردد، حتما بازداشت می‌شود. همه باید امشب برویم در کارخانه کنار هم‎دیگر باشیم. آمدن آن‌ها به کارخانه آسان نیست. اگر بیایند هم نمی‌توانند همه را بازداشت کنند چون ما کارخانه را می‌شناسیم و می‌توانیم مخفی شویم تا بیش‎تر از این بازداشتی ندهیم. این یعنی اعتراض ما برای رسیدن به خواسته‌هایمان در هنگام شب هم خاموش نشود و همه کنار هم باشیم. همه با هم برگشتیم کارخانه. تمام بچه‌هایی که در تجمع بودند، آن شب برگشتند به کارخانه و در کنار هم ماندیم.»

میثم درباره روز ورود نیروهای امنیتی به کارخانه برای بازداشت او و برخی کارگران دیگر می‌گوید: «در کارخانه بودیم که ماشین‌هایی با پلاک شخصی وارد شدند. دوستان همکار، مرا پنهان کردند و گفتند آمده‌اند تو را بازداشت کنند. رییس حراست شرکت و نیروهای امنیتی اتاق به اتاق دنبال من بودند. خوش‎بختانه من پنهان شده بودم. اما آن‌ها شرکت را محاصره کرده بودند. نیروهای امنیتی داخل شرکت در رفت و آمد بودند. هر کس کارت خروج می‌زد، نیروهای امنیتی را که جلوی درب کارخانه ایستاده بودند، می‌دید. آن‌ها از کارگرها در مورد من پرس‌وجو می‌کردند. باید تشکر کنم از کارگرانی که به کار جمعی‌مان ایمان داشتند و تا لحظه آخر در کنار هم بودند.»

او درباره دشواری‌های زندگی شخصی خود می‌گوید: «من متاهل هستم. ما دو فرزند دختر داریم. همسرم متاسفانه به بیماری “ام اس” دچار است. وقتی در کارخانه کار می‌کردم، عدم پرداخت حقوق‌ مرا دچار سختی‌های فراوانی در تامین داروها و معیشت روزانه‌مان کرده بود. حالا هم که با شما صحبت می‌کنم، زندگی خانواده‌ام مختل شده است. حساب‌های بانکی من را مسدود کرده‎ و دفترچه‌های بیمه خانواده‌ام باطل شده‎اند. از محل کارم هم اخراج شده‌ام؛ آن هم در شرایطی که همسرم گرفتار بیماری است و برای تامین داروهایش به بیمه احتیاج داریم.»

به گفته میثم، حالا نام همسرش را هم برای گرفتن سهمیه داروی دولتی حذف کرده‌اند: «نام همسرم را از لیست متقاضیان دارو در سازمان غذا و دارو حذف کرده‌اند تا ما را برای خرید داروهای گران‌بهای او در مضیقه و فشار بگذارند. این هم نوع دیگری از شکنجه است که کم‌تر کسی از آن با خبر می‌شود. مردادماه سال گذشته، ایمان در لیست بیماری‌های خاص قرار گرفت. سهمیه قرص “زادیوا” را از سازمان غذا و دارو به قیمت ۳۸۰ هزار تومان تهیه می‌کرد. الان نام همسرم را از لیست حذف کرده‌اند و ما باید یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان پرداخت کنیم. من و خانوادم هم‌چنان زیر فشار هستیم.»

میثم بارها تهدید شده بود اگر همکاری نکند، داروهای همسرش را قطع می‌کنند: «قبلا تهدید کرده بودند که اگر همکاری نکنید، ما می‌دانیم داروی همسرتان از کجا می‌آید، می‌توانیم این مسیر را قطع کنیم. ماه‎ها است‌ که خانواده‌ام را ندیده‌ام. نیروهای امنیتی خانه‌ پدری و محل کار برادرانم را تحت نظر دارند. خیلی به ما فشار آورده‌اند. ما در یک مجتمع آپارتمانی زندگی می‌کردیم اما آن‌قدر به دفعات و در ساعات مختلف شبانه روز ریختند در ساختمان و برای همسایه‌ها ایجاد مزاحمت کردند که خانواده مجبور شدند از آن جا اسباب کشی و خانه را تخلیه کنند.»

او در توضیح وضعیت معیشت خود می‌گوید:«من بدون اضافه کاری در کارخانه حدود دو میلیون و ۳۰۰هزار تومان دریافتی داشتم ولی با وضعیتی که برای کارخانه پیش آوردند، به کمتر از ۶۰۰هزار تومان در ماه هم رسید. از همسرم تشکر می‌کنم که علی‌رغم شرایط سخت بیماری، مقاوم در کنار من و بچه‌ها ایستاده است.»

No responses yet

Jul 31 2019

راز خروج نهنگ‌های ارزی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,سیاسی,ملای حیله‌گر

فراردید: چرا در روز‌های اخیر بازار ارز کم‌نوسان است؟ پاسخ؛ نهنگ‌ها یا معامله‌گران بزرگ از بازار خارج شده‌اند. چرا؟ «کوچ به بازار‌های دیگر»، «کمبود نقدینگی»، «انتظارات» و «محدود شدن بازه نوسان» که احتمال کسب سود از بازار ارز را کم می‌کند. چرا دامنه نوسانات روزانه به شدت کاهش یافته است؟

پاسخ؛ کانال‌های موازی تحریک دلار کم‌اثر شده است. چرا؟ «ثبات نرخ حواله درهم»، «نبود فاصله آربیتراژی با بازار‌های همسایه» و «فاصله نرمال قیمت صرافی‌های بانکی با بازار آزاد».

گروهی معتقدند، با توجه به دست بالای بازارساز، نهنگ‌ها تمایلی برای زورآزمایی با او ندارند. معامله‌گران بزرگ به‌دنبال ورود به بازار پس از کاهش قدرت بازارساز هستند. پیشنهاد؛ اگر بازارساز می‌خواهد روند میان‌مدت بازار را مدیریت کند، باید قیمت و حجم مداخله را با انتظارات خود از درآمد‌های ارزی آتی تنظیم کند.

سیاست‌گذاران نیز باید قدرت مانور بازارساز را به رسمیت بشناسند و به جای فشار در جهت کنترل قیمت تمرکز را بر مدیریت نوسان قرار دهند. چرا؟ نزدیک شدن قیمت صرافی‌های بانکی و سامانه نیما به بازار آزاد، تا حدی قیمت را از هجوم نوسان‌گیران در امان نگه داشته است. اما فشار برای کاهش قیمت بدون توجه به درآمد‌های آتی احتمال کاهش قدرت مانور و افزایش ریسک حملات سفته‌بازانه را بالا می‌برد.

در چهارمین روز هفته، دلار یک روز کم‌نوسان کاهشی دیگر را پشت‌سر گذاشت و سکه تمام‌بهار آزادی نیز دومین افت متوالی را تجربه کرد. روز سه‌شنبه، شاخص ارزی ۴۰ تومان افت قیمت را به ثبت رساند و به بهای ۱۲ هزار و ۵۰ تومان رسید. در مورد افت قیمت دلار در روز‌های اخیر توافق نظر خاصی میان معامله‌گران وجود ندارد.

با این حال، اکثر معامله‌گران بازار باور دارند که بازیگران بزرگ بازار موسوم به نهنگ‌ها تمایلی برای خرید و فروش از خود نشان نمی‌دهند. نهنگ‌های ارزی، معامله‌گران بزرگی هستند که می‌توانند با ورود خود قیمت را دچار نوسانات شدید کاهشی یا افزایشی کنند.

چرا معامله‌گران بزرگ خرید وفروش ارزی را کم کرده‌اند؟

محدود شدن دامنه نوسانات: عده‌ای معتقدند محدود شدن نوسانات دلار از اواخر اردیبهشت‌ماه و نزول قیمت دلار در دو ماه اخیر موجب شده است که بسیاری از معامله‌گران تمایلی برای خرید و فروش دلار نداشته باشند. قیمت دلار که ۱۵ اردیبهشت تا محدوده ۱۵ هزار تومانی رشد کرده بود، به یکباره گرفتار امواج نزولی شد که در مقطعی حتی آن را تا مرز ۱۱ هزار تومانی پایین برد. در این میان، قیمت گا‌ها با سرعت و شیب تند در مسیر کاهشی حرکت کرده است و بعضا پس از افزایش‌های موقت به مسیر نزولی بازگشته است.

همین عامل موجب شده که بعضا افراد زیادی در قیمت‌های بالاتر اقدام به خرید کرده باشند و هم‌اکنون به‌عنوان متضرر ارزی حاضر به فروش ارز خود نباشند. هم زمان ریالی هم برای حضور در بازار نداشته باشند. کوچ به بازار‌های دیگر: عده‌ای نیز باور دارند، بازیگران بزرگ بازار از معاملات بازار ارز خارج شده‌اند و به سوی بازار‌های امن‌تر مانند بازار سهام و مسکن رفته‌اند.

این عده احتمال برخورد با معامله‌گران ارزی را عامل جابه‌جایی به سایر بازار‌ها عنوان کرده‌اند. به گفته آنها، در یک سال گذشته با معامله‌گران ارز و سکه برخورد‌های امنیتی صورت گرفته است، در نتیجه بازار‌های دیگر برای سرمایه‌گذاری آن‌ها مناسب‌ترند.

کمبود نقدینگی: عده دیگری از فعالان، کمبود نقدینگی در بازار را عامل کاهش نوسانات دلار دانسته‌اند. از نظر این عده، بیشتر معامله‌گران بزرگ در سال گذشته ارز مورد نیاز خود را تهیه کرده‌اند و در حال حاضر، تمایلی به فروش آن نیز ندارند؛ با این حال، نقدینگی دیگری در دست آن‌ها باقی نمانده است که اقدام به خرید‌های بیشتر کنند. در واقع برخلاف گروه دوم که اعتقاد دارند معامله‌گران بزرگ به سوی بازار‌های دیگر کوچ کردند یا به دلایل امنیتی تمایلی ندارند در بازار مشارکت کنند، دسته دوم اساسا معتقدند ریال زیادی برای معامله‌گران بزرگ باقی نمانده است که در معاملات بازار مداخله کنند.

انتظارات: گروهی از فعالان نیز عدم‌حضور بازیگران بزرگ در بازار را ناشی از انتظارات آن‌ها نسبت به آینده قیمت بازار عنوان کرده‌اند. این عده باور دارند، بازارساز در شرایط کنونی دست بالاتر را در بازار دارد و نهنگ‌ها تا زمانی که احساس نکنند از میزان عرضه کاسته شده است، تمایلی برای حضور مجدد در بازار نخواهند داشت.

ثبات درکانال‌های موازی بازار
در‌حالی‌که عده‌ای نبود معامله‌گران بزرگ را عامل کم‌نوسانی بازار ارز عنوان کرده‌اند، عده‌ای دیگر از فعالان بر ثبات عوامل روزانه‌ای تاکید دارند که معمولا معامله‌گران به طور سنتی رصد می‌کنند. نرخ حواله درهم: دیروز نرخ حواله درهم تغییرات قیمتی خاصی نداشت و عمدتا در محدوده ۳ هزار و ۳۰۰ تومانی تغییرات خود را به ثبت رساند.

این در حالی بود که دو روز قبل در محدوده ۳ هزار و ۳۲۰ تومان معامله شده بود و روز سه‌شنبه نه‌تن‌ها نتوانست به بالای این سطح بازگردد؛ بلکه در مقطع کوتاهی به زیرمرز ۳ هزار و ۳۰۰ تومانی رفت. در سال‌های اخیر نرخ حواله درهم برای معامله‌گران بازار داخلی از اهمیت زیادی برخوردار شده است و روند قیمتی آن به دقت توسط بازیگران بازار رصد می‌شود.

وقتی قیمت حواله درهم حدود ۳ هزار و ۳۰۰ تومان باشد، قیمت دلار در بازار داخلی در شرایط عادی می‌تواند در حدود ۱۲ هزار و ۱۰۰ تومان قیمت بخورد. زمانی که قیمت دلار مانند دیروز کمی پایین‌تر از معادل درهمی آن معامله شود، نشان می‌دهد یا عرضه ارز در بازار داخلی بالاتر بوده است یا انتظار معامله‌گران فردایی نسبت به قیمت کاهشی‌تر است.

نبود فاصله آربیتراژی با بازار‌های همسایه: به گفته فعالان، دیروز ارزش دلار در کشور‌های همسایه نیز فاصله چندانی با بازار داخلی نداشت و همین عامل مهمی بود که موجب می‌شد خریداران آربیتراژی وارد بازار نشوند. به‌عنوان مثال براساس صحبت‌های فعالان، دیروز قیمت دلار در هرات افغانستان و سلیمانیه عراق فاصله زیادی با بازار داخلی نداشت که معامله‌گران ارز را از بازار داخلی خارج کنند و به آن سوی مرز‌ها ببرند.

فاصله نرمال قیمت صرافی‌های بانکی با بازار آزاد: روز گذشته صرافی‌های بانکی نیز قیمت فروش دلار خود را نزدیک به قیمت بازار آزاد تعیین کردند تا از این سو نیز تقاضای کاذبی وارد بازار نشود. در ساعات ابتدایی دیروز نرخ فروش توسط صرافی‌های بانکی ۱۲ هزار و ۵۰ تومان اعلام شد که اختلاف بسیار محدودی با قیمت این ارز در بازار آزاد داشت. پس از ساعت ۴ بعدازظهر قیمت بر تابلوی این صرافی‌ها تا ۱۱ هزار و ۹۵۰ تومان پایین رفت.

در مجموع می‌توان گفت: دیروز بازار از سوی عوامل معمول، مانند نرخ حواله درهم، ارزش دلار در کشور‌های همسایه و نوع قیمت‌گذاری صرافی‌های بانکی تحریک نشد. از آن سو به‌دلیل نبود تقاضای معامله‌گران بزرگ امکان نوسان صعودی خاصی نیز در بازار وجود نداشت.

برخی فعالان باور دارند، در‌صورتی‌که قیمت دلار به همین روند کم‌نوسان ادامه دهد و توان عبور از سطح ۱۲هزار و۲۰۰ تومان را از خود نشان ندهد، امکان ورود خالی‌فروشان در بازار وجود دارد که با افزایش فروش‌ها زمینه را برای ورود دلار به قیمت‌های پایین‌تر فراهم کنند.

این در حالی است که عده دیگری باور دارند، مرز ۱۲ هزار تومانی کف قیمت دلار است و از این نقطه خرید‌های ارزی افزایش خواهد یافت، هرچند ممکن است منجر به ورود قیمت‌ها به سطوح بسیار بالاتر نشود. عده زیادی از فعالان باور دارند؛ در‌صورتی‌که بازارساز همین طور عرضه خود را ادامه دهد، احتمال رفتن قیمت به سطوح بالا محدود است. این در حالی است که عده‌ای از فعالان معتقدند به‌دلیل محدود شدن درآمد‌های نفتی، بازارساز نمی‌تواند این میزان سطح عرضه را ادامه دهد.

سکه به افزایش اونس توجهی نکرد
سکه تمام‌بهار آزادی برای دومین روز متوالی کاهش قیمت را تجربه کرد. دیروز هر سکه تمام‌بهار آزادی ۳۰ هزار تومان از ارزش خود را از دست داد و به بهای ۴ میلیون و ۱۷۰ هزار تومان رسید. سکه در روز دوشنبه نیز ۱۰ هزار تومان افت را ثبت کرده بود و روی قیمت ۴ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان قرار گرفته بود.

این در حالی است که روز یکشنبه سکه ۱۵ هزار تومان افزایش را تجربه کرده بود و به قیمت ۴ میلیون و ۲۱۰ هزار تومان رسیده بود؛ این افزایش در شرایطی رخ داده بود که بهای دلار در بازار داخلی طی یک روز ۱۳۰ تومان افت قیمت را به ثبت رسانده بود.

در آن مقطع زمانی دسته‌ای از معامله‌گران، انتظار بازیگران داخلی برای افزایش بهای اونس طی هفته جاری را عامل بی‌محلی سکه‌بازان به کاهش بهای دلار عنوان کردند. جالب آنجاست که قیمت اونس جهانی طی روز‌های دوشنبه و سه‌شنبه افزایش یافت، ولی سکه وارد مدار نزولی شد.

این موضوع موجب شد عده‌ای از فعالان چنین استدلالی را مطرح کنند که بازار سکه بیشتر از قیمت اونس به روند بهای دلار در بازار داخلی حساس است. از نظر آنها، اگر سکه در روز یکشنبه با افت دلار همراهی نکرد به‌دلیل آن بود که انتظار داشتند قیمت دلار طی روز‌های بعد افزایشی شود. با این حال، دلار کاهشی ماند و سکه نیز طی روز‌های بعد خود را با آن هماهنگ کرد.

این دیدگاه در شرایطی مطرح می‌شود که عده‌ای از معامله‌گران باور دارند، اونس در ادامه هفته با کاهش احتمالی نرخ بهره در آمریکا رشد بیشتری را تجربه خواهد کرد و شاید این عامل بتواند روند سکه را تا حدی تغییر دهد

No responses yet

Jul 30 2019

ادعای نویسنده روزنامه كارگزاران علیه دبیركلش!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

خُسن آقا: عجب باند تبهکاری هستند این جماعت
بهار نیوز: گروه سیاسی: بیژن اشتری- نویسنده و مترجم روزنامه سازندگی (وابسته به حزب كارگزاران) در نقدی بر موضع دبیر كل همین حزب (كرباسچی) علیه محمدعلی نجفی (عضو سابق این حزب كه اخیرا همسر دوم خود را با شلیك گلوله به قتل رساند)، ادعایی سنگین علیه كرباسچی كرده اما بعد از ساعاتی آن را از صفحه اینستاگرامش حذف و اعلام کرد که به دلیل «تهدید» این پست را حذف کرده و نوشت: الان یادم افتاد که من در روزنامه سازندگی که جناب کرباسچی از گردانندگان است مطلب می‌نویسم. به گمانم گاف دادم!» ‏اشتری در پستی در مورد تهدید «کرباسچی» برای انتشار این مطلب نوشت: «خلاصه اگه من امروز و فردا مردم یا از طبقه پنجم مجتمع فریهان سقوط کردم در جریان باشید. بگید خدا بیامرز مترجم خوبی بود فقط زیادی حرف می‌زد.»

در همین حال، حمیدرضا جلایی پور، عضو ارشد حزب اتحاد در یادداشتی با عنوان «سخنان بی‌پایه‌ی آقای کرباسچی» درباره‌ی توییت و مصاحبه‌ی اخیر او در ماجرای محمدعلی نجفی در کانال تلگرامی خود نوشت:
آقای غلامحسین کرباسچی، دبیر کل حزب کارگزاران سازندگی، درباره توییت اخیرش در مورد محمدعلی نجفی توضیح دادند که: «توييتم برای تنبه كسانی بود كه به خاطر لج‌بازی سياسی و مخالفت با مرحوم هاشمی كار شهرداری را به فضاحت كشاندند.» «همين افراد (کسانی که اصرار بر شهردار شدن نجفی داشتند) پريشب جمع شدند و رفته‌اند منزل مرحوم هاشمی برای عذرخواهی.» «به خطا در حق هاشمی اعتراف كرده‌اند و گفته‌اند ما در حق هاشمی و خانواده‌اش جفا كرده‌ايم.» من «دوستان حزب اتحاد و مشاركت را با همه ارادت و رفاقتی كه داريم در اين امر مقصر می‌دانم.» براساس توضیحات زیر سخنان آقای کرباسچی از اساس بی‌پایه است:
۱- دیدار تعدادی از اعضای حزب اتحاد و مشارکت با اعضای خانواده آقای هاشمی رفسنجانی یک مراسم افطاری دوستانه بود و اساسا ربطی به عذرخواهی و شهرداری نجفی نداشت. به‌طوریکه آقای محسن هاشمی، رئیس شورای شهر تهران، درباره این افطاری گفتند: «چنین مواردی که جناب اقای کرباسچی فرموده اند مطرح نبوده، بلکه این دیدار یک میهمانی افطاری و گپ و گفت‌وگویی دوستانه و یادآوری خاطرات گذشته با نگاه به آینده بوده است.”.
۲- دو سال پیش وقتی تمام اعضای شورای شهر (هر بیست‌و‌یک‌عضو) آقای نجفی را بعنوان شهردار انتخاب کردند، بر خلاف اظهارات امروز آقای کرباسچی، هیچ‌کدام از اعضای شورا و نیز اعضای حزب اتحاد از رابطه‌ی خانم میترا استاد و آقای نجفی خبر نداشتند و آقای کرباسچی حامل هیچ پیامی در این باره از سوی خودش یا سازمان‌های رسمی اطلاعاتی به آنان نبود. حتی اعضای حزب کارگزاران هم به شهرداری نجفی رای دادند.
روشن است که اگر ایشان در زمینه‌ی ارتباط آقای نجفی با خانم استاد اطلاعات موثقی داشتند و در اختیار هم‌حزبی‌هایشان می‌گذاشتند آن‌ها به شهرداری او رای نمی‌دادند. در مورد هم‌حزبی‌ها در حزب اتحاد نیز اطمینان دارم اگر درباره‌ی این ارتباط چیزی می‌دانستند قطعا از شهرداری آقای نجفی حمایت نمی‌کردند. بعضی از افرادی که در فرآیند انتخاب شهردار فعال و مطلع بودند معتقدند که علت مخالفت جناب کرباسچی با شهرداری نجفی مسئله دیگری بود و در هر حال هیچ کدام از اعضای شورا و احزاب اصلاح‌طلب اطلاعی از ارتباط آقای نجفی با خانم میترا استاد نداشتند. از ذکر و نشر این سخنان کذب توسط آقای کرباسچی بر خلاف اخلاق سیاسی عمیقا متاسفم.

از سوی دیگر مهدی خزعلی در نامه‌ای به كرباسچی نوشت:
برادر ارجمند جناب آقاى كرباسچى؛ كم لطفى شما راجع به دكتر نجفى، اين شائبه را ايجاد مى كند كه ناگزير از همكارى با برادران هستيد! نجفی كانديداى رياست جمهورى شما بود! او قربانى مبارزه با مافياى فساد در شهرداری شد! او حيات سياسى، اجتماعى و جانش را در اين راه باخت! شما و ما پشت صحنه اين ماجرای تلخ را مى‌دانيم و از مافیای پشت پرونده نجفى خبر داریم، اگر امروز او را تنها بگذاريم، فردا نوبت تك تك آزاديخواهان است!….غافل از اين كه، ما بخاطر او سکوت کرده ایم و آنروز پرده از اين راز برخواهيم داشت!
چرا مصاحبه گزينشى اعتراف او از سيما پخش مى شود! و نامه شش صفحه اى نجفى پخش نمى شود؟ چرا مطالب کلیدی پرونده که نجفی اعلام کرده از مردم مخفی است؟ چه كسى قاتل اصلى است؟ چه كسانى به نجفى قول داده اند كه اگر سكوت كند، آزاد مى شود! چرا تحقيقات انجام نمى‌شود؟ چرا استعلام موبايل مقتول در مورد ارتباطات شب و روز قتل و قرارهاى او انجام نمى شود؟ افراد دیگر مرتبط چرا بازجویی نمی شوند؟ و دهها سئوال فنى ديگر كه در صورت ضرورت، مطرح خواهيم كرد!

No responses yet

Jul 28 2019

رئیس زندان قرچک از سپیده قلیان امضاء گرفته است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,اعتصاب,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی,کارگری


دویچه‌وله: سپیده قلیان از بازداشت شدگان اعتراضات هفت‌تپه اعتصاب غذای خشک کرده است. رئیس زندان قرچک از او امضاء گرفته که مسئولیت پرهیز از درمان بر عهده خودش است. دادگاه رسیدگی به اتهامات قلیان ۱۲ مرداد برگزار می‌شود.

کمپین “آزادی بازداشت‌شدگان هفت‌تپه و زندانیان ترقی‌خواه” از وخامت وضعیت جسمی سپیده قلیان خبر داده است. از قرار او پس از شش روز اعتصاب غذای خشک، توان حرکت ندارد و با ویلچر جابه‌جا می‌شود.

سپیده قلیان در نامه سرگشاده‌ای خطاب به رئیس زندان قرچک نوشته بود که از اول مردادماه “در اعتراض به اهانت عوامل زندان قرچک به خانواده‌‌اش و نیز در اعلام حمایت از امیرحسین محمدی فرد و ساناز الهیاری دست به اعتصاب غذای خشک” می‌زند.

امیرحسین محمدی فرد و همسرش ساناز الهیاری از تاریخ ۱۳ تیرماه دست به اعتصاب غذا زده‌اند. امیرحسین محمدی فرد و سپیده قلیان دو تن از هفت متهم پرونده اعتراضات هفت تپه هستند.

سیپده قلیان به “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی کشور، اقدام علیه امنیت ملی کشور از طریق تبلیغ علیه نظام، اقدام علیه امنیت ملی کشور از طریق عضویت و همکاری موثر با گروههای ضد نظام، نشر اکاذیب به قصد تشویش و اذهان عمومی و اخلال در نظام عمومی” متهم شده است.

کمپین “آزادی بازداشت‌شدگان هفت‌تپه و زندانیان ترقی‌خواه” نوشته است سپیده قلیان شش روز پس از امتناع از نوشیدن آب و خوردن غذا دچار ضعف شدید شده، “به تنهایی قادر به حرکت نیست و از ویلچر استفاده می‌کند”.

این کمپین رویکرد عوامل زندان با سپیده قلیان و اعتصاب غذای او را “نگران کننده” خوانده و نوشته است که روز چهارم به اجبار به او سرم تزریق کرده‌اند و او مورد “بدرفتاری و اهانت پرسنل بهداری زندان” قرار گرفته و رئیس زندان قرچک هم از او امضاء گرفته که علیرغم توصیه عوامل زندان و بنا به نظر شخصی، از درمان و بستری شدن ممانعت کرده است.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

کمپین “آزادی بازداشت‌شدگان هفت‌تپه و زندانیان ترقی‌خواه” تأکید کرده که زندانبان “در هر شرایطی مسئول حفظ جان سلامت و امنیت” زندانی است.

از قرار، شش روز پس از آغاز اعتصاب غذای خشک سپیده قلیان، خانواده او هنوز اطلاع دقیقی از وضعیت سلامت فرزندشان ندارند.

پرونده سپیده قلیان و شش متهم دیگر اعتراضات هفت تپه به نام‌های “اسماعیل بخشی، امیر امیرقلی، امیرحسین محمدی فرد، ساناز االهیاری، علی نجاتی و عسل محمدی” پس از جلسه دفاع آخر به شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران ارسال شده و جلسه رسیدگی به اتهامات مطرح شده علیه آنها قرار است ۱۲ مردادماه برگزار شود.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

کمپین “آزادی بازداشت‌شدگان هفتتپه و زندانیان ترقی‌خواه” وضعیت امیرحسین محمدی فرد، ساناز الهیاری را نیز نگران‌کننده خوانده است. این زوج از ۱۳ تیرماه اعتصاب غذا کرده‌اند.

پزشک بهداری اوین به امیرحسین محمدی فرد گفته است که به دلیل اعتصاب پلاکت‌های خونی او “بسیار پایینتر از رنج نرمال گزارش شده و خطر خونریزی داخلی او را تهدید می‌کند”.

محمدی فرد تا کنون حاضر به دریافت اقدامات درمانی نشده و برخلاف سپیده قلیان حاضر نشده متنی را امضاء کند که رئیس زندان خواستار امضای آن شده است.

No responses yet

Jul 28 2019

بازگشت پهلوی‌ها

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تاریخی,سیاسی

کیهان لندن: در حالی که خبرگزاری ایلنا روز ۲ امرداد ۹۸ در گزارشی به سخنان آیت‌الله محمدی گلپایگانی پرداخته و در تیتر خود هیچ نامی از «پهلوی‌ها» نبرده بلکه سخنی تکراری را علیه آنها برگزیده، اما تقریبا همه رسانه‌هایی که از این گزارش استفاده کردند، نکته‌ی دیگری از سخنان رئیس دفتر ولی فقیه را در مرکز توجه قرار داده‌اند: بازگشت پهلوی‌ها!

محمدی گلپایگانی با تکرار دروغ‌هایی که در چهل سال گذشته علیه پهلوی‌ها تبلیغ شده نتیجه می‌گیرد: «حالا امروز این خانواده کور خوانده‌اند و فکر می‌کنند که دوباره عده‌ای از مردم از آنها طرفداری می‌کنند و اگر این خیال را دارند که وارد کشور می‌شوند و به ایران تشریف می‌آورند خواهند دید چگونه از آنها پذیرایی می‌کنیم!»

چرا رئیس دفتر علی خامنه‌ای در این شرایط به «طرفداری عده‌ای از مردم» از پهلوی‌ها اعتراف و بازگشت آنها را مطرح می‌کند؟ چرا پس از چهار دهه، زمامداران رژیم ایران از جمله «رهبر» همچنان از پهلوی‌ها و بازگشت آنها نگرانند؟!

رسانه‌های اجتماعی (سوشیال مدیا) به عنوان مهمترین پدیده‌ی اطلاعات و ارتباطات در دوران کنونی با مستندات تصویری نقش داروی تقویت‌کننده‌ی حافظه‌ی تاریخی را بازی می‌کنند. آنچه در طول رژیم کنونی بر سر ملت و مملکت آمده در کنار واقعیات انکارناپذیر گذشته، یک حقیقت را در برابر چشم مردم عادی، و نه آنهایی که زندانی عقاید سیاسی- ایدئولوژیک خود هستند، بیش از پیش روشن کرده: تا امروز جمهوری اسلامی از بنیه‌ای تغذیه‌ شده که در پنجاه سال پهلوی‌ها در تار و پود کشور ذخیره شده بود! حالا اما کفگیر به کف دیگ خورده است؛ حتی «ارزشی‌ها» نیز به «ریزشی» تبدیل می‌شوند و اتفاقا روی اصلی سخن محمدی گلپایگانی درباره «بازگشت پهلوی‌ها» به این «ریزشی»ها در همه‌ی نهادهاست: از جناحین سیاسی و ارتش و سپاه و بسیج تا مراجع دینی و طلبه‌ها و حوزه‌های علمیه!

این نگرانی بیانگر یک حقیقت دیگر نیز هست: پهلوی‌ها هرگز از ایران نرفته بودند! در جای جای این کشور آثار آبادانی دوران آنها دیده می‌شود. یک حکومت در خاطره‌ی جمعی مردم، زمانی بایگانی می‌شود که زمامداران بعدی بیش از آن به مملکت خدمت کرده باشند! در دوران پهلوی قطعا کسی حسرت دوران قاجار را نمی‌خورد؛ جز مشروعه‌خواهان! اگر پس از جمهوری اسلامی نیز رژیمی مشابه روی کار بیاید، باز هم کسی حسرت این روزها را نخواهد خورد بلکه همچنان خاطره‌‌ی پیش از ۵۷ به نسل‌های آینده انتقال خواهد یافت و دوران پهلوی‌ حلقه‌ی اتصال آنها به آینده خواهد ماند تا سرانجام حکومتی روی کار بیاید که بیش از پهلوی به ملت و مملکت خدمت کند. آن زمان نیز پایه‌های خدمت نه بر خرابکاری‌های جمهوری اسلامی و رژیم‌های مشابه، بلکه بر میراث پهلوی‌ها بنا خواهد شد!

امروز، پنجم امرداد، در حالی که در آستانه‌‌ی چهلمین سالگرد درگذشت محمدرضاشاه پهلوی در سال ۹۹ قرار داریم، حکومت اسلامی در برابر مردمی که خواهان ساختن حال و آینده‌ی خود بر اساس گذشته‌ی پیش از ۵۷ هستند، بیش از هر زمانی احساس ناتوانی و حقارت می‌کند. حتی اگر وارثان دو شاه پهلوی هرگز به ایران باز نگردند، باز میراث پهلویست که آینده‌ی ایران بدون جمهوری اسلامی بر آن بنا خواهد شد.
الاهه بقراط

[کیهان لندن شماره ۲۲۱]

No responses yet

Jul 27 2019

۶۰ درصد دانشجویان پزشکی ایران بر اساس سهمیه وارد دانشگاه می‌شوند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,دانشجویی,سیاسی


دویچه‌وله: یک مقام وزارت بهداشت ایران ضمن ابراز نگرانی از کیفیت آموزش رشته‌های پزشکی، به‌شدت از وضعیت پذیرش دانشجویان این رشته‌ها از طریق سهمیه انتقاد کرد. به گفته او، بیش از ۶۰ درصد این دانشجویان با سهمیه وارد دانشگاه‌ها می‌شوند.

موضوع مناقشه‌برانگیز “سهمیه‌بندی” برای ورود دانشجویان به دانشگاه‌های ایران به نگرانی‌ها در مورد سطح کیفی آموزشی حتی در میان مسئولان جمهوری اسلامی افزوده است.

حمید اکبری، قائم‌مقام معاون آموزشی وزیر بهداشت ایران، روز شنبه پنجم مردادماه (۲۷ ژوئیه) از وضعیت سهمیه‌های پذیرش در رشته‌های پزشکی انتقاد کرد و گفت که “بیش از ۶۰ درصد” دانشجویان این رشته‌ها از طریق سهمیه وارد دانشگاه می‌شوند و پیگیری‌های این وزارتخانه نیز برای حل این معضل تاکنون بی‌نتیجه مانده است.

این مقام وزارت بهداشت ایران گفت: «وجود سهمیه‌های متعدد برای پذیرش در گروه‌ علوم پزشکی یکی از عوامل چالش‌برانگیز در نحوه ورود دانشجویان در دانشگاه‌ها به‌ویژه دانشگاه‌های علوم پزشکی است.»

به گزارش ایسنا، اکبری در توصیف دلیل این مشکل گفت: «بر اساس قانون مجلس ما با موضوع ۳۰ درصد عدالت آموزشی که مختص رشته‌های گروه علوم پزشکی است، مواجه هستیم و در رشته‌های دیگر این وضعیت وجود ندارد و علاوه بر این میزان ۳۰ درصد نیز سهمیه‌های دیگر شهدا، رزمندگان و ایثارگران و ۵ درصد سهمیه‌ نیز به خانواده‌های آنان تعلق می‌گیرد و متاسفانه این چالش بسیار نگران‌کننده است.»

قائم‌مقام معاون آموزشی وزیر بهداشت همچنین در مورد آن‌دسته از دانشجویان رشته پزشکی که بر اساس رقابت آزاد وارد دانشگاه‌های ایران می‌شوند، گفت: «بطور کلی سهمیه آزاد در رشته‌های پزشکی در کشور به زیر ۴۰ درصد می‌رسد، این وضعیت در سه رشته پر متقاضی علوم پزشکی یعنی دندانپزشکی، داورسازی و پزشکی وجود دارد و بیش از ۶۰ درصد دانشجویان ما در این رشته‌ها نیز بر اساس سهمیه وارد دانشگاه‌ها می‌شوند، بنابراین ما نگران کیفیت آموزش در بین این دانشجویان هستیم.»

حمید اکبری ادامه داد: «در حال حاضر اگر ۱۰ هزار نیرو در سه رشته پزشکی، داروسازی و دندانپزشکی جذب دانشگاه‌های علوم پزشکی کنیم، ۶۰۰۰ نفر آنها بر اساس سهمیه وارد می‌شوند و وزارت بهداشت این موضوع را با جدیت از طریق مجلس پیگیری می‌کند، چرا که یکی از مسائل مهم و نگران کننده در نحوه ورود دانشجویان گروه علوم پزشکی به شمار می‌رود.»

“بی‌نتیجه بودن پیگیری‌ها”

این مقام وزارت بهداشت ایران با اشاره به لزوم بازنگری در سهمیه‌های پزشکی، اعمال سهمیه برای ورود دانشجویان این رشته‌ها به دانشگاه‌ها را “نوعی بی‌عدالتی آموزشی” توصیف کرد و گفت: «در حال حاضر ظرفیت برخی از سهمیه‌ها در رشته‌های علوم پزشکی که به مناطق محروم اختصاص یافته در حال پر شدن است که البته آن سهمیه نیز نیازمند بازنگری است. اما بطور کلی ما نیازمند بازنگری اساسی در سهمیه‌های پزشکی هستیم، ضمن اینکه دانشگاه‌ها نیز نگران این موضوع هستند.»

قائم‌مقام معاون آموزشی وزیر بهداشت در نهایت تأکید کرد که “پیگیری‌های” این وزارتخانه “برای اصلاح و تجدیدنظر در اعمال سهمیه‌دانشجویان برای ورود به رشته‌های پزشکی از مجلس شورای اسلامی تاکنون نتیجه‌ای نداده است.”

علاوه بر سهمیه مناطق یا سهمیه بومی که به‌طور کلی با هدف رعایت عدالت برای مناطق محروم اعمال می‌شود و پیش‌تر هم وجود داشته، سهمیه‌هایی مانند سه سهمیه ویژه برای “ایثارگران و جانبازان” و سهمیه “فرزندان و خانواده شهدا”، سهمیه‌هایی هستند که با تأسیس نظام جمهوری اسلامی وارد نظام آموزش عالی ایران شده‌اند.

منتقدان این امتیازات ویژه را نشانه‌ای آشکار و ناعادلانه از “رانت حکومتی” می‌دانند که نمونه آن تنها در حکومت‌های ایدئولوژیک دنیا دیده می‌شود.

سهمیه‌بندی جنسیتی نیز که از برجسته‌ترین جلوه‌های تبعیض آموزشی در ایران محسوب می‌شود، با انتقادهای شدیدی روبه‌رو بوده است. این طرح نیز که در مجلس هفتم ارائه شد، با ادعای “حفظ قداست خانواده” و “ایجاد تناسب بین راهیابی دختران و پسران به دانشگاه”، محدودیت‌هایی جدی را برای ورود دختران به مراکز آموزش عالی ایجاد می‌کند.

گزارش‌ها نشان می‌دهند که در پی اجرای این طرح هشت هزار و ۶۰۰ ظرفیت برای تحصیل زنان در دانشگاه‌های ایران تنها میان سال‌های ۹۱ تا ۹۳ حذف شده‌اند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .