Jun 05 2017

چرا کار عربستان و قطر به اینجا کشید؟

نوشته: در بخش: آمریکا,امنیتی,خاورمیانه,روابط بین‌المللی,سیاسی

بی‌بی‌سی: ندا سانیج

این اولین بار نیست که کشورهای عربی خلیج فارس با قطر وارد تنش‌ جدی می‌شوند. اما متوقف کردن پروازها و حتی اخراج شهروندان در کنار قطع روابط دیپلماتیک٬ رویدادی است که باید دلایل محکم و عمیقی پشت آن نهفته باشد.
تنش اخیر از کجا شروع شد؟
آتش وقتی جرقه زد که سخنانی به نقل از امیر قطر در خبرگزاری رسمی این کشور منتشر شد. اظهارات منسوب به شیخ تمیم بن‌حمد آل ثانی که ایران را قدرتی بزرگ و ضامن ثبات در منطقه خوانده و حماس را نماینده فلسطینیان دانسته بود، برای دولت‌های عرب حوزه خلیج فارس مخصوصا عربستان٬ گناهی غیرقابل بخشش بود.

بنابر این اظهارات، امیر قطر نه تنها از ایران حمایت می‌کرد؛ بلکه در مقابل تلاش عربستان و متحدانش برای انزوای ایران می‌ایستاد. این اظهارات در فاصله کوتاهی پس از حضور دونالد ترامپ٬ رئیس جمهور آمریکا در ریاض منتشر شد. او برای شرکت در اجلاس سران دولت‌های مسلمان آمده بود که هدف اصلی‌ آن پیشبرد سیاست انزوای ایران است.

واکنش قطر چه بود؟

وزیر خارجه قطر بلافاصله اظهارات منسوب به شیخ تمیم را را تکذیب کرد و اعلام کرد گروهی “توطئه” کرده بودند که با هک خبرگزاری رسمی قطر و انتشار چنین اظهاراتی٬ روابط با این کشور را تیره کنند. قطر بارها تاکید کرد که شیخ تمیم آل ثانی چنین جملاتی را نگفته و با هکرها برخورد خواهد شد.

درباره تنش‌های اخیر بیشتر بخوانید:

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

جنجال بر سر اظهارت منسوب به امیر قطر

آیا امیر قطر واقعا از ایران دفاع کرده بود؟

صحبت‌های نسبت داده شده به امیر قطر از قول او در جشنی نظامی نقل شده بود. در حالی که شیخ تمیم اصلا در این جشن سخنرانی نکرده بود. قطر بارها تکذیب کرد اما تیر از چله کمان رها شده بود. رسانه‌های عربی به شدت “دفاع امیر قطر از ایران” را به تقابل او با سایر کشورهای عرب خلیج فارس تعبیر کردند. تکذیبیه دولت قطر قرار نبود پذیرفته شود.

آیا این اولین بار است؟

اختلاف قطر و عربستان یک شبه پیش نیامده است. سه سال و نیم پیش هم عربستان در صف اول دو کشور امارات متحده عربی و بحرین٬ سفرای خود را از دوحه فراخواند. بیشتر اینجا بخوانید.

سه کشورعربی٬ قطر را به مداخله در امور داخلی خود متهم کردند. قطع روابط مارس ۲۰۱۴ اتفاق افتاد. تازه چند ماه بود که تمیم آل ثانی ۳۳ ساله٬ امیر جوان قطر ناگهان جایگزین پدرش شده بود. گفته می‌شد دلیل تغییر حاکم قطر٬ انتشار نوار صوتی منتسب به وزیر خارجه وقت است که باعث خشم عربستان شده. شایع شده بود برای جلوگیری از تنش٬ آرام و بی‌دردسر قدرت در قطر جا به جا شده است. در آن نوار مکالمه میان وزیر خارجه و معمرقذافی رهبر سابق لیبی٬ از “براندازی نرم” در عربستان سخن گفته می‌شد. ادعایی که به طور مستقل ثابت نشد.

الجزیره حق نشر عکس الجزیره اولین شبکه خبری ۲۴ ساعته جهان عرب بود که بر نفوذ و قدرت خبری قطر در منطقه افزود

روی کار آمدن شیخ تمیم تنش‌ها را کاهش داد؟

خیر. هم‌زمان با روی کار آمدن تمیم آل ثانی٬ در مصر کودتا شد و بعضی سران اخوان المسلمین به قطر پناه بردند. سال‌ها بود که دوحه از این جنبش اسلامگرا حمایت سیاسی می‌کرد. عربستان با فراخواندن سفرایش تهدید کرد. قطر هم زیر بار نرفت. با میانجی‌گری کویت در نهایت قرار شد سران اخوان‌ المسلمین به جای تحویل داده شدن به مصر٬ به ترکیه بروند. غائله فروکش کرد.

اختلاف قطر و عربستان از زمان شیخ تمیم شروع شد؟

جنگ قدرت بسیار زودتر از شیخ تمیم شروع شده بود. پدر او٬ حمد بن خلیفه آل ثانی در منطقه به قطر قدرتی بخشید که خار چشم رقیبان بود.

شیخ حمد با احیای مخازن گاز پارس جنوبی و تاسیس شبکه تلویزیونی پر نفوذ الجزیره و کمک مالی به دشمنان عربستان به دنبال پایگاهی محکم در خلیج فارس بود. البته افزایش درآمدهای نفتی که پیش از حمد بن خلیفه شروع شده بود٬ عامل اصلی قدرت گرفتن این کشور بود.

قطر که بارها به دلیل وجود پایگاه نظامی آمریکا در عربستان از این کشور انتقاد کرده بود٬ بعد از خروج آمریکایی‌ها از عربستان٬ آنها را به برپایی پایگاه ثابت نظامی در خاک خود دعوت کرد. به این ترتیب حالا دیگر عربستان تنها متحد منطقه‌ای بزرگ‌ترین قدرت جهان نبود. عربستان٬ قطر را رقیبی جدی می‌دید.

ترامپ امیر قطر حق نشر عکس دونالد ترامپ (راست) از امیر قطر خواسته بود که به سیاست انزوای ایران کمک کند

حمایت از گروه‌های ‘تروریستی’؟

عربستان و کشورهای عربی دیگر دلیل اصلی قطع رابطه با قطر را حمایت این کشور از گروه‌های به گفته آنها “تروریستی” اعلام کرده‌اند. در چند روز گذشته اندیشکده دفاع از دمکراسی‌ها در آمریکا اسناد زیادی منتشر کرده و مدعی شده که قطر به طور جدی و وسیع از گروه‌های نظامی در منظقه حمایت می‌کند.

جنگ نیابتی عربستان و قطر بر سر حمایت از گروه‌های شورشی در سوریه امروز اتفاق نیفتاده است. عربستان بارها قطر را به حمایت از جبهه نصرت متهم کرده است. حمایت قطر از حماس هم اتفاقی تازه نیست. با وجود همه این اختلاف‌ها عربستان در طول ریاست جمهوری باراک اوباما کج‌دار و مریز با قطر ساخته بود. اما حالا چرا تکذیب اظهارنظری درباره ایران، برخلاف عرف رایج بین‌المللی٬ نتوانست آتش نزاع را خاموش کند؟

چه چیزی تغییر کرده است؟

این بار شاید عربستان دونالد ترامپ را به خود نزدیک‌تر از رییس‌جمهور پیشین آمریکا می‌بیند. عربستان به دنبال احیای نقش کلیدی خود در شورای همکاری خلیج فارس است. قطر هم سال‌هاست سیاست استقلال از عربستان و سایر کشورهای منطقه را دنبال می‌کند و می‌خواهد قدرت منطقه‌ای باشد. برای هر دو کشور٬ کوتاه آمدن کار آسانی نیست.

No responses yet

Jun 05 2017

آمدنیوز: شوهر خواهر محسنی اژه‌ای، عامل اصلی فرار خاوری

نوشته: در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر


خبرگر: آمدنیوز – درحالی که نزدیک به شش سال از فرار محمودرضا خاوری، مدیرعامل پیشین بانک ملی ایران به کانادا می‌گذرد، گزارش‌ها حکایت از آن دارد که عامل اصلی فرار پر سروصدای وی، «جواد الله قدمی»، شوهر خواهر غلام‌حسین محسنی اژه‌ای، دادستان کل کشور بوده است.

محمودرضا خاوری، روز دوم مهرماه سال ۹۰، و تنها چند روز پس از صدور حکم محسنی اژه‌ای به عنوان «مسوول نظارت بر رسیدگی به پرونده فساد بزرگ مالی» از سوی رییس دستگاه قضای جمهوری اسلامی، به بهانه‌ی شرکت در یک کنفرانس بانکی در انگلستان از کشور خارج شد و دو روز بعد از آن، از هتلی در لندن، متن استعفای خود را به دفترش فکس کرد. این درحالی بود که در آخرین روزهای شهریورماه ۹۰، دادستان اهواز که مسئولیت رسیدگی به این پرونده را بر عهده داشت، محمودرضا خاوری را به عنوان متهم پرونده احضار، و دستور بازداشت او را صادر کرده بود که در این میان، «جواد الله‌ قدمی»، داماد (شوهر خواهر) محسنی اژه‌ای که وکالت خاوری را بر عهده داشت، با دستور ویژه‌ی دادستان کل کشور، مانع از اجرای این حکم شده و با خریدن زمان، مقدمات خروج مدیرعامل وقت بانک ملی از کشور را فراهم کرد تا او سه روز بعد، به بهانه‌ی ماموریت، عازم انگلستان شود و پس از آن به کانادا فرار کند.

جواد الله قدمی، در سال‌های گذشته با نام «جواد قدمی» به عنوان بازرس شعبه سوم دادسرای کارکنان دولت و نیز قاضی ویژه «حفظ حقوق بیت‌المال» فعالیت کرده، و رسیدگی به پرونده‌های مطبوعات تعطیل‌شده‌ی کشور، متهمان شرکت‌های هرمی، و نمایندگان سابق مجلس هم‌چون بهزاد نبوی، فاطمه حقیقت‌جو و محسن آرمین را در زمان نمایندگی در مجلس ششم بر عهده داشته است.

پیش از این مه‌آفرید امیرخسروی، متهم ردیف اول این پرونده که در شهریورماه سال جاری از سوی دادگاه به اعدام و رد مال محکوم شد، در دوازدهمین جلسه‌ی دادگاه وعده داده بود که «مسببان فرار خاوری را معرفی می‌کند». آقای امیرخسروی در ادامه گفته بود: «خاوری با قباحت تمام به من می‌گفت برای بالا بردن سطح اعتبار باید به من پول بدهی.»

در همان جلسه‌ی دادگاه، غلامعلی ریاحی، وکیل مه‌آفرید خسروی با بیان اینکه «دادسرا سر این موضوع کم آورده است» فاش کرده بود که «خاوری با کمک دستگاه قضایی فرار کرده است».

این وکیل با اشاره به جلد پنجم پرونده گفته بود: «روز ۳۰ شهریور خاوری به بازپرسی اهواز احضار می‌شود که نه مطلع بوده و نه شاکی یعنی به عنوان متهم احضار می‌شود. باید پرسید در روز تحقیقات از خاوری در پیش بازپرس فرد محمدیان چه کسی به عنوان وکیل همراه خاوری بوده که برخلاف نظر اداره اطلاعات خوزستان فرد محمدیان، خاوری را بازداشت نمی‌کند و حتی نامه ممنوع‌الخروج او را هم امضا نمی‌کند.»

هرچند که در جلسه‌ی بعدی دادگاه، قاضی سراج، قاضی رسیدگی کننده به پرونده، با دادن توضیحاتی کلی، مانع از افشاگری‌های بیشتر مه‌آفرید امیرخسروی در این خصوص شد.

No responses yet

Jun 04 2017

پاسخ مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری به روزنامه رسالت

نوشته: در بخش: امنیتی,درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری ایران روز یکشنبه ۱۴ خرداد،‌ گزارش روزنامه رسالت درباره «بازداشت مسئول دفتر» حسام الدین آشنا، مشاورحسن روحانی، را تکذیب و اعلام کرد که هشت ماه پیش یک پژوهشگر که «ارتباطی با آقای آشنا ندارد»، دستگیر شده است.

به گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا، این نهاد اعلام کرد که این پژوهشگر با تعدادی از سازمان ها از جمله مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری «همکاری موردی» داشته است.

در این اطلاعیه تاکید شده که هشت ماه پیش یک پژوهشگر در منزل خود از سوی وزارت اطلاعات دستگیر و «مجموعه‌ای از گزارش‌های تحلیلی تهیه شده توسط خودش و تعدادی از مکاتبات ارجاع داده شده به او از کامپیوتر شخصی استخراج شده است».

براساس این گزارش، اتهام این فرد«هنوز مشخص نشده» و پرونده وی «در آستانه رسیدگی قضایی است.»

مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری تاکید کرد که این پژوهشگر«ارتباط اداری» با دفتر حسام الدین آشنا نداشته و«به عنوان محقق آزاد با نهادهای مختلف نظامی و تحقیقاتی و رسانه‌ای»، از جمله این مرکز«همکاری موردی» داشته است.

در این گزارش به نام این پژوهشگراشاره ای نشده است.

غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضائیه جمهوری اسلامی، روز ۱۰ خرداد در پاسخ به سئوالی، گزارش‌ها درباره بازداشت یک فرد در محل کار حسام‌الدین آشنا از سوی وزارت اطلاعات و به اتهام «جاسوسی» را تائید کرده بود. با این همه،‌ او جزئیات بیشتری درباره این پرونده ارائه نکرد.

در این میان، خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضائیه، به نقل از آقای محسنی اژه‌ای از دستگیری «مسئول دفتر» حسام‌الدین آشنا خبر داده و این گزارش به عنوان تیتر اول شماره روز پنج‌شنبه روزنامه رسالت منتشر شده بود.

در همین حال، مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری ایران تیتر روزنامه رسالت در اینباره را «غیراخلاقی»،«غیرحرفه‌ای»،«جهت دار» و «نادرست» خواند.

حسام‌الدین آشنا نیز روز پنج‌شنبه، ۱۱ خردادماه، در مطلبی در کانال تلگرامی خود گزارش‌ها درباره دستگیری «مسئول دفتر» خود به اتهام «جاسوسی» را «دروغ» خوانده بود.

آقای آشنا، خبرگزاری قوه قضائیه را متهم کرده بود که متن سوال اولیه که مربوط به خبرگزاری مهر بوده را «تحریف» و به جای عبارت «یکی از مرتبطین» آقای آشنا، عبارت «یکی از مسئولین دفتر» را جایگزین کرده است.

وی همچنین ضمن مقایسه پاسخ سخنگوی قوه قضائیه به برخی از سئوالات دیگر درباره بازداشت افراد، از نحوه پاسخ آقای اژه ای به این سئوال انتقاد کرده بود.

No responses yet

Jun 04 2017

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رییس جدید میز ایران سازمان سیا

نوشته: در بخش: آمریکا,امنیتی,سیاسی

ایران وایر: آرش عزیزی

منابع: نیویورک تایمز و واشنگتن پست.

اسم مستعار زیاد دارد؛ از «امیر تاریکی» تا «آیت‌الله مایک». تا سال‌ها بیرون دالان‌های سازمان‌های اطلاعاتی امریکا یا کسی اصلا از وجودش خبر نداشت و یا با نام مستعار «راجر» می‌شناختندش. نقش داشتن او در فاجعه‌ای در افغانستان در سال ۲۰۱۵ بود که خبرنگاری از «نیویورک تایمز» را واداشت با سرپیچی از خواستِ سازمان «سیا»، نام او را علنی کند.
«مایکل دِآندریا»«Michael D’Andrea»، یکی از کلیدی‌ترین نیروهای سازمان سیا در دو دهه اخیر که نیویورک تایمز امروز گزارش داد به مدیریت میز ایران سازمان سیا منصوب شده است.این سازمان البته انتصاب‌های این چنینی را علنی نمی‌کند اما این روزنامه خبر را به نقل از مقامات کنونی و سابق دستگاه‌های اطلاعاتی امریکا منتشر کرده است.

دآندریا از آن شخصیت‌هایی است که انگار از سریال‌های تلویزیونی مثل «میهن» (Homeland) بیرون آمده است. او 9 سال تمام ریاست مرکز ضدتروریسم سازمان سیا را بر عهده داشت در حالی که کم تر کسی در سمتی به این طاقت‌فرسایی این همه مدت دوام می‌آورد. مهم ترین اقدامش در این مقام، ایفای نقش در پیدا کردن و کشتن «اسامه بن لادن» و البته کشتن هزاران تروریست اسلام‌گرا در حملات پهپادی است.

معروف است که در مقر سیا، در «لنگلیِ» ایالت ویرجینیا گوشه‌ای نشسته است و تصمیماتی می‌گیرد که بر جان هزاران نفر تاثیر می‌گذارد. همیشه سیگاری بر لب دارد و اغلب تسبیحی به دست. این امریکایی متولد شهری کوچک در ایالت ویرجینیا، همسری مسلمان دارد و خود نیز به اسلام گرویده است. در اتاق کارش تختخوابی هست و خیلی مواقع اصلا رنگ خانه‌اش را هم نمی‌بیند. همکارانش می‌گویند انرژی بی‌پایانی دارد، همکاری با او سخت است و وقتی دنبال کاری می‌افتد، تا به نتیجه نرسد، توقف نمی کند.

حالا انتصاب او به میز ایران سازمان سیا شاخک‌های بسیاری را حساس کرده است. نیویورک تایمز نوشته است: «این اولین نشانه عمده است که دولت ترامپ می‌خواهد موضعی سرسختانه نسبت به ایران بگیرد.»

این بخشی از تغییرات سازمان سیا تحت مدیریت «مایک پامپیو»«Mike Pompeo»، نماینده سابق کنگره ایالات متحده و از دست راستی‌های حزب‌جمهوری‌خواه است. مرکز ضدتروریسم این سازمان هم رییس جدیدی پیدا کرده است که می‌خواهد اقدامات نظامی آن افزایش پیدا کند. کم کم رنگ سازمان سیای تحت رهبری ترامپ دارد معلوم می‌شود.

ایران یکی از دشوارترین کشورها برای فعالیت سازمان سیا است. امریکا در ایران سفارتی ندارد و خبری از پوشش دیپلماتیک در آن نیست. ضمن آن که جمهوری اسلامی سال‌ها است مقابله با جاسوسی امریکا را از اهداف اصلی خودش تعیین کرده است.

ترامپ در زمان کارزار انتخاباتی خود، ایران را «دولت تروریستی شماره یک» نامید و بارها وعده داد توافق هسته‌ای را لغو کند؛ کاری که البته در عمل انجام نداد اما نشانه‌هایی از اتخاذ موضع سخت نسبت به ایران از سوی دولت ترامپ به چشم می‌خورد؛ مثلا «رکس تیلرسون»، وزیر خارجه امریکا «برجام» را شکست‌خورده می داند و بسیاری از افرادی که ترامپ به شورای امنیت ملی منصوب کرده است، مواضع افراطی علیه ایران دارند.

یک دیپلمات سابق امریکایی که بدون افشای نامش با «ایران‎وایر» صحبت کرد، گفت: «خیلی از این چهره‌های جدید دولت ترامپ هدف مشخصی دارند و آن سرنگونی جمهوری اسلامی از طریق سازمان سیا است؛ به همین سادگی.»

به گزارش نیویورک تایمز، «ارزا کوهن واتنیک»، مدیر ارشد اطلاعاتی شورای امنیت ملی که رابط اصلی کاخ سفید با سازمان‌های اطلاعاتی هم چون سیا است، به سایر مقامات دولت گفته است که می‌خواهد دقیقا همین کار را انجام دهد: «استفاده از جاسوس‌های امریکایی برای سرنگونی دولت ایران.»

سپهبد «مک‌مستر» که مشاور امنیت ملی ترامپ است، در سال‌های اول جنگ عراق، فرمانده پیاده‌نظام بود و همیشه از نقش ماموران جمهوری اسلامی در کمک به گروه‌های عراقی که درگیر جنگ با امریکایی‌ها بودند، گفته است. «درک هاروی»، مدیر ارشد خاورمیانه در شورای امنیت ملی امریکا هم جزو چهره‌هایی به حساب می‌آید که مواضع تندی نسبت به ایران دارند.

پامپیو پیش از آن ‌که رییس سازمان سیا شود، نماینده منطقه جنوبی-مرکزی ایالت کانزاس در مجلس نمایندگان بود. او در دوران مذاکرات هسته‌ای با ایران، از سرسخت‌ترین مخالفان برجام در کنگره به شمار می رفت. دو ماه پیش از انتخابات ریاست جمهوری امریکا بود که مقاله‌ای در مجله «فارین پالیسی» نوشت و گفت امریکا نباید بگذارد بازرگانی بین‌المللی با ایران رونق بگیرد.

در ماه ژانویه که مجلس سنا داشت انتصاب پامپیو به ریاست سازمان سیا را به رای می‌گذاشت، او وعده داد اگر هم برجام پابرجا بماند، او به شدت مواظب اعمال جمهوری اسلامی خواهد بود تا از پیروی آن از این توافق کسب اطمینان کند. پامپیو گفت: «ایرانی‌ها دروغ‌گوهای حرفه‌ای هستند.»

***

دِآندریا بزرگ‌شده شمال ایالت ویرجینیا است و خانواده‌اش دو نسل است که در سازمان سیا کار می‌کنند. او از سال ۱۹۷۹ در سیا بوده است. اولین ماموریت خارجی‌ وی در آفریقا بود که جزو عرصه‌های دشوار است. در یکی از همین ماموریت‌های خارجی با همسر مسلمانش آشنا شد‌ و پس از ازدواج با او، به دین اسلام گروید. در دنیای پس از ۱۱ سپتامبر او سمت‌های مهمی مثل ریاست ایستگاه سیا در قاهره و بغداد را برعهده داشته و شاید بیش از هر چهره دیگری، در تضعیف القاعده نقش داشته است.

«امیر تاریکی» چهره‌ای عمومی نیست و قاعدتا دیدگاه‌هایش در مورد ایران شناخته‌شده نیستند. وظیفه او عملیاتی است و نه سیاست‌گذاری. اما در واشنگتن معروف است که می گویند:«انتخاب پرسنل، گویاترین گواه جهت سیاست‌ است.»
انتخاب فردی مثل دآندریا احتمالا خبر از تشدید فعالیت‌های سازمان سیا در مورد ایران می‌دهد.

دآندریا در شکل دادن به برنامه دستگیری و بازجویی در پی حملات ۱۱ سپتامبر که شامل شکنجه بود و در گزارش مجلس سنا در سال ۲۰۱۴ محکوم شد که هم غیرانسانی بوده و هم غیرموثر، نقش داشت. اوایل سال ۲۰۰۶ او رییس مرکز ضدتروریسمِ سیا شد و 9 سال در این سمت باقی ماند. وظیفه اصلی وی، تعقیب نیروهای سازمان‌های اسلام‌گرا در سراسر دنیا و کشتار آن‌ها بود.
یکی از مهم‌ترین طعمه‌های دآندریا، «عماد مغنیه» بود؛ رییس عملیات بین‌الملی «حزب‌الله» لبنان. در سال ۲۰۰۸ سیا در همکاری با دولت اسراییل، با بمبی ماشینی مغنیه را هنگام پیاده‌روی به سوی خانه‌اش در دمشق کشت. در عین حال، وقتی باراک اوباما سیاست استفاده از پهپاد برای کشتار رهبران تروریستی در افغانستان و پاکستان را اتخاذ کرد، دِآندریا به یکی از عاملان اصلی او بدل شد.

اما هویت دِآندریا را وقتی رسانه‌ها افشا کردند که نقش وی در چند اشتباه بزرگ معلوم شد؛ وقتی یکی از همکاران سازمان سیا جاسوسِ «القاعده» از کاردرآمد و با انفجار خود در پایگاهی امریکایی در افغانستان، هفت مامور سازمان را کشت. این مرگ‎بارترین حمله علیه ماموران سازمان سیا در بیش از ربع قرن بود.

آن‌چه خشم مخالفان آیت‌الله مایک را بیش تر برانگیخت اما در ژانویه ۲۰۱۵ رخ داد؛‌حمله‌ای پهپادی به یکی از پایگاه‌های القاعده در پاکستان باعث کشته شدن دو گروگانی شد که سیا از وجودشان خبر نداشت؛«وارن واینشتاین»، مددکار و مشاور اقتصادی امریکایی و «جیووانی لو پورتو»، شهروند ۳۷ ساله ایتالیایی.

دِآندریا اما حالا بازگشته است و باید دید این بار مامور اجرای چه سیاست‌هایی می‌شود.

No responses yet

Jun 04 2017

خبر ‘دیدار خصوصی’ ابراهیم رئیسی و آیت الله خامنه‌ای

نوشته: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

:بی‌بی‌سی حسین باستانی

رئیسی و خامنه ای
حامیان ابراهیم رئیسی، کماکان مشکلی با گره زدن وضعیت سیاسی او به رهبر ندارند. حتی اگر معنی آن، اقداماتی در حد خبرکردن رسانه ها از “دیدار خصوصی” آقای رئیسی با آیت الله خامنه ای باشد

ستاد انتخاباتی ابراهیم رئیسی اطلاعیه ای را در اختیار خبرگزاری های ایران گذاشته که حکایت دارد: “به دنبال انتشار مطالبی در خصوص دیدار حجت الاسلام سید ابراهیم رئیسی با رهبر معظم انقلاب اسلامی در برخی شبکه‌های اجتماعی، به اطلاع می رساند، این دیدار خصوصی بوده و رهبر معظم انقلاب اسلامی از حضور و تلاش‌های حجت‌الاسلام رئیسی در انتخابات ریاست جمهوری تقدیر کردند.”

در ادامه اطلاعیه آمده: “سایر اخبار منتشر شده از محتوای این دیدار، مخدوش، فاقد اعتبار و غیرقابل استناد است.”

واقعیت این است که پیش از انتشار این اطلاعیه، رد قابل تشخیصی از خبر ملاقات آقای رئیسی و آیت الله خامنه‌ای در فضای رسانه ای ایران موجود نیست. توضیح ستاد ابراهیم رئیسی در مورد دیدار اما، طبیعتا بازتاب گسترده ای در رسانه های ایران داشته است. توضیحی که لُبِّ کلامش این است که آقای رئیسی با آیت الله خامنه ای “دیدار خصوصی” داشته و در جریان آن، مورد “تقدیر” قرار گرفته است.

چنین بیانیه ای، قاعدتا باید برای تصحیح “سایر اخبار منتشر شده” در مورد محتوای دیدار ابراهیم رئیسی با رهبر جمهوری اسلامی صادر شده باشد. هرچند مخاطبان بیانیه، نوعا چیزی در مورد آن دیدار نمی دانسته اند که نیاز به تصحیح اطلاعاتشان باشد.

در نتیجه، انگار صادرکنندگان بیانیه، بی میل نبوده اند که با استفاده از آنچه می گویند در حساب‌های شخصی تعدادی از کاربران فضای مجازی منتشر شده، در مورد دیدار خصوصی کاندیدای اصلی اصولگرایان با رهبر اطلاع‌رسانی کنند.

پیش از این هم، برخی اطلاع رسانی های دیگر در ارتباط با دیدارهای خصوصی آقای رئیسی و آیت الله خامنه ای نیاز به توضیح پیدا کرده بود.

مثلا در نیمه فروردین، حسینعلی حاجی‌دلیگانی از نمایندگان حامی ابراهیم رئیسی در مجلس، بدون ذکر نام رهبر جمهوری اسلامی ایران گفت که وی از آقای رئیسی خواسته تا در رقابت های انتخاباتی ۱۳۹۶ حضور داشته باشد. او تعریف کرد چون آقای رئیسی تازه حکم تولیت آستان قدس را از رهبری گرفته تردید داشته که کاندیدا بشود یا نه: “استمزاج [نظرخواهی] کردند که آیا اجازه می‌دهید من اعلام رسمی‌ کنم که نمی‌آیم، اما این اجازه را به ایشان ندادند.”

آقای حاجی دلیگانی البته بعد از خبرساز شدن نقل قول خود گفت از حرف هایش بد برداشت شده است.

رئیسی و خامنه ای فارغ از اینکه گمانه زنی های مطرح در مورد آینده سیاسی ابراهیم رئیسی تا چه حد ریشه در واقعیت داشتند، وی و حامیانش، فعالانه به این برداشت دامن زدند. نتیجه چنین وضعیتی این شد که پس انتخابات و در سطح افکار عمومی، شکست انتخاباتی آقای رئیسی – به درست یا غلط- اهمیتی بسیار فراتر از شکست “هر” کاندیدای اصولگرای دیگری پیدا کرددر یک نگاه کلی تر، ابراهیم رئیسی و حامیانش از پیش از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶ – و اساسا از زمان انتصاب وی به سمت تولیت آستان قدس در اسفند ۱۳۹۴- به گونه ای رفتار کردند که تصور نوعی نزدیکی “ویژه” میان این سیاستمدار اصولگرا و رهبر جمهوری اسلامی ایران تقویت شد.

خود آقای رئیسی در این میان تا به آنجا پیش رفت که به مشابهت سازی های ظاهرا معنی دار با رفتارهای آیت الله خامنه ای در جلوی دوربین پرداخت. در همین راستا بود که انتشار صحنه های مکرر از “دیدارهای مردمی” ابراهیم رئیسی، به حضور پذیرفتن رسانه ای مقام های حکومتی -تا حد نشاندن فرماندهان ارشد سپاه پیش پای خود روی زمین- یا حتی تقلید ظاهر و پوشش رهبر جمهوری اسلامی، همه و همه در سطح افکار عمومی مورد توجه قرار گرفت.

وجود چنین فضایی در یک سال گذشته، حتی در میان برخی ناظران به این گمانه زنی منجر شد که شاید متولی آستان قدس برای خود -و چه بسا با حمایت رهبری- آینده ای مشابه با آیت الله خامنه ای را متصوراست.

فارغ از اینکه برداشت فوق تا چه حد ریشه در واقعیت داشت، ابراهیم رئیسی و حامیانش، فعالانه به این برداشت دامن زدند. این فضا تا به آنجا گسترش یافت که حتی وقتی متولی آستان قدس اعلام کاندیداتوری کرد، بسیاری از ناظران این تصمیم را در تناسب با تاثیر احتمالی آن بر آینده رهبری نظام جمهوری اسلام ایران مورد بررسی قرار دادند و دستاورد انتخاباتی آقای رئیسی را، به معنی کامیابی یا ناکامی شخص آیت الله خامنه ای دانستند.

نتیجه این شد که پس انتخابات و در سطح افکار عمومی، شکست انتخاباتی ابراهیم رئیسی – به درست یا غلط- اهمیتی بسیار فراتر از شکست “هر” کاندیدای اصولگرای دیگری پیدا کرد.

اکنون احتمالا بخش مهمی از افکار عمومی در ایران، شکست انتخاباتی آقای رئیسی را اتفاقی بسیار فراتر از شکست مثلا سعید جلیلی یا محمدباقر قالیباف در سال ۱۳۹۲ می دانند و بخش مهمی از این فرایند، نتیجه تلاش های ابراهیم رئیسی و حامیانش در گره زدن وی به آیت الله خامنه ای بوده است. تلاشی که البته، رفتار جانبدارانه رهبر جمهوری اسلامی ایران و نهادهای زیرنظرش در جریان مبارزات انتخاباتی هم، به تقویت آن دامن زده.

اینکه آینده سیاسی متولی آستان قدس، بعد از انتخاباتی با این ویژگی ها چه خواهد بود، موضوعی است که فعلا برای قضاوت در مورد آن اطلاعات کافی وجود ندارد.

اما به نظر می رسد که حامیان ابراهیم رئیسی، کماکان مشکلی با گره زدن وضعیت سیاسی او به رهبر جمهوری اسلامی ایران ندارند.

حتی اگر معنی آن، اقداماتی در حد خبرکردن رسانه ها از “دیدار خصوصی” آقای رئیسی با آیت الله خامنه ای باشد. آن هم به بهانه تصحیح خبری که مخاطبان، نمی دانند چیست.

No responses yet

Jun 03 2017

جسد بچه‌هایمان را تحویل ندادند، می‌خواهند گورشان را خراب کنند

نوشته: در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: «بچه‌های ما را در گورهای دسته جمعی دفن کردند؛ یک کانال کنده و همه را کنار هم دفن کرده و روی کانال را با سیمان پوشانده بودند. بعد از مدتی هر کس اسم عزیزش را روی یک تکه سنگ مرمر نوشت و گذاشت تا نشانی مزار را گم نکند.»

این روایت پر از هق هق گریه یک مادر است؛ مادری که فرزندش را در جریان اعدام های دهه ۶۰ از دست داده است و اکنون در قبرستانی در اطراف اهواز دنبال نشانه های برجای مانده از جگرگوشه اش می گردد.

گورهای جمعی اهواز در یک تکه زمین بایر در سه کیلومتری شرق گورستان «بهشت آباد» واقع شده است: «قبلا آن زمین نخلستان بود که تبدیل به بیابان شده بود. از بهشت آباد که بیرون می آمدی، یک جاده خاکی و متروکه بود که خانواده ‌ها با ماشین خودشان را به آن‌جا می‌رساندند. اعدامی‌های سال‌های 61 و 62 اول در آن جا دفن شدند تا رسید به سال 67 و اعدامی‌های 67 را هم همان جا دفن کردند.»

او خاطره‌ای از یکی از مادرهای داغ‎دار شنیده که با گذشت 29 سال از آن روزها هنوز در یادش مانده است: «یکی از مادرها که یکی از فرزندانش را سال 61 از دست داده بود و به مزار بچه‌اش سر می‌زد، در تیرماه 67 متوجه کندن این کانال که الان قبر دسته جمعی بچه‌ها است، شده بود. او یک بار حین برگشتن از مزار فرزندش متوجه شده بود ماشین آب پاشی آن جا ایستاده است و چیزهایی داخل کانال ریخته می‌شود اما فاصله زیاد بوده و او متوجه نبوده چه کاری در حال انجام است. بعدها همان مادر متوجه شد قبر فرزند دیگرش آن جا است.»

نوروز امسال که خانواده‌ها سر مزار عزیزان شان می‌رفتند، می بینند اطراف قبرها پر از نخاله‌های ساختمانی شده است: «حجم عظیمی از خاک روی گورهای جمعی ریخته شد به طوری که سطح مسطح قبلی تبدیل به یک تپه کوچک شده است. انگار یک پروژه ساختمانی در حال اجرا است که در صورت تکمیل شدن سازه، روی تعدادی از قبرها قرار می‌گیرد و تعداد دیگری از قبرها هم روی کناره جاده قرار می‌گیرند و از بین می‌روند.»

یک کارگر ساختمانی در اواخر اردیبشهت ماه به اعضای خانواده‌ها که به محل گورهای جمعی رفته بودند، گفته قرار است جاده‌ای که از کنار گورهای جمعی می‌گذرد را تا نزدیکی آن‌ها تعریض کنند و در مرحله بعدی، گورهای سیمان‌شده به منظور ایجاد فضای سبز یا احداث یک مجتمع تجاری ویران خواهند شد. این موضوع نگرانی خانواده‌های اعدام شدگان را بیش تر کرده است. یکی از آن‌ها می‌گوید: «جسد عزیزان‎مان را که تحویل ندادند، اجازه برگزاری مراسم هم ندادند، دل‎مان به همین سنگ‌های کوچک و اسم‌ها خوش است، این را هم می‌خواهند از ما بگیرند.»

آن‌ها صدای خودشان را به سازمان‌های حقوق بشری رسانده‌اند. «سازمان عفو بین الملل» و سازمان غیردولتی «عدالت برای ایران» در اطلاعیه‌ای مشترک نسبت به تخریب این قبرها هشدار داده‌اند. «شادی صدر»، مدیر سازمان عدالت برای ایران می‌گوید: «طی سالیان گذشته مقامات درد و رنج غیرقابل تحملی را به خانواده‌های قربانیان اعدام‌های فراقضایی سال ۱۳۶۷ تحمیل کرده‌اند. آن‌ها خانواده‌ها را از حق دفن محترمانه عزیزان‌شان محروم و آن‌ها را مجبور کرده‌اند که برای بازدید از مزار عزیزان‌شان از میان تپه‌های زباله‌ها عبور کنند. حالا هم قصد دارند آرامگاه قربانیان را نابود و خاطره‌ آن‌ها از تاریخ محو کنند.»

در این اطلاعیه تاکید شده است گورهای ‌جمعی، صحنه‌ جرم‌ به حساب می‌آیند و برای حفظ آن ها نیاز است که متخصصان جرم‌شناسی به کار گرفته شوند تا حفاری‌های لازم را انجام داده و از حفظ آثار جرم و شناسایی دقیق پیکرها اطمینان حاصل کنند. مقامات ایران با تخریب محل گورهای جمعی، شواهد مهمی را از بین می‌برند که یک روز می‌توانند برای روشن شدن تعداد و هویت کسانی که به‌دست حکومت کشته شدند، استفاده شوند.

«مگدلانا مغربی»، معاون بخش خاورمیانه و آفریقای عفو بین الملل هم می‌گوید: «مقامات ایران به جای تلاش برای محوکردن یاد کشته‌‌شدگان و جلوگیری از اجرای عدالت، باید از گورهای جمعی مربوط به کشتار سال ۱۳۶۷ حفاظت و مراقبت کنند تا روزی که انجام تحقیقات مستقل و موثر ممکن شود. خانواده‌ها حق دارند بدانند بر سر عزیزان‌شان چه آمده است و آن ها را به طور محترمانه دفن کنند.»

خانواده‌های قربانیان اعدام‌های 67 تحت فشارهای شدید امنیتی هستند. یکی از آن‌ها می‌گوید: «مدام تهدید می‌شویم. می گویند چرا به مزار عزیزان‎تان سر می‌زنید و چرا با آن هایی که خارج از ایران هستند، تماس دارید؟ ما به سختی می‌توانیم از وضعیتی که برای قبرهای بچه‌ها پیش آمده، اطلاع رسانی کنیم. لااقل شما حرف دل ما را بزنید. این قبرها برای ما عزیز هستند؛ خیلی عزیز.»

No responses yet

Jun 03 2017

انفجار در کابل

نوشته: در بخش: تروریزم,خاورمیانه

No responses yet

« Prev - Next »