اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for June, 2013

Jun 26 2013

آیت‌الله خامنه‌ای: در انتخابات، مخالفان هم به نظام اعتماد کردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,سیاسی,ملای حیله‌گر

خُسن آقا: عرض نکرده بودیم که رای شما را به حساب خودش خواهد گذاشت! حالا باز بروید رای بدهید!
بی‌بی‌سی: رهبر ایران با تشکر از کسانی که در انتخابات ریاست جمهوری اخیر شرکت کردند، گفت حتی کسانی که “طرفدار نظام نیستند” اما منافع ملی برایشان مهم است، در این انتخابات “به نظام اعتماد کردند”.

آیت الله علی خامنه ای امروز چهارشنبه ۵ تیر (۲۶ ژوئن) در یک سخنرانی در تهران گفت: “به ملت عزیزمان عرض کردیم که مردم نظامشان را دوست دارند و رأی می دهند، اما اگر احیانا کسی هم هست که با نظام اسلامی خیلی دل صافی ندارد، اما برای کشور خود و منافع کشور اهمیت قائل است، او هم بیاید. لابد بعضی از این مجموعه بودند و آمدند. این نشان دهنده این است که حتی کسانی که طرفدار نظام هم نیستند، به نظام اعتماد دارند و می دانند که نظام جمهوری اسلامی می تواند منافع کشور و عزت ملی را حفظ و از آن دفاع کند.”

او همچنین از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری که پس از انتخابات به رئیس جمهور منتخب تبریک گفتند تشکر کرد و گفت که رفتار آنها با “نجابت و قانون پذیری” همراه بوده است.

آیت الله خامنه ای گفت که اگر این نامزدها “بدقلقی نشان می دادند و رفتار نانجیبانه می کردند و به یک بهانه ای دعوا راه می انداختند، کام مردم تلخ می شد.”

رهبر ایران گفت که گلایه ها و انتقادهای مکرر او از حوادث پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ به این دلیل بوده که در آن دوره هم مردم احساس پیروزی می کردند، اما چند نفر با ایجاد دعوا “کام آنها را تلخ کردند.”
واکنش به مناظره های انتخاباتی

آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنان خود از نامزدهای انتخابات اخیر گلایه کرد که در برنامه های تبلیغات تلویزیونی خود تنها به نقاط ضعف دولت فعلی اشاره کردند و گفت در کنار اشکالاتی که وجود دارد و تذکر آنها هم لازم بوده، “خوب بود کارهای خوبی هم که انجام شده را بگویند.”

او در مورد پرونده هسته ای ایران که در مناظره های انتخاباتی مطرح شده بود گفت که حل این پرونده “به حسب طبیعت” ساده است، اما طرف مقابل نمی خواهد که این مشکل حل شود.

رهبر ایران گفت: “جبهه مخالف ما عمدتا چند کشور زورگو و زیاده خواه هستند که اسم خود را به دروغ جامعه جهانی می گذارند و در رأس آنها آمریکاست و محرک اصلی آنها هم صهیونیست ها هستند. اینها نمی خواهند موضوع هسته ای حل بشود. اگر لجبازی آنها نبود، به راحتی حل می شد. بارها تا لحظه حل پیش رفتیم… اما نمی خواهند قضیه تمام شود.”

او گفت که عملکرد هسته ای حکومت ایران “قانونی”، “شفاف” و “منطقی” بوده است، اما طرف مقابل می خواهد از این موضوع به عنوان ابزار فشار علیه جمهوری اسلامی استفاده کند: “اگر این هم نباشد، قضیه ای دیگر را مطرح می کنند. هدف آنها فشار و تهدید و خسته کردن ماست. هدف تغییر دادن نظام سیاسی است.”

آیت الله خامنه ای گفت که مقامات آمریکایی در گفتگوها و مکاتبات خود می گویند که به دنبال تغییر حکومت ایران نیستند، اما “اظهارات و عملکرد” آنها خلاف این را نشان می دهد.

No responses yet

Jun 26 2013

وزیر ارتباطات: کاهش سرعت اینترنت راهکاری امنیتی و مربوط به انتخابات بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,انتخاباتی,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

رادیوفردا: وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات ایران سرانجام تایید کرد که اختلالات اخیر اینترنتی در کشور و کاهش شدید سرعت آن، اقدامی «امنیتی» و به‌خاطر یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری بوده است.

محمدحسن نامی در گفت‌وگویی با خبرگزاری تسنیم که روز سه‌شنبه، چهار تیر منتشر شد، اظهار داشت: «در حال حاضر هیچ مشکلی در ارتباطات اینترنتی کشور وجود ندارد و کاهش سرعت اینترنت در زمان انتخابات، ناشی از راهکارهای امنیتی بود که برای حفظ آرامش کشور چاره شده بود.»

این سخنان در حالی مطرح می‌شود که پیش از این، اواسط اردیبهشت ماه امسال، رئیس سازمان فناوری اطلاعات که از معاونان وزیر ارتباطات محسوب می‌شود، تاکید کرده بود که نزدیک شدن زمان انتخابات ریاست جمهوری هیچ نقشی در کاهش سرعت اینترنت ندارد.

با این وجود همان زمان بسیاری از کاربران اینترنتی در داخل کشور نظر دیگری داشتند و ماجرای کاهش شدید سرعت اینترنت، از کار افتادن نرم‌افزارهای فیلترشکن، مانند وی‌پی‌ان، و عدم امکان دسترسی به سرویس‌هایی نظیر جی میل را به انتخابات مربوط می‌دانستند.

روزنامه قانون، چاپ داخل کشور نیز به نقل از یک کاربر اینترنتی نوشت: «فقط در ایران اتفاق می‌افتد؛ انتخابات می‌اید، اینترنت می‌رود».

حال اما وزیر ارتباطات ایران به رغم تکذیب اولیه ماجرا توسط معاون خود، می‌گوید که دولت در این میان نقش داشته و در راستای اقداماتی «امنیتی» سرعت اینترنت را کاهش داده است.

وی گفت: «این کار [کاهش سرعت اینترنت در کشور] توسط نهادهای مختلفی که در ارتباط با بخش‌های محتوایی و زیرساخت‌های ارتباطاتی کشور فعال هستند، صورت گرفت و وزارت ارتباطات هم بخشی از آن بود.»

آقای نامی همچنین در پاسخ به سؤالی درباره شایعه مسدود شدن پهنای باند اینترنت در کشور گفت: «اگر جلوی پهنای باند گرفته می‌شد مسلماً دیگر ارتباطی برقرار نمی‌شد اما با استفاده از راهکارها و ابتکاراتی مانع از ورود بیگانگانی که درصدد اخلال در برگزاری انتخابات بودند، به مرزهای فضای مجازی کشور شدیم.»

مقامات ایران اعتراضاتی را که سال ۱۳۸۸ به انتخابات ریاست جمهوری دهم انجام گرفت به کشورهای خارجی نسبت می‌دهند. در پی آن اعتراضات که برای چندین ماه به طول انجامید، اختلالات اینترنتی در ایران به امری رایج بدل شد، چنان‌چه در برخی موارد حتی دسترسی به سایت‌هایی مانند گوگل و یاهو نیز ناممکن می‌شد.

معترضان در آن زمان از شبکه‌های اجتماعی مانند فیس بوک و توییتر برای فراخوان و ساماندهی تجمعات استفاده‌های قابل توجهی می‌کردند، به‌طوری که از این اعتراضات به عنوان اولین جنبش اعتراضی فیس بوکی در جهان نام برده می‌شود.

No responses yet

Jun 26 2013

دانشگاه کلدونیان، اتهام سرقت ادبی علیه روحانی را رد کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

تابناک: بنا بر گزارش‌ها، یک پاراگراف از چکیده رساله دکترای رئیس جمهور منتخب ایران در دانشگاه اسکاتلندی کلدونیان در دهه 1990 تا حد زیادی از یک کتاب نوشته شده توسط یک متفکر برجسته مسلمان برداشته شده؛ این ادعایی است که وب‌سایت مجله معتبر فارین پالیسی به بررسی آن پرداخته است.

دانشگاه کلدونیان اتهام سرقت ادبی رئیس‌جمهور ایران را تکذیب کرد

بنا بر گزارش‌ها، یک پاراگراف از چکیده رساله دکترای رئیس جمهور منتخب ایران در دانشگاه اسکاتلندی کلدونیان در دهه 1990 تا حد زیادی از یک کتاب نوشته شده توسط یک متفکر برجسته مسلمان برداشته شده؛ این ادعایی است که وب‌سایت مجله معتبر فارین پالیسی به بررسی آن پرداخته است.
به گزارش «تابناک»، در روزهای اخیر، دانشگاه کلدونیان گلاسکو اسکاتلند، چکیده پایان نامه رئیس جمهور ایران در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا را منتشر کرده ‌که به قابلیت کاربرد حقوق اسلامی در سیاست مدرن در چهارچوب تفاسیر نسبتا منعطف از شریعت اختصاص دارد. روحانی که مذاکره کننده ارشد هسته‌ای ایران بوده، این روزها به علت سابقه تحصیل در غرب و تفاوت‌هایش با محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور کنونی ایران مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است.

اما ماجرا از آنجا آغاز شد که یک وب‌سایت فارسی خارج از ایران مدعی شد که به نظر می‌رسد ‌یک پاراگراف از رساله دکترای رئیس جمهور جدید ایران، از یک کتاب نوشته شده توسط محمد هاشم کمالی، حقوقدان برجسته افغانی برداشته شده که اکنون مدیر و بنیانگذار مؤسسه بین‌المللی مطالعات پیشرفته اسلامی در مالزی است.

در پاراگرافی از نسخه پی‌دی‌اف کتاب آقای کمالی که در سال 1991 منتشر شده ‌و اکنون به چاپ سوم رسیده، آمده است:

“This style of Qur’anic legislation, and the fact that it leaves room for flexibility in the evaluation of its injunctions, is once again in harmony with the timeless validity of its laws.The Qur’an is not specific on the precise value of its injunctions, and it leaves open the possibility that a command in the Qur’anmay sometimes imply an obligation, a recommendation or a mere permissibility.”

در یک صفحه پیش از این هم آمده است:

As a characteristic feature of Qur’anic legislation, it may be stated here that commands and prohibitions in the Qur’an are expressed in a variety of forms which are often open to interpretation and ijtihad.

همچنین در پاراگراف مربوطه در رساله دکترای آقای روحانی که در جولای 1998 و با نام «انعطاف‌پذیری شریعت با توجه به تجربه ایران» نوشته شده، آمده است:

“The primary source of the Islamic law (the Quran) is, in itself, flexible on the basis of the analysis that the Quranic legislation leaves room for flexibility in the evaluation of its injunctions. The Quranis not specific on the precise value of its injunctions, and it leaves open the possibility that a command in the Quranmay sometimes imply an obligation, a recommendation or a mere permissibility. Commands and prohibitions in the Quran are expressed in a variety of forms which are often open to interpretation.

یک سخنگوی دانشگاه اسکاتلندی در ابتدا به فارین پالیسی گفته ‌که دانشگاه فعلا نمی‌تواند درباره این رساله پانصد صفحه‌ای اظهار‌نظر کند، چرا که هنوز نسخه الکترونیکی آن منتشر نشده است. ساعاتی بعد، چارلز مک‌گیهی، مدیر ارتباطات دانشگاه کلدونیان اسکاتلند اعلام کرد که در متن و ‌نیز کتابنامه رساله آقای روحانی، به استفاده از کتاب آقای کمالی با نام « Principles of Islamic Jurisprudence» اشاره شده است.

وی افزوده است، دانشگاه از آقای روحانی خواسته ‌تا اجازه دهد، رساله وی را به صورت دیجیتال درآورده و تحویل کتابخانه بریتانیا (British Library) دهد تا برای شمار بیشتری در دسترس باشد.

گفتنی است، از زمان انتخاب ریاست جمهوری، سوابق تحصیلات روحانی ‌موشکافی جدی شده، به گونه‌‌ای که روزنامه دیلی تلگراف به این مسأله پرداخته‌ که از آغاز انقلاب، آقای روحانی دکتر خطاب می‌شده است.

برخی دیگر از کارشناسان به این مسأله توجه کرده‌اند که نوشتن رساله دکترای آقای روحانی در دهه 1990 میلادی یا 1370 هجری در شرایطی انجام شده‌ که آقای روحانی کار پرمشغله‌ای چون دبیری شورای عالی امنیت ملی ایران را ‌داشته است.

No responses yet

Jun 26 2013

گزارش دیوان محاسبات از ‘تخلف ۹ میلیارد دلاری’ دولت احمدی‌نژاد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

بی‌بی‌سی: دیوان محاسبات ایران می‌گوید دولت محمود احمدی‌نژاد در هزینه‌کردن مازاد درآمد ارزی کشور در سال ۱۳۹۰، بیش از ۹ میلیارد دلار تخلف کرده است.

خبرگزاری مهر روز سه‌شنبه ۴ تیر گزارش داده که دیوان محاسبات در گزارش تفریغ بودجه سال ۱۳۹۰ به این تخلف عمده به مبلغ ۹ و ۲ دهم میلیارد دلار معادل بیش از ۱۰ هزار میلیارد تومان، اشاره کرده است.

این نهاد نظارتی می‌گوید دولت ایران چنین مبلغی را بر اساس “مصوبات غیرقانونی” هیئت وزیران و “برخلاف احکام تعیین‌شده” در بودجه سال ۱۳۹۰ هزینه کرده است.

گزارش دیوان محاسبات ایران همچنین دولت محمود احمدی‌نژاد را متهم کرده که در هزینه‌کردن ۱۱ میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار مازاد درآمد حاصل از صادرات نفت خام و میعانات گازی، “بی‌انضباطی مالی” کرده است.
تخلف در اختصاص بودجه دفاعی و سلامت

طبق این گزارش، با وجود تاکید در قانون بودجه برای هزینه ۳ میلیارد دلاری در “تقویت بنیه دفاعی” ایران، ۱۵۰ میلیارد تومان از این مبلغ هزینه نشده است.

همچنین ۸۰۰ میلیارد تومان از سهم بخش سلامت، خرج اجرای طرح‌های مسکن “مهر ماندگار” در وزارت راه و شهرسازی شده است.

دیوان محاسبات در گزارش تخلفات دولت محمود احمدی‌نژاد در سال ۱۳۹۰، همچنین گفته است که ۱۵ میلیارد تومان بودجه “احداث و بازسازی عتبات عالیات” بر خلاف قانون بودجه به “بنیاد فقه و معارف اهل بیت” اختصاص داده شده است.

رئیس این بنیاد، محمود هاشمی شاهرودی، رئیس سابق قوه قضائیه و عضو فعلی شورای نگهبان است.

دفتر آقای هاشمی شاهرودی در اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۱ تایید کرد که او محمدشریف ملک‌زاده، از چهره‌های نزدیک به محمود احمدی‌نژاد و اسفندیار رحیم‌مشایی را به عنوان مشاور اجرایی خود در این بنیاد منصوب کرده است.
گزارش‌های قبلی دیوان محاسبات از ‘تخلف’ دولت

گزارش‌های دیوان محاسبات نشان می‌دهد که دولت آقای احمدی‌نژاد همواره بخش عمده‎ای از قانون بودجه را رعایت نکرده است

دیوان محاسبات، بازوی نظارتی مجلس به حساب می‌آید و بر عملکرد دولت و شرکت‌های دولتی نظارت دارد.

این نهاد مواظب است که وزارتخانه‌ها و موسسات دولتی، بودجه سالانه را در جای خود و به اندازه خرج کنند.

این دیوان در چند سال اخیر بارها از “بی‌انضباطی” دولت در بودجه و “تخلفات” مداوم مقامات دولتی گزارش داده است.

در یکی از مهم‌ترین موارد تخلف دولت که این نهاد منتشر کرده، دیوان محاسبات اعلام کرده بود که دولت ۱۵ هزار میلیارد تومان از حساب بانک مرکزی، درآمدهای نفتی و بودجه عمومی کشور برای پرداخت یارانه نقدی هزینه کرده است.

کارشناسان منتقد محمود احمدی‌نژاد می‌گویند که در دولت دهم، تخلفات دولت ابعاد بیشتری پیدا کرده است و تاخیر دولت در ارائه بودجه سالانه به مجلس و استفاده از بودجه چند دوازدهم، به بی‌انضباطی مالی دامن زده است.

دیوان محاسبات تاکنون شش گزارش از عملکرد دولت محمود احمدی‌نژاد از اجرای قانون بودجه سال‌های مختلف را به مجلس تحویل داده که همه آنها حاکی از بی‌توجهی دولت به قانون بودجه بوده است.

از جمله در گزارش این نهاد درباره سال ۱۳۹۰، میزان بی‌توجهی دولت به بودجه مصوب، حدود ۶۵ درصد بوده است.

گزارش تفریغ بودجه سال ۱۳۹۱ هنوز منتشر نشده و به نظر می‌رسد این گزارش زمانی منتشر خواهد شد که دولت آقای احمدی‌نژاد، قدرت را به حسن روحانی واگذار کرده باشد.

به جز دیوان محاسبات ایران، نهادهای نظارتی دیگر ایران از جمله سازمان بازرسی کل کشور هم در سال‌های گذشته دولت محمود احمدی‌نژاد را به تخلفات کلان متهم کرده‌اند.

No responses yet

Jun 26 2013

احمد عسگری، قربانی سیاست‌های سرکوب قرارگاه ثارالله

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,انتخاباتی,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: چهار سال از کودتای ۸۸ می‌گذرد و اطلاعات سپاه پاسداران و به ویژه قرارگاه ثارالله کم کم به نامی آشنا برای دانشجویان و فعالین سیاسی ایران مبدل می‌شود؛ نهادی امنیتی که بدنه اجتماعی و تیم‌های دانشجویی دارد، با تمرکز بر سوژه‌های خاص سعی می‌کند در کنار دو قرارگاه دیگر «عمار» و خاتم الانبیاء انسداد سیاسی و اقتصادی حاکم بر ایران را همیشگی کند.

اگرچه بسیاری از پرونده‌های این نهاد امنیتی متمرکز بر سوژه‌های خاص چون طراحان وب، هنرمدان و گزارشگران حقوق بشر بوده است، اما باید به یاد داشت که هدف‌گذاری این نهاد امنیتی، تحت کنترل درآوردن فعالیت های سیاسی و مدنی بوده است که به زعم سردار محمد علی مشفق «مقدمات انقلاب مخملین و اعتراضات کنترل نشده را فراهم می‌کنند» و اینکه در بازه زمانی میان مدت فرآیند ناقص و نمایشی رقابت را که ظرف ۳۳ سال در ساخت سیاسی حکومت ایران در جریان بوده در مسیری جدید قرار دهند که منتهی الیه آن حاکم شدن معیار دست بوسی و پابوسی ولی فقیه بر رفتار سیاسی احزاب و جریانات است.

به عنوان مثال در تابستان ۸۸ وقتی که احمد عسگری[1] روزنامه‌نگار و فعال سیاسی، به دادسرای انقلاب در خیابان ارگ تهران احضار شد، پس از بازجویی هشت ساعته برگه ای زیراکسی برابر وی قرار گرفت که وی را متعهد به همکاری با نهادهای امنیتی برای مهار جریان فتنه می‌کرد و بازجوی قرارگاه ثارالله مصرانه وی را تحت فشار قرار داد که خروج و آزادی وی پس از ۳ ماه حبس در اوین، تنها منوط به امضای این برگه است. قرارگاه ثارالله در راستای هدف گذاری‌های کلان خود تلاش داشت به هر شکل ممکن و با عملیات روانی، متهمِ مورد نظر را وادار به پذیرش بی چون و چرای مقاصد قرارگاه کند تا از یکسو وی را در موضع ترس و ارعاب قرار دهد و از سوی دیگر جزئی ترین تحرکات حزبی در فضای سیاسی ایران را تحت کنترل درآورد.

مسیری که نهادهای امنیتی ایران در مورد عسگری طی کردند، از نظر روان‌شناختی مبتنی بر تحریک ترس های ناخودآگاه افراد و تلقین راهبرد بقاء بود و تیم قرارگاه ثارالله در نظر داشت که با گرفتن اعترافات از این روزنامه نگار به صورت تدریجی وی را به درون محافل سیاسی و مطبوعاتی ولایی جذب کنند.

پس از برگزاری نمایش انتخاباتی ریاست جمهوری در خردادماه گذشته، قرارگاه ثارالله همواره کوشیده است تا فعالیت‌های احتمالی فعالان سیاسی ایران را تحت کنترل کامل خود دربیاورد؛ استراتژی نفوذ در محافل سیاسی اکنون دیگر محدود به احزاب نیست، بلکه کافه ها و پاتوق های دوستانه هم به شکل تدریجی وارد رصد قرارگاه می شوند و در عین حال اصلاح طلبان نمی خواهند و نمی توانند به این مساله اعتراف کنند که تبلیغ مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ در واقع از سوی کسانی در حال پیگیری بود که تحت سیطره کامل نهادهای امنیتی درآمده بودند و در واقع برای به صحنه کشاندن مردم و مشروعیت
خریدن برای حکومت قدم بر می داشتند.

از همین رو بود که احمد عسگری با تمام نیرو به افشاگری در مورد انتخابات و ماهیت اصلی حکومت پرداخته و با تحریم انتخابات، از حمایتِ حاکمین سر باز زد.
بازداشت احمد عسگری در حالی رخ داده است که چندی پیش برای بار دوم از سوی عوامل سپاه ثارالله مستقر در دانشکده علوم سیاسی به قتل تهدیده شده و تلفن های مشکوکی را دریافت می کرد. در همین بین بازجوی احمد عسگری که به “بازجو سعادت” شهرت دارد، با تماس های پی در پی او را احضار می کرد، اما وی در تلاش بود تا بدون اهمیت به خواسته بازجویش فعالیت های خود را ادامه دهد.

در همین حین احمد عسگری که در رابطه با بازداشت محسن رحمانی، با برادر این فعال سیاسی، در ملاقاتی که در پارک فدک تهران ترتیب داده بود، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. مامورین اعزامی پس از بازداشت، وی را به منزل برده و بعد از تفتیش کامل و ضبط وسایل شخصی، از جمله لپ تاپ و دست نوشته هایش، او را به زندان اوین منتقل کرده اند. و تا کنون از وضعیت سلامت وی اطلاعی در دست نیست.

بازی سیاسی در ایران دهه ۹۰ شمسی برای کسانی که نخواهند خط قرمز ولایت مداری و فرمان بری بی چون چرا از سید علی خامنه ای را بپذیرند، بسیار سخت تر از دهه هشتاد خواهد بود؛ چرا که بسیاری از چهره های سرشناس جریان اصلاح طلب داخل ایران از بازجویان خود خط می گیرند و قرارگاه ثارالله و واجا بی هیچ مانعی بازیگردانی کامل این صحنه را در دست خواهند داشت و اصلاح طلبی یا اصولگرایی فقط برای مبنای دست بوسی و پابوسی سید علی خامنه‌ای تبیین خواهد شد.

—–

مطالب بلاگستان و کلیه مطالب رسیده از اعضا، معرف دیدگاه شخصی نویسندگان است نه سایت خودنویس

-[1]

No responses yet

Jun 26 2013

چو دزدی با «کلید» آید، گزیده‌تر برد کالا

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: بخش عمده‌ای از مخاطبان رسانه‌ها، برداشتی جز این ندارند که روزنامه یا سایت یا شبکه مورد علاقه‌شان، باید حرف‌هایی بزند که آنها دوست دارند و به خاطر این علاقه به سراغ‌شان رفته‌اند. در آمریکا، مخاطبان شبکه‌های «Fox News» و «MSNBC» از این نعمت برخوردارند! اما بسیاری از رسانه‌ها، برای‌شان چیزی مهم‌تر از واقعیت نیست. وقتی خبرنگار روزنامه‌ای سر از شنود غیرقانونی در می‌آورد، به دنبال این است که برای حفاظت از منافع مردم، واقعیت را منتشر کند، حتی اگر خبرنگاری دیگر این سوال را طرح کند که چرا با او برخوردی نشده است. تحقیق در باره سابقه سیاسیون، یکی از مهم‌ترین کارهای روزنامه‌نگاران است. اگر معلوم شود یک فرد سیاسی در باره مساله‌ای دروغ گفته باشد، باید ضمن دادن فضای لازم به او برای تصحیح خطایش، نقدش کرد و حتی از او خواست که معلوم کند بر اساس چه منافعی دروغ گفته و آیا این اولین و آخرینش بوده یا نه؟ اینک نوبت سوال از حسن روحانی فرا رسیده است.

حسن فریدون در سال ۱۳۵۸، مدعی داشتن مدرک دکترا بوده است. بر همان اساس، کاندیدای حزب جمهوری اسلامی از شهر سمنان، عنوان «دکتر روحانی» را نیز یدک می‌کشیده و ممکن است عده‌ای با توجه به شان دانشگاهی این معمم، به او رای داده باشند.

حسن روحانی بعدها در دوره‌های مختلف مجلس، مدعی داشتن مدرکی است که قاعدتا و بر اساس ادعای دانشگاه کالدونین گلاسکو تا سال ۱۹۹۹ فاقدش بوده.

وقتی ماه‌ها پیش، بحث نامزدی روحانی در انتخابات ریاست جمهوری مطرح شد، گروهی به بررسی ادعاهای او پرداختند. روحانی اما مدعی گرفتن مدرک دکترا از دانشگاه «گلاسکو» شده بود. بررسی تزها و مدارک نشان داد که او به دانشگاه معتبر گلاسکو نرفته است.

بعدا اعلام شد که روحانی با نام «حسن فریدون» فارغ‌التحصیل دانشگاه «کالدونین گلاسکو» است. عجیب آنکه خود روحانی در صفحه اینترنتی‌اش در مرکز تحقیقات استراتژیک، خود را داری مدرک دکترا از دانشگاه گلاسکو معرفی کرده بود، اما ناگهان بعد از پیگیری‌های زیاد، شناسه او نیز تغییر کرد.

تغییرات چند صدباره بیوگرافی او در ویکی‌پدیا نیز باعث تعجب کارشناسان و محققین شد.

دانشگاه کالدونین که از عرضه رساله دانشگاهی موجود «حسن فریدون» خودداری کرده بود، اینک بعد از فشار زیادی که به مسوولانش آمده، حاضر شده خلاصه رساله «حسن فریدون» را منتشر کند.

وجود المان‌های دزدی ادبی یا علمی در متنی کوتاه، ممکن است برای هواداران یک رهبر سیاسی بی‌اهمیت باشد، چه، بسیاری از علمای شیعه هم عملا رساله‌های‌شان مصداق بارز «کپی-پیست» است و طبیعتا مقلدان نیز مشکلی با این مساله نخواهند داشت!

اما اینجا بحث دیگری در میان است. حسن روحانی کی و کجا سر درس دانشگاه حاضر بوده است؟ کی وقت لازم را برای تحقیق داشته که رساله‌ای بنویسد؟ آیا آن‌را خودش نگاشته؟ توضیحش در باره شباهت وحشتناک متن خلاصه‌اش با کتابی از یک محقق دیگر چیست؟

باز هم ممکن است دوستان بگویند که مدرک دزدی و دروغین اهمیتی ندارد، اما مگر شما به کسی که بابت هر مساله‌ای دروغ می‌گوید و گیسوان می‌بافد و می‌خواهد فریب‌تان بدهد اعتماد می‌کنید؟

آیا کلید در خانه‌تان را به کسی می‌دهید که سابقه دزدی دارد؟

شاید دوستان تحت ستم و فشار ساکن ایران فکر کنند که این بحث، تخریبی است و نباید به منتخب مردم پیش از آغاز مسوولیت رسمی‌اش معترض بود.

اتفاقا بحث ما این است که وظیفه رسانه، مسوولیت خواستن بابت همه ادعاها و کارهای انجام شده از مدیران و سیاسیون است تا حواس‌شان جمع‌تر باشد.حواس‌شان باشد که تحقیق در باره آنها اولا از واجبات است و ثانیا، نباید از کارهای قدیم که پاسخ‌گوی‌شان نبوده‌اند به راحتی گذشت.

ممکن است برای دلالان سیاسی و کسانی منفعت‌شان در به قدرت رسیدن روحانی و یا حفظ نظام است، دروغ و جعل مدرک و سو استفاده از عدم امکان تحقیق در گذشته، بلاموضوع باشد، اما برای ما، جا انداختن فرهنگ تحقیق، و مسوولیت‌خواهی از واجبات است.

اگر امکان ادامه روش روحانی بدون آنکه زیر ذره‌بین باشد، داده شود، خواهیم دید که این مدیر امیتی، فرق چندانی با «پوتین» نخواهد داشت.

اولا اگر به مدیر امنیتی اطمینا می‌کنید، از او ضمانت بخواهید، ثانیا اگر مدیر امیتی سابقه جعل و دروغ داشته باشد، هم باید متنبه شود و هم پاسخ‌گو بابت دروغ‌ها و جرائم قدیمی‌اش.

حسن روحانی مطابق قانون مجازات اسلامی، با در نظر گرفتن اینکه به رای دهندگان مجالس اول تا پنجم دروغ گفته، به خوانندگان روزنامه‌ها دروغ گفته، و هنوز معلوم نکرده که چگونه از دانشگاه کالدونین مدرک گرفته، مسوولیتی دارد که خودش به عنوان حقوق‌دان می‌داند چیست.

اگر بی‌گناه باشد، باعث خوشحالی است و اگر جواب دقیقی ندهد، می‌توان دانست که باید تحقیق و بررسی را ادامه داد.

فراموش نکنید که جعل مدرک و چسبیدن به دروغی اینچنین در دنیای امروز، موجب سرافکندگی و سقوط است.

اگر مردمانی بالغ باشیم، می‌دانیم چه کاری باید انجام شود، اما اگر منتظر باشیم که هم‌چون رعایا برای‌مان تصمیم بگیرند و هر دروغی و ناراستی‌ای را مانند ۳۴ سال گذشته به خوردمان بدهند و به خاطر حساسیت‌های زمانی دم بر نیاوریم و ساکت بمانیم، مالک سرنوشتی خوهیم بود که خودمان رقم زده‌ایم.

خداوند سرنوشت هیچ قومی را تا خود نخواهند تغییر نخواهد داد!

—–

عنوان این نوشتار از دوستی محترم است.

No responses yet

Jun 25 2013

پورفاضل: پرونده ستار بهشتی ابهام ندارد ولی به دادگاه نمی‌فرستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: احمد شجاعی، رييس سازمان پزشکی قانونی، در تازه ترین نظر خودش علت مرگ ستار بهشتی، وبلاگ نويس و کارگر منتقد را شرايط خاص و فشارهای روحی بر او عنوان کرده است.

رييس سازمان پزشکی قانونی به خبرگزاری فارس گفته که در يک مورد هم محال است که رای پزشک قانونی در پرونده تغيير کند و هم محال است که يک مورد خلاف واقع پيدا شود.

آقای شجاعی افزوده است: پرونده ستار بهشتی بسيار پيچيده و مشکل بود و علت فوت در وهله اول مشخص نبود و پزشکان مختلف روی علائم آزمايش‌ها بحث کردند و سرانجام توانستند جواب نهايی را ارائه دهند.

ستار بهشتی، کارگر منتقد مقيم رباط کريم در جنوب تهران بود. او در وبلاگ خود به سياست‌های جمهوری اسلامی انتقاد می‌کرد.

آقای بهشتی روز ۹ آبان ۹۱ به اتهام اقدام عليه امنيت ملی از طريق فعاليت در شبکه اجتماعی و فيس بوک بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد. دهم آبان ماه ستار بهشتی در حالی که به گفته هم‌بندانش به شدت شکنجه شده بود به بند ۳۵۰ زندان اوين منتقل شد. او در ۱۳ آبان ۱۳۹۱ درگذشت.

گيتی پورفاضل،‌ وکيل خانواده ستار بهشتی درباره اظهارات رييس سازمان پزشکی قانونی می‌گويد اين اظهار نظر جديد نيست.

«قبلا هم اظهار نظر شده بود که ايشان در اثر فشارهای روحی ايست قلبی داده. ولی اين فشار از طرف چه کسی وارد شده؟ چه چيزی موجب شده که اين فشار آنقدر شديد باشد در مورد اين جوان که ايست قلبی بدهد؟ با توجه به اينکه ايشان را وقتی برگرداندند به زندان، به بند ۳۵۰، قبل از اينکه فوت کند روز قبلش زندانی‌ها ديدند و خودشان متوجه شدند که هم از نظر روحی و هم از نظر جسمی اين بچه تحت فشار قرار گرفته. چون لکه‌های کبود روی بدنش بوده. همه شان هم يعنی زندانيان بند ۳۵۰ که آن زمان ستار را بردند آنجا همه شان شاهد اين قضيه هستند. حتی يکی شان اظهار کرده که من حاضرم بيايم و شهادت بدهم در دادگاه. که ايشان را متاسفانه چند وقتی است تبعيدش کردند.»

من يک نامه نوشتم و ای‌ميل کردم به آقای دکتر روحانی رييس جمهور جديد. فرستادم برايشان. اين پرونده کجايش ابهام دارد؟ چرا نمی‌فرستند دادگاه؟ اگر همه در مقابل قانون يکسان نيستند خيلی خوب. پس اين قانون اساسی را برای چه به رخ مردم می‌کشيد؟ اين اصول برای چه تنظيم شده؟ مگر همين اصولی نيست که خود جمهوری اسلامی اين را از مجلس گذشته؟ خيلی خب. اجرا کنند.
گیتی پورفاضل، وکیل خانواده ستار بهشتی
​​قرار بود پرونده ستار بهشتی تا پانزدهم ارديبهشت ماه به دادگاه ارسال شود. اما به گفته وکيل مدافع خانواده ستار بهشتی اين اقدام صورت نگرفته است.

گيتی پورفاضل: خيلی خب. حالا ارديبهشت ماه هم اينها آمدند و اين جلسه را گذاشتند و نظريه پزشکی قانونی هم نظر نهايی اش را اعلام کرد، متهم يک مامور دولت است، آيا همه در مقابل قانون يکسان نيستند؟ من اصلا با آقای شهرياری ديگر کاری ندارم. چون ايشان اين قدر ترسو هست که پرونده را فشار آوردند که نکشد به دادگاه. آقای شهرياری بازپرس پرونده است. مگر نظر نهايی پزشکی قانونی هم اعلام نشد؟ می‌دانند پرونده برود دادگاه بی برو برگرد محکوم می‌شود قاتل. قاتل هم که مشخص است. اصلا پرونده ابهامی ندارد عزيز من».

غلامحسين محسنی اژه‌ای دادستان کل کشور و سخنگوی قوه قضاييه فروردين ماه ۱۳۹۲ گفته بود طول کشيدن رسيدگی به پرونده ستار بهشتی به دليل اين است که تحقيقات کاملی در اين باره در حال انجام شدن است و تلاش می‌شود که هيچ قسمتی از پرونده آقای بهشتی دارای ابهام نباشد.

گيتی پورفاضل وکيل خانواده ستار بهشتی به راديو فردا می‌گويد درباره پرونده ستار بهشتی نامه‌ای به حسن روحانی رييس جمهور منتخب ايران نوشته است:

«من يک نامه نوشتم و ای‌ميل کردم به آقای دکتر روحانی رييس جمهور جديد. فرستادم برايشان. اين پرونده کجايش ابهام دارد؟ چرا نمی‌فرستند دادگاه؟ اگر همه در مقابل قانون يکسان نيستند خيلی خوب. پس اين قانون اساسی را برای چه به رخ مردم می‌کشيد؟ اين اصول برای چه تنظيم شده؟ مگر همين اصولی نيست که خود جمهوری اسلامی اين را از مجلس گذشته؟ خيلی خب. اجرا کنند.»

گوهر عشقی، مادر ستار بهشتی در خرداد ماه سال جاری در نامه‌ای خطاب به علی‌ اکبر ناطق نوری مسئول دفتر بازرسی رهبر جمهوری اسلامی از او خواسته بود راه را برای برگزاری دادگاهی عادل برای رسيدگی به پرونده قتل فرزندش هموار کند. او در پيامی که به مناسبت عيد نوروز داده بود و در شبکه‌های اجتماعی از جمله يوتيوب منتشر شده بود، گفته بود:

«بچه من چهار روزه زير شکنجه کشته شد. بی گناه. يک دانه دارم. يک دانه را هم در راه ايران می‌دهم. ستار را در راه ايران دادم. يک دانه را در راه ايران می‌دهم. يک دختری دارم. اما از پرونده ستار هم نمی‌گذرم.»

پيشتر علی مطهری نماينده مجلس گفته بود بايد از خانواده ستار بهشتی عذرخواهی شود و رضايت آنها جلب شود.

No responses yet

Jun 25 2013

کشف «دزدی علمی» در «خلاصه» تز روحانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: انتشار خلاصه یک برگی رساله «حسن فریدون» از سوی دانشگاه کالدونین گلاسکو و شباهت «بی بدیل» چند خط به پاراگرافی از کتاب «محمد هاشم کمالی»، علامت‌های سوال بیشتری در باره حسن روحانی ایجاد کرده است.

یک کارشناس«مطالعات مذهبی و علوم بین الملل»، امروز با مقایسه متن خلاصه یک برگی رساله حسن روحانی با متون دیگر، به شباهت بی‌بدیل برخی جمله‌بندی‌ها با کتاب «محمد هاشم کمالی» دست یافت.

این محقق که در فضای مجازی با عنوان «روباه» شناخته می‌شود، به خودنویس گفت بررسی متن یک برگی خلاصه رساله دکترای «حسن فریدون» نشان می‌دهد که در همین خلاصه چند پاراگرافی، مواردی از «کپی» کاملا قابل مشاهده است.

این عمل در غرب «دست‌برد علمی [2]» خوانده می‌شود و در «ویکی‌پدیای فارسی» مصادیق آن چنین آمده است:

نقل قول

اگر عین جمله‌ای را از کسی نقل می‌کنید باید حتما در گیومه قرار دهید و مرجع هم به دنبال آن بیاید. ضمنا توجه کنید که آیا اجازه دارید جمله را نقل قول کنید یا خیر (برخی از نشریات شرایط خاصی برای نقل‌قول قائلند -نظیر نحوه ارجاع دادن یا حداکثر جملاتی یه کلماتی که می‌توانید نقل قول کنید – که می‌بایست این شرایط را دقیقا در نظر گرفت). ولی اصولا نقل قول در حد یکی دو جمله مشکلی ندارد.

استفاده از نتایج دیگران

استفاده از نتایج اشکال نمودارها (هر چند کوچک و جزیی) باید با ارجاع کامل باشد. اگر از نتیجه منحصر به فرد کسی یا گروهی استفاده می‌کنید حتما باید ارجاع بدهید. مفاهیمی که بسیار جا افتاده‌اند (مثل قانون نیوتون) نیازی به مرجع ندارند .

استفاده از جمله‌های دیگران

کپی کردن حتی با عوض کردن ساختار جمله باز هم دزدی علمی است.

در پاراگراف سوم متن خلاصه یک برگی رساله «حسن فریدون» چنین آمده است:

[3]

بخش‌های خط کشی شده، دقیقا در پاراگرافی از صفحه ۴۰ نسخه پی‌دی‌اف کتاب «محمد هاشم کمالی» هم وجود دارد:

[4]

ممکن است برای خواننده این سوال پیش بیاید که آیا استاد «فقه» دانشگاه بین‌المللی اسلامی مالزی، این متن را از روی دست «حسن فریدون» کپی کرده باشد؟

دکتر کمالی، این متن را در سال ۱۹۹۱ نگاشته است و بر اساس مدارک ارائه شده از سوی دانشگاه کالدونین، متن یک برگی منسوب به «حسن فریدون» در ماه ژوئیه ۱۹۹۸ ارائه شده است.

کتاب «اصول فقه اسلامی» دکتر محمد هاشم کمالی، نخستین بار در سال ۱۹۹۱ نوشته و بارها تجدید چاپ شده است. به عبارت دیگر، دکتر کمالی نمی‌توانسته ۷ سال پیش از نگاشته شدن رساله «حسن فریدون» جمله‌بندی‌ها را از روی دست این محقق ایرانی دانشگاه کالدونین کپی کرده باشد.

منبع خودنویس معتقد است که با توجه به عدم اعلام اسامی اساتید تایید کننده رساله دکترای «حسن فریدون» (حد اقل دو نفر)، و نیز وجود تنها و تنها یک نسخه فیزیکی تز که به خبرنگار روزنامه تلگراف گفته شده «در دسترس نیست» ممکن است گروهی در حال حاضر در  حال تهیه یک رساله جدید نیز باشند.

با این حال هنوز معلوم نیست آیا «حسن فریدون» برای استفاده عین به عین کلمات در مدرک ارائه شده، از دکتر کمالی اجازه گرفته است یا نه؟ و اگر چنین است، چرا دانشگاه کالدونین با انتشار این متن، ایجاد سو تفاهم کرده است.

محققین معتقدند که حتی در صورت طرح ادعای جدیدی از سوی دانشگاه کالدونین و حسن روحانی، به خاطر تعدد شبهات، کلیه مکاتبات مرتبط با این رساله باید بررسی شود.

وجود قانون «آزادی دست‌رسی به اطلاعات» می‌تواند «کلید» محققین به کشف نکات بیشتری در مورد نحوه نوشته شدن رساله دکتر «حسن فریدون» باشد.

دانشگاه کالدونین گلاسکو تا کنون هیچ عکسی از دوران تحصیل «حسن فریدون» در اختیار رسانه‌ها قرار نداده است. همچنین بر اساس تحقیقات خبرنگار روزنامه تلگراف، دانشجویان از وجود چنین دانشجویی اظهار بی‌اطلاعی کرده‌اند. دلیل عدم اعلام اسامی استادان تایید کننده رساله دکترا نیز از سوی دانشگاه باعث تعجب کارشناسان و محققان شده است.

کشف مستندات دیگری که نشان می‌دهد حسن روحانی در هنگام نامزدی برای ورود به مجلس اول، خود را دارای مدرک«دکترا» معرفی کرده است.

———

خودنویس از همه محققینی که علاقه‌مند به بررسی واقعیت در باره مدارک مسوولان جمهوری اسلامی هستند، دعوت به هم‌کاری می‌کند.

No responses yet

Jun 25 2013

هاشمی از آبرویی که با خدا معامله کرد، صیانت کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

خُسن آقا: دسته بیل بیشتر از ایشان آبرو دارد! باز این سایت هاشمی چاپلوسی را شروع کرد!
هاشمی نامه: فواد صادقی

مسئولیت هاشمی نسبت به عملکرد دولت یازدهم، حتی بیش از دولت سازندگی است که ریاست آن مستقیم به عهده او بود، چرا که دولت سازندگی در شرایطی تشکیل شد که از حمایت عمومی وفضای مساعد حاکمیت برخوردار بود، اما دولت یازدهم دقیقا در سخت ترین شرایط و بیشترین کارشکنی های محافل قدرت و عمدتا با اتکا به اعتماد اکثریت مطلق مردم به شخصیت ایشان شکل گرفت

بدون شک روند ونتایج انتخابات ریاست جمهوری دوره یازدهم، غیرمنتظره ترین نتایج در طول عمرنظام جمهور اسلامی محسوب می شود ونقطه عطف این انتخابات، تصمیم ناگهانی آیت الله هاشمی برای ثبت نام در آخرین دقایق مهلت قانونی بود که به تغییر آرایش سیاسی انتخابات واقبال عمومی به ایشان منجر شد و محافل قدرت را ناگزیر به طراحی سناریوی رد صلاحیت وی جهت جلوگیری از بروز این اقبال عمومی در صندوقهای رای کرد. اما بازهم حمایت ایشان از آقای روحانی موجب شد اکثر آرای آیت الله هاشمی توسط آقای روحانی جذب شده و موجب پیروزی وی در انتخابات گردد.

در دیدارهای متعددی که با آیت الله هاشمی قبل از کاندیداتوری ایشان انجام می شد، در مقابل عدم تمایل مستمر ایشان به کاندیداتوری، یکی از مهمترین استدلالها، لزوم معامله کردن آبروی آیت الله هاشمی با خدا، در جهت نجات انقلاب وکشور از شرایط خطرناک پیش رو بود که با توجه به بیانیه اعلام حضور وی و اعلام اینکه”آبروی خود را با خدا معامله کرده ام”مشخص گردید ایشان نیز این استدلال را پذیرفتند. اما به نظر می رسد با توجه به اینکه هر عمل صالحی همانقدر که نیازمند اخلاص در نیت قبل از انجام آن می باشد، به تدبیر برای مراقبت از نتایج آن پس از انجام عمل نیز نیاز دارد، تصمیم وی برای معامله کردن آبروی خود با خدا که به تغییر در سرنوشت انتخابات منجر شد، هم اکنون نیازمند صیانت دقیق ومراقبت می باشد تا دستاوردهای این سرمایه گران دستخوش آسیب نگردد.

یکی از مهمترین آسیبهایی که می تواند این دستاورد بزرگ را برای انقلاب ومردم با تهدید مواجه کند، فاصله گرفتن دولت یازدهم از خاستگاه اصلی و گفتمانی بود که براساس آن توانست اعتماد عمومی را جذب کند.

شاید بنابر محذوریتهای اخلاقی و رویه پیشین خود، تمایلی به تعامل جدی در گزینش، تصمیم گیری و طراحی دولت یازدهم نداشته باشد و تکلیف خود را در حمایت از آقای روحانی، عملی پایان یافته تلقی کرده و ادامه روند طراحی دولت را واگذار به رئیس جمهور منتخب و اطرافیان ایشان نمایند؛ در حالیکه این موضوع اگرچه شاید از منظر اخلاق فردی قابل توجیه باشد، اما از منظر اجتماعی می تواند پیامدهای زیانباری برای سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی به همراه بیاورد.

هاشمی چه بخواهد و چه نخواهد، از نظر افکار عمومی و اکثریت قریب به اتفاق رای دهندگان به رئیس جمهور منتخب، پشتوانه و خاستگاه اصلی فکری مدیریتی دولت یازدهم تلقی می شود و مردم بنابر اعتمادی که به سابقه شصت ساله مبارزاتی ومدیریتی وی داشته اند و برای جبران آبرویی که ایشان با خدا معامله کردند، پس از حمایت صریح ایشان از آقای روحانی و حتی کناره گیری آقای عارف با تاکید آقای خاتمی که بازهم به پشتوانه نظر آیت اله هاشمی انجام شد، در صحنه حضور یافته و معادلات طراحی شده را تغییر دادند.

اگرچه از ابتدا نیز با توجه به حضور دوتن از فرزندان آیت الله هاشمی در مراسم کاندیداتوری آقای روحانی، ایشان به عنوان پشتوانه اصلی و تکیه گاه روحانی محسوب می شد، اما پس از رد صلاحیت و حمایت صریح وتمام قامت ایشان از آقای روحانی، این موضوع به مساله ای حیثیتی در افکارعمومی تبدیل شد و اکنون آیت الله هاشمی علاوه برآنکه با مسئولیت صیانت از آبرویی که با خدا معامله شد مواجه است، مسئولیت خطیر حراست از کیمیای اعتماد عمومی جامعه به ایشان، را نیز پذیرفته است و نمی تواند نسبت به دولت یازدهم، مانند دولتهای گذشته رفتار کند.

از دیدگاهی، مسئولیت هاشمی نسبت به عملکرد دولت یازدهم، حتی بیش از دولت سازندگی است که ریاست آن مستقیم به عهده او بود، چرا که دولت سازندگی در شرایطی تشکیل شد که از حمایت عمومی وفضای مساعد حاکمیت برخوردار بود، اما دولت یازدهم دقیقا در سخت ترین شرایط و بیشترین کارشکنی های محافل قدرت و عمدتا با اتکا به اعتماد اکثریت مطلق مردم به شخصیت ایشان شکل گرفت و از این نظر اعتماد مردم به هاشمی در انتخابات یازدهم، بسیار گرانبهاتر از اعتمادی است که به وی در دوره پنجم وششم ریاست جمهوری از سوی مردم انجام شد. تجربه دولت اصلاحات نیز نشان داد که فقدان استفاده از ظرفیت هاشمی برای رفع موانع راهبردی موجود بر سر راه دولت، که با توجه به تخریب آیت اله هاشمی توسط طیف تندور اصلاح طلبان صورت گرفت، تا چه اندازه در ناکامی دولت اصلاحات موثر بود.

رویه گذشته تشکیل دولتها نشان داده است که معمولا پس از تحمل مشکلات وپرداخت هزینه های سنگین توسط گروههای فعال وپیشرو، تعدادی از فرصت طلبان که در موقع دشواری از حضور در صحنه خودداری کرده وعافیت نشینی پیشه کرده ویا حتی در برخی موارد با در پیش گرفتن مواضعی دوگانه، نقش ستون پنجم را در صفوف منتقدین ایفا کرده اند، یکباره خود را در زمان پیروزی به صف اول رسانده ودر صدد در انحصار در آوردن موقعیت وتکمیل حلقه های محدود و باندهای خاص بر می آیند که این خطر همانند دولتهای گذشته، دولت یازدهم را نیز تهدید می کند وبا توجه به آنکه در هشت سال دفاع مقدسی که در عرصه جامعه در مقابل اتحاد ارتجاع و انحراف شکل گرفته بود و هزینه های به مراتب سنگین تری که از سوی فعالان و منتقدان پرداخت شد، این خطر دولت یازدهم را بیش از سایر دولتها تهدید می کند. از این رو مراقبت از حضور فرصت طلبان وعناصر چند نبش در حلقه های نخست دولت نیز یکی دیگر از آسیبهای جدی است که مقابله با این آسیب نیز در گرو نقش آفرینی محوری آیت الله هاشمی در عرصه وبرخودار کردن دولت از دیدگاههای سازنده ایشان می باشد.

در هرصورت همانگونه که هاشمی در سخنان خود پیش از انتخابات، بارها انتخابات یازدهم را آخرین فرصت برای نجات کشور وحفظ انقلاب از تهدیدها دانست، اکنون که مردم با لبیک به او و خاتمی، کاندیدای مورد حمایت ایشان را به عنوان رئیس جمهور برگزیدند، مسئولیت هاشمی در حفظ انقلاب و دستاوردهای آن اعتماد، دو چندان شده است و امید می رود ایشان همانند گذشته بتواند در پیشگاه خدا و مردم از عهده این مسئولیت خطیر برآید.

منبع: روزنامه جمهوری اسلامی

No responses yet

Jun 25 2013

مباهته از زبان حسین شریعتمداری: توجیه گزارشهای دروغ و خلاف واقع

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

ویکی پدیا: دوره دوم ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، در حاشیه جلسه مدیران مسئول مطبوعات با رئیس جمهور، جناب مهاجرانی مجالی برای گفتگو با شریعتمداری می یابد. روزنامه کیهان در آن ایام نوشته بود عبدالکریم سروش در سفر به آلمان جاسوسی کرده و اسرار مملکتی را با بیگانگان در میان گذاشته است. مهاجرانی به شریعتمداری می گوید شما هر اختلافی که با سروش و ایده ها و اطرافیانش داری داشته باش و آنها را بنویس و در روزنامه ات منتشر کن؛ اما شما می دانی، من هم می می دانم که وصله جاسوسی به سروش نمی چسبد و این تهمتی ناروا و غیر موجه است. سروش چه منصب دولتی و اطلاعات محرمانه ای دارد که با خارجی ها در میان بگذارد؟! شریعتمداری در پاسخ می گوید: می دانم سروش جاسوسی نکرده، اما می شود به ایشان « بهتان» زد و «افترا» بست؛ چراکه در فقه بابی داریم تحت عنوان « مباهته». مطابق با این بابِ فقهی، اگر مردم به دور کسی جمع شوند که محبوبیت و نفوذ زیادی دارد و در عین حال خلاف اسلام سخن می گوید و نمی توان مردم را از اطراف او پراکنده کرد، می توان به او « بهتان» و «تهمت » زد و شخصیت او را تخریب کرد و از این طریق با او در پیچید و از نفوذ و تأثیرش کاست…… مهدی نصیری، مدیر مسئول هفته نامه «صبح» نیز در اواسط دهه هفتاد شمسی در یکی از سرمقاله های خود به قصه « مباهته» پرداخته و آنرا تبیین همدلانه کرده بود. [۲۱]

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .