اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for December, 2015

Dec 21 2015

او می گوید بازپرس مسیر بازجویی از سعید مرتضوی را تغییر داده، وکیل فلاح هروی: بابک زنجانی چهار سال همکار سردار قاسمی بود؛ معرف نیاز نداشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

کلمه: چکیده : باید برای بیت‌المالی که بدست این افراد به غارت رفته خون گریه کرد.” این سخنان نماینده دادستان در بیست و چهارمین جلسه رسیدگی به پرونده متهمان نفتی است. در جلسه گذشته دادگاه به صراحت عنوان شد که محمود احمدی نژاد رییس دولت وقت دستور داده است که بدون تشریفات قانونی ۱۳۸ شرکت شستا متعلق به سازمان تامین اجتماعی به بابک زنجانی منتقل شود. این تنها بیت المال نیست که باید برایش خون گریه کرد، باید برای سیستم قضایی که نام ها را می داند اما همچنان سکوت اختیار می کند هم خون گریه کرد…

کلمه – گروه خبر: ” باید برای بیت‌المالی که بدست این افراد به غارت رفته خون گریه کرد.” این سخنان نماینده دادستان در بیست و چهارمین جلسه رسیدگی به پرونده متهمان نفتی است. خطاب او به بابک زنجانی متهم ردیف اول و محمد شمس متهم ردیف دوم و حمید فلاح هروی متهم ردیف سوم است.

متهمانی که با پشتوانه های امنیتی و دولتی که داشتند توانستند میلیاردها دلار و یورو از بیت المال را حیف و میل یا اختلاس کنند. اما نماینده دادستان که در همه بیست و چهار جلسه در دادگاه حضور داشته، بارها از زبان متهمان نام های وزیران دولت محمود احمدی نژاد، مدیرکل بانک مرکزی، سعید مرتضوی، قرارگاه خاتم، شهرداری تهران و….. شنیده است که در جریان کارهای بابک زنجانی بوده و در بسیاری موارد کمک اش کرده اند.

به گزارش کلمه، در جلسه گذشته دادگاه به صراحت عنوان شد که محمود احمدی نژاد رییس دولت وقت دستور داده است که بدون تشریفات قانونی ۱۳۸ شرکت شستا متعلق به سازمان تامین اجتماعی به بابک زنجانی منتقل شود.

این تنها بیت المال نیست که باید برایش خون گریه کرد، باید برای سیستم قضایی که نام ها را می داند اما همچنان سکوت اختیار می کند هم خون گریه کرد.

در این جلسه هم وکیل حمید فلاح هروی گفت که بابک زنجانی و رستم قاسمی از قبل با یکدیگر آشنایی داشتند آقای قاسمی از چهار سال قبل با زنجانی به دلیل دور زدن تحریم‌ها برای قرارگاه خاتم و تبادل ارز آشنایی کامل داشت و نیازی نبود موکل من در این راستا نقش معرف را ایفا کند.

به گزارش ایسنا، رضا نجفی نماینده مدعی‌العموم در پاسخ به دفاعیات متهمان ردیف دوم و سوم پرونده موسوم به فساد نفتی و وکلای آن‌ها گفت: متهمان پرونده تلاش داشتند تا با مظلوم نمایی بگویند دادسرا در این پرونده دارای موضع بوده است، در حالی که اگر اینگونه بود مستندات در اختیار وکلا قرار نمی‌گرفت.

وی ادامه داد: وکیل متهم «ح.ف.ه» در دفاعیات خود گفتند که بازپرس در بازجویی از سعید مرتضوی مسیر بازجویی را تغییر داده حال این سئوال مطرح می‌شود که مگر شما حضور داشتید که چنین حرفی می‌زنید؟

باید برای غارت بیت المال خون گریه کرد

نجفی خاطرنشان کرد: وکیل‌مدافع متهم ردیف سوم پرونده در جایی دیگر از صحبت‌هایش گفت که در این پرونده به قدری ظلم شده که باید برای متهمان خون گریه کرد در حالی که باید گفت باید برای بیت‌المالی که بدست این افراد به غارت رفته خون گریه کرد.

وی تصریح کرد: آقای «ح.ف.ه» خود را به عنوان مسئول یکی از نهادها معرفی می‌کرده در حالی که وکیل مدافع ایشان در دفاعیات خود مدعی شدند که موکل‌شان هیچ گاه خود را به عنوان چنین مسئولی معرفی نمی‌کرده است.

نماینده دادستانی تهران با اشاره به برخی اقدامات «ح.ف.ه» اظهار کرد: متهم ردیف سوم پرونده مدعی است که در هیچ جای کیفرخواست سندی مبنی بر منافع و پورسانتی برای همکاری با بابک زنجانی وجود ندارد. در حالی که طبق گزارش‌ها وی در شرکت سرمایه گذاری غدیر فعالیت می کرده است.

وی اظهار کرد: هدایت و راهبری برخی امور خاص بر عهده متهم ردیف سوم پرونده بوده و بر اساس این گزارش وی در اکثریت شرکت های بابک زنجانی سهام دار بوده است و به لحاظ نفوذ بالای او نقطه اولیه واگذاری پروژ‌ه‌های مهم به مجموعه بابک زنجانی بوده است.

نماینده مدعی العموم با اشاره به موضوع ضمانت نامه ۸ هزار میلیارد تومانی موسسه توسعه گفت: مدیر وقت موسسه توسعه گفته است که بعد از صدور ضمانت نامه ۸ هزار میلیاردی این موسسه می خواست بخشی از پول‌ها را به جای دیگر منتقل کند، اما «ح.ف.ه» با بی سیم وارد موسسه می‌شود و اعلام می‌کند این پول مربوط به مراجع امنیتی است.

وی خاطرنشان کرد: در بحث خرید شرکت‌های سازمان تامین اجتماعی نیز بر خلاف استدلال وکیل متهم ردیف سوم پرونده و بنا بر اظهارات مرتضوی «ح.ف.ه» در چند جلسه حضور داشته و در این جلسات اعلام کرده که دارای شرکت‌های بزرگ و بانک در خارج از کشور بوده که به لحاظ تحریم‌ها با مشکل مواجه شده است.

رسول کوهپایه‌زاده وکیل مدافع متهم ردیف اول پرونده موسوم به فساد نفتی گفت: در ارتباط با بدهی موکل همانطور که قبلا گفته شده موکلم یک وکالت بلاعزل برای انتقال اموال داخل ایران در اختیار شرکت نفت قرار داده است. با توجه به تحریم های ظالمانه علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران نه تنها بابک زنجانی بلکه اشخاص حقوقی و حقیقی در آن زمان به دلیل این تحریم‌ها در استرداد و انتقال وجوه با مشکل مواجه بودند.

وکیل مدافع بابک زنجانی با بیان اینکه اقدامات قابل توجهی از سوی بابک زنجانی در راستای تسریع بازپرداخت این وجوه در حال انجام است، اظهار کرد: دادگاه محترم نیز به دلیل محرمانه بودن موضوع در جریان همه مطالب قرار دارد. با توجه به اقدامات موکلم برای وصول مطالبات در صورت صلاحدید و در راستای تحقق وصول کامل مطالبات تقاضا داریم فرصت چند ماهه ای در اختیار موکلم قرار گیرد.

کوهپایه‌زاده تصریح کرد: این فرصت به این جهت است که مقدمات بازپرداخت فراهم شود. همچنین با توجه به این که تحریم‌ها در حال برداشته شدن است اما تاکنون اتفاقی نیفتاده است و امیدواریم در چند ماه آینده زمینه انتقال وجوه فراهم شود و در این مدت موکلم بتواند مطالبات شرکت نفت را پرداخت کند.

وکیل مدافع بابک زنجانی گفت: مطالبات شرکت نفت شامل دو بخش محموله‌های نفتی و واریز یک میلیارد و ۴۲۷ میلیون و ۵۰۰ هزار یورو به صورت نقدی است. از مجموع مبلغ واریز شده به صورت نقدی ۶۶۰ میلیون یورو به دستور شرکت نفت به پیمانکاران پرداخت شده و با توجه به تلاش‌های صورت گرفته از سوی دادسرا دو هزار و ۶۰۰ میلیارد تومان از اموال موکل در کشور شناسایی شده است که با تهاتر این مبلغ با مبلغ باقی مانده از واریز نقدی می توان گفت وجوه نقدی موکل تهاتر شده است.

در ادامه، غلامرضا صادقی قهاره وکیل مدافع شرکت HK با اشاره به درخواست وکیل بابک زنجانی برای گرفتن مهلت چندماهه خاطرنشان کرد: از همان ابتدا و حتی قبل از این که شکایتی صورت گیرد و پرونده به دادگاه بیاید تمام دغدغه و بحث شرکت نفت این بود که مطالبات و حقوق بیت المال استیفا شود. هرچند ما نسبت به متهم و تلاش او برای پرداخت بدهی حسن ظن داشتیم، اما در عمل چیزی ندیدیم و وعده و وعیدهای متهم محقق نشد.

وی خاطر نشان کرد: امیدواریم درخواست آقای کوهپایه زاده وکیل مدافع متهم ردیف اول این پرونده در راستای فراهم کردن موجبات اطاله دادرسی نباشد.

وکیل مدافع شرکت HK اظهار کرد: کارشناسی دو هزار و ۶۰۰ میلیارد تومانی از اموال بابک زنجانی اصلا مورد قبول شرکت نفت نیست؛ زیرا در کارشناسی صورت گرفته چکی به مبلغ ۴۰ میلیارد تومان که صاحب چک الان در زندان است جز اموال متهم محسوب شده است. اموالی که کارشناسان ارزیابی کردند نه تنها دو هزار و ۶۰۰ میلیارد تومان بلکه هزار و ۶۰۰ میلیارد تومان هم نیست.

صادقی قهاره تصریح کرد: واگذاری این اموال به شرکت نفت ظلم مضاعف است؛ چرا که یک بار بابت فروش نفت به بابک زنجانی بر سر شرکت نفت کلاه رفته و اکنون مجددا در رابطه با واگذاری اموال به شرکت نفت نیز می خواهند کلاه دیگری بر سرش بگذارند؛ لذا ما بحث تهاتر را قبول نداریم.

وی گفت:‌ واقعیت این است که اموال متهم در حد ۱۶۰۰ میلیارد تومان هم نیست لذا ما تقاضا داریم برای تسویه به صورت نقدی اقدام شود و بابک زنجانی ماشین و ساعت اش را برای خود نگه دارد.

سجاد سعیدی‌مهر وکیل‌مدافع متهم ردیف سوم پرونده در بیان دفاعیات خود گفت: قبل از بیان ادامه دفاعیات می‌خواهم نکته‌ای را بیان کنم. حجت الاسلام و المسلمین محسنی اژه ای معاون اول محترم قوه قضاییه در نشست خبری خود مطالبی را بیان کردند که می‌تواند در روند رسیدگی به این پرونده در آینده موثر باشد و ما بیانات ایشان را به فال نیک می گیریم.

وی ادامه داد: نماینده دادستان در جلسات قبل وجود نقص در دادسرا را رد نکرد و تاکید داشت که مطالب دادسرا نص قرآن نیست، اما می‌خواهم بپرسم آیا دادگاه نیز خود را ملزم به رعایت موازین دادرسی می‌کند یا خیر؟

وکیل‌مدافع متهم ردیف سوم پرونده موسوم به فساد نفتی خاطرنشان کرد: در جریان دفاع موکلم، در سه جلسه گذشته وقتی هنوز دفاعیاتش به پایان نرسیده بود دادگاه دفاعیات وی را قطع کرد و جلسه بعدی به صورت غیرعلنی برگزار شد و پس از وقفه ای دفاعیات موکلم ادامه یافت. دادگاه برای رعایت حال موکلم توصیه کرد که دفاعیات به صورت لایحه به دادگاه تقدیم شود.

وی با استناد به ماده ۳۶۹ قانون آیین دادرسی کیفری گفت: بر اساس این ماده استمرار جلسات جز تا زمان تنفس الزامی بوده، اما در دفاعیات موکل به نحو غیر منتظره ای شکاف افتاده است که ما در جریان دلیل این شکاف نیستیم.

وی همچنین از منتشر شدن نام موکلش در برخی از رسانه‌ها انتقاد کرد.

قاضی صلواتی در این حین در پاسخ به اظهارات وکیل متهم ردیف سوم پرونده گفت:‌ دادگاه در آغاز هر جلسه تذکرات قانونی خود را اعلام می‌کند و اگر مطالبی در رسانه ها مطرح شده باید با مجوز قانون آیین دادرسی کیفری از مسئولان قضایی باشد، البته حق شما محفوظ است و می‌توانید در این زمینه به دادسرا مراجعه کنید.

رئیس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب خاطرنشان کرد: متهم ردیف سوم پرونده درخواست کرده بود به دلیل بیماری که دارد به صورت پیاپی نمی تواند از خود دفاع کند، بنابراین این موکل شما بود که خواست وقفه ای در دفاعیاتش ایجاد شود و از این رو در بین دفاعیات موکل شما جلسه غیرعلنی را برگزار کردیم.

وکیل‌مدافع متهم ردیف سوم پرونده موسوم به فساد نفتی ادامه داد: بابک زنجانی یک سهم مدیریتی از هزار سهم به نام موکلم در هیأت مدیره شرکت ها قرار داده‌اند و از بابت بدهی که از سال ۹۱ وجود داشت باید این تهاتر انجام می‌شد که موکل برای فروش منزل اقدام می‌کند و قبل از اجرا شدن این اقدام یعنی شب عید بازداشت می‌شود.

سعیدی مهر ادامه داد: موکلم در سال ۸۳ پس از بازنشستگی از به شرکت غدیر می‌رود و در سال ۸۹ بابک زنجانی موکل را برای تاسیس بانک FIIB به مالزی می برد. موکلم به طور دائمی با بابک زنجانی همراه نبوده و به نحو صوری به عنوان عضو هیأت مدیره برخی از شرکت ها انتخاب می‌شود و بخشی از سهام‌ها بدون اطلاع موکلم به وی توسط بابک زنجانی واگذار شده بوده است.

وی خاطرنشان کرد: در اظهارات بابک زنجانی در رابطه با انگیزه جذب موکلم گفته شده چون وی کارمند بازنشسته یکی از نهادها بوده بابک زنجانی به دنبال دیده شدن فعالیت‌هایش بوده است. همچنین طبق این اظهارات درباره قطع همکاری بابک زنجانی اعلام می‌کند که موکلم در حال گزارشگری و خبرچینی است و ناکارامدی وی در کارهای بازرگانی محرز بوده است.

وکیل مدافع «ح.ف.ه» تصریح کرد: از دیدگاه بابک زنجانی حضور موکلم نه برای همکاری اقتصادی بلکه در جهت اعمال نظارت از سوی نهادهای نظارتی بوده است. در این رابطه بابک زنجانی مدعی می‌شود به دلیل اینکه موکل برایش دردساز شده بود وی را از شرکت خارج کرده است.

سعیدی مهر با اشاره به پرداخت برخی وجوه و هدایا از سوی بابک زنجانی به موکلش گفت: نگویید که بابک زنجانی به موکلم هدیه عروسی، ماشین و یا چیزهای دیگر داده؛ چرا که هیچ کدام از این‌ها ربطی به موضوع نفت نداشته است و تاریخ پرداخت آن‌ها قبل از ماجرای نفت بوده. همچنین موکلم در حساب های دفتری زنجانی همیشه بدهکار بوده است و صرف عضویت در هیأت مدیره دلیل مشارکت در جرم نیست.

وی با بیان اینکه این مقدار از همکاری موکلم نمی تواندجرم تلقی شود گفت: «ح.ف.ه» هیچ تصمیم مهمی در رابطه با موضوعات نگرفته است. همچنین موکلم قبل و بعد از آشنایی با مجموعه بابک زنجانی علاوه بر حقوق بازنشستگی فعالیت اقتصادی نیز داشته و فرصت خاصی برای همکاری وی با بابک زنجانی پیش نیامده بود.

سعیدی مهر تصریح کرد: مصوبه هفتم تیرماه سال ۹۱ مورد تائید سه وزیر وقت و رئیس وقت بانک مرکزی بوده است. همچنین مصوبه ۲۷ آذر ماه ۹۱ در رابطه با تفاهم‌نامه با سازمان تامین اجتماعی و همچنین قرارداد فروش سهام بانک FIIB و کنت به بانک ملت قراردادهایی هستند که در کیفرخواست به آن اشاره شده است. این مصوبه زمینه جرم نبوده است و موکلم در خارج از جلسه اخذ این مصوبه دیده شده است.

وکیل مدافع «ح.ف.ه» اظهار کرد: علاوه بر این وزیر وقت نفت از چهار سال قبل به واسطه برخی فعالیت‌ها برای دور زدن تحریم‌ها با بابک زنجانی در رابطه با تبادل ارز آَشنایی قبلی داشته؛ لذا بی نیاز از معرفی به وساطت موکل من بوده است.

وی درباره مذاکرات با تامین اجتماعی گفت:‌ فردی که با بابک زنجانی برای انعقاد تفاهم نامه به سازمان تامین اجتماعی رفته، آقای «ح.م» بوده نه «ح.ف.ه»؛ این در حالی است که کیفرخواست بنا به دلایلی اعلام می‌کند بابک زنجانی به همراه موکلم به دیدار سعید مرتضوی رفته است.

قاضی صلواتی: شما حق توهین ندارید

قاضی صلواتی خطاب به وکیل مدافع متهم ردیف سوم پرونده گفت: شما مکررا به دادستانی و دادسرا توهین کردید، در حالی که شما حق توهین به هیچ کس را ندارید و بارها در حین قرائت دفاعیات خود توهین‌هایی را انجام داده اید.

وکیل مدافع «ح.ف.ه» در پاسخ به قاضی صلواتی گفت: من توهینی نکردم و فقط مواردی که در کیفرخواست ذکر شده را بیان کردم.

سعیدی مهر در ادامه دفاعیات خود تصریح کرد: بابک زنجانی در اعترافات خود در رابطه با نحوه آشنایی با سازمان تامین اجتماعی گفته است که از طریق «ح.م» با این سازمان آشنا شده؛ بنابراین موکلم بابک زنجانی را به سازمان تامین اجتماعی نبرده است.

وی اظهار کرد: در رابطه با تفاهم نامه مذکور موکلم نقشی در این رابطه نداشته و تنها برای پیگیری ها به سازمان تامین اجتماعی مراجعه می کرده است. تنظیم این تفاهم نامه تحت نظر موکل من نبوده است و تنها بابک زنجانی نظرات کارشناسی وی را خواستار شده است. حتی اگر بابک زنجانی به فرض محال قصد تحصیل مجانی شرکت های سازمان تامین اجتماعی را داشت ربطی به موکلم به عنوان کارشناس ندارد.

وکیل مدافع متهم ردیف سوم پرونده با اشاره به مداخله موکلش در خرید سهام توسط بانک ملت گفت:‌ معرفی بابک زنجانی به بانک ملت توسط موکلم نیز ادعای نادرستی است زیرا پیش از این بابک زنجانی در این مورد گفته است که خود مدیران بانک ملت از او خواستند تا با آن‌ها مذاکره داشته باشد؛ لذا موکلم دخالتی در قضیه بانک ملت نداشته، وی نه فروشنده و نه خریدار بوده و در هیات مدیره بانک‌ها در خارج از کشور نیز عضویت رسمی نداشته است.

سعیدی‌مهر در رابطه با گشایش ۱۱ فقره ال سی و نقش موکلش در مصوبات مربوط به آن گفت:‌ از وکلای وزارت نفت سئوالی مبنی بر اینکه تقدیم ال سی ها به امضای موکل بوده است یا خیر؟ دارم که امیدواریم به این سئوالات پاسخ داده شود.

وی گفت:‌ موکلم در رابطه با صدور ال سی دخالتی نداشته و مصوبات با امضای او نبوده است. طی همان مصوبات گشایش ال سی ها منوط به پرداخت وجه بوده است که صحبت های من را تحقیقات موجود در پرونده و اسکن بودن امضای موکلم تائید می‌کنم. در کیفرخواست موکلم گفته شده که او اطلاعات بانکی قوی داشته است که این موضوع به هیچ وجه صحت ندارد.

وکیل مدافع متهم ردیف سوم پرونده موسوم به فساد نفتی تصریح کرد: بابک زنجانی اعلام کرده است که تمام کارها را با تلاش خود و به تنهایی انجام داده؛ بنابراین می توان نتیجه گرفته که موکلم نقش مهمی در فعالیت‌های او نداشته است. همچنین طبق گفته بابک زنجانی نقش موکلم در این شرکت ها تنها خبرچینی و آوردن مافیا بوده و خود بابک زنجانی تصمیم گیرنده بوده است؛ این در حالی است که بابک زنجانی دارای دو امضا بوده و می‌توانسته در بسیاری از قراردادها از این ظرفیت استفاده کند.

وکیل مدافع «ح.ف.ه» گفت: در تحقیق از سه وزیر که نام آن‌ها در مصوبه مذکور در پرونده آمده است و همچنین نهادها و سازمان های مختلف و کلیه کسانی که با بابک زنجانی تعامل داشتند و یا مصوبه ای صادر کردند می‌توانند عدم نقش موکلم را اعلام کنند.

سعیدی مهر در پایان دفاعیات خود گفت: با توجه به اینکه موکلم مبتلا به بیماری صعب العلاج است امیدوارم دادگاه با تخفیف قرار تامین قبل از بروز اتفاق خاص تا زمان صدور آرا با آزادی وی موافقت کند.

بر اساس این گزارش، متهم ردیف سوم پرونده به دلیل نامساعد شدن حالش، جلسه دادگاه را ترک کرد.

قاضی ابوالقاسم صلواتی در پایان بیست و چهارمین جلسه دادگاه رسیدگی به پرونده موسوم به فساد نفتی، گفت: با عنایت به تقاضای وکیل‌مدافع بابک زنجانی مبنی بر ارائه مهلت برای پرداخت بدهی و ارائه یک فقره برات از سوی متهم در یک کشور و بانک خارجی در جهت پرداخت یا تضمین پرداخت آن و اینکه متهم اموالی را در خارج و داخل معرفی کند، دادگاه با استفاده از اختیارات قانونی خود یک ماه مهلت برای وصول مطالبات شرکت نفت به متهم ارائه می‌کند. وی ادامه داد: امیدواریم ظرف این مدت بدهی‌های متهم با شرکت HK و شرکت نفت تسویه شود.

سه جلسه نخست رسیدگی به این پرونده به قرائت کیفرخواست متهمین توسط نماینده مدعی‌العموم اختصاص یافت. پس از پایان قرائت کیفرخواست متهمان، رسول کوهپایه‌زاده وکیل‌مدافع بابک زنجانی درخواست استمهال‌ خود را برای اتمام مطالعه پرونده به رییس دادگاه تقدیم کرد و قاضی صلواتی با این درخواست موافقت کرد.

دفاعیات ۲۰۰ صفحه‌ای بابک زنجانی، جلسات چهارم تا هفتم و دهم تا سیزدهم را به خود اختصاص داد.

در جلسه هشتم دادگاه، وکیل مدافع شرکت HK به قرائت شکایت موکل خود پرداخت و جلسه نهم نیز وکیل مدافع بانک مسکن شکایت این بانک را مطرح کرد.

پس از پایان یافتن دفاعیات بابک زنجانی در جلسه سیزدهم، رسول کوهپایه زاده وکیل‌مدافع وی تا جلسه هفدهم دفاعیات خود را مطرح کرد. در جلسات هجدهم، نوزدهم و بیستم «م.ش» متهم ردیف دوم دفاعیات خود را ارایه داد.

در جلسه بیست و یکم دفاعیات متهم ردیف دوم و وکیل مدافع وی به پایان رسید و متهم ردیف سوم پرونده به دفاع از خود پرداخت. جلسه بیست ‌و دوم به صورت غیرعلنی و بدون حضور رسانه‌ها برگزار شد. در جلسه بیست و سوم که به صورت علنی برگزار شد، دفاعیات متهم ردیف سوم به پایان رسید و وکیل مدافع وی به دفاع از موکلش پرداخت.

No responses yet

Dec 21 2015

«آقایان اشکوری و سروش، شما در باره اسلام شناخت علمی ندارید»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

جلال ایجادی رادیوکوچه:

بخش اول
نواندیش یا مبلغ اسلام؟
نواندیشان دینی فاقد شناخت علمی از قرآن و اسلام هستند. آنها دین را از نگاه دینی مورد برخورد و تفسیر قرار می دهند و مبلغ آن هستند. فعالیت این افراد نه در زمینه تئولوژی بلکه در عرصه الهیات اسلامی است. اگر تئولوژی را مطالعه الوهیت و خدایی بودن و خداشناسی تعریف کنیم و دقت داشته باشیم که واژه «تئو» به‌معنای خدا و واژه «لوژی» به‌معنای شناخت می باشد، بنابراین تئولوژی می تواند تئولوژی سکولار، تئولوژی مسیحیت یا حتا تئولوژی فلسفی باشد. در معنای یونانی متخصص در تئولوژی کسی است که دارای گفتار عقلی در باره الاهه و اسطوره است. نواندیشان دینی فاقد نقش عقلی و فاقد گفتار گسترده تئولوژی می باشند. عرصه فکری نواندیشان دینی به «حکمت اللهی» اسلامی محدود می شود. سالیان درازی است که این اشخاص خود را نماینده نواندیشی و متخصص دینی معرفی کرده، حال آنکه متاسفانه آنها نه نو می اندیشند، نه جسارت در نقد قرآن دارند، نه با مقوله های فلسفه مدرن احساس نزدیکی فکری دارند و نه دارای تخصص علمی و ابژکتیو درباره دین هستند. این افراد مدافع الهیات اسلامی و ایمان می باشند، تاریخ گرایی آنها نه در راستای حقیقت جویی بیطرفانه علمی، بلکه دستچین نمودن رویدادها و افسانه ها جهت تایید دستگاه ایدئولوژیک دینی خود آنان است.
در جامعه ایرانی عدم دقت در فضای روشنفکری برآشفتگی های ذهنی افزوده است. روشنفکران تربیت نقد علمی نداشته و تسلیم طلبی فکری را به تقوا تبدیل کرده اند. اغلب روشنفکران در کرنش فرو رفته و روشنگری سکولار را از یاد برده و به سرزنش آزادفکران می پردازند. رسانه ها نیز به لحاظ تب بازار رسانه ای و عدم توجه لازم، عناوین «دین رحمانی» و «متخصص و پژوهشگر دینی» را تکرار کرده و بر ابهام ها و خرافه پراکنی افزوده اند. در چنین شرایطی اسلام که عامل سقوط و ازخودبیگانگی است، پس از ۱۴۰۰ سال به‌عنوان «دین روشنگر و رهایی بخش» معرفی می شود، جعلیات و خرافات ضد خرد فقه شیعه بعنوان «علم» فقه اعلام می شود و دیکتاتوری مودب بر ذهن و ناخودآگاه غلبه می کند. دنیای آشفتگی بنفع خردستیزی است و آشفتگی ذهنی توام با سانسور ذهنی ساختار فکری را از معیارهای خردمندانه دور نموده است. بازار سوداگری فکری داغ است، دین طرفدار تبعیض «مقدس» می شود و نخبگان طرفدار این دین سامی خشونت گرا «نواندیش» تلقی می گردند.
فعال نمودن عرصه اندیشه به شفافیت ایده ها کمک می‌رساند و ما باید از توسعه بحث تئوریک و روشن‌فکرانه استقبال کنیم. میان روشن‌فکر لائیک و ناباور از یکسو و از سوی دیگر نخبگان دیندار مباحث و اختلافات بیشمارند، ولی درگیری نظری و فکری مستقیم کم اتفاق افتاده است زیرا نخبگان شیعه به انتقاد ها پاسخ نمی گویند. بتازگی آقای اشکوری در مقاله «سه فعل حرام شرعی در اقدامات تروریستی داعش» نوشت: «اعمال تبهکارانه و وحشیانه این گروه تروریستی، نه تنها با معیارها و قواعد اسلامی و شرعی سازگار نیست بلکه با مسلمات قرآنی و حتی فقیهی در تعارض است» و افزود از نظر اسلامی تروریسم داعش حرام است. این نوشته فرصتی شد تا یکبار دیگر به نقد اسلام بپردازم و بگویم که فکر نواندیشان و جناب اشکوری بطور کامل نادرست است. در نقد ایشان من نوشتم قرآن با توجه به آیات آن، داعش پرور است و نشان دادم که آقای اشکوری جعل می کند.
آقایان نواندیش، به انتقاد ها جواب دهید
پس از انتشار نوشته اخیرم «اسلام، داعش و آقای یوسفی اشکوری» و پس از سالیان سکوت از جانب سیاسیون و نواندیشان شیعه نسبت به انتقادهای روشنفکران سکولار و لائیک و ناباور، آقای یوسفی اشکوری بعنوان یکی از نمایندگان این جناح بطور مستقیم ابراز نظر نمود ولی در واقع انتشار پاسخ قدیمی به انتقاد قدیمی من، پاسخ به مقاله جدید من نیست. البته روشن است که نظر آقای اشکوری همراه با عصبانیت و دگماتیسم مذهبی بوده و فاقد اتیک و منش اکادمیک می باشد. پند اخلاقی دینی، جایگزین پاسخ به انتقاد نمی شود. عنوان نوشته اخیر آقای اشکوری چنین است: « جناب ایجادی! نقد آری؛ سخن غیرمحققانه و نفرت‌افکنی، هرگز!». ایشان پس از مقدمه کوتاه متکبرانه، نامه چهارساله را منتشر می کند تا پاسخ به انتقادهای اخیر فراموش شود. ایشان در آن نامه نوشته است:« نقد اسلام، آری! اما اتهام و تندخویی و جعل و تحریف تاریخ و طرح دعاوی نادرست و بی تحقیق و یا یک جانبه و آمیختن تحقیق با عواطف و انگیزه های سیاسی و شخصی، هرگز!». البته منظور ایشان این است که انتقاد به قرآن و اسلام بیانگر «تندخویی» است و سپس اینکه ایشان از انتقاد پژوهشی و روشن‌فکرانه و شفاف نسبت به قرآن و اسلام خوشش نمی آید و نیز از رد تبلیغات و افسانه دینی توسط من بسیار خشمگین بوده و اینگونه کار انتقادی و محققانه را «غیرمحققانه» وانمود می سازد. این قضاوت، غیرمسوولانه و هوچیگری است، زیرا ایشان حداقل اگر ۲۰ شماره مقالات من درباره «مذهب شیعه، ریشه ازخودبیگانگی ایرانیان» و «نواندیشان دینی، نقش سودمند یا زیان آور» را خوانده بود، اینگونه سخن نمی گفت. نواندیشان دینی طرفدار اجرای استبداد و سانسور علیه منقدان اسلام می باشند و زمانی که توطئه سکوت آنها در تنگناست، به تعرض و تهمت علیه انتقادکنندگان آزادمنش دست می زنند و این رفتار در تاریخ اسلام تازگی ندارد. بی تفاوتی و پرخاشجویی دو روی سکه نواندیشان به انتقاد جدی و شفاف ماست. این افراد نخبه شیعه علیرغم برخی انتقاد ها به سیاسیون حاکم، طرفدار آیت اله های بزرگ در مبارزه اسلام علیه «کافران» هستند. این افراد نخبه اسلامی که اخلاق انتقاد را رعایت نمی کنند مبارزه روشنفکران آزاده را مورد هتاکی قرار می دهند. خوشبختانه بیسوادی روشنفکری و هراس در نقد مذهب اسلام در جامعه عقب نشینی کرده است و در داخل ایران و خارج از کشور افراد نقد کننده دین اسلام در افزایش اند و تابوهای ذهنی برای خیلی ها شکسته است. ما می‌دانیم که انتقاد جدی و خردمندانه به قرآن و اسلام، در فضای فرهنگی روشن‌فکری ایرانیان در حال گسترش است و این امر بسیار نیکویی می باشد. اینگونه انتقاد متین و با شجاعت، افسانه سازی دینداران مبلغ شیعه را عریان می کند و ابزار معاش آنان را به خطر می اندازد. توسعه خرد و دانش و سکولاریسم در گرو نقد دین و انتقاد از تمامی زیانها و آسیب های ناشی از آنست.
آقای اشکوری به مقاله انتقادی اخیر من با عنوان « داعش، اسلام و آقای یوسفی اشکوری» و انتقاد من به افکار سراپا نادرست ایشان در باره داعش و اسلام جواب نمی دهد و بقول معروف درمی‌رود. در این مقاله من همخوانی و هم بستری اسلام و ایدئولوژی داعش را مطرح می‌کنم حال آنکه آقای اشکوری می گوید داعش و اسلام ربطی به یکدیگر ندارد. آقای اشکوری! شما اگر انتقادی به این مقاله من دارید بگویید. من سالیانی است که به نقد اسلام و قرآن و شیعه گری و نواندیش شیعه پرداخته و در مقاله بالا به‌طرز کوتاه و با اتکا به آیات «معتبر قرآنی»، همزاتی ایدئولوژی داعش و قرآن را مطرح می کنم. اسلامیون چون می دانند که اینگونه انتقادها محکم است، اغلب سکوت نموده تا اسلام بعنوان یک دین خشن و تبعیض گرا بیشتر ضربه نخورد. در تربیت اسلامیون نیست تا به انتقاد جواب دهند، آنها حمله غیرمستقیم می کنند و هر انتقادی را «تهمت» معرفی می کنند تا به‌اصطلاح عدم پاسخشان توجیه شده باشد. خاموشی آقای عبدالکریم سروش در قبال انتقادهای گوناگون در جامعه بیانگر هراس و فقدان نظر استدلالی او می باشد. واکنش آقای اشکوری، انتقاد به نظرات من در مقاله « داعش، اسلام و آقای یوسفی اشکوری» نیست، بلکه طرح حرفهای کلی و بی ربط و غیر مستدل چهار سال پیش می باشد. همان شگرد هیاهو برای گم کردن اصل مطلب است. در دمکراسی یا در فضای آزاد روشنفکری شیوه بحث نمی تواند «تکفیری» باشد. ایده در برابر ایده، استدلال در برابر استدلال، انتقاد در برابر انتقاد، اصل مهم مبارزه فکری، اندیشه و گفتگوی متضاد و طرح استدلال است. به سنت تحلیل و بررسی و طرح افکار در میان فیلسوفان و جامعه شناسان و اقتصاد دانان توجه کنید، این بزرگان گاه به پلمیک و جدال تند می پردازند ولی گرایش اصلی طرح افکار و ایده ها می باشد. آقای اشکوری حوزه دیده است وقادر نیست در باره اسلام و شیعه به انتقادها جواب گوید. ولی در باور دینی او هر انتقاد «غیرمحققانه» است چرا که در نقد فیلسوفانه و روشنفکرانه اصل الهیات اسلامی زیر سوال می رود. در نگرش این افراد کلامی معتبر است که اصل دین را نفی نکند. ایشان حوزه و دانشگاه را برابر می گیرد و خواهان پذیرش اصل تقدس دینی توسط همه است. ایشان اگر رفتار مسوولانه می داشت و با اتکا به افکارم در نوشته، انتقاد خود را مطرح می ساخت، روال بحث بگونه دیگر پیش می رفت. البته ایشان دارای مسوولیت هستند، ولی این مسوولیت در قبال قرآن و اسلام است. ایشان مانند همه نخبگان شیعه در عرصه روشنفکری و فلسفی فاقد مسوولیت می باشند و بنابراین منقدان را غیر مسوول دانسته، به آنها حمله کرده و تهمت می زند و کار آنان را غیر محققانه تلقی می کند. ایشان تعیین کننده روش تحقیق برای ما نیستند، روش حوزه و اعتقادی دینی معیار ما نیست. روش تحقیق ما متکی بر داده ها و مقولات است، متکی بر کار مقایسه و تحلیل است، متکی بر انتقاد و استقلال نظری است، متکی بر دقت علمی و هرمنوتیک می باشد. روش علمی ملاحظات سیاسی و رفیقانه نمی شناسد، روش علمی به پیچیدگی ها توجه کرده، به تاریخ پدیده دقت نموده و ذهن را به شناخت پدیده نزدیک می کند.
نواندیشان دینی جعل کننده اند
آقای اشکوری مرا متهم به جعل و تحریف تاریخ می کند. متاسفانه اتهام زنی شیوه همیشگی مبلغان دین است و برای آنها نقد دین برابر «جعل» است. جعل را باید با اتکا به موارد مشخص به طرز علمی و دقیق نشان داد و در غیر این‌صورت یک تهمت است و تهمت پراکنی همان «تکفیر» اسلامی است. حال آنکه بررسی انتقادی دین به‌طورکلی از جانب جامعه شناسان تحلیل از موقعیت اجتماعی و تاریخی هردین و انتقاد بر اسطوره گرایی و جادوگرایی و خرافه گرایی و آسمانگرایی دین است. نهاد دین و تاثیرگذاری دین بر ذهنیت جامعه، یک واقعیت است ولی این واقعیت بمثابه یک عامل سحرآمیز و مسخ کننده عمل نموده و استقلال خردمندانه ذهن و اندیشه انسان را ناتوان می سازد و گاه عواطف معنوی و احساسات او را به منفی ترین شکل ساماندهی می کند. در شرایط ما نیز نقد علمی دین، انتقادی بر جعل سازی تاریخی دینسازان بوده و در پی اثبات غیر مقدس و غیر آسمانی بودن دین است.
از جانب «تاریخ‌نویسان» اسلامی تاریخ ۱۴۰۰ ساله اسلام پیوسته مورد جعل سیستماتیک قرارگرفته است زیرا آنها پروپاگاند و تبلیغ و خودشیفتگی دینی را با تحقیق تاریخی ابژکتیو و علمی برابر می دانند. بعنوان نمونه در قرآن مقام انسان به عبودیت تنزل داده شده است ولی نخبه مسلمان از ارتقا انسان در اسلام می گوید. در قرآن مقام زن به نیمه مرد تبدیل گشته و حتا تنبیه زن سفارش شده است ولی مسلمانان از ارتقا زن صحبت کرده و بهشت را زیر پای مادران می‌دانند. بردگی در قرآن و زندگی امامان به رسمیت شناخته شده ولی مبلغان مسلمان این دین را «دین برادری» می نامند. قشون عرب به سرزمین ایران تجاوز کرد، ولی مذهبیون آن‌را «فتوحات اسلامی» می خوانند. خانواده بنی هاشم، استعمارگر و دشمن ایرانیان بود ولی آخوندها و همین نواندیشان به همه گفتند باید این خانواده را پرستید و گریه کرد و تمام تلاش خود را کردند تا ایرانیان ازخودبیگانه و مسخ شده باقی بمانند. مبلغان شیعه مانند مطهری و علی شریعتی و هم کیشان آنان، قهرمانان اساطیری و تاریخی ایرانیان را مورد تهمت و جعل و سکوت قرار دادند تا علی ابن ابیطالب و فرزندانش که در ضدیت و کشتار و فتنه افروزی علیه ایرانیان فعال بودند به قهرمانان «مقدس» تبدیل گردند. مبلغان شیعه امام دوزادهم را ساخته و آن‌را وسیله ای برای تحمیق مردم قرار داده و تلاش کردند تا رمز و راز بر ملا نشود و دروغ پایدار بماند، تا اینکه حضرت ولی العصر در ذهنیت فلج شده مردم پیروز باشد. از رساله عملیه شیخ بهائی تا رساله آیت اله بروجردی تا رساله آیت اله خمینی و سایر آیت الل های شیعه، جز انبوهی از جعلیات و خرافات و اعتقادات ارتجاعی، مانند احکام تقلید، طهارت، نماز، خمس، زکات، حج، معاملات، صیغه، ارث، حلال و حرام، چیز دیگری نیست. حال همین رسالات مرتجعانه برای نواندیشان بیان «علم فقه» بوده، محترم می باشند و قابل انتقاد نیستند. پس می بینید که کار جعل، سنت اسلامگرایان است. نواندیشان هزاران برگ را در تبلیغ دین و انتقاد به مارکسیسم پرکرده و منتشر نموده اند ولی در کدام کتاب و مقاله به نقد آشکار و مستقیم این رساله ها و مجموعه خرافات و جعلیات پرداخته اند؟ من از آقایان عبدالکریم سروش و یوسفی اشکوری می خواهم که بدون شعبده بازی به موارد بالا برخورد کرده و نظر روشن بدهند.
روشنگرانی که منکوب اسلام نشدند
در تاریخ ایران اسلام در هرکجا که رسید در پی تحمیل سلطه و دین اجباری بوده است. تمام تلاش محققان و نویسندگان مغلوب نشده در ایران در جستجوی حقیقت بوده است. این افراد تمایل به فرهنگ خود داشته و با میهن پرستی خردمندانه نخواسته اند زیر جعلیات دشمنانه اسلامی خرد شوند. آنها علیه جعل آخوندی و جعل «مورخ» اسلامی مبارزه کرده اند. میرزاآقاخان کرمانی نوشت اسلام مناسب قبایلی وحشی و دزد مزاج باشد که جز غارت و یغما و طریق فحشا و ظلم ندانند(هشت بهشت)، علی دشتی در باره ۲۳ سال جعل و دروغ محمد نوشت، صادق هدایت در حاجی آقا و توپ مرواری علیه گنداب اسلام و آخوندها نوشت، عبدالحسین زرین کوب در باره ۲۰۰ سال سکوت و تهاجم اسلام نوشت، محمدرضا فشاهی دین سامی و مهدیگری را به نقد کشید، آرامش دوستدار در باره امتناع در فرهنگ دینی نوشت، مسعود انصاری بر اسلام و شیعه گری و دروغ آن انتقاد کرد، محمدرضا نیکفر الاهیات شکنجه را تحلیل کرد، و من تا کنون با صراحت پنجاه مقاله تحلیلی در باره قرآن و شیعه گری و نواندیشان دینی و نقش زیان آور آنان نوشته ام و بعلاوه در کتاب اخیر خود «جامعه شناسی آسیب ها و دگرگونی های جامعه ایران» به این موضوع پرداخته ام. تمامی این نوشته ها و دهها نوشته دیگر در سالهای اخیر در پی نشاندادن ویرانگری ایدئولوژی اسلامی بوده اند و تلاش کرده اند تا خود را از نفوذ ایدئولوژی دینی دور کرده و دروغ تقدس دین و مبلغان آن را در برابر چشم ما قرار دهند. ایدئولوژی حاکم دینی شلاق به دست گرفته تا فکر مخالف را تنبیه کند و تحقیق و انتقاد را «تحریف» معرفی کند و بنابراین منقدان را به سکوت مجبور سازد. علیرغم سانسور و خودسانسوری و علیرغم ضدیت حاد نخبگان شیعه و طرفداران فرصت طلب چپ و راست آنها، مبارزه فکری در نقد دین اسلام بیش از بیش رشد می کند و این امر سلامتی بخش می باشد و من همه افراد شجاع و آگاه و آزاد اندیش را به ادامه این نقد دعوت می کنم.
جامعه ما از خودسانسوری و احترام به خرافات باید بیرون آید. ذهنیت بیمار و ترسو و کرنش گر در برابر مذهب، باید مورد بررسی انتقادی قرار گیرد و روحیه مسوول و شجاع باید مورد تشویق قرار گیرد. مذهبیون پیوسته با مذهب خود، ایجاد ترس کرده و هرگونه انتقاد را بعنوان خطای روحی و سیاسی و نفاق افکن معرفی کرده اند. آنها در پی حفظ مجموعه آیینی و سنت خود هستند و در این مسیر همیشه از حمایت روشنفکران غیر دینی تسلیم طلب برخودار بوده اند. این وضعیت باید تغییر کند و فضای نقد دین در عرصه فلسفی و تئوریک و نیز در عرصه جامعه شناسی و سیاسی و سکولاریسم باید گسترش یابد. با اسلام تاریخ ما بازنده است و یادآوری کنیم که ۱۴۰۰ سال تعرض و حاکمیت مستقیم و غیر مستقیم و تسلط بر خودآگاه و ناخودآگاه ایرانی، منجر به ازخودبیگانگی دردناکی گشته است. ما نیروی خود را باید به‌طور سیستماتیک و با خردمندی آزادمنشانه، پرورش دهیم و کار نقد را دامنه بخشیم. همسوئی فرد دیندار و فرد سکولار و فرد ناباور در مبارزه علیه استبداد ولایت فقیه، نباید به تعطیلی نقد دینی منجر گردد. نقد دین در جامعه ما یک اصل اساسی است زیرا اسلام یکی از عوامل اصلی عقب ماندگی اجتماعی و فکری و فرهنگی است. این دین همیشه هرگونه تمایل به پیشرفت و دیگر اندیشی را منکوب نموده زیرا دارای طبیعت توتالیتر می باشد و نسبت به ادیان دیگر بیشترین آسیب ها و خرابی ها را ببار آورده است. بنابراین همه روشنفکران سکولار و ناباور در نقد اسلام و شیعه گری به مبارزه خود باید ادامه دهند و در انتقاد خود به این ایدئولوژی زیانبار کوتاهی نکنند. برخی از دینداران می گویند این تاکید از جانب ما، بیانگر دین ستیزی نویسنده نسبت به اسلام است. پاسخ من چنین است: اول آنکه آیات قرآن و پراتیک محمد پیامبر و امام علی و پراتیک جمهوری اسلامی و رفتار تمامی گروه‌های تروریستی اسلامی در جهان، منشا ترس و اضطراب و وحشت و خشونت است، بنابراین هراس داشتن از اسلام طبیعی است و مبارزه برای جان و شرافت انسانی یک امر درست است. دوم آن‌که مبارزه علیه دین اسلام درست و بجا بوده زیرا سلامتی فکری و مبارزه علیه ازخودبیگانگی از این راه می گذرد. همانگونه که مبارزه فکری و سیاسی علیه نازیسم و استالینیسم و فاشیسم و نژادپرستی و استعمار توجیه شده و درست می باشد، مبارزه فکری و تئوریک علیه قرآن و سنت شریعت اسلامی و مبارزه علیه سیاست اسلامی که در پی بردگی و تسلط توتالیتر است، دارای حقانیت است.
دینداران شیعه فاقد شناخت هرمنوتیک
مذهبیون ادعا دارند که نقد دین فقط در انحصار آنان است زیرا دارای تخصص دینی می باشند. ادعای مغرورانه اینان که جز فرد مذهبی دارای تخصص، کسی دیگری نباید و نمی تواند در باره اسلام نظر بدهد، یک افسانه جعلی است. در واقع آیت اله های شیعه و سیاسیون و مبلغان و نواندیشان شیعه، برای حفظ منافع دینی ایدئولوژیکی و مالی و اجتماعی خود پیوسته تکرار می کنند که اسلام و قرآن و مذهب شیعه بسیار «پیچیده و تخصصی» است و فقط همین آقایان هستند که مجاز به نوشتن هستند. این افسانه سازی فاقد اعتبار علمی است و فقط در خدمت دفاع از رانت بیکرانی است که در تاریخ کسب کرده اند. نخبگان حاکم سیاسی، آخوندهای حوزه و ایدئولوگ های دینی ایران مانند علی شریعتی و پسر، مهدی بازرگان و پسر، عبدالکریم سروش و پسر، محمدمجتهد شبستری، حسن یوسفی اشکوری، اکبرگنجی، محسن کدیور، یک منفعت مشترک و عمیق دارند و آنهم دفاع از اسلام است. دفاع از این دین سامی بیان از خودبیگانگی آنها نسبت به تاریخ و فرهنگ و هویت ایرانی از یکسو و از سوی دیگر وسیله ای برای کسب پول و درآمد و حفظ امتیاز و موقعیت یک طبقه اجتماعی است. طبقه ای که وسیله تولیدی اش همان ایدئولوژی شیعه و نوشته های تبلیغاتی آنها، برای بازتولید مناسبات اجتماعی و الیگارشی دینی است. این طبقه تولید مادی ندارد، فاقد توان روشنگرانه برای گسترش خردگرایی و دانش است، ولی با تولید شیعه گری بعنوان دین حاکم، افراد این طبقه امکان زیست سیاسی و دینی و اجتماعی می یابند. این طبقه از دیگر طبقه های اجتماعی به لحاظ نوع فعالیت، نوع تربیت، نوع زبان، نوع شیوه زندگی، نوع ذهنیت و نقشی که در جامعه ایفا می کند، متفاوت است. بخش های گوناگون این طبقه دارای حس خودانگیخته دینی مشترک برای بقای خود می باشند و علیرغم جایگاه مختلف اشان در قدرت و خارج از قدرت، متحد هستند زیرا همگی از ایدئولوژی اسلامی، به‌مثابه وجدان گروهی و بعنوان ضامن منافع آنها، بدفاع برمی خیزند. این طبقه دینی از متحدین بسیار متنوعی مانند رسانه های داخل و خارج برخوردار هستند که از رانت متقابل برخوردارند. متحدان دیگر این طبقه خیل روشنفکران سیاسی چپ و جمهوری خواه و ملی گرا هستند که در جستجوی اتحادهای سیاسی و گروهی در برابر دیگران هستند.
گفتیم که ادعای مذهبیون مبنی بر اینکه شناخت و بررسی اسلام در انحصار علمای اسلام و نواندیشان مسلمان است، یک دروغ و افسانه است. این افراد تبلیغ را با تحقیق علمی اشتباه می گیرند. این نخبگان شیعه توجیه اعمال و گفتار امامان و تفسیر قرآن را از بررسی هرمنوتیک و نقد علمی تشخیص نمی دهند. فرد منبری و حوزه دیده و پرورش یافته با قرآن و نهج البلاغه و خرافات کلینی و مجلسی و رساله های آخوندی هرگز نمی تواند دارای دیدگاه علمی و نقد ابژکتیو باشد. ذهن انباشته از اخبار دینی و داده های ذهنی مذهب پسند، فاقد ساختار تحلیلی بوده و نمی تواند با مضامین اعتقادی و باورهای خرافی فاصله بگیرد. ذهن آیت اللهی و ذهن نواندیش دینی از یک ساختار روانی و استدلالی و گویشی برخوردار هستند و تفاوت در نوع برداشت و تفسیر از قرآن و فقه، بیان گسست از اعتقاد مذهبی نیست و اعتقاد مذهبی مانع یک تحلیل علمی و هرمنوتیک و آکادمیک می باشد. از درون اسلام نمی توان به اسلام انتقاد نوشت، بلکه می توان به تفسیرهای گوناگون تفسیر دیگری نوشت. نقد علمی اسلام نیازمند فاصله گیری جدی از آن است. نواندیش دینی، مبلغ دین و فقه شیعه و حافظ امامان و سنت این مذهب است. شریعتی مخالف آخوند بود، ولی او کهنه پرستی و اسطوره پرستی و فاطمه پرستی و ابوذر پرستی را باوج رساند. عبدالکریم سروش با ادعای علم از عرفان می گوید و قرآن را از محمد با الهام الهی می داند. آیا این اختلاف در میان مذهبیون بیانگر جدال میان خردگرایی و خرافه گرایی است؟ آیت اله سنتی با قرآن و زندگی امامان شیعه، خود را تنظیم می کند، حال آیا نواندیش دینی انتخاب دیگری دارد؟ شریعتی در برابر خرافه آخوندی خرافه دیگری قرار داد ولی کتاب «فاطمه فاطمه» مشتی اعتقادات ضدخرد است. سروش خود را نوآور معرفی می کند ولی از الهام قرآنی صحبت کرده و در کنار آیت الله ها دانشگاه را سرکوب می کند.
اگر نواندیش راه ابن رشد را دنبال می کرد و در باره او می نوشت و در بالای منبر از ابن رشد و ابوعلی سینا می گفت و مخالفت خود را با فقه سنتی به‌طرز آشکار بنمایش می گذاشت، دارای خاصیت روشن بینی بود، حال آنکه چنین نیست. در میان این آقایان، جدال میان گرایش به عقلگرایی بیشتر و سنت گرایی دینی نیست، بلکه جدال میان گرایش فقه سنتی و گرایش فقه سنتی رنگ آمیزی شده با برخی موضوع ها مانند «مدرن» و «حقوق بشر» است. در این دستگاه اعتقادی واژه مدرن بمعنای پذیرش مدرنیته فلسفی نیست و اصطلاح حقوق بشر بمعنای بشر اسلامی است. حال آیا بین همه این نوشته های حوزوی و نواندیشی تفاوت وجود ندارد؟ تفاوت وجود دارد. شیعه گری علی شریعتی مانند شیعه گری آیت اله خمینی نیست، شیعه گری سروش مانند شیعه گری آیت اله مصباح نیست. ولی علیرغم سایه روشن ها، همه این افراد در یک نقطه جمع می شوند و آن دفاع از اله و قرآن و اسلام است. آقای اشکوری همان حرفهای حوزه را در باره اله بازگو می کند. آقای اشکوری که نویسنده «شریعتی و نقد سنت» است و شریعتی را «آموزگارعرفان و آزادی و برابری» برای خود می داند، از نقد سنت حرف می زند ولی به اصول «جهان بینی ثابت» اسلامی معتقد است و طرفدار «عدل اسلامی» و «حج اسلامی» و اله است. ایشان می نویسد باید مدرن بود و جزمی گرا نبود، ولی تاکید دارد که نواندیشی در بستر اسلام معنا دارد و افرادی مانند اقبال و حسن البنا و سید قطب و شیخ محمد غزالی و علی شریعتی ستارگان اسلام نو هستند و می افزاید که خود طرفدار «آموزه های مهم و ماندنی و جاودانه شریعتی» می باشد. روشن است که با چنین اعتقاداتی، نقد علمی دین و نقد خردگرایانه سنت دینی ناممکن است. این افراد نمی توانند دارای منطق علمی و بررسی موشکافانه و مستقلانه باشند. این افراد مخالف این یا آن تفسیر هستند ولی این افراد مبلغ دین و مبلغ تفسیر خاص خود از دین میباشند.
کار تحقیق مستلزم مقولات علمی، روش نقد و مقایسه، دوری از اعتقاد جانبدارانه، اتکا به داده های تاریخی و اجتماعی، بررسی منافع گروههای اجتماعی و مناسبات آنها با ایدئولوژی ها، استقلال نسبت به اسطوره های اعتقادی دینی و داشتن جسارت و اخلاق روشن‌فکرانه است. به این لحاظ نواندیشان دینی محقق و پژوهشگر علمی نیستند، آنان مبلغان نوع دیگری از دین هستند. دانسته ها و شناخت آنان، معلوماتی از اعتقاد دینی و آیات و سنت های فقهی بوده و این مجوعه بدور از منش و روش و شناخت علمی می باشد. بنابراین کار اینان هرمنوتیک نبوده بلکه تفسیر ذهنی دیگری از آیات و رسوم دین اسلام است.
تحقیق هرمنوتیک علمی در باره اسلام
یکی از اصطلاحات رایج در گفتمان نواندیشان دینی، هرمنوتیک است. آنها از هرمنوتیک حرف میزنند ولی کارشان نقدی بر قرائت رسمی است و در واقع تبلیغ دین خود می باشد. هرمنوتیک بازشناسی تاریخی و اجتماعی و گویشی و روانی یک اثر است، این بررسی موشکافه رابطه های پنهانی را آشکار نموده ، تقدس را عریان نموده و با تاریخ پیوند برقرار می کند، این تحلیل باستانشناشی فکری و ذهنی، کاووش می کند، گام به گام، خرد خرد، مصالح را در کنار یکدیگر قرار می دهد تا پدیده برای شعور انسانی نمایان گردد. آیا قرآن، کتاب آسمانی است؟ آیا قرآن الهام محمد است؟ آیا قرآن مجموعه ای از گفتارهای پیش از محمد و پس از محمد است؟ آیا قرآن نتیجه دویست سال تنظیم سیاسی است؟ آیا قرآن از جغرافیای حجاز می آید یا از سرزمین های گسترده تر نیز مایه گرفته است؟ رابطه قرآن با منافع قبایل اجتماعی، جدال قدرت، استیلاگری قومی، خشونت بیابانی، رقابت بایهودیت و مسیحیت، مبارزه برای بقا و سلطه و سکس، چگونه است؟
در جهان دانشگاهی و پژوهش، تحلیل های علمی و هرمنوتیک از ادیان و از اسلام فراوانند. اگر میخواهید تحلیل هرمنوتیک را مطالعه کنید به کتابهای علمی و جدی باید رجوع کرد. کتابهای دینسازان کهنه و نو و آثار تاریخنویسان اسلام زده، ضد دانش تاریخی و تحقیقات علمی بوده و جستجو در آنها جز وقت و انرژی تلف کردن چیز دیگری نیست. تمامی نوشته های نواندیشان دینی، انبوهی از افکار و اعتقادات ضدعلمی و ضد تاریخی و تحریفات است. تحلیل علمی در باره دین و بویژه در باره اسلام را در کتاب های تحقیقی و آکادمیک می توان دنبال کرد. نمونه هایی از کار علمی پژوهشگران دانشگاهی و معتبر و نشانه هایی از تولید فکری جالب و پرسش برانگیز در غرب، از جمله آثار زیر می باشند: «تاریخ قرآن» (۲۰۰۵ بیروت) از تئودور نولدکه، «خشونت تک خدائی» (۲۰۰۸ پاریس) و «اختراع یکتاپرستی» (۲۰۰۲ پاریس) از ژان سولر، «اختراع خدا» (۲۰۱۴ پاریس) از توماس رومر، «مقدمه بر قرآن» (۱۹۹۵ پاریس) از رژیس بلاشر، «اسلام و یهودیت و مسیحیت» (۲۰۰۶ پاریس) از ژاک الول، «منجی و پیامبرش، ریشه های اسلام» (۲۰۰۵ پاریس) از ادوارد- ماری گاله، «سه چهره قرآن» (۲۰۱۵ پاریس) از لیلاغدر و ارون امین، «سر بزرگ اسلام» (۲۰۱۵ پاریس) از اولاف، «پایه های اسلام» و «ریشه های قرآن» (۲۰۱۵ پاریس) از آلفرد لوئی دو پرمار، «فلسفه علوم» و «سرچشمه قرآن و قرآن اصلی»(۲۰۱۵ پاریس) از فرانسوا دروش، «رئیس قبایل، اسلام محمد» (۱۹۹۷) و «قرآن باز شناخته شده» (۲۰۱۴ پاریس) از ژاکلین شابی، تحقیقات در باره منشا اسلام از کلود ژیلیو، مقدمه بر ابن رشد(۱۹۹۶ پاریس) از آلن دو لیبر، تحقیقات در باره تاریخ اسلام از هانری لورانس، تحقیقات در باره دوره عربستان و یمن پیش اسلامی از کریستیان ژولین روبن، «مسیح و اسلام» و «مسیح بر اساس روایت محمد» (۲۰۱۵ پاریس) از ژروم پریور و ژرار موردیلا، «اجبار در دین» و «سوره فاتحه و فرهنگ کینه» (۲۰۱۴ پاریس) از سامی ابوسالیه، «رساله ناباوری» (۲۰۰۵) از میشل انفری، «خشونت و اسلام» (۲۰۱۵) از ادونیس، «تاریخ اسلام» از سرژ کاتانی، «تاریخ اعتقادات و افکار دینی» (۱۹۸۳) از میرسا الیاد، «اسلام و تروریسم» و «مسیح و محمد» (۲۰۰۶) از مارک گابریل و غیره.
این آثار علمی و روشنگر و تاریخی نورافکنی بزرگ برای درک هرمنوتیکی قرآن و اسلام و دین می باشند. این آثار کلید درک فضای عمومی اسلام یا درک موشکافانه بند بند قرآن را در یک لحظه تاریخی یا در یک تاریخ دویست ساله قرار داده و نشان می دهند که قرآن محصول افکار و سنت های پیش از اسلام، سیاست و غزوات محمد علیه قبایل دیگر، سانسور و تخریب برخی نسخه ها در دوره عثمان خلیفه سوم، خواستهای سیاسی خلفای اسلامی و دستکاری های متعدد در طول این تاریخ می باشد. حال از آقایان آیت اله ها و نواندیشان بپرسید قرآن چیست و شما متوجه خواهید شد که این افراد افسانه های همیشگی را تکرار خواهند و تولید کننده این سند زمینی را مستقیم یا غیر مستقیم آسمان می دانند. خدایی که اسم اش اله است، قهار و قادر است، به معجزه دست میزند و قرآن و دنیا و آدم و فرشته و جهنم و بهشت و محمد و امامان شیعه و آیت اله ها را به‌وجود آورده تا جهان را به زیر قانون آسمانی استیلاگر خود قرار دهد. بدین ترتیب، هدایت جهان بر پایه اراده الهی توتالیتر، قرآنی تبعیض گرا، نهج البلاغه ای ضد زن و ضدخرد میسر می گردد. در منطق این دینداران شیعه، برای رهبری امت نه تنها قرآن و نهج البلاغه بلکه اسناد خرافی دیگری نیز الزام آور است. کتاب ضد عقل کافی با تألیف ابوجعفر محمد بن یعقوب شیخ کلینی و ۱۶۱۹۹ حدیث آن و همچنین ۱۱۰ جلد کتاب ضد عقل بحارالانوار که از بزرگترین کتب حدیثی شیعه بوده و با پول دربار صفویه سیراب شده و توسط محمدباقر مجلسی، “ستاره آسمان علم و فقاهت”، تنظیم شده، باید مورد استفاده فعال قرار گیرد. این آثار دینی، بخش مهمی از تاریخ فکری شیعه است که تولید خرافات و تفسیر خرافات ویژگی برجسته آنست. در این آثار شیعه از فلسفه خبری نیست، از ادبیات و هنر خبری نیست، از دانش و تجربیات علمی خبری نیست، از ارزش های انسانی و اومانیسم خبری نیست.
شیعه گری مجموعه ای از آیین های خرافی و مرگ پرستی و رفتارهای زشت و کردارهای تبعیض گرا و ضدخرد و دروغ است. در طول تاریخ این مجموعه آثار خرافی زیان آور و فرهنگ ستیز جمع آوری شده تا امت شیعه در نادانی باقی بماند. اسلام یکی از مناسبترین ایدئولوژی ها برای ستمگری و حفظ منافع طبقاتی و سرکوب فکری است. نخبگان مذهبی شیعه ادعای هرمنوتیک دارند حال آنکه آنها مفسرین فقه شیعه می باشند و هدفشان نگه داشتن جامعه در جادوگری دینی و خرافات شیعه می باشد. آنها تفسیر می کنند تا ذهن را از خرد دور کنند و روان جامعه را تابع خود سازند، آنها تفسیر می کنند تا شرایط و امتیازات مادی و اجتماعی و سیاسی خود را تامین نمایند. آنها طرفدار قرآن اند و می دانیم که قرآن با صراحت و پیوسته خواهان سلطه و ایجاد جنگ است و بنابراین خواهان نابودی مشرکان و کفار است. مشرک کسی است که مانند محمد فکر نمی کند، با او هم خدا یا هم کیش نیست، به قبیله دیگری تعلق دارد. اسلام توتالیتاریسم در ذهن و روان و حکم است، اگر نپذیرید کشتار می شوید و به جهنم می روید. قرآن تاکید می کند: وَقَاتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ (بقره ۲۴۴) در راه اله بجنگید و بکشید. «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْمُشْرِکُونَ نَجَسٌ فَلاَ یَقْرَبُواْ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَذَا / اى کسانى که ایمان آورده‏اید حقیقت این است که مشرکان نجس‌اند، پس نباید از سال آینده به مسجدالحرام نزدیک شوند. توبه ۲۸» و «فَإِذَا انسَلَخَ الأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِکِینَ حَیْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُواْ لَهُمْ کُلَّ مَرْصَدٍ … / پس چون ماه‏هاى حرام سپرى شد مشرکان را هر کجا یافتید بکشید و آنان را دستگیر کنید و به محاصره درآورید و در هر سو در کمین آنان باشید. توبه ۵). حال پرسش این جاست که هرمنوتیک آیات قرآن از نظر نواندیشان چیست؟ نواندیشان به‌ما می گویند اسلام رحمانی است. (ادامه دارد)
«این مطلب بدون نگارش رادیوکوچه منتشر شده است»

No responses yet

Dec 21 2015

هاشمی رفسنجانی از خنثی شدن طرح بمب‌گذاری در قم و مشهد خبر داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: به گفته آقای هاشمی رفسنجانی سه متهم در ارتباط با طرح بمب‌گذاری در شهرهای ایران دستگیر شده‌اند

اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ایران، از خنثی شدن چند طرح بمب‌گذاری در شهرهای مختلف ایران “در چند روز اخیر” خبر داده است.

به گفته آقای هاشمی رفسنجانی، چند روز پیش سه نفر از شرق ایران وارد کشور شده‌اند که مأموریت داشتند “حرم امام رضا، قم و نماز جمعه را منفجر کنند” و به آنها گفته شده بود که “شما می‌روید روحانیون یا پاسداران را می‌کشید”.

به گزارش خبرگزاری فارس، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران گفته است که این افراد در نماز جمعه با “انبوه مردم” روبرو شده‌اند “و یکی از آنها گفته است “که من برای کشتن مردم نیامدم و این کار را نمی‌کنم. دومی هم این کار را نکرد، سومی هم خواست فرار کند او را گرفتند”.

در هفته‌های اخیر مقام‌های مختلف نظامی و امنیتی ایران درباره قصد داعش برای فعالیت‌ در ایران هشدار داده‌اند.

کمتر از یک ماه پیش محمدعلی جعفری، فرمانده سپاه پاسداران گفت: “داعش خیلی وقت است که می خواهد در ایران ناامنی ایجاد کند اما تا الان نتوانسته است.”

پیش از آن هم وزیر کشور ایران از تلاش‌ها برای اقدام به “عملیات تروریستی” در این کشور خبر داده و گفته بود که “همین امروز مقدار زیادی بمب قابل انفجار همراه با چاشنی در شهرهای کشور کشف کرده‌ایم”.

به نوشته خبرگزاری فارس، آقای هاشمی رفسنجانی امروز یکشنبه ۲۹ آذر در سخنان خود در همایش وحدت حوزه و دانشگاه در شهر ری همچنین گفته است که نیروهای گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) در شهر موصل عراق “مقداری سلاح هسته‌ای برده‌اند”.

خبرگزاری فارس در شرایطی از اظهارات رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در مورد دسترسی داعش به “سلاح هسته ای” خبر داده که در گزارش خبرگزاری ایلنا از اظهارات اکبر هاشمی رفسنجانی، به ابراز نگرانی او از امکان دسترسی داعش به “سلاح کشتار جمعی” و نیز دستیابی این گروه در موصل و بیجی به “مواد خطرناک” اشاره شده است. خود خبرگزاری فارس نیز، امروز در گزارش جداگانه ای از اظهارات آقای رفسنجانی در ملاقات با رئیس مجلس سنای فرانسه، از ابرازنگرانی وی از دستیابی داعش به به “مواد شیمیایی” در موصل و بیجی خبر داده است.

آقای هاشمی در بخش دیگری اط سخنان خود در همایش وحدت حوزه و دانشگاه گفته است: “داعش در فرودگاه‌های مهم نفوذ دارد و نمونه آن هم انتقامی بود که از روسیه گرفت.”

کمتر از دو ماه پیش در سانحه سقوط هواپیمای مسافربری روسی که به تایید دولت روسیه به دلیل بمب‌گذاری در آن رخ داد ۲۲۴ سرنشین آن کشته شدند.

No responses yet

Dec 21 2015

گزارش میدانی خبرنگار کلمه از بازگشت پلیس به خیابان‌ها: واکنش مردم به فعالیت دوباره گشت ارشاد: جلوی دزدی‌ها را نمی‌گیرند؛ به جوان‌ها گیر می‌دهند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

کلمه: چکیده :یک خانم دانشجو می‌گوید: حجاب اختیاری است. من دوست دارم چادر سر کنم؛ اما این سلیقه من است. نباید چیزی را به کسی تحمیل کرد. شهروند دیگری نیز مشکل را از سکوت مردم و عدم اعتراض منسجم آنان می داند و می گوید: خانم آنقدر عرضه ندارند که جلوی دزدی‌ها را بگیرند، به جوان‌ها گیر می‌دهند….

کلمه – زهره نقیبی:

توقف ماشین مسافربر از سوی ماموران موتوری در شلوغی خیابان‌های تهران توجه‌ها را به خود جلب می کند. مرد موتور سوار دستور ایست می‌دهد، ماموران زن گشت ارشادی می‌رسند و دختری را از صندلی عقب ماشین پیاده می‌کنند. اعتراض و توضیح دختر بی‌فایده است؛ او را به سمت ون‌های گشت ارشاد می‌برند.

این تصویری آشنا برای شهروندان از فعالیت گشت‌های ارشاد است که در قاب خاطرات تهرانی‌ها تکراری شده اما خیال کهنه شدن ندارد.

برای آدم سخت است که این صحنه‌ها را ببیند و نتواند حرفی بزند، اما …

یکی از دستفروشان در همان حوالی می‌گوید: اینجا از این صحنه‌ها زیاد می‌بینیم. اول فکر می‌کنی که دارند دزد و قاتل می‌گیرند. یک بار داشتند یک خانوم را می زدند تا به زور سوار ون کنند، خواستم جلو بروم که بچه ها نگذاشتند. گفتند می آیند بساطتت را جمع می کنند. برای آدم سخت است این صحنه‌ها را ببیند و نتواند حرفی بزند. اما خب ما هم زورمان به آن‌ها نمی‌رسد.

خانم میانسال اما جدی‌تر است. می‌گوید: جوان‌های این دوره بی عرضه هستند. قدیم‌ها کافی بود که یک نگاه چپ به ما کنند، همه جا را به هم می ریختیم.

حضور گشت‌های ارشاد و برخوردها با مردم آنقدر زیاد شده که هر شهروندی می‌تواند از مواردی که دیده است حرف بزند و خاطره تعریف کند. مرد حدودا ۵۰ ساله‌ای که از کارمندان شرکت واحد و اتوبوسرانی است، انفعال مردم را بی تقصیر نمی‌داند و می‌گوید: ما شرکت واحدی‌ها همیشه در میدان بوده‌ایم و هنوز هم بچه‌های ما زندانی اند. اما ما متحدیم و همین الان هم فراخوان بدهند، خودم اول صف هستم. خانم‌ها هم باید اتحاد داشته باشند تا هر بلایی که می‌خواهند سرشان نیاورند.

گشت های ارشاد که به شکل فصلی و با بهانه سامان «حجاب و عفاف»، مانورهای خیابانی و میدانی می‌گذارند، از چندی قبل با ابلاغ عمومی فعالیت خود را جدی از سر گرفتند. با روی کار آمدن دولت حسن روحانی این اقدام با کلید واژه‌هایی چون «بهشت اجباری» و «بهشت اختیاری» به محل نزاع دولت حاکم و دلواپسان حکومتی بدل شد، با این حال بازگشت دوباره گشت‌های ارشاد به خیابان‌ها نشان داد که بهشت مورد نظر رییس‌جمهور حقوقدان، محلی از اعراب ندارد.

گفت و گوی کلمه با شهروندان حاکی از نارضایتی عمومی نسبت به فعالیت گشت‌های ارشاد است. فعالیتی که برخلاف نامش که باید «ارشادی» باشد، پا را فراتر گذاشته و مطابق گزارش شهروندان اقدام به برخوردهای تند و نامناسب با مردم می‌کند.

حجاب اختیاری است؛ اینها بیکار که می‌شوند به مردم گیر می‌دهند

نارضایتی‌ها از اقدامات گشت ارشاد به کسانی که در معرض برخورد هستند محدود نمی‌شود. خانم دانشجویی که با دوستان خود در حال صحبت در مورد گزینه‌های ادامه تحصیل در خارج از کشور است، می‌گوید: حجاب اختیاری است. من دوست دارم چادر سر کنم؛ اما این سلیقه من هست و نباید چیزی را به کسی تحمیل کرد. نظر کنار دستی او را که می پرسم، می‌گوید: نباید اینها را جدی گرفت. بیکار که می شوند به مردم گیر می‌دهند. بالاخره آدم بیکار باید برای خود کار پیدا کند.

در همین حال برخی هم به نظر ناراضی نمی‌آیند. مریم جوان دیگری است که چند سالی است به خاطر شغل شوهرش چند سالی به تهران آمده و برخی پوشش ها را در خیابان نامناسب ارزیابی می‌کند. او می‌گوید: آدم باید حرمت خود را نگه دارد. چرا طوری لباس بپوشیم که با اینها دهن به دهن شویم. او معتقد است بعضی ها هم واقعا لباس و پوشش درست و حسابی ندارند. چند روز پیش در خیابان شخصی را دیدیم که من و خواهر شوهرم هاج و واج نگاهش می کردیم. مانده بودیم اصلا زن است یا مرد.

عرضه ندارند جلوی دزدی‌ها را بگیرند؛ به جوان‌ها گیر می‌دهند

دلواپسی از حجاب و عفاف، به ویژه ساپورت پوشی موضوعی بود که وزیر کشور دولت یازدهم را به مجلس کشاند و کارت زردی هم را برایش به همراه داشت. موضوعی که برخی شهروندان آن را بهانه اصلی گشت‌های ارشاد می دانند.

مینا حسابدار یک شرکت خصوصی می‌گوید: گشت های ارشاد مشکل‌شان فقط ساپورت است. اگر مانتوی کوتاه بپوشی و موهایت بیرون باشد و آرایش غلیظ هم که داشته باشی، اما شلوار پایت باشد، کسی کاری به کارت ندارد.

با این حال خانم دیگری نظر متفاوتی دارد. او می‌گوید: وقتی بخواهند گیر بدهند و ببرند، فرقی ندارد ساپورت پوشیده باشی یا شلوار. انگار سهمیه‌ی روزانه‌ای دارند که باید تکمیل کنند.

شهروند دیگری نیز در مورد گشت‌های ارشاد و مبارزه با ساپورت پوشی، مشکل را از سکوت مردم و عدم اعتراض منسجم آنان دانسته و می گوید: خانم آنقدر عرضه ندارند که جلوی دزدی‌ها را بگیرند، به جوان‌ها گیر می‌دهند. طرف ۱۲۰ تا شرکت دارد. با پول نفت این مردم در دوبی بانک زده که از طریق خودشان پول نفت من و شما را به آنجا بفرستند. حالا طرف را گرفتند، گفتند که مفسد فی‌الارض است. اما اعدام نمی‌کنند. چرا؟ چون دست‌شان در یک کاسه است. آدم مظلوم، ظالم پرورش می‌دهد. تقصیر خود ماست. ایراد از خود ماست که سر خم می‌کنیم.

مانورهای اخیر، حضور گشت ارشاد را کمرنگ کرده است؟

صدای ممتد آژیر شنیده می شود. از آمبولانس و ماشین آنش‌نشانی تا موتورسوارهای مشکی‌پوش و ون‌های گشت ارشاد و ماشین‌هایی که مردم ضدگلوله می‌خوانند. این تصویر این روزهای تهران است که با حضور پرشمار نیروهای امنیتی در اماکن عمومی مترو و خیابان‌ها به همراه برخی بازرسی‌های بدنی، زمزمه‌ی داعشی دیگر را در میان مردم بر سر زبان‌ها انداخته است. از شایعه‌ی بالارفتن پرچم داعش در میدان آزادی تا خنثی کردن بمب‌گذاری‌های مختلف، حمله داعش در ۲۰ آذر، دستگیری تیم‌های مختلف و … بازار شایعات راست و کذب داغ است.

به گفته برخی شهروندان مانورهای امنیتی اخیر باعث شده است که تذکراتی از جنس ارشاد کمرنگ‌تر شود.

خانم میانسال در حالی که چادر قسمتی از صورتش را پوشانده است، می‌گوید: دیوانه شدیم از این سر و صداها. اینها دیگر ارشادی نیستند. همه‌شان برای حفاظت بسیج شده اند.

او در مورد گشت‌های ارشاد معتقد است: هر کسی را در گور خود می گذارند. هر کسی هر طور دوست دارد می گردد. اینها هم جدیدا انگار کاری به کسی ندارند. اما خب خداییش بعضی‌ها هم خیلی ناجور می‌گردند.

با این حال ون‌های گشت ارشاد پر تعداد، در حال تردد در خیابان ولیعصر به سمت میدان ونک هستند. توجه دو دانشجوی دختری که در حال گرفتن عکس سلفی هستند با عبور ون‌ها نگاهشان جلب می‌شود. یکی از آنها با خنده می‌گوید: سوژه جدید پیدا کردند و با بحث داعش دیگر به کسی کاری ندارند. او می گوید: همین دیروز با ساپورت و پالتوی کوتاه از جلوی ون‌ها رد شدم. نه تذکری دادند و نه چیزی.

اگرچه خانم دیگری که کارمند بخش دولتی است موافق او نیست و می‌گوید: هر روز می‌بینم این ون‌ها را پر از دختر می‌کنند و می‌برند. آدم می‌ترسد در خیابان راه برود.

از شهروند آقایی که توجهش جلب سخنان خانم جوان شده، در مورد گشت‌های ارشاد سوال می‌کنم، بحث را به نمایش قدرت کشانده و می‌گوید که این مانور برای عرض اندام است، او معتقد است که عمده نگرانی حکومت از برخی مهاجران خارجی در ایران است.

وی به عنوان نمونه از افغان‌ها نام می‌برد و در مثالی توضیح می‌دهد که همین داعش برای جذب هر نیروی افغان ۳۵ میلیون می‌دهد و ایران برای حضور آنها برای مبارزه با داعش ۳ میلیون. معلوم است که برای افراد بدون شغل، جاذبه و انگیزه پیدا می‌شود.

توضیحش که تمام می شود بار دیگر حرف را به گشت‌های ارشاد کشانده و می‌گوید: گشت ارشاد نه بگویید یا روسری یا توسری. او که وضعیت کنونی را مشابه دوره شاه می‌خواند، می‌گوید: دوره شاه به جان مردم می‌افتادند و می‌گفتند رو سری تو سری الان می‌گویند یا روسری یا توسری. به هر حال نظرشان را به مردم تحمیل می‌کنند و انگار مهم نیست ما چه سلیقه و خواسته‌ای داریم.

یک راننده تاکسی: نه رحم و مروت دارند، نه دین و ایمان

رانندگان تاکسی به واسطه‌ی ارتباط مستمر و فراوان و مستقیم با مردم جامعه همیشه در مورد مسائل اجتماعی نظرات منحصربفردی ارائه می‌دهد که نشان‌ از رنگ جامعه‌ی واقعی دارد. یکی از این راننده‌ها به خبرنگار کلمه می گوید که اینها رحم و مروت ندارند. تو سر دخترهای مردم می‌زنند و می‌برند. دین و ایمان ندارند. صدایش را آرام‌تر می‌کند و می‌گوید: شما هم جای آبجی ما. خانه‌ی داداش ما اطراف تهران است. خانم داداشم تعریف می‌کرد که همین عوضی‌ها بهش گیر داده بودند.

می گوید: خانم داداش ما حجابش هیچ مشکلی ندارد. خوب لباس می پوشد و شیک است. مامور گشت ارشاد بهش گیر داده بودند. گفته حجاب من مشکلی ندارد. مامور هم جواب داده می‌دانم. اما خوب هدفش چیز دیگری بوده. اینها را به داداشم گفته و تعریف کرده که یک مامور دیگر هم دورتر ایستاده بوده، با هم می‌خواستند… متوجهید که چه می‌خواهم بگویم؟

می پرسم الان بگیر و ببندهای گشت‌های ارشاد با مانور اخیر کمتر شده است؟ می‌گوید: نه آبجی. خودم می‌بینم. همین دم ظهری دیدم به یک خانوم تذکر دادند. بالاخره اینها هم باید سرشان گرم باشد. به اندازه‌ای که سرشان گرم باشد تذکر هم هست.

از مردم دست خالی هم وحشت دارند، بس که دروغ می‌گویند و دزدی می‌کنند

ماشین در حال عبور از صف ماموران است که پیرمرد مسافر با عصبانیت می گوید: پدرسوخته ها بس که دروغ می‌گویند و دزدی می‌کنند از مردم دست خالی وحشت دارند.

راننده در پاسخ او می گوید نه آقا می‌خواهند از داعش زهر چشم بگیرند. پیرمرد اما می‌گوید داعش کجا بود. اینها خودشان از داعش بدترند.

رحمانی فضلی، در جلسه ای که مجلس او را فرخواند و کارت زرد گرفت، با اشاره به آمار نیروی انتظامی در برخورد با بانوان “بدحجاب” گفته بود: « تاکنون ۲۲۰ هزار نفر به نیروی انتظامی برده شده و از آنها تعهد گرفته شده است. این اقدام باعث باز شدن پای ۹۰۰ هزار نفر به کلانتری‌ها و دادسراها شده است. تأثیر این حضور در آینده این خواهد بود که حسن سابقه برای اشتغال و تحصیل این افراد صادر نخواهد شد.»

سخنان او به نقل از گزارش نیروی انتظامی حکایت از دریافت ۱۸۷۸۵ تذکر به خانم بدحجاب، بازداشت ۸۶۲۹ خانم، ۱۵۷ خانم توجیه، تعویض لباس و اخذ تعهد، معرفی ۴۵ نفر به دادسرا، تذکر به ۳۷۷۰ مالک ماشین و برخورد با ۵۶۷۲ خودرو ناهی عفاف و حجاب داشت.

آماری از برخوردهای تازه گشت های ارشاد منتشر نشده است؛ اما پر واضح است که مردم نیز همچون دولت حسن روحانی منتقد رویه برخوردهای بگیر و ببند هستند، اما در میان اقلیت تندرو گوش شنوایی برای آن نیست.

No responses yet

Dec 21 2015

معاون اول قوه قضائیه: منافقین خودی‌ها را تحقیر و آنها را بی‌سواد و کلاغ می‌خوانند و به سر میز نشستن با شیطان بزرگ افتخار می‌کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

فارس: معاون اول قوه قضائیه گفت: منافقین به سر میز نشستن با شیطان بزرگ افتخار می‌کنند و قهرمانان و جان‌ برکفان ملت خود را تحقیر می‌کنند، آنها را عقب‌مانده، کلاغ و بی‌سواد می‌دانند.
خبرگزاری فارس: منافقین خودی‌ها را تحقیر و آنها را بی‌سواد و کلاغ می‌خوانند و به سر میز نشستن با شیطان بزرگ افتخار می‌کنند

به گزارش خبرنگار قضایی فارس، حجت‌الاسلام والمسلمین غلام‌حسین محسنی اژه‌ای معاون اول قوه قضاییه در دومین گردهمایی فرماندهان مراکز مقاومت بسیج سراسر کشور قوه قضاییه گفت: ۲ راه در پیش روی انسان وجود دارد که انسان برای انتخاب هر کدام آنها اختیار دارد، یکی از این دو راه، راهی است که انسان را به مقصد عالی برساند و آن صراط مستقیم است و راه دوم انسان را به هلاکت رسانده و به چاه ویل می‌برد.

وی افزود: صراط مستقیم همان راهی است که هر مسلمان مکلفی حداقل در هر شبانه روز 10 مرتبه از خداوند بزرگ طلب می‌کند «اهدناالصراط المستقیم».

محسنی اژه‌ای گفت: خداوند رحمان و رحیم و انبیای عظام و مفسرین اصلی وحی الهی و در زمان غیبت، فقیه جامعه ما را با تابلوها و راهنمایی‌های شخصی به مسیری که ما را به مقصد عالی می‌رساند رهنمون هستند.

وی افزود: شیطان و شیطان صفتان ما را به سمت ضلال و راه دوم دعوت می‌کنند و ما را به ورطه هلاکت می‌رسانند، بعضی‌ها برای ورود یا پیمودن صراط مستقیم سد راه می‌کنند یا سنگ‌اندازی و ایجاد مانع می‌کنند.

معاون اول قوه قضاییه گفت: چه کسانی سد راه مستقیم هستند و ایجاد مانع در این راه می‌کنند؟ به طور قطع اینها همان کفار، مشرکین و منافقین هستند.

محسنی اژه‌ای گفت: تابلو علامت کفار و مشرکین برای شخص مومن معلوم است و لذا مومن فریب کافر و مشرک را نمی‌خورد و اگر بخواهد با زور و ظلم سد راه مستقیم شود مومنین با او به مقابله بر می‌خیزند و در صورت وحدت، صبر و استقامت حتماً بر او پیروز خواهند شد.

سخنگوی قوه قضاییه گفت: اما آن مانع و سنگ انداز مبهم و قابل توجهی که شناخت او ضرورت دارد و حتی راه چگونگی مقابله با آن را باید شناخت همانا گروه سوم یعنی منافقین هستند و منافقین کسانی‌اند که راه کفار و مشرکین را هموار می‌کنند.

وی افزود: ظاهر منافق با من و شما فرقی نمی‌کند، تابلوی منافق با تابلوی مومن مشابه یکدیگر است. منافق در جمع مومنین و در صف مومنین است نه در صف کفار و لذا شناخت مشکل است و برای عده‌ای حتی غیرممکن است.

معاون اول قوه قضاییه گفت: ضربه‌ای که منافق بر اسلام و مسلمین وارد می‌کند خیلی از موارد خطرش و فسادش از اقدامات کفار علیه اسلام و مسلمین بیشتر است.

محسنی اژه‌ای گفت: بر پایه اهمیت و خطر منافقین، قرآن کریم در سوره‌های مختلف قرآن مسئله نفاق و منافقین و خطر آنها و عملکرد آنها و شناخت و مقابله با آنها را مطرح می‌کند و حتی یک سوره را به نام منافقین نامگذاری می‌کند.

سخنگوی قوه قضاییه گفت: خداوند مسئله منافقین را مطرح کرده، وعده بسیار سنگینی به آنها داده و آنها را در زمره کفار و مشرکین و حتی بدتر از آنها قرار داده به گونه‌ای که از آنها با عنوان فاسقین یاد کرده و با آنها برخورد می‌کند.

وی گفت: آیا ممکن است کسی فکر کند این همه آیات الهی فقط مخصوص منافقین زمان رسول‌الله و صدر اسلام باشد؟ هرگز کسی چنین حرفی نمی‌زند.

وی افزود: همه منافقین عصر ما و امروز ما و منافقین سال 94 کشور چه کسانی هستند؟ چگونه آنها را بشناسیم؟ چگونه آنها را افشا کنیم و چگونه به دیگران بشناسانیم؟

محسنی اژه‌ای افزود: آیا منافق یا منافقه‌ای که چه بسا از ده‌ها سال پیش توسط شیطان و شیطان‌صفتان در جامعه مومنین نفوذ کرده و به دستور شیطان یا اربابش یا هوای نفس برای فریب دیگران چهره باطنی خود را پوشانده و برای عدم افشای باطنش خوب حرف زده و سعی کرده خوب استدلال کند می‌شود یکباره او را به مردم معرفی کرد و این موضوع مورد قبول مردم واقع می‌شود.

معاون اول قوه قضاییه به بررسی خصوصیات منافقین پرداخت و گفت: از جمله خصوصیات منافق این است که هم با مومنین نشست و برخاست می‌کند و هم با دشمن آنان سر و سری دارد، در جلوت با مومنین همراه و هم‌کلام است و در خلوت با دشمنان اسلام و مسلمین و مومنین خواهد بود و خواسته آنها را دنبال می‌کند.

وی افزود: منافق با جملات دوپهلو و مبهم صحبت می‌کند و غیرشفاف است، این افراد سعی می‌کنند دشمن را خودی جلوه دهند. این فرد سعی می‌کند توان خودی را کوچک و کم نشان دهد، برای حل اختلافات به جای ارجاع به خدا و رسول و جانشین رسول و ولی فقیه آدرس غلط برای مراجعه به طاغوت و دشمن و مستکبر می‌دهد.

سخنگوی قوه قضاییه گفت: منافق سخن و فعل و انفعالش مورد خشنودی دشمن است و در واقع دشمن سخن خود را از زبان منافق بیان می‌کند، منافق در مقابل مومنین حالت تکبر و نخوت دارد و در مقابل مستکبرین و سرکشان طاغوت نرم و به اصطلاح با زبان دیپلماسی سخن می‌گوید و لبخند می‌زند.

محسنی اژه‌ای گفت: منافقین امروز نشست با ظالمین و سران ظلم و استکبار غرب را افتخار می‌دانند و قهرمانان و جان‌برکفان مردم خود را تحقیر می‌کنند، آنها را عقب مانده، کلاغ و بی‌سواد می‌دانند.

معاون اول قوه قضاییه گفت: منافقین به سر میز نشستن با شیطان بزرگ افتخار می‌کنند و می‌گویند هنر ما است که امروز شیطان بزرگ آمریکا به ما نظر خوبی دارد، آیا این افتخار دارد که شیطان نظر مساعد به ما داشته باشد؟ البته زهی خیال باطل که آنها با مردم مومن خوب باشند و روی خوش نشان دهند.

وی تصریح کرد: منافقین نفوذی در صف مومنین اگر برای رسیدن به هدف شوم‌شان نیاز به زمان باشد صبر می‌کنند و عجله نمی‌کنند و چهره خود را زود مشخص نمی‌کنند.

اژه‌ای در ادامه خطاب به بسیجیان حاضر گفت: ورود به صراط مستقیم مهم است ولی مهمتر از آن باقی ماندن در صراط مستقیم است و به همین جهت هر شبانه‌روز و در تمام عمر می‌گوییم اهدنا الصراط المستقیم.

وی افزود: در همین زمان و در طول سی و چند سال بعد از انقلاب ملاحظه می‌کنید که چه کسانی با امام بودند، چه کسانی با نظام بودند و اکنون در چه مسیری هستند، امروز نزد شیطان بزرگ آمریکا و یا در کنار روباه پیر علیه مردم و نظام اسلامی خود شیطنت می‌کنند.

معاون اول قوه قضاییه گفت: توصیه می‌کنم که امام و مقام معظم رهبری را رها نکنید، توصیه می‌کنم کلام خدایی امام و کلام خدایی رهبر معظم انقلاب اسلامی را آوازه گوشمان کنیم و اجازه ندهیم شیطان ما را به راه خود بکشاند.

وی افزود: و توصیه می‌کنم وصیت‌نامه امام را مکرر بخوانید و در همین روزها هم بخوانید و بدانید که امام نسبت به نفوذ و نفوذی‌ها چه فرمودند و چه سفارشی به شورای نگهبان، به نمایندگان مجلس و به مردم نسبت به انتخاب اعضای خبرگان رهبری و نمایندگان مجلس کردند.

محسنی اژه‌ای گفت: سخن امام و رهبری چون از کلام خدا ناشی شده است همیشه زنده است و سخنان امام در سال 61 در مورد مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی حکایت از آن دارد که گویی امام با شرایط امروز آشنا بوده و این سخنان را به زبان و فهم امروزی جاری کرده.

معاون اول قوه قضاییه گفت: قول می‌دهم به حول و قوه‌ الهی با کمک شما بسیجیان، منافقین و نفوذی‌ها را شناسایی کنیم و پس از دستگیری به اشد مجازات برسانیم.

No responses yet

Dec 20 2015

«مخاطبان برخی شبکه‌های صداوسیما از تعداد کارکنانش کمترند»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: نماینده ساری در انتقاد از مدیریت و محتوای تولیدات صداوسیما می‌گوید برنامه‌سازان متوجه نیستند که نمی‌توان چیزی را به مخ مردم تزریق کرد. او از نقض بی‌طرفی در این دستگاه و امپراتوری برخی مجریان آن نیز انتقاد کرده است.

رمضان شجاعی کیاسری، نماینده اصولگرای ساری و میاندرود اظهارات کم‌سابقه و قابل توجهی در مورد صدا و سیمای جمهوری اسلامی کرده است. او گفته که بی‌بی‌سی با ۲ هزار کارمند اداره می‌شود اما تلویزیون ایران بیش از ۴۸هزار نیرو دارد تا آنجا که مخاطبان برخی شبکه‌هایش از تعداد کارکنانش کمترند. و برخی مجریان برای خودشان امپراتوری دارند.

کیاسری که نایب رئیس شورای ناظر بر عملکرد صدا و سیما در مجلس است، عنوان کرده که سازمان “غول‌آسای” صدا و سیما خود را پاسخگوی کسی نمی‌داند و به همین خاطر اوضاعش روز به روز بدتر می‌شود: «صداوسيما از جهت محتوایی به خاطر نداشتن اعتبار نمی‌تواند فیلم و سریال تولید كند و كیفیت برنامه‌سازی‌‌اش به دلیل نداشتن پول پایین آمده است. صداوسیما الان در بدنه خودش خیلی سنگین است.»

او عنوان کرده که محمد سرافراز اعتنایی به وظایف و اختیارات شورای نظارت ندارد و صداوسیما نیز بی‌طرف نیست: «ما بارها نسبت به نقض بی‌طرفی تذکر دادیم. آقای سرفراز معتقد است که نظارت شورای نظارت، استطلاعی است یعنی فقط جنبه اطلاع رسانی دارد… در حالی که آخرین قانون مصوب مجلس حقوقی را برای شورای نظارت در نظر گرفته که اگر کسی شکایت کرد و شکایتش را وارد دانست می‌تواند به مراجع قضایی شکایت کند.»

شجاعی کیاسری گفته که بر همین اساس هیاتی برای بررسی و بازرسی برنامه‌های مشارکتی به صداوسیما اعزام خواهد شد. او به طور نمونه از نوع خبررسانی صدا و سیما در باره جلسه تصویب برجام انتقاد کرده و این که که شبکه خبر در زیرنویس خود تصویب برجام را بیست دقیقه‌ای خواند و گفت در مجلس لابی‌گری می‌شود: «در حالی که چهار ماه بود در مجلس صحبت می‌شد و صدا و سیما در این زمینه خطی و سیاسی برخورد کرد.»

به تاکید کیاسری، محمد ضرغامی، رئیس سابق صدا و سیما تعامل بیشتری با مجلس و دولت داشت. او خواستار آن شده که شکل و شیوه ماموریت‌ها و مسئولیت‌های سازمان صداوسیما بازتعریف شود و بخش خصوصی را در تولید برنامه‌ها به جد دخالت داد: «چیزی كه مهم است شناخت جدی از مخاطب است. با این بازاری كه رسانه‌های دیگر امروزه در آن جاذبه‌های فراوانی ایجاد کرده‌اند رقابت كار سخت و دشواری شده است. باید از بخش‌های خصوصی و دستگاه‌ها و وزارت‌خانه‌های متعدد و متنوع كمك گرفت و حجم نیروی انسانی را كم كرد. از طرفی هم باید نیازهای مخاطب را شناسایی كرد و از زیاده گویی‌ها كم كرد و از ساخت سریال‌هایی با محتوای ضعیف هم فاصله گرفت.»

نایب رئیس شورای نظارت بر صداوسیما در مجلس این را هم گفته که مجریان بعضی برنامه‌ها پس از مدتی “گردن کلفت” می‌شوند و دستورات را بر نمی‌تابند: «پخش برنامه بعضی از مجری‌ها دیگر دست مدیر شبکه و معاون سازمان نیست. خود رئیس سازمان هم نمی‌تواند مقابل مجری بایستند چون او برای خودش یک امپراتوری دارد.»

کیاسری در بخش دیگری از سخنان خود، صدا و سیما را یک “رسانه میلی” خوانده است. سرفراز اواخر ماه آبان از کیاسری به اتهام “تشویش اذهان عمومی” شکایت کرده است. این شکایت ناشی از انتقادهای کیاسری و دو نماینده دیگر از نحوه پوشش جلسه برجام در صداوسیما است.

محمد سرفراز مدیرعامل صدا و سیمای جمهوری اسلامی، از قدیمی‌ترین چهره‌های این سازمان به شمار می‌رود و از سال ۱۳۷۱ در پست معاونت برون مرزی صداوسیما کار کرده است. او از نظر سیاسی، به جبهه پایداری نزدیک است.

No responses yet

Dec 20 2015

جنگ داخلی سوریه؛ ایران در جنوب حلب چه می‌کند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی

بی‌بی‌سی: در هفته‌های اخیر و با انتشار مکرر خبر کشته شدن اعضای سپاه پاسداران ایران در سوریه، توجه‌‌‌‌ها بار دیگر به نقش نظامی ایران در این کشور جلب شده است. در این میان اخیرا بیش از هر جای دیگری، از منطقه جنوب حلب نام برده می‌شود که درگیری‌ها در آن بزرگترین موج تلفات نظامیان ایرانی در خاک سوریه را از آغاز جنگ داخلی در پی داشته است.
پیشینه عملیات نیروهای وابسته به‌ ایران در شمال سوریه

حمله اخیر در استان حلب را می‌توان سومین عملیات گسترده‌‌ای خواند که نظامیان وابسته به سپاه قدس ایران در طول یک سال گذشته در این ناحیه ترتیب می‌دهند.

این نیروها در آذرماه ۱۳۹۳ در عملیاتی مشترک با ارتش سوریه تلاش کردند جاده کاستیلو، تنها جاده مرتبط با نیمه شرقی شهر حلب که تحت کنترل مخالفان بشار اسد است را ببندند و این بخش از شهر را محاصره کنند.

وقتی مصطفی صدرزاده، از نیروهای ایرانی پشت خاکریزی در مخیم حندرات رو به دوربین می‌گفت «حلب در حال محاصره شدن کامل است»، با پیروزی‌های اولیه این اطمینان خاطر برای آنان به وجود آمده بود که تا ساختن یک «جنوب دمشق» دیگر فاصله‌ای ندارند. جنوب دمشق همزمان صحنه اجرای تاکتیکی بود که عموماً به نام «الجوع او الرکوع» (گرسنگی یا تسلیم) شناخته می‌شود و طی آن، نیروهای ارتش سوریه در کنار حزب‌الله لبنان و سپاه قدس ایران با محاصره کامل این منطقه، که عمدتا شامل شهرک‌های ببیلا، یلدا، بیت سحم، یرموک، تضامن و حجرالاسود می‌شد، موجب بروز قحطی شدند.

مخالفان در حلب نگران تکرار شرایط مشابهی در مناطق تحت کنترلشان با جمعیت تقریبی سیصدهزار نفر بودند، اما طرح نیروهای حامی اسد به نتیجه نرسید و کار در جنوب مزارع ملاح گره خورد.
Image copyright
Image caption مخالفان اسد شواهد مختلفی از حضور ایران در جنگ سوریه منتشر می‌کنند

ارتش سوریه و نیروهای ایرانی در اواسط بهمن ماه ۹۳ این بار در دو جبهه به طور هماهنگ به این منطقه یورش بردند. نخست نیروها از شمال حلب به سمت ملاح و حندرات سرازیر شدند تا بار دیگر برای قطع جاده کاستیلو تلاش کنند و هم‌زمان از غرب از سمت محور سیفات به سمت دو شهرک شبه‌محاصره نبل و الزهراء خیز برداشتند تا به نیروهای حز‌ب‌الله محصور در این منطقه برسند.

فشار حمله چنان بود که در دو روز اول به طور برق‌آسا تا شهرک‌های حردتنین و رتیان جلو آمدند اما در پی ضدحمله مخالفان در پشت شهرک بیانون متوقف شدند و مخالفان مسلح نواحی از دست‌رفته را پس گرفتند. به این ترتیب اگر تصرف روستای باشکوی را مستثنی کنیم، این عملیات نتوانست به اهداف از پیش‌تعیین‌شده خود دست یابد. گفته می‌شود که بین ۸۰ تا ۱۳۰ نفر از نیروهای حامی اسد در این درگیری‌ها کشته شدند و حدود ۵۰ تن از آنها هم به اسارت مخالفان در آمدند.

طی درگیری‌ها در جریان این دو عملیات بزرگ در حومه حلب، تصاویری از تجهیزات مخابراتی ایرانی (محصول شرکت “مبین”)، غذای نظامیان (خوراک‌های‌ آماده کارخانه “پارس کادوس”)، اوراق شناسایی افتاده در کنار اجساد (برگه عبور موقت ویژه اتباع افغان) و پهپادهای شاهد-۱۲۹ ساخت صنایع نظامی سپاه در آسمان منتشر شد که شواهدی روشن بر حضور نیروهای تحت حمایت ایران تلقی شد.

پس از پایان این دو عملیات به نظر می‌رسید نیروهای طرفدار بشار اسد متقاعد شده‌ بودند که امکان پیروزی موثر در جبهه حلب وجود ندارد، مگر با تزریق پرشمار جنگجویان؛ امری که در آن مقطع زمانی غیرممکن می‌نمود تا آنکه با ورود روسیه، آرایش نیروها و استراتژی جنگ تغییر کرد.
بالا گرفتن بحران و دخالت مستقیم ایران و روسیه
Image copyright
Image caption عکس‌های هوایی که اخیرا از پایگاه هوایی نوژه همدان منتشر شده، هواپیماهای نظامی روسی را نشان می‌دهد

سقوط زنجیروار شهرهای استان ادلب در بهار ۹۴ به دست مخالفان بشار اسد و سخنرانی تاریخی او در اعلام ناتوانی ارتش سوریه و مشکل کمبود نیروی انسانی، فصل جدیدی را در تحولات سوریه رقم زد. توازن قوا در شمال کشور به هم خورده بود و ارتش یک به یک مناطق تحت کنترل خود را از دست می‌داد و عقب می‌نشست تا آنجا که خط مقدم درگیری‌ها به سهل‌الغاب در شرق لاذقیه کشیده شد. حالا دیگر پایگاه مطمئن ساحلی و قلب حکومت در معرض تهدید قرار گرفته‌ بود و همین وضع را بحرانی می‌ساخت.

جزئیات آنچه میان قاسم سلیمانی و مقامات روسی در مسکو گذشت روشن نیست، اما نتیجه کار تشکیل ائتلافی جدید بود که اتاق عملیات مشترک با دو شعبه در بغداد و دمشق داشت. شعبه اطلاعاتی این اتاق در بغداد است و شعبه عملیاتی آن در دمشق. در چشم انداز کلی هدف از تشکیل چنین اتحادی محکم کردن جای پای حکومت فعلی و ایمن‌سازی “سوریه حداقلی” شامل استان‌های کرانه غربی است؛ مستقل از این که مذاکرات بر سر آینده سوریه به کجا بینجامد یا پشتیبانان خارجی او چگونه حاضر به معامله شوند. در واقع هر چه حزب بعث سوریه زمین بیشتر و مطمئن‌تری در اختیار داشته باشد، قدرت مانور پشتیبانان خارجی آن به هنگام مذاکره با طرف‌های غربی بالا خواهد رفت. اما در این میان مسئله این است که آیا ارتش سوریه روی زمین می‌تواند اسباب این کار را فراهم کند؟

در حقیقت اگرچه ایران و روسیه در تبلیغات رسمی ارتش سوریه را به عنوان نیرویی با کفایت معرفی می‌کنند که جهان می‌تواند روی آن حساب کند؛ نگاهی به جریانات جنگ نشان می‌دهد که این ارتش فرسوده با وجود تزریق پیوسته کمک‌های نظامی، مالی و انسانی متحدان خود طی پنج سال اخیر، توان ادامه موثر جنگ روی زمین را نداشته و بمباران‌های هوایی آن هم که مرگ گسترده غیرنظامیان را در پی داشته، با دستاوردی نظامی و استراتژیک همراه نبوده است. درنتیجه هر برنامه تهاجمی بدون حضور مستقیم نظامیان و شبه‌نظامیان متحدین خارجی ارتش لاجرم شکست خورده می‌نمود و بدین صورت برگرداندن بازی امکان پذیر نبود مگر آنکه روسیه با هواپیماهای نظامی خود در هوا و ایران با سرازیر کردن سیل شبه‌نظامیان شیعه روی زمین عهده‌دار امور شوند.
Image copyright
Image caption غذاهای کنسرو شده ایرانی که مخالفان اسد از میدان نبرد در اطراف حلب پیدا کرده‌اند

به این ترتیب نیروهای ارتش سوریه از جنوب حلب به جبهه شمال شرقی و حومه کویرس منتقل شدند و ایران عملا مسئولیت کامل این منطقه را به عهده گرفت. انتقال تجهیزات نظامی به خاک سوریه و رساندن تدارکات برای نقش‌آفرینی روسیه هم محتاج عملیات گسترده‌ای بود که بدون کمک ایران ممکن نمی‌شد. از جمله شواهد متعدد نشان می‌دهد که هواپیماهای روسی برای انتقال تجهیزات به سوریه و انجام حملات هوایی و موشکی در این کشور از حریم هوایی ایران استفاده می‌کنند.
جبهه تحت فرماندهی ایران را در جنوب حلب چه کسانی تشکیل می‌دهند؟

در طول سال‌های جنگ داخلی سوریه، ایران تنها کشوری بوده است که به صورت هدفمند و سیستماتیک نسبت به اعزام جنگجویان خارجی به خاک سوریه و تاسیس گردان‌های نظامی اقدام کرده است. در حقیقت اگر حضور کشوری نظیر عربستان عمدتاً در قالب کمک مالی و تسلیحاتی به مخالفان معنا پیدا می‌کند، حضور ایران، علاوه بر کمک مالی و تسلیحاتی، با آموزش، سازماندهی و اعزام شبه‌نظامیان شیعه همراه بوده است. این نیروها که گفته می‌شود طیف متنوعی را، از شیعیان پاراچنار پاکستان تا شیعیان هزاره ولایت دایکندی افغانستان تشکیل می‌دهند، عاملی حیاتی برای سرپا نگاه داشتن ارتش سوریه به شمار می‌روند. با آغاز عملیات جنوب حلب بخشی از نیروها به این جبهه منتقل شدند، هرچند تغییراتی در ترکیب آنها مشاهده می‌شود:

۱- نیروهای مستقیم سپاه پاسداران:

به نظر می‌رسد مقامات نظامی ایران متقاعد شده‌اند که برای شکست دادن مخالفان اسد به چیزی بیشتر از اعزام جنگجویان شبه‌نظامی خارجی و فرماندهان بازنشسته سپاه احتیاج است. در نتیجه برای اولین بار نیروهای خبره که هسته اصلی حملات را تشکیل دهند به منطقه فرستاده شده‌اند. از چندی پیش سپاه پاسداران با فراخوان از میان تیپ‌های تکاوران استان‌ها (موسوم به یگان‌های صابرین)، داوطلبین اعزام به سوریه را انتخاب و برای عملیات به این کشور برده است. در کنار این افراد که از توان رزمی ویژه برخوردارند، اعزام بسیجیان آموزش‌دیده نیز صورت می‌گیرد. تخمین زده می‌شود که تعداد ایرانیان حاضر در سوریه اکنون به حدود چهار هزار نفر رسیده است که نیمی از آنها در جنوب حلب به کار گرفته شده‌اند.

۲- عراقی‌ها:

نیروهای شبه‌نظامی عراقی که توسط ایران تجهیز و برای جنگ به سوریه اعزام شده‌اند همواره رتبه اول را در میان کل جنگجویان خارجی حاضر در سوریه داشته‌اند. این شبه‌نظامیان عمدتاً توسط سپاه بدر در نجف سازمان داده می‌شوند و سپس از بغداد به دمشق و لاذقیه منتقل می‌شوند. در این میان پررنگ‌ترین وظیفه در عملیات جنوب حلب به دوش گروه “حرکت حزب‌الله النجباء” است. حضور قاسم سلیمانی در عملیات جنوب حلب با انتشار تصویری از او در میان این جمع اعلام شد و ظاهرشدن بار دیگر او در گرماگرم نبردها در جلوی مسجد شهرک الحاضر بار دیگر در میان همین جمع بود؛ هرچند شبکه العالم رسانه عرب‌زبان تلویزیون دولتی ایران، با محو کردن آرم پرچم در دست اعضای این گروه، اعلام کرد که قاسم سلیمانی در جمع نیروهای سوری حضور یافته است.

۳- افغان‌ها و پاکستانی‌ها:
Image copyright

فاطمیون و زینبیون به ترتیب نیروهای افغان و پاکستانی وابسته به سپاه در سوریه هستند. نیروهای افغان را عمدتا طبقات محروم شیعیان هزاره، ساکن حاشیه شهرها و بخصوص قم و مشهد تشکیل می‌دهند که گفته می‌شود در سه سال گذشته توسط سپاه به شکل مستمر به سوریه اعزام می‌شوند. تیپ زینبیون را نیز عموما شیعیان پاراچنار پاکستان تشکیل می‌دهند. افغان‌ها و پاکستانی‌ها در سال ابتدایی اعزام در یک دسته واحد حضور داشتند، سپس با افزایش شمار نیروها، افغان‌ها از این گروه جدا شده و مستقلا گروه فاطمیون را تشکیل دادند.

۴- حزب‌الله لبنان:

نیروهای حزب‌الله لبنان گرچه تا به حال از حیث نیروی انسانی نسبت به دیگر نیروهای اعزامی از شمار کمتری برخوردار بودند، از لحاظ قدرت و تجهیزات بازوی اصلی سپاه پاسداران در سوریه به شمار می‌آیند. با آغاز عملیات ائتلاف جدید، حزب‌الله لبنان وارد جنگ تمام‌عیار شده است و کمتر جبهه‌ای در سوریه است که اعضای این نیرو در آن حضور نداشته باشند. در حال حاضر عمده‌ افراد این نیرو در تپه‌های جب‌الاحمر در شرق لاذقیه، شمال غرب حماه در سهل‌الغاب، شرق حمص و شمال شرق حلب در حومه کویروس متمرکز هستند اما یک واحد از این نیروها نیز همراه با سپاه پاسداران در جنوب حلب می‌جنگند.
نیروهای سپاه پاسداران با چه کسی می‌جنگند؟

شهر حلب و نواحی روستایی اطراف آن یکی از نظامی‌ترین مناطق جهان است که بیش از یکصد دسته و گروه از مخالفان مسلح در آن حضور دارند. از زمانی که گروه‌های مخالف بشار اسد در تابستان ۲۰۱۲ عملیات ناکام تصرف حلب را کلید زدند و کنترل نیمی از شهر را به دست گرفتند، تلاش آنها برای نظم گرفتن و تشکیل یک اتاق عملیات مشترک (شامل تمامی گروه‌های درگیر) کمابیش ناموفق بوده است و علیرغم اتحادهای موقت، این مجموعه‌ها در نتیجه اختلافات داخلی و عدم وجود گروه مسلط پی در پی از هم پاشیده‌اند. نمونه این تجربه‌ها در سال گذشته دو مورد اتاق عملیاتی “تحریر حلب” و “جبهه شامیه” در دسامبر ۲۰۱۴ بود که علیرغم موفقیت اولیه به فاصله از یکدیگر منحل شدند. در آوریل ۲۰۱۵ آخرین تلاش‌ها برای همگرایی منجر به تاسیس اتاق عملیاتی “فتح حلب” متشکل از ۵۳ گروه شد (شامل ۱۹ زیرشاخه ارتش آزاد) که همچنان نیز فعال است. جبهه النصره و گروه‌های خارجی مرتبط با آن در “فتح حلب” حضور ندارند و تقریبا تمام گروه‌های سوری که با نام “میانه‌رو” در استان حلب شناخته می‌شوند در آن عضو هستند.

اتاق عملیاتی فتح حلب که تشکیلش تا حد بسیاری در پی فشار کشورهای حامی مخالفین، به خصوص آمریکا، ترکیه و عربستان برای یک‌دست کردن گروه‌های مخالف اسد در این استان بود، به طور هم‌زمان جنگ علیه داعش و علیه ارتش بشار اسد را پیش می‌برد و در جریان حمله ایران به حومه جنوبی حلب روی کاغذ وظیفه دفاع از این مناطق را به عهده دارد. از میان سه ائتلاف بزرگ مخالفان که علیه حکومت بشار اسد می‌جنگند (“جبهه جنوب” در درعا، “جیش‌الفتح” در ادلب و “فتح حلب” در حلب)، مورد حلب از نظر تشکیلاتی ضعیف‌ترین و به لحاظ طیف ترکیب انسانی آسیب‌پذیرترین نیروی مخالفان است؛ به خصوص در ناحیه جنوبی استان. این‌ موارد به علاوه تجربه حملات ناموفق قبلی ایران در جبهه‌های دیگر حلب دلایلی هستند که می‌توان گفت ایران را بر آن داشت تا حمله جدید خود را از این ناحیه سامان دهد.
نتیجه مقطعی عملیات

با شکست اولیه مخالفان مسلح در جنوب حلب و از دست دادن گسترده زمین‌های تحت کنترل، حدود دو هزار جنگجو از دو ائتلاف جیش‌النصر و جیش‌الفتح در استان‌های حماه و ادلب به کمک آن‌ها آمده‌اند. هر چند با رسیدن این قوای جدید پیشروی نیروهای تحت فرماندهی سپاه پاسداران متوقف شده است و آن‌ها نتوانستند به هدف اولیه در قطع شاهراه حلب- دمشق دست پیدا کنند، اما مخالفان نیز توان عقب زدن عمده آن‌ها را نداشتند و با پاتک‌ها تنها از نیروهای وابسته به ایران تلفات گرفته‌‌اند.

No responses yet

Dec 19 2015

طرح مسئله «حصر» هاشمی رفسنجانی: رسالت: ممکن است هاشمی رفسنجانی به سرنوشت منتظری دچار شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,خاورمیانه,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

آمدنیوز: «آمدنیوز»/ گروه سیاسی- محمدکاظم انبارلویی عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی در روزنامه رسالت متعلق به طیف راست سنتی جمهوری اسلامی نوشته است که «دلسوزان انقلاب نگران هستند اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، سرنوشتی همانند سرنوشت حسینعلی منتظری پیدا کند.»

به گزارش آمدنیوز، انبارلویی با انتقاد از طرح بحث «نظارت مجلس خبرگان بر نهادهای زیر نظر رهبری» در مصاحبه اخیر هاشمی رفسنجانی با خبرگزاری ایلنا رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را به ارتباط با بیگانگان متهم کرد و نوشت: «طی سه دهه گذشته، نظام توسط برخی که سر در آخور دشمنان نظام داشتند شاهد تندروی و افراطی‌گری بوده است. آشوب و فتنه لیبرال‌ها در اتحادی نامقدس با منافقین، کمونیست‌ها و ملی‌گراها منجر به شهادت ۱۷ هزار نفر از شهروندان ایرانی شد که فجایع هفتم تیر و هشتم شهریور سال ۶۰ از آن جمله بود. همین جماعت با پوست‌اندازی در ۱۸ تیر ۷۸ زیر چتر تجدیدنظرطلبان به اصطلاح اصلاح‌طلب آشوب به پا کردند. ده‌سال بعد در فتنه ۸۸ این تندروی و افراطی‌گری به بلوغ خود رسید و رسماً و بی‌پرده‌پوشی، سرویس‌های امنیتی سیا، موساد و ام آی ۶ پشت سر آن قرار گرفتند.در این فتنه همسر آقای هاشمی صبح روز انتخابات فرمان شورش خیابانی صادر کرد. دختر وی دست در دست منافقین و بهائی‌ها که به دوستی با آن‌ها افتخار می‌کند، آتش‌بیار معرکه‌های خیابانی علیه نظام بود. اهل فتنه با شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه و حمله به هیئت‌های عزاداری در روز عاشورای ۸۸، با وقاحت تمام اوج تندروی و افراطی‌گری را به نمایش گذاشتند.»

سرمقاله نویس روزنامه رسالت و یکی از منتقدان هاشمی رفسنجانی سپس با طرح سوالاتی که آن‌ها را «سوالات بی پاسخ» خوانده، نوشته است: «آقای هاشمی در وسط این آشوب و فتنه کجا بود؟ چه می‌کرد؟ تعریف وی از تندروی و افراطی‌گری در فتنه ۸۸ چه بود؟ نسبت او با این فتنه چه بود؟ فعل و قول برخی از فرزندان و بیت او مصداق تندروی و افراطی‌گری است که هیچگاه متاسفانه راجع به آن موضع نگرفته و مرز خود را با آن مشخص نکرده است.»

انبارلویی در بخش دیگری از یادداشت خود ضمن ناراحتی از «صدای کلاغ خواندن سر و صدای تندروها» نوشته است که «این ابهام و ایهام باعث شده خدمات وی به انقلاب هم زیر سئوال رود و دلسوزان انقلاب نگران شوند که او سرنوشتی همانند سرنوشت منتظری پیدا کند. علت اقبال رسانه‌های دشمن از این نوع مصاحبه‌ها هم این نگرانی را تشدید می‌کند.»

وی از مهم‌ترین مشکلات حال حاضر کشور را «مشکلات اقتصادی» دانسته است. هم‌چنین وی معتقد است که «نظام و دولت باید تکلیف اجرای برجام و بد عهدی‌های آمریکا را روشن و به طور جدی از منافع و مصالح ملی دفاع کند.»

به اعتقاد انبارلویی «نظام باید مراقب نفوذ دشمن باشد تا از یک سوراخ ده بار گزیده نشود»

گفتنی است آیت‌الله حسینعلی منتظری از سال ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۸ قائم مقام رهبر جمهوری اسلامی بود، وی به دلیل انتقاد از سیاست‌های آیت‌الله خمینی در برخورد با مخالفان حکومت، از این مقام خلع شد.

این روحانی بلندپایه به دلیل انتقادهای خود به «دانش اندک» علی خامنه‌ای در دروس حوزه‌های علمیه و در اختیار نداشتن «علم کافی» برای رهبری، به حصر خانگی محکوم شد و تا پایان عمر نیز تحت نظارت نهادهای امنیتی ایران قرار داشت.

موضوع «حصر» یا «ترور» آیت‌الله هاشمی رفسنجانی پس از کودتای انتخاباتی ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۸، یکی از اصلی‌ترین برنامه‌های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوده است.

یک منبع مطلع در این‌باره به خبرنگار «آمدنیوز» می‌گوید: «سازمان اطلاعات سپاه پاسداران در سال ۸۸ به دلیل اتخاذ مواضع هاشمی رفسنجانی در همراهی با مردم، قصد بازداشت تمامی اعضای خانواده و نوه‌های وی را داشته است و تا دو هفته، گروه‌های تعقیب و مراقبت این سازمان، آنان را زیر نظر داشته‌اند تا هر زمان دستور حصر هاشمی رفسنجانی از سوی علی خامنه‌ای رسید، در یک روز تمامی اعضای خانواده وی را بازداشت کنند، اما به دلیل هزینه سنگین این اقدام، علی خامنه‌ای از انجام آن صرف‌نظر کرد، به نظر می‌رسد یکی از برنامه‌های اصلی سپاه پاسداران در دو انتخابات حساس پیش رو، در دستور کار قرار دادن حصر ایت‌الله هاشمی رفسنجانی توسط سپاه پاسداران باشد.»

No responses yet

Dec 19 2015

مطهری: سخنان لاریجانی درباره عدم نظارت بر رهبر یادآور قرون وسطی است

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: علی مطهری نماینده تهران در مجلس گفته‌های رییس قوه قضائیه ایران مبنی بر ذکر نشدن نظارت بر رهبر جمهوری اسلامی در قانون اساسی را «یادآور ادعای کلیسای کاتولیک در قرون وسطی»، «خلاف حکم عقل و علم سیاست» و «خلاف قانون اساسی» دانست.

این نماینده مجلس در نامه‌ای به صادق آملی لاریجانی رdیس قوه قضائیه ایران که روز جمعه، ۲۷ آذر، در وب سایتش منتشر شده تاکید کرد که گفته‌های آقای آملی لاریجانی باعث «تعجب بسیاری از سیاسیون و حقوقدانان و اسلام‌شناسان» شده است.

آقای مطهری اضافه کرد: «روشن است که کلمه نظارت بر رهبری در قانون اساسی نیامده است اما آیا محتوا و مدلول و مفهوم آن هم نیامده است؟ آیا باید جمود به لفظ داشته باشیم؟!»

وی گفته‌های آملی لاریجانی را «خلاف سیره» پیامبر اسلام، امام اول شیعیان، آیت‌ا‌لله خمینی و آیت‌الله خامنه‌ای و همچنین «خلاف حکم عقل، علم سیاست، قانون اساسی و مذاکرات مجلس خبرگان قانون اساسی» دانست.

به گفته آقای مطهری، سخنان رییس قوه قضائیه ایران «بهترین شاهد و مستمسک را به دست افرادی داد که همواره جمهوری اسلامی را به استبداد دینی متهم می‌کنند».

اکبر هاشمی رفسنجانی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران روز ۲۲ آذر در مصاحبه‌ای با خبرگزاری ایلنا با تاکید بر اینکه مجلس خبرگان رهبری نباید از نظارت بر نهادهای زیر نظر رهبری «غافل» شود، گفته بود: «ما باید لااقل نهادهایی را که زیر نظر رهبری هستند و هر عیبی دارند، با رهبری مطرح و پیگیری کنیم که آن عیب برطرف شود».

یک روز بعد رییس قوه قضائیه ایران در واکنش به این سخنان، نظارت مجلس خبرگان بر رهبر جمهوری اسلامی را «سخنی نادرست» و «غیرقانونی» اعلام کرده و گفته بود که «در قانون اساسی چیزی به نام نظارت بر رهبری نداریم».

علی مطهری در نامه خود خطاب به صادق لاریجانی نوشت: «به نظر می‌رسد از فرط علاقه به پاسخگویی به سخن آیت‌الله هاشمی رفسنجانی… عجله فرموده و پاسخی داده‌اید که شاید خودتان هم آن را چندان قبول ندارید».

وی اضافه کرد: «سخن شما یادآور ادعای کلیسای کاتولیک در قرون وسطی است که می‌گفت حاکم در مقابل مردم مسئولیتی ندارد و فقط در مقابل خدا مسئول است اما مردم در مقابل حاکم مسئولیت دارند؛ چیزی که از نظر اسلام مردود است».

وی با اشاره به گفته‌های امام اول شیعیان، آیت‌الله خمینی، مرتضی مطهری و علی خامنه‌ای در ‌‌نهایت نتیجه گیری کرد که «در جمهوری اسلامی مقام غیرپاسخگو نداریم» و قانون اساسی و اسلام راه «استبداد دینی» را «بسته است».

آقای مطهری آبان پارسال نیز در دانشگاه فردوسی مشهد گفته بود که وظیفه مجلس خبرگان نظارت بر عملکرد رهبر جمهوری اسلامی است اما اعضای این مجلس «وارد هر موضوعی می‌شوند، غیر از کار خودشان».

این سخنان، واکنش شدید احمد علم الهدی امام جمعه مشهد را به دنبال داشت و او تاکید کرده بود که اعضای مجلس خبرگان نمی‌توانند بر عملکرد «ولی خود» نظارت کنند.

به جز امام جمعه مشهد، برخی از دیگر منصوبان رهبر جمهوری اسلامی نیز اعلام کرده‌اند که مجلس خبرگان حق نظارت بر رهبر جمهوری اسلامی و نهادهای زیر نظر او را ندارد.

در همین زمینه احمد خاتمی، امام جمعه تهران و علی رازینی عضو مجلس خبرگان رهبری روز ۲۶ آذر تاکید کردند که در متن قانون اساسی، نظارت مجلس خبرگان بر رهبر جمهوری اسلامی «نیامده» است.

پیش از برگزاری انتخابات پنجمین دوره مجلس خبرگان، اظهارنظر‌ها درباره نقش و وظایف این مجلس افزایش یافته است.

انتخابات مجلس خبرگان هفتم اسفند امسال همزمان با انتخابات مجلس شورای اسلامی برگزار می‌شود و نام‌نویسی از داوطلبان کاندیداتوری دراین انتخابات از صبح روز پنج‌شنبه در ستاد انتخابات کشور و فرمانداری‌های مراکز استان‌ها آغاز شده و تا دوم دی ماه ادامه دارد.

No responses yet

Dec 17 2015

پلیس تهران: شیشۀ دودی، “دور دور کردن” و سگ‌ گردانی جرم است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفرانسه: رئیس پلیس راهنمایی تهران بزرگ، بر اجرای “طرح برخورد با بدحجابی رانندگان” تأکید کرد و گفت که طی هشت ماه اخیر خودروهای ۴۰هزار زن “بدحجاب” توقیف شده است. وی همچنین در مورد سایر جرایم مثل “مزاحمت برای نوامیس” و معیارهای “شیشۀ دودی” توضیحاتی داد.

سردار سیدتیمور حسینی، رییس پلیس راهنمایی و رانندگی تهران بزرگ، در بارۀ “طرح برخورد با بدحجابی رانندگان” گفت که «در طول هشت ماهۀ امسال بیش از ۴۰هزار مورد برخورد با مباحث مربوط به بدحجابی بوده است که اغلب این موارد خودرویشان توقیف، و وسیله نقلیه‌شان به مقام قضایی معرفی شد».

نزدیک به یکماه قبل مقامات انتظامی اعلام کرده بودند که اتوموبیل‌هایی که سرنشینان “بدحجاب” داشته باشند، توقیف خواهند گردید.
روز ۲۵ آبان/ ١٦نوامبر، سعید منتظرالمهدی، سخنگوی نیروی انتظامی‌ جمهوری اسلامی ایران گفته بود: «درصورت برخورد با زنانی که در خودروهای شخصی خود کشف حجاب می‌کنند، خودرو آنها “ممنوع‌الخدمت” می‌شود و آنها نمی‌توانند خرید و فروش کنند یا عوارض پرداخت نمایند و هیچ یک از نیازهای یک خودرو در طول یک سال انجام نخواهد شد»…
منتظرالمهدی خبر داده بود که “سامانۀ جدید ثبت تخلفات” برای «برخورد با هنجارشکنی در حین رانندگی، اعم از کشف حجاب، حرکات نمایشی و مخاطره‌آمیز و دور دور کردن‌ها، راه اندازی شده است».
او هشدار داده بود که “مأموران نامحسوس” به اجرای این طرح کمک خواهند کرد.

خبرگزاری فرانسه می‌نویسد که در سال‌های اخیر، “حجاب اجباری در ایران” کمتر از گذشته رعایت شده و بخصوص زنانی که پشت فرمان روسری خود را بر می‌دارند، بیشتر به چشم می‌آیند.

روز سه‌شنبه ۲۴ آذر/۱۵ دسامبر، رییس پلیس راهنمایی تهران همچنین در مورد “جرایمی” چون “آلودگی صوتی، شیشۀ دودی، سگ ‌گردانی و مزاحمت برای نوامیس” توضیح داد و گفت که پلیس با این موارد برخورد می‌کند.

وی در توضیح “جرم شیشۀ دودی” گفت: «اگر غلظت شیشه دودی بیش از ۴۰درصد بوده یا به عبارتی شیشۀ خودرو طوری باشد که امکان رؤیت داخل خودرو وجود نداشته باشد، پلیس با آن برخورد کرده و برای راننده ۵۰ هزار تومان جریمه اعمال می‌شود».

او همچنین در مورد ورود غیرمجاز به محدودۀ ترافیک گفت که برای هر یک ساعتی که متخلفان در محدودۀ طرح زوج و فرد تردد کنند، ٢٠هزار تومان جریمه خواهند شد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .