اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for March, 2017

Mar 20 2017

زندگی کولبران در سال ٩٥؛ ۹۶ كشته ،٦٤ زخمي

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: کولبران در ماه های پایانی سال ۹۵ سوژه شماره یک رسانه ها بودند، زندگی و مرگ شان. خضر، کولبر ۷۰ساله کرد در این میان مشهورترین چهره بود که با وجود بیماری، تن به کولبری داده بود، با درآمد حداقلی. او سرانجام با کمک های مالی ایرانیان موفق کارهای درمانی اش را انجام دهد.

اما داستان خضر شاید شیرین ترین داستان کولبرها بود. بررسی ها نشان می دهد در طول ۱۲ ماه گذشته، ۹۶ کولبر در جریان رفت و آمدهای پر از مشقت خود کشته و ۶۴ نفرشان زخمی شده اند.

این آمار تازگی ندارد. بر اساس گزارش آژانس خبررسانی کُردپا، از ابتدای به قدرت رسیدن دولت روحانی تاکنون (دوازدهم مردادماه ۹۲ تا پایان اسفند ٩۵)، ٢١٢ کولبر کُرد در استان کُردستان فقط براثر شلیک نیروهای نظامی حکومت اسلامی ایران کشته و زخمی شده‌اند. اما شلیک تنها عامل مرگ مستقیم آنها نیست.

ممکن است در جریان تعقیب و گریز نیروهای انتظامی به دره پرت شوند یا به داخل رودخانه سقوط کنند، گاه انفجار مین از آنها قربانی گرفته است. سرمازدگی و بهمن هم هست، غرق شدن در جریان عبور از رودخانه، تصادف با وسایل نقلیه و در مواردی بوده که کولبر به خاطر از دست دادن کالایش دست به خودکشی زده است.

فهرست طولانی پیش رو اما مرور بخشی از خبرهای مربوط به کولبران است در سال ۹۵، یک گزارش مستند و پر از تلخی و سختی:

۱ فروردین‌، در منطقه‌ی مرزی شهر نودشه، کولبری ۴۴ ساله به نام رستم رستمیان فرزند نصرالدین جان داد.

۷ فروردین، عبدالخالق غفاری فرزند ابوبکر اهل روستای “انجینه” از توابع شهرستان بانه که در مناطق مرزی بانه مشغول کولبری بوده، هنگام عبور از رودخانه “چومان” غرق و جان خود را از دست داد.

۱۱ اردیبهشت‌ در شهرستان دیواندره دو جوان اهل “کول” در کوه‌های اطراف این روستا جان سپردند. هویت این دو جوان، سید رضا حسینی و سید جمیل حسینی اعلام شد.

١٣ اردیبهشت، یک شهروند کرد اهل “اشنویه” به نام “محمود صوفی محمودی” فرزند ابراهیم به علت انفجار مین یکی از پاهای خود را از دست داد.

١٣ اردیبهشت، یک شهروند کرد اهل “اشنویه” به نام “محمود صوفی محمودی” فرزند ابراهیم به علت انفجار مین یکی از پاهای خود را از دست داد.

۱۳ اردیبهشت‌، انفجار یک قبضه مین بجای مانده از دوران جنگ ٨ ساله‌ ایران ـ عراق، مجروحیت شدید هاجر قربانی، ٢۴ ساله‌ای را درپی داشت. در این حادثه پای چپ هاجر قربانی از ناحیه‌ مچ قطع شد.

۲۹ اردیبهشت‌، بر اثر تیراندازی نیروهای نظامی و امنیتی، جوانی ٢٨ ساله به نام عباس آتش‌بریک کشته شد.

۲۲ اردیبهشت‌، گرمان امینی فرزند وحدت ۳۶ ساله، اهل روستای دشوان از توابع شهرستان سلماس به همراه برادرش رحیم امینی ۳۳ ساله، کریم اطمانی ۳۸ ساله، کوهزاد اطمانی ۲۶ ساله و صمد گل محمدی ۲۹ ساله، هدف تیراندازی مستقیم نیروهای سپاه پاسداران قرار گرفتند. در پی این تیراندازی، گرمان امینی در دم جان باخت و چهار شهروند دیگر به شدت زخمی شدند.

۱ خرداد، در تیراندازی ماموران سپاه، کولبری ٣٠ ساله بنام محسن محمدگویژی از ناحیه ران پای راست به شدت زخمی ‌‌شد.

۲۱ خرداد، کولبری به نام رسول درویشانی مشهور به جلال که توسط نیروهای انتظامی زخمی شده بود، به علت جراحات وارده فوت کرد.

۲۲خرداد، جسد یک کولبر کورد در ارتفاعات مرزی شهرستان ارومیه و در محلی موسوم به چهل میر شهیدان کشف شد.این کولبر بیش از ۶ ماه قبل در حین عبور از کوه‌های منطقه مرزی شرق و شمال کوردستان دچار کولاک و ریزش بهمن شده بود.

۵تیر، درپی شلیک مستقیم هنگ مرزی سردشت در نزدیکی روستای “بزیله”، کولبر ۴٠ ساله‌ای به نام عزیز صداقت فرزند یوسف جان خود را از دست داد.

۷ تیر، دو کولبر ۱۷ ساله بە نام‌های لطیف علیخانی و رئوف علیخانی براثر شلیک مستقیم نیروهای نظامی ایران در مرز سردشت جان خود را از دست دادند.

١٩ تیر، کولبر بە نام هیدی اسماعیلی در توابع آلان سردشت با کمین هنگ مرزی این شهر روبرو و از ناحیە کمر بە بالا بە شدت مجروح شد.

٢۴ تیر، بر اثر تیراندازی نیروهای انتظامی بە کولبران، یک کولبر کرد بە نام درویش عادوی در شهر سلماس زخمی شد.

۵ مرداد، در مرز شهرستان سردشت از سوی نیروهای نظامی به سوی گروهی از کاسبکاران کُرد شلیک کردند که در نتیجه‌ آن عبدالله رسولی و رسول رسولی زخمی شدند.

۱۸مرداد، بر اثر برخورد یک دستگاه خودروی مزدا دوکابین با یک دستگاه تویوتا لندکروزر در مسیر روستای دزلی از توابع بخش مرکزی شهرستان سروآباد، چهار کولبر مرزی جان سپردند.

۵ شهریور، در سردشت نیروهای سپاه پاسداران به روی کاروان کولبران کُرد، جوانی ٣٣ ساله با نام سلام حافظی کشته شد.

١٣ شهریور، در نتیجه شلیک نیروهای نظامی مستقر در پایگاه مرزی ارتفاعات “دالانپر” ، دو کولبر کُرد جان باختند و یک کولبر دیگر به شدت زخمی شد.

۲۰شهریور، بر اثر شلیک نیروهای نظامی، کولبر کرد «آوات ابراهیمی» اهل پیرانشهر کشته شد.

۲۶شهریور، نیروهای هنگ مرزی در پایگاه مرزی «سرمیلان» بر روی شماری از کولبران کرد آتش گشوده و در نتیجه دو تن زخمی شدند که در هنگام انتقال به بیمارستان، یک نفرشان جان خود را از دست داد. هویت کولبر کشته شده، «صلاح بورکه» اعلام شد.

۳۰شهریور، یک شهروند کُرد به نام سنار محمدی فرزند سلمان براثر شلیک نیروهای انتظامی در روستای “بلجوک” از توابع منطقه قطور خوی جان خود را از دست داد.

۱ مهر: جمیل عبدالله نژاد، ۲۱ساله در نواحی مرزی بانه از سوی نیروهای انتظامی از ناحیه سینه و ران مورد اصابت شلیک مستقیم گلوله قرار گرفت.

۲۱مهر، براثر تیراندازی نیروهای نظامی، یک کولبر کُرد اهل پیرانشهر به شدت زخمی شد. هویت این کولبر کُرد، ابوبکر فیضه، ٥٠ ساله اهل پیرانشهر اعلام شد.

۲۳مهر، یک کولبر کُرد براثر شلیک مستقیم نیروهای نظامی در مرز “شیخ صله” از توابع ثلاث‌باباجانی جان خود را از دست داد.

٢٥مهر، یک کولبر جوان در شهر نوسود بر اثر شلیک مستقیم نیروهای نظامی بە شدت زخمی شد. هویت این کولبر جوان، اشکان فتاحی اعلام شده است. .

١٨ آذرماە، در توابع شهرستان ماکو در استان آذربایجان غربی، مجید دادخواە، کولبر کرد با شلیک نیروهای هنگ مرزی جان باخت.

١٨آذرماه، نیروهای سپاە پاسداران در مناطق مرزی کُردستان در نزیکی روستای “ازگلە”، علیه کولبران کرد آتش گشودند که بر اثر آن، ایوب سروری، شهروند کُرد به شدت زخمی شد.

٢١ دی، بر اثر شلیک نیروهای نظامی، ۵ کولبر مصدوم شدند.

٢٥ دی، در جریان تعقیب و گریز نیروی انتظامی، آزاد فیضی، کولبر کرد به دره سقوط کرد و کشته شد.

۹بهمن، دیار محمدنژاد، ١٨ ساله، شیرزاد عبداللهی، ٢٧ ساله، محمد حمزەزادە، ٢٢ سالە و هیوا ابراهیمی‌نیا ٢٢ ساله براثر ریزش بهمن جان خود را از دست دادند.

۱۱بهمن، امید خضریان آذر ١٩ساله اهل اشنویه براثر شدت سرما جان خود را از دست داد.

۱۲بهمن‌، شلیک مستقیم نیروهای انتظامی، ثلاث‌باباجانی، کولبر کُرد زخمی شد.

۱۲ بهمن، در مرز میان ارومیه و ترکیه دو کولبر کُرد به علت ریزش بهمن زیر برف مدفون و رزگار ساکانی‌فر ، یکی از کولبران گرفتار شده زیر بهمن جان خود را از دست داد.

۱۳بهمن، عثمان احمدی ٣٥ ساله بر اثر شلیک نیروهای انتظامی زخمی شد.

۲۳بهمن‌ماه، در جریان شلیک نیروی انتظامی به کولبران، خسرو کاظمی ۴۲ ساله و داریوش پاشایی ۳۵ ساله کشته و دو کولبر دیگر زخمی شدند.

۴اسفند، خالد احمدیان، کولبر کُرد براثر تیراندازی نیروهای انتظامی در مرز پیرانشهر از ناحیه چشم نقص عضو شد.

۶ اسفند، درپی تیراندازی نیروهای انتظامی یک کولبر به نام سلیمان عباسی جان خود را از دست داد و دو کولبر دیگر به نام‌های عباس رستمی و صلاح ابراهیم‌زاده زخمی شدند

۸اسفند، در مرز “شیخ‌صله” از توابع ثلاث‌باباجانی یک شهروند کولبر به نام صدیق یارویسی مورد اصابت تیر نظامیان سپاه قرار گرفت

۱۵اسفند، سه کولبر کُرد در کوه‌های “دوپزه” در منطقه “بیوران” سردشت دچار سرمازدگی شده و در نتیجه کاروان رشکه، هفده ساله جان خود را از دست داد.

۱۵اسفندماە، بر اثر تیراندازی نیروهای نظامی به روی کولبران، بهمن توفیقی زخمی شد.

No responses yet

Mar 20 2017

خطیب نماز جمعه مردم را به عزاداری در ایام نوروز فراخواند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: در آستانه سال نو در ایران، خطیب نماز جمعه تهران با اشاره به همزمانی عید نوروز با سالگرد درگذشت دختر پیامبر اسلام مردم را فراخواند کاری کنند که حزن و اندوه در ایام عید بر شادی و سرور غلبه داشته باشد.

محمدعلی موحدی کرمانی امام جمعه موقت تهران، مردم را به عزاداری به‌مناسبت سالگرد درگذشت دختر پیامبر اسلام فراخواند. او این بیانات را تنها ۱۲ ساعت پیش از حلول سال نو اظهار کرد. این در حالی‌ست که ایرانیان از فقیر و غنی با تهیه جامه‌های نو و غبارروبی از خانه، خود را برای تحویل سال نو و جشن‌ و سرور و دید و بازدید در ایام نوروز آماده کرده‌اند.

موحدی کرمانی در خطبه نماز جمعه گفت: «همه ما شیعه هستیم و باید فضای ما در این ایام فضای فاطمی باشد و حزن و اندوه در جامعه بر سرور و شادی غالب شود. باید نشست و محافل گرم نوروز ما با نام حضرت فاطمه شروع شود و عزاداری کنیم. چرا که نمی‌توانیم این صحنه را به فراموشی بسپاریم.»

امام جمعه موقت تهران که خود از طرفداران “ولایت مطلقه فقیه” است، “دفاع از ولایت” را یکی دیگر از درس‌های برگرفته از زندگی حضرت زهرا به جامعه اسلامی دانست و گفت: «… آن حضرت آنقدر همت داشت که برای دفاع از ولایت پس از رحلت پیامبر به سراغ خانه‌های مهاجرین و انصار می‌رفت تا آن‌ها را در دفاع از ولایت هوشیار کند.»

حمله به آمریکا

موحدی کرمانی در بخش دیگری از سخنان خود، ضمن پشتیبانی از هیئت ایرانی در مذاکرات هسته‌ای با غرب، آمریکا را “جنایتکار و آدمکش” معرفی کرد و خواستار محاکمه دولت این کشور در یک دادگاه جهانی شد.

امام جمعه موقت تهران از جمله گفت: «مرحبا به مردم ایران و مرحبا به هیئت مذاکره‌کننده ایرانی که ایستاده است و از حقوق ملت دفاع می‌کند و زیر بار زور نمی‌رود.» او افزود: «آمریکابی‌ها می‌گویند ما نمی‌فهمیم ایران دست از سلاح‌ هسته‌ای برداشته است. در صورتی که هیئت مذاکره‌کننده ایرانی هیچگاه نمی‌تواند برای غربی‌ها و آمریکائی‌ها خلق فهم کند.»

موحدی کرمانی ضمن حمله شدید به آمریکا اضافه کرد: «همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند، آن‌ها هدفشان دشمنی با اسلام و انقلاب است و موضوع هسته‌ای صرفا بهانه‌ است.»

خطیب نماز جمعه خواستار تشکیل یک “دادگاه جهانی در برابر افکار عمومی” شد تا در آن “آمریکا در برابر همه جنایت‌هایش پاسخ دهد.” وی خطاب به آمریکا گفت: «شما از تروریست حمایت و آدم کشی می‌کنید و در نهایت شکست می‌خورید. باید به شما بگویم شما شکست خورده هستید، چرا که خداوند شکست را برای شما و عزت را برای اسلام مقرر کرده است.»

No responses yet

Mar 20 2017

احمد خاتمی٬ امام جمعه تهران: ریاست جمهوری جایگاه نشان دادن ضعف نیست

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: احمد خاتمی٬ امام جمعه تهران گفته که «عده‌ای می‌خواهند ولایت‌فقیه را به مقامی تشریفاتی تبدیل کنند و ریاست جمهوری ایران جایگاه نشان دادن ضعف نیست.»

آقای خاتمی افزوده که «به فضل خدا مردم در این آزمون بزرگ٬ رئیس‌جمهوری فاطمی در عرصه ولایتمداری انتخاب خواهند کرد.»

وی اضافه کرده «در هر سطحی که آمریکا اقدام به‌زور گویی کند رئیس‌جمهور ملت ایران نیز باید باقدرت در برابر زورگویی‌ها ایستادگی کند.»

خاتمی گفته «برخی در داخل با جلسات مخفیانه در پی راهکارهایی برای حرکت به سمت تغییر قانون اساسی و تشریفاتی کردن مقام رهبری و ولایت‌فقیه هستند.»

به گفته وی «این افراد در کودتای سال ۷۸ و فتنه خزنده سال ۸۸ به دنبال این هدف بودند که سیلی محکمی از ملت خوردند.»

No responses yet

Mar 19 2017

حسین دهباشی: نسل نوی معماران نظام و پروژه گذار جمهوری اسلامی از خویش به خویش

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: (آزاده سلیمانی)
۱- حسین دهباشی را از ۲۰۱۱ در فیسبوک داشتم، نخستین پیام را او داده بود با سلام و سپاسی صمیمی اما رسمی و مودبانه برای دوستی فیسبوکی، پیامی که با «خانم سلیمانی عزیز، از اینکه افتخار دادید…» آغاز می‌شد و با «با مهر و احترام/ حسین» پایان می‌گرفت.

سال‌ها نمی‌دانستم کیست و کجای شطرنج قدرت و نظام جمهوری اسلامی ایستاده است، آن اوایل جوان مودبی بود که پست‌های شاعرانه می‌گذاشت، لایکی می‌زد، لایکی می‌گرفت، و پاسخ پیام تولدتان مبارک را با «سپاس دوست زیبا و شاعرم» می‌داد، و من شاعر نبودم. بعد فضاهای فیسبوکی ما لابد روز به روز سیاسی‌تر شده و روز به روز بیشتر از هم فاصله گرفته بود تا چند ماه پیش که به بهانه مطالعه‌ای که روی پروژه‌ی «خشت خام» داشتم و نام گفتگوگر توانا را که شبیه تیپ‌های‌ تحصیلکرده‌ی اطلاعاتی بود و بعضی حروف عربی را از حلق ادا می‌کرد و نامش به نظر آشنا می‌آمد در اینترنت جستجو کردم و فهمیدم که این همان حسین دهباشی دوست فیسبوکی مودب و متین شش سال پیش است.

نوامبر پیش بود که پیام درخواست مرا برای یک گفتگو در مورد خشت خام به سرعت و دوستانه پذیرفت، گفتگوی صوتی دو ساعت و پنجاه دقیقه‌ای متعاقب آن یک زورآزمایی کلامی بود که در نهایت برنده‌ای نداشت: موضع من تعریف او به عنوان مهره‌ای کلیدی در پروژه گذار جمهوری اسلامی به دوران پساخامنه‌ای که بنا به فرض من، گذاری از نظامی توتالیتر ایدئولوژیک به نظامی تمامیت‌خواه اما پراگماتیک‌تر است بود، پازلی که پروژه اخته‌ی حقوق شهروندی روحانی و مشابه آن گردگیری از اصل ۱۵ قانون اساسی و طرح عوامفریبانه‌ی آموزش زبان مادری در مجلس، انتشار فایل صوتی آقای منتظری و بحث مختومه کردن دادخواهی اعدام‌های دهه شصت و افشاگری‌های آزادانه و روزمره نوریزادها و خزعلی‌ها (ادامه همان «هویت» این‌بار با مسیر مصرفی معکوس داخل به خارج) قطعات دیگر آن است.

فرض من از ابتدا نقش‌آفرینی حسین دهباشی در سطوح بالای اتاق فکر اطلاعات و تبلیغات نظام جمهوری اسلامی و طبقه‌بندی کردن پروژه «خشت خام» به عنوان یکی از قطعات این پازل گذار از نظام به نظام بود، القای این تفکر به بیننده که اپوزیسیون کنونی نظام همین‌ها هستند که مقابل دوربین آورده می‌شوند و همه راه‌ها به درون نظام ختم می‌شود، از فائزه هاشمی تا ابطحی و رسایی. موضع او رد این پیش‌فرض بود، او خود را بچه مسلمانی می‌داند که از نظر سیاسی منعطف است و ایران را بیش از نظام دوست دارد، منتقد سیستم کنونی جمهوری اسلامی اما راه‌حل را در همین سیستم می‌بیند و نه فراسوی آن. او پروژه‌های تاریخ شفاهی و خشت خام خود را پروژه‌هایی شخصی و تهیه شده با بودجه شخصی معرفی می‌کند و می‌گوید اینکه مخالفان کلیت نظام و افراد اپوزیسیون خارج‌نشین از چپ تا راست و میانه به مصاحبه دعوت نمی‌شوند خواست او نیست بلکه فعلا امکانات و محدودیت‌ها چنین ایجاب می‌کند، او می‌گوید مایل بود حتی با شهبانو فرح و شاهزاده رضا پهلوی در خشت خامش مصاحبه کند و کاش روزی ممکن شود.

۲- پیشینه‌ی حسین دهباشی از خاستگاه طبقاتی بازاری تهرانی و طرفدار انقلاب اسلامی‌اش تا دوران نوجوان رزمنده بودنش (او متولد۱۳۵۰ است) تا فارغ التحصیلی‌اش از دانشگاه امام صادق و همکاری با موسسه کیهان و صدا و سیما به عنوان نویسنده و تهیه‌کننده در پروژه‌هایی چون روایت فتح، ایفای نقش از تاسیس شبکه برون مرزی العالم تا ۵۸ مصاحبه با سران رژیم پهلوی در اروپا و امریکا به نام «تاریخ شفاهی پهلوی دوم» که صدا و سیمای جمهوری اسلامی بریده‌هایی از آن صحبت‌ها را مدتی بعد در برنامه‌ای مشابه با برنامه‌هایی چون هویت و الماس فریب به نام «به روایت دربار» در وهن پهلوی در آستانه دهه فجر ۱۳۹۳ منتشر کرد (امری که حسین دهباشی می‌گوید بدون موافقت او صورت گرفته است) تا حضورش به عنوان مشاور و عضو جوان تمامی هیات‌های مذاکرات خارجی از دولت احمدی‌نژاد تا روحانی و تیم ظریف… علاوه بر پروژه‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای مسئولیت‌های اجرایی نیز به عهده‌ی او گذاشته می‌شود از جمله انتصاب‌اش به عنوان عضو هیئت مدیره سازمان منطقه آزاد جزیره کیش از سال ۱۳۹۲، و ضمنا به عنوان یک جوان مایل به اصولگرایان فیلم انتخاباتی حسن روحانی را می‌سازد. در ابتدا عضو ثابت تیم مذاکرات هسته‌ای جواد ظریف بود اما پس از مدتی به گفته خود به دلیل اینکه مذاکرات عزت ایران را تامین نمی‌کرد از آن کناره گرفت و تا امروز از منتقدان قرارداد هسته‌ای ایران با غرب است. القصه… این شِمایی خلاصه و گزیده از یک چهره جوانِ پراهمیت و ذی‌نفوذ نظام جمهوری اسلامی‌ست. جزییات بیشتر از بیوگرافی و پیشینه کاری و رسانه‌ای حسین دهباشی را می‌توان در گوگل و ویکیپدیا یافت.


۳-چهار ماه بود که برای نوشتن درباره خشت خام و حسین دهباشی پروژه‌ی «گذار از خود به خود» نظام جمهوری اسلامی و مقدمات دوران پساخامنه‌ای دستم به کیبورد نمی‌رفت. نمی‌خواستم پیش‌فرض نادرست یا اغراق‌آلودی را بنیانِ نوشته‌ی خود کنم. تا این که چند روز پیش دیدم حسین دهباشی در صفحات خود در شبکه‌های اجتماعی نظرسنجی عمومی را در مورد حجاب اجباری برگزار کرد، امروز نتیجه این نظرسنجی را منتشر کرد: نسبت مخالفان به موافقان حجاب اجباری در ایران، در میان مردان ۶ به ۱ (۸۶ درصد) و در میان زنان ۹ به ۱ (۹۰ درصد) است. در نظر نخست نتیجه‌ای رضایتبخش وقتی در نظر بگیریم که بخشی از اعضای صفحه فیسبوک و توییتر و اینستاگرام حسین دهباشی (به قول خودش یک بچه مسلمان و اصولگرا) را کاربران مذهبی و اصولگرا و هوادار نظام تشکیل می‌دهند. در ذهن من اما پیش‌فرض ماههای گذشته‌ام در مورد پروژه‌ی گذار و مقدمه‌چینی برای آن و نقش‌آفرینان و چهره‌های کلیدی آن که حسین دهباشی به باور و شواهد امروز من بدون شک یکی از آنهاست پررنگ می‌شود. باید آشنا به قواعد نظام جمهوری اسلامی و ابعاد سانسور و خفقان باشید تا بدانید که برای یکی از چهره‌های مهم رسانه‌ای-فرهنگی و معتمدِ سطوح بالای مقامات نظام و احتمالا اطلاعات نظام نظرسنجی علنی در مورد یکی از اصول و خط قرمزهای جمهوری اسلامی یعنی حجاب اجباری و ارائه نتایجی که مخالفت قاطع مردم با آن را نشان می‌دهد کار هر کس نیست و گاو نر می‌خواهد و مرد خودی، آنهم «بسیار بسیار خودی». به این معنا که اگر چراغ سبز مقامات امنیتی و سپاه و بیت رهبری وجود نداشته باشد چنین حرکاتی بدون داغ و درفش ممکن نیست.

۴- مساله این نیست که منِ مخالف نظام که در دوران دانشجویی خود و تا ۱۸ تیر ۷۸ به چیزی به نام اصلاحات باور داشتم، پس از ۱۸ سال از نشانه‌های «اصلاح» خوشحال نشوم، مساله این است که نظامی که از پروژه خاتمی تا امروز ۲۰ سال آزگار در برابر کوچکترین اصلاحات واقعی در ساختار و اجزای خود به طور کامل و سیستماتیک مقاومت کرده و به جای اصلاح شدن به سمت شبه نظامی شدن هرچه‌ بیشتر پیش رفته و امروزه مافیای سپاه و بنیادهای فاسد و بی قانون و نظارت آن بر همه جای کشور و میدان‌های منطقه تسلط دارند چیزی نیست که با شل‌تر شدن روسری‌ها اصلاح شود! من به هر گونه تبلیغات آزادی‌های یواشکی و شُل‌ کردن حجاب اجباری و باز کردن درهای ورزشگاه‌ها به روی زنان و مطالباتی اینچنین بدبین‌ام اگر اینها با تقاضای تغییر ساختار فاسد نظام جمهوری اسلامی همراه نباشد. هر نظرسنجی درباره حجاب اجباری اگر با نظرسنجی درباره ولایت مطلقه فقیه و تقاضای رفراندوم در مورد کلیت جمهوری اسلامی همراه نباشد چیزی نیست که راه به تغییری در این وضعیت بن بست همه جانبه سیاسی-اقتصادی-اجتماعی-فرهنگی-زیستبومی ببرد، بلکه چون ۲۰ سال گذشته تمهیداتی در راستای «استمرار» وضع موجود و بهبود امکانات چپاول و یکه تازی مافیای نظامی-اقتصادی موجود است.

۵-حسین دهباشی فرزند نظام جمهوری اسلامی و نماینده‌ی نسل نوی معماران آن است. چندی پیش در پایانِ مکاتبه‌ای به حسین دهباشی نوشتم که «شما و من دشمن سیاسی یکدیگر هستیم اما دشمنانی که می‌توانیم با هم گفتگو کنیم، آیا برای نجات جان آرش صادقی نمی‌توانید از روابط‌تان استفاده کنید؟» و او پاسخ نوشته بود «من واقعا خود را دشمن شما نمی‌دانم، اما مخالف هستیم… هر کار از دستم بر آمده کرده‌ام اما متاسفانه حفظ اقتدار این نظام برایش از همه چیز بالاتر است».

حسین دهباشی را من عضوی از این نظام و شاخص‌ترین نماینده‌ی نسل نوی معماران آن می‌دانم، او و من با فاصله سنی هشت سال تقریبا هم‌نسل محسوب می‌شویم اما در دو منتهی الیه سیاسی. او از نظر سیاسی صددرصد مقابل من و امثال من که مخالفان کلیت این نظام هستیم ایستاده است، او برای حفظ شالوده این سیستم تلاش می‌کند و من و ما برای انحلال این سیستم غیرقابل اصلاح و طرحی نو در افکندن. او اما حریفی‌است که می‌توان با او حرف زد. این ویژگی آیا امثال او را به خطرات بزرگ‌تری برای ما انحلال طلبان نظام تبدیل می‌کند تا پاسدار عباسی‌ها؟ احتمالا آری. اما من دشمن سیاسی را که بتوان با او در بن‌بست‌های سیاسی پای گفتگو و مذاکره به سود ایران و مردم و یا تنی چند از آزادی‌خواهان دربند نشست به موافقان سیاسی که بویی از اخلاق و ادب و توان گفتگو با منتقد (چه رسد به مخالف) نبرده‌اند ترجیح می‌دهم. آیا آن فرد اطلاعاتی که به فریدون فرخزاد قول دیدار مادرش را داد و سلاخان را به مسلخ‌اش کشاند نیز فرد مودب و خوش‌محضری بود؟ احتمال دارد. با همه این فرض‌ها و همه احتمالات ناگوارتر، با اینهمه و در مجموع، من دشمن دانا و موقر را به دوست نادان و بی‌اخلاق ترجیح می‌دهم، چرا که همه می‌دانیم این مجموعه پراکنده و متشتتی که سی و چند سال است نام اپوزیسیون به خود داده بیش از همه از خود و کینه‌ها و تنگ نظری‌ها و لمپنیسم درونی خود صدمه دیده است تا از تیم‌های ترور جمهوری اسلامی و هسته‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای‌اش.

No responses yet

Mar 19 2017

اشتغال دوباره سحر نوروز زاده، چراغ سبز ترامپ به جمهوری اسلامی است؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,برجام,روابط بین‌المللی,سیاسی

کیهان لندن: اگرچه سیاست خارجی ترامپ در رابطه با ایران و حکومت مذهبی آن هنوز در درست تدوین و ارزیابی است و درک محتوای آن موکول به حدس و گمان ناظران، این سیاست‌ها بدون تردید بیش از پیش متاثر از دکترین «نخست آمریکا» خواهد بود و نه ایران، اسرائیل و یا عربستان!
– پرسش این است که تریتا پارسی، در رابطه با سحر نوروززاده، اطلاعات تیم مذاکره کننده ایرانی را با خود به کاخ سفید می‌برده و یا اطلاعات خاص از سحر نوروززاده برای تیم ظریف دریافت می‌کرده؟

رضا تقی‌زاده – دعوت رکس تیلرسن وزیر خارجه دولت ترامپ از سحر نوروززاده، چهره ایرانی خبرساز دولت اوباما، برای عضویت در تیم سیاست‌گذاری کشورهای خلیج فارس و اداره‌ی بخش ایران در آن وزارت‌خانه تصمیم قابل ملاحظه‌ای است که می‌تواند پیش‌بینی‌های گذشته پیرامون هدف‌ها و سمت و سوی سیاست خارجی دونالد ترامپ در رابطه با ایران را تغییر دهد.

سیاست خارجی دولت ترامپ در رابطه با ایران همچنان مبهم و ارزیابی هدف‌ها و راهبردهای آن تنها متکی بر اظهارات رییس جمهوری تازه طی مناظره‌های انتخاباتی، و اظهارات و تحریرهای همکاران او بخصوص مایکل فلین است که هفته‌ها پیش پست حساس و تاثیرگذار مشاور ارشد امنیت ملی کاخ سفید را تنها چند هفته بعد از تصدی، بر سر ارتباط با سفیر روسیه ترک کرد.

بارزترین وجه مناسبات جاری کاخ سفید با حکومت اسلامی ایران، فقدان مناسبات است، و قطع کامل ارتباطات رسمی بین دو کشور که از تاریخ ۲۱ ژانویه سال جاری و روی کار آمدن ترامپ به جای اوباما تا کنون ادامه یافته.

با توجه به اهمیت ایران به عنوان یک قدرت منطقه‌ای، حساسیت توافق اتمی آمریکا با ایران و ضرورت همکاری دوجانبه برای اجرای مفاد آن، افزایش تنش‌های ناشی از نزدیک شدن شناور‌های نظامی سپاه به واحد‌های نیروی دریایی آمریکا مستقر در آب‌های خلیج فارس و تنگه هرمز، موضوع جنگ با داعش در عراق، و همچنین یافتن راه حل سیاسی برای سوریه، نیاز به وجود یک کانال مستقیم ارتباط دیپلماتیک بین واشنگتن و تهران در هر دو کشور احساس می‌شود.
سحر نوروززاده و باراک اوباما

حضور فردی آشنا با مسائل منطقه خاورمیانه، مطلع از مفاد توافق اتمی با ایران، مسلط بر زبان فارسی، مرتبط با عوامل دولت ایران و مورد اطمینان کامل نهاد‌های امنیتی و اطلاعاتی آمریکا، اگر نه در کاخ سفید، دست کم در وزارت خارجه آمریکا، می تواند به عنوان سر پل برقراری ارتباط با تهران در زمان لازم تلقی شود.

اهمیت دیگر به کار گماردن چنین فردی در مراکز تصمیم‌گیری سیاسی آن کشور ارسال پیام غیرمستقیم به کشورهای منطقه است مبنی بر اینکه ایران همچنان مطرح و حکومت اسلامی به عنوان «یک تهدید امنیتی» برقرار است.

تقارن انتشار دو خبر

همزمان با حضور محمد سلمان نایب ولیعهد و وزیر دفاع عربستان در کاخ سفید و صرف ناهار دوستانه، بعد از مذاکرات سیاسی و اقتصادی با رییس جمهوری آمریکا در همان روز، که نشانه اهمیت و احترام خاص میهمان برای میزبان است، جردن شاختل گزارشگر امنیتی مرتبط با محافل محافظه‌کار و حزب جمهوری‌خواه آمریکا در سایت خبری تحلیلی «نشریه محافظه کار» گزارش داد، سحر نوروززاده از سوی رکس تیلرسن به عنوان مدیر ایران در تیم سیاست‌گذاری وزارت خارجه آن کشور برای منطقه خلیج فارس و خاورمیانه گمارده شده.

موضوع اصلی مذاکرات روز سه شنبه ۱۴ مارس محمد سلمان با دونالد ترامپ، مطابق با آنچه یکی از مشاوران ارشد سلمان به تلویزیون «ان بی سی» اظهار داشت، ایران بود، و بنا بر قول او، ترامپ و سلمان نسبت به اینکه «ایران تهدیدی است علیه امنیت منطقه» توافق داشتند.

عربستان سعودی در زمان دولت اوباما از سیاست‌های آمریکا در رابطه با منطقه ناراضی و مدعی بود در نگاه دولت اوباما، رسیدن به توافق اتمی با ایران اهمیت بیشتری از مناسبات واشنگتن با ریاض داشته.
سحر نوروززاده و جان کری

پیش از سفر اخیر محمد سلمان به واشنگتن، نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل نیز ابتدا یک گفتگوی تلفنی مفصل با ترامپ داشت و بعد برای دیدار از کاخ سفید و گفتگو با ترامپ راهی پایتخت آمریکا شد. بخش اصلی گفتگوهای نتانیاهو و ترامپ به مسئله ایران و سیاست‌های دولت تازه آمریکا در رابطه با جمهوری اسلامی اختصاص داشت.

اسرائیل و عربستان به عنوان دو کشور قدرتمند منطقه تلاش می‌کنند پیش از تدوین خطوط سیاست خارجی ترامپ در رابطه با حکومت اسلامی ایران، در تعیین هدف‌ها و ترسیم خطوط و راهبرد‌های اجرای سیاست خارجی آن کشور به نفع خود تاثیر بگذارند.

اگرچه سیاست خارجی ترامپ در رابطه با ایران و حکومت مذهبی آن هنوز در درست تدوین و ارزیابی است و درک محتوای آن موکول به حدس و گمان ناظران، این سیاست‌ها بدون تردید بیش از پیش متاثر از دکترین «نخست آمریکا» خواهد بود و نه ایران، اسرائیل و یا عربستان!

نقش نوروززاده

سحر نوروززاده متولد آمریکا و بی تردید یک مهره آمریکایی است و در خدمت منافع دولت آمریکا قرار دارد و از اطمینان محافل امنیتی و جاسوسی آن کشور برخوردار است.
سحر نوروززاده

او کار خود را از وزارت دفاع آمریکا احتمالا در رابطه با نهاد‌های اطلاعاتی و امنیت آن وزارتخانه به عنوان تحلیلگر اخبار مرتبط با ایران آغاز کرده. نکته قابل ملاحظه این است که نوروززاده بعد از کسب نخستین مدرک تحصیلی به استخدام وزارت دفاع درآمده و بعد از استخدام رسمی، در سال ۲۰۰۵ به دانشگاه مریلند برای ادامه تحصیل در امور ایران رفته است.

دانشگاه مریلند تا کنون شماری از وابستگان حکومت اسلامی ایران را از داخل و خارج از آمریکا در خود جمع کرده و در طول زمان مذاکرات اتمی، به کمک یک مرکز مدعی نظر سنجی به نام «ایران پول» و همچنین «وکس ایران» در شهر تورنتو- کانادا که در تهران نیز دارای آدرس پستی و دفتر است، آماری حاکی از اینکه حکومت اسلامی مورد حمایت مردم ایران و توافق اتمی خواسته قطعی آنها، انتشار داده است.

علاوه بر استیون کال که پیشتر سفرهایی به ایران داشته و در دانشگاه مریلند (پنج کیلومتری واشنگتن) مشغول به کار است، فردی به نام ابراهیم محسنی چراغ نیز که در دانشگاه تهران نظرسنجی می‌کرده سه سال پیش از ایران به دانشگاه مریلند رفت و به عنوان محقق (در امور نظرسنجی) کنار استیون کال به کار گرفته شد.

عنوان تحصیلی خانم سحر نوروززاده در کالج پارک، دانشگاه مریلند، «آموزش‌های ایرانی» معرفی شده است.

وزارت دفاع آمریکا، مانند وزارت خارجه آن کشور، دارای اعتبارات پنهان برای انجام مطالعات سیاسی پیرامون کشورهای بحران‌زای جهان، و دارای واحد‌های اطلاعاتی خاص خود در امور تبلیغات، رسانه‌ها و داده‌پردازی تحلیلی در امور امنیتی، سیاسی و اقتصادی است.

اگرچه نخستین اشتغالِ سحر نوروززاده در وزارت دفاع در رابطه با «امنیت ملی آمریکا و اولویت‌های مختلف امنیتی» اعلام شده، نام واحد خاص محل استخدام او هرگز اعلام نشده و بسیار محتمل است که وی به عنوان کارمند در سرویس‌های اطلاعاتی وزارت دفاع به استخدام درآمده باشد. کارمندان وزارت دفاع، خارجه، سازمان‌های جاسوسی و اطلاعاتی تنها بعد از عبور از صافی‌های متعدد امنیتی به استخدام در می‌آیند.

در کارنامه اداری خانم نوروززاده دریافت تقدیرنامه از سازمان اف بی آی (سازمان امنیت داخلی) و مدیریت سازمان ملی جاسوسی آمریکا دیده می‌شود. او همچنین از وزارت دفاع به دلیل مشارکت در جنگ علیه تروریسم بین‌الملل مدال دریافت کرده است.

تحقیق در پیشینه تاریخی او حاکی است که سحر نوروززاده بعد از استخدام در وزارت دفاع به یک فعال سیاسی در امور مسلمانان تبدیل شده که در شرایط عادی ممکن به نظر نمی‌رسد، مگر در اجرای یک ماموریت خاص و اعلام نشده است.

خانم نوروززاده، برخلاف ابراز تمایل و همدردی با مسلمانان، پیشتر طی پرسش‌نامه‌ای، علت علاقمند شدن خود را برای آموزش علوم سیاسی ماجرای تروریستی یازده سپتامبر نیویورک اعلام کرده بود که مسلمانان افراطی (القاعده) علیه ارزش‌های غربی سازمان دادند.

به گفته خود سحر نوروززاده، وی در سومین سال خود در کالج که از سال ۲۰۱۳ شروع شده بود، هنگامی که تحصیلات خود را در دانشگاه جرج واشنگتن ادامه می‌داد، مدتی را نیز به عنوان کارآموز در نایاک گذراند.
سحر نوروززاده

ارتباط نوروززاده با تریتا پارسی، بعد از رفتن به کاخ سفید و پیوستن وی به تیم شورای امنیت ملی اوباما، ادامه یافته و بی‌شک شماری از ۳۰ دیدار تریتا پارسی از کاخ سفید در جریان مذاکرات اتمی، علاوه بر بن رودز، دستیار دیگر اوباما که مسئولیت توجیه مزایا و فروش توافق اتمی به رسانه‌های، کنگره و افکار عمومی را داشت، در هماهنگی با خانم سحر نوروززاده صورت گرفته. نوروززاده در تیم پشت پرده مذاکرات اتمی قرار داشته و حتی در پاره‌ای نشریات از او به عنوان معمار توافق اتمی یاد کرده‌اند.

پرسش بدون پاسخ اینجا است که آیا رکس تیلرسن، بدون داشتن سابقه کار در دوایر دولتی آمریکا، به عنوان وزیر خارجه ترامپ، که خود را مخالف با «بدترین توافق تاریخ» اعلام داشته، خانم سحر نوروززاده را با شناخت و تصمیم شخصی به مدیریت امور ایران گمارده، و یا با توصیه «نهاد‌های اطلاعاتی» آمریکا؟

یافتن پاسخ برای پرسش بالا، می‌تواند به روشن ساختن طبیعت همکاری قبلی خانم نوروززاده با نایاک و تریتا پارسی نیز کمک کند. نقش تریتا پارسی در تیم مذاکره‌کننده ظریف و حسن روحانی به مراتب از نقش نوروززاده در تیم مذاکره کنندگان اوباما و جان کری مهم‌تر و موثرتر بوده.

پرسش دیگر این است که تریتا پارسی، در رابطه با سحر نورروززاده، اطلاعات تیم مذاکره کننده ایرانی را با خود به کاخ سفید می‌برده و یا اطلاعات خاص از سحر نوروززاده برای تیم ظریف دریافت می‌کرده؟

جواد ظریف روز ۲۸ آذر ماه سال ۹۵ طی جلسه محرمانه کمیسیون امنیت ملی مجلس اسلامی، بنا بر اظهارات جواد کریمی قدوسی، گفت: «در مورد مذاکرات اتمی و اطمینان به آمریکا اشتباه کرده.»

پرسش دیگر این است که ظریف در جریان مذاکرات اتمی آیا به علت اطمینان کردن به پاره‌ای اعضای غیر قابل اطمینان تیم خود و درز کردن تاکتیک‌های مذاکره به خارج، و اطلاع یافتن طرف مقابل از نقاط ضعف و آسیب‌پذیری‌های طرف ایرانی رودست خورده و بازی را باخته، و یا آن‌طور که به ظاهر مدعی است، به علت اطمینان کردن به حرف‌های جان کری ؟

سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا، که سحر نوروززاده یک مهره ساده، جوان و باهوش آنها می‌تواند باشد، سالانه میلیارد‌ها دلار اعتبار برای رسیدن به اهداف غیر رسمی و اعلام نشده خود هزینه می‌کنند. مهره‌های باهوش و جوان بعد از انجام خدمت در ظرفیت‌های محرمانه سابق (نفوذ در سازمان‌های طرفدار مسلمین، رفتن به بهانه ادامه تحصیل به دانشگاه مریلند، عضویت در نایاک، بعد از استخدام شدن در وزارت دفاع)، می‌توانند ارتقا مقام یافته و ناگهان در جریان مذاکرات اتمی از کاخ سفید سر در آورند!

ترامپ، تیلرسن و سحر

دونالد ترامپ طی چند هفته اول رسیدن به دولت در کاخ سفید زیر فشار شدید «محافل قدرت» در واشنگتن قرار گرفت و با از دست دادن وزیر (مایکل فلین) در شطرنج قدرت واشنگتن، شخصا در خطر مات شدن و دچار شدن به سرنوشت نیکسون در ماجرای واترگیت بود.

با عقب‌نشینی ترامپ، فشارها علیه او تا حدودی کاهش یافت، موضوع برقراری روابط گرم با روسیه موقتا به تاریخ پیوست، و لابی‌ها و لابیگر‌ها که ترامپ علیه آنها اعلام جنگ داده بود، مانند گذشته به کار خود ادامه دادند.

آنچه تیلرسن در وزارت خارجه می‌توانست انجام دهد گوش فرا دادن به توصیه‌های «محافل قدرت» و «استفاده بهینه» از مهره‌های اطلاعاتی سابق و سوخته، در انجام ماموریت‌های غیرمحرمانه و رسمی بود.

در یک نگاه، گماردن سحر نوروززاده را می‌توان نخستین چراغ سبز دولت ترامپ به دولت روحانی و حکومت اسلامی در فاصله‌ای نه چندان زیاد با انتخابات ریاست جمهوری در ایران تلقی کرد؛ در صورت تجدید انتخاب روحانی، ارتباطات گذشته با ایران می‌تواند تجدید شده و درِ «برجام» همراه با امتیازات مالی و اقتصادی (مانند فروش هواپیمای مسافربری و خرید نفت) همچنان بر روی پاشنه زمان دولت اوباما بچرخد.

فراموش نکنیم که ارزش امروز سحر نوروززاده، که هشیار، جوان و خوشرو است برای وزارت خارجه دولت ترامپ « اطلاعات» او نیست، «ارتباطات» و آشنایی‌های او است با کارگزاران حکومت اسلامی!

حضور سحر نوروززاده در وزارت خارجه و استفاده از او به عنوان مسئول امور ایران، ضمن برقرار کردن یک سرپل ارتباطی با عوامل دولت و نظام سیاسی ایران، و پر کردن یک خلاء ارتباطی در وزارت خارجه آمریکا، شائبه‌ی آغاز همسویی ترامپ با سیاست خارجی اوباما در رابطه با ایران را تقویت، و طرف‌های نگران، مانند عربستان را وادار می‌سازد، علاوه بر تحمل هزینه‌های سابق، خرج‌های تازه‌ای را برای خنثی کردن خطر ایران تحمل کنند؛ در زمان اوباما عربستان ده‌ها میلیارد دلار برای مقابله با «تهدید‌های ایران» سلاح‌های آمریکایی می‌خرید، و امروز محمد سلمان به تاجرپیشه‌ی کاخ سفید تعهد می‌دهد علاوه بر ادامه خرید اسلحه به روال گذشته، در طرح‌های تولیدی آمریکا و ایجاد اشتغال آن کشور هم سرمایه‌گذاری کند.

No responses yet

Mar 17 2017

مشاور روحانی بازداشت‌ اخیر فعالان سیاسی را با انتخابات ۹۶ مرتبط دانست

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,انتخاباتی,حقوق بشر,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: مشاور حسن روحانی در چند توئیت با عنوان «طرح ساده‌ای از یک عملیات ایذایی» و با ادبیاتی کنایه‌آمیز نهادهای امنیتی کشور را متهم کرد.

مشاور حسن روحانی در چند توئیت با عنوان «طرح ساده‌ای از یک عملیات ایذایی» و با ادبیاتی کنایه‌آمیز نهادهای امنیتی کشور را متهم کرد.

پس از انتشار برخی تحلیل‌ها که هدف از دستگیری فعالان سیاسی و مدنی در روزهای گذشته در ایران را تاثیرگذاری بر نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ دانستند، مشاور رئیس جمهور نیز بازداشت مدیران چند کانال تلگرامی را با انتخابات مرتبط دانست.

حسام‌الدین آشنا، مشاور حسن روحانی، در چند توئیت با عنوان «طرح ساده‌ای از یک عملیات ایذایی» و با ادبیاتی کنایه‌آمیز نهادهای امنیتی کشور را متهم کرد که خود یک کانال تلگرامی در خارج از کشور راه‌اندازی کرده و پس از آن افرادی را به اتهام ارتباط با همان کانال دستگیر کرده‌اند.

وی همچنین بازداشت مدیران تعدادی از کانال‌های خبری اصلاح‌طلب و حامی دولت ایران را با انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ مرتبط دانست.

آقای آشنا نوشت: «یک کانال می‌زنیم و همه خس و خاشاک را جمع می کنیم. به وقتش می‌ریزیم حال همه‌شان را می‌گیریم… با هر کس دیگری هم که مشکل داریم به اسم احتمال ارتباط با آن کانال می‌گیریم. حالا که شهر تعطیل و خلوت شده، کسی به کسی نیست که پی‌گیری کند. آقا، انتخابات حله.»

بر اساس گزارش‌ها، نیروهای سپاه پاسداران در روزهای گذشته ۱۲ تن از مدیران کانال‌های تلگرامی نزدیک به اصلاح‌طلبان و حامیان دولت را بازداشت کرده و سپس نام کانال‌ها را تغییر داده و از دسترس مدیران آن خارج کردند.

اصلاحات‌نیوز، هواداران روحانی، مجمع اصلاح‌طلبان، اصلاح‌طلبان نیوز، زنده‌باد اصلاحات، دانشجویان اصلاح‌طلب، و حامیان خاتمی در یزد از جمله این کانال‌ها هستند.

پیشتر برخی از فعالان سیاسی و تحلیلگران نیز این بازداشت‌ها را با انتخابات ریاست جمهوری و شوراها در سال ۹۶ مرتبط دانسته بودند.

از جمله مصطفی تاج‌زاده، فعال سیاسی اصلاح‌طلب، در واکنش به این بازداشت‌ها توییت کرد که «از اصول مهندسی انتخابات به خدمت گرفتن رادیو‌ و تلویزیون و سرکوب رسانه‌های رقیب است».

در همین حال وب‌سایت کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران خبر داد که تعدادی از این افراد آزاد شده‌اند، اما علی حیدر ولی‌زاده، مدیر کانال «مجمع اصلاح‌طلبان»، و علی احمدنیا، مدیر کانال «اصلاحات نیوز»، همچنان در بازداشت هستند.

علی مطهری، نایب رئیس مجلس، روز چهارشنبه به وزیر اطلاعات ایران به دلیل بازداشت این افراد و حبس دوباره احسان مازندرانی، مدیرمسئول سابق روزنامه فرهیختگان، هشدار داده و او را تهدید به استیضاح کرد.

محمود صادقی، نماینده تهران در مجلس، نیز روز پنج شنبه از حسن روحانی و صادق لاریجانی، روسای‌ قوای مجریه و قضاییه، به خاطر «سکوت»، «بی‌تفاوتی» و «پاسخگو نبودن» مقابل «تعدی به حقوق شهروندان» انتقاد کرد.

محمدعلی وکیلی، دیگر نماینده تهران در مجلس، نیز در توئیتر خود نوشت که «در صورت عدم پاسخگویی در مورد مدیران کانال های خبری دستگیر شده وزیر دادگستری را به مجلس فرا می‌خوانم».

از سوی دیگر روز چهارشنبه، ۲۵ اسفند، نیز مراد ثقفی، مدیر مسئول مجله گفتگو، در خانه‌اش بازداشت شد.

احسان مازندرانی که به تازگی از زندان آزاد شده بود، روز یک‌شنبه با هجوم نیروهای سازمان اطلاعات سپاه پاسداران به خانه خود بار دیگر بازداشت شد.

عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران، دلیل بازداشت آقای مازندرانی را ادامه و اجرای کامل حکم او اعلام کرد. این در حالی است که وکیل مدافع و خانواده احسان مازندرانی می‌گویند وی پس از پایان دوره محکومیتش آزاد شده است.

آقای مازندرانی در تماس تلفنی کوتاهی با خانواده اعلام کرده که از روز دوشنبه در اعتراض به «روند غیرقانونی، سیاسی و خودسرانه» بازداشت خود اعتصاب غذای خشک کرده است.

روز ۱۹ اسفند و چهار روز پیش از بازداشت احسان مازندرانی، هنگامه شهیدی،‌ روزنامه‌نگار و فعال سیاسی، در شهر مشهد بازداشت و به بند ۲۰٩ زندان اوین در تهران منتقل شد.

در شبکه‌های مجازی از جمله حساب توئیتری خانم شهیدی، دست‌خطی از آخرین نوشته وی پیش از بازداشت منتشر شده است که بدون اشاره به جزئیات خبر می‌دهد که از «برخی رسانه‌ها و افراد نزدیک به دولت هشدارهایی» مبنی بر احتمال بازداشت خود دریافت کرده بود.

وی اعلام کرده بود که دلیلی برای بازداشتش وجود ندارد، مگر این که قبل از انتخابات ریاست‌ جمهوری، «پروژه‌ای» برای «بازداشت گسترده فعالان سیاسی و روزنامه‌نگاران» وجود داشته باشد.

در همین حال ناهید کرمانشاهی، مادر هنگامه شهیدی، خبر داد که او در بند ۲۰۹ زندان اوین به سر می‌برد و دست بهاعتصاب غذا و اعتصاب دارو زده است.

No responses yet

Mar 17 2017

قاسم‌زاده بازپرس شعبه دو دادسرای فرهنگ و رسانه به مرخصی رفت، معصومه ضیاء در ایام نوروز در زندان خواهد ماند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

آمدنیوز: بیژن قاسم زاده بازپرس شعبه دو دادسرای فرهنگ و رسانه که امروز از خانواده «معصومه ضیاء» فعال مدنی بازداشت شده درخواست تأمین فیش حقوقی برای قرار کفالت کرده بود تا خانم ضیاء را پیش از عید نوروز آزاد کند، لحظاتی پیش از تأمین این قرار به مرخصی نوروزی رفت تا «معصومه ضیاء» عید نوروز را در زندان اوین سپری کند!

به گزارش خبرنگار «آمدنیوز»، صبح امروز «بیژن قاسم‌زاده» بازپرس شعبه دو دادسرای فرهنگ و رسانه به خانواده‌ی خانم ضیاء اطلاع داد که با تأمین قرار کفالت به دادسرا مراجعه تا «معصومه ضیاء» را پس از دو ماه بازداشت موقت از زندان اوین آزاد کند.

خانواده این زندانی سیاسی محبوس در بند ۲۰۹ زندان اوین، پس از تأمین قرار کفالت به دادسرا مراجعه کردند که در نهایت «عباس جعفری دولت آبادی» دادستان تهران قرار کفالت را نپذیرفت و از خانواده خواست که وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی را برای آزادی زندانی‌شان تأمین کنند.

خانواده‌ی خانم ضیاء نیز به دلیل ناتوانی از تأمین قرار وثیقه دویست میلیون تومانی، مجبور به تأمین وثیقه از یکی از اقوام خود شدند که در زمان مراجعه وثیقه‌گذار برای تودیع وثیقه، «بیژن قاسم‌زاده» به مرخصی نوروزی رفت و بدین ترتیب «معصومه ضیاء» باید ایام نوروز را دور از دختر و مادر پیر خود در زندان اوین بگذراند.

«معصومه ضیاء» فعال مدنی محبوس در زندان اوین، روز هجدهم دی‌ماه پس از ملاقات با خانواده‌اش در ترکیه در فرودگاه بین‌المللی امام خمینی به بهانه‌ی ارتباط با «آمدنیوز» بازداشت و از آن زمان تحت بازجویی‌های سخت و در سلول انفرادی نگهداری شده است.

No responses yet

Mar 17 2017

دادستان کل ایران می‌گوید لیست‌ تازه‌ای در ارتباط با دوتابعیتی‌ها به وزارت اطلاعات داده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: محمدجعفرمنتظری دادستان کل ایران می‌گوید دومین لیست اسامی کسانی را که تابعیت دوگانه یا اقامت کشور دیگری دارند و ممکن است در شغل‌های رسمی فعال باشند به وزارت اطلاعات ارسال کرده است. آقای منتظری می‌گوید لیست تازه ۵۲ نفره است.

بنا بر گفته او لیست قبلی که شامل ۱۶ تن می‌شد، به سه گروه افراد دارای گرین کارت (کارت سبز آمریکا)، تابعیت دوگانه و اقامت تقسیم شدند.

آقای منتظری می‌گوید در پی بررسی وزارت اطلاعات مشخص شد هیچکدام از ۱۶ نفر تابعیت کشور دومی را نداشتند و تنها گرین کارت داشتند که مدت اعتبار آن به پایان رسیده بود. به گفته دادستان کل کشور دو تن از این افراد در سمت مشاور به مقامات عالی دولتی خصوصا در جریان برجام فعال بودند.

مرداد ماه گذشته گزارش‌ها حاکی از بازداشت موقت عبدالرسول دری‌اصفهانی، از افراد تیم هسته‌ای ایران در حوزه بانکی بود. اگرچه دادستان کل کشور و وزیر اطلاعات می گویند هیچ کس در میان ۱۶ نفر دو تابعیتی نیست، اما سخنگوی قوه قضاییه روز ۱۵ اسفند درپاسخ به سئوالی درباره صدور کیفرخواست برای پرونده «د . الف»،عضو «دو تابعیتی»تیم مذاکره اتمی گفت که برای «این فرد قرار صادر شد و پرونده به دادگاه رفت».

No responses yet

Mar 17 2017

جک استرا: غیررسمی به ایران مشورت می‌دهم

نوشته: خُسن آقا در بخش: روابط بین‌المللی,سیاسی

تابناک: وزیر امور خارجه پیشین انگلیس با مطلوب خواندن سطح روابط لندن- تهران گفت: دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا درک صحیحی از اوضاع سیاسی و روابط بین الملل ندارد، و دولت ‘ترزا مِی» باید از مواضعش در قبال ایران و برجام، در برابر واشنگتن دفاع کند.

به گزارش ایرنا، «جک استرا» به بیان دیدگاهش در رابطه برجام، آینده روابط دوجانبه میان ایران وانگلیس، تاثیر برگزیت (خروج انگلیس از اتحادیه اروپا) بر این روابط و همچنین تاثیر سیاست های خصمانه کاخ سفید علیه ایران بر روابط میان انگلیس و سایر کشورهای اروپایی با ایران پرداخت.

وی در این گفت وگو سطح روابط میان ایران و انگلیس را ‘مطلوب’ توصیف و ابراز امیدواری کرد شرایط ‘در همین مسیر’ پیش برود.

جک استرا گفت: از اینکه «ترزا می» نخست‌وزیر انگلیس از برجام حمایت کرده و موضعش را در این خصوص برای دولت آمریکا مشخص کرده خیلی خرسند است.

وی همچنین پیش بینی کرد که دولت ترامپ ماهیت برجام را خواهد پذیرفت و آن را زیر پا نخواهد گذاشت اما تلاش می‌کند تا مانع اجرای برجام شود.

استرا همچنین دراین گفت وگو با ابراز مخالفت شدید با فرمان دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا برای ممنوعیت ورود 90 روزه شهروندان شش کشور مسلمان از جمله ایران به خاک آمریکا، گفت: این سیاست غیرقابل‌توجیه است؛ من نمی‌توانم آن را توجیه کنم؛ به نظر من سیاست افتضاحی است؛ هیچ تبعه ایرانی در عملیات تروریستی در آمریکا یا اینجا دست نداشته است.

وزیر خارجه پیشین انگلیس همچنین گفت که ‘نه ما و نه هیچ‌کس دیگر ‘هنوز از جزئیات سیاست های آمریکا مطلع نیست.

وی همچنین با اشاره به بخشی از خاطراتش در مذاکرات هسته ای ایران و سه کشور اروپایی که منجر به بیانیه سعدآباد در سال 2003 میلادی شد، گفت: آری من آقای روحانی را از همان زمان می‌شناسم و برای او احترام ویژه‌ای قائل هستم.

مصاحبه با جک استرا در لندن به شرح ذیل است:

دیدگاه شما در رابطه با آینده روابط ایران و انگلیس چیست؟

جک استرا: به نظر من روابط دو دولت ایران و بریتانیا به ‌طورکلی در شرایط مطلوبی قرار دارد. نشانه این مساله افزایش سطح روابط دیپلماتیک میان دو کشور است که از سطح کاردار به سفیر ارتقاء یافت.

دولت شما پس از آقای حبیب‌الله زاده سفیر خوب و باتجربه‌ای را به لندن اعزام کرده و ما نیز نیکلاس هاپتون را که سفیر خوبی است به تهران اعزام کرده ایم.البته با توجه به تاریخ روابط دو کشور و حمله‌ای که در نوامبر سال 2011 میلادی علیه سفارت بریتانیا صورت گرفت سبب شد تا بازسازی رابطه عمیق میان دو کشور زمان ببرد اما امیدوارم که شرایط در همین مسیر پیش برود.

در این میان مشکلاتی هم وجود دارد: محدودیت سقف صدور روادید [از سوی سفارت انگلیس] در تهران سبب شده تا همین سیاست [از سوی سفارت ایران] در لندن به اجرا گذاشته شود و به همین دلیل شماری از ما که طرفدار بهبود روابط میان ایران و بریتانیا هستیم تلاش می‌کنیم تا دولت را متقاعد سازیم که سقف صدور ویزایش را در هر هفته افزایش دهد.

مساله دیگر، موضع دولت در قبال برجام است. همان‌طور که می‌دانید دولت محافظه‌کار بریتانیا در زمان نخست وزیری دیوید کامرون برجام را امضا کرد. در این میان «ویلیام هیگ» و «فیلیپ هاموند» وزرای خارجه پیشین فعالانه در مذاکرات شرکت داشتند.

البته من خیلی خرسند هستم که «ترزا می» نخست‌وزیر جدید بریتانیا از برجام حمایت و موضعش را در این خصوص برای دولت آمریکا مشخص کرده است.

دیدگاه شما در رابطه با ادعای مطرح شده از سوی دولت انگلیس مبنی بر اینکه ایران در امور منطقه ای دخالت می کند، چیست؟

جک استرا: این ‌یک واقعیت است که ایران به لحاظ تاریخی تا به امروز تلاش کرده است تا با شیعیان منطقه رابطه برقرارکند. بنابراین برای من جای تعجب ندارد که ایران همواره با شیعیان لبنان در ارتباط بوده و علناً از حزب‌الله، شیعیان سوریه، عراق و بحرین که در مقطعی جزئی از سرزمین پارس بوده حمایت می‌کند. پس نباید برای کسی جای تعجب باشد که ایران نیز مانند سایرین منافعش را دنبال می‌کند.

عربستان سعودی مدت‌هاست که به دنبال گسترش نفوذش در منطقه به ‌ویژه با اهل تسنن است؛ دولت‌های موسوم به قدرت‌های جهانی نیز همچون بریتانیا، فرانسه و آمریکا، سال‌هاست که به دنبال منافعشان در منطقه هستند.

بنابراین اگر سئوال این است که آیا من موافق دیدگاه آمریکایی‌ها در قبال ایران مبنی بر اینکه ایران حامی تروریسم است، هستم، باید بگویم که من این دیدگاه را به رسمیت نمی‌شناسم.

دیدگاه شما در رابطه با اظهارات اخیرا « ترزا می» علیه ایران در بحرین مبنی اینکه تهران در امور منطقه ای دخالت می کند، چیست؟

جک استرا: «ترزا می» مسئول سخنان خودش است. این‌ها واژه‌هایی نیست که من از آن‌ها استفاده کرده باشم. «ترزا می» نخست‌وزیر بریتانیا است و اظهارات خودش را بیان می‌کند. دیدگاه من در رابطه با نقش ایران در منطقه نسبت به دیدگاه وی متفاوت است.

می‌دانم که این اظهارات در ایران تأثیر منفی داشته است. دیوید کامرون هم پیشتر اظهارات مشابهی راان داشت که به حل اوضاع کمک نکرد. این اظهارات در بازی‌های سیاسی داخلی ایران منعکس می‌شود و آن‌هایی که در ایران خواهان بهبود روابط با غرب هستند تحت تأثیرات منفی ناشی از این اظهارات قرار می‌گیرند.

آیا ایران و انگلیس می توانند در حل مشکلات منطقه ای با یکدیگر همکاری کنند؟

جک استرا: امیدوارم که این‌طور باشد، چون ادامه این وضعیت که منطقه به دو قطب تقسیم‌ شده به نفع هیچ‌کس نیست. من ساده‌اندیش نیستم اما در مقاطعی ایران و عربستان با یکدیگر همکاری‌های خوبی داشته‌اند و من آگاه هستم که رئیس‌جمهوری شما اخیراً به کویت و برخی کشورهای عرب حوزه خلیج‌فارس سفر کرده و ایران و عمان هم همواره رابطه خوبی داشته‌اند.

می‌خواهم دولت بریتانیا و ایران گفت‌وگوهای عمیق‌تری را با یکدیگر داشته باشند. البته دولت بریتانیا درگیر مساله برگزیت (خروج انگلیس از اتحادیه اروپا) شده که متأسفانه بر سایر مسائل و موضوعات سایه انداخته است. اما به نظر من این مساله نباید ما را از همکاری‌های فعال بازدارد.

تأثیر دولت دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا بر روابط لندن و تهران چیست؟

جک استرا: با توجه به اظهارات علنی دونالد ترامپ علیه ایران و نظر به رابطه نزدیک وی با بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر اسرائیل در قیاس با باراک اوباما (رئیس‌جمهوری قبلی آمریکا)، طبعاً ایران از سوی دولت جدید آمریکا تحت‌فشار قرار دارد. باراک اوباما و بنیامین نتانیاهو عملاً مخالف یکدیگر بودند و هیچ رابطه شخصی نداشتند. لذا دولت بریتانیا از سوی آمریکا تحت‌فشار خواهد بود تا از سیاست‌هایش علیه ایران حمایت کند.

اما سؤال اصلی اینجاست که سیاست آمریکا در قبال ایران دقیقاً چیست؟ ما لفاظی های آن‌ها را می‌شناسیم. واکنش آن‌ها را نسبت به آزمایش اخیر موشکی ایران دیدیم اما هنوز مشخص نیست که آن‌ها چه مسیری را طی خواهند کرد. برداشت من این است که دولت ترامپ ماهیت برجام را خواهد پذیرفت و آن را زیر پا نخواهد گذاشت اما تلاش می‌کند مانع اجرای برجام شود.

با توجه به اینکه ما با ایران رابطه دیپلماتیک داریم و خواهان افزایش روابط تجاری‌مان هستیم، امیدوارم که دولت بریتانیا قادر باشد به گونه ای قدرتمندانه از مواضعش در برابر آمریکا دفاع کند؛ چون این‌طور صحیح نیست که آمریکا بخواهد به‌صورت پنهانی از اجرای برجام جلوگیری کند.

آینده برجام را با توجه به مواضع خصمانه واشنگتن چطور ارزیابی می کنید؟

جک استرا: نه ما و نه هیچ‌کس دیگر هنوز از جزئیات واکنش آمریکا مطلع نیست. همان‌طور که می‌دانید با تغییر رئیس‌جمهوری در آمریکا بسیاری از افراد در سطوح مختلف دولت تغییر می‌کنند. لذا وزارت امور خارجه آمریکا اکنون با یک مشکل جدی مواجه است چون هنوز کارمند زیادی ندارد و آنها مانند ما نیستند که با تغییر دولت، معاونین وزیر تغییر نکنند.

هر چند شما هم در ایران مقامات ارشدتان با تغییر رئیس‌جمهوری عوض می‌شوند اما دست‌کم سفرا باقی می‌مانند و مانند آمریکا نیست.

نکته دیگر این است که واکنش ایران چگونه خواهد بود. اگر ایران آزمایش موشکی بیشتری صورت دهد یا در منطقه اقداماتی را انجام دهد که از دید رژیم اسرائیل، آمریکا و عربستان خصمانه تلقی شود این مساله سبب می‌شود که نمایندگان کنگره خواهان اقدامی تلافی‌جویانه و تشدید تحریم‌ها شوند. این در حالی است که اگر دولت ایران موضع نرم‌تری را اتخاذ کند سبب می‌شود تا فرصت بهانه‌گیری از دست بنیامین نتانیاهو و جناح راست جمهوری خواهان سلب شود.من اطمینان دارم که آقای روحانی و ظریف همانند رهبر عالی ایران از ظرافت این مساله آگاه هستند.

به نظر شما واکنش ایران در قبال بدخواهی های ترامپ بایستی چگونه باشد؟

جک استرا: البته ایران به ارائه مواضعش ادامه خواهد داد اما اگر توصیه مرا می‌خواهید، ایران بایستی در رفتارهای واکنشی‌اش ملاحظه کند و مراقب باشد که اشتباه نکند. به‌ طور مثال حمله به سفارت عربستان – مانند حمله به سفارت بریتانیا که در نوامبر سال 2011 میلادی صورت گرفت – آقای روحانی و دکتر ظریف را به ‌شدت ناراحت کرد چرا که اقدامی برخلاف کنوانسیون وین بود و ایران را در موضع دفاعی قرار داد. این اتفاقات، خبری مسرت‌بخش برای دشمنان ایران و ناگوار برای دوستداران ایران همچون من، به شمار می‌رود.

نظر شما در رابطه با فرمان ضدمهاجرتی دونالد ترامپ چیست؟ در حالی که هیچ شهروند ایرانی تاکنون در حملات تروریستی نقش نداشته اند، چطور می توان افزودن نام ایران را در این فهرست توجیه کرد؟

جک استرا: این سیاست غیرقابل‌ توجیه است؛ من نمی‌توانم آن را توجیه کنم؛ به نظر من سیاست افتضاحی است؛ هیچ تبعه ایرانی در عملیات تروریستی آمریکا یا اینجا دست نداشته است. عاملین اصلی حمله 11 سپتامبر در آمریکا اتباع سعودی بوده و اکثر حملات تروریستی بریتانیا نیز از سوی اتباع پاکستانی صورت گرفته است.

آیا آمریکا قادر خواهد بود که به ایران لطمه وارد سازد؟

جک استرا: من خواهان تعاملی سازنده میان ایران و آمریکا که در زمان باراک اوباما شکل گرفت، هستم.اگر هیلاری کلینتون در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شده بود موضع قبلی دولت آمریکا در قبال ایران ادامه می‌یافت و طی سال‌های آینده می‌توانستیم شاهد شکل‌گیری رابطه دیپلماتیک ایران و آمریکا باشیم. اما این اتفاق در حال حاضر نخواهد افتاد.البته تحولات آینده در رابطه با روابط ایران و آمریکا، بیشتر از آنکه در دست جمهوری خواهان و دونالد ترامپ باشد در دست دولت و رهبر عالی ایران است.اگر طرف ایرانی اشتباه محاسباتی کند و بهانه به دست جریان مخالف ایران در واشنگتن، تل‌آویو و ریاض بدهد، روابط سخت‌تر خواهد شد اما اگر مواضع منطقی اتخاذ شود، کارها ساده‌تر می‌شود.

البته من از اوضاع سیاسی ایران آگاهم و می‌دانم که بسیاری از مردم ایران نسبت به نقش آمریکا نگاهی خصمانه دارند. اما دولت ایران بایستی نسبت به چگونگی برخوردش با دولت آمریکا تصمیمات راهبردی اتخاذ کند و به دست آن‌ها بهانه ندهد؛ چراکه مخالفان ایران از این مساله سوءاستفاده کرده و آنهایی که می‌خواهند به ایران کمک کنند با مشکل مواجه می‌شوند.

آیا اروپایی ها به مواضع خصمانه ترامپ علیه ایران تن می دهند؟

جک استرا: به نظر من کشورهای اصلی اروپایی سیاست‌های خودشان را در قبال ایران پیگیری خواهند کرد. آلمان، ایتالیا و فرانسه شرکای اصلی تجاری ایران هستند. آن‌ها تلاش می‌کنند تا دوباره روابط تجاری و سرمایه‌گذاری‌شان را با ایران از سر بگیرند. البته آن‌ها به دو دلیل نسبت به بریتانیا در جایگاه بهتری قرار دارند. اول اینکه مشکل صدور روادید ندارند و ثانیاً تعاملات تجاری‌شان با واحد پولی یورو صورت می‌گیرد. این در حالی است که اگر یک شرکت بریتانیایی بخواهد به ایران کالا بفروشد بایستی بیش‌ از حد معمول مراقب باشد تا با بانک‌هایی که مراودات دلاری انجام می‌دهند، کار نکند.

البته این مساله بسیاری از بانک‌های بزرگ اروپایی را نیز شامل می‌شود اما برخی بانک‌های کوچک‌تر اروپایی وجود دارند که حساب دلاری ندارند و در موقعیت بهتری برای تجارت با ایران قرار دارند. سایر کشورهای اروپایی نیز سیاست‌های خودشان را خواهند داشت. کشورهای اروپایی تا زمانی که اوباما روی کار بود از سیاست‌های آمریکا پیروی می‌کردند؛ چراکه با مواضع آن‌ها همخوانی داشت.

اما اکنون نشانه‌ای مبنی بر اینکه آن‌ها بخواهند از سیاست‌های دونالد ترامپ در رابطه با ایران پیروی کنند، نمی‌بینم.

آیا ترامپ می تواند بر اجرای برجام تاثیر منفی بگذارد؟

جک استرا: افق اجرای برجام با پیروزی دونالد ترامپ نامعلوم است. اولاً مواضع ترامپ در قبال ایران بدخواهانه است ثانیاً او یک کارشناس سیاست خارجی نیست. من نمی‌دانم آیا به نظر او تمام مسلمانان یکسان هستند؟ شاید او این‌طور تصور می‌کند. به نظر من درک او از روابط بین‌الملل و تاریخ جهان خیلی محدود است و این بدین معناست که یک ابهام بزرگی وجود دارد. این درحالی‌که است که به نظر من سایر طرف‌های توافق برجام یعنی روسیه، چین، آلمان، فرانسه و بریتانیا خواهان اجرای برجام هستند.

شرکت‌های بریتانیایی و بخش‌هایی از دولت بریتانیا نیز به دلیل مشکلات بانکی دچار استیصال شده‌اند. مشکل اینجاست که بانک‌های بزرگ بریتانیایی که پیشتر تحریم‌های آمریکا در قبال ایران را نقض کرده و مجبور به پرداخت صدها میلیون دلار خسارت شده‌اند، به‌سادگی درگیر تعامل با ایران نمی‌شوند.

نمونه بارز این مساله، بانک «اچ اس بی سی» است که از گذشته با ایران رابطه داشته است اما چون اکنون تصور می‌کند که کار با ایران خطرناک است خودش را درگیر نمی‌کند و این دیدگاه سایر بانک‌های بزرگ بریتانیایی است. لذا بایستی به دنبال پیدا کردن سایر ابزار برای مراودات مالی باشیم.

بخشی از پیدا کردن راه‌حل بر عهده دولت بریتانیاست. البته تا پیش از برگزاری همه‌پرسی برگزیت در سال گذشته میلادی پیشرفت‌های قابل‌توجهی صورت گرفت اما آن زمان برگزیت بر موضوعات دولت سایه نیفکنده بود و در آمریکا نیز دولتی سرکار بود که خواهان اجرای برجام بود.

به نظر من دولت بریتانیا به همراه سایر طرف‌های توافق برجام به‌ غیر از آمریکا، تلاش می‌کند تا به هر نحوی برجام را اجرا کند. همه آگاه هستند که به گفته سازمان بین‌المللی انرژی اتمی، ایران به تعهداتش در چارچوب برجام متعهد بوده و من هیچ نقدی نسبت به اقدامات ایران در گزارش آژانس ندیده‌ام.

لذا شرایط دشواری است که هیچ‌کدام از ما پیش‌بینی نمی‌کردیم. مگر شما یک سال پیش، پیش‌بینی می‌کردید که دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری شود؟

آینده روابط تجاری میان انگلیس و ایران را پس از برگزیت چگونه ارزیابی می کنید؟

جک استرا: روابط تجاری آسان‌تر خواهد شد چون ما بایستی روابط تجاری و دوجانبه خوبی را با کشورهای بزرگ شکل بدهیم؛ که در این میان ایران به دلیل وسعت و تأثیرگذاری‌اش جزئی از آن است.

در کل به نظر من، برگزیت اوضاع را دشوارتر نمی‌کند. در بدترین شرایط ممکن است تأثیر خنثی داشته باشد اما فشارها بر روی دولت بریتانیا را برای توسعه روابط تجاری افزایش می‌دهد.

رابطه تجاری میان بریتانیا و ایران، دست‌کم بایستی به سطحی که 7 سال پیش در جریان بود بازگردد. همان‌طور که می‌دانید تحریم‌هایی که از سال 2006 تا 2013 میلادی اعمال شد حجم تعاملات تجاری ما با ایران را نسبت به آلمان، فرانسه و ایتالیا کاهش داد.

ما می‌خواهیم که این روابط دوباره احیا شود. ازآنجاکه بازار ایران بسیار وسیع و جاافتاده است و با توجه به جمعیت ایرانیان مقیم بریتانیا ارتباطات زیادی با این کشور در جریان است تلاش می‌کنیم که رابطه تجاری‌مان را خیلی سریع شکل بدهیم.

آیا به نظر شما انگلیس از رقبای اروپایی اش در تجارت با ایران عقب نمانده است؟

جک استرا: به نظر هیچ‌کس نمی‌خواهد عقب بماند، اما همه از مشکلات و خطرات تجارت با ایران آگاه هستند.

همان‌طور که می‌دانید اقتصاد بریتانیا برخلاف آلمان و فرانسه بر پایه ارائه خدمات به‌ویژه خدمات مالی پایه‌ریزی شده و به همین دلیل ما نسبت به اقدامات آمریکا آسیب‌پذیر هستیم. این‌یک واقعیت است.

لذا ما تلاش می‌کنیم به شرکت‌های بریتانیایی راه‌های تجارت قانونی با ایران و دریافت و ارسال پول به ایران را نشان دهیم به‌طوری‌که قوانین اوفک (دفتر کنترل سرمایه‌های خارجی آمریکا ) را نقض نکنند.

چرا دولت انگلیس برای تجارت با ایران احتیاط می‌کند اما به عربستان سعودی سلاح می‌فروشد؟

جک استرا: سیاست دولت بریتانیا حمایت از تجارت و سرمایه‌گذاری در ایران است. اگر شما به تارنمای دولت بریتانیا مراجعه کنید این را خواهید دید. لیام فاکس وزیر تجارت بین‌الملل بریتانیا نیز در این رابطه صحبت کرده و این سیاست دولت است. اما فروش اسلحه به عربستان موضوع دیگری است.

به لحاظ تاریخی ما با عربستان تجارت اسلحه داشته ایم. من شخصاً مشکلی در این معامله نمی‌بینم؛ اما این قضیه با آنچه در یمن در جریان است، متفاوت است. من با موضع دولت بریتانیا در حمایت از اقدامات عربستان سعودی در یمن، که مشکلات بزرگی را در این کشور رقم‌زده است، مخالفم. ما نیازمند راه‌حل سیاسی و نه نظامی هستیم. چون تنها قربانیان این حملات مردم بی‌گناه یمن هستند.

آیا به دولت انگلیس در رابطه با ایران مشورت می‌دهید؟

جک استرا: من به‌صورت غیررسمی مشورت می‌دهم. البته ‌اکنون در امور ترکیه مشغول هستم و رئیس مشترک مجمع بریتانیا – ترکیه که یک ارگان دوجانبه است، هستم. من امیدوارم که با گذشت زمان مجمع ایرانی – بریتانیایی نیز دایر شود هرچند می‌دانم که این کار زمان می‌برد.

آیا در جریان مذاکرات هسته‌ای مورد مشورت قرارگرفتید؟

جک استرا: به‌صورت رسمی مورد مشورت قرار نگرفتم اما در جریان امور بودم.

آیا خاطره ای از دوران مذاکرات هسته ای دارید که بخواهید تعریف کنید؟

جک استرا: در سال‌های 2001 تا 2003 من 5 بار به ایران سفر کردم و آقای دکتر روحانی را در دو مقطع ملاقات کردم.

آخرین باری که او را دیدم اکتبر سال 2003 بود که مذاکرات بزرگی در شمال تهران داشتیم. او رئیس هیات ایرانی در آن‌سوی میز و در این سمت من به همراه ‘دومینیک دو ویلپن’ و ‘یوشکا فیشر ‘(وزرای خارجه فرانسه و المان) نشسته بودیم.

آقای روحانی گفت که بایستی با رئیس‌جمهوری دیدار کنیم اما ما گفتیم که حرفی برای گفتن نداریم چون توافقی صورت نگرفته است.

ما تهدید نمی‌کردیم اما دومینیک دو ویلپن گفت که هواپیمای ما در فرودگاه آماده است و هر زمان که بخواهیم می‌توانیم بازگردیم. یوشکا فیشر و من هم همین را گفتیم. صحبت‌های زیادی ردوبدل شد، تلفن‌های زیادی زده شد و ما درنهایت توانستیم توافق کنیم.

ما قادر بودیم کل توافق را سال 2005 نهایی کنیم. آمریکا در زمان صدارت جورج بوش، مواضعش را تغییر داده بود اما زمانی که آن‌ها مواضعشان را تغییر دادند دولت ایران تغییر کرد و دیگر دیر شده بود.

دیدگاه «کاندالیزا رایس» (وزیر خارجه پیشین آمریکا) نسبت به ایران تغییر کرده بود و از جورج بوش نیز خواسته بود تا دیدگاهش را تغییر دهد. اما متأسفانه دیگر دیر شده بود. آری من آقای روحانی را از همان زمان می‌شناسم و برای او احترام ویژه‌ای قائل هستم.

No responses yet

Mar 17 2017

افتتاح ورزشگاه یا شاید موزه امام رضا

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی

ایران وایر: ۲۴ اسفند مجهزترین ورزشگاه ایران در مشهد افتتاح شد. «ابراهیم رئیسی»، متولی آستان قدس رضوی هنگام افتتاح ورزشگاه «امام رضا» گفت: «لازم است در چنین شبی به روح مرحوم “واعظ طبسی” (متولی پیشین آستان قدس) درود بفرستیم.»
شاید به این دلیل که دستور ساخت این ورزشگاه را طبسی صادر کرده بود؛ البته در سال 1380 خورشیدی.

عباس واعظ طبسی اول بار ماموریت ساخت مجهزترین ورزشگاه مشهد را به صورت مستقیم به تربیت بدنی آستان قدس رضوی داد. از سال 80 تا 15 اسفندماه سال 1391 همه چیز در بررسی طرح مختومه مانده بود. سال 91 سایت تربیت بدنی آستان قدس در مورد این پروژه نوشت: «از سال 1380 مطالعات بر روی این پروژه آغاز شد و پس از چندین سال طراحی و مطالعه، به طرح نهایی استادیوم رسیدیم. هم چنین با توجه به حساسیت موضوع و محل قرارگیری مجموعه در داخل شهر، قبل از شروع طراحی این استادیوم، مجوز شورای تامین شهر مشهد را پس از چندین مرحله کارشناسی اخذ کردیم و سپس باقی مراحل طی شد.»

اما همه چیز منحصر به طراحی و کسب مجوز نبود. هرچند اشغال مساحت نزدیک به 12 هکتار در شمال شرق مشهد (خیابان خیام) می توانست توام با دخالت هایی از سوی شهرداری باشد اما برای آستان قدس کسب مجوز، آن هم در خیابانی که از ابتدا تا انتهای آن براساس ادعاهای مکتوب آستان، موقوفه امام رضا بوده، چندان دشوار به نظر نمی رسید.

مراحل شروع کار از یک عدم تفاهم نسبی آغاز شد؛ جایی که پای «قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا» به داستان باز می شود. این قرارگاه که متعلق به سپاه پاسداران است، متخصص یافتن پروژه های کلان بوده و هست. نمونه هایش را می توان همه جای ایران و حتی خاورمیانه و بخش هایی از آفریقا هم دید؛ از پروژه اتوبان «صدر» در تهران گرفته تا فازهای ١٥ و ١٦ «پارس جنوبی»؛ از سد «گتوند» تا اتوبان «حرم تا حرم».

قرار بود ساخت ورزشگاه امام رضا در مشهد برعهده بخش عمران و ساختمان آستان قدس رضوی و زیر نظر تربیت بدنی آستان باشد اما سال 82 قرارگاه خاتم الانبیا به پروژه ورود می کند و از طراحی تا اجرای پروژه را روی میز آستان می گذارد و این می شود یک مناقشه کوچک میان آستان و قرارگاه.

اما داستان با یک دستور ساده ختم شد. «عصر ایران» در گزارشی نوشته است سال ٩٠ به دستور فرمانده کل سپاه قرار بر این می شود تا قرارگاه خاتم خودش را درگیر پروژه‌های کم تر از 100 ‌میلیارد تومان نکند. هزینه ای که برای ساخت ورزشگاه امام رضا در سال 81 پیش بینی شده بود، نزدیک به 40 میلیارد تومان تخمین زده می شد. گذشت 9 سال، این 40 میلیارد تومان را از مرز دستور «محمدعلی جعفری» عبور داد. اما مساله این جا بود که تولیت آستان یک اجرای بدون دخالت و بهانه ای کافی برای ساخت اختصاصی ورزشگاهی را می خواست که پس از بهره برداری، به صورت کامل در ید قدرتش بماند.

طرح اولیه ورزشگاه را «آندرس نوبل» دانمارکی و «نیما شاهرخی» می کشند. سال 1391 کلنگ ورزشگاهی به زمین می خورد که از دیدگاه آستان قدس رضوی باید فقط تبدیل به محلی برای اردوهای ملی ایران می شد. تربیت بدنی آستان قدس سال 91 زمان ساخت ورزشگاه را کم تر از سه سال اعلام کرد؛ یعنی اسفندماه سال قبل باید این ورزشگاه به بهره برداری می رسید. اما یک سال تاخیر در بهره برداری از این ورزشگاه چندان در محاسبات مهندسی ایران عجیب و غیرقابل باور به نظر نمی رسد.

مهم ترین هدف، تغییر پایتخت ورزش ایران بود. ورزشگاه «آزادی» تنها ورزشگاهی در ایران است که پیش از این درجه «A»آسیا را از نظر استاندارد کسب کرده است. هرچند این مجوز در دهه 90 تمدید نشد اما ورزشگاه امام رضا نه تنها درجه A آسیا که بعد به درجه «2A» یوفا دست یافت. آستان قدس در حقیقت تلاش کرد بخش عمده ای از تیم های ورزشی ایران را در زمان برگزاری اردوها و حتی بازی های ملی به مشهد بکشد.

ورزشگاه امام رضا اولین ورزشگاه ایران است که سقف متحرک دارد. 14 سالن بدن سازی، کشتی، بوکس، والیبال، بسکتبال و حتی شطرنج برای مسابقه و تمرین زیر سکوها و اطراف ورزشگاه فوتبال ساخته شده است. سه استخر شنا، دو سالن کنفرانس و همایش، آمفی تآتر، سالن های سمینار، سالن غذاخوری و موزه افتخارات هم در این مجموعه به چشم می خورد. اما این پروژه تا وقتی پای تیم ملی عراق به ایران باز نشد، مسکوت مانده بود.

از سال 93 مقرر می شود تیم ملی عراق دوباره در ایران میزبان حریفان خود باشد. دلیلش هم ناامنی عراق برای میزبانی از تیم های ملی فوتبال بود. ایران طی سه سال اخیر میزبان تیم های ملی افغانستان، عراق و سوریه بوده است. اما عراقی ها خردادماه امسال در بازدید از شهر مشهد، متوجه می شوند که ورزشگاه امام رضا آماده بهره برداری است. برای همین در نامه ای خطاب به کنفدراسیون فوتبال آسیا، خواهان حضور در ورزشگاه امام رضا می شوند.

16 خردادماه امسال «حسین یوسفی»، مدیرعامل تربیت بدنی آستان قدس رضوی به «ایسنا» می گوید: «دوستانی از کشور عراق که یک تیم کاملا فنی بودند، از ورزشگاه امام رضا بازدید کردند و شرایط را از نزدیک دیدند که مورد توجه آن‌ها نیز قرار گرفت و تمایل زیادی برای برگزاری دیدارهای تیم کشورشان در این ورزشگاه داشتند. آن ها تنها درخواست داشتند که مساعدت شود و تولیت آستان قدس رضوی نیز با موضوع مساعدت، موافقت کردند اما بعد نظر تولیت تغییر کرد.»

دلیل چرخش تولیت، تمایل این مجموعه برای میزبانی از یک بازی ملی ایران در روز افتتاحیه بود. ورزشگاهی که به ادعای نزدیکان تربیت بدنی آستان، ساخت آن بیش از 200 میلیارد تومان هزینه در بر داشته است، برای یک بازی ملی ایران نگه داشته شد. این در حالی است که آستان قدس رضوی ریالی بابت خرید زمین هم هزینه نکرده است.

قرار بود هزینه ساخت چنین ورزشگاهی ابتدای دهه 80 خورشیدی، 40میلیارد تومان باشد اما مسوولان تربیت بدنی آستان قدس هزینه صرف شده برای فقط مسقف کردن ورزشگاه با پارچه ضدحریق را بالغ بر 30 میلیارد تومان عنوان کرده اند. «مرتضی بختیاری»، قائم مقام آستان قدس رضوی شهریورماه امسال مدعی شد که پروژه مسقف کردن ورزشگاه امام رضا را یک شرکت فرانسوی متقبل شده بود که پیش از این هم پروژه مسقف کردن المپیک لندن را برعهده داشته است.

آستان قدس، می خواست مهرماه امسال، برای بازی تیم های ایران و کره جنوبی، ورزشگاه امام رضا را افتتاح کند. اما مخالفت گروهی از روحانیون تندرو مانند «آیت الله علم الهدی»، «آیت الله بطحائی گلپایگانی»، «آیت الله یزدی» و … از برگزاری بازی در شب تاسوعا، باعث شد آستان قدس از میزبانی این مسابقه انصراف دهد.

حالا، بدون هیچ مقدمه یا بهانه ای، ابراهیم رئیسی ورزشگاه امام رضا را افتتاح کرده است؛ بدون هیچ میزبانی از بازی ملی یا یک مناسبت ملی و مذهبی. آستان قدس به طور واضح اعلام کرده است که این مجموعه هیچ دلیلی برای تیم‏داری حرفه ای در فوتبال نمی بیند. ورزشگاه را ساخته است تا فقط به فدراسیون ها اجاره دهد. حتی «حسین یوسفی»، مدیرعامل تربیت بدنی آستان قدس هم در گفت و گو با ایسنا، مدعی شده که باشگاه های فوتبال مشهدی چندان امیدوار به برگزاری بازی های خود در این ورزشگاه نباشند.

با این وجود، «علی کفاشیان» به عنوان نایب رییس فدراسیون فوتبال گفته است امید دارد که از سال آینده این ورزشگاه میزبان بازی نهایی جام حذفی شود. «مسعود سلطانی فر»، وزیر ورزش ایران دی ماه امسال به «تسنیم» گفته بود: «ورزشگاه امام رضا باید در روز یک بازی باشکوه ملی افتتاح شود.»

اما پس از افتتاح این ورزشگاه گفت: «اختیار کامل این مجموعه ورزشی با آستان قدس بوده و هست. ما خوشحال می شویم از این مجموعه در رویدادهای بزرگ ملی استفاده کنیم.»

آستان قدس برای ثبت کردن نام خود به عنوان متولی، صاحب و مالک این طرح 200 میلیارد تومانی، نه تنها منتظر یک بازی ملی نماند که حتی روی سکوهای تماشاگران هم نام اختصاری مجموعه اش (A.Q.R) را حک کرده است. پروژه ای که پیش از این قرارگاه سازندگی سپاه تلاش برای مصادره یا بازی کردن در آن داشت، حالا به صورت کامل به موزه ای برای آستان قدس بدل شده است. هنوز مشخص نیست که آیا آستان قدس رضایت می دهد که مثلا بازی ایران مقابل چین در هشتم فروردین ماه در این ورزشگاه برگزار شود یا باز درهایش را بسته نگه می دارد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .