اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for February, 2013

Feb 20 2013

گزارش حامیان مشایی از میتینگ انتخاباتی با بودجه بیت المال وسخنرانی احمدی نژاد

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

هاشمی نامه: رئیس جمهور با انتقاد شدید از نحوه تبلیغات کاندیداهای مجلس افزود: برای یک انتخابات مجلس چه خبر است! کل انقلاب را زیر سوال می برند تا در فلان ده ۲ رای بیشتر بیاورند. تو نروی به مجلس مگر چه می شود؟ در جلسه فرمانداران گفتم مگر چقدر در مجلس حقوق می دهند که حاضر می شوند ۵۰ میلیون تومن خرج کنند؟ گفتند برو بالا تر! گفتم ۱۰۰ میلیون گفتند بالاتر و مشخص شد برخی تا ۲ میلیارد هزینه می کنند.

تالار بزرگ وزارت کشور صبح امروز شاهد حضور پرشور و صمیمی بیش از ۸۰۰۰ نفر از مشاوران جوان رئیس جمهور بود که از ساعت ها قبل خود را از سراسر کشور به محل برگزاری مراسم رسانده بودند. استقبال مشاوران جوان رئیس جمهور به حدی بود که بسیاری از مدعوین تا پایان مراسم موفق به حضور در تالار وزرات کشور نشده و پشت درهای بسته شعار هایی نظیر «علمدار ولایت بسیجیان فدایت»، «حمایت از احمدی حمایت از رهبری»، «مرگ بر آمریکا» و … سر دادند.

در این مراسم که سرپرست سازمان فضایی کشور، علی اکبر صالحی، مصطفی محمد نجار، حمید رضا افراشته و در پایان دکتر احمدی نزاد به سخنرانی پرداختند؛ برخی از مشاوران جوان و پرشور رئیس جمهور در فضایی صمیمی، سخنان و شبهاتی را در خصوص مهندس مشایی ابراز کردند که با پاسخ شنیدنی رئیس جمهور مواجه شد.

گزارش رهاپرس از مهمترین سخنان رئیس جمهور در این مراسم و برخی حاشیه های حائز اهمیت آن در ادامه می آید:

** سرپرست سازمان فضایی کشور نخستین سخنران مراسم بود که غالب سخنان خود را به پیشرفت های فضایی کشور به خصوص از زمان شکل گیری دولت نهم اختصاص داد و با تشویق های مکرر حاضران در مراسم مواجه شد.

** مصطفی نجار در تعارف با صالحی نوبت سخنرانی خود را به وی داد و در مقابل محمد سلوکی که اجرای مراسم را بر عهده داشت با زیرکی کوشید تا مانع از تغییر در کنداکتور برنامه شود اما در نهایت حرف وزیر کشور به کرسی نشست و وزیر خارجه پشت تریبون رفت.

** نجار بیشتر سخنان خود را به دستاوردهای دولت نهم و دهم اختصاص داد. رئیس جمهور نیز در اواخر سخنان نجار وارد تالار وزارت کشور شد که با استقبال پرشور حاضران مواجه شد و حاضران شعار هایی نظیر «علمدار ولایت بسیجیان فدایت» و «لبیک یا خامنه ای لبیک یا حسین (ع) است» را سر دادند.

** پیش از آغاز سخنرانی رئیس جمهور؛ حمید رضا افراشته به عنوان دبیر همایش پشت تریبون قرار گرفت. وی ضمن رد شائبه انتخاباتی بودن مراسم به فلسفه شکل گیری مشاوران جوان پرداخت و حوزه مشاوران جوان رئیس جمهور را پاک ترین قسمت دولت عنوان کرد. افراشته همچنین از رئیس جمهور درخواست کرد که برای رسیدن مشاوران جوان خدمت حضرت آقا؛ از ایشان تقاضای وقت ملاقات نماید.

**تشکر افراشته از زحمات مهندس مشایی در شکل گیری سازمان فراگیر مشاوران جوان رئیس جمهور با واکنش حدود ۵۰ نفر از جمعیت ۶۰۰۰ نفری حاضر در سالن مواجه شد و برخی از آنان اقدام به ترک سالن نمودند.

** رئیس جمهور پس از حضور در جایگاه بنا به روال همیشگی خود پس از قرائت دعای فرج؛ پس از لزوم ساختن کشور و تشکیل نظام الگو در جهان سخن گفت.

**رئیس جمهور خطاب به حاضران گفت: از کی اینجا هستید؟ و سپس پرسید چه کسی خسته است؟ که حاضران فریاد زدند “دشمن”!

** احمدی نژاد با تاکید بر لزوم تغییر نظم حاکم بر جهان گفت: با تلاش های صورت گرفته در دولت های نهم و دهم گفتمان حاکم بر جهان تغییر کرده است و امروز حتی بزرگترین دزدان و مستکبران عالم نیز از عدالت دم می زنند.

** وی در خصوص بازار سکه و ارز اظهار داشت: عده ای خودشان بازار سکه و ارز را به هم می ریزند و صدها میلیارد به جیب می زنند و بعد علیه دولت جو سازی می کنند.

** وی سپس در سخنانی معنادار با تشبیه شرایط فعلی به واقعه کربلا افزود: امروز نبرد اصلی در مرز عدالت جریان دارد و بر سر عدالت برآمده از توحید است. ازاین روست که از همه جهات حمله می کنند. یکی شمشیر میزند، دیگری سنگ. یکی انگشت می برد و دیگری نیزه میزند.

احمدی نژاد با تاکید بر لزوم ایستادگی بر اجرای عدالت گفت: باید عدالت را در مورد همه اجرا کرد و عدالت برادر و فرزند نمی شناسد. برادر امام هم عدالت را تحمل نکرد و کنار فت. باید جانمان را پای عدالت بگذاریم.

** رئیس جمهور با اشاره به جوسازی های هولناک در خصوص دولت بیان داشت: می خواهند به هر طریق ممکن اتهامات دروغی را به دولت نسبت بدهند. می گویند دولت آلوده است. احمدی نزاد سحر شده است! من گفتم بیایید باطل کنید سحر را. اگر هدفمندی یارانه ها، مبارزه با استکبار و تلاش برای اجرای عدالت را تعطیل کنیم؛ سحر باطل می شود؟

** در همین حین چند نفر از حاضران انتقادات و شبهاتی دلسوزانه پیرامون مشایی را مطرح کردند که رئیس جمهور پاسخ داد: به زودی حقایقی از مشایی روشن خواهد شد. پس از پاسخ رئیس جمهور حاضران در سالن به تشویق رئیس جمهور و سر دادن شعار «حمایت از احمدی حمایت از رهبری است» پرداختند.

** رئیس جمهور سپس ادامه داد: تلاش می کنند که بگویند دولت آلوده است. شما که همه با هم متحدید و قدرت هم دارید پس لااقل یک چیزی را ثابت کنید. مخالف ما هستید؛ اشکالی ندارد ولی مردانه جلو بیایید. اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید.

** وی در یکی از مهمترین فراز های سخنرانی خود با لحنی قاطع افزود: اگر این فشارهای داخلی و خارجی صد برابر هم شود؛ حاضر نیستم سندی به ارزش یک ریال هم علیه منافع ملت امضا کنم.

در این حین حضار با شعار «احمدی احمدی حمایتت می کنیم» به سخنان رئیس جمهور واکنش نشان دادند. رئیس جمهور نیز در پاسخ به ابراز احساسات حاضران گفت: از رهبری عزیز حمایت کنید. خداوند حافظ رهبری عزیز و همه حزب اللهی هاست و شما فدائیان حقیقی راه نورانی امامت و ولایت هستید و بنده هم نوکر کوچک شما.

رئیس جمهور با اشاره به سخنان اخیر باهنر که در گفتگو با خبرگزاری فارس از لزوم ریشه کن شدن حامیان دولت سخن گفته بود اظهار داشت: آقایی که اخیرا فتوای کشتار دولت را صادر کرده در تلویزیون گفت احمدی نزاد تئوری اقتصاد نمی فهمد. صدایش کردم و گفتم شما یک برنامه پنج ساله تصویب کرده ای و ما فقط مجری هستیم بعد فرافکنی می کنید و می گویید من نمی فهمم؟

می گوییم فلانی که ۱۵۰ میلیارد برده باید برگرداند به بیت المال. می گویند استغفرالله تهمت نزنید بعد همان شخص در جای دیگر هزار تهمت روانه دولت می کند.

** وی با اشاره به بیداری اسلامی و نهضت جهانی مستضعفین خاطرنشان کرد: تقریبا همه جای دنیا به هم خواهد ریخت. نه اینکه بگویم با جنبش وال استریت کار امریکا تمام است. بیداری عظیمی در راه است و پتاسیلی بی نظیر در درون ملت ها بوجود آمده است. بدون شک جایگزین نظم ظالمانه موجود؛ نظم علوی و مهدوی است اما سرعت این جایگزینی بستگی به نحوه عمل ما دارد. ما باید برای جهانیان الگو بسازیم.

** رئیس جمهور با انتقاد شدید از نحوه تبلیغات کاندیداهای مجلس افزود: برای یک انتخابات مجلس چه خبر است! کل انقلاب را زیر سوال می برند تا در فلان ده ۲ رای بیشتر بیاورند. تو نروی به مجلس مگر چه می شود؟ در جلسه فرمانداران گفتم مگر چقدر در مجلس حقوق می دهند که حاضر می شوند ۵۰ میلیون تومن خرج کنند؟ گفتند برو بالا تر! گفتم ۱۰۰ میلیون گفتند بالاتر و مشخص شد برخی تا ۲ میلیارد هزینه می کنند.

در این هنگام یکی از حاضران به مزاح گفت تا ۳۰۰۰ میلیارد هم برای تبلیغات خرج می کنند که خنده رئیس جمهور و حضار را در پی داشت.

** دکتر احمدی نژاد در جمع بندی سخنان خود تاکید کرد: ما عهدی داریم و تا پای جان بر سر عهدمان می مانیم. اینجا تجدید عهد می کنیم. بنده ۲۰-۳۰ سال اضافه زندگی کردم و بهترین دوستان و همرزمان من پای این انقلاب به شهادت رسیدند. آنها در اوج بودند به لحاظ علم، شجاعت، تدبیر و انسانیت. اگر خدا عمری داده برای این است که بایستیم پای ارزش های الهی. اینجا از قول شما و همکارانم می گویم که این دشمنی ها چیزی نیست. اگر همه مستکبران، اجداد خبیث شان را از جهنم فرا بخوانند و همه نامردها و شیاطین جمع شوند و همه توانشان را به کار گیرند و از همه طرف آتش بریزند به خدا سر سوزنی از آرمان های انقلاب عقب نشینی نمی کنیم

No responses yet

Feb 20 2013

آیا هاشمی رفسنجانی از عوامل طولانی شدن جنگ با عراق بود؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: معلوم نیست حمله اخیر به سایت «انقلاب اسلامی» از سوی ارتش سایبری است یا گروه‌های حامی هاشمی رفسنجانی، اما انتشار سخنان ۲۴ سال پیش جانشین فرمانده کل قوا در شرایطی که بحث بر سر کاندیداتوری رئیس مجمع تشخیص مصلحت داغ‌تر شده، چندان به مذاق گروه‌های تبلیغاتچی و «مداحان» هاشمی در رسانه‌های خوش نخواهد آمد. آیا تلاش رئیس مجلس در سال ۶۰ برای برکناری بنی‌صدر با هدف طولانی‌تر کردن جنگ صورت گرفته بود؟

سایت انقلاب اسلامی، چند روز پیش سخنان هاشمی رفسنجانی را پس از پذیرش قطع‌نامه ۵۹۸ در سال ۶۷ را منتشر کرد. اما این سایت بر اساس گفته‌ها تحت حمله شدیدی قرار گرفته که معلوم نیست از سوی کدام گروه هدایت می‌شود.

اما بازنشر سخنرانی هاشمی رفسنجانی در این محدوده زمانی نمی‌تواند چندان به نفع او باشد، چه، نسل جوانی که سردار سازندگی را نمی‌شناسد و یا بخش‌هایی از جامعه که از دولت احمدی‌نژاد خسته‌اند و حافظه تاریخی کوتاه مدتی دارند، احتمالا از مواضع قدیمی رفسنجانی بی‌خبرند.

بر اساس مطالب منتشر شده توسط سایت انقلاب اسلامی، هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۶۷ به این نکته معترف است که با وجود تلاش دولت عراق برای پایان جنگ در سال اول آن، نظام خواستار ادامه جنگ بوده است:

دشمن از ۷ سال پیش، شاید هم ۷ سال و نیم پیش، از جنگی که به راه انداخت، پشیمان بود و تقاضای صلح می‌کرد. ۷ سال و نیم پیش التماس می‌کرد با ایران صلح کند. در تمام این مدت التماس می‌کرد با ما صلح کند. حالا که صلح شده است، به این آسانی از صلح دست نمی‌کشد برای این که وارد جنگ بشود.

هاشمی سپس در باره خواست جمهوری اسلامی برای ادامه جنگ از همان سال اول می‌گوید: «قصد ما سرنگون کردن رﮊیم صدام بود. به این هدف نرسیدیم. تشخیص با رهبری است. اگر رهبر تشخیص بدهد که می توان به حق رسید و مردم هم قبول کنند، می توانیم به جنگ ادامه بدهیم. و اگر رهبری تشخیص بدهند که ولو به هدف نرسیده‌ایم، جنگ را قطع کنیم، باید آن را قطع کنیم.»

به عبارت دیگر، هدف ادامه جنگ علیه عراق، از مقطعی «دفاع مقدس» نبوده است. اشغال نظامی عراق و ساقط کردن رژیم بغداد، هدفی بوده که جنگ‌طلبان جمهوری اسلامی به رهبری آیت‌الله خمینی و همراهی هاشمی رفسنجانی دنبال می‌کرده‌اند. با این توصیف، مسوولیت هاشمی رفسنجانی و نیز مسوولان ستاد تبلیغات جنگ که هزاران هزار داوطلب را به جبهه‌های جنگ می‌کشاندند، بیشتر از بقیه بوده است.

اما جانشین وقت فرمانده کل قوا در جای دیگری می‌گوید: «الان مصلحت نیست توضیح بدهیم به مردم که چرا جنگ را یک سال پیش، یا ۳ سال پیش تمام نکردیم. چرا زودتر با پایان یافتن جنگ موافقت نکردیم.»

سایت انقلاب اسلامی در تحلیل سخنان هاشمی رفسنجانی، به جریانی اشاره می‌کند که قرار بود منتهی به پایان جنگ در خرداد ۱۳۶۰ بشود: «۷ سال پیش از آن، می شود خرداد سال ۶۰، درست همان زمان که ایران و عراق با پیشنهاد صلحی موافقت کرده بودند که بنابرآن، قوای دو طرف، به اندازه تیر رس توپ از مرزهای بین المللی فاصله می‌گرفتند. قرار بود هیأت مأمور از سوی کنفرانس غیر متعهدها پاسخ موافق صدام را به تهران بیاورد. همین هاشمی رفسنجانی باتفاق خامنه‌ای و بهشتی نزد خمینی رفتند و به او گفتند هرگاه بنی‌صدر جنگ را تمام کند، سوار تانک می‌شود و به تهران می‌آید و دیگر شما هم حریف او نمی‌شوید. او را با کودتا و ادامه دادن به جنگ موافق کردند.»

خرداد ۱۳۶۰، همان زمانی است که فعالیت علیه رئیس جمهوری وقت افزایش یافت و چندی بعد، اکثریت نمایندگان مجلس با هدایت هاشمی رفسنجانی، به بنی‌صدر رای عدم کفایت دادند و نخستین رئیس جمهوری ایران را عزل کردند.

گفته می‌شود آیت‌الله لاهوتی، پدر دامادهای هاشمی رفسنجانی، بنی‌صدر را از توطئه رئیس وقت مجلس آگاه کرده بود و همین امر می‌توانسته در دور شدن رئیس جمهوری از دیدها موثر بوده باشد، تا اینکه در تابستان ۱۳۶۰ ایران را با هواپیمای نظامی ربوده شده به مقصد پاریس ترک کرد. لاهوتی که در جلسه عزل بنی‌صدر حاضر نشد، چندی بعد به طرزی مشکوک در زندان اوین مسموم شد و درگذشت. هاشمی رفسنجانی نیز مانع عمده بر سر تحقیق بیشتر فرزندان و دامادهایش در باره این مرگ مشکوک بود.

بیرون آمدن مدارک و مستندات قدیمی در ماه‌های آینده می‌تواند جواب بسیاری از سوال‌های فراموش شده را در خود داشته باشد.

No responses yet

Feb 20 2013

محمود هار شده

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,طنز,هنر

خودنویس:

No responses yet

Feb 20 2013

حسین فدایی٬ دبیرکل جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی: تیم احمدی‌نژاد می‌خواهد مردم را به خیابان بکشاند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: حسین فدایی٬ دبیرکل جمعیت «ایثارگران» از تلاش تیم احمدی‌نژاد برای سازماندهی «اعتراضات خیابانی»٬ آغاز مذاکره با آمریکا و حذف بسیاری از «خیرخواهان» از فضای سیاسی کشور خبر داد.

به گزارش خبرگزاری فارس٬ آقای فدایی این مطالب را روز سه‌شنبه (اول اسفند) طی سخنانی در جلسه هفتگی انصار حزب‌الله بیان کرده است.

مهمترین اظهارات حسین فدایی به این شرح است:

● جریان انحرافی به دنبال این است که مردم را به خیابان‌ها بکشاند و اعتراضات اجتماعی را سامان دهد ولی جنس آن متفاوت است، هنوز بعضی‌ها مسئله جریان انحرافی را قبول ندارند و برای آن‌ها جا نیفتاده است.

● جریان انحرافی دچار توهم شده است و فکر می‌کند خیلی هوشمند است و گفته که ما باید کاری بکنیم که قهرمان مذاکره با آمریکا ما باشیم و تابوی عدم مذاکره با آمریکا را بشکنیم.

● جریان انحرافی {قصد دارد} برای ابقای در قدرت، جامعه را دو قطبی کند و این‌گونه القاء کند که طرف مقابل ما کسانی هستند که با ما مخالف هستند و جزو فتنه‌گران محسوب می‌شوند.

● {جریان انحرافی} سعی دارد جامعه را به سمتی بکشاند که در جامعه این‌گونه تلقی شود که یک طرف پابرهنه‌ها و محرومین و مستضعفین هستند و یک طرف اشرافیت و سرمایه‌داران که سردمداران با فتنه‌گران هستند و پابرهنه‌ها و مظلومین و محرومین با احمدی‌نژاد.

● {وقتی} دستگاه قضائی و امنیتی بعضی از سران آن‌ها {جنبش سبز} را دستگیر کرد، همین جریان انحرافی نامه نوشتند که این‌ها را آزاد کنید.

● جریان انحراف بقای خودش را در وجود فتنه‌گران می‌داند و از طرفی سعی دارد خود را موجه جلوه دهد و از طرف دیگر نقص‌ها و ضعف‌ها و نارسایی‌هایش دیده نشود.

● جریان انحرافی در پی چند برابر کردن پرداخت یارانه‌هاست و مانع این کار را یک باند مخوف زالوصفت در پشت صحنه معرفی می‌کند که آن‌ها وصل به فتنه‌گران و ساکتین فتنه هستند.

● جریان انحرافی هم به دنبال دیو و دلبر کردن جامعه است و هر کسی منتقد آن‌ها باشد نقطه سیاهی است که باید روی تابلو نصب شود و امکان انتقاد صحیح و منطقی را سلب می‌کنند و فضا را به شکلی می‌کنند تا بتوانند کار خودشان را جلو ببرند و به این وسیله جمع کثیری از خیر خواهان را حذف می‌کنند.

● اگر نگاهی به کل هر سه جریان نظام سلطه، جریان فتنه و انحراف بیندازیم درمی‌یابیم که در یک نقطه مشترک هستند و آن اینکه مردم را با نظام درگیر کنند.

● در طول عمر دولت نهم و دهم حضور احمدی‌نژاد در جلسات ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی به تعداد انگشتان یک دست نمی‌رسد.

● مگر می‌شود کسی که حداقل سلامتی‌ مالی‌اش در ارتباط با مسائل مالی به اثبات نرسیده با فساد اقتصادی مبارزه کند؟

● این خیانت و ظلم است که عده‌ای برای انحراف افکار عمومی از مسیر صحیح خود در مورد قاچاق کالا، موضوع اسکله‌های نامرئی را مطرح کنند که بخواهند اسم بچه‌های بسیج و سپاه را به میدان بیاورند، شما اگر می‌توانید دروازه‌های گمرک را درست کنید، چرا فرافکنی می‌کنید؟ و مردم را سرگردان می‌کنید؟

● این دانه‌درشت‌هایی که از نعمات اعتبارات و وام‌ها برخوردار شدند چه کسانی پشت آن‌ها بوده و هستند؟ بی‌شک هم از اهالی فتنه و هم از اهالی انحراف بوده‌اند. برای ما خط سیاسی مطرح نیست و هرکس چنین کاری را انجام دهد بی‌شک از نظر ما خائن است.

● نمی‌شود من از منزل خودم غذا بیاورم و ظاهر ساده‌زیست داشته باشم ولی در موقع عمل وقتی میلیارد‌ها جا به جا می‌شود حساسیت نداشته باشم.

● جریان انحرافی تحلیلشان این است که ما فضا را به گونه‌ای خواهیم کرد که امکان ردصلاحیت‌ها فراهم نشود و مجبور شوند ما را تائید کنند.

No responses yet

Feb 20 2013

پاسخ دفتر رئیس‌جمهوری به اظهارات اژه‌ای درباره بدهکاران بانکی

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

دویچه‌وله: دفتر محمود احمدی‌نژاد در بیانیه‌ای از تقویت شائبه نبود انگیزه در قوه قضاییه برای پیگیری ۳۰۰ بدهکار بانکی انتقاد کرد. محسنی اژه‌ای اخیرا بار دیگر دریافت اسامی ۳۰۰ نفر بدهکار بانکی کشور را رد کرده بود.

یک روز پس از برگزاری نشست خبری غلامحسین محسنی‌اژه‌ای، سخنگوی قوه قضاییه ایران، امروز سه‌شنبه (۱ اسفند/ ۱۹ فوریه) مرکز روابط عمومی دفتر ریاست‌جمهوری در اطلاعیه‌ای از تقویت “شائبه‌ی نبود انگیزه” برای “پیگیری جدی” بدهکاران بانکی در قوه قضاییه سخن گفت.

در این اطلاعیه آمده است: «ایجاد تردید و شبهه سخنگوی دستگاه قضا درباره ارسال فهرست اسامی ۳۰۰ نفر از بدهکاران بانکی از سوی رییس‌جمهور به رییس قوه قضائیه، با وجود تصریح وی به دریافت این لیست در نشست خبری ۲۲ فروردین ۱۳۹۱، بار دیگر شائبه فقدان انگیزه برای پیگیری جدی این مساله را که ناشی از دلایل مطرح‌شده قبلی در این خصوص است، بیش از پیش تقویت می‌نماید.»

به گزارش “تابناک”، روز گذشته، دوشنبه (۳۰ بهمن/ ۱۸ فوریه) محسنی اژه‌ای در پاسخ به خبرنگاری که درباره صحبت‌های محمد شیخان معاونت ریاست‌جمهوری سوال کرد، پاسخ گفت: «جلسات قبل در این زمینه صحبت کردم و صحبت‌های آقای شیخان صحیح نیست.» پیش‌تر محمد شیخان گفته بود ما لیست ۳۰۰ نفره را به دستگاه قضایی داده‌ایم ولی قوه قضاییه به دلیل اینکه افراد خاصی در این لیست هستند آن را اعلام نمی‌کند سوال کرد.
محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضاییه، دریافت اسامی بدهکاران بانکی را رد می‌کند محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضاییه، دریافت اسامی بدهکاران بانکی را رد می‌کند

در ادامه بیانیه دولت آمده است: «مرکز روابط عمومی ریاست جمهوری بر این اساس تاکید می‌کند، با استناد به انتشار اصل نامه رییس‌جمهور در برخی رسانه‌ها در تاریخ ۱۲ دی ۱۳۹۱ درباره معرفی اسامی این افراد، از قوه قضائیه انتظار می‌رود با ورود قاطع به این موضوع، عدالت را در عمل درباره همگان بدون هیچگونه تبعیضی به اجرا بگذارد.»

سابقه نامه‌نگاری‌های دولت و قوه قضاییه

پایگاه اطلاع‌رسانی دولت پیش از این در روز سه‌شنبه (۱۲ دی/ ۱ ژانویه) متن دو نامه را که مربوط به سال‌های ۱۳۸۹ و ۱۳۹۰ بود و گفته می‌شد که محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌ جمهوری اسلامی، از طریق این دو نامه در خصوص بدهکاران بانکی به قوه قضائیه و دادستانی اطلاع داده است، منتشر کرده بود.

تصویر منتشر شده در پایگاه دولت از متن یکی از این نامه‌ها نشان می‌داد که رونوشتی از این نامه به دفتر آیت‌الله خامنه‌ای نیز “جهت آگاهی” ارسال شده است. مخاطب نامه دوم محسنی اژه‌ای بوده است.

محمود احمدی‌نژاد در تاریخ ۲۴ آذر در سخنرانی خود در استان خراسان رضوی گفته بود که کشور با “هیچ‌گونه کمبود مالی روبرو نیست” و مشکل اصلی “معوقات بانکی” است. وی تصریح کرده بود که: «۳۰۰ نفر ۶۰ درصد پول‌های کشور را در جیب گذاشته‌اند و پس نمی‌دهند.» احمدی‌نژاد همچنین افزوده بود: «تمام این افراد را در جدولی فهرست کردیم و رسیدگی به آن‌ها را آغاز کردیم.»

در پی آن، غلامحسین محسنی اژه‌ای، دادستان کل جمهوری اسلامی، نامه‌ای خطاب به احمدی‌نژاد نوشت و از او خواست، فهرست مورد ادعای خود را در اسرع وقت به قوه‌ی قضاییه بفرستد. متن این نامه روز سه‌شنبه (۵ دی/ ۲۵ دسامبر) در رسانه‌های ایران منتشر شد.

اما غلامحسین الهام، سخنگوی دولت، روز چهارشنبه (۶ دی/ ۲۶ دسامبر) پس از جلسه‌ی هیئت دولت در جمع خبرنگاران حاضر شد و از موجود بودن اسناد ارسال اسامی به قوه قضاییه سخن گفت. امری که هنوز محسنی اژه‌ای آن را رد می‌کند.

No responses yet

Feb 20 2013

بار دیگر برخاستن به موقع از سر میز

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: روزنامه های تهران به گمانه زنی در خصوص احتمال نامزدی چهار باره اکبر هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری پرداخته اند

در هفته ای که روزنامه های تهران پر است از مقالاتی در خصوص احتمال نامزدی چهار باره اکبر هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری، شرح امیدواری گروهی از اصلاح طلبان به نامزدی محمد خاتمی، و از همه واضح تر، عطش محمود احمدی نژاد به ماندن در ریاست قوه مجریه ایران، به نظر می رسد پذیرش جابه جایی در قدرت، هنوز جاافتاده و بی خطر نیست.

نویسنده این سطور در ۲۱ دی ۱۳۷۸، همزمان با نامزدی هاشمی رفسنجانی برای انتخابات مجلس ششم، در مقاله ای با عنوان “برخاستن به موقع از سر میز” در روزنامه عصر آزادگان، با اشارت به سرنوشت چرچیل، دوگل، قوام و آخرین پادشاه ایران، بهتر آن دید که هاشمی بعد از سابقه ای طولانی در ریاست مجلس، ریاست جمهوری، ریاست مجلس خبرگان و ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام دیگر از سر میز برخیزد. در آن زمان واکنش های موافق و مخالف با این مقاله چندان بود که گزیده ای از آنها در روزنامه به چاپ رسید.

هفت سال قبل، باز فرصتی همانند رخ داد و این بار در ضمیمه آخر هفته روزنامه اعتماد مقاله ای نوشتم با عنوان “اندر حکایت نشستن و برخاستن به موقع از سر میز” که در ابتدای آن آمد “انسان چه ازفرزی و چالاکی به موش شبیه شود و چه اززیرکی چون روباه، چه از نازکی چون مویی شود و چه از جان سختی چون کرگدن، باز از هر در که به درون می رود اول از همه بایدش راهی و موقعی برای خروج جستن”.

و این نوشته مصادف بود با خروج تونی بلر نخست وزیر مشهور بریتانیا در ۵۳ سالگی از خانه شماره ۱۰ داونینگ استریت. در آن زمان کم نبودند صاحب‌نظرانی که تحول علوم آموزشی و انقلاب اطلاعات را یادآور شدند و نوشتند از این پس حکومت های مردمسالار با مشکلی روبه‌رو خواهند بود. کسانی در دهه چهل عمر به عرصه قدرت می رسند و در سنین نه چندان بالا ناگزیر به بازنشستگی می شوند، در حالی که در گذشته مردانی گاه در هشتاد سالگی پختگی رسیدن به مقامات عالی را به دست آوردند.

بیل کلینتون هم وقتی پنجاه و پنج ساله بود از کاخ سفید رفت و مانند بلر دیگر خیال بازگشت در سر نپخت. چنین بود که آن نگرانی برای حکومت های مردمسالار جدی نماند، اما از دموکراسی های با سابقه غربی که دور شویم، مگر ولادیمیر پوتین خیال ترک کاخ کرملین را دارد که محمود احمدی نژاد برود. پوتین از آن جهت انگشت نماست که خیال بازگشت را بی آنکه قانون را پشت پا زند در سر پخت؛ با دوستی قرار جابه جایی گذاشت. مدودف به جایش نشست و او نخست وزیر شد تا در پایان مهلت قانونی، باز کلید کرملین را تحویل بگیرد. گرچه کس نیست که نداند در چنین نوع رفت و آمدی زمینه دیکتاتوری پدید می آید. یک نوع بازی با قانونی است که با منع انتخاب سه باره روسای جمهور، در صدد جلوگیری از ماسیدن یک باند در قدرت و شکل گیری نوعی دیکتاتوری بوده است.

اما باید گفت حتی با وجود بازگشت وینستون چرچیل و ژنرال دوگل دو قهرمان جنگ جهانی دوم به قدرت، و تکرار چنین حوادثی در یونان و ایتالیا و اسپانیا، چنین بازگشت هایی در اروپا، برای آزادی خواهان چندان جای نگرانی نگذاشته که در شرق. جایی که انواع بازگشت و ماندگاری در قدرت در آن جا تجربه شده است. از بازگشت فرزندان در سری لانکا، بنگلادش، پاکستان و هند مردم سالار، تا همین شیوه در عراق، سوریه، آذربایجان، که سلطنت های جمهوری نما دارند.
سابقه در ایران

در ایران معاصر، یک تجربه دردناک بازگشت به قدرت متعلق به میرزا علی اصغرخان اتابک (امین السلطان) بود که بعد از سال ها صدارت ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه، به زحمتی از صحنه گریخت و رفت تا جهان بشناسد، دور جهان گشت تا خبردار شد که کشور به مشروطیت رسید و نوه ناصرالدین شاه بی رغبت به قانون مشروطه پادشاه شده. خطر پیدا بود اما چندان که تلگرام دعوت از سوی محمدعلی شاه رسید، اتابک دنیا دیده و با تجربه، کوتاه مدتی بعد جان خود را در جلو در مجلس تازه تاسیس، فدای این بازگشت کرد.

دیگر بازگشت غم انگیز و دردناک متعلق به همان پادشاه مستبد، محمدعلی شاه قاجار است که بعد از اتابک نتوانست تخت اجدادی را نگهبانی کند. مشروطه خواهان وی را راندند و فرزند نوجوانش را به سلطنت گماشتند و مرد باخردی را به عنوان نایب السلطنه اش تعیین کردند. اما پادشاه مخلوع یک سال بعد پولی گرد آورد و قول حمایتی از حکومت لرزان تزارها گرفت و با گذرنامه جعلی از استراباد وارد خاک ایران شد که مگر تخت (در حقیقت از پسرخود) بازستاند. نه تنها پیشانی اش به سنگ خورد و ملت تازه آزاد شد مقاومت کرد، بلکه این مرتبت را هم یافت که مجلس شورا برای سرش جایزه ای تعیین کرد و حقوق و مزایایش را هم قطع کرد. خیال بازگشت احترام و القابش را هم از او گرفت و شد اولین شاه تاریخ معاصر ایران که در تبعید درگذشت. و از این مهم تر اینکه قاجار را به بدنامی مضاعف دچار کرد.

حکایت دیگر مرتبط به احمدقوام است به تیزهوشی و درایت مشهور بود. هم او و هم برادرش وثوق الدوله سیاست‌دان و به اندازه کافی دارای انگیزه و جاه طلبی بودند. زمان نیز به یاریشان آمد، جوان و رسیده بودند که انقلاب مشروطیت شکل گرفت و آن دو نیز (به عنوان خواهرزادگان امین الدوله صدر اعظم لیبرال) به میان صحنه پریدند و حکومت، وزارت و صدارت گرفتند. اما کودتای سوم اسفند بازی را عوض کرد. در بیست سال سلطنت رضاشاه، وثوق الدوله کجدار و مریز کرد و ماند، قوام اما آرزو در سر پخت و به محض سقوط و استعفای رضاشاه به صحنه برگشت و در چند دوره نخست وزیری نشان داد سیاستمداری پخته است. تا با نام محترم و القاب شریف بعد از راندن ارتش سرخ و نجات آذربایجان به خانه رفت.

اما چنین مرغی زیرک به دام افتاد. وقتی خانواده پهلوی برای نجات از دست دکتر مصدق، وزیر قوام و منسوب وی، دست به دامانش شد، پیرانه سر و در عین فرسودگی به میدان سی ام تیر در آمد و همه اعتبار را که به عمری اندوخته بود به سه روز از دست داد. شد نمونه ای برای غفلت از برخاستن به موقع از سر میز.

در انتخابات مجلس ششم، در اوج محبوبیت اصلاح طلبان و مبارزه هواداران دوم خرداد با محافظه کاران، اعلام نامزدی هاشمی رفسنجانی برای نمایندگی مجلس، خطری بود که می توانست یادآور خاطره قوام شود. اما نشد و جناح راست که خیال داشت با یک مهره پیروزی قاطع اصلاح طلبان را سست کند، شکست خورد و دخالت شورای نگهبان در حقیقت قربانی کردن هاشمی رفسنجانی به دست همگنانش بود که می خواستند او را به عنوان نفر ماقبل آخر منتخبان تهران به مجلس بفرستند.

تا آن زمان هاشمی رفسنجانی تنها تن از گارد نخست انقلاب بود که همه سمت های خود را در انتخابات به دست آورده بود و به این می بالید.

وی به عنوان اولین رییس جمهور ایران که بعد از تغییرات قانون اساسی، با حذف سمت نخست وزیر، قوه مجریه را به تمامی در دست داشت و تصور می کرد اقدامات وی در نوسازی کشور جنگ زده وی را در تاریخ مشخص خواهد کرد، در پایان کشمکش های انتخاباتی از حضور در مجلس منصرف شد. اما با این همه بعد از پایان دوران هشت ساله محمد خاتمی، هوس قمار دیگر وی را به صحنه ای کشاند که این بار جناح راست و زیردستان پیشین، همدل و همرایش نبودند.

اگر اخباری که از سوی برخی نزدیکان رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام منتشر شده و نشان می دهد که وی خیال نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری آینده ندارد، دقیق باشد، باید گفت مردی که روزگاری لوموند به وی “آسانسور” لقب داده بود، هوس قمار دیگر از سر به در کرده و از شباهت با دنگ شیائو پینگ طراح اصلاحات چین، آسانسوری که در زمان انقلاب فرهنگی به ذلت رسید ولی بزودی به قدرت برگشت، صرف نظر کرده است.

No responses yet

Feb 20 2013

یک جنایتکار دیگر بدون مکافات به جهنم رفت: آیت الله خوشوقت یکی از آمران قتل های زنجیره ای به جهنم اعلی پیوست

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

فرارو – حضرت آیت الله خوشوقت، از علمای ربانی و زاهد تهران، ساعت 7 صبح امروز دوم اسفند به ملکوت اعلی پیوست.

حضرت آیت الله خوشوقت، که برای انجام حج عمره در سرزمین وحی به سر می برد، پانزدهم بهمن ماه سال جاری، به علت عفونت حاد ریوی و نارسایی کلیوی و قلبی در شهر مکه بستری شد.

روند درمان ایشان طی 17 روز گذشته، فراز و نشیب هایی داشت اما در روز سه شنبه به حدی رسید که امکان انتقال شان به تهران جهت درمان فراهم شده بود. با این حال صبح سه شنبه، با بازگشت عفونت ریوی، حال این عالم ربانی رو به وخامت گذارد.

آيت الله عزيز خوشوقت در ماه رجب سال ١٣٠٥ هجرى شمسى در شهر بادکوبه(باکو) متولد شد.

پدر و مادر ایشان اهل زنجان بودند اما چند سالی را به خاطر نا امنی منطقه، به باکو مهاجرت کرده بودند که عزیز، دومین فرزند خانواده، در آنجا تولد یافت.

ايشان پس از تحصيلات دبیرستان، به علوم حوزوى روى آوردند و پس از پنج سال تحصيل در مسجد لرزاده تهران راهى ديار علم و تقوا، قم شدند.

حضرت آیت الله خوشوقت، دروس خارج فقه و اصول را نزد حضرات آیات عظام سید حسین بروجردی و امام خمینی قدس سرهما سپری کردند و حکمت و فلسفه و تفسیر را نزد علامه طباطبایی (ره) آموختند.

انفاس ملكوتى رادمرد فرزانه، آيت الله العظمی محمد حسین طباطبايى، ايشان را بيش از ديگران با دقايق و رموز اخلاق و مدارج معرفت آشنا ساخت و همين امر ايشان را مورد توجه و محبت ويژه علامه قرار داد.

آیت الله خوشوقت پس از پایان دروس حوزوی، به تهران بازگشتند و در سن 33 سالگی ازدواج کردند.

حاصل ازدواج ایشان، دو فرزند پسر و چهار دختر است.

پس از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي، طي حكمي از سوي امام خميني(ره) به عنوان نماينده ويژه ايشان در ستاد عالي انقلاب فرهنگي منصوب شدند و نيز اغلب در زمينه هاي فرهنگي، ارشاد و هدايت جوانان و تربيت فضلاي مستعد، نقشی بزرگ ايفا نمودند.

اقامت در تهران، برپايي نماز جماعت در مسجد امام حسن مجتبي(ع)، تربيت طلاب و فضلاي حوزه علميه، درس اخلاق و توجه به خواسته ها و حاجات مردم، انس با جوانان، بسيجيان، رزمندگان و خانواده هاي شهدا در طول بيش از پنجاه سال از ايشان چهره اي دوست داشتني و مردمي ساخت.

آنها كه ايشان را از نزديك مي شناسند و يا وصف حال ايشان را شنيده اند، صبر و حوصله و سعه صدر كم نظيرشان را در برخورد با مردم مي ستايند.

ايشان به جهت فهم عميق و آراي بديعي كه در آيات و روايات و دعاها به ويژه صحيفه سجاديه و نهج البلاغه داشتند، گنجينه اي از تقوا و زهد و معارف در عصر حاضر به شمار مي رفتند.

شيوه سلوك و تقرب به خدا نزد آيت الله خوشوقت تا حد زیادی برگرفته از علامه طباطبايي است و خلاصه آن، اين است كه براي رشد ايمان و سلوك در صراط مستقيم الاهی، دو امر لازم است؛ اول ترك گناه و انجام واجبات و دوم، ذکر قلبی و لسانی خداوند متعال.

آیت الله خوشوقت، به رغم اجتناب از زندگی در شهر قم و تدریس سنتی علوم حوزوی در آن شهر مقدس، طی دو دهه ی اخیر، مرتبا در حوزه علمیه قم حضور می یافتند و طلاب تشنه ی سیر و سلوک حقیقی، از محضر ایشان بهره ها می بردند.

دفاع صریح و غیرتمندانه ایشان از انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری دام ظله العالی، و نیز حضور مکرر ایشان در جبهه های نبرد حق علیه باطل در دوران دفاع مقدس، زبانزد خاص و عام است.

حضرت آیت الله خوشوقت روز پانزدهم بهمن ماه سال جاری، در حالی که اعمال حج عمره را به پایان برده بودند، به علت عفونت حاد ریوی در بیمارستانی در شهر مکه بستری شدند. شدت عفونت ریوی، موجب عفونی شدن خون ایشان و نیز از کار افتادن کلیه هاشان شده بود.

روند درمان ایشان طی بیش از دو هفته به گونه ای پیش رفته بود که امکان انتقال ایشان به تهران را در روز اول اسفند، فراهم ساخته بود اما بازگشت دوباره عفونت ریوی، اختلال عملکرد قلب و ضعف شدید جسمانی، موجب شد حضرت آیت الله خوشوقت، که عمری را خالصانه برای خدا و تبلیغ راه راستین حضرت پروردگار زندگی کرده بود، در کنار خانه خدا، به آغوش خدا باز گردد.

فرارو، با دلی سوخته و چشمانی اشکبار، این ضایعه بزرگ را به بیت شریف ایشان و تمامی هموطنان عزیز و مشتاقان حیات طیبه، تسلیت می گوید و عروج ملکوتی ایشان را بهانه ای قرار می دهد برای یاد آوری این نکته حیاتی که به فرموده خداوند در قرآن کریم” ما همه از خداییم و به قطعا به سوی او باز می گردیم”.باید همواره به یاد داشته باشیم که دنیا مزرعه آخرت است و آن جا از کشته ی خویش در دنیا خواهیم خورد.

ما باید این بزرگان را الگوی خویش قرار دهیم و در دنیا، با رعایت دقیق تقوا، برای کسب سعادت اخروی زندگی کنیم؛ چنان که آیت الله خوشوقت و امثال حضرت ایشان، چنان زندگی کردند و سرافرازانه، جاودانه شدند.

No responses yet

Feb 19 2013

آقای مهدی طائب تحویل بگیرند: روسیه شهروندان خود را از سوریه خارج می‌کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی

سوریه هم دارد به لقا الله پرتاب می شود!
رادیوفرانسه: روسیه چهار کشتی جنگی دیگر را برای خروج اتباع خود از سوریه به دریای مدیترانه گسیل می‌کند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، وزیر دفاع روسیه با اعلام این خبر اعلام کرده که به علت تشدید بحران در سوریه این کشور در حال تخلیه اتباع خود از سوریه است.

قرار است این افراد پس از خروج از سوریه به وسیله کشتی، از طریق هواپیماهای ایرباس 320 به مسکو منتقل شوند.

از سویی بر اساس اعلام مقامات روسی، امروز سه شنبه، دو هواپیمای روسی برای کمک به خروج شهروندان این کشور به شهر انطاکیه در شمال شرق سوریه، واقع در کشور ترکیه، فرستاده شده است.

پیش از این اعلام شده بود که روسیه برای اجرای طرح خروج ٣٠ هزار تبعه روسی از سوریه، کمیته‌ای را برای هماهنگی میان وزارتخانه‌های این کشور تشکیل داده است.

براساس این طرح مسکو اتباع خود در سوریه را به سه گروه تقسیم کرده است که بر اساس آن گروه اول شامل کارکنان سفارت و دفاتر رسمی روسیه در دمشق می شود، اما گروه دوم را شهروندان سوریه تشکیل می دهند و گروه سوم نیز کسانی هستند که به دلایلی مختلف در این کشور بسر می برند.

همچنین وزرات دفاع روسیه در ماه های گذشته اعلام کرده بود که برای تخلیه اتباع این کشور از سوریه یک ناو جنگی به دریای مدیترانه اعزام کرده است.

No responses yet

Feb 19 2013

آیا فاضل و زنجانی و مرتضوی و مهدی هاشمی، با مه‌آفرید برابرند، یا برابرترند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

خودنویس: محسنی اژه‌ای، سخن‌گوی قوه قضاییه، با اعلام احکام متهمان پرونده «اختلاس ۳۰۰۰ میلیارد تومانی» گفت که دادگاه مهدی هاشمی و سعید مرتضوی به زودی برگزار می‌شود. بابک زنجانی و فاضل لاریجانی هم به تازگی احضار شده‌اند. اما آیا ترازوی عدالت نظام برای همه یکسان عمل می‌کند؟یک روز پس از اعلام احکام اعدام چار نفر از متهمان پرونده اختلاس بزرگ، دیروز، سخن‌گوی قوه قضاییه به تشریح احکام صادره و تایید شده این پرونده پر سر و صدا پرداخت.

به گفته محسنی‌اژه‌ای، مه‌آفرید امیر خسروی، و سه متهم دیگر به اتهام‌های به اتهام‌های اخلال در نظام اقتصادی و به عنوان مفسد‌فی‌الارض به اعدام محکوم شده‌اند.

با این حال، به نظر مفسران خبری مثل صادق زیباکلام، اعمال فردی مانند مه آفرید امیرخسروی را باید پاس داشت و به او نشان لیاقت داد نه آنکه با حکم اعدام او را از سر راه برداشت و حذف کرد. زیباکلام در روزنامه قانون نوشت: «من وارد جزئیات نمی‌شوم، اما، اگر حتی ثلث آنچه که مه آفرید امیرخسروی در آن ۵۰ صفحه آورده درست باشد، در آن صورت او نه تنها جرمی مرتکب نشده، بلکه باید به وی نشان لیاقت برای خدمت به اقتصاد کشور نیز داده شود.»

صادق زیبا کلام اعتقاد دارد که هدف دادگاه، بیشتر «سیاسی» و «اجتماعی» برای «ارضای افکار عمومی» است تا اینکه بخواهد دادرسی حقیقی کند و به احقاق حق اقدام کند.

این در حالی است که وکلای این محکومین به اعدام معتقدند که احکام صادر شده غیر قابل توجیه است.

دستگاه قضایی اما این روزها یک مشغله بزرگ دیگر هم دارد؛ رسیدگی به پرونده‌ای با سه بازیگری که نام‌های‌شان بیش از هر کسی در دو هفته گذشته در رسانه‌ها منتشر شده است: فاضل لاریجانی، سعید مرتضوی و بابک زنجانی.

با انتشار نوارهای «دلالی» فاضل لاریجانی و تلاش او برای نزدیک شدن به بابک زنجانی، سرمایه‌داری که با استفاده از روابط ویژه با عوامل دولتی در چند سال گذشته، ثروت زیادی اندوخته، حساسیت بر روی خانواده لاریجانی و نیز شرکای تجاری سازمان تامین اجتماعی زیادتر شده است.

عدم پیگیری پرونده مالی و «زمین‌خواری» جواد لاریجانی در سال‌های اخیر از سوی دستگاه قضایی که زیر نظر برادرش اداره می‌شود، این شائبه را به‌وجود آورده که پیگیری پرونده‌های مرتبط با خانواده لاریجانی می‌تواند گذر از خط قرمز این خاندان باشد. پخش فیلم دلالی فاضل لاریجانی نزد سعید مرتضوی، با دستگیری مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی همراه شد نه دستگیری فاضل لاریجانی و این مساله با واکنش احمدی‌نژاد که دستگاه قضایی را یک سازمان خانوادگی خواند روبرو شد.

به عبارت دیگر، این دومین بار در سالیان اخیر است که قدرت آیت‌الله لاریجانی مانع بروز اشکالی برای برادرانش شده است.

سعید مرتضوی، دادستان پیشین تهران که خود درگیر پرونده‌های متعددی از جمله پرونده قتل تعدادی از زندانیان در بازداشتگاه «کهریزک» است، در سال‌های اخیر به واسطه رابطه‌اش با ساختار قدرت رویین‌تن مانده و از نقطه نظر افکار عمومی، حاکمیت بسیاری از اعمال او را ندیده گرفته است.

بابک زنجانی، سرمایه‌داری که گفته می‌شود با استفاده از شرایط تحریم، به ثروتی افسانه‌ای دست یافته، تا کنون زیر ذره‌بین دستگاه قضایی نرفته است، اما با توجه به حساسیت رسانه‌هایی مخالف احمدی‌نژاد و بعضا نزدیک به هاشمی رفسنجانی از جمله بازتاب به نحوه عملکرد او و شرکایی که به خدمت گرفته، به نظر می‌رسد انتظار بخشی از ائتلاف جدید هاشمی-محافظه‌کاران، در انتظار «دراز» کردن بابک زنجانی هستند.

اما پازل دستگاه قضایی بدون بررسی پرونده مهدی هاشمی کامل نخواهد شد. به گفته محسنی اژه‌ای، پرونده مهدی هاشمی نیز آماده بررسی است و زمان دادگاه او نیز بسته به تصمیم‌ قاضی پرونده اعلام خواهد شد. مهدی هاشمی بر اساس مدارک و مستندات مختلف در طول سالیان ۱۳۷۲ تا ۱۳۸۴، به‌واسطه حضور در وزارت نفت و تاثیرگذاری بر قراردادهای بزرگ نفتی، متهم به دریافت مبالغ بزرگی رشوه و سواستفاده مالی است. با این وجود، اعضای خانواده رفسنجانی معتقدند که این پرونده‌سازی‌ها سیاسی است و مهدی هاشمی هیچگونه سابقه سو استفاده مالی در هیچ دوره‌ای نداشته، چه در وزارت نفت و چه در دانشگاه آزاد اسلامی. طرفداران محمود احمدی‌نژاد، مهدی هاشمی را متهم به سو استفاده از امکانات سازمان بهینه‌سازی مصرف سوخت و همچنین دانشگاه آزاد اسلامی برای اهداف انتخاباتی کرده‌اند. اقرارهای حمزه کرمی و مسوولان بخش‌های مالی سازمان بهینه‌سازی در پرونده‌سازی علیه مهدی هاشمی موثر بوده است. با این همه، بخش مالی پرونده، یکی از ۱۲ شکایت عمده علیه فرزند هاشمی رفسنجانی را در بر می‌گیرد که شاید به دلایل امنیتی از عنوان همه شکایت‌ها و موارد موجود در کیفرخواست جلوگیری شده است.

به این ترتیب، با توجه به تفسیر دکتر زیباکلام، یکی از حامیان همیشگی خاندان هاشمی، این نکته که دستگاه قضایی در برخوردش با عوامل اختلاس بزرگ هدفش «ارضای افکار عمومی» بوده است، باید دید که این دستگاه در مقابل افکار عمومی با چند پرونده بزرگ دیگر، چگونه برخورد خواهد کرد؟

جورج اورول، خالق «قلعه حیوانات» در بخشی از کتاب که قوانین به نفع خوک حاکم تغییر می‌کند، قانون قدیمی برابری را چنین می‌نویسد: «همه حیوانات با هم برابرند، ولی برخی، برابرترند». آیا شرایط دادرسی متهمان اختلاس بزرگ با نحوه بررسی پرونده‌های برادران لاریجانی و مهدی هاشمی یکسان خواهد بود، یا آنها نیز، «برابرترند».

No responses yet

Feb 19 2013

اسناد پشت پرده دستور احمدی نژادو لابی شمقدری برای اسکار فرهادی/ کثیریان

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,هنر

هاشمی نامه: سه چهارماه پیش جواد شمقدری شکایتی به مراجع قضایی کرد از یک منتقد سینما که با تحریم اسکار مخالف بود و در یادداشتی این تحریم را به سود سازندگان فیلم موهن علیه پیامبر اعظم دانسته بود. شمقدری در این شکایت خطاب به قاضی نوشته بود: ‘همانطور که مطلعید، اسکار و نوبل دو جایزه متعلق به لابی های صهیونیستی هستند که استکبار جهانی برای زیر سلطه کشاندن ملت های مظلوم………’
کیوان کثیریان در خبر نوشت:

مصاحبه جواد شمقدری با ایلنا گفت و گوی مهمی است. بخش های کلیدی دارد که در آینده نزدیک به تفصیل به آن خواهم پرداخت.(متن کامل)
اما جذاب ترین بخش این گفت و گو پاسخ به سوالی درباره اسکار سال گذشته فیلم ‘جدایی نادر از سیمین’ است. نکات جالبی دارد که برای نخستین بار مطرح می شود. بخش هایی از آن را عیناً بخوانید:

‘در رابطه با اسکار هم چندبار گفته‌ام زمانی که قرار بود مسئولیت سینمایی آن زمان را برعهده بگیرم از آقای احمدی‌نژاد پرسیدم اگر بخواهید در یک جمله من را نصیحت کنید چه می‌گویید ایشان گفتند برو سینمای ایران را بین‌المللی کن و من گفتم اولین گام این است که اسکار بگیریم و او گفت خوب اینکار را انجام بده و این اتفاق افتاد. خیلی‌ها در این سی سال تلاش کردند اسکار بگیرند اما موفق نشدند اما الان شد. آن سال که جدایی نادر از سیمین جایزه اسکار را گرفت می‌شد فیلم دیگری به جشنواره جهانی برود و اسکار نگیرد و جدایی نادر از سیمین می‌توانست در فجر انتخاب نشود و اگر انتخاب می‌شد می‌توانست جایزه نگیرد. این‌ها یک برنامه‌ریزی بوده است. … در فرآیندی فیلمی انتخاب شد رفت و حمایت شد. برنامه‌ریزی شد اما بعضی‌ها منکر هستند و می‌گویند برنامه‌ریزی شده نبود، تصادفی بود. آن‌ها ممکن است خلقت و هستی را هم تصادف بدانند البته آن‌ها در خیالات خودشان سیر می‌کنند. … و ما طراحی کردیم و حتی لابی‌گری کردیم تا این اتفاق بیفتد و برای همه ایرانیان مهم بود که یک فیلم ایرانی اسکار بگیرد. فیلمساز برای ما مهم نبود بلکه مهم این بود که فیلم از سینمای ایران جایزه بگیرد.’

ادعاهای جالب توجهی است. قصد تحلیل و رد این حرف ها را ندارم. بعضی چیزها بدیهی است. فقط به نظرم یادآوری چند رویداد و خبر به همراه چند نکته کفایت می کند.

اول: اصغر فرهادی در چهاردهمین جشن خانه سینما وقتی جایزه ‘درباره الی’ را گرفت، حرف های جنجالی و پرحاشیه ای زد. او همان وقت ها روزهای اول فیلمبرداری ‘جدایی نادر از سیمین’ را می گذراند. پس از این حرف ها بهانه ای که معاونت سینمایی منتظرش بود از خانه سینمایی ها گرفت و معاون سینماییِ آن موقع، یعنی همین آقای شمقدری بیانیه تند و تیزی منتشر کرد که به بیانیه ‘انالله واناالیه راجعون’ معروف شد. درآن بیانیه درباره اصغر فرهادی گفته شد: ‘ بی‌خبران و غافلان، پایان نظام جمهوری اسلامی ایران را آرزو می‌کنند. چه باید کرد!؟ کسی که از روی غرور جاهلانه و شاید هم غفلت چنین سخنانی بر زبان می‌راند، چه پاسخی دارد؟!… من در درگاه الهی و در پیشگاه امام حاضر مهدی موعود طلب عفو و بخشش می‌نمایم.’ (متن کامل)
{دقت بفرمایید هنوز خبری از حمایت و برنامه ریزی نیست. ضمن اینکه اگر قدرت لابی گری دوستان اینقدر زیاد است، چرا روی یک فیلمساز که بی خبر و غافل نباشد برنامه ریزی نشد؟ چرا روی یک فیلمساز متعهد که مغرور و جاهل نبود سرمایه گذاری نشد؟ و یا روی یک فیلم ارزشی؟}

دوم: پس از یکی دو روز ناگهان سجادپور، مدیرکل نظارت وقت پروانه ساخت فیلم اصغر فرهادی را لغو کرد و درحالیکه 20 درصد از فیلمبرداری انجام شده بود، پروژه متوقف شد (اینجا). بعد از آن با برخی وساطت ها فیلمبرداری این فیلم از سر گرفته شد.
{دقت بفرمایید؛ حمایت؟}

سوم: بعد که فیلم به جشنواره بیست و نهم فجر آمد و با استقبال اکثریت مطلق منتقدان مواجه شد، در اختتامیه جشنواره، داوران جایزه بهترین فیلم را به ‘جرم’ دادند! تا یکی از بزرگترین گاف های داوری در جشنواره فیلم فجر رقم بخورد. ‘جدایی نادر از سیمین’ سیمرغ های کارگردانی، فیلمنامه ، فیلمبرداری، بازیگری مکمل مرد و صدا را از داوران گرفت و سیمرغ انتخاب مردم و بهترین فیلم منتقدان را هم مال خود کرد. (اینجا)
{دقت بفرمایید از راهیابی ‘جدایی…’ به عنوان حمایت یاد شده چون می توانست در بخش مسابقه پذیرفته نشود! از سیمرغ ها به عنوان برنامه ریزی یاد شده چون می توانست به این فیلم داده نشود. البته جشنواره ما و داوران ما آنقدر کلاس شان بالا بود که فیلم بهتری نسبت به ‘جدایی…’ در آستین داشتند.}

چهارم: هیات انتخاب فیلم برای اسکار که تشکیل شد، زمزمه هایی مبنی بر تمایل برای ارسال فیلمی دیگر به راه افتاد. مثل جهانگیر الماسی که فیلم هایی چون آلزایمر و آسمان محبوب را مناسب اسکار می دانست(اینجا) و مخالفان فیلم هم بر آتش این زمزمه دمیدند. سجادپور هم این فیلم را فیلم خوبی نمی دانست و گفته بود: ‘در فیلم جدایی نادر از سیمین وقتی با 50 کارشناس صحبت کردم، تنها حدود سه نفر متوجه لایه‌های دوم و سوم فیلم شده بودند. در حالی‌که‌ بیشتر کارشناس‌ها همان لایه اول را دیدند که در آن حلال و حرام، دروغ و راست بود، بنابراین وقتی سازنده آن‌قدر محافظه کاری کرده، نتوانسته پیامش را خوب منتقل کند.’ (اینجا)
بالاخره با انتخاب درست ‘جدایی نادر از سیمین’ برای معرفی به اسکار، همه نفس راحتی کشیدند. (اینجا)
{دقت بفرمایید از این انتخاب به عنوان حمایت و برنامه ریزی یاد شده. آقای سجادپور هم دارد حمایت می کند}

پنجم: ‘جدایی…’ جایزه های برلین را برد و کم کم جشنواره های مختلف را فتح کرد، بیشتر دیده شد، جدی تر گرفته شد و روز به روز شانس اش برای اسکار افزایش یافت. جواد شمقدری در اظهارات مشهورش در گچساران به نیت تحقیر اسکار گفت: ‘اسکار هم مثل جشن سینمای گچساران است’ (اینجا)
{دقت بفرمایید که چرا باید رییس جمهور برای چنین جایزه بی اهمیتی دستور بدهد و چرا معاون سینمایی باید برای چنین جایزه بی ارزشی برنامه ریزی و لابی کند؟ و چرا بعدش باید تبریک بگوید؟}

ششم: بازار نظر دادن و پیش بینی داغ شد. همه احساس کردند برای این فیلم ممکن است اتفاقات خوبی بیفتد. جواد شمقدری هم وارد این بازار اظهارنظر شد و جمله مهمی گفت: ‘انتخاب یا انتخاب نشدن این فیلم، نشانه سیاست‌های نظام حاکم آمریکا به ایران است که می‌خواهند چه سیگنال‌هایی را بدهند. فکر می‌کنم اگر بخواهند دشمنی‌هایشان را ادامه دهند یا تشدید کنند‌، جدایی نادر از سیمین را انتخاب نمی‌کنند.’ (اینجا)
نظر سجادپور هم جالب است: ‘شخصا به دلیل سیاسی کاری و نگاه غرب زده اسکار، مسولان این مراسم ترجیح می‌دهند به نماینده سینمای ایران جایزه ندهند اما اگر این جایزه داده شود اسکار ناچار به انجام این کار شده است.’ (اینجا)
{دقت بفرمایید هیچ صحبتی از ‘لابی’ نیست. با لابی که سیگنال نمی دهند! همه چیز به ‘سیاست‌های نظام حاکم آمریکا به ایران’ موکول شده است. هنوز دوستان باورشان نمی شد که فتح اسکار اتفاق بیفتد و داشتند زمینه چینی می کردند که درصورت شکست احتمالی بگویند؛ دیدید؟ ما که گفتیم!}

هفتم: فتح جایزه گلدن گلوب که اتفاق افتاد، همه چیز خیلی جدی شد. سجادپور سریع وارد عمل شد تا ثابت کند موفقیت تا دلتان بخواهد پدر و مادر دارد. او گفت: ‘وظیفه ما حمایت از این فیلم بود که انجام دادیم چون مطمئن باشید اگر حمایت های معاونت سینمایی نبود فرهادی و فیلمش این همه جایزه خارجی و در حال حاضر گلدن کلوب را کسب نمی کردند’ (متن کامل اینجا)
{کلاً دقت بفرمایید!}

هشتم: اتفاق بسیار بزرگ فتح جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی رخ داد و فیلم اصغر فرهادی اسکار گرفت. تبریک های مسوولان دولتی سینما از سه جهت رسید. جواد شمقدری، سجادپور و میرعلایی (اینجا، و اینجا).
{دقت بفرمایید لابی گری ها به نتیجه رسیده، دستور رییس جمهور اجرا شده ولی هیچکس حاضر نیست پزش را بدهد! عجیب نیست؟ نه وزیر ارشاد پیام تبریک می دهد و نه رییس جمهور! تلویزیون هم که انگار نه انگار. مگرمهم نبود؟ مگر تنها نصیحت رییس جمهور نبود؟ مگر اولین گام بین المللی شدن سینما نبود؟ مگر برنامه ریزی شده نبود؟ مگر برای همه ایرانیان مهم نبود؟}

نهم: اظهارنظرهای مخالف مثل همیشه سرجایش بود. ‘سلحشور: جدایی نادر از سیمین یک فیلم در ضدیت اعتقادات مردم وتوهین به فرهنگ وخانواده در ایران است و برای همین نمی توان گفت این فیلم برای ایران وما افتخار آورده است. مثلا اگر کسی دزد خوبی باشد وبانکی را بزند وبعد به او جایزه بهترین دزد را بدهند ویا اگر دکتری متخصص تولید قرص های روانگردان باشد وجایزه بگیرد آیا واقعا باید به آنها افتخار کرد؟ جدایی نادر از سیمین هم چنین نقشی را در گلدن کلوب ایفا کرد وبرای ما پیرو رهبری ها کسب این جایزه هیچ افتخاری ندارد.’ (اینجا)
{دقت بفرمایید؛ دزد! این اظهارات هرگز با واکنشی از طرف مسوولان سینمایی مواجه نشد. انگار نه انگار که برنامه ریزی و لابی و… از سوی مسوولان رسمی دولت در کار بوده!}

دهم: بعد از کسب اسکار، اصغر فرهادی به ایران آمد. از میان مسوولان رسمی جز مدیرعامل فارابی کسی در فرودگاه دیده نشد. (گزارش کامل اینجا)
{دقت بفرمایید نه نصیحت کننده، نه برنامه ریز این جایزه، نه لابی گر، نه حمایت کننده، هیچکس به فرودگاه نیامد تا ثمره تلاش ها و حمایت هایش را ببیند و افتخار این جایزه را مال خود کند. تواضع تا کجا؟!}

یازدهم: سه چهارماه پیش جواد شمقدری شکایتی به مراجع قضایی کرد از یک منتقد سینما که با تحریم اسکار مخالف بود و در یادداشتی این تحریم را به سود سازندگان فیلم موهن علیه پیامبر اعظم دانسته بود. شمقدری در این شکایت خطاب به قاضی نوشته بود: ‘همانطور که مطلعید، اسکار و نوبل دو جایزه متعلق به لابی های صهیونیستی هستند که استکبار جهانی برای زیر سلطه کشاندن ملت های مظلوم………’
این بحث تعلق اسکار به لابی های صهیونیستی بارها و بارها از سوی دوستان و متعلقینشان تکرار شده است از جمله در همین یادداشت تبریک شمقدری به فرهادی: ‘قضاوت آمریکایی در مقابل فرهنگ ایرانی سر تعظیم فرود آورد و رای دهندگان آکادمی اسکار در مقابل لابی اسرائیل که بر طبل جنگ می‌کوبد واکنش متفاوتی نشان دادند و این ترک آغاز فروپاشی استیلای لابی اسرائیلی بر جامعه و همه نهادهای آمریکایی است.’
{دقت بفرمایید به تکرار کلمه لابی!و اینکه آقای شمقدری با چه کسانی لابی کرده؟ با صهیونیست ها؟}

وحالا بعد از یک سال جواد شمقدری خبر از لابی می دهد، از دستور و نصیحت رییس جمهور، از حمایت های بی دریغ، از برنامه ریزی، از اولین گام بین المللی شدن. معلوم نیست این جایزه اسکار چرا در یکسال گذشته اینقدر بی صاحب بوده؟ بگذریم. راستی وعده ما سه ماه و اندی دیگر پای صندوق های رای!

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .