اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for March, 2013

Mar 04 2013

با انتشار یادداشتی در روزنامه الکترونیکی «شما» موتلفه احمدی‌نژاد را متهم به کودتای اجتماعی کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: روزنامه الکترونیکی «شما» وابسته به حزب موتلفه با انتشار یادداشتی محمود احمدی‌نژاد را متهم به تلاش برای «کودتای اجتماعی» با هدف باقی ماندن در قدرت کرد.

این روزنامه در شماره روز یکشنبه (۱۳ اسفند) خود بی‌آنکه نامی از احمدی‌نژاد و نزدیکان وی ببرد٬ حملات تند و بی‌سابقه‌ای متوجه رئیس دولت دهم کرده است.

روزنامه «شما» در یادداشت خود آورده در «کودتای اجتماعی» دیگر کسی با «صدام»٬ «آمریکا»٬ «خارجی»٬ «اجنبی» و «نامسلمان» مواجه نیست٬ بلکه عامل این کودتا «مدعی مهرورزی، عدالت و دولت ظهور است که در نظرسنجی‌ها و حتی در سایر کشور‌ها محبوب‌تر از رهبری است.»

این یادداشت همچنین نوشته عامل چنین کودتایی «شدید‌ترین حملات را به آمریکا و اروپا و اسرائیل نموده٬ ولی در عین حال آماده‌ترین فرد برای مذاکره با آمریکا است.»

«شما» در ادامه آورده در «کودتای اجتماعی» محافظه‌کاران با کسی مواجه هستند که «خود را مدافع‌ترین فرد از رهبری می‌‌داند و حتی می‌گوید با مراجع کاری ندارم، در عین حال که از فرامین رهبری تمرد نموده و حتی جلوی وی می‌ایستد.»

این رسانه محافظه‌کار در بخش دیگری از یادداشت خود عامل این نوع کودتا را مدعی «مدیریت جهان»٬ «بیداری انسانی» و «بهار جهانی» معرفی کرده است.

روزنامه الکترونیکی «شما» در ادامه چهار ویژگی «کودتای اجتماعی» را برشمرده که تمام آن‌ها با مهم‌ترین برنامه‌های دولت‌های نهم و دهم مورد حمایت علی خامنه‌ای مطابقت دارد.

این روزنامه در تشریح نخستین ویژگی این نوع کودتا نوشته که عامل آن تلاش می‌کند همه را «نان‌خور» دولت کند تا پایگاه اجتماعی‌اش را افزایش دهد.

دومین ویژگی این کودتا به نوشته این رسانه محافظه‌کار «تخریب دیگران» با هدف «کاهش پایگاه اجتماعی رقیب و مخالفان» است.

به نوشته «شما» سومین ویژگی «کودتای اجتماعی» افزایش فشار‌ها به مردم با اهداف «نشان دادن اثر دخالت دیگران» و «نشان دادن کمبود اختیارات خود» است.

«ایجاد توقعات کاذب در مردم مثل حق نوزاد، خانه ویلائی، یارانه ۵ برابری، زمین چند هکتاری، انتقال آب دریا به کویر» چهارمین ویژگی‌های چنین کودتایی به اعتقاد ارگان حزب‌ موتلفه است

No responses yet

Mar 04 2013

آمانو خواهان دسترسی فوری آژانس به پارچین شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,سیاسی

بی‌بی‌سی: یوکیا آمانو، رئیس آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، امروز دوشنبه ١٤ اسفند (٤مارس) از ایران خواسته است که امکان دسترسی فوری بازرسان آژانس به مجموعه پارچین را فراهم کند.

آقای آمانو که در جلسه شورای حکام آژانس سخن می‌گوید گفته است نمی‌توان گفت مذاکرات با ایران پیشرفت داشته و ایران باید “بدون تاخیر بیشتر” امکان بازرسی از مجموعه پارچین و سایر فعالیت‌هایش را که صلح‌آمیز بودن آنها محل تردید است به بازرسان آژانس بدهد.

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تردیدهایی در این باره دارد که در تاسیسات نظامی پارچین، در جنوب شرقی تهران، آزمایش‌هایی بر مواد منفجره انجام می‌گیرد که با ساخت تسلیحات اتمی ارتباط دارد.

آقای آمانو گفته: “فراهم کردن دسترسی به پارچین قدمی مثبت برای نمایش اراده ایران به تعامل با آژانس برای رفع نگرانی‌ها است.”

ایران می‌گوید این تاسیسات یک مرکز هسته‌ای نیست و بنابراین الزامی برای اجازه دسترسی بازرسان آژانس به آن وجود ندارد.

No responses yet

Mar 04 2013

وزير اطلاعات: به شبکه ۶۰۰ نفره روزنامه‌نگاران ضربه زديم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

زمانه: حيدر مصلحی، وزير اطلاعات ايران روزنامه‌نگارانی که دستگير شدند را “دست‌نشانده استکبار” خواند و گفت با بازداشت اين روزنامه‌نگاران دشمنان نظام “آشفته” شدند.

به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی ايران (ايرنا)، حيدر مصلحی امروز، دوشنبه ۱۴ اسفندماه در اصفهان ضمن اعلام اين مطالب افزود: “برخی عوامل رسانه‌های داخلی مرتبط با شبکه‌های ضدانقلاب بودند که شناسايی آن‌ها باعث شد برنامه‌های دشمن بار ديگر با شکست مواجه شود.”

وزارت اطلاعات ايران شامگاه شنبه هفتم بهمن، سليمان محمدی، ميلاد فدايی اصل، جواد دليری، ساسان آقايی، نسرين تخيری، پوريا عالمی، پژمان موسوی، اميلی امرايی، مطهره شفيعی، نرگس جودکی، اکبر منتجبی، صبا آذرپيک، کيوان مهرگان و حسين ياغچی، شماری از روزنامه‌نگاران را بازداشت کرد.

در پی آن دو روزنامه‌نگار ديگر به نام‌های علی دهقان و ريحانه طباطبايی در روزهای ۱۱ و ۱۲ بهمن‌ماه بازداشت شدند.

حيدر مصلحی: مجموعه‌ای متشکل از ۶۰۰ خبرنگار که ۱۵۰ نفر آنان در داخل کشور و مابقی در خارج کشور فعاليت رسانه‌ای خود را هماهنگ می‌کردند”، مورد ضربه نيروهای وزارت اطلاعات قرار گرفته‌اند

محمدجواد روح از دبیران ماهنامه مهرنامه نيز بعدازظهر روز گذشته ۱۳ اسفندماه از سوی مأموران امنیتی در منزل خود بازداشت شد.

در حال حاضر بيشتر اين روزنامه‌نگاران آزاد شده‌اند و تنها نسرین تخیری، ساسان آقایی، صبا آذرپیک، احسان مازندرانی و محمدجواد روح در زندان به‌سر می‌برند.

حيدر مصلحی در ادامه سخنان خود گفت: “مجموعه‌ای متشکل از ۶۰۰ خبرنگار که ۱۵۰ نفر آنان در داخل کشور و مابقی در خارج کشور فعاليت رسانه‌ای خود را هماهنگ می‌کردند”، مورد ضربه نيروهای وزارت اطلاعات قرار گرفته‌اند.

وزير اطلاعات ايران راه‌اندازی شبکه‌های ماهواره‌ای تلويزيونی را کار “ضدانقلاب” خواند و گفت: “اين برنامه‌ها به‌دنبال آن است تا خشم و عصبانيت مسلمانان را از استکبار بی‌اثر کند.”

مصلحی همچنين در مورد حساس بودن انتخابات رياست جمهوری يازدهم در ايران سخن گفت و با اشاره به رويدادهای دهمين دوره انتخابات رياست جمهوری در ايران در سال ۱۳۸۸ خورشيدی افزود: “هدف فتنه‌گران در انتخابات آتی، انتقام‌گيری و ضربه زدن به اصل نظام و انقلاب است.”

وی تأکيد کرد: “هدف ما جلوگيری از به‌وجود آمدن فتنه، قبل از انتخابات است.”

انتخابات يازدهم رياست جمهوری ايران قرار است روز ۲۴ خردادماه سال آينده برگزار شود.

دهمين دوره انتخابات رياست جمهوری ايران که ۲۲ خردادماه ۱۳۸۸ (۱۲ ژوئن ۲۰۰۹)، برگزار شد به بزرگ‌ترين و طولانی‌ترين اعتراض‌های مردمی عليه حکومت ايران تبديل گرديد.

نتايج دهمين دوره انتخابات رياست جمهوری در سال ۸۸ برای گروهی از نامزدها و مردم “تقلب” در انتخابات تلقی شد و با اعتراضات گسترده‌ای در جامعه روبه‌رو گرديد که نزديک به يک سال خيابان‌های تهران و برخی از شهرهای بزرگ عرصه گردهمايی‌ها و راهپيمايی‌های اعتراضی مخالفان بود.

در اين اعتراضات ده‌ها نفر کشته و گروه کثيری از مردم و فعالان سياسی و مدنی بازداشت شدند.

No responses yet

Mar 04 2013

اخبار ضد و نقیض از انفجار تروریستی در “بین‎الحرمین” کربلا/ وضعیت مجروحان ایرانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,سیاسی,مذهب

ابنا: المنار: يك مهندس عمران که كارمند شرکت پيمانکاري “المنصور” بود در منطقه “بين الحرمين” خود را منفجر کرد و 10 نفر را شهید و زخمی کرد. / آستان مقدس امام حسین(ع): یک عامل انتحاری مسبب اين حادثه بوده که منجر به کشته شدن خود و زخمی شدن 5 نفر دیگر شد اما هیچکس شهید نشد. / پلیس کربلا: یک گلوله خمپاره باقیمانده از زمان صدام، عامل انفجار است.

اخبار ضد و نقیض از انفجار تروریستی در “بین‎الحرمین” کربلا/ وضعیت مجروحان ایرانی +عکس

به گزارش خبرگزاري اهل‎بيت(ع) ـ ابنا ـ رسانه هاي عربي در خبري فوري اعلام كردند: دقايقي پيش انفجاري تروریستی در “بین‎الحرمین” كربلا اتفاق افتاده است.

شبكه “المنار” لبنان اعلام كرد: يك مهندس عمران که كارمند شرکت پيمانکاري “المنصور” در منطقه “بين الحرمين” بوده، با انفجار کمربند انتحاري خود در محدوده نزديک به حرم حضرت “اباالفضل العباس(ع)”، 10 نفر را شهيد و زخمي كرد.

خبر تكميلي 1

آستان مقدس حرم امام حسین(ع) پس از انفجار امروز در بین الحرمین اعلام کرد که یک عامل انتحاری مسبب اين حادثه بوده که منجر به کشته شدن خود و زخمی شدن 5 نفر دیگر شد.

«ولاء الصفار» مسئول امور رسانه‎ای آستان مقدس امام‎حسین(ع)، نيز اظهار داشت: شخصی با کمربند انتحاری خود را در محل کار پروژه توسعه بین‎الحرمین، در کنار نرده‎هاي آهنی منفجر کرد.

وي افزود: آستان مقدس تصیمم گرفت که همکاری خود را با شرکت مهندسی “الفاو” که در حال اجرای پروژه اي در بین‎الحرمین است، به طور کامل قطع کند؛ چرا که عملیات تفتیش فقط روی کارگران انجام می‎شد و مهندسان مورد بازرسی قرار نمی‎گرفتند.

خبر تكميلي 2

در حالی که اخبار ضد و نقیض از علت انفجار امروز کربلا و تلفات آن ادامه دارد پلیس این شهر خبر جدیدی ارائه داد.

مرکز فرماندهی پلیس کربلا در روایتی جدید از علت انفجار امروز کربلا اعلام کرد: تحقیقات اولیه نشان می دهند که این حادثه به علت انفجار گلوله خمپاره ای روی داد که از زمان نظام صدام در زیر خاک مانده بود و در طی عملیات حفاری فعال شد.

این مرکز در ادامه اعلام کرد که فقط 4 نفر در پی این انفجار زخمی شدند.

خبر تكميلي 3

سایت خبری نهرین نت اعلام کرد: انفجار در منطقه بین الحرمین کربلا بر اثر اقدام یک تروریست انتحاری و با کمربند انفجاری انجام شد و یک زائر شهید و 8 تن دیگر زخمی شدند.

خبر تكميلي 3

فرانس 24 نیز در این باره گزارش داد: یکی از مهندسین خود را در بین الحرمین منفجر کرده است. فرد انتحاری از طریق قرارداد با شرکت “المنصور” مسئول توسعه منطقه بین الحرمین وارد این منطقه شده بود و بخشی از شبکه تروریستی بود که به شهر کربلای معلی نفوذ کرده است.

این شبکه تروریستی با هدف انجام انفجارهای همزمان صورت گرفته است و در راستای اجرای توطئه سرنگونی دولت نوری المالکی به کربلا نفوذ کرده است. در همین حال شبکه المنار نیز اعلام کرد که فرد انتحاری تبعه مالزی بوده است.

خبر تكميلي 4

نماینده مرکز پزشکی حج و زیارت هلال احمر ایران در عراق گفت: ۳ زائر ایرانی پس از عملیات انتحاری در بین‌الحرمین کربلا مجروح شدند که ۲ نفر از آنان سرپایی مداوا و یک نفر راهی اتاق عمل شد.

«ماشاءالله رضایی» اسامی زائران مجروح شده ایرانی در عملیات انتحاری را به این ترتیب اعلام کرد: حسین قدوسی، محسن رضازاده و مهدی حیدری افرادی هستند که مجروح شده‌اند که حسین قدوسی اکنون در اتاق عمل تحت عمل جراحی است و 2 نفر دیگر سرپایی مداوا شده‌اند.

خبر تكميلي 5

خبرگزاری نسیم مدعی شد: عامل انفجار انتحاری در بین‌الحرمین کربلا یک کارگر مالزیایی بوده است.

خبر تکمیلی 6

حسین قدوسی یکی از زائرانی که تحت عمل جراحی قرار گرفته بود بر اثر شدت جراحات وارده به شهادت رسید.

No responses yet

Mar 04 2013

مخالفت پلیس ایران با ‘هر گونه تجمع’ در چهارشنبه سوری

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,شورش

بی‌بی‌سی: اسماعیل احمدی مقدم هشدار داده که پلیس با افرادی که در چهارشنبه سوری اقدام به “اوباشگری” کنند برخورد خواهد کرد

اسماعیل احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی ایران با تاکید بر مخالفت پلیس با “هر گونه تجمعی” در شب چهارشنبه سوری گفت که این مخالفت، شامل تجمعات “هماهنگ شده و غیر آن” می شود.

آقای احمدی مقدم امروز یکشنبه ۱۳ اسفند (۳ مارس) در مصاحبه با خبرگزاری ایسنا افزود: “تجمع در پارک‌ها و اماکن عمومی تجربه خوبی برای ناجا [نیروی انتظامی] نبود چرا که این امر به ایجاد درگیری و مزاحمت برای افراد تا ساعت سه و نیمه شب منجر می‌شد و ماموران مجبور بودند برای برخورد با چنین موضوعاتی وارد عمل شوند.”

اظهارات فرمانده پلیس ایران در مورد “تجمعات هماهنگ شده”، اشاره به مراسم آتشبازی هدایت شده ای دارد که در سال های گذشته، با هدایت شهرداری ها و پلیس در برخی پارک ها و میادین تهران و دیگر شهرها برگزار شده است.

برخی دستگاه های دولتی ایران، از این گونه مراسم به عنوان جایگزینی برای مراسم خودجوش آتش بازی شب چهارشنبه آخر سال حمایت کرده اند که معمولا به دخالت پلیس و درگیری با جوانان انجامیده است.

اسماعیل احمدی مقدم همچنین با اشاره به فروش و توزیع مواد آتش‌زای “استاندارد” تولید شده در وزارت دفاع برای آتش‌بازی چهارشنبه سوری، این تجربه را ناموفق توصیف کرده است.

وی بدون توضیح بیشتر گفته است: “در گذشته که موضوع آن را به شورای امنیت آوردند، محصولات تولید شده توان رقابت با محصولات چینی را نداشتند که امیدوارم امروز با مسائل به وجود آمده این مشکل برطرف شده باشد.”

فرمانده پلیس ایران، استفاده از این گونه محصولات در شب چهارشنبه آخر سال را به طور کلی مورد انتقاد قرار داده و پرسیده است: “در کجا گفته شده که مردم باید در چهارشنبه آخرسال از مواد آتش‌زا استفاده کنند؟”

آقای احمدی مقدم همچنین هشدار داده که پلیس در شب چهارشنبه آخر سال، “با افرادی که اقدام به مزاحمت و اوباشگری می کنند” برخورد خواهد کرد.

وی در عین حال گفته است که “روند حوادث” شب چهارشنبه سوری طی یک دهه اخیر رو به کاهش بوده و پیش بینی کرده که میزان حوادث امسال، از سال گذشته کمتر باشد.

بسیاری از روحانیون سنتی ایران، برگزاری مراسم چهارشنبه سوری را غیراسلامی دانسته و خواستار شرکت نکردن جوانان در آن شده اند.

دو سال پیش فتوایی از آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی در همین مورد منتشر شد که در آن آمده بود این مراسم “علاوه بر آنکه هیچ مبناى شرعى ندارد، مستلزم ضرر و فساد زیادى است که مناسب است از آنها اجتناب شود”.

No responses yet

Mar 04 2013

هشدار مولانا عبدالحمید نسبت به حذف نام «بلوچستان» در صورت تقسیم استان

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

سنی آنلاین: مولانا عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان با اشاره به زمزمه تقسیم استان سیستان و بلوچستان، در صورت ضرورت چنین تقسیمی، نسبت به حذف نام «بلوچستان» در این تقسیمات هشدار داد.

مولانا عبدالحمید در بخشی از خطبه های نماز جمعه این هفته اهل سنت زاهدان با اشاره به تقسیم برخی استان‏های بزرگ مانند استان خراسان گفت: این روزها زمزمه تقسیم استان سیستان و بلوچستان به گوش می رسد و با توجه به این موضوع که به تعداد شهرستان‏ها در استان افزوده شده است، مسئله تقسیم استان بیش از گذشته مطرح است. اما آنچه مایه نگرانی مردم است آن است که شنیده شده عده ای قصد دارند واژه «بلوچستان» را از نام استان حذف کنند و استان را به بخش‏های “سیستان”، “مکران”، “ولایت” و… تقسیم کنند، و این مسئله همه اقشار را نگران کرده است. بلوچستان در تاریخ ایران بخشی از هویت ایران و ملت ایران بوده است و متأسفانه اکنون دست‏هایی در کار است که می خواهند قومیت‏ها و فرهنگ‏های قومی را کمرنگ کرده و از بین ببرند. در حالی که نام بلوچستان از گذشته های دور در اسناد تاریخی وجود داشته و در این اواخر نام سیستان نیز به آن اضافه شده است. در گذشته این استان «بلوچستان» نام داشته و این جزو هویت ملت ماست و در تاریخ مردم ایران ثبت است و اگر کسانی بخواهند نام بلوچستان را از استان حذف کنند ما آنان را دشمن ملت خود می دانیم. (تکبیر مردم)
مولانا عبدالحمید گفت: کسانی که به دنبال پروژه حذف نام بلوچستان هستند قصد دارند در منطقه فتنه قومی و مذهبی ایجاد کنند و ملت را ناراضی کنند. وزارت محترم کشور و استانداری و سایر ادارات مربوطه در جریان باشند که جامعه بلوچستان اعم از معتمد، تحصیل‏کرده، علماء و همه اقشار جامعه، اعم از زن و مرد، این مسئله را نخواهند پذیرفت که نام بلوچستان از استان حذف شود.(تکبیر مردم) زمانی که موضوع استان خراسان پیش آمد مردم هیچ یک از مناطق استان خراسان به حذف نام «خراسان» رضایت ندادند و سرانجام این استان به نام “خراسان شمالی”، “خراسان جنوبی” و “خراسان رضوی” تقسیم شد و این تقسیم بندی معقولی بود. لذا چنانچه ضرورت تقسیم استان به وجود بیاید باید بر همین اساس انجام بگیرد که در هر قسمت نباید نام «بلوچستان» حذف شود. مردم این را نمی پذیرند که تقسیم استان بنا بر برخی ملاحظات قومی و مذهبی و به نفع قشری خاص انجام بگیرد. (تکبیر مردم)
امام جمعه اهل سنت زاهدان در ادامه گفت: چنانچه نمایندگان مجلس نیز در برابر چنین موضوعی سکوت کرده و یا کوتاهی کنند مردم هرگز آنان را نخواهند بخشید. (تکبیر مردم) نمایندگان باید این موضوع را پیگیری کنند. اگرچه ما اصراری بر تقسیم استان نداریم، اما اگر ضرورت تقسیم استان مطرح شد این مسئله باید با نظرسنجی از مردم و نمایندگان آنان انجام بگیرد. ما اطمینان داریم که وزارت کشور و دولت به دنبال نارضایتی مردم نیستند، اما ما نگران آن هستیم که کسانی وزارت کشور را دور نزنند و با ارائه گزارشات غلط طرحی را پیش ببرند که نارضایتی مردم را در پیش داشته باشد.

مولانا عبدالحمید در ادامه سخنان خود درباره اوضاع کشور پاکستان گفت: اخیرا جمعی از برادران شیعه ما در شهر کویته در حمله انتحاری کشته، و بسیاری از علما و شخصیت‏های برجسته دینی در برخی شهرهای این کشور ترور شده اند که بسیار رنج آور است. در موارد دیگری از این قبیل نیز در گوشه و کنار پاکستان اتفاقات زیادی رخ داده است، که این مسایل به حیثیت آن کشور ضربه سنگینی وارد کرده است. ملت و دولت پاکستان باید فکر اساسی و جدی برای خارج کردن کشورشان از این بحران‏ها بکنند. این وضعیت برای همسایگان پاکستان و از جمله ملت ایران بسیار نگران کننده است و ما امیدواریم که مسئولان پاکستان با درایت و دوراندیشی برای رفع این مشکلات فکر جدی بردارند.

No responses yet

Mar 04 2013

هشدار دیوان محاسبات به استانداران: اجرای مصوبه استخدامی دولت جرم است

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

بی‌بی‌سی: منتقدان دولت با غیرعملی دانستن وعده های استخدامی دولت، ابراز نگرانی کرده اند که این طرح با اهداف انتخاباتی به تصویب رسیده باشد

حمید تیموری معاون حقوقی و پارلمانی دیوان محاسبات گفت که این دیوان به “تمامی دستگاه‌های اجرایی و استانداران کشور” هشدار داده است که اگر مصوبه استخدامی جدید دولت را اجرا کنند “مجرم” تلقی می شوند.

آقای تیموری یکشنبه ۱۳ اسفند (۳ مارس) به خبرگزاری مهر گفته که مصوبه استخدامی دولت احمدی نژاد موسوم به “مهرآفرین”، در “بیش از ۵۷ مورد” دارای ایرادات قانونی است.

منتقدان مصوبه استخدامی دولت، می گویند که اجرای این مصوبه در آخرین ماه های ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد، هزینه های مالی بسیار زیادی را می طلبد که امکان تامین آن برای دولت های آینده وجود نخواهد داشت.

هیات تطبیق مصوبات دولت با قوانین، این مصوبه را مغایر قانون دانسته و بر همین مبنا، دو هفته پیش رئیس مجلس ایران با ارسال نامه ای به رئیس جمهور، آن را غیرقانونی اعلام کرده بود.

حمید تیموری در اظهارات امروز خود گفته است: “دولت یک هفته پس از ابلاغ رئیس مجلس فرصت داشت که مصوبه خود را اصلاح کند و در غیر این صورت مصوبه دولت خود به خود ملغی الاثر می شد، اما دولت پس از گذشت مهلت مقرر دست به اصلاح مصوبه خود زد.”

وی افزوده است که با وجود سپری شدن مهلت قانونی، هیات تطبیق مجلس پذیرفته که مجددا این مصوبه مورد بررسی قرار دهد، اما در بررسی مجدد نیز این مصوبه را مطابق قانون ندانسته است.

این در حالی است که پیشتر، غلامحسین الهام، سخنگوی دولت اعلام کرده بود که مصوبه استخدامی دولت “پس از اصلاح و رفع ایرادات مجلس” به همه دستگاه‌ها ابلاغ شده و نهادها موظف به اجرای آن هستند.

در دی ماه گذشته، عبدالعلی تاجی معاون حقوقی معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور از امکان استخدام بیش از نیم میلیون نفر بر مبنای مصوبه استخدامی جدید دولت خبر داده بود.

آقای تاجی، در اظهار نظری جداگانه مجموع تعداد کارمندان دولت را کمتر از ۲ میلیون نفر دانسته بود.

منتقدان دولت با غیرعملی دانستن وعده های استخدامی دولت، ابراز نگرانی کرده اند که این طرح با اهداف انتخاباتی و به قصد جذب آرای رای دهندگان، یا استخدام هواداران آقای احمدی نژاد به تصویب رسیده باشد.

انتخابات ریاست جمهوری ایران در خردادماه آینده برگزار خواهد شد.

No responses yet

Mar 04 2013

میترا پورشجری از وضعیت پدر (سيامک مهر) در زندان رژیم اسلامی میگوید

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

No responses yet

Mar 03 2013

دریوزگی اسهال طلب‌ها به درگاه سید علی گدا: ‘جبهه اصلاح طلبان’ به آیت‌الله خامنه‌ای نامه نوشته‌اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

بی‌بی‌سی: آقای حق شناس گفته است که نامزد اصلی “جبهه اصلاح طلبان” در انتخابات محمد خاتمی است و آنها منتظر تصمیم او در مورد نامزدی در انتخابات هستند

محمد جواد حق‌شناس، نایب رئیس جبهه اصلاح‌طلبان (جبهه مردمسالاری سابق) اعلام کرده که این جبهه به همراه جبهه اعتدال‌گرایان دو هفته پیش نامه‌ای به آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر ایران نوشته‌اند و از وی برای گفتگو در باره انتخابات ریاست جمهوری سال آینده، درخواست دیدار کرده‌اند.

آقای حق شناس به خبرگزاری دانشجویان ایران گفته که هدف از این نامه “بیان دغدغه های اصلاح طلبان نسبت به انتخابات سال آینده، فضای سیاسی کشور، رقابت های انتخاباتی و حضور اصلاح طلبان در انتخابات آتی است.”

به گفته این عضو جبهه اصلاح طلبان، هدف این جبهه این است که بتواند ضمن ارائه نظرات خود به آیت الله خامنه ای، از نظرات او مطلع شود.

جزئیات این نامه مشخص نشده اما آقای حق شناس به خبرگزاری مهر گفته که “در این نامه در خصوص انتخابات ۹۲ و چگونگی فعال شدن احزاب در فضای انتخاباتی به منظور مشارکت حداکثری که مورد تاکید جریان اصلاح طلبی و مقامات ارشد نظام است مباحثی طرح شده است.”

پیش از این نیز گزارشهایی از دیدار سه چهره سیاسی اصلاح طلب با آیت الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران منتشر شده بود.

روزنامه اعتماد چاپ تهران روز ۳۰ بهمن، ۱۸ فوریه نوشت که مجید انصاری، نماینده پیشین مجلس، عبدالواحد موسوی لاری و اسحاق جهانگیری، وزرای کشور و صنعت دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی، با رهبر ایران دیدار کرده اند. در گزارش روزنامه اعتماد اشاره‌ای به زمان انجام این دیدار نشده بود.

پیش از این مجید انصاری نماینده پیشین مجلس، عبدالواحد موسوی لاری و اسحاق جهانگیری، وزرای کشور و صنعت دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی، با رهبر ایران دیدار کرده بودند

روزنامه اعتماد تاکید کرده بود که این دیدار، اولین دیدار مستقیم اصلاح طلبان با آیت الله خامنه ای طی سه سال و نیم اخیر بوده است.

احزاب و چهره‌های اصلی اصلاح طلب ایران در پی حمایت از اعتراضات انتخاباتی سال ۱۳۸۸ به شدت توسط حکومت تحت فشار قرار گرفتند.

مقام های قوه قضائیه، جبهه مشارکت ایران اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را “منحل” اعلام کرده اند و بسیاری از اعضای اصلی این دو حزب محکومیت قضایی گرفته اند و بعضی از آنها در زندان هستند.

گروهی از اصلاح طلبان با مشارکت در انتخابات دور آینده ریاست جمهوری که قرار است در خردادماه برگزار شود مخالفند و می‌گویند که تنها در صورتی باید در این انتخابات شرکت کرد که حکومت زندانیان سیاسی را آزاد کند، حصر خانگی رهبران مخالفان را بردارد و آزادی رسانه ها را تضمین کند.

مقام های حکومتی تا کنون به این درخواست ها واکنش منفی نشان داده‌اند.

با این حال در هفته های گذشته بحث در باره حضور اصلاح طلبان در انتخابات آینده بالا گرفته است و از برخی چهره های سیاسی اصلاح طلب نیز به عنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری نام برده می شود.

آقای حق شناس گفته که نامزد نهایی مورد تایید جبهه اصلاح طلبان سید محمدخاتمی رئیس جمهور سابق است و افزوده است: “ما این موضوع را برای انتخابات سال ۹۲ مصوب کرده ایم و اکنون منتظر پاسخ ایشان به تصمیم خود هستیم.”

No responses yet

Mar 03 2013

محمد جعفری : آیا اطلاع دولت موقت از احتمال حمله عراق به ایران، به دولت بعدی و یا شورای انقلاب منتقل شده ویا نشده است، واقعیت چیست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,سیاسی

انقلاب اسلامی: اخیراً مصاحبه ای از آقای عبدالعلی بازرگان در باره اطلاع دولت موقت از حمله عراق به ایران و چگونگی آن در سایت جرس آمده بود. مصاحبه با اطلاعاتی که من قبلاً در باره این موضوع داشتم همخوانی نداشت. بر آن شدم که تا حقیقت مطلب را دریابم که واقعیت مسئله چیست؟ تحقیقاتی که در رابطه با این موضوع انجام گرفته در دو بخش زمینه قبلی و اصلی، اطلاع دولت موقت از حمله عراق به ایران به آن پرداخته خواهد شد:

1- زمینه قبلی چنین اطلاعی

در 14 سپتامبر 2010 برابر 23 شهریور 1389 میلی که همراه با خاطره ای از آقایی بنام حسین زاهدی بود، از یکی از دوستان و یا اعضای نهضت آزادی دریافت کردم که در آن آماده بود:

« پنج ماه قبل از حمله صدام به ایران (30 فروردین 1359 دراوج بحران گروگانگیری کارمندان سفارت آمریکا ) تیتربزرگ عنوان اصلی روزنامه کیهان (به مدیریت حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی و شمس الواعظین): “امام ارتش عراق را به قیام دعوت کرد.”

حسین زاهدی: « در یکی از سفرهایم به ایران حدود سال 1371 /1992، روزی در حضور مرحوم مهندس بازرگان ‏صحبت به جنگ ایران و عراق کشید واینکه آیا ممکن بود در آن شرایط از این جنگ پیش گیری می شد؟ ایشان ‏خاطره زیر را در این زمینه نقل کردند: “روزی در سال 1359 از شورای انقلاب از من خواستند برای مشورت در مسئله مهمی در جلسه شورا شرکت ‏کنم. وقتی به جلسه رفتم دیدم آقای دعائی سفیر ایران در عراق نیز در جلسه حضور دارد. گفتند آقای دعایی ‏گزارشی دارند. آقای دعایی بیان کرد که در ماههای اخی هر چند وقت یکبار و گاهی هرهفته مرا به ‏وزارت امور خارجه احضار و با ارائه مدارکی به دخالتها و کوشش ایران برای اخلال و آشفتگی در عراق ‏اعتراض مینمایند و من توضیح میدهم که این ها کار دولت ایران نیست و گروههای خود سرند که دنبال قدرت ‏نمایی هستند و نظایر این نوع استدلالها برای رفع اعتراض. اما هفته گذشته صدام حسین مرا احضار کرد و پس از ‏بیان اعتراض شدید به دخالتها و اخلالها، گفت این وضع برای من قابل تحمل نیست. شما بروید تهران و به آقای ‏خمینی بگویید من اولین دولتی بودم که جمهوری اسلامی را به رسمیت شناختم و اگر اجازه بدهند من (صدام) ‏خودم شخصا به ایران میایم تا با مذاکره اختلافاتمان را حل کنیم اگر مایل نیستند با من مذاکره کنند، من یک هیئت ‏عالیرتبه به ایران میفرستم و یا دولت ایران یک هیئت عالی برای مذاکره به عراق بفرستد تا اختلافات فیمابین حل ‏شود زیرا ادامه این وضع برای من قابل تحمل نیست و من برای خاتمه دادن به این وضع به ایران حمله نظامی ‏خواهم کرد. سپس آقای دعائی تاکید کرد که این آدمی است که حمله خواهد کرد.‏ شورای انقلاب تصمیم میگیرد که آقای دعایی به اتفاق آقای مهندس بازرگان و آقای دکتر بهشتی برای بیان ماجرا ‏و تعیین تکلیف به دیدار رهبر انقلاب بروند. در این دیدار ابتدا آقای دعایی شرح کامل ماجرا ونهایتا تهدید صدام را ‏بیان میکند. رهبر انقلاب در پاسخ به او میگویند محلش نگذارید. سپس آقای مهندس بازرگان به استدلال می پردازد ‏که باید توجه کرد که امروزه موقعیت ما به علت اعمال تندی که شده ومواضع تندتری که اتخاذ گردیده است، در ‏بین ملل جهان چندان مطلوب نیست و اگر گرفتار جنگ شویم، کسی از ما حمایت نخواهد کرد بلکه از طرف مقابل ‏ما حمایت خواهند کرد. ازاین گذشته وضعیت ارتش به علت اعدام بسیاری از فرماندهان عالی و درجات پائین تر و ‏اهانت های بسیاری که به ارتش و ارتشیان از افراد وگروههای مختلف شده ومیشود، وضع بسیار نامناسبی دارد ‏وبکلی فاقد روحیه لازم است. از این گذشته تسلیحات نظامی ما عمدتا امریکایی است و با بروز مشکلات میان دو کشور ‏دیگر دسترسی به لوازم یدکی مشکل و شاید غیر ممکن باشد. براینها باید اضافه کرد که جهان غرب و حتی کشور‏های عربی، محال است بگذارند ما پیروز شویم. بنابراین باید از وقوع جنگ جلو گیری کنیم. رهبر انقلاب در ‏پاسخ میگویند گفتم محلش نگذارید. مجددا آقای دکتر بهشتی شروع به استدلال میکند اما آیت الله خمینی تا سخن او ‏پایان گیرد تحمل نمیکنند و از جایشان برمیخیزند و برای بار سوم تکرار میکنند که گفتم محلش نگذارید و بطرف ‏در اندرونی حرکت میکنند. آقای دعایی که بسیار ناراحت شده بود میگوید آقا من به بغداد نخواهم رفت. آقای ‏خمینی که نزدیک در اندرونی رسیده بودند، پس از تامل کوتاهی رویشان را بطرف دعایی برگردانده ومیگویند ‏وظیفه شرعی ات می باشد که بروی وبدون اینکه منتظر پاسخ شوند، به قسمت اندرونی وارد میشوند. آقایان به شورای ‏انقلاب برمیگردند وآقای دعایی بسیار ناراحت بوده در حالیکه گریه میکرده است میگوید به خدا قسم او (صدام) ‏حمله خواهد کرد. هیچ کس کاری نمیتواند بکند و مدتی بعد عراق به ایران غافلگیرانه حمله میکند.‏» (1)

بعد از دریافت این ای- میل، نظر به اینکه تاریخ و ترکیب افراد عنوان شده در آن تاریخ با روزنامه کیهان همآهنگی نداشت، توضیح زیر را برای ارسال کننده ای-میل که در آن روز من او را به عنوان یکی از هواداران نهضت آزادی می شناختم ولی بعداً در مصاحبه ای که امسال از او دیدم خود را عضو نهضت آزادی معرفی کرده بود- فرستادم:

مطلبی را که از قول آقای زاهدی آورده اید، نمی تواند درست باشد زیرا آمده است که:

«پنج ماه قبل از حمله صدام به ایران (30 فروردین 1359 دراوج بحران گروگانگیری کارمندان سفارت آمریکا ) تیتربزرگ عنوان اصلی روزنامه کیهان (به مدیریت حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی و شمس الواعظین): امام ارتش عراق را به قیام دعوت کرد.»

و آقای زاهدی توجه نداشته است که در آن تاریخ آقای خاتمی سرپرست کیهان نبود و آقای دکتر یزدی سرپرست کیهان بود. توضیح اینکه:

آقای خمینی در تاریخ 8/2/1359 آقای دکتر یزدی را طی حکمی به سرپرستی کیهان منصوب کرد. پس در تاریخ یاد شده آقای دکتر ابراهیم یزدی سرپرست کیهان بوده است و نه خاتمی.

مجدداً آقای خمینی در تاریخ 28/8/1359 آقای سید محمد خاتمی را به جای آقای دکتر یزدی به سرپرستی کیهان منصوب نمود.

پس آقای خاتمی از تاریخ 28/8/1359 در کیهان مشغول بکار شده است و نه قبل از آن.»

بعد از ارسال این توضیح، باز آن فرد مطلب زیر را برایم فرستاد:

«با سلام و تشکر از بابت یادآوری شما،

همانطور که اطلاع داری صحبت بر واقعیت موضوع است نه جزئیات مطلب. آقای دکتر یزدی خودش شاهد این ماجرا بوده.

با سلام و تشکر».

باز من به ایشان پاسخ دادم:

«با سلام

اگر آقای دکتر یزدی خود شاهد ماجرا بوده است، پس چرا پای آقای خاتمی و شمس الواعظین که در آن موقع در کیهان سمتی نداشتند می گذارید؟. مزید اطلاع در دوران سرپرستی آقای دکتر یزدی، آقای شهریار روحانی نقش سر دبیری کیهان را داشت».

بعد از این پاسخ من، ایشان مطلب زیر را برایم ارسال کرد.

«مجددا سلام.

هیچ کسی پای شخصی بمیان نیاورد بخصوص که افراد مورد نظر شما باشد وانگهی آقای سید محمود دعائی باید تأیید یا تکذیب نماید و شما چرا داری تلاش میکنی اصل حقیقت را انکار کنی؟ و اما جهت اطلاع شما، من همین امروز از دکتر خواستم جزئیات مطلب را برایم بفرستد. در صورت دریافت مطلب، حتما در جریان قرار خواهی گرفت».

بعد از مطلب فوق همچنانکه به من وعده داه بود « که همین امروز از دکتر خواستم [یعنی دکتر یزدی .ن. ]جزییات مطلب را برایم بفرستد در صورت دریافت مطلب حتما در جریان قرار خواهی گرفت » دیگر چیزی از ایشان دریافت نکردم. و نظر به اینکه من مطلب را آشفته و درهم برهم دیدم، دیگر آن را پیگیری نکردم و به مانند میلهائی که هر روز در فضای مجازی می رسند، به آن نگاه کردم و آن را به کناری نهادم.

2- اصل موضوع اطلاع دولت موقت از حمله عراق به ایران:

مسئله فوق گذشت تا اینکه ماه گذشته مقاله ” مارک گازیوروسکی ” در ایران و خارج از کشور انتشار پیدا کرد و در پی آن آقای عبدالعلی بازرگان در پاسخ به آن مقاله در باره اطلاع دولت موقت از حمله عراق به ایران و چگونگی آن در سایت جرس مصاحبه ای انجام داده بود. نظر به اینکه در مصاحبه از آقایان سید محمود دعائی، دکتر بهشتی، مهندس بازرگان سخن به میان آمده بود و باز چون دکتر بهشتی و مهندس بازگان در قید حیات نبودند، بر آن شدم تا کم و کیف مسئله را که از زبان آقای دعائی نقل شده بود، جویا شوم. در این رابطه نامه زیر را همراه با بخشی از مطلب که از زبان ایشان نقل شده بود را برایشان ارسال نمودم:

جناب آقای دعائی با سلام و تحیت،

سایت جرس در تاریخ 30/10/1391 مصاحبه ای از آقای عبدالعلی بازرگان منتشر کرده است که بخشی از آن مربوط به شما و اطلاع دادن از حمله عراق به ایران به آقای خمینی است. آیا مطلبی که از قول شما بیان شده است صحت دارد؟ و اگر آری کم و کیف آن چه بوده است؟

با تشکر و سپاس محمد جعفری

«خبر حمله قریب الوقوع عراق به ایران چیزی نبود که فقط تاریخ نگار آمریکائی به اطلاع مسئولان رسانده باشد، این خبر را آقای محمود دعائی اولین سفیرجمهوری اسلامی در عراق، پیش از آن داده بود؛ ابتدا آنرا با رئیس دولت موقت و وزیر خارجه وقت مطرح کرد، به پیشنهاد دولت، این گزارش به شورای انقلاب نیز داده شد و به درخواست آنها در جلسه عمومی مشترکی با رهبر انقلاب این هشدارمورد بحث واقع گردید. آقای دعائی که از شدت ناراحتی و نگرانی به گریه افتاده بود، گفت دو بار صدام مرا احضار کرده و با ذکر اینکه ما اولین کشوری بودیم که انقلاب شما را به رسمیت شناخته و از آن استقبال کرده ایم، چرا اینقدر در رادیوهای انقلابی شما برای خارج کشوردر جهت براندازی نظام ما و صدور انقلابتان تبلیغ می کنید و ساخت کوکتل مولوتف و وسائل تخریبی تبلیغ می گردد؟ اگر بخواهید این تعرضات را تکرار کنید، ما ساکت نمی نشینیم و جواب شما را با نیروی نظامی خواهیم داد.

رهبر انقلاب که سالها در عراق بوده و ظاهرا شناختی از شخصیت او داشتند، با شنیدن گزارش آقای دعائی با خونسردی گفتند: اعتنائی به حرفهایش نکنید، من با تهدیدات او آشنایم، برخی دیگرسخنان آقای دعائی را پی گرفتند ولی بازهم تکرار کردند: گفتم که به حرفهای او اعتنا نکنید. آقای دعائی گفت: من نمی توانم به عراق برگردم و چون پاسخی برای حرف های او ندارم، مجبورم استعفا دهم. گفتند: تکلیف شرعی داری به سرکار خود برگردی ! …»

بعد از ارسال مطلب بیان شده، از قول آقای دعائی و نامه همراه برای ایشان، آقای دعائی جوابیه زیر را برایم ارسال کردند:

جوابیه:

« بنام خدا

جناب آقاي محمد جعفري

با سلام و با تشكر از انعكاس مطلب منتشرشده در سايت جرس به اينجانب و با عرض تبريك اعياد خجسته ميلاد پرافتخار پيامبر گرامي اسلام و امام جعفر صادق عليهم‌السلام.

محترماً به عرض مي‌رساند مطلب ادعائي در مصاحبه جناب آقاي بازرگان بنحوي كه نقل شده صحت ندارد و منبع آگاهي ايشان كذب محض است. حقير مسائل مربوط به آغاز جنگ تحميلي را در كتاب گوشه‌اي از خاطراتم ذكر كرده‌ام. اميدوارم مورد توجه جنابعالي و جناب بازرگان قرار گيرد.

با سپاس مجدد كوچكترين برادرتان

سيدمحمود دعائي»

نظر به اینکه آقای دعائی اطلاع بیشتری از مسائل مربوط به آغاز جنگ تحميلي را به کتاب « گوشه‌اي از خاطرات » خود ارجاع داده بودند، پس از تهیه کتاب مشاهده شد که ایشان ص177-174 کتاب را به این موضوع اختصاص داده اند. عنوان کتاب عبارت است از: «گوشه ای از خاطرات حجت الاسلام و المسلمین سید محمود دعائی»، به اهتمام مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول 1387.

مطلب آقای دعائی از شروع جنگ عراق با ایران که به صورت سئوال و جواب است، چنین آغاز می شود:

« شما مقارن جنگ تحمیلی سفیر ایران در عراق بودید؟

نه، من مقارن جنگ در عراق نبودم. قبل از سال 59 برگشتم. اگر دقت کرده باشید من به دلیل موضعی که وزارت امور خارجه ایران گرفت قبل از عید نوروز در سال 1358 به ایران فراخوانده شدم. سفیر عراق هم از ایران اخراج شد. جنگ در شهریور 1359 آغاز شد. یعنی من 6 ماه قبل از جنگ به ایران برگشته بودم و قبل از جنگ هم از طرف حضرت امام، مسئول روزنامه اطلاعات شدم(2).

آیا شما در زمینه اختلاف ما با عراقی ها اطلاعاتی داشتید و آن را در اختیار امام گذاشتید؟

در رابطه با پیش بینی جنگ و کلاً در رابطه با عراق من چند ملاقات با حضرت امام داشتم و به ایشان عرض کردم که عراقی ها اهداف و برنامه هایی دارند و در شرایط کنونی، تاکتیکِ اصرار بر مذاکره و نشست را تعقیب می کنند. من در یک ملاقات دو ساعته در قم با ایشان وضعیت مبارزین عراقی را گفتم و از اهمیت مبارزاتشان صحبت کردم. همچنین در باره شیوه هایی که می تواند کاربرد بهتری داشته باشد سخن گفتم و بیان کردم که عراقی ها اصرار دارند یک شخصیت رسمی خارج از دولت موقت و مرتبط با شخص حضرت عالی با آنها مذاکره کند. شخصی که قرار بود با ما مستقیماً مذاکره کند خود صدام بود.

امام فرمودند: من باید فکر کنم و بعد بگویم. روز بعد که به خدمت ایشان رسیدم امام فرمودند: من تصور می کنم که عراقی ها حَسن نیت ندارند و قصد فریب ما را دارند و من مصلحت نمی دانم در این شرایط شخصی را از طرف خودم بفرستم. این مسئله باشد تا انتخابات انجام شود و کشور نظم خود را بیابد. یعنی رئیس جمهور، مجلس و دولت منتخب مجلس داشته باشیم.

در مناسبتی که در یکی از جلسات شورای انقلاب شرکت کردم تأکید کردم که اگر بنا بر حفظ روابط در سطح عالی است در برخوردها و شیوه های ارتباطی تجدید نظر کنید.

در آن روزگار هر یک از روزنامه ها، رسانه ها و بخشهای مختلف رادیو و تلویزیون، سازی جداگانه می زدند. مثلاً رادیو اهواز توسط مخالفین رژیم عراق اداره می شد و آنچه احزاب و سازمانهای مبارز عراقی می خواستند، پخش می شد. بدیهی است که این سخنان در ارتباط ما و عراق و تلقی آنها از انقلاب اسلامی تأثیر می گذاشت.

امام معتقد بودند، مذاکره فایده ای ندارد. زیرا عراق قصد فریب ما را دارد و نمی خواهد با ما و انقلاب اسلامی ما کنار بیاید. عراق از بهترین فرصت ممکن یعنی از زمانی که ما درگیر مسائل داخلی و بحرانهای بعد از انقلاب بودیم، استفاده کرد و سعی نمود تا در درون کشور اختلاف و دودستگی ایجاد کند. بنابراین با استفاده از گروهکهای سیاسی تحت نفوذ خود بعضی از استانهای مرزی ما را به جدائی طلبی و استقلال تحریک کرد تا از طریق ایجاد درگیریهای داخلی و قومی یعنی داشتن داعیه استقلال در استانهای مرزی، ما را وادار به سازش و تسلیم نماید و به نوعی به خواسته های خود برسد…. باید توجه داشت که صدام در حقیقت مقدمات جنگ علیه ایران را از آبان 57( سه ماه قبل از پیروزی انقلاب) آغاز کرد و اولین قرارگاه اطلاعاتی و عملیاتی جنگ را از همان موقع در بصره تأسیس کرد و برادرش برزان تکریتی را مسئول قرارگاه کرد. یعنی با اعلام انحلال ساواک و مراکز قدرت امنیتی و سیاسی رژیم شاه و با فروپاشی نظم سابق و از هم گسستنِ بدنه ارتش که در واقع پس از فرار از پادگانهای ایران آغاز شده بود، صدام به فکر انتقام از ایرانی ها افتاد و در صدد برآمد تا حقارتی را که در درون از زمان امضای قرارداد الجزایر به دست خودش به دلیل تسلیم در برابر شاه احساس می کرد، جبران کند…» (3)

این هم تکذیب نامه و نظر آقای دعائی که در مورد مسائل مربوط به آغاز جنگ تحميلي که در سال 1387 منتشر شده است.

آقای امیر انتظام و اطلاع از حمله احتمالی:

آقای امیرانتظام هم در خاطرات خود به صراحت گفته است که آمریکائی ها از احتمال حمله عراق به ایران به من و آقایان مهندس بازرگان و دکتر یزدی اطلاع داده اند:

آقای امير انتظام می نويسد: «نخست وزير قبل از اينکه تهران را ترک کنم مرا بعنوان نمايندۀ ويژه خود انتخاب کرد و دستور داد که در ‏استکهلم مسائل مورد نظر ايران و شوروی را با سفير شوروی و مسائل مربوط به ايران و آمريکا را با سفير آمريکا يا نمايندگان دولت ‏های شوروی و آمريکا مورد بحث قرار دهم .»(4)

وی ادامه می دهد: … جان استمپل مسئول سياسی سفارت آمريکا در تهران از واشنگتن تلفن کرد و گفت می خواهد به سوئد بيايد و در باره ‏مسائل مورد علاقه دو کشور مذاکره کند. مراتب را تلفنی به اطلاع نخست وزير رساندم و ايشان موافقت نمود. به استمپل خبر دادم که آماده مذاکره با ایشان هستم. در شهریور 1358 جان استمپل همراه با جرج کیو، کارمند اسبق سفارت امریکا در تهران در سال 1332، به استکهلم آمدند. موضوع مورد بحث آنها وضعیت ارتش های کشورهای همسایۀ ایران بود. در بین این کشورها بیشتر در مورد وضعست ارتش عراق تکیه شده بود. آنها با تهیه اسلاید از جابجایی ارتش عراق به مرز ایران و عراق ما را با خبر ساختند و استدلال می کردند که ارتش عراق با این جابجایی خیال حمله به ایران را دارد. عراق در آخر شهریور چند دهکدۀ نزدیک ایران در کردستان را بمباران کرد و ایران نسبت به این تجاوز عراق اعتراض کرد. در این حمله 6 نفر از هموطنان کُرد ما کشته شدند، در انتهای جلسه آنها پیشنهاد کردند که به ایران بروند و این مطالب را به اطلاع آقای بازرگان نخست وزیر برسانند. آنها به ایران پرواز کردند و من هم جداگانه به ایران آمدم و مراتب را به اطلاع نخست وزیر رساندم. جان استمپل و جرج کیو به دیدن نخست وزیر رفتند و با پروژکتوری که به همراه آورده بودند اسلایدهای جابجایی ارتش عراق را به آقای بازرگان و وزیر خارجه نشان دادند و چند روز بعد به امریکا مراجعت کردند. و نيز «در مهر ماه 1358مجدداً جان استمپل به من در سوئد تلفن کرد و گفت که برای طرح مسئله مهم ديگری می خواهد باتفاق همکاران خود به استکهلم بيايد. ‏برای کسب دستور به نخست وزير تلفن کردم و آقای بازرگان با آمدن آنها موافقت کرد و موضوع را به آنها اطلاع دادم که می توانند به ‏استکهلم بيايند. اين بار آنها سه نفر بودند. جان استمپل و جرج کيو و يکی ديگر از همکاران آنها که نام او را فراموش کرده ام. موضوع مورد بحث آنها این بود که اتحاد جماهیر شوروی که از صادرکنندگان عمده نفت بود به زودی به دلیل احتیاج به سوخت، وارد کننده نفت خواهد شد و دراین باره گزارش مفصل مدونی را تهیه کرده بودند. در این مسافرت دو موضوع دیگر نیز مورد بحث و مذاکره قرار گرفت:

اول – آنها اطلاع دادند که اتحاد جماهیر شوروی از طریق پرواز هوایی برای جدایی طلبان کردستان اسلحه ارسال می کند و تعداد پروازها و مقدار جنگ افزاری را که از یک ماه گذشته یعنی شهریور 1358 برای کردها ارسال شده بود، شرح دادند. دوم- در آخر جلسه در زمانی که جرج کیو خداحافظی می کرد گفت:

“راستی شما همان کسی هستی که نامۀ اعتراضیۀ نهضت مقاومت ملی را در سال 1332 به نیکسون دادی”؟ گفتم بله، من بودم. جرج کیو گفت: “آیا هنوز به مصدق و راه او وفا داری و از سیاست او پیروی می کنی”؟ گفتم بله. صد در صد همین طور است.

دراین جلسه قرار شد آنها به امریکا برگردند و ده روز بعد در تهران باشند و من هم در تاریخ مقرر در تهران بودم و به اتفاق آنها به دیدن نخست وزیر رفتیم. آنها همان مطالب سوئد را به اطلاع نخست وزیر رساندند. و بعد هم به دیدن دکتر ابراهیم یزدی وزیر خارجه رفتیم و آنها پس از تکرار مطالب مورد مذاکره با نخست وزیر، گزارش چاپ شدۀ خودشان را در مورد نفت به وزیر خارجه دادند.» (5)

آقای امير انتظام می گويد، آمريکايی ها با من در اين دو ديدار و مذاکره چند مطلب را مورد بحث و مذاکره قرار دادند که از جمله: ‏

‏1- ارتش عراق خيال حمله به ايران را دارد و با اسلايد جابجايی ارتش عراق را در مرزهای ايران نشان دادند.

‏2- شرح ارسال اسلحه و جنگ افزار نظامی شوروی ها برای تجزيه طلبان کردستان. و اين سئوال که آيا شما ( يعنی آقای امير انتظام. ‏نادر) به مصدق و راه وی وفاداری و از سياست وی پيروی می کنی؟ که آقای امير انتظام می گويد بله. صد در صد همينطور است. (6)

و اما، بعد از انتشار مقاله ” مارک گازیوروسکی ” برای اطلاع از صحت و سقم مسئله، با ایشان تماس گرفته شد و از ایشان سئوال شد که:

شما از کجا دانستید چنین اطلاع مهمی به دولت بعدی منتقل نشده است؟ آقای گازیوروسکی پاسخ می دهد: اولا این اطلاع برای اولین بار در دادگاه امیر انتظام توسط بازرگان فاش شد و این بعد از حمله عراق به ایران بود و ثانیاً دکتر یزدی به من گفت که این اطلاع به وزیر خارجه بعدی منتقل نشده است. بنی صدر که وزیر خارجه بعد از یزدی بود، به من گفت که نه یزدی و نه کس دیگری این اطلاع آمریکائی ها را به من منتقل نکرده است و یزدی هم تأیید کرد که اطلاع منتقل نشده است.

بیش از همه من به این علت از یزدی نپرسیدم که چرا او این اطلاع را به احدی نگفته است زیرا نمی خواستم که چنین سئوال سخت و آزار دهنده ای را در برابر او مطرح کنم ( این تعارف بدی بود). اما چنین به نظر می رسید و برایم روشن بود که خطر بزرگی یزدی را تهدید می کرد [ اگردر آن موقع] چنین می کرد. من فکر می کنم که بازرگان قادر بود که در دادگاه انتظام در مورد آن صحبت بکند زیرا او مطمئن بود که دستگیر نخواهد شد زیرا او مستقیم جرج کیو[شخص آمریکائی که با امیر انتظام تماس گرفته و اطلاع را به او منتقل کرده است.ن.] را ملاقات نکرده و بعداً این اطلاع به او منتقل شده بود. اما این برای یزدی ریسک بالائی داشت. (7)

نتیجه:

اسناد ارائه شده و نیز مصاحبه آقای عبدالعلی بازرگان مسلم می کند که آمریکائیها به آقایان: امیر انتظام، مهندس بازرگان و دکتر یزدی از حمله احتمالی عراق به ایران خبر داده بودند. گفته های آقای امیرانتظام هم روشن است که این اطلاع به مهندس بازرگان و دکتر یزدی منتقل شده است. الّا اینکه آقای عبدالعلی بازرگان مدعی است که این اطلاع از طریق دکتر بهشتی و دعائی به شورای انقلاب و آقای خمینی منتقل شده است. از سه نفر نامبرده شده، دو نفر که در قید حیات نیستند. نفر سوم که آقای دعائی است، ایشان به شدت مطلب را تکذیب کرده است و اطلاع خود را از این مسئله در سال1387 یعنی 4 سال قبل از مقاله ” مارک گازیوروسکی ” منتشر کرده است و همچنانکه در بالا آمد او چنین اطلاعی را به آقای خمینی و شورای انقلاب نداده است. حال تحقیق مستدل و روشنی که انجام گرفته از نظر خوانندگان محترم گذشت. قضاوت از کم و کیف این مسئله هم برعهده شما است.

و اما آنچه در این گزارش تحقیقی عنوان شد، بار مسئولیت آقای خمینی را در باره توجه نکردن به نامه ها و گزارش فرماندهان نظامی از تدارک حمله صدام به ایران نمی کاهد ولی انحصارطلبان با اتکآء به آقای خمینی شیرازۀ ارتش را پاره می کردند و به عناوین مختلف فرماندهانش را زندانی، اعدام و یا از کار برکنار می کردند. اسناد فراوانی وجود دارد که آقای خمینی و روحانیون حاکم که در صدد تصاحب انحصاری قدرت بودند، هرچه از جانب بنی صدر و فرماندهان نظامی به او گفته می شد که صدام در صدد حمله به ایران است، می گفت این ارتشی ها اطلاعات غلط می دهند، و می خواهند دست روحانیون را از ارتش کوتاه کنند. وبعد از حذف بنی صدر، مرتب زعمای لشکری و کشوری جهموری اسلامی بنی صدر را مقصر اعلان می کردند که اطلاعات به موقع به آقای خمینی نداده است. درگزارشهای تحریر شده آقای بنی صدر تحت عنوان “روزها بر رئیس جمهور چگونه می گذرد” آمده است که فرماندهان نظامی را برای دادن گزارش به حضور امام فرستادم. در نامه مورخ 14 شهریور 1359 آمده است: «در حال حاضر فرمانده را می گیرند و سرش را می تراشند بعد می گویند آزاد هستید، چنین آدمی چطور فرماندهی بکند؟…مقامات غیر مسئول در امور ارتش دخالت نکنند. انجمن اسلامی، اداره ایدئولوژی، مقامات کشور و… برای تبلیغ اسلام است و نه از بین بردن حاکمیت مقامات مسئول. سلسله مراتب عملاً دارد از بین می رود. آقای محلاتی حاضر بودند، وضعیت بسیار حساس است. نحوه عمل استاندار خوزستان روحیه ها را بکلی خراب کرده است. فرمانده قابل حاضر نمی شود برود. انشاء الله امروز و فردا حمله نمی کنند اما بالاخره یک روز این کار را خواهند کرد. »(8). در نامه 28 شهریور 59 به آقای خمینی آمده: « یک ماه پیش همین فرماندهان را بخدمت فرستادم اطلاعات حاصله در باره توطئه امروز را بعرض برسانند. بعد به اینجانب فرمودید باین اطلاعات باور نمی فرمائید. و امروز راست از آب درآمده اند واحتمال یک درگیری گسترده ای از مرز ترکیه تا مرز پاکستان قوی است» و مقصود از گزارش حسب کتاب نامه ها، «همان است که رئیس ستاد و رئیس اطلاعات ارتش در باب تدارک رژیم صدام برای حمله به ایران تهیه کرده بودند.» (9)

ولی حالا، و بعد از اینکه خاطرات سال 1361 آقای هاشمی رفسنجانی چاپ اولش در سال 1385 منتشر شد، معلوم می شود که حق با بنی صدر و ارتشی ها بوده است که مرتب گزارش می کرده اند، که صدام در صدد حمله به ایران است. آقای هاشمی، در خاطرات20 شهریور 61، خود می نویسد: « کتابی را که دفتر مشاورت امام [در ارتش] در مورد تجاوزهای مقدماتی قبل از شروع رسمی جنگ تهیه کرده خواندم که حدود سیصد تجاوز را با ذکر نامۀ اعتراضیه ایران به عراق در همان تاریخ آورده است. اسناد خوبی برای متجاوز معرفی شدن عراق دارد و نظرم این است که منتشر شود.» (10) اینها همان گزارشهائی است که نظامی ها به آقای خمینی می دادند و ایشان اصلاً گوشش بدهکار این گزارشها نبوده است و می فرمود که اینها را ارتشی ها می سازند برای اینکه دست روحانیت را از ارتش کوتاه کنند. و هنوز کتاب یاد شده در ایران منتشر نشده است و تا این رژیم حاکم است من گمان نمی کنم که این کتاب منتشر شود.

محمد جعفری 21 بهمن 1391

HYPERLINK “mailto: mbarzavand@yahoo.com” mbarzavand@yahoo.com

یادداشت:

1-

HYPERLINK “http://www.namir.info/home/pdf/af8/aghaz-jang.htm”http://www.namir.info/home/pdf/af8/aghaz-jang.htm

2- آقای دعائی در تاریخ 20 اردیبهشت 1359 به سرپرستی مؤسسه اطلاعات منصوب شد.

3- گوشه ای از خاطرات حجت الاسلام و المسلمین سید محمود دعائی، به اهتمام: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول 1387 ، ص 177-174.

4- گروگان گیری و جانشینان انقلاب از محمد جعفری، ص181؛ به نقل از: آنسوی اتهام خاطرات عباس امير انتظام جلد 1، نشرنی، چاپ ششم 1383، ص 40.

5- گروگان گیری و جانشینان انقلاب از محمد جعفری، ص181؛ به نقل از: آنسوی اتهام خاطرات عباس امير انتظام جلد 1، نشرنی، چاپ ششم 1383، ص 46-45.

6- گروگان گیری و جانشینان انقلاب از محمد جعفری، ص181؛ به نقل از: آنسوی اتهام خاطرات عباس امير انتظام جلد 1، نشرنی، چاپ ششم 1383، ص 46- 45

7-

Yazdi told me that the information was not passed on. He said that his successors never asked. I doubt they would have believed him anyway. By the time of Entezam’s trial it was too late, of course, since Iraq had already invaded.

Bani-Sadr (who succeeded Yazdi as foreign minister) told me neither Yazdi nor anyone else told him about the US warning, and Yazdi told me he did not tell his successors about the warning snd that they never asked about anything like that. I didn’t ask Yazdi why he did not tell anyone, mainly because I didn’t want to raise a very awkward question (it would have been bad taaroof). But it seems quite clear to me that there would have been grave danger for him in doing so — what happened to Entezan could have happened to him. I think Bazargan was able to talk about it at Entezam’s trial because he was fairly confident that he would not be arrested for saying so, and also because he did not directly meet with Cave; he was told about the warning afterward. This would have been much more risky for Yazdi..

8- کتاب نامه ها از آقای بنی صدر به آقای خمینی و دیگران…،ص 147؛ «این نامه یکی از اسناد بر آگاهی از حمله عراق به ایران و هشدار به آقای خمینی است که با اتکاء به او، شیرازۀ ارتش را پاره می کردند.»

9- همان سند، ص 156 و160.

10- HYPERLINK “http://news.gooya.com/politics/archives/2012/08/145377.php” \t “_blank”http://news.gooya.com/politics/archives/2012/08/145377.php

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .