اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for August, 2016

Aug 15 2016

خودکشی کودکان ایران به مرز هشدار رسیده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفرانسه: هادی شریعتی، حقوقدان و فعال حقوق کودکان، در گفتگو با ایلنا، خبرگزاری کار ایران، تأکید کرده است که خودکشی کودکان در ایران به مرز هشدار رسیده است. او کودک‌آزاری، فشارها و اجبارات نظام آموزشی، ازدواج اجباری کودکان، تقلید صحنه‌های علنی اعدام، فقر، بی‌عدالتی، توزیع نابرابر ثروت به ویژه در شهرستان‌های مرزی را از جمله علل مهم خودکشی در میان کودکان و نوجوانان ایران دانسته و گفته است :

اولین تماشاگران صحنه‌های اعدام در ملاء عام کودکان هستند و “داربازی” از جمله شیوه‌های خودکشی در بین کودکان ایران است.

هادی شریعتی برخی قوانین کشور از جمله مادۀ ۱۱۷۹ قانون مدنی را از عوامل خودکشی کودکان تعریف کرده، زیرا، این مادۀ قانونی به پدر و مادر اجازۀ تنبیه کودک را می دهد و معیار تنبیه را حد عرف می‌داند.

این فعال حقوق کودک در عین حال تصریح نموده است که سال هاست مجلس شورای اسلامی ایران از تصویب لایحۀ حمایت کودکان و نوجوانان ایران خودداری می ورزد و وزارت آموزش و پرورش نیز از ورود مددکاران و مشاوران به مدارس جلوگیری می کند.

در اظهاراتی جداگانه نادر منصور کیانی، مدیر کل دفتر مراقبت آسیب های اجتماعی وزارت آموزش و پرورش، از مصرف دخانیات، مواد مخدر، داروهای روانگردان و به ویژه خودکشی به عنوان رایج ترین آسیب ها در بین کودکان کشور یاد کرده است.

محمدرضا مخبر دزفولی، دبیر شورای انقلاب فرهنگی، نیز در گفتگو با خبرگزاری “ایسنا” گفته است که در پی جلسات متعدد با حضور علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، مسئلۀ آسیب های اجتماعی به مسئلۀ درجه اول همۀ مسئولان کشور تبدیل شده و آنان باید گزارش‌های کار و اقدامات خود را در این زمینه تسلیم رهبر جمهوری اسلامی کنند.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی سپس تصریح کرده است که از این پس رهبر جمهوری اسلامی حاضر به پذیرفتن اظهارات کلی در زمینۀ مبارزه با آسیب های اجتماعی نیست.

محمدرضا مخبر دزفولی اعتیاد، حاشیه نشینی، طلاق و مقاومت زنان علیه حجاب اجباری را مهمترین موارد “آسیب‌های اجتماعی” در ایران دانسته و گفته است که مسئولان حکومت اسلامی ایران “نقاط آسیب و بحران‌خیز کشور را تشخیص داده و راه حل های آنها را نیز پیدا کرده اند.”

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی توضیحی در مورد “راه‌حل‌های یافته شدۀ آسیب‌های اجتماعی” ایران نداده است، اما، او می‌گوید در شورای عالی انقلاب فرهنگی مسئلۀ “عفاف و حجاب” در اولویت و دستور کار قرار گرفته و قرار است وزیر کشور و شورای اجتماعی گزارش‌هایی در زمینۀ مقابله با این مسئله تهیه و ارایه کنند.

اخیراً آیت‌الله خامنه‌ای آسیب های اجتماعی به ویژه اعتیاد را مسئلۀ اول کشور خواند که به گفتۀ او در قیاس با آنها مسئلۀ “تهاجم فرهنگی غرب” در مقام دوم قرار گرفته است.
بر اساس گزارش های رسمی هم‌اکنون آمار اعتیاد دست‌کم شامل ۱۱ درصد جمعیت کل کشور می شود، در حالی که سن اعتیاد در ایران رو به کاهش و شمار زنان معتاد رو به افزایش است. شمار حاشیه‌نشینان ایران نیز هم‌اکنون به ۱۵ میلیون نفر بالغ می شود و ۶۵ درصد اعمال بزه و جنایتکارانه نیز در بافت‌های فرسوده و مناطق حاشیه‌نشین کشور صورت می‌پذیرد.

No responses yet

Aug 15 2016

از تماشاگر ایرانی در ریو خواسته شد پارچه‌نوشته اعتراضی را جمع کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: ماموران امنیتی المپیک ریو از یک فعال ایرانی، که پارچه‌نوشته ای را در اعتراض به ممنوعیت حضور زنان در ورزشگاه های ایران بلند کرده بود، خواسته اند آن را پایین آورد و بازی را ترک کند.

روی پارچه نوشته داریا صفایی در جریان بازی روز شنبه والیبال میان ایران و مصر به انگلیسی شده بود: “بگذارید زنان ایرانی وارد ورزشگاه ها شوند.”

زنان عموما پس از انقلاب ایران از حضور به عنوان تماشاچی در مسابقات مردانه منع شده اند.

کمیته بین المللی المپیک بیانیه های سیاسی در جریان بازی ها را منع می کند.

اما خانم صفایی از خروج از ورزشگاه خودداری کرد و پس از آن بود که ماموران امنیتی دست از تلاش برای خارج کردن او برداشتند و او برای باقی بازی پلاکارد خود را نمایش داد.

خانم صفایی می گوید قصد دارد در همه بازی های تیم والیبال ایران شرکت کند. بازی بعدی روز دوشنبه خواهد بود.

این فعال متولد ایران که در بلژیک زندگی می کند در تمام مسابقه لبخند می زد به جز وقتی که هنگام رویاروی با ماموران امنیتی به گریه افتاد.

او خطاب به ماموران گفت:‌ “من خیلی متاسفم. من برای حق زنان ایرانی برای شرکت در مسابقات مبارزه می کنم. این حق من است که اینجا باشم. این حق اساسی زنان ایرانی است.”

او گفت اشکش درآمده چون “آزارنده است که باید پی در پی توضیح دهد که این اقدام صلح آمیز نه یک پیام سیاسی بلکه یک پیام مثبت صلح و حقوق بشر است.”

او به بی بی سی گفت:‌ “من تمام مسابقه پارچه‌نوشته را بالا گرفتم. دستانم می لرزید. اما تا آخر بالا نگاهش داشتم.”

او گفت که همه از اقدامش حمایت نمی کنند و یک تماشاچی ایرانی که پشت او نشسته بود سرش فریاد زد.

صدای زنان

خانم صفایی از سال ۲۰۰۰ به این سو و پس از آنکه در سال ۱۹۹۹ در ایران دستگیر و زندانی شد در بلژیک زندگی کرده است. جرم او شرکت در تظاهرات ضددولتی بود.

او از سال ۲۰۱۴ دست به اعتراض در مسابقات ورزشی زده است.

او گفت هدفش این است “کمیته المپیک را آگاه کند که ماموریتی مهم دارد تا امکان حضور زنان ایرانی به استادیوم ها را فراهم کند.”

او گفت:‌ “کمیته المپیک قدرت زیادی در جهان ورزش دارد و امیدوارم از آن برای مبارزه با تبعیض جنسیتی استفاده کند.”

نهادهای حکومتی ایران از سال ۲۰۱۲ همزمان با محبوبیت روزافزون والیبال در میان زنان و مردان، زنان را از شرکت در این مسابقات منع کردند.

گروه های حقوق بشر می گویند که ایران زنان را به خاطر تلاش برای ورود به ورزشگاه ها دستگیر کرده است.

No responses yet

Aug 15 2016

گفتگو با احمد منتظری پس از احضار به دادگاه؛ هنوز اسناد منتشر‌نشده زیادی وجود دارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

زیتون: ارش بهمنی: حدود یک هفته پیش وب‌سایت و کانال تلگرام آیت‌الله منتظری، فایل صوتی جلسه‌ای از قائم‌مقام وقت رهبری با برخی مسئولان قضایی منتشر کرد. در این دیدار آیت‌الله منتظری در ملاقات با مصطفی پورمحمدی، ابراهیم رئیسی، حسین‌علی نیری و مرتضی اشراقی از اعدام‌ زندانیان سیاسی در سال ۶۷ انتقاد و آن‌ را «جنایت» توصیف کرد.

انتشار این فایل صوتی واکنش‌های مختلفی در داخل و خارج کشور برانگیخت. عده‌ای آن را کمک به احیای سازمان مجاهدین خلق توصیف کردند، برخی انتشار این فایل صوتی را سند حقانیت آیت‌الله خمینی مبنی بر «نفوذ منافقین و لیبرال‌ها در بیت» آیت‌الله منتظری توصیف کردند و برخی نیز ضمن استقبال از انتشار این فایل، خواستار عذرخواهی حاکمیت یا محاکمه عاملان این حادثه شدند.

احمد منتظری، فرزند حسین‌علی منتظری، پس از انتشار این فایل با فشار دادگاه ویژه روحانیت و اداره اطلاعات شهر قم مجبور به حذف این فایل صوتی شد و برای پاسخ‌گویی در این زمینه به دادسرای ویژه روحانیت هم احضار شد. زیتون با او درباره احضار به دادسرای ویژه روحانیت، حواشی انتشار این فایل و اسناد دیگر این چنینی گفت‌وگو کرده است.

آقای منتظری، بعد از انتشار فایل صوتی جلسه آیت‌الله منتظری با برخی مسئولان قضایی، شما به دادسرای ویژه روحانیت احضار شدید. چه بحث‌هایی در این جلسه مطرح شد؟
دومساله اصلی را مطرح کردند. اول این‌که گفتند انتشار این فایل، در واقع انتشار اسرار نظام بوده. دلیلی هم که آوردند این بود که آیت‌الله منتظری آن زمان قائم‌مقام امام خمینی بوده و این جلسه هم به همین دلیل برگزار شده است. به آن‌ها گفتم که چیز جدیدی در این فایل صوتی وجود ندارد و همه موارد مربوط به آن پیش از این در کتاب خاطرات آیت‌الله منتظری منتشر شده است، در نتیجه درباره این فایل صوتی بحث «افشای اسرار نظام» وجود ندارد، اما بر این مساله تاکید داشتند.

ادامه گفت‌وگوها به هفتم شهریور موکول شد. قرار گذاشتند ۹ صبح روز هفتم شهریور مجددا به دادگاه ویژه روحانیت بروم، اما نمی‌دانم چه گفت‌وگوهایی قرار است انجام شود.

یکی هم چیزی که همیشه می‌گویند همراهی با – به قول آن‌ها – «منافقین» است؛ زمانی که عربستان سعودی با آن‌‌ها متحد شدند. من در جواب گفتم اولا اتحاد این دو به دلیل حمله بعضی افراد به سفارت عربستان است که متاسفانه هنوز مجازات نشده‌اند و باز هم متاسفانه این حمله به اسم نظام نوشته شد. اگر این‌ها مجازات می‌شدند، نظام می‌توانست حساب خود را جدا کند، اما این کار را نکردند. اتحاد این دو به دلیل آن اتفاق بوده و کاری به ما ندارد. ما در بیست و هشتمین سالگرد آن کشتار خواستیم کاری تاریخی کنیم که برای آیندگان هم بماند و همه از آن درس بگیریم. کسانی که الان هم سر کار هستند بدانند کارهایی که انجام می‌دهند مخفی نمی‌ماند و بالاخره افشا می‌شود.

و نتیجه این جلسه چه شد؟
در نهایت ادامه گفت‌وگوها به هفتم شهریور موکول شد. قرار گذاشتند ۹ صبح روز هفتم شهریور مجددا به دادگاه ویژه روحانیت بروم، اما نمی‌دانم چه گفت‌وگوهایی قرار است انجام شود.

زمانی که تصمیم به انتشار این فایل گرفتید، تصور می‌کردید که با چنین واکنشی از سوی مقام‌های حکومتی مواجه شوید؟
واکنش به این شدت، خیر. حتی انعکاس به این شدت هم فکر نمی‌کردم رخ دهد که همه خبرگزاری‌ها انعکاس دهند و حتی تبدیل به خبر اول برخی شود. مثلا نامه‌ای آیت‌الله منتظری به امام خمینی نوشتند، خب این‌جا از رو خوانده‌ و مستند کرده‌اند. من فکر نمی‌کردم این‌طور بازتاب گسترده داشته باشد و این آقایان ناراحت شوند و چنین واکنش‌هایی نشان بدهند.

مورد یا موارد دیگری از این دست فایل‌های صوتی از جلسه‌های آقای منتظری در اختیار شما هست که امکان انتشار آن‌ها در آینده وجود داشته باشد؟
کلا جلساتی که آیت‌الله منتظری داشتند، شفاف بود. برخی می‌پرسند همین جلسه‌ای که فایل صوتی آن پخش شد، آیا میکروفون مخفی بوده؟ خیر، ضبط بود و همه اعضای حاضر در جلسه هم می‌دانستند که جلسه ضبط می‌شود. عمده جلسه‌های آیت‌الله منتظری – چه جلسه‌های تدریس، چه جلسه‌های سیاسی و چه جلسه‌های تصمیم‌گیری – ضبط می‌شدند. امیدوارم بتوانیم زمانی آن‌ها برای درس‌گیری و عبرت منتشر کنیم. برای این‌که خساراتی که یک نسلی آمدند و متحمل شدند، مجددا تکرار نشود. این مساله بسیار درس‌آموز است اما متاسفانه برخی ناراحت شدند. می‌گویند اگر اتفاقی افتاده، درباره آن حتی حرف هم نباید زد. برای آن‌ها زشتی چنین اعمالی کمتر از زشتی یادآوری است، این‌که بپرسیم چرا این اتفاق رخ داد، چرا پیگیری نشد، چرا خطای چند نفر را به عنوان خطای یک جمع بزرگ و یک نظام و حکومت نشان می‌دهید.

. مثلا نوشته آقای تاج‌زاده را دیدم که نوشته بودند حکومت عذرخواهی کند، خانواده‌های قربانیان می‌بخشند و کینه‌‌ها تمام می‌شود. حاکمیت ایران باید جایزه صلح جمهوری‌اسلامی را به ایشان بدهد که چنین فضایی را پیشنهاد می دهد

الان مواردی هست که برخورد نمی‌شود، برای مثال آقای ستار بهشتی. ایشان به دلیل ضربه‌های فردی کشته شده و آن‌طور که خانواده‌اش می‌گویند به قصد کشتن هم او را زده‌اند. اگر با این فرد مماشات نشود، فرد خاطی، مانند همه دنیا، مجازات می‌شود. ولی وقتی با چنین افرادی مماشات می‌شود، بدان معناست که حکومت آن خطا را به گردن می‌گیرد. موارد از این دست زیاد است.

یعنی اسناد منتشرنشده دیگری مربوط به جلسه‌ها و ملاقات‌های آیت‌الله منتظری در اختیار شما هست؟
بله موارد زیاد است. همان‌طور که در مقدمه خاطرات هم نوشتیم این خاطرات فقط بخشی از اتفاق‌هاست. مواردی بوده که ایشان نمی‌خواستند پخش شوند. مثلا برای حفظ حقوق افراد مایل نبودند در مواردی نام بیاورند. بخشی از خاطرات گفته شده، اما چیزهایی که محفوظ است، علاوه بر خاطرات، زیاد دارند.

با توجه به اتفاق‌های اخیر، قصد انتشار آن‌ها را هم دارید یا خیر؟
بله. حتی خود حاکمیت باید این کار را بکند. بعضی افراد هستند که به عنوان اپوزیسیون و مخالف مطرح می‌شوند اما بهترین نظر را می‌دهند. مثلا نوشته آقای تاج‌زاده را دیدم که نوشته بودند حکومت عذرخواهی کند، خانواده‌های قربانیان می‌بخشند و کینه‌‌ها تمام می‌شود. حاکمیت ایران باید جایزه صلح جمهوری‌اسلامی را به ایشان بدهد که چنین فضایی را پیشنهاد می دهد. پیشنهاد آقای تاج‌زاده بسیار بزرگ و عملی است که اگر رخ دهد به نفع همه مردم ایران است.

از وزارت اطلاعات با من تماس گرفتند و گفتند که باید فایل حذف شود. پاسخ من این بود که چنین کاری منطقی نیست، چون این فایل همه جا پخش شده

شما این آمادگی را در بخش‌های مختلف حاکمیت برای انجام این کار می‌بینید؟
اگر پیگیری و حمایت از طرف دوستان و گروه‌های مختلف وجود داشته باشد، مسلما در داخل حاکمیت هم افرادی هستند که واقعیات را می‌بینند. با افراد متخصص، با جامعه‌شناسان و روان‌شناسان، مشورت کنند و ببینند آیا این کار صلاح هست یا خیر. من بعید نمی‌دانم و امیدوارم.

یکی از نگرانی‌هایی که در این سال‌ها وجود داشته، حفظ این اسناد و جلوگیری از ضبط یا از بین رفتن آن‌هاست. بعد از انتشار فایل صوتی و واکنش‌ها هم در این‌باره صحبت‌هایی شد. شما برای حفظ این فایل‌‌ها، پیش‌بینی و اقدام پیشگیرانه‌ای داشته‌اید؟
هیچ فایلی منحصر به یک مکان نیست. اگر بخواهند جست‌وجو و پیدا کنند نه تنها ایران، بلکه باید همه جهان را بگردند که این کار به نظرم منطقی نیست.

آقای منتظری، زمان انتشار فایل تصور می‌کردید وزارت اطلاعات دولت آقای روحانی هم چنین واکنشی نشان دهد و خواستار حذف فایل شوند؟
از وزارت اطلاعات با من تماس گرفتند و گفتند که باید فایل حذف شود. پاسخ من این بود که چنین کاری منطقی نیست، چون این فایل همه جا پخش شده. اما آقایی که تماس گرفته بودند، گفتند که وزارت اطلاعات تاکید دارد این فایل حذف شود. ما هم به آن‌ها اعتماد کردیم و برای این‌که کار خلاف قانون انجام نداده باشیم، فایل را حذف کردیم. اما متوجه نشدیم که چرا و به چه دلیلی وزارت اطلاعات چنین برخوردی کرد.

در این مدت که از انتشار فایل صوتی می‌گذرد، آیا واکنش هم‌دلانه یا موافقی با انتشار این فایل از سوی افرادی که در حاکمیت هستند، وجود داشت یا خیر؟
خیر، موردی نداشتیم یا حداقل من چیزی در این‌باره نشنیدم.

No responses yet

Aug 14 2016

5 جمله از آقای علم الهدی، 5 نکته از ما

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر,هنر

عصرایران: زائرانی که به مشهد می روند، بیش از هر چیز به عشق امام رضا علیه السلام به این سفر می روند و در کنار زیارت آن امام عزیز، از مراکز تفریحی نیز به عنوان تمتعات حلال بهره مند می شوند.
عصر ایران – آیت الله علم الهدی، امام جمعه مشهد، اخیراً سخنانی را بیان کرده است که با رنگ آبی مشخص شده اند و نقد مختصر عصر ایران بر سخنان ایشان را زیر هر بخش می خوانید. آنچه باعث شد این سخنان را نقد کنیم، قانون گریزی آشکاری است که اگر بدان پرداخته نشود، بیم آن می رود، اراده های شخصی جای قانون را بگیرد.

* “مشهد شهر زیارتی است نه شهر توریستی و گردشگری که مراکز تفریحی و عیاشی درست کنند.”

باید به ایشان متذکر شد که توریسم زیارتی، یکی از انواع گردشگری است و زیازت منافاتی با گردشگری ندارد.
ضمن این که تفریح را با عیاشی همسان دانستن، چیزی جز یک اشتباه نیست.

* “نباید برای لغو یک کنسرت در مشهد لازم باشد با مسئولان و مردم چانه بزنیم.”

حق با ایشان است؛ نباید برای تحقق یک امر قانونی چانه زنی کرد. اگر قانون اجازه داده است در قلمرو جمهوری اسلامی ایران، با لحاظ شرایطی کنسرت برگزار شود، باید برگزار بشود و جای چانه زنی نیست.

وانگهی، مگر آقای علم الهدی حق قانون گذاری دارد که قانون منع برگزاری کنسرت در شهر مشهد را عملاً تصویب و اجرا می کند؟

* “تو کنسرت می‌خواهی، مشهدی نباش، برو یک شهر دیگر زندگی کن.”

مگر می شود کسی که در مشهد به دنیا آمده، مشهدی نباشد. مگر تغییر تابعیت شهری هم داریم؟ اساساً مگر امام جمعه یک شهر می تواند به شهروندان بگوید از این شهر بروید بیرون؟ آیا ایشان حق تبعید مردم را دارد؟ واقعاً این چه ادبیاتی است که برخی از مسوولان با مردم دارند؟

5 جمله از آقای علم الهدی، 5 نکته از ما

* “هر روز یک کمپین راه بیندازی و یک دار و دسته؟ این کمپین‌ها و دار و دسته‌ها، اردوکشی بر ضد امام رضا است، این مقابله با حرم امام هشتم است.کمپین هایی هم که برای این اقدامات راه اندازی می شود مقابله با امام هشتم است… هر روز کمپین جدیدی برای کنسرت راه می‌اندازند، این‌ها اردوکشی در مقابل امام رضا(ع) است.”

این که از جمعیتی از شیعیان و دوستداران امام رضا علیه السلام را به خاطر این که خواهان برخورداری از حق قانونی و شرعی خود هستند و می خواهند طبق قوانین، مقررات و ضوابط نظام جمهوری اسلامی ایران، متهم به ضدیت با امام هشتم علیه السلام کنند، واقعاً به چه معناست؟!

کجای شرع و قانون و انصاف و وجدان به آدمی اجازه می دهد انبوهی از مردم عاشق امام رضا علیه السلام را به خاطر این که مانند آقای علم الهدی فکر نمی کنند، نعوذ بالله ضد امام رضا علیه السلام بنامیم.

آقای علم الهدی! این مردم با طرز فکر شما مخالف اند نه با مولای خود ثامن الائمه علیه السلام.

* “چرا هر فکری که به ذهن یک مدیر یا دولت می رسد برای جذب توریست، آن هم توریست فاسق و فاجر و خوشگذران، می خواهد آن را در شهر امام رضا پیاده کند؟”

آقای علم الهدی بداند زائرانی که به مشهد می روند، بیش از هر چیز به عشق امام رضا علیه السلام به این سفر می روند و در کنار زیارت آن امام عزیز، از مراکز تفریحی نیز به عنوان تمتعات حلال بهره مند می شوند.

آنچه جناب علم الهدی گفته است، قطعاً بی احترامی به زوار امام رضا علیه السلام است. توریست “فاسق و فاجر” که به شهر مشهد نمی رود. چگونه می توان زایر امام رضا را «فاسق و فاجر» لقب داد. اطلاق این صفات چه بسا درباره توریست های خارجی هم مصداق نداشته باشد چه رسد به داخلی ها.

No responses yet

Aug 14 2016

احمد منتظری برای انتشار فایل صوتی اعدام‌های ۶۷ به دادگاه احضار شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: در پی انتشار فایل صوتی جلسه گفت‌وگوی آیت‌الله حسینعلی منتظری و اعضای کمیته اعدام‌ها در سال ۱۳۶۷، فرزند آقای منتظری به دادگاه احضار شد.

احمد منتظری با اعلام این خبر به بی‌بی‌سی فارسی گفت صبح شنبه ۲۳ مرداد به دادگاه ویژه روحانیت قم رفته و به مدت سه ساعت به سوال‌‌های مطرح شده پاسخ داده است.

چند روز پیش سایت آیت‌الله منتظری، از مراجع تقلید شیعه که در سال ۱۳۸۸ درگذشت، فایل صوتی اظهارات این مرجع تقلید در مرداد ماه سال ۱۳۶۷ را منتشر کرد که در آن، به تندی به اعدام جمعی اعضای سازمان مجاهدین خلق انتقاد شده بود. این فایل ۴۰ دقیقه‌ای یکی از مهم‌ترین اسنادی است که تا کنون درباره اعدام‌های دهه شصت در ایران منتشر شده است.

یک روز پس از انتشار این فایل، اعلام شد که به درخواست وزارت اطلاعات، سایت آیت‌الله منتظری آن را حذف کرده است.

فرزند آیت‌الله منتظری می‌گوید یکی از موارد مطرح شده در جلسه بازجویی روز شنبه “افشای اسرار نظام” بوده است؛ با این استدلال که زمان ضبط این فایل، آیت‌الله منتظری قائم‌مقام رهبر ایران بوده و اسراری که او در جریان آن قرار داشته، از اسرار نظام جمهوری اسلامی بوده و افشای آن “جرم” است.

آقای منتظری می‌گوید به دادگاه این طور پاسخ داده است که این اسناد حدود ۲۰ سال پیش در خاطرات آیت‌الله منتظری منتشر شده و “چیز جدیدی در این فایل صدا افشا نشده است.”

اتهام دیگر “کمک به اتحاد عربستان سعودی و مجاهدین” با انتشار این فایل است که او رد می‌کند.

فرزند آیت‌الله منتظری گفت که قرار است دو هفته دیگر برای ادامه توضیحات به دادگاه ویژه روحانیت قم برود.

+ بیشتر بخوانید: چرا انتشار صدای جلسه منتظری را محکوم می‌کنند؟

فایل صوتی که واکنش‌های گسترده‌ای را به دنبال داشت، مربوط به دیدار آیت‌الله منتظری در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۳۶۷ با حسینعلی نیری (حاکم شرع وقت)، مرتضی اشراقی (دادستان وقت)، ابراهیم رئیسی (معاون وقت دادستان) و مصطفی پورمحمدی (نماینده وقت وزارت اطلاعات در زندان اوین) است که در آن جلسه، آقای منتظری به این افراد درباره قضاوت تاریخ در مورد این اعدام‌ها و خلاف شرع بودن آن هشدار داده است. اینجا بشنوید.

آقای منتظری، که در آن زمان قائم مقام رهبر ایران بود، در مورد اعدام‌های سال ۱۳۶۷ می‌گوید: “بزرگترین جنایتی که در جمهوری اسلامی شده و تاریخ ما را محکوم می‌کند به دست شما انجام شده و [نام] شما را در آینده جزو جنایتکاران در تاریخ می‌نویسند.”

No responses yet

Aug 14 2016

خودکشی همزمان دو دختر نوجوان در جنت آباد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

فرادید: پیش از ظهر امروز دو دوختر نوجوان به دلیل نامعلومی خود را از پشت بام یک ساختمان به پایین پرتاب کردند.
پیش از ظهر امروز دو دوختر نوجوان به دلیل نامعلومی خود را از پشت بام یک ساختمان به پایین پرتاب کردند.

وقوع این حادثه از سوی ماموران کلانتری جنت آباد به بازپرس کشیک قتل پایتخت اعلام شد.

با دستور بازپرس مرادی اکیپی از ماموران کلانتری و اکیپ بررسی صحنه جرم در محل حادثه واقع در خیابان پیامیر شرقی حاضر شدند.

بر اساس این گزارش متاسفانه هر دو دختر نوجوان جان خود را از دست داده اند.

در حال حاضر بازپرس مرادی بازپرس کشیک قتل پایتخت در محل حادثه حاضرشده و تحقیقات پلیسی درباره این حادثه در دستور کار ماموران اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت قرار دارد.

هنوز اطلاعاتی درباره علت این تصمیم مرگبار از سوی دختران اعلام نشده است.

No responses yet

Aug 14 2016

احمد منتظری: اگر راست می گویید فایل واقعی را منتشر کنید

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

پژواک ایران: فایل صوتی سخنان آیت‌الله «حسینعلی منتظری» با «هیات مرگ» جمهوری اسلامی درباره اعدام‌های سال 67 در حالی که در شبکه‌های مختلف اجتماعی بارها به اشتراک گذاشته شده، از کانال تلگرام و سایت آیت‌الله منتظری حذف شده است.

«احمد منتظری» روز گذشته در کانال تلگرامی آیت‌الله منتظری توضیح داد وزارت اطلاعات قم در تماسی، خواستار برداشته شدن این فایل صوتی شده است. فایل صوتی منتشر شده مربوط به جلسه‌ای است که در آن آیت الله منتظری، قائم مقام روح‌الله خمینی، در جلسه‌ای با «حسینعلی نیری» به عنوان حاکم شرع وقت، «مرتضی اشراقی» دادستان وقت تهران، «مصطفی پورمحمدی» نماینده وقت وزارت اطلاعات در زندان اوین و «ابراهیم رییسی» معاون وقت دادستان کل کشور که بعدها به هیات مرگ معروف شدند، درباره اعدام‌های تابستان سال 67 صحبت می‌کند.

او به صراحت در این جلسه اعدام‌ها را زیر سوال می‌برد و می‌گوید: «این اعدام‌ها بزرگ ترین جنایتی است که در جمهوری اسلامی از اول انقلاب رخ داده و تاریخ شما را جزو جنایت‎کاران می‌نویسد.»

«ایران‎وایر» از احمد منتظری، فرزند آیت‌الله منتظری در مورد حذف این فایل پرسیده است:

چه طور شد که فایل صوتی را از روی سایت و کانال تلگرام برداشتید؟

از اداره اطلاعات قم تماس گرفتند و گفتند نظر وزارت اطلاعات این است که فایل برداشته شود. به آن ها گفتم تاثیری ندارد و منطقی‌ نیست زیرا در همه جای دنیا پخش شده است. گفتند به هرحال وزارت اطلاعات تاکید دارد که این کار انجام شود. گفتار دوستانه‌ای بود و من خواستم از قانون تخلف نکنیم، برای همین هم آن را برداشتیم. بالاخره وزارت اطلاعات مسوول امنیت کشور است و تشخیص دادند برداشته شود من هم قبول کردم. در واقع تهدید نبود، توصیه بود که نظر این است.

در کانال تلگرامی شما، مصاحبه‌های آیت الله منتظری درباره اعدام ‌های 67، نظر و نامه‌های ایشان بارها منتشر شده است. به نظر می آید وزارت اطلاعات درمورد آن‌ها تاکنون به شما توصیه ای نکرده اند چون هم‌چنان روی سایت هستند. فکر می‌کنید این فایل چه چیزی فراتر از مصاحبه‌های تصویری آقای منتظری داشته است؟

آیت‌الله منتظری خیلی از این اعدام‌ها برآشفته شده و یک جوری خواسته است جلوی آن را بگیرد. اصلا در یک جاهایی از فایل انگار التماس می‌کند و می‌گوید لااقل در مُحَرَم نکنید، لااقل خانم‌ها را اعدام نکنید. خیلی به حالت التماس افتاده و کلمات تندی به کار می‌برد. این‌ها به این کلمات تند حساس‌ هستند. مثلا در جایی می‌گوید این کار را ادامه ندهید وگرنه در آینده خواهند گفت رهبر انقلاب خون‎ریز هستند. خب، این جملات و کلمات در مصاحبه‌ها و … نبوده، احتمالا به این قسمت ‌ها و جملات این چنینی حساس هستند که چنین تقاضایی را مطرح کرده‌اند.

واکنش‌های مختلفی به انتشار این فایل نشان داده شده است؛ مثلا آقای «محمد علی انصاری»، قائم مقام دفتر نشر آثار آیت الله خمینی گفته است این نوار تحریف شده. این عکس العمل‌ها و واکنش‌ها را دنبال می‌کنید؟

بله؛ واقعا عکس‌العمل‌ها غیرمنطقی هستند. اگر فایل تحریف شده، پیدا است که ایشان اصل‌ آن را دارد که این فایل را تحریف شده می‌داند. خواهش می‌کنم اصل را منتشر کند تا مردم بدانند ما کجای آن را تحریف کرده‌ایم. اگر واقعا راست می‌گوید، بیاید و اصل آن را منتشر کند تا مردم ببینند. ما هم استقبال می‌کنیم.

«علی خمینی»، پسر «احمد خمینی» چند وقت پیش از اعدام‌های سال 67 دفاع کرده بود. پس از انتشار فایل توسط شما، دوباره سخنان او در سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی بازنشر شده اند.

هر کسی در ابراز عقیده‌اش آزاد است اما واقعا قابل دفاع نیست. دستگاه قضایی خود نظام جمهوری اسلامی افرادی را محاکمه کرده و هر کدام را به چند سال زندان محکوم کرده است. این‌ها در بند بوده‌اند، زندان بوده‌اند، اسیر بوده‌اند و جرم جدیدی مرتکب نشده بودند. اعدام این‌ها اصلا قابل دفاع نیست. صرف این که بگوییم چون به دستور امام خمینی بوده، پس کار درستی بوده، گوینده چنین حرفی زیر سوال می‌رود. امام خمینی معصوم نبوده، او هم یک فرد جایزالخطا بوده است. درست است که رهبر انقلاب یک آدم بزرگی بوده اما انسان جایزالخطا است و با استدلالی که آیت الله منتظری می‌کند، کار خطایی بوده است. حالا اگر انسان از یک شخص جایزالخطا دفاع مطلق بکند و بگوید هرکاری کرد درست است، مسلما خودش زیر سوال می‌رود.

چه طور شد که تصمیم گرفتید سند را بعد از این همه سال منتشر کنید؟

الان سالگرد این اعدام‌ها است و 28 سال از آن تاریخ گذشته است. معمولا اسنادی که محرمانه هستند، بعد از حدود 30 سال دیگر از حالت محرمانه در می آیند و پخش می‌شوند. در همه دنیا چنین رسمی هست که برای درس گرفتن و عبرت گرفتن آیندگان، این اسناد را منتشر می کنند. دلیل دیگر آن هم این است که ما خیلی مورد تهاجم هستیم. تهمت‌ها و دروغ‌هایی که نسبت به آیت‌الله منتظری گفته می‌شود، واقعا زیاد است. طرف مقابل خیلی دستش باز است و از صداوسیما و روزنامه‌ها تا تریبون‌های نمازجمعه را در اختیار دارد. هر چه دل‎شان می خواهد می‌گویند و چهره بدی از ایشان ساخته‌اند. انگار چون از اعدام مجاهدین خلق ابراز ناراحتی کرده بود، لزوما به آن‌ها وابستگی داشته است. آن ها این را جا انداخته‌اند که آیت الله منتظری فرد ساده اندیشی بوده و چون تحت تاثیر مجاهدین خلق بوده، چنین حرفی را زده است. ما برای دفاع از چهره ایشان که الان مظلوم است و نیست که از خودش دفاع کند، این فایل صوتی را منتشر کردیم که در واقع، در آن از خودش دفاع کرده است. از لحن، کلام و جملات کاملا مشهود است که حرف‌های ایشان برای خیر خواهی زده شده است. ما برای این که سم پاشی‌ها و خراب‌کاری‌های طرف مقابل را که به ایشان تهمت زده و دروغ گفته است را جبران کنیم، این فایل صوتی را منتشر کردیم.

تصور می‌کردید انتشار این فایل این همه مورد استقبال قرار بگیرد و این قدر باب بحث و گفت وگو را درباره تابستان 67 باز کند؟

واقعا فکر نمی‌کردم مردم تا این حد نسبت به وقایع تاریخی حساس باشند. فکر می‌کنم بیش تر حالت روحی و روانی آیت‌الله منتظری و لحن و کلام‎شان در فایل صوتی است که تاثیرگذار است. این داستان تاریخی برای خود من خیلی عجیب است که آیت‌الله منتظری می گوید اگر 10 دقیقه به من وقت ملاقات می‌دادند که با امام خمینی صحبت کنم، نظر ایشان را عوض می‌کردم. خیلی برای من باعث تاسف است که قائم مقام رهبری نتوانسته است با رهبر 10 دقیقه صحبت کند.

آیت الله منتظری در مصاحبه و نوشته‌های خود درباره اعدام‌های 67 هیچ وقت از واژه «منافقین» استفاده نکرد و می‌گفت مجاهدین خلق. اما در این فایل صوتی چندبار از کلمه منافقین استفاده می‌کند.

ایشان کلامی را از حضرت علی نقل می‌کردند که یک‌نفر تعبیر منافقین را درباره «خوارج» به کار برد. ایشان هم عکس العمل نشان داد و گفت کسی را متهم به شرک و نفاق نکنید، هم اخواننا بغوا علینا؛ یعنی آن ها برادران دینی ما هستند که علیه ما قیام کرده‌اند. یعنی حتی آن وقتی که این افراد قیام مسلحانه انجام داده بودند، حضرت علی اجازه نمی‌دهد نسبت نفاق به آن ها بدهند. نفاق یعنی کسی که واقعا مسلمان نیست و خودش را مسلمان جلوه می‌دهد. فکر می‌کنم ایشان در حالت عصبانیت دارد به زبان شنونده‌ها صحبت می‌کند و می‌گوید همین‌هایی را که شما می‌گویید منافق… . در واقع، به زبان خود هیات تصمیم‌گیرنده اعدام‌ها صحبت کرده ‌است.

فکر می‌کنید انتشار این فایل تاثیری هم روی افرادی که در این جلسه حضور داشته اند، بگذارد؟

امیدوارم افرادی که در آن جلسه حضور داشته‌اند، بیایند و از کارشان- اگر قابل دفاع است- دفاع کنند و اگر کار اشتباهی کرده‌اند و احساس می‌کنند درست نبوده است و ای کاش این کار را نمی‌کردند، همین را مطرح کنند. الان 28 سال از آن ماجرا گذشته است. بیایند برای نسلی که دارد این را می‌بیند و برای نسل آینده منصفانه نظر بدهند. این که چون این کار را قبلا انجام داده‌اند و باید روی حرف و کارشان اصرار داشته باشند، کنار بگذارند و خودشان را نقد کنند. آیت‌الله منتظری که استاد همه این‌ها بوده، از خود انتقاد کرد و 14 مورد را برشمرد و گفت که اگر این کارها را نمی‌کردیم، بهتر بود. از آیت‌الله منتظری چیزی کم نشد، کاش چهار نفری که در آن جلسه بودند، همان جلسه را نقد کنند و بگویند ای کاش این کار را می‌کردیم. اگر هم کارشان قابل دفاع است، دلایل خود را بیاورند و به دلایل غیر منطقی متوسل نشوند.

حتما قبل از انتشار فایل، به واکنش نهادهای امنیتی هم فکر کرده بودید؟

تا حدودی قابل پیش بینی بود. البته واقعا من این مطلب را جایی تا حالا نگفته ام اما الان می‌گویم که بلکه به گوش آقایان هم برسد. به نظر من، کلا نظام، وزارت اطلاعات و حاکمیت تکلیف خودش را باید روشن کند که بالاخره می‌خواهد دشمنانه برخورد کند یا دوستانه. الان مثلا اتاقی که در منزل ما برای مراجعه مقلدان آیت‌الله منتظری بود که بیایند و مسایل شرعی‌ خود را بپرسند، نزدیک به پنج سال است که پلمپ شده؛ یعنی ما این قدر تحت فشاریم. چند سال است که من بدون جهت ممنوع‌الخروج شده‌ام. قصد یک سفر عادی داشتم که در فرودگاه و در آخرین لحظه اعلام کردند ممنوع‌الخروج هستم. هر چه پی گیری می‌کنم، اصلا جواب نمی‌دهند که چرا ممنوع الخروج هستم. فقط دادگاه ویژه روحانیت می‌گوید وزارت اطلاعات گفته است. یعنی گاهی بی جهت ما را تحت فشار قرار می‌دهند و در مورد فایل صوتی بدون تهدید و دوستانه می‌گویند این را بردارید. امیدوارم تکلیف ما را روشن کنند؛ یا دشمن باشند یا دوست. وقتی من را به دادگاه ویژه احضار کرده بودند، گفتم فرق آیت‌الله منتظری با مقامات فعلی این است که سال 68 وقتی ایشان دید که او را نمی‌خواهند، گفت: «تمام مملکت مال خودتان.»
اما شما یک اتاق در منزل شخصی خود ایشان را نمی‌گذارید استفاده کنند. این چه عدالت و انصافی است

No responses yet

Aug 14 2016

بنیاد شهید «۴۰۰ نفر از خانواده» کشته‌شدگان در سوریه را پوشش می‌دهد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,تروریزم,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردا: رئیس بنیاد شهید ایران می‌گوید این سازمان «۴۰۰ نفر از خانواده» کشته‌شدگان در سوریه را تحت پوشش قرار می‌دهد که از این شمار، نیمی افغانستانی هستند.

محمدعلی شهیدی در گفت‌وگویی با خبرگزاری ایلنا، با اشاره به نام شاخه برون‌مرزی سپاه پاسداران گفته‌است «ما آنچه را که سپاه قدس اعلام می‌کند، بلافاصله تحت پوشش قرار می‌دهیم».

او افزوده است «بالغ بر ۲۰۰ نفر» از خانواده‌های «شهدای حرم» تحت پوشش قرار گرفته‌اند و «با توجه به تاکیدی که نسبت به خانواده شهدای ‘مدافع حرم فاطمیون’ که مهمان ما هستند، شده‌، خانواده آنها نیز تحت پوشش قرار گرفته‌اند.»

مقام‌های ایرانی از شبه‌نظامیان و افراد نظامی ارسالی از سوی ایران که در سوریه، و در حمایت از بشار اسد با شورشیان می‌جنگند، با عنوان «مدافعان حرم» نام می‌برد. افراد و گروه‌های سازماندهی‌شده و یا تحت حمایت ایران، اعضای حزب‌الله لبنان، و نیز شهروندان افغانستان یا عراق را نیز در بر می‌گیرند. «فاطمیون» عمدتا از افغانستانی‌های سازمان‌دهی‌شده تشکیل می‌شود.

گفته‌های آقای شهیدی، شمار دقیقی از کشته‌شدگان ایرانی یا افغانستانی جنگ سوریه به‌دست نمی‌دهد؛ او در بخشی دیگر از گفت‌وگوی خود با ایلنا می‌گوید «منتظر هستیم» تعداد دیگری از کشته‌شدگان در سوریه «از سوی سپاه قدس اعلام شود تا خانواده آنها را نیز تحت پوشش قرار دهیم».

در عین حال او تعداد زخمی‌شدگان در جنگ داخلی سوریه را بسیار کم‌تر و حدود ۲۰ نفر اعلام کرده‌است.

رئیس بنیاد شهید ایران گفته‌است این بنیاد «موظف به ارائه خدمات» به «کسانی که به عنوان رزمنده رفته‌اند و بازگشتند» نیست.

در تیر ماه سال گذشته خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، ایرنا، گزارش داده بکه ۴۰۰ نفر از کسانی که در جریان جنگ داخلی سوریه کشته‌شده‌اند، که ایرنا با عنوان «مدافعان حرم» از آن‌ها نام برده بود، داخل ایران به خاک سپرده شده‌اند.

ایران و روسیه از مهم‌ترین حامیان حکومت و ارتش بشار اسد به شمار می‌روند و هر دو کشور نیز به طور نظامی در جریان جنگ سوریه وارد شده‌اند. بسیاری از کشورهای منطقه، از جمله ترکیه و عربستان سعودی و متحدانش، از گروه‌های مختلف شورشی حمایت می‌کنند و مخالف حکومت اسد هستند.

جنگ داخلی سوریه بیش از پنج سال است که ادامه دارد و بین ۲۷۰ تا نزدیک به نیم میلیون نفر کشته برجای گذاشته‌است. این جنگ، که تا تلاش‌های بین‌المللی برای پایان دادن به آن تا کنون فرجامی نداشته، نیمی از شهروندان سوری را آواره کرده‌است.

No responses yet

Aug 14 2016

میرزا رضا کرمانی؛ دست انتقام یا آبیاری تخم بیداری؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,سیاسی

بی‌بی‌سی: حمید علوی روزنامه‌نگار

«حالا به خیال خودم یک خدمتی به تمام خلایق کردم… این تخم بیداری را من آبیاری کردم… همه در خواب بودند و بیدار شدند. یک درخت خشک و بی‌ثمر را که زیرش همه قسم حیوانات موذی درنده جمع شده بودند، از بیخ انداختم.» (از اظهارات میرزا رضا کرمانی در موقع استنطاق)

میرزا رضا کرمانی، ضارب ناصرالدین شاه درست ۱۲۰ سال پیش در دهه آخر مرداد سال ۱۲۷۵ شمسی به دار آویخته شد.

پدر میرزا رضا اهل عقدا از توابع یزد بود، اما چون خود او متولد کرمان بود، به میرزا رضا کرمانی شهرت یافت.

بر طبق اسناد، اولین رو در رویی میرزا با حکومت وقت، اختلافی بود که با حاکم وقت کرمان بر سر ملک پیدا کرد.

ملکی به نام «شورو» در اجاره پدرش بود، اما حاکم وقت کرمان آن را از میرزا گرفته به شخص دیگری داده بود.

او از کرمان به یزد و سپس تهران رهسپار شد و به کار دست‌فروشی مشغول شد و از این طریق با دربار ارتباط پیدا کرد.

بر سر فروش «شال و خز» به نایب السطنه کامران میرزا، یکی از فرزندان ناصرالدین شاه، با او اختلاف پیدا کرد زیرا کامران میرزا پول شال‌ها را نمی‌پرداخت.

همچنین در ایامی که در تهران به سر می‌برد با سیدجمال‌الدین اسدآبادی آشنا شد و تحت تاثیر افکار او قرار گرفت.

به نوشته ناظم‌السلام کرمانی در «تاریخ بیداری ایرانیان»، میرزا «مجذوب» سید جمال شد و «در مجالس بد از شاه می‌گفت.»

سپس او به کرمان رفت. در این ایام به نوشته ناظم‌السلام، میرزا «متکلم می‌شد به کلماتی که احدی از کرمان جرئت تکلم به آن کلام نداشت.»

ناصرالدین شاه قاجار
ناصرالدین شاه قاجارمی‌گفت: «چرا قبول ظلم می‌کنید و چرا بدون جهه مال و عرض خود را از دست می‌دهید؟ جمع شوید و نگذارید حاکم شما را سوار شود.» خود میرزا تصرف ملک «شورو» را یادآور می‌شود. این سخنان اولین حبس را برای او ارمغان می‌آورد.

بنابراین، تجربه مستقیم میرزا از حاکمان و تاثیر حرف‌های سید جمال باعث شد که مسیر زندگی میرزا به سمتی برود که یکی از حوادث بزرگ تاریخ ایران به دست او رقم خورد.

بنا به کتاب «تاریخ بیداری ایرانیان»، وقتی میرزا از حبس خلاص شد به تهران رفت تا تظلم خواهی کند، اما «کسی به داد او نرسید.» نه تنها شکایتش رسیدگی نشد بلکه «مدت بیست و دو ماه» به زندان قزوین و چندی هم به «انبار شاهی» فرستاده شد.

پس از آزادی به «اسلامبول» رفت تا به سیدجمال که به عثمانی تبعید شده بود، بپیوندد.

به نوشته ناظم‌الاسلام، میرزا برای سید جمال، ذکر مصائب کرد و او در جوابش گفت: «می‌بایست قبول ظلم نکنی. این کلام در میرزا موثر افتاد و عرض کرد همین قدر رفع کسالت بشود انتقام خود را می‌کشم.»

این بود که «پس از رفع خستگی» به شهر ری رفت تا کار شاه را در آستانه پنجاهمین سالگرد سلطنتش تمام کند. شاهی که «فرومایگان را عزیز می‌خواست و برومندان را ذلیل.»

برگه‌های استنطاق

ناظم‌الاسلام در «تاریخ بیداری ایرانیان» روایتی خواندنی از استنطاق میرزا آورده است که گوشه‌هایی از زندگی میرزا و دلایل قتل شاه را می‌توان از لابه لای آن استنتاج کرد.

نویسنده کتاب، پیش از قتل شاه، یکبار میرزا را دیده بود که البته «از حال او چیزی استنباط» نکرده بود. در روز حادثه، برحسب اتفاق، نویسنده در حرم عبدالعظیم بود. او در راه برگشت به تهران «کالسکه شاهی» و به فاصله پانصد قدم میرزا را در درشکه دیده بود که به تهران می‎بردند.

«میرزا رضا با نهایت قوت قلب و یک اطمینانی که از جبهه بی‌گناهان مشهود می‌شد، به اطراف خود می‌نگریست و نظاره مردم را می‌کرد.»

این قوت قلب مورد اشاره ناظم‌الاسلام در سراسر بازجویی میرزا مشهود است.

خیال قتل شاه

ابوتراب نظم‌الدوله مسئول بازجویی از میرزا شد. میرزا با اعتماد به نفس پاسخ داد.

«س- شما از کجا به خیال قتل شاه شهید افتادید.


میرزا رضا در بندج- از کجا نمی‌خواهد. از کندها و بندها که بناحق کشیدم و چوبها که خوردم و شکم خود را پاره کردم. از مصیبت‌ها که در خانه نایب‌السطنه… در قزوین و انبار… به سرم آمد. چهار سال و چهار ماه در زنجیر و کند بودم.»

در ابتدای برگه استنطاق، نوشته شده که میرزا «بدون صدمه و اذیت با زبان خوش تا این قدر تقریرات کرده است و مسلم است بعد از صدمات لازمه [شکنجه] ممکن است مکنونات ضمیر خود را بروز دهد.»

به نظر نمی‌رسد میرزا مورد شکنجه قرار باشد. او حرف‌های خود را به صراحت در چند نوبت بازجویی بیان کرد.

بازجو به نحوی می‌خواست «دستورالعمل» برای کشتن شاه و دستیاران میرزا را شناسایی کند بنابراین در چند نوبت سوال‌های مختلفی را در این مورد از او می‌پرسد.

میرزا مدعی بود که هیچ همکاری نداشته و درباره قتل شاه به کسی چیزی نگفته بود. او منکر می‌شود که میرزا آقاخان کرمانی، احمد روحی و میرزا حسن خان خبیرالملک در این کار نقش داشتند. [ بیشتر بخوانید]

با این حال، این سه نفر به بهانه دست داشتن در ترور شاه، فجیعانه به قتل رسیدند.

میرزا و شورش تنباکو

میرزا در استنطاق خود به موضوع ماجرای تحریم تنباکو اشاره می‌کند و آن را یکی از دلایل احضار و حبس می‌داند.

حکومت ایران امتیاز تنباکو را به مدت ۵۰ سال به یک بریتانیایی واگذار کرده بود که این موضوع مورد اعتراض تجار ایرانی واقع شد.

طبق اقاریر میرزا رضا، نایب‌السلطنه و برخی دیگر با حیله و تهدید به بهانه اصلاح وضع کشور از او می‌خواهند بنویسد که: «ای مومنین و ای مسلمین، امتیاز تنباکو داده شد. بانک در مقابل مسلمین به راه خواهد افتاد. امتیاز راه اهواز داده شد، معادن داده شد، قندسازی و کبریت‌سازی داده شد، شراب‌سازی داده شد، ما مسلمان‌ها به دست اجنبی افتاد[یم]. رفته رفته دین از میان خواهد رفت. حالا که شاه ما به فکر ما نیست خودتان غیرت کنید…»

نایب‎السطنه قسم خورده بود که این کاغذ برای میرزا خطری ندارد. اما او را از خانه نایب‌السطنه جای دیگری می‌برند و «اسباب داغ و شکنجه به میان آوردند.» از او می‌پرسیدند رفقایت کو؟ مجلستان کجاست؟ در حالیکه میرزا می‌گوید چه مجلس؟ چه رفیق؟ خودتان خواستید این حرفها را بنویسم که با نشان دادن آن به دولت «بهبود در وضع مردم» شود.

پایان کار
پایان کار

میرزا ادامه می‌دهد که به او گفتند حکم شاه است که «مجلس و رفقای» خود را بگوید وگرنه «داغ و درفش حاضر است و تازیانه موجود است.» میرزا چون می‌بیند حرف زدن با آنها بی‌فایده است و چرا بی‌جهت نام افرادی را ببرد که گرفتار شوند «دیدم وقت جانبازی است.»

او می‌افزاید: «دست والی را گرفتم کشیدم به طرف بخاری خودم را به مقراض رساندم و شکم خود را پاره کردم. خون سرازیر شد مابین جریان خون بنای فحاشی را گذاشتم.»

بعد از مداوای او چهارسال و نیم «از این محبس به آن محبس» روانه‌اش کردند و زن و بچه‌اش از او جدا شدند.

چرا میرزا قصد جان شاه کرد

بازجو از میرزا می‌پرسد چرا به جای انتقام از نایب‌السطنه یا دیگران که در وارد کردن مصیبت به او نقش مستقیم داشتند، به شاه تعرض کرد چون آنها به اشتباه به عرض او رسانده بودند. چرا بدون خونریزی و از طرق دیگر از جمله بست نشستن اعتراض خود را به گوش شاه نرساند.

میرزا در پاسخ می‌نویسد که او برای شکایت به تهران آمد اما جای شاکی و مجرم عوض شد و خود او مجازات شد. این بود که دید «پادشاهی که ۵۰ سال سلطنت کرده… هنوز امور را به اشتباه… به عرض او برسانند و تحقیق نکند بعد از چندین سال سلطنت ثمر آن درخت… این اراذل و اوباش بی‌پدر و مادرهایی که ثمره این شجره شده‌اند و بلای جان عموم مسلمین گشته باشند، چنین شجری را باید قطع کرد.»

آیا میرزا برای قتل از کسی دستور گرفته بود

میرزا در پاسخ به این سوال چندین بار گفت که به تنهایی تصمیم گرفت و «از این خیال من و نیت کشتن شاه احدی غیر از خودم و سید [جمال] اطلاع نداشت». او در برگه استنطاق نوشت: «حال سید واضح است که از چه قبیل گفتگو پروائی ندارد. می‌گوید ظالم هستند.»

میرزا در جایی دیگر اضافه می‌کند که وقتی به «اسلامبول» رفته بود، در «مجمع انسانهای عالم» شرح رنج خود را بیان می‌کند و به گفته میرزا آنها او را ملامت کردند که چرا «دنیا را از شر ظالمین خلاص» نکرد.

بنا توجه به این گفته‌های میرزا مشخص نیست که آیا فقط سیدجمال از نیت او آگاه بوده یا افراد دیگری هم خبر داشتند یا شاید این «انسانهای عالم» به طور کلی حرف از انتقام زده بودند.

اما در پاره‌ای دیگر از استنطاق، میرزا می‌گوید ابتداء قصد کشتن شاه را نداشته و طپانچه را «برای مدافعه خریدم به خیال نایب‌السطنه بودم.»

در ادامه وقتی بازجو می‌پرسد که وقتی شرح حال خودش را به سید جمال گفت، واکنش او چه بود. گفت سید جمال به او گفته بود با این ظلم‌ها که بر او وارد شده بود «خوب بود نایب‌السطنه را کشته باشی… به این درجه ظالمی که ظلم کند کشتنی است.»

بنابراین قاعدتا میرزا باید نایب‌السطنه را می‌کشت نه شاه را. این پرسش دیگر بازجو بود. میرزا در جواب گفت که اگر نایب را می‌کشت، ناصرالدین شاه هزاران نفر را می‌کشت «پس باید قطع اصل شجر ظلم را کرد نه شاخ و برگ را.»

میرزا می‌گوید پنجشنبه روزی شنید شاه به حرم عبدالعظیم می‌آید. او در صدد عریضه نامه‌ای برای امنیت خود به صدراعظم بود. زیرا میرزا بعد از بازگشت از «اسلامبول» احساس ناامنی می‌کرد و بنابراین از بزرگان «تحصیل امنیت» می‌خواست.

هر چند در جای دیگری می‌گوید «تحصیل امنیت را برای اجرای خیال خودم می‌خواستم.»

اما میرزا که در آن روز در بازار ری بود از خیال تحویل عریضه منصرف شد «و یک مرتبه به این خیال افتادم و رفتم منزل طپانچه را برداشتم آمدم از درب امامزاده حمزه رفتم توی حرم قبل از آمدن شاه، تا اینکه شاه وارد شد… به طرف امامزاده حمزه خواست بیاید دم در یک قدم مانده بود که داخل… بشود طپانچه را آتش کردم.»

این گفته میرزا خبر از تصمیم ناگهانی او دارد.

نتیجه‌ استنطاق

استنطاق از میرزا چندین بار صورت گرفت و افراد متفاوتی از او پرسش کردند تا به نحوی همدستان او را بیابند.

بازجو برای اینکه از زیر زبان میرزا بکشد که چه کسانی با او همکاری کردند، می‌گوید «فقط می‌خواهیم بشناسیم اشخاصی که با شما هم عقیده هستند که در اصلاح امورات شاید یک وقت به مشاوره آنها محتاج باشیم» میرزا در پاسخ می‌گوید «در جمیع طبقات بسیار هستند.»

ابوتراب در پایان «کتابچه سوال و جواب» نتیجه می‌گیرد که میرزا در «خیال صلاح خیر عامه» نبوده بلکه «این مهملات و مزخرفات» را از سیدجمال شنیده و از روی نادانی شیفته او شده و «محض تلافی» صدماتی که به سید وارد شده بود، به «دستورالعمل سید» شاه را به قتل رساند.

به نظر ابوتراب، میرزا همدستی نداشت مگر اینکه «زیر شکنجه و صدمات دیگر» معلوم شود.

یک دلیل دیگر

ناظم‌الاسلام در کتاب خود طی چند خط نکته‌ای را اضافه می‌کند که قابل تامل است.

او می‌نویسد روزی که میرزا را برای اعدام بردند، «وقتی که نظرش به دار افتاد خواست حرفی بزند که همهمه و صدای موزیک مانع آمد صدایش را بشنوند».

به نوشته ناظم‌الاسلام، میرزا رضا به میرزا علی اصغرخان امین السطان اعتماد داشت و احتمال قصاص به خود نمی‌داد. ناظم نتیجه می‌گیرد که می‌توان گفت امین السلطان «داخل و راضی به قتل شاه بود.»

اما یکی دیگر از دلایل یا انگیزه‌های قتل را هم می‌توان به خلیفه عثمانی نسبت داد.

در همین کتاب، میرزا ضمن استنطاق خود به رابطه سیدجمال و سلطان عثمانی اشاره می‌کند. گویا در مقطعی فتنه‌ای میان برخی شیعیان و اهل سامره پیش می‌آید و «سلطان همه را از تحریکات شاه می‌دانست، به سید گفته بود در حق ناصرالدین‌شاه هر چه از دستت برمی‌آید بکن.»

در اینجا میرزا بار دیگر می‌گوید وقتی شرح مصیبت‌های خود را به سید گفت، سیدجمال به او گفته بود «تو چقدر بی‌غیرت بودی و حب حیات داشتی؟ ظالم را بایست کشت.»

No responses yet

Aug 13 2016

دفاع علی خمینی از اعدام‌های سال ۶۷ در ادامه واکنش به فایل صوتی منتظری

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: در ادامه واکنش‌ها به فایل صوتی آیت‌الله منتظری درباره اعدام زندانیان سیاسی و عقیدتی در سال ۶۷، تعدادی از نزدیکان آیت‌الله خمینی از جمله علی خمینی، نوه او، محسن رضایی و حسین موسوی تبریزی به این اقدام اعتراض کردند.

بر اساس گزارش روزنامه جمهوری اسلامی در روز شنبه، ۲۳ مرداد، علی خمینی، نوه آیت‌الله خمینی، در واکنش به انتشار فایل صوتی آیت‌الله منتظری و در دفاع از اعدام‌های سال ۶۷ سخن گفته است.

این در حالی است که در سخنان او اشاره مستقیمی به این فایل صوتی نشده و سخنان منتشر شده به نقل از علی خمینی شبیه به سخنان چندی پیش او در دفاع از اعدام دسته‌جمعی زندانیان سیاسی و عقیدتی در سال ۶۷ است.

علی خمینی در سخنان خود «ماجرای» سال ۶۷ را «حاصل مدیریت» آیت‌الله خمینی دانسته و گفته است: «چرا معاندان نظام چشم خود را به روی جنایات بی‌شمار منافقین بسته‌اند و صرفا اعدام تعدادی از آنها را جنایت می‌دانند؟»

نوه آیت‌الله خمینی اضافه کرد: «ناجوانمردانه است اگر نظام را متهم بکنیم که چرا تند با منافقین برخورد کرده است.»

وی تاکید کرد: «امروز یک عده دلسوز شدند می‌گویند چرا با اینها برخورد می‌کنید، چرا با منافقین برخورد کردید، چرا با بی‌حجاب برخورد کردید، چرا با کودن‌ها برخورد کردید. چه می‌کرد نظام با اینها؟ باید مبارزه می‌کرد، محکم هم باید برخورد می‌شد. الحمدلله شد و کشور آرامش را دید.»

علی خمینی شامگاه سه‌شنبه، ۱۱ خرداد، نیز در دفاع از اعدام اعضای گروه سازمان مجاهدین خلق در دهه ۶۰، این گروه را به ترور «بزرگان کشور» متهم کرده و گفته بود که اگر رهبر سابق جمهوری اسلامی «در مقابل این جنایات نرمش از خود نشان می‌داد، کشور… رنگ آرامش به خود نمی‌دید».

روز چهارشنبه هفته گذشته نیز محمدعلی انصاری، عضو دفتر آیت‌الله خمینی، در گفت‌وگو با وب‌سایت جماران فایل صوتی سخنان آیت‌الله حسینعلی منتظری درباره اعدام‌های سال ۶۷ را «مشحون از اغلاط و تحریفات» و «به دور از انصاف» دانسته بود که توسط «اطرافیان موذی» به او «القا شده است».

محمد موسوی بجنوردی، عضو شوراى عالى قضایى در دوران آیت‌الله خمینی و پدر زن حسن خمینی، نیز روز جمعه سخنان منتشر شده آیت‌الله منتظری را ناشی از به گفته وی، «اطلاعات غلطی» دانست که «مغرضانه» به وی منتقل شده است.

در همین حال حسین موسوی تبریزی، دادستان کل کشور در سال‌های ابتدایی رهبری آیت‌الله خمینی، انتشار این فایل صوتی را «به ضرر کشور» دانسته و افزود که انتشار آن باعث «سوء استفاده دشمنان انقلاب و نظام» شده است.

به گزارش وب‌سایت تابناک، وی زندانیان اعدام شده در جریان اعدام‌های دسته‌جمعی سال ۶۷ را متهم کرد که قصد داشتند همزمان با عملیات سازمان مجاهدین خلق در آن سال و ورود نیروهای این گروه به ایران، در زندان‌ها «شورش» کنند.

آیت‌الله منتظری در فایل صوتی منتشر شده از او، با اشاره به نقش احمد خمینی و وزارت اطلاعات برای برنامه‌ریزی این اعدام‌ها از سال‌ها قبل می‌گوید، احمد خمینی از چند سال قبل از این اعدام‌ها می‌گفته است که همه اعضای سازمان مجاهدین خلق حتی کسانی که نشریات این سازمان را مطالعه می‌کنند باید اعدام شوند.

اما محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران، ضمن دفاع از احمد خمینی در صفحه اینستاگرام خود نوشت که او «بارها تلاش کرد که آیت‌الله منتظری از روبه‌رو شدن با امام کنار رود».

در همین حال احمد علم‌الهدی نماینده آیت‌الله خامنه‌ای در خراسان رضوی، انتشار فایل صوتی آیت‌الله منتظری را «گستاخانه» توصیف کرده و خواستار برخورد قاطع با احمد منتظری شده است.

در روزهای گذشته نیز برخی از رسانه‌های نزدیک به اصولگرایان انتشار فایل صوتی سخنان آقای منتظری را به برگزاری همایش سازمان مجاهدین خلق در پاریس و حضور ترکی الفیصل، رئیس سازمان سابق اطلاعات عربستان سعودی، در این همایش ربط داده و آن را نشان‌دهنده «برنامه‌ریزی» برای این اقدام دانسته‌اند.

رمضان شریف، مسئول روابط عمومی سپاه پاسداران، روز شنبه در یک سخنرانی بدون اشاره مستقیم به فایل صوتی سخنان آیت‌الله منتظری اعلام کرد که «تلاش مشکوک اخیر در تصویرسازی آثار حیات» گروه مجاهدین خلق «محکوم به شکست و رسوایی است».

مقام‌های جمهوری اسلامی پیش از این به ندرت درباره اعدام دسته‌جمعی زندانیان سیاسی و عقیدتی در تابستان سال ۶۷ سخن گفته‌اند.

اکثر زندانیان اعدام شده در آن سال را اعضای گروه‌هایی مانند سازمان مجاهدین خلق ایران، حزب توده ، فدائیان و دیگر گروه‌های چپگرا تشکیل می‌دادند که پیش از آن محاکمه شده و در حال گذراندن دوران زندان خود بودند.

به گفته آیت‌الله حسینعلی منتظری، آیت‌الله روح‌الله خمینی شخصا دستور اعدام «کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‌کنند» صادر کرد.

بسیاری از آن اعدام‌شدگان در گورستان خاوران، به شکل گمنام و در قبرهای دسته‌جمعی به خاک سپرده شدند.

نام و تعداد دقیق اعدام‌شدگان در آن سال هنوز کاملاً مشخص نیست. گزارشگر ويژه حقوق بشر سازمان ملل متحد تعداد این زندانيان سياسی اعدام شده را دست‌کم ۱۸۷۹ نفر اعلام کرده است.

اما آيت‌الله منتظری در خاطرات خود اين رقم را بین ۲۸۰۰ يا ۳۸۰۰ نفر اعلام کرده است، با تأکید بر این که رقم دقیق را به خاطر ندارد.

مقامات جمهوری اسلامی گروه مجاهدین خلق را به ترور تعدادی از مقامات بلندپایه جمهوری اسلامی و نیروهای نظامی و امنیتی متهم کرده‌اند.

از جمله انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در هفتم تیر سال ۶۰ و انفجار در دفتر نخست‌وزیری در هشتم شهریور همان سال به گروه سازمان مجاهدین خلق منتسب شده، اما گزارش‌های متناقضی درباره نقش این گروه در این انفجارها منتشر شده است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .