اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for September, 2017

Sep 11 2017

۱۵ میلیارد تومان هزینه شهرداری تهران برای مراسم اربعین در کربلا

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,دزدی‌های رژیم,مذهب,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: مجتبی عبداللهی، معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری تهران می‌گوید ۱۵میلیارد تومان برای مراسم اربعین در کربلا هزینه شده است. این در حالی است که بودجه تصویب شده شورای شهر برای این کار ۵ میلیارد تومان است.

آقای عبداللهی امروز یکشنبه ۱۹ شهریور در جلسه شواری شهر تهران درباره هزینه‌های برگزاری مراسم اربعین در عراق که مورد اختلاف شواری شهر و شهرداری است توضیحاتی داد.

چند سال است که مراسم اربعین با حضور گسترده مسافران ایرانی و با تبلیغات حکومت ایران در کربلا برگزار می‌شود. بسیاری از زائران با پای پیاده راهی کربلا می‌شوند و شهرداری تهران با ایجاد ستادی برای برگزاری این مراسم مسئولیت تدارکات آن را به عهده دارد.

معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری درباره هزینه‌های مراسم امسال گزارشی به شورای شهر تهران ارائه داد و برخی اعضای شورا نسبت به آن انتقاداتی را وارد دانستند.

حسن رسولی یکی از اعضای شورای شهر به آقای عبداللهی گفت رقم مصوب برای تامین هزینه اربعین در سال گذشته، ۵ میلیارد تومان بود اما ۱۵ میلیارد و ۴۰۰ تومان هزینه شده است. آقای رسولی از ما‌به‌التفاوت این رقم سوال کرده است.

همچنین ناهید خداکرمی یکی ازاعضای شورای شهر تهران گفت قبل از انقلاب مراسم اربعین به عهده مردم بود اما با ورود شهرداری “موازنه اقدامات مردمی به هم خورده است.”

احمد مسجد جامعی نیز درباره توزیع پتو و غذا به گزارش معاون فرهنگی و اجتماعی واکنش نشان داد و گفت: “در کربلا کسی پتو وغذا نمی‌خواهد. شهرداری به ایجاد سرویس‌های بهداشتی بپردازد و برای زباله‌ها و دسترسی به آب سالم فکری کند.”

بیشتر بخوانید:

  • راهپیمایی اربعین؛ تلاشی برای نمایش قدرت ایران
  • سفر اربعین؛ خط مرزی ایران و عراق چطور کم‌رنگ شد
  • میلیون‌ها زائر شیعه با وجود تهدید تندروها در مراسم اربعین در کربلا شرکت کردند

به نظر می‌رسد انتقاد اعضای شورای شهر تهران بر سر تامین مابه‌التفاوت و نوع هزینه کردن بودجه مراسم اربعین در عراق است.

آقای عبداللهی در پاسخ به انتقادات گفت وزارت کشور وظایف ده گانه‌ای برای برگزاری مراسم اربعین تعیین کرده است که این وظایف ازجمله نظارت بر شهرهای مرزی ایران و عراق و جاده ۸۰ کیلومتری نجف، دفع زباله‌های شهری، بیمارستانی و جمع‌آوری نخاله‌های ساختمانی، تامین فضای سبز، تامین آب و تهیه سرویس‌های بهداشتی و آتش‌‎نشانی هستند.

معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری تایید کرد مابه‌التفاوتی بین مصوبه شورا و هزینه‌های شهرداری وجود دارد. به گفته او شهرداری تهران همه ساله بیش از ۱۵ میلیارد تومان هزینه می‌کند. “قبول دارم که بیش از اعتبار مصوب برای این ستاد است.”

او همچنین توضیح داد که ستاد برگزاری اربعین شهرداری از این بودجه برای ساخت و سازی استفاده نکرده اما “برخی مدارس برای اقامت زائران آماده‌‎سازی” شدند.

آقای عبداللهی گفت “سرویس بهداشتی و حمام ساخته‌ایم و زیرساخت‌هایی ایجاد کرده‌ایم و هرچه جلو آمده‌ایم هزینه‌ها کمتر شده است.”

او افزود نزدیک به دو و نیم میلیون نفر از ایران در این مراسم شرکت می‌کنند که “حدود یک چهارم یا یک پنجم” از تهران هستند.

No responses yet

Sep 11 2017

پرده آخر صفحه آخر؛ یک روحانی: امام رضا بساطش را جور کرده بود! به او گفت “خیلی آقایی”

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

No responses yet

Sep 10 2017

«ظن بریتانیا به ایران و روسیه» در مورد کمک به پیشرفت هسته‌ای کره شمالی

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,بحران هسته‌ای,روابط بین‌المللی,روسیه,سیاسی

رادیوفردا: روزنامه بریتانیایی تلگراف در شماره روز یکشنبه در گزارشی مدعی شد که مقام‌های بریتانیایی نگرانند ایران یا روسیه به «پیشرفت ناگهانی» کره شمالی در توسعه سلاح‌های هسته‌ای کمک کرده باشند.

این گزارش که روز یکشنبه ۱۹ شهریور منتشر شده می‌گوید وزارت خارجه بریتانیا در حال تحقیق در مورد «کشورهای سابقاً یا در حال حاضر هسته‌ای» است که می‌توانند به پیوینگ‌یانگ برای توسعه سلاح‌های هسته‌ای قابل نصب بر موشک‌هایش کمک کرده باشند.

در این گزارش آمده است که «ایران در صدر فهرست کشورهایی است که مظنون به ارائه کمک به کره شمالی هستند، و علاوه بر آن روسیه نیز زیر ذره‌بین قرار دارد».

چند مقام ارشد بریتانیایی که به نام آنها اشاره نشده، به تلگراف گفته‌اند که این فرض که دانشمندان کره شمالی به تنهایی به پیشرفت‌های اتمی اخیر رسیده باشند «معتبر نیست».

تلگراف به نقل از یک معاون وزیر در دولت بریتانیا که به نام او اشاره نشده، نوشته است که «دانشمندان کره شمالی از برخی توانایی‌ها برخوردارند اما روشن است که نمی‌توانند این پیشرفت‌ها را در خلأ انجام داده باشند».

کره شمالی که چندین آزمایش موشکی‌اش در یکی دو ماه گذشته با واکنش‌های شدید بین‌المللی روبه‌رو شده و از جمله یک قطعنامه تحریمی شورای امنیت سازمان ملل را به دنبال داشته است، کمتر از سه هفته پیش ادعا کرد که یک بمب پیشرفته هیدروژنی را که قابل نصب بر موشک‌های قاره‌پیماست، آزمایش کرده است.

مورد اخیر که ششمین و قدرتمندترین آزمایش هسته‌ای کره شمالی است، در طیف وسیعی شامل آمریکا، روسیه، چین و بسیاری از قدرت‌های جهانی مورد محکومیت قرار گرفت.

آمریکا، بریتانیا، و فرانسه سه عضو دائم شورای امنیت هفته گذشته به همراه کره جنوبی و ژاپن، درخواست یک نشست اضطراری در مورد این اقدام را به شورای امنیت دادند و پس از این نشست که دوشنبه گذشته، ۱۳ شهریور برگزار شد، آمریکا قرار شد قطعنامه‌ای را برای رأی‌گیری در دوشنبه این هفته، ۲۰ شهریور، به رایزنی بگذارد.

دو عضو دائم دیگر شورای امنیت، یعنی چین و روسیه، گرچه در تحریم‌های پیشین این شورا در نیمه مرداد ماه با دیگر اعضای شورای امنیت همراهی کردند اما بیشترین مبادلات تجاری را با کره شمالی دارند.

قطعنامه پیشین شورای امنیت البته درآمدهای کره شمالی از راه صادرات را هدف قرار داده که در صورت اجرای آن پیونگ‌یانگ دو سوم درآمد ۳ میلیارد دلاری سالانه‌اش را از دست می‌کند.

همکاری‌های ایران و کره شمالی از جمله در زمینه هسته‌ای، همواره در سال‌های اخیر زیر ذره‌بین قرار داشته است و در دوره مذاکرات هسته‌ای، برخی مقام‌های امنیتی غربی از ارسال احتمالی موشک از سوی کره شمالی به ایران ابراز نگرانی کرده بوند.

هر دو کشور موضوع برخی تحریم‌های بین‌المللی هستند که صادرات و واردات سلاح به‌ویژه در زمینه فن‌آوری‌های موشکی را محدود می‌کند.

ایران در مورد آزمایش‌های اخیر موشکی و هسته‌ای کره شمالی سکوت کرده است، اما در فروردین ماه سال ۹۲، یک مقام ارشد نظامی ایران «ارتقای توان بازدارندگی» را حق این کشور دانسته بود.

در آن زمان که ایران همچنان از برقراری تحریم‌های گزنده اقتصادی به دلیل برنامه هسته‌ای‌اش رنج می‌برد، مسعود جزایری معاون ستاد کل نیروهای مسلح ایران گفته بود که «ملت و دولت کره شمالی که همواره هدف تهدید، زورگویی و زیاده‌خواهی‌های آمریکا و نظام سلطه قرار دارند، تلاش برای ارتقای توان بازدارندگی و نمایش قدرت دفاعی خود در برابر دشمن را حق طبیعی خود می‌دانند».

این اظهار نظر پیش از به قدرت رسیدن حسن روحانی بود که در دوره نخست ریاست‌جمهوری‌اش در چارچوب مذاکراتی فشرده با شش قدرت جهانی توانست به توافقی برسد که تحریم‌های هسته‌ای را در قبال تعدیل برنامه هسته‌ای ایران رفع کرد.

به رغم رفع این تحریم‌ها، برنامه موشکی ایران همچنان مورد انتقاد و نگرانی قرار دارد، و آمریکا از زمان اجرایی شدن توافق هسته‌ای چندین بار برنامه موشکی ایران را با تحریم‌هایی هدف قرار داده که تنها دو بار از آن در حاشیه تأیید پایبندی ایران به توافق هسته‌ای در دولت دونالد ترامپ بوده است.

No responses yet

Sep 10 2017

روزنامه “جمهوری اسلامی”: کارکرد روحانيت ورود شرم‌آور به جزییات روابط زناشویی، برگزاری همایش چندهمسری، «روحانی درمانی» و استقرار در مترو نيست

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

عصرایران: امروز، اکثر مردم به سطحی از آگاهی رسیده‌اند که در مقابل مطالب خرافی واکنش نشان می‌دهند…
روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله امروز خود از عملکرد برخی روحانیون و ورود آنها به برخی حوزه ها انتقاد کرد.

به گزارش عصرایران، روزنامه جمهوری اسلامی به مدیرمسوولی “مسیح مهاجری” در سرمقاله اش نوشت:

در سال‌های 1356 و 1357 که ضعف رژیم پهلوی و قدرت انقلاب اسلامی نمایان شد، تمام کسانی که در انتظار برپائی یک نظام اسلامی بودند امیدهای زیادی به اصلاح امور جامعه از جنبه‌های مادی و معنوی داشتند.

یکی ازاین امیدها مربوط به زدودن خرافات از متن مطالب دینی بود که توسط مبلغان دینی اعم از مداح و منبری وسایر افرادی که به نحوی از مقولات دینی سخن می‌گفتند مطرح می‌شد.

در آن زمان، انقلابیون فکر می‌کردند یکی از مهم‌ترین اولویت‌های نظام حکومتی دینی، ارتقاء محتوای مضامین دینی است که در محافل مذهبی اعم از جشن‌ها و عزاداری‌ها مطرح می‌شود بطوری که فقط تعالیم منطبق بر اسلام ناب به مردم منتقل خواهد شد و سطح فکر دینی مردم نیز به برکت همین مطالب سطح بالا رشد خیره‌کننده‌ای خواهد یافت و جامعه ایرانی به برکت انقلاب اسلامی پیشروترین جامعه دینی در سطح جهان و الگوی سایر جوامع خواهد شد.

متاسفانه آنچه در چهار دهه گذشته رخ داده، برعکس انتظارات است بطوری که اکنون سخیف‌ترین مطالب خرافی و بی‌پایه‌ترین ادعاها توسط بعضی منبری‌ها و مداحان در محافل مذهبی مطرح می‌شوند و سنگین‌ترین ضربه‌ها را به دین اسلام و مذهب شیعه وارد می‌کنند.

در همین ایام منتهی به عید غدیر که عیدالله الاکبر است و می‌تواند بهترین وسیله برای تحکیم وحدت امت اسلامی و قوی‌ترین امکان برای نشان دادن چهره روشن تشیع علوی باشد، توسط بعضی از مدعیان پیروی از اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام مطالبی در تریبون‌های مذهبی مطرح شد که موجب وهن مذهب و ایجاد تفرقه میان امت اسلامی است. ولایت امیرالمومنین بقدری روشن و مستدل است که اثبات آن نیازی به توسل به مطالب ضعیف و غیرمستند ندارد، آنهم مطالبی که به ابزاری برای تمسخر دین توسط معاندان قرار می‌گیرد و به حساب انقلاب و نظام اسلامی گذاشته می‌شود.

ورود به مقوله روابط زناشوئی توسط یک فرد ملبس به لباس روحانیت همراه با بیان جزئیاتی که شرم آور است، برپائی همایش ترویج چند همسری در اسلام توسط یک فرد معمم، طرح گماشتن افراد روحانی در بیمارستان‌ها تحت عناوینی از قبیل روحانی درمانی بیماران، استفاده از بعضی روحانیون فاقد معیارهای لازم در تلویزیون و رادیو به عنوان کارشناس مسائل دینی که مطالب آنها از طریق فضای مجازی برای تمسخر دین و مذهب دست به دست می‌شود و دخالت مداحان و منبری‌های کم سواد در موضوعات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و نظامی و بین المللی، از اموری هستند که مشکلات زیادی پدید آورده‌اند درحالی که اصولاً نیازی به ورود روحانیون به چنین مقولاتی نیست.

وقتی عده‌ای فکر می‌کنند روحانیون باید در مترو مستقر شوند و به سوالات مذهبی مردم پاسخ بدهند، این روند غلط به تدریج تا استقرار در اتوبوس و تاکسی و هواپیما به پیش می‌رود! اینها به معنای ورود فیزیکی روحانیون به تمام شئون زندگی مردم است درحالی که نه تنها در ساختار روحانیت چنین وظیفه‌ای تعریف نشده و هرگز وجود نداشت بلکه اقدامی زیانبار و همراه با عوارض سوء است.

از اینها مهم‌تر اظهارنظرهای نادرست، خرافیم، گمراه‌کننده و موهنی است که بعضی از اداره کنندگان محافل مذهبی به دین و مذهب نسبت می‌دهند و عملاً در جهت خلاف مسیر انقلاب و نظامی اسلامی که رسالت مهم آن پالایش دین و مذهب از این زنگارهاست فعالیت می‌کنند.

امروز، اکثر مردم به سطحی از آگاهی رسیده‌اند که در مقابل مطالب خرافی واکنش نشان می‌دهند و مطالب افراد کم سواد فقط در بخش کوچکی از مردم تاثیرگذار است که هنوز آگاهی لازم را ندارند.

متاسفانه انتشار مطالب انحرافی این افراد از طریق رسانه ملی و فضای مجازی، که اولی از روی غفلت است و دومی با هدف تمسخر، ضربه سنگینی به اعتقادات و باورهای دینی مردم وارد می‌کند و این برای جامعه اسلامی و انقلابی، یک خسران بزرگ است.

وضعیت تاسفباری که امروزه با انتشار مطالب سخیف منسوب به دین و مذهب پیش آمده باید هرچه زودتر تغییر کند تا محافل مذهبی، اعم از جشن‌ها و عزاداری‌ها به جایگاه‌های تجلی اسلام ناب و خالص تبدیل شوند. این هدف، با سه اقدام جدی محقق خواهد شد.

اول، نظارت جدی بر محتوای مطالب منبری‌ها، مداحان و اظهارنظر کنندگان مذهبی توسط بزرگان حوزه. دوم، خودداری رسانه ملی از پخش مطالب نادرست، سطحی، بی‌سند و خرافی و انحرافی. و سوم، محدود ساختن حضور و کارکرد روحانیون به جایگاه‌هائی که در وظایف روحانیت تعریف شده است.

رها ساختن امور مذهبی و عدم نظارت بر محتوای آن، که ظاهراً سیاست کنونی مسئولین است، آفات فراوانی دارد که اگر امروز به آن پایان داده نشود، در آینده قابل کنترل نخواهد بود و سیل بنیان براندازی که آفات آن به راه خواهد انداخت، اعتقادات دینی مردم را با خود خواهد برد.

No responses yet

Sep 08 2017

نخستین موافقت‌نامه ایران و یک بانک اروپایی پس از برجام

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,برجام,سیاسی

دویچه‌وله: رئیس اوبر بانک اتریش اعلام کرد به زودی موافقت‌نامه‌ای میان این بانک و مقامات ایران به امضاء خواهد رسید. ظاهرا بانک اتریشی نخستین موسسه مالی بزرگ اروپایی است که پس از تعلیق و لغو تحریم‌های هسته‌ای با ایران همکاری می‌کند.

حدود یک سال و هفت ماه پس از اجرایی شدن برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) بالاخره یک موسسه مالی اتریشی طلسم همکاری مستقیم با جمهوری اسلامی را می‌شکند و وارد بازار مالی ایران می‌شود.

در حالی که بانک‌ها و موسسه‌های مالی مهم اروپایی هنوز برای گسترش همکاری با ایران با احتیاط عمل می‌کنند، هفتمین بانک بزرگ اتریش اعلام کرده که در ماه جاری میلادی میزبان رئیس کل بانک مرکزی، وزیر اقتصاد و دارایی و نمایندگان ۱۲ بانک ایرانی برای امضای موافقت‌نامه خواهد بود.

فرانتس گاسلزبرگر، رئیس اوبر بانک روز پنج‌شنبه در گفت‌وگو با خبرگزاری رویترز تائید کرد که پس از یک سال و نیم مذاکره با مقام‌های ایرانی دو طرف به توافق رسیده و موافقت‌نامه ۲۱ دسامبر در دفتر مرکزی این بانک در شهر لینتس به امضاء می‌رسد. لینتس مرکز ایالت اوبراتریش است.

پس از توافق هسته‌ای میان ایران و شش قدرت جهانی (روسیه، آمریکا، چین، بریتانیا، فرانسه و آلمان) و لغو یا تعلیق بسیاری از تحریم‌های اعمال شده علیه جمهوری اسلامی، بسیاری از کمپانی‌های بزرگ غربی و چند ملیتی تمایل خود را برای از سرگیری همکاری‌های متوقف شده یا آغاز همکاری با ایران اعلام کردند.

بیشتر بخوانید: افزایش پروازهای شبکه خطوط هوایی اتریش به ایران

نامشخص بودن منابع تامین مالی پروژه‌ها در ایران و احتیاط موسسه‌ها و بانک‌های بزرگ که نگران نقض تحریم‌های به جای مانده از سوی ایالات متحده هستند آغاز همکاری‌های گسترده با تهران را با وقفه روبرو کرده است.

ظاهرا اوبربانک قصد دارد این مانع را برای شرکت‌های اتریشی برطرف کند و پروژه‌های آنها در ایران را پوشش مالی دهد. فرانتس گاسلزبرگر می‌گوید مسئله بر سر تامین مالی پروژه‌ها به یورو، واحد پول اتحادیه اروپا و برای یک دوره زمانی بیش از دو سال است.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

چند بانک دیگر اروپایی در نوبت

بیلان سالانه اوبربانک حدود ۲۰ میلیارد یورو برآورد می‌شود. رئیس این بانک به رویترز گفت: «گمان می‌کنم در ارتباط با امضای چنین توافق‌نامه‌ای ما اولین بانک اروپایی خواهیم بود؛ دست‌کم مطابق اطلاعاتی که طرف ایرانی در اختیار ما گذاشته این گونه است.» او افزود البته تعدادی از بانک‌ها و موسسه‌های مالی آلمان و ایتالیا و بانک دانسکه دانمارک هم در همین مسیر گام بر می‌دارند.

گفته می‌شود بانک بین‌المللی رایت آیزن اتریش، یکی از بزرگترین موسسه‌های مالی این کشور نیز مذاکراتی با مقام‌های ایرانی را برای احیای همکاری‌های گذشته آغاز کرده است.

رئیس اوبر بانک می‌گوید پروژه‌هایی که این بانک در تامین مالی سرمایه‌گذاری‌ها آن در ایران مشارکت می‌کند شامل طرح‌های گسترش و بهبود زیرساخت‌ها، احداث راه آهن، بیمارستان و نیروگاه خواهد بود. او خاطر نشان کرد تب و تابی که پس از امضای توافق هسته‌ای به وجود آمده بود تا حدودی فروکش کرده با این همه هنوز تقاضا برای تامین مالی پروژه‌ها زیاد است.

احتیاط بانک‌های بزرگ اروپایی در از سر گیری همکاری با جمهوری اسلامی بی‌ارتباط با تجربه تلخ برخی از آنها نظیر دویچه بانک و کومرتس بانک نیست که به اتهام نقض تحریم‌های یک‌جانبه ایالات متحده آمریکا مجبور به پرداخت چند میلیارد یورو جریمه شده‌اند.

تامین دستكم یک میلیارد یورو سرمایه‌گذاری

به گزارش رویترز رئیس اوبر بانک اتریش درباره حجم سرمایه‌گذاری‌هایی که قرار است از سوی این بانک حمایت مالی شوند اطلاعات دقیقی ارائه نکرده است. هانس یورگ شیلینگ وزیر دارایی اتریش در سفری که خرداد ماه به تهران داشت گفته بود اوبر بانک یک میلیارد یورو جهت تامین مالی پروژه‌های سرمایه‌گذاری در ایران اختصاص داده است.

بیشتر بخوانید: همکاری روسیه و اتریش در زمینه استخراج نفت ایران

روزنامه استاندارد اتریش چهارم شهریور ماه از قول رئیس اوبر بانک نوشته بود که تمایل به افزایش مناسبات بازرگانی با ایران زیاد است و او اطمینان دارد که دستیابی به “چارچوب قراردادهای پشتیبانی مالی از طرح‌ها و پروژه‌های صنعتی” در این کشور برای اقتصاد ملی اتریش نیز سودمند خواهد بود.

به گفته‌ی رئیس اوبر بانک، به رغم وجود قوانین دست و پاگیر و تشتت در مراکز تصمیم‌گیری در ایران، موسسه‌ها مالی و بانک‌های دیگر اتریش نیز علاقمند به همکاری با ایران هستند و انتظار می‌رود با تقویت شاخص‌های اقتصادی ایران و مشخص‌تر شدن برخی چارچوب‌ها زمینه گسترش این همکاری‌ها بیش از پیش فراهم شود.

No responses yet

Sep 07 2017

نيروي انتظامي گفت پرچم سوريه بگيريد، برويد داخل ورزشگاه

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: قبل از این که به سمت ورزشگاه «آزادی» حرکت کنیم، دو مشغله ذهنی داشتم؛ اول این که تردید نداشتم هیچ دری به روی ما باز نمی شود، برای همین مثل دفعات قبل، به سمت در غربی ورزشگاه رفتیم. این دری است که هم خبرنگاران و عکاسان صداوسیما و رسانه ها از آن عبور می کنند، هم اتوبوس تیم ها و هم خودروی مسوولان کشوری که باید به سمت ورودی های جایگاه های «وی‎آی‎پی» (VIP) بروند. وقتی درها به روی ما بسته است، شاید خبرنگار و عکاسی ما را ببیند یا مسوولی صدای‏مان را بشنود.
دومین فکر، ادعای شرکت «برهان مبین» بود؛ موسسه ای که متصدی فروش اینترنتی بلیت مسابقات است و پیش از شروع بازی، اقدام به فروش اینترنتی برای بانوان ایرانی کرده بود. می گفتند فقط هفت بلیت اینترنتی برای بانوان ایرانی و آن هم به دلیل مشکل در برقراری ارتباط با سازمان ثبت احوال به فروش رفته است. یک حساب سرانگشتی که کردیم، من و دو خواهرم و یکی از دوستانم، چهار نفر از جمعیتی بودیم که بلیت های بازی را پیش خرید کرده بودند. دو خبرنگار هم تصویر عملیات واریز اینترنتی و بلیت پیش خریدشان را منتشر کرده بودند. فضای مجازی و توییتر و اینستاگرام هم که لبریز بود از پیام دخترانی که می گفتند این بار دیگر به آزادی خواهند رفت. واقعا تعدادشان هفت نفر بود؟

مسیر ما از اتوبان «حکیم» می گذشت؛ شرق به غرب. حوالی ساعت شش از تونل «رسالت» که رد شدیم، پرچم های ایران را می دیدم که از خودروها بیرون آمده بودند و در باد می رقصیدند. ما چهار دختر بودیم در یک خودرو که به سمت غرب تهران می رفت. دو پرچم در دست‏مان بود؛ مثل مردانی که در ترافیک به سمت آزادی در حرکت بودند. تفاوت ما و آن ها فقط این بود که ما برای پشتِ در رسیدن عجله داشتیم، آن ها احتمالا برای پیدا کردن یک جای پارک بهتر!

وقتی به در غربی می رسید، نه جای پارک دارید، نه اجازه توقف چند دقیقه ای. چهار دختر در یک خودرو باشید هم که اجازه ورود به پارکینگ های ورزشگاه را نمی دهند. باید مثل ما، بعد از پلی که از روی اتوبان تهران-کرج عبور کرده است، پارک کنید و پیاده قدم بزنید. 20 دقیقه پیاده روی که تمام شود، می رسید به نرده های پولادین ورزشگاه آزادی؛ جایی که قبل از ما حدود 20 خانم دیگر با پرچم های ایران منتظر ایستاده بودند. همه به جز یک خانم میان‏سال که خودش را «مهین» معرفی می کرد، بلیت اینترنتی خریده بودند و البته پول پیش خرید هم به حساب شان برگشته بود. اما باز هم آمده بودند که شانس خود را امتحان کنند. مهین می گفت: «دخترم می خواست امروز بیاید، با او آمدم که تنها نباشد.»

از لحظه ای که می ایستی، دو اتفاق آزار دهنده تن و روحت را می خورد؛ مامورانی که مدام سعی می کنند تو را دک کنند. هر سو که می ایستی، می آیند و دوره ات می کنند و بی وقفه می گویند «حرکت کن»، «توقف نکن»، «تجمع نکنید»، «بروید». ولی دومی را نمی شود تحمل کرد؛ مردانی که کنایه می زنند و می خندند و رد می شوند. تعدادشان البته نسبت به جمعیت، در اقلیت بود. نمی گویم همه اما همان تعداد اندک هم برای ما در آن شرایط زیاد بودند. آن ها از کنارمان با خودرو یا پیاده عبور می کردند و مثلا می گفتند چرا آمدید یا راه تان نمی دهند و برگردید. این ها احتمالا همان اقلیتی باشند که به خاطرشان درها باید به روی ما بسته بمانند. شاید همه آن ها شب که به خانه برگردند، از خاطره خود در مورد ورزشگاه یا اتفاقات بازی برای یک «مادر»، «خواهر»، «همسر» یا «دوست دختر» حرفی بزنند. انتظار هم دارند لابد که کلمه به کلمه حرف هایشان با جان و دل شنیده شود.

میان آن جمعیت، نمی توانید جایی ثابت بایستید. یکی از درهای کوچک ورودی غربی برای خودروهایی که کارت عبور دارشتند، باز بود. مقابل این در، ماموران انتظامی و یگان ویژه زیادی ایستاده بودند. عکاسانی که از این در عبور می کردند، گاهی دوربین را از پنجره بیرون می آوردند و سمت ما می گرفتند.

کم کم تعداد دخترها بیش تر می شود. رسیده ایم به حدود 70 نفر! دو خانم مامور انتظامی از محوطه داخلی ورزشگاه با دو ماموری که دوربین دست شان گرفته اند، به سمت ما می آیند. یکی از خانم ها ما را با انگشت دست نشان می دهد، به شکلی که مامور بفهمد دقیقا باید از کدام یک از دختران فیلم بگیرد. روی چادر یکی از خانم ها نامش با اتیکت ویژه نیروی انتظامی الصاق شده است. اسم او «سیده فاطمه» است. سمت دختران می آید و با لحنی تند می گوید: «فیلم تان را داریم. یا همین الان می روید، یا همین الان دستور بازداشت تان را داریم.»

اتوبوس هایی که از پشت سر رسیدند، عملیاتی شدن دستور بازداشت ما را به تعویق انداختند. چهار دستگاه اتوبوس بودند. اول فکر کردیم اتوبوس های حامل بازیکنان است، بعد فهمیدیم این ها اتوبوس های تشریفات نیستند. از شیشه های بزرگ جلوی اتوبوس ها و پا از پنجره های کناری می شد سرنشین هایی را دید که با پرچم یا صورت های رنگ شده به ورزشگاه آمده اند. درهای اصلی برای آن ها باز شد. پشت سرشان، چهار دستگاه ون بود.

مسافران ون ها پشت درهای ورزشگاه پیاده شدند؛ جمعیتی حدود 100 نفر که همگی سوریه ای بودند و میان آن ها دست کم 20 بانو. خودروهای آن ها کارت ورودی پارکینگ وی آی پی را نداشتند. آن ها را از در کوچک سمت راست عبور دادند. دخترها با پرچم های سوریه به سمت محوطه داخلی می رفتند. خبری هم از ماموری که بخواهد از آن ها فیلم بگیرد، نبود! حتی یک چک ساده هم از آن ها نکردند. بلیت یا گذرنامه آن ها را هم نخواستند. چند دختر ایرانی اعتراض کردند. یکی از خبرنگارانی که قصد ورود داشت هم معترض شد. ماموران به خبرنگاری که معترض شد، فقط گفت: «سریع وارد شو و حرف نزن.»
به دختران هم با لحنی تندتر تاختند و متفرق شان کردند. بعد صدای اعتراض ها که کمی بلندتر شد، گفتند اگر ناراحتید، شما هم پرچم سوریه دست تان بگیرید و بروید داخل!

برای ورود به ورزشگاه و خانه خودت، باید پرچم سوریه و میهمان دستت باشد؟! ورود دختران سوریه ای بدون دغدغه و با آرامش و لبخندی که به ما می زدند را باید از چشم ما دختران ایرانی که ایستاده بودند در فضای سبز و زیر درختان چنار، روبه‏روی در غربی ورزشگاه می دیدید؛ حسرت واژه کافی نیست. جملاتی که می شنیدیم بدتر. زنان نیروی انتظامی که مدام تهدید می کردند و موبایل یکی از دختران که فیلم می گرفت را دقایقی ضبط کردند. او فیلم ها را پیش چشم ماموران پاک کرد تا گوشی را نبرند. چند ون برای ارعاب آمدند و سمت شمال در غربی پارک کردند. این صحنه ها آزار دهنده بودند اما از لحظه ای که دختران سوری وارد شدند، جو و نگاه مردانه اطراف کمی تغییر کرد.

سه دختر جوان و خانمی میان‏سال، از هواداران سوریه ای چند پرچم گرفتند و روی شانه های خود انداختند. یکی از پرچم ها میان ستاره های وسط، عکسی بزرگ از بشار اسد داشت. قدم زنان میان جمعیت وارد شدند و به سمت گیت ها رفتند. بقیه حاضر نبودند همین رفتار را تقلید کنند. درست یا اشتباهش هم در آن لحظه مهم نبود، فقط خشم بود و عصبانیت «غزاله» که بر سر ماموران با گریه فریاد می زد: «می خواهم بروم داخل».

کم تر از نیم ساعت بعد، یکی از دخترهای جوان و خانم میان‏سال برگشتند. می گفتند قسمت چک بلیت ها متوجه شدند که ایرانی هستند و آن ها را برگرداندند. اما «سحر»، دیگر دختری که همراه سوری ها با پرچم سوریه داخل شد، یکی از ورودی ها را رد کرد.

دیگر کنایه نشنیدیم. یا حداقل من نشنیدم. شاید گوشم از تهدید ماموران و صدای خنده دختران سوریه ای پر بود! دیگر نگاه تحقیرآمیز مردی را هم ندیدم. حداقل می دانم که نگاه سنگین دختران و زنان سوریه ای که با پرچم زرد «حزب الله» و کشور سوریه به ورزشگاه رفتند، آزارش از نگاه جنسیتی مردان ایرانی کم تر نبود.

پیش از آن که به تراژدی پایانی برسیم، تصویری بسازم از دختران خبرنگاری که مثل ما پشت درهای ورزشگاه مانده بودند؛ دخترانی که می خواستند انگ تبعیض از ممنوعیت ورود به ورزشگاه از سرشان برداشته شود. این که نمی توانند به آزادی بروند، برای شان فقط حسرت نبود. حرف که می زدند، لابه‏لای حرف هایشان، نشانه هایی بود از تحقیر شدن های دایمی از سوی مردان و حتی برخی زنانی که آن ها را زیر سوال می برند چون حتی یک بازی فوتبال را از نزدیک تماشا نکرده اند!

تراژدی، دروغ پایانی بود. این که گفتند صبر کنید، بازی که شروع شد، می توانید وارد شوید. 10 دقیقه از شروع بازی که گذشت، در کوچک سمت راست را هم بستند. زنان نیروی انتظامی داخل محوطه و پشت نرده های فولادی رفتند ولی دو دوربین هم‏چنان روی صورت دخترانی که پشت در ایستاده بودند، زوم شده بود. تراژدی پایانی، ماندن پشت درهای ورزشگاه نبود. همان مسیر 20 دقیقه ای تا محل پارک ماشین را پیاده برگشتیم؛ میان متلک ها، بوق خودروها و از کنار اتوبان. تراژدی این بود که بازی شروع شد، ما داشتیم در مسیر مخالف قدم می زدیم، در حالی که مردان هم‏چنان به سوی ورزشگاه می رفتند.

No responses yet

Sep 07 2017

هکرها با هک سایت ورزشگاه آزادی خواستار اجازه به زنان برای تماشای فوتبال شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: وبسایت ورزشگاه آزادی روز چهارشنبه ۱۵ شهریور هک شد و خواست هکرها این است که به زنان اجازه داده شود تا مسابقات فوتبال را در ورزشگاه‌ها تماشا کنند.

مسابقه تیم‌های ملی ایران و سوریه غروب روز سه‌شنبه در مرحله انتخاباتی جام جهانی ۲۰۱۸ علاوه بر گل مساوی تیم مهمان در آخرین دقایق به خاطر نحوه مدیریت ورود تماشاچیان زن به ورزشگاه نيز مسئله آفرین شد.

حضور دو نماینده زن مجلس در ورزشگاه آزادی از معدود موارد ورود تماشاچیان زن ایرانی به یک ورزشگاه برای تماشای مسابقه مردان از زمان روی کار آمدن جمهوری اسلامی ایران بود.

خبرگزاری ایسنا روز چهارشنبه گزارش داد که سایت ورزشگاه آزادی هک شده و هکرها به مدت چند ساعت روی صفحه اصلی این سایت تصویری از زنان سوری حاضر در ورزشگاه را گذاشته بودند که بالای آن این جمله نوشته شده بود: «ننگ‌تان باد برادران! همین و بس».

این خبرگزاری ‌ایسنا افزوده که مسئولان ورزشگاه آزادی ابتدا از هک شدن وبسایت اظهار بی‌اطلاعی کرده و سپس گفته‌اند: سایت برای مدتی «مختل شده بود».

با اینکه شماری از زنان نیز موفق شده بودند برای مسابقه فوتبال بین تیم‌های ایران و سوریه بلیت اینترنتی خریداری کنند اما بعد اعلام شد این فروش «اشتباهی صورت گرفته» و زنان ایرانی همچنان اجازه ورود به ورزشگاه را ندارند.

از قرار معلوم پس از درخواست یکی از نمایندگان مجلس به نام طیبه سیاووشی، وزارت ورزش و جوانان ایران اجازه داده است که نمایندگان زن مجلس بتوانند مسابقه ایران و سوریه را تماشا کنند.

با این حال، پروانه سلحشوری این پیشنهاد را رد کرده و روز چهارشنبه گفته است: «تا زمانی که امکان حضور برای تمامی زنان علاقمند به ورزشگاه‌ها فراهم نشود، ترجیح می‌دهد از امکان حضور در ورزشگاه به‌عنوان نماینده مردم استفاده نکند».

به گزارش خبرگزاری ایلنا، وی در عین حال پیشنهاد کرده که در یکی از دربی‌های پایتخت به‌ صورت آزمایشی به زنان اجازه ورود داده شود تا ابعاد موضوع روشن شود.

اما خانم سیاووشی یک نماینده دیگر مجلس دعوت وزارت ورزش را پذیرفت و گفت این اقدام نشانه پیشرفت است. او به روزنامه اعتماد گفت: «معتقدم که باید خواست خود را از طریق مجاری قانونی و نهادهای مسئول مطرح کنیم. و من دقیقا به خاطر این درخواست به ورزشگاه رفتم».

مسعود سلطانی‌فر وزير ورزش اشاره کرده که در آینده ممکن است تغییرات دیگری صورت بگیرد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم او گفت: «ما از طریق مشاوره و همکاری سعی خواهیم کرد زمینه حضور خانواده‌ها در ورزشگاه‌ها را فراهم کنیم. من مطمئنم که فوتبال‌دوستان به مقررات و محدودیت‌های لازم احترام خواهند گذاشت».

محدودیت برای ورود زنان ایرانی به ورزشگاه‌ها در حالی اعمال می‌شود که زنان خارجی حق دارند برای تماشای مسابقات به ورزشگاه بروند و زنان اهل سوریه روز سه‌شنبه در میان تماشاچیان ورزشگاه آزادی بودند.

این موضوع سبب شد که یکی از مفسران سه‌شنبه شب در یک برنامه تلویزیون دولتی ایران به شکل بی‌سابقه‌ای بگوید ممانعت از ورود زنان ایرانی «جای تاسف» دارد.

در ایران زنان حق تماشای مسابقات فوتبال و برخی دیگر از ورزش‌ها از جمله مسابقات کشتی را ندارند چون محیط ورزشگاه برای زنان بیش از حد «بی‌ادبانه» تلقی می‌شود.

برخی از زنان همزمان با برگزاری مسابقات به نشانه اعتراض در اطراف ورزشگاه‌ها تجمع می‌کنند و برخی دیگر با تغییر ظاهر خود سعی می‌کنند وارد ورزشگاه شوند.

حسن روحانی در برنامه‌های انتخاباتی امسال خود آزادی بیشتری برای زنان را وعده داده و این یکی از عوامل پیروزی او در دور دوم ریاست‌جمهوری بود.

او به خاطر اینکه حتی یک وزیر زن انتخاب نکرده مورد انتقاد قرار گرفته است.

در روزهای گذشته زنان علاقمند به فوتبال بسیار خوشحال شدند چون سایت ورزشگاه به آنها اجازه می‌داد بلیط مسابقه تیم‌های ایران و سوریه را بخرند. ولی بعد مقامات اعلام کردند که یک «مشکل فنی» روی داده و پول بلیط آنها را پس خواهند داد.

No responses yet

Sep 06 2017

دختران سوری و دختران ایران؛ «آزادی» بیشتر حق کدام یک بود؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی


عصرایران: شکایت کرده اند که چرا باید هویت ملی شان را بفروشند و در سرزمین مادری شان برای ورود به ورزشگاهی که نامش «آزادی» است زیر لوای پرچم کشور دیگری بروند!

عصرایران؛ احسان محمدی- حضور زنان هوادار سوریه در ورزشگاه آزادی و زنان ایرانی پشت درهای آزادی همپای نتیجه تساوی 2-2 خانگی تیم ملی ایران با سوریه خبرساز شد.

چند سالی است که بخشی از زنان ایران تلاش می کنند به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی که آن را کنایه آمیز «ورزشگاه صدهزار پسری» لقب داده اند راه پیدا کنند و به تشویق تیم ملی و تیم های باشگاهی مورد علاقه شان بپردازند.

پیش از سوت آغاز بازی، عکس هایی از زنان هوادار سوریه در فضای مجازی منتشر شد که با روسری های رها و چنان که برخی می گویند «شُل حجاب»، پرچم این کشور را در دست داشتند و به ورزشگاه آمده بودند. عکس دختری که روسری به سر نداشت آنقدر جلب توجه کرد و در کانال های تلگرامی دست به دست چرخید که حتی ماموران داخل ورزشگاه هم انگار آن را دیدند و تذکر گرفت و با پرچم کشورش روسری ساخت!

در کنار این تصاویر، عکس هایی از تعدادی از زنان و دختران ایرانی منتشر شد که در روزهای پیش موفق شده بودند کاملاٌ قانونی بلیت بازی را بخرند اما آنها را به داخل ورزشگاه راه نمی دادند و گفته می شد اختلال سیستمی بوده و اشتباه کرده اند بلیت را خریده اند! تلاش آنها برای ورود به ورزشگاه و حتی بازپس گیری هزینه شان به جایی نرسید.

برخی از آنها در شبکه های مجازی نوشتند که ماموری به آنها گفته پرچم سوریه را دست شان بگیرند و همراه زنان سوری وارد ورزشگاه شوند که از قرار معلوم نپذیرفته اند و شکایت کرده اند که چرا باید هویت ملی شان را بفروشند و در سرزمین مادری شان برای ورود به ورزشگاهی که نامش «آزادی» است زیر لوای پرچم کشور دیگری بروند!

زنان سوریه و زنان ایران؛ «آزادی»بیشتر حق کدامیک بود؟

واکنش ها در فضای مجازی به این ماجرا دامنه های دیگری هم پیدا کرد. کسی گزنده نوشته بود: «اگر طبق قوانین ایران حجاب اجباری است و حضور زنان در ورزشگاه قانونی نیست، حضور زنان سوری در ورزشگاه آزادی بدون حجاب یعنی نقض حاکمیت ملی ما و اگر حجاب اجباری و منع حضور زنان در ورزشگاه فقط مختص زنان ایرانی است معنیایش می شود نژادپرستی و آپارتاید!»

این موضوع حتی دستمایه شوخی با جواد خیابانی هم شد و نوشتند: بانوی ایرانی را نذاشتن بیاد استادیوم، ولی بانوی سوریه ای را گذاشتن!بانوی شجاع ایرانی گفت: حقم را بخور فدای سرت که حقم را میخوری!

این اتفاق در حالی رخ داد که یک نماینده زن مجلس پیش از بازی اعلام کرد در همراهی با زنان ایرانی که حق ورود به ورزشگاه ندارند، او هم به رغم اینکه می توانسته است حضور پیدا کند، به ورزشگاه نمی رود.

با این همه مثل همیشه این تلاش هم ناکام ماند گرچه نشان داد برخی از زنان مصرانه خواهان برقراری این حق خود هستند و تصمیم ندارند کوتاه بیایند. در این میان می توان پرسید که چطور حضور زنان در راه پیمایی و انتخابات ستایش می شود اما آنها حق ندارند به ورزشگاه بروند و یک مسابقه ورزشی ملی را – با رعایت همه موازین و تمهیداتی که به سهولت قابل اجراست- شاهد باشند؟

حضور زنان در ورزشگاه نه تمام آرزوی آنانی است که نیمی از جامعه را تشکیل می دهند و نه وقتی منع می شوند دنیایشان به آخر می رسد. پرسش اما ساده است؛ این همه تلاش و مقاومت برای ممانعت از ورود زنان به ورزشگاه ها تا کی ادامه دارد و اصولاً چه دستاوردی به همراه دارد؟

چطور می شود آنها را نادیده گرفت و در مقابل توقعی که رویایی و خارق العاده نیست این همه مقاومت کرد؟ مقاومت های دهه های پیش برای ممانعت از ورود دختران به مدارس، دانشگاه ها و بازار کار چه نتیجه ای به بار آورد جز اینکه امروز گفته می شود قریب به 70درصد دانشجویان کشور را دختران تشکیل می دهند؟

کسانی که تمام هویت و ماهیت زنان را در «فرزندآوری» تقلیل می دهند خبر دارند که بازیکنان تیم ملی فوتبال و تمام صدهزار مردی که به ورزشگاه آزادی می روند از «مادری» به دنیا آمده اند که زن است؟!

حتی اگر با همین نگاه حداقلی به آنها نگاه کنید باز می بینید همین زنان و دختران هستند که فردا ستاره های تازه به دنیا می آورند. ستاره هایی که به درخشش شان در زمین های ورزشی و میدان های علم و صنعت و هنر افتخار می کنیم. با آنها مهربان تر باشیم.

No responses yet

Sep 06 2017

کیفرخواست «علی غزالی» با فشار پدرزن سابق تنظیم و صادر شد: «اعدام»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,امنیتی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

آمد نیوز: علی غزالی روزنامه‌نگار افشاگر و مدیرمسئول پیشین وب‌سایت توقیف شده‌ی «بازتاب‌امروز» به اعدام محکوم شده است.

به گزارش منابع خبری «آمدنیوز» در سازمان اطلاعات سپاه (ساس)، علی غزالی روزنامه‌نگار افشاگر و مدیرمسئول پیشین وب‌سایت توقیف شده‌ی «بازتاب‌امروز» که از تاریخ ۶ شهریورماه ۱۳۹۵ در بازداشت این نهاد امنیتی به سر می‌برد، با فشار محمدحسین زیبایی‌نژاد (سردار نجات) به اعدام محکوم شده است.

به‌گفته یک شاهد عینی، نماینده‌ی سازمان اطلاعات سپاه کیفرخواست این روزنامه‌نگار را که پیشتر در سازمان متبوعش تنظیم شده بود؛ با استفاده از «فلش مموری» در سربرگ دادستانی تهران پرینت کرده است.

بر اساس آخرین گزارش‌های دریافتی، مدت‌هاست سازمان اطلاعات سپاه کیفرخواست متهمان را تنظیم و بر روی «فلش مموری» به بازپرسان شعب منتقل می‌کند تا این کیفرخواست‌ها تنها بر روی سربرگ دادستانی پرینت شود. در بسیاری از موارد، این کیفرخواست‌ها، دارای ایرادات حقوقی و املایی فاحشی است و حتی به بازپرس‌ها و قضات درگیر در پرونده‌های امنیتی سپاه اجازه ویرایش کیفرخواست‌های تنظیم شده از سوی این نهاد امنیتی داده نمی‌شود چراکه نظریه‌پردازان سازمان اطلاعات سپاه معتقدند درصورت انتشار این اسناد، همین مشکلات نوشتاری و حقوقی می‌توانند از سویی سازمان اطلاعات سپاه را (با این استدلال که گذار از فیلترهای موجود در سیستم‌، وجود اشکالات ویرایشی را غیرممکن می‌سازد) تبرئه کنند، و از سوی دیگر پس از انتشار آن‌ها، می‌توان برخی رسانه‌ها را نیز متهم به «جعل اسناد» کرد.

«علی غزالی» روزنامه‌نگار و مدیر مسئول وب‌سایت «بازتاب امروز« بود که از هفتم اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۲ به دلیل افشای ارتباط «بابک زنجانی» با سپاه پاسداران در وب‌سایت بازتاب بازداشت شد. در زمان زندانی شدن این روزنامه‌نگار، دختر سردار زیبایی‌نژاد (نجات)، جانشین کنونی سازمان اطلاعات سپاه نیز به دلیل اختلافات خانوادگی و فشار پدر، زندگی مشترک خود را با وی خاتمه داد. وی هم‌چنین در آذرماه سال ۹۳ نیز مدتی توسط وزارت اطلاعات و با شکایت «تقوی نژاد» مدیرعامل وقت بانک سپه و «حمید پورمحمد گل‌سفید» بازداشت بوده است.

این منبع مطلع در سازمان اطلاعات سپاه پاسداران (ساس) به خبرنگار «آمدنیوز» گفته است که در بازرسی سال گذشته نیروهای این نهاد امنیتی از منزل «علی غزالی»، علاوه بر کشف مقادیر زیادی چک و سفته از افراد مشهور و صاحب‌نفوذ کشور، اسنادی نیز از فعالیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی کشف شده است. سازمان اطلاعات سپاه با کشف این اسناد به وی اتهام «جاسوسی برای غرب» را زده و مدعی شده این اسناد توسط وی به سازمان‌های امنیتی غربی ارسال شده است؛ اتهامی که برای اثبات آن سند و مدرکی ارائه نشده و غزالی نیز آن را رد کرده است.

اتهام دیگر آقای غزالی، «نفوذ در نهادهای امنیتی و جمع‌آوری اطلاعات» عنوان شده است. این اتهام با توجه به همکاری علی غزالی با سازمان حفاظت اطلاعات قوه قضائیه پیش از بازداشت امری طبیعی و در راستای فعالیت کاری وی تلقی می‌شود.

یکی از دلایل اصلی اصرار سردار زیبایی‌نژاد (نجات) برای اعدام «علی غزالی»، اسناد و «گاف»‌هایی است که از وی نزد داماد سابقش موجود است. یکی از این اسناد، عکسی است که سردار زیبایی‌نژاد (نجات) مدت‌ها قبل کنار قاب عکس محمدرضا پهلوی پادشاه فقید ایران به یادگار از خود ثبت کرده است. هراس «نجات» از این است که برخی اسناد علیه وی که نزد «غزالی» موجود است، در صورت آزادی وی، در رسانه‌ها منتشر شود.

از علی غزالی به عنوان افشاگر بورسیه‌های غیرقانونی دولت احمدی‌نژاد نیز یاد می‌شود.

«علی جعفرزاده» بازجوی «غزالی» در سازمان اطلاعات سپاه، با فشار سردار «محمدحسین زیبایی‌نژاد» (نجات)، کیفرخواست این روزنامه‌نگار را تنظیم و «کریمیان» بازپرس دادسرای کارکنان دولت نیز با فشار «نجات»، آن را تأیید و برای «ابوالقاسم صلواتی» رئیس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب ارسال کرده است.

گفتنی است علی غزالی اکنون به بازداشتگاه هجرت سازمان حفاظت اطلاعات سپاه منتقل شده و به دلیل شدت بازجویی‌ها، ضرب‌وشتم و شکنجه‌های شدید، مجبور به همکاری با نهاد‌های امنیتی سپاه پاسداران شده است.

وی با درخواست بازجویان پیام‌رسان تلگرام خود را نیز در داخل زندان راه‌اندازی کرده است. سازمان اطلاعات سپاه وی را تحت فشار قرار داده تا سوژه‌های این سازمان را در «تور امنیتی» گرفتار کند که زمینه برای بازداشت برخی افراد فراهم شود.

No responses yet

Sep 05 2017

عفو بین الملل خواستار توقف فوری تخریب گور جمعی اعدام شدگان ۶۷ در اهواز شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


بی‌بی‌سی: عکس هرانا از گور جمعی اعدام شدگان ۶۷ در اهوازسازمان عفو بین الملل روز دوشنبه با شروع کمپینی خواستار توقف فوری روند تخریب یک گور جمعی در شهر اهواز در جنوب ایران شده است.

این سازمان قبلا در ماه مه گزارش داده بود که بقایای پیکر حداقل ۴۴ نفر که به طور فراقانونی در سال ۱۳۶۷ اعدام شده اند در این محل قرار دارد.

این سازمان ابراز نگرانی کرده است که عملیات ساخت و ساز جاری در این محل باعث از میان رفتن شواهد مهم پزشکی قانونی و از دست رفتن فرصت رسیدن به عدالت برای قربانیان آن کشتارها در سراسر ایران می شود.

به گزارش عفو بین الملل روند ساخت و ساز اوایل سال جاری شمسی در این محل شروع شد و تصاویر ویدئویی نشان می دهد که محل به تدریج زیر تله ای از مواد ساختمانی دفن می شود.

این گروه کمپینی را برای جلوگیری از تخریب این گور شروع کرده است.

فیلیپ لوتر مدیر بخش خاورمیانه و شمال آفریقای سازمان عفو بین الملل در این گزارش با اشاره به تخریب این قبرستان می‌گوید: “شواهد موجود در این گورهای دسته جمعی می‌تواند با بولدوزر زدن این محوطه از بین برود. همچنین خانواده‌های قربانیان از حقوق خود برای کشف حقیقت، رسیدگی عادلانه، جبران خسارت از جمله حق خاکسپاری عزیزان خود محروم می‌شوند.”

او افزود: “به جای بی حرمتی به این گور با ریختن زباله و بازمانده های عمرانی و زجر دادن بیشتر خانواده هایی که به خاطر تلاش خود برای حفاظت از یاد و خاطره عزیزانشان با سرکوب روبرو بوده اند، مقام ها باید با عمل به وظیفه خود کلیه گورهای جمعی ایران را حفظ کنند تا تحقیقات درباره اعدام های فراقانونی ۱۹۸۸ و سایر کشتارهای جمعی انجام شود.”

این سازمان چهار ماه پیش در گزارشی نوشته بود که مقام ها تخریب این محوطه را اعلام نکردند و خانواده های اعدامی ها از یک کارگر ساختمانی شنیدند که قرار است سطح سیمانی گور تخریب و روی آن ساختمان ساخته شود.


این محل در سه کیلومتری گورستان بهشت آباد اهواز قرار داردبراساس این گزارش گور جمعی اهواز در یک قطعه زمین خشک در سه کیلومتری شرق گورستان بهشت آباد قرار دارد .

به گزارش عفو بین الملل در اهواز مقام ها در سال ۶۷ روی این گور بتن خالی کردند ظاهرا به این دلیل که نمی خواستند خانواده های کشته ها محل را حفر و اجساد آنها را خارج کنند.

بهار امسال یک کارگر ساختمانی به یکی از بستگان یکی از کشته ها که به محل رفته بود گفت که عملیات پهن کردن جاده کنار این گورستان در جریان است و در مرحله بعد لایه بتنی گور جمعی کاملا تخریب خواهد شد تا یک “فضای سبز” یا یک مرکز تجاری جای آن را بگیرد.

این سازمان اشاره می کند که این تنها گور جمعی کشتارهای ۱۳۶۷ نیست که با خطر تخریب روبروست و اشاره می کند که ظاهرا تلاش هایی برای دستکاری یک محوطه دیگر از این نوع در مشهد، جایی که تصور می شود ۱۷۰ زندانی سیاسی در آن مدفون هستند، در جریان است.

تابستان امسال بیست و نهمین سالگرد اعدام های تابستان ۱۳۶۷ در ایران است. در آن سال چندین هزار زندانی سیاسی به طور مخفیانه اعدام شدند و اجساد آنها شبانه در گورهای جمعی قرار داده شد.

این گروه اشاره می کند که آن اعدام ها به فاصله کوتاهی پس از تهاجم مسلحانه اعضای سازمان مجاهدین خلق در ابتدای تابستان ۱۳۶۷ از عراق به ایران انجام شد.

خانواده های اعدامی ها به طور شفاهی از کشته شدن آنها مطلع شدند اما اجساد هرگز تحویل خانواده ها نشد و حتی بیشتر نقاط دفن علنی نشد.

بیشتر بخوانید:
احمد خاتمی خواهان ‘مدال دادن’ به مجریان اعدام‌های ۶۷ شد
امیر ارجمند: موسوی از اعدام های 67 بی خبر بود
در بیست و پنجمین سالگرد اعدام های تابستان ۶۷،مردم چه به یاد دارند؟
درخواست از سازمان ملل: اعدام‌های ۶۷ را جنایت علیه بشریت بدانید
ادامه بازجویی از احمد منتظری در ارتباط با فایل صوتی اعدام‌های ۶۷
پورمحمدی درباره اعدام‌های ۶۷: افتخار می‌کنیم حکم خدا را اجرا کردیم
اعدام‌های ۶۷؛ ‘بیست نماینده خواهان برکناری علی مطهری از نایب رئیسی مجلس شدند’

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .