اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for August, 2017

Aug 03 2017

جلال ایجادی: روند دینی شدن انسان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

گویانیوز: در جامعه، دیندار شدن اتفاقی نیست، بلکه نتیجه عملکرد انواع و اقسام عوامل ذهنی و روانی و تربیتی و روانشناسانه و جامعه شناسانه و نتیجه یک تاریخ اجتماعی است. یک فرزند وقتی در خانواده‌ای دینی متولد شد، دارای احوال و عواطف مذهبی می‌شود و سپس احساس دینی او توسط عوامل ذهنی و عینی و اجتماعی پرداخته می‌شود و این امر در مرحله بعدی، در مدرسه و محیط تدارک بیشتر می‌بیند. این سوژه اجتماعی در ابعاد اجتماعی و فضای عمومی به فرد مذهبی تبدیل می‌گردد و خود می‌تواند فعالانه عمل کرده و اعتقاد دینی‌اش را مستحکم نموده و پایه ایدئولوژیکی‌اش را تنظیم نماید. بطور عموم فرزند در خانواده یهودی، یهودی می‌شود و در خانواده مسلمان، مسلمان می‌شود. ادیان، با میراث خانوادگی از یک امتیاز بزرگ برخوردار هستند زیرا از آنجا که امر «مقدس» تلقی می‌گردند با تمام قوای روانی و عاطفی به فرزندان انتقال پیدا میکنند. بقول کارل گوستاو یونگ، روانکاو سوئیسی، شعور انسان از ناخودآگاه انسان رشد می‌کند و در این ناخودآگاه تمامی حالات و احساسات شکل می‌گیرند. افزون برآن بگفته رنه ژیرار، جامعه شناس فرانسوی، فرد در یک روند «میمیک» یا تکرار ناخودآگاه و مکانیکی عادت رفتاری قرار می‌گیرد. فرد هنجار اجتماعی و فرهنگی و دینی را تکرار می‌کند و اجتماع دوری و نزدیکی هنجار را کنترل می‌کند یا مورد تنبیه و انظباط قرار می‌دهد. رفتارهای ارزشی و اجتماعی مانند احترام به قران، صلوات فرستادن، نمازخواندن، روزه گرفتن، اشک ریختن برای حسین، آداب مقدس، عمل گناه آمیز و غیره از همان لحظه اول وارد زندگی و ذهنیت می‌شود. در این روند، ذهنیت نقاد عمل نمی‌کند بلکه جذب بشکل «میمیک» و غیرآگاهانه انجام می‌شود.

برپایه این گفته فرد مسلمان شیعه از همان ابتدا با ناخودآگاه خود در این فضا شکل می‌گیرد و انسان به انسان دینی تبدیل می‌شود. فرد در یک فضای فرهنگی و سمبولیک، با کدها و قواعد خاصی، متولد شده و از همان ابتدا مورد پرداخت شخصیتی قرار می‌گیرد. در فقدان افکار و باورهای گوناگون، ذهنیت بطرز یکجانبه رشد کرده و در زیر سلطه دگماتیسم، هر گونه قدرت انتقادی را از دست داده و خمیرمایه خود را با دین همآغوش می‌کند. در خانواده مسلمان هنگامیکه فرزند متولد می‌شود اولین اقدام در گوش نوزاد دعا و آیه قرآنی می‌خوانند و اذان می‌گویند و اینگونه آداب و رسوم و تربیت و عادات، تا پایان عمر ادامه دارد. هنگامیکه کسی می‌میرد و در لحظه‌ای که پیکر به زیر خاک می‌رود، برایش دعا می‌خوانند و در درون گور برایش اشهد می‌خوانند. جسم و روان فرد در سراسر عمر، توسط دین و عوامل دینی، ساخته می‌شوند و شکل می‌گیرند و هویت دار می‌گردند. این توتالیتاریسم تربیتی ایدئولوژیکی دینی، انسان را از هر نوع مقاومت فکری و روانی تهی کرده و تمام عنصر دین را به امری کاملن طبیعی و همیشگی و عادی و ابدی تبدیل می‌کند.

ماکس وبر می‌گوید انسان دین را می‌پذیرد زیرا دین برای او معنابخش است. حال پیش از آنکه این «انتخاب ماکس وبری» صورت گیرد و روند پذیریش آگاهانه در ذهن انسان عمل کند، ناخودآگاه انسان با تمام قدرت در حال جذب کردن سمبولها و پیام‌های اجتماعی و روانی و تاریخی است. در جامعه روند روانشناسانه و روانکاوانه و قدسی گرایی و احساسی و هیجانی در تاثیرپذیری دینی با قدرت بی مانندی عمل می‌کند و روند و انتخاب آگاهانه نقشی فرعی دارد. انسان محصول روند ایدئولوژیکی و خانوادگی و دینی و فرهنگی و احساسی ویژه ایی است که پیش از تولدش در جامعه جاری است. توده دین را انتخاب نمی‌کند بلکه تسلط دینی و فضای دینی، انسانها را در خود فرومی برد. در چنین شرایطی فرد دینی و توده معتقد، به یک واقعیت اجتماعی تبدیل می‌گردد. کلودلوی استروس، جامعه شناس فرانسوی، میگوید دین خود یک «توهم» نیست. بزبان دیگر از نظر این جامعه شناس دین یک توهم آبستره نیست، بلکه دین خود از موهومات سرشار است ولی خود دارای یک واقعیت اجتماعی و مادی می‌باشد. در طول تاریخ انسان دین را می‌آفریند ولی در این مسیر دین به آدم سازی می‌پردازد.
ماشین ایدئولوژی دینی

بنابراین دین اسلام با جبر روانی و فرهنگی خود، با بار عظیم موهومات و خرافات و افسانه‌ها و احکام خود بر ذهن تحمیل می‌شود. قرآن دین اسلام هیچگونه پرورش خودمختارانه و چندگرایی را نمی‌پذیرد و تنها ملاک، قبول تعبدی دین و روح عبادت و اظهار بندگی است. در سوره بقره می‌آید که در موضوع خدا جای بحث و جدال نیست (آیه ۱۳۹) و بارها تاکید می‌شود که انسان مطیع و تسلیم خداست. قدسی گرایی و خرافه گرایی و دگماتیسم مسلمانان بصورت قطعی و محکم عمل کرده و فرد را از هرگونه نرمش و انعطاف فکری دور می‌کند. ابعاد عظیم جمود فکری در جهان اسلام و تروریسم و سلفی گری شیعه و سنی و عقب ماندگی فرهنگی و اجتماعی، نتیجه همین روند روانی و تعبدی است. اسلام به رشد فردیت مدرن و رشد آزادانه فکر نمی‌انجامد بلکه برعکس به خاطر تعبدگرایی و جزمگرایی، فراهم کننده سقوط روانی و فکری انسان است.

در تاریخ ایران عنصر دین ساختار پرور بوده است. تهاجم عرب و تسلط دین استعماری اسلام هویت ایرانی را مسخ نمود. دستگاه‌های صفوی و قاجار و دوران دوم پهلوی و جمهوری اسلامی، با همکاری تنگاتنگ دستگاه روحانیت و تمامی نخبگان ریز و درشت و عمامه دار و فکلی و همچنین محیط خانوادگی و مدرسه و مکتب، اغلب ایرانیان را مسلمان و شیعه نمودند. سموم خرافی دستگاه دینی و دستگاه ایدئولوژیک دولتی و سنت روحانیت در تمامی اجزای ذهن و جامعه رخنه کرده و ذهنیت خردسال و بزرگ سال را مدام مورد تهاجم تبلیغاتی دینی قرار می‌دهند. تبلیغ ایدئولوژی قداست یعنی تبلیغ فکرنکردن، خط اصلی در جامعه است. ذهنی که تنبل است و حس کنجکاوی را از دست داده، ذهنی و روانی که تقدیرگرا گشته و توانایی واکنش به بدی و تجاوز را از دست داده، نمی‌تواند مقاومت کند و مستقل باشد و انتقاد گر باشد. بعلاوه استبداد و آدمکشی و هجوم‌های متعدد تاریخی و اجتماعی، اراده فردی را درهم شکسته و زمان و قدرت فکرکردن نمی‌دهد. تجاوز عرب و مغول و دیگران و ماشین دین سازی صفویه و آسیب دیدگی روان ایرانی، شیعه گری را غلبه داد.

دین اسلام فطری نیست بلکه محصول تجاوز و خشونت ایدئولوژیک و محصول فلج نمودن تفکر است. از جمله عوامل خشونت، حوزه‌های روحانیت و مدارس دینی و دستگاه شبکه‌ای آخوندها هستند. از دیر باز حوزه‌های قم و تهران، مدارس دینی و آموزشی و تبلیغی، نهادهای برگزاری مراسم عاشورا و ماه رمضان، نظام خطبه‌های دینی و رساله‌های آخوندها و مجلس روضه خوانی آخوند، تولیدگران دین شده و میلیونها مغز را به گیرنده‌های رسم و عادت و پیام دینی خود تبدیل نمودند. چهره و شخصیت جامعه ایران بمرور تغییر یافت.

البته قرآن و نهج البلاغه، تنها مرجع نیست. بخصوص برای شیعه و تمایل آن برای جدا کردن خود از اسلام سنی، انبوهی آثار وجود دارد که جریان شیعه را بعنوان یک جریان دینی و سیاسی مستقل معنا می‌بخشد و توجه می‌دهد. ویژگی این آثار نه در کیفیت فکر و ارزش تاریخی، بلکه در اسطوره سازی‌ها و موهومات و روایاتی است که به خاندان بنی هاشم و دستگاه ایدئولوژیک شیعه گری متصل شده‌اند و نقش آنها بازتولید وابستگی روانی و احساسی و شهید پرستی و مرگ ستایی است. جعل‌های شگفت انگیز دین سازی و امام سازی و کورذهنی در فقه شیعه به اوج می‌رسد. این کتاب‌ها کدامند؟

«کتب اربعه» چهار کتاب حدیثی شیعه است که توسط «عالمان متاخر» جمع آوری شده است: «الکافی» از یعقوب کلینی، «تهذیب الاحکام» و «الاستبصارفیما اختلف من الاخبار» از شیخ طوسی، «من لایحضره الفقیه» از شیخ صدوق. این مجموعه بزرگ با ۴۱۲۶۳ روایت و احادیث غیر تاریخی و غیر علمی، انبوه روایاتی را تشکیل داده که طی قرون در اسلام بوجود آمده است. باید افزود که این «کتب اربعه» با مجموعه «جوامع ثانویه»، قرن دهم و یازدهم، دربرگیرنده «الوافی» از محمد حسین فیض کاشانی، «وسائل الشیعه فی تحصیل مسائل الشریعه» از شیخ حرعاملی، «بحارالانوار» و «حلیه المتقین» از محمد باقر ابن محمد تقی مجلسی، می‌باشد. بر این لیست باید «نهج البلاغه»، خطبه‌های منسوب به علی ابن ابی طالب که در قرن چهارم هجری توسط سیدرضی تهیه شده، «صحیفه سجادیه» حاوی دعاهای زین العابدین علی بن الحسین، «مفاتیح الجنان» شامل دعاها و مناجات و زیارات پیامبر و امامان از شیخ عباس قمی و «صحیفه مهدیه» حاوی دعاهای منسوب به حجت بن الحسن امام دوازدهم، و غیره را اضافه نمود. در لیست کتابهای مرجع شیعه باید کتابهای زیر را نیز گنجاند: کتاب فقه کاشف الغطاء از شـیـخ جـعـفر کاشف الغطا، کتاب مصادر الجتهاد از سید محمود هادی غضنفری خوانساری، کتاب‌های متعدد سید هاشم بحرانی و از جمله «البرهان فی تفسیر القران»، کتاب «التبیان فی تفسیر القران» از شیخ طوسی، کتاب «المیزان فی تفسیر القران» از سید محمد حسین طباطبائی. حال به همه این کتاب‌ها، مجموعه آثار و رسالات عملیه فقها مانند: آیت الله بروجردى، خوئی، میرزای نائینی، محقق اصفهانی، حکیم، شیخ کاظم شیرازی، شیخ عبد الکریم حائری، سید محمد صادق روحانی، گلپایگانی، خامنه‌ای، روح الله خمینی، سیستانی، فاضل لنکرانی، لطف الله صافی، محمد تقی بهجت، وحید خراسانی، منتظری، و دیگران را بیافزائید.

نقش این کتاب‌ها چیست و کدام ارزش فکری از آنها استخراج می‌شود؟ این کتابها مروج فلسفه و راسیونالیسم فکری نیستند، این کتابها پایه هنر و معماری و دانش نیستند، این کتابهای فاقد جنبه علمی و تاریخی هستند. این کتابها گاه جنبه عرفانی و «تئوزوفی» دارند ولی یک مجموعه زیان آور را تشکیل می‌دهند. نقش این کتاب‌ها ایجاد مردم مقلد و تولید کورذهنی، ایجاد رفتار اطاعت، بردگی و مسخ ذهنی است. نقش این کتابها ایجاد تسلیم در برابر الله و نفی خرد و اندیشه انتقادی و آزادی انسان است. نقش این کتابها تشویق به جنایت است زیرا بازتولید مکرر و پردامنه تبعیض، حس برتری ایدئولوژیک دینی، سلطه تعبد دینی بر روان، انسان را به بدی و شرارت نزدیک می‌کند و کشتار کافر و مشرک و مرتد و منافق و محارب با خدا و تجاوز به زنان را، عادی و مقدس و الهی می‌کند. میراث شیعه گری جز خرافه پرستی و جعل و دین سازی چیز دیگری نیست.

ماشین دینی کردن انسان با مکانیسم‌های پیچیده ایدئولوژیک عمل کرده و شخصیت فرد را به زیر سلطه درمی آورد. فضای دینی و رازآمیز خانواده و جامعه و مجموعه نهادهای ایدئولوژیک و دولتی در جامعه از فرد موجودی مطیع دین میسازد. روشن است که در جامعه بسته و مستبد و در فقدان اندیشه گری و انتقاد، تاثیر این فضای ایدئولوژیکی منکوب کننده تر است.
گسست از اسلام

اسلام عامل انحطاط است زیرا این دین در برابر خرد و فلسفه و درک انتقادی همیشه ایستاده است. قرآن فاقد عنصر علمی و نوآوری و خلاقیت فرهنگی و تمدنی است. نتیجه مهم اسلام رشد تعبد و دگماتیسم و فکرنکردن بوده است و آنجا که بزرگانی در قلمرو اسلامی به فکرکردن پرداختند، مورد تکفیر و بی اعتنایی قرار گرفتند. شکاکیت خیام و ناباوری رازی، آنها را در برابر اسلام مقاوم ساخت. تمام بزرگانی مانند ابوعلی سینا و فارابی و ابن رشد و نیز حافظ و مولوی باعتبار خلاقیت شخصی و شناخت و تلاش خود و محیط خانوادگی یا اجتماعی خود، درخشیدند. این بزرگان در فضا و دنیای اسلامی بزرگ شدند و به مکتب رفتند، ولی کسب دانش و روحیه شخصی اشان، آنها را به نفی جزمیت اسلامی کشاند و آنها را وادار ساخت تا عنصر فکر و تخیل و فلسفه را وارد بینش خود نموده و زایش جدیدی را فراهم سازند. روشن است که فکر آنان گسست از اسلام نیست ولی دارای عنصر تفکر و تخیل و شهامت است. دیوان حافظ و مثنوی مولانا از قرآن نمی‌آید، ازشیعه گری الهام نیافته است بلکه نتیجه نوآوری انسانی و تاریخ است. ابن رشد و ابوعلی سینا و فارابی از فلسفه یونانی وام گرفته‌اند و در دنیای بسته اسلام، جزمیات حاکم را سست می‌کنند و به این خاطر است که آنها در پی پیوند زدن ایمان و عقل هستند.

دین مسلط و فرهنگ دینی پیوسته در برابر اندیشه سد آفریده و تخیل را مرعوب میکند. در این فضای دینی ایدئولوژیک تنگ و خفقانی، روان جستجوگر این بزرگان به حرکت درآمده و به تولید می‌پردازد. تمام نفرت دستگاه روحانیت و تازیانه تکفیر آنها علیه این اندیشمندان بی سبب نیست. ایدئولوژی قرآنی و اسلامی در پی حاکمیت مطلق ایمان است حال آنکه بینش این اندیشمندان بدون نفی دین، در پی هموار نمودن رشد عنصر عقل است. البته کار این متفکران تلاش در انطباق دادن فلسفه به دین است و این تلاش نمی‌توانست راه گشا باشد زیرا دین، عنصر فکری را منهدم می‌کند و این دو پدیده به یک حقیقت نمی‌رسند. فشار دین و روحانیت و سنت مذهبی و استبداد سیاسی یک مجموعه سنگین سرکوب را ایجاد نموده و در چارچوب این خفقان، کار فکری مستقل دشوار یا ناممکن است.

دوران ما، دوران خردگرایی، دوران نقد مدرنیته بر پایه اومانیسم، دوران نقد سلفی گری و تاریک اندیشی، دوران اکولوژِی و جهان دیجیتالی و فروریزی ارزشهای آرکائیک اجتماعی است. دوران ما، دوران جامعه سیالیت‌های روانی و اجتماعی و فرهنگی است. دوران ما، دوران آزادی از هر قیدوبند دینی پدرسالارانه و اعتلای روحیه شادی و موسیقی و مناسبات خانوادگی و جنسی غیر دینی است. دوران ما، دوران آزادی زن و حقوق بشر و نقد خدا و مذهب است. این دوران در تناقض آشکار با قواعد جامعه قبیله‌ای و خشونت بار و تبعیض گرای اسلامی و در تناقض با قصاص و احکام دینی و شریعت اسلامی است. آلترناتیو پیشنهادی نواندیش دینی الگوی اسلامی بشیوه دیگر است. این آلترناتیو تکرار سقوط ماست. دوران ما می‌طلبد که تفکر کانت و خردگرایی و نظریه داروین و فیزیک نیوتن و انیشتن و علم ژنتیک و نورولوژی و تجربه‌های علمی انسان شناسی و تئوری‌های جامعه شناسانه و تاریخ شناسی و تکنولوژی انترنتی و پارادایمهای اکولوژیکی، راهنمای ما باشد و از خرافه گرایی شیعه بپرهیزیم، ولی نواندیشان دینی ما را به تجربه مجدد اسلام و قدسی گری شیعه فرامی خوانند و تاریک اندیشی فقه شیعه و آیات قرآنی را در دستور کار جامعه قرار می‌دهند. آنچه برای جامعه ایران حیاتی است گسست از دین اسلام است ولی نواندیشان مانند آیت الله‌ها ما را به ماندن در اسلام تشویق می‌کنند.
نواندیشان دینی، مانع آزادی فکری

در دوران معاصر کار نواندیشان دینی در همین زمینه چگونه قابل ارزیابی است؟ آل احمد جامعه را بسوی اسلام و علیه غرب و مدرنیته بسیج کرد. علی شریعتی ایدئولوژی تهییجی شیعه گری را بر بخشی از جامعه مسلط کرد. عبدالکریم سروش، از فلسفه حرف زد ولی در اساس افکار ضد علمی را گسترش داد و اعلام کرد که قرآن خواب و رویای محمد بوده و به این ترتیب او علیه تمام تحقیقات علمی هرمنوتیک در باره قرآن شورید.مجتهدشبستری اعلام کرد که حقوق بشر را باید به شیعه افزود تا اسلام مدرن شود. اینگونه فعالیت فکری اعتقادی نواندیشان در همان مدار دین و فقه نفس می‌کشد و به پرسش‌های فلسفی و مدرنیته اعتنایی ندارد. پیشنهادهایی مانند الگوی خلافت اسلامی، ایدئولوژی شیعه، عرفانگرایی و افزودن عناصری از تجربه غرب به شیعه گری، بمعنای درجا زدن ما در اسلام است. حال آنکه مسئله مرکزی ما بیرون آمدن از حالت ازخودبیگانگی و مسخ شدگی کنونی ماست. اسلام عامل سقوط تاریخی و فرهنگی است و در تناقض با خردگرایی و فلسفه گرایی است. این بن بست یک کار تاریخی ضروری را در برابر ما می‌نهد. این کار می‌طلبد تا نقد همه جانبه از دین و تمامی پراتیک‌ها و رفتارها و سنت‌ها و تربیت‌های دینی صورت گیرد. جامعه ما باید خود را وارد روند انتقاد از دین کند. دانشگاهیان باید به کار علمی و آکادمیک پژوهشی تاریخ دین دست زنند و اندیشمندان لائیک و ناباور باید شجاعانه تولید فکری کنند و در عرصه‌های گوناگون بنویسند. روشن است که دنیای روشنفکری متنوع و باز است و بنابراین همه دارای یک مشغولیت فکری نیستند. ولی تاکید من در اینجاست که یکی از عرصه‌های اساسی، کار فکری نقادانه در بررسی دین و فرهنگ دینی و کنش‌های رفتاری دینی و خرافی در جامعه و نزد نخبگان، می‌باشد. حال نواندیشان دینی در کنار روحانیت حاکم، جامعه را با دین و برای دین مهار می‌زنند. این نواندیشان دینی با برخی شیوه‌های حکومتی یا احکام فقهی اختلاف نظر دارند ولی توافق اصلی آنها با روحانیون نظام، در باره دین و قرآن و فقه شیعه و امامزاده‌ها و رساله‌های مراجع و حفظ اصول و سنت‌های مذهبی، پابرجاست.

تاریخ و تمدن ما دارای پستی و بلندی‌های فراوان بوده‌اند. تمدن یک روند پیچیده و متضاد می‌باشد و عناصر سازنده آن موجب رشد و عناصر پست آن منجر به خاموشی و فروکشی می‌شود. هر تمدنی از پویایی خود و از محیط پیرامونی خود تاثیر پذیر است. تاریخ ما در تمدن کهن، با رفتار و کردار زشت درگیر نیز بوده است. با اسلام فروتر افتادیم. ما دارای دین خوئی بودیم، ولی با اسلام زخم روان ما عمیق شد و ما برای خدمت به دشمنان استعماری خود، ذهن خود را به قرآن سامی و انبوه فقه شیعه بنی هاشم و ایدئولوژی امامان معصوم و رساله آخوندی، واگذار نمودیم. ما از خودبیگانه شدیم و قدرت خلاقه مستقل خود را بمیزان زیادی مضمحل ساختیم. خودسانسوری و تنبلی فکری و همزیستی ارگانیک با ایدئولوژی شیعه، مانند سرطانی ما را از درون متلاشی کرد. هر زمان که نویسنده ایی مانند صادق هدایت و علی دشتی و عبدالحسین زرین کوب، در نقد و تحلیل دین اسلام حرفی گفتند و تحلیلی ارائه نمودند، با کارزار خصمانه و بدبینی و انگ «ناسیونالیسم»، مواجه شدند. آن زمان که هجوم اسلام و منافع بنی هاشم و خرافات شیعه، به رویداد «با برکت» تبدیل شد، ما هوش و هویت فکری مستقلانه و فرهنگی ویژه خویش را از دست دادیم، به دشمنان فرهنگی خود عادت کردیم و از خودبیگانه شدیم. ما طی حوادث تاریخی و زیر سلطه ایدئولوژی اسلامی و خفقان و آدمکشی مستبدان بالا و پائین، مسخ شدیم و بدی به خوبی تبدیل شد و زشت به مقدس ارتقا یافت. جامعه در خدمت اسلام قرار گرفت و شاه و شیخ و نواندیش دینی هریک بسهم خود، ما را در ایدئولوژی اسلامی به بند کشاندند.
بیرون آمدن از تاریکی

ما می‌خواهیم در دنیای امروز زندگی کنیم و خود را برای فردا آماده تر سازیم. ما می‌خواهیم با پارادایم‌های عصر کنونی مشغول باشیم. حال آنکه نواندیش دینی و روزنامه نگاران شیفته آنان، ما را به عقب میراند و ما را مجبور می‌کند تا با موضع‌ها و پرسش‌ها و فضای دینی آنها خو کنیم و روان خود را انطباق دهیم. این تناقض تنها میان روند نوگرایی جامعه و نواندیشان دینی نیست. این تناقض را ما می‌توانیم میان روند نوگرایی جامعه از یکسو و از سوی دیگر بخش مهمی از چپ گرایان و دمکراتها و جمهوری خواهان و سلطنتی‌ها و ملی گرایان و روشنفکران دین خو و اسلاموفیل، نیز مشاهده کنیم. بسیاری از این نیروها بیشتر با نواندیشان و حافظان شریعت همساز می‌باشند. این همسویی عمیق و ساختاری است.ذهنیت دین خود تمامی نیروهای سیاسی و اجتماعی را دربرگرفته است. منافع سیاسی کوتاه مدت آنها، به محافظه کاری روشنفکری و روانپریشی تهییجی منجر شده است. آنها به ایدئولوژی دینی حاکم تمکین کرده و در برابر نقد رادیکال از دین و موهومات اللهی و امامیه قرار می‌گیرند. البته این نیروها خود را «رئالیست و واقع بین» معرفی کرده و هرگونه انتقاد از دین را ذهنیگری و آنارشیستی و چپ روانه ارزیابی میکنند.

پرسش اینجاست که «رئالیسم» یعنی چه؟ اگر ما رئالیسم را واکنشی در برابر احساسگرایی تلقی کنیم و آنرا تلاشی برای رویکرد به واقعیت داده‌ها ارزیابی کنیم، امر مفیدی است. بنابراین واقعیت ستمگری، خرافه گرایی، عقب ماندگی ذهنی جامعه، عادات و رسوم کهنه گرا و خردستیز، از جانب ما بمثابه یک واقعیت نفی نمی‌شود. هر چند رئالیسم بعنوان تنها ملاک حقیقت جویی کافی نیست، ولی بعنوان یک روش جستجو می‌تواند بکار گرفته شود. در ارتباط با درک دین خویان باید مطرح ساخت که اختلاف بر سر رد واقعیت نیست. تمام مطلب در اینستکه در برخورد به واقعیت چه باید کرد. نظر ما برآنست که واقعیت موجود، مقدس نیست و برعکس این واقعیت باید مورد بررسی علمی و نقد آشکار گیرد. در برابر واقعیت اسلام و تمام رفتارهای ناشی از آن، بر پایه ارزشهای نقد روشنفکری، باید مبارزه فکری توسعه یابد. ما هم می‌گوئیم به واقعیت‌ها باید توجه کرد و این واقعیت ناهنجار خرافه و موهومات جامعه را باید مورد بررسی نقادانه قرار داد. کرنش در مقابل واقعیت خرافه و ایدئولوژی خشونت بار و تبعیضگرای قرآنی و شیعه، بمعنای فراموش کردن اصل روشنفکری است. یکی از ویژگی‌های برجسته روشنفکری باید نقد علمی باشد و هیچ امر مقدسی وجود ندارد که مانع این نقد بشود. هر گونه قدرت دینی و سیاسی و اقتصادی، پیوسته باید مورد انتقاد باشد زیرا عدم انتقاد جز گندیدگی و سقوط معنای دیگری ندارد.

بدین ترتیب درمی یابیم که دین اسلام و شیعه گری نه تنها توسط دستگاه روحانیت و قدرت سیاسی حفاظت می‌شود بلکه تمام نیروی فکری و روانی و احساسی نواندیشان دینی در این عرصه بسیج شده است و نکته آخر اینکه تمامی این مجموعه ایدئولوژیکی و روانی و احساسی، توسط بخش وسیعی از نیروهای سیاسی و روشنفکری غیر دینی اسلاموفیل، مورد حمایت عاطفی و روانی و ایدئولوژیکی قرار میگیرد. ریشه مشترک تمامی این جبهه حکومتی و غیر حکومتی، دینی و غیر دینی، همان ایدئولوژی قدسی، همان ایدئولوژی توتالیتر است که نقد را نمی‌پذیرد.

نواندیشان دینی تفسیری دیگر از اسلام ارائه می‌دهند. ولی خواست ما بیرون رفتن از پارادایم اسلامی است، ما نمی‌خواهیم در درون مقولات اسلامی و قرآنی نفس بکشیم و نیروی فکری خود را در این چارچوب بکار گیریم. چهارده قرن در درون این فضا ساخته شده‌ایم. دینداران سرنوشت ما را پیوسته در همین فضا تفسیر و بازهم تفسیر می‌کنند. حال آنکه ما نیازمند یک گسست قطعی هستیم. آیت الله محمد رضا نکوم نام و حجت الااسلام مجتهدشبستری از ضرورت مدرن شدن اسلام می‌گویند و برآنند که حوزه‌ها باید شکل علمی پیدا کنند. آقای سروش به نقد فقه تمایل دارد و محمد را پیامبر و قرآن را رویای محمد و عرفان را دورنمای سعادت ما می‌داند. سقف خواست و نیاز ما، سقف بینش نواندیشان دینی نباید باشد. جامعه ایران از بینش اسلامی باید خارج باشد و بدون رجوع به قرآن و اسلام، باید به فلسفه و دانش روی آورد. تا زمانیکه ذهنیت و سوبژکتیویته ما در این بینش دینی غوطه ور هستند و زندگی را در دین می‌بینند، از سکولاریسم فکری دور هستیم. نواندیشان خواهان انسان مدرن نیستند آنها «انسان تازه در امت» را می‌پسندند. انسان مدرن از دین، منشا هستی اجتماعی نمی‌سازد، بلکه هستی اجتماعی و بودن فکری را در تاریخ و در حرکت فکری خودمختار و توانایی هوش و خرد انسان می‌بیند. نواندیشان مخالف این روند هستی گرای خودمختار می‌باشند. آنها همیشه زندگی را به منشا دینی و فقهی نزول می‌دهند و شایستگی و والایی انسان را به سقوط می‌کشانند.

جلال ایجادی
جامعه شناس دانشگاه پاریس

No responses yet

Aug 03 2017

پروژه بازداشت مصلحتی «فاضل لاریجانی» کلید خورد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

آمدنیوز: یک منبع مطلع از کلید خوردن پروژه بازداشت مصلحتی فاضل لاریجانی برادر رؤسای دو قوه‌ی قضائیه و مقننه از بیم افشاگری های محمود احمدی‌نژاد و تیمش خبر داد.

یک منبع مطلع به‌ «آمدنیوز»گفت: روز شنبه ۷مردادماه سال‌جاری در جلسه‌ای که در آن چندتن از فرماندهان ارشد سپاه به همراه رؤسای مجلس و قوه‌ی‌قضائیه و غلامحسین محسنی اژه‌ای معاون اول قوه‌قضائیه حضور داشتند، حاضران به اتفاق آراء تصمیم گرفتند تا برای جلوگیری از افشاگری‌های بیشتر محمود احمدی‌نژاد و همکارانش پس از بازداشت حمید بقایی، به‌صورت مصلحتی برادر کوچک لاریجانی‌ها یعنی فاضل لاریجانی بازداشت شود تا با استفاده از فضای به‌دست آمده از این بازداشت، حرکت‌های بعدی رئیس جمهور پیشین و همراهانش، بی‌اثر شود.

نگرانی از افشاگری رئیس جمهوری پیشین جمهوری اسلامی و همراهانش از زمانی چهره تهدیدآمیزی به‌خود گرفت که حمید بقایی پس از آزادی به قید وثیقه درمیان دوستداران خود و احمدی‌نژاد به‌شدت به معاون اول قوه قضائیه حمله کرد و نشانی‌هایی از افشاگری داد. او حتی در گفته‌های خود از سرنگونی نظام حاکم بر ایران سخن گفت.

همچنین اسفندیار رحیم مشایی در یک فایل ویدیویی که اخیرا منتشر شده به مردم قول داده که در ماه‌های آینده دوره عزت مردم و ذلت دغلکاران فرا خواهد رسید. او نیز در این سخنرانی مستقیما به محسنی‌اژه‌ای‌ حمله کرد.

بحث درباره فساد مالی فاضل لاریجانی از زمانی آغاز شد که احمدی نژاد فیلمی را از او به مجلس برد و برای نمایندگان پخش کرد که صدای واضحی نداشت و رئیس‌جمهور ناگزیر متن پیاده شده آنرا از رو خواند. در این فایل ویدئویی فاضل لاریجانی از سعید مرتضوی می‌خواهد واسطه او با تاجری شود که اسمش در فیلم واضح نیست. او در این گفت‌وگو به دنبال آن است که مرتضوی ترتیبی بدهد تا تاجر موصوف وی را مباشر خود قلمداد کند.

فاضل تاکید می کند که با استفاده از نفوذ خود بر برادرانش در قوه قضائیه و مقننه می تواند مشکلات و موانع حقوقی، اجرایی و قضائی تجارت فرد مورد نظر را حل کند و کارش را پیش ببرد و در ازای آن به وضوح مبالغ متنابهی پول (۱۵۰۰۰ دلار در ماه) و امکاناتی اعم از دفتر کار و آپارتمان یا ویلایی در تهران یا شمال برای شروع کار در اختیار او قرار بگیرد.

پروژه بازداشت مصلحتی فاضل لاریجانی درحالی کلید خورده است که رئیس قوه قضائیه احتمال دسترسی احمدی‌نژاد و همکارانش به اسناد بیشتری از فساد مالی و اقتصادی آنها را داده است و با توجه به مشکلات محمود احمدی نژاد با برادران لاریجانی و رفتارهای تهیدآمیز بقایی و رحیم‌مشایی بیم آن می‌رود که در روزهای آتی رئیس سابق قوه مجریه و همکارانش بخشی از این اسناد را منتشر کنند.

گفته می‌شود همین موضوع باعث شده‌است تا دادستان استان تهران و معاون وی سخنان حمید بقایی پس از آزادی‌اش از زندان را مستمسکی برای پرونده‌سازی‌های جدید برای معاون سابق رئیس جمهور سازد.

No responses yet

Aug 03 2017

آمریکا خواهان اقدام شورای امنیت در قبال آزمایش موشک‌ ماهواره‌بر سیمرغ ایران شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,برجام

بی‌بی‌سی: ایران پایگاه فضایی امام خمینی را با پرتاب ماهواره‌بر سیمرغ افتتاح کرد

آمریکا، آلمان، بریتانیا و فرانسه در نامه‌ای به شورای امنیت سازمان ملل آزمایش موشک ماهواره‌بر سیمرغ در ایران را “تهدیدآمیز و تحریک‌آمیز” خوانده و آن را “ناسازگار” با قطعنامه شورای امنیت در تایید توافق هسته‌ای دانسته‌اند.

در این نامه آمده است که اگر موشک سیمرغ در قالب موشکی بالستیک طرح‌ریزی شود، بُرد و ظرفیت لازم برای حمل کلاهک هسته‌ای را خواهد داشت.

ایران پیش از این ناسازگاری آزمایش سیمرغ را با قطعنامه سازمان ملل رد کرده و گفته است که این ماهواره، با قابلیت قرار دادن ماهواره‌ها در مدار ۵۰۰ کیلومتری زمین، برای به فضا فرستادن ماهواره‌های مخابراتی، هواشناسی و امثال آن ساخته شده است.

قطعنامه شورای امنیت در تایید توافق هسته‌ای از ایران می‌خواهد “از فعالیت‌های مرتبط با موشک‌هایی اجتناب کند که با قابلیت حمل سلاح هسته‌ای طراحی شده‌اند، از جمله پرتاب‌هایی که از فناوری موشک‌های بالستیک استفاده می‌کنند.”

آمریکا، آلمان، بریتانیا و فرانسه در نامه‌شان به شورای امنیت از ایران خواسته‌اند که فورا همه فعالیت‌های مرتبط با موشک‌های بالستیک با قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای را متوقف کند.

نیکی هیلی، نماینده آمریکا در سازمان ملل، به نمایندگی از آمریکا و سه قدرت اروپایی این نامه را امضا کرده است.

در این نامه آمده است که وقتی ایران تعهدات بین‌المللی خود را نقض می‌کند، جامعه جهانی باید “پیامی روشن” به آن بدهد.

چهار قدرت جهانی از آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، خواسته‌اند که گزارشی جامع درباره فعالیت‌های موشکی ایران، از جمله برنامه‌های فضایی این کشور تهیه کند.

No responses yet

Aug 02 2017

وقتی آینده تهران به حراج گذاشته می‌شود!/ بازار گرم فروش “تراکم سیار” در روزهای پایانی مدیریت قالیباف

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی

عصرایران: در حالی که معاون قالیباف در شورای شهر فریاد می‌زند، کسی که می‌گوید شهرداری ٦٠هزار میلیارد تومان بدهی دارد سند ارائه کند، کارشناسان شورای پنجم در حال بازیابی اطلاعاتی مبنی بر رقم واقعی میزان شهر فروشی به‌وسیله مدیریت فعلی شهر تهران هستند.

به گزارش اقتصاد آنلاین، سال‌هاست سیستمی برای تسویه بدهی های شهرداری تهران با پیمانکاران باب شده که به آن “تراکم سیار” یا “تراکم شناور” می‌گویند!

در این سیستم، شهرداری به جای پرداخت بدهی‌های خود به پیمانکاران، به آنها برگه‌های هولوگرام دار می‌دهد که صاحب آن می‌تواند در هر نقطه‌ای از تهران به میزان مشخص شده از تراکم برخوردار شده و ساخت و ساز کند.

پیمانکاران برای اینکه زودتر به پول خود برسند، هولوگرام را بیست، سی درصد پایین‌تر از ارزش واقعی به دیگران می‌فروشند و به همین دلیل، بسیاری از سازنده‌ها ترجیح می‌دهند به جای گرفتن مجوز تراکم از مجرای اصلی یعنی شهرداری‌های مناطق، از پیمانکاران “هولوگرام” خریداری کنند.

این شیوه تهاتر که انسان را به یاد مبادله پایاپای انسان‌های اولیه و معاوضه کالا با کالا در جوامع نخستین می‌اندازد، روشی غیرقانونی و از ابداعات شهرداری تهران است که آن را می توان به عنوان اختراع منحصر به فرد مدیریت شهری به ثبت رساند.

به گفته مجید فراهانی، منتخب شورای پنجم، تراکم هولوگرام در واقع برگه‌ای است که دارنده آن در آینده اگر ساختمانی را بسازد بتواند براساس ارزش هولوگرام خریداری شده، اختیار داشته باشد که بر ساختمان خود تراکم سوار کند و دیگر پولی به شهرداری نپردازد.

او با اشاره به اینکه شهرداری به‌وسیله سازمان املاک شهرداری و استفاده از 7شرکت هولوگرامی این اقدام را انجام داده است، می‌گوید: این روش در واقع نوعی «پیش فروش» کردن شهر است، به این معنی که درآمدی که شهرداری در آینده باید به آن دست پیدا کند، زودتر به دست شهرداری رسیده است.

منتخب شورای پنجم با بیان اینکه میزان فروش «تراکم سیار» در طی سال‌های اخیر بسیار زیاد بوده است، اضافه می‌کند: 70درصد درآمد شهرداری تهران از محل فروش تراکم و صدور پروانه‌های ساختمانی تامین می‌شود و با توجه به رکودی که طی سال‌های اخیر گریبان‌گیر ساختمان‌سازی شده، درآمدها به شدت کاهش پیدا کرده است.

این کارشناس شهری با اشاره به اینکه شورای پنجم و شهردار شانزدهم با دو مسئله بسیار مهم روبرو هستند، ادامه می‌دهد: اولین مسئله رکود ساختمان‌سازی است که خودبه خود درآمدهای شهرداری را به شدت کاهش می‌دهد و مسئله دوم هم این است که حتی اگر بخواهد درآمدی ایجاد شود، قبلا به فروش رفته و هولوگرام آن صادر شده است.

به گفته فراهانی واقعیت این است که هم واگذاری “تراکم سیار” و هم خرید و فروش آن در بازار، تحلف است و عملاً “پیش‌فروش” کردن فضا و هوای شهر محسوب می‌شود. سازنده ساختمان قطعا تمایل دارد تا تراکم را از بازار سیاه خریداری کند تا بخواهد به شهرداری پول بیش‌تری را بپردازد و عملا شهرداری تهران نمی‌تواند روی 70درصد درآمد خود حسابی باز کند.

او اضافه می‌کند: در حال حاضر میزان بدهی شهرداری یک چهارم درآمد او است، به‌طوریکه بدهی شهرداری 25هزار میلیارد تومان و پروژه‌های نیمه تمام هم 40هزار میلیارد تومان، که در حدود یک چهارم آن صورت وضعیت شده است اما میزان درآمد فعلی شهرداری تهران در صورت تحقق تمام منابع درآمدی‌اش 18هزار میلیارد تومان است که این یعنی شهردار شانزدهم با معضل بدهی شهرداری فعلی روبرو خواهد بود.

فراهانی با بیان اینکه شهرداری آینده در باتلاق فروش هولوگرامی شهر خواهد افتاد، تاکید می‌کند: در دوماه اخیر گزارشات متعددی از شرکت‌های کارگزاری درباره گرمی بازار فروش تراکم هولوگرامی با وجود سردی بازار مسکن در طی سال جاری داشتیم که بسیاری از افرادها و ارگان‌ها خواستار خرید کارت‌های خیلی سنگین «تراکم سیار» با تخفیف 50درصدی بوده‌اند.

منتخب شورای پنجم با تاکید بر اینکه با این اقدام بدهی شهرداری فعلی به شهردار آینده انتقال داده می‌شود که به‌شدت در روند کار شهردار آینده تاثیر گذار خواهد بود، اضافه می‌کند: شورای پنجم در اولین اقدام خود به جمع کردن مبلغ کل فروش «تراکم سیار» می‌پردازد تا گزارش آن به مردم داده شود.

فراهانی با بیان اینکه در شهریور ماه همایشی درباره «راه‌های تامین منابع درآمد پایدار» با میزبانی شورای پنجم و حضور متخصصان برگزار خواهد شد، می‌گوید: شورای پنجم اساسا در این فکر است که با منتفی شدن فروش تراکم در شهر، به دنبال منابع درآمدی پایدار برای شهر باشد و این سازمان غیر دولتی را به سمت استفاده از راه‌های تامین بودجه شهرداری‌های دنیا سوق دهد تا اصلا نیازی به فروش تراکم نباشد.

No responses yet

Aug 02 2017

سپاه از مسیرهای تازه‌ برای انتقال سلاح به حوثی‌ها استفاده می‌کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سپاه,سیاسی

رادیوفردا: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از مسیرهای دریایی تازه‌ای در خلیج فارس برای انتقال سلاح و مهمات به شورشیان حوثی در یمن استفاده می‌کند.

خبرگزاری رویترز روز سه‌شنبه ۱۰ مرداد در یک گزارش اختصاصی به نقل از منابع ایرانی و غربی نوشت که سپاه پاسداران در شش ماه گذشته از طریق آب‌های آزاد بین کویت و ایران برای حمل تسلیحات به حوثی‌ها استفاده کرده است. رفت‌وآمد از این آب‌ها خطر مواجهه با کشتی‌های بین‌المللی در حال گشت‌زنی بین خلیج عمان و دریای عرب را به دنبال دارد.

این خبرگزاری می‌افزاید: این طور به نظر می‌رسد که نیروهای سپاه با استفاده از این مسیرهای تازه، مهمات را به کشتی‌های کوچک‌تری در مناطقی از خلیج عمان که خطر مواجهه آنها با نیروهای امنیتی کمتر است، منتقل می‌کنند. این نقل‌وانتقال در آب‌های کویت و نزدیک به خطوط حمل‌ونقل بین‌‌المللی صورت می‌گیرد.

رویترز به نقل از یکی از مقامات ایرانی می‌گوید: «قطعات موشکی، سکوهای پرتاب و همین طور مواد مخدر از طریق آب‌های کویت به یمن قاچاق می‌شوند. از این راه‌ها برای انتقال پول نقد هم استفاده می‌شود».

به گفته این مقام ایرانی که نامش فاش نشده است، «آنچه که به تازگی- به طور دقیق در شش ماه گذشته- به یمن قاچاق شده است، قطعات موشکی است که در یمن تولید نمی‌شود». از پول نقد و مواد مخدر برای تامین هزینه‌های حوثی‌ها استفاده می‌شود.

حوثی‌ها گروهی از شورشيان يمنی هستند که سال ۲۰۰۴ که يمن تحت حاکميت عبدالله صالح قرار داشت عليه او و وابستگی رژيم يمن به ايالات متحده شورش کردند. برخلاف اکثريت سنی يمن، حوثی‌ها متعلق به شاخه زيدی‌های شيعه هستند.

جنگ داخلی در یمن از سال ۲۰۱۵ بالا گرفته است و حوثی‌ها با سرنگون کردن حکومت عبدربه منصور هادی، رییس‌جمهوری یمن، کنترل صنعا، پایتخت، و بسیاری از نقاط دیگر این کشور را در دست گرفته‌اند.

عربستان سعودی که از متحدین دولت منصور هادی است به پشتیبانی از وی وارد جنگ با حوثی‌ها شده است.

تجهیزات نظامی

به گزارش خبرگزاری رویترز، تلاش‌ نیروهای امنیتی برای جلوگیری از قاچاق سلاح به نیروهای متخاصم در یمن نتیجه چندانی نداشته‌ است. بازرسان مستقل سازمان ملل متحد که تحریم‌های اعمال شده علیه یمن را زیر نظر دارند، در یک گزارش محرمانه به شورای امنیت گفته‌اند که به بررسی راه‌های قاچاق اسلحه به این کشور ادامه خواهند داد.

در این گزارش آمده است که نیروهای امارات متحده عربی در یک‌سال گذشته ۱۱ بار مورد حمله نیروهای حوثی قرار گرفته‌‌اند. این حملات با پهپاد که حامل مواد منفجره بوده‌اند صورت گرفته است. گزارش یاد شده می‌افزاید «با آنکه رسانه‌های طرفدار حوثی‌ها اعلام کرده‌اند که وزارت دفاع یمن قادر به ساخت این پهپادهاست، اما در حقیقت قطعات این هواپیماهای بدون سرنشین حامل مواد منفجره از جایی خارج از یمن وارد این کشور می‌شود».

با توجه به اینکه بالاخره مهمات و تجهیزات نیروهای حوثی تمام خواهد شد، یا آنها باید به مبارزه خود خاتمه بخشند یا اینکه مهمات نظامی را از جایی خارج از این کشور تامین کنند.

مقام های ایران حمایت از حوثی‌ها را سیاسی و دیپلماتیک توصیف میکنند و کمک‌های نظامی به آنها را رد میکنند.

مسیر امن

یکی دیگر از مقامات ایرانی- که نامش توسط رویترز منتشر نشده است- می‌گوید: «اندازه این فعالیت‌که من نامش را تجارت نمی‌گذارم- خیلی بزرگ نیست. اما این مسیر امن است».

به گفته این مقام ایرانی، برای این «فعالیت»ها از بندرهای کوچک‌تر در ایران استفاده می‌شود چرا که استفاده از بندرهای اصلی ممکن است باعث جلب توجه شود. این مقام ایرانی در پاسخ به این سوال که آیا سپاه پاسداران در این فعالیت‌ها دخالتی دارد می‌گوید: «هیچ فعالیتی در خلیج فارس بدون دخالت سپاه صورت نمی‌گیرد».

این فعالیت‌ها شامل مقدار زیادی سرمایه و همین طور انتقال تجهیزات به گروه‌هایی است که ایران از آنها پشتیبانی می‌کند تا از آنها در جنگ علیه دشمنان‌شان استفاده کنند.

سپاه پاسداران مهمترین قدرت نظامی و امنیتی ایران در داخل و خارج از این کشور است که از روش‌های پیشرفته نظامی و جاسوسی و همین طور نیروی نظامی تربیت شده برای پیشبرد اهداف حکومت ایران در منطقه خاورمیانه استفاده می‌کند.

No responses yet

Aug 01 2017

شاهنامه: نامه رستم فرخزاد به برادرش

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,سیاسی

  
یکی نامه سوی برادر به درد       نبشت و سخنها همه ياد کرد
نخست آفرين کرد بر کردگار       کزو ديد نيک و بد روزگار
دگر گفت کز گردش آسمان       پژوهنده مردم شود بد گمان
گنه کار تر در زمانه منم       از ايرا گرفتار آهرمنم
که اين خانه از پادشاهی تهيست       نه هنگام فيروزی و فرهيست
ز چارم همی بنگرد آفتاب       کزين جنگ ما را بد آيد شتاب
ز بهرام و زهره است ما را گزند       نشايد گذشتن ز چرخ بلند
همان تير و کيوان برابر شدست       عطارد به برج دو پيکر شدست
چنين است و کاری بزرگ است پيش       همی سير گردد دل از جان خويش
همه بودنی ها ببينم همی       وز او خامشی برگزينم همی
بر ايرانيان زار و گريان شدم       ز ساسانيان نيز بريان شدم
دريغ آن سر تاج و آن تخت و داد       دريغ آن بزرگی و فر و نژاد
که زين پس شکست آيد از تازيان       ستاره نگردد مگر بر زیان
برين سال چار صد بگذرد       کزين تخم گيتی کسی نسپرد
از ايشان فرستاده آمد بمن       سخن رفت هرگونه بر انجمن
که از قادسی تا لب رودبار       زمين را ببخشيم با شهريار
و از آنسو يکی بر کشايند راه       به شهری کجا هست بازارگاه
بدان تا خريم و فروشيم چيز       از آن پس فزونی بجوئيم نيز
پذيريم ما ساو و باژ گران       نجوئيم ديهيم کند آوران
شهنشاه را نيز فرمان بريم       گر از ما بخواهد گروگان بريم
چنين است گفتار کردار نيست       جز از گردش کژ پرگار نيست
برين نيز جنگی بود هر زمان       که کشته شود صد هژبر دمان
بزرگان که با من بجنگ اندراند       به گفتار ايشان همی ننگرند
چو می روی طبری و چون ارمنی       بجنگ اند با کيش اهريمنی
چو کلبوی سوری و اين مهتران       که گوپال دارند و گرز گران
همی سرفرازند که ايشان که اند       به ايران و مازندران بر چه اند
اگر مرز و راهست اگر نيک و بد       بگرز و شمشير بايد ستد
بکوشيم و مردی بکار آوريم       بر ايشان جهان تنگ و تار آوريم
نداند کسی راز گردان سپهر       که جز گونه گشتست بر ما بمهر
چو نامه بخوانی خرد را مران       بپرداز و بر ساز با مهتران
همه گرد کن خواسته هر چه هست       پرستنده و جامهای نشست
همی تا آذرآبادگان       به جای بزرگان و آزادگان
هميدون گله هر چه داری ز اسپ       ببر سوی گنجور آذرگشسب
ز زابلستان هم ز ايران سپاه       هر آنکس که آيند زنهار خواه
بدار و بپوش و بيارای مهر       نگه کن بدين گرد گردان سپهر
کز و شادمانيم وز با نهيب       زمانی فراز و زمانی نشيب
سخن هر چه گفتم به مادر بگوی       نبيند همانا مرا نيز روی
دردوش ده از ما و بسيار پند       بده تا نباشد بگيتی نژند
ور از من بد آگاهی آرد کسی       مباش اندر اين کار غمگين بسی
چنان دان که اندر سرای سپج       کسی که نهد گنج با دست و رنج
هميشه به يزدان پرستی گرای       بپرداز دل زين سپنجی سرای
که آمد به تنگ اندرون روزگار       نه بيند مرا زين سپس شهريار
تو با هرکه از دوده ما بود       اگر پير اگر مرد برنا بود
همه پيش يزدان نيايش کنيد       شب تيره او را ستايش کنيد
بکوشيد و بخشنده باشيد       نيز ز خوردن به فردا ممانيد چيز
که من با سپاهی به سختی درم       به رنج و غم و شور بختی درم
رهايی نيابم سرانجام از اين       خوشا باد نوشين ايران زمين
چو گيتی بود تنگ بر شهريار       تو گنج و تن و جان گرامی مدار
کزين تخمه نامدار ارجمند       نماند جز شهريار بلند
بکوشش مکن هيچ سستی بکار       به گيتی جز او نيست پروردگار
ز ساسانيان يادگار او است و بس       کزين پس نبيند از اين تخمه کس
دريغ اين سر تاج و اين مهر و داد       که خواهد شدن تخم شاهی به باد
تو پيروز باش و جهاندار باش       ز بهر تن شه بتيمار باش
گر او را بد آيد تو شو پيش اوی       به شمشير بسپار پرخاشجوی
چو با تخت منبر برابر شود       همه نام بوبکر و عمر شود
تبه گردد اين رنجهای دراز       شود ناسزا شاه گردن فراز
نه تخت و نه ديهيم بينی نه شهر       ز اختر همه تازيان راست بهر
چو روز اندر آيد بروز دراز       نشيب درازاست پيش فراز
بپوشند از ايشان گروهی سپاه       ز ديبا نهند از بر سر کلاه
نه تخت و نه تاج و نه زرينه کفش       نه گوهر و نه افسر و نه بر سر درفش
برنجد يکی ديگری بر خورد       بداد و ببخشش کسی ننگرد
شب آيد يکی چشم رخشان کند       نهفته کسی را خروشان کند
ستاننده روز و شب ديگريست       کمر بر ميان و کله بر سرست
ز پيمان بگردند و از راستی       گرامی شود کژی و کاستی
پياده شود مردم جنگجوی       سواری که لاف آرد و گفتگوی
کشاورز جنگی شود بی هنر       نژاد و گهر کمتر آيد ببر
ربايد همی اين از آن و آن از اين       ز نفرين ندانند باز آفرين
نهان بهتر از آشکار شود       دل شاه شان سنگ خارا شود
بد انديش گردد پسر بر پدر       پدر همچنين بر پسر چاره گر
شود بنده بی هنر شهريار       نژاد و بزرگی نيايد بکار
بگيتی کسی را نماند وفا       روان و زبانها شود پر جفا
ز ايران و از ترک و ز تازيان       نژادی پديد آيد اندر ميان
نه دهقان، نه ترک و نه تازی بود       سخنها به کردار بازی بود
همه گنجها زير دامن نهند       بميرند و کوشش به دشمن دهند
بود دانشومند و زاهد بنام       بکوشد از اين تا که آيد بدام
چنان فاش گردد غم و رنج و شور       که شادی به هنگام بهرام گور
نه جشن و نه رامش و نه کوشش نه کام       همه چاره و تنبل و ساز دام
پدر با پسر کين سيم آورد       خورش کشک و پوشش کليم آورد
زيان کسان از پی سود خويش       بجويند و دين اندر آرند پيش
نباشد بهار از زمستان پديد       نيارند هنگام رامش نبيد
چو بسيار از اين داستان بگذرد       کسی سوی آزادگان ننگرد
بريزند خون از پی خواسته       شود روزگار مهان کاسته
دل من پر از خون شد و روی زرد       دهان خشک و لبها شده لاژورد
که تا من شدم پهلوان از ميان       چنين تيره شد بخت ساسانيان
چنين بی وفا گشت گردان سپهر       دژم گشت و از ما ببريد مهر
مرا تير و پيکان آهن گذار       همی بر برهنه نيايد بکار
همان تيغ کز گردن پيل و شير       نگشتی بزخم اندر آورد سير
نبرد همی پوست بر تازيان       ز دانش زيان آمدم بر زيان
مرا کاشکی اين خرد نيستی       گر انديشه نيک و بد نيستی
بزرگان که در قادسی با منند       درشتند و بر تازيان دشمنند
گمانند کين بيش بيرون شود       ز دشمن زمين رود جيحون شود
ز راز سپهر کس آگاه نيست       ندانند کين رنج کوتاه نيست
چو برتخمه بگذرد روزگار       چو سود آيد از رنج و از کارزار
تو را ای برادر تن آباد باد       دل شاه ايران بتو شاد باد
که اين قادسی گورگاه من است       کفن جوشن و خون کلاه من است
چنين است راز سپهر بلند       تو دل را بدرد برادر مبند
دوديده ز شاه جهان بر مدار       فدا کن تن خويش در کارزار
که زود آيد اين روز اهريمنی       چو گردون گردان کند دشمنی
چو نامه به مهر اندر آورد گفت       که پيونده را آفرين باد جفت
که اين نامه نزد برادر برد       بگويد جزين هر چه اندر خورد

***
منبع

No responses yet

Aug 01 2017

امتناع برخی شرکت‌های سعودی از جابجایی ۲۶ هزار زائر ایرانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,خاورمیانه,روابط بین‌المللی,مذهب

ایسنا: اعزام اولین کاروان حجاج استان اردبیل و دومین کاروان جمهوری اسلامی ایران به سرزمین وحی‎

«برخی شرکت‌های سعودی از قبول برنامه پرواز ۲۶ هزار زائر ایرانی امتناع کرده‌اند، برای همین ما مجبوریم خودمان جابجایی این زائران را انجام دهیم که برنامه‌ریزی سنگینی نیاز دارد.»

به گزارش ایسنا، «علی عابدزاده»، رئیس سازمان هواپیمایی کشوری در مراسم بدرقه رسمی کاروان حج تمتع ۹۶ اظهار کرد: طبق توافق دو کشور قرار بود ۵۰ درصد پروازها توسط ایران‌ایر و ۵۰ درصد دیگر از سوی شرکت‌های هواپیمایی سعودی انجام شود. ولی متأسفانه در آخرین لحظات متوجه امتناع برخی شرکت‌های سعودی از برقراری پرواز ۲۶ هزار زائر ایرانی شدیم.

وی اضافه کرد: ما مجبوریم خودمان جابجایی این زائران را انجام دهیم که برنامه‌ریزی سنگینی نیاز دارد، ولی اطمینان می‌دهم همه آنها به موقع جابجا خواهند شد.

«عابدزاده» ادامه داد: از فرودگاه‌های کشور می‌خواهم با توجه به شرایط ویژه امسال، همکاری لازم را برای به حداقل رساندن کمبودها داشته باشند، چرا که موسم حج با “های‌سیزن” پروازها مواج شده است. علاوه‌بر این، امسال با مشکلات خاصی مواجه‌ایم که سال‌های گذشته کمتر بود. از جمله آن جابجایی سینوسی مسافران است که قبلاً‌ به صورت یکنواخت انجام می‌شد.

رئیس سازمان هواپیمایی کشور اضافه کرد: امسال دولت عربستان تعداد بیشتری از زائران را پذیرفته، در حالی که مجموعه فرودگاهی آن تغییر ظرفیت نداده است و این شرایط ویژه‌ای را به ما تحمیل کرده است، بنابراین اگر تأخیری قرار است در پروازها صورت گیرد، از حالا از مردم عذرخواهی می‌کنم، اما بدانند که ما حداکثر تلاش‌مان را به کار می بریم تا با امنیت پروازها انجام شود. ولی به هر حال آن طرف (عربستان)‌ در کنترل ما نیست.

همچنین فتاحی، سرپرست شهر فرودگاهی امام خمینی (ره) نیز در سخنانی گفت: فرودگاه بین‌المللی امام خمینی (ره)‌ در روز ۲۰۰ پرواز انجام می‌دهد که قرار است بیش از ۲۶ هزار نفر دیگر به ظرفیت آن اضافه شود. با این حساب تقریباً یک‌سوم از ظرفیت زائران اعزامی به حج از طریق این فرودگاه جابجا خواهند شد.

او همچنین به شرایط ویژه‌ای که در فرودگاه امام (ره) حاکم شده است اشاره کرد و افزود: برای روزهای پنجشنبه و جمعه ۱۰۳ هیات بلندپایه خارجی برای حضور در مراسم تحلیف ریاست جمهوری به ایران پرواز خواهند داشت که همزمانی آن با پروازهای حج، برنامه‌ریزی ویژه‌ای را می‌طلبد.

رحمت‌الله مه‌آبادی، مدیرعامل شرکت فرودگاه‌ها و ناوبری ایران نیز گفت:‌ در وقفه یک‌ساله پیش آمده برای حج فرصتی حاصل شد تا با حمایت دولت و شخص وزیر راه و رئیس سازمان هواپیمایی، در حوزه فرودگاهی و ناوبری حج آماده‌تر و مجهزتر نسبت به حج ۹۴ ظاهر شویم.

وی اضافه کرد: عملیات حج ۹۶ در شرایطی برگزار می‌شود که تحولات قابل توجهی در حوزه فرودگاهی و ناوبری با نوسازی و بهسازی باندها، بهسازی ترمینال‌ها، ‌نوسازی تجهیزات فرودگاهی اتفاق افتاده است.

به گفته او، تعداد زائران اعزامی به حج به نسبت سال ۹۴ حدود ۳۶ درصد و تعداد فرودگاه‌ها از ۱۹ ایستگاه به ۲۰ ایستگاه افزایش یافته است.

مه‌آبادی همچنین گفت: عملیات انتقال ۸۶ هزار زائر ایرانی که از هشتم مردادماه آغاز شده، دو ماهِ کاری طول می‌کشد و در هفته اول مهرماه پایان می‌یابد. پرواز ۱۸ هزار زائر ایرانی از شهرهای تبریز، مشهد و اهواز توسط شرکت‌های هوایی سعودی و ۶۸ هزار زائر دیگر از ۱۷ شهر ایران توسط هواپیمایی داخلی صورت می‌گیرد.

وی افزود: پرواز حامل ۲۶۹ زائر از تهران و استان‌های همجوار، ۶:۲۲ صبح امروز (دوشنبه) به مقصد مدینه تهران را ترک کرد و دومین پرواز زائران با بدرقه رسمی مقامات کشور ساعت ۱۱:۵۵ دقیقه تهران را به قصد مدینه ترک خواهد کرد.

مدیرعامل شرکت فرودگاه‌ها سپس به اجرای طرح مدیریت آسمان ایرانشهر اشاره کرد و گفت: این طرح با اصلاح مسیرهای یک‌طرفه و موازی کردن آنها، ضریب ایمنی و ظرفیت پروازها را افزایش و زمان پروازها را کاهش داده است.

مه‌آبادی اظهار کرد: پروازهای حج با پیشرفته‌ترین فلایت چک‌ها کنترل شده است.

No responses yet

Aug 01 2017

دادخواهى اعدامهاى دهه شصت را به رسميت بشناسيد!

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: اعدام مخالفان و منتقدان سیاسی نظام جمهوری اسلامی از همان سال نخست روی کار آمدن این حکومت آغاز شد

پنجاه نفر از خانواده‌های اعدام‌شدگان دهه شصت که در ایران زندگی می‌کنند، در ادامه پیگیری آن‌چه در این دهه بر عزیزان‌شان گذشت، در نامه‌ای خطاب به عاصمه جهانگیر، گزارش‌گر ویژه حقوق بشر ایران در سازمان ملل، از او خواستند تا در همکاری با گروه کاری ناپدیدشدگان قهری در شفاف‌سازی سرنوشت نامعلوم گروهی از کشته‌شدگان بکوشد. باز هم مرداد ماه رسیده است و داغی آن تابستان ۶۷ خود را به رخ می‌کشد.

اعدام مخالفان و منتقدان سیاسی نظام جمهوری اسلامی از همان سال نخست روی کار آمدن این حکومت آغاز شد. آن‌ها در دادگاه‌های چند دقیقه‌ای بدون حق دفاع از خود، محاکمه و کشته شدند. تا آن‌که در تابستان ۶۷، چند روز پس از پذیرش قطع‌‌نامه سازمان ملل مبنی بر پایان جنگ ایران و عراق، بیش از ۴۵۰۰ نفر از آن‌ها با وجودی‌که محکومیت برخی‌شان به اتمام رسیده بود، اعدام شدند و بدن‌های‌شان بدون اطلاع خانواده‌ها در گورهای دسته‌جمعی خاوران آرام گرفت. قبرستانی که هنوز هم از جانب جمهوری اسلامی مورد هجوم قرار می‌گیرد یا بر آن محدودیت‌هایی وضع می‌شود.

حالا بعد از سه دهه، همچنان خانواده‌های کشته‌شدگان از محل دفن عزیزان‌شان بی‌اطلاع هستند و مدام با تهدیدها و فشارهای امنیتی مواجه می‌شوند. فرا رسیدن تابستان در کنار پررنگ شدن وقایع دهه شصت در روزمره‌های جمهوری اسلامی، باعث شده که پنجاه نفر از آن‌ها با نام‌های واقعی‌شان دادخواستی تحویل گزارش‌گر ویژه سازمان ملل بدهند.

در بخشی از این نامه، به دادخواست‌های پیشین خانواده‌های کشته‌شدگان اشاره شده است. دادخواستی که برای اولین بار در دی ماه ۱۳۶۷ خطاب به حسن حبیبی، وزیر وقت دادگستری نوشته شده بود و خواسته‌هایی که همچنان هم بی‌پاسخ مانده؛ مثل تعداد و اسامی اعدام‌شدگان، وصیت‌نامه‌های قربانیان، محل دفن و تاریخ اعدام کلیه کشته‌شدگان و تاریخ محاکمه، مدت زمان آن و دلیل محاکمه‌های دوباره.

این خانواده‌ها به دلیل مغایرت رفتار جمهوری اسلامی با اعلامیه جهانی حقوق بشر و اصول قانون اساسی ایران، علیه مسوولان آن واقعه، اعلام جرم کرده‌اند و خواستار آن شده‌اند که عاملان آن کشتار بازداشت و در دادگاهی علنی، محاکمه شوند. امضاکنندگان همچنین خواستار موافقت جمهوری اسلامی با بازدید هیات بین‌المللی برای بررسی وضعیت زندان‌های ایران و مذاکره آن‌ها با زندانیان سیاسی و خانواده‌‌های دیگر قربانیان شده‌اند.

البته پیگیری‌های خانواده‌های اعدام‌شدگان بعد از آن دهه هم ادامه داشت. آن‌ها مشابه این دادخواست را در آذر ماه ۱۳۷۷ برای محمد خاتمی، رییس‌جمهور وقت ارسال کرده بودند. همچنین نامه‌‌ای سرگشاده خطاب به حسن روحانی نوشته شد تا «چرایی و چگونگی بازداشت‌ها و اعدام‌ها، جرایی و چگونگی محاکمات غیرعادلانه و غیرعلنی و این‌که چرا خانواده‌ها از حق دانستن محل دفن عزیز کشته شده‌ خود و نشانه‌گذاری و مراسم آزادانه و حق شکایت محروم‌اند؟» روشن شود. پیگیری‌هایی که البته هیچ پاسخی از جانب مسوولان به همراه نداشت.

منیره برادران، محققی که در دهه شصت زندانی بود و بارها مورد شکنجه قرار گرفت در گفت‌وگو با ایران‌وایر ضمن یادآوری سال‌ها پیگیری خانواده‌های اعدام‌شدگان به فشارهایی اشاره کرد که آن‌ها هنوز هم متحمل می‌شوند. به گفته او در این مدت فشارها و تهدیدها بیشتر هم شده است: «در سال‌های اخیر مساله دهه شصت بیشتر مطرح شد. حتی از جانب بخش‌هایی از حکومت که از قدرت فاصله گرفتند و از این موضوع انتقاد کردند. دهه شصت ابعاد گسترده‌تری در ذهن مردم پیدا کرد و از همین‌‌روی، فشارها هم بیشتر شد.»

در بهمن ماه ۱۳۸۷ قبرستان خاوران با بولدوزر در هم کوبیده شد تا دیگر نشانه‌هایی که خانواده‌ها بر قبر عزیزان‌شان لحاظ کرده بودند، ناپدید شود. گورستانی که البته هیچ‌وقت مشخص نشد چه کسی کجای آن دفن شده است. گورستانی که منتقدان حکومت را گروهی در دل خود جای داده است. ورود خانواده‌ها به این گورستان تا چندین سال ممنوع شده بود.

طبق گفته‌های برادران، بازجویی‌، دستگیری، عکس‌برداری و شناسایی خانواده‌های کشته‌شدگان همراه تهدیدهای تلفنی از قبل شروع شده بود و طی این سال‌ها بدون ذره‌ای تغییر ادامه پیدا کرده است: «اگرچه امروز جامعه درباره دهه شصت و کشتار ۶۷ حرف می‌زند اما متاسفانه خانواده‌ها و آن‌چه بر ایشان گذشت، فراموش می‌شود. در حالی‌که فراموش نشدن آن فاجعه به همت همین خانواده‌ها بستگی داشت اما خانواده‌ها را منزوی کردند در حالی‌که تا وقتی آن‌ها هستند، همچنان این زخم باز است.»

در بخش دیگری از نامه به عاصمه جهانگیری، خانواده‌های کشته‌شدگان از روزگار خود نوشته‌اند: «ما که از برگزاری مراسم آزادانه یادبود در خانه‌هامان محروم هستیم، این گورستانِ متروک و بی نشان را میعادگاه خود قرار داده‌ایم و در آن جا جمع می‌شویم تا یادشان را زنده نگاه داریم، ولی با یورش مدوام ماموران و خشونت آن‌ها، ما را از این حق ساده نیز محروم کرده‌اند، ولی با ایستادگی ما برای حضور در خاوران، دائم با اذیت و آزار و تهدید و احضار و بازداشت توسط ماموران انتظامی و امنیتی روبرو بوده و هستیم. آن‌ها بارها از برگزاری مراسم یادبود کشته شدگان در گورستان خاوران و منازل شخصی ما جلوگیری کردند یا به گورستان خاوران و خانه‌های ما هجوم آوردند و در این رابطه بسیاری از خانواده‌های کشته شدگان را تهدید، بازداشت و یا از کار اخراج کرده‌اند و این وضعیت هنوز هم ادامه دارد.»

آن‌ها همچنین از «بن‌بست ناامیدکننده» حرف زده‌اند که عامل آن از یک‌سو سیستم قضایی و امنیتی‌ـسیاسی جمهوری اسلامی است و سوی دیگر آن سیستم حقوق بین‌الملل قرار دارد که راهی مناسب برای طرح دادخواست‌های آن‌ها ندارد.

دهه شصت تا مدت‌ها یکی از خطوط قرمز جمهوری اسلامی به حساب می‌آمد. کسی را یارای سخن گفتن از آن نبود. تنها خانواده‌های کشته‌شدگان بودند که یاد آن‌ها را زنده نگه داشته و همواره از دادخواهی سخن می‌گفتند. اما در سال‌های اخیر این سکوت شکسته شده است. چه در سینما، چه سخنان رهبر جمهوری اسلامی و مسوولان و چه حتی کاندیداتوری ابراهیم رییسی در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۹۶. مساله‌ای که با انتشار فایل صوتی آیت‌الله منتظری و گفت‌وگویش با اعضای هیات مرگ، برای بسیاری افشا یا دوباره مطرح شد.

برادران در تحلیل چرایی شکسته شدن این سکوت معتقد است جمهوری اسلامی از خفقانی که بر این مساله ایجاد کرد، پاسخی نگرفت: «آن‌ها می‌خواستند فاجعه دهه شصت فراموش شود. با گذشت زمان اما این مساله بیشتر مطرح شد. حتی جوانانی که در آن دهه کودک بودند یا اصلا به دنیا نیامده بودند در جنبش سبز از دهه شصت پرسیدند. حالا همین مسوولان از آن کشتار بی‌شرمانه دفاع می‌کنند.»

به عنوان نمونه آیت‌الله خامنه‌ای تیرماه سال جاری ضمن ستایش از فیلم «ماجرای نیمروز» که روایتی‌ست تحریف شده از بازداشت سران سازمان مجاهدین خلق، به عوامل آن گفته بود: «انشاالله یک کاری هم برای آقای لاجوردی بکنید. ایشان از آن شخصیت‌هایی است که شایسته است بر ایشان کار انجام شود.» اسدالله لاجوردی رییس سابق زندان اوین و یکی از متهمان در پرونده اعدام‌های سیاسی دهه شصت است.

برادران معتقد است در سال‌های اخیر موضع‌گیری مسوولان نظام جمهوری اسلامی درباره وقایع دهه شصت، به طرح دوباره آن کمک می‌کند حتی اگر «فلاحیان به دفاع تمام‌قد بایستد یا فیلم ماجرای نیمروز به نمایش درآید. نتیجه آن را در انتخابات دیدیم که بخش بزرگی از مردم در رای‌گیری شرکت کردند تا ابراهیم رییسی که در آن اعدام‌ها نقش پررنگی داشت، رییس‌جمهور نشود.» اما به باور او یکی دیگر از اهداف طرح چندباره کشتار دهه شصت به دلیل «ارعاب» و آگاهانه صورت می‌گیرد: «وقتی صحبت‌های فلاحیان را می‌شونید که با بی‌شرمی می‌گوید همه آن‌ها باید کشته می‌شدند یا وقتی خامنه‌ای از بزرگی لاجوردی تقدیر می‌کند، یعنی سایه و روح او همچنان وجود دارد. نامزدی رییسی در کنار همه این‌ها نشان می‌دهد که دهه شصت هنوز تمام نشده و می‌خواهند بگویند باز هم می‌تواند تکرار شود. این موضع‌گیری‌ها در حالی اتفاق میفتد که مردم ناراضی دیگر به این حکومت اعتماد ندارند.»

خانواده‌های اعدام‌‌شدگان در پایان نامه‌شان به عاصمه جهانگیر خواسته‌اند تا «حق ما برای دادخواهی به رسمیت شناخته شود تا بتوانیم برای روشن شدن موارد فوق، شکایت‌های قانونی خود را پیگیری و یا شکایت‌های جدید خود را بدون نگرانی از پیگرد و اذیت و آزار نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران، به سازمان‌های مربوطه‌ی در داخل کشور تحویل دهیم و موارد را تا رسیدن به نتیجه‌ی قابل انتظار در وضعیت موجود، پیگیری نماییم.»

No responses yet

« Prev

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .