اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'آزادی بیان' Category

Feb 15 2014

با وجود اقدامات محافظه‌کارانه دولت روحانی در حوزه فرهنگ: فیلم مذهبی «رستاخیز» خشم مداحان را برانگیخت

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اسلام و مسلمین,سانسور,سیاسی,مذهب,هنر

دیگربان: گروهی از هیات‌های مذهبی قصد دارند در اعتراض به آنچه که «تحریف» مقدسات در فیلم «رستاخیز» می‌نامند٬ در مسجد ارک تهران تجمع اعتراضی برگزار کنند.

سایت «عقیق» گزارش کرده که این تجمع روز یک‌شنبه (۲۷ بهمن) ماه با سخنرانی حسین الله‌کرم برگزار خواهد شد.

فیلم «رستاخیز» ساخته احمدرضا درویش که جایزه بهترین کارگردانی سی و دومین جشنواره «فجر» را دریافت کرد٬ خشم گروهی از مداحان و محافظه‌کاران تندرو را برانگیخته است.

منصور ارضی یکی از مداحان تهران گفته که در این فیلم به امام سوم شیعیان و حضرت زینب «توهین» شده است.

عبدالرضا هلالی یکی دیگر از مداحان از نشان دادن پیکر حضرت زینب در این فیلم به عنوان «خیانتی» نام برده که مسئولان باید با آن برخورد کنند.

هلالی همچنین از اینکه در این فیلم به عشق پسر «حر بن یزد ریاحی» به یک دختر در واقعه کربلا پرداخته شده٬ انتقاد کرده است.

مجید بنی‌فاطمه یکی دیگر از مداحان نیز با انتشار یادداشتی به این فیلم اعتراض کرده و نوشته «مشاهده چنین فیلمی دردناک» است.

بنی‌فاطمه از مسئولان وزارت ارشاد پرسیده «چطور این فیلم با این همه اشکال تاریخی از سوی هیات داوران جشنواره فجر صاحب سیمرغ بهترین فیلم شده است؟»

این اعتراض‌ها و انتقاد‌ها از وزارت ارشاد در شرایطی رو به افزایش است که مسئولان این وزارتخانه برای جلب نظر حزب‌الله جوایز یکی از بهترین فیلم‌های جشنواره فیلم فجر امسال را حذف کردند.

آن‌ها در عین حال مانع از پخش فیلمی با عنوان «آشغال‌های دوست داشتنی» در این دوره از جشنواره شدند٬ اما با این حال حاضر نیستند توضیح مشخصی درباره علت این اقدام خود ارائه کنند.

No responses yet

Feb 12 2014

سانسور تابلو در اختتامیه جشنواره فجر در تلویزیون ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

سانسور تابلو در اختتامیه جشنواره فجر در تلویزیون ایران – هنگام پخش مستقیم مراسم پایانی سی‌ودومین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر از شبکه نمایش، هنگامی‌که محسن دارسنج، جایزه دیپلم افتخار بهترین چهره‌پردازی را برای فیلم «همه چیز برای فروش» دریافت کرد، آن‌را به فیلم «آشغال‌های دوست‌داشتنی» ساخته محسن امیریوسفی تقدیم کرد که امسال بنا بر آن‌چه که ازسوی دبیر جشنواره «ملاحظات» عنوان شد، از این جشنواره کنار گذاشته شد.

در این هنگام زمانی‌که دارسنج در کلام خود به کلمه «آشغال‌ها» رسید، تلویزیون پخش مستقیم مراسم را برای دقایقی قطع کرد. این اتفاق موجب شد وقتی‌که پخش مستقیم مراسم مجددا به آنتن تلویزیون بازگشت، از پوشش اهدای سیمرغ بلورین بهترین چهره‌پردازی به محسن موسوی برای فیلم «رستاخیز» جا بماند.

گفتني اينكه، اين سانسور تابلو با برنامه‌ريزي قبلي و با اختصاص دادن يك دوربين به دو مجري سيما در حاشيه جشنواره توسط رسانه‌ ملي تدارك ديده شده بود و هركدام از برندگان جوايز كه كمترين انتقاد و يا سخن متفاوتي در پشت ميكروفن بر زبان مي‌اوردند، بلافاصله صحنه مراسم قطع و دو مجري حاشيه‌اي و مخصوص سانسور با اظهارات بي ربط و لوس، پخش مي‌شد. اين موضوع براي بسياري از چهره‌ةاي ديگر نيز اتفاق افتاد و به محسن يوسفي، خلاصه نمي‌شد.

براي مثال ساداتيان كه برنده ويژه نامزدهای دریافت سیمرغ بلورین بهترین فیلم (به تهیه‌کننده) به فيلم آذر، شهدخت، پرویز و دیگران (به تهیه‌کنندگی بهروز افخمی و سیدجمال ساداتیان) رسيد و همچنين اظهارات مهدي عسگرپور مديرعامل خانه سينما و … اظهاراتشان به مذاق سانسورچيان سيما خوش نيامد و سخنانشان به يكباره قطع شد! / برای ویدیو های بیشتر در صفحه فیسبوک و توییتر ما عضو شوید
https://www.facebook.com/IranianTVCha…
Tweets by IranianTvChanel
نرم افزار همراه اندروید را از لینک زیر دریافت نمایید.
http://iraniantvchannel.conduitapps.com/
شبکه تصویری ایرانیان

Kategori

Underholdning
Lisens

Standard YouTube-lisens

No responses yet

Feb 08 2014

واکنش وزیر ارشاد به اعتراض رفسنجانی: در ایران سانسور نداریم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

رادیوفرانسه: در حالی که اکبر هاشمی رفسنجانی- رییس مجمع تشخیص نظام، به سانسور کتاب‌ها در «نظام اسلامی» اعتراض کرده، علی جنتی- وزیر ارشاد دولت حسن روحانی، مدعی شده که در ایران سانسور وجود ندارد و آن چه از کتاب‌ها حذف می شود، سانسور نیست بلکه اعمال «قانون» است.

درحالی که با گذشت شش ماه از دولت حسن روحانی، وعده‌های این دولت در زمینه کاهش سانسور در ایران محقق نشده، وزیر ارشاد عصر امروز در حاشیه مراسم اختتامیه سی و یکمین دوره کتاب سال جمهوری اسلامی ایران به خبرنگاران گفت: مواردی که در تعارض با امنیت ملی، اخلاق عمومی و عفت عمومی است باید در کتاب ها اصلاح شوند.

پیش از اظهارات وزیر ارشاد، هاشمی رفسنجانی در سخنرانی خود در مراسم کتاب سال جمهوری اسلامی ایران گفت: برخلاف نظام اسلامی است که دست و پای آزاداندیشان را در جامعه ببندیم و قلم آنها را بشکنیم و کتاب‌ها را سانسور کنیم.

هاشمی رفسنجانی اضافه کرد: درست نیست که ما چنانچه کسی را به چیزی متهم کردیم و او را به زندان بردیم، به خانه و محل کار او برویم که ببینیم در آنجا چه چیزی نوشته تا با استفاده از این نوشته و تفکرات، وی را محاکمه کنیم.

هاشمی رفسنجانی ادامه داد: آنها که می‌خواهند عقل مردم را در بند کنند، نسبت به حق بشریت جنایت می‌کنند. اكنون در بسیاری برخوردها، پلیس‌ها، امنیتی‌ها و حتی دادگاه‌های کشور به دنبال این هستند که ببینند تفکرات مجرم چیست. این در حالی است که این اقدام آنها از جرم‌های بسیار بزرگ به حساب می‌آید.

با پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری سال 92، امیدهایی در همه عرصه‌ها از جمله عرصه کتاب به وجود آمد.

علی جنتی- وزیر ارشاد پیشنهادی دولت، پیش از آن که زمام وزارت ارشاد را در اختیار بگیرد، قول داد اصل «مدارا و تساهل فرهنگی» را اجرا کند. همچنین وعده حذف سانسور قبل از چاپ کتاب، یکی از طرح‌های جنجالی وزیر ارشاد کنونی بود اما در نهایت این طرح با شکست مواجه شد و نتیجه‌ای نیافت.

اعتراض هاشمی رفسنجانی به وضعیت سانسور در ایران، درحالی است که در دولت هشت ساله خود وی، سانسور کتاب‌ها به شدت اعمال شد. برخی بر این باورند که بهبود وضعیت فرهنگ و کتاب در دوران حسن روحانی همچون دوران هاشمی رفسنجانی، در اولویت برنامه‌های دولت نیست.

No responses yet

Feb 06 2014

کارل بیلت وزیر امور خارجه سوئد: اینترنت در ایران دردناک بود: “نامعقول بودن وضعیت اینترنت حتی برای ظریف و روحانی نفر نیز آشکار است”

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,روابط بین‌المللی,سانسور,سیاسی

استکهلمیان: دیدار کارل بیلت وزیر امور خارجه سوئد از ایران نه تنها در رسانه های دو کشور بلکه در سطح بین المللی نیز بازتاب داشت. در کنفرانس مطبوعاتی مشترک او با جواد ظریف تعداد زیادی از خبرنگاران داخلی و خارجی شرکت داشتند.

کارل بیلت قبل از سفرش به ایران در گفتگویی با برنامه “اگندا” در تلویزیون اس و ت سوئد بیان داشته بود که می تواند به جرات بگوید که هیچ کشوری در حد سوئد در خلال مذاکرات دوجانبه با ایران مقوله حقوق بشر را مطرح نکرده است و اینکه رویه ادامه خواهد داشت. وی همچنین بیان داشت که در هیچ بخشی از سفرش به ایران پرداختن به گسترش روابط اقتصادی سوئد با ایران گنجانده نشده است.

در تهران کارل بیلت دیداری کوتاه با حسن روحانی رئیس جمهور و مذاکرات بلند تری با محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران داشت. برنامه اتمی ایران و نیز وضعیت حقوق بشر در این کشور دو محور عمده این مذاکرات بودند.

بخشی از برنامه شب سه شنبه “آکتوئلت”, مهمترین برنامه خبری تلویزیون سوئد, به دیدار کارل بیلت از ایران اختصاص داشت.

سمیر ابوعید گزارشگر برجسته تلویزیون اس و ت سوئد در خاورمیانه نیز گزارشی بصورت مستقیم از تهران برای بینندگان این برنامه ارسال نمود.

در گزارش سمیر ابوعید از تهران به وضعیت وخیم حقوق بشر در این کشور اشاره شد. از جمله اینکه در تنها در سال گذشته 600 انسان در این کشور اعدام شده و تعداد زیدی از دگراندیشان و اعضای اپوزوسیون در زندان بسر می برند.

ابوعید در کنفرانس مطبوعاتی بیلت – ظریف از وزیر امور خارجه ایران پرسید که دولت متبوعش چه تدابیری را در آینده نزدیک برای بهبود وضعیت حقوق بشر در دستور کار خود قرار داده است. پاسخ ظریف این بود که “همه دولتها چنین وظیفه ای را در قبال ملت های خود دارند و ایران نیز استثناء نیست!” وی به هیچ نمونه ای از اقدامات دولت متبوعش در این رابطه اشاره ای نکرد.

سمیرابوعید در پاسخ به پرسش مجری برنامه خبری اکتوئلت تلویزیون سوئد مبنی بر اینکه آیا شانسی برای بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران وجود دارد بیان داشت:

– در کوتاه مدت تصور نمی کنم اتفاق زیادی بیفتد. ایران کماکان مجازات اعدام را اجرا خواهد کرد, آزادی بیان و مطبوعات وجود نخواهد داشت و روزنامه نگاران و دگراندیشان زندانی خواهند شد. اما در بلند مدت این امیدواری برای بسیاری وجود دارد که بازتر شدن شدن هر چه بیشتر فضا, ایران را مجبور به اجرای رفرم , پیشبرد دمکراسی و حقوق سیاسی و شهروندی بهتر نماید.

سمیر ابوعید در پایان گزارش خود به مهمترین پیامدهای تحریمهای جامعه جهانی برای مردم ایران نیز اشاره کرد:

– اقتصاد بواسطه تحریمها شدیدا ضربه دیده است. آمار بیکاری در اینجا حدود 25 تا 30 در صد است. وضعیت درمانی آشفته است و بسیاری از داروهای ضروری در دسترس مردم نیست. این از جمله مشکلاتی است که مردن ایران امیدوارند هر چه سریعتر به پایان برسد.

آزاد برای رئیس جمهور و وزیر خارجه, ممنوع برای مردم
در گزارش تلویزیون اس و ت سوئد به تضادهای بعضا شگفت آور جامعه ایران نیز اشاره شد. از جمله سانسور اینترنت و این واقعت که شبکه های مجازی در حالی برای مردم ایران فیلتر شده است که هم رئیس جمهور و هم وزیر امور خارجه کشور در آن حسابهای کاربری رسمی دارند! وزیر امور خارجه سوئد که علاوه بر خودش, مردم کشورش نیز حتی در تلفن های همراه خود به اینترنت پر سرعت دسترسی دارند در رابطه با سرعت اینترنت و دسترسی آزادانه به آن در ایران بیان داشت:

– به وزیر خارجه ظریف گفتم که چند روز اقامتم در ایران به هنگم استفاده از اینترنت بسیار دردناک بود و حتی دسترسی به حساب توئیتر خود او نیز برایم غیر ممکن!

کارل بیلت در وب لاگ خود نوشت که هم به ظریف و هم به رئیس جمهور روحانی خاطر نشان کرده است که آزادی اینترنت یکی از اولویت های مهم سوئد بشمار می رود. وزیر خارجه سوئد در وب لاگ خود می نویسد:

– تصور می کنم نامعقول بودن وضعیت حتی برای خود این دو نفر نیز کاملا آشکار است.

دیدار از بازار تهران و گلایه از ترافیک سردرگم شهر 15 میلیونی
کارل بیلت در طی روز سه شنبه, به بازار بزرگ تهران نیز سری زد و در وب لاگ خود به ترافیک سردرگم تهران نیز اشاره کرد. شهری 15 میلیونی که به نوشته او بواسطه مهاجرت از دیگر شهرها به آن مرتبا بزرگتر و بزرگتر می شود.

حضور تعداد زیادی از خبرنگاران ،عکاسان و تصویربرداران رسانه های مختلف داخلی وخارجی که برای پوشش کنفرانس مطبوعاتی حضوریافته بودند بدون شک از نظر کارل بیلت امورخارجه بی تعارف سوئد سوژه خوبی برای عکاسی بود ، چرا که او در ابتدای برنامه و در برابر نگاه عجیب جواد ظریف از دوربین تلفن خود برای ثبت این لحظه استفاده کرد.

به نوشته مجله مهر چاپ تهران, محمود سریع القلم استاد علوم سیاسی دانشگاه بهشتی تهران چند روز پیش کارل بیلت را در فرودگاه زوریخ بمانند مردم عادی چمدان به دست در صف دریافت کارت پرواز دیده است و برایش سوال پیش آمده که “کدام ساختارو قوانینی باعث می شود تا به این حد، مسئول مهم یک کشور کم هزینه باشد.”

No responses yet

Feb 06 2014

به دنبال «اختلاف با روحانی»، ضرغامی به شورای نظارت صداوسیما نامه نوشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا:پس از تاخیر در  پخش زنده مصاحبه تلویزیونی حسن روحانی، رئیس جمهور، عزت‌الله  ضرغامی، در نامه‌ای به شورای نظارت بر سازمان وصدا و سیما خواستار تعیین تکلیف در مورد نحوه انتخاب مجری‌های مصاحبه با روسای سه قوه شد.

مصاحبه تلویزیونی حسن روحانی شامگاه چهارشنبه با تاخیر از شبکه یک پخش شد. پیشتر قرار بود این مصاحبه پس از اخبار ۲۱ از شبکه یک پخش شود اما به جای آن شبکه یک سرودهای انقلابی و  سریال پخش ‌می‌کرد.

همزمان ایرنا در خبری اعلام کرد عزت‌الله ضرغامی مانع پخش زنده گفت‌‌وگوی زنده تلویزیونی شده در حالی که عوامل و مجری‌ها تعیین شده بود.

در همین حال فارس در خبری نوشت روحانی در چینش مجری‌ها با صدا و سیما  اختلاف داشته و خواستار حضور سونیا پوریامین نیز در این برنامه بوده که با مخالفت  روبرو می‌شود.

روحانی هم در ابتدا و هم در انتهای مصاحبه به این تاخیر اشاره کرد و در پایان گفت‌وگوی خود گفت دلایل این تاخیر را نمی‌خواهد باز کند.

اکنون خبرگزاری فارس گزارش داده که عزت‌الله ضرغامی در نامه‌ای به ابراهیم رئیسی عضو شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما و معاون قوه قضاییه خواستار تعیین تکلیف در مورد انتخاب مجری‌ها شده است.

در این نامه آمده است: «با توجه به اهمیت تاخیری که در شروع مصاحبه زنده تلویزیونی رئیس جمهور محترم پیش آمد، خواهشمند است در مورد انتخاب مجری توسط روسای محترم قوا، و امتناع از پذیرش وظیفه قانونی و حرفه‌ای رسانه ملی اظهارنظر نمایید.

No responses yet

Feb 04 2014

نقد اسلام؛ عامل تبعیض در وضعیت زندانی سیاسی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

خودنویس: میترا پورشجری: برای زندانیان سیاسی اصلاح‌طلب در زندان رجایی‌شهر، هیچ‌کدام از مشکلات پدرم وجود نداشت…؛ به طرز شگفت‌انگیزی، حتی بسیاری از فعالان سیاسی هم مدام مرا به «سکوت» دعوت می‌کنند.

محمدرضا پورشجری نویسنده‌ای است که با نام مستعار «سیامک مهر» در وبلاگ خود به نام «گزارش به خاک ایران» به نقد اسلام می‌پرداخت. وی در شهریورماه ۱۳۸۹ در پی حمله‌ای به خانه‌اش در کرج به دست عوامل وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بازداشت شد و بیش از هفت ماه مورد شکنجه شدید قرار گرفت و در نهایت در دادگاه، به جرم «توهین به رهبری»، «سب‌النبی» و «اخلال در امنیت ملی» به تحمل چهار سال زندان محکوم شد. میترا پورشجری، دختر این زندانی سیاسی، اینک ساکن سوئد، برای اولین بار از برخی جزئیات رنج‌هایی که بر خود و بر پدرش در ایران رفته است می‌گوید و معتقد است که برخی رسانه‌ها، سیاسیون، فعالان و نهادهای حقوق بشری در رسیدگی به پرونده پدرش تبعیض روا داشته‌اند.

– خانم پورشجری! دستگاه امنیتی/قضایی جمهوری اسلامی چگونه پدرتان را دستگیر کرد؟ نحوه برخوردشان با پدرتان و شما چگونه بود؟

من همیشه روزی چند بار با پدرم تماس می‌گرفتم؛ و آخرین بار ساعت حدود ۱۱-۱۲ صبح روز ۲۱ شهریور ۱۳۸۹ بود که پدرم به من گفت که دیشب خوب نخوابیده و نیاز به استراحت دارد، و چند ساعتی تلفن را از پریز می‌کشد تا استراحت کند. چند ساعتی گذشت و پدرم زنگ نزد، و این عجیب بود برای من. خودم شروع کردم به زنگ زدن، ولی تماس‌هایم بی‌جواب ماند. به همسایه‌ها و عمه‌ام که در کرج زندگی می‌کرد ابراز نگرانی کردم. همه گفتند اتفاقی نیفتاده، و منتظر باش تا خودش تماس بگیرد. دو روز که گذشت و خبری نشد، خانواده‌‌ام پلیس ۱۱۰ را خبر کرد، و آنها قفل درب را شکستند و وارد خانه شدند. تمام خانه به هم ریخته بود و هیچ خبری هم از پدرم نبود.

من فردای آن روز به کرج رسیدم؛ و هنگامی که با پلیس داخل خانه شدم، تایید کردم که دزدی اتفاق نیفتاده، و بنابراین باید خبر دیگری باشد؛ چون تنها کتاب‌ها و کامپیوتر و آلبوم‌های شخصی و دست‌نوشته‌ها و رِسیوِر ماهواره را برده بودند. چنان وحشیانه حمله کرده بودند که رد پاهایشان روی تمام وسایل خانه مانده بود. با این وجود، این اتفاق چنان بی سر و صدا افتاده بود که حتی یک نفر از همسایه‌ها هم ندیده و نشنیده بود. شاید هم دیده و شنیده بودند، ولی هراس داشتند از بازگفتن. مفقود شدن پدرم را به پلیس گزارش دادیم و راه افتادیم به تمام زندانها و بیمارستان‌ها سر زدن و البته هیچ جوابی نگرفتن.

یک هفته بعد شخصی تماس گرفت و گفت پدرم در بند سپاه زندان رجایی‌شهر است و هر روز ساعت‌ها شکنجه می‌شود. هیچ وقت نفهمیدیم آن شخصی که این اطلاعات را به ما داد که بود. از وزارت اطلاعات مرا خواستند و گفتند که باید خودم را معرفی کنم؛ و چون چند ماهی بود که ساکن مشهد شده بودم، گفتند که به شعبه وزارت اطلاعات در آنجا مراجعه کنم. چند روزی به تماس‌هایشان اعتنایی نکردم، و بعد از آنها خواستم کتبا مرا احضار کنند؛ اما آنها در تماس آخر تهدیدم کردند که اگر نیایم هیچ‌وقت پدرم را نخواهم دید؛ و من به اجبار و از روی ترس رفتم. بعد از آن، تا هفته‌ای دو مرتبه به اطلاعات احضار و بازجویی می‌شدم. در طول تمام بازجویی‌ها، حرف کلی و هدف آنها تنها یک چیز بود: اینکه درباره بازداشت پدرم سکوت کنم و آن را رسانه‌ای نکنم.

بارها مرا تهدید کردند و به من گفتند که گره‌ای که با دست باز می‌شود را نباید با دندان باز کرد؛ و اینکه رسانه‌ها و افراد خارج از کشور چطور می‌توانند به شما کمک کنند وقتی که همه زندگی شما اینجاست؟ در این مدت، از آنجا که من تنها فرزند پدرم هستم و آنها هم نزدیکی ما را درک کرده بودند، بارها به من پیشنهاد کردند در تماسی که خودشان ترتیب‌اش را می‌دهند از پدرم بخواهم که از رهبر، طلب عفو و بخشش کند تا بتواند به زندگی در کنار من بازگردد، که من هم زیر بار نرفتم. در نهایت، بعد از نه ماه پدرم را با دستبند و پابند جلوی درب شعبه ۱۰۹ دادگاه انقلاب کرج در حالی دیدم که به سختی می‌توانستم او را بشناسم. سپس دادگاهی برگزار شد کاملا ناعادلانه و بدون وکیل و هیات منصفه؛ و بعد از ۴-۵ ساعت جلسه دادگاه به تعویق افتاد برای شش ماه بعد، که آن هم به همان ترتیب قبل برگزار شد، و در نهایت، پدرم جمعا به چهار سال زندان محکوم شد.

– با توجه به اینکه شما برای دیدار پدرتان و رسیدگی به امور ایشان مدام در اماکن امنیتی/قضایی و زندان‌های مختلف حضور می‌یافتید، برخورد مسوولان و وضعیت داخل زندان‌ها چگونه بود؟

در مدتی که برای رسیدگی به کارهای پدرم و برای استخدام وکیل و گرفتن مرخصی و ملاقات حضوری به دادگستری و دادستانی و دیگر ادارات مراجعه می‌کردم، اول که مرا نمی‌شناختند عادی برخورد می‌کردند؛ ولی زمانی که پرونده پدرم را می‌خواندند طوری برخورد می‌کردند که گویا پدرم چه جرم بزرگی مرتکب شده، و مرا از اتاق بیرون می‌کردند. چند بار ما را نجس خطاب کردند، و گفتند من و پدرم مایه ننگ هستیم، و گفتند با چه رویی می‌خواهی همان حقوقی را برای پدرت قائل باشیم که برای زندانیان دیگر هستیم؟

بعد از اینکه پدرم را از زندان رجائی‌شهر به زندان قزل‌حصار تبعید کردند، من برای اجرای احکام نزد قاضی رفتم و از او خواستم علت این کار را توضیح دهد و به من بگوید که چرا بر اساس آیین‌نامه زندان‌ها – که مطابق آن زندانیان باید بر اساس جرمشان تفکیک صنفی شوند – با پدرم رفتار نشده؛ و او را که زندانی سیاسی است در سالن ۷ زندان ندامتگاه مرکزی کرج که مخصوص جرایم خاص و شروران و زندانیان خطرناک است زندانی کرده‌اند؟

قاضی در جواب من گفت: «آنها باید ناراحت باشند که پدر تو به آنجا رفته، نه تو و پدرت! آنها انسان هستند و بنا به فقر و شرایط بد و نادانی دست به این کارها زده‌اند؛ ولی پدر تو با علم و آگاهی نوشته و توهین کرده!»؛ در ادامه، برای اینکه مرا ساکت کند، تهدید کرد که «برو خدا را شکر کن که تو و پدرت دست من نبودید، وگرنه تا الان مرده بودید!» و وقتی علتش را جویا شدم جواب داد «چون تو بهایی هستی!» و من در جواب گفتم بهایی نیستم، چون بهائیت هم ریشه در اسلام دارد، و من با اسلام مخالفم. در این موقع، او بدون هیچ واهمه‌ای جلوی چشم چندین نفر ما را به مرگ محکوم کرد.

بدرفتاری با پدرم در درون زندان هم ادامه داشت، به طوری که هیچ وقت به پدرم اجازه استخدام وکیل را ندادند؛ و همچنین همیشه در دادن اجازه ملاقات با ایشان و برای درمان بیماری‌های متعدد ایشان قصور می‌کردند. بدرفتاری‌ها تا جایی پیش رفت که حتی لباس‌هایی که برای پدرم می‌بردم را هم قبول نمی‌کردند. البته به گفته پدرم برای زندانیان سیاسی اصلاح‌طلب در زندان رجایی‌شهر هیچ‌کدام این مشکلات وجود نداشت؛ و حتی مسوولیت بندهای زندان به عهده آنها گذاشته شده بود؛ که باعث می‌‌شد زندانیان اصلاح‌طلب در تخصیص امکانات، همچون برخورداری از اوقات ملاقات بیشتر، برخورداری از امکانات رفاهی/بهداشتی، و بسیاری مسائل دیگر نسبت به زندانیان غیروابسته موقعیت خیلی بهتری داشته باشند.

متاسفانه، این تبعیض و کم‌توجهی فقط به مراکز دولتی و درون زندان محدود نشد. من همیشه و از همان ابتدا تمام اخبار پدرم را به بیرون منتقل می‌کردم، اما تعداد افرادی که روی آن کار می‌کردند و بازتابش می‌دادند به قدری کم بود که در بین خبرهای دیگر گم می‌شد. تمام فضای داخل کشور همیشه پر بود از خبرهای جزئی و روزمره درباره زندانیان اصلاح‌طلب؛ و در نتیجه امثال پدرم که به حزب و نهاد و سازمانی وابستگی ندارند و تعدادشان هم کم نیست کاملا کمرنگ و بعضا محو می‌شدند.

در نهایت، آن‌قدر تهدید شدم و آن‌قدر فشار بر من وارد شد که تصمیم گرفتم از ایران خارج شوم، هم برای جلوگیری از دستگیری احتمالی خودم و هم برای اینکه به دنیای آزاد برسم تا بتوانم از آن جو خفقان و تبعیض‌آمیزی که کسی در آن حتی نمی‌خواست صدایم را بشنود رها شوم، و بتوانم برای نجات پدرم و دیگرانی مثل پدرم مفید باشم، و صدای تمام آنهایی باشم که این‌طور ظالمانه درد مضاعف می‌کشند و با این وجود، یک‌دهم بعضی‌ها هم اسمشان آورده نمی‌شود، چون آنها اهل مماشات با این حکومت نیستند و با ظلم و بی‌عدالتی‌هایش قاطعانه برخورد می‌کنند.

– آیا پس از خروج‌تان از ایران، برای رسیدگی به وضعیت پدرتان به نهادهای حقوق بشریِ خارج از کشور مراجعه کردید؟ چه نتیجه‌ای گرفتید؟

بله. از وقتی به اروپا آمده‌ام، تمام تلاشم را بر این گذاشته‌ام تا از همه رسانه‌ها و مراکز حقوق بشری و افراد مربوط به آنها برای اطلاع‌رسانی درباره پدرم و ظلمی که تنها برای نوشتن عقاید شخصی‌اش بر او روا داشته‌اند کمک بخواهم. خیلی از عزیزان در این راه به من کمک کرده‌اند و همواره صدای من و پدرم بوده‌اند؛ ولی در این میان هم بوده‌اند افراد و سازمان‌ها و رسانه‌هایی که هیچ علاقه‌ای به گفتگو با من و سراغ گرفتن از حال پدرم نشان نداده‌اند.

برای مثال، از میان رسانه‌ها بی‌بی‌سی حتی یک بار هم نخواسته با من درباره پدرم صحبت کند؛ و افرادی همچون خانم شیرین عبادی و آقای عبدالکریم لاهیجی، با وجود تلاش شبانه‌روزی دوستانم برای ارتباط گرفتن با آنها، هیچ وقت حاضر نشدند برای آزادی پدرم با من همکاری کنند. متاسفانه اینها که مدام دم از حقوق بشر می‌زنند، چنان رفتار می‌کنند که انگار مساله پدرم و افرادی مثل او به آنها مربوط نمی‌شود؛ و لیست معینی را برداشته‌اند و پیراهن عثمان کرده‌اند و به همان بسنده می‌کنند.

همین آقای لاهیجی که رئیس «فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر» است روزی در ایمیلی به من گفت که «برای پدرت ضرر دارد که ما علنی برخورد کنیم، ولی من غیرعلنی برایشان اقدام می‌کنم»*. برای من جالب بود که من خودم را آواره دیار غربت کرده‌ام تا ظلمی که بر پدرم می‌رود را فریاد کنم، و بعد آقای لاهیجی با من حرف از «اقدام غیرعلنی» می‌زند. در جایی که پدرم به دلیل بیماری های متعدد و عدم هیچ‌گونه اقدامی برای درمان ایشان در زندان روز به روز تحلیل می رود، آیا اقدام علنی درباره ایشان ضرر بیشتری دارد یا خاموش ماندن؟! در آخرین تماسی که با پدرم داشتم، از این شکایت داشت که اینها گه‌گداری مرا از زندان خارج می کنند تا این‌طور وانمود کنند که مرا برای درمان برده‌اند، اما در عمل مرا درمان نمی‌کنند، و فقط درد و زخمِ غُل و زنجیری که بر دست و پایم زده‌اند برایم می‌ماند.

به طرز شگفت‌انگیزی، حتی بسیاری از فعالان سیاسی هم مدام مرا به «سکوت» دعوت می‌کنند. برای مثال، اخیرا آقای محمد نوری‌زاد این‌طور گفته که پدرم دست روی مساله خطرناکی گذاشته که به صلاح نیست رسانه‌ای شود، و از من خواسته که درباره پدرم سکوت کنم. متاسفانه بعد از تمام ناملایماتی که در این مسیر بر من و پدرم رفته به این نتیجه رسیده‌ام که چه در داخل و چه در خارج از ایران بسیاری از افراد، نهادها و رسانه‌هایی که مدعی دفاع از حقوق بشر هستند، و وظیفه آنها باید کمک به همه مظلومان و گرفتاران فارغ از هر عقیده و مسلکی باشد، به شیوه‌ای کاملا خط و ربطی عمل می‌کنند و در رسیدگی به وضع کسانی که با آنها هم‌عقیده نیستند تبعیض قائل می‌شوند. ظاهرا حقوق بشر برای اینها تنها حکم حقوق خود و هم‌عقیده‌های خود را دارد.

ـــــــــــــــــــــــــــ

خودنویس: آقای دکتر لاهیجی در این باره به خودنویس چنین توضیح داده‌اند که از ایشان متشکریم.

خانم پورشجری

همان طور که برای خانم فرحناز هم نوشتم، اقداماتی برای پدر شما انجام شده است. قصد از این اقدامات هم بهبود وضع ایشان یا نجات ایشان بوده است. تشخیص من این است که ضرورتی برای علنی شدن این اقدامات نیست چون به وضع ایشان صدمه می‌زند. قصد ما انجام کاری مفید است و نه جنجال و تبلیغات.

از طرف پدرتان نمی‌شود در دادگاه امریکا شکایت کرد، برای این که ایشان تبعه امریکا نیستند. اگر هم تبعه امریکا بودند چون در زندان هستند، نمی‌توانستند به کسی وکالت بدهند. اگر تبعه امریکا بودند می‌توانستند پس از بازگشت به آنجا در دادگاه‌ها شکایت کنند. تصمیم در مورد پخش نامه ایشان در اینترنت هم به عهده خودتان است.

No responses yet

Feb 04 2014

۲۷ کارگر بازداشتی معدن چادرملو در پی اعتراض دو هزار کارگر آزاد شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اعتراضات,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: خبرگزاری ایلنا گزارش داده است که ۲۷ کارگر از ۲۸ کارگر بازداشت شده در معدن چادرملو در شهرستان اردکان یزد به دلیل ادامه اعتصاب دو هزار کارگر این معدن روز دوشنبه آزاد شدند.

این کارگران در جریان دور سوم اعتراض‌های صنفی در معدن چادرملو توسط پلیس امنیت اردکان بازداشت شده بودند و تعدادی از نمایندگان کارگران نیز در میان آنها بودند.

به نوشته ایلنا، کارگران معدن چادرملو در دور سوم اعتراض صنفی خود که سه شنبه گذشته آغاز شد، خواستار بازگشت به کار بهرام حسنی‌نژاد، يکی از نمايندگان خود، شده بودند و این در حالی است که آقای حسنی‌نژاد که هفته گذشته بازداشت شد،‌ تا صبح روز سه شنبه هنوز زندانی بوده است.

در حال حاضر، گزارش‌ها حاکی از متوقف شدن اعتراض کارگران چادرملو پس از آزادی ۲۷ کارگر است.

به نوشته ايلنا، کارگران معتقدند حکم اخراج آقای حسنی‌نژاد بر خلاف ماده ۲۵ و ۲۷ قانون کار صادر شده است.

ماده ۲۵ قانون کار صراحت دارد هيچ يک از طرفين (کارگر و کارفرما) به تنهايی حق فسخ قرارداد موقت را ندارند. ماده ۲۷ قانون کار نيز، اخراج کارگر را به نظر مثبت نهاد صنفی کارگاه مربوطه ( انجمن صنفی کارگران آسفالت طوس) منوط کرده است.

این انجمن اعلام کرده است که در مورد اخراج بهرام حسنی‌نژاد از این تشکل صنفی نظرسنجی نشده و قرارداد او تا ۲۹ اسفند سال جاری اعتبار دارد و کارفرما به صورت يک جانبه اين قرارداد را فسخ کرده است.

صادق کارگر، فعال سندیکایی مقیم نروژ، در گفت‌وگو با رادیو فردا اعتصاب‌ها و اعتراض‌هایی از این دست را مهم ارزیابی می‌کند و می‌افزاید:« اعتراض‌ها و اعتصاب کارگران چادرملو نشان دهنده گام جدیدی بین کارگران است و همچنین از شکل‌گیری روحیه تازه و درک قدرت تشکل‌یابی در میان آنها حکایت دارد.»

او اشاره می‌کند: « از طرف دیگر،‌ نمایندگان کارگران با مشاهده چنین حمایتی دلگرم می‌شوند و با انرژی بیشتری در دفاع از همکاران‌شان فعالیت می‌کنند.»

اما آیا اعتراض‌های کارگران چادرملو تنها به درخواست برای بازگشت به کار نماینده‌شان محدود می‌شود؟ خبرگزاری ایلنا پیشتر نوشته بود که نخستين اعتراض صنفی اين کارگران روز ششم آذر ماه در اعتراض به آنچه دستمزدهای نابرابر می‌خواندند و نيز اعتراض به اخراج نماينده‌شان، صورت گرفت.

یکی از کارکنان سابق شرکت آسفالت طوس (شرکت فعال در معدن چادرملو)‌ درباره خواسته‌های کارگران به رادیو فردا می‌گوید: «‌درخواست برای بازگشت به کار بهرام حسنی‌نژاد یکی از خواست‌های کارگران چادرملو است.»

او می‌گوید: «‌‌شرکت آسفالت طوس قرار بود در مدت سه ماه طرح طبقه بندی مشاغل و ضریب کارگاهی و … را که در سال ۸۶ مطرح شده بود،‌ به صورت کامل اجرا کند. مشکل اینجاست که شرکت می‌خواهد همین چند ماه گذشته را لحاظ کند اما کارگران خواستار آن هستند که مبنا از سال ۸۶ باشد.»

در این میان،‌ به نوشته ایلنا،‌ محمد صالح جوکار، نماینده یزد در مجلس، با انتقاد از برخورد امنیتی با اعتراض‌های صنفی کارگران معدن چادرملو گفت:‌ کار در معادن سخت و طاقت‌فرساست. بنابراین باید به خواسته‌های صنفی آن‌ها رسیدگی کرد.

او با انتقاد از مسئولان دولتی و قضایی شهرستان اردکان افزود: برخورد با بحران کارگری معدن چادرملو بدون توجه به مطالبات کارگران معترض غیرقابل قبول است.

این نماینده مجلس خواستار آن شد که مطالبات کارگران معدن چادرملو بررسی شود و پس از آن، یا باید به خواسته‌‌هایشان پاسخ داده شود یا باید آن‌ها را اقناع کرد.

البته تنها کارگران چادرملو نیستند که با چنین برخوردی مواجه شده‌اند. در روزهای قبل نیز از جمله در استان‌های اصفهان، فارس و خوزستان با برخی از نمایندگان کارگران چنین برخوردی شده است و آنها اخراج یا بازداشت شدند.

به نوشته ایلنا،‌ علی ایرانپور، نماینده مجلس از مبارکه، گفته است: سه کارگر پلی اکریل در اوایل بهمن ماه بازداشت شدند.

این گزارش حاکیست که قرار است این سه کارگر روز پنجشنبه محاکمه شوند.

در همین ارتباط،‌ غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضاییه، گفت: این قوه با افرادی که به اسم اعتراض‌های صنفی و به گفته او، برخلاف نظم عمومی و امنیت ملی اقدام کنند،‌ برخورد می‌کند.

مجموعه این برخوردها،‌ انتقادهایی را به دنبال داشته است.

از جمله سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس‌رانی تهران و حومه برخورد امنيتی و قضايی با کارگران معدن چادرملو در استان يزد را محکوم کرد.

اين تشکل کارگری ضمن ابراز همبستگی با کارگران معدن چادرملو و با اشاره به دستمزدهای زير خط فقر کارگران افزود: در مقابل دادخواهی و اعتراض کارگران روش زندان درمانی و امنيتی در پيش گرفته شده است.

همچنین اولیا‌علی بیگی، رییس کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور، را به همراه داشته است که به ایلنا گفت: چنانچه کارگری طبق قانون فعالیت صنفی خود را انجام دهد هیچ شخص حقیقی یا حقوقی نمی‌تواند او را بابت انجام این کار مورد مواخذه کند.

پیشتر احمد کمالی،‌ فرماندار اردکان، به ایلنا گفته بود که کارگران به دلیل شکایت کارفرما توسط پلیس امنیت احضار و سپس بازداشت شده‌اند.

اين مقام دولتی با انتقاد از اعتراض‌های صنفی کارگران معدن چادرملو در روزهای گذشته، مسئولیت آنچه که «تحريک کارگران به اعتصاب» ناميده بود را متوجه «عده محدودی» دانسته بود.

اعتصاب در قوانين جمهوری اسلامی ايران به رسميت شناخته نمی‌شود. البته برخی از فعالان کارگری معتقدند که ماده ۱۴۲ قانون کار این حق را به کارگران می‌دهد تا دست از کار بکشند.

ماده ۱۴۲ قانون کار تاکید می‌کند در صورتی که اختلاف نظر در مورد مواد مختلف این قانون و یا پیمان‌های قبلی و یا هر یک از موضوعات مورد درخواست طرفین برای‌ انعقاد پیمان جدید، منجر به تعطیل کار ضمن حضور کارگر در کارگاه و یا کاهش عمدی تولید از سوی کارگران شود، هیأت تشخیص موظف است بر‌اساس در خواست هر یک از طرفین اختلاف و یا سازمان های کارگری و کارفرمایی، موضوع اختلاف را سریعاً مورد رسیدگی قرار دهد و اعلام نظر کند.

صادق کارگر، ‌فعال سندیکایی،‌ با مبهم خواندن این ماده قانون کار اشاره می‌کند: «در هیچ جای دنبا چنین چیزی نداریم» ‌و اضافه می‌کند:«‌کارگر اعتصاب می‌کند تا به خواسته‌های خودش برسد و کارفرما هم برای اینکه ضرر ندهد حاضر به توافق با کارگران می‌شود. بنابراین اگر کارگران از حق اعتصاب محروم شوند یکی از ابزارهای قدرت‌شان را از دست می‌دهند.»

وی می‌گوید: «‌برخی می‌گویند دولت در این مسائل دست ندارد و قدرت در دست کسان دیگری است ولی مگر فرماندار و اداره تعاون،‌ کار و رفاه اجتماعی در اردکان نقشی در اخراج نماینده کارگران نداشتند؟»

در همین حال، سایت انجمن صنفی کارگران شرکت آسفالت طوس در مطلبی این پرسش را مطرح کرد که آیا اعتراض کارگران به حقوق قانونی و خواسته هایی که طی ۱۷ سال تحقق نیافته بود،‌ خلاف قانون است؟ و چرا نهادهای دولتی در این مدت بر شرکت پیمانکارِ آسفالت طوس نظارت نداشته‌اند و گذاشتند کاسه صبر کارگران لبریز شود و تولید در بزرگترین معدن سنگ آهن ایران متوقف شود؟

No responses yet

Feb 03 2014

بهروز وثوقی: طبیعتا تعریف کردن از ما به مذاق خیلی‌ها خوش نمی‌آید

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

رادیوفردا: تجليل از بهروز وثوقی و محمدعلی فردين،دو چهره سرشناس سينمای ايران از سوی سعيد راد،بازيگر نام آشنا،در مراسم گشايش سی و دومين جشنواره فيلم فجر،اگر چه تحسين تماشاگران را برانگيخت، ولی با واکنش تند برخی ازمقام ها از جمله رئيس ديوان عدالت اداری را دنبال داشت.

در اين ميان بهروز وثوقی در گفتگو با رادیو فردا،ابراز اميدواری کرده که نکو داشت نام او و فردين،مسئله و مشکلی برای سعيد راد ايجاد نکند.

آقای بهروز وثوقی! در مراسم گشایش، سی و دومین جشنواره فیلم فجر، آقای سعید راد، بازیگر معروف سینما در سخنانی از شما و محمدعلی فردین به عنوان ستون‌های بازیگری سینمای ایران نام بردند. آیا شما از آنچه در این مراسم گذشت، خبری دارید؟

نه متاسفانه. اما یکی از دوستان برای من یک‌ ای میل فرستاد و خیلی خلاصه گفت که آقای سعید راد در این فستیوال فیلم فجر، از شما یاد کرده‌ است، خیلی باید تشکر کنم از سعید، برای اینکه اگر کس دیگری یاد ما نیست، اقلا سعید راد یاد ما هست.

آقای بهروز وثوقی، اما وقتی نام شما و آقای فردین در این مراسم برده شد، تماشاگران و حضار هم ابراز احساسات در خور توجهی از خود نشان دادند.

شما مردم را از این افراد جدا کنید. مردم، همیشه مردمی بودند که ارزش گذاشتند برای افراد هنرمند حالا در هر رشته‌ای، سینما، موسیقی یا ادبیات، همیشه برای هنرمندان احترام داشتند و همیشه به آن‌ها ارزش گذاشتند. اصلا حساب مردم ما از همه چیزهای دیگر جداست.

از طرفی نام بردن از شما و آقای فردین، توسط آقای سعید راد، البته با واکنش های منفی هم روبرو شده است.

خب، طبیعتا. وقتی که شایعه می‌شود که بهروز وثوقی مرده است و معلوم است که این شایعات از کجا نشات می‌گیرد، ‌ طبیعتا تعریف کردن از ما به مذاق خیلی‌ها خوش نمی‌آید. اما خب چه می‌شود کرد. من نمی‌دانم و امیدوارم که واقعا در آن مملکت برای سعید راد، مساله‌ای پیش نیاید.

از فستیوال فیلم فجر، فاصله می‌گیریم و به نمایشنامه «یک رویای خصوصی» می‌پردازیم که نمایش آن از اوایل سال جاری خورشیدی ابتدا در آمریکا و سپس در کانادا و این اواخر هم، یک‌بار در آلمان به صحنه رفت. آقای وثوقی! در یک رویای خصوصی علاوه بر شما خانم سوسن فرخ‌نیا، خانم گلشیفته فراهانی هم بازی کردند و نویسنده و کارگردان این اثر نمایشی، آقای ایرج جنتی عطایی هستند.

پس از مدت‌ها دوباره قرار شد تا با ایرج جنتی عطایی عزیز یک همکاری مشترکی داشته باشیم، این بار بر خلاف کارهای قبلی، تصمیم گرفتیم تا مقداری طنز با نوشته آقای جنتی عطایی، توام باشد که خوشبختانه همین طور هم شد.

گلشیفته عزیز، بسیار هنرمند جوانی است که خیلی خوب و سریع در حال پیشرفت است و من برای او آرزوهای بسیاری داریم که جامه عمل خواهد پوشید و با خانم سوسن فرخ نیا و ایرج جنتی عطایی، این تئا‌تر را شروع کردیم و آماده کردیم. خوشبختانه با استقبال خیلی بی‌نظیری در تمام جاهایی که روی صحنه رفته، ‌روبرو شدیم.

No responses yet

Feb 03 2014

علی دهباشی به اتهام چاپ شعری علیه “چادر” محکوم شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوفرانسه: علی دهباشی- روزنامه‌نگار پیش‌کسوت ایرانی و مدیرمسئول مجله “بخارا”، به اتهام چاپ شعری که از نظر مدعی‌العموم، زنان چادرپوش به کلاغ تشبیه شده بودند مجرم شناخته شد. این شعر که “جملگی کلاغ” نام دارد سروده “منصور اوجی”، یکی از شاعران معاصر ایران است.

صبح امروز پرونده‌ مجله “بخارا” در شعبه 79 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمدرضا محمدی کشکولی و با حضور اعضای هیأت منصفه مطبوعات بررسی شد.

در این جلسه، هیأت منصفه مطبوعات، “علی دهباشی” مدیر مسئول مجله “بخارا” را مجرم شناخت، اما با اکثریت آرا مستحق تخفیف دانست.

تیرماه گذشته، یکی از سایت‌های خبری وابسته به بسیج، مدعی «توهین مجله بخارا به زنان چادری با تشبیه آنان به کلاغ» شد.

پس از آن، سایت “بسیج دانشجویی” بیانیه ای را منتشر کرد که در آن به “منصور اوجی” شاعر 76 ساله شیرازی حمله شده بود.

به دنبال حمله برنامه‌ریزی شده سایت‌های خبری نزدیک به نیروهای تندرو در ایران، پرونده مدیرمسئول ماهنامه بخارا با شکایت مدعی‌العموم به دادگاه رفت.

علی دهباشی، یکی از خوش‌نام‌ترین روزنامه‌نگاران ایران است که علاوه بر انتشار مجله بخارا، “شب‌های بخارا” را برای بزرگداشت بزرگان فرهنگ و ادب و هنر ایران و جهان برگزار می کند.

No responses yet

Jan 27 2014

۷۷۲ روزنامه‌نگار خواستار بازگشایی انجمن صنفی روزنامه‌نگاران شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: بيش از ۷۷۰ خبرنگار و روزنامه‌نگار در نامه‌ای به حسن روحانی، ریيس جمهوری اسلامی ايران، خواستار بازگشايی انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ايران شدند.

به گزارش خبرگزاری‌های ايسنا و ايلنا، ۷۷۲ روزنامه‌نگار با اشاره به وعده‌های انتخاباتی آقای روحانی، از او تقاضا کرده‌اند تا با صدور «دستور»، روند بازگشايی اين انجمن را «تسريع» کند.

اين روزنامه‌نگاران افزوده‌اند که انتظار داشتند «بازگشايی انجمن صنفی روزنامه‌نگاران به عنوان يکی از اقدامات انجام شده در کارنامه ۱۰۰ روز اول فعاليت دولت تدبير و اميد اعلام می‌شد» و از اينکه «اين اتفاق به هر دليلی رخ نداد»، ابراز تاسف کرده‌اند.

این روزنامه نگاران ابراز اميدواری کرده‌اند که «پيش از پايان صد روز دوم دولت»، انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ايران بازگشايی شود تا «نسيم تدبير و اميد بيش از هر زمانی در کالبد روزنامه‌نگاری کشور دميده شود.»
انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ايران که در آغاز روی کار آمدن دولت محمد خاتمی در سال ۱۳۷۶ تاسيس شد، چند ماه پس از آغاز دولت دوم محمود احمدی‌نژاد در سال ۸۸، با فشار وزارت کار و امور اجتماعی و به حکم سعيد مرتضوی، دادستان وقت تهران تعطيل شد.

حسن روحانی در نخستين نشست خبری خود با رسانه‌ها پس از انتخاب به عنوان ریيس دولت يازدهم وعده داد که «نه تنها» انجمن صنفی روزنامه‌نگاران بلکه «همه انجمن‌ها را بايد بر اساس قانون فعال کرد» زيرا به گفته او «انجمن‌ها بهترين راه برای حل مسائل هر صنف است.»

علی جنتی، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی نيز تاکنون چند بار وعده داده که به مشکلات انجمن صنفی روزنامه‌نگاران رسيدگی و اين انجمن بازگشايی خواهد شد.

اما غلامحسين محسنی اژه‌ای، دادستان کل کشور و سخنگوی قوه قضائيه، ۱۶ دی ماه امسال گفت که بازگشايی انجمن صنفی روزنامه‌نگاران تنها «با اعضای جديد و اساس‌نامه تازه» امکان‌پذير خواهد بود.

به گفته آقای اژه‌ای «در صورتی که همان انجمن بخواهد فعاليت خود را بدون نظر دستگاه قضايی انجام دهد، حتما برخورد می‌شود» زيرا به گفته او «کار قبلی انجمن کار سياسی بوده است.»

بهروز گرانپايه، عضو آخرين هيات مديره انجمن صنفی روزنامه‌نگاران نيز به سايت تدبير گفته که «وزارت ارشاد، وزارت کار و وزارت اطلاعات به صورت هماهنگ و بر اساس دستور شخص آقای ریيس جمهوری، مقدمات بازگشايی انجمن را انجام داده‌اند و موانعی که به لحاظ حقوقی برای بازگشايی انجمن وجود داشت در حال رفع شدن است» و ابراز اميدواری کرده بازگشايی اين انجمن در «ايام پيروزی انقلاب» عملی شود.

روزنامه کيهان در شماره سوم بهمن خود با اشاره به احتمال بازگشايی اين انجمن نوشت: «دست‌اندرکاران انجمن صنفی روزنامه‌نگاران از اين نهاد صنفی به عنوان پوششی برای انواع رفتارهای ساختارشکنانه و فتنه‌انگيز استفاده کردند و جرايم امنيتی ارتکابی از سوی آنان طبيعتا با جابه‌جايی مديران در وزارت ارشاد يا وزارت اطلاعات قابل توجيه و تأويل و کتمان نيست.»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .