اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for June, 2018

Jun 30 2018

هند واردات نفت از ایران را متوقف می‌کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,تحریم,سیاسی

رادیوزمانه: منابع صنعتی هند گفته‌اند وزیر نفت این کشور به پالایشگاه‌های هند ابلاغ کرده که از ماه نوامبر سال جاری خود را برای کاهش چشمگیر نفت از ایران و حتی قطع معاملات نفتی با جمهوری اسلامی آماده کنند. هند که بزرگترین خریدار نفت ایران پس از چین است گفته بود که تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا علیه ایران را نمی‌پذیرد و تنها به تحریم‌های سازمان ملل پایبند است اما اکنون با فشارهای آمریکا می‌خواهد برای محافظت از قرار گرفتن در معرض تحریم‌های نظام مالی آمریکا دست به اقدامات پیشگیرانه بزند. «نایارا انرژی»، شرکت نفتی هند هم اعلام کرده که آماده است تا واردات نفت ایران را از ماه نوامبر متوقف کند.

به گزارش رویترز، منابع آگاه گفته‌اند که وزیر نفت هند روز پنج‌شنبه ۲۸ ژوئن / ۷ تیر جلسه‌ای با پالایشگاه‌های این کشور گفته است که به‌دنبال جایگزینی برای نفت ایران باشند.

یکی از این منابع آگاه گفت: «از پالایشگاه‌ها خواسته شد تا با توجه به این‌که همواره وضعیت در حال تشدید است، برای هرگونه رویدادی خود را آماده کنند. این می‌تواند کاهش قابل توجه [واردات نفت از ایران] باشد و یا این‌که هیچ‌گونه وارداتی صورت نگیرد.»

در جریان تحریم‌های قبلی علیه ایران، هند به‌رغم آن‌که مجبور بود واردات نفت خود از ایران، حمل و نقل، بیمه و مبادلات بانکی را که توسط تحریم‌های جهانی محدود شده بود، کاهش دهد، یکی از کشورهای نادری بود که به خرید نفت از ایران ادامه داد. اما این منبع آگاه می‌گوید این بار وضعیت متفاوت است: «هند، چین و اروپا در یک سو قرار دارند و آمریکا در سوی دیگر. ما واقعاً نمی‌دانیم در این لحظه چه کنیم اما باید خود را آماده هر رویدادی بکنیم.»

یکی از مسئولان دولتی گفته بود که واشنگتن ابراز امیدواری کرده که خریداران نفت ایران از ماه نوامبر واردات نفت خود را متوقف کنند. نیکی هیلی، سفیر آمریکا در سازمان ملل نیز از نارندا مودی، نخست‌وزیر هند خواست تا وابستگی کشورش به نفت ایران را کاهش دهد.

نیکی هیلی که در حال حاضر در دهلی نو به‌سر می‌برد، پیش از آن‌که با نخست‌وزیر هند دیدار کند روز چهارشنبه با مایک پمپئو، وزیر امور خارجه آمریکا ملاقات و گفت‌وگو کرد.

چند ساعت بعد از انتشار گزارش رویترز درباره توقف واردات نفت خام هند از ایران، دار مندرا پرادهان، وزیر نفت هند در واکنش به این خبر به رسانه‌های هند گفته است: «دولت هند به منافع ملی خود پایبند است. منابع تأمین نفت مورد نیاز هند در سال‌های اخیر به میزان زیادی گسترش پیدا کرده است. عملاً ما با همه کشورهای تولیدکننده نفت در معامله‌ایم. ما حتی با کشور برونئی هم قرارداد خرید نفت بسته‌ایم. بنابراین به سبب اعمال تحریم‌های آمریکا با کمبود نفت مواجه نخواهیم شد.»

فشارهای آمریکا برای توقف واردات نفت از ایران پس از آن افزایش یافت که دونالد ترامپ خروج آمریکا از برجام و تحریم‌های جدید این کشور علیه ایران را اعلام کرد. برخی از تحریم‌ها در مهلتی ۹۰ روزه که ۶ اوت /  ۱۵ مرداد سال جاری پایان می‌یابد به‌اجرا گذاشته خواهند شد و برخی دیگر، از جمله تحریم‌های نفتی، در مهلتی ۱۸۰ روزه که ۴ نوامبر / ۱۳ آبان امسال تمام خواهد شد.

زیر فشار تحریم‌های آمریکا شرکت صنعتی «ریلاینس» مالک بزرگترین مجموعه پالایشگاهی هند ۲۲ مه / ۱۰ خرداد اعلام کرده که واردات نفت از ایران را متوقف می‌کند. این شرکت به شرکت ملی نفت ایران اطلاع داد که از اکتبر یا نوامبر سال جاری واردات نقت از ایران را کاهش می‌دهد. همچنین چنانچه ایران و کشورهای اروپایی نتوانند برجام را حفظ کنند، این شرکت واردات نفت از ایران را زودتر از این زمان متوقف خواهد کرد. برخی از شرکت‌های بیمه‌‌ای از ریلاینس خواسته‌اند قبل از ماه نوامبر به مراوداتش با ایران پایان بدهد.

یکی دیگر از منابع آگاه به رویترز گفته است که «نایارا انرژی»، شرکت هندی که توسط «رز‌نفت»، غول نفت روسیه خریداری شده، پس از مذاکره با دولت هند، اعلام کرده که آماده است تا واردات نفت ایران را از ماه نوامبر متوقف کند. این شرکت از این ماه شروع به کاهش واردات نفت خود از ایران به میزان ۴۰ تا ۵۰ درصد کرده است. «نایارا انرژی» معمولاَ ماهانه حدود ۵,۵ تا ۶ میلیون بشکه نفت از ایران خریداری می‌کرد.

بانک دولتی هند نیز به پالایشگاه‌های این کشور اعلام کرده بود که از نوامبر سال جاری پرداخت پول نفت ایران را متوقف می‌کند.

شرکت نفت هند، پالایشگاه‌های منگلور، شرکت‌های پتروشیمی‌ها و «نایرا انرژی، سه خریدار اصلی نفت ایران در هند هستند.

وزارت نفت هند درباره این خبرها واکنشی نشان نداده‌ است.

روز گذشته (چهارشنبه) یک مقام وزارت نفت ایران که نامش اعلام نشد به خبرگزاری تسنیم گفت حذف صادرات نفت و میعانات گازی ایران از بازارهای جهانی به راحتی و در یک دوره زمانی چندماهه، غیرممکن است.

گزینه برای جایگزینی نفت ایران پس از توافق اخیر کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) و روسیه بیشتر شده است. اوپک توافق کرد که از ماه ژوئیه یک میلیون بشکه نفت در روز بیشتر تولید خواهد کرد. ایران، عراق و ونزوئلا جبهه مخالفان افزایش سهمیه را تشکیل دادند و در مقابل عربستان سعودی و روسیه که پیشتر نیز از افزایش تولید حمایت کرده بودند، خواستار افزایش تولید روزانه بودند.

دومین منبع آگاه به رویترز گفته است که در بازار گزینه‌هایی برای جایگزینی نفت ایران وجود دارد، از جمله «شرکت‌ها و معامله‌گرانی که مایل به دادن اعتبار ۶۰ روزه هستند». او گفت: «نفت خام در بازار موجود است.»

منبع سوم نیز گفته است شرکت‌های هندی می‌توانند نفت عربستان سعودی، عراق یا کویت را جایگزین نفت ایران کنند و مسئله‌ای پیش نخواهد آمد.

ایران برای افزایش فروش نفت خود به هند، به‌تازگی توزیع عملاً رایگان نفت و تمدید یک اعتبار ۶۰ روزه را ارائه داد.

به گزارش خبرگزاری بلومبرگ در پی تحریم‌های جدید آمریکا صادرات نفت ایران به دو میلیون و ۱۱۴ هزار بشکه در روز کاهش یافته که کمترین میزان طی شش ماه گذشته است.

No responses yet

Jun 28 2018

دو نماینده مجلس زنگ خطر را در باره بحران آب و فروپاشی به صدا درآوردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,محیط زیست

رادیوفرانسه: عبدالحمید خدیری نماینده مردم بوشهر در مجلس شورای اسلامی در مورد وضعیت کم‌آبی در شهرها و روستاهای این استان گفت استان بوشهر وارد ماه‌های کم‌آبی و بحران آب‌ شده است و آنچه در باره جنگ آب شنیده ایم، حال با چشم خود مشاهده می کنیم. در همین رابطه، مسعود رضایی، نماینده مردم شیراز گفته است: مسئله خشکسالی و آب به بحران تبدیل شده و اگر این روال ادامه یابد در برخی قسمت‌ها با مسائل و چالش‌های اجتماعی مواجه خواهیم شد.

موضوع آب در استان های جنوبی کشور در حالی به بحرانی گسترده تبدیل شده که ایران می تواند با ایجاد واحدهای شیرین کننده آب دریا در حاشیه خلیج فارس و پمپاژ و انتقال آب به مناطق خشک استان های جنوبی کشور این بحران را بر طرف کند. مسعود رضایی می گوید که سرمایه گذارانی از بخش خصوصی برای اجرای این پروژه اعلام آمادگی کرده اند و در صورت تضمین خرید آب از طرف وزارت نیرو، این پروژه می تواند پا بگیرد.

عبدالحمید خدیری به اعتمادآنلاین گفت: «ما قبلاً درباره جنگ آب چیزهایی شنیده بودیم، اما حالا کم‌کم داریم آن را با چشم خودمان می‌بینیم. مردم هر منطقه برای مقدار کمی آب به مردم منطقه‌ای دیگر توهین می‌کنند و کینه به دل می‌گیرند؛ چون آب چیزی نیست که مردم بتوانند از آن بگذرند. هر کس به فکر شهر، روستا و خانواده خودش است.»

نماینده مردم بوشهر در مجلس شورای اسلامی گفت: «استان بوشهر وارد ماه‌های کم‌آبی و بحران آب‌ شده است. وضع در شهرها و روستاهای جنوبی به‌ مراتب بدتر است. مناطقی مانند دشستان به معنای واقعی کلمه آب ندارند. چطور باید بگوییم که مردم آب ندارند؟»

عبدالحمید خدیری همچنین گفت: «واقعاً جای تأسف دارد که کشورهای عربی با اقلیمی به مراتب خشک‌تر از استان‌های ما، سال‌ها است که موضوع آب را مدیریت کرده‌اند و از آب‌شیرین‌کن‌ها استفاده می‌کنند؛ در حالی که ما در کنار خلیج‌ فارس با مشکل آب دست‌وپنجه نرم می‌کنیم و جامعه‌مان در معرض فروپاشی قرار گرفته است.»

در همین حال، مسعود رضایی، نماینده مردم شیراز در مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرگزاری کار ایران “ایلنا” گفته است: آب بحران کلی کشور است بالاخص در برخی استان‌ها از جمله فارس که یک استان نیمه خشک است. وی با بیان اینکه متاسفانه در خشکسالی‌های طولانی که در چند ماه اخیر گریبانگیر کشور شده، استان فارس آسیب بیشتری دیده است، تصریح کرده اسن که به رغم بارندگی های خوب، همچنان در بسیاری از مناطق روستایی استان مردم حتی آب خوردن ندارند.

نماینده مردم شیراز در مجلس شورای اسلامی در این گفتگو همچنین تصریح کرد: مسئله خشکسالی آب به بحران تبدیل شده که اگر این روال ادامه یابد در برخی قسمت‌ها با مسائل و چالش‌های اجتماعی مواجه خواهیم بود که ضرورت دارد دولت تمهیدات لازم را بیاندیشد.

وی گفت: مجمع نمایندگان استان فارس در جلسه‌ای با وزیر نیرو درباره راهکارهای برون‌رفت از این بحران جلسه خواهد داشت و تاکید ما بر این است که آب از خلیج فارس به این استان آورده شود که در مسیر انتقال، آب مناطق بوشهر و جنوب کشور هم تامین شود.

مسعود رضایی یادآور شد: ما به صورت جدی پیگیر این موضوع هستیم و از وزیر نیرو می‌خواهیم با توجه به اینکه سرمایه گذارانی از بخش خصوصی برای ورود به این پروژه‌ها اعلام آمادگی کرده‌اند، وزارت نیرو نسبت به خرید تضمینی آب از آنان تضمین لازم را بدهد تا کار عملیاتی شود و سرمایه گذار هم به صورت فاینانس سود حاصل را در مدت زمان مشابهی که در قرارداد مشخص می‌شود، دریافت کند.

No responses yet

Jun 28 2018

رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس برای چندمین بار متهم به تجاوز جنسی شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


سحبانیوز: سایت حقوق بشر ایران – سلمان خدادادی نماینده مردم ملکان که اکنون ریاست کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی را نیز بر عهده دارد دارای سوابقی از جمله تجاوز و آزار جنسی است، این نماینده پیش تر مدتی را از این بابت در بازداشت به سر برده بود و حتی دوبار صلاحیت او برای شرکت در انتخابات رد شده بود که با دخالت شورای نگهبان منتفی شد. علیرغم این موضوع و گذشت زمان هرانا اسنادی را دریافت کرده است که این نماینده مجلس به تازگی از سوی تعداد دیگری از دختران به تجاوز، آزار جنسی و سواستفاده از موقعیت متهم شده است. علیرغم سوابق سوء این نماینده مجلس و پیگیری قربانیان، بخش های ذیربط در مجلس شورای اسلامی ضمن دعوت قربانیان به سکوت مانع از پیگری حقوقی موثر قربانیان میشوند.

به گزارش هرانا، سلمان خدادادی مدیرکل سابق اداره اطلاعات اردبیل و فرمانده سابق سپاه ملکان که اکنون نماینده مردم ملکان در مجلس شورای اسلامی است کارنامه ای قابل توجه در حوزه جرایم کیفری دارد. او که اکنون رئیس کمیسیون اجتماعی در مجلس شورای اسلامی است در سال‌های گذشته از بابت تجاوز به منشی خود و یکی از مراجعه کنندگانش متهم شده بود و مدتی را نیز در بازداشت به سر برده بود.

هرانا با دریافت اسناد و مدارک و گفتگو با منابع موثق، مطلع شده است حداقل ۲ ادعای جدید دیگر از بابت تجاوز و آزار جنسی علیه آقای خدادادی در سال جاری شکل گرفته است.

قربانیان که این نماینده مجلس را به سواستفاده از موقعیت و تجاوز متهم می کنند پس از مدتی که مدعی هستند از ترس “جان، امنیت و آبرو” سکوت کرده بودند در مقام استیفای حقوق خود برآمدند.

ز.ن دختری ۲۸ ساله، اهل شهرستان ملکان در استان آذربایجان شرقی می‌گوید “در چهار سال گذشته مورد آزار جنسی توسط این نماینده مجلس قرار گرفته‌ام.”

این دختر که ماجرایش شباهت زیادی به قربانی دیگر این پرونده دارد پس از چهار سال آزار و اذیت و بی‌توجهی مسئولان نسبت به طرح شکایت در حراست مجلس شورای اسلامی، سکوت خود را شکست و در گفت‌وگویی با هرانا به شرح ماجرا پرداخت، او گفت:
“آشنایی قبلی من و آقای سلمان خدادادی (نماینده مردم ملکان در مجلس) مربوط به سال‌های گذشته و زمانی بود که پدر مرحوم من در سپاه با ایشان همکار بود. پدر من چند سال پیش فوت کرد و من با وجود بیماری مادر و وضعیت نامساعد مالی خانواده‌ام، به دنبال شغلی مناسب جهت گذران زندگی بودم. یک روز تصمیم گرفتم به فرمانداری مراجعه کنم. پس از مراجعه و دیدن تجمع مردم متوجه شدم که قرار است آقای خدادادی به آنجا بیایند تا مردم مشکلات خود را به ایشان بگویند. پس از اینکه درخواست خود را طی نامه‌ای به ایشان دادم به من گفتند که برای گرفتن پاسخ دو روز دیگر با وی تماس بگیرم. دو روز بعد و زمانی که تماس گرفتم به من گفتند که من را در دیوان محاسبات تهران استخدام می‌کنند.

پس از چند روز مجددا خواستار پیگیری نتیجه قطعی شدم که که ایشان از من خواستند به دفترشان در تهران بروم تا مشکلم حل شود. من هم همراه با مادرم به تهران رفتیم و علیرغم وعده‌های ایشان مبنی بر پیگیری نتیجه‌ای نگرفتیم. پس از آن ایشان دوباره تماس گرفتند و گفتند به تهران بروم و این بار تاکید داشتند که نیاز نیست همراه با مادرت بیایی و او را این همه راه تا تهران بکشانی. به تهران که رسیدم با ایشان تماس گرفتم و گفتند مجلس نیستند و در دفتر مراجعات خود در تهران هستند و الان هم جلسه دارند. گفتند با آنجا بروم و منتظر بمانم تا جلسه‌شان تمام شود. زمانی که به دفتر ایشان در میدان ولیعصر رفتم و داخل دفتر شدم، بلافاصله در را روی من قفل کرد و پس از آزار و اذیت و با اعمال زور به من تجاوز کرد و نهایتا با تهدید از من خواست تا به کسی چیزی نگویم. آن روز را هرگز از یاد نمی‌برم. دنیا روی سرم خراب شده بود. عضلاتم قفل کرده بودند و نمی‌توانستم از جایم تکان بخورم. به من گفت که قرار است چند نفر از همکارانش به آنجا بیایند و سریع‌تر از آنجا خارج شوم. گفتم فقط می‌خواستی این کار را بکنی و قصد کمک به من و خانواده‌ام نداشتی و در جوابم گفت که می‌خواهد کمکم کند و این کار را هم می‌کند. گفتم دیگر نمی‌خواهم و فهمیدم چه طور آدمی هستی. به زحمت از آنجا خارج شدم و به ایستگاه راه‌آهن رفتم و به شهرمان برگشتم. در راه به همه چیز فکر کردم. حتی به خودکشی و راحت کردن خودم از زندگی. اما به خاطر وضع خانواده‌ام مجبور شدم سکوت کنم و ادامه دهم.
پس از این حادثه، روزها، ماهها و سالهای بعد با من با عناوین و بهانه های مختلفی تماس گرفتند و حداقل یکبار دیگر به بهانه‌های واهی من را به منزل مسکونی خود در شهرک پرواز تبریز کشاندند و مجددا تجاوز کردند.”

این دختر که مدعی است قربانی سواستفاده این نماینده مجلس از جایگاهش شده می‌گوید پس از یک دوره طولانی تهدید و تطمیع این نماینده نهایتا “به او زنگ زدم و گفتم دیگر شغل نمی‌خواهم فقط دست از سرم بردارد وگرنه می‌روم شکایت می‌کنم. اما در جوابم گفت هیچ غلطی نمی‌توانی بکنی و تلفن را قطع کرد. مدتی گذشت اما باز هم تماس گرفت و این بار می‌گفت مرا دوست دارد و می‌خواهد با من صحبت کند. اما نپذیرفتم و نرفتم. حتی پیام‌های تهدیدآمیز برایم ارسال می‌کرد که اگر نروم بلایی سرم می‌آورد ولی نرفتم و از ترس جانم مدام محل سکونتم را تغییر می‌دادم.”

ز.ن مدعی است اقدامات این نماینده مجلس قربانیانی بیش از یک مورد دارد او یادآوری می‌کند “مدتی بعد بود در جمعی از دوستانم نشسته بودم و از یکی از دوستانم شنیدم که گفت خدادادی به او وعده کار داده و بعد هم به او تجاوز کرده و طی این مدت بارها خواسته دست به خودکشی بزند. آنجا بود که فهمیدم فقط پای من در میان نبوده است. مدتی پرس و جو کردیم و در نهایت متوجه شدیم چند نفر دیگر هم هستند که چنین بلایی سرشان آمده است. اما هیچ‌کدام از ترس جانشان حاضر نشدند جایی شکایت کنند.”

این دختر ۲۸ ساله که همزمان با قربانی دیگر شهادت خود را در اختیار هرانا قرار داده است، او در مورد پیگیری های صورت گرفته برای استیفای حقوق خود خاطرنشان کرد “مدتی صبر کردم تا دیگر اذیتم نکند ولی فایده نداشت. اواخر فروردین به او زنگ زدم و گفتم هر بلایی سرم آوردی چیزی نگفتم ولی خواهش می‌کنم تمامش کن وگرنه به همه می‌گویم با من چه کردی. گفت جایی چیزی بگویی دستور می‌دهم بی سر و صدا تو را بکشند و آب از آب هم تکان نخورد. واقعا ترسیده بودم. بعد از قطع کردن تلفن سریع به ایستگاه راه آهن رفتم تا از آنجا به تهران بروم. در راه فکر کردم که دیدن دوباره‌اش چقدر عذابم می‌دهد و اینکه می‌ترسیدم بلایی سرم بیاورد. به تهران که رسیدم تصمیم گرفتم بروم و شکایت کنم. به کجا؟ نمی‌دانستم. تا اینکه به ذهنم رسید بروم کمیسیون نظارت بر رفتار نمایندگان مجلس شکایت کنم. راه دسترسی به کمیسیون را نمی‌دانستم! برای همین رفتم حراست مجلس و به آنها گفتم شکایت دارم. اولش به حرف‌هایم گوش نکردند تا اینکه گفتم اگر به حرف‌هایم توجه نکنید می‌روم شورای نگهبان شکایت می‌کنم! و با اصرار پذیرفتند. شرح ماجرا را به آنها گفتم. آنها هم گفتند باید برای اثبات مدرک داشته باشی و گفتم مدارک زیادی دارم. از صدایش که با من تماس گرفته و مرا تهدید کرده تا پیامک‌ها و …

پس از طرح شکایت در حراست مجلس که قرار شد به دست کمیسیون نظارت بر رفتار نمایندگان برسد، آقای خدادادی چند بار دیگر تماس گرفت و گفت اگر شکایتم را پس نگیرم می‌تواند هر بلایی سرم بیاورد. من هم گفتم به شکایتم رسیدگی می‌کنم و ادامه می‌دهم چون حق دارم. چند بار دیگر هم تماس گرفت و باز گفت به دیدنش بروم تا مشکل را حل کند و باز هم وعده شغل داد و گفت قول می‌دهد همه‌چیز را درست کند، فقط بروم شکایتم را پس بگیرم. اما باز نپذیرفتم.”

این دختر جوان در خصوص نتیجه پیگیری‌های خود از نماینده مورد اشاره به هرانا می‌گوید: “از تاریخ ۳ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۷ که شکایت کردم تا به امروز چند بار با حراست مجلس تماس گرفته‌ام اما هر بار می‌گویند زمان لازم هست تا بررسی کنند و به شکایتم رسیدگی نمی‌کنند”.
هرانا همچنین نسخه ای از اسناد و مدارک این پرونده از جمله سخنان تهدید آمیز و تطمیع کننده این نماینده بدسابقه مجلس را در اختیار گرفته است که با توجه به امنیت قربانیان و روند حقوقی که پیگیری این پرونده خواهد داشت نشر عمومی آنها و همین‌طور انتشار شهادت‌های دیگر از قربانیان را در آینده در نظر می‌گیرد.
سلمان خدادادی کیست؟

آنطور که “در صحن” نقل کرده است، سلمان خدادادی متولد ۱۳۴۱ است. دوره جوانی جذب دستگاه اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی شد و در جریان اعدام های دهه شصت از عناصر اداره اطلاعات آذربایجان شرقی بود و پس از یک دهه فعالیت در اداره اطلاعات با حمایت جامعه روحانیت مبارز، برای انتخابات دوره چهارم مجلس از حوزه انتخابیه بناب و ملکان اعلام نامزدی کرد و پس از ناکامی در ورود به مجلس چهارم به عنوان مدیرکل اداره اطلاعات اردبیل و پس از آن به عنوان فرمانده سپاه ملکان به فعالیت‌های خود ادامه داد.

خدادادی پس از یک دوره ناکامی در ورود به مجلس در سال ۱۳۷۴ بار دیگر برای نمایندگی مجلس ثبت‌نام کرد و این بار توانست به عنوان نماینده بناب و ملکان انتخاب شود؛ اما صحت انتخابات توسط مردم بناب زیر سوال رفت و اعتراضات مردم به درگیری مسلحانه و کشته شدن تعدادی از متعرضان منجر شد. مردم بناب معتقد بودند که به نامزدی از شهر ملکان رای نداده و نمی‌توانند صحت انتخابات را تایید کنند. در نهایت به عنوانی عضوی از بدنه وزارت اطلاعات علی فلاحیان وارد مجلس پنجم شد.

سلمان خدادادی در خردادماه ۱۳۸۷ همزمان با پایان عمر مجلس هفتم از سوی دادگاهی در تهران احضار و پس از بازپرسی به اتهام ‏فساد اخلاقی و ارتباط نامشروع بازداشت شد. قرار بازداشت او پس از مواجهه حضوری با دو زن که از او شکایت کرده بودند ‏صادر شد. اما در ۷ خرداد با وثیقه ۱۵۰ میلیونی آزاد و بلافاصله در مجلس حاضر شد و سوگند نمایندگی خورد و پرونده او بسته شد.

در مجلس اصلاح‌طلب ششم،‌ بدون داشتن سابقه‌ای در حوزه درمانی به کمیسیون بهداشت و درمان رفت و پس از آن برای بار سوم نیز وارد مجلس شد، اما در مجلس هفتم به اتهام تجاوز به منشی خود و یکی از دختران مراجعه کننده به دفتر نمایندگان بازداشت و راهی زندان اوین شد. خبری که از سوی مقام‌های آن زمان قوه قضاییه و رئیس مجلس هفتم تایید شد. وی در حالی راهی زندان شد که موفق شده بود آراء لازم برای ورود به مجلس هشتم را جلب کند؛ اما این بار با مساله رد اعتبارنامه‌اش توسط نمایندگان مجلس هشتم روبرو شد.

فاطمه آلیا و فاطمه رهبر دو تن از نمایندگان زن مجلس هشتم که در جریان فساد اخلاقی این نماینده مجلس بودند ابطال اعتبارنامه‌اش را خواستار شدند. سرانجام اعتبارنامه خدادادی در شعبه مربوطه رد شد ولی در جریان رسیدگی به پرونده‌اش در صحن مجلس،‌ به دستور علی لاریجانی،‌ جلسه مجلس غیر علنی شد و پس از جلسه غیر علنی، و در حالی که تعدادی از مردم ملکان در مقابل مجلس تجمع کرده و خواستار اخراج او از مجلس بودند، نمایندگان به اعتبارنامه خدادادی رای مثبت دادند.

خدادادی پیش از تایید اعتبارنامه‌اش با پیش‌بینی اینکه اعتبارنامه‌اش تایید می‌شود، گفته بود: “مراحل پرونده در شعبه بازپرسی به اتمام رسیده و منتظر تشکیل دادگاه هستم؛ لذا در مورد پرونده قضایی‌ام تا به حال سخنی نگفته‌ام و مصاحبه نخواهم کرد و معتقدم این مسائل باید در دستگاه قضایی پیگیری شود و اگر حرفی بزنم که برخی از انقلاب رنجیده خاطر شوند آب به آسیاب دشمن ریختن است و موجب خشنودی دشمنان و رادیوهای بیگانه می‌شود”.

در انتخابات مجلس نهم،‌ نام سلمان خدادادی در فهرست ردصلاحیت شدگان قرار گرفت و از ورود به مجلس نهم محروم شد؛ اما از آنجا که در مجلس پنجم در کمیسیون امنیت ملی حضور داشت و رابطه نزدیکی با حسن روحانی (رئیس‌جمهور فعلی ایران) و جمع دیگری از اعضای کابینه روحانی داشت و به دلیل حمایت از حسن روحانی در انتخابات سال ۱۳۹۲، پس از انتخابابات به عنوان گزینه اصلی استانداری بوشهر مطرح شد، ولی به دلایل نامعلوم روحانی از این تصمیم منصرف شد تا خدادادی به عنوان مشاور ظریف “وزیر امور خارجه” منصوب شود.
دو سال بعد،‌ خدادادی مجددا برای نمایندگی مجلس ثبت‌نام کرد و باز هم صلاحیت او برای انتخابات دهمین دوره مجلس توسط هیات نظارت رد شد ولی با لابی‌ای در شورای نگهبان تایید صلاحیت شد و موفق شد راهی مجلس دهم شود. او در این انتخابات از حمایت لیست امید نیز برخوردار بود و نهایتا ریاست کمیسیون اجتماعی مجلس دهم را نیز از آن خود کند.

سلمان خدادادی که در مجلس پنجم دانشجوی مدیریت بود. در طول نمایندگی موفق شد در رشته علوم سیاسی فوق لیسانس و در رشته روابط بین‌الملل دکترایش را اخذ کند و علاوه بر نمایندگی مجلس در دانشگاه تدریس کند.

23برای اشتراک‌گذاشتن فیسبوک خود کلیک کنید (در پنجرۀ تازه باز می‌شود)23برای به اشتراک گذاشتن در توییتر کلیک کنید (در پنجرۀ تازه باز می‌شود)برای اشتراک‌گذاری روی Telegram کلیک کنید (در پنجرۀ تازه باز می‌شود)کلیک کنید تا روی گوگل+ به اشتراک گذاشته شود (در پنجرۀ تازه باز می‌شود)برای اشتراک‌گذاردن روی پین‌ترست کلیک کنید (در پنجرۀ تازه باز می‌شود)

No responses yet

Jun 28 2018

نماینده مجلس ایران: پوتین و اسد ما را قربانی می‌کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی

بی‌بی‌سی: بهروز بنیادی، نماینده مردم کاشمر در مجلس شورای اسلامی، درباره آنچه خطر ‘انحطاط’ ایران خوانده، هشدار داده و ضمن انتقاد از نزدیکی روسیه و سوریه گفته است که این دو کشور ایران را ‘قربانی’ می‌کنند.

بهروز بنیادی در یک نطق علنی در صحن مجلس از نزدیکی روسیه و سوریه انتقاد کرده و گفته است: “امروز شاهد این هستیم که با تمام وقاحت (بشار) اسد (رئیس جمهور سوریه) وزنه همنوایی خود با (ولادیمیر) پوتین (رئیس جمهور روسیه) را سنگین تر کرده و حتی حضور شهیدان مدافع حرم را در سوریه کمرنگ و بعضا کتمان می‌کند”.

آقای بنیادی افزود: “دور نیست که این دو مهره سیاسی، ما را در راه منافع خود و بزودی برای (بنیامین) نتانیاهو (نخست وزیر اسرائیل) و (دونالد) ترامپ (رئیس جمهور آمریکا) قربانی کنند”.

او گفت: “بخش زیادی از واردات کشور و خروج ارز فقط تحمیل قدرت‌هایی نظیر چین و روسیه است. ماحصل این معادله برد-باخت، افزایش فقر و فلاکت و بی اعتمادی در بین مردم است. می طلبد که حلقه تفکر اول کشور از نظامی به اقتصادی سیاسی تغییر نماید تا در سیاست خارجی برد برد معنا یابد”.

وی افزود: “اختلاس، رانت‌خواری، فساد اداری، فقر، آقازادگی، فحشا، ریا، دروغ، کودک آزاری، همسر آزاری، تجاوز در مدرسه و کلاس قرآن، کلیه فروشی و ده ها مورد شرم آور دیگر در مخیله مردم و مسئولان در ابتدای انقلاب نمی گنجید”.

آقای بنیادی گفت: “دانشجو، وکیل، معلم و کارگر عامل دشمن معرفی شده درحالی که در قرن ۲۱ و با پیشرفت فرضیه های مدیریت، عدم پذیرش انتقاد و عاری دانستن یک تفکر از خطا و اشتباه برای سال های متمادی از سوی هیچ عقل سلیمی پذیرفتنی نیست، به گونه ای که تاریخ نشان داده که این مسیر هر حکومتی را به خودکامگی و فساد رهنمون کرده و در سراشیبی انحطاط قرار داده است”.

از طرف دیگر، مایک پمپئو، وزیر امور خارجه آمریکا، روز چهارشنبه حکومت جمهوری اسلامی را به اتلاف منابع ایران در سوریه و یمن متهم کرد.

او در حساب کاربری خود در شبکه توییتر نوشت: “حکومت فاسد ایران منابع این کشو را بر سر اسد، حزب الله، حماس و حوثی ها تلف می کند، در حالی که مردم ایران دچار مضیقه هستند.”

وی افزود: “این نباید مایه تعجب باشد که اعتراضات ایران ادامه پیدا بکند. مردم از فساد، بی عدالتی و بی کفایتی رهبرانشان خسته شده اند. دنیا صدای آنها را می شنود.”
۴۰ سال را با تمام مشکلات تحمل کرده اند

بهروز بنیادی در نطق کم سابقه خود تاکید کرد که “تا دیر نشده با همدلی و شنیدن صدای مظلومیت مردم که نجیب و باشرافت به همه مسئولان فرصت داده اند و ۴۰ سال را با تمام مشکلات تحمل کرده اند، باید در مسیر رفاه به امنیت فکری این دنیای آنها قدم برداشت.”

نظق میان دستور این نماینده مجلس در شرایطی انجام شد که به دنبال هفته ها بحران ارزی، بازار برخی شهرها از جمله تهران متلاطم است و برخی بازاریان کسب و کار خود را به دلیل شرایط نامعلوم اقتصادی متوقف کرده اند.

این نماینده مجلس ایران “افزایش فضای امنیتی، برخوردهای فراقانونی، عدم تحمل معترضان و ورود به حریم خصوصی شهروندان” را “نخستین زنگ خطر مسیر انحطاط” خواند و خطاب به مقام های نظام جمهوری اسلامی گفت: “تا دیر نشده با همدلی و شنیدن صدای مظلومیت مردم که نجیب و باشرافت به همه مسئولان فرصت داده اند و ۴۰ سال را با تمام مشکلات تحمل کرده اند، باید در مسیر رفاه به امنیت فکری این دنیای آنها قدم برداشته و تنها به وعده پاداش و ثواب اخروی بسنده نکنید”.

بهروز بنیادی گفت: “کشوری که سالیانه نیاز به سرمایه گذاری ۶۰ میلیاردی دارد چرا باید به جای اولویت هزینه کرد در مسیر منافع ملی و ریشه کنی فقر و بیکاری و گرسنگی، ثروت ملی را بدون کسب منافع اقتصادی ثانویه در سایر نقاط جهان به راحتی هزینه نماییم چرا باید همیشه در بیم جنگ، تحریم و دلهره اخبار ناگوار زندگی کنیم؟”

او افزود: “بعضی با خطاهای بی شمار در مصونیت کامل قرار دارند و دیگران با همه محبوبیت ملی و نجابت و سیادت به گونه ای در حصر و ممنوع التصویری و مردم نظاره گر این رفتار سراسر کینه و حسد”.

اشاره آقای بنیادی به بیش از ۷ سال حصر خانگی میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی و محدودیت های شدید برای محمد خاتمی است.

اظهارات بهروز بنیادی در مجلس با درخواست روسای کمیسیون‌های برنامه و بودجه و اقتصادی مجلس برای تغییر تیم اقتصادی دولت حسن روحانی همزمان شده است.

No responses yet

Jun 27 2018

زن بودن و بی‌اخلاقی‌های بازجو؛ رنج‌نامه فاطمه محمدی، نوکیش مسیحی از دوران بازجویی

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

خبرگزاری هرانا: فاطمه محمدی نوکیش مسیحی ۱۹ ساله‌ای است که آبان ماه سال گذشته بازداشت و توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به تحمل ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شد، خانم محمدی با پایان دوران محکومیت خود به تازگی از بند نسوان زندان اوین آزاد شده است. این نوکیش مسیحی با نگارش نامه‌ای از درد و رنج‌های متحمل شده‌اش در دوران بازجویی گفته است. او در این نامه تاکید کرده است در ایام بازجویی به واسطه جنسیت خود مورد بدرفتاری، توهین و ناامنی در اتاق های بازجویی قرار گرفته است.

فاطمه محمدی نوکیش مسیحی، در این رنج‌نامه از خاطرات تلخ بازجویی و تحت فشار قرار دادن خود برای گرفتن اعترافات اجباری می‌گوید: “بازجوها در جلسات بازجویی به من می‌گفتند “برای ما تعریف کن که در روابط جنسی که داشتی دقیقاً چه‌کار می‌کردی و آنها چه کاری می‌کردند”. هر چه می‌گفتم رابطه‌ای وجود نداشته، آنها قبول نمی‌کردند. زمان پرسیدن این نوع سؤال‌ها به من می‌گفتند “چشم‌بندت را در بیاور و به سمت ما بنشین و به سؤالات ما پاسخ و توضیح کامل بده”. وقتی دیدم دست‌بردار نیستند گفتم “برای من سخت است که بخواهم در مورد این مسائل حرف بزنم”. آنها گفتند “پس بنویس روی کاغذ و بعد بدون آنکه چیزی بگویم خیلی سریع برگه‌های بازجویی را جلویم می‌گذاشتند که توضیحات را بنویسم. ولی من گفتم “نوشتن برایم سخت‌تر از حرف زدن است. نمی‌توانم این کار را بکنم”. آنها کنار من ایستادند و فریاد می‌زدند و به پایه صندلی می‌کوبیدند تا من بترسم و تسلیم شوم و خواست آنان را انجام دهم”.

متن کامل این رنجنامه در ادامه به نقل از هرانا می‌آید:

در تمام جلسات بازجویی، بازجوها سؤالاتی در مورد روابط جنسی از من می‌پرسیدند. در دومین جلسه‌ی بازجویی یکی از بازجوها به من گفت: “از حاج آقا خواهش کردیم تشریف بیاورند با تو صحبت کنند”. حاج آقا که از لحن صحبت کردنش مشخص بود آخوند است، اولین سؤالی که از من پرسید این بود که: “تا حالا با کسی رابطه داشتی؟” پرسیدم: “چه رابطه‌ای؟” گفت: “رابطه بد”. من هم به شدت عصبی شدم و گفتم نه من با کسی رابطه نداشتم. شما دارید به من تهمت می‌زنید. این کار شما اصلاً درست و اخلاقی نیست. او در ادامه گفت: “مدارکش موجود است. تو این کار را انجام دادی”. خیلی آرام و خونسرد صحبت می‌کرد. با گریه گفتم “وقتی انجام ندادم چه مدرکی می‌تواند وجود داشته باشد؟ من نمی‌دانم شما چه مدرکی علیه من ساختید، ولی من کاری نکردم”.

در دیگر جلسات بازجویی به من می‌گفتند “برای ما تعریف کن که در روابط جنسی که داشتی دقیقاً چه کار می‌کردی و آنها چه کار می‌کردند”. من هر چه می‌گفتم رابطه‌ای وجود نداشته، آنها قبول نمی‌کردند. زمان پرسیدن این نوع سؤال‌ها به من می‌گفتند “چشم‌بندت را در بیاور و به سمت ما بنشین و به سؤالات ما پاسخ و توضیح کامل بده”. وقتی دیدم دست بردار نیستند گفتم “برای من سخت است که بخواهم در مورد این مسائل حرف بزنم”. آنها گفتند “پس بنویس روی کاغذ و بعد بدون آنکه چیزی بگویم خیلی سریع برگه‌های بازجویی را جلویم می‌گذاشتند که توضیحات را بنویسم. ولی من گفتم “نوشتن برایم سخت‌تر از حرف زدن است. من نمی‌توانم این کار را کنم”. آنها کنار من ایستادند و فریاد می‌زدند و به پایه صندلی می‌کوبیدند تا من بترسم و تسلیم شوم و خواست آنان را انجام دهم. حتی تا آخرین لحظه‌ی بازجویی من را تحت فشار قرار دادند تا مطالبی که می‌‌خواستند را برایشان بنویسم.

آخرین سؤال بازجویی هم در همین مورد بود و باز هم یک بازجو که صدایش با بازجوهای قبلی تفاوت داشت و تنها بازجویی بود که از من نخواست چشم‌بندم را دربیاورم، از بازجوی دیگر خواست که به من برگه بدهد تا توضیحات را بنویسم. من هم دیگر نتوانستم تحمل کنم و شروع به داد و بیداد کردم و آنها هم مرا از اتاق بازجویی بیرون انداختند و به سلول انفرادی برگرداندند. لازم به ذکر است که در تمامی بازجویی‌ها یکی از بازجوها صندلی‌اش را کنار من می‌گذاشت و با کمترین فاصله در کنار من می‌نشست.

چند روز قبل از دستگیر شدنم، یکی از دوستان صمیمی‌ام که دختر است در تلگرام از من خواست شعر مورد علاقه‌اش و یک سرود پرستشی بخوانم. من هم به صورت “صوتی” برایش فرستادم. این از آخرین چت‌های من بود. به همین دلیل در اولین بازجویی، زمانی که تلگرام من را بررسی می‌کردند، خیلی سریع این چت و فایل صوتی را دیدند و آن را با صدای بلند گوش کردند، من هم صدای خودم را می‌شنیدم. اتاق بسیار کوچک و پر از بازجو بود. بعد از اتمام فایل صوتی، بازجویی که پشت سر من نشسته بود، شروع به خواندن و تحریر کرد. همه بازجوها به من خندیدند. آنها با لحنی بسیار بد مرا با اسم کوچک صدا می‌زدند و هر بار با صدای بلند می‌خندیدند و غش و ضعف می‌رفتند. صدای خنده یکی از بازجوها به گونه‌ای بود که فکر می‌کردم از شدت خنده در حال خفه شدن است. در آن لحظات بسیار حالم بد ‌شد، قلب و قفسه سینه‌‌ام به شدت درد ‌گرفت و تنفس کشیدن برایم بسیار سخت ‌شد و سرفه‌های ممتد می‌کردم.

در بازجویی‌‌ها سعی می‌کردند از من نوشته‌ای بگیرند مبنی بر اینکه من با مردان رابطه نامشروع داشته‌ام؛ و گاهی با سؤالات هدایت شده می‌خواستند رابطه نامشروع را نتیجه‌گیری کنند. تمام هدفشان این بود که رابطه نامشروع را به من وصله بزنند و در نهایت مرا وادار به نوشتن داستانی خیالی از روابط جنسی کنند تا با خواندنش لذت ببرند! جز این هدف دیگری نمی‌توان برای آن متصور بود، زیرا این مسائل هیچ ارتباطی به موضوع پرونده نداشت.

به هم‌پرونده‌ای‌ام آقای سوزنچی، گفتند: “می‌دانستی فاطمه رابطه نامشروع داشته؟” و هزاران تهمت دیگر، به من نیز می‌گفتند: “می‌دانستی داوود (آقای سوزنچی) با خانم‌ها رابطه نامشروع داشته؟”.

این آزار و اذیت‌ها و تهمت‌ها مختص و محدود به من و آقای سوزنچی نبود. آنها از هیچ کاری خجالت نمی‌کشند و حتی به مادرم تهمت رابطه نامشروع زدند و این موضوع را به گوش آقای سوزنچی رساندند. زمانی که مادرم متوجه این اتفاق شد به شدت ابراز ناراحتی کرد.

زمانی که در بازداشتگاه بند ۲۰۹ اوین بودم. شب اول، در زمان ورود (شب اول بازداشت)، زندانبانان زن مجبورم کردند به‌طور کامل لباس‌هایم را دربیاورم و آنها به من نگاه می‌کردند و مقاومت من برای عدم انجام این کار نتیجه نداشت. کش مویم را هم گرفتند و من همیشه موهایم باز بود. زمانی که به بازجو‌یی می‌رفتم. باید یک مانتو، شلوار گشاد، مقنعه، چادر، جوراب، دمپایی و چشم بند می‌پوشیدم. مقنعه‌ای که به من داده بودند گشاد بود و موهایم به شکلی بسیار نامرتب از مقنعه بیرون می‌زد. بازجو‌‌ از همان اول که از ماشین پیاده شدم تا وارد ساختمانی که قرار بود در آن بازجویی شوم، داد و فریادش شروع شد و با تمام وجود داد می‌زدند و می‌گفتند: “موهایت را بکن تو، بدجور داری منو عصبی می‌کنی، نگذار عصبانی بشوم.” اما مقنعه گشاد بود و فایده نداشت و فریادهایشان هر چند دقیقه یک‌بار بلند می‌شد. دیگر عاصی شده بودم، آنها نسبت به این موضوع حساسیت زیادی به خرج می‌دادند؛ اما سؤالی که ذهنم را مشغول کرده، این است که زمانی که از من در زمینه رابطه نامشروع و جنسی، سؤال می‌کردند چرا از من می‌خواستند چشم‌بندم را بردارم و روی به آنها بنشینم (رو در رو)، به چشم‌هایشان نگاه کنم!

آستین مانتوام کمی بالا می‌رفت و از آنجا که دست‌هایم بسیار ظریف هستند، بازجو به دستانم چشم می‌دوخت و یک‌بار به من تذکر ندادند که آستین مانتوام را جلو بکشم، او تمام مدت به دستان من خیره مانده بود!.

در یکی از بازجویی‌ها هم نظر مسیحیت را در مورد روابط دختر و پسر سؤال کرد و در ادامه گفت: “می‌دانستی فلانی و فلانی با فلانی‌ها رابطه نامشروع داشته‌‌اند؟” و دائم در حال تخریب شخصیت‌های مسیحی بود.

زمانی که در زندان بودم، به دلیل عدم بازخورد نامه‌هایم برای دریافت کتاب مقدس و اعتراض به توهین‌ها و… دست به اعتصاب خشک زدم (علیرغم ناتوانی جسمی). در روز دوم، وضعیت قلبم بسیار نامناسب بود، به همین دلیل با اصرارهای فراوان خودم و هم‌بندی‌هایم قبول کردند مرا به بهداری ببرند. قرار شد از من نوار قلب بگیرند. وقتی وارد اتاق شدم یک آقا برای گرفتن نوار قلب آمد و چون برایم سخت بود که یک آقا این کار را انجام دهد، گفتم من نمی‌توانم قبول کنم. پزشک شیفت (آقای مرتضوی) با من دعوا کرد و صدایش را بالا برد و من را از بهداری بیرون کرد؛ و گزارشی علیه من و خلاف واقع، مبنی بر بی‌اخلاق و مقصر جلوه دادن من تنظیم کرد و مأموری که همراه من بود (خانم پورمند) با آنکه شاهد ماجرا بود، آن را امضا کرد.

از دیگر مواردی که قابل اشاره است می توان گفت، در بازداشتگاه بند ۲۰۹ زمان استحمام اگر از نیم ساعت حتی یک دقیقه فراتر می‌رفت، خانم‌های زندانبان دریچه و یا در حمام را باز می‌کردند (بدون هیچ تذکر و اطلاع قبلی یا حتی صدا زدن)، و در همان حال نگاه می‌کردند و شروع به دعوا می‌کردند. هر چه هم می‌گفتم نگاه نکنید، کار خودشان را می‌کردند. وقتی نسبت به این موضوع اعتراض کردم، گفتند: “خانم هستند اشکالی ندارد”! انگار نه انگار که حریم شخصی، مرد، زن، بزرگسال و خردسال و نابینا نمی‌شناسد.

فاطمه محمدی”

لازم به یادآوری لست هرانا پیش تر گزارش کرده بود، فاطمه محمدی و مجیدرضا سوزنچی کاشانی، دو نوکیش مسیحی هستند که آبان ماه سال گذشته در تهران بازداشت و به زندان اوین منتقل شدند.

این دو نوکیش مسیحی برای نخستین بار در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۳۹۷ جهت محاکمه در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی احمدزاده حاضر شدند.

در این جلسه فاطمه محمدی، شهروند مسیحی ۱۹ ساله به اتهام “عضویت در گروه‌های تبشیری، فعالیت مسیحیت و اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلیغ علیه نظام” به ۶ ماه حبس تعزیری و مجیدرضا سوزنچی، شهروند مسیحی ۳۴ ساله به اتهام “عضویت در گروه‌های تبشیری و فعالیت تبشیری” به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شدند.

یک منبع نزدیک به این افراد در گفت و گو با گزارشگر هرانا گفت: “خانم محمدی زمان تفهیم اتهام تنها به عضویت در گروه‌های تبشیری و فعالیت تبشیری متهم شد اما در جلسه بازپرسی مورخ ۵ اسفند ۱۳۹۶، پس از آنکه بازپرس پرونده آقای صمد هادی‌پور به باروهای ایشان توهین کرده و خانم محمدی در پاسخ به دفاع پرداخته، بازپرس وی را معاند با نظام خوانده و اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلیغ علیه نظام را به پرونده ایشان اضافه کرده است.”

در تاریخ ۵ اردیبهشت ۱۳۹۷ جلسه دوم دادرسی به اتهامات این دو شهروند با حضور حسین تاج، وکیل آقای سوزنچی و شادی حلیمی و آقای بهزادی، وکلای خانم محمدی برگزار شد.

پس از پایان روند دادرسی و با فاصله اندکی، حکم مجیدرضا سوزنچی در تاریخ ۱۲ اردیبهشت و حکم فاطمه محمدی در تاریخ ۲۴ اردیبهشت پس از پیگیری خانواده و وکلای ایشان به آنان ابلاغ شد.

با توجه به عدم اعتراض خانم محمدی به حکم (تسلیم به رای) یک چهارم از مدت حبس صادره حسب قانون لازم به کسر بود. با در نظر گرفتن کاهش حکم مورد اشاره، خانم محمدی بیش از یک ماه و نیم بیشتر از حکم صادره تحمل حبس کرده بود.

این شهروند مسیحی پس از ابلاغ حکم در همان روز ۲۴ اردیبهشت ماه از زندان آزاد شد.

No responses yet

Jun 27 2018

توضیح مهدی کروبی درباره ویلای علی اکبر ولایتی

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

سحام نیوز: در پی اخبار منتشر شده از ویلای ۱۰۰۰ متری دکتر علی اکبر ولایتی که در مصاحبه‌ای در سال ۹۵ گفته بود این ملکی است که به جای ملک خود از بنیاد شهید گرفته بوده است، چگونگی انجام این معامله از فرزند «مهدی کروبی» رییس وقت بنیاد شهید، پرسیده شد و وی در گفت‌وگویی با پدرش پاسخ او را در این مورد جویا شد.

«حسین کروبی» به خبرنگار انصاف نیوز گفت: این روزها بحث واگذاری یک‌سری از خانه‌ها مطرح شده؛ من‌جمله آقای ولایتی که یک مصاحبه‌ای هم از ایشان منتشر شده راجع به منزلی که در سعدآباد به ایشان داده شده است. آقای کروبی از من خواستند که توضیحی راجع به واگذاری این منزل به آقای ولایتی داده شود.

آقای کروبی گفتند: «ریز قضیه کاملا در حافظه‌ام نیست که معامله‌ی این منزل چگونه بوده است. ولی تا آنجا که در ذهنم هست یک‌سری تحریف‌ها و خلاف واقع‌هایی از سوی اقای ولایتی گفته شده که لازم می‌دانم مسایلی که خلاف واقع گفته شده است را توضیح دهم برای ثبت در تاریخ.

ماجرا از این قرار بود که آقای ولایتی از من خواستند ملکی واقع در سعدآباد به ایشان داده شود، چون ملک متعلق به بنیاد شهید بود، تا آن ملک ایشان گرفته شود. یعنی ملکی که به آقای ولایتی تعلق داشت به بنیاد شهید داده شود و مابه تفاوت آن پرداخت شود. بعد از مدتی که معامله انجام شد آقای ولایتی گفتند که من پول کافی ندارم، قرار شد که به‌صورت اقساط این پول را پرداخت کنند.

من در حافظه‌ام نیست که ایشان چند قسط داده‌اند، ولی قاعدتا همان مقداری را که می‌گویند پرداخت کرده‌اند. ولی مقداری از پول ایشان مانده بود که امام رحلت کردند، پس از رحلت امام آقای ولایتی نظرشون عوض شد و گویا ظاهرا شبهه کردند در آن اختیارات و احکامی که امام به من داده بود و همینطور معامله‌ای که بنیاد شهید با ایشان انجام داده بود و یک روز آمدند و به من گفتند که من بقیه‌ی آن پول را با رهبری حساب می‌کنم لذا آقای ولایتی باقی پول را به ما ندادند و اظهار کردند که خودم می‌روم قضیه را با رهبری حل می‌کنم.»

No responses yet

Jun 27 2018

سقوط، استعفا و اصلاح؛ سه گزینه آتی روحانی در بحران اقتصادی

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

ایران وایر: بحران در بازار ارز که از اواخر سال گذشته آغاز و روز به روز به ابعاد آن افزوده می‌شود، با اعتصاب و اعتراض گروهی از بازاریان تهران و چند شهر ایران، دولت «حسن روحانی» را در شرایط بغرنجی قرار داده است.

دولت از دی ماه سال گذشته با موج گسترده‌ای از اعتراض‌های اقتصادی و معیشتی دست و پنجه نرم می‌کند. این در حالی است که خروج امریکا از توافق‌نامه «برجام» و بازگشت قریب‌الوقوع تحریم‌های بین‌المللی نیز آن را درگیر وضعیت پیچیده‌ای کرده است.

دولت در برخورد با این بحران گسترده و روزافزون، چهار گزینه ادامه وضعیت موجود، تلاش برای اصلاح آن، استعفا و برگزاری انتخابات زودهنگام و سقوط از قدرت روبه رو است.

مسوولان دولتی، امریکا را مسوول این وضعیت وخیم اقتصادی معرفی می‌کنند و محافظه‌کاران معتقدند که دولت منبع و منشاء اصلی این بحران‌های اقتصادی است و سه راه بیش‎تر پیش رو ندارد؛ اصلاح، استعفا یا قبول پیشنهاد‌های آن‏ها در حوزه اقتصاد.

مهم ترین پیشنهاد محافظه‌کارانِ منتقد دولت حسن روحانی اما برای اصلاح وضعیت وخیم اقتصادی، اجرای طرح «اقتصاد مقاومتیِ» مورد اشاره «علی خامنه ای»، رهبر جمهوری اسلامی و قبول پیشنهاد‌های سپاه پاسداران و سازمان بسیج در این زمینه است.

گروهی از نزدیکان حسن روحانی، هم‌‌چون «حسین موسویان» هم معتقدند که برای برون‌رفت جمهوری اسلامی از بحران‌های اقتصادی، دولت وی باید استعفا کند و انتخابات زودهنگام در ایران برگزار شود.

موسویان، دیپلمات ارشد سابق ایران و استاد فعلی دانشگاه «پرینستون» امریکا است که رابطه بسیار نزدیکی با حسن روحانی دارد. او این پیشنهاد را در گفت‏وگویی که با روزنامه همشهری داشته، مطرح کرده و گفته است:«برای ایجاد اجماع و وحدت داخلی، نیاز به درک درست از شرایط داخلی و خارجی کشور، فداکاری و از خود گذشتگی است.»

موسویان معتقد است با این وضع، مشکلات اقتصادی فعلی مردم و منافع کلان ملی کشور، دو قربانی اصلی اختلافات فعلی جناح‌های سیاسی داخلی هستند: «بزرگان نظام باید قبل از هرچیز در این مورد چاره‌اندیشی کنند؛ حتی به قیمت یک خانه‌تکانی اساسی در دولت یا حتی استعفای دولت فعلی و برگزاری انتخابات زودرس.»

موسویان هم‎چنین هشدار داده است استمرار وضع فعلی تا دو سال دیگر ممکن است موجب لطمات غیرقابل جبران شود.

این اظهارات کم‌سابقه حسین موسویان در شرایطی بیان شده که نرخ دلار، یورو و پوند در ایران طی یک هفته اخیر به هشت تا ۱۰ هزار تومان رسیده است و بحران‌های اقتصادی و مالی در کشور افزایش یافته اند.

در این میان، رقبای محافظه‌کار دولت حسن روحانی خوشحال‌ترین جریان از به وجود آمدن چنین بحرانی هستند. آن ها از ماه‌ها پیش امیدوارند تشدید بحران‌های مالی و اقتصادی در نهایت منجر به سرنگونی دولت مستقر شود. در ماه‌های اخیر نیز «طرح عدم کفایت سیاسی حسن روحانی» به صورت جسته و گریخته در محافل محافظه‌کاران مورد بحث قرار گرفته اما به خاطر نداشتن زمینه‌های سیاسی و اجتماعی و نیز اقتصادی، ناکام مانده بود.

در همین مدت، «سعید حجاریان»، فعال سیاسی اصلاح طلب به تلاش‌های محافظه‌کاران برای سرنگونی دولت مستقر اشاره کرده بود. «اسحاق جهانگیری» و «شهیندخت مولاوردی» هم به طور مستقیم و غیرمستقیم چنین موضوعی را تایید و نسبت به تحقق آن هشدار داده بودند.

از زمان این هشدار‌ها، ماه‌ها می‌گذرد اما حالا یکی از نزدیک‌ترین دوستان حسن روحانی گفته که ادامه یافتن دولت او در چنین وضعیتی، به صلاح نیست و به وی پیشنهاد داده که بهتر است عطای این دولت را به لقایش ببخشد.

محمد‌جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران اما در واکنش به افزایش بحث سرنگونی، برکناری یا استعفای دولت مستقر، روز یک‌شنبه گفته است: «خیال نکنید که اگر آقای روحانی رفت و اصول‏گرایان آمدند، موفق می‌شوند.»

ظریف بی‌آن که نامی از جریانی ببرد، افزوده است:«بعضی‌ها خیال نکنند که اگر جمهوری اسلامی ایران رفت، آن‎ها سر کار می‌آیند.»

او گفته است: «در حال حاضر انسجام داخلی از هر چیز دیگری در کشور مهم‌تر است. انسجام داخلی در حال حاضر از نان شب و هوا نیز برای ما مهم‌تر است.»

دولت حسن روحانی برای برون رفت از شرایط وخیم اقتصادی، با دو گزینه ترمیم کابینه یا استعفا دست به گریبان شده است که تاکنون در مقابل این فشار‌ها، درخواست‌ها و پیشنهاد‌ها مقاومت کرده است.

روزنامه اعتماد که از نشریات وابسته به اصلاح‌طلبان و حامی دولت حسن روحانی است، در شماره روز یک‌شنبه خود از رییس دولت به خاطر مقاومت در برابر درخواست‌های ترمیم کابینه انتقاد کرده و نوشته است:«همه مايل به تغيير كابينه هستند اما رويكرد دوگانه حسن روحانی، رييس‌جمهوری در اين خصوص، مساله را قدری مبهم کرده است.»

این روزنامه نوشته که واضح است روحانی از عملكرد تيم خود راضی نيست چرا كه اگر بود، آن‎ها را به دو گروه «نااميد» و «اميدوار» تقسيم‌بندی نمی‌كرد.

این روزنامه در ادامه افزوده است: «روحانی هنوز هم در مقابل تغيير وزرا مقاومت می‌كند و در عوض تصميم دارد از اصلاح ساختار دولت آغاز كند.»

محمد رضا باهنر، دبیرکل «جامعه اسلامی مهندسین» از محافظه‌کاران شناخته شده در ایران است که به مقاومت روحانی در خصوص درخواست‌ها برای اعمال تغییرات در کابینه‌اش سخن به میان آورده و گفته است:«برخی وزرا قصد ترک کابینه را دارند؛ روحانی اجازه نمی‌دهد.»

بی‌پولی، کم‌آبی و بی‏کاری به سه ابزار محافظه‌‌کاران برای ساقط کردن دولت حسن روحانی تبدیل شده‌ و در پی شکست در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۶، تلاش‌های خود را برای استفاده از این ابزار‌ها علیه دولت با جدیت آغاز کرده‌اند.آن ها از اعتصاب‌ها، تجمعات و اعتراض‌ها در سراسر ایران به خاطر گرانی، بی‏کاری، بی‌آبی یا کم‌آبی در پوست خود نمی گنجند و از این نارضایتی ها به عنوان ابزاری علیه دولت بهره می‌برند.

محافظه‌کاران که در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی و دولت اول حسن روحانی از ابزار‌های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و نظامی برای به زمین زدن این دولت‌ها بیش تر بهره می‌بردند، از سال ۹۶ استفاده از ابزار اقتصادی، معیشتی و گرانی را در دستور کار خود قرار داده‌اند. آن ها عمده فعالیت‌های خود را معطوف به برجسته کردن ناکامی‌ها، نابسامانی‌ها و نقاط ضعف دولت روحانی در حوزه اقتصادی کرده اند و چندان هم مایل به ارایه راه‌کار‌های علمی و عملی برای برون‌رفت دولت از این وضعیت بغرنج نیستند.

در این میان اما فرماندهان سپاه و بسیج بارها اعلام کرده‌اند که دولت حسن روحانی به طرح‌ها و پیشنهاد‌های آن ها برای رفع و رجوع مشکلات اقتصادی، اجرای طرح اقتصاد مقاومتی و محرومیت‌زدایی بی‌اعتنایی کرده است.

در ایران کنونی هم‌چون گذشته، دعواها، لابی‌ها، اقدامات خراب‌کارانه، معاملات و زد و بند‌ها همگی یک پشت پرده‌ای دارند که مردم کشور به طور معمول از جزییات آن ها بی اطلاع می‌مانند اما تاثیرشان را در زندگی خود به خوبی حس می‌کنند.

از اسفند ماه سال گذشته تا کنون نرخ دلار، یورو و پوند در بازار‌های ایران با افزایش بی‌سابقه‌ای مواجه شده‌ اما کسی به طور شفاف نمی‌گوید مشکل کجا است و ریشه این بحران افسار گسیخته کیست، چیست و کجا است؟

بازگشت قریب‌الوقوع تحریم‌های بین‌المللی، ناکارآمدی دولت در حل بحران ها و اقدامات خراب‌کارانه رقبایش، سه متهم وضعیت موجود هستند که درباره میزان سهم هر یک از آن ها اطلاعات شفاف و دقیقی در دست نیست.

سهم هر یک از این عوامل به هر میزان که باشد، اقتصاد جمهوری اسلامی، وضعیت معیشتی مردم ایران و دولت حسن روحانی را در وضعیتی قرار داده است که آینده روشنی در انتظارش نیست.

حالا دولت حسن روحانی که در مدیریت این نابسامانی و بحران اقتصادی ناتوان و ناکارآمد بوده، چاره ای به انتخاب یکی از گزینه های پیشنهادی دوست و دشمن ندارد؛ اصلاح کابینه، استعفا و یا ادامه وضعیت موجود

No responses yet

Jun 26 2018

تعطیلی بازار بزرگ تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,اعتصاب,اقتصادی,سیاسی

No responses yet

Jun 26 2018

سپاه به دستور خامنه ای در تدارک کودتا

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,سپاه,سیاسی,ملای حیله‌گر

ایران گلوبال: دستیار خامنه‌ای: به نظر می‌رسد اگر دولت نباشد کشور بهتر اداره می‌شود

مدتها پیش سپاه در تدارک کودتا تا آنجا پیش رفت که در برخی موارد با طرح شعار “مرگ بر روحانی “سعی کرد،سوار بر موج شود و کار را یکسره کند ولی شعار ها برگشت و امروز “شعار مرگ بر خامنه ای ” دارد عمومی می شود.سرلشکر یحیی رحیم صفوی مشاور و دستیار نظامی علی خامنه ای رهبر نظام جمهوری اسلامی ایران با اشاره به وضعیت جاری در ایران گفته است “گاهی به نظر می‌رسد اگر دولت نباشد، کشور بهتر اداره می‌شود”.

سرلشکر صفوی فرمانده پیشین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. او گفته که ایران در “دولت سازی مشکل دارد”.
آقای صفوی گفته است: “مردم به ادارات و سازمان‌ها و شهرداری‌ها مراجعه می‌کنند و مشکلاتشان برطرف نمی‌شود و همین مسائل ایجاد نارضایتی کرده و ضدانقلاب نیز بلافاصله سوءاستفاده می‌کند و مردم را ناراضی جلوه می‌دهد که بخشی از این نارضایتی‌ها به دلیل ناکارآمدی مسئولان است”.
در هفته های اخیر به دنبال بی ثباتی کم سابقه در بازار ارز و سکه، اعتراضات جدیدی در ایران شکل گرفته به طوری که بازار تهران شاهد تعطیلی مغازه‌ها و اعتراضات گسترده علنی بوده است.

رسانه‌های ایران می‌گویند آقای صفوی این اظهارات را در جمع “پیشکسوتان و رزمندگان دفاع مقدس استان فارس در حسینیه ثارالله” عنوان کرده است.
این مقام نظامی در اظهارات اخیر خود گفته “هم اکنون در اداره جامعه، اقتصاد و مسائل فرهنگی با برخی از مشکلات مواجه هستیم”.
سرلشکر پاسدار صفوی در پاسخ به سؤال یکی از حاضران در مورد وضعیت توافق هسته ای و دیدگاه آیت‌الله خامنه ای، گفته است “مقام معظم رهبری از همان ابتدا به مذاکره با آمریکا خوش‌بین نبودند و این مسئله را اعلام کردند، اما به دلیل همان پایبندی به قانون اساسی کشور به دولت اجازه دادند وارد مذاکرات برجام شوند؛ حالا اگر دولت راه‌ اشتباه رفته است گناه حضرت آقا چیست؟ خُب این دولت انتخاب مردم بوده است”.
مقام های دولتی در هفته های اخیر درباره امکان حفظ توافق هسته ای (برجام) که به رفع گسترده تحریم های بین المللی علیه برنامه اتمی ایران منجر شد، ابراز تردید کرده اند. این تردیدها پس از خروج آمریکا از این توافق پیش آمده است.
آیت‌ا‌لله خامنه‌ای هم برای باقی ماندن در این توافق شروطی گذشته که مقام های دولتی می گویند ممکن است این شروط محقق نشود و ایران مجبور به خروج از توافق شوند.
برخی از چهره های سیاسی و اقتصادی ایران طی هفته های اخیر درباه بحران های فزاینده ای که نظام جمهوری اسلامی با آن رو به است هشدار داده اند.
محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه ایران دیروز در جلسه اتاق بازرگانی ایران حاضر شد و گفت “اکنون هدف دشمنان نه نظام، نه دولت روحانی، بلکه ایران است”.
وزیر خارجه ایران گفته خیال نکنید “اگر روحانی رفت، اصولگرا موفق می‌شود”.

No responses yet

Jun 25 2018

جلسه شورای تأمین استانداری تهران در پی تعطیلی بازار

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,اعتصاب,اقتصادی,امنیتی,سیاسی

رادیوفردا: همزمان با انتشار گزارش‌هایی درباره تجمع بازاریان معترض به نابسامانی ارز در برابر مجلس، معاون سیاسی و امنیتی استاندار تهران از برگزاری جلسه شورای تأمین استان برای بررسی این موضوع خبر داده است.

کسبه بازار تهران صبح دوشنبه چهارم تیرماه در اعتراض به نابسامانی بازار ارز، مغازه‌های خود را تعطیل کردند و بنابر گزارش‌ها، تجمعاتی در خیابان‌های اطراف برگزار کردند.

خبرگزاری فارس ظهر دوشنبه خبر داد که بجز بانک‌ها، «هیچ مغازه‌ای» در بازار باز نمانده است.

گزارش‌هایی نیز در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است که بر پایه آنها، «نیروهای امنیتی با هجوم به بازار و درگیری با بازاریان مانع شکل‌گیری تجمع می‌شدند».

براساس ویدئوهای منتشرشده، تجمع‌کنندگان شعارهایی از قبیل «مرگ بر گرانی»، «بازاری با غیرت / حمایت، حمایت» و «سوریه را رها کنید / فکری به حال ما کنید» سر می‌دادند.

خبرگزاری ایسنا نیز نوشت که حضور معترضان در خیابان «۱۵ خرداد» خیابان اصلی بازار، «ایجاد ازدحام کرده است».

گزارش‌هایی نیز درباره گسترش اعتراضات به دیگر مناطق تجاری تهران، از جمله مولوی، جمهوری و لاله‌زار، منتشر شده است.

بازار بزرگ، مولوی، جمهوری، لاله زار، فردوسی، استانبول، منوچهری، سبزه میدون و طلا فروشا، علاالدین و چهارسو موبایل فروش ها، ولیعصر پاساژ های کامپیوتری و بنگاه های ماشین در تهران شاهد اعتراضات و تعطیلی کسبه است

— قیمت روز ارز و طلا (@Tahlilgaran) June 25, 2018

از سوی دیگر شماری از کاربران گزارش داده‌اند که شماری از بازاریان نیز در میدان بهارستان در برابر مجلس دست به تجمع زده‌اند.

الان/ میدان بهارستان

جمعیتی از به گمانم حدود پنج‌هزار نفر از بازاری‌های بازار بزرگ تهران که مغازه‌هایشان را بسته‌اند روبروی مجلس جمع شده و شعار می‌دهند:
مرگ بر مفت‌خورِ گردن‌کلفت!

یگان ویژه تازه الان رسیده، اما درگیر نمی‌شود

— حسین دهباشى

No responses yet

Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .