اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'اجتماعی' Category

Jan 19 2017

یک زن بدن‌ساز در ایران راهی زندان شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی


دویچه‌وله: گروه ورزشی خبرگزاری میزان روز چهارشنبه (۱۸ ژانویه / ۲۹ دی) از روانه شدن زنی به زندان خبر داده که علاقمند به ورزش بدن‌سازی بوده است. طبق گزارش خبرگزاری مزبور این زن به اتهام منتشر کردن عکس‌های خود در فضای مجازی و به دلیل “عجز از پرداخت وثیقه” روانه زندان شده است.

خبرگزاری میزان در عین حال به ‌آن‌چه از سوی فدراسیون پرورش اندام اعلام شده، استناد کرده که می‌گوید، “بانوان به خاطر مسائل شرعی و قانونی هیچ فعالیتی در این رشته ندارند”.

این فدراسیون همچنین از قول “بانوان کشور” نوشته است که زن‌ها در ایران “هیچ رغبتی به این ورزش نشان نمی‌دهند” و اگرهم زنی به بدن‌سازی علاقمند باشد، “به دلایل خاص و رسیدن به منافع شخصی” است.

فدراسیون بدن‌سازی ایران علاقه زن ایرانی به بدن‌سازی را که یک امر کاملا خصوصی است، “تخلف” دانسته است.

آنگونه که در خبر منتشرشده در همین خبرگزاری آمده، در اواخر شهریورماه امسال نیز دو زن ورزشکار دیگر که در مسابقات برون‌مرزی در این رشته شرکت کرده بودند، همراه با چهار مربی خود به شعبه دوم دادسرای فرهنگ و رسانه احضار شدند.

در مورد این زنان پرونده‌ای تشکیل شد. اتهام آنان در این پرونده شرکت ‌در مسابقه علیرغم “ممنوعیت” و انتشار تصاویر “به صورت نیمه عریان” در شبکه‌های اجتماعی ذکر شده بود.

ناصر پورعلی‌فرد، رئیس فدراسیون بدنسازی و پروش اندام ایران شهریورماه سال جاری خورشیدی در باره این رشته به گروه ورزشی خبرگزاری میزان گفته بود: «فدراسیون بدنسازی و پرورش اندام هیچ فعالیتی در بخش بانوان ندارد و اعتقاد داریم این ورزش مناسب بانوان نیست.»

او اضافه کرده بود: «بار دیگر به تمام باشگاه‌ها تذکر می‌دهم که شرکت بانوان در مسابقات بدنسازی و پرورش اندام یا تمرین کردن آنها زیر نظر مربیان مرد خلاف قانون است.»

البته در اظهارات رئیس فدراسیون بدنسازی و پرورش اندام نه دلیلی برای “نامناسب بودن” این ورزش برای زنان دیده می‌شد و نه استدلالی که چرا زنان حتی در محیطی کاملا زنانه حق انجام این ورزش را ندارند. افزون بر این آنچه مقامات جمهوری اسلامی “برهنه” یاد کرده‌اند، در عرف بسیاری از کشورهای جهان لباس ورزشی متداول برای زنان محسوب می‌شود.

بیشتر بخوانید:دو زن بدن‌ساز ایرانی به دادسرا احضار شدند

No responses yet

Jan 18 2017

دو کودک کار در آتش گاراژ جمع آوری ضایعات زنده زنده سوختند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوزمانه: در کودک هفت و هشت ساله، اهل کشور افغانستان، در گاراژی در منطقه غنی‌آباد تهران که محل کار پدرشان برای جمع‌آوری ضایعات بود، بر اثر آتش‌سوزی و انفجار جان باختند. این دو کودک برای کمک به پدرشان ضایعات جمع می‌کردند و در زمان حادثه برای تحویل ضایعاتی که جمع کرده بودند، به گاراژ رفته بودند.

این اتفاق روز ۲۳ دی ۱۳۹۵ افتاده اما یک هفته بعد رسانه‌ای شده است.

عکسی که خبرگزاری میزان از محل حادثه منتشر کرده است

بر اسای گزارشی که خبرگزاری میزان منتشر کرده، این کودکان، کودک کار بوده‌اند و امکان تحصیل نداشته‌اند.

آنها همیشه در گاراژ محل حادثه استراحت می‌کردند و در زمان انفجار، در اتاق به روی دو کودک قفل شده و آنها پس از انفجار کپسول گاز، نتوانسته‌اند از محل خارج شوند.

پدر این دو کودک هم که برای نجات جان فرزندان خود وارد اتاق می‌شود، دچار سوختگی ۵۰ درصد شده و در بیمارستان بستری است.

این دو کودک با یکدیگر برادر ناتنی بوده اند و پدر دو کودک معتاد بوده و تاکنون دو بار ترک کرده است و مادر یکی از پسر بچه ها نیز معتاد است.

بنا به گزارش اورژانس تهران این دو کودک زنده زنده در آتش سوخته‌اند.

No responses yet

Jan 18 2017

زنان تاثیر گذار ایران:روشنک نوعدوست

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تاریخی,سیاسی


ایران وایر: روشنک نوعدوست؛ نشسته، نفر پنجم از سمت چپ، در جمع دست اندرکاران مدرسه سعادت نسوان

تاریخ ایران و جهان به زندگی و سرنوشت چهره ها گره خورده است، هر یک خشتی گذاشته اند تا سقفی پدیدار شده، خشت هایی که گاه به قیمت زندگی و جان شان تمام شده است. در این معماری عظیم، زنان و مردان بسیاری نقش آفریده اند. و در تاريخ جهان بسيارى از زنان و مردان به دليل استعداد شگرف آنها براى تخريب و نابودى ساخته هاى ديگران تاثيرگذار نام گرفته اند.

زنان ایرانی نویسنده برگ های بسیاری از کتاب تاریخ دویست سال اخیر ما بوده اند، چه به دليل تاثير مثبت بسيارى از آنها در افزایش آگاهی عمومی، کاهش تبعیض علیه زنان، ارتقای سواد و موقعیت اجتماعی شان، مقابله با فشارهای مذهبی، مشارکت در پروژه های علمی، سیاست ورزی، موسیقی، سینما؛ و چه به دليل تاثير بعضى از آنها در تشويق به خشونت، گسترش جهل و جزم انديشى و سو استفاده از قدرت مالى و اقتصادى در جهت منافع خود.

اين مجموعه ایران وایر يک مقدمه است. افرادى كه اسمشان در اين فهرست آمده، نماينده برخی اقشار جامعه هستند كه هر روز در ايران و كشورهاى ديگر بر زندگى خانواده و اجتماع خود تاثير مى گذارند. بديهى است همانطور كه اشاره كرديم همه فعاليت ها و یا تمام افراد حاضر اين مجموعه مورد تائيد ایران وایر نيستند، اما تاثير گذارى هيچ يك از افراد اين ليست را نمي شود كتمان كرد.

اين ليست اولين سرى سلسله بیوگرافی های زنان تاثیرگذار ایران است که به مرور تکمیل می شود. مخاطبان ایران وایر پیشنهادات خویش برای غنای این مجموعه را با در میان بگذارند.

————————-

روشنک نوعدوست؛ خانم مدیر مدرسه سعادت

زهره ذوالقدر، شهروند خبرنگار

«روشنک نوعدوست» شاید اگر در خانه «حاج سیدحسن طبیب» فرنگ رفته رشت هم به دنیا نیامده بود، باز هم همین راهی را می رفت که در زندگی خود رفت؛ باز برای دختران زادگاهش مدرسه باز و به آن ها توصیه می کرد:«دختران من! تفاوت شما با پرتغال فروش سر کوچه در دانش شما است. حتی اگر او آدم خوب و زحمت‎کشی باشد، وقتی نتواند درست فکر کند، وقتی نتواند درست زندگی کند، بی فایده است. یک مادر خوب و فداکار اما بی دانش کافی نیست.»

او نخستین مدارس دخترانه شهر رشت را با سرمایه شخصی خود بنیان گذاشت و نخستین نشریه کمونیستی را برای زنان منتشر کرد؛ مدیر مدرسه «پیک سعادت نسوان» که هنوز هم در خاطره مردم رشت زندگی می کند.

در میان زنان تاثیرگذار ایران، نام روشنک نوعدوست به عنوان یکی از بنیان گذاران جنبش فمنیست چپ می آید. او به دنبال گسترش گرایش های چپ در کشور، به سرعت در میان زنان مورد توجه قرار گرفت و طرف‏دارانی پیدا کرد.

روشنک نوعدوست دختر حاج سیدحسن طبیب معروف به ««آقامیر» بود؛ پزشکی که گفته می شود نسبتش به «میرزا یحیی نوری»، معروف به «صبح ازل» می رسید.

میرزا یحیی پنج همسر داشت که سیدحسن حاصل ازدواج او با زنی به نام «مریم» بود. سیدحسن بعد از پایان تحصیلات مقدماتی، به ترکیه رفت و در دارالفنون طب استانبول، در رشته پزشکی تحصیل کرد و پس از برگشت به ایران، مطب خود را در رشت راه انداخت.

در همین شهر بود که با «خانم جان» ازدواج کرد. خانم جان یکی از هفت زن او بود و تنها چیزی که بیش تر از نامش می دانیم، این است که او از طبیب در سال 1273 شمسی صاحب دختری شد که بعدها نام روشنک را به خود گرفت. کسی نمی داند نام اصلی روشنک نوعدوست چیست و درباره پیشینه خانوادگی او هم همین اندازه می دانیم. او در سن جوانی نام و نام خانوادگی خود را به روشنک نوعدوست تغییر داد.

با وجود همسران و فرزندان متعدد، به نظر می رسد که آقامیر نسبت به تحصیلات فرزندانش توجه خاصی داشت و خود شخصا به آن ها تدریس می کرد. روشنک دروس مقدماتی، ادبیات و فرانسه را نزد پدر آموخت و در نوجوانی نزد «میرزاحسن صدر» رفت و ادبیات، عربی و ریاضی را آموخت. روشنک نوعدوست به زبان روسی نیز مسلط بود و همین هم باعث شد تا گرایشات کمونیستی پیدا کند.

دوران نوجوانی او با پیروزی «جنبش مشروطه» هم‎زمان شده بود؛ جنبشی که تاثیر زیادی در زندگی زنان ایرانی نیز به وجود آورد. یکی از این تحولات، راه اندازی مدارس دختران بود که با سختی زیاد راه افتادند و پا گرفتند.

شنیدن اخبار باز شدن مدارس دخترانه باعث شد تا روشنک هم به فکر راه انداختن مدرسه ای دخترانه در شهر رشت بیفتد. او در سال 1296، درست زمانی که 23ساله بود، مدرسه ای چهار کلاسه با عنوان سعادت نسوان راه انداخت.

«محمود نفیسی» در مقاله ای با عنوان «روشنک نوعدوست» نوشت:«بنای اصلی مدرسه نسوان در حاشیه خیابان “سبزه میدان بود که در سمت دیگرش، باغ سبزه میدان قرار داشت. روشنک هر روز هنگام زنگ پایانی صبح برای ناهار و نیز هنگام زنگ پایانی بعدازظهر، در مقابل مدرسه و در حاشیه باغ سبزه میدان می ایستاد و مراقب بود پسرها مزاحم دختران مدرسه نشوند.»

روشنک نوعدوست برای حقوق معلمان سخت گیری زیادی داشت اما خودش هیچ وقت کارمند رسمی دولت نشد. مدرسه روشنک خیلی زود محل حضور زنانی شد که به دنبال کسب حقوق برابر برای زنان بودند. در آن زمان گرایش های چپ و کمونیستی در گیلان گسترش زیادی داشت. میرزا کوچک خان جنگلی» درست در همان زمان جنبش خود را در این منطقه آغاز کرده بود و یارانی چون «احسان الله» به دنبال گسترش اندیشه هایی بلشویکی بودند که در همسایه شمالی ایران نیز در حال شکل گیری بود. این گرایش در سال 1917، یعنی همان سالی که روشنک نوعدوست مدرسه سعادت نسوان را در رشت افتتاح کرد، «انقلاب اکتبر» را شکل داد؛ انقلابی که نظام سلطنت تزار را در روسیه با حکومتی اشتراکی تغییر داد.

این اتفاق بزرگ در منطقه گیلان بازتاب وسیعی داشت. نخستین کنگره حزب کمونیست ایران در سال 1299 در انزلی برگزار و باعث شد زنان این منطقه تصمیم به راه اندازی انجمنی با اندیشه های کمونیستی بگیرند؛ انجمنی که نام و رسم خود را از مدرسه روشنک گرفت و به «پیک سعادت نسوان» مشهور شد.

بنیان گذاران این جمعیت، روشنک نوعدوست، «جمیله صدیقی»، «سینکه شبرنگ» و «اورانوس پاریاب» بودند. این جمعیت خیلی زود مجله ای به همین نام منتشر کرد که نخستین نشریه کمونیستی به شمار می رفت و با هدف پشتیبانی از حقوق زنان، به صاحب امتیازی روشنک نوعدوست روانه بازار می شد.

او در سرمقاله نخستین شماره پیک سعادت نسوان که ۱۵ مهر ۱۳۰۶ منتشر شد، نوشت:«در این هنگام که پرده های سیاه بختی و هزار گونه عوامل تیره روزی سد بزرگی در مقابل ترقیات نسوان گردیده و در این زمان که اصول اجتماعی تمام ملل خاموش و عقب مانده اصلاح و سر و صورت نوین به خود می گیرد و بالاخره در وقتی که ایران هم از خواب غفلت خود جنبش نموده… با این اوضاع اسفناک و رقت آور حیاتی و معارف نسوان ایران، ما هم به نوبه خویش سکوت را بیش از این جایز ندانسته خامه ناتوان به دست گرفتیم تا در حد امکان عوامل و وسایل سیه روزی را نشان داده، اصلاحات اساسی آن ها را خواستار شویم.»

این مجله منحصر به گیلان نبود و در سراسر کشور توزیع می شد. جمعیت پیک سعادت نسوان با راه اندازی کلاس های اکابر و کلاس های مختلف، سعی در بالا بردن سطح آگاهی زنان داشت. این جمعیت هم چنین دست به تاسیس کتاب خانه و قرائت خانه ای در رشت زدند که در آن سخنرانی ها و نمایش هایی برای تنویر افکار عمومی زنان برگزار می شد و تآترهایی روی صحنه می رفت.

این گروه از افراد فرهیخته ای چون «سعید نفیسی» دعوت می کردند تا در جلساتشان صحبت کند. سعید نفیسی در خاطراتش درباره این جلسات نوشته است:«زنان آزادی خواه و متجدد رشت که هنوز چادر بر سر داشتند، مرا در خانه خود می پذیرفتند و با من (به گفت وگو) می نشستند. خانم روشنک نوعدوست که هنوز فروزان ترین اختر تعلیمات دختران شهر رشت است و خانم “سرور مهکامه محصص” که سران شایسته جنبش زنان گیلان هستند، از آشنایان آن روزگاران هستند.»

انجمن پیک سعادت نسوان در سال ۱۳۰۰، در بندر انزلی برای نخستین بار مراسم بزرگداشت روز جهانی زن را برگزار کرد. سال بعد همین انجمن، هشتم مارس را در شهر رشت جشن گرفت. در سال ۱۳۰۶، «سازمان بیداری زنان» هشت مارس را با نمایش «دختر قربانی»، اثر «میرزاده عشقی» برپا کردند.

روشنک نوعدوست با وجود مرام اشتراکی که داشت، بیش ترین وقت و هزینه خود را در زمینه آموزش و پرورش زنان گذاشته بود. او باور دینی و اعتقادات مذهبی خاصی نداشت و بیش تر سوسیالیست بود، مرامی که در اداره مدرسه توسط خانم مدیر تاثیر نداشت. او بیش ترین وقت خود را در مدرسه می گذراند. روشنک نوعدوست مخالف حجاب دختران و زنان بود، هرچند خود او همیشه حجاب را به خاطر عدم علاقه به موهایش رعایت می کرد اما اجازه نمی داد که دانش آموزان در داخل و محوطه مدرسه حجاب به سر داشته باشند.

محمود نفیسی نوشته بود:«هنگامی که مدرسه تعطیل می شد، دانش آموزان در یک صف دونفره که مبصرهای کلاس پیشاپیش آن حرکت می کردند، در طول خیابان سبزه میدان به پیش می رفتند. مدرسه نسوان در یک نبش این خیابان، در مقابل سبزه میدان قرار داشت و دانش آموزان تا نبش دیگر خیابان، در امتداد باغ سبزه میدان به صف می رفتند. روشنک در مقابل مدرسه می ایستاد و مواظب بود دختران دانش آموز با صف منظم حرکت کرده و در طول صف حجاب بر سر نکنند. فقط وقتی که طول خیابان را طی کرده و به نبش دیگر می رسیدند، آزاد بودند که صف را رها کرده و آن را بشکنند و در صورت تمایل، حجاب داشته باشند.»

او روی نوع پوشش و رفتار با وقار دختران تاکید داشت. ناخن های دختران را مرتب بازرسی می کرد که بلند نباشند، دامن ها نیز نباید زیاد کوتاه می بودند و باید روپوش های خاصی را به تن می کردند. معلم ها هم روپوش خاصی داشتند. معلمان مدرسه او هم مسلمان، هم مسیحی و هم بهایی بودند.

با آن که روشنک خودش دین خاصی نداشت اما در مدرسه سعادت نسوان تعلیمات دینی تدریس می شد. او در شهری چون رشت که به آزادی نسبی معروف بود، زندگی می کرد و همین به او کمک می کرد تا در مدرسه خود آزادی عمل بیش تری داشته باشد.

به نوشته محمود نفیسی، روشنک نوعدوست در مورد معیارهای آموزشی بسیار سخت گیر بود و کار آموزش را خیلی جدی می گرفت: «اگر چه مدرسه سعادت نسوان یک مدرسه ملی بود و دانش آموزان ملزم به پرداخت شهریه خصوصی بودند اما پرداخت شهریه به تنهایی کافی نبود و پشت کار دانش آموزان نیز در پذیرش آنان به مدرسه شرط بود. مدرسه او در شهر رشت به عنوان یک مدرسه نمونه با سطح بالای تحصیلی شناخته شده بود. در کنار دانش آموزانی که شهریه می پرداختند، همواره تعدادی دانش آموز بی بضاعت نیز که دارای استعداد آموزشی بالاتر از متوسط بودند، در مدرسه پذیرفته می شدند و از پرداخت شهریه معاف می گردیدند.»

به نوشته نفیسی، با افزایش تاکید دولت بر تحصیل کودکان، مدرسه نسوان سعادت از برخی کمک های داخلی برخوردار شد:«از جمله این که تعدادی از آموزگاران این مدرسه از معلم های رسمی دولت بودند و این شامل کسانی می شد که توانسته بودند کلاس یازده را به پایان برسانند.»

در مورد زندگی خصوصی روشنک نوعدوست اطلاعات کمی وجود دارد. برخی می گویند او با مردی که شغل آزاد داشت، ازدواج کرد. اما این که همسر او فوت کرد یا از او جدا شد، مشخص نیست. تنها این مشخص است که او بیش تر عمرش را تنها زندگی کرد. روشنک فرزندی نداشت و سرپرستی دو فرزند کوچک پدرش، «هدایت الله» و «ملوک» را برعهده گرفت. ملوک همیشه با او زندگی و به عنوان معلم در مدرسه اش تدریس می کرد و معاونت مدرسه را به عهده داشت.

روشنک نوعدوست مدیری بسیار جدی بود و بیش تر اوقات خود را صرف مطالعه و کار می کرد و در مسایل سیاسی اجتماعی حضور جدی داشت. در دوران دکتر «محمد مصدق» که اوراق قرضه ملی برای کمک به دولت به فروش گزاشته شد، مدرسه سعادت نسوان بیش ترین پول قرضه ملی در میان دبیرستان های رشت را برای دکتر مصدق جمع کرد. روشنک بیماری های گوناگونی داشت و در بهار ۱۳۳۸ برای معالجه به تهران رفت. خواهرش ملوک به اتفاق فرزندانش او را در این سفر همراهی کردند. متأسفانه بیماری درمان نشد و روشنک در بیمارستان در گذشت و پیکرش را در «ابن بابویه» شهر ری دفن کردند. مدرسه او تا زمان انقلاب اسلامی در رشت فعال بود. این مدرسه بعد از انقلاب نامش به «روشنک» تغییر کرد؛ اتفاقی که باعث ناراحتی و اعتراض مردم شد. آن ها می خواستند یاد روشنک نوعدوست، نخستین مدیر زن مدرسه در شهر رشت زنده بماند؛ هر چند نتوانستند.

No responses yet

Jan 18 2017

مردم و مرگ رفسنجانی – گزارش میدانی، تطهیر زوری و خیابان‌های پرخطر

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوزمانه: در رقابت علی خامنه‌ای و هاشمی رفسنجانی برای زنده ماندن پس از مرگ دیگری، در کمال ناباوریِ همگان بیمار مبتلا به سرطان پروستات موفق به شکست کسی شد که اسمش برای مردم ایران یادآور ثروت و قدرت بوده است. کسی که قرار بود بعد از مرگ رهبر بیمار جمهوری اسلامی از سیاست، تجربه، خاطرات و نفوذ خود برای انتخاب یک رهبر جدید استفاده کند و راه را برای اصلاحات سیاسی در ایران بگشاید در هنگام شنا در استخری در سعدآباد دچار سکته قلبی شد و پرونده پروژه‌هایی مانند “شورایی شدن رهبری”، “تغییر رهبری” و یا “انتخاب یک رهبر معتدل بعد از مرگ خامنه‌ای” که قرار بود توسط هاشمی رفسنجانی انجام شود، بدون هیچ نتیجه و دستاوردی، بسته شد.

در این گزارش میدانی، این پرسش هم طرح شده است که: برای چه در تشییع جنازه هاشمی رفسنجانی شرکت کرده‌اید؟

حالا سر همه چیز دعواست. رسانه‌های داخلی و طرفداران وی به جای صحبت درباره پست رهبری، بحث می‌کنند بر سر اینکه او حجت‌الاسلام بوده یا آیت‌الله‌، یکبار بر جسدش نماز میت خوانده شده یا دو بار، به مرگ طبیعی مرده است یا ترور بیولوژیک شده است‌، راس فتنه بوده است یا رفیق رهبر، از همه مهمتر اینکه مواضعش بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ به جهت حفظ منافع شخصی و جناحی خودش بوده است یا اینکه تفکراتش در سالهای آخر عمر عوض شده و در حد فکر و نظر خودش سعی کرده است به منافع ملی و خواست مردم جامعه نزدیک‌تر شود.

یک “فعال اینترنتی” در این باره می‌گوید که بعید می‌داند فعالان سیاسی ایران پس از تجریه سال ۱۳۸۸ دیگر بتوانند بر سر مسئله واحدی به توافق جمعی و فراگیر بپردازند. “فعال اینترنتی” عنوانی است که خود بر خود نهاده و در توضیح آن می‌گوید از آنجایی که بعد از دوره زندانی بودن خود فعالیت خاصی ندارد و فقط به پخش و نشر اخبار و مطالب “مهم” در فیس بوک و تلگرام می‌پردازد، ترجیح می‌دهد به جای فعال سیاسی به خودش بگوید فعال رسانه‌ای یا فعال اینترنتی. او می‌گوید: «۸۸ که شد یک عده گفتند دیگر همه چیز تمام است و جمهوری اسلامی می‌رود. به قدری باور داشتند که تلاش نکردند با کسانی که مخالف بودند دیالوگ بر قرار کنند. از قبل انتخابات مسخره کردن و تحریک شروع شده بود و بعد از انتخابات به اوج رسید. دو سال گذشت و کم کم ورق برگشت. اینبار آن گروهی که مخالف بودند شروع کردند به تلافی. خیلی از دوستان قدیم من، امروز با هم دوست نیستند. منتظر ماجرایی مثل مرگ هاشمی هستند تا بیفتند به جان هم.»

حرف‌های این شهروند به گونه‌های دیگر از زبان دیگران نیز شنیده می‌شود. نگاهی کوتاه به استاتوس‌ها و پست‌‌های شبکه‌‌های اجتماعی و مجازی مستقیما تایید کننده این است که حجم بالایی از تولیدات کسانی که خود را صاحب نظر می‌دانند، حاوی متلک، ناسزا، تحقیر و کینه‌ورزی آشکار است. خوشبختانه مردم عادی کوچه و خیابان در مسائل سیاسی به قدر طیف‌های مختلف سیاسی فعال با یکدیگر به خصومت نمی‌پردازند.
“حیف شد، قرار بود برامون رهبر انتخاب کنه!”

جمعیت قابل توجهی از مردم در مقابل یک دستگاه خودپرداز صف کشیده‌اند. دو دستگاه دیگری که کنار این دستگاه قرار دارند پول‌شان تمام شده است. طبق معمول فحش‌هایی حواله بانک‌ها، حکومت، زمین و زمان می‌شود که “پول مردم را می‌گیرند اما موقع پس دادن بازی در می‌آورند.” ناگهان یکی با صدای بلند به همراهش می‌گوید: «علی؛ رفسنجانی مُرد! » همه سرها به طرف او می‌پرخد. چند نفری که جوان‌تر هستند موبایلهای هوشمند خود را بیرون می‌آورند تا وارد اینترنت شوند. یکی از حاضرین می‌گوید که سکته قلبی بوده و رد کرده است. یکی دیگر می‌گوید که آدم پولدار غم این چیزها را ندارد، پیوند می‌کند. پیرمردی با پوزخند و صدایی به شدت آهسته و محتاط می‌گوید:«اینجوری‌ها هم نیست. آخوند مریض نمیشه، آخوند سالم می‌مونه تا وقتی میره بیمارستان. وقتی رفت بیمارستان یعنی تمام شده! »

هر کس اخبار روی تلفنش را طوری می‌خواند که چند نفر دیگری هم بشنوند. یکی می‌گوید دامادش تایید کرده که مرده است و خانمی تقریبا میان‌سال می‌گوید: “حیف شد.” مردی تقریبا چهل ساله می‌پرسد:«چی حیف شد؟» خانم که گویا اولین بار است در یک جمع از او تقاضا می‌شود درباره مواضع سیاسی‌اش صحبت کند با کمی تردید و یک لبخند، کمی مِن‌مِن می‌کند و عاقبت می‌گوید: «خب قرار بود برامون رهبر انتخاب کنه» قبل از اینکه مرد سوال کننده صحبتی بکند نفر جلوی آن خانم بر می‌گردد و خطاب به او می‌گوید:«خانم چه دلی خوشی داری به خدا. مثلا می‌خواست چیکار کنه؟ » و بحث شروع می‌شود.
اصل، دزدی است

مردی که ظاهرش پنجاه ساله نشان می‌دهد و از همان ابتدا روشن می‌کند که علاقه‌ای به صحبت درباره هویت خودش ندارد بحث مفصلی را درباره حاکمان و مدیران دولتی آغاز می‌کند. از یک طرف نظرات خود را درست می‌داند و طوری نشان می‌دهد که از بیان آنها ترسی ندارد و از سوی دیگر در قسمتی از صحبت‌هایش صدای خود را تا جای ممکن پایین می‌آورد.

به عقیده این شهروند، مهمترین ملاک قضاوت درباره یک حاکم یا مسئول، حد آلودگی او به دزدی و فساد اقتصادی است. او معتقد است مادامی که فساد مالی وجود نداشته باشد، “می‌شود تحمل کرد.” از سوریه مثال می‌زند؛ اعتقاد دارد جنگیدن با فساد اقتصادی از جنگیدن با داعش مهمتر است و می‌گوید “کسی که پلیس می‌گذارد تا زن و بچه مردم را به خاطر مانتو و روسری بازداشت کند، چرا پلیس نمی‌گذارد برای پیگرد دزدی، برای بانک‌ها و…؟ ”

صحبت‌هایش بسیار مفصل است و در نهایت ورود می‌کند به مسئله هاشمی رفسنجانی: «بله این آقا علیه احمدی‌نژاد حرف زد ولی احمدی‌نژاد شروع کرد. اگر با او در نمی‌افتادند او دخالت نمی‌کرد. چرا برای خودش دردسر درست کند؟… حالا هر چه بگوئیم که نماز جمعه اینطوری شد و این حرف را زد ولی هیچ وقت نیامدند بگویند ما در اقتصاد مملکت داریم چکار می‌کنیم. شما فکر‌‌ می‌کنید اگر آتو دست کسی نداشت به آنها رحم می‌کرد؟”
آنها را تشویق کنیم مثل آدم زندگی کنند

یک خانم جوان و شاغل که از خودش به عنوان فردی غیر سیاسی یاد‌‌ می‌کند ضمن دفاع از شرکت در تشییع جنازه هاشمی رفسنجانی بر این عقیده است که حضور مردم در مراسمی “که در واقع به جز احترام چیز دیگری ندارد” به کسانی که در قدرت هستند نشان خواهد داد که با قرار گرفتن در کنار مردم “گناهانشان بخشیده خواهد شد”. این خانم معتقد است از آنچه که اکثر مسئولین دانه درشت، بسیار مسن هستند “ممکن است حداقل آخر عمری یک کار خوب بکنند”.

نظر مشابه این خانم، در بین دوست‌داران رفسنجانی و هم‌نسلان خودش رواج زیادی دارد، اما هرچه بر سن شهروندان افزوده می‌شود، نظر درباره رفسنجانی منفی‌تر می‌گردد.

دوران سیاه جنگ، اعدام‌های دهه شصت، خفقان سیاسی و اجتماعی، وضعیت بد اقتصادی، دستمزدهای پایین، گرانی و تورم شدید، بی توجهی به مسائل بهداشتی و درمانی، نبود آزادی‌های اجتماعی، انزوای سیاسی ایران، نبود شادی و سرگرمی در جامعه، رفتار بسیار بد پلیس و نیروهای امنیتی، قدرت‌گیری نهادهای نظامی در فعالیت اقتصادی، رواج رانت‌خواری و ویژه‌خواری، قتل‌های زنجیره‌ای و موارد پرشمار دیگر باعث شده است برای کسی که در دوران هاشمی مسئول سیر کردن شکم خانواده‌ای بوده، کودکی یا نوجوانی خود را سپری کرده است یا در آن دوران به فعالیت سیاسی و فرهنگی مشغول بوده است، هاشمی رفسنجانی لایق بخشش نباشد.

از خانمی که معتقد است باید مسئولین جمهوری اسلامی را تشویق کنیم تا مثل آدم زندگی کنند سوال‌‌ می‌کنم که آیا اطمینان دارد که شرکت در مراسم تشییع جنازه یا مجلس ختم چنین افرادی “به جز احترام چیز دیگری ندارد؟”؛ او پاسخ مشخصی به این سوال ندارد.
همه جا رفسنجانی

یک خانم ۲۷ ساله و دارای تحصیلات دانشگاهی که جزو افرادی است که از بیان عبارت “نمی‌دانم” ابایی ندارد ضمن اینکه خودش را به مسائل سیاسی بسیار علاقه‌مند نشان می‌دهد با صراحت می‌گوید که “برداشت مشخصی ندارم از اینکه شرکت در یک مراسم چه تاثیری روی سیاست دارد. ولی یک چیز جالب! چند کانال تلگرام بودند که من فکر‌‌ می‌کردم خارج ایران هستند و فکر‌‌ می‌کردم کلا مخالف نظام هستند ولی یکدفعه پست‌هایشان پر شد از عکس هاشمی و چند روز فقط درباره هاشمی مطلب گذاشتند. یکی از کانال‌ها کانال طنز و مطالب خنده‌دار‌‌ می‌گذارد، خیلی عضو دارد توی این ماجرا فهمیدم که آنطوری که فکر‌‌ می‌کردم نیستند. یک گروه سینمایی عضو هستم که تا حالا فقط درباره سینما مطلب گذاشته بودند. مثل این بود که به همه آنها تبلیغ مشترک داده باشند.»

یکی از کسانی که در تشییع جنازه هاشمی رفسنجانی شرکت کرده است با وجود دفاع از لزوم شرکت در این مراسم و خبررسانی پیرامون آن برای مقابله با سانسور صدا و سیما؛ معتقد است که حجم زیاد اخباری که به صورت تکراری روی پیام‌رسان‌های تلفن همران تولید و منتشر شده است به توجه افکار عمومی لطمه زده است: “در خانه صحبت‌‌ می‌کردم که پدرم با حالت بدی اعتراض کرد. تلفنش را نشانم داد. پشت سر هم خبر لحظه به لحظه از مراسم گذاشته بودند. پدرم اخبار دوست دارد. شاکی شده بود که چرا به جای خبر درست و حسابی اخبار بی‌اهمیت پخش‌‌ می‌کنند.” او به پاره‌ای واکنش‌ها هم اشاره‌‌ می‌کند: “پدرم به خاطر همین موضع آن دو کانالی را پا ک کرد که من به او معرفی کرده بودم و خیلی به اخبار آنها اعتماد داشت.”
پیروزی در انتخابات به قیمت جعل تاریخ

بخشی از فعالان سیاسی ایران معتقد هستند که دولت و طرفداران آن به منظور منحرف کردن افکار عمومی از ناکامی‌ها و مشکلات، عمدا اقدام به موج آفرینی کرده‌اند تا شرایط روانی لازم برای پیروزی مجدد حسن روحانی در انتخابات پیش‌رو را به وجود بیاورند. آنها معتقد هستند که این اقدام غیر ضروری است و حسن روحانی را پیشاپیش پیروز انتخابات ریاست جمهوری می‌دانند. یکی از این فعالان سیاسی می‌گوید:‌”وقتی طرفداران دولت موقت را در مجلس کتک‌‌ می‌زدند هاشمی رئیس مجلس بود و‌‌ می‌خندید. در نماز جمعه طوری صحبت‌‌ می‌کرد که الان احمد خاتمی حرف‌‌ می‌زند. گذشته‌اش در دسترس است، مواضع بعد از ۸۸ او نیز مشخص است. در مورد برخی مسائل تغییر عقیده داده، ولی به کل عوض نشده است. من در انتخابات آینده اگر کسی بهتر از حسن روحانی وجود نداشته باشد به او رای می‌دهم، ولی به جد معتقد هستم که پیروزی یا شکست در یک انتخابات این ارزش را ندارد که اصول سیاسی زیر پا گذاشته شود. تاریخ را عوض کنیم؟ مگر با این تکنولوژی‌‌های جدید چنین چیزی ممکن است؟ تطهیر که زوری نمی‌شود.”

یک فعال سیاسی دیگر که از زندانیان سیاسی اعتراضات سال ۱۳۸۸ است ضمن هشدار نسبت به تبلیغات هیجانی می‌گوید: “برای اینکه رفسنجانی را محبوب کنند از اصول‌گرایان و فرماندهان سپاه مصاحبه گرفتند در حالی که فکر نمی‌کنند این آقای قاسم سلیمانی که در ستایش آقای رفسنجانی حرف می‌زند و تبدیل می‌شود به تیتر اصلی رسانه‌های اصلاح‌طلب، پس فردا چه خطراتی می‌تواند برای آزادی و دموکراسی ایجاد کند. همین الان با تبلیغات فراوانی که شده است از طریق تحریک احساسات ناسیونالیستی و مذهبی، از این آقا قهرمان درست کرده‌اند. فکر روزی باشیم که قاسم سلیمانی را از سوریه و عراق منتقل کنند به ایران. برای انتخابات؛ برای سرکوب.”
ترس و تقلید

روبه‌رو شدن با صداقت و شجاعت در جامعه خسته و در هم شکسته ایران، امیدبخش است. زنی ۲۸ ساله، دارای تحصیلات دانشگاهی و مجرد است. نیاز مالی ندارد. گاهی رمان می‌خواند و زیاد فیلم می‌بیند. ترس و تنفر او از تنهایی است ولی فعلا قصد ازدواج ندارد و معتقد است داشتن پارتنر، عاقلانه‌تر از داشتن یک همسر است. چند پست درباره مرگ هاشمی رفسنجانی روی اینستاگرام خود گذاشته است. چهار عبارت مهم در صحبتهای او وجود دارد:

− راستش را بخواهید دیدم همه دارند عکس هاشمی را‌‌ می‌گذارند، من هم گذاشتم.

− من که خودم حرفی درباره هاشمی نداشتم که بنویسم. از روی دو-سه تا گروه مطلب برداشتم و کمی تغییر دادم.

− اینترنت اینجوری است. یکی کاری انجام‌‌ می‌دهد و بقیه جوگیر‌‌ می‌شوند و همان کار را‌‌ می‌کنند. مرگ آقای هاشمی برای ما شبیه چالش بود.

− راستش اینقدر شلوغ کردند، من ترسیدم. آدم دست خودش که نیست.

از این خانم‌‌ می‌پرسم: “به نظر شما اگر هاشمی رفسنجانی تا بعد از مرگ خامنه‌ای زنده می‌ماند قادر بود در تعیین رهبر جدید ایران نقش موثری ایفا کند؟”

او جواب می‌دهد: “من نمی‌دونم. یه چیزی میگم قول بدید که مسخره نکنید. باشه؟ من فکر می‌کنم خامنه‌ای وصیت‌نامه می‌نویسه و نفر بعدی را خودش انتخاب می‌کنه.” و اضافه می‌کند: “دوستم قبل از مرگ هاشمی می‌گفت او نفوذ زیادی داره ولی به خاطر ترس از رهبر جرات نمی‌کنند علنی بگویند.‌‌ می‌گفت بعد از مردن رهبر، حرف او را گوش‌‌ می‌کنند. اما پدرم می‌گوید سپاه اجازه نمی‌دهد کسی کاری بکند و اگر رهبر بمیرد دیگر هیچکس نمی‌تواند جلوی سپاه را بگیرد.”
یاد تظاهرات ۲۵ خرداد ۱۳۸۸

یک شهروند لیسانسه که سه سال است برای قبولی در مقطع فوق لیسانس تلاش‌‌ می‌کند و در این مدت در زمینه‌ای متفاوت از رشته تحصیلی خود مشغول به کار است می‌گوید بیشترین جمعیتی که به چشم خودش دیده در روز ۲۵ خرداد سال ۱۳۸۸ بوده است.‌‌ می‌گوید: “با اینکه از هاشمی خوشم نمی‌آید در مراسم شرکت کردم تا برای میرحسین موسوی شعار بدهم.” او معتقد است جمعیت حاضر در تشییع جنازه هاشمی رفسنجانی قابل قیاس با جمعیت معترضین در روز ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ نبوده است.

برآورد‌‌ می‌شود بین ۲,۵ تا ۴,۵ میلیون نفر در راهپیمایی مردم تهران در روز ۲۵ خرداد شرکت کرده باشند. درباره تعداد شرکت کنندگان در تشییع هاشمی رفسنجانی ادعاهای مختلفی مطرح شده است و اعدادی بین ۳۰۰ هزار تا ۲,۵ میلیون اعلام شده است. معترضان سال ۱۳۸۸ که بار دیگر به بهانه تشییع جنازه هاشمی رفسنجانی در خیابان‌های تهران حاضر شده‌اند معتقدند که تعداد حاضرین در اعتراض ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ بیش از هر مراسم دیگری بوده است که بعد از این سال اتفاق افتاده است.

خانمی خانه‌دار نیز ضمن یادآوری اعتراضات مردمی پس از تقلب حاکمیت در انتخابات سال ۱۳۸۸‌‌ می‌گوید که از هر فرصتی برای اعتراض باید استفاده کرد: “نمی دانید چه حالی داشتم وقتی بعد چند سال دوباره به خیابان رفتم و شعار دادم. کاش بقیه هم بیایند و ۲۲ بهمن دوباره شروع کنیم.”

با انتشار اخبار و فیلم‌های اعتراضات صورت گرفته در مراسم تشییع جنازه رفسنجانی، تعداد زیادی از فعالان جنبش سبز و دیگر مخالفین و منتقدین جمهوری اسلامی وسوسه شده‌اند تا کار نیمه تمامی را تمام کنند. به نظر می‌رسد علی خامنه‌ای با صدور دستور لازم برای دفن هاشمی رفسنجانی در مرقد روح‌الله خمینی، پیشاپیش خطر مراسم چهلم و سال‌مرگ‌های هاشمی رفسنجانی را خنثی کرده است اما خیابان‌های ایران همچنان برای نظامی که نمی‌خواهد به حقوق مردم و خواست جامعه تن بدهد همواره یک خطر بالقوه باقی خواهد ماند.

No responses yet

Jan 18 2017

کارشناسان سازمان ملل متحد خواستار توقف اجرای حکم اعدام سجاد سنجری شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: تعدادی از مسئولين حقوق بشر سازمان ملل متحد روز سه‌شنبه ۲۸ دی با انتشار بیانیه‌ای از حکومت ایران خواستند اجرای حکم اعدام یک نوجوان متهم به قتل که قرار است به زودی اجرا شود، متوقف کند.

در این بیانیه که با امضای اسما جهانگیر گزارشگر ویژه حقوق بشر در ایران، اگنس کالامارد، گزارشگر ویژه در مورد اعدام های خودسرانه و ناعادلانه و بنیام داویت مزمور رییس کمیته حقوق کودکان سازمان ملل متحد منتشر شده گفته می شود:«ما بشدت نگرانیم که جان یک متخلف نوجوان در خطر است و هر لحظه او ممکن است اعدام شود.»

در همین زمینه، دفتر کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد نیز روز سه شنبه از مقامات جمهوری اسلامی خواسته است که اجرای حکم اعدام سجاد سنجری، نوجوان متهم به قتل را متوقف کند.

به گزارش صدای آمریکا، روپرِت کُلویل، سخنگوی کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد گفته است، ایران از جمله کشورهایی است که هنوز نوجوانان بزه کار را اعدام می‌کند.

سخنگوی کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد اضافه کرده است: استفاده از مجازات اعدام در خصوص مجرمان زیر ۱۸ سال سن نقض قوانین بین المللی حقوق بشر است.

روپرِت کُلویل تصریح کرده است: گزارش‌ها حاکی است که سال گذشته ایران دست کم پنج نوجوان را اعدام کرده است و همچنین برپای گزارش‌های موجود ۷۸ نفر نیز منتظر اجرای حکم اعدام خود هستند. اینها افرادی هستند که هنگام ارتکاب جریم زیر ۱۸ سال سن داشته‌اند. البته ممکن امار واقعی بسیار بیشتر این تعداد باشد.

طبق بیانیه مطبوعاتی سازمان ملل متحد آمده است، سجاد سنجری که در سال ۲۰۱۲ به جرم قتل یک مرد با ضربات چاقو به مجازات مرگ متهم شده در زمان ارتکاب جرم پانزده ساله بود. در فوریه ۲۰۱۴ و براساس قانون جدید مجازات اسلامی در زمینه محاکمه نوجوانان مصوب سال ۲۰۱۳ تقاضای او برای دادگاه تجدید نظر پذیرفته شد.

با این همه در ژوئن ۲۰۱۵ دادگاه جنایی استان کرمانشاه حکم داد که او هنگام ارتکاب جرم به حد کافی بالغ بوده تا طبیعت جرمش را درک کند. بر اين اساس دادگاه مجازات مرگ او را تایید کرد و استدلال متهم را نپذیرفت که پس از اقدام فرد مقتول برای تجاوز او در دفاع از خود مرتکب قتل شده است.

در ادامه بیانیه گفته می شود با وجود ممنوعیت اعدام متخلفین نوجوان براساس منشور بین المللی حقوق و ازادیهای سیاسی و کنوانسیون بین المللی حقوق کودک که ایران جز امضا کنندگان آن است، اجرای مجازات مرگ در مورد متخلفین نوجوان در ایران ادامه دارد.

کارشناسان سازمان ملل متحد در بخش دیگری از بیانیه خود می گویند:«حکومت ایران باید بلادرنگ اعدام این متخلف نوجوان را متوقف کرده و با تبعیت از معیارهای بین المللی که صدور چنین احکامی را ممنوع کرده است مجازات مرگ در مورد این فرد را لغو کند.»

پس از بازبینی و تغییرات در مقررات مربوط به محاکمه و مجازات متخلفین نوجوان که با تصویب قانون مجازات اسلامی جدید در سال ۲۰۱۳ به اجرا گذاشته شد چندین نفر از این افراد تجدید محاکمه شده و دادگاه تجدید نظر حکم داده که این افراد هنگام ارتکاب جرم از نظر ذهنی بالغ بوده و در نتیجه مستحق مجازات مرگ هستند.

طبق گزارشهای دریافت شده براساس قانون مجازات اسلامی جدید ۱۵ متخلف نوجوان دیگر نیز در اولین محاکمه به مجازات مرگ محکوم شده اند.

در ژانویه ۲۰۱۶ کمیته حقوق کودکان سازمان ملل متحد یکبار دیگر از حکومت ایران خواست اعدام متخلفین نوجوان که هنگام ارتکاب جرم زیر سن هجده سال بوده اند را متوقف کند. با این همه در سال ۲۰۱۶ حداقل ۵ متخلف نوجوان اعدام شدند و حداقل ۷۸ متخلف نوجوان دیگر در انتظار اعدام هستند.

کارشناسان سازمان ملل متحد در ادامه بیانیه خود می افزایند:«طبق قوانین بین المللی، اجرای مجازات مرگ در کشورهايی که هنوز آنرا لغو نکرده اند فقط و فقط در شرایط بسیار استثنایی و جرایم سنگینی مثل قتل و کشتار عمد قابل اغماض است. جرایم مربوط به مواد مخدر به هیچ وجه مشمول این موارد استثنایی نمی شود.»

«علاوه بر این طبق اطلاعاتی که ما دریافت کرده ایم در محاکمه بسیاری از متخلفین که به مجازات مرگ محکوم شده اند موازین و تضمین‌های بین المللی ناظر بر محاکمات عادلانه نقض شده اند. هر مورد از صدور حکم و اجرای مجازات مرگ که با نقض تعهدات بین المللی حکومت‌ها اجرا شود غیرقانونی و مصداق اعدامهای خودسرانه است.»

براساس گزارشها و اطلاعات جمع آوری شده طی ۲ سال گذشته بیش از ۱۰۰۰ نفر در ایران به خاطر جرایم مربوط به مواد مخدر اعدام شده و در حال حاضر ۵ هزار نفر دیگر به همین خاطر در انتظار اجرای مجازات مرگ هستند.

No responses yet

Jan 11 2017

تیراندازی در اراک دست‌کم ۵ کشته برجای گذاشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تروریزم,سیاسی

رادیوفردا: بنابر گزارش‌ها از ایران، حمله افراد مسلح به خانه‌ای در اراک، صبح امروز (چهارشنبه) پنج کشته و چهار زخمی برجای گذاشت.

کیومرث عزیزی، فرمانده انتظامی استان مرکزی، در گفت‌وگو با پایگاه خبری پلیس، تعداد مهاجمان را دو نفر ذکر کرده و از دستگیری یکی از آنان خبر داده است.

این مقام انتظامی همچنین به خبرگزاری ایسنا گفته است یکی از کشته‌شدگان عضو نیروی انتظامی بوده که در زمان وقوع حادثه در مرخصی به سر می‌برده است.

فرمانده پلیس استان مرکزی انگیزه قتل را «انتقام‌جویی و اختلافات قبلی قاتلان با ساکنان منزل» ذکر کرده و گفته است مهاجمی که بازداشت شده به جرم قتل در زندان بوده و نحوه خروج او از زندان هنوز مشخص نیست.

No responses yet

Jan 10 2017

شمار حاشیه‌نشینان در ایران ۱۲ تا ۱۳ میلیون نفر اعلام شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا:تازه‌ترین آمار حاشیه‌نشینان از سوی رئیس سازمان بهزیستی کشور ۱۲ تا ۱۳ میلیون نفر اعلام شد و این مقام مسئول نسبت به گسترش پدیده حاشیه‌نشینی در ایران هشدار داد.

انوشیروان محسنی بندپی روز سه‌شنبه ۲۱ دی در گفت‌و‌گو با خبرگزاری فارس این آمار را اعلام کرد و «رشد غیر منطقی» پدیده حاشیه‌نشینی و بیکاری را به عنوان دو تهدید در کشور نام برد.

آقای محسنی افزود که ساماندهی و کنترل حاشیه‌نشینی یکی از اولویت‌ها و برنامه‌های سازمان بهزیستی است.

وی برپایی پایگاه «خدمات سلامت اجتماعی»، ارائه «یک وعده غذای گرم» در حاشیه شهر‌ها و پرداخت هزینه شهریه مهدهای کودک سه دهک پایین جامعه را از جمله برنامه‌های این سازمان در این زمینه اعلام کرد.

آمار جمعیت حاشیه‌نشین‌ها در ایران آن‌طور که مقام‌های مسئول در این کشور اعلام کرده‌اند رو به افزایش است و نهاد‌های مرتبط با این پدیده اعلام کرده‌اند که خود را برای ساماندهی ۱۹ میلیون حاشیه‌نشین آماده می‌کنند.

۱۷ خرداد ماه امسال عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور جمعیت حاشیه‌نشین‌ها در ایران را ۱۱ میلیون نفر اعلام کرده و گفته بود نزدیک به ۲۷۰۰ محله حاشیه‌نشین در ایران وجود دارد.

تاکنون آمارهای گوناگونی از میزان حاشیه‌نشینی در ایران ارائه شده است که یکی از آنها آمار متعلق به وزارت راه و شهرسازی است.

آبان ماه امسال عباس آخوندی، وزیر راه و شهرسازی از برنامه‌ریزی برای ساماندهی ۱۹ میلیون حاشیه نشین در ایران خبر داده بود.

مناطقی که حاشیه‌نشینان امروز در آن سکونت می‌کنند از نظر جغرافیایی با تراکم بالای جمعیت، بیکاری گسترده، میانگین پایین سطح آموزش و درآمد، فقر و استاندارد پایین زندگی از سایر نقاط شهری متمایز می‌شوند.

مناطقی همچون نعمت آباد، پاکدشت، قیام دشت (تهران)، زورآباد (کرج)، اخماقیه و کشتارگاه (تبریز)، خواجه ربیع (مشهد)، زورآباد، حاجی آباد و عباس آباد (سنندج)، شیرآباد، قریب آباد (زاهدان)، خضر و سنگ سفید (همدان)، نمونه‌های حاشیه نشینی جغرافی در ایران به شمار می‌آیند.

بر اساس اعلام اسفند سال ۹۳ عليرضا محجوب، عضو کميسيون اجتماعی مجلس٬ حاشیه‌نشینی در ایران رشدی ۱۷ برابری داشته است.

در پی گسترش این پدیده در ایران٬ علی خامنه‌ای هم با برگزاری چندین جلسه با روسای قوا و سایر مقام‌های مسئول٬ دستور پیگیری این مساله را داده و از آنها خواسته برای کاهش آسیب‌های اجتماعی برنامه‌ مدونی داشته باشند.

No responses yet

Jan 10 2017

حکم دادگاه حقوق بشر اروپا درباره کلاس های شنای مختلط مدارس

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

عصرایران: این خانواده ها مجبور شدند غرامتی به مبلغ 1300 یورو بپردازند زیرا براساس اعتقادات دینی شان به دختران 9 و 7 ساله خود اجازه نداده بودند به کلاس های مختلط شنا مدرسه بروند.
دادگاه اروپا حکم داد دختران مسلمان نمی توانند از کلاس های شنای مختلط در مدارس معاف شوند مگر اینکه به سن بلوغ برسند.

به گزارش عصرایران به نقل از خبرگزاری فرانسه، دادگاه حقوق بشر اتحادیه اروپا روز سه شنبه حکم داد خانواده های مسلمان نمی توانند به نام دینشان خواستار معافیت از درس شنای مختلط مدرسه شوند.

این حکم دادگاه در واکنش به شکایت یک خانواده ترکیه ای – سوئیسی علیه کلاس های مختلط شنای مدرسه صادر شد.

حکم دادگاه حقوق بشر اروپا درباره کلاس های شنای مختلط مدارس

در حکم دادگاه آمده است: جدیت مقامات عمومی برای اجبار دختران دانش آموز به حضور در کلاس های مختلط شنا مدرسه به طور قطع دخالت در آزادی اعتقادات خانواده هاست اما این دخالت به نام مصلحت فرزندان و با هدف ادغام اجتماعی موفق، براساس عادات و سنت های محلی در سیستم آموزشی قابل توجیه است. این موضوع بالاتر از تمایل اهالی است.

دو زوج در شهر پازل در شمال غرب سوئیس که دارای شهروندی کشورهای ترکیه و سوئیس هستند به دادگاه حقوق بشر اروپا شکایت کردند. آنها در ابتدا به دادگاه سوئیس شکایت کرده بودند اما موفقیت آمیز نبود. خانواده ها گفته بودند این اجبار آزادی معتقدات والدین دانش آموزان را نقض می کند.

این خانواده ها مجبور شدند غرامتی به مبلغ 1300 یورو بپردازند زیرا براساس اعتقادات دینی شان به دختران 9 و 7 ساله خود اجازه نداده بودند به کلاس های مختلط شنا مدرسه بروند.

حکم دادگاه حقوق بشر اروپا درباره کلاس های شنای مختلط مدارس

معافیت ها از برنامه های درسی تنها برای دانش آموزانی صورت می گیرد که به سن بلوغ رسیده باشند.

دادگاه اروپا در حکم خود گفته است که هدف از این اقدام مقامات سوئیس ، حمایت از دانش آموزان از هر گونه محرومیت اجتماعی است.
دادگاه حقوق بشر اروپا مقر آن در استراسبورگ فرانسه است

No responses yet

Jan 10 2017

مرگ آقای رفسنجانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,ملای حیله‌گر

مهدی جلالی تهرانی: ابتدا به رسم ادب متعارف به دوستان سابق خود که مرگ آقای رفسنجانی برای آنان فقدانی شخصی است، تسلیت می‌گویم: به آقای یاسر هاشمی، خانم فائزه هاشمی، آقای حمید لاهوتی عزیز، و آقای حسن خمینی. حرف‌هایی نیز با آقای حسن خمینی خواهم داشت که در فرصت مقتضی می‌نویسم. بخصوص وقتی که در واکنش به فایل صوتی گفتگوی آقای منتظری با هیئت مرگ، او و برادر کوچک‌ترش از جنایات پدربزرگ خود دفاع کردند.

——-
مرگ آقای رفسنجانی نقطه‌ی پایانی بود بر یک هذیان عمومی؛ توهم امید به اصلاح و اعتدال درون نظام جمهوری اسلامی، توهم تلخ و تاریک مردمی که امید و نجات خود را در ’مرگ‘ می‌جستند: مرگ آقای خامنه‌ای و بدست گرفتن سکان حکومت توسط رفسنجانی و نزدیکان او.

در چند سال گذشته اغلب رسانه‌های فارسی‌زبان و اغلب شخصیت‌های سیاسی مخالف و موافق حکومت، رسما فال‌بین شده بودند. پیشاپیش آقای خامنه‌ای را در گور کردند. این فضای هذیانی در دو سال گذشته به اوج خود رسید. تا آن‌جا که مردم جنایت‌کارانی چون ریشهری و دری نجف‌آبادی را به مجلس خبرگان فرستادند. تلخ‌تر و هذیانی‌تر آن که، این عمل خود را هوشمندی و سرمایه‌گذاری برای آینده نامیدند. سرمایه‌گذاری متوهمانه روی مرگ!

حال آن که اولا، تاریخ انقضای سیاسی رفسنجانی چندین سال بود بسر آمده‌بود. ثانیا، اگر از جنایات دوران او (چه آن‌هایی مثل قتل عام ۶۷ که فرض کنیم او دخالت مستقیم نداشته، و چه ترورهای درون و بیرون کشور که او مستقیما مسئول بود؛ مانند قتل دانشوران و نویسندگانی چون احمد تفضلی و سعیدی سیرجانی تا ترور رستوران میکونوس) بگذریم، حداقل هر آدم عاقلی می‌دانست که اولویت رفسنجانی حفظ نظام بود. نظامی که برای او از فرزندانش عزیزتر بود.

اگر رفسنجانی خواهان اندکی باز گذاشتن فضای سیاسی بود، بخاطر مردم نبود، بخاطر اعتقاد به حقوق بشر و آزادی نبود، او نگران نظام خود بود که مبادا در استمرارش خللی وارد شود.

مرگ رفسنجانی بخش بزرگی از این فضای هذیانی را شکست. تصویر را شفاف‌تر و واقعی‌تر کرد. اصلاح‌طلبان یتیم شدند و توهم امکان استمرار نظام ترک برداشت. برای بسیاری از ما در مورد لزوم تغییر جمهوری اسلامی توهمی وجود نداشت. امیدوارم کسانی که چنین توهمی داشتند نیز در نگاه خود بازنگری کنند.

No responses yet

Jan 09 2017

یک تصویر و چهار نگاه

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,هنر

مجمع دیوانگان

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .