اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for July, 2015

Jul 29 2015

بين ما پزشكان و جامعه ايران چه اتفاقى افتاده است؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

خودنویس: امير شبيرى؛ متخصص مغز، اعصاب و روانپزشكى، هانور آلمان

وقتى بيمار سيگارى چاق فشارخونى كم‌تحرک ولى پراسترس ما كه هواى شهرهاى بزرگ مثل تهران را هر لحظه به درون شش‌هايش مى‌كشد، درگذشت، قاتل كيست؟ پزشک يا خدا؟ يا گرفتگى يک رگ حياتى؟ اصلا چرا قاتل، امام رضا نيست؟ مگر نذر نكرده بودند؟ پول را گرفته، سرويس را تحويل نداده است. ولى واقعا چه شد كه بحران اعتماد و اعتبار پزشک به اينجا رسيد؟

وقتى خبر دستگيرى خانم دكتر فروغ رزمجويى [2] را در صفحات اپوزيسون خواندم فكر كردم بايد مواظب باشم خبر اشتباه را پخش نكنم. شرايط و رفتار بازپرس به نظرم غيرطبيعى و كمدى مى‌آمد. بين ما پزشكان و جامعه ايران چه اتفاقى افتاده است؟

كامنت‌هاى زير خبر قتل دكتر اصغر پيرزاده [3] من را سخت متعجب كرد. برخى نوشته بودند انتقام ما را گرفت. بعضی ديگر نوشته بودند اين‌همه از ما كشتيد حالا نوبت شماست. اين چه جامعه بيماری است؟ علت بحران چيست؟ تبليغات دولتى؟ القاپذيرى مردم ما؟ حسادت اجتماعى؟ رفتار پول‌دوستانه و به دور از اخلاق حرفه‌ای بعضى پزشكان؟

خودم البته پزشكان باشرفى را مى‌شناسم كه از سيستم بيمار ايران زجر كشيدند و چند نفرشان هم اواخر دل‌سوخته و دل‌خسته از ايران خارج شدند. پزشكانى كه از بى‌اخلاقى حرفه‌اى بعضى همكارانشان هم با تاسف ياد مى‌كردند و سعى مى‌كردند بيمارانشان را از عمل‌هاى جراحى غيرلازم نجات دهند. ولى وقتى كسى مى‌نويسد عزيزان ما را شما كشتيد، آيا اين یک واكنش روانى نوروتیک و فرافكنى نيست؟

ايرانيان يكى از غيرسالم‌ترين خُلق‌ها بعد از بيافرا [4]، هم از پرخورى و نمک و فشار خون و اضافه وزن رنج مى‌برند و هم كمبود مواد لازم. خورشيد و ويتامين D را هم كه با غبار و دود و حجاب و بى اطلاعى از خودشان دريغ مى‌كنند. ورزش هم نمى‌كنند. سيگار هم مى‌كشند. فكر هم مى‌كنند آب ترب بخورند هزار جور خواص داره و آلودگى هوا با بنزن و سرب سرطان‌زا را جبران مى كند. دكتر هم كه مى‌روند به دكتر زور مى‌گويند كه آنتى بيوتیک و كورتيزون براى يک سرماخوردگى ساده بده. پزشک تحقير و بى‌اخلاق شده هم مى‌گويد اگر ننويسم مى‌رود پيش يک دكتر ديگر!

نهايتا اگر دخترخاله‌اش به او بگويد بابا اينها چيه؟ همه‌اش زهر است. يا عسل بخور با بيا ببرمت طب سنتى، دستور پزشک فراموش مى‌شود؛ دخترخاله‌هاى بيماران من در آلمان از ايران برايشان واليوم / دياسپام معتادكننده مى‌فرستند، چه رسد به ايران! مقدار اطلاعات ايرانى‌ها از سير بيماری، دلايل و تشخيص و پيش‌آگاهى آن، يعنى سرنوشت بيمار، كم است. ولى به جايش قيمت جديدترين گوشى را فورا مى‌داند.

وقتى بيمار سيگارى چاق فشارخونى كم‌تحرک ولى پراسترس ما كه هواى شهرهاى بزرگ مثل تهران را هر لحظه به درون شش‌هايش مى‌كشد، درگذشت، قاتل كيست؟ پزشک يا خدا؟ يا گرفتگى يک رگ حياتى؟ اصلا چرا قاتل، امام رضا نيست؟ مگر نذر نكرده بودند؟ پول را گرفته، سرويس را تحويل نداده است. ولى واقعا چه شد كه بحران اعتماد و اعتبار پزشک به اينجا رسيد؟

تبليغات دولتى؟ مردم تلقين‌پذير؟ پس چرا تلقين اسلام و حجاب نتيجه نمى‌دهند؟ رفتار متكبرانه پزشكان؟ اخلاق پزشكى. پول زيرميزى؟ كه اتفاقا در يونان فعلى هم رسمى قديمى است با همه مشكلات مشابه آن‌ها. زيرميزى براى پزشكان بد است؟ زيرا سوگند خورده‌اند؟ معلمى كه به طمع تدريس خصوصى شاگرد را تجديد مى كند چى؟ پليس رشوه‌گير؟ قاضى و نماينده مجلس چى؟ آنها كه قدرت دارند و جاى خوبى نشسته‌اند، رشوه مى‌گيرند. آنهايى كه پول ما دست آن‌هاست و بیش‌تر مى‌خواهند، بيش‌تر رشوه مى‌دهند. مردم را تشويق مى‌كنند به شكايت از پزشک متخلف. كار صحيحى است. ولى در كشورى كه قوانينش نه انسانى بلكه اسلامى است. كشورى كه قواى مقننه، قضاييه و مجريه‌اش خودشان از توليدكنندگان اصلى ظلم هستند.

من اواخر متوجه كمى از شرايط دانشجويان پزشكى و پزشكان در ايران شده‌ام. من فكر مى‌كردم خودم در آلمان سختى كشيده‌ام. وقتى شرايط فشار كارى و بيگارى و مناطق بد آب و هوا و حقوق نگرفتن در دوران تخصص گرفتن را خواندم، متوجه عمق ظلم شدم. كشورى افرادش را به زور و با گرو گرفتن مداركشان به مناطق بد آب و هوا و بى امكانات مى‌فرستد كه حقوق انسانى و شهروندى نداشته باشد.

بيشتر كار بيمارستان بر گردن كسانى است كه در حال گرفتن تخصص هستند. از آنها بيگارى كشيدن ظلم است. آنها بايد حداقل به اندازه پزشكان عمومى حقوق بگيرند. انتظار اضافه‌كارى بى‌حد، غيرانسانى است، و اين رفتار را پزشكان مافوق با زيردستان‌شان مى‌كنند. كبر و غرور، بدترين زهر براى شخصيت هر فردى است. از كسانى كه از دوران مدرسه مورد ظلم و مغزشويى و بدفرهنگى بوده‌اند، حتما عده‌ای هم انسان‌هاى مهربان و دل‌رحم و اخلاقی نخواهند بود.

ولى همين اخلاق پزشكان را با اخلاق بقيه جامعه مقايسه كنيم. صحيح است كه مسووليت پزشک بسيار بالاست؛ ولى مسووليت اخلاق حرفه‌اى بقيه چى؟ كارخانه‌هاى اتوبوس‌سازى كه اتوبوس با تقص فنى توليد مى‌كنند، هواپيماى اوكراينى كه موتورهايش در ايران داغ مى‌كنند، اتوموبيل‌هايى كه سيستم ايمنى آن‌ها از بقيه دنيا ۳۰ سال عقب است، كسانى كه به اين وسايل اجازه كار و پرواز مى‌دهند چه؟ سم ممنوعه در پرورش ماهى، در غذا، در آرد، در شير؟ ۲۰ هزار كشته در جاده‌ها كه ۹۶ درصدشان خطاى انسانى هستند؛ يعنى بى‌شعورى و بى‌مسووليتى انسانى. با اين حساب، پزشكان باوجدان ما گل سرسبد اين جامعه بيمار هستند.

در آلمان ما هم مقدارى از تحريكات سياسى بر ضد پزشكان را تجربه كرده‌ام. پزشكان آلمان ۳۰ سال پيش فكر مى‌كنم دو سه برابر الان درآمد داشتند. البته من آن موقع مشغول ماشين‌بپايى و شستن بیماران در بيمارستان بودم و اطلاع دقيق از درآمد پزشكان ندارم. زمانى احزاب آلمان شروع كردند به درآمد پزشكان توجه نشان دهند. يک قشر مرفه ولى كم‌جمعيت كه خوب مى‌شود به آنها حمله كرد.

برعكس مديران و منيجرهاى شركت‌هاى بزرگ كه كارگران تماسى با آنها ندارند، بيماران، پزشكان‌شان را مى‌شناسند. شايد همسايه‌شان باشند يا بچه‌هايشان با هم به مدرسه بروند. با اين حال، تبليغات انتخاباتى بر عليه درآمد پزشكان موفقيت‌آميز بود. هر چند كه همچنان در نظرسنجی‌ها پزشكان آلمان بهترين حس احترام را در ميان مشاغل مختلف دريافت مى‌كنند. درآمد پزشكان را در چند مرحله آن‌قدر كم كردند و شرايط كارى را سخت، كه به زودى مهاجرت پزشكان شروع شد. امريكا، بريتانيا، هلند، دانمارک، سویيس و كشورهاى اسكانديناوى مورد علاقه پزشكان خسته و كارزده و دل‌زده آلمانى هستند.

نتيجه اينكه وقتى تحصيل من تمام شد، ۱۰ هزار پزشک بيكار بودند و الان در به در دنبال پزشک مى‌گردند. پزشكان چندى هم از ايران به آلمان آمده‌اند. هنوز هم عوام‌فريب‌ها دست از سر ما بر نمى‌دارند. حزب سوسيال دمكرات یک متخصص بهداشت عامه و پزشكى دارد كه خودش پست مهمى در يكى از كنسرن‌هاى بيمارستانى بزرگ دارد. همه علاقه‌اش هم اين است كه پزشکان مطب‌دار مستقل بيايند كارمند شركت‌هاى بزرگ شوند، مثل شركت خودش؛ در یک مصاحبه تلوزيونى مى‌گفت چند هزار يورو براى پزشكان بس است. مجرى پرسيد چرا براى منيجرها و مديران هر حقوقى بدون كنترل، ممكن و خوب است ولى براى پزشكان كه مسووليتى مهم و تحصيلى طولانى دارند خير. جوابش را يادم نمى‌آيد.

خوشبختانه پزشكان آلمان متحد هستند، حالا كه بسيارى، فكر مى‌كنم یک‌سوم، پزشكان از آلمان رفته‌اند و كمبود پزشک داريم، اعتصاب‌هاى قانونى پزشكان نتيجه بهتر مى‌دهند. اى كاش پزشكان ايران نیز متحد با هم در اعاده احترام اجتماعى و تمرين و كنترل اخلاق پزشكى مى‌كوشيدند و از طرف ديگر، در شرايط كمى اميدبخش فعلى خواسته‌هاى صنفى خود را محكم‌تر از هميشه بيان مى كردند.

اگر احساس دائمى مظلوم بودن نباشد شايد پايبندى به اخلاق پزشكى يا اخلاق مالى راحت‌تر باشد. بعضى مى‌گويند علت مشكل جامعه پزشكى ورود هر بى سروپابى با سهميه به دانشگاه است. من فکر نمى‌كنم بتوانيم مشكل جامعه پزشكى را به سهميه‌ای‌ها محدود كنيم و همه را بى سروپا بخوانيم. سهميه‌اى‌ها هم زير دست استادان قبلى تعليم ديدند. شايد ديدند روحيه ظلم‌پذيرى و ترس استادانشان را و فرصت رشد پيدا نكردند.

انحطاط رژيم و فرهنگ مذهبى فاشيستى و فشارهاى همه اين سال‌هاى بد را انكار نمى‌كنم، ولى انگار ما آماده اين نوع رفتار بوديم. هنوز درصد بالايى از مظلوميت! ارثى فرهنگى در خون‌مان بود. اى كاش جامعه پزشكى به عنوان گل سرسبد جامعه، ظلم سيستم به پزشک و ظلم بالادست به پايين‌دست را محكوم مى‌كردند. از احترام بيهوده به بزرگترها! دست مى‌كشيدند و به همه افراد جامعه حتى یک معتاد كارتن‌خواب هم احترامى مشابه به وزير و رهبر مى‌گذاشتند.

من از فرهنگ جامعه بيش از ۳۰ سال است كه دور هستم. گاهى كه صحنه‌هاى مكالمه پزشكان و فرودستان را مى‌بينم از لحن ارباب‌رعيتى آنها تعجب مى‌كنم. البته نوعى صميميت لابد در آن مستتر است، ولى لحن صحبت كمى سخت و سر خرمنى مى‌شود؛ «كجات درد مى‌كند مادر؟»؛

كشور ما دچار عميق‌ترين بحران‌هاى فرهنگى، مذهبى، سياسى و اقتصادى است. آخرين ريزش، فروريزى اخلاقيات است. من در اين نوشتار بيشتر به اخلاقيات پزشكى توجه كردم بدون اينكه اميدى داشته باشم بتوانيم به وجدان كسانى كه از مرگ یک پزشک شادى مى‌كنند دسترسى داشته باشيم. من به خودم اجازه گمانه‌زنى‌هايى دادم بدون اينكه از شرايط پيچيده ايران مطلع باشم. ولى گاهى هم فردى كه خارج از يک سيستم پيچيده است و كمى هم بى‌اطلاع و ساده‌انگار است، ممكن است به ديدگاهى دست پيدا كند كه براى كسانى كه در غرقآب دست و پا مى‌زنند منظرى جديد باشد.

من فكر مى‌كنم بزرگ‌ترين لطمه جمهورى اسلامى و عقب‌ماندگى اسلامى/ شيعى، آسيب جدى به همه ابعاد اخلاقيت ايرانيان بوده است. فكر مى‌كنم بايد از اينجا پاكسازى ايران را شروع كنيم؛ و از آنجايى كه اخلاق مطلق نداريم، بهتر است زودتر بحث را شروع كنيم. نمونه مذاهب و جمهورى اسلامى نشان مى‌دهند كه اخلاقى كه از بالا اجبار شود، مسووليت فرد براى اخلاق شخصى را كاهش مى‌دهد. بايد شروع كنيم اخلاقيات فردى خودمان زير سوال ببريم، و تا وقتى جواب سوال را نمى‌دانيم به فرزندانمان ياد ندهيم كه «اگر مى‌خواهى خورده نشوى بايد گرگ باشى!»

No responses yet

Jul 28 2015

دادگاه جهانگیری؛ آغازی برای پیگیری میلیاردهای گمشده در دولت سابق/ آن ۲۹۴ میلیارد دلار کجاست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

کلمه: حالا راهی که بقایی قصد رفتنش را داشت، احمدی نژاد رفته و علیه جهانیگری اعلام شکایت کرده است. در شرایطی که دو معاون (رحيمي و بقايي) به همراه چهره های نزدیک به دولت قبل همچون بابک زنجانی در زندان هستند؛ رییس دولت های نهم و دهم برای معاون اول رییس جمهور خط و نشان می کشد…

روز گذشته وکیل احمدی نژاد اعلام کرد که از جهانگیری معاون اول رییس جمهور شکایت کرده است. خبری که بلافاصله انعکاس رسانه ای گسترده و پاسخ دفتر جهانگیری را به همراه داشت.

به گزارش خبرآنلاین، دلیل این شکایت اگرچه در اظهارات وکیل احمدی نژاد معلوم نیست اما سایت نزدیک به احمدی نژاد (دولت بهار) دلیل آن را «اظهارات کذب جهانگیری درباره واردات ٧٢٠ میلیارد دلاری در طول هشت سال دولت های نهم و دهم و سرنوشت ٩۵٠ میلیارد دلار درآمد ارزی» اعلام کرده است. ساعاتی بعد دفتر معاون اول رییس جمهور نیز اعلام کرد که از این شکایت استقبال کرده و آماده است تا مستندات خود را درباره تخلفات مالی دولت قبل به دادگاه ارائه کند.

بسته شدن پرونده دولت پاک دستان (دولت های نهم و دهم) با باز شدن یک به یک پرونده های تخلفات مالی این دولت همراه بود. اعضای دولت یازدهم که به تعبیری “ویرانه ای” تحویل گرفته بودند هر روز گوشه ای از این ویرانی ها را با مردم در میان می گذاشتند. واریز ۱۶ میلیارد تومانی از حساب دولت به حساب شخصی دانشگاه ایرانیان، رشوه ۳۰ هزار ریالی ناظران ساخت مسکن مهر برای تایید هر یک متر بنا، وصول نشدن شش گونی چک در مناطق آزاد، سرقت شش کشتی در مناطق آزاد، واگذاری رایگان ۲۰ هکتار از اراضی منطقه آزاد قشم، تخلف ۹ هزار میلیارد تومانی در فرودگاه قدیم قشم، تخلف چهار هزار میلیارد تومانی در بندر درگهان، فساد ٣٢میلیاردی در صندوق رفاه دانشجویی وزارت علوم ، گم شدن سه دکل نفتی و… تنها بخشی از تخلفاتی بود که طی دو سال گذشته مقامات دولتی از اکبر ترکان مشاور ارشد رئیس‌جمهور و رییس مناطق آزاد تجاری گرفته تا وزرای نفت و صنعت، و در راس آنها اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهور از آنها رونمایی کرده اند.

چرا جهانگیری هدف شکایت احمدی نژادی هاست؟

در این میان اما اسحاق جهانگیری که رییس ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی نیز هست بیش از سایر اعضای دولت در جریان این تخلفات قرار دارد و در فرصت های گوناگون بخش هایی از این تخلفات را بیان می کند. این شاید همان دلیلی باشد که جهانگیری را در راس آماج حملات و حالا شکایت احمدی نژادی ها قرار داده است. جهانگیری در دوسال گذشته پیاپی و در فرصت های مختلف گوشه هایی از مفاسد دولت قبل را مطرح کرده و در گفت و گویی تاکید کرده بود که حجم این مفاسد خیلی بیشتر است اما تنها برای افسرده و ناامید نشدن مردم همه آنها را بیان نمی کند.

نسبت سیاسی جهانگیری با حزب کارگزاران که هاشمی رفسنجانی -رقیب دیرینه احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴- پدر معنوی آن محسوب می شود، نیز شاید دلیل دیگری برای این شکایت باشد. به این ترتیب، شاکی با یک تیر دو نشان را زده و دولتمرد حاضر در دو دولت هاشمی رفسنجانی و روحانی را به دادگاه فراخوانده است.

۸۰ هزار میلیارد مطالبات معوق بانکی

از جمله اشاره های جهانگیری به مفاسد دولت قبل، سخنرانی وی در ۱۳ شهریور ٩٣ در آیین افتتاحیه نخستین نمایشگاه نقش‌آفرینی زنان در توسعه پایدار بود. او در آن نشست گفته بود: «تمام کارهایی که در سال‌های گذشته با عنوان زودبازده و عناوین دیگر انجام شده، باعث شد میلیارد‌ها تومان از منابع بانک‌ها از دست برود. تا جایی که امروز ۸۰ هزار میلیارد تومان مطالبات معوق بانک‌هاست. اگر این پول به بانک‌ها و فعالان اقتصادی برگردد، خواهیم دید چقدر از مشکلات برطرف خواهد شد».

سرنوشت نامعلوم ۲۲ میلیارد دلار و دو میلیارد و ۷۰۰ میلیونی که به بابک زنجانی داده شد

او همچنین ۲۷ دی ماه ۹۳ در چهل و سومین جلسه هیات نمایندگان اتاق ایران، گفت: “در سال ۹۰ گفته شد که بخش خصوصی در فروش نفت ورود پیدا کند. ولی باید پرسید، چرا به اتاق بازرگانی نفت ندادند که بفروشد؟ و یک مرتبه یک جوان را از کجا وارد سیستم فروش نفت کردند؟ تا به امروز ما نمی‌دانیم ۲ میلیارد و ۷۰۰ میلیون بودجه این مملکت چگونه در اختیار بابک زنجانی قرار گرفته است؟ … با آنکه از روزهای اول دولت یازدهم وارد این ماجرا شدیم و این فرد دستگیر شد، تا الان چیزی عایدمان نشده است و فقط گفته شده وکالت داده تا اموال اندکی که در کشور دارد در اختیار وزارت نفت قرار گیرد! موضوع این است که این فرد چگونه وارد سیستم شده و اگر مشخص نشود، ممکن است افراد دیگری از همین راه وارد شوند….یک زمانی گفتند پول ایران را ببریم در صرافی‌های دوبی بفروشیم. ظرف ۱۸ ماه ۲۲ میلیارد دلار پول این مملکت به خارج رفت. البته باید مواظب باشیم دوستان دیگر به اسم فساد آدرس اشتباه به ما ندهند. ما خودمان می‌دانیم فساد کجا اتفاق افتاده است. سیاست دولت، عمل به قانون و شفاف است و دولت در تمام این زمینه‌ها عملکرد پشت درهای بسته را نه مطلوب و نه به نفع می‌داند.”

معاون اول رییس‌جمهور همچنین در این مراسم درباره میزان بدهی بابک زنجانی پرسید: مگر با این پول چقدر می‌شود به سفر، عیش و نوش پرداخت؟ این پول حتما در جایی است و باید مشخص شود که کجاست.

بنا به گفته های جهانگیری وقتی این شخص به بانک می‌رفت رییس کل بانک مرکزی از جلسه بیرون می‌آمد تا با او صحبت کند. همچنین وزرا به ملاقات او می‌رفتند. این بخش از سخنان صریح جهانگیری به سرعت با واکنش محمود بهمنی، رییس کل بانک مرکزی همراه شد. محور اصلی نامه بهمنی تنها به انکار گفته ها درباره بابک زنجانی اختصاص داشت. وی عنوان کرد که جلسات خصوصی مکرر رئیس کل سابق بانک مرکزی با بابک زنجانی، کاملا خلاف واقع است. او با بیان اینکه کار بانک مرکزی بسیار دقیق است و حسابهای آن تا کسر ریال به طور دقیق ثبت و ضبط می‌شود و از سوی هیات نظارت، مورد مداقه و بررسی قرار می‌گیرد، افزود: هرگونه رفت و آمد به دفتر رئیس کل بانک مرکزی از سوی رئیس این دفتر، ثبت و ضبط و فیلمبرداری می‌شود.

اما در پاسخ به بهمنی، نهاد ریاست جمهوری هم دوباره جوابیه ای صادر کرد و توضیح داد که بیش از ۲٫۷ میلیارد دلار از اموال بیت المال در دولت گذشته در اختیار بابک زنجانی قرار گرفته است. بخشی از این مبلغ مربوط به پول نفت و بیش از یک میلیارد دلار آن مربوط به سپرده‌های بانک مرکزی نزد یکی از شرکت های زیر مجموعه وزارت نفت بوده و اکنون بازگشت آن یک مطالبه عمومی است. سوال مهم این است که به چه دلیل یک جوان کم سابقه توانسته به این میزان به اموال بیت‌المال دسترسی پیداکند.

در این جوابیه آمده بود: نباید با سکوت، موضوع برگشت ۲٫۷ میلیارد دلار به خزانه کشور و رو شدن دست های پشت پرده که از مطالبات مقام معظم رهبری و مردم است، دچار فراموشی شود و همچنین هیاهوی بیش از حد رسانه ای که خواسته متخلفین است ممکن است باعث انحراف افکار عمومی و دور شدن از اصل موضوع شود که پرداختن به آن را بیش از این به مصلحت نمی دانیم و فقط به توضیحات اخیر دادستان محترم تهران اشاره می‌کنیم که گفته اند در پرونده بابک زنجانی برخی از وزرا و رییس کل سابق بانک مرکزی برای ادای پاره‌ای توضیحات به دادستانی احضار شده اند.

وقتی که احمدی نژادی ها پاسخی نداشتند
با وجود رد و بدل شدن اظهارات و بیانیه‌ها بین دولت یازدهم و رییس بانک مرکزی دولت دهم تنها موضوع پاسخ داده شده مربوط به پرداخت ۲٫۷ میلیارد دلاری است که به بابک زنجانی تعلق گرفته و بهمنی از آن دفاع کرده است. اما در این بین ۲۲ میلیارد دلاری هم وجود دارد که عنوان می شود از طریق صرافان از کشور خارج شده است، ولی نه تنها محمود بهمنی در جوابیه خود از این موضوع سخنی به میان نیاورده بلکه هیچ یک از مسوولان دیگر دولت گذشته هم تاکنون نسبت به آن واکنشی نداشته اند. با این وجود اعلام اخیر قائم مقام بانک مرکزی مبنی بر وجود مستنداتی که خروج ۲۲ میلیارد دلار ارز را از کشور تایید می کند و اعلام رانت ۷۰۰۰ میلیاردی که چندی پیش در مجلس عنوان شد که در نوسانات ارزی در دولت قبل ایجاد شده و سود هنگفتی از فروش ارز محقق شده است، همگی می تواند مهر تاییدی بر خروج این ۲۲ میلیارد دلار از کشور باشد.

البته همچنان اظهارات جهانگیری درباره تخلفات وسیع در دولت گذشته ادامه داشت. او ١١ دی ٩٣ نیز با اشاره به درآمد افسانه‌ای نفت در دولت‌ سابق گفته بود: «کسانی که درآمد نفت را ذخیره نکردند باید مؤاخذه شوند». او همچنین ۱۳ بهمن ۹۳ نیز با تاکید بر مواضع خود گفت: در دوره گذشته (یعنی دولت احمدی نژاد) بیشترین شعار در تاریخ کشور برای مبارزه با فساد داده شد اما “بیشترین فساد‌ها و بزرگ‌ترین فسادهای قرن” در این دوره اتفاق افتاد.

۱۷۰ میلیارد دلاری که صفر شد

اما در ۷ اردیبهشت سال ۹۴ نیز بار دیگر این جهانگیری بود که با اشاره به ایجاد حساب ذخیره ارزی در برنامه‌ی سوم توسعه در همایش ملی کار گفت: وقتی دولت هشتم این حساب را به دولت نهم تحویل داد حدود ۱۰ تا ۱۲ میلیارد دلار موجودی نقدی حساب ذخیره ارزی بود. اما استفاده بی رویه از این حساب سبب شد مجمع تشخیص مصلحت به این نتیجه برسد که به جای حساب ذخیره ارزی صندوق توسعه ملی زیر نظر روسای قوا شکل بگیرد. اخیرا گزارشی از دستگاه نظارت دیدم که در آن گفته شده بود طبق قوانین برنامه و بودجه سوم و چهارم می‌بایست موجودی حساب ذخیره ارزی در زمان ایجاد صندوق توسعه ملی ۱۷۰ میلیارد دلار باشد اما زمانی که این صندوق تشکیل شد، هیچ ارزی در آن نبود و در واقع موجودی آن صفر شده بود! جهانگیری تصریح کرد:‌ اگر ۱۷۰ میلیارد دلار وارد چرخه تولید شده بود و در اختیار بخش خصوصی قرار می‌گرفت و اگر بر اساس سیاست‌ تشکیل صندوق توسعه ملی، حساب ذخیره ارزی باقی می‌ماند؛ آیا ایران به تحریم تهدید می‌شد؟ آیا بودجه کارهای عمرانی با رکود مواجه می‌شد و دیگر کسی می‌توانست بگوید نفت شما را نمی‌خریم تا از این طریق، فشار به کشور وارد کند؟

۱۰۰ میلیارد دلار معلوم نیست کجاست

همچنین اسحاق جهانگیری ۱۸ خرداد امسال در مراسم آغاز عملیات اجرایی پالایشگاه های میعانات گازی سیراف درباره نحوه اجرای سیاست های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی در دولت قبل گفت: در سال های قبل واگذاری هایی انجام شد. پولش را هم گرفتند که ما نمی دانیم این پول ها چه شد؟ هیچ کس هم هیچ وقت رسیدگی نخواهد کرد. بیش از صد میلیارد دلار از کارخانه های مهم در بخش های مختلف از جمله مخابرات، فولاد، پالایشگاه، نیروگاه و معادن مس را فروختند و انشاءاله که پولش را در راه پیشرفت کشور هزینه کرده باشند!

دکل های نفتی کجا هستند؟

اما ۳۰ تیرماه نیز معاون اول رییس جمهور در جلسه ستاد هماهنگی مبارزه با مفاسد اقتصادی گفت: پرونده بابک زنجانی، پرونده ای منحصر به فرد بود که به دلیل سوء مدیریت و بی تدبیری در گذشته ایجاد شد. همچنین در این جلسه وزیر نفت گزارشی از سایر تخلفات در حوزه نفت و شرکت‌های نفتی از جمله تخلفات مرتبط با آنچه در رسانه ها به عنوان ناپدید شدن دکل‌های نفتی مطرح است، ارائه کرد. بیژن زنگنه با بیان اینکه گزارش مفصلی در این زمینه توسط وزارت نفت و با همکاری سازمان بازرسی کل کشور و سایر نهادهای ذی ربط گردآوری شده است، از قوه قضائیه خواست این موضوع را به شکل ویژه مورد رسیدگی و پیگیری قرار دهند.

وقتی متهم شاکی می شود!

اما در مقابل این اظهارات جهانگیری؛ فرار رو به جلو دست اندر کاران دولت های نهم و دهم موجب شد تا آنها به جای پاسخگویی، از حربه «تهدید» استفاده کنند. از جمله آنکه کاظم انبارلویی در روزنامه رسالت از پرونده فساد شش میلیاردی جهانگیری در دوران وزارتش در دولت اصلاحات نوشت. موضوعی که با واکنش دولت مواجه شد. محمدباقر نوبخت سخنگوی دولت با رد این ادعا گفته بود که اگر این موضوع صحت داشت تا کنون دستگاه قضا به این پرونده رسیدگی کرده بود و دیگر امکان قرار گرفتن جهانگیری در پست معاون اولی ممکن نبود.

افزون بر این دو ماه قبل وقتی موضوع صندوق نهاد ریاست جمهوری و تخلفات مربوط به آن مطرح شد، حمیدرضا بقایی که نامش در راس این تخلف مطرح شده بود، اعلام کرد که از جهانگیری شکایت می کند. اما درست یک روز بعد خود او به عنوان «متهم» بازداشت شد و فرصت نکرد تا شکایت خود را مطرح کند.

حالا راهی که بقایی قصد رفتنش را داشت، احمدی نژاد رفته و علیه جهانیگری اعلام شکایت کرده است. در شرایطی که دو معاون (رحیمی و بقایی) به همراه چهره های نزدیک به دولت قبل همچون بابک زنجانی در زندان هستند؛ رییس دولت های نهم و دهم برای معاون اول رییس جمهور خط و نشان می کشد. اینکه این اقدام احمدی نژاد به دنبال جدی شدن پرونده شکایت از خودش و یا اسفندیار رحیم مشایی به عنوان خط قرمز او صورت می گیرد یا صرفا با اهداف رسانه ای و به راه انداختن موج رسانه ای در آستانه انتخابات مجلس صورت می گیرد؛ هنوز معلوم نیست. هر چه هست با استقبال جهانگیری از طرح قضایی این تخلفات، روزهای پرجالشی در پیش خواهیم داشت.

No responses yet

Jul 28 2015

ارتباط نظام و سپاه با تروریسم: بلای جان سرمایه‌گذاران خارجی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,تروریزم,روابط بین‌المللی,سیاسی

خودنویس: بسیاری از سرمایه‌گذاران و شرکت‌های بزرگ تجاری که بعد از توافق هسته‌ای به سوی ایران دست دراز می‌کنند، ممکن است با شکایت‌های میلیونی و گزنده‌ی قربانیان تروریسم، از خیر معامله با جمهوری اسلامی و نهادهای مرتبط با سپاه بگذرند.

هم‌زمان با گفتگوهای دیپلمات‌ها در وین، نمایندگان شرکت‌های تجاری در هتل‌های اطراف محل مذاکرات، دیدارهای جداگانه‌ای با برخی نزدیکان دولت روحانی کردند که از دید بسیاری از خبرنگاران پنهان مانده بود. خیلی‌ها در اروپا و آمریکا امیدوارند جزو اولین کسانی باشند که به بازار نسبتا دست نخورده‌ی ایران دست یابند. اما بسیاری از تاجران غربی، از یک خطر بزرگ غافل مانده‌اند: جمهوری اسلامی و نهادهای مرتبط با آن، حتی اگر برنامه‌ی هسته‌ای متوقف هم بشود، متهم به حمایت از تروریسم هستند. این مساله و ارتباط برای تجارت خوب نیست. دولت روحانی به هیچ وجه این در باره‌ی این ریسک بزرگ سرمایه‌گذاری حرف نمی‌زند.

دنیل فیشر، یکی از اعضای تحریریه فوربز، می‌نویسد که با وجود ایجاد فرصتی ویژه برای آغاز تجارت با ایران بعد توافق هسته‌ای، ورود به معامله با برخی شرکت‌های ایرانی، به ضرر طرف‌های خارجی تمام شود. فیشر تاکید می‌کند که وکلای شاکیانی در آمریکا، به شدت مراقب هستند که قراردادی با شرکت‌های تحت کنترل سپاه پاسداران و دیگر نهادهای حامی تروریسم بسته شود. بستن قرارداد با خود جمهوری اسلامی هم بدون ریسک نخواهد بود. بر اساس فهرست وزارت خارجه‌ی آمریکا، جمهوری اسلامی یکی از سه کشور حامی تروریسم است و بر اساس دیدگاه‌های برخی دادگاه‌ها، شرکت‌هایی که با حامیان تروریسم ارتباطی برقرار می‌کنند، می‌توانند منتظر شکایت باشند.

بر اساس قانون مبارزه با تروریسم آمریکا، شاکی متضرر از عملیات تروریستی می‌تواند ضررهایش را از همین طریق قانونی جبران کند. جفری سنت، وکیل یک موسسه حقوقی در نیویورک به فوربز می‌گوید که بسیاری از شرکت‌های تجاری که از این قانون بی‌اطلاع هستند، ممکن است باز شدن درهای بازار ایران را به فال نیک بگیرند، اما هدف شکایت‌هایی در همین سیستم قضایی آمریکا قرار خواهند گرفت. این وکیل که مدرس دعاوی بانکی دانشکده‌ی حقوق هم هست، می‌‌گوید که قسر در رفتن این شرکت‌ها از شکایت‌هایی که آنها را متهم به ارتباط حتی سهوی با دولت کند، به شدت دشوار است.

خطر بزرگ برای شرکت‌های خارجی که می‌خواهند وارد بازار ایران بشوند، این است که بسیاری از واحدهای تجاری ایرانی، به نحوی به سپاه پاسداران مربوط می‌شوند، چرا که سپاه بخش عمده‌ای از اقتصاد ایران را در مهار خود دارد. قرارگاه خاتم الانبیا بر اساس گزارش شورای روابط خارجی، بیش از ۷۵۰ قرارداد دولتی در اختیار دارد و سود این مجموعه بزرگ، به نیروی قدس سپاه می‌رسد که از سوی ایالات متحده به عنوان یکی از حامیان عمده‌ی تروریسم معرفی شده است. بانک صادرات ایران نیز از جمله مجموعه‌های مرتبط با فعالیت‌های اقتصادی است که نامش در میان تحریم‌ شده‌ها است. کشف مرکزی تجاری و اقتصادی در ایران که هیچ ارتباطی حتی اندک به نهادهای تروریستی ندارد، واقعا بسیار دشوار است.

به عقیده جفری سنت، حتی اگر طرف قرارداد با ایرانی‌ها ثابت کند که هیچ مشکلی در میان نیست و مجموعه‌ای که با آن در ارتباط است به هیچ عنوان ارتباطی با تروریسم ندارد، طرح هر شکایت برابر است با میلیون‌ها دلار هزینه قانونی و حقوقی که به طرف خارجی تحمیل می‌شود.

این مساله در موارد دیگری منتهی به ضرر شرکت‌هایی شده که با کشورهای حامی تروریسم و یا نهادهای حامی تروریسم قرارداد تجاری داشته‌اند، حتی اگر فعالیت اقتصادی‌شان هیچ ربطی به تروریسم نداشته است.

به این ترتیب، شهروندان آمریکایی که از فعالیت‌های تروریستی ضربه خورده‌اند، با اشتیاق منتظر آغاز ارتباط شرکت‌های بزرگ با جمهوری اسلامی هستند. وکلا هم بیکار نخواهند نشست. سپاه قدس، به واسطه تامین بمب‌های جاده‌ای و آموزش نیروهای مختلف در عراق، متهم به دست داشتن در مرگ بسیاری از سربازان آمریکایی در سال‌های بعد از اشغال عراق است. مطمئنا این مساله از چشمان وکلای خانواده‌های زخمی‌ها و معلولان و کشته شدگان ناشی از انفجار این بمب‌ها دور نخواهد ماند.

No responses yet

Jul 28 2015

واکنش ویکی لیکس به ادعای پول گرفتن احمد شهید از عربستان

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: سایت ویکی لیکس نسبت به ادعای انتشار سندی در این سایت افشاگر راجع به پرداخت پول توسط عربستان سعودی به احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در مورد ایران، واکنش نشان داد. ویکی لیکس، در حساب توئیتر خود، از متهم کنندگان آقای شهید خواست لینک سند ادعایی خود در این سایت را نشان دهند.

این واکنش، ساعاتی پس از آن صورت گرفت که بسیاری از خبرگزاری و رسانه های ایرانی خبری را نقل کردند که موضوع آن، انتشار سندی در ویکی لیکس در مورد رشوه گرفتن گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل از عربستان برای تهیه گزارش های جهت دار علیه ایران بود.

احمد شهید امروز دوشنبه ۵ مرداد، در مصاحبه با بی بی سی فارسی گفت خوشحال است که سایت ویکی لیکس از منتشرکنندگان این اتهام خواسته تا ادعای خود را ثابت کنند چون سند ادعایی آنها در هیچ کدام از مدارک افشا شده توسط این سایت وجود نداشته است.

احمد شهید در مصاحبه با بی بی سی فارسی گفت خوشحال است که سایت ویکی لیکس از منتشرکنندگان اتهامات علیه خود خواسته تا ادعای خود را ثابت کنند چون سند ادعایی آنها در هیچ کدام از مدارک افشا شده توسط این سایت وجود نداشته است

آقای شهید تاکید کرد که بودجه فعالیت های او برای تهیه گزارش از وضعیت حقوق بشر ایران، توسط سازمان ملل تامین می شود.

وی همچنین با ذکر اینکه دستگاه های رسمی ایران “تقریبا همه آنچه در گزارش هایش ذکر می شود را قبول دارند” گفت: “مثلا ادعای من درباره اینکه نزدیک به هشتاد درصد اعدام ها در ایران به خاطر مواد مخدره مورد تایید ایران است، یا اینکه رهبران بهایی در ایران زندانی هستند و نوجوانان اعدام می شوند توسط دولت ایران رد نمی شود.”

گزارشگر سازمان ملل افزود: “اختلاف آنها با من در اینجا است که آنها قبول ندارند که این کارها نقض حقوق بشر است.”

او گفت که گزارش‌هایش، عمدتا با استناد به قوانین جمهوری اسلامی ایران، گفته های مقام ها و رسانه های رسمی و مصاحبه هایی تنظیم شده که “جزئیات آنها در گزارش ها ذکر می شود”.

احمد شهید، از چهار سال پیش به عنوان گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در مورد ایران انتخاب شده و طی این مدت، حق سفر به این کشور را نداشته است.

شورای حقوق بشر سازمان ملل، در فروردین ماه گذشته ماموریت وی به عنوان گزارشگر ویژه حقوق بشر را به مدت یک سال دیگر تمدید کرد.

آقای شهید چهارمین گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران است. پیش از او موریس کاپیتورن، رینالدو گالیندوپل و آندریاس آگوییلار این مسئولیت را به عهده داشته‌اند.

هر چهار گزارشگر ویژه حقوق بشر، از عدم همکاری مقام‌های ایرانی در تهیه گزارش های خود انتقاد کرده‌ و از سوی رسانه های رسمی این کشور، به همکاری با دشمنان جمهوری اسلامی ایران متهم شده اند.

No responses yet

Jul 28 2015

آیا احمد شهید از عربستان رشوه گرفته است؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

خودنویس: خبرگزاری‌های جمهوری اسلامی سندی منتسب به ویکی‌لیکس را منتشر کرده‌اند که حتی ویکی‌لیکس هم از آن خبر ندارد!

روز دوشنبه پنجم مرداد برخی از سایت‌های خبری داخل ایران مدعی شدند که طبق یکی از اسناد فاش‌شده از سوی ویکی‌لیکس، دولت عربستان مبلغ یک میلیون دلار به احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور ایران، رشوه داده است.

سایت تابناک نوشت [2]: «به‌تازگی ویکی‌لیکس سندی ‌منتشر‌ کرده ‌که پشت پرده گزارش‌های غیر موثق علیه ایران در موضوع حقوق بشر را توسط احمد شهید را روشن می‌کند. بر اساس این اسناد، عربستان سعودی، یک میلیون دلار به گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور وضع حقوق بشر رشو‌ه داده است تا موضع‌گیری تندی در قبال مسائل ایران بگیرد و گزارش‌های جهت‌دار بنویسد». [غلط دستوری «موضع‌گیری … بگیرد» در جمله اخیر، از سایت تابناک است]

تابناک خبر خود را به نقل از سایت عربی «الوعی» تنظیم کرد و تصویر سند ادعایی را هم که بسیار ناواضح است و به نظر می‌رسد با نرم‌افزارهای گرافیک دست‌کاری شده، ضمیمه کرد.

این گزارش به سرعت از سوی دیگر رسانه‌های جمهوری اسلامی و سایت‌های زنجیره‌ای وابسته به آن‌ها بازنشر شد و با توجه به اهمیت موضوع، خودنویس  آن را پی‌گیری کرد. گفتنی است که سرانجام توییتر رسمی ویکی‌لیکس وارد عمل شد و در پاسخ به یکی از اکانت‌های بازنشرکننده این خبر، آن را تکذیب کرد [3] و نوشت: «لطفا نشان بدهید که این ادعا بر پایه کدام کابل [منتشر شده در ویکی‌لیکس] است. شما در مطلب ادعایی‌تان موفق نمی‌شوید یک لینک به کابل‌های ما بدهید».

حساب کاربری توییتر احمد شهید نیز از سایت ویکی‌لیکس بابت روشن کردن موضوع تشکر کرد [4].

رسانه‌ها و مقام‌های رسمی جمهوری اسلامی پیشتر نیز بارها اتهاماتی متوجه احمد شهید کرده و به وی توهین کرده‌اند. محمدجواد لاریجانی دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه وی را «مغرض، نادان و حامی تروریست‌ها» خواند و برای نامیدن «احمد شهید»، از واژگان توهین‌آمیز «احمق شریر» استفاده [5] کرد.

سال ۲۰۱۲ میلادی در نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل، توهین‌های شخصی لاریجانی به احمد شهید باعث شد تا خانم لورا لازره پس از چندبار اخطار به وی در حین سخنرانی‌اش، میکروفون دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه جمهوری اسلامی را قطع کند [6].

با توجه به نزدیک‌شدن زمان ارائه گزارش احمد شهید به شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، حمله به گزارش‌گر ویژه شدت یافته است. از سوی دیگر، دو فعال کارگری و زندانی سیاسی ایرانی به نام‌های شاهرخ زمانی و سعید شیرزاد [7] از زندان رجایی شهر کرج در نامه‌ای به احمد شهید، از وی خواسته‌اند تا وضعیت مطالبات کارگران را مد نظر داشته باشد. این دو خواستار تمدید ماموریت آقای شهید شده‌اند.

No responses yet

Jul 27 2015

رئيس اتاق بازرگانی ايران و چين: سفر هيات‌های خارجی به ايران کار بی‌خودی است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

دیگربان: اسد‌الله عسگراولادی٬ رئيس اتاق بازرگانی ايران و چين گفته تحريم‌ها هنوز لغو نشده و سفر‌ هيات‌های اروپايی به ايران «کار بی‌خودی» است.

آقای عسگراولادی با طرح اين پرسش که «اين هيات‌ها را چرا به ايران راه می‌دهيم و اين هيات‌ها برای چه به ايران می‌آيند؟» گفته کشور در حال حاضر پولی ندارد.

وی افزوده هيات اروپايی برای فروش کالا به ايران سفر می‌کنند٬ در حالی که بايد هيات‌هايی را پذيرفت که قصد خريد کالا از ايران دارند.

به گفته اين فعال اقتصادی محافظه‌کار وضعيت مبادلات بانکی برای ايران در جهان تغييری نکرده٬ بلکه محدوديت‌ها بيشتر هم شده است.

عسگراولادی اضافه کرده «من اعتمادی به غربی‌ها ندارم. غربی‌ها در زمينه سرمايه‌گذاری در ايران دروغ می‌گويند.»

چين و هند به عنوان دو شريک تجاری ايران در زمان تحريم‌ها به شدت نگران جايگزين شدن کشور‌های اروپايی در ايران در صورت لغو يک‌سری از تحريم‌ها هستند.

اين دو کشور سال‌هاست از محل دور زدن تحريم‌ها و صادرات کالا به جای پول نفت به ايران از سود هنگفتی بهره می‌برند.

No responses yet

Jul 27 2015

اشتباه استراتژیک «مرشد کامبیز حسینی»

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,طنز

خودنویس: نکن کامبیز! عروس تعریفی نباش! کار خودت را خراب نکن و شخصیت خودت را برای جلب توجه آخوندها به چیز نکش! می‌خواهی مبلغ جمهوری اسلامی بشوی؟ تکنیک مرشد و بچه‌مرشد را کنار بگذار و به شیوه همین بچه‌پررویی [علی علیزاده] که تازگی در بی‌بی‌سی پیدایش شده اقتفا کن!

این کامبیز حسینی یک اشتباه استراتژیک [2] کرده است. ظاهرا او تا امروز نفهمیده که استیل و تکنیکِ الدرم بلدرمِ نمایشی مربوط به مرشد و بچه‌مرشدِ قهوه‌خانه‌ای که برای سبک کارش برگزیده و تا حالا خیلی جاها موفق بوده استیلی و تکنیکی نیست که بازیگرِ نقشِ مرشد بتواند منافع حقیرِ شخصی خودش را از آن طریق پی‌گیری کند و منفعت‌طلبی‌های نازلِ فردی‌اش را (که در فرهنگ رایج آخوندی «زرنگی» نامیده می‌شود) پشت آن پنهان کند.

این تیپی که کامبیز ساخته بود برای بیان برخی حقایق به زبان طنز مناسب بود. قالب نمایشی او محتوای خودش را داشت، و آن محتوا چیزی جز بیان طنزآمیز برخی انتقادهای اجتماعی و سیاسی یا در حقیقت افشای نمکینِ برخی حقارت‌های دستگاه حاکم نبود.

او باید می‌دانست که این شیوه که با استفاده از تکنیکِ هارت و پورتِ مرشدِ معرکه‌گردان و پرده‌خوان‌های سنتی به بیان برخی حقایقِ گفته یا ناگفته در یک رسانه تصویری می‌پرداخت، خاصِ تحریکِ تخیلِ شنونده بود، و ایجادِ فضایی که در آن می‌شد بعضی پیام‌های اجتماعی و سیاسی را به مردم انتقال داد، و برخی سِرِّ دلبران از زبان دیگران را به شیرینی بازگو کرد.

این شیوه همان‌طور که برنامه‌های کامبیز نشان داده راحت می‌تواند با مخاطب ارتباط برقرار کند؛ و ضمن آن که لحظه‌های شادی برای او می آورد، برخی نکات جدی را هم با وی در میان می‌نهد. و این مستلزم آن است که مرشدِ معرکه، یعنی مجری (کامبیز)، در کارش صمیمی بماند.

او متأسفانه نفهمیده است که این شیوه و تکنیک نمایشی برای پنهان کردن یا سُراندن و تعبیه کردن برخی اغراض شخصی و حقیرِ شخصِ مرشد (که صمیمیت در بیان و فکر می باید پایه‌ی اصلی کار او باشد) شیوه درستی نیست و با آن تناسبی ندارد؛ زیرا به محض آن که مجری چنین تکنیکی را وسیله غرض خصوصی یا بیان نکاتِ فرمایشی و مشحون از بی‌صداقتی کند، دست او رو می‌شود؛ چرا که فرمِ کارش همواره مخصوص و منطبق بر محتوایی بوده است که به آن می‌پرداخته.

در کاربرد چنین شیوه‌ها و ترفندهای نمایشی، صداقت در محتوا و در افکارِ مرشد (مجری) اصلِ قضیه و ضامنِ پذیرش از سوی مخاطب و رد شدنِ پیام به اوست. اگر مجری بخواهد مضمون و محتوایی را که هدفِ پنهان یا آشکارشان پیگیری طمعِ فردی و خصوصی اوست به طور زیرآبی و «یواشکی» به مخاطب قالب کند؛ یعنی اگر بخواهد خودش مرشدِ منافعِ شخصی خودش بشود، دست او پیش مخاطب رو می‌شود و آبرویی برای مرشد باقی نمی‌ماند.

در چنین وضعی، مضحکه‌ی او نه تنها خنده‌دار نخواهد بود، که رقت‌بار هم خواهد شد؛ و کسانی که پیش از این از ذوق‌ورزی یا طنز او خوششان می‌آمد، او را حقیر و کوچک خواهند شمرد، و کوشش او نزد آنها بر باد خواهد رفت؛ و در واقع الدرم بلدرم و طاق و طربِ او زورکی و ابلهانه و منفعت‌طلبانه به نظرها جلوه خواهد کرد؛ و طمطراقِ نقادانه‌ی روزنامه‌نگاریِ او به هبا و هدر خواهد پیوست!

نکن کامبیز! عروس تعریفی نباش! کار خودت را خراب نکن و شخصیت خودت را برای جلب توجه آخوندها به چیز نکش! می‌خواهی مبلغ جمهوری اسلامی بشوی؟ تکنیک مرشد و بچه‌مرشد را کنار بگذار و به شیوه همین بچه‌پررویی [علی علیزاده] که تازگی در بی‌بی‌سی پیدایش شده اقتفا کن! اسمش چی بود؟ قلی‌زاده؟ ولی‌زاده؟ یا هر کوفت و زهر مار دیگری! آره داداش، استعدادت خوب است اگر با صداقت همراهش کنی. به محض این که زرنگیِ کاسبکارانه‌ات را بخواهی در شیوه‌ات دخالت بدهی همه چیز فرو می‌ریزد. از ما گفتن بود.

No responses yet

Jul 27 2015

ذخیره نفت ایران روی آب به بهای زیان ۴۵ میلیون دلاری

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,بحران هسته‌ای,دزدی‌های رژیم

رادیوفردا: ذخیره ۲ میلیون بشکه نفت ایران روی آب‌های خلیج فارس توسط یکی از مدیران اسبق نفتی تا کنون موجب زیانی ۴۵ میلیون دلاری برای ایران شده است.

محدودیت فروش نفت ایران در دوران تحریم‌ها باعث شده بود که جمهوری اسلامی بکوشد راه‌هایی برای دور زدن تحریم‌ها و فروش نفت خود بیابد. یکی از این راه‌ها انتقال میلیون‌ها بشکه نفت به آب‌های بین‌المللی و فروش آن‌ها روی آب بود و چون ماهیت این کار به دلیل محدودیت‌های تحریمی نمی‌توانست رسمی باشد از این رو دلال‌هایی ظهور کردند تا نفت ایران را به‌طور غیررسمی به فروش برسانند.

اما دریافت پول از این دلال‌ها و واریز آن به صندوق دولت با توجه به نوسانات بازار ارز و همین‌طور بهای نامشخص نفت به فروش رفته با دشواری و البته حرف‌ها و حدیث‌هایی همراه بود که مسئله‌ای به نام بابک زنجانی را به وجود آورد.

پس از آن بود که گرچه هنوز پرونده بابک زنجانی به سرانجام مشخصی نرسیده بود خبر از آشکار شدن یک دلال دیگر رسید که هرچند نام بابک زنجانی ۲ به وی اطلاق شده اما بر اساس شواهد با توجه به نوع فعالیتش در صنعت نفت و دلالی فروش نفت باید به گفته خبرگزاری فارس او را «استاد» بابک زنجانی خطاب کرد.

نام این دلال نفتی هنوز فاش نشده و با عنوان «م. س» از او یاد می‌شود. به گزارش خبرگزاری فارس این شخص توانسته است در سال گذشته با موافقت شورای پنج نفره ژنرال‌های بازگشته به نفت، مبلغ ۵ میلیارد و سیصد میلیون دلار نفت را برای فروش دریافت کند، و نه تنها پول فروش این میزان نفت را به بانک مرکزی بازنگردانده، بلکه هیچ سندی مبنی بر بدهکاری خود نیز به جز یک برگه کاغذ نزد دولت باقی نگذاشته است. خبرگزاری فارس می‌نویسد «م. س» اکنون به راحتی در دبی به تجارت با پول‌های بادآورده نفتی ایران مشغول است.

اما مسئله به همین‌جا ختم نشده و اکنون خبر از کشف یک «م. س» دیگر می‌رسد که خبرگزاری فارس تأکید می‌کند آن «م. س» اولی یا بابک زنجانی ۲ نیست بلکه این یکی از مدیران اسبق صنعت نفت است. یعنی همان کسی که اقدام به ذخیره‌سازی ۲ میلیون بشکه نفت روی آب کرده و این عمل وی از دو سال قبل تا کنون زیانی ۴۵ میلیون دلاری را نصیب ایران کرده است.

به گزارش خبرگزاری فارس، این شخص حدود ۲ سال قبل با هماهنگی مدیران فعلی صنعت نفت از طریق رابطه اقدام به اجاره نفت‌کش قاره‌پیمایی با هزینه ۴۵ میلیون دلار کرد.

براساس اطلاعات به دست آمده، این نفتکش ۲ میلیون بشکه نفت خام ایران را حدود یک سال بر روی آب‌های خلیج فارس و در نزدیکی مرز عمان نگه داشت.

خبرگزاری فارس می‌نویسد نکته مهم آن است که هویت این نفتکش و مالک آن مشخص نیست، اما اسناد موجود حاکی از آن است که وی در این مدت اقدام به دریافت ۴۵ میلیون دلار حق اجاره کرده است در صورتی که با این پول می‌شد یک نفتکش قاره‌پیما با تمام تجهیزات و تأسیسات روز خریداری کرد.

براساس این اطلاعات، با گذشت حدود یک سال و پس از ایجاد یک جریان رسانه‌ای، ۲ میلیون بشکه نفت ذخیره شده در این نفتکش تحویل نفتکش دیگری، وابسته به یکی از شرکت‌های پالایشی شرق آسیا شد، اما هنوز مشخص نیست چنین اقدامی با صرف این هزینه با چه هدف و بر اساس کدام مدل مدیریتی در شرایط بحران صورت گرفته و در شرایط سخت درآمدهای ارزی باعث خسارت‌های سنگین ارزی به کشور شده است؟

و پرسش دیگر این‌که، مگر بهای این دو میلیون بشکه نفت چقدر بوده که ۴۵ میلیون دلار برای نگهداری‌شان روی آب‌های خلیج فارس هزینه شده است؟

No responses yet

Jul 27 2015

توئیت عجیب خامنه‌ای علیه اوباما

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس:

انتشار پیامی تصویری و سو تفاهم‌برانگیز از سوی مدیران توئیتر خامنه‌ای، باعث تعجب رسانه‌ها شده است.

یو-اس تودی دیروز نسبت به انتشار توئیت عجیب خامنه‌ای واکنش نشان داد. نویسنده مقاله به ذکر این نکته می‌پردازد که هویت مالک این حساب توئیتر که دائما علیه آمریکا شعار می‌دهد، هنوز تایید نشده است. در پیام روی این توئیت گرافیکی، سخنان اخیر رهبر جمهوری اسلامی درج شده است که خطاب به آمریکا گفته بود: «ما از هیچ جنگی استقبال و هیچ جنگی را آغاز نمی‌کنیم اما اگر جنگی روی دهد آن کس که از نبرد سرشکسته خارج می‌شود آمریکای متجاوز و جنایتکار است.»

البته این حساب در روز ۱۷ جولای نیز توئیت نوشتاری مشابهی منتشر کرد.

یو‌-اس تودی به این نکته اشاره می‌کند که انتشار این پیام گرافیکی، همزمان با تلاش انگلستان برای عادی کردن رابطه با جمهوری اسلامی و برداشتند هشدار به شهروندان برای سفر به ایران است.

لازم به ذکر است که بر روی گوشه‌ی سمت راست بالای تصویر، نشانی سایت رسمی آیت‌الله خامنه‌ای دیده می‌شود.

No responses yet

Jul 26 2015

وزرای احمدی نژاد در اتاق فکر جامعه روحانیت؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

عصرایران: این روزها خبرهایی می رسد که از عدم فعالیت اکثر اعضای جامعه روحانیت مبارز در امور مربوط به انتخابات آتی حکایت دارد.

به گزارش پارسینه؛ بدنبال فعال شدن حجت الاسلام سیدرضا تقوی عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت برای آنچه که وی از آن به وحدت اصولگرایان نام می برد، و تشکیل جلسات با اعضای جبهه پایداری و اخیرا تشکیلات “یکتا” که وزیران دولت احمدی نژاد در آن حضور دارند، عملا فعالیتهای سیاسی -انتخاباتی جامعه روحانیت در شخص آقای تقوی خلاصه شده و کلید اقدامات جامعه روحانیت مبارز به دست صادق محصولی(وزیر کشور احمدی نژاد) ، کامران دانشجو(وزیر علوم احمدی نژاد)و برادرش فرهاد دانشجو(رئیس اسبق دانشگاه تربیت مدرس و رئیس سابق دانشگاه آزاد) و سیدمحمد حسینی(وزیر ارشاد احمدی نژاد) داده شده است.

این اقدام موجب شده است اکثریت بزرگی از اعضای جامعه روحانیت مبارز از ورود به مقوله انتخابات صرفنظر کنند و با سکوتشان اعتراض خود را به واگذاری تصمیمات تشکل خود به یاران احمدی نژاد نشان دهند.

شنیده شده افرادی چون باهنر،مصباحی مقدم و… خود را از گردونه فعالیتهایی که اخیرا به همراهی بخشی از اصولگرایان از جمله جبهه پایداری و تشکل یکتا صورت گرفته می شود،کنار کشیده اند.

به نظر می رسد این تشتت در پی فقدان آیت الله مهدوی کنی و عسگراولادی به وجود آمده و برخی اصولگرایان جدید، به دور زدن تشکلهای اصیل و قدیمی از جمله جامعه روحانیت مبارز،جبهه پیروان خط امام و رهبری، حزب موتلفه، جامعه اسلامی مهندسین و… روی آورده اند و برای این کار، از حجت الاسلام تقوی بهره گرفته اند.

از سوی دیگر فعالیتهای سیاسی حجت الاسلام تقوی که به صورت مرتب وبه شکل جلسات رسمس و غیررسمی در استانها برگزار می شود ، با توجه به سمت دیگر وی(رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه سراسر کشور) شبهاتی را ایجاد کرده است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .