اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'آزادی بیان' Category

Mar 30 2016

«نسیم آنلاین»، گزارش می دهد: صدا و سیما؛ موفقیت خلاقیت‌های فردی و شکست برنامه‌ریزی‌های ‏سازمانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,سانسور,سیاسی

نسیم: “پایتخت۴”، “خندوانه” و “نود” سه نمونه از آثار موفق سال ۹۴ رسانه ملی بودند و جالب اینجاست که هر سه عنوان هم چهره هایی را در قامت شخصیت حقیقی به عنوان خلاقان تولید خود دارند.

گروه فرهنگ «نسیم آنلاین»- تلویزیون در سال 94 به لحاظ تولید محصولات نمایشی سال متوسطی را سپری کرد. محدودیت منابع مالی سازمان باعث شده بود که دیگر مثل سالهای قبل دست و دل بازی در تخصیص بودجه برای تولید سریال و تله فیلم وجود نداشت. تولید سریالها محدود شد به مناسبتهای خاص و تله فیلم هم که تقریبا از مدار تولید خارج شد.

در این اوضاع اما موفقیت نه از برنامه ریزی های سازمان برای تولیدات که بیشتر ناشی از خلاقیتهای فردی بود که در سالهای قبل هم خود را نشان داده بود. “پایتخت4” و “خندوانه” و همچنان “نود” سه نمونه از آثار موفق سال 94 رسانه ملی بودند و جالب اینجاست که هر سه عنوان هم چهره هایی را در قامت شخصیت حقیقی به عنوان خلاقان تولید خود دارند.
*سه نمونه از موفقیت خلاقیتهای فردی

“پایتخت4” محصول تیم سه نفره الهام غفوری-محسن تنابنده-سیروس مقدم است که در این میان لیدر اصلی ایده پردازی تنابنده است که سعی می کند با هماهنگی دو عضو دیگر که بازوی اجرایی هستند همچنان “پایتخت” را جذاب و مخاطب پسند پیش ببرد. این تیم رمضان 94 با “پایتخت4” روی آنتن بودند که هرچند به اندازه فصل سوم قوام نداشت اما باز هم در میان محصولات برتر سال قرار داشت.

“خندوانه” محصول موفق شبکه نسیم نیز محصول خلاقیت فردی رامبد جوان و گروه جوانی بود که در کنارش قرار داشتند. جوان با سابقه سالها بازیگری و کارگردانی چه در سینما و چه در تلویزیون وقتی به سمت تولید برنامه شادی آفرین رفت سعی کرد همه چیز را منطبق با تجریبات شخصی اش از برخورد با مخاطبان در آثار قبلی اش پیش ببرد و نه معیارهای سازمانی کلیشه شده و همین هم بود که باعث شد “خندوانه” یکی از موفقترین برنامه های تلویزیون در سال 94 باشد.

لیدر “نود” هم که به مانند همه سالهای قبل عادل فردوسی پور بود که او نیز به مدد به‌روز بودنش و تلاش برای پیشرو بودن و در باد موفقیتهای قبلی نخوابیدن، برنامه ای پرچالش و جذاب برای مخاطبان خلق می کند. فردوسی پور هم یک فرد خلاق بود در دل سیستمی که با دوری از خلاقیت برنامه های ورزشی زیادی تولید می کند اما برخی از آنها مانند آن برنامه ای که صبحهای جمعه روی آنتن می رفت به دلیل تکرار مکررات به دارویی خواب آور شبیه شده اند.

*شکست خوردگانی محصول برنامه ریزیهای غلط سازمانی

این خلاقیتهای فردی موفق را که کار بگذاریم و به سراغ تولیداتی برویم که بیشتر از تواناییهای فردی، حمایتهای ارگانی و البته متنفذ بودن تهیه کنندگان آنها اسباب تولیدشان را فراهم کرده بیشتر از موفقیت، شکست است که رخ می نمایاند.

از سریال صدقسمتی “کیمیا”ی جواد افشار شروع می کنیم که نه تنها برخلاف ادعای عواملش نتوانست تصویری دقیق از اتفاقات برهه های مختلف انقلاب نشان دهد که گافهای فراوان در فیلمنامه، شخصیت پردازی، طراحی صحنه و حتی گریم سبب شد این سریال که بودجه خوبی هم صرف تولید آن شده بود از میانه به بعد به اسبابی برای شوخی و تفریح مخاطبان در شبکه های اجتماعی فراهم شود.

وضعیت سریال تاریخی “معمای شاه” محمدرضا ورزی هم بهتر از این نبود. این سریال تاریخی که چند سالی زمان صرف تولید آن شده است و همچنان هم در مسیر فیلمبرداری است با بودجه چند میلیاردی از همان قسمت ابتدایی حاشیه ساز شد.

گافهای تاریخی فراوان موجود در سریال که باعث گلایه صریح کارشناسان تاریخ شد و تصویرسازی تیپیکالی که از چهره های سیاسی در سریال ارائه شده و از آن بدتر محدود کردن بخش عمده سریال به نماهای داخل کاخهای سلطنتی سبب ساز این شد که مخاطبان نتوانند چنان که باید به عنوان یک سریال گیرای تاریخی با آن ارتباط بگیرند.

“در حاشیه” مهران مدیری دیگر سریال شکست خورده سال 94 بود. مهران مدیری که بسیاری نزول او در شبکه خانگی را ناشی از دوری از رسانه ملی می دانستند در بازگشت دوباره به تلویزیون و البته در سایه حمایتهای مدیران این نهاد که اگر نبودند ممکن بود “در حاشیه” در همان مسیر تولید متوقف شد نتوانست حتی به اندازه یک سوم مجموعه هایی چون “باغ مظفر”، “شبهای برره” و “مرد هزارچهره” موفقیت کسب کند و کار به جایی رسید که برخی عوامل کار که دستمزدهای خوبی هم برای همراهی با “در حاشیه” گرفته بودند برای فرار از انتقاد مخاطبان تا توانستند سعی کردند از این مجموعه اعلام برائت کنند.

“در حاشیه” هم محصول سیستم مدیریتی جدید تلویزیون بود که بی توجه به بازدهی کارهای مدیری در شبکه خانگی برای آن که کمکی کند به موفقیت مدیریت خویش شرایط حضور دوباره وی در تلویزیون را فراهم کرد و البته که این حضور ناهوشمندانه یکی دیگر از شکستهای کارنامه 94 تلویزیون را رقم زد.
*وقتی سیستم مرعوب نامها می شود و نه فیلمنامه ها

سریالهای روتین دیگری نظیر “تنهایی لیلا”ی محمدحسین لطیفی، “نفس گرم” محمدمهدی عسکرپور، “میکائیل” سیروس مقدم و “پشت بام تهران” بهرنگ توفیقی نیز نتوانستند اثرگذاری حتی کوتاه مدتی را برای مخاطبان داشته باشند.

جالب است که به جز “پشت بام تهران” بقیه سریالها نامهای شناخته شده ای را هم به عنوان کارگردان داشتند؛ نامهایی که به هنگام دریافت بودجه عاملی برای گران شدن پروژه می شوند اما به وقت خروجی گرفتن که می رسیم و بناست مخاطب از تماشای برنامه لذت ببرد این ذهنیت کلیشه زده و کپی برداریهای ناشیانه از آثار پیشین است که جلوه گر می شود.

این سریالها را هم بی بروبرگرد باید محصول همان مدیریت سازمانی دانست که برای توجیه عملکرد خود در تخصیص بودجه به سراغ نامهای بزرگ می رود بدون اینکه تحقیق کند همین نامها در دیگر مدیومها چقدر شکست خورده اند.

فقط کافی بود به گیشه “اسب سفید پادشاه” و “مهمان داریم” آخرین ساخته های سینمایی محمدحسین لطیفی و محمدمهدی عسکرپور دقت شود تا راحتتر از حد تصور قید حضور آنها در قامت کارگردانان چنین پروژه هایی زده شود.

با این حال این دقت گذاریها صورت نمی گیرد و سریال سازی در خدمت چهره هایی قرار می گیرد که همه این سالها تمام هنرشان تولید محصولات زیر حد متوسط برای رسانه ملی و گلایه مدام از عدم پرداخت بموقع معوقات شان از رسانه ملی بوده است.
*آثاری که هم محصول خلاقیت بودند و هم محصول برنامه ریزی

“تعبیر وارونه یک رویا”ی فریدون جیرانی و “آسمان من” محمدرضا آهنج تنها سریالهای تلویزیون بودند که فارغ از رویه روتین تولید ملودرام-کمدی ساخته شده بودند.

در این بین “آسمان من” سریالی محصول سازمان هنری-رسانه ای اوج بود که اول بار از شبکه متبوع این سازمان یعنی شبکه افق روی آنتن رفت و به واسطه تصویرسازی دقیق و جذابی که از گروههای امنیت پرواز ارائه می داد به شدت مورد توجه مخاطبان قرار گرفت.

“تعبیر وارونه یک رویا” هم سریالی امنیتی-جاسوسی بود که تعلق خاطر سازنده اش به آثار مطرح این ژانر در هالیوود به شدت در آن به چشم می آمد اما به هر حال ساختار داستانگوی آن و کاراکترهای ایرانی تسری یافته در بطن کار اسباب جلب توجه را فراهم می کرد.

ریشه تولید این دو سریال را نه می توان خلاقیت فردی دانست و نه برنامه ریزی سازمانی و به عبارت بهتر قرار گرفتن خلاقیت فردی در کنار برنامه ریزی سازمانی چنین محصولاتی را تولید کرد. خلاقیت فردی آهنج و البته برنامه ریزی سازمانی چون اوج برای این کارگردان محصولی به نام “آسمان من” را فراهم کرد.

از آن طرف خلاقیت فردی فریدون جیرانی در داستان پردازی که جزو علایق دیرین اش است در تعامل با وزارتخانه حامی کار سبب ساز شکل گیری مجموعه ای شد که می کوشید در نوع خود دستاوردهای تازه ای را در نمایش نیروهای امنیتی به تماشا بگذارد.
*موفقیتهای نسبی را بیشتر کنید

در یک نگاه کلی به کارنامه تلویزیون در سال 94 متوجه می شویم که آثاری که صرفا محصول خلاقیت فردی بودند برندگان اصلی بودند. در کنار آنها محصولات سازمانی شکست خورده بودند و محصولاتی که در آنها خلاقیت فردی در تعامل با برنامه ریزی سازمانی قرار گرفته بودند موفقیتی نسبی را تجربه کردند!

خلاقیت فردی که همچنان در رسانه ملی وجود خواهد داشت و هرازگاه استعدادهایی در تلویزیون چهره می شوند و راه خود را پی می گیرند و مخاطب هم جلب می کنند. وظیفه رسانه در برابر این چهره ها فقط همراهی با آنهاست و کار دیگری برایشان نمی توان کرد.

رسانه ملی اما وظیفه دارد شرایط تحریم شکست خوردگان سریال سازی در سالهای اخیر را فراهم کند و تولید جدید به آنها نسپارد و از طرف دیگر موفقیتهای نسبی که در سایه همکاری خلاقیتهای فردی و برنامه ریزیهای سازمانی شکل می گیرد را بیشتر و بیشتر کند.

No responses yet

Mar 22 2016

نامه عالی‌پیام به قاضی پرونده‌اش: می‌خواستید حالم را بگیرید، نتوانستید

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

رادیوزمانه: محمدرضا عالی‌پیام، شاعر طنز‌پرداز ایرانی که چند روز قبل از زندان آزاد شد، در نامه‌ای به قاضی پرونده‌اش نوشت که «می‌خواستید با زندان، حال مرا بگیرید» اما «نتواستید.»
محمدرضا عالی‌پیام، متخلص به «هالو»، شاعر طنز‌پرداز ایرانی

محمدرضا عالی‌پیام، متخلص به «هالو»، شاعر طنز‌پرداز ایرانی

به گزارش روز دوشنبه دوم فروردین هرانا، تارنمای مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، عالی‌پیام در این نامه سرگشاده اشاره کرده که پرونده‌اش مختومه بوده اما برای اینکه «دل یک مقام کله گنده، خنک شود»، این پرونده سال گذشته دوباره به جریان افتاد و منجر به بازداشت و زندانش شد.

عالی‌پیام در این نامه افزوده که مقامات می‌خواسته‌اند زندانی‌اش کنند تا حالش را بگیرند اما نتوانسته‌اند.

این شاعر طنز‌پرداز که با تخلص «هالو» اشعار خود را منتشر می‌کند، می‌گوید در زندان ۳۰ شاعر «معترض» تربیت کرده، به زندانیان افکار «هالویی» منتقل کرده و شعر به زندانیان آموزش داده است.

عالی‌پیام خطاب به قاضی پرونده‌اش نوشته است: «شعر‌هایم را که در زندان سروده شد و پخش گردید، با اشعار قبلم مقایسه کنید. آیا فکر کردید با زندانی شدن هالو دهانش بسته می‌شود؟ خیر، اشعارش صیقلی شد و واقع‌بینانه‌تر.»

محمدرضا عالی پیام که از اردیبهشت سال گذشته در زندان به‌سر می‌برد، روز چهارشنبه ۲۶ اسفند ۹۴ آزاد شد.

عالی‌پیام به علت سرودن اشعار انتقادی در قالب طنز، محاکمه و به ۱۵ ماه حبس محکوم شده بود.

او به «تبلیغ علیه نظام، توهین به مقدسات، توهین به بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، رهبری، ریاست جمهوری و مسئولان نظام» متهم شده بود.

عالی‌پیام در سال‌های ۱۳۹۱ و ۱۳۹۲ نیز مدتی را در زندان گذرانده بود.

محمدرضا عالی‌پیام پیش‌تر عضو کانون فیلمنامه‌نویسان سینمای ایران، عضو شورای مرکزی و دبیر انجمن تهیه‌کنندگان مستقل سینمای ایران، انجمن صنفی شرکت‌های تبلیغاتی و عضو دائمی آکادمی داوری خانه سینما، عضو چند انجمن ادبی هنری تهران، مدیر عامل مؤسسه مینا فیلم و مدیر مؤسسه تبلیغاتی دایره مینا بوده است.

No responses yet

Mar 18 2016

یادی از علی اصغر امیرانی و ‘خواندنی‌ها’

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

بی‌بی‌سی: علی اصغر امیرانی روزنامه‌نگار و بینانگذار مجله خواندنی‌ها از نخستین روزنامه نگارانی بود که در سال هایی که به باور مطبوعاتی ها نسیم آزادی در ایران وزیدن گرفته بود به جوخه اعدام سپرده شد.

امسال صدمین سال تولد او بود که با هفتاد و پنجمین سال بنیانگذاری مجله خواندنی‌ها مصادف شد.

امیرانی معتقد بود که هر انسانی با کار و کوشش می تواند به همه جا برسد. زندگی پر فراز و نشیب امیرانی خود گواهی است بر این ادعای او.

در گروس کردستان زاده شده و از زمانی که چشم باز کرده بود زن پدر سختگیر و پدر گوش بفرمان زن را دیده بود. مدرسه‌ای در کار نبود که هیچ، به مکتب هم نمی‌گذاشتند برود.

یازده ساله بود که به دنبال پسر عموها دور از چشم پدر و زن پدر راهی مکتب شد. مکتبدار همه فن حریف بود. از دعانویسی گرفته تا مرده شوئی همه را فوت آب بود. همین مکتبدار همه فن حریف نیز به هوش و استعداد او پی برده بود. هوش و ابتکاری که همه همکاران سال های بعد او نیز بر آن صحه گذاشتند.

از گروس راهی تهران شد تا بخت خود را در پایتخت بیازماید. تن به هر کاری می‌داد تا بتواند درس بخواند. در خانه ای کار می‌کرد و در بیرون از خانه فریاد “برف پارو می کنیم” سر می‌داد.

در مدرسه بابت همین هوش و استعداد مزدکی از بچه ها می گرفت تا درسشان را تقویت کند یا برایشان بنویسد و حتی به جایشان کتک بخورد. سرانجام هفده ساله بود که به دبیرستان رفت. دبیرستان خرجش بیشتر بود و باید راهی می‌یافت. راهی بازار مرکز اقتصاد آن زمان شد. نخستین کارش اما با ماشین بُرِش بود، به شرطی که تکانی به آن بدهد می توانست کار را بگیرد.

زندگی پر از نشیب کم‌کم می‌رفت که راه فراز را بیابد. رساندن روزنامه به در خانه‌ها با دوچرخه کرایه ای، و کم کم خبرنگاری در روزنامه اطلاعات و فروش بلیت‌های اسب دوانی در میدان جلالیه و ابتکار قرعه کشی آن‌ها یکی پس از دیگری طی شد. حالا او دیگر مجله‌ای می‌خواست از آنِ خود.
خواندنی‌ها؛ برگزیده مطالب

مجله “خواندنی‌ها” زمانی در ایران منتشر شد که انواع و اقسام روزنامه‌ها و مجلات و رنگین نامه ها با هدف در بر گرفتن طیف خاصی از مخاطبان وجود داشتند و میدانی برای جولان دیگر نشریات باقی نگذاشته بودند.

امیرانی به دنبال مجله‌ای بود که “آن‌چه خوبان همه دارند” آن نشریه تنها داشته باشد. همین جمله را نیز بر پیشانی مجله هر بار می‌نوشت. نسخه بدلی از ریدرز دایجست.

خواندنی‌ها توانست مقالات خوب و خواندنی نشریات دیگر را در یک‌جا گرد آورد بدون آن‌که دردسری برای سانسور و اجازه طبع آن ها داشته باشد.

خواندنی‌ها اما از دل دو سازمان مطبوعاتی پر سابقه کیهان و اطلاعات بیرون نیامده بود. مجله ای بود مستقل که احتمالا می توانست رقیب دیگر نشریات هم باشد.

واکنش رسانه‌های نوشتاری به این مجله نو پا چگونه بود؟
حق نشر عکس
Image caption از راست: محمد مسعودی، مدیر روزنامه اطلاعات، دکتر ریاضی رئیس مجلس شورای ملی، مصطفی مصباح زاده مؤسس و مدیر روزنامه کیهان، و علی اصغر امیرانی

سیروس آموزگار، نویسنده و روزنامه نگار که نخستین کار روزنامه‌نگاری موظف خود را با امیرانی شروع کرده می‌گوید:

“در آغاز خواندنی ها ماهیانه و در چاپخانه روزنامه اطلاعات و با کمک عباس مسعودی که امیرانی نیز مدت ها در آن قلم می‌زد به چاپ می‌رسید. مجله ماهانه اما چندان مورد استقبال قرار نگرفت. امیرانی تصمیم گرفت که خواندنی‌ها را هفتگی کند. مجله ای که بیشتر سیاسی، اجتماعی بود.”

او اما هنوز به دنبال خواسته‌های دیگر بود.

صدرالدین الهی، نویسنده و روزنامه نگار و از بنیانگذاران “کیهان ورزشی”، بزرگ‌ترین مزیت امیرانی را در حسن انتخاب او از مطالب می داند:

“این آدم چیزی داشت که باید مورد تحسین همه قرار بگیرد و آن هم حسن انتخاب، تشخیص و بریدن مطالب خوب برای مجله‏ اش بود. این مجله، در حقیقت مرجع خیلی خوبی بود برای کسانی که می‏ خواستند گزیده‏ ای از همه‏ مطالب را بخوانند.

“در عین حال، بعدها از آدم‏ های حرفه‏ ای هم در کار استفاده کرد. فرضاً از مرحوم ذبیح‏ الله منصوری، برای ترجمه‏ پاورقی‏‌های تاریخی و از مرحوم خسرو شاهانی برای طنزنویسی استفاده می‏ کرد که مطلبی با عنوان “کارگاه نمدمالی” می‏ نوشت و در آن حساب همه را می‏ رسید.”
حق نشر عکس

اما آیا به کار گرفتن نویسندگان حرفه‌ای تاثیری هم در جلب مخاطبان بیشتر داشت؟

سیروس آموزگار مطالب ذبیح‌الله منصوری را در یافتن مخاطبان بیشتر موثر می‌داند:

“مطالب شاهانی خیلی برایش مشتری می آورد. تمام توفیق مجله اما همان مطالب ترجمه ذبیح‌الله منصوری بود. منصوری واقعا سرقفلی خواندنی‌ها بود. کتاب‌های قطور از جزوه‌های کوچک!

“ذبیح‌الله منصوری مترجمی بود با نثری شیرین که هواخواهان بسیار داشت. دست اندرکاران ترجمه اما می دانستند که او اغلب الهامی از داستان می گیرد و با هر حجم و شکلی که دلش بخواهد آن را پرورش می دهد. دکتر آموزگار از رمانی چهل صفحه ای می گوید که بعدها به کتابی هفتصد صفحه‌ای بدل می‌شود:

“روزی علی اصغر امیرانی جزوه‌ای چهل صفحه ای را به دست منصوری می دهد که برای مجله ترجمه کند. منصوری می پرسد که چه جوری ترجمه کنم. امیرانی می‌پرسد یعنی چه؟ منصوری در پاسخ می گوید یعنی برای یک هفته، یک ماه، دو ماه احتمالا شش ماه یا یک سال.

“همان جزوه چهل صفحه‌ای که من به چشم خودم دیدم تبدیل شد به کتاب هفتصد صفحه‌ای “خواجه تاجدار” که درباره آغامحمد خان قاجار نوشته شده بود.”
حق نشر عکس
Image caption امیرعباس هویدا و اصغر امیرانی

کتاب خواجه تاجدار اما تنها شیرین‌کاری منصوری نبود. سیروس آموزگار از کتاب معروف “قلعه الموت” نیز یاد می‌کند:

مورد دیگر کتاب “خداوند الموت” بود در باره حسن صباح و جدالش با خواجه نظام‌الملک که بسیار کتاب جذابی بود. به فرانسه که آمدم با آقای امیر معزی در کافه‌ای که نشسته بودیم صحبت همین کتاب که پل آمر آن را نوشته بود به میان آمد. گفتم حالا که به فرانسه آمدم دلم می‌خواهد خود کتاب را بخوانم. کجا می توانم آن را تهیه کنم. آقای امیر معزی شروع کرد به غش غش خندیدن که کتاب به آن کلفتی که تو از آن حرف می زنی در واقع یک مقاله است. آن را با کش دادن تبدیل به کتاب کرده بود. منصوری در بعضی از ترجمه‌ها می نوشت که ترجمه و اقتباس ذبیح‌الله منصوری. یعنی قسمت اعظمش را خودم نوشتم. ولی گاهی هم می نوشت ترجمه. قلم خیلی شیرینی داشت و خیلی هم خوب می توانست آن را گسترش بدهد.
حق نشر عکس

مجله خواندنی‌ها هم مانند دیگر نشریات مدت زمانی به خاطر کمبود کاغذ و ماجراهای دیگر اقتصادی گرفتار تنگناهای مالی شد. امیرانیِ معروف به خوش حساب هم حتی نتوانسته بود حقوق کارمندان را بپردازد. آقای آموزگار از ترفند منصوری برای دریافت پول می‌گوید:

منصوری تنها کسی بود که قرارداد داشت و دو هزار تومان حقوق می گرفت. مطالبش ارزش داشت. اگر منصوری نمی‌نوشت فورا همه شکایت می کردند. او خیلی آرام بود و دور از خشونت و هیچ اعتراضی هم نمی‌کرد. یک روز خیلی مودبانه در اتاق امیرانی را زده بود و به او گفته بود می خواستم ببینم شما چهار قِران دارید که به بنده قرض بدهید. گفت یعنی چه؟ گفت فقط چهار قران لازم دارم. امیرانی گفت با چهار قران می‌خواهی چکار کنی؟ با دو قران به خانه بروم و ناهارکی بخورم و با دو قران آن‌هم برگردم سر کار. آقای امیرانی خندیده بود و بلافاصله پول به تعویق افتاده را برایش فراهم کرده بود.
سانسور سردبیر

امیرانی که در آغاز راه ساده‌تر مطالب برگزیده دیگر نشریات را انتخاب کرده بود، حالا نویسندگانی موظف داشت که احتمالا باید مطالبشان از زیر تیغ سانسور هم می‌گذشت.

سیروس آموزگار از سانسور مطالب خود بنیانگذار مجله می گوید:

“البته سانسورهای کوچک دائم می‌شد. یادم می آید که اصلا یکی دو صفحه را پاره کرده بودند و مجله با دو صفحه کم‌تر به بازار آمد. اولا سرمقاله‌های خودش خیلی تند بود. یک نیش و نوش‌هائی هم آقای شاهانی می زد که خیلی تند نبود. برای مطالب طنز چندان سخت‌گیری نمی‌شد. زمانی آقای هویدا، نخست وزیر، آقای لوشانی را برای آن‌که از شر مقالات تند امیرانی راحت بشود به خواندنی‌ها فرستاد. ولی لوشانی نه زور بازوی امیرانی را داشت و نه ذوق او را. به هر حال امیرانی بعد از این‌که خیلی این طرف و آن طرف زد، موفق شد که او را از آن‌جا بکند. ولی در تمام مدت هیچ گاه کاری را که وزارت اطلاعات با او کرده بود فراموش نکرد و مرتب این‌جا و آن جا هم برای لوشانی می‌زد.”

همکاران مطبوعاتی علی اصغر امیرانی را چندان آدم خوش خلق و خویی نمی دانند. سیروس آموزگار که چند سالی همکار او بوده است از رفتار نه چندان خوش او به ویژه با جوانان می گوید:

“دکتر باهری یکی از سردبیران خواندنی ها که روابط خوبی هم با من داشت اغلب پیشنهادات مرا می‌پذیرفت. روزی او حرف مرا قبول کرد و پیشهاد امیرانی را رد کرد. امیرانی با عصبانیت گفت: چطور حرفی را که تیمسار می زند قبول نمی کنید حرفی که گروهبان می زند را قبول می کنید؟!”

تب و تاب انقلاب می رفت که همه جامعه، از جمله روزنامه نگاران را در بر بگیرد. امیرانی هم با همه موفقیت‌هایی که داشت در پی پیوستن به این تب انقلابی بود. با همه این حرف‌ها اما پایان کار چیز دیگری شد.
اعدام
حق نشر عکس khaandaniha.com
Image caption بخشی از خاطرات امیرانی در زندان، درباره شلاق خوردن

سیروس آموزگار از دستگیری و اعدام او می گوید:

“ماه های آخر رژیم گذشته، مقالات چند پهلوئی می‌نوشت و در خلالش دفاع‌هائی هم از آقای خمینی می‌کرد. بعد از این که انقلاب به وقوع پیوست ایشان را دستگیر کردند.

“طبیعتا به علت آشنائی‌هائی که با سران رژیم پیشین داشت. او با این استدلال که در آن رژیم نمی‌شد غیر از آن رفتار کرد با قید وثیقه کلان از زندان آزاد شد.

“بعد از بیرون آمدن مراجعه کرده بود به دادگاه انقلاب که شما مرا آزاد کردید ولی تمام اموال مرا هم گرفته اید. آدم محتشمی بود. یک خانه بزرگ در شمیران، آپارتمانی در ساختمان سامان، و… داشت.

“آن‌ها هم چهار صد متر زمینی را در شمال به او دادند. او هم البته تندخوئی کرده بود که من با چهار صد متر چکار بکنم. من اهل کشاورزی نیستم. من روزنامه‌نگارم. او را دوباره گرفتند و به زندان انداختند. ولی این بار او را اعدام کردند. اصلا امیرانی جرمی که حتی در لغت نامه خود جمهوری اسلامی وجود داشته باشد انجام نداده بود.”

No responses yet

Mar 05 2016

از سانسور تا خلاقیت

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

رادیوفردا: توسط سید مهدی موسوی
باور غلطی که در سال‎های اخیر در ذهن مردم و حتی بخشی از جامعه‎ی هنری جای گرفته، آن است که سانسور و فشار بر روی هنرمندان باعث افزایش خلاقیت‎ها و زیرپوستی‎تر شدن آثار خواهد شد. این حرف اگرچه در ظاهر تا اندازه‎ای درست به نظر می‎رسد امّا غفلت از بخش مهمّی از آسیب‎شناسی سانسور بر روی آثار ادبی و از دیدگاهی دیگر، تأیید عملکرد حکومت‎های توتالیتر است.

اگر به تاریخ ادبیات هم نگاه کنیم آثار سمبولیستی و پیچیده‎ی اواخر قرن نوزده بودلر، رمبو، مالارمه و… اتفاقا در فرانسه‎ی آزاد شکل گرفت و شکل‎گیری پیچیده‎ترین و عصیانگرترین جریان‎های ادبی نظیر دادائیسم در کشورهایی مانند سوئیس بوده که از گزند جنگ جهانی و عوارض آن به دور بوده‎اند. پس نه نمادگرایی و نه پیچیدگی، هیچ‎کدام نتیجه‎ی مستقیم سانسور و دیکتاتوری نیستند و تنها ذهن خلاق و مولّد هنرمند است که سمت و سوی یک اثر هنری را تعیین می‎کند.

از آن طرف، حکومت ها نیز با شناخت کم‎اثر شدن سانسور سطرها و روش‎های هنرمندان برای دور زدن حذف و تعدیل، در سال‎های اخیر به حذف مؤلف و ممنوع‎الفعالیت کردن هنرمندان به طور کلی دست زده‎اند. غیر‎قابل‎چاپ اعلام شدن کلّیت یک مجموعه یا آثار یک مؤلف، راه را بر هر نوع خلاقیت می‎بندد و اتفاقاً باعث ناامیدی و سرخوردگی نویسندگان و شاعران می‎شود. نتیجه‎ی این یأس و ناامیدی گاهی کنار گذاشتن نوشتن، گاهی تولید آثاری نازل‎تر و گاهی پیوستن به جریان‎های همسو با قدرت است. هرچند نمی‎توان رشد نوعی از ادبیات اعتراض را نیز در دل این وضعیت انکار کرد اما اتفاقاً گاهی این اعتراض‎ها با عصبیتی همراه بوده که به جای حمله بردن به ریشه‎های جامعه‎شناختی و فلسفی دیکتاتوری، به سطح آمده و آثاری اعتراضی اما ژورنالیستی را رقم می‎زنند.

شاعر یا نویسنده‎ای که انرژی‎اش به جای پرداختن به تکنیک و محتوا، صرف دور زدن سانسور شود طبیعتاً نمی‎تواند اثری را عرضه کند که همه‎ی قابلیّت‎ها و توانایی‎های او را بروز دهد. مخاطب نیز اگرچه در «سه نقطه»ها، خود، فرصت اندیشیدن و حضور در متن و حدس زدن بخش‎های حذف شده و مقصود مؤلف را پیدا می‎کند اما ثابت شده که همیشه آثار سانسور شده را پس زده و ضعیف‎ترین ترجمه‎های کامل از یک اثر در اینترنت یا خیابان انقلاب را، به ترجمه‎های خوب امّا دارای حذف و تعدیل ترجیح می‎دهد.

در انتها باید یادآور شویم که هنرمند، حتی بعد از دور زدن سانسور و چاپ مجموعه‎اش (با مجوزهای دولتی) نیز آسوده نبوده و نهادهای موازی دیگری هستند که ممکن است هر لحظه او را به جرم خلق و اندیشیدن احضار یا دستگیر کنند، نهادهایی که با همکاری تعداد اندکی از هنرمندان خودفروخته روش‎های دور زدن سانسور و نمادها و استعاره‎ها را خوب می‎شناسند و هیچ مجوّزی آنها را محدود نمی‎کند. همین امر، باعث خودسانسوری مؤلف در عمیق‎ترین بخش‎های ذهن و روح او می‎شود که نتیجه‎اش آسیب‎های روانی، انزوا و حتی گاهی کنار گذاشتن هنر و ادبیات می‎شود.

البته نمی‎توان انکار کرد که بسیاری از آثار هنری موفق ما در دل اختناق و با خلاقیت هنرمندان از سد سانسور گذشته و به دست مخاطب رسیده است. اما هیچ توجیهی برای محدود کردن آزادی بیان، پذیرفتنی نیست و بسیاری از این توجیهات زاییده‎ی اتاق فکرهایی است که می‎خواهند نظارت، دخالت و سانسور نهادهای قدرت را در ذهن مردم و هنرمندان، نهادینه کنند.

No responses yet

Feb 10 2016

اجرای آزمایشی فیلترینگ هوشمند تلگرام و اینستاگرام

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

دویچه‌وله: وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات ایران از اجرای آزمایشی فیلترینگ تلگرام و اینستاگرام خبر داد. به گفته محمود واعظی قرار است این فیلترینگ به صورت هوشمند صورت گیرد و به جای فیلتر کل شبکه، سانسور محتوایی اعمال شود.

محمود واعظی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات از برگزاری مناقصه “فیلترینگ هوشمند” اینستاگرام، تلگرام و سایر شبکه‌های اجتماعی خبر داد تا با اجرای این طرح به صورت هوشمند بر محتوای این شبکه‌های اجتماعی نظارت ‌‌‌شود.

وزیر ارتباطات ایران روز چهارشنبه ۲۱ بهمن (۱۰ فوریه) با اعلام این خبر افزود: «۱۱ دانشگاه در زمینه فیلترینگ هوشمند شبکه‌های اجتماعی در حال فعالیت هستند و به نتایج مطلوبی نیز دست یافته‌اند تا بتوان این طرح را به خوبی اجرا کرد.»

• به کانال تلگرام دویچه‌وله فارسی بپیوندید

او همچنین گفت اجرای آزمایشی فیلترینگ روی برخی از شبکه‌های اجتماعی انجام شده و ابراز امیدواری کرد که این فیلترینگ به خوبی عملیاتی شود.

پیش از این برخی کاربران نرم‌افزار ارتباطی تلگرام گفته بودند که هنگام ارسال بعضی از پیام‌ها خطاهایی دریافت کرده‌اند مبنی بر این که آنها نمی‌توانند و مجاز نیستند با توجه به پاره‌ای محدودیت‌های داخل کشور بعضی از پیام‌ها را ارسال کنند.

رسانه‌های ایران از این روش به عنوان فیلترینگ هوشمند یا محتوایی نام برده‌اند که بر اساس آن کاربران برای ارسال بعضی از پیام‌هایی که به نظر می‌رسد در آنها واژگان یا عبارت‌های مشمول فیلترینگ وجود دارد با محدودیت مواجه می‌شوند و پیام‌های واجد این کلمات را نمی‌توانند برای افراد دیگر ارسال کنند یا در گروه‌ها به اشتراک بگذارند.

بیشتر بخوانید: دولت با فیلترینگ تلگرام مخالف است، اما مناقشه ادامه دارد

پیش از این بارها مسئولان دولتی از جمله محمود واعظی، وزیر ارتباطات و فناوری ایران اعلام کرده بودند که شبکه موبایلی تلگرام فیلتر نخواهد شد.

اما اینک به نظر می‌رسد دولت روش دیگری را برای فیلترینگ در پیش گرفته تا از انتقاد فعالیت شبکه‌های مجازی نیز در امان بماند. همچنین این احتمال وجود دارد که با استفاده از این شیوه برخی شبکه‌های اجتماعی فیلتر شده، در دسترس کاربران قرار بگیرند و فیلترینگ محتوایی در مورد آن‌ها اعمال شود.

No responses yet

Feb 02 2016

ابراز نگرانی ۱۰۰ کنشگر مدنی درباره سرنوشت و سلامتی مصطفی عزیزی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

صدای آمریکا: با گذشت یک سال از زمان بازداشت مصطفی عزیزی، بیش از یکصد کنشگر مدنی و روزنامه‌نگار با انتشار نامه‌ای خواستار آزادی بی قید و شرط این هنرمند محبوس در زندان اوین شدند.

امضاکنندگان این نامه ضمن یادآوری مرگ زهرا کاظمی، روزنامه‌نگار ایرانی-کانادایی که در زندان اوین جان باخت، درباره سرنوشت و سلامتی آقای عزیزی عمیقا ابراز نگرانی کرده‌اند.

در این نامه تاکید شده که بازگشت به کشور زادگاه، حق هر مهاجری در هر جای جهان است و امنيت و آزادی اين افراد می‌بايست به طور کامل مورد تضمين قرار بگيرد.

افرادی چون مهرانگيز كار، حسین قاضیان، محمد نوری‌زاد، پیام اخوان حقوقدان ‌و استاد دانشگاه مک گیل در کانادا، رضا مریدی وزیر تحقیقات و نوآوری در استان اونتاریو کانادا، سلینا رابینسن عضو مجلس قانون‌گذاری استان بریتیش کلمبیا کانادا، و ریچارد استوارت شهردار شهر کوکیتلام استان بریتیش کلمبیا، این نامه را امضا کرده‌اند.

آنها خطاب به مقامات ایرانی نوشته‌اند: “مصطفی عزيزی، در یک سالی که در زندان محبوس بوده، به بيماری‌های بسياری دچار آمده است و نياز به مراقبت های پزشکی ويژه دارد. ما امضا کنندگان اين نامه، از مقامات حکومت ايران می خواهيم در رابطه با آزادی بی قيد و شرط مصطفی عزيزی سريعا اقدام کنند.”

پرستو عزیزی، دختر این فیلمساز و نویسنده، در گفت‌وگو با صدای آمریکا می‌گوید: ” بابا ۱۲ بهمن سال گذشته دستگیر شد و در حال حاضر در بند ۸ زندان اوین است.”

به گفته خانم عزیزی از ۲۹ شهریور ماه دادگاه تجدید نظر برگزار شده، اما در تمام مدت بازداشت به مصطفی عزیزی اجازه مرخصی یا آزادی با قید وثیقه داده نشده است.

پرستو عزیزی همچنین می‌گوید: “بابا به بیماریهای آسم، رماتیسم ، اگزما و قند خون مبتلاست و در شرایط زندان برخی از این مشکلات تشدید شده‌اند. هر دفعه تلفنی صحبت می‌کنیم، سرفه‌هایش شدیدتر از دفعه قبل شده و نفس تنگی‌اش هم تشدید شده است. با چنین وضعیتی تحمل زندان برایش بسیار سخت‌تر است.”

مصطفی عزیزی که سال گذشته در بازگشت به ایران بازداشت شد، در دادگاه بدوی به تحمل ۸ سال زندان محکوم شده است. اکنون با گذشت بیش از چهار ماه از زمان برگزاری دادگاه تجدید نظر، او همچنان در انتظار صدور رای نهایی دادگاه انقلاب به سر می‌برد.

No responses yet

Jan 26 2016

حمله تندروها به فاطمه معتمدآریا در کاشان

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر,هنر

رادیوزمانه: نیروهای تندرو در کاشان به‌هنگام نمایش فیلم «یحیی سکوت نکرد» در این شهر به فاطمه معتمد‌آریا و کاوه ابراهیم‌پور، بازیگر و کارگردان این فیلم حمله کردند. مراسم معرفی فیلم اما برگزار شد.

به‌گزارش خبرگزاری کار ایران (ایلنا) شب گذشته، یکشنبه چهارم بهمن‌ماه فیلم «یحیی سکوت نکرد» در شهر کاشان به نمایش درآمد و قرار بود پس از آن فاطمه معتمدآریا و کاوه ابراهیم‌پور در نشست نقد و بررسی آن شرکت کنند اما این دو به‌هنگام ورود به سالن سینما مورد هجوم نیروهای تندرو قرار گرفتند.

کاوه ابراهیم‌پور تعداد مهاجمان را ۵۰ تا ۶۰ نفر اعلام کرد و گفت آن‌ها در جلوی در سینما تجمع کرده بودند و با «عصبانیت تمام» علیه فیلم و فاطمه معتمدآریا شعار می‌دادند و خواستار خروج آن‌ها از شهر بودند.

به‌گفته او خطاب اصلی مهاجمان فاطمه معتمدآریا بود.

فاطمه معتمدآریا پس از حوادث انتخابات جنجالی سال ۱۳۸۸ تا آبان‌ماه سال جاری ممنوع‌التصویر بود.

حضور او در فیلم انتخاباتی میرحسین موسوی، نامزد معترض به نتایج انتخابات و از رهبران مخالفان دولت از جمله دلائل این مخالفت‌ها با او بوده است. انتشار عکس‌های بدون حجاب این بازیگر ایرانی در جشنواره فیلم کن نیز اعتراض اصول‌گرایان را در پی داشت. او همچنین در سال ۱۳۸۸ برای مدت چند ماه ممنوع‌الخروج بود.

کاوه ابراهیم‌پور گفت در مراسم شب گذشته مهاجمان به معتمدآریا و او فحاشی کرده و ناسزا می‌گفتند و این دو مجبور شدند از درب پشتی سالن سینما وارد سینما شوند.

در زمان برگزاری نشست نقد و بررسی فیلم، به‌رغم جمعیت زیاد حاضر در داخل سالن، تندروها همچنان در بیرون سالن فحاشی می‌کردند و سعی می‌کردند وارد سالن شوند اما نیروی انتظامی مانع از آن‌ها شده است.

به‌گفته کارگردان فیلم «یحیی سکوت نکرد»، فاطمه معتمدآریا پیشنهاد کرد که پس از پایان جلسه سالن تخلیه شود و معترضان به داخل سالن بیایند و رودرو با هم گفت‌وگو کنند و او پاسخ سئوالات آن‌ها را بدهد. نیروی انتظامی این پیشنهاد را پذیرفت اما گروه معترض پیشنهاد را نپذیرفت و به اعتراضات خود ادامه داد.

ابراهیم‌پور در پایان گفت پس از جلسه او و معتمدآریا با همکاری نیروی انتظامی از سالن خارج شدند اما هنگامی که سوار اتومبیل شده بودند دو نفر روی سقف ماشین آمده و قصد داشتند با شکستن شیشه‌ها وارد خودرو شوند که نیروی انتظامی مانع آن‌ها شد. همچنین زمانی که درحال حرکت بودند تعدادی موتورسوار آن‌ها را تعقیب می‌کردند ولی نتوانستند به آن‌ها دسترسی پیدا کنند.

فاطمه معتمدآریا، متولد سال ۱۳۴۰ است و فعالیت‌های هنری خود را از سال ۱۳۵۲ با شرکت در کلاس‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و اجرای نمایش‌های عروسکی آغاز کرد و تا کنون در فیلم‌هایی همچون ناصرالدین شاه آکتور سینما، مسافران، ننه گیلانه، روسری آبی و یک‌بار برای همیشه ایفای نقش کرده است.

معتمدآریا به دلیل بازی در فیلم «اینجا بدون من»، در شهریور سال ۱۳۹۰ جایزه بهترین بازیگر زن سی‌وپنجمین جشنواره مونترال کانادا را از آن خود کرد.

در فیلم «یحیی سکوت نکرد»، فاطمه معتمدآریا نقش اول را بازی می‌کند و در کنار او بازیگران دیگری چون ماهان نصیری‌ندا، ندا جبرائیلی، تورج منصوری و صالح میرزاآقایی ایفای نقش می‌کنند. این فیلم محصول سال ۱۳۹۳ است.

No responses yet

Jan 26 2016

رییس پژوهشگاه فرهنگ وزارت ارشاد: صداوسیما بزرگ‌ترین آسیب اجتماعی ایران است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

عصرایران: در حال حاضر پربازدیدترین کانال ایرانی تلگرام «بدندید» است؛ این در حالی است که شبکه ماهواره‌ای GEM این کانال را تبلیغ می‌کند و زمانی که این کانال تنها 35 عکس و مطلب را آپلود کرده بود یک میلیون یوزر ایرانی در آن عضو شده‌اند.
رییس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: صداوسیما بزرگ‌ترین آسیب اجتماعی ایران است به طوریکه اگر مردم از آن استفاده نکرده و به طور کلی آن را خاموش و حذف کنند هیچ اتفاق منفی برای آنها نمی‌افتد.

به گزارش ایسنا، دکترمحمدرضا جوادی یگانه در نشست علمی «چرخش مطالعه و شبکه‌های اجتماعی مجازی؛ از خواندن تا آموختن» که به همت مرکز افکارسنجی دانشجویان (ایسپا) عصر روز گذشته در مرکز افکارسنجی ایسپا برگزار شد؛ در خصوص وضعیت دروس علوم اجتماعی و کتاب‌های منتشر شده در این حوزه، گفت: کتاب‌هایی که در حوزه علوم اجتماعی منتشر می‌شوند به شکل کپسولی بوده و در واقع علم را با وسعت زیاد و عمق کم به فرد منتقل می‌کنند این در حالی است که باید بدانیم هیچگاه به این ترتیب علم در افراد شکل نمی‌گیرد زیرا علم، خواندن به تنهایی نیست.

وی ادامه داد: برای مثال “دکارت” کتابی به نام «تعاملات دکارت» دارد که دو بار در ایران ترجمه شده است و زمانی که محمدعلی فروغی قصد داشت این کتاب را ترجمه کند در ابتدا فقط 150 صفحه برای آن مقدمه نوشت اما پس از آن به این نتیجه رسید که این مقدمه برای شناخت درست مخاطب کافی نبوده و فلسفه قبل و بعد دکارت را نیز به آن اضافه کرد و به این ترتیب این کتاب به شکلی درست و موجه منتشر شد که موجب شکل‌گیری علم در حوزه مربوطه این کتاب در خواننده می‌شود.

آمارهای غیرواقعی از سرانه مطالعه در کشور

رییس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ادامه داد: سرنوشت سنجش سرانه مطالعه در کشور بسیار دهشتناک‌تر از میزان واقعی سرانه مطالعه است به طوریکه آمارها در این خصوص از دو دقیقه، شش دقیقه، هفت دقیقه، 12 دقیقه، 19 دقیقه و به همت آمارسازی‌های دولت قبل حتی تا 76 دقیقه و 109 دقیقه هم رسیده است اما با این حال 76 دقیقه رقمی است که بارها و بارها تکرار شده و مورد قبول واقع شده است اما در اینجا تمامی اطلاعات نوشتاری اعم از زیرنویس فیلم و غیره همگی محاسبه شده‌اند اما با این حال باز هم آمار درست و حقیقی در این زمینه نداریم.

این عضو هیات علمی دانشگاه تهران ادامه داد: اگر برای مثال آمار 109 دقیقه در هفته را به عنوان سرانه مطالعه در ایران بپذیریم یعنی هر فرد 15 دقیقه در روز مطالعه می‌کند که معادل است با 5 هزار و 600 دقیقه در سال، به این ترتیب به علت آنکه متوسط تعداد صفحات منتشر شده در ایران 300 صفحه هستند پس افراد باید در سال حدود 19 کتاب را مطالعه کنند در حالیکه این مساله اصلا در کشور وجود ندارد.
این عضو هیات علمی دانشگاه تهران ادامه داد: اگر برای مثال آمار 109 دقیقه در هفته را به عنوان سرانه مطالعه در ایران بپذیریم یعنی هر فرد 15 دقیقه در روز مطالعه می‌کند که معادل است با 5 هزار و 600 دقیقه در سال، به این ترتیب به علت آنکه متوسط تعداد صفحات منتشر شده در ایران 300 صفحه هستند پس افراد باید در سال حدود 19 کتاب را مطالعه کنند در حالیکه این مساله اصلا در کشور وجود ندارد.

جوادی یگانه ادامه داد: معمولا ارقامی که افراد در خوداظهاری‌ها و در پاسخ به پرسشنامه‌ها می‌گویند واقعی نبوده زیرا اگر این ارقام را با وضعیت نشر در ایران مقایسه کنیم به هیچ وجه منطقی نخواهد بود.

وی تصریح کرد: اگر حتی هشت دقیقه در روز را سرانه مطالعه در کشور در نظر بگیریم باید هر فرد ایرانی سالیانه 9 کتاب را بخواند که باز هم در کشور صادق نبوده و حتی 9 کتاب در یک سال توسط یک فرد حتی افراد تحصیل کرده و دانشگاهی خوانده نمی‌شود.

رییس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ادامه داد: این در حالی است که در کشوری چوند فنلاند که دارای بالاترین میزان سرانه مطالعه است هر فرد 42 دقیقه در روز مطالعه می‌کند و یا در هلند سرانه مطالعه روزانه، 32 دقیقه است.

جوادی یگانه ادامه داد: مشکل اصلی ما این است که میان آمار پرسیده شده از افراد حقیقی و آمار واقعی میزان مطالعه در کشور و همچنین مقایسه آن با وضعیت و آمار نشر اصلا منطقی نیست.

وی تصریح کرد: وضعیت مطالعه و نشر در ایران به مراتب دهشتناک‌تر و نگران‌کننده‌تر از میزان واقعی سرانه مطالعه در کشور است؛ در حال حاضر ما به چاپ یک میلیون کتاب بعد از انقلاب اسلامی و انتشار 70 هزار کتاب به طور سالیانه که امسال به آن دست یافته‌ایم افتخار می‌کنیم اما این در حالی است که وضعیت کشور از لحاظ چاپ و نشر و مطالعه و تعداد کتاب‌هایی که به چاپ دوم و بالاتر می‌رسند بسیار نامساعد و وخیم است.

اینستاگرام، فیس‌بوک و یوتیوب؛ رسانه‌هایی با نفوذپذیری بسیار به‌روی مردم

رییس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در ادامه ضمن بیان آنکه در حال حاضر در دنیایی زندگی می‌کنیم که به آن عصر ارتباطات گفته می‌شود و این تکنولوژی‌های ارتباطی کل دنیای پیرامون ما را دگرگون کرده و مرزها را شکسته و باعث شده‌اند که فرد در لحظه به همه چیز تسلط پیدا کند، افزود: اگر از زمان اختراع صنعت چاپ در نظر بگیریم به تدریج روزنامه، روزنامه‌های زرد، مجله، تلگراف، رادیو، تلویزیون، ماهواره و اینترنت و سپس رسانه‌های خاص اینترنتی روی کار آمده‌اند.

جوادی یگانه تصریح کرد: در حال حاضر اینستاگرام، فیس‌بوک و یوتیوب از رسانه‌های همگانی اینترنتی هستند که نفوذ بسیار زیادی بر روی مردم داشته و با قابلیت گذاشتن کامنت از رسانه‌های تعاملی محسوب می‌شوند.

وی ادامه داد: در چنین شرایطی باید بگوییم که دلالی هنوز هم در ایران رواج دارد به طوریکه برای مثال در حال حاضر تمام برندهای خارجی در ایران وجود دارند اما هیچ کدام نماینده واقعی و رسمی ندارند پس تمام حق مصرف‌کننده اعم از گارانتی و غیره از بین رفته اما قیمت حتی به مراتب بالاتر از قیمت حقیقی آن کالا است، دلالی در سایر سطوح زندگی ایرانی نیز نفوذ کرده است به همین ترتیب جامعه ایرانی وسایل و امکانات را در اختیار دارد اما از جنبه‌های مثبت آن محروم بوده در واقع باید متحمل جنبه‌های منفی آن باشد.

رییس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تصریح کرد: در حال حاضر حتی در عرصه رسانه‌ای نیز دلالی وجود دارد و در رسانه‌ها نیز با منحط‌ترین نوع رسانه‌ها روبرویم. برای مثال رسانه‌ای چون یوتیوب که شبکه عکس محور و خبری است و برای دیدن مطالب خاص آن باید حتما فرد از لحاظ سنی تایید شود و یا فیس‌بوک که شبکه‌ای است که عمدتا افراد با شخصیت واقعی و حقیقی خود در آن حضور دارند و خیلی هنر می‌خواهد که به دروغ خود را در این شبکه ثابت کنند که در کشور توسط کاربران ایرانی استفاده می‌شود اما به علت محدودیت استفاده از چنین شبکه‌هایی ما همواره متحمل آسیب‌های آنها هستیم.

وی ادامه داد: در چنین شرایطی باید بگوییم که دلالی هنوز هم در ایران رواج دارد به طوریکه برای مثال در حال حاضر تمام برندهای خارجی در ایران وجود دارند اما هیچ کدام نماینده واقعی و رسمی ندارند پس تمام حق مصرف‌کننده اعم از گارانتی و غیره از بین رفته اما قیمت حتی به مراتب بالاتر از قیمت حقیقی آن کالا است، دلالی در سایر سطوح زندگی ایرانی نیز نفوذ کرده است به همین ترتیب جامعه ایرانی وسایل و امکانات را در اختیار دارد اما از جنبه‌های مثبت آن محروم بوده در واقع باید متحمل جنبه‌های منفی آن باشد.
جوادی یگانه ادامه داد: در واقع ما از نقاط منفی این رسانه‌ها بهره‌مند می‌شویم اما از نقاط مثبت و خوب آنها به علت عدم دسترسی‌های درست محروم هستیم.

«بدندید» پربازدیدترین کانال تلگرامی فارسی

وی ضمن بیان آنکه محوریت رسانه در ایران تلگرام است، گفت:‌ در حال حاضر 22 تا 24 میلیون کاربر تلگرام در ایران وجود دارد که این افراد به راحتی از این شبکه مجازی استفاده می‌کنند.

جوادی یگانه در ادامه تصریح کرد:‌ در حال حاضر پربازدیدترین کانال ایرانی تلگرام «بدندید» است؛ این در حالی است که شبکه ماهواره‌ای GEM این کانال را تبلیغ می‌کند و زمانی که این کانال تنها 35 عکس و مطلب را آپلود کرده بود یک میلیون یوزر ایرانی در آن عضو شده‌اند. این کانال‌ها مرکز ملغمه، همهمه و شایعه هستند چون اصلا نمی‌دانیم که این کانال و یا هر کانال دیگری برای چه کسی بوده و دسترسی به صاحب و یا ادمین آن نداریم.
رییس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تصریح کرد: متاسفانه در حال حاضر مساله‌ای با عنوان «کانال» به وجود آمده است که از لحاظ رسانه‌ای مشکلات زیادی را می‌تواند ایجاد کند.

جوادی یگانه در ادامه تصریح کرد:‌ در حال حاضر پربازدیدترین کانال ایرانی تلگرام «بدندید» است؛ این در حالی است که شبکه ماهواره‌ای GEM این کانال را تبلیغ می‌کند و زمانی که این کانال تنها 35 عکس و مطلب را آپلود کرده بود یک میلیون یوزر ایرانی در آن عضو شده‌اند. این کانال‌ها مرکز ملغمه، همهمه و شایعه هستند چون اصلا نمی‌دانیم که این کانال و یا هر کانال دیگری برای چه کسی بوده و دسترسی به صاحب و یا ادمین آن نداریم.

رییس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ادامه داد: هیچ اطلاعاتی از آن یک میلیون و 300 هزار نفری که در «بدندید» عضو هستند وجود ندارد و علاوه بر آن ما اصلا نمی‌دانیم که این کانال توسط چه کسانی اداره و رصد می‌شود و چه مطالبی با چه درجه از اطمینان در آن منتشر می‌گردد.

جوادی یگانه افزود: در حالیکه در شبکه‌ای چون یوتیوب پست‌هایی که دارای اثرات مخرب و منفی مانند جنایات داعش باشد حذف می‌شود اما در تلگرام ما با شبکه‌ای مواجهیم که هیچ چیز از آن نمی‌دانیم.

وی ادامه داد: صاحبان کانال‌های مختلف تلگرامی به راحتی با بررسی تعداد بازدید و بازنشر هر خبر توسط یوزرهای مختلف می‌توانند کاملا به ذائقه‌های خبری و رفتاری مردم ایران آگاه شده و بدانند که مردم به چه چیزهایی اهمیت داده و از کنار چه چیزهایی راحت‌تر عبور می‌کنند.

رییس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ادامه داد: در واقع اطلاعات کاربران به راحتی در اختیار صاحبان این کانال‌ها وجود دارد اما کاربر هیچ اطلاعاتی از آنها ندارد و در واقع صاحبان این کانال‌ها به راحتی می‌توانند وضعیت ما را رصد و تحلیل کنند.

جوادی یگانه در ادامه گفت: گاهی شاهد آن هستیم که 100 نفر در یک گروه همزمان با هم بحث می‌کنند در حالیکه هیچ اتفاق مثبتی هم خروجی این بحث‌ها نیست و در نهایت افراد فکر می‌کنند که به مسائل پیرامون خود آگاهی بسیار زیادی داشته و در واقع به‌روز هستند.

وی تصریح کرد: باید بگوییم به‌روز بودن همیشه هم خوب نیست؛ ما گاهی مسخره می‌کنیم وقتی از فلانی می‌پرسیم استرالیا کجاست نمی‌داند در حالیکه واقعا به چه دردی می‌خورد که ما بدانیم که دقیقا استرالیا در کجای نقشه جغرافیایی قرار دارد؛ نمی‌توانیم بگوییم اگر فرد بداند برای مثال استرالیا کجاست، فرد آگاهی است و در غیر این صورت ناآگاه است.

رییس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ادامه داد: قرارگیری ما در جریان تمامی اخبار دنیا هیچ جای افتخاری ندارد زیرا ذهن انسان دارای ظرفیت‌های محدودی است که ما با این ملغمه‌های بی‌فایده آن را پر کرده و مانع از آن می‌شویم که اطلاعات لازم و واقعی را ثبت کند.

جوادی یگانه افزود: ما در شبکه‌های مجازی چون کانال‌های تلگرامی ذهن و حافظه محدود خود را به دست دیگری می‌سپاریم که نمی‌دانیم کیست و او به این ترتیب شروع به شخم زدن افکار ما می‌کند و در بهترین حالت این آشفته‌ بازار و شخم زدن‌ها هیچ نتیجه‌ای برای ما نخواهد داشت.

«گیزمیز» بهترین کانال تلگرامی

وی ادامه داد: در حال حاضر کانال تلگرامی «گیزمیز» کانالی است که هیچ ضرری برای مخاطب نداشته و به این ترتیب می‌توان آن را بهترین کانال تلگرامی نسبت به سایر کانال‌ها دانست.

رییس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در ادامه عنوان کرد: زمانی که تلویزیون در میان مخاطبان دارای اعتبار بود یک دانشمند و محقق مدعی شد که چنانچه کسی 60 سال مدام تلویزیون ببیند قطعا خرفت خواهد شد؛ این در حالی است که الان شبکه‌های مجازی وضعیتی به شدت منحط‌ تر و بدتر از تلویزیون دارند.

مردم به رسانه‌های رسمی کشور اعتماد ندارند

جوادی یگانه در ادامه ضمن تاکید بر آنکه اصلا قصد آن را ندارم که بگویم شبکه‌های مجازی مضر هستند، گفت: این شبکه‌ها در برخی مواقع بسیار مفید بوده و فضای بسیار خوبی را برای گفت‌وگو و تعامل ایجاد می‌کنند اما به وجود آمدن آیتم‌هایی چون کانال در شبکه‌ای چون تلگرام مشکلاتی را به لحاظ رسانه‌ای و … ایجاد کرده است و به این ترتیب استفاده بیش از حد از هر چیزی اعم از شبکه مجازی و یا سایر امکانات و دسترسی‌ها مقدمه ایجاد آسیب و مشکل است.

وی گفت: رسانه‌های رسمی کشور به طور موفق عمل نکرده‌اند زیرا اگر رسانه‌های رسمی کشور موفق بودند مردم خود را به این شایعات و همهمه واگذار نمی‌کردند و این نتیجه آن است که مردم به رسانه‌های رسمی کشور اعتماد ندارند.

رییس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ادامه داد: متاسفانه نسل جوان ایرانی کاملا فانتزی با شبکه‌های مجازی برخورد می‌کنند به طوریکه گمان می‌کنند می‌توانند به راحتی دیتاهای خود را از این شبکه‌ها حذف کنند و به این ترتیب خطر آن را احساس نمی‌کنند.

وی تصریح کرد: این در حالی است که با نشر اطلاعات دروغ به راحتی می‌توان در این شبکه‌ها به انسان‌ها صدمه زد و علاوه بر آن جوانان باید بدانند که دیتاها و اطلاعات ثبت شده آنها در این شبکه‌ها به این راحتی پاک نخواهد شد.

جوادی یگانه ادامه داد: متاسفانه کتاب خواندن در کشور از بین رفته و نمی‌توان دیگر به راحتی این فرهنگ را به کشور بازگرداند اما در حال حاضر وضعیت جامعه به جایی رسیده است که ما نگران کتاب خواندن و یا نخواندن مردم نیستیم بلکه نگران آن هستیم که جامعه‌ای با همهه‌ای از شایعات و اطلاعات خام داشته باشیم.

رییس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اظهار کرد: در حال حاضر از مردم می‌خواهیم که به جامعه و زندگی واقعی و اجتماعی خود باز گردند و از فضای مجازی فاصله بگیرند زیرا در غیر این صورت وضعیت کشور دهشتناک‌تر خواهد شد.

به گزارش ایسنا، در ادامه این نشست جوادی یگانه در پاسخ به یکی از حضار که مدعی بود کانال‌های تلگرامی ویژه کتاب و کتابخوانی در فضاهای مجازی وجود دارد که حاوی مطالب منفی نبوده و حتی در پاره‌ای از موارد بسیار موفق عمل کرده و با معرفی کتاب‌های خوب باعث افزایش سرانه مطالعه افراد می‌شود، گفت: متاسفانه در برخی از فضاهای مجازی کتاب‌ها به رایگان در اختیار مخاطب قرار داده می‌شود که این مساله عملا ضرر است زیرا اگر قرار باشد کتابی خوانده شود باید خریده شود و فرهنگ خرید کتاب نباید در کشور از بین برود.

اظهار نظری درباره کانال تلگرامی “چیستا یثربی”

وی در ادامه ضمن اشاره به کانال تلگرامی “چیستا یثربی” و “داستان پستچی” آن، گفت: چیستا یثربی با کانال تلگرامی خود اقدام به انتشار داستان پستچی کرد و در حال حاضر نیز اطلاعات خوبی را در کانال خود منتشر می‌کند و در این زمینه موفق عمل کرده اما مخاطبان آن واقعی نیستند و در همان سطح مجازی عمل می‌کنند.

رییس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تصریح کرد: برای مثال داستان پستچی چیستا یثربی بازدید بسیار زیادی در شبکه‌های مجازی به ویژه ایسنتاگرام و تلگرام داشت اما آیا این مساله باعث آن شد که قلم این نویسنده بیشتر از پیش مورد توجه قرار گیرد و به عبارت بهتر کتاب‌های منتشر شده این نویسنده در فضای واقعی به فروش چشمگیر دست پیدا کرد؟ اینها همه به این علت است که منطق فضای مجازی با فضای واقعی فرق دارد و گاهی یک مطلب را فرد در کامپیوتر دانلود کرده و با علاقه آن را دنبال می‌کند اما شاید اگر همان مطلب را در فضای واقعی در اختیار وی قرار دهیم آن را نخواند. علاوه بر آن اطلاعات به سرعت در فضای مجازی دست به دست شده و از آنها با استفاده از شعر، جوک و … تعابیر مختلفی می‌شود.

مجازی خوانی همچو جت اسکی در سطح دریاست

جوادی یگانه عنوان کرد: در اینترنت هیچ وقت یک متن کامل خوانده نمی‌شود و علاوه بر آن افراد مطالب طولانی را در فضاهای مجازی نصفه نیمه رها می‌کنند و علاوه بر آن معمولا اگر فایلی ضمیمه پست‌های مجازی شود کمتر کسی فایل‌های ضمیمه شده را باز کرده و از مطالب آن استفاده می‌کند و همه اینها نشان دهنده آن است که ذائقه مخاطب به سوی کم حوصلگی رفته و در واقع اگر مطالعه کتاب‌های واقعی و حقیقی را به منزله شنا و غوطه‌ور شدن در عمق دریا در نظر بگیریم مجازی خواندن جت اسکی در سطح دریا است.

ارتباط مستقیم گسترش استفاده از رسانه‌های جمعی و مجازی با رشد آسیب‌های اجتماعی

وی ادامه داد: در واقع ارتباطات در فضاهای مجازی گسترده‌تر و سریعتر از قبل شده اما عمق و روح روابط از بین رفته است.

رییس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ضمن بیان آنکه همزمان با افزایش استفاده از رسانه‌های جمعی و مجازی شاهد افزایش آسیب‌های اجتماعی هستیم نیز گفت: این میزان قتل و جرم و جنایت و خودکشی در کشور نشان دهنده سیگنال‌های ناامیدکننده‌ای هستند که همه آنها می‌توانند نشات گرفته از کاهش عمق و روح روابط میان فردی در کشور باشد؛ برای مثال ناامیدکننده است که چرا باید یک نوجوان 12 ساله دست به خودکشی بزند و چرا باید یک نوجوان ایرانی در این سن به این درجه از ناامیدی برسد که دست به چنین اقدامی بزند؟ .

جوادی یگانه ادامه داد: همچنین یکی از علل رشد داعش را دقیقا می‌توان نشات گرفته از فیلم‌هایی دانست که این گروه در شبکه‌های مجازی مختلف منتشر کرده و باعث ایجاد رعب و وحشت شد.

مدیریت رسانه‌ای کشور همواره بر پایه مصلحت بوده نه نیاز عمومی

وی ادامه داد: فقدان شبکه‌های اجتماعی و شبکه‌های خبری که خبرها را به موقع در دست مردم قرار دهند باعث شده که هجوم زیادی به شبکه‌های مجازی و کانال‌های تلگرامی وارد شود و در واقع باید گفت مدیریت رسانه‌ای کشور همواره بر پایه مصلحت است نه نیاز مردم و این امر باعث شده که چنین وضعیت و ملغمه‌ای در کشور ایجاد شود.

علت موفقیت و استقبال مردم از “شهرزاد”

رییس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در ادامه به گسترش شبکه نمایش خانگی در کشور اشاره کرد و گفت: وقتی وضعیت مخاطبان را در فیلم‌هایی چون “شهرزاد” با “معمای شاه” و یا “کیمیا” مقایسه می‌کنیم می‌بینیم که سریالی چون شهرزاد بسیار موفق‌تر از این دو سریال عظیم تلویزیونی است و علت آن این است که در شبکه‌های نمایش خانگی نه تنها محدودیت‌های تلویزیونی وجود ندارد بلکه ببیننده هر زمان که بخواهد فیلم را تماشا می‌کند؛ پس موفقیت شبکه نمایش خانگی نشان دهنده خلاص شدن مردم از سیطره تلویزیون است.

وی ادامه داد: تنها راه رهایی از این همهمه‌های موجود آن است که رسانه‌های رسمی کشور و همچنین مردم سواد رسانه‌ای خود را افزایش دهند و بدانند که نیازی نیست همه چیز در کشور کانال داشته باشد و لزوما هر چه که جذاب است، خوب نیست.

جوادی یگانه در پایان گفت: متاسفانه خیلی از ما بسیار زود جوگیر و یا مرعوب می‌شویم و به سمت چیزی می‌رویم که هیچ اطلاعی از آن نداریم به همین دلیل باید در این شرایط بسیار محتاط‌ تر از پیش عمل کنیم.

No responses yet

Jan 21 2016

بازداشت مدیر یک شبکه‌ ماهواره‌ای فارسی زبان در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: به نوشته برخی سایت‌های خبری، سازمان‌های امنیتی ایران «مدیر یکی از شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی زبان» را در ایران بازداشت کرده‌اند و این شبکه تعطیل شده است.

وب‌سایت باشگاه خبرنگاران جوان شامگاه چهارشنبه ۳۰ دی گفته است:‌ «دستگاه‌های امنیتی پس از ماه‌ها تمرکز و ایجاد اشراف اطلاعاتی روی عوامل اصلی شبکه تلویزیونی تریپل‌ای (AAA) در سه کشور اروپایی، با طراحی و اجرای یک عملیات اطلاعاتی پیچیده، مدیر ارشد آن را در داخل ایران دستگیر کردند.»

در حالی‌که در خبر سایت باشگاه خبرنگاران جوان، به نام این دستگاه‌های امنیتی اشاره نشده، اما تلویزیون ایران در بخش خبری ۲۰.۳۰ از «وزارت اطلاعات» و همچنین خبرگزاری صداوسیما از «سازمان اطلاعات سپاه پاسداران» نام برده است.

در این خبر نوشته شده که شخص بازداشت شده «با هدایت سرویس اطلاعات خارجی انگلستان درصدد فروش دو شبکه تلویزیونی در اختیار خود به بی‌بی‌سی فارسی بوده»، و همچنین «ارتباطات کاری مهمی با شبکه جم‌تی‌وی» داشته است.

در این خبر همچنین اتهاماتی نظیر «ایجاد شبکه گسترده انتقال جوانان ایرانی به خارج از کشور و درگیر کردن آنها در مسائل غیر اخلاقی»، «کسب درآمد از این طریق به ارزش بیش از ۸۵۰ هزار دلار»، «اداره و راه اندازی ۳ کمپانی فساد بزرگ در یکی از کشورهای منطقه با گردش مالی بیش از ۵۰۰ هزار دلار»، «ایجاد شبکه جذب آگهی و استخدام مرتبطین در داخل کشور» و «اداره بیش از ۴۰ صفحه و پروفایل ویژه در شبکه‌های اجتماعی مختلف با هدف شبکه سازی در زمینه فساد» به مدیر و عوامل گرداننده این شبکه نسبت داده شده است.

شبکه تریپل‌ای (AAA) بر روی ماهو‌اره‌ یاه‌ست قرار داشت و در قالب دو شبکه AAA Family و AAA Music به پخش برنامه‌های سرگرم کننده، فیلم، سریال و موسیقی می‌پرداخت.

هم اکنون پخش برنامه های این دو شبکه متوقف شده و بر روی صفحه فیس‌بوک این تلویزیون ماهواره‌ای نیز خبر دستگیری مدیر آن و مسدود شدن شبکه قرار داده شده است.

طی هفته‌های گذشته خبر خروج تعدادی از بازیگران، کارگردانان و عوامل سینما و تلویزیون از ایران و پیوستن آنها به یکی از شبکه‌های ماهواره‌ای برای تولید فیلم و سریال به زبان فارسی حاشیه‌ساز بوده است.

در همین رابطه، چند روز پیش حجت‌الله ایوبی، رئیس سازمان سینمایی با نوشتن یادداشتی به مهاجرت برخی بازیگران و عوامل سینما تلویزیون به قصد فعالیت در شبکه‌های ماهواره‌ای واکنش نشان داد.

او در بخشی از این یادداشت آورده بود: «هر از گاهی می‌شنویم هنرور یا هنرمندی با انتشار یک عکس و گذاشتن پستی در فضای مجازی و به امید زندگی بهتر از کاروان چندین هزار ساله فرهنگ و تمدن ایرانی جدا می‌شود. این جدایی بسیار غم انگیز است. البته زندگی به اصطلاح بهتر حق همه است. من در اینجا قصد توصیه ندارم، چون در چنین جایگاهی نیستم.»

از سوی دیگر، حسین نوش‌آبادی، سخنگوی وزارت ارشاد نیز روز ۱۳ آذر اعلام کرده بود که بر اساس قوانین این وزارتخانه و دولت،‌ هر گونه همکاری با شبکه‌های ماهواره‌ای خارجی تخلف محسوب شده ‌برابر مقررات با متخلفان برخورد خواهد شد.

No responses yet

Jan 14 2016

خبرگزاری آنا: خروج مهدی موسوی و فاطمه اختصاری از ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,بدون دسته بندی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

خودنویس: دو شاعر که با با حکم قاضی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به زندان و شلاق محکوم شده بودند، بنا به گزارش خبرگزاری آنا از کشور خارج شده‌اند. منابع خبری دیگر هنوز این خبر را تایید یا تکذیب نکرده‌اند.

خبرگزاری آنا امروز خبر داد که  فاطمه اختصاری و مهدی موسوی که به تحمل زندان محکوم شده بودند از مرزهای ایران عبور کرده‌اند و اینک در سلیمانیه عراق هستند. منابع خبری دیگر هنوز این خبر را تایید یا تکذیب نکرده‌اند.

آنا نوشت: «شاعرانی که در مهر ماه امسال با حکم قاضی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به زندان و شلاق محکوم شده بودند، به سلیمانیه عراق عزیمت کردند. مهدی موسوی و فاطمه اختصاری که به دلیل مضامین برخی از سروده‌ها‌یشان و اتهام همکاری با خواننده اشعار موهن، فعالیت در شبکه‌های مجازی و… به حبس و شلاق محکوم شده بودند، اخیرا کشور را به مقصد سلیمانیه عراق ترک کرده‌اند.»

آنا می‌افزاید: «این اتفاق در شرایطی رخ داده که مطابق با اظهارات چندی پیش امیر رئیسیان، وکیل این دو شاعر در گفت‌وگو با آنا، مهدی موسوی و اختصاری تا زمان برگزاری دادگاه تجدید نظر و رای نهایی دادگاه، به قید وثیقه آزاد شده بودند. در همین راستا، عکسی از حضور این دو شاعر در برنامه‌ای با نام «کاوش» در شبکه تلویزیونی کردی «کورد»، در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده و شنیده‌ها حاکی از آن است که آن‌ها قصد مهاجرت و اقامت در کشور سوئد را دارند.»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .