Dec 27 2017

مبارزات چند لایه طیف احمدی نژاد و سکوت خامنه‌ای

نوشته: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: ماه‌هاست که رییس‌جمهور پیشین ایران محمود احمدی‌نژاد، و همراهانش، از جمله حمید بقایی و اسفندیار رحیم مشایی، وارد مرحله تازه‌ای از درگیری خود با قوه قضائیه ایران و مشخصا برادران لاریجانی، که ریاست دو قوه قضائیه و مقننه را برعهده دارند، شده‌اند؛ اعتراضاتی که از اواخر سال ۱۳۹۱ و پخش یک فایل صوتی درباره «رانت خواری» فاضل لاریجانی، در مجلس شروع شد.

ادبیات و نحوه عمل بازیگران این تنش، فصل جدیدی را در فضای سیاسی ایران گشوده است. برخی اقدامات همراهان محمود احمدی‌نژاد ریشه در تاریخ سیاسی ایران دارد؛ از جمله اقدام به بست نشینی در اماکن مذهبی.

حمید بقایی که پیشتر معاون اول محمود احمدی‌نژاد بوده و حال به گفته خود او، به تحمل ۶۳ سال زندان محکوم شده است، روز سه‌شنبه اعلام کرد در اعتراض به آنچه از جمله اقدامات غیرقانونی و زورگویانه نامید و در برابر «رفتار ظالمانه شخص صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه»، اقدام به بست نشینی در آرامگاه عبدالعظیم می‌کند. از جمله اتهامات آقای بقایی، «پرداخت پاداش به ۱۶ نفر از اعضای دولت»، و «تبانی در عقد قرارداد و معاملات پنج شرکت» اعلام شده است.

دیگر بازیگر این عرصه، اسفندیار رحیم مشایی، مشاور محمود احمدی نژاد و رئیس پیشین سازمان میراث فرهنگی، است که خود او نیز در دادگاه پرونده دارد. او در ویدیویی تازه از ظلم سخن گفته اما دامنه انتقادش فراتر از قوه قضائیه رفته و از جمله گفته است: « امروز در جمهوری اسلامی ایران هم با ظلم و ستم آشکار، ادعای دروغ مواجهیم» و به گفته او، «باید گریه کرد به حال مردمانی که پیرو خاتم پیامبرانند و آزاد نیستند».

این نوع انتقاد اسفندیار رحیم مشایی را که بعضا شامل کل ساختار نظام جمهوری اسلامی می شود، مهدی مهدوی آزاد، در آلمان در راستای خط فکری آقای مشایی ارزیابی می‌کند.

او به رادیو فردا می‌گوید: «در گفتمان اسفندیار رحیم مشایی، اساسا ارادت خاصی به رهبر جمهوری اسلامی هم وجود ندارد».

آقای مهدی آزاد یکی از« هراس‌های جدی حاکمیت در پشت پرده» را این می‌داند که «جریان احمدی نژاد به دلیل افزایش فشارها ناگهان تغییر جهت بدهد و به صورت علنی ، گفتمان اسفندیار رحیم مشایی را دنبال کند، بنابراین در این زاویه ما می‌بینیم که حاکمیت بسیار دست به عصا حرکت می کند».

خود محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری پیشین ایران که حال از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام است، روز دوشنبه فصل تازه‌ای از انتقادها علیه دستگاه قضایی جمهوری اسلامی را گشوده است.

او پس از بیان انتقادهایی در چند ویدیو و «غاصب» و «فاقد مشروعیت» خواندن صادق لاریجانی، متنی را منتشر کرد که می‌گوید با استفاده از نظر حقوقدانان و صاحب نظران این عرصه منتشر شده و مورد به مورد، به کم و کاستی‌های دستگاهی پرداخته است که رئیس آن را رهبر جمهوری اسلامی بر می‌گزیند.

محمود احمدی‌نژاد بعد از آنکه در این متن به اصولی چون اصل دادرسی عادلانه، ممنوعیت هتک حرمت، منع بازداشت، رسیدگی قضایی در اسرع وقت و دسترسی به وکیل مستقل، آزادی عقیده و ممنوعیت تفتیش عقاید اشاره کرده، مشکلات ساختاری قوه قضاییه را برشمرده است و سپس راهکارهایی ارائه داده است.

مهدی مهدوی آزاد از جمله تحلیلگرانیست که اعتقاد دارد موارد مطرح شده در این متن ، همان حرفهایی است که بسیاری دیگر از منتقدان هم پیشتر مطرح کرده بودند و می‌افزاید: « اگر شما سابقه سیاه محمود احمدی نژاد در زمینه حقوق شهروندی، و سابقه سیاسی بد او را کنار بگذارید، واقعیت این است که حرف‌هایی که می‌زند از صدر تا ذیل، حرف دل میلیون‌ها شهروند ناراضی، منتقد و حتی حرف دل فعالان اصلاح‌طلب و مخالف حکومت است و حتی بخش بزرگی از اصولگرایان هم ته دلشان با انتقادات احمدی نژاد موافقند».

از همین رو هم آقای مهدوی آزاد بر این باور است که شاید این راهبرد موفق تری از سایر لایه‌های مبارزاتی محمود احمدی نژاد و همراهانش باشد.

این تحلیلگر سیاسی می‌گوید:« اهمیت کلیدی این متن این است که از ادبیات سیاسی و تهاجمی معمول احمدی نژاد فاصلح گرفته و وارد یک گفتمان حقوقی و منطقی شده، این رویکرد این فرصت را فراهم می کند که احمدی‌نژاد بتواند بخش بزرگتری از کارشناسان و نیروهای سیاسی ِ حتی مخالف خود را دورش جمع کند و حمایت بیشتری را حتی در جبهه اصولگرا به دست بیاورد . بنابراین اگر این رویکرد ادامه پیدا کند، تهدید به مراتب بزرگتر از رویکرد قبلی اش علیه قوه قضائیه است».

محمود احمدی‌نژاد و صادق لاریجانی هر دو با حکم آیت‌الله علی خامنه‌ای، مقام کنونی خود را در اختیار دارند؛ کسی که از آغاز این مجادله در ماه‌های اخیر، هنوز درباره آن اظهار نظر نکرده و گروهی از تحلیلگران این عرصه از جمله محمد جواد اکبرین در فرانسه معتقدند هزینه ورود آیت الله خامنه ای به این عرصه، از سکوت درباره آن بسیار بیشتر است.

آقای اکبرین به رادیو فردا می‌گوید: «دو طرف دعوا منصوب آیت الله خامنه ای هستند و هر دو مورد حمایت او هستند. حساسیت جامعه روی آنها زیاد است، و به ویژه یکی از این دو طرف، کسی است که در دهه گذشته تمام کشور هزینه سنگینی به لحاظ امنیتی، اقتصادی و سیاسی برای حمایت رهبری از او پرداخته است».

در این میان، آخرین نماز جمعه‌ای که در تهران برگزار شد، فرصتی برای اظهار نظر محمد امامی کاشانی در این زمینه را فراهم کرد.

امام جمعه تهران که عضو مجلس خبرگان رهبری نیز هست، روز اول دی ماه گفت قوای جمهوری اسلامی و «کسانی که در رأس نظام هستند نباید تضعیف شود و تأکید کرد که «نباید مشکلات را به سطح جامعه کشاند، بلکه باید چند نفر را به عنوان ریش‌سفید مشخص کرد تا بتوانند حرف‌ها را با طرف مقابل بررسی و حل کنند.
وبسایت دولت بهار/ ب.ک.

No responses yet

Dec 27 2017

معاون روابط کار وزیر کار در گفت‌وگو با ایلنا:بازداشت‌ها خارج از محدوده وزارت کار صورت گرفته است، در فضایی آرام آماده دیدار با همسر رضا شهابی هستم

نوشته: در بخش: امنیتی,حقوق بشر,سیاسی

ایلنا:

احمد مشیریان گفت: در فضایی آرام و صنفی، حاضر به ملاقات با همسر رضا شهابی و پیگیری پرونده ایشان هستم.

احمد مشیریان (معاون روابط کار وزیر کار) در پی دستگیری همسر رضا شهابی (ربابه رضایی) مقابل وزارت کار به خبرنگار ایلنا گفت: اطلاع دارم که از چند وقت پیش، وزیر کار پیگیری‌هایی در ارتباط با پرونده رضا شهابی انجام داده‌است.

وی در ارتباط با وقایع صبح امروز گفت: در جریان دستگیری امروز ایشان نیستم؛ فقط به طور غیرمستقیم شنیده بودم که قرار است امروز همسر رضا شهابی به وزارت کار بیاید؛ منتها در جریان تجمع نبوده‌ام. هیچ کس هم به من اطلاع نداده بود که همسر شهابی قرار است با شخص بنده دیدار کند.

وی با بیان این که اگر همسر رضا شهابی به صورت شخصی در فضایی آرام و بدون تنش به وزارت کار بیاید، مذاکره و پیگیری میسر است، گفت: نباید در فضای مجازی جنجال آفرینی شود تا به تنش و فضای امنیتی بیانجامد.

مشیریان گفت: قضیه را می‌توان به صورت صنفی و نه سیاسی، از طریق مذاکره و رایزنی پیگیری کرد.

معاون روابط کار وزارت کار در ادامه در ارتباط با دستگیری‌های تجمع امروز گفت: در جریان دستگیری‌ها و این که چه کسانی بازداشت شده‌اند، نیستم و در ضمن این را هم باید اضافه کنم که بازداشت‌ها خارج از محدوده وزارت کار انجام شده؛ هیچ کس داخل محوطه وزارت کار بازداشت نشده‌است.

No responses yet

Dec 27 2017

مردم ایران نامحرم نیستند؛ آیت الله هاشمی شاهرودی کجاست؟

نوشته: در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

خُسن آقا: رفتن دست بوس ملکه دولت فخیمه!
عصرایران: نقدی بر خود آیت الله نیست چرا که او اکنون درگیر بیماری اش است، بلکه روی سخن با مسؤولان دفتر اوست که مردم ایران را نامحرم می دانند. این حق مردم ایران است که بدانند رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس سابق قوه قضائیه ایران، اکنون کجاست؟

عصر ایران – خبر این بود: آیت الله هاشمی شاهرودی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام برای درمان به خارج از کشور رفت.

در متن خبر اما هیچ نشانه ای از نام هیچ کشوری نبود؛ او فقط به “خارج از کشور” رفته است.
جالب این که برخی نزدیکان وی، ابتدا اصل سفر را تکذیب کرده بودند!
پرس و جوها نیز نتیجه ای نداشت؛ دفتر آیت الله نیز هیچ گونه اطلاعاتی منتشر نکرد.

سالانه افراد زیادی برای درمان به خارج از کشور می روند و آیت الله هاشمی شاهرودی هم یکی از آنان که برایش آرزوی سلامتی می کنیم؛ اما این که کشور مقصدش را از دید مردم ایران پنهان می کنند، اثر روانی بسیار بدی بر روی مردم دارد.

قطعاً نمی توانند ادعا کنند که مسائل امنیتی در میان است چرا که کشور مقصد می داند و در جریان جزئیات است و حتی شماره اتاق بستری را هم می دانند ولی مردم ایران نمی دانند که مسؤول بلند پایه کشورشان در کجای این دنیاست!

عکس مربوط به دوران بستری شدن آیت الله هاشمی شاهرودی در ایران است

مردم ایران نامحرم نیستند؛ آیت الله هاشمی شاهرودی کجاست؟
نقدی بر خود آیت الله نیست چرا که او اکنون درگیر بیماری اش است، بلکه روی سخن با مسؤولان دفتر اوست که مردم ایران را نامحرم می دانند. این حق مردم ایران است که بدانند رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس سابق قوه قضائیه ایران، اکنون کجاست؟ ولی گویا عده ای همچنان مردم ایران را نامحرم می دانند!

No responses yet

Dec 26 2017

روایت سنوار از تماس تلفنی سلیمانی؛ «همه امکانات در اختیار حماس است»

نوشته: در بخش: خاورمیانه,سپاه

رادیوفردا: یحیی السنوار، رهبر داخلی حماس در سرزمین‌های فلسطینی، می‌گوید که قاسم سلیمانی فرمانده شاخه قدس سپاه پاسداران ایران در مکالمه تلفنی اخیر به او گفته است که «همه امکانات در نبرد دفاع از قدس در اختیار حماس است».

فایل صوتی یحیی السنوار که روایت خود را از گفت‌وگوی تلفنی قاسم سلیمانی بیان می‌کند، دوشنبه چهارم دی از شبکه لبنانی المیادین، همسو با ایران و حزب‌الله، منتشر شد.

به گفته یحیی السنوار، قاسم سلیمانی در این مکالمه به او گفته است که «سپاه پاسداران و نیروی قدس، در کنار مردم فلسطین بر سر دفاع از قدس حضور دارند».

آقای سنوار افزوده است که درخواست قاسم سلیمانی نیز این بود که حماس، جهاد اسلامی فلسطین و همه «گروه‌های مقاومت اسلامی» امکانات خود را به دفاع از قدس اختصاص دهند.

به گفته این مقام ارشد حماس، این گروه و نیز گروه جهاد اسلامی فلسطین با قاسم سلیمانی در تماس هستند؛ گرچه او به ماهیت همکاری‌های عملی احتمالی اشاره‌ای نکرده است.

پنج روز پس از آنکه دونالد ترامپ در پانزدهم آذر از تصمیم خود برای به رسمیت شناختن اورشلیم، بیت‌المقدس، به عنوان «پایتخت اسرائیل» و موافقت با آغاز فرایند انتقال سفارت آمریکا به این شهر خبر داد، قاسم سلیمانی با فرماندهان شاخه‌های نظامی حماس و جهاد اسلامی فلسطین گفت‌وگوی تلفنی جداگانه کرد.

سپاه‌نیوز که بیستم آذر خبر تماس‌های تلفنی را منتشر کرد، به نام فرماندهان گردان‌های عزالدین قسام، شاخه نظامی حماس، و سرایا القدس، شاخه نظام جهاد اسلامی فلسطین، که در این مکالمه‌ها مورد خطاب قاسم سلیمانی بودند، اشاره‌ای نکرد.

اما خبرگزاری فارس، نزدیک به سپاه پاسداران، روز چهارم دی تأیید کرد که فرمانده شاخه قدس در آن تماسها «آمادگی جمهوری اسلامی ایران برای پشتیبانی همه‌جانبه از نیروهای مقاومت اسلامی فلسطین» را اعلام کرد.

وبسایت تدبیر، وابسته به دولت ایران، نیز خبر داده بود که حسن روحانی رئیس‌جمهور ایران هم در گفت‌وگوی تلفنی در بیستم آذر با اسماعیل هنیه، رئیس دفتر سیاسی حماس، به او گفت که ایران «همواره در کنار فلسطین خواهد ایستاد».

ایران، فلسطینیان و بخش بزرگی از جامعه جهانی از تصمیم آقای ترامپ در مورد اورشلیم ابراز ناخرسندی کرده‌اند؛ مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز پنجشنبه ۳۰ آذر در قطعنامه‌ای با رأی موافق ۱۲۸ کشور، این تصمیم را عملاً رد کرد.

حماس از نخستین واکنش خود به تصمیم رئیس‌جمهور آمریکا، فلسطینیان را به «انتفاضه» فرا خوانده است؛ هر سه جمعه بعد از اعلام این تصمیم، عمدتاً خطوط تماس غزه و کرانه باختری با اسرائیل، شاهد درگیری‌های مرگبار فلسطینیان با نیروهای اسرائیلی بوده است.

از زمان گزینش کادر جدید رهبری حماس در ماه‌های گذشته، مناسبات این جنبش با ایران که بر سرجنگ سوریه سرد شده بود، رو به گرمی نهاده و صالح العروری معاون رهبری حماس همراه با هیئت‌هایی در یک دوره کوتاه سه بار به ایران سفر کرده است.

در این میان اما به نظر می‌رسد تصمیم آمریکا در مورد اورشلیم، انگیزه تازه‌ای به ایران و حماس برای گرم شدن دوباره مناسبات و همکاری داده است.

No responses yet

Dec 26 2017

احمدی‌نژاد: صاحب‌منصبی که ملت او را نخواهد، غاصب است

نوشته: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

بی‌بی‌سی: آقای احمدی نژاد با انتقاد از سیاست های دولت حسن روحانی در زمینه یازانه ها گفته است: “۱۲۰ درصد مردم بهار ۹۳ آمدند و گفتند ما این [یارانه نقدی] را می خواهیم”

محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور سابق ایران گفت: “هر کسی در هر مقام و منصبی که باشد، اگر ملت او را نخواهد، او غاصب است… هر اقدامی انجام دهد، تخلف است. هر تصرفی در بیت المال انجام دهد، بعدا باید پاسخگو باشد”.

سایت دولت بهار، نزدیک به آقای احمدی نژاد، نوشته که وی “در جمع دانشجویان” با انتقاد شدید از عملکرد دولت حسن روحانی در زمینه یارانه‌های نقدی گفته: “به‌گونه ای حرف می‌زنند که انگار مردم یک مشت زیاده‌خواه هستند، این اموال هم ملک پدری آنهاست.”

بودجه پیشنهادی دولت برای پرداخت یارانه‌های نقدی و غیر نقدی در سال آینده خورشیدی تقریبا نصف شده و از حدود ۴۲ هزار میلیارد تومان، به ۲۳ هزار میلیارد تومان رسیده است.

دولت آقای روحانی اعلام کرده که قصد دارد یارانه نقدی کسانی را حذف کند که دارای درآمد بالاتری هستند تا پرداخت یارانه نقدی به اقشار کم درآمدتر محدود شود.

بیشتر بخوانید:

محمود احمدی نژاد، در فروردین ماه گذشته هم با اشاره به ثبت نام ۹۷ درصد مردم برای دریافت یارانه، علی رغم تلاش دولت برای کاهش تعداد کسانی که یارانه می گیرند، دولت حسن روحانی را به شدت مورد انتقاد قرار داده بود.

آقای احمدی نژاد در سخنرانی اخیر خود تأکید کرده: “۱۲۰ درصد مردم بهار ۹۳ آمدند و گفتند ما این [یارانه نقدی] را می خواهیم. همین الان هم نظرسنجی کنیم بیش از ۱۰۰ درصد می گویند می خواهیم.”

‘مجلس و دولت دارند زیر تعهد خود می‌زنند ‘

وی افزوده است: “مجلس و دولت یک تعهد قانونی به مردم دادند و دارند زیر آن می زنند. خب این که برخلاف مردمسالاری و برخلاف حق مردم است.”

رئیس جمهور پیشین ایران در بخشی دیگر از سخنرانی خود گفته است: “همه امور در کشور باید طبق نظر و رأی مردم انجام شود، این عین قانون اساسی ماست و حق است… البته تا این را می گوییم یک عده می گویند که آقا اگر مردم اشتباه کردند چی! آیا تو تشخیص می دهی مردم اشتباه کردند؟”

وی ادامه داده: “آقا ۷۰ میلیون، ۸۰ میلیون، ۵۰ میلیون یک نظری دارند، به یک باوری رسیدند، حالا تو می گویی غلط است؟ تو به چه حسابی می گویی غلط است؟”

محمود احمدی‌نژاد در هفته‌های اخیر، در سخنانی جداگانه قوه قضاییه را مورد انتقاد شدید قرار داده بود، اما جدیدترین سخنرانی او، عمدتا به انتقاد از سیاست های قوه مجریه اختصاص دارد.

با این حال، برخی از قسمت‌های این سخنرانی مخاطب مشخصی ندارد و به نظر می‌رسد متوجه طیف وسیع‌تری از مقام های حکومتی ایران است.

No responses yet

Dec 26 2017

ماکرون: ایران از حوثی‌ها حمایت تسلیحاتی می‌کند تا به عربستان حمله کنند

نوشته: در بخش: خاورمیانه,سیاسی

عصرایران: رئیس‌جمهور فرانسه در یک گفت‌وگوی تلفنی با پادشاه عربستان ضمن محکوم کردن حمله موشکی انصارالله یمن به پایتخت عربستان ادعاهایی علیه جمهوری اسلامی ایران مطرح کرد.

به گزارش ایسنا به نقل از خبرگزاری رسمی عربستان ( واس) امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه در گفت‌وگویی تلفنی با ملک سلمان، پادشاه عربستان ضمن محکوم کردن حمله موشکی انصارالله یمن به کاخ یمامه ریاض گفت: فرانسه در مقابل هر نوع تهدید امنیتی علیه عربستان از این کشور حمایت خواهد کرد.

وی درادامه مدعی شد: مقابله با فعالیت‌های بی‌ثبات کننده ایران ضروری است و موضع فرانسه در رابطه با نقش تخریبی ایران واضح است.

مکرون همچنین مدعی شد که ایران از حوثی‌ها حمایت تسلیحاتی و بالستیکی می‌کند تا به عربستان حمله کنند.

براساس این گزارش، رئیس جمهور فرانسه درپایان از تلاش‌های عربستان برای مقابله با تروریسم تقدیر کرده است.

به گزارش ایسنا، این ادعاها درحالی مطرح می شود که بهرام قاسمی، سخنگوی وزارت خارجه اعلام کرده است: ما هیچ‌گونه ارتباط تسلیحاتی با یمن نداریم، یمن در محاصره است و چنین امکانی در کل وجود ندارد در غیر این‌صورت ایران به قدری شهامت دارد که چنین اقدام و سیاستی را اگر داشته باشد اعلام کند؛ آنچه امروز در دستان مردم یمن هست سلاح‌هایی است که از دولت های قبل در پادگان ها وجود داشته، امروز مشاهده می‌کنیم یمن برای آنکه در مقابل تجاوز و حملات بی‌امان از خود محافظت کند به سراغ تکنیک‌های درونی رفته و این طبیعی است.

همچنین سازمان ملل چندی پیش درباره شلیک اول حوثی‌ها به سمت ریاض، اعلام کرده بود “هیچ شواهد قاطعی که نشان دهد چه کشوری سازنده موشک‌های شلیک شده توسط حوثی‌های یمن به عربستان بوده است، وجود ندارد.

No responses yet

Dec 25 2017

از کار ″تحت‌الحفظ″ تا تکذیب آزادی؛ وضعیت مبهم مهدی جهانگیری

نوشته: در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی

دویچه‌وله: وکیل مهدی جهانگیری، نایب رئیس اتاق بازرگانی تهران و برادر اسحاق جهانگیری، خبر آزادی موکل خود را تکذیب کرد. پیش‌تر گزارش‌هایی مبنی بر آزادی او منتشر شده بود. مهدی جهانگیری مدتی پیش توسط سپاه کرمان بازداشت شده بود.

به‌رغم انتشار خبرهایی مبنی بر آزادی مهدی جهانگیری، وکیل مدافع او روز دوشنبه (۴ دی/ ۲۵ دسامبر) این خبر را تکذیب کرد. محمود ایثاری در گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا، ضمن تکذیب خبر آزادی مهدی جهانگیری گفت: «پرونده موکل‌ام همچنان در مرحله تحقیقات است».

رسانه‌های داخلی ایران امروز دوشنبه گزارش داده بودند که مهدی جهانگیری، نایب رئیس اتاق بازرگانی تهران و برادر اسحاق جهانگیری معاون رئیس جمهوری ایران، با قرار وثیقه از زندان آزاد شده است.

آزاد، اما “تحت‌الحفظ”

روزنامه جهان صنعت روز دوشنبه از “آزادی محدود” مهدی جهانگیری خبر داده و به نقل از “یک منبع آگاه” نوشته بود که او طی روزهای گذشته «از بازداشتگاه به محل کار خود مراجعت کرده و تحت‌الحفظ به امور روزمره و کارهای شخصی خود مشغول بوده است».

خبرگزاری ایلنا نیز به نقل از “یک منبع آگاه” ضمن تأیید خبر آزادی مهدی جهانگیری نوشته بود که او از مدتی پیش برای رسیدگی به پرونده‌اش به تهران منتقل شده است. به گفته این “منبع آگاه”، مهدی جهانگیری از “حدود ۴ روز پیش تحت‌الحفظ برای پیگیری کارهای اقتصادی خود” آزاد شده و «در این مدت نیز با برخی از اقوام خود دیدار داشته است».

به نوشته “جهان صنعت”، مهدی جهانگیری در این ملاقات‌ها از عدم پیگیری برادرش در مورد پرونده خود نیز ابراز “گله‌مند”ی کرده است.

ایلنا به نقل از منبع خود همچنین افزوده بود که «امروز از برخی محدودیت‌های مهدی جهانگیری کاسته شده است».

مهدی جهانگیری ۱۴ مهرماه سال جاری (۱۳۹۶) در کرمان توسط سپاه پاسداران این استان بازداشت و روز ۱۳ آذرماه برای ادامه رسیدگی‌ها از کرمان به تهران منتقل شده بود.

فرمانده سپاه کرمان: سراغ تک‌تک‌شان می‌رویم

غلامعلی ابوحمزه، فرمانده سپاه ثارالله استان کرمان نیز اندک زمانی پس از بازداشت مهدی جهانگیری، او را “یکی از ریشه‌های فساد” خوانده و گفته بود: «در استانی که یک جوان مجبور است با هزاران مشکل سه میلیون وام بگیرد، این آقایان میلیارد میلیارد هزینه می‌کنند. برادر ایشان به جای اینکه بیاید این اقدام برادرش را تقبیح کند، می‌گوید: اینها به دنبال تسویه‌حساب شخصی هستند».

فرمانده سپاه ثارالله استان کرمان تهدید کرده بود: «من به صراحت اعلام می‌کنم که سپاه علیه هر کس که بخواهد برخلاف مردم و نظام حرکت کند، بلند می‌شود. ما سراغ تک‌تک‌شان می‌رویم».

محمد جعفر منتظری، دادستان کل ایران نیز ۱۶ مهرماه بدون ذکر جزئیات گفته بود که پرونده مهدی جهانگیری در همان هفته در کرمان تشکیل شده و در “مرحله تحقیقات مقدماتی” است.

بازداشتی “قابل پیش‌بینی”

اسحاق جهانگیری، معاون اول حسن روحانی رئیس جمهوری ایران، روز ۱۵ مهرماه در واکنش به بازداشت برادرش، آن را “قابل پیش‌بینی” خوانده و به “تسویه حساب سیاسی” اشاره کرده بود. معاون رئیس دولت دوازدهم افزوده بود: «امیدوارم [انگیزه] دستگیری برادرم سوءاستفاده سیاسی نباشد و عدالت، مبارزه با فساد و حاکمیت قانون برای همه یکسان اجرا شود».

جهانگیری همچنین گفته بود: «هیچ خط قرمزی برای مقابله با فساد نیست و هیچ‌کس در این زمینه مصونیت ندارد، اما هیچ‌کس هم حق ندارد به بهانه مبارزه با فساد تسویه‌حساب سیاسی کند».

اتهام فساد مالی به نزدیکان روحانی و جهانگیری در بحبوحه دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اوج گرفت. سایت اصول‌گرای “جهان‌نیوز” نزدیک به “جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی” روز نهم اردیبهشت برادران رئیس جمهوری و معاون او، حسین فریدون و مهدی جهانگیری را “دو روی سكه قدرت و ثروت” خوانده بود که به ادعای این سایت، با سوءاستفاده از موقعیت برادران‌شان وارد “حلقه قدرت و ثروت” شده‌اند.

محمدباقر قالیباف، یکی از نامزدهای اصول‌گرای انتخابات نیز که در واپسین روزها وادار به کناره‌گیری به سود “نامزد اصلح” این جناح ابراهیم رئیسی شد، در آخرین مناظره تلویزیونی، در واکنش به انتقادهای جهانگیری از سپردن سهام بانک وابسته به شهرداری به یکی از “مفسدان اقتصادی”، از او خواست با “تخلف‌های” برادرش برخورد کند.

اندکی پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری، ابتدا برادر حسن روحانی بازداشت و با قید وثیقه آزاد شد و سپس برادر معاون اول با اتهام فساد مالی روبه‌رو شد و بازداشت گردید.

No responses yet

Dec 25 2017

نامه‌ای به برادرم، درباره‌ی آزادی: شهاب اسفندیاری عزیزم، برادر و رفیق روزهای سخت،

نوشته: در بخش: بدون دسته بندی

حسین درخشان: سلامم را بپذیر. شنیده‌ام که از زمان انتخابات و حمایتم از حسن روحانی از جانب برخی دوستان حزب‌الهی که زمانی حامیِ من بودند تحت فشاری. عجیب‌ نیست، چرا که بعضی از آنان گمان می‌بردند من پس از آزادی، مثل برخی سست‌عنصران پیشین، به خدمت گفتمان فاسد، سرکوب‌گر و آزادی‌ستیزی که کره شمالی را آرمانشهر و سعید امامی را قهرمان خود می‌داند در میایم.

این نامه را به تو می‌نویسم، چون تنها کسی بودی که از روزهای ترسناک اول بازداشت ‌تا شبهای ناامیدی آخر آن کابوس شش ساله‌ی در‌ زندان پایم ایستادی و خطر بازداشت و گرفتاری و بدنامی را بجان خریدی. خطابم به توست چون باسوادترین، منصف‌ترین، سالم‌ترین، دلسوزترین و شجاع‌ترین حزب‌الهی‌ای هستی که می‌شناسم.

من بابت زخم زبانهایی که بخاطرم می‌خوری عمیقا از تو و دیگر دوستانِ هنوز حامی عذر می‌خواهم. اما به عنوان یک باورمند به انقلاب اسلامی و بنیانگذارش از اینکه جلوی جریانِ آزادی‌ستیز و منحرف از اصول انقلاب اسلامی بایستم عذر نمی‌خواهم.

منظورم جریانی است که تنها نوک بیرون از آبِ آن را به نام «جبهه پایداری» در این سالها شناخته‌ایم؛ جریانی جبرگرا، انزواطلب، آزادی‌ستیز، ظاهرپرست، میلیتاریست، خشونت‌خواه، زن‌‌ستیز، ماکیاولیست، تمرکزگرا، ناسیونالیستِ نژادپرست، و فسادپرور. جریانی پیچیده که از دو دهه پیش به شکلی خزنده برای کنترل تمام مراکز مهم سیاست‌گذاری فرهنگی اقتصادی و سیاسی و امنیتی کشور خیز برداشت و موفق شد هشت سال به کمک عروسکی اجاره‌ای بنام احمدی‌نژاد (که نهایتا چموشی کرد و خود را ویران) انقلاب را از مسیر امام خارج و کشور را به آستانه سقوط بکشاند.

هرچند انتخابات ۹۲ و ۹۴ بخشی از نفوذ رسمی آنان را کاهش داد، اما این جریان فتنه‌گر نه تنها هنوز بخش عمده‌ی قدرت غیررسمی خود را نگه داشته، بلکه درکمین کوچک‌ترین فرصت برای جبران مافات نشسته و مترصد دست‌یابی به فتح الفتوحش (جانشینی آیت‌الله خامنه‌ای) است.

این جریان خود را شاگرد و وامدار آیت‌الله مصباح یزدی می‌داند، اما احتمالا این هم مانند ادعای پیروی‌اش از آیت الله خامنه‌ای دروغین است. فقط از نام این دو شخصیت استفاده می‌کند تا بتواند جوانان ساده دل و متدین را فریب دهد. البته آقای مصباح فرد محترم و باسوادیست، اما تفسیری که ایشان و شاگردانش از شکل و غایت جمهوری اسلامی دارد زمین تا آسمان با دیدگاه امام خمینی و شاگردان او متفاوت است. جمهوری اسلامی آقای مصباح چیزی نیست که مردم چهار دهه پیش به آن آری گفتند و در قانون اساسی متبلور شد. وارد این بحث نشویم. خودت می‌دانی چه می‌گویم و همان چندبار دفاعت از فرهادی و کیارسمتی و بنی‌اعتماد برای فهمیدن مواضعت برابر این جریان کافی است.

لابد از دوران فعالیت دانشجویی یادت هست که خطر این تفکر آزادی‌ستیز را برای انقلاب خمینی یک نفر از نزدیگترین شاگردان خمینی همه بهتر می‌فهمید: سید محمد خاتمی، مشاور و نویسنده پیامهای خمینی، در اوایل دهه هشتاد بارها هشدار داد که حذف آزادی از گفتمان جمهوری اسلامی منجر به سقوط خواهد شد. حالا پس از ۱۵ سال خطری که او در خشت خام می‌دید منِ کمترین و بسیاری مانند من در آینه می‌بینیم.

شهاب عزیز، باور کن آخرین فرصت بقای این انقلابِ هنوز بی‌مانند و نظامی مستقل که (با همه کاستی‌هایش) از آن برخاسته تنها یک چیز است: حرکت فوری و رادیکال به سمت «آزادی» که آن هم تنها به‌دست جوانهای انقلابی و اصول‌گرا مثل تو ممکن است. چرا؟

کسریِ آزادی نیروی انسانی تحصیلکرده و سالم و کارآمد این کشور را بطرزی ترسناک به بهانه‌های گوناگون فراری داده یا خانه‌نشین کرده است. درنتیجه چرخه‌ی بی‌پایانی از فساد و ناکارامدی شکل گرفته که پس از چهار دهه کشور را زمین‌گیر و درآستانه‌ی فروپاشی کامل داخلی قرار داده است. وضع در بیرون مرزها و از نظر صنایع دفاعی به نسبت خوب است، شاید چون حوزه‌‌هایی تخصصی و حساس‌اند که سیاست‌گذارانی کم‌تعداد دارند. اما جامعه‌ی ایران از درون در آستانه فروپاشی است.

تبعیض‌ها و نابرابری در حقوق و فرصتها امید به آینده را در مردم کشته و در انبوهی از جوانان به افسردگی یا بی‌هنجاری یا میل به مهاجرت منجر شده. ابتدا از سفرهای کوتاه به کشورهای همسایه برای تفریحات ابتدایی مثل‌ موسیقی و ساحل و ورزش و عروسی و غیره شروع شده و پس از کمی تحصیل به مهاجرت دایمی می‌انجامد. ایران به جامعه‌ای تکه‌پاره و توزیع شده در بیرون از خود تبدیل شده که تنها از بخشی کوچک از نیروی انسانی‌ای را که خود تولید کرده بهره می‌برد.

نارضایتی زنان و دختران جوان از انواع تبعیض و آزار فیزیکی و روانی و به انفجار نزدیک شده است. نابرابری طبقاتی ناشی از فساد و تحریم و ناکارآمدی به حد بحرانی رسیده است. اقلیت‌های حتا مشروع دینی یا مذهبی تحت فشارهای گوناگون سیاسی-اقتصادی در حال له شدن یا فرارند. مردم برای ادامه زندگی بطور سیستماتیک ناچار به ریا و تزویرند و به فرزندانشان از خردسالی دروغ‌گویی برای بقا را یاد می‌دهند. مهمترین کانال ارتباطی حاکمیت با جامعه، یعنی صداوسیما، به ورشکستگی مالی و مشروعیتی رسیده. و از همه خطرناک‌تر، آزادی بیان و عقیده برای نقد عمومیِ مسایل مهم، با مکانیزم‌هایی هوشمندتر از پیش (با شیوه‌هایی بیشتر از نوع هاکسلی تا اوررول)، بسیار محدود شده است. نتیجه‌ی این‌ها جامعه‌ای ترسیده، بی‌هنجار، ناامید، پراکنده، فرصت‌طلب، متظاهر، خسته، و غمزده است که هرکس بتواند رخت خود را از آن بیرون می‌کشد.

شاید بگویی چهل سال است مخالفان ازین حرفها می‌زنند. اما اوضاع در یک سال اخیر حاد‌تر از همیشه شده. امید به بهبود اقتصادی پس از ریاست ترامپ بر آمریکا کمرنگ شده است، چرا که سیاست‌های او هم روند سرمایه‌گذاری خارجی لازم را برای ایجاد شغل و افزایش رفاه کند کرده و هم، با تهدیدهایش به براندازی، گشایش در فضای سیاسی را دشوار. همزمان، هاشمی رفسنجانی که در دو دهه اخیر وزنه‌ای سنگین به سود جریان واقع‌بین و میانه‌رو در مدیریت کلان کشور بود و نقش اساسی در تعدیل کردن لابی‌های جریان آزادی‌ستیز نزد رهبری داشت درگذشته و رهبری را برابر این جریان فتنه‌گر تنها گذاشته است. از سوی دیگر، رژیم سعودی (هرچند خودش معلوم نیست چقدر دوام بیاورد)، اسراییل و حامیانشان در اروپا و آمریکا، به کمک گروه‌های مخالف تندرو، برنامه‌ای پرحجم را برای تحریک نارضایتی تمام اقلیت‌ها و گروه‌های ناراضی در ایران آغاز کرده‌ و منتظر جرقه‌ای از نوع خودسوزی دست‌فروش جوان تونسی‌اند تا کل ایران را به آتش بکشند. اینها به کنار، سن آیت‌الله خامنه‌ای دارد به هشتاد نزدیک می‌شود و هرچند عمر دست خداست، ولی انجام چنین مسوولیت سنگینی در این سن و سال آسان نیست.

در چنین وضعیتی، بخش عمده‌ای از حاکمیت متاسفانه و تحت تاثیر جریانِ آزادی‌ستیز، که طی دو دهه در تمام مراکز حساسِ سیاست‌‌ساز و سیاست‌گذار نظام نیز نفوذ کرده و بازگشت جریان میانه‌رو را تهدیدی برای موجودیت خود می‌بیند، فضای کشور را بجای بازتر کردن منقبض‌تر کرده است. رد صلاحیت‌های بی‌سابقه‌ی پس از انتخابات (ماجرای سپنتا نیکنام و مینو خالقی)، محدودیت‌های نوظهور برای زنان (از منع حضور‌ در ورزشگاه‌ها گرفته تا منع وزارت و…) و برای جوانان (سختگیری‌های مداوم درباره‌ی پوشش و تفریح) انگار برای شوراندن بدنه‌ی قشر متوسط علیه دولت کنونی و آینده‌ی جریان میانه‌رو طراحی شده‌اند.

خلاصه بگویم، ستیز با آزادی منجر به ورشکستگی انقلاب و نظام از نظر سرمایه‌ی انسانی شده و سیکلی معیوب از مشکلات و ناتوانی از حل آن را خلق کرده است. آزادی شعار اصلی انقلاب اسلامی بود. حتا استقلال هم در واقع نوعی از آزادی است، آزادی از دخالت خارجی. جمهوری اسلامی قرار بود از تمام کشورهای منطقه در شاخص‌های اجتماعی جلویمان بیندازد، نه اینکه در حد دستاوردهای پس از جنگ بایستیم و دو دهه درجا بزنیم و حتا از دیگران عقب بیفتیم. جمهوری اسلامی قرار بود مسلمان بودن را ممکن کند، نه ضروری.

با این وصف، طبیعتا تصادفی نیست که اداره‌ی کشور هنوز پس از چهار دهه بدست مدیران بازنشسته‌ی نسل دوم انقلاب است که همه هم تقریبا محصول کادرسازی شهید بهشتی در دهه شصت‌اند. (اینکه مثلا پس از ۴۰ سال هنوز کسی به کارآمدی و سلامت بیژن نامدار زنگنه‌ی هفتاد و چندساله نداریم یعنی هزاران هزار جوانِ مستعد بهتر از زنگنه شدن را رانده‌ایم تا همه دنیا خدمتشان را بخواهند، جز در ایران.)

شهاب عزیزم، بهتر‌از من می‌دانی که آدمِ تحصیل‌کرده و دنیادیده و شجاع و سالم و دلداده به انقلاب خمینی مثل تو می‌بایست هزاران هزار باشند، ولی انگشت‌شمارند. من یکی از آن هزاران بودم که به عشق خدمت به وطن بازگشتم و همین جریان آزادی‌ستیز ۱۹/۵ سال حکم حبس برایم از دادگاه گرفت. تو، به‌لطف خدا و یاری شاگردِ تنها مانده‌ی خمینی، مرا پس از شش سال از آن وضعیت گروتِسک نجات دادی. حالا نجات آینده کشور این انقلاب، و اینهمه خون و اشکی که نثار آن شده، نیز تنها بدست انگشت‌شمار جوانانی مانند تو که هنوز مورد اعتماد حاکمیت‌اند ممکن است.

فرصت زیادی نمانده، شاید تنها به درازای عمر معدود شاگردانِ باقی‌مانده‌ی خمینی. این نظام اگر درین مهلتِ کوتاه نتواند آزادی‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را به جایگاهی دست کم در حد ماههای نخستین انقلاب داشت برگرداند، سقوطش قطعی است و در آن صورت حسرت همه‌ی ما ابدی. چرا که فروپاشی این نظام، خوب یا بد، یعنی ویرانی و فروپاشیِ همه جانبه‌ی این ملت و تکه پاره‌شدن این سرزمین. کاش تو حداقل این خطر را ببینی و رانندگانِ این اتوبوسِ راهیِ دره را بیدار کنی، چون دیگران با توجیه‌های گوناگون تنها دارند رانندگان را به سقوط سریعتر تشویق می‌کنند.

برادر مسن‌تر ولی کوچکترت،
حسین درخشان

No responses yet

Dec 23 2017

واقعیت ننگین این است: اسلام صاحبان دیگر مذاهب را آدم حساب نمی کند!؛ ف. م. سخن

نوشته: در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

گویانیوز: موضوع راه ندادن سپنتا نیکنام به شورای شهر یزد آن قدر عجیب نیست که ارزش این همه سر و صدا کردن داشته باشد. عجیب این است که عده ای این اصل اسلامی را که:
اسلام صاحبان مذاهب دیگر را آدم حساب نمی کند
باور ندارند و به ضرب و زور می خواهند چیزی غیر از این را به شورای نگهبان جمهوری اسلامی بقبولانند.

حکایت گرم کردن تدریجی قابلمه حاوی قورباغه ی زنده، چنان بلایی بر سر ما آورده که سنسور های حسی ما را کلا از کار انداخته و زشتی موضوع تبعیض مطلق و تحقیر صاحبان دیگر عقاید را از میان برده است.

اگر در یک کشور خارجی، قوانینی مثل قوانین جمهوری اسلامی نسبت به مسلمانان به اجرا در آید آنگاه درک خواهیم کرد که این موضوع بیشتر به فاجعه ی بشری شبیه است تا یک اتفاق عادی سیاسی.

اسلام، از بدو به دست آوردن قدرت سیاسی، تبعیض میان مسلمان و غیر مسلمان را روا داشته و با تعیین جزیه و تحقیرهای علنی اجتماعی معتقدان به دیگر ادیان را وادار به پذیرش مرام مسلمانی کرده است.

حکایت این تبعیض و تحقیر این قدر تلخ است که توضیح آن در محافل خارجی، شان انسان را تا حد انسان های دوران بربریت پایین می آورد و گاه این حکایت از شدت عجیب بودن آن طور که هست باور نمی شود. ولی همین طور است که هست و دار و دسته ی اسلام شناس جنتی، دقیقا نکته ی درستی را بیان می کنند.

حتی همین قدر که به صاحبان دین زرتشتی به عنوان یک دین رسمی، رسمیتی داده شده مورد قبول قلبی آقایان نیست و این را لطفی می دانند در حق زرتشتیان. حتی از این هم فراتر در مورد مسیحیت هم که ظاهرا همخانواده ی اسلام است، آقایان معتقدند که اسلام به مسیحیت لطف کرده و به مریم و عیسی مشروعیت بخشیده والا اگر اسلام نمی آمد مریم زن بدکاره ای بیش نبود و مسیح حرامزاده ای می شد بسان حرامزاده های دیگر.

آقایان حکومت اسلامی در مورد ادیان این گونه فکر می کنند.

امروز اما ما عادت کرده ایم -یا درست تر بگویم به خود یاد داده ایم- که چشم بر این واقعیت ها ببندیم و جهان پیرامون مان را جور دیگری در ذهن تصور کنیم. پس وقتی موردی مثل مورد سپنتا پیش می آید به ناگاه سوزش ضربه ای را که خورده ایم احساس می کنیم و برای مدتی در اثر این ضربه، حالت گیج و منگ پیدا می کنیم از شدت تعجب و تحیّر.

برای رفع این گونه تبعیض ها تنها یک راه داریم و بس:
حکومت اسلامی باید عوض شود و جای خود را به یک حکومت مبتنی بر عقل و خرد بشری بدهد.

این کار فعلا شدنی نیست پس باید با این قوانین زشت زندگی کنیم و اگر می توانیم حداقل صدای اعتراض خودمان را نسبت به این کثافتی که بر سر و روی ملت ایران می مالند بلند کنیم.

No responses yet

« Prev - Next »