اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'آزادی بیان' Category

Mar 16 2019

چهلتن: مرا از مخاطبان ایرانی‌ام دور کرده‌اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: از چهلتن ۷ کتاب به زبان آلمانی منتشر شده، اما این موفقیت بزرگ نویسنده به بهای از دست رفتن مخاطبان ایرانی او به دست آمده است. او به تازگی با رئیس جمهوری آلمان دیدار کرده است. سفر چهلتن به آلمان فرصتی بود برای گفتگو با او.

دویچه وله: ضمن تبریک برای انتشار چند کتاب شما به زبان آلمانی، به نظر می‌رسد که فعالیت ادبی شما بیشتر رو به خارج دارد تا به داخل ایران.

چهلتن: بله، این وضعیت را متأسفانه شرایط به من تحمیل کرده است.

چرا متأسفانه؟

چون کارهای من ریشه در آب و خاک ایران دارند و من مایلم آنها اول در ایران به دست هموطنانم برسند.

اما نشر در خارج را انتخاب کرده‌اید؟

آفت سانسور

انتخابی در کار نبوده. من چهل و دو سال است در ایران با معضل بزرگی به نام سانسور مواجهم که یک بدشانسی است و از سوی دیگر آثارم از شانزده سال گذشته به این سو مورد توجه ناشران خارجی قرار گرفته که این یک خوش‌شانسی‌ست. از چهارده سال گذشته مخاطب ایرانی را به کلی از من گرفته‌اند، در این دوران من شش رمان نوشته‌ام.

آیا برای انتشار آنها تقاضای مجوز کردید؟

برای دو کتاب تقاضا دادیم، اما دیگر نه من و نه ناشر امیدی به کسب مجوز نداریم. گاهی جواب منفی می‌دهند و گاهی حتی زحمت جواب را هم به خودشان نمی‌دهند. از این روند به ستوه آمده‌ام. حالا مدتی‌ست که کارم را اصلا به ارشاد نمی‌دهم. امروز حتی مجوز برخی از کتاب‌هایی که پیش از این در آمده بودند هم لغو شده. در دوره خاتمی برای چند کتابم مجوز انتشار صادر شده بود، که همه آنها در دوره محمود احمدی‌نژاد لغو شدند. با آمدن دولت حسن روحانی امیدوار بودم که کتاب‌ها دوباره منتشر شوند، اما به برخی از آنها هنوز هم اجازه انتشار نمی‌دهند، مثل “عشق و بانوی ناتمام” و “چیزی به فردا نمانده است”. حالا یک پدیده دیگری هم گریبان ناشر و نویسنده را گرفته و آن هم انتشار قاچاقی کتاب است. افراد سودجو کتابی که با سانسور مشکل داشته را مخفیانه چاپ می‌کنند و روی آن هم درشت می‌نویسند: نسخه سانسورنشده. که به هیچ‌وجه حقیقت ندارد، بلکه عینا کارهای قبلی را افست می‌کنند و به بازار می‌فرستند. به این ترتیب هم سر خواننده کلاه می‌گذارند و هم حق نویسنده و ناشر را پایمال می‌کنند. این آفتی بود که سرانجام ناشران را وا داشت علیه آن اقدام کنند. به حکم وزارت ارشاد انبارهای بزرگی را ضبط کردند، چندین چاپخانه بزرگ را متوقف کردند و بساط عده زیادی را جمع کردند. گفته می‌شود که تنها در تهران نهصد دستفروش وجود دارد که از شمار کتابفروش‌های ما بیشتر است. این وضعیت ناروا از پیامدهای مستقیم سانسور است، زیرا با آزادی نشر و بیان چاپ غیرقانونی دیگر محلی از اعراب نخواهد داشت. سانسوری که نویسندگان را به ستوه آورده، در واقع ضربه سنگینی هم به ناشران و کتابفروشان می‌زند.

آیا انتشار در خارج را راه‌حل می‌دانید؟

انتشار در اینترنت ممکن است راه‌حل بهتری باشد اما در این مورد هنوز تصمیمی نگرفته‌ام.

بر کسی پوشیده نیست که زبان در کارهای شما نقشی کلیدی دارد و شما با زبان فارسی پیوندی عاطفی و درونی دارید.

من با فارسی نفس می‌کشم. این زبان همه روحیات و عواطف و تخیلات مرا شکل می‌دهد. زبان‌های بیگانه بیرون از من قرار دارند. ظرایف فضای ذهنی تنها از طریق زبان مادری قابل بیان است چیزی که در ترجمه انتقال‌پذیر نیست.

به عنوان یک تجربه شخصی باید بگویم برخی از کارهای شما را به زبان آلمانی خوانده‌ام اما آنها را از حس و حالی که انتظار داشتم، تهی دیدم.

به گفته سروانتس: ترجمه فرشی‌ست که از پشت دیده می‌شود.

در دوران سانسور و اختناق در کشورهای “سوسیالیستی” خیلی از نویسندگان سعی می‌کردند کارهاشان را از طریق نشر زیرزمینی (زامیسدات) به دست هموطنان خود برسانند، شما امکانات بیشتری دارید، با گسترش امروزی اینترنت و راه فراخ فضای مجازی.

من این راه را دور از حزم و احتیاط می‌دانم چون مایل نیستم با مسئولان درگیر شوم. واقعیت این است که من از ترک ایران به شدت پرهیز دارم و مایلم تا وقتی می‌توانم در میهن خودم زندگی کنم. من حتی، از شما چه پنهان، اهل مصالحه هستم، بارها گفته‌ام که آماده‌ام به همراه آقایان “سانسورچی” راه‌حلی پیدا کنیم تا کارهایم منتشر شوند. اما چه کنم وقتی در گفتگو و توافق را می‌بندند و یک کتاب را از بیخ و بن رد می‌کنند؟ اولین رمان من به نام “روضه قاسم” در سال ۱۳۶۰ به کلی ممنوع شد و تمام نسخه‌های آن را خمیر کردند. آن موقع من نویسنده‌ای جوان بودم که این سومین کتابم را با کلی امید و آرزو چاپ کرده بودم. آیا دیگر برای آدم توش و توانی باقی می‌ماند؟

مثل اینکه شما عمد دارید وارد مناطق ممنوعه شوید و از خط قرمزها عبور کنید؟!

به هرحال من خودم هستم و با تمام احساسات و عواطفم می‌نویسم. هرگز نتوانسته‌ام یک سطر بنویسم که از درونم بر نیامده باشد. فقط می‌توانم درباره چیزهایی بنویسم که خواب را بر من حرام می‌کنند. جور دیگری نمی‌توانم بنویسم، از قالب حقیقی خودم نمی‌توانم بیرون بیایم، نمی‌توانم نقش بازی کنم و نمی‌توانم خودم و دیگران را فریب بدهم. اگر بگویید جور دیگری بنویسم، یعنی اینکه دیگر در قالب حقیقی خودم نباشم. اما همان طور که گفتم من آدم لجبازی نیستم، یعنی حاضرم با مقررات کنار بیایم. این سانسور است که از کار ادبی وحشت دارد و برای آن میدان تنگی در نظر گرفته است. برای نمونه رسانه‌های جمعی حق دارند در باره اعدام‌های دهه ۱۳۶۰ اظهارنظر کنند، اما من نویسنده حق ندارم در رمان خودم به آن بپردازم.

فکر نمی‌کنید این به نوع نگاه شما برمی‌گردد؟ مثلا شما در رمان “تهران، شهر بی‌آسمان” نیشتری می‌زنید به دملی که همه آن را احساس کرده و از آن رنج برده‌اند، اما کمتر به بیان آمده است و آن رگه “لمپنی” انقلاب ۱۳۵۷ است. روشن است که وجود چنین رگه‌ای انکار می‌شود و مایل نیستند در ادبیات بازتاب پیدا کند. از این گذشته ورود به بسیاری از رویدادهای گذشته تنها برای افراد “خودی” مجاز است.

برای رئالیسمی که من به آن اعتقاد دارم، ورود به گذشته امری ضروری است، تا منشاء یا ریشه چیزی را نبینم نمی‌توانم آن را درک و حلاجی کنم. برای همین وسوسه تاریخ همیشه با من است. تاریخ گذشته مشترک ماست و من اگر بخواهم انسان معاصر را به درستی تصویر کنم، ناگزیرم او را در شبکه‌ای از روابط اجتماعی ببینم که ریشه آن را باید در تاریخ بیابم. عقیده دارم که برای دیدن یک تابلو بزرگ باید از آن فاصله گرفت. این حقیقت بسیار ملموس برای خیلی‌ها شناخته نیست که گذشته ما تا چه حد بر امروز ما سایه افکنده و اگر بخواهیم شناخت درستی به دست بیاوریم باید به آن مراجعه کنیم.

در عرصه تاریخ

خیلی تاریخ می‌خوانید؟

اغراق نیست اگر بگویم در کتابخانه‌ام بیشتر از داستان و رمان کتاب‌های تاریخی دارم، بیشتر هم از تاریخ معاصر.

آخرین رمان شما به نام “خوش‌نویس اصفهان” هم با یک واقعه تاریخی درگیر است.

نشست کتابخوانی در کلن

درست است. این رمان به دوران صفویه برمی‌گردد. حیرت‌انگیز است که دو پادشاه آخر دودمان صفوی خود را نایب‌السلطنه می‌دانستند. رمان روایتی داستانی از هشت ماه محاصره اصفهان است. همان دوران سیاهی که مردم از قحطی و گرسنگی به خوردن سگ و گربه روی آورده بودند و در مواردی قصابی‌ها گوشت آدم می‌فروختند. از این دوران خوشبختانه اسناد و گزارش‌های معتبری باقی مانده تا بتوانیم تصویر کمابیش روشنی از آن به دست دهیم. فاجعه مهیبی در تاریخ ماست که به جماعتی چندهزار نفره از افغان‌ها اجازه داد یک کشور پراهمیت را به زانو درآورند. البته برای من درام اهمیت دارد. حوادث تاریخی تنها بستر یا زمینه‌ای می‌سازند برای حرکت و دادوستد انسان‌های واقعی. قهرمان اصلی کتاب نوه یک خوش‌نویس نامدار است، که در شرایط غم‌انگیز قحطی و فلاکت قصد دارد با فروختن شاهکارهای خطاطی پدربزرگ به پول و پله‌ای برسد، اما می‌فهمد که در این شرایط جهنمی هنر هیچ خریداری ندارد و رقعه‌های نفیس پدربزرگ به اندازه یک دانه خرما هم ارزش ندارند. او در ضمن سخت دلباخته دختریست به نام یاسمن؛ یک داستان عاشقانه در میان یک معرکه مصیبت بار. در ضمن این دوران، اوج رونق کار دین‌فروشان است وقتی جامعه را در پلشتی و تباهی غوطه‌ور کرده‌اند.

کتاب دیگری منتشر کرده‌اید که شاید بتوان عنوان آن را “طوطی مقاوم” ترجمه کرد. آیا این هم رمانی تاریخ‌محور است؟

رمانی‌ست بر پایه خاطرات و مشاهدات خودم از انقلاب. در این رمان محله‌ای را خلق کرده‌ام در روزهای پیش از انقلاب تا ماجرای گروگان‌گیری در سفارت امریکا. بیشتر رویدادها واقعی است، اما برای روایت رویدادها آدم‌ها یا تیپ‌هایی خلق کرده‌ام که برای بیشتر خوانندگان آشنا هستند؛ منتقدین آلمانی آن را یک “داکو فیکشن” نامیده‌اند. عنوان کتاب هم از روی یک ماجرای واقعی برداشته شده است: بر اساس خبر روزنامه‌های آن دوران موقع مصادره کاخ شمس پهلوی، یک طوطی یافتند، که ورد زبانش “جاوید شاه” بود و هرچه سعی کردند این عبارت را از زبانش بیندازند، موفق نشدند.

از ادبیات معاصر

آیا در جریان فعالیت داستان‌نویسان ایرانی هستی و کارهای آنها را می‌خوانی؟

بله، البته تا حد وقت و امکان، چون کارهای زیادی منتشر می‌شود. خودم دو کارگاه داستان‌نویسی دارم و خوشحالم که با نویسندگان جوان در تماس نزدیک هستم.

برخی از کارگاه‌ها از سبک و سیاق خاصی پیروی می‌کنند و نوع خاصی از ادبیات را رواج می‌دهند، که تأکید آن بر تکنیک است و مسائل جامعه امری فرعی محسوب می‌شود. گویا پرداختن به جامعه یا طرح انسان در سپهر عمومی امری غیرهنری تلقی می‌شود!

گناه تنها از این گونه کارگاه‌های ادبی یا مربیان آنها نیست، بلکه بیشتر به سیاستی برمی‌گردد که آگاهانه در کار هنری دنبال می‌شود. همان طور که می‌دانید در گذشته سیاست یا تعهد سیاسی کل ادبیات را اشغال کرده بود، حالا جریانی در مقابل آن پدید آمده که قصد دارد موضوعات داستانی را از عرصه عمومی بیرون ببرد و انسان‌ها را در محیط‌های بسته و منفرد محصور نگه دارد. گاهی فضای داستان به آپارتمان‌هایی محدود شده که حتی پنجره ندارند. زیرا اگر پنجره داشتند دست‌کم می‌شد از پنجره به خیابان نگاه کرد. بدین ترتیب آدم‌هایی ساخته می‌شوند مصنوعی و ساختگی و بدون هیچ پیوند و علقه اجتماعی، مثل گیاهانی که در گلخانه پرورش می‌یابند، بدون هوا و فضای حیاتی که به آنها روح و جنبش بدهد. برای همین در این ادبیات از بحران‌های حاد جامعه خبری نمی‌بینید. این ادبیات سرش به ماجراهای فردی و کشمکش‌های کوچک خانوادگی گرم است و همیشه در مرزهای مجاز حرکت می‌کند.

این برای خنثی کردن نقش اجتماعی ادبیات نیست؟

بی‌تردید. برای جا انداختن این ادبیات بی‌خاصیت، ناشران و بنیادها و جوایز ریز و درشتی سرهم شده است، تا به موازات ادبیات رئالیستی و جاندار ما، جریانی قلابی و سفارشی پدید آید که هیچ تأثیر و نفوذی در جامعه نداشته باشد. پس از چهل سال باید این واقعیت غم‌انگیز را قبول کنیم که سیاست خنثی کردن ادبیات واقعی توفیق نسبی داشته. امروزه ادبیات نقش مهمی در جامعه ما ایفا نمی‌کند و حاملان آن یعنی نویسندگان هم دیگر از وزنه و اهمیت خاصی در جامعه برخوردار نیستند.

در کتاب‌هایی که به تازگی به زبان آلمانی منتشر شده‌اند، رمان‌های “سه‌گانه تهران” هم تجدید چاپ شده‌اند. شما علاقه خاصی به تهران دارید.

کتاب‌های چهلتن به زبان آلمانی

بله در اروپا معمولا کتاب‌ها نخست با جلد سخت منتشر می‌شوند و اگر کتاب به چاپ‌های مکرر برسد سپس آن را با جلد نرم منتشر می‌کنند. چاپ جدید این سه کتاب هم با جلد نرم است. اما در مورد علاقه‌ام به تهران… خب ببینید تهران شهر من است و این شهر را بهتر از هر جای دیگری می‌شناسم. اگر شیرازی بودم حتما در باره شیراز می‌نوشتم. در نوع ادبیاتی که من کار می‌کنم، ظرف زمانی و مکانی، یا موقعیت تاریخی و جغرافیایی اهمیت زیادی دارد. به علاوه باید بپذیریم که نبض ایران در تهران می‌زند. در این شهر به خاطر مرکزیت و گسترش ناگهانی‌اش، شما می‌توانید با تمام قشرها و طبقات آشنا شوید. تهران شهر ویژه‌ای‌ست: تمام اتفاقات سیاسی مهم ما در تهران رخ داده، ورود مظاهر مدرنیته از تهران شروع شده و چرخش‌های بزرگ تاریخی و اجتماعی ما در تهران بوده.

دوستداران قلم شما باید منتظر چه کارهایی باشند؟

رمانی دارم که طبق معمول به فارسی نوشته شده اما در ایران منتشر نمی‌شود، به نام “محفل عاشقان ادب”. این کتاب در دست ترجمه است و احتمالا تا آخر سال میلادی به آلمانی منتشر می‌شود. خودم هم بیکار نیستم و روی رمانی تازه کار می‌کنم.

باز هم برای نشر در خارج؟

من همیشه برای نشر در داخل می‌نویسم تا اثر به دست هموطنانم برسد، اما تا وقتی فضا تا این حد بسته و دلسردکننده است، نمی‌توان امیدی داشت. یکی از علاقه‌مندان به آثار من به طعنه می‌گفت که ناچاریم برای دسترسی به رمان‌های شما دست‌کم زبان آلمانی یاد بگیریم. البته ما به امید زنده‌ایم. حالا هم همچنان چشم به راه آینده‌ای بهتر هستیم.

No responses yet

Feb 02 2019

دور تازه برخورد با “شاخ‌های اینستاگرامی” در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,امنیتی,حجاب,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت


دویچهوله: سپاه پاسداران و پلیس فتا پروژه برخورد با اینفلوئنسرهای اینستاگرام (که از آنها به عنوان شاخ‌های ایسنتاگرام هم یاد می‌شود) و گردانندگان صفحات پارتی در شهرهای مختلف را آغاز کرده‌اند.

در روزهای گذشته، تعدادی از چهره‌های معروف در اینستاگرام به شکل ناگهانی و هم‌زمان تمامی عکس‌ها و ویدیوهای بی‌حجاب خود را پاک و اعلام کرده‌اندکه با رضایت قلبی به طرح “سالم‌سازی فضای مجازی” پیوسته‌اند.

اکنون گزارش می‌شود که سپاه پاسداران و پلیس فتا پروژه برخورد با اینفلوئنسرهای اینستاگرام (که از آنها به عنوان شاخ‌های ایسنتاگرام هم یاد می‌شود) و گردانندگان صفحات پارتی در شهرهای مختلف را آغاز کرده‌اند.

براساس برخی گزارش‌ها، تعدادی از فعالان اینستاگرامی توسط پلیس فتا احضار شده‌اند و به آنها هشدار داده شده که نحوه پوشش خود را در فضای مجازی تغییر دهند و از این پس برای ادامه فعالیت و تبلیغات، باید حجاب اسلامی را رعایت کنند.

هم‌زمان، فعالیت برخی صفحات اینستاگرامی که به برگزاری پارتی و میهمانی و پخش زنده این مهمانی‌ها اختصاص داشتند، در روزهای گذشته متوقف شده است. گفته شده گردانندگان این صفحات بازدداشت و صفحات آنها مسدود شده است.

پیش از این نیز، سپاه پاسداران با جوانان فعال در اینستاگرام برخورد کرده بود. روابط عمومی اطلاعات سپاه فارس آذر ماه امسال خبر از دستگیری گروهی از گردانندگان صفحات پارتی در شیراز داد و اعلام کرد: «تعدادی از سرکرده‌های شبکه سازمان‌یافته ترویج فساد و فحشا با عنوان «دی‌جی بندها» که در زمینه تولید و اجرای موسیقی مبتذل و راه‌اندازی مراسمات مختلط و پارتی‌ها فعالیت می‌کردند دستگیر شدند.»

سابقه برخوردهایی از این دست به سال ۱۳۹۵ برمی‌گردد، هنگامی که سپاه شماری از جوانان فعال در صفحه‌ای به نام “بچه پولدارهای تهران” را بازداشت کرد. پس از آن، جوانان دیگری که از طریق مدلینگ به تبلیغ لباس در اینستاگرام می‌پرداختند و کسب درآمد می‌کردند، توسط سپاه پاسداران بازداشت شدند.

در خرداد ماه ۹۵ در شیراز ۱۲ دختر و پسر جوان توسط سپاه فارس به اتهام مدلینگ بازداشت شدند، مقامات سپاه فارس افراد بازداشت شده را عوامل پروژه “عنکبوت” و عضو “شبکه سازمان یافته نفوذ فرهنگی و ترویج فساد” معرفی کردند.

این برخوردها در شرایطی صورت می‌گیرد که بحث بر سر فیلترینگ اینستاگرام در هفته‌های اخیر به موضوعی جنجالی حتی در میان مقامات جمهوری اسلامی بدل شده است.

کریمی قدوسی نماینده تندرو مجلس، روز ۸ بهمن در مصاحبه‌ای گفت: « آذری جهرمی به من گفت اینستاگرام را به زودی فیلتر می‌کنیم.»

اما آذری جهرمی، وزیر ارتباطات در واکنش به سخنان کریمی قدوسی در توییتر خود نوشت: « نظر یک نهاد، نظر “حاکمیت” نیست. هیچ “امر حاکمیتی” بر انسداد اینستاگرام به دولت ابلاغ نشده است. در مجلس، به آقای کریمی قدوسی عرض کردم که چه نهادی برای اولین بار نسخه‌های فارسی را طرح و حمایت کرد و ما نقشی نداریم، نمی‌دانم چرا این سخنان را فیلتر کرده‌اند.»

در حال حاضر، اینستاگرام تنها شبکه اجتماعی پرطرفدار در ایران است که فیلتر نشده است. تلگرام که محبوب‌ترین شبکه اجتماعی و پیام‌رسان در ایران محسوب می‌شود سال گذشته فیلتر شد و به دیگر شبکه‌های اجتماعی فیلتر شده مانند فیسبوک و توییتر پیوست.

برخی از ناظران این شبکه اجتماعی را به ‌ویژه به دلیل تمرکزش بر عکس و ویدیو دریچه‌ای برای درک و شناخت چهره‌ای از جامعه ایران می‌دانند که در رسانه‌های رسمی غایب است.

در سال‌های اخیر، اینستاگرام به ابزاری برای تبلیغ محصولات، رستوران‌ها و فروشگاه‌ها بدل شده است و نقشی پراهمیت در زندگی اقتصادی جوانانی یافته که از این طریق کسب درآمد می‌کنند.

در ابتدا تعداد این جوانان معدود بود و تحت عنوان “واینر” در اینستاگرام و یوتیوب با ساخت کلیپ‌های طنز و از طریق تبلیغات کسب درآمد می‌کردند. اما به‌تدریج برخی نیز برای اینکه بتوانند از فضای مجازی کسب درآمد کنند به شیوه دیگری خود را در شبکه‌های اجتماعی مطرح کردند تا بتوانند فالوئرهای خود را افزایش دهند. به این جوانان “شاخ‌های اینستاگرام” گفته می شود، دلیل این نام گذاری شکل ظاهری این جوانان است، اکثریت آن‌ها دارای جراحی‌های زیبایی و آرایش‌های غلیظ هستند و پوشش‌های آزاد و مورعلاقه خودشان را دارند.

این جوانان عمدتا از طریق انتشار عکس و ویدیو از زندگی‌ شخصی خود در شبکه‌های اجتماعی مطرح شدند و به دلیل نبود محدودیت در فضای مجازی توانستند شروع به تبلیغات محصولات و برندهای کوچک ( محصولات آرایشی، بهداشتی، فرشگاه‌های لباس، عطر و رستوران‌ها) کنند. تبلیغ این محصولات در رسانه‌های رسمی در ایران یا ممنوع و یا بسیار گران است، به همین دلیل شرکت‌ها و فروشگاه‌ها نیز ترجیح می‌دهند کالای خود را با قیمتی کمتر در جایی تبلیغ کنند که مشتری کالا یا خدمات آنها در آنجا حضور دارند.

در سال‌های اخیر و در پی برخوردهای صورت گرفته، شماری از این چهره‌های فعال در شبکه‌های اجتماعی از ایران خارج شدند و به فعالیت خود در کشورهایی مانند ترکیه ادامه دادند.

دور جدید برخورد با شاخ‌های اینستاگرامی بدون جنجال رسانه‌ای آغاز شده، اما به نظر می‌رسد که تغییر ناگهانی صفحات اینستاگرامی در روزهای اخیر، حذف عکس‌ها و ویدئوهای بی‌حجاب و یا توقف کلی بعضی از این صفحات، اکنون همه را متوجه فشارهای تازه نهادهای انتظامی و امنیتی کرده است.

No responses yet

Jan 24 2019

اعتراض کانون نویسندگان به بازداشت سه تن از اعضای خود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: از راست به چپ: کیوان باژن، بکتاش آبتین، رضا خندان (مهابادی)
کانون نویسندگان ایران نسبت به تعیین وثیقه یک میلیارد تومانی برای سه تن از اعضای خود و بازداشت آنها بدلیل ناتوانی در تامین این وثیقه اعتراض کرد.

در بیانیه روز سه‌شنبه (دوم بهمن‌ماه) این کانون به حضور رضا خندان مهابادی و کیوان باژن، از اعضای هیئت دبیران و بکتاش آبتین، بازرس کانون نویسندگان ایران در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی اشاره شده که قاضی دادگاه قرار کفالت صد میلیون تومانی هر یک از آنها را به وثیقه یک میلیارد تومانی برای هر کدام از این سه تن تبدیل کرد.

کانون نویسندگان اعلام کرده که این اتفاق پس از آن رخ داده که قاضی دادگاه، ناصر زرافشان و راضیه زیدی، وکلای معرفی شده از سوی این سه نفر را نپذیرفت و گفت که «متهمان» می‌توانند از خودشان دفاع کنند.

این بیانیه این تصمیم قاضی را «نقض حقوق» این سه نفر اعلام کرده و نسبت به بازداشت و انتقال آنها به زندان اوین پس از ناتوانی در تامین قرار، اعتراض کرده است.

کانون نویسندگان ایران در ادامه، خواستار آزادی «بی‌درنگ و بی‌قید و شرط اعضای بازداشت‌شده‌» خود شده و نوشته پرونده این سه نفر «تا کنون دو بار مورد تفهیم اتهام قرار گرفته و هر بار قرار تأمین آن تشدید شده بود.»

بر اساس این گزارش، بار نخست، اعضای کانون به «تبلیغ علیه نظام» متهم شدند و بار دوم «دو اتهام سنگین‌تر اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی و تشویق بانوان کشور به فساد و فحشا به اتهام فوق افزوده شد.»

کانون نویسندگان ایران، تشدید قرار در حالی که متهم در دادگاه حضور یافته و مخالفت قاضی دادگاه با درخواست برخورداری متهم از وکیل را «نقض آشکار حقوق مسلم» متهم دانسته که «نشان می‌دهد که قاضی اصل بی طرفی را آشکارا زیر پا گذاشته است.»

۱۱ مردادماه سال جاری، گزارش شد که رضا خندان (مهابادی) و کیوان باژن در شعبه شماره هفت دادسرای اوین حاضر و تفهیم اتهام شدند.

بکتاش آبتین، رضا خندان و کیوان باژن در ارتباط با پرونده‌ای که سال ۱۳۹۴ وزارت اطلاعات برای آنها گشوده بود، احضار شده بودند.

گفته می‌شود این سه عضو کانون نویسندگان به «تبلیغ علیه نظام» و «انتشار نشریه غیر قانونی» متهم شده‌اند. آنها همچنین به دلیل فعالیت‌شان در کانون نویسندگان و انتشار نشریه «اندیشه آزاد»، خبرنامه داخلی کانون، مورد بازجویی قرار گرفتند.

کانون نویسندگان ایران در سال ۱۳۴۷ به همت شماری از نویسندگان و روشنفکران وقت تأسیس شد و در دهه‌های اخیر عمده‌ترین نهاد مستقل و غیردولتی نویسندگان در ایران به شمار آمده است.

مقام‌های جمهوری اسلامی در طول چهار دهه گذشته به این کانون اجازه فعالیت نداده‌اند و این کانون، بنابر یکی از بیانیه‌های پیشینش، «همواره و یکسره در معرض هجوم و سرکوب و کشتار بوده است».

از جمله فشارهای حکومت ایران در چهار دهه گذشته به کانون نویسندگان ایران می‌توان به مواردی از قبیل ممانعت از برگزاری مراسم یا یورش به جلسات، احضارهای مکرر اعضای کانون، «تلاش برای قتل گروهی از نویسندگان با پرتاب کردن اتوبوس حامل آنها به اعماق دره» و قتل شماری از اعضای کانون، از جمله محمد مختاری و جعفر پوینده، اشاره کرد.

منابع: وب‌سایت عصر نو و رادیو فردا؛ ب.ب / پ.پ

No responses yet

Jan 17 2019

آیا امکان شنود از طریق اپلیکیشن‌های ایرانی وجود دارد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,امنیتی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی


رادیوفردا: یکی از سوالاتی که به صورت مستمر از سوی کاربران ایرانی مطرح می‌شود در مورد چگونگی دسترسی حکومت ایران به اطلاعات کاربرانی است که از اپلیکیشن‌های ایرانی مانند اسنپ، تپسی و… استفاده می‌کنند. مثلاً چند روز پیش سؤال زیر را یکی از کاربران توئیتر مطرح کرده بود:

دوستان متخصص امنیت اینترنت کسی هست راهنمایی کنه؟
اپلیکیشن های اسنپ و اسنپ فود و تپسی میتونن آمار کاربرهارو به حکومت بدهند و اینکارو میکنند؟!@AminSabeti @mehdiy_fa

— خط خطي ها

No responses yet

Jan 13 2019

‘روحانی تلگرامی’ خلع لباس شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت,ملای حیله‌گر


بی‌بی‌سی: حسن آقامیری روحانی‌ای که برخی از رسانه‌های ایران به وی لقب “روحانی تلگرامی” داده‌اند از سوی دادگاه ویژه روحانیت به “خلع لباس دائم” محکوم شد.

آقای آقامیری این خبر را در صفحه اینستاگرامش که بیش از ۱ میلیون و ۳۰۰ هزار دنبال کننده دارد، داده و نوشته که این حکم با شکایت “دادستان ویژه تهران” توسط “قاضی شعبه دوم کیفری” در دادگاه ویژه صادر شده و علاوه بر خلع لباس وی را به ۲ سال حبس هم محکوم کردند که به نوشته او “لطف کردند ۵ سال تعلیقش کردند”.

صفحه تلگرام منسوب به وی نیز بیش از ۲۰۰ هزار نفر دنبال کننده دارد.

حسن آقامیری که از طریق ایراد سخنرانی‌های انتقادی و گاها جنجالی و انتشار کلیپ‌هایش در شبکه‌های اجتماعی معروف شده بود و طرفداران زیادی خصوصا در میان نسل جوان یافته بود، اما در میان محافظه‌کاران ایرانی و نزدیکان به دستگاههای حکومتی چندان محبوب نبود.

سال ۱۳۹۵ خبرگزاری فارس که وابسته به سپاه پاسداران ایران است در مطلبی نوشته بود که آقای آقامیری “کم‌سواد” و به دنبال “شهرت” است و هشدار داده بود که “حوزه روی خروجی‌های خود حساس باشد” زیرا “مردم تشنه روحانی باسوادند”.

خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) نوشته است که دلیل شکایت از آقای آقامیری “سخنرانی‌ها و مصاحبه‌اش با روزنامه همشهری” بوده است و نوشته: “بسیاری از مخالفان وی با برگزاری سخنرانی‌ها و گذاشتن کامنت در فضای مجازی به نوع رفتار و گفتار وی معترض شده بودند”.

“خلع لباس” بعد از ده پانزده سال بردن و آوردن و بازداشت کردن و ریختن تو محل کار و انفردای و… با شکایت دادستان ویژه ی تهران و به حکم قاضی شعبه دوم کیفری در دادگاه ویژه به ریاست دادستان کل کشور اقای منتظری بالاخره آقایون حکمشون رو صادر کردند دو سال زندان که البته لطف کردند ۵ سال تعلیقش کردند و خلع لباس دائم خوب موفق باشید دعاگوتون هستم. یا لطیف سید حسن آقامیری

A post shared by سيد حسن آقاميري (@hasanaghamirii) on Jan 12, 2019 at 4:31am PST

شبکه تلویزیونی شیعیان که وابسته به محافظه‌کاران است نیز پیشتر در مطلبی سعی کرده بود به وی حمله کند و نوشته بود که آقای آقامیری “با زحمت فراوان توانست دروس ۶ سال ابتدایی طلبگی” را بگذراند و کار او را “ایجاد شبهه در ذهن مخاطبان” از طریق ایراد سخنرانی ذکر کرده بود.

سایت این شبکه در ادامه نوشته بود “مهمترین” کار وی از طریق سخنرانی “مطرح نمودن شبهه‌هایی است که سالها توسط افراد بی‌دین و یا گروهها و فرقه های انحرافی مطرح بوده است” و آقای آقامیری را به سوءاستفاده از “منبر رسول خدا با لباس پیامبر” متهم کرده بود.

حسن آقامیری در یکی از سخنرانی‌های معروفش که در شبکه‌های مجازی پخش شده گفته بود: “… اهل بیت(ع) کار می‌کردند؛ اما برخی تصور می‌کنند که اهل بیت (ع) دست به خاک می‌زدند طلا می‌شد و کاری انجام نمی‌دادند؛ در حالی که این‌گونه نیست همه آنها شاغل بودند … در یکی از هیئت‌های قم سؤال کردم که شغل حضرت ابوالفضل (ع) چه بود؟ هیچ کس نمی‌دانست. به آنها گفتم می‌دانید چرا نمی‌دانید؟ چون نمی‌دانید شغل من و امثال من چیست؛ چون اگر حضرت ابوالفضل(ع) شغل داشته باشد حاج آقا هم باید شغل داشته باشد؛ بنابراین ابوالفضلِ ذهن شما باید بیکار باشد تا بیکاری ما [روحانیون] توجیه شود”.

No responses yet

Jan 10 2019

دادستان ایران: فضای مجازی مدیریت نشود، وضع‌مان بدتر می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: دادستان کل ایران از هنرمندان خواست «خطوط قرمز و حدود الهی» را رعایت کنند و همچنین هشدار داد که در صورت مدیریت نشدن فضای مجازی در کشور، «روز به روز وضع‌مان بدتر» خواهد شد.

محمدجعفر منتظری این اظهارات را پس از سخنان جواد جاویدنیا، معاون فضای مجازی خود مطرح می‌کند که از وجود حکم قضایی برای فیلترینگ اینستاگرام خبر داده بود.

جاویدنیا با ذکر این‌ که «اینستاگرام بسیار محتوای خلاف قانون و خلاف اخلاق کشور دارد» گفته بود که در انتظار تعیین تکلیف برای این شبکه است.

شماری از فعالان حزب‌الله در شبکه توییتر نیز پس از انتشار زنده فیلم ضرب و شتم یک دختر جوان به دست یک کاربر اینستاگرام در سیرجان و نیز انتشار تصاویری از شماری از هنرمندان ایرانی و شهروندان عادی در این شبکه با پوششی که از نظر آنها مناسب نیست، از قوه قضائیه خواسته‌اند که به این موضوع رسیدگی کند.

آقای منتظری نیز با اشاره به ماجرای دختری که به دختر سیرجانی معروف شده، گفت که «فضای مجازی بستر وقوع برخی جرایم است» و «اگر فضای مجازی را مدیریت نکنیم روز به روز وضع‌مان بدتر خواهد شد.»

وی با بیان این که «باید از این فناوری روز استفاده کرد»، این پرسش را مطرح کرده که «ولی آیا نباید در نظام جمهوری اسلامی فضای مجازی مدیریت صحیح شود؟»

دادستان ایران اضافه کرد: «هیچ کشوری اجازه نمی‌دهد فضای مجازیش رها باشد و فیلتر برخی شبکه‌ها و کانال‌ها به معنای چشم‌پوشی از امکانات خوب و ارزشمند فضای مجازی نیست، آن چه ما را به صدور حکم قضایی در برخی موارد متوسل می‌کند، آسیب‌هایی است که متوجه جامعه می‌شود.»

به گفته این مقام قضایی، از آن رو که «جنگ نظامی و توطئه‌های دشمنان با شکست‌های پی در پی مواجه شد، لذا شبیخون فرهنگی را مورد توجه قرار دادند و همه ابزار‌ها را در این راستا به کار گرفتند.»

وی از این که ابزار و امکاناتی که بتوان آنها را علیه «شبیخون فرهنگی دشمن» به کار گرفت «آن گونه که شایسته نظام جمهوری اسلامی است» در ایران وجود ندارد، ابراز تاسف کرد.

دادستان کل ایران در ادامه اظهارات خود، با مقایسه مقابله با دشمنی که موشک دارد از طریق تجهیز به موشک، لازمه تقابل در فضای فرهنگی با «دشمن» را نیز استفاده از ابزارهای مورد استفاده وی معرفی کرده و از این که عده‌ای در این زمینه اتهاماتی را به قوه قضائیه نسبت می‌دهند انتقاد کرد.

وی گفت: «تا بحث مدیریت فضای مجازی و فیلتر برخی فضا‌هایی که جز ضرر چیزی ندارد را مطرح می‌کنیم، عده‌ای از رسانه‌ها و بخش‌های مختلف ما را متهم می‌کنند که قوه قضاییه نمی‌خواهد از این فضا استفاده شود که این برداشت نادرست است.»

منتظری با بیان این که قوه قضائیه به دنبال «سالم‌سازی» فضای مجازی است، افزود: «نباید اجازه دهیم در دستگاه‌های فرهنگی جرایمی شکل گیرد که بخواهیم برخورد کنیم» و «دستگاه قضای عمدتا تلاش می‌کند مسائل فرهنگی را با تعامل حل کند.»

دادستان کل ایران همچنین بدون اشاره به جزئیات از هنرمندان خواست تا «خطوط قرمز و حدود الهی» را رعایت کنند و هشدار داد که اگر کسی بخواهد «مقدسات اسلام را بازیچه بگیرد و به تذکرات گوش نکرد وظیفه دستگاه قضایی است که برخورد کند.»

به دنبال مسدود شدن فیس‌بوک و تلگرام در ایران، شبکه اینستاگرام در کنار توییتر از محبوبیت خاصی برخوردار شده و کاربران بسیاری از جمله هنرمندان عرصه‌های مختلف هنری در این شبکه فعالیت دارند.

ابوالحسن فیروزآبادی، دبیر شورای عالی فضای مجازی ایران شهریورماه امسال تهدید کرده بود که اگر اینستاگرام با جمهوری اسلامی «همکاری نکند، به سرنوشت تلگرام دچار خواهد شد».

وی توضیح بیشتری درباره «همکاری» مدنظر جمهوری اسلامی نداده بود.

منابع: میزان و رادیوفردا/ ب. ب./ ف. دو.

No responses yet

Dec 27 2018

مقام ارشد وزارت فرهنگ و ارشاد ایران: نخبگان ما، مخاطب رسانه‌های خارجی و توئیتر هستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوفرانسه: شبکه‌های اجتماعی تلگرام و توییتر از سوی مقامات قضایی در ایران مسدود شده‌اند.

یک مقام ارشد در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران می‌گوید دوره نادیده گرفتن رسانه اجتماعی به پایان رسیده است و یک فرد می‌تواند در رسانه اجتماعی یک زلزله ۸ ریشتری ایجاد کند.

حمیدرضا ضیایی‌پرور، مدیرکل دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران، روز چهارشنبه ۵ دی گفت: نخبگان ما رسانه‌های خارجی را می‌بینند و در حوزه رسانه‌های مجازی هم بالغ بر ۶۰ درصد مردم به اینترنت دسترسی دارد یعنی حدود ۵۵ میلیون نفر، که از این تعداد حدود ۴۰ تا ۴۵ میلیون نفر از تلگرام استفاده می‌کنند.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، مدیرکل دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران، که در سمینار علمی تخصصی رسانه و اقتصاد سخن می‌گفت، با بیان اینکه رسانه مستقل کم داریم و عمده نشریات یا مستقیم به دولت وابسته هستند یا غیرمستقیم از دولت ارتزاق می‌کنند، تصریح کرد: مرجعیت رسانه‌ای در کشور از رسانه داخلی به رسانه‌های خارجی تغییر کرده است و نخبگان سیاسی، فکری و سرمایه‌ای، مخاطب رسانه خارجی هستند و طبقات پایین دستی از رسانه‌های ما استفاده می‌کنند هر چند که ماهواره هم دارند.

این مقام ارشد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با تاکید بر جایگاه نخست “تلگرام” در میان کاربران مجازی ایرانی، گفت: اینستاگرام رسانه دوم مجازی و توییتر رسانه سوم در ایران است که اکثر افراد فعال در حوزه سیاسی در توئیتر حضور دارند، توییتر رسانه گروه نخبگانی است که گروه مرجع هم هستند.

شبکه‌های اجتماعی تلگرام و توییتر از سوی مقامات قضایی در ایران مسدود شده‌اند. همچنین، معاون دادستان کل ایران، در تابستان گذشته، تاکید کرد که درخواست وزیر ارتباطات دائر بر طرح موضوع رفع فیلتر توئیتر در جلسه کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه درخواستی خلاف مبانی حقوقی است و توئیتر رفع فیلتر نمی‌شود.

حمیدرضا ضیایی‌پرور با اشاره به گسترش شبکه‌های اجتماعی و عدم توفیق رسانه‌های داخلی در ایران گفت: رسانه‌های ایران جزیره‌های پراکنده هستند اما در دنیا رسانه‌ها، مجموعه‌های فراگیر هستند.

به گفته مدیرکل دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران، با توجه به وضعیت اقتصادی در کشور، میزان تیراژ مطبوعات به ۷۰۰ هزار نسخه رسیده است و رسانه چاپی در ایران رو به تعطیلی است.

No responses yet

Dec 19 2018

زد و خورد لفظی بر سر صحبت های رضا پهلوی در برنامه ی بی بی سی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی

No responses yet

Dec 05 2018

سراج؛ سازمانی برای راه‌اندازی اکانت‌های فیک

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

ایران وایر: ادامه جنجال‌ها در مورد اظهارات «محمدجواد ظریف»، وزیر امور خارجه درباره پول شویی‌های عظیم و فضاسازی‌ها علیه لوایح مرتبط با پول‌شویی منجر به پیش کشیده شدن نام «سازمان فضای مجازی سراج» در رسانه‌ها و میان سیاست مداران شده است.

ظریف چندی پیش از جریان‌های قدرتمندی در ایران سخن به میان آورد که اقدام به پول‌شویی گسترده می‌کنند و گفت آن ها به اندازه‌ای پول در اختیار دارند که از طریق ابزار‌های رسانه‌ای و تبلیغی اقدام به فضاسازی و توجیه اقدامات خود کنند.

وزیر امور خارجه نامی از این جریان‌ها نبرد اما سخنانش با واکنش گسترده رسانه‌های وابسته به سپاه پاسداران و گروه زیادی از محافظه‌کاران مواجه شد و حتی موضوع استیضاح وی در مجلس شورای اسلامی به میان آمد و بستر تازه‌ای برای حملات به دولت «حسن روحانی» را فراهم کرد.

یکی از این حملات از سوی «منصور امینی»، مسوول سازمان فضای مجازی «سراج» در خراسان جنوبی رخ داد که در سخن رانی خود، دولت کنونی را متهم به اهمیت ندادن به خواسته‌های رهبر در حوزه فضای مجازی کرد.

امینی با انتقاد درباره عملکرد وزارت ارتباطات و فن آوری اطلاعات در حوزه فضای مجازی، گفته بود وضعیت لایه‌های زیرساخت و خدمات در حوزه فضای مجازی اسفناک است.

این اظهارات اما با واکنش کم‌سابقه «حسام‌الدین آشنا»، رییس مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری مواجه شد که در توییتی سازمان فضای مجازی سراج را به چالش کشید.

آشنا در توییت خود نوشت: «سازمان فضای مجازی سراج دارای چه ماهیت حقوقی است؟ نقش حاکمیتی دارد؟ دولتی است؟ خصوصی است یا سازمان مردم‌نهاد؟ وابسته به چه نهاد یا مؤسسه‌ای است؟ از چه سالی آغاز به فعالیت کرده است؟ چه فعالیت‌هایی انجام می‌دهد؟ مهم‌ترین دستاوردهای فعالیتش تاکنون چه بوده است؟»

او در توییتی دیگر ادامه داد: «این مؤسسه بیش تر ماهیت تجاری دارد یا فرهنگی یا امنیتی؟ بودجه آن چقدر است و از چه محلی تأمین می‌شود؟ ساختار اداری و تشکیلاتی آن چگونه است؟ چگونه عضوگیری می‌کند و دارای چه شرایط استخدامی است؟ مسوول آن با حکم چه کسی تعیین می‌شود؟ این مؤسسه دارای چه تجهیزات و تأسیساتی است؟»

مجموعه این پرسش‌ها در واقع اقدامی هدفمند از سوی آشنا یا دولت حسن روحانی به منظور جلب توجه افکار عمومی به عملکرد چراغ خاموش سازمانی است که گفته می‌شود وابسته به سپاه پاسداران است.

از سازمان فضای مجازی سراج که سال ۱۳۹۵ فعالیت خود را آغاز کرده است،به عنوان اصلی‌ترین بازوی سپاه پاسداران در فضای مجازی نام برده می‌شود که بیش تر حوزه فعالیت آن تلاش برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی داخل ایران است.سایت رسمی این سازمان مردادماه سال ۱۳۹۵ و با حضور سردار «حسین نجات»، معاون فرهنگی سپاه پاسداران و «کمیل خجسته»، مسوول پایگاه اطلاع‌رسانی «علی خامنه‌ای» رونمایی شد.

این سازمان در واقع از دل مجموعه‌ای به نام «مجتمع رسانه‌‌ای اطلس» بیرون آمده است که سپاه پاسداران بعد از وقایع سال ۱۳۸۸ اقدام به تاسیس آن کرده بود.

سپاه پاسداران پس از تجربه‌اندوزی از طریق این مجتمع که عمده فعالیت هایش مربوط به راه‌اندازی سایت‌های اینترنتی بود، دامنه فعالیت‌های خود را با راه‌اندازی سازمان سراج به حوزه شبکه‌های اجتماعی و آموزش «سربازان جنگ نرم» گسترش داد.

سراج در حال حاضر به یکی از بزرگ‌ترین سازمان‌های فعال ایران در شبکه‌های اجتماعی تبدیل شده است که دفاتر آن در ۳۱ استان از امکانات بسیار زیادی برخوردار و در خدمت دفتر مرکزی هستند.کارشناسان این سازمان به طور مرتب در شهر‌های مختلف ایران اقدام به برگزاری کلاس‌های آموزشی برای افرادی که سربازان جنگ نرم نامیده اند می‌کنند تا به آن ها بیاموزند چه گونه در شبکه‌های اجتماعی تاثیرگذار باشند.

تصاویر بسیاری از این کلاس‌های آموزشی در شبکه‌های اجتماعی و سایت‌های استانی سازمان سراج در دسترس است که نشان می‌دهند تمرکز اصلی این سازمان بر افزایش توان تاثیر‌گذاری نیرو‌هایش در شبکه‌های اجتماعی است. این سازمان برای جریان‌سازی و تاثیرگذاری بر محتوای شبکه‌های اجتماعی، اکانت‌های جعلی بسیاری در اختیار دارد که برخی از آن ها در هفته‌های اخیر از سوی توییتر مسدود شده‌اند.

«محمد یاراحمدی» از فعالان رسانه‌ای محافظه‌کار است که ۱۱ آذر ماه پرده از این واقعیت برداشته و نوشته است: «خبرنگاران خبرگزاری فارس (متعلق به سپاه) به فیک‌های سازمان سراج و امثالهم (متعلق به سپاه) گیر می‌دن؛ ادبیات‌شون و اینکه چرا فیک هستند.»

یاراحمدی افزوده است: «این دعواها سر فُرم کار است وگرنه هر دو دسته دارند یک کار باطل و مخرب رو انجام می‌دن: مداخله‌ی نهاد نظامی در سیاست، آنهم با بودجه بیت‌المال.»

او نوشته است آسیب‌های مداخله‌ نهاد نظامی در سیاست که اسلحه و پول بی‌انتها دارد به قدری بدیهی است و به قدری در جهان آثارش تجربه شده است که نیازی به توضیح اضافی ندارد.

یاراحمدی در بخش دیگری از توییت خود فاش کرده است که گروهی از اعضای سازمان سراج با پیام‌رسان «سروش» همکاری دارند.

سروش یکی از پیام‌رسان‌های جایگزین «تلگرام» در ایران است که گفته می‌شود نهاد‌های اطلاعاتی و نظامی پشت آن قرار دارند. نام سازمان سراج در شرایطی با برخی از پیام‌رسان‌های داخلی پیوند خورده است که این سازمان در پیام‌رسان تلگرام کانال‌های متعددی در اختیار دارد که هم چنان فعال هستند.

«برسری سیاسی» نام یکی از همین کانال‌ها است که ویدیو‌های متعددی علیه گروهی از اصلاح‌طلبان منتشر می‌کند و در هفته‌های اخیر نیز حملات تندی متوجه محمد‌جواد ظریف کرده است.

این کانال در روز‌های اخیر فیلم‌ها و اسنادی از «عبد‌الواحد موسوی لاری»، وزیر کشور دولت محمد خاتمی منتشر کرده و خطاب به ظریف نوشته است: «پول شویی یعنی تحت لوای یک فعالیت اقتصادی، پو‌لهای کثیف رو تطهیر کنند. خدای نکرده موسسه آقای موسوی لاری که ازین کارا نمی‌کنه آقای ظریف؟! نه؟!»

از سازمان سراج به طور کلی می‌توان به عنوان بازوی داخلی سپاه پاسداران در ایجاد موج‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی علیه منتقدان یا مخالفان و سایر فعالان سیاسی، مدنی و رسانه‌ای در ایران نام برد.

این سازمان در سال‌های اخیر با بسیج سربازان جنگ نرم بارها در شبکه‌های اجتماعی اقدام به فضاسازی علیه برخی رسانه‌ها و فعالان مدنی و سیاسی کرده و با فشار بر قوه قضاییه، منجر به بازداشت آن ها شده است.

پرسش حسام‌الدین آشنا از ماهیت، بودجه، عملکرد و وابستگی این سازمان در شرایطی مطرح شده که در چند روز گذشته گزارش‌هایی از اداره ۷۰ وب‌سایت تولید کننده اخبار جعلی در جهان توسط یک سازمان وابسته به جمهوری اسلامی در رسانه‌های خارجی منتشر شده است. این پرسش آشنا را می‌توان در ادامه انسداد ده‌‌ها کاربر جعلی این سازمان در روز‌های اخیر از سوی توییتر نیز مورد توجه قرار داد.

هرچند که بسیاری از این حساب‌های فیک یا جعلی پس از مسدود شدن، دوباره فعالیت خود در توییتر را از سر گرفته اند اما یک عضو ارشد سازمان سراج نوشته است برخی از این حساب‌ها متعلق به صاحب قبلی آن ها نیستند.

«آسیدپویان حسین‌پور» در مورد هویت یک حساب کاربری به نام «ژان‌والژان»(علی‌البدل) ‏نوشته است:«این اکانت فیکه و متعلق به ژان‌والژان جبهه انقلاب نیست.»

این واکنش‌ها در واقع تایید می‌کنند که سازمان سراج در سازمان دهی حساب‌های فیک و جعلی در شبکه‌های اجتماعی به شدت فعال است؛ مجموعه ای که سازمان فضای مجازی بسیج حاضر به پذیرفتن مسوولیت فعالیت‌های آن در شبکه‌های اجتماعی نشده است.

No responses yet

Dec 04 2018

شلاق، زندان و جریمه برای صاحبان کانال ها و گروه ها / الگوی تان شوروی است یا کره شمالی؟!

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

عصرایران: نقدی بر طرح 90 نماینده برای جرم انگاری داشتن کانال و گروه در شبکه های مجازی

البته اگر بخواهند مانند شوروی کمونیستی عمل کنند که بله، می شود! در شوروی، حتی نامه های مردم را هم در اداره پست باز می کردند و می خواندند تا اگر موردی یافتند، تشکیل پرونده دهند و اگر مشکلی از نظرشان نبود، اجازه رساندن نامه را صادر کنند.

عصر ایران؛ جعفر محمدی* – 90 نماینده مجلس با امضای طرحی در پی تصویب قانونی هستند که طبق آن، راه اندازی هر گونه گروه و کانال در پیام رسان های داخلی و خارجی ممنوع می شود و مرتکبین این جرم(!) به مجازات تعزیری درجه 8 محکوم می شوند (حبس تا سه ماه، تا 10 ضربه شلاق، تا 10 میلیون ریال جریمه نقدی).

در این باره نکات زیر قابل تأمل است:
1 – این که چنین فاصله نجومی و شگفت انگیزی بین دغدغه های مردم و جمعی از نمایندگان مجلس وجود دارد، پدیده ای دلهره آور است. اینان قرار است آنچه مردم می خواهند را پیگیری کنند و آیا مردم ایران خواستار چنین طرح عجیب الخلقه ای هستند؟! همین مشکلات ناشی از تحریم که در چند ماه اخیر بر انبوه مصائب ملت ایران اضافه شده را نمی بینند؟ و قرار نیست کاری برای گشودن دستکم بخشی از این گره ها کنند؟ شگفتا که مردمِ ایرانِ تحتِ تحریم، در حال از دست دادن شغل هایشان هستند و در ماه های اخیر آمار بیکاران افزایش صعودی داشته است و در همان حال، وکلای همان مردم حواس شان به این است که حتی شده تا 10 ضربه شلاق به کسانی که کانال و گروهی در تلگرام دارند بزنند! شگفتا و حسرتا!

2 – نمایندگانی که این طرح را نوشته یا امضا کرده اند، درباره شبکه های اجتماعی و تلگرام چه می دانند؟ اصلاً می دانند چند کانال در تلگرام و بقیه پیام رسان های داخلی و خارجی وجود دارد؟ طبق آمار مرکز ملی فضای مجازی که در هشتم مهر 97 منتشر شده است، تنها در تلگرام بیش از 626 هزار کانال فارسی وجود دارد و نکته جالب این که برغم فیلترینگ، روزانه 2 هزار کانال در این شبکه موبایلی ایجاد می‌شود، یعنی در هر دقیقه بیش از یک کانال.
این، تنها آمار “کانال”های تلگرام است و قطعاً تعداد “گروه ها” بسیار بیشتر است؛ سایر پیام رسان ها هم که جای خود دارند.

حالا نمایندگان مجلس بفرمایند چگونه می خواهند اولاً 626 هزار کانال موجود را بررسی و تأیید صلاحیت کنند و سپس مجوز دهند و ثانیاً با کدام ساز و کار هر روز 2 هزار تقاضای جدید را جهت صدور مجوز مورد مطالعه و تصمیم گیری قرار خواهند داد؟
البته اگر بخواهند مانند شوروی کمونیستی عمل کنند که بله، می شود! در شوروی، حتی نامه های مردم را هم در اداره پست باز می کردند و می خواندند تا اگر موردی یافتند، تشکیل پرونده دهند و اگر مشکلی از نظرشان نبود، اجازه رساندن نامه را صادر کنند.
اینجا هم می توانند به تأسی از تجربه های دهشتناکِ (و بعداً مضحک) به تاریخ پیوسته چنین کنند: هزاران نفر را استخدام کنند، وزارتخانه بررسی کانال و گروه های تلگرامی تشکیل دهند و صلاحیت ایرانیان را بررسی کنند که آیا اصلاً حق دارند به عنوان شهروندان این سرزمین در شبکه های مجازی حرف بزنند یا خیر؟!

اما صبر کنید! فرض کنیم که چنین اتفاقی هم افتاد و همه، زیر باز مجوز رفتند. حالا چگونه می خواهند مانند کمونیست های مستقر در ادارات پست، این همه پست تلگرامی و مجازی را بخوانند و بررسی کنند؟! در آمار منتشره در 8 مهر ماه مرکز ملی فضای مجازی آمده است که در عرض 24 ساعت اخیر، 2 میلیون و 952 هزار و737 مطلب در کانال های فارسی شده است و همچنین تعداد کل بازدیدهای کانال های تلگرام در یک روز یک میلیارد و872 میلیون و 346 هزار بار عنوان شد و این درحالی است که اواسط هفته گذشته، تعداد کل بازدیدهای کانالهای تلگرامی از مرز2 میلیارد بازدید هم گذشته بود.
متوجه این اعداد هستید آقایان و خانم های نماینده؟!

3 – راستی باید یک نیروی انتظامی و قوه قضائیه جدید هم درست کنند که روزانه هزاران پرونده درباره اصل راه اندازی کانال ها و گروها و محتوایشان را پیگیری کنند، بخوانند، تحقیق و بازجویی کنند، حکم صادر نمایند، شلاق بزنند، زندان ببرند و جریمه بگیرند! چون واقعاً پلیس و قوه قضائیه کنونی با میلیون ها پرونده، به اندازه کافی درگیری کاری دارند.

4 – یک نکته ساده: ما در دوران قاجار زندگی نمی کنیم که حداکثر ارتباطات مردم، نامه ای هر چند سال یک بار یا تلگرامی از سر اضطرار باشد. شبکه های اجتماعی، بخشی انفکاک ناپذیر از زندگی مردم اند. اجبار به مجوز برای راه اندازی گروه و کانال، عملاً یعنی اجبار به مجوز برای حرف زدن. گویا تنها تصوری که عده ای از حکومت داری دارند این است مردم را با ابزار “مجوز” محدود کند! غافل از این که همین نظام مجوزها، قفل امور شده است، از کسب و کار و سرمایه گذاری ها تا آزادی بیان و … .

هم اکنون در دنیای توسعه یافته، حتی برای انتشار روزنامه نیز مجوز نمی خواهند و تنها باید ثبت و اعلام کنند. حالا در ایران عده ای می خواهند برای درست کردن یک گروه در تلگرام هم مجوز را اجباری کنند! واقعاً این ها می خواهند ما را به کدام سمت ببرند؟ الگوی تاریخی شان شوروی و الگوی معاصرشان، کره شمالی است؟!

*صاحب امتیاز و سردبیر عصر ایران

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .