اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'اجتماعی' Category

Oct 02 2018

انتقاد و اعتراض کم‌سابقه به دولت در اتاق بازرگانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,سیاسی

دویچه‌وله: عضو اتاق بازرگانی در نشست مشترک با رئیس سازمان برنامه و بودجه او را به توهین به شعور فعالان اقتصادی متهم کرد. حاضران در این نشست آمار نوبخت درباره وضعیت اقتصادی و افزایش اشتغال را غیرواقعی خواندند.

شاید اگر معاون رئیس جمهوری و رئیس سازمان برنامه و بودجه احتمال می‌داد سخنانش در اتاق بازرگانی با چنین واکنش‌های انتقادی تندی روبرو می‌شود، حاضر نبود روز کاری دوشنبه نهم مهرماه خود را با حضور در جمع فعالان اقتصادی بخش خصوصی آغاز کند.

ظاهرا فعالان اقتصادی انتظار داشتند در صبحانه کاری مشترک با محمد باقر نوبخت سخنان دقیق و مهمی درباره سیاست‌های جدید ارزی دولت از زبان او بشنوند.

به گزارش خبرگزاری مهر ارائه “آمار سوخته از اشتعال” و اشاره کذرای نوبخت به وضعیت اقتصادی کشور، حاضران در اتاق بازرگانی تهران را، که جمعی از روسای اتاق‌های دیگر استان‌ها نیز در میان آنها بودند، چنان ناخشنود و عصبانی کرد که عده‌ای قصد ترک جلسه را داشتند.

علی اصغر جمعه‌ای، رئیس اتاق بازرگانی سمنان در واکنش به سخنان نوبخت خطاب به او گفت: «تعجب می‌کنم که این چه برنامه‌ریزی در کشور بوده است که کار اقتصاد را به اینجا کشانده است، اگر کسی مانع است او را معرفی کنید، اگر هماهنگی نیست، عوامل را اعلام کنید، در حالیکه در داخل تیم اقتصادی دولت نیز به شدت ناهماهنگی به چشم می‌خورد.»

اقدامات آمریکا یا سیاست‌های نادرست دولت؟

حمیدرضا صالحی، نماینده فدراسیون انرژی و سندیکای برق نیز با اشاره با این حرف مسئولان دولت که “آمریکا تصمیم گرفته اقتصاد ایران را زمین بزند” از نوبخت پرسید آیا “سیاست سرکوب نرخ ارز در ۵ سال گذشته” که بارها در مورد نادرستی آن تذکر داده شده عامل مهم‌تری در التهاب و تلاطم کنونی بازار ارز نبوده است؟

صالحی گفت: «بیش از هزار قرارداد در بخش توزیع و انتقال صنعت برق متوقف شده است که این ناشی از جهش دلار است و هنوز هیچ برنامه‌ای از سمت سازمان برنامه و بودجه ارایه نشده است.»

علی دیلمقانیان، عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی تهران نیز ضمن نادرست خواندن برخی آمار ارائه شده از سوی نوبخت خاطر نشان کرد که بسیاری از معضلات امروز ایران از جمله نوسان‌های شدید در بازار ارز بیش از آن دلیل اقتصادی داشته باشد ناشی از عدم تحقق وعده‌ها و برنامه‌های سازمان برنامه و بودجه است.

او گفت: «برخی آمارهای غلط به شما ارایه می‌شود که نمونه بارز آن آمار اشتغال است؛ ما به عنوان تولیدکننده و افرادی که هر روز کف بازار هستیم و وارد شهرک‌های صنعتی می‌شویم، مشاهده می‌کنیم که میزان اشتغال در جامعه هر روز کاهش می‌یابد و این در حالی است که مجموعه دولت مدعی افزایش اشتغال است.»

یکی دیگر از حاضران در این نشست می‌گوید وقتی دولت از افزایش اشتغال صحبت می‌کند باید پرسید این افزایش با کدام فعالیت تولیدی صورت گرفته زیرا در حال حاضر در شهرک‌های صنعتی شاهد کاهش و رکود تولید هستیم.

ادعای اشتغال‌زایی، توهین به شعور مخاطب

به گزارش خبرگزاری ایلنا، محمود زبردست، عضو اتاق بازرگانی نیز می‌گوید وقتی طی شش ماه گذشته اکثر کارخانه‌ها به نابودی کشانده شده‌اند چطور می‌شود از اشتغال‌زایی سخن گفت؟

زبردست آمار ارائه شده به وسیله نوبخت را توهین به شعور فعالان اقتصادی خواند و افزود: «نسبت دادن همه مسائل به دشمن جای تاسف است. جالب است دولت از محل فروش ارز به دنبال درآمد است که هم بدهی‌های دولت مهرورز را بدهد و هم او را تطهیر کند و برای دولت تدبیر فحش بخرد.»

یکی دیگر از انتقادها به دولت که در صبحانه کاری با نوبخت مطرح شد بی توجهی به نظرات بخش خصوصی و عدم مشورت و بی‌اعتنایی به پیشنهادهای فعالان اقتصادی این بخش در تصمیم‌گیری‌ها و دستورالعمل‌های دستگاه اجرایی است.

بخشنامه‌ای ناگهانی، ایجاد اشتغال برای قاچاقچیان

محمد لاهوتی، رئیس کنفدراسیون صادرات با بیان این که دونالد ترامپ نیز زمانی که اعمال مجدد تحریم‌ها علیه ایران را اعلام کرد سه ماه مهلت داد، خطاب به معاون رئیس جمهور گفت: «اما شما یک شبه بخشنامه صادر کردید؛ یک شبه گفتید صادرات گوجه، مرغ یا اقلام دیگر ممنوع است این درحالی است که صادرکننده تعهد داده و باید خسارت بدهد.»

دیدار صبحگاهی نوبخت با فعالان بخش خصوصی در ساختمان اتاق بازرگانی تهران در حالی به پایان رسید که تقریبا هیچ یک از حاضران رئیس سازمان برنامه و بودجه و تیم اقتصادی دولت را از انتقادهای تند و گلایه‌های خود بی‌نصیب نگذاشتند.

در این نشست دولت حسن روحانی همچنین متهم شد که برای جبران کسری بودجه و پرداخت بدهی خود به بانک‌ها و تامین اجتماعی ارز می‌فروشد، به صادرکنندگان محصولات پتروشیمی رانت می‌دهد و با تصمیم‌گیری‌های نادرست “ایجاد اشتغال برای قاچاقچی و پیله‌ور” می‌کند.

No responses yet

Oct 02 2018

مصرف مشروبات تقلبی در ایران: ‘مرگ ۴۲ نفر’ ظرف سه هفته

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: یک سخنگوی وزارت بهداشت ایران گفته است که در سه هفته اخیر در پنج استان کشور حداقل ۴۲ نفر در اثر مصرف مشروبات مسموم جان خود را از دست داده اند.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان، ایسنا، ایرج حریرچی گفت: “از ۱۶ شهریور تا هشتم مهر ماه ۴۶۰ نفر به دلیل مسمومیت با الکل به مراکز درمانی البرز، کهکیلویه و بویر احمد، فارس، خراسان و هرمزگان مراجعه کردند. از این تعداد ۴۲ نفر فوتی و یا مرگ مغزی داشته‌ایم که ۹۳ درصد فوتی‌ها مرد بوده‌اند.”

ایرج حریرچی گفت که ۱۶ نفر نابینا شده اند و ۱۷۰ نفر هم به علت مصرف مشروبات تقلبی تحت دیالیز قرار گرفته اند.

آقای حریرچی گفت: “اگر افراد بعد از مصرف الکل دچار علایم شکمی مانند تهوع، استفراغ و… شدند به مراکز درمانی مراجعه کنند و کادر درمانی با او به عنوان بیمار برخورد می‌کنند و وظیفه گزارش به جایی را هم ندارند. در این صورت هم به خودشان کمک می‌شود و هم ما متوجه می‌شویم که در آن شهر الکل متیلیک است و برای پیشگیری اطلاع رسانی می‌کنیم.”

هرچند مشروبات الکلی در ایران ممنوع است اما بازار زیرزمینی بزرگی برای آن وجود دارد.

علت بخش بزرگی از این مسمومیت ها مصرف الکل متانول یا همان متیلیک است.

آقای حریرچی گفت: “مسمومیت با الکل متانول از جمله اورژانس‌هایی است که می‌تواند طی چند ساعت مصرف‌کننده را با عوارض متعددی از جمله ناتوانی‌های جسمی، نابینایی و مرگ مواجه کند.”

او هشدار داد: “الکل متیلیک را نمی‌توان از روی طعم و مزه نسبت به الکل شرب تشخیص داد. این الکل بسیار خطرناک است و می‌تواند منجر به نابینایی و مرگ شود. خیلی از الکل‌های شربی که در بازار غیرقانونی ایران به شکل پلمپب شده عرضه می‌شوند، تقلبی هستند.”

تحلیگران در گفت و گو با بخش فارسی بی بی سی گفته اند که تاثیر اقتصادی خروج آمریکا از توافق اتمی، برجام، ممکن است در افزایش مصرف محصولات تقلبی نقش داشته باشد.

با سقوط ارزش ریال مردم ممکن است به جای خریداری نمونه های گران خارجی به خرید مشروبات ارزان خانگی روی آورده باشند.

مقام های مبارزه با مواد مخدر ایران می گویند که هر سال ۸۰ میلیون لیتر الکل به ارزش ۷۳۰ میلیون دلار به این کشور قاچاق می شود.

No responses yet

Sep 28 2018

مرگ ۱۲ نفر و مسمومیت دهها نفر در ایران در اثر استفاده از مشروبات الکلی دست‌ساز

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفرانسه: گزارش‌های دو روز اخیر از افزایش نگران کننده قربانیان استفاده از مشروبات الکلی دست‌ساز در چند استان ایران خبر می دهند. خبرگزاری ایسنا ظهر روز جمعه ۲۸سپتامبر/ ۶ مهرماه از مرگ دست کم ۱۲ نفر و مسمومیت ١۵۴ نفر طی دو روز گذشته در چهار استان کشور در اثر استفاده از مشروبات الکلی دست‌ساز خبر می دهد.

پیرحسین کولیوند، رئیس ستاد پدافند غیرعامل وزارت بهداشت در گفت و گو با ایسنا در این رابطه اظهار کرد: بر اساس گزارشات واصله به وزارت بهداشت ، مسمومیت با الکل متانول در برخی استانهای کشور مانند البرز، خراسان شمالی، هرمزگان و …. منجر به مرگ تعدادی از هموطنان شده است. وی بر اساس آخرین آمار مسمومیت و قربانیان این معضل گفت: آخرین آمارها از مسمومیت‌ ١۵۴ نفر و مرگ ۱۲ نفر خبر می دهند.

پیرحسین کولیوند همچنین گفت: علائم مسمومیت در برخی مواقع با تاخیر بروز می کند و این عوارض می‌تواند موجب کوری، نارسایی حاد کلیه، کما و درنهایت مرگ گردد.

در همین حال، سرهنگ «اسماعیل مشایخ» فرمانده انتظامی شهرستان بندرعباس امروز از دستگیری زن و شوهری که مبادرت به ساخت مشروبات دست‌ساز می‌کردند و سرکرده اصلی و توزیع‌کننده آن بوده اند، خبرداد.

سرهنگ «اسماعیل مشایخ» تصریح کرد: این دو فرد خانه‌شان را به کارگاه تهیه و ساخت مشروبات الکلی تبدیل کرده بودند.

فرمانده انتظامی شهرستان بندرعباس با اشاره به این‌که بازجویی و تحقیقات از این افراد ادامه دارد، گفت” سرکرده اصلی که توزیع‌کننده این مشروبات دست‌ساز بوده و از افراد سابقه‌دار است هم‌اکنون دستگیر شده و بازجویی‌ها از این فرد ادامه دارد.

به گزارش ایسنا، از دیروز فقط در بندر عباس تعداد ١١۸ نفر در بندرعباس دچار مسمومیت الکلی شده اند که از این تعداد ١۰ نفر فوت شده و ۵۲ نفر دیالیز شده اند.

No responses yet

Sep 26 2018

تشدید فشار ایران بر دو تابعیتی‌ها و خارجی‌ها

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

پیک ایران: در حالی که موضوع شهروندان دوتابعیتی در ایران بحث‌برانگیز شده است، دیده‌بان حقوق بشرمی‌گوید ایران دوتابعیتی‌ها و خارجی‌ها را با اهدافی سیاسی هدف گرفته است. این سازمان به پرونده‌‌ ۱۴ نفر از بازداشت‌ شدگان استناد کرده است.

به گزارش دویچه وله، دستگاه‌های امنیتی در ایران فشار را بر روی شهروندان ایرانی دوتابعیتی و خارجی‌هایی که را که تصور می‌کنند با نهادهای علمی، اقتصادی، و فرهنگی درغرب ارتباطاتی دارند، افزایش داده‌اند.

دیده‌بان حقوق بشر در گزارشی به بررسی پرونده‌‌های ۱۴ ایرانی دوتابعیتی یا تبعه‌ خارجی که در فاصله سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸ توسط سازمان اطلاعات سپاه پاسداران دستگیرشده‌اند، پرداخته است. در بسیاری از این پرونده‌ها، بدون ارایه هیچ سندی این افراد توسط دادگاه‌های جمهوری اسلامی به همکاری با “دولتی متخاصم” متهم شده‌اند.

افرادی که دیده‌بان حقوق بشر با آنها گفت‌وگو کرده است اظهار داشته‌اند تصور مقامات جمهوری اسلامی این است که این دوتابعیتی‌ها و خارجی‌ها می‌توانسته‌اند رابطه بین ایران و نهادهای غربی را به‌گونه‌ای تسهیل کنند که سررشته امور از دست نهادهای امنیتی ایران خارج شود. این موضوع به تبع خوشایند دستگاه امنیتی ایران نیست.

چندی پیش حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، از تحقیق و تفحص مجلس از مدیران دوتابعیتی انتقاد کرده بود و آن را عامل ایجاد نگرانی بین ایرانیان مقیم خارج از کشور برشمرده بود.

فلاحت‌پیشه روز شنبه سوم شهریور۹۷ به خبرگزاری ایسنا گفت داشتن تابعیت دوگانه جرم نیست و نباید علیه دوتابعیتی‌ها “فضای التهابی” درست کرد.

بازداشت افراد شایسته در عرصه تبادل فرهنگی با دنیا

سارا لی ویتسون، مدیر بخش خاورمیانه‌ دیده‌بان حقوق بشردر این باره می‌گوید: «زمانی که ایران به دنبال گشودن درهایش به روی مبادله‌ فرهنگی و تجارت بین‌الملل بود، مقامات امنیتی ایران مناسب‌ترین افرادی را که می‌توانستند رابطه این کشوربا جامعه‌ بین‌المللی را بازسازی کنند، به زندان می‌انداختند».

سارا لی ویتسون افزود:«این کارزار هدفمند به منزله تهدیدی برای ایرانیان خارج کشور و خارجی‌هایی است که علاقه دارند درایران‌کار کنند. بیم آن وجود دارد که اگر این افراد به ایران کشور سفر کنند دانش و تخصص آنها یک امتیاز منفی به حساب آید.»

مسئولان جمهوری اسلامی بارها اعلام کرده‌اند که آمار دقیقی از تعداد ایرانیانی که خارج از کشور زندگی می‌کنند در دست نیست. براساس آخرین برآورد شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور، تعداد ایرانیان خارج‌نشین بین پنج تا شش میلیون نفر تخمین زده شده است.

کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس چندی پیش تحقیق و تفحص درباره “افراد دوتابعیتی و دارای گرین کارت در حوزه مسئولان و مدیران ارشد” را آغاز کرد و گزارش نهایی آن را ۲۷ مرداد ماه ارایه کرد.

سازمان دیده‌بان حقوق بشر در ماههای مه و ژوئن ۲۰۱۸ مصاحبه‌هایی با ۱۰ فرد انجام داد که از ۱۴ پرونده‌ی مستند شده درباره ایرانیان دوتابعیتی و خارجی‌های دربند درایران اطلاعات خوبی داشته‌اند. مصاحبه‌شوندگان از بین اعضای خانواده، بازداشتی‌های سابق، وکلا و کارشناسان امور سیاسی ایران انتخاب شده بودند.

این سازمان ویدیوهایی که درباره‌ این پرونده‌ها از تلویزیون دولتی ایران پخش شده‌اند را بررسی کرده و همچنین بیانیه‌های مقامات ایرانی و اسناد ثبت ‌شده که از طرف ایرانیان به “کار گروه سازمان ملل درباره‌ بازداشت خودسرانه” تسلیم شده‌اند را مطالعه کرده است.

تحقیقات دیده‌بان حقوق بشر، نقض حق دادرسی عادلانه بازداشت شدگان در ایران را نشان می‌دهد و از دستگیری‌هایی با انگیزه‌های سیاسی خبر می‌دهد.

No responses yet

Sep 25 2018

علی علیزاده، منوتو، سپاه و رضا پهلوی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سپاه,سیاسی

دماوند: کیوان مشیری
آنچه علی علیزاده در شبکه پرمخاطب «من و تو» گفت و سپس خبرگزاری فارس (وابسته به سپاه پاسداران) با پخش بخش هایی دستچین شده و یکطرفه از آن بهره برداری تبلیغاتی کرد، دارای سه نکته برجسته بود.

۱- پرهیز از بر زبان آوردن اسم سپاه و بر عکس آن سعی بر نام بردن از ارتش و اعطای نقشی تازه به آن

علیزاده، اگر بخواهیم به زبان عامیانه بگوییم، در درجه نخست برای «رد گم کنی» و سپس برای «هندوانه گذاشتن زیر بغل ارتشیان» از ارتش سخن گفت. جمهوری اسلامی با اعدام امیران ارتش در اول انقلاب و پس از آن پاکسازی ارتش از نیروهای آموزش دیده و همچنین بازنشسته کردن پیش از موعد آنان کوشش بسیاری در تهی کردن ارتش از نیروهایی داشت که پیش از انقلاب در این نیرو به کار گرفته شده بودند. جنگ ایران و عراق جلوی برخی از این اقدامات را گرفت و بسیاری از ارتشیان قدیمی کماکان ماندند تا در برابر نیروی تجاوزگر بایستند.

ارتشیان، البته، هیچ گاه نتوانستند سازمان عقیدتی-سیاسی ارتش و آن نگاه سنگین و بی روح این سازمان به کار حرفه ایشان را هضم کنند. بی توجهی رسانه «ملی» به جانفشانی هایشان و احساس «بچه یتیم بودن» در برابر «عزیز دردانه ها» و «برادران» سپاهی هم همیشه در هشت سال جنگ وجود داشت. این دلخوری ها پس از آن که یک سال پس از پایان جنگ علی شمخانی، از سپاه پاسداران و بدون دانش و تجربه کافی، به فرماندهی نیروی دریایی ارتش رسید بیشتر هم شد که نه تنها در ادامه همان نگاه عقیدتی-سیاسی حاکم بود که ارتشیان آن را به منزله تحقیر و ناسپاسی از هشت سال فداکاری هایشان قلمداد کردند.

پس از جنگ هم برای آن که دخل ارتشیان به خرجشان برسد، از خلبان بازنشسته نیروی هوایی گرفته تا درجه دارش، به جای دست گذاشتن در جیب ملت و نشستن بر سر سفره نظام، به کارهایی مانند مسافرکشی هم روی آوردند. کما آن که امروز حقوق مستمری بازنشستگان ارتش کمتر از خط فقر است. ارتش، بی شباهت با سپاه که در برابر مردم ایران لشکرکشی های خیابانی کرد، به یاری زلزله زدگان کرمانشاه شتافت، با داغدیدگان گریست و با هر انسانی که از زیر آوار زنده بیرون کشید، خندید. ارتش، برخلاف سپاه، تبدیل شد به نیرویی برای مردم و از جنس مردم. نه پول ها گرفتند تا تازیانه ها زنند و نه زمین خواری ها کردند تا آدم ها کشند. ارتشیان «برادر» نشدند تا اکنون سرفرازانه برچسب «قاچاقچی» به آنها نچسبد. خیر! سربازان ارتش ایران نه سودای به دندان گرفتن آن نان آلوده را بر سر دارند که بوی خونابه می دهد و نه آنقدر خامند که مست چرب زبانی این روبهان شوند. ملت پناه ارتش؛ ارتش برای ملت.

۲- کوشش در پررنگ نشان دادن نقش عربستان در محاصره اقتصادی ایران

علیزاده به درستی بر یکی از عوامل اصلی انزوای نظام دست گذاشته است. بی شک عربستان رهبری جهان عرب در شکایت بردن به ترامپ، رییس جمهور تنها ابرقدرت کنونی جهان را بر عهده دارد. منتها بسیاری از مخالفان تحریم اقتصادی جمهوری اسلامی نکته ای را عمدی (علیزاده و ظریف و دیگر مدافعان جمهوری اسلامی) و یا سهوی (مخالفان نظام) نادیده می گیرند. استدلال مشترک آنها هم این است که تحریم ها به مردم عادی آسیب می زنند؛ که سخنی درست است.

آنچه آنها در نظر نمی گیرند آن است که برای عربستان و دیگر کشورهای عربی – و البته اسرائیل و ایالات متحده – فقیرتر شدن مردم ایران در درجه بعدی اهمیت قرار دارد. برای اعراب آنچه مهم است ناتوان سازی ماشین آدم کشی جمهوری اسلامیست تا مبادا سوریه ای دیگر تکرار شود با چندسد هزار کشته و چند ملیون آواره عرب دیگر. هر چند به همان نسبت هم اسرائیل نخست نگران جان شهروندان خودش است و نه بی پولتر شدن ایرانیان. آمریکا هم به همین منوال به رضایت متحدانش راضی خواهد شد و البته برای آمریکا راحتتر و بی دردسرتر خواهد بود که به این مهم بدون اقدام به سرنگونی جمهوری اسلامی دست یابد.

در حمله تروریستی اخیر اهواز، با توجه به بدسابقه بودن نظام، خود حکومت هم علاوه بر تجزیه طلبان و داعش در مظان اتهام است. محمدجواد ظریف کشورهاى منطقه و آمریکا را پشت این حرکت مى داند. حتی اگر هم این گفته درست باشد، باید جمهوری اسلامی را مسئول اصلی آن دانست که با دشمن تراشی در منطقه این چنین جان شهروندان ایرانی را به خطر انداخته است. ایران دوستان بارها گفته اند که تا جمهوری اسلامی هست، خطر جنگ و درگیری نظامی هم هست. این تنها مردم ایرانند که چون گوشت قربانی میان حاکمانی نابخرد و همسایگانی به تنگ آمده گیرافتاده اند. همسایگانی که شاید نتوانند به اندازه ایرانیان برای به ثمر رسیدن اصلاحات صبور باشند! که این درنگ ممکن است به قیمت جان چندسد هزار تن دیگر از آنان تمام شود.

۳- تخریب چهره رضا پهلوی

واهمه علیزاده و سپاه از توانایی رضا پهلوی در جریان سازی و هماهنگی نیروهای مخالف نظام در این مصاحبه آشکار بود. نظام به خوبی می داند که رضا پهلوی نه تنها برای بسیاری از عموم مردم و بلکه برای بسیاری از نخبگان سرنگونی خواه محبوبیت پیدا کرده است. یکی از دلایل آن هم مقبولیتیست که او در این چند سال و به خاطر کنش سیاسی کم خطایی که داشته کسب کرده است. درست است که رضا پهلوی مخالف نظام است ولی علیرغم موافقت با همدلی دنیا و فشارهای جهانی بارها مخالفت خود را با حمله به ایران بیان کرده است. رضا پهلوی حتی پیشترها گفته بود که در زمان جنگ هشت ساله درخواست بازگشت به کشور به منظور عضو شدن در ارتش در قالب خلبان نیروی هوایی داده بود که مورد موافقت مسئولان قرار نگرفته بود.

وی نه تنها خشونت از بیرون بر ایران را برنمی تابد که در درون کشور هم همیشه بر مبارزات مسالمت آمیز مدنی تاکید داشته است. همان مبارزه نجیبانه ای که اکنون کردستان ایران آغاز کرده و این پتانسیل را دارد که با یکپارچگی و هماهنگی گروه های گوناگون سیاسی و همدلی و یکرنگی ایرانیان به تمامی کشور سرایت کند و در آن صورت می شود گفت راه سرنگونی نظام هموار شده است.

No responses yet

Sep 21 2018

شبکه های اجتماعی: “نوک کوه یخ” خشم از حکومت ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی


بی‌بی‌سی: فرض کنیم بسیاری از شهروندانی که -به دلایل مرتبط با حکومت- “از خشم می‌لرزند” پای اینترنت بنشینند. انتظار می‌رود پست های آنها در شبکه‌های اجتماعی از چه لحنی برخوردار باشد؟بعید است خیلی از ما، تصاویر یا ویدیوهای متعدد شهروندانی در ایران را که -به دلایل مرتبط با حکومت- “از خشم می لرزند” ندیده باشیم. مثلا زنی که در خیابان به بهانه وضعیت پوشش خود مورد بی‌احترامی قرار گرفته و امکان شکایت هم ندارد، یا مال‌باخته ای که حاصل زندگی خود را، با اعتماد به یک موسسه پشت‌گرم به قدرت از دست داده است.

فرض کنیم چنین شهروندانی پای اینترنت بنشینند. انتظار می‌رود پست های آنها در شبکه‌های اجتماعی از چه لحنی برخوردار باشد؟

فضای تند شبکه های اجتماعی، مدت‌هاست که از زوایای مختلف، مورد توجه ناظران قرار گرفته. نگرانی از بابت لحن گفتگو در این شبکه ها، البته قابل فهم است.

اما دغدغه های معتبر در مورد فضای شبکه‌های اجتماعی، نمی‌تواند باعث نادیده گرفتن “خشمی واقعی” شود که در لایه های مختلف جامعه ایران، در حال گسترش است. خشمی که حتی تضمینی وجود ندارد فضای شبکه های اجتماعی، نشان دهنده “تمام” آن باشد.

این احساس، علی‌القاعده پدیده جدیدی نیست؛ هرچند احتمالا به خاطر تشدید مشکلات اقتصادی و به ویژه گسترش فضای ناامیدی نسبت به آینده، بروز و ظهور غیرمنتظره ای یافته است. به همان ترتیب که که بروز اعتراضات شدید خیابانی در تعدادی سه رقمی از شهرهای ایران در دی ماه گذشته هم، پدیده غیرمنتظره ای بود. پدیده ای که با وجود بازتاب های رسانه ای فراوان، حتی پیش‌بینی وقوعش در چنین تعداد عجیبی از شهرهای ایران برای تحلیلگران داخل و خارج ممکن نبود، چه برسد به اینکه کسانی یا گروه‌هایی آن را هدایت کرده باشند.

نمی توان این احتمال را منتفی دانست که در شرایط فعلی هم، با پدیده ای از جنس اعتراضات دی ماه مواجه باشیم. یعنی، پتانسیل عظیمی از خشم اجتماعی که با شدتی بیش از آنچه قابل تصور بوده، به عرصه های گوناگون، از خیابان‌ها گرفته تا شبکه های مجازی سرریز شده است.

بیشتر بخوانید:

به نظر می رسد علاوه بر فشارهای مستقیم معیشتی، ناامیدی بخش های وسیعی از جامعه که به بهبود شرایط بعد از توافق هسته ای شدیدا امیدوار و سپس به‌شدت نامید شده اند، در توسعه این خشم عمومی نقش تعیین کننده‌ای داشته است.

حاملان این خشم به طبقه و گروه اجتماعی خاصی تعلق ندارند. از جوانانی که به خاطر ظاهر خود هدف برخوردهای رسمی یا غیررسمی قرار می‌گیرند تا کارگرانی که حقوقشان پرداخت نمی‌شود، و از اقلیت‎ هایی که خود را شهروندان درجه دو می‌بینند تا شهروندانی که کمبود آب امانشان را بریده، همه و همه خود را در معرض فشار و تحقیری احساس می‌کنند که مسئولیت آن را متوجه حکومت می‌دانند.

حاملان این خشم، به گرایش و تفکر سیاسی واحدی هم وابسته نیستند. در میان آنها، افراد “برانداز”، افرادی که با براندازی مشکلی ندارند اما خود را برانداز نمی‌دانند، کسانی که حکومت را اصلاح‌ناپذیر می‌دانند و در عین حال نگران پس از براندازی هستند، افراد مطلقا غیرسیاسی، و حتی مدافعان کلی -اما شدیدا منتقد- حکومت هم وجود دارند.

بسیاری از این شهروندان خشمگین، کسانی هستند که در گذشته به اصلاح طلبان یا اصولگرایان رای ‌داده اند. با وجود این، حتی آنها را هم نمی توان حامیان جریان های سیاسی مشخص تلقی کرد.

مطابق نتایج یک نظرسنجی که بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶ انجام شد، حدود ۴۰ درصد از رای‌دهندگان به ابراهیم رئیسی و ۳۶ درصد از رای‌دهندگان به حسن روحانی حتی نمی‌توانستند بگویند که باید آنها را عضو کدام یک از سه طبقه بندی “اصلاح طلب‌” “اصول‌گرا” یا “میانه‌رو/اعتدال‌گرا” تلقی کنند. به علاوه، تنها ۵۲ درصد از رای‌دهندگان به حسن روحانی او را “اصلاح طلب” یا “اعتدال‌گرا/میانه‌رو” معرفی کرده و تنها ۳۳ درصد از رای‌دهندگان به ابراهیم رئیسی او را “اصول‌گرا” دانسته بودند.

می توان تصور کرد بسیاری از کسانی که در انتخابات گذشته به کاندیداهای مورد حمایت اصلاح طلبان رای داده اند، برای ایجاد تغییراتی بوده که از تحقق آنها ناامید شده اند، یا به امید مهار جریانی بوده که به رهبر جمهوری اسلامی نزدیک تر است و فارغ از نتایج هر انتخابات،‌ همچنان اهرم های اصلی قدرت را در اختیار دارد. تعجبی ندارد اگر بخشی قابل توجه از چنین رای دهندگانی، به مخالفان کل حکومت تبدیل شده باشند.

حتی بسیاری از کسانی که در گذشته به کاندیداهای اصولگرا رای داده اند هم، ممکن است به دلایلی متفاوت یا مشابه تغییر جهت داده باشند. نمونه مشخص آنها، طیفی از طرفداران محمود احمدی نژاد هستند که قابل انکار نیست به منتقدان رهبر و مخالفان مجموعه حکومت تبدیل شده اند.

نتیجه وضعیت حاضر، ایجاد ملغمه ای پیچیده از شهروندان سرخورده و ناراضی است که، علی‌رغم تفاوت های خود با یکدیگر، به دلایل مختلف از حکومت خشمگین هستند و آستانه تحمل‌شان در مقابل وضعیت موجود و هرآنچه تلاش برای توجیه این وضعیت تلقی کنند، به پایین ترین حد رسیده.

این شهروندان برخلاف گذشته هایی نه چندان دور، به رسانه هایی دسترسی یافته اند که می توانند از طریق آنها، به هر صورت که بخواهند، علیه هر که بخواهند، به هر شیوه که بخواهند واکنش نشان دهند؛ و در فضای جدید، تحمل “تعیین تکلیف” برای نحوه استفاده خود از رسانه های مجازی را نیز ندارند.

به نظر می‌رسد در چنین شرایطی، فارغ از سهم فعالیت های سازمان یافته در شبکه های اجتماعی، بخش مهمی از فضای تندی که در این شبکه ها وجود دارد را نمی توان جز در قالب “فوران خشم علیه وضع موجود” تحلیل کرد.

واقعیتی که در صورت به رسمیت شناختن آن، فضای کلامی شبکه های اجتماعی، “نوک کوه یخی” خواهد بود که از لایه های عمیق تر جامعه ایران بیرون زده است.

No responses yet

Sep 18 2018

مصاحبه با امام حسین

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,طنز,مذهب,ملای حیله‌گر

تویتر ملاحسنی: ۱_مصاحبه با امام حسین(ع) مهمان امروز ما امام حسین فرزند علی، ٥٨ ساله، دارنده مقام سوم امامت، دارای مدرک علم لدنی از دانشگاه بارگاه الهی، محل شهادت کربلا،اعزامی از مدینه. مجری : السلام علیک یااباعبدلله. امام حسین :وعلیکم السلام. مجری : انگیزه شما از قیام عاشورا چه بود؟

۲_امام حسین : راه اندازی کسب و کار برای آخوندهای شیعه! مجری: آیا علی اصغر روز عاشورا واقعا آب نخورد؟ امام حسین : نه، چون بچه شیرخواره آب نمی‌خورد، فقط شیر مادرش را می‌خورد. مجری : وقتی ابوالفضل مشک آب را پر کرد که بیاورد، خواست آب بخورد اما با خود اندیشید که اکنون فرزندان

۳_حسین تشنه هستند و آب نخورد.ابوالفضل که کشته شدپس چه کسی فکر اورا خوانده است؟! امام حسین : وقتی می‌خواستند او را به شهادت برسانند،به قاتل خودگفت که برای آخوندهای شیعه قضیه را تعریف کنند تا سر منبر بگویند ملت برایش بیشتر گریه کنند… مجری : شما عید غدیر امسال چکار کردید؟

۴_امام حسین : عید غدیر یعنی چه؟ مجری : روزی است که پیامبر پدر شما را بعنوان جانشین خود معرفی کرده است. امام حسین : اولین بار است این را می‌شنوم. بعد از پیامبر که ابوبکر بود!! فرضا که شما راست بگویید کسی به حرف پیامبر گوش نداده پس چه جشنی دارد؟

مجری: آخوندها می‌گویند روز عاشورا شما آنقدر از لشکر یزید کشتید که تا رکاب اسبتان را خون گرفت. درست است؟ امام حسین : عقل هم چیز خوبی است. لشکر آن‌ها ٨ هزار نفر بود هر آدمی ۵ لیتر خون دارد که اگر همه آن‌ها را کشته بودم کل خونشان به اندازه ٢ تا تانکر ١٨ هزار لیتری می‌شود.

مگرسد فرات راشکسته بودندکه تا رکاب اسبمان بالابیاید؟! مجری:همه می‌گویند شماحتی آب برای خوردن نداشته‌اید. شما که شب عاشورانوره (واجبی)کشیده‌اید. آب برای نوره کشیدن از کجا آورده‌اید؟ امام:ما فقط آب معدنی دماوند استفاده می‌کنیم. همسرم شهربانو ایرانی است وهر آبی به معده‌اش نمی‌سازد!

مجری : چرا شهربانو میان اسیران شام نبود؟ امام حسین :شهربانویی وجود ندارد. آخوند های شیعه خواستند نسب ما را به ساسانیان برسانند تاشما ایرانیان خوشتان بیاید! مجری :علی شریعتی درباره عاشورا شرح دقیقی از آنچه بر زینب در راه شام گذشت، داده است. شریعتی این چیزها را از کجا فهمیده است؟

امام حسین : یک ضبط صوت زیر شکم شتر زینب بسته بود… مجری : آخوندهای شیعه می‌گویند امام پشت سر خود را می‌بیند. شما که با امام حسن نگهبان خانه عثمان بودید، چگونه متوجه وارد شدن شورشیان از در پشت به خانه او نشدید تا او را بکشند؟
امام حسین : یک لحظه چشم‌های پشت سرمان را بستیم تا کارشان را بکنند و پدرمان خلیفه شود.
مجری : مهم‌ترین دستاورد عاشورا چه بود؟

امام حسین : قیمه پلوی نذری…
#محرم_ماه_خرافه_پرور
#محرم

No responses yet

Sep 17 2018

فحاشي به مثابه سياست‌ورزي

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,ملای حیله‌گر

«اعتماد» از افزايش بي‌سابقه هتاكي‌ها در شبكه‌هاي اجتماعي عليه اصلاح‌طلبان گزارش مي‌دهد

مجيد انصاري: مدتي است اتهام زني و فحاشي عليه جريان اصلاحات به صورت سازمان يافته و پرحجم از سوي عوامل ضدانقلاب و برانداز كه بعضا دست‌شان به خون مردم بي‌گناه اين كشور آلوده است، افزايش يافته است

احمد زيدآبادي: به هر حال امثال من، توهين و تحقير و فحش و ناسزا را در شرايطي بسيار سخت‌تر از حد تصور، تجربه كرده‌ايم

و خم به ابرو نياورده‌ايم و اكنون نيز از فحش و تهمت چند حساب توييتري بدون هويت مشخص، چندان آزرده‌خاطر نمي‌شويم

 عليرضا كيانپور

«ماله‌كش»، «استمرارطلب»، «اصرارطلب» و «منفعت‌طلب» صرفا آن دسته از فحش‌هاي سياسي طيفي خاص از كاربران فضاي مجازي عليه مخالفان‌شان است كه امكان بازنشرش در يك روزنامه رسمي موجود است. هرچند اگر قرار بود تمام اين الفاظ ركيك را اينجا فهرست كنيم، علاوه بر مشكلات ناشي از غيرقابل‌انتشار بودن بخش اعظم اين الفاظ، باتوجه به فراواني قابل‌توجه اين ناسزاها، به‌لحاظ محدوديت كلمات در اين مطبوعه كاغذي نيز به مشكلي ديگر برمي‌خورديم.

اما حالا چندماهي است اين ادبيات سخيف و اين الفاظ ركيك، بخش قابل‌توجهي از محتواي فضاي مجازي، به‌خصوص توييترفارسي را تشكيل داده و بيراه نيست اگر بگوييم، اغلب كاربرانِ آن ادبيات و آن الفاظ، طيفي خاص از كاربرانِ سياسيِ فضاي مجازي هستند كه ازسر لجاجت و با نوعي پيش‌دستي نسبت به اتهامات احتمالي حاكميت، خود را «برانداز» خوانده و به‌دلايل و با تحليلي نسبتا پيچيده، جناح چپ يا همان اصلاح‌طلبان را مخاطب اين فحاشي سياسي قرار داده‌اند. به اين تصور كه براي نيل به هدف‌شان -كه البته هنوز چندان روشن نيست و در شفاف‌ترين حالت گويا زمين‌گير كردن نظام حاكم است- بايد جناح اصلاح‌طلب را به عنوان آخرين سنگر، ناكار كنند تا بعد به‌تصورشان حكومت ساقط شود. هرچند اغراق نيست اگر بگوييم توصيف و تشريح اهداف سياسي اين طيف خاص از سياست‌ورزان توييتري تا همين مرحله نيز بيشتر برپايه حدسيات و گمان‌زني است تا تحليل و تدقيق در گفتار و كردار «براندازان.»

به هر تفسير، باتوجه به اين نوع خاص از كينه‌توزي براندازان نسبت به جريان اصلاحات و اصلاح‌طلبان و نيز، با دقت در الفاظ خاصي همچون «استمرارطلب» و «ماله‌كش» كه در بيان اين كينه احتمالا كهن به‌كار مي‌رود، مي‌توان حدس زد كه چرا اين مجاهدان فضاي مجازي تصور مي‌كنند براي براندازي حكومت و اسقاط نظام بايد به اصلاحات و اصلاح‌طلبان بتازند. اينكه لابد مسيري كه اصلاح‌طلبان براي اعمال اصلاحات لازم در حكومت پيش گرفته‌اند را طولاني‌تر ازآن مي‌دانند كه به اتفاقي ملموس بينجامد و درنتيجه حركت اصلاحات، به زعم‌شان در بهترين حالت استمرار وضع موجود است و در شرايطي كه عمدتا بيشتر به آن نظر دارند، نوعي لاپوشاني مشكلات.

البته اين نخستين‌بار نيست كه يك رسانه سياسي جريان اصلي به اوضاع و احوال سياسي فضاي مجازي و نيز مشخصا «براندازان» به عنوان طيفي خاص از كاربران فضاي مجازي مي‌پردازد. هم خودمان پيش از اين به اين مهم ورود داشته‌ايم و هم بسياري از همكاران‌مان در ديگر مطبوعات. حتي اين اولين‌بار نيست كه بحث درباره نحوه بيان مطالبات براندازان و نوع انتقادشان عليه اصلاح‌طلبان، محور بحث ادبيات رسمي رسانه‌اي قرار مي‌گيرد. سعيد حجاريان تئوريسين اصلاح‌طلب نيز چندي پيش به اين رويداد نسبتا نوي سياسي پرداخته بود و اتفاقا آنچه تحت عنوان علل و عواملِ اتخاذ اين رويكرد سياسي و اين نوع سياست‌ورزي ازسوي براندازان گفتيم، تاحدودي مشابه تحليلي است كه حجاريان از اين اوضاع به دست داده بود. حجاريان در مصاحبه‌اي كه تيرماه امسال با «اعتماد» داشت، بحث از «براندازان» و نسبت اين سياست‌ورزان با اصلاح‌طلبان را از منظر خود به عنوان يك اصلاح‌طلب (نه از موضعي كه براندازان بر آن تكيه زده‌اند) ديده و ضمن تاكيد بر اينكه «در شرايط كنوني رقيب اصلاح‌طلبان، نه جناح راست؛ بلكه براندازان هستند»، راهكار خود براي برون‌رفت از وضعيت نه چندان مساعد اين روزهاي اصلاحات تشريح كرده و از ايده‌اي تحت عنوان «هسته سخت اصلاحات» سخن گفته بود.

در اين چند ماهه پس از طرح ايده حجاريان البته شاهد اقدام مشخصي جهت عملياتي كردن «هسته سخت اصلاحات» نبوديم اما در تمام اين مدت، هجمه‌هاي براندازان عليه اصلاحات به‌قوت خود ادامه داشته و از آنجا كه اين امور از قوانين كلي حاكم بر فضاي مجازي تبعيت مي‌كند، مقاطعي در واكنش به يك رويداد خبري اوج گرفته و مقاطعي نسبتا فرونشسته است. با اين همه، آنچه انگيزه اصلي ورود مجدد به اين بحث شد، هجمه‌هاي جديد براندازان فضاي مجازي عليه چند چهره ديگر اصلاح‌طلب در روزهاي گذشته و مهم‌تر از آن، واكنش يكي از اين افراد به آن فحاشي‌ها بود. در اين مدت، دايره فحاشي براندازان چنان گسترده شد كه حتي دامنِ كساني شبيه به ضيا نبوي فعال و زنداني سابق سياسي و اين اواخر، احمد زيدآبادي روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب كه همچون نبوي پس از حوادث بعد از انتخابات 88 را در زندان گذرانده، گرفت. كساني كه نه هيچگاه سمت و مسووليتي اجرايي و دولتي داشتند كه بخواهند مقصر فلان ناكارآمدي و كمبود باشند يا مثلا از رانتي بهره برده باشند و نه هرگز جز از حرف و خواست مردم، چيزي به زبان آورده و تحرير كرده‌اند. اينكه حتي كساني همچون ضيا نبوي كه تا همين اواخر در همين فضاي مجازي، نمادي بود از ايستادگي و آزادگي يا زيدآبادي كه به‌واسطه سال‌ها روشنگري به‌مدد سياه كردن صفحات روزنامه‌ها و چند كتاب، «شرف اهل قلم» لقب گرفته بود، بسيار متفاوت بود از اينكه فلان نماينده مجلس اصلاح‌طلب يا بهمان وزير اعتدالي از جماعت برانداز فحش بخورد و ناسزا بشنود. شايد همين اتفاق عجيب بود كه زيدآبادي را بر آن داشت دست به قلم برده و لااقل حدسيات و گمانه‌زني‌هايش درباره علل وقوع اين اوضاع را تشريح كند.

زيدآبادي كه اين چند روز ابتدا به‌خاطر يادداشتي با عنوان «حسين در قتلگاه تاريخ»، هدف فحاشي مجازي قرار گرفته بود، در ادامه در يادداشتي ديگر، براندازان را ظرفيتي «نجات‌بخش» براي اصلاح‌طلبان توصيف و استدلال كرد كه اين «لشكر سايبري برانداز كه تا جان در بدن دارد، فحش و ناسزا مي‌دهد»، از قضا به همين دليل، ديگر محل اتكا و مورد اعتماد نيست و درنتيجه «تعريف و تمجيد و ستايش اين عده، مايه ننگ و بدنامي و دشنام‌شان سبب افتخار و سربلندي خواهد بود؛ يعني دقيقا همان منطقي كه در مورد كيهان شريعتمداري جاري و ساري است!»

البته همانطور كه انتظار مي‌رفت اين يادداشت تازه براندازان را سرحال آورد و آتشِ فحاشي و ركيك‌گويي «لشكر سايبري برانداز» دوچندان شد. هرچند زيدآبادي نيز ميدان را خالي نكرد و وقتي بار ديگر و به‌مراتب بيشتر از بار اول، حرف ناحساب مجازي شنيد، در آخرين يادداشتش با عنوان «چهار احتمال و ختم كلام…» كه در «نگاه متفاوت»، كانال تلگرامي شخصي‌اش منتشر كرد، نوشت:«من در دنياي توييتر حضور ندارم؛ اما همان مقداري كه برخي دوستان، عكس صفحاتي از آن را برايم ارسال مي‌كنند؛ به نظرم تعبير هانا آرنت درمورد «عادي شدن شرارت» مصداق تمام و كمالش را در آنجا پيدا مي‌كند.» او ادامه داد: «تخريب و بددهني و هتاكي و اتهام‌پراكني البته در بين محافل سياسي معاصر ايران كم و بيش رايج بوده است؛ اما ابتذال كلامي در سال‌هاي اخير را تا آنجا كه من به‌خاطر دارم؛ سايت بالاترين بنا نهاد و رواج داد. از حق نبايد گذشت كه برخي اعضاي اين سايت كوشيدند تا مانع اين كار شوند؛ اما در عمل كاري از پيش نبردند. كار اين سايت امروزه به‌جايي رسيده كه حتي مطلبي در دفاع از يزيد در قتل‌عام خاندان حسين، بدون راي منفي داغ مي‌شود و بالا مي‌رود! توييتر اما ظاهرا داستان ديگري است. كارش از چاله‌ميدان گذشته و به ديوانه‌خانه رسيده است. بسياري از افراد با گرايش‌هاي مختلف، آلوده‌اش شده‌اند. هيچكس در آنجا احساس امنيت نمي‌كند و خود را هر لحظه از تهاجمي بي‌دليل و ناگهاني در امان نمي‌بيند.»

زيدآبادي در ادامه به 4 علت احتمالي اين مساله پرداخت و در تشريح فرضياتش نوشت: «1-هرزه‌درايي و خشونت كلامي در توئيتر براي بخشي از ايرانيان، نوعي تفنن و سرگرمي و بازي و تفريح است. گويي در پشت اين همه خشم و خشونت، نوعي خونسردي و انبساط خاطر است كه مردماني بي‌نصيب، شب خود را با آن به روز مي‌رسانند و از اين طريق تفريح مي‌كنند. اين شايد تا اندازه‌اي براي جامعه‌اي تحت فشار، قابل فهم باشد؛ اما تفريح از طريق آزارگري و بازي با حيثيت و آبرو و اعصاب ديگران؛ از يك انسان طبيعي برنمي‌آيد!

2- نوعي تخليه رواني از سوي افراد سرخورده و افسرده و ناديده گرفته شده است كه قدرت تأثيرگذاري عملي بر محيط اطراف خود را ندارند و از اين رو، با پرخاش و ياوه‌گويي، ناكامي خود را در اين زمينه جبران مي‌كنند. با اين رفتار هم مي‌توان قدري همدلي نشان داد؛ اما اي‌كاش اين افراد كينه خود را بر سر افراد معدودي چون من خالي مي‌كردند! به هر حال امثال من، توهين و تحقير و فحش و ناسزا را در شرايطي بسيار سخت‌تر از حد تصور، بي‌واسطه تجربه كرده‌ايم و خم به ابرو نياورده‌ايم و اكنون نيز از فحش و تهمت چند حساب توييتري بدون هويت مشخص كه خدا مي‌داند از كدام نقطه دنيا آن هم در دنياي مجازي به سوي‌مان روانه مي‌شود؛ چندان آزرده‌خاطر نمي‌شويم. در اين ميان اما دوستاني به‌خصوص با سن و سال كمتر، از اين هتاكي‌ها به جد دل شكسته و اندوهگين مي‌شوند. از اين رو، تخليه رواني به قيمت آزار و اذيت همنوع و هموطني كه تنها گناهش نظر متفاوتي است؛ جاي هيچ‌گونه توجيه ندارد.

3- برخي گمان مي‌كنند كه با هتك و حرمت‌شكني هركس كه دم دست‌شان برسد، واقعا درحال براندازي حكومت‌اند و به همين علت نيز آن را پيگيرانه در دستوركار خود قرارداده‌‍‌اند! اين دسته افراد بايد بدانند كه هيچ حكومتي درجهان تاكنون از راه فحش و هتاكي، چه در دنياي واقعي و چه در دنياي مجازي سرنگون نشده و نخواهد شد. اگر كار براندازي و سرنگوني به اين راحتي بود كه تمام حكومت‌ها در سطح جهان يك شب هم دوام نمي‌آوردند!

4- گفته مي‌شود كه دستِ پنهاني پشت اين غوغاي زشت و نفرت‌انگيز است. هركس به فراخور حال خود از جايي اسم مي‌برد. برخي سازمان مجاهدين خلق را، برخي شماري از هواخواهان رضا پهلوي را، برخي حزب كمونيست كارگري را، برخي موساد را و برخي نيز بعضي افراد و جريان‌هاي تنگ‌نظر و افراطي داخل را به عنوان مدير و سازمان‌دهنده اين رسوايي كلامي معرفي مي‌كنند. من چون در اين زمينه اطلاعي ندارم، طبعا داوري هم نمي‌كنم. اما اگر رشته كار به دست هريك از آنها باشد؛ اين وضع ادامه مي‌يابد مگر آنكه كاربران حقيقي در حركتي دسته‌جمعي، تغيير رويه دهند يا آنجا را ترك كنند.»

يادداشت زيدآبادي اتفاقا يكي از موضوعات بحث توييتري‌ها در ساعات اخير بوده و بسياري از كاربران، برانداز و غيربرانداز درباره جمله‌جمله و جزءبه‌جزء آن اظهارنظر كرده‌اند. البته در اين ميان، مطابق انتظار، سهم براندازان و فحاشي ركيك‌گويي‌شان بسيار چشم‌گير بود و هيچ بعيد نيست همين حالا، همزمان با نگارش اين آخرين جمله از اين به اصطلاح گزارش مطبوعاتي از اين فضاي مجازي، يكي از اين كاربران برانداز با هويتي ناشناس، فحش و ناسزايي تازه نثار زيدآبادي، اين «شرف اهل قلم» نكرده باشد و مثلا او را «شرف اهل دغل» يا چيزي ركيك‌تر از آن، خطاب قرار نداده باشد.

No responses yet

Sep 15 2018

زلزله‌زدگانی که حاضرند برای مرمت خانه کلیه خود را بفروشند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: رییس شورای شهر سرپل ذهاب گفته است که عذاب زلزله‌ در این منطقه ادامه دارد. مردم نه پول دارند، نه سرپناه، نه بهداشت. از کمکهای وعده داده شده به آنها خبری نیست. بعضی‌ها حاضرند کلیه خود را بفروشند تا خانه‌‌شان را بالا ببرند.

خبرگزاری ایلنا روز جمعه ۲۳ شهریور به نقل از مجتبی جاسمی، رییس شورای شهر سرپل ذهاب از وضعیت اسفبار زلزله‌زدگان کرمانشاه خبر داد. رییس شورای شهر سرپل ذهاب به این خبرگزاری گفته است که مردم این منطقه وضع روحی و روانی ناشایست و بسیار نامساعدی دارند.

چرا؟ دلایل یکی دوتا نیستند. وقتی رییس شورای شهر سرپل ذهاب مصایب را کنار هم ردیف می‌کند، تصویری فاجعه‌بار به دست می‌دهد؛ زلزله مدام تکرار می‌شود، مصالح گران است و خیلی‌ها فقط توانسته‌اند اسکلت خانه و کاشانه خود را بالا ببرند. ستادهایی که قرار بوده به مردم کمک کنند، آنها را تنها گذاشته‌اند. قرار بود به مردم آهن بدهند، که نداده‌اند. تعهداتی که نهادهای مسئول داده‌اند، محقق نشده است.

اکثر روستاهای سرپل ذهاب آب آشامیدنی ندارند. ۸۰ درصد زیرساخت‌های شهری تخریب شده یا آسیب دیده است. تا اول مهر شاید چند مدرسه به شکل نمادین افتتاح شود. بقیه باید در کانکس دایر شوند. وضع بهداشت اصلا مناسب نیست.

شهرداری پولی برای ارائه خدمات نمی‌دهد. امکانات شهرداری ناچیز و فرسوده است. مردم به هزینه خود آواربرداری کرده‌اند و اجاره دو میلیون تومانی برای بیل مکانیکی پرداخته‌اند. بنیاد مسکن باید این کار را انجام می‌داده که اعلام کرده نمی‌تواند. تنها ۲۰ درصد مردم در خانه‌های خود زندگی می‌کنند. همان ۲۰ درصد هم به خاطر تکرار زلزله ترجیح می‌دهند در کانکس زندگی کنند.

اعتراض زلزله زدگان کرمانشاه به عدم رسیدگی مسئولان (تصور آرشیوی)

بهای خانه به شدت پایین آمده و خیلی‌ها مسکن خود را به قیمتی نازل فروخته‌اند و با پولش در کرمانشاه سرپناهی رهن کرده‌اند. بسیاری از مستاجران که قرار بوده، زمین تحویل بگیرند همچنان بدون زمین هستند. به این همه مشکلات بیکاری جوانان در شهرستان سرپل ذهاب را هم باید اضافه کرد. یکی از محروم‌ترین نقاط ایران.

این سطور خلاصه‌ایست از آنچه رییس شورای شهر سرپل ذهاب به خبرگزاری ایلنا گفته است.

اما وضع نابسامان مردم را به ویژه از یک جمله رییس شورای شهر سرپل ذهاب می‌توان دریافت. او به خبرگزاری ایلنا گفته است: «مردمی هستند که حاضرند کلیه خود را بفروشند تا کار ساخت و ساز را انجام دهند؛ این درد است.»

“آهن‌لرزه کرمانشاه”

به گفته فرهاد تجری، نماینده کرمانشاه اساسا روند بازسازی در مناطق زلزله‌زده متوقف شده است. او به ایلنا گفته است: «کرمانشاه علاوه بر این‌که زمین لرزه دارد آهنلرزه هم دارد» او از عدم توجه مسئولان وزرات صنعت، معدن و تجارت و بنیاد مسکن در تامین آهن‌آلات شکوه کرده و گفته: «خروجی تقریبا صفر است» و به دلیل نبود آهنآلات در منطقه «روند بازسازی با رکود مواجه و متوقف شده است.»

به گفته نماینده کرمانشاه: «مسئولین بنیاد مسکن و وزراتخانه‌ها خصوصا صنعت، معدن و تجارت از نجابت مردم درحال سوءاستفاده هستند.» او می‌افزاید: «امروز اکثریت مردم به جهت نبود آهن‌آلات برای بازسازی خانه‌های خود سرگردان هستند و روند بازسازی کاملا متوقف شده است.»

صبر مردم تا کی؟

روز ۲۱ آبان سال گذشته زلزله‌ای با شدت ۳ / ۷ ریشتر سرپل ذهاب، قصر شیرین و کرمانشاه را لرزاند. صدها نفر کشته شدند، نزدیک به ۸۰۰۰ نفر زخمی. خانه‌های زیادی ویران گشتند، حتی آنها که نوساز بودند و ماحصل پروژه “مسکن مهر”. زلزله به بحرانی سیاسی و اجتماعی تبدیل شد. مردم نومید و بی‌اعتماد به نهادهای دولتی خود برای کمک به زلزله‌زدگان به سوی غرب کشور به راه افتادند. کمک‌های بسیاری جمع شد، بدون سازماندهی درست و به موقع.

در کوران این وضعیت خبرنگار خبرگزاری دانشجویی ایسنا در شرح مشاهدات مستقیم خود از وضعیت شهر، حال مردم را در سه واژه “غم، بهت و نگرانی” خلاصه کرد و نوشت: «مردم این شهر نگران و وحشت‌زده و به شدت نیازمند اقلام اولیه به خصوص آب هستند. در چمن مجموعه ورزشی احرا دائما بالگردهای ارتش و هلال احمر و اورژانس فرود می‌آیند و زمانی که برخی از مردم متوجه می‌شوند در این بالگردها اقلامی به خصوص آب وجود دارد سریعا به سمت آن می‌روند… با وجود تلاش‌ها اما مردم حجم و سرعت خدمات ارائه شده را ناکافی می‌دانند و نگران سرنوشت خود و خانواده‌شان هستند در شرایطی که در آستانه فصل سرما سقف بالای سرشان ویران شده و همه زندگی‌شان زیر صدها تن خاک دفن شده است.»

بسیاری از کسانی که به سوی مناطق زلزلهزده شتافته‌ بودند، پس از مدتی آنجا را ترک کردند. زلزلهزدگان تنها ماندند. تنها چیزی که هنوز هم سایه خود را بر منطقه گسترده، خود زلزله است. زلزله‌ای که مدام تکرار می‌شود و روح و روان مردم را دائم می‌لرزاند. دست‌اندرکاران آنگونه که از سطور بالا برمی‌آید نه دغدغه مردم را دارند، نه توان و شایستگی رسیدگی به مشکلات بیشمار آنها را.

حالا باز فصل سرما نزدیک می‌شود و مردم مناطق زلزله زده غرب ایران همچنان ناچارند سختی‌ها و کاستی‌ها را تحمل کنند. اما نماینده کرمانشاه می‌گوید: «این کاسه صبر مردم یک حدی دارد».

No responses yet

Sep 13 2018

رئیس اتاق بازرگانی تهران: اگر وضعیت اقتصادی به این شکل پیش رود، تا سه ماه آینده قحطی را در بازار خواهیم داشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی,فقر

اقتصاد نیوز: رئیس اتاق بازرگانی تهران از رسوب ۱۳۹ هزار کانتینر در بنادر رسوب کرده است، گفت: اگر وضعیت اقتصادی به این شکل پیش رود، تا سه ماه آینده قحطی را در بازار خواهیم داشت.

به گزارش اقتصاد نیوز به نقل از مهر؛ مسعود خوانساری در جلسه هیات نمایندگان اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران با اشاره به وضعیت کنونی اقتصاد ایران گفت: از ۲۱ فروردین تا ۲۲ مردادماه سال جاری، بیش از ۳۳ بخشنامه از سوی دولت در خصوص مسائل ارزی صادر شده که به تبع آن، گمرک مجبور به صدور دستورالعمل‌هایی شد که تعداد آنها ۱۵۰ تا ۱۶۰ دستورالعمل بوده است. همین امر باعث شده تا تولیدکنندگان، واردکنندگان و صادرکنندگان دچار سردرگمی بوده و عدم قطعیت و بی‌اعتمادی، کلاف سردرگمی را برای تولیدکننده و مصرف کننده ایجاد کرده است.

رئیس اتاق بازرگانی تهران افزود: سه شنبه هفته گذشته بیش از ۲۰۰ فعال اقتصادی به اتاق بازرگانی تهران مراجعه کردند که عمده اعتراض آنها در رابطه با بخشنامه ۱۶ مردادماه سال جاری است که پرداخت مابه التفاوت نرخ ارز را برای واردکنندگان تکلیف کرده است، این در حالی است که همین امر باعث بروز مشکلات جدی شده است، بنابراین این تصمیم از سوی دولت جوانمردانه نبود. در حالیکه فروردین ماه دولت قاطعانه ارز ۴۲۰۰ تومانی را اعلام کرد و همه گشایش اعتبار کردند، بنابراین دریافت مابه التفاوت مشکلات زیادی ایجاد کرده است.

وی تصریح کرد: توجیه سرمایه گذاری بسیار مهم است و قیمت ریالی و ارزی حائز اهمیت به شمار می‌رود، این در حالی است که برخی مواد اولیه خود را پیش فروش کرده‌اند و اکنون با الزام برای پرداخت مابه التفاوت، دچار مشکلات بسیار شده‌اند، در حالیکه ارایه مابه التفاوت با توجه به مشکلات نقدینگی بنگاههای اقتصادی، کار ساده‌ای نیست.

خوانساری ادامه داد: تعدادی از اقلامی که در گمرک باقی مانده، در سال گذشته ثبت سفارش شده و امسال به دلیل اینکه بخشی از کالا ممنوع شده، برخی دچار مشکل شده‌اند و بنابراین باید گفت که ۱۳۹ هزار کانتینر در بنادر کشور رسوب کرده که شامل ۷ میلیون تن کالا و ۲.۵ میلیون تن کالای اساسی است. هزینه دموراژ، انبارداری و برخی مواردی که ناشی از تغییرات دستورالعمل های دولتی است، تولیدکنندگان را دچار مشکل کرده و کارخانه‌ها یکی پس از دیگری در حال تعطیلی است یا تعدیل نیرو دارد.

وی با اشاره به رتبه‌بندی اتاق‌های بازرگانی از سوی اتاق بازرگانی ایران گفت: اتاق تهران توانست در این رتبه‌بندی در گروه A قرار گیرد که بر این اساس تنها اتاقی است که با فاصله بسیار زیاد در این گروه قرار گرفته است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .