اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for September, 2014

Sep 21 2014

ضرب‌الاجل محسنی اژه‌ای به وزیر ارتباطات؛ وایبر،‌ واتس‌اپ و تانگو سریعا مسدود شوند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت,ملای حیله‌گر

خبرآنلاین: معاون اول قوه قضائیه در نامه‌ای به وزیر ارتباطات اعلام کرد: در اجرای دستور ریاست محترم قوه قضائیه حضرت آیت‌الله آملی ظرف مدت حداکثر یک ماه نسبت به فرآهم‌آوری زمینه و بستر فنی مورد نیاز مسدودسازی و کنترل اطلاعاتی موثر شبکه‌های اجتماعی نظیر واتس‌اپ، وایبر و تانگو شده اقدام عاجل صورت پذیرد.

به گزارش خبرآنلاین و به نقل از میزان، حجت‌الاسلام محسنی اژه‌ای با اعلام مطلب فوق تاکید کرد: در غیر این صورت قوه قضائیه در راستای وظایف ذاتی خود نسبت به مسدودسازی شبکه‌های اجتماعی دارای محتوای مجرمانه اقدام مقتضی به عمل می‌آورد.

متن کامل نامه حجت الاسلام محسنی اژه‌ای به وزیر ارتباطات بدین شرح است:

جناب آقای دکتر واعظی
وزیر محترم ارتباطات و فناوری اطلاعات

سلام علیکم
نظر به انتشار گسترده محتوای مجرمانه و ارتکا به انواع جرائم علیه عفت و اخلاق اسلامی و امنیت عمومی و … بالاخص انتشار وسیع مطالب مهم علیه بنیانگذار انقلاب اسلامی علیه حضرت امام خمینی (ره) در هفته‌های اخیر از طریق برخی شبکه‌های اجتماعی نظیر واتس‌اپ، وایبر و تانگو که بعضا توسط دولت‌های معاند نظام جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور مدیریت فنی و محتوایی می‌شود و با عنابت به این که علی رقم استمهال سه ماهه جنابعالی و همکاران محترم مبنی بر اعلام آمادگی در خصوص فرآهم‌آوری امکان مسدودسازی و پالایش هوشمند محتوای مجرمانه در شبکه‌های موصوف و ارائه شبکه‌های اجتماعی داخلی هم سطح با شبکه‌های مذکور، مع الاسف تا کنون اقدام موثری به عمل نیامده است. لذا در اجرای دستور ریاست محترم قوه قضائیه حضرت آیت‌الله آملی ظرف مدت حداکثر یک ماه نسبت به فرآهم‌آوری زمینه و بستر فنی مورد نیاز مسدودسازی و کنترل اطلاعاتی موثر شبکه‌های یاد شده اقدام عاجل صورت پذیرد، در غیر این صورت قوه قضائیه در راستای وظایف ذاتی خود نسبت به مسدودسازی شبکه‌های اجتماعی دارای محتوای مجرمانه اقدام مقتضی به عمل آورده و با متخلفین از دستورات قضایی در هر رده‌ای طبق قانون برخورد خواهد نمود.

غلامحسین محسنی اژه‌ای
معاون اول قوه قضائیه

No responses yet

Sep 21 2014

هشدار اشتاین‌مایر: ایران دیگر فرصتی برای وقت‌کشی ندارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,سیاسی

دویچه‌وله: وزیر امور خارجه آلمان می‌گوید جمهوری اسلامی ایران پیشنهاد معامله منصفانه‌ای برای پایان دادن به بحران هسته‌ای دریافت کرده و دیگر نمی‌تواند با زمان خریدن راه پیشرفت مذاکرات و دستیابی به نتایج ملموس را سد کند.

فرانک والتر اشتاین‌مایر٬ وزیر امور خارجه آلمان٬ با پایان یافتن دور نخست مذاکرات هسته‌ای ایران و شش قدرت جهانی در نیویورک٬ روز جمعه (۲۸ شهریور٬ ۱۹ سپتامبر) گفت ایران دیگر نمی‌تواند برای زمان خریدن بازی کند و مانع پیشرفت مذاکرات شود.

سخنان هشدارآمیز اشتاین‌مایر در حالی بیان می‌شود که تنها دو ماه به پایان توافق تمدیدی ایران و ۱+۵ برای پایان دادن به بحران هسته‌ای و دست‌یابی به توافق جامع با جمهوری اسلامی باقی مانده است. (بیشتر بخوانید: ایران از پاسخ به پرسش‌های آژانس بین‌المللی طفره می‌رود)

به گزارش خبرگزاری رویترز٬ وزیر امور خارجه آلمان در جمع خبرنگاران در نیویورک به تصریح گفت: «ما داریم وارد مرحله‌ای بسیار حیاتی از مذاکرات میان ایران و شش قدرت جهانی می‌شویم و هیچ راهی برای ایران وجود ندارد که بخواهد زمان بخرد. ما پیشنهاد معامله‌ای منصفانه را به ایران داده‌ایم و برای تحقق آن ایران باید در مورد مسائل بنیادین اقدامات اساسی انجام دهد.»

در حالی که این مذاکرات در نیویورک جریان دارد٬ دیپلمات‌های غربی نزدیک به فرآیند گفت‌وگوها ایران را به طرح خواسته‌های غیر واقع‌گرایانه و عدم تمایل برای سازش واقعی متهم می‌کنند؛ مساله‌ای که بار دیگر به هراس‌ها و تردیدها پیرامون بلندپروازی‌های هسته‌ای ایران دامن می‌زند.

ایران هم در مقابل٬ قدرت‌های غربی را متهم می‌کند که با طرح برچیدن برنامه هسته‌ای این کشور مطالباتی نامعقول و تحقق‌ناپذیر را مطرح می‌کنند و مانع دست‌یابی به توافق نهایی می‌شوند.

فرانک والتر اشتاین‌مایر برای حضور در یک نشست ویژه در سطح وزیران امور خارجه در شورای امنیت سازمان ملل٬ جهت بررسی بحران عراق در نیویورک به سر می‌برد. جان کری٬ وزیر امور خارجه آمریکا که به تازگی از سفر خاورمیانه‌ای خود بازگشته٬ ریاست این نشست را برعهده داشته است.

مقامات ارشد ایران٬ آمریکا٬ بریتانیا٬ فرانسه٬ آلمان٬ روسیه و چین روز جمعه در مقر سازمان ملل دیدار کردند. کاترین اشتون٬ مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا میزبان این نشست بود و به گفته دیپلمات‌ها دور بعدی این گفت‌وگوها قرار است دست ‌کم تا یک هفته دیگر (۴ مهر٬ ۲۶ سپتامبر) در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل برگزار شود.

مقامات ایرانی و غربی گفته‌اند که با توجه به وجود اختلافات میان دو طرف بر سر مسائل کلیدی٬ دست‌یابی به توافق نهایی در جریان مذاکرات نیویورک احتمالا غیرممکن است. ظرفیت غنی‌سازی در ایران همچنان از مهم‌ترین اختلافات موجود میان مقامات ایران و غرب است.

ایران پیشنهادات غرب برای کاهش چشمگیر تعداد سانتریفیوژهای فعال خود را رد کرده و در مقابل می‌گوید تعداد سانتریفیوژها را برای چندین سال ثابت نگاه خواهد داشت. اکنون ایران ۱۹ هزار سانتریفیوژ در اختیار دارد که بیش از نیمی از آنها در مدار برنامه هسته‌ای ایران فعالانه مشغول چرخش‌اند. مهلت نهایی ایران و شش قدرت جهانی برای دست‌یابی به توافق نهایی ۲۴ نوامبر (۳ آذر) است.

No responses yet

Sep 19 2014

«مخالفت مصباح یزدی با مبارزه علیه حکومت پهلوی»

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوزمانه: اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت گفته که پیش از انقلاب سال ۱۳۵۷ به همراه آیت‌الله علی خامنه‌ای به دیدار فردی رفته‌اند تا او را برای ادامه مبارزه با حکومت پهلوی قانع کنند اما آن فرد نپذیرفته است.

به گزارش روز پنج‌شنبه ۲۷شهریور روزنامه شرق، هر چند هاشمی رفسنجانی نامی از این فرد نبرده اما با انتشار خاطرات آیت‌الله محمدتقی مصباح‌یزدی درباره این دیدار، مشخص شده که فرد مورد نظر هاشمی رفسنجانی، مصباح یزدی بوده است.

سایت دفتر آیت‌الله مصباح یزدی نوشته است: «پیش از پیروزی انقلاب، مقام‌معظم‌ رهبری و آقای هاشمی ‌رفسنجانی توسط آقای قدوسی وقتی تعیین کردند که برای صبحانه به منزل ما تشریف می‌آورند… آقای هاشمی عنان سخن را به دست گرفتند و از اینجا شروع کردند که ما سال‌ها با هم همکاری‌های فرهنگی و سیاسی داشتیم، اما مدتی است که تو کنار کشیدی و با ما نیستی… مساله شریعتی و شهید جاوید و… را باید کنار گذاشت. حتی ما با مارکسیست‌ها باید اتحاد داشته باشیم. ما باید با تمام گروه‌هایی که ضد امپریالیسم هستند از مارکسیست‌ها، مجاهدین، طرفداران شریعتی تا طرفداران صالحی نجف‌آبادی و دیگران اتحاد داشته باشیم و مخالفت را کنار بگذاریم و فقط با امپریالیسم مبارزه کنیم.»

مصباح یزدی می‌گوید که به هاشمی گفته: «همه اینها را که فرمودید درست است، اما برای شما حجت است و برای من حجت نیست. من تا کسی را نشناسم که برای اسلام کار می‌کند، با او همکاری نمی‌کنم. از اول تا آخر این گفت‌وگو مقام‌ معظم ‌رهبری هم نشسته بودند و هیچ نمی‌گفتند و فقط صحبت‌های آقای هاشمی بود و جواب‌های بنده. پس از این گفت‌وگو آقای هاشمی با ناراحتی منزل ما را ترک کردند و رفتند.»

اما خاطره هاشمی از این دیدار با روایت مصباح یزدی هم در مورد مکان و هم درباره مواجهه آیت‌الله خامنه‌ای متفاوت است.

هاشمی رفسنجانی می‌گوید: «دونفری –به‌اتفاق آقای خامنه‌ای- صبحانه رفتیم منزل آقای قدوسی. این آقا ]مصباح یزدی[هم آنجا بود. نشستیم تا ظهر با او بحث کردیم تا قانعش کنیم برای ادامه مبارزه. آخرش هم گفت من مبارزه با شاه را حرام می‌دانم. آقای خامنه‌ای از او پرسیدند: دلیلت چیست؟ آن آقا در جواب گفته بود: مبارزه‌ای که مجاهدین و چپی‌ها در آن باشند، حرام است. آقای خامنه‌ای هم به تلخی به او گفته بود: اگر اهل مبارزه نیستی، خب مبارزه نکن ولی لااقل مبارزه را با این حرف‌ها خراب نکن…»

هاشمی رفسنجانی درباره مصباح یزدی می‌گوید: «از کم‌فروشی این آقا، کار به‌جایی رسید که رهبری ۱۰ سال – تا ابتدای انقلاب – با او قهر بودند.»

مصباح یزدی از جمله روحانیان تندرو در ایران به‌شمار می‌آید که مخالفانش او را «تئوریسین خشونت» می‌دانند. جبهه پایداری نیز که در چند سال اخیر تشکیل شده از جمله گروه‌های سیاسی تندرو نزدیک به این روحانی است.

شماری از دانشجویان دانشگاه امام صادق در چهارم اردیبهشت ۱۳۹۱در نامه خود فاش کردند که «جبهه پایداری در جلسات خصوصی برای مصباح یزدی جایگاه قائم مقامی رهبری قائل است.»

No responses yet

Sep 19 2014

واکنش تند صادق لاریجانی به گزارش حقوق بشری سازمان ملل

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: صادق لاریجانی در واکنش به گزارش دبیرکل سازمان ملل متحد، از اجرای احکام اعدام و قصاص در ایران دفاع کرد و گفت: «دبیرکل چه‌کاره است که می‌گوید اعدام را متوقف کنید». این واکنش با وعده‌های حقوق بشری حسن روحانی تناسب ندارد.

رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی و “ستاد حقوق بشر ایران” به گزارش دبیرکل سازمان ملل در مورد نقض حقوق بشر در ایران واکنشی سخت نشان دادند و آن را “خلاف” و “بی‌اساس” خواندند.

بان کی مون در تازه‌ترین گزارش سالانه خود در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران از عملکرد دولت حسن روحانی انتقاد کرده و نسبت به افزایش شمار اعدام‌ها در ایران هشدار داده است. خبرگزاری رویترز روز ۲۱ شهریور اعلام کرد که به نسخه‌ای از این گزارش دست یافته است.

“ستاد حقوق بشر ایران” با انتشار بیانیه‌ای موارد طرح‌شده در گزارش دبیرکل سازمان ملل را “تکراری”، “ناموجه” و “دور باطلی” خوانده که «به هیچ وجه به ارتقاء حقوق بشر در سطح جهان کمک نمی کند.» این ستاد در عین حال مدعی شده است که «طرح ادعای اعدام مخفیانه، کاملا بی‌اساس است».

اعدام و قصاص «حق خصوصی مبتنی بر ایمان»

صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه، نیز در برخورد با برخی از مهم‌ترین مواردی که در گزارش یادشده آمده (از جمله افزایش قابل توجه مجازات اعدام)‌ گفته است که احکام اعدام و قصاص از مبانی دینی و حقوقی و قانونی جمهوری اسلامی است و «دبیرکل سازمان ملل چه کاره است که از حکومت ایران بخواهد اجرای یک حق خصوصی مبتنی بر ایمان مردم را متوقف کند؟»

به گفته رئیس قوه قضاییه، بیشتر احکام اعدام برای محکومان مواد مخدر صادر می‌شود و “شمار اندکی” هم در مورد متهمان “فساد فی‌الارض” به اجرا در می‌آید. “فساد فی‌‌الارض” اصطلاحی است با دامنه تفسیر بسیار گسترده در ایران که به راحتی می‌تواند به‌عنوان مجازات برای جرم‌های مختلف در نظر گرفته شود.

رها بحرینی، محقق عفو بین‌الملل، درباره سخنان لاریجانی به دویچه‌وله می‌گوید: «واکنش آقای لاریجانی نشان از بی​اعتنایی بیشتر و بیشتر ایران نسبت به تعهدات حقوق بشری​اش است.» او بر این نکته تاکید می‌کند که گزارش دبیرکل سازمان ملل نه فقط بر اساس استانداردهای حقوق بشری، بلکه بر اساس تعهدات حقوق بشری ایران تهیه می​شود:

«درست است که آقای لاریجانی برای مثال به قوانین مربوط به توهین به مقدسات و اسلام که مبنای حکم زندان و اعدام قرار می​گیرند و بخشی از قوانین داخلی ایران هستند، اشاره می​کنند، ولی این قوانین در تضاد مستقیم با ماده ۱۷ میثاق بین​المللی حقوق مدنی و سیاسی قرار دارند که ایران به آن پیوسته است. بنابراین ایران موظف است که نسبت به این تناقض آشکار میان قوانین داخلی​ و تعهدات بین​المللی​اش پاسخ دهد. ایران عضو کنوانسیون حقوق کودک است و این کنوانسیون اعدام افرادی را که در زمان ارتکاب جرم زیر ۱۸ سال دارند، مطلقاً ممنوع می​کند.آقای لاریجانی نمی​تواند تنها با یکسری ادعاهای کلی و وارد کردن اتهامات شخصی این نگرانی فزاینده جامعه بین‌المللی را در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران رفع بکند.»
واکنش به گزارش دبیرکل سازمان ملل درباره نقض حقوق بشر در ایران • گفت‌وگو با رها بحرینی، محقق عفو بین‌الملل

رها بحرینی به ادعای “دروغ بودن اعدام‌های مخفی” نیز اشاره می‌کند: «در همین خردادماه امسال [۱۳۹۳] تایید شده است که دو فعال عرب اهوازی با نام​های آقایان علی چبیشاط و سید خالد موسوی، که از اسفندماه به یک مکان نامعلوم منتقل شده بودند، اعدام شده​اند. این خبر از سوی مأموران وزارت اطلاعات به خانواده​های آن​ها داده شده و به جای رسیدگی به این موارد جدی نقض حقوق بشر، آقای لاریجانی تصمیم گرفته​اند که اصلاً موضوع را از اساس انکار کنند. در حالی که مدارک زیادی وجود دارد که وجود چنین پدیده​هایی در ایران را به شکل مستقیم اثبات می​کند.»

صادق لاریجانی در سخنان امروز (پنج‌شنبه، ۱۸ سپتامبر/ ۲۷ شهریور) خود به اعتراض بان کی مون به تبعیض علیه زنان هم اشاره کرد و آن را “تعجب‌آور” دانست. او گفت: «نه در کابینه و نه شورای نگهبان منع قانونی وجود ندارد، چنانکه در دولت قبل، وزیر زن هم در کابینه حضور داشت. بنابراین اگر منظور دبیرکل سازمان ملل از محدودیت زن‌ها، محدودیت قانونی است، باید گفت سخن کاملاً خلافی است و اگر منظور این است که در عمل، این اتفاق رخ نداده است، باید گفت تصمیم در این مورد که چه کسانی شایستگی حضور در سمت‌های مذکور را دارند ساز و کار قانونی خود را دارد و آقای دبیرکل حق دخالت در این امور را ندارد.»

پاتک حکومت ایران: حقوق بشر به سبک آمریکایی

واکنش به گزارش سالانه بان کی مون درباره نقض شدید حقوق بشر در ایران تنها به سخنان رئیس قوه قضائیه و بیانیه “ستاد حقوق بشر” خلاصه نشده است. رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام هم معتقد است که این گزارش “بدون تحقیق” تنظیم شده است. علی اکبر ولایتی گزارش دبیرکل سازمان ملل را “رودرویی با حکومت ایران” دانست. او بان را به “عدم استقلال” و “دنباله‌روی از آمریکا” متهم کرد.

هم‌زمان ویدیویی هم در سایت تابناک منتشر شده است که در آن آیت‌الله خامنه‌ای با صدایی محزون از نقض حقوق سیاه‌پوستان در آمریکا شکوه می‌کند. عنوان ویدیو “حقوق بشر به سبک آمریکایی” است. در این ویدیو صحنه کشته‌شدن یک جوان سیاه‌پوست آمریکایی با شلیک پلیس در شهر فرگوسن آمریکا به نمایش گذاشته می‌شود که خبر آن در هفته‌های گذشته در راس اخبار آمریکا قرار داشت.

حکومت ایران هرگاه سخن از نقض حقوق بشر در این کشور به میان می‌آید، بلافاصله پشت “نقض حقوق بشر غرب” و به‌ویژه “نقض حقوق بشر در آمریکا” سنگر می‌گیرد.

رها بحرینی، محقق عفو بین‌الملل، می‌گوید که موارد نقض حقوق بشر در کشورهای دیگر نمی‌تواند توجیه​کننده نقض حقوق بشر در ایران باشد. از این گذشته، همه​ی کشورها از جمله جمهوری اسلامی ایران مورد بررسی ادواری جهانی در شورای حقوق بشر قرار می​گیرند و «ایران نیز به نوبه خود در این بررسی​های ادواری به کارنامه حقوق بشر کشورهای دیگر اعتراض می​کند که باید هم بکند. علاوه بر آن، کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل در مورد این موضوع [کشته شدن یک جوان سیاه پوست] ابراز نگرانی کرده و مسئولین آمریکایی تعهد کرده​اند که در این زمینه اقداماتی را انجام دهند.

بنابراین ایران هم موظف است به جای اینکه گزارشگر ویژه ایران را مورد توهین​های شخصی قرار دهد، انتقادهایی را که نسبت به کارنامه حقوق بشری خودش می​شود جدی بگیرد و با نهادهای سازمان ملل تعامل کند. در این صورت انتقادهایی را هم که به کشورهای دیگر در مورد کارنامه حقوق بشری​شان می​کند، اعتبار بیشتری پیدا می​کند.»

امید به تغییر

بسیاری از فعالان حقوق بشر در ایران و خارج از ایران تغییر دولت در این کشور را به فال نیک گرفتند و به وعده‌های حسن روحانی درباره بهبود وضع زنان، آزادی رسانه و آزادی‌های اجتماعی و فردی چشم امید دوختند. اکنون عدم پافشاری این دولت بر وعده‌های خود در داخل و خارج مورد انتقاد است. آیا با گذشت این مدت و واکنش بی‌تعارف مسئولان حکومت ایران به گزارش دبیرکل سازمان ملل می‌توان هم‌چنان امیدوار بود؟

رها بحرینی پاسخ “آری” می‌دهد: «ما امیدواریم که در بررسی ادواری امسال در پایان اکتبر دولت ایران برخورد جدی​تری را نسبت به تعهدات حقوق بشری​اش از خود نشان بدهد و برخی توصیه​ها را که از سوی دولت​های مختلف به ایران می​شود، بپذیرد و در جهت اجراکردن آن​ها قدم​های جدی بردارد. ایشان [حسن روحانی] با توجه به اینکه شخص دوم کشور هستند، می​توانند به تناقضاتی که میان قوانین داخلی ایران و تعهدات حقوق بشری ایران وجود دارد رسیدگی کنند و یکسری لایحه​های جدید و تعهدات حقوق بشری را که قوانین ایران را هماهنگ کند، به مجلس معرفی کنند. آقای روحانی در طی یک سال گذشته اولویتی را که می​بایست به مسائل حقوق بشری نداده​اند. ولی بعد از گذشت یک سال می​شود از ایشان انتظار داشت که در این زمینه قدم​های جدی​تری بردارند.»

No responses yet

Sep 19 2014

پیامدهای دخالت رفسنجانی در نجات رحیم صفوی از اعدام

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: غلامعلی رجایی فاش ساخت که منظور اکبر هاشمی رفسنجانی از فرمانده جنگی که از دادگاه‌های نظامی بعد از خاتمه جنگ ایران و عراق اطلاع داشته رحیم صفوی بوده است. رحیم صفوی، فرمانده سابق سپاه، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را متهم کرده است که به دلیل برنامه برای کسب قدرت بعد از فوت آیت‌الله خمینی، پذیرش قطعنامه ۵۹۸ را به بنیان‌گذار جمهوری اسلامی تحمیل کرده است. رفسنجانی در واکنش ابراز تعجب کرده است که چه طور کسانی که از دادگاه‌های نظامی در انتهای جنگ اطلاع دارند این حرف‌ها را می‌زنند.

غلامعلی رجایی ماجرا را این گونه توضیح می‌دهد:

«در دیدار دو هفته قبل آزادگان با ایشان، با کنایه به گفتار یکی از فرماندهان سپاه که اخیرا غیرمنصفانه ادعا کرده بود هاشمی از همان دوره امام برای بعد از امام نقشه می‌کشید و به دنبال کسب قدرت برای خود بود، اشاره‌ای کرد و بدون این که نامی از او ببرد، گفت یکی از فرماندهان‌- سردار…‌ـ که من آخرین بار او را خوب نجات دادم این روزها می‌بینم گاهی حرف‌هایی می‌زند! سپس گفت وی فاو را با آن همه امکانات و اموال گذاشت و برگشت از روی پلی که با زحمت ساخته بودیم.

می‌گفت پس از این عقب‌نشینی که برای سامان دادن نیروهای جبهه به جنوب رفته بود، مرحوم خلخالی به او مراجعه کرده و گفته بود آمده است به خاطر از دست دادن فاو و دادن تلفات زیاد، سه نفر از فرماندهان سپاه و جنگ را اعدام کند، چون باعث این همه خسارت و ضرر به کشور شده و کشور را در وضعیت بسیار بدی قرار داده بودند.

می‌گفت به آقای خلخالی گفتم شما که الان قاضی دادگاه جنگ نیستی، قاضی دادگاه انقلابی. گفت بالاخره قاضی منصوب امام که هستم. گفتم دلایلت را برای محاکمه بنویس و استدلال کن تا آخر جنگ که دادگاه تشکیل شود. می‌گفت حتی در آخر جنگ که امام دادگاه رسیدگی به تخلفات فرماندهان را زیر نظر من تشکیل دادند که متشکل از چند نفر از قضات برجسته بودند و زیر نظر من کار می‌کردند، تمایل بود بعضی‌ها را اعدام کنند، علت این تصمیم به عملیات خیبر برمی‌گشت که در آن الحاق بین نیروها از جزیره و بیرون جزیره ممکن نشد و یک گردان نیروی ما به‌کلی نابود شد.

می‌گفتند خیلی از بزرگان‌- از جمله رئیس جمهور وقت‌ـ می‌خواستند فرماندهانی که باعث این تلفات شده بودند اعدام شوند، اما من اجازه ندادم که دادگاه نظامی با این نیروها که با خلوص جنگیده بودند والبته گاهی هم ضعف نشان داده بودند برخورد کند. عملا می‌گفت وی باعث نجات جان آنها از اعدام شده است، ولی حالا این گونه با او رفتار می‌کنند.»

بدین ترتیب معلوم می‌شود که رحیم صفوی به عنوان متهم در دادگاه جنگی محاکمه شده و حتی صدور حکم اعدام برای وی به صورت جدی مطرح بوده است که با پادرمیانی رفسنجانی موضوع منتفی می‌شود.

عملیات خیبر از موضوعات جدلی در تاریخ جنگ ایران و عراق است. منتقدان آن را افتضاح جنگی می‌دانند که به دلیل ارزیابی غلط از توانایی پشتیبانی هوانیروز نزدیک به بیست هزار نفر از سربازان و رزمنده‌های ایرانی را به کشتن داد. عملیات خیبر نتوانست به هدف اصلی خود که بستن جاده بصره ـ عماره بود دست یابد؛ ولی در حین عقب‌نشینی از شرق دجله طی سه هفته نبرد سنگین، منطقه‌ای در آب‌گرفتگی هور به وسعت حدود ۱۰۰۰ کیلومتر مربع به همراه جزایر مجنون شمالی و جنوبی که دارای ذخایر عظیم نفت بود به تصرف درآمد.

این عملیات در روز سوم اسفندماه سال ۱۳۶۲ با رمز یا رسول‌الله آغاز شد. عملیات خیبر از سوی قرارگاه خاتم‌الانبیا برنامه‌ریزی و با به‌کارگیری دو قرارگاه کربلای ارتش و نجف سپاه به مرحله اجرا درآمد. منطقه هور توسط سپاه پاسداران، بررسی، طرح‌ریزی و پیشنهاد شده بود و عملیات در این منطقه تحت هدایت قرارگاه نجف به فرماندهی آقای محسن رضایی، رئیس اسبق سپاه، انجام شد. این عملیات نخستین اقدام خاکی- آبی سپاه بود.

فرماندهان سابق سپاه چون غلامعلی رشید، محسن رضایی و حسین علایی از عملیات فوق دفاع کرده و دستاوردهای آن را در افزایش قدرت نظامی ایران مهم ارزیابی می‌کنند. اما شدت تلفات انسانی در این عملیات بازتاب‌ منفی زیادی داشت، تا جایی که آیت‌الله خمینی بعد از این عملیات طی پیامی از تداوم جنگ دفاع کرد.

فرازی از پیام وی به شرح زیر است:

«… من هم می‌دانم که بسیار ما خسارت دیدیم، بسیار ما جوان دادیم، لکن صلح کردن با یک کسی که بعدش خنجر را از پشت محکم‌تر خواهد زد، این یک صلح شرافتمندانه است؟ یک صلح عقلایی است؟ و عجب این که بعضی آقایان می‌گویند که چنان چه که آنها آمده بودند توی کشور ما، ما تا فرد آخر جوان‌های‌مان را می‌دادیم. خوب این آن ملی‌گرایی است که اسلام مخالف آن است. مگر ما اسلام را کمتر از ملت خودمان می‌دانیم؟ اسلام را کمتر از کشور خودمان می‌دانیم؟ ما برای اسلام داریم فکر می‌کنیم. ما ملت عراق را با ملت خودمان جدا نمی‌دانیم. ملت عراق همانی است که الان از ما هم آنجا، بسیاری علمای ما هم در آنجا هستند، کسانی دیگر از ما هستند. ما و آنها جدا از هم نیستیم… ما الان برای دین‌مان داریم جنگ می‌کنیم، برای خاک نمی‌جنگیم… جنگ ما جنگی است بین اسلام و کفر، نه جنگی است مابین یک کشور و یک کشور، مابین اسلام و کفر است.»

در عملیات خیبر، ابراهیم همت، فرمانده لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله، حمید باکری، قائم مقام لشکر ۳۱ عاشورا، اکبر زجاجی، مرتضی یاغچیان معاون لشکر عاشورا، حسن غازی، فرمانده توپخانه قرارگاه کربلا، و بهروز غلامی، فرمانده تیپ امام حسن، شهید شدند. محسن رضایی فرماندهی کل عملیات را بر عهده داشت و رهبری نیز در آن وقت در برنامه‌ریزی و هدایت عملیات مشارکت داشت. افرادی چون غلامعلی رشید نیز فعال بودند.

حال با توجه به ادعای رفسنجانی می‌توان نتیجه گرفت که افرادی چون محسن رضایی و غلامعلی رشید و… در دادگاه جنگی به دلیل بی‌کفایتی و آسیب‌های سنگین عملیات خیبر محاکمه شده و حتی ممکن بوده است که حکم اعدام بگیرند!

اظهارات افشاگرانه رفسنجانی که بعد از بالا گرفتن حملات به وی پیرامون پایان دادن به جنگ ۸ ساله ایران و عراق صورت گرفت، نتایج مهم و در عین حال تاسف‌باری را در بردارد که در ادامه به بخشی از آنها اشاره می‌شود.

نقض تفکیک قوا و اعمال نظر شخصی در فرایند قضایی

رفسنجانی می‌گوید با حکم آیت‌الله خمینی دادگاه‌های نظامی برای بررسی تخلفات جنگی زیر نظر وی تشکیل شده است. او قاضی‌ها را تعیین کرده و حتی جلو تشخیص آنها در صدور حکم را نیز گرفته است! رفسنجانی در آن زمان رئیس مجلس و قوه مقننه بود. طبق تفکیک قوا، اقدامات وی تعرض به دستگاه قضایی بوده است. سازمان قضایی نیروهای مسلح طبق قانون و جایگاه ذاتی می‌بایست عهده‌دار بررسی این پرونده‌ها می‌شد. همچنین رویه قضایی نیز طی نشده و سرانجام با دخالت رفسنجانی که مقامی غیرقضایی بوده است فرجام احکام تعیین شده است. البته چون محتوی پرونده و دفاع متهم‌ها مشخص نیست لذا نمی‌توان در خصوص درستی ادعای رفسنجانی داوری کرد.

چرخش نظر خامنه‌ای

طبق ادعای رفسنجانی، آقای خامنه‌ای در پایان جنگ خواستار صدور حکم اعدام برای فرماندهان خاطی عملیات خیبر بوده است. اما وی بعد از رهبر شدن موضعش را تغییر داده و این افراد را در سمت‌های مهم نظامی می‌گمارد و از آن تاریخ تاکنون از این نیروها برای تثبیت موقعیت رهبری خود استفاده زیادی کرده است.

عدم صلاحیت سپاه در اداره جنگ

با فرض صحت ادعای رفسنجانی آن گاه مشخص می‌شود که اکثر مسئولان طراز اول سپاه در جنگ به عنوان متهم در دادگاه جنگی حضور داشتند. اتهام آنها آسیب زدن به اموال کشور و بی‌مبالاتی در حفظ جان رزمندگان به دلیل سطحی‌نگری و برخورد غیرواقع‌بینانه در طراحی عملیات‌های نظامی بوده است. در این صورت می‌توان نتیجه گرفت که برپایی این دادگاه‌ها حتی در داخل خود حکومت به معنی خطای بزرگ در سپردن فرماندهی جنگ به سپاه و حاشیه‌ای کردن نقش ارتش بوده است. اما علی‌رغم این مسئله مصلحت‌های سیاسی و منافع جناح‌های حکومتی باعث شد نه تنها از این مسئله عبرت نگرفته شود، بلکه موقعیت و نفوذ سپاه در حوزه‌های مختلف جامعه افزایش یابد. این در حالی است که آسیب‌شناسی درست مسئله می‌توانست باعث تجدید نظر در میدان دادن به سپاه بر اساس الگوهای رفتاری غیرمتعارف و خارج از عقلانیت ابزاری شده و در نتیجه تغییرات مهمی در شاکله سپاه ایجاد شود. اما این اتفاق نیفتاد و روند غلط قبلی با شتاب بیشتری ادامه یافت.

عمق خشونت

اظهارات رفسنجانی در خصوص وجود اراده در بین بخشی از مقامات نظام بر اعدام چند تن از فرماندهان جنگ به دلیل قصوراتی که داشتند، از زاویه‌ای نشانگر شدت خشونت‌طلبی در بخشی از کارگزاران جمهوری اسلامی است که حتی نسبت به کسانی که در خدمت آنها بوده و زندگی‌شان را برای نظام هزینه کردند، قائل به سخت‌گیری و بی‌رحمی بوده‌اند.

اظهارات رفسنجانی خلاصه‌وار و گزینش شده است. انتشار اطلاعات بیشتر و جامعی در مورد جزئیات دادگاه‌های نظامی بعد از جنگ باعث می‌شود تا هم واقعیت‌های جنگ ایران و عراق بیشتر شکافته شود و هم دلایل واقعی ادامه جنگ و همچنین سویه‌های پنهان معادلات قدرت در جمهوری اسلامی بیشتر آشکار گردد.

No responses yet

Sep 19 2014

علیرضا زاکانی٬ نماینده مجلس: سلیمانی دیر می‌رسید٬ بغداد سقوط کرده بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

دیگربان: علیرضا زاکانی٬ نماینده مجلس و از فرماندهان سابق بسیج حضور میدانی قاسم سلیمانی٬ فرمانده نیروی «قدس» سپاه پاسداران در عراق برای جلوگیری از پیش‌روی‌ گروه «داعش» در این کشور را تائید کرد.

آقای زاکانی این مطلب را شامگاه چهارشنبه (۲۶ شهریور) در جلسه «بزم اندیشه» که در موسسه جوانان آستان «قدس رضوی» برگزار شده بود بیان کرده است.

وی گفته «اگر حاج قاسم {سلیمانی} چند ساعت دیر‌تر به بغداد می‌رسید، بغداد سقوط می‌کرد همان‌طور که اگر الگو و اراده ایران نبود، سوریه سقوط می‌کرد.»

پس از آزادی شهر «آمرلی» در عراق از دست نیروهای «داعش» ٬ تصویری از قاسم سلیمانی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که گفته می‌شود مربوط به حضور این فرمانده سپاه در عراق است.

با آغاز بحران عراق تصاویر و گزارش‌های متعددی از حضور سلیمانی و نیرو‌های نظامی جمهوری اسلامی در این کشور منتشر شده که سپاه پاسداران تاکنون هیچ‌یک از آن‌ها را تائید نکرده است.

دو روز پیش نیز محمدعلی جعفری٬ فرمانده سپاه به طور تلویحی حضور نیروی «قدس» در کشور‌های عراق٬ سوریه و لبنان را تائید کرد.

از نیروی «قدس» سپاه به عنوان یکی از نیرو‌های حاضر در درگیری‌ها یمن نیز نام برده می‌شود که علیرضا زاکانی هم در این‌باره گفته «در یمن حادثه‌ای عظیم‌تر و بزرگ‌تر از لبنان در حال وقوع است.»

زاکانی افزوده «پس از پیروزی در یمن به‌طور حتم نوبت عربستان است زیرا این دو کشور حدود دو هزار کیلومتر مرز مشترک داشته و از طرفی نیز دو میلیون نفر اسلحه به دست سازمان‌یافته شده در یمن وجود دارد.»

وی به نقل از یک تحلیل‌گر سیاسی افزوده «امروز انقلاب اسلامی سه پایتخت کشورهای عربی را در اختیار دارد و تا چند وقت دیگر صنعا را نیز گرفته و سیستم یکپارچه‌سازی مسلمانان را اجرایی خواهد کرد.»

No responses yet

Sep 19 2014

تنفر، انتظارات بیجا و قدرناشناسی جمهوری اسلامی حد و اندازه‌ای ندارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: روحانی در مصاحبه با NBC عینا مواضع جمهوری‌خواهانی را که اسلام‌گرایان شیعه آنان را جنگ طلب می‌خوانند منعکس می‌کند

از ویژگی‌های مقامات جمهوری اسلامی قدرناشناسی آنهاست. آنها بدون ذره‌ای قدرشناسی کسانی را که یک عمر با رژیم پهلوی مبارزه کرده بودند بلافاصله بعد از انقلاب نه تنها از قدرت بلکه از حیات خلع کردند. در برابر مردمی هم که امروز دارند منابع آنها را غارت و تاراج می‌کنند ذره‌ای قدرشناسی ندارند چون منابع عمومی را ملک امام زمان و خود را نائب وی تلقی می‌کنند. در برابر کشورهای دیگر نیز همین ویژگی را از آنها می توان مشاهده کرد. ایالات متحده با ۲/۴ تریلیون هزینه با یک خطای استراتژیک آنها را از شر رژیم‌های طالبان و صدام (دو دشمن اصلی آنها در منطقه) رهایی بخشید اما نه تنها قدرشناسی‌ای از آنها مشاهده نشده بلکه طلب‌کار هم هستند و انتظارات بیجا هم دارند و همانند گروه‌های چپ ژست صلح‌طلبی هم می‌گیرند.

ناسازگاری مسئله‌ای نیست

حسن روحانی در مصاحبه با شبکه‌ی ان بی سی قبل از سفر به نیویورک در سپتامبر ۲۰۱۴ مواضعی را در باره‌ی نحوه‌ی برخورد ایالات متحده با داعش بیان کرده است که نه تنها با مواضع ۳۶ ساله‌ی جمهوری اسلامی و خامنه‌ای بلکه با سخنان خود وی در همین مصاحبه هم‌خوانی ندارد. لبّ سخن روحانی یا انتظار وی از ایالات متحده آن است که این کشور چند صد هزار نیروی زمینی به عراق و سوریه آورده و جمهوری اسلامی و بشار را از شر داعش خلاص کند.

ظاهرا براندازی طالبان و صدام از قدرت، بدون تر شدن پای مقامات جمهوری اسلامی و لشکرهای بسیجی آنان و رفتن یک دلار از کیسه شان به مذاق آنها بسیار خوش آمده است که امروز حسن روحانی حمله‌ی هوایی به داعش توسط ایالات متحده را کافی نمی‌داند.

دعوت ضمنی از ایالات متحده به مداخله‌ی زمینی

روحانی در این مصاحبه به طور ضمنی خواهان حمله‌ی زمینی ایالات متحده به داعش شده است البته با کسب اجازه از رژیم بشار: «اولا چرا اینقدر دیر آمریکا به فکر افتاده است که با گروه‌های تروریستی مبارزه کند. ثانیا چطور فقط بمباران هوایی انجام می‌دهد، آمریکایی‌ها می‌ترسند در عراق کشته بدهند؟ از اینکه سربازان آنها در مبارزه ای که ادعا می‌کنند می‌خواهند با تروریسم انجام دهند، کشته شوند می‌ترسند و به همین علت می‌خواهند هواپیما باشد و حتی الامکان هم هواپیما بی‌خلبان باشد، آنها نمی‌خواهند در این نبرد هیچ فردی از آنها صدمه ببیند. مگر می‌شود بدون زحمت و بدون فداکاری به هدف بزرگی رسید. (واحد مرکزی خبر ۲۷ شهریور ۱۳۹۳) روحانی عینا سخن جمهوری‌خواهان ایالات متحده را تکرار می‌کند: «از ارتفاع ده هزار پایی یا پانزده هزار پایی با هواپیمای با خلبان یا بی خلبان هدف قرار دادن یک هدف یا بمباران آن به درستی یا به اشتباه، نمی‌تواند حل مشکل باشد. در افغانستان و پاکستان و دیگر مناطق ما این مساله را تجربه کرده‌ایم ما دیده‌ایم که این حملات هوایی مشکل را حل نکرده است.» (همانجا)

این یعنی قرار دادن سربازان امریکایی در خدمت جمهوری اسلامی و دولت بشار. البته با رفتارهایی که دولت بوش و اوباما در این سال‌ها داشته‌اند انتظار می‌رود که چنین خواسته‌هایی از سوی مقامات جمهوری اسلامی بیان شود. چرا باید امریکایی‌ها بدون توجه به هزینه‌ی انسانی و مالی نیروهای‌شان را در عراق و سوریه پیاده کنند و رژیم بشار و جمهوری اسلامی را از شر داعش خلاص کنند و جنایت‌کاران بعثی سوریه و هم‌پیمانان‌شان را از مشکلاتی که دارند نجات دهند؟

چهار تناقض

تحلیل روحانی از عدم کفایت حمله‌ی هوایی برای حذف داعش و نیاز به پیاده کردن نیروی زمینی توسط ایالات متحده با چهار موضع جمهوری اسلامی در تناقض است:

۱. مشکلات منطقه‌ای و راه حل‌های بین المللی

مقام‌های جمهوری اسلامی همواره خواهان خروج نیروهای امریکایی از منطقه بوده‌اند و مشکل را نه از تنازعات منطقه‌ای و جاه‌طلبی‌های اسلام‌گرایان بلکه مداخله‌ی دول غربی می‌دانند. به همین دلیل هم به راه حل‌های منطقه‌ای باور دارند: «در منطقه ما اگر مشکلی وجود دارد مردم این منطقه و دولت‌های این منطقه خیلی بیشتر از دیگرانی که هزاران کیلومتر از منطقه ما فاصله دارند، مشکل را حس می‌کنند و ریشه های آن را می‌بینند و تجربه سال‌های اخیر نشان داده است آنها در جنگ علیه تروریسم ناموفق بوده‌اند.»(همانجا) با این تصور چگونه میتوان از ایالات متحده خواست که مشکل داعش را با حمله‌ی زمینی حل کند؟ داعش به عنوان یک ارتش اشغالگر یک مشکل منطقه‌ای است و بنا به مواضع همیشگی جمهوری اسلامی خود مردم منطقه باید این مشکل را حل کنند.

۲. اتهامات بیجا و نتایجش

مقام‌های نظامی و سیاسی جمهوری اسلامی در سه ماه گذشته با صدایی بلند داعش را برساخته‌ی ایالات متحده معرفی کرده‌اند. روحانی چگونه انتظار دارد که کشوری که خود داعش را ساخته (و به زعم مقامات جمهوری اسلامی بدان نیاز دارد) آن را نابود کند؟ مقامات جمهوری اسلامی هنگامی که تنفر خود را نسبت به ایالات متحده ابراز می کنند فراموش می‌کنند که در مواقعی به این کشور ممکن است نیاز پیدا کنند. با همین تنفر است که ائتلاف ضد داعش اول توسط خامنه‌ای و بعد توسط روحانی به تمسخر گرفته می‌شود. ایالات متحده در مجموع در قرن بیستم قدرت خیر بوده است: در سقوط فاشیسم و کمونیسم، در مبارزه با انواع بیماری‌ها و در بسط رفاه و ابزارهای زندگی سعادتمندانه در سرتاسر عالم. همین امروز بدون کمک ایالات متحده مبارزه با ایبولا در آفریقا غیر ممکن است.

۳. جهان وطنی

رئیس دولتی که روزنامه‌ی بیانگر مواضع رهبرش کشته شدن کودکان سه ساله‌ی اسرائیلی به واسطه‌ی بمب گذاری فلسطینی‌ها را «هلاکت صهیونیست‌ها» می‌نامد از امریکایی‌ها می‌خواهد که دیدی جهان وطن داشته و به همه‌ی ابنای بشر به عنوان شهروند خود نگاه کنند: «فقط پس از آنکه اتباع آمریکایی سر بریده شدند، آنها به فکر جنگ با تروریسم افتادند، اگر آنها واقعا می‌خواهند با تروریسم بجنگند راهش این است که برای همه مردم جهان و همه آنهایی که بی گناه هستند و بدون اینکه جرمی مرتکب شوند، هدف حمله قرار می‌گیرند، باید برای آنها نیز همانند اتباع خودمان دلسوزی کنیم. از نظر ما یک تبعه ایرانی یا عراقی یا سوری یا فلسطینی یا لبنانی ، اگر هدف حمله تروریست‌ها قرار گرفت، مثل این است که یک تبعه ایران مورد حمله قرار بگیرد.» (همانجا) لابد با همین منطق است که جمهوری اسلامی ۳۶ سال است به ترور مخالفان خود پرداخته یا شهروندان را با محاکمه‌های سرپایی به بالای دار می‌فرستند. یا با همین منطق است که جمهوری اسلامی از رژیمی که موجب کشتار نزدیک به ۲۰۰ هزار سوری شده حمایت می‌کند.

۴. همصدایی با «جنگ‌طلبان»

پس از اعلام راهبرد اوباما در باب عدم ارسال نیروی زمینی به عراق و سوریه سناتور گراهام و سناتور مک‌کین و برخی دیگر از جمهوری‌خواهان با این راهبرد مخالفت کردند. آنها که در ادبیات اسلام‌گرایان و گروه‌های چپ، جنگ‌طلب خوانده می‌شوند معتقدند که بدون نیروی زمینی نمی‌توان داعش را حذف کرد. روحانی در مصاحبه با NBC عینا همین مواضع جمهوری‌خواهان را در این حوزه منعکس می‌کند.

ــــــــ

کلیه مطالب رسیده از اعضا، معرف دیدگاه شخصی نویسندگان است نه سایت خودنویس

No responses yet

Sep 19 2014

مافیای نفتی و ترور بانکدار بوشهری در مالزی: ابعاد جنایی در پرونده بابک زنجانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

روز: ماجرای پرونده فساد اقتصادی بابک زنجانی، هر روز ابعاد جنایی و اقتصادی بیشتری پیدا می کند. دو روز قبل از “بالا کشیده شدن” دارایی های او در ترکیه گزارشی منتشر شد و حال یک مقام نفتی شناخته شده، ماجرای مرموز قتل یک بانکدار ایرانی را در مالزی فاش می کند که سال گذشته در یک پارکینگ در کوآلالامپور به ضرب گلوله کشته شد.

علی شمس اردکانی این قتل را به دلیل ارتباط با او با بابک زنجانی دانست و از لفظ “ترور” برای توصیف این حادثه استفاده کرده.

ماجرا از این قرار است که در شهریور ماه گذشته، رسانه های خبری از مرگ یک بانکدار ایرانی در کوآلالامپور خبر دادند.

بانکداری که با اسامی و القاب متفاوتی چون “بانکدار بوشهری”، “بانکدار ایرانی- بحرینی”، “حسین احمد نژادی”، “حسین نجدی” و “حسین نژادی” معرفی شده است.

در همان زمان، خبرگزاری خلیج فارس در گزارشی درباره این قتل مرموز نوشت: “٢ زن و یک مرد، مظنونان دخالت در ترور بانکدار ایرانی در کوالالامپور هستند. پلیس مالزی با دستگیری این گروه مرموز به دنبال ردپایی از قاتل چهار چشم و همدستانش است.حسین احمد نجدی بنیانگذار گروه مالی بانک عرب در کوالالامپور مالزی در حالی که با همسرش از معبدی چینی خارج می‌شد در نزدیکی خودروی شخصی‌اش هدف گلوله مهاجمان ناشناس قرار گرفت و به کام مرگ فرو رفت. همسر این تاجر سرشناس از ناحیه بازو تیر خورد و به بیمارستان انتقال یافت و از مرگ حتمی نجات پیدا کرد”.

نکته مهم این که در گزارش های اولیه ملیت ایرانی نجدی تکذیب می‌شد و رسانه های کوالالامپور یک روز پس از حادثه، در اقدامی تعجب‌برانگیز و هماهنگ نجدی را متولد بحرین اعلام کردند، در حالی که وی متولد بوشهر ایران است.

خبرگزاری خلیج فارس درباره علت این ترور نوشت: “در ادامه تحقیقات پلیس امنیتی مالزی درباره انگیزه قاتلان این بانکدار ایرانی دو فرضیه مطرح شده است که با توجه به فعالیت‌های اخیر احمد نجدی چندان دور از واقعیت به نظر نمی‌رسند.سخنگوی پلیس پس از یک ماه از این جنایت با مرموز خواندن پرونده اعلام کرد این پرونده ترور با پروسه تخریب معبد چینی که در روز حادثه نجدی و همسرش آنجا بودند رابطه مستقیم دارد. طبق شواهد به دست آمده قربانی جنایت به واسطه همسرش که از اعضای این معبد بود با مسئولان این مکان مذهبی ارتباط نزدیکی داشت و در ماه‌های پیش با اقدامات قانونی روند تخریب این معبد را به عناوین مختلف به تعویق می‌انداخت. از آنجا که این دخالت‌ها در فعالیت گروه‌های سودجوی اقتصادی خلل ایجاد کرده بود، دشمنان زیادی را علیه نجدی تراشید. فرضیه دیگری که مطرح شده‌ این است که نجدی در راه مبارزه با مفاسد اقتصادی و جلوگیری از انعقاد قرارداد غیراخلاقی تجاری‌ جان خود را از دست داد.”

این خبرگزاری که سابقه ای در افشای اخبار پشت پرده درباره مافیای و گروه های متنفذ ایرانی در نقاط مختلف جهان دارد در ادامه گزارش خود نوشته بود “تحقیقات پلیسی در فاز بعدی به ردیابی مظنونان جدیدی رسید. با توجه به این‌که این ترور در پارکینگی در نزدیکی معبدی چینی در کوالالامپور رخ داده بود و احتمال ارتباط داشتن مقامات این معبد در این ترور ناجوانمردانه نیز در پرونده مطرح بود، پلیس تحقیقات خود را روی این معبد متمرکز و دو زن را دستگیر کرد. همزمان با دستگیری این دو زن، ماموران پلیس با شناسایی یک مظنون دیگر در یک عملیات گسترده به خانه وی ریختند. هنوز از هویت و رابطه این مرد با نجدی اطلاعاتی فاش نشده است”.

(لینک)

سایت ایرانیان مالزی هم با انتشار تصویری از جنازه مقتول، در همان زمان نوشت: “حسین احمد نژاد بنیان گزار گروه بانکداری AM Bank مالزی امروز بعد از ظهر در پارکینگی در کوالالامپور به ضرب گلوله کشته شد. AM Bank یک بانک عربی مالزیایی است و از بانک های معتبر مالزی محسوب میگردد”.

همین سایت به نقل از پلیس نوشت “زمانی که آقای حسین نژادی (دارنده پاسپورت ایرانی) ۷۵ ساله به همراه همسر مالزیایی خود به سمت ماشین خود در حال قدم زدن بوده است مورد هدف شلیک مضنونین قرار گرفته است. گلوله ضاربین به سینه و دنده رئیس ایرانی بانک برخورد کرده و در دم باعث مرگ او شده است در حالی که گلوله دیگری که به همسر او شلیک شده تنها باعث جراحت در ناحیه دست وی شده است”.(لینک)

بر اساس این گزارش، پرونده این قتل مرموز تا ۱۰ روز قبل که یک دادگاه مالزی ضارب حسین نجدی یا احمد نژادی را به اعدام محکوم کرد، مسکوت باقی ماند.

روزنامه شهروند در خبری علاوه بر انتشار نام ضارب، هویت همدست او را نیز “یک راننده تاکسی ۴۶ ساله” معرفی کرد و نوشت: “دادگاهی در کوالالامپور مالزی متهم اصلی قتل بانکدار ایرانی در این کشور را به اعدام محکوم کرد.کونگ سویی کوانگ عامل جنایت ٢ماه پس از قتل در شهر تایپینگ ایالت کداح مالزی دستگیر شد. او در دادگاه نتوانست شواهدی برای برائت خود از اتهام قتل و دفاع از خود ارایه کند. دادگاهی در مالزی اواخر بهمن‌ماه ‌سال گذشته نیز یک راننده تاکسی را به جرم مشارکت در قتل بانکدار سرشناس ایرانی و همکاری با قاتل در صحنه قتل و فراری دادن ضارب با خودرو به ١٤‌سال زندان محکوم کرد.این راننده تاکسی ٤٦ساله هم، ٦روز پس از قتل این بانکدار به همراه یک قبضه کلت و چهار گلوله دستگیر شد”.

این روزنامه گزارش داده که تحقیقات پلیس نشان می‌دهد این بانکدار به دلیل معامله املاک به ارزش بیش از ١٠٠‌میلیون رینگیت (بیش از ٣٠‌میلیون دلار) به قتل رسیده است. دادگاه عالی کوالالامپور پس از رسیدگی به پرونده کونگ سویی کوانگ، متهم ٤٥ساله بانکدار ایرانی را به اعدام محکوم کرد. او همچنین در دادگاه متهم به تلاش برای کشتن همسر ٤٩ ساله حسین احمدنژادی شد و در این ارتباط نیز به ١٨‌سال حبس محکوم شد.(لینک)

تا این زمان هیچ ردپایی از بابک زنجانی و پرونده های پولشویی آقای بانکدار در میان نبود تا اینکه روز گذشته، روزنامه شرق گزارشی تازه داد.

بر اساس این گزارش علی شمس اردکانی، معاون سابق وزارت صنعت و معدن ایران که قبل از انقلاب هم ریاست مرکز مطالعات انرژی شرکت نفت کویت را به عهده داشت از پشت پرده این ترور و ارتباط اش با مافیای که به باور وی زنجانی آلت دست آنهاست. به اعتقاد وی “فروش نفت ايران به دست فردي چون بابک زنجاني در سطوح بالاي تصميم گيري کشورتصويب نشده بود. آنچه اتفاق افتاده خلاف مصوبه شورايعالي امنيت ملي بوده است”.

رییس کمیسیون انرژٰی اتاق بازرگانی و صنایع اظهار کرده که “بابک زنجانی تابلوي گروه هايي است که آدم ها و موسسات برخوردار از اين توانايي ها، مهارت ها و دانش ها را مي گردانده اند. اين گردانندگان احتمالا چند واسطه داخلي داشته اند و سررشته در گروه هاي مافيايي بوده است؛ مثلابانکي که ايشان در مالزي معرفي کرده بود بانک، تک ويتريني بود که توسط يک ايراني- بحريني تاسيس شده و اداره مي شد. اين شخص چندين بار سعي کرده بود در سيستم بانکي ايران نفوذ کند، اما موفق نشده بود ولي به محض برملاشدن مسايل بابک زنجاني، او را در يک حادثه مرموز در پارکينگ مجتمع مسکوني اش در کوالالامپور «ترور» شده يافتند.”

او می افزاید: “بدهي معاملات نفتي بابک زنجاني و شرکايش اين قدر زياد است که اين شبکه ها مي توانند با آن پول ها هرکس را در کشورهاي محل تردد بخرند”.

شمس اردکانی در عین حال تفسیر دیگری هم در مورد این پرونده دارد و می گوید “شاید اهداف پشت پرده برای قربانی کردن زنجانی ايجاد سابقه بد در ذهن ها حضور بابک زنجاني و فروش نفت توسط وي طراحي شد تا اين ذهنيت ايجاد شود که ورود بخش خصوصي به اين عرصه به معناي فساد و عدم پرداخت پول نفت به دولت است”.

(لینک)

No responses yet

Sep 18 2014

دستگیری گروهی در استرالیا به اتهام برنامه‌ریزی برای سر بریدن شهروندان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,سیاسی

دویچه‌وله: پلیس استرالیا در بزرگترین عملیات ضدترور در تاریخ این کشور ۱۵ مظنون به حمایت از “دولت اسلامی” را دستگیر کرد. گفته می‌شود آن‌ها قصد داشته‌اند شهروندان بی‌گناه را به صورت گزینشی سر ببرند.

در پی بزرگترین عملیات ضدترور در تاریخ استرالیا که روز پنجشنبه (۱۸ سپتامبر/ ۲۷ شهریور) در شهرهای بریسبن و سیدنی صورت گرفت، اعضای گروهی دستگیر شدند که گمان می‌رود از حامیان گروه تروریستی “دولت اسلامی” باشند.

تونی ابوت، نخست‌وزیر استرالیا، با اعلام این خبر گفت که خطر سوء قصدهای تروریستی در کشورش افزایش یافته است. استرالیا در کنار دیگر کشورها در عملیات نظامی علیه “دولت اسلامی” در عراق حضور فعال دارد.

به گزارش شبکه “ای بی اس”، ۱۵ فرد دستگیر شده عموما افغان‌تبار هستند. گفته می‌شود این افراد قصد داشته‌اند شماری از شهروندان بی‌گناه استرالیایی را به طور گزینشی بربایند و سر ببرند.

در این میان حکم دستگیری یک شهروند ۲۲ ساله استرالیایی هم به اتهام ارتباط با “دولت اسلامی” صادر شده است. گفته می‌شود که در طول هفته جاری یک افراطگرای استرالیایی که هم‌اکنون در کنار تروریست‌های “دولت اسلامی” در حال جنگ است، از منطقه خاورمیانه با این شهروند ۲۲ ساله تلفنی تماس گرفته است.

فرد تماس‌گیرنده خواسته طرف گفت‌وگوی خود را ترغیب کرده که شهروندانی را در استرالیا را در خیابان‌ها بربایند و آن‌ها را در بیرق سیاه “دولت اسلامی” پیچیدند و سر ببرند؛ ویدئوی این جنایت نیز سپس در اینترنت انتشار یابد.

تونی ابوت، نخست‌وزیر استرالیا به هنگام بدرقه سربازان اعزامی به عراق

تونی ابوت، نخست‌وزیر استرالیا به هنگام بدرقه سربازان اعزامی به عراق

تونی ابوت، نخست‌وزیر استرالیا، اندکی پس از عملیات پلیس گفت که برنامه تروریست‌ها بسیار مشخص بوده است. وی بی آن‌که وارد جزئیات شود، خاطرنشان کرد که در چنین شرایطی مهم است که نیروهای امنیتی یک گام جلوتر از تروریست‌ها باشند و “امروز صبح چنین بوده است”.

ابوت افزود: «در اینجا صحبت بر سر ظن و گمان نیست، بلکه یک برنامه در میان بوده است» و به همین دلیل پلیس و سرویس‌های اطلاعاتی و امنیتی وارد عمل شده‌اند.

به گزارش شبکه “ای بی سی”، مایکل آلنات، دادستان استرالیا، گفته است که دستگیرشدگان “برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه” سوءقصدهایی در برنامه خود داشته‌اند.

این گزارش به نقل از آندرو کالوین، رئیس پلیس فدرال استرالیا، می‌افزاید که اسناد ارائه شده به دادگاه نشان می‌دهند که طراحان این سوءقصد می‌خواستند قربانیان گزینشی خود را در بیرق “دولت اسلامی” بپیچند و در برابر دوربین سر ببرند.

بیش از ۸۰۰ نیروی مسلح پلیس بامداد پنجشنبه در یک یورش ناگهانی ۲۵ دستگاه خانه و ساختمان تجاری را در دو شهر سیدنی و بریسبن تفتیش کردند.

گفته می‌شود از تفتیش خانه‌ها، شماری داس بزرگ، لباس‌های رزمی و ماسک به دست آمده است.

دولت استرالیا چند روز پیش به دلیل احتمال بروز سوءقصدهای تروریستی درجه هشدار را “بالا” اعلام کرده بود.

بیشتر بخوانید: مجموعه مطالب درباره “دولت اسلامی”

بنا بر ارزیابی سرویس‌های مخفی، حدود ۶۰ جهادگرا با پاسپورت استرالیایی در صف “دولت اسلامی” در عراق و سوریه می‌جنگند.

تونی ابوت، نخست‌وزیر استرالیا، روز پنجشنبه ۶۰۰ سرباز عازم عراق برای مبارزه با “دولت اسلامی” را در یک فرودگاه نظامی بدرقه کرد.

No responses yet

Sep 18 2014

فته‌خوانی: هفته داغ هجران عضو نازنین

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,طنز

خودنویس: داغ هجران نازنین عضوت / کرده بیچاره حامیانت را // کاش اما به جای آن قسمت/ می بریدند آن زبانت را

چالش تشت آب داغ رهبر!

خب ناگفته پیداست که تمام طول هفته‌ای که گذشت کل مملکت و مقامات کشوری و لشگری درگیر یوم‌الله پروستات یا همان چالش تشت آب داغ رهبر بودیم.

یک هفته گذشته اما هنوز که هنوز است آخرین اخبار ملاقات سفرای جزایر کومور و جنبش سران بی‌تعهد و آیات عظام پشم‌الدین اشک آبادی و صافی غربالی و پایگاه بسیج دزدان سومالی و جمعی از خرده‌فروش‌های پارک‌های تهران با معظم‌له به سمع و نظر ملت می‌رسد!

اما وسط همه خبرهای بامزه و بی‌مزه پروستات‌گیت، سایت جوان آنلاین وابسته به برادران قاچاقچی زده سیم آخر و هر روز یک بیت شعر به مناسبت از بین رفتن پروستات معظم‌له منتشر می‌کند که از خنده انفارکتوس نزنی صلوات!

مثلا این یکی:

«بس كه عادت كرده‌ام بر قامت استاده‌ات
روی تختی و همین عكس تو ما را می‌كشد»

که البته ابیات بعدی آن احتمالا از این قرار بوده که به علت ضیق وقت در جوان آنلاین چاپ نشده است:

دست نامردان برید آن عضو زیبای تو را
شک ندارم داغ آن آخر شما را می‌کشد!

کاشکی قلب مرا جای پروستاتت نهند
رهبرا درد پروستات تو ما را می‌کشد!

یا یک شعر دیگر که جوان آنلاین منتشر کرده و بقیه‌اش را ما می‌نویسیم از این قرار است:

«جان ما را بگیرد آنكه خودش
حفظ كرده همیشه جانت را

خبر رفتن اتاق عمل
كشته از صبح عاشقانت را»
….

روی تخت و دو لنگ تو به هوا
کَنده دکتر میان رانت را

داغ هجران نازنین عضوت
کرده بیچاره حامیانت را

کاش اما به جای آن قسمت
می بریدند آن زبانت را

آورین… آورین… طیب‌الله انفاسکم!

از اوشین تا باب اسفنجی!

سایت «الف» که در واقع سایت احمد توکلی خودمان است، این هفته از دست بچه مدرسه‌ای‌ها بدجور قاطی کرده و گیر داده که «کودکان ما چمران را نمی‌شناسند، احمدی روشن برای آن‌ها الگو نیست، مختار قهرمان آن‌ها نیست، آن‌ها باب اسفنجی را می‌شناسند!»

یعنی احمد خان توکلی شانس آورد که آن امام همام عمرش را داد به ما و رفع زحمت کرد و الان در قید حیات نیست وگرنه حسابش با کرام‌الکاتبین بود!

آنها که مثل بنده سن و سالی دارند خوب یادشان است که در دوران طلایی امام راحل، یک بار خبرنگار رادیو از یک خانمی پرسید که الگوی شما در زندگی چه کسی است؟
آن بنده خدا هم نه گذاشت و نه برداشت به جای فاطمه زهرا گفت: «الگوی من اوشین است!»

یعنی یک بلبشویی در کشور راه افتاد که بیا و ببین!
امام راحل نامه نوشت به محمد هاشمی اخوی اکبر آقا که صداوسیما را به نام زده بود، که فلان فلان شده… این چه مزخرفاتی بود پخش کردید؟ اول باید آن خانم را گیر بیاورید و حکمش اعدام است! (باور کنید راست می گویم و طنز نیست) بعد هم عوامل پخش آن برنامه از صدا و سیما اخراج و از کار بیکار شدند و خود محمد هاشمی هم توبیخ شد تا حواسش را جمع کند!

اما حالا می بینیم که چه قدر با دوران طلایی امام فاصله داریم که در رسانه‌ها می‌نویسند باب اسفنجی شلوار مکعبی الگوی بچه‌ها شده اما آب از آب تکان نمی‌خورد!

عامل جنایت روغن پالم پیدا شد!

از وقتی این ماجرای روغن پالم خوردن خلق الله به جای سرشیر و خامه لو رفته، جدا از این که هر چه فرآورده لبنی است از چشم ملت افتاده و خود ما الان دچار کمبود کلسیم شده‌ایم و شیر بدن‌مان کم شده، با یک واقعیت مهم نیز روبه‌رو شده‌ایم!

عارضم خدمت شما که ما اول طبق معمول سادگی کردیم و منتظر وعده وزیر برای اعلام اسامی شرکت‌های کوفتی که پالم به خوردمان دادند ماندیم تا شناسایی و تحریم کنیم، بعد که دیدیم خبری نیست یک دفعه پیامک پشت پیامک از طرف شرکت‌های فرآورده لبنی که ما جزو پالمی‌ها نیستیم و بیایید شیر ما را بخورید!

یعنی تمام شرکت‌های لبنی از بزرگ و کوچک بگیر تا شرکت لبنیات فشاپویه! که در سریال طنز پژمان باشگاه فوتبال راه انداخته بود هم پیامک دادند و اعلام هیهات من الپالمه کردند.

به قول دوستان ظاهرا این وسط همه شیرها سالم بودند و احتمالا شیر ننه‌ی ما آغشته به پالم بوده!

فرق والیبال و انتخابات!

باز مسابقات جام جهانی والیبال شروع شد و باز سیمای ضرغامی و برادران سانسورچی روی اعصاب ملت باله می‌رقصند!

ما گفتیم تجربه یک ماه سانسور مداوم بازیهای جام جهانی فوتبال برزیل شاید یک کم این برادران سانسورچی را در شغل شریف قیچی کردن تصاویر زنان، کارکشته کرده باشد تا حالا که به لطف عزت ضرغامی از افتادن در ورطه گناه به سبب تماشای دو ثانیه زنان بدون روسری نجات پیدا می‌کنیم، دست کم با سانسور بهینه، کمتر مخ ما را بار فرغان کنند!

فقط این وسط من حیران و ویلان ماندم که چه‌طوری می‌شود هنگام پخش والیبال و فوتبال، مسوولان سیمای ضرغامی مثل هاپو کومار بو می‌کشند تا یک تصویر از زنان محجبه پیدا کنند و شونصد بار تکرار کنند، اما این ماجرا دم انتخابات یا راهپیمایی‌های یوم‌الله دقیقا برعکس می‌شود!

آن موقع دوربین ها می گردند دنبال مانکن ها و ساپورتی‌ها و فوکول کراواتی‌های مقیم مرکز!

این تازه تمرین بود؟!

فهمیدید چی شده؟
هیچی… یعنی بدبخت شدیم رفت!

عبدالنبی نمازی٬ عضو مجلس خبرگان رهبری گفته: «امروز بعد از گذشت ۳۵ سال از عمر انقلاب اسلامی تازه داریم تمرین حکومت‌داری می‌کنیم.»

بفرما…
یعنی این همه بکش بکش و بزن بزن و بگیر ببند و بنداز بیرون و این مصیبت‌ها و بدبختی‌هایی که کشیدیم تازه تمرین بوده!

شما برو از هر ورزشکاری بپرس که تمرین با مسابقه اصلی چه فرقی دارد، و قدرت واقعی را در تمرینات نشان می‌دهند یا در مسابقه بعد بیا اینجا دو تایی سر بگذاریم روی شانه هم آی گریه کنیم… آی زار بزنیم… آی یقه جر واجر کنیم!

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .