اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for October, 2018

Oct 16 2018

۱۴ نیروی نظامی ایران در مرز میرجاوه ربوده شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,سیاسی


رادیوفردا: خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، ایرنا، روز سه‌شنبه، ۲۴ مهرماه، به نقل از یک منبع آگاه از «ربوده شدن» ۱۴ نیروی نظامی ایران به دست «یک گروهک تروریستی» خبر داد.

پیشتر باشگاه خبرنگاران جوان در گزارشی که ساعتی بعد حذف کرد از «ربوده شدن نیروهای بسیجی طرح امنیت و هنگ مرزی میرجاوه… به دست اعضای گروهک تروریستی جیش‌الظلم» خبر داده بود.

تعدادی از رسانه‌های داخل ایران به تاسی از برخی از مقامات جمهوری اسلامی گروه جیش‌العدل را «جیش‌الظلم» می‌نامند.

جمهوری اسلامی این گروه را تروریستی قلمداد می‌کند.

هنوز هیچ مقام رسمی ایران در این باره اظهار نظر نکرده است.

در گزارش باشگاه خبرنگاران آمده بود: «هفت نفر از این افراد نیروهای بسیج طرح امنیت، پنج نفر نیروهای هنگ مرزی میرجاوه و دو نفر نیروهای اطلاعات سپاه هستند که بین ساعت چهار تا پنج بامداد امروز [سه‌شنبه] در منطقه صفر مرزی لولکدان ربوده شده‌اند.»

خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، ایرنا، این خبر را بدون جزئیات منتشر کرده است.

منطقه صفر مرزی لولکدان مربوط به بخش ریگ‌ملک شهرستان میرجاوه است و در ۵۰ کیلومتری شهر میرجاوه قرار دارد.

این منطقه مرزی در استان سیستان و بلوچستان مدت‌هاست که محل درگیری‌های متعدد گروه جیش‌العدل با سپاه پاسداران ایران بوده است.

کمتر از سه ماه پیش نیز خبر رسید که دو نیروی بسیجی «طرح امنیت» منطقه کورین زاهدان در درگیری با افراد مسلح کشته شده‌اند.

در ابتدای تیرماه سال جاری نیز سپاه پاسداران از کشته شدن سه نیروی خود و سه نفر از مهاجمان در یک درگیری خبر داد، اما گروه جیش‌العدل اعلام کرد که در این درگیری «۱۱ نیروی» سپاه پاسداران کشته‌ شده‌اند، اما نیروهای این گروه آسیبی ندیده‌اند.

گروه جیش‌العدل که تاکنون بارها با مربانان ایران در این استان درگیر شده، تعدادی از آنها را گروگان گرفته یا به قتل رسانده است، خود را مدافع «اهل سنت» در استان سیستان و بلوچستان می‌داند.

No responses yet

Oct 15 2018

زندان، حبس و شلاق برای معلمانی که مطالبه صنفی دارند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,اعتصاب,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: اعتراض سراسری صنفی معلمان در روز یکشنبه (۲۲ مهر) در اعتراض به «گرانی و تورم، پایین آمدن قدرت خرید معلمان، کیفیت‌زدایی از آموزش و ادامه بازداشت فعالان صنفی» آغاز شده است
در برخی شهرها دانش آموزان هم از معلمین متحصن خود حمایت کرده اند
روی پلاکاردها مطالبات معلمان را نوشته‌اند: «پوشش بیمه کارآمد»، «بالا رفتن حقوق»، «برابری آموزشی»، «ایمن سازی مدارس»

هر کدامشان پلاکاری در دست گرفته‌اند و توی عکس‌ها لبخند زده‌اند. روی پلاکاردها مطالباتشان را نوشته‌اند: «پوشش بیمه کارآمد»، «بالا رفتن حقوق»، «برابری آموزشی»، «ایمن سازی مدارس» و… همگی‌شان معلم هستند. یا توی دفاتر مدارس عکس گرفته‌اند و یا توی حیاط و پشت به تابلوهای بزرگ نام مدرسه. عکس‌ها در فضای مجازی با هشتگ #تحصن_سراسری_معلمان به اشتراک گذاشته شده. اعتراض سراسری صنفی معلمان در روز یکشنبه (۲۲ مهر) در اعتراض به «گرانی و تورم، پایین آمدن قدرت خرید معلمان، کیفیت‌زدایی از آموزش و ادامه بازداشت فعالان صنفی» آغاز شده و قرار شده تا روز دوشنبه ادامه یابد.

در این تحصن‌ها، آموزگاران و دبیران مدارس در مدرسه‌ها حضور می‌یابند اما سر کلاس درس نمی‌روند. یکی از معلمانی که در مشهد به این تحصن پیوسته می‌گوید: «ما امروز سر کلاس نرفتیم. در دفتر نشستیم و از مطالباتمان حرف زدیم.» او پانزده سال است که در دبیرستان‌های مشهد ریاضیات، حسابان و دیفرانسیل تدریس کرده و حقوق‌اش دو میلیون و پانصد هزار تومان است: «سال 95 که اعلام کردند خط فقر در ایران دو میلیون و هفتصد هزار تومان است حقوق من دو میلیون تومان بود تازگی که اعلام نکردند خط فقر چقدر است اما خودمان که می‌دانیم قیمت‌ها پنج شش برابر شده. کرایه خانه‌ها بالا رفته، رب گوچه فرنگی هر قوطی 18 هزارتومان شده، تخم مرغ گران شده حتی تهیه املت هم که غذای کارگری است برای همه آسان نیست.»

معلم‌ها خواستار رسیدن حقوقشان به بالای خط فقر هستند. «جعفر ابراهیمی» فعال صنفی معلمان در گفت‌وگو با «میدان» می‌گوید: « ما می‌گوییم در این جغرافیا نه تنها معلمان بلکه هر کس زندگی می‌کند، باید شرایط زندگی انسانی را داشته باشد. راهش این است که درآمدشان بالای خط فقر باشد، درآمد ما را حقوق ما را به بالای خط فقر برسانند. راه آسانترش این است که قانون خدمات مدیریت کشوری را که سال‌هاست تصویب شده و اجرا نمی‌شود، اجرایی کنند.» قانون خدمات مدیریت کشوری سال 86 به تصویب رسیده، همسان سازی حقوق کارمندان ادارات دولتی یکی از مواردی است که در قانون خدمات مدیریت کشوری آمده است. ابراهیمی می‌گوید: «ما نمی‌گوییم حقوق کارمندهای مثلا وزارت نفت پائین بیاید. بلکه می‌گوییم حقوق کارمندان وزارت خانه‌های دیگر هم بالا برود. معلمان مدرسه، پرستارهاو…»

یک معلم از تهران که در تحصن امروز شرکت کرده به «ایران وایر» می‌گوید: «مشکل ما فقط پایین بودن درآمد نیست، تبعیض بیشتر اذیت‌مان می‌کند. ما به بچه‌هایی آموزش می‌دهیم که آینده کشور هستند و کارمند یکی از مهمترین وزارتخانه‌های کشور هستیم اما حقوق دریافتی‌مان هیچ سنخیتی با حقوق کارمندان وزارت خارجه، وزارت نفت و.. ندارد.» او تاکید می‌کند که بیشترین دلیل‌اش برای شرکت در تحصن امروز دفاع از حقوق خودش بوده. می‌گوید: «من همیشه به دانش‌آموزانم یاد می‌دهم که مطالبه به حق‌شان را پیگیری کنند. آنوقت چرا باید از حق خودم دفاع نکنم.» روی پلاکاردی هم که در دست گرفته نوشته: «متاسفانه اینجا حق دادنی نیست، گرفتنی است».

پایین بودن حقوق و کم شدن قدرت خرید اگر چه یکی از اصلی‌ترین مطالبات معلم‌هاست اما تنها خواسته آن‌هانیست. یکی از آن‌ها می‌گوید: «عدالت آموزشی وجود ندارد. تبعیض زیادی وجود دارد. مدارس غیر انتفاعی هر 8 دانش‌آموز یک معلم دارند در مدارس دولتی باید در مدارس سی و پنج نفره، چهل نفره درس بدهیم. بیشتر وقت معلم صرف ساکت کردن کلاس می‌شود و به طور قطع روی کیفیت آموزش تاثیر می‌گذارد.»

یکی دیگر از خواسته‌های معلمان اجازه فعالیت‌های صنفی است. یکی از معلم‌ها از تهدید به بازداشت فعالان صنفی خبر می‌دهد: «از چند روز پیش که کانال تلگرامی شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران فراخوان این تحصن را منتشر کرد و از مدیران مدارس خواست تا برای این تشکل صنفی با معلمان همکاری کنند. از حراست آموزش و پرورش با فعالان صنفی تماس گرفته بودند و سعی کرده بودند با تهدید به بازداشت آن‌ها را منصرف کنند.»

معلمان ایران سال‌هاست برای دستیابی به حقوق خود تحصن و تجمع برگزار می‌کنند. تحصن‌هایی که در بسیاری موارد با برخورد خشونت آمیز پلیس رو به رو شده است. بسیاری از فعالان صنفی معلمان بارها بازداشت و روانه زندان شده‌اند. برخی از آن‌ها احکام طویل المدت زندان، شلاق و تبعید دریافت کرده‌اند. یکی از آن‌ها می‌گوید: «کجای دنیا معلم به خاطر مطالبات صنفی به حبس و شلاق و تبعید محکوم می‌شود. ما مطالبه صنفی داریم اما فوری انگ امنیتی می‌خوریم. مگر همین هفته پیش حکم زندان و شلاق برای شش معلم دیگر صادر نشد؟» اشاره او به حکمی است که برای شش معلم بازداشت شده در تحصن 20 اردیبهشت مقابل مجلس است. آن‌ها برای افزایش حقوق مقابل مجلس تجمع کردند و بازداشت شدند. «رسول بداقی»، «اسماعیل گرامی»، «جواد ذوالنوری»، «حسین غلامی، «محمد عابدی» و «عالیه اقدام دوست» شش معلم بازداشت شده هستند که به تحمل ۹ ماه حبس تعزیری و پرداخت جریمه نقدی ۵۰۰ هزار ریالی بدل از ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده‌اند.

در حال حاضر محمد حبیبی، اسماعیل عبدی، محمود بهشتی لنگرودی، محسن عمرانی و مختار اسدی در حال گذراندن دوره زندان خود به اتهام‌های امنیتی هستند و رسول بداقی، علی‌اکبر باغانی هم دوره تبعید خود را در شهر زابل می‌گذراند. رسول بداقی در تبعید هم با انتشار عکسی در این تحصن شرکت کرده است. او به تنهایی مقابل دوربین ایستاده پلاکاردی در دست گرفته که روی آن نوشته : «آموزش، بهداش و درمان رایگان، رفاه معلم، اشتغال کامل، بیمه بیکاری و رفاه حق هر ایرانی است.»

No responses yet

Oct 15 2018

محاکمه شرکت توتال به اتهام پرداخت رشوه به مسئولان ایرانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم

دویچه‌وله: بررسی پرونده فساد مالی شرکت توتال در فرانسه آغاز شده است. موضوع بر سر پرداخت ۳۰ میلیون دلار رشوه از سوی این شرکت به برخی از مسئولان جمهوری اسلامی و از جمله به مهدی هاشمی، فرزند هاشمی رفسنجانی است.

دادگاه بررسی پرونده پرداخت رشوه از سوی شرکت نفتی توتال روز پنجشنبه ۱۱ اکتبر (۱۹ مهر) در پاریس آغاز به کار کرد و تا روز جمعه ۱۹ اکتبر ادامه خواهد یافت.

موضوع بر سر قراردادهای نفتی‌ای است که این شرکت بزرگ فرانسوی با شرکت ملی نفت ایران منعقد کرده است. دو قرارداد به طور ویژه مورد توجه دادستانی پاریس هستند: قرارداد بهره‌برداری و توسعه میدان گاز پارس جنوبی و قرارداد مربوط به میدان‌های نفتی حوزه جزیره سیری.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

شرکت توتال متهم شده است که در آن ایام مبلغ ۳۰ میلیون دلار به‌عنوان رشوه به برخی از مسئولان جمهوری اسلامی و از جمله به مهدی هاشمی، فرزند آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، پرداخت کرده است.

مهدی هاشمی در آن زمان در هیات مدیره سکوهای پارس جنوبی فعالیت می‌کرد.

دور زدن تحریم‌ها

شرکت نفتی توتال گشایش مجدد پرونده مربوط به سال‌۱۹۹۷ را بلاموضوع می‌داند. مسئولان این شرکت اعلام کرده‌اند که این شرکت در ارتباط با اتهام دور زدن تحریم‌های ایران در همین رابطه محاکمه شده و ۳۹۸ میلیون دلار جریمه به نهادهای قضایی آمریکا و از جمله به وزارت دادگستری این کشور پرداخت کرده است.

این در حالی است که دادستانی پاریس بر این باور است که موضوع پرونده جاری ربطی به اتهام دور زدن تحریم‌های ایران نداشته و ناظر بر پرداخت رشوه است.

باید یادآور شد که شماری از مسئولانی که نام‌شان در ارتباط با پرداخت رشوه و قراردادهای پارس جنوبی و سیری به میان می‌آید پس از گذشت بیش از ۲۰ سال از انعقاد آن قراردادها درگذشته‌اند. از آن جمله است کریستوف دو مارژوری که در هنگام عقد قرارداد مربوط به پارس جنوبی مسئولیت بخش خاورمیانه شرکت توتال را برعهده داشت.

No responses yet

Oct 15 2018

گزارشی از روز نخست تحصن سراسری معلمان در اعتراض به مشکلات صنفی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,اعتصاب,حقوق بشر,سیاسی

خبرگزاری هرانا: به دنبال فراخوان هفته گذشته‌ی شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، امروز یکشنبه ۲۲ مهرماه، معلمان بسیاری از استان‌های کشور از جمله “فارس، خراسان رضوی، کرمانشاه، کردستان، ایلام، آذربایجان شرقی، مازندران، خراسان شمالی، تهران، اصفهان، کهگیلویه و بویراحمد، همدان، قزوین، بوشهر، البرز، لرستان، خوزستان و آذربایجان غربی” دست به تحصن زدند و از حضور در کلاس‌های درس خودداری کردند. این تحصن در اعتراض به پایین بودن حقوق فرهنگیان و وضعیت معلمان زندانی شکل گرفته است. محمدرضا رمضانزاده، مسئول شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی ایران نیز در جریان تحصن امروز معلمان در بجنورد بازداشت شده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، معلمان و فرهنگیان سراسر کشور به دنبال فراخوانی قبلی از سوی شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، امروز یکشنبه ۲۲ مهرماه ۱۳۹۷ در بسیاری از شهرهای ایران دست به تحصن زدند.
در این روز فرهنگیان سراسر کشور از جمله در استان‌های “فارس، خراسان رضوی، کرمانشاه، کردستان، ایلام، آذربایجان شرقی، مازندران، خراسان شمالی، تهران، اصفهان، کهگیلویه و بویراحمد، همدان، قزوین، بوشهر، البرز، لرستان، خوزستان و آذربایجان غربی” دست به تحصن زده و از حضور در کلاس‌های درس خودداری کردند و خواستار برآورده شدن مطالبات صنفی خود شدند.
معلمان متحصن نوشته‌هایی مانند «تبعیض حق معلم نیست»، «ما خواهان اجرای طرح رتبه‌بندی هستیم»، «معلم زندانی، آزاد باید گردد»، «نه به خصوصی‌سازی آموزش»، «جای معلم زندان نیست»، «نه به مدارس خصوصی» «ما به تبعیض اعتراض داریم»، «آموزش به زبان مادری حق است»، «جای معلم منتقد زندان نیست»، «عدالت آموزشی، حق معلمان است» و… در دست داشتند.
همچنین محمدرضا رمضانزاده، مسئول شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی ایران نیز در جریان تحصن امروز معلمان در بجنورد بازداشت شده است. گزارش شده که آقای رمضانزاده پس از بازداشت دست به اعتصاب غذا زده است.

هفته گذشته شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران با صدور بیانیه‌ای ضمن انتقاد از عملکرد وزارت آموزش و پرورش، نسبت به پایین بودن حقوق و دستمزد معلمان اعتراض کرد و از فرهنگیان کشور خواست تا روزهای یکشنبه ۲۲ و دوشنبه ۲۳ مهرماه در دفتر مدارس تحصن کرده و از حضور در کلاس درس خودداری نمایند با آگاه‌سازی دانش‌آموزان، دلایل تحصن را برای آنها تبیین نمایند.

در قسمتی از این بیانیه آمده بود: “شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران به نمایندگی از بخش عظیمی از نیروی کار بخش آموزشی (بازنشسته و شاغل)، تمام مسیرها را برای تغییر این شرایط اسفناک پیموده است. معلمان بارها از روش های مختلف نظیر ملاقات با مسئولین، نامه نگاری، صدور بیانیه، راه اندازی کمپین و تجمعات صنفی خواسته های خود را بیان نموده اند اما حاکمیت و دولت یک گام مثبت برای حل معضلات بر نداشته است!”

این شورای صنفی همچنین در روزهای گذشته با انتشار مطالبی از اعلام آمادگی معملان مدارس بسیاری از شهرهای ایران برای شرکت در تحصن خبر داده بود.

کانون صنفی فرهنگیان استان قزوین نیز با نگارش نامه‌ای سرگشاده خطاب به سید محمد بطحایی، وزیر آموزش و پرورش نوشته و گفتند: “به استحضار جنابعالی می‌رساند که جمع کثیری از همکاران فرهنگی شما در آموزش و پرورش کل کشور در روزهای یکشنبه ۲۲ مهر ۹۷ و دوشنبه ۲۳ مهر ۹۷ در اعتراض به وضعیت معیشتی و خواست‌های بحق آموزشی و منطبق با اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی، در محیط کار خود حاضر و از حضور در کلاس‌های درس امتناع خواهندکرد. لذا چنانچه مایل باشید به شکلی اتفاقی یا با دعوت قبلی همکاران در چند مدرسه دخترانه و پسرانه حضور بهم رسانید تا از نزدیک با درد دل‌های همکارانتان و چگونگی به انجام رساندن این خواست‌ها که شخص جنابعالی هم در برنامه‌های تلویزیونی و مصاحبه‌های رسمی به بخشی از آنان صحه گذاشته‌اید و آنان را برحق می‌شمارید، همت گمارید”.

لازم به ذکر است یکی دیگر از خواسته‌های فرهنگیان در این تحصن سراسری آزادی معلمان دربندی همچون محمد حبیبی، اسماعیل عبدی، محمود بهشتی لنگرودی و … است.
هرانا نیز پیشتر طی گزارشی به بررسی جامع وضعیت معلمانی که برای استیفای حقوق صنفی خود در عین حفظ استقلال از دستگاه حاکمه تلاش می‌کنند، بازداشت شده و بسیاری از آنان متحمل حبس، اخراج و تبعید شدند، پرداخته بود.

No responses yet

Oct 15 2018

سند چشم‌انداز ۱۴۴۴؛ دستپخت پسر خاله رهبری

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران روز یکشنبه ۲۲ مهر، در یک فراخوان از دولت، مجلس، شورای عالی امنیت ملی، شورای عالی فضای مجازی، شورای انقلاب فرهنگی، حوزه‌های علمیه و صاحب‌نظران خواسته است «نظرات مشورتی‌» درباره «الگوی پایه اسلامی ایرانی-پیشرفت» را ارائه دهند تا ظرف دو سال آینده، «نسخه نهایی الگوی اسلامی ایرانی-پیشرفت» آماده و ابلاغ شود.

‌رهبر جمهوری اسلامی ۱۳ آبان ۱۳۸۲ نیز یک سند کلان بالادستی با عنوان «سند چشم انداز جمهوری اسلامی در افق ۱۴۰۴» به سران قوا ابلاغ کرد که تاکنون گزارش دقیقی از میزان تحقق اهداف این سند منتشر نشده است.

با ابلاغ الگوی پیشرفت، افق مد نظر رهبر جمهوری اسلامی از ۱۴۰۴ به ۱۴۴۴ تغییر یافته و بر اهداف پیش رویی مانند تبدیل شدن به یکی از پنج کشور پیشرفته جهان در زمینه تولید اندیشه علم و فناوری، یکی از ۱۰ اقتصاد برتر جهان، و یکی از چهار کشور برتر آسیا در زمینه پیشرفت و عدالت و ریشه‌کنی فقر، فساد و تبعیض تاکید شده تا ایران به عنوان «خاستگاه تمدن نوین اسلامی» معرفی شود.

این دو عبارت آخر مهم است. آیت‌الله خامنه‌ای در تاریخ ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۰ یک فرمان هشت ماده‌ای برای ریشه‌کنی فقر و فساد تبعیض به سران قوا داد که در طول ۱۷ سال گذشته، شواهدی در اجرای این فرمان یافت نشده و قوای سه گانه و نهادهای زیر نظر رهبر در جهت عکس آن عمل کرده اند.

همچنین رهبر جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر یک فرایند پنج مرحله‌ای اعلام کرده که شامل «انقلاب اسلامی»، «حکومت اسلامی»، «دولت اسلامی»، «جامعه اسلامی» و «تمدن نوین اسلامی» است. مسئولان جمهوری اسلامی می‌گویند اکنون در مرحله سوم یعنی تشکیل دولت اسلامی هستند.

برخی مسئولان از جمله فرماندهان سپاه در دولت احمدی‌نژاد عقیده داشتند که دولت اسلامی تشکیل شده ولی با اختلافات بعدی سیاسی و جداشدن راه احمدی‌نژاد، کماکان تشکیل دولت اسلامی در فاز صفر به سر می‌برد. بر اساس این سند، آیت‌الله خامنه‌ای علاقه‌مند است که تا سال ۱۴۴۴، این پنج مرحله طی و «تمدن نوین اسلامی» تشکیل شود.

نسخه پایه الگوی رسیدن به چنین تمدنی، در طول مدت هفت سال و با همکاری «چند هزار تن از صاحب‌نظران و استادان دانشگاهی و حوزوی و فرزانگان جوان» تهیه شده است. سایت دبیرخانه الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت اعلام کرده که ای سند «با پشتیبانی حدود ۵۰ هزار صفحه تولید علمی، هزاران جلسه و نشست تخصصی و بهره‌‌گیری از حدود ۷۰۰ نقد و پیشنهاد» تدوین شده است.

رهبر جمهوری اسلامی بحث درباره الگوی پیشرفت را از سال ۱۳۸۴ به صورت علنی مطرح کرد. او به جای کلمه «توسعه» از کلمه «پیشرفت» استفاده کرد. این کلمه در سال‌های اخیر مورد توجه نهادهای زیرمجموعه رهبری هم قرار گرفته است. به عنوان نمونه،‌ سپاه پاسداران سال گذشته، «قرارگاه پیشرفت و آبادانی» را تشکیل داده که به ترتیب به جای توسعه و سازندگی استفاده می‌شوند. مفاهیمی چون توسعه و سازندگی در دولت‌های اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی بیشتر مورد استفاده قرار گرفتند و رهبر جمهوری اسلامی کوشیده است ادبیات کلانش را با واژه‌های متفاوتی سازمان‌دهی کند.

اولین و دومین نشست الگوی ایرانی-اسلامی پیشرفت در آذر ۸۹ و اردیبهشت ۹۰ برگزار شد و دولت محمود احمدی‌نژاد هم با تشکیل یک مرکز در زیرمجموعه «معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی» وارد عمل شدند ولی خرداد ۹۰، آیت‌الله خامنه‌ای با انتصاب رئيس و اعضای شورای عالی این مرکز، پایه‌گذار تأسیس یک نهاد تازه را زیر نظر خودش فراهم کرد.
صادق واعظ‌زاده (وسط) در دیدار اعضای شورای عالی الگوی ایرانی-اسلامی پیشرفت با آیت‌الله خامنه‌ای
صادق واعظ‌زاده (وسط) در دیدار اعضای شورای عالی الگوی ایرانی-اسلامی پیشرفت با آیت‌الله خامنه‌ای

شورای عالی این مرکز ۱۰ نفر بودند و رئيس شورا که رئيس مرکز هم بود، صادق واعظ‌‌‌زاده بود. صادق واعظ‌‌زاده، ۵۷ ساله که پسر خاله رهبر جمهوری اسلامی است، از بهمن ۸۵ تا شهریور ۸۸، معاون علمی محمود احمدی‌نژاد بود. پدر او یعنی آیت‌الله محمد واعظ‌زاده خراسانی که شوهر خاله رهبر جمهوری اسلامی بود نیز مهرماه سال ۶۹، با حکم آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان دبیرکل مجمع تقریب بین مذاهب اسلامی منصوب شد.

صادق واعظ‌‌‌زاده که به نظر می‌رسد از اقوام محبوب آیت‌الله خامنه‌ای است، در سال‌های اخیر به عنوان عضو حقیقی شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجمع تشخیص مصحلت نظام نیز منصوب شده و اکنون یک مهره فعال و تأثیرگذار در سیاست‌گذاری‌های کلان جمهوری اسلامی محسوب می‌شود.

بر اساس برنامه اولیه قرار بود که ۲۸ اندیشکده در زیرمجموعه دبیرخانه الگوی ایرانی – اسلامی پیشرفت فعال شود و تا سال ۹۲ نسخه پایه را تنظیم کند. تعداد اندیشکده‌ها اما در نهایت به ۱۳ اندیشکده تقلیل یافت و تدوین نسخه پایه هفت سال طول کشید. هر اندیشکده دارای رئيس و دبیر و شامل ۱۵ الی ۲۵ صاحب‌نظر است. علاوه بر این، در سال۹۲، این دبیرخانه اقدام به راه‌اندازی «دبیرخانه حوزوی» مستقر در قم کرد تا بتواند همکاری خود با مدیریت حوزه علمیه قم در مسیر تدوین این سند را افزایش دهد.

دبیرخانه الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت علاوه بر راه‌اندازی چند وب سایت و انتشارات، اقدام به انتشار یک ماهنامه «خبری- گفتمانی» کرده که تاکنون ۶۳شماره از آن منتشر شده است. این دبیرخانه همچنین ۸ کنفرانس ملی، دوازده کنگره پیشگامان پیشرفت که ویژه دانشگاه و حوزه بوده، ۳۳ نشست اندیشه‌ورزی، ۲۵ جلسه گفتگوی راهبردی و صدها نشست علمی برگزار کرده است.

یک موضوع چالش برانگیز مهم درباره این دبیرخانه اما بودجه سالانه آن بوده است. این مرکز در طول سال‌های ۹۵ تا ۹۷ بیش از ۲۰میلیارد تومان بودجه دریافت کرده است. بهمن سال ۹۶، انتقادهایی درباره نحوه مصرف بودجه این مرکز در مجلس مطرح شد که دبیرخانه این مرکز در اطلاعیه‌ای توضیح داد که در طول سال‌های گذشته ۲۰۰ صاحب‌نظر با این مرکز همکاری مستمر و دو هزار صاحب‌نظر نیز در قالب یک شبکه با اندیشکده‌های تحت نظر مرکز همکاری داشته اند و با توجه به دیگر همکاری‌ها، در مجموع چهار هزار نفر با این پروژه درگیر بوده‌اند.

این مرکز همچنین مدعی است در طول سال‌های گذشته با دو هزار و ۲۰۰ پژوهشگر دانشگاهی برای تدوین دو هزار و ۱۳۵ مقاله، و همچنین هفت هزار و ۵۰۰ طلبه برای نوشتن هشت هزار و ۷۵۰ اثر علمی همکاری کرده و ۴۰ کتاب تخصصی، ۶۰ جلد کتاب مقالات، ۲۰۰ سند پشتیبان منتشر کرده است.

به رغم این ادعاها، ۱۶ تیرماه ۹۶، محمدباقر نوبخت، معاون برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رئيس‌جمهور در یک نشست مرتبط با بررسی لایحه الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت گفت: «جمعی از کارشناسان در مجمع تشخیص مصلحت و مرکز تحقیقات استراتژیک» بنا به درخواست دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت یک الگوی مطلوب توسعه تهیه کرده بودند که «بعدها اسم آن به الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت» تغییر یافت.

محمدباقر نوبخت، ۲۶ مرداد ۹۵ نیز در یک برنامه تلویزیونی که از شبکه یک سیما پخش شد، گفت: «ما اصلا الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت نداریم تا برنامه را بر مبنای آن تدوین کنیم.» با توجه به ابراز بی‌اطلاعی معاون رئيس‌جمهور ایران از وجود این الگو در مرداد ۹۵، مشخص نیست دبیرخانه مرکز در طول سال‌های گذشته چه چیزی را تدوین کرده بود و با چه نهادهایی در این زمینه در ارتباط بوده است؟

ناظر به همین واقعیت‌هاست که وب سایت عصر ایران دیروز در گزارشی انتقادی درباره این لایحه نوشت که این سند متشکل از «جمله‌سازی‌های واضح»، «تکرار مکررات» و «متن شعارگونه» است و «محتوای آن عملاً پیش از این نیز وجود داشت».

نویسنده این مطلب که مدیرمسئول وب‌سایت عصر ایران است، با تاکید بر اینکه نوشتن این متن توسط یک گروه دانشجویی هم ممکن بوده، از مدیران این دبیرخانه خواسته «بودجه ای که در هفت سال گذشته صرف کرده‌اند تا این چند صفحه را بنویسند، دقیقاً چقدر بوده است؟» انتظار نمی‌رود در طول دو سال آینده، دبیرخانه الگوی اسلامی ایرانی -پیشرفت توجه‌ای به این انتقادات نشان دهد یا طرح چنین انتقاداتی به تغییر جدی محتوایی در این زمینه منجر شود؛ «از کوزه همان برون تراود که در اوست».

No responses yet

Oct 14 2018

در تهرانپارس؛ زنی خود و فرزندان خردسالش را با نوشیدنی مسموم کشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایسنا: معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ از مرگ سه عضو یک خانواده در منطقه تهرانپارس خبر داد.

به گزارش ایسنا، حوالی ساعت یک بامداد روز پنجشنبه ۱۹ مهرماه از طریق مرکز فوریت‌های پلیسی خبر مرگ سه عضو یک خانواده به کلانتری ۱۴۴ جوادیه تهرانپارس اعلام شد که با حضور مأموران در محل و تأیید خبر اولیه بلافاصله موضوع به اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی و قاضی کشیک ویژه قتل اعلام شد و رسیدگی به موضوع در دستورکار ماموران پلیس آگاهی قرار گرفت.

کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی با حضور در محل در بررسی محل وقوع جنایت اطمینان پیدا کردند که خانمی حدودا ۳۵ساله به هویت مشخص با نوشیدن نوشیدنی مسموم و در ادامه خوراندن نوشیدنی به دو پسربچه ۸ و ۱۰ ساله‌اش اقدام به خودکشی کرده و در دست نوشته‌ای صراحتا عنوان کرده است که به واسطه افسردگی شدیدی که داشته اقدام به این کار کرده است.

براساس اعلام مرکز اطلاع رسانی پلیس آگاهی پایتخت، سرهنگ کارآگاه علی ولیپورگودرزی ، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ با تایید این خبر گفت: در تحقیقات اولیه مشخص شد که همسر متوفی در زمان جنایت برای شرکت در مراسم سوگواری یکی از بستگانش در شهرستان حضور داشته که در پی تماس‌های تلفنی و عدم پاسخگویی همسرش به این تماس‌ها ، از برادرش خواسته تابرای بررسی موضوع به محل سکونت خانواده‌اش مراجعه کند که نهایتا با ورود به منزل، اجساد مادر و دو فرزندش در کنار یکدیگر و در حالت استراحت کشف شد.

انتهای پیام

No responses yet

Oct 13 2018

مناظره بی سابقه در تلویزیون/ عباس عبدی : اگر اختلال کارکردی نباشد کشور خارجی نمی‌تواند حمله کند / کچویان: اختلالات کارکردی لزوماً به معنای حرکت در مسیر فروپاشی نیست

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,سانسور,سیاسی

انتخاب: عباس عبدی در مناظره برنامه زاویه گفت اگر اختلال کارکردی نباشد کشور خارجی نمی‌تواند حمله کند» و کچویان در پاسخ به او گفت که اختلالات کارکردی لزوماً به معنای حرکت در مسیر فروپاشی نیست.

برنامه تلویزیونی «زاویه» شامگاه گذشته (چهارشنبه ۱۸ مهر) با موضوع «انگاره فروپاشی؛ پیدا و پنهان یک فرضیه» با حضور حسین کچویان و عباس عبدی از شبکه چهار سیما پخش شد.

در ابتدای برنامه عبدی در توضیح تعبیر فروپاشی گفت: من در مقاله‌ام پیرامون فروپاشی این کلمه را به معنای رایج جامعه‌شناسی به کار نبردم. منظورم این بود که ما هم می‌توانیم مثل شوروی، سوریه، لیبی و … دچار فروپاشی شویم. جامعه شاخص‌ها و نهادهایی دارد وقتی این نهادها به ما نشان دادند که کارکرد واقعی‌شان را ندارند و شاخص‌ها بهبود هم نمی‌یابند، به این نتیجه می‌رسیم که در ادامه به مشکل بر خواهند خورد. مثل ماشینی که بنزین تمام کرده ممکن است مقداری راه برود اما در نهایت خواهد ایستاد.

این روزنامه‌نگار و فعال سیاسی افزود: نهادهای ما یا کارکرد ندارند یا مقاومتی در برابرشان وجود دارد در نتیجه نمی توانند به اهداف خود برسند. مثلاً نهاد دین را بررسی کنیم. آخرین نظرسنجی که درباره روزه گرفتن مردم یا اعتماد به روحانیت انجام شده نشان داد که هیچ گاه در بعد از انقلاب این قدر این شاخص‌ها پایین نبوده است. یا درباره نهاد آموزش و پرورش، سند آموزش و پرورش را با خروجی آن مقایسه کنید می‌بینید هیچ تناسبی با هم ندارند.

* کاهش میزان اعتماد به تلویزیون یک خطر امنیتی است

عبدی در ادامه گفت: نهاد رسانه را ببینید! یک زمانی رسانه در ایران انحصاری بود و تنها رادیو و تلویزیون وجود داشت اما امروز این گونه نیست. در نظرسنجی‌هایی که من دارم خالص میزان اعتماد به رادیو و تلویزیون کم است و عمده آن به سمت اینترنت، ماهواره و … رفته است. در حالی که سیستم رسمی رسانه‌ای ایران با این رسانه‌ها مغایر است. این مسأله خطر امنیتی برای ما دارد. مثلاً وقتی حوادثی مثل دی ماه ۹۶ اتفاق می‌افتد، مردم چقدر حرف رسانه‌های رسمی ما را قبول می‌کنند؟

وی سپس درباره نهاد دولت و اقتصاد عنوان کرد: فکر نمی‌کنم هیچ کجای دنیا مثل دولت ما در سال ۸۴ تا ۹۲ باشد که ما طی این سال‌ها طبق آمار رسمی همان دولت تنها ۷۰۰ هزار شغل ایجاد کرده‌ایم. رشد اقتصادی ما نسبت به سال ۵۶ کمتر از ۲ درصد در کل این ۴۰ سال بوده است. قوه مجریه ما به ماشین قیمت‌گذاری تبدیل شده است و به اصلی‌ترین مسایل نمی‌پردازد. درباره دستگاه قضایی ما از حدود ۱ میلیون پرونده در اوایل انقلاب امروز به حدود ۱۵ میلیون پرونده رسیده‌ایم.

عباس عبدی در ادامه درباره دستگاه قانون‌گذاری گفت: فکر نمی کنم فشل‌تر از این دستگاه قانون‌گذاری در دنیا وجود داشته باشد، به گونه‌ای که قانون‌هایی که خودشان می‌گذارند را نیز عمل نمی‌کنند مسأله امنیت، خانواده و عوامل دیگری نیز وجود دارد که هم در عینیت و هم در ذهن مردم شاخص‌های فروپاشی آن‌ها را می‌توانید ببینید.

* اختلالات کارکردی نهادها به معنای فروپاشی اجتماعی نیست

حسین کچویان در ادامه برنامه به بیان دیدگاه‌های خود پرداخت. وی گفت: آقای عبدی به یک معنا کار ما را ساده کردند. مطابق بحث‌های ایشان باید دفترمان را ببندیم و برویم. مشابه مطالب ایشان را شاید تا ۵ ساعت دیگر هم بتوانیم ارائه دهیم. سوال من این است که مفهوم و موضوع جلسه امروز چه نسبتی با قضایایی که مثال زدند، دارد؟ آقای عبدی از همان ابتدا مثال‌هایی که زدند با سنجه‌های مفهومی‌ای که به کار بردند یعنی مفهوم اختلال کارکردی نمی‌‌خواند.

وی افزود: مصادیقی مثل شوروی و لیبی که گفته شد در حوزه سیاست مطرح است و تحت عنوان فروپاشی اجتماعی نمی‌توان از آن یاد کرد. شوروی یک حکومت و قدرت متمرکزی بود که با اجبار و الزام حکومت می‌کرد و طی حدود ۷۰ سال تحت فشارهای بیرونی قابلیت‌های خود را از دست داد. غربی‌ها یلتسین را در آن جا سر کار آوردند که این فرد اساساً در مقام این بوده که این کار را انجام دهد و در مقام حفظ سیستم نبود. یا موردی مثل لیبی؛ وقتی قدرت‌های برتر نظامی دنیا جمع شوند و به یک کشور حمله کنند نتیجه ای جز این در بر نخواهد داشت.

استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران سپس گفت: این مثال‌ها راجع به جامعه نیست بلکه راجع به حکومت است و مصادیقی سیاسی است و به وضعیت درونی یک جامعه و اختلالات کارکردی اصلاً ربطی ندارد. منظورم این است که این اصطلاح در ایران مصداق و ما به ازا ندارد نه این که وضعیت ایران در حال حاضر خیلی خوب است. اگر راجع به اختلالات کارکردی نهادها بخواهیم صحبت کنیم موضوع دیگری است و ربطی به اصطلاح نظری فروپاشی ندارد. مگر این که بخواهیم بگوییم اگر در جامعه ای اختلالات کارکردی وجود داشته باشد آن جامعه دچار فروپاشی می‌شود که در این صورت باید مشخص کنیم کدام اختلال‌ها و در چه سطحی باعث چنین اتفاقی می‌شوند؟ و الا اختلال کارکردی که در همه جوامع وجود دارد. این که مشکل رسانه یا آموزش و پرورش چه نوع اثری در وضعیت جامعه دارد بحثی مبهم است و موضوع مورد بحث ما را مشخص نمی‌کند.

* دلار قبلاً هم مسأله بود اما نه به این صورت!

عبدی سپس گفت: بحث من همین است که اختلالات کارکردی موجب فروپاشی می‌شود. همه نهادهای ما دچار مشکلاتی هستند که ریشه‌اش جای دیگری است که خودش را به تمام این نهادها سرایت می‌دهد و آن نظام اداره کشور است. تجربه سال‌های گذشته ما هم نشان داده که این اختلالات خوب نمی‌شود. درباره فروپاشی شوروی، یلتسین به درستی از طرف آقای کچویان متهم به آمریکایی بودن می‌شود. این نشان دهنده این است که آن نظام از بنیاد دچار اشکال بوده و این اشکال یک روزی خودش را به این شکل نشان داده است.

وی عنوان کرد: درست است که غربی‌ها با حمله به لیبی این مشکلات را درست کردند اما ویژگی خود جامعه لیبی موجب شد که این حمله صورت گیرد و نه این که آن حمله موجب این مشکلات شود. در تجربه جنگ خودمان یک لحظه تردید شکست در ما وجود داشت؟ نه به خاطر ضعیف بودن حریف بلکه چون به خودمان اعتماد داشتیم می‌دانستیم که از پس آن بر می‌آییم با این که جنگ خیلی طولانی شد. اما امروز اصلاً مسأله طور دیگری است. مثلاً مسأله دلار متأثر از یک واقعیت دیگری است که آن واقعیت نشان می‌دهد که یک جای کار گیر اساسی وجود دارد و الا این گونه اتفاقات قبلاً هم وجود داشته و وجود خواهد داشت.

عباس عبدی همچنین افزود: جامعه اشکال دارد که می‌توانند شوروی را دچار فروپاشی کنند و یا قذافی را با یک حمله سرنگون کنند. نوع حکومت داری صدام موجب به شکل گیری جامعه نمی شد. شاه وقتی می‌خواست از ایران برود می‌گفت ایران ایرانستان می‌شود. متوجه نبود که این گونه نمی شود چون نهادهای جامعه ایران قدرتمند بود و تنها رژیم ایران عوض شده بود.

وی سپس با اشاره به دو نوع همبستگی ارگانیکی و مکانیکی خاطرنشان کرد: در همبستگی ارگانیکی مثل بدن که اگر ویروسی به جایی حمله کند بخش‌های دیگر به مقابله با آن می‌آیند. اما در همبستگی مکانیکی مثل آجری که اگر برداشته شود کل دیوار می‌ریزد، کل سیستم دچار فروپاشی می‌شود. ما همبستگی خوبی در حال حاضر نداریم و تنها چیزی که جامعه ما را نگه داشته چسب قدرت است و اینرسی انقلاب، اسلام و نفت است که جامعه ما را نگاه داشته که تمام این‌ها در حال انحلال‌اند.

* کشوری بدون اختلالات کارکردی وجود ندارد

کچویان در ادامه گفت: چه کسی تردید دارد که اگر کشورهای قدرتمند نظامی به کشوری با نهایتاً ۸ میلیون جمعیت حمله کنند آن کشور نمی‌تواند مقاومت کند. ایشان می‌گویند این مسأله به نحوه اداره آن جامعه ربط دارد در صورتی که باید پرسید به چه دلیل این حرف را می‌زنیم؟ با هر حکومت و شیوه اداره‌ای این چنین حمله این کشور یا هر کشور دیگری را دچار سقوط می‌کرد.

وی سپس عنوان کرد: جنگ تحمیلی هم مثال جالبی بود و نشان داد مثال‌ها و بحث‌های نظری ایشان با هم تناسب ندارد. اتفاقاً ما در ۸ سال جنگ تحمیلی اختلال کارکردی به تمام معنا داشتیم و صدام این را می‌دانست که به ما حمله کرد. اتفاقا در آن زمان و پس از انقلاب در ایران هیچ چیز سر جای خود نبود و می‌توان طبق بحث ایشان گفت که اصلاً همان موقع ما دچار فروپاشی بودیم.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: مطابق تئوری ایشان ما باید همان موقع دچار فروپاشی می‌شدیم و دیگر بلند نمی شدیم. اتفاقاً همان شیوه اداره‌ای که ما داشتیم منجر شد که خود را احیا کردیم و توانستیم ۸ سال بجنگیم و وارد مراحل بعدی شویم و الان هم همین انسجام اجتماعی ماست که مانع از حمله و دست درازی به کشور ما می‌شود.

کچویان سپس گفت: بحث همبستگی مکانیکی مفهوم دیگری از فروپاشی را مطرح می‌کند. این اصطلاح دورکیم است. نمی‌دانم آیا ایشان این اصطلاح به معنای تخصصی منظورشان است یا معنای عام و عمومی مدنظر دارند. بحث همبستگی ارگانیکی و مکانیکی به ساختار اجتماعی ارزش‌ها بر می‌گردد. یعنی هسته اصلی جامعه که اصل ارزش‌ها و ایده‌هایی که با توافق یک جامعه آن جامعه را شکل می‌دهد جای خودش را به ارزش‌ها و مفاهیم دیگر می‌دهد و نمی‌دانم ربط این مفاهیم به مسایلی که ایشان مطرح می‌کنند چیست؟ هیچ کشوری را پیدا نمی‌کنیم که دچار اختلالات کارکردی نباشد.

* قدرت امنیتی حکومت جامعه را حفظ کرده است نه کارکرد نهادها

عبدی در ادامه اظهار داشت: مثال ایشان از لیبی ربطی به بحث اختلالات کارکردی ندارد. سیستم سیاسی لیبی زمینه آن حمله را فراهم کرد. اگر رژیمی معقولانه‌تر و با مشارکت بیشتری در آن جا سر کار بود غربی‌ها همچین جرأتی پیدا نمی‌کردند. هیچ شکستی بدتر از شکست ژاپن و آلمان در جنگ جهانی نیست اما ببینید آیا دچار این مشکلاتی که در لیبی به وجود آمد شدند؟

وی همچنین افزود: درباره مثال انقلاب ایران ما درست است که نیروی نظامی نداشتیم اما امنیت تهران را مردم حفظ کردند. در آن زمان نهاد دین و خانواده و اعتماد به روحانیت خیلی خوب بود. آموزش و پرورش بسیج خیلی خوبی از مردم پدید آورد و وضعیت رسانه خیلی بهتر بود. اختلالات کارکردی در آن زمان ابداً مثل امروز وجود نداشت. جامعه متشکل از همین نهادهاست. وضعیت فقر و فساد و بی‌عدالتی را در جامعه ببینید.

سپس کچویان گفت: بحث من نظری و علمی است و درباره فروپاشی به معنای تئوریک بحث می‌کنم.

عبدی در واکنش به این سخن عنوان کرد: ما سر کلاس درس نیستیم. مسأله من مسأله جامعه است. شما مسأله شوروی را به دخالت ایالات متحده تقلیل می‌دهید.

کچویان در ادامه تصریح کرد: ما دقیقاً شما را سر کلاس آورده‌ایم. من درباره شوروی این گونه فکر نمی‌کنم شما بد متوجه شدید. من می‌گویم شما از کجا می‌گویید که به دلیل اختلال کارکردی فلان کشور دشمن به او حمله می‌کند؟ آیا تمامی جنگ‌ها و تجاوز یک کشور به کشوری دیگر به دلیل اختلالات کارکردی آن کشور است؟

عبدی اظهار داشت: اگر اختلال کارکردی نباشد کشور خارجی نمی‌تواند حمله کند. شما بالکان را ببینید؛ بعد از اتفاقاتی که آن جا افتاد، همسایه، همسایه را نابود می‌کرد. این نشان می‌دهد که چیزی به نام جامعه در آن جا باقی نمانده بود.

کچویان سپس گفت: جامعه چند قومیتی و دلایل بالکانیزه شدن چیز دیگریست. شما می‌خواهید به هر طریقی بحث را به این سمت بکشید که بگویید ایده شما برای اداره کشور خوب نیست، در صورتی که جریان‌هایی که شما آن‌ها را قبول دارید هم در این کشور بوده‌اند و در اداره کشور نقش داشته‌اند.

عبدی در ادامه گفت: کلیه نهادهای اصلی در ایران بدون استثنا کارکردهایشان منفی است. آثار این منفی بودن را در ذهن مردم و در شاخص‌های عینی خواهیم دید. این ذهنیت و آن عینیت منجر به این می‌شود که این جامعه قوام خود را نداشته باشد. چیزی که جامعه ما را حفظ کرده قدرت امنیتی حکومت است. نهادهای ما به سمت بدتر شدن می‌روند و این مسأله حتماً در بقای جامعه بازتاب خواهد داشت و یک تلنگر می‌تواند تأثیرگذار باشد. وقتی یک بیمار فشار خون و قندش در حال بالا رفتن است اگر جلوی این مسایل را نگیریم طبیعی است که این بیمار می‌میرد.

* به جای سند تحول در آموزش، سند ۲۰۳۰ اجرا می‌شود

کچویان گفت: در حال حاضر دولتی سر کار است که کمترین نسبتی با انقلاب ندارد. ۴۰ سال است که دولت ما بقا پیدا کرده در حالی که جمعیت ۸۰ میلیون شده و فروش نفت کاهش پیدا کرده است. شاخص‌های توسعه انسانی که سازمان ملل به تازگی منتشر کرده را ببینید که دائماً ما در حال بهتر شدن هستیم. نوآوری‌ها و اختراع‌ها را ببینید. نیروی دریایی ما هیچ چیز نداشت اما امروز تا دریای مدیترانه اقتدار دارد و همه چیزش را خودش می‌سازد.

کچویان افزود: در کشاورزی و دارو می‌بینیم که در بسیاری از عرصه‌ها به خودکفایی رسیده ایم. پس این شاخص‌ها چه؟ به دلیل آن که آموزش و پرورش ما آن گونه که باید عمل نمی‌کند ما سند تحول را نوشتیم. اما سند تحول اجرا نمی‌شود و سند ۲۰۳۰ دارد اجرا می‌شود. اتفاقاً بسیاری از مشکلات ما ناشی از منازعات سیاسی است که بخشی از جریان‌های سیاسی علیه کشور به راه انداخته‌اند.

وی با اشاره به این که اختلالات کارکردی لزوماً به معنای حرکت در مسیر فروپاشی نیست، افزود: بعد از هر انقلابی کشورها به سمت بازسازی و پیدا کردن ساختارهای متناسب با خود حرکت می‌کنند و این مسئله زمان‌بر است. ما در مسیر نظم‌یابی و ایجاد ساختارهای متناسب با انقلاب خود هستیم که از آن می‌توان به ساخت‌یابی تعبیر کرد.

کچویان همچنین گفت: نشانه حرکت ما در این مسیر و نه در مسیر فروپاشی این است اگر این گونه که ایشان می‌گویند باشد این حکومت باید مشروعیت خود را از دست می‌داد نه این که در هر انتخاباتی مشروعیت خود را تجدید کند. محرم‌ها، راهپیمایی اربعین، نه دی و مثال‌های دیگر را چرا نمی‌بینیم؟ واقعیت آن است که ما در مسیر ساخت یابی نسبت به مفاهیمی که انقلاب داعیه آن را داشته در حال حرکتیم.

* بالا رفتن شاخص‌ها بدون برآوردن انتظارات بی‌فایده است

عبدی سپس گفت: شما سند چشم‌انداز را ببینید! ما به کدام شاخص‌ها حتی نزدیک شده‌ایم؟ چه برسد به این که رسیده باشیم. من شاخص‌های مثبت را می‌دانم. مسأله ما این شاخص‌ها نیست. بلکه وقتی برخی شاخص‌ها بالا می‌رود انتظاراتی را پدید می‌آورد و در رژیم شاه هم همین طور شد اما شاه نتوانست انتظارات را برآورده کند! شما مسائل دی ماه را ببینید. در کجای دنیا این گونه اتفاقات بعد از انتخابات رخ می‌دهد؟

کچویان در واکنش عنوان کرد: شما مثل اینکه اخبار را دنبال نمی کنید! فرانسه الان در چه وضعیتی است؟ از بعد آخرین انتخابات مدام درگیر تجمعات و اعتراضات هستند. این چه استدلالی است؟

عبدی پاسخ داد: در فرانسه درگیر یک موضوع می‌شوند و به مسایل دیگر سرایت نمی‌‌کند. نمی‌دانم آقای کچویان از کجا آمار می‌دهند. شاخص «ناامیدی به آینده» در جامعه ما بالای ۸۵ درصد است. در زمان جنگ شاخص امید ما ۸۵ درصد بود. سیستم ما با این وضعیت بعید است توانایی ادامه دادن داشته باشد. مهم این است که ببینیم چه کار می‌شود کرد که وضعیت برگردد. ریشه این نا کارآمدی‌ها در نوع اداره جامعه است. خلاقیت‌هایی در جامعه ما وجود دارد، اما جامعه ایران هر لحظه ظرفش دارد کوچک تر می‌شود و در مرز فروپاشی است.

* دولت‌ها همیشه علیه مردم بوده‌اند

کچویان در ادامه عنوان کرد: در این که شما قصد حل مشکلات را دارید تردیدی نداریم. اما بحث بر سر فرضیاتی است که این فرضیات سنجه‌های نظری دارد و بعد مصادیقی برای آن آورده می‌شود. در حالی که از نظر من، هم این سنجه‌های نظری و هم مصادیقی که ارائه می‌کنید نادرست است و از یک چارچوب پیروی نمی‌کند. این‌ها در بحث شما دچار اشکال است. دولت‌های اروپایی و به خصوص آمریکا در فقدان قدرت عریان پلیسی و ارتش در یک ساعت بنیادشان بر باد می‌رود. تجربه لس آنجلس را دیده‌ایم که به خاطر یک ساعت رفتن برق، غارت شد. کشور قطر را دیده‌ایم که این همه کشور به آن کمک می‌کنند اما با مقداری فشار از سوی عربستان چه شد و چطور مانند قحطی زدگان عمل کردند؟

وی با اشاره به این که ما ۴۰ سال است این فشارها را داریم، افزود: درباره شاخص‌های بی‌اعتمادی ما می‌بینیم که در شرایط مشکلات ارزی و تورم، میزان کمک مردم به کمیته امداد ۲ برابر شد. این‌ها شاخص‌های عینی است. دولت‌های ما همیشه علیه مردم بوده‌اند. هر ۲ گروه سیاسی ما همواره انتظارات مردم را برآورده نکرده‌اند و ما فشل‌ترین دولت را داریم. اما انگیزه‌هایی انقلابی در مردم وجود داشته که ایستاده‌اند و انقلاب را حفظ کرده‌اند.

کچویان در خاتمه گفت: هیچ ابهامی نیست که ما دچار اختلالاتی هستیم اما به این معنا نیست که بدون چارچوب مشخص هر نتیجه‌ای از آن بگیریم. تئوری ایشان دچار اشکال است و هر بار که می‌خواهند درستش کنند، مفهومی جدید به کار می‌برند که بر فرض درستی ربطش به فروپاشی مشخص نیست.

No responses yet

Oct 13 2018

عبدالحمید خواستار استخدام معلمان بومی در سیستان و بلوچستان شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر

دویچه‌وله: مولانا عبدالحمید در دیدار با معلمان ومدیران زاهدان از آموزش و پرورش خواست که سیاست‌های استخدامی خود را تغییر دهد. امام جمعه اهل سنت زاهدان گفت با استخدام کادر آموزشی بومی بلوچ می‌توان جلوی افت تحصیلی بلوچ‌ها را گرفت.

بیش از ۵۰۰ تن از مدیران، معاونان و معلمان آموزش‌ و پرورش شهرستان زاهدان روز پنجشنبه ۱۹ مهر (۱۱ اکتبر) با مولانا عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان، دیدار کردند. پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر امام‌ جمعه اهل‌ سنت زاهدان اطلاع داده است که این دیدار در محل برگزاری نماز جمعه اهل‌ سنت زاهدان انجام گرفته است.

عبدالحمید در این دیدار ضمن اشاره به افت تحصیلی در منطقه سیستان و بلوچستان تاکید کرد که به علت نبود فعالیت‌های آموزشی در سیستان و بلوچستان “در بعضی مناطق حتی فردی با تحصیلات دکترا و کارشناسی و کارشناسی ارشد وجود ندارد”.

امام جمعه اهل سنت زاهدان خاطرنشان کرد: «همه اتفاق‌ نظر دارند که سیستان‌ و بلوچستان محروم‌ترین استان است، چرا که در میان مردمش بیکاری و فقر بیداد می‌کند و از لحاظ سواد و تحصیلات نیز عقب‌مانده‌ترین استان به‌حساب می‌آید.»

او گفت که باید این وضعیت را تغییر داد. عبدالحمید در ادامه ضمن اشاره به عدم استخدام بلوچ‌ها در آموزش و پرورش درخواست کرد که این اداره در سیاست‌های خود تجدید نظر کند و از نیروهای بومی و محلی استفاده کند.

در قسمت دیگری از سخنان خود عبدالحمید تاکید کرد: «ما باید فرهنگ، زبان و هویت قومی، مذهبی و دینی خود را حفظ کنیم. ملتی که به این مسائل توجه نکند در ملل دیگر هضم می‌شود و این خیلی بد است.»

دیدار۵۰۰ تن از فرهنگیان زاهدان با مولانا عبدالحمید

دیدار۵۰۰ تن از فرهنگیان زاهدان با مولانا عبدالحمید

“عزم جدی برای تغییر در آموزش و پرورش نیست”

یکی از دست اندرکاران مدرسه دینی دارالعلوم در زاهدان که نخواست نامش برده شود درباره علت انتقادهای عبدالحمید از آموزش و پرورش به دویچه وله گفت: «در منطقه سیستان و بلوچستان رده بالای ادارات از جمله آموزش و پرورش از یک قوم و یک مذهب خاصی هستند. بلوچ‌ها بیشتر در حد معلم یا مدیر یک مدرسه دورافتاده ممکن است باشند ولی عموما از افراد بومی استفاده‌ای نمی‌شود.»

او ادامه داد: «مولانا تاکید کردند که افراد بومی شناخت بهتری از مردم خود دارند و دلسوزانه کار می‌کنند و جلوی افت تحصیلی و بازماندگی از تحصیل را هم می‌توان گرفت. در مدارسی که معلمین بومی بلوچ کار می‌کردند دانش آموزان موفق بودند و ترک تحصیلی و افت تحصیلی کم‌تر مشاهد شده است. برای مثال در سراوان از یک مدرسه ۱۷ نفر در رشته پزشکی پذیرش گرفتند.»

طبق آمارهایی که نمایندگان بلوچ در مجلس اعلام کرده‌اند بیشترین آمار کودکان بازمانده از تحصیل در سال ۹۷ در ایران متعلق به استان سیستان و بلوچستان بوده است. به گفته این نمایندگان دولت تا به‌حال “عزم جدی” برای حل این مشکل از خود نشان نداده است.

No responses yet

Oct 12 2018

ارتجاع سرخ و سیاه یعنی چه؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

رادیوفردا: چندی پیش، در میانه‌های ماه سپتامبر سال ۲۰۱۸ گروهی از جوانان برانداز، موجودیت شبکه فرشگرد را در بیانیه‌ای اعلام کردند. در این بیانیه، فرشگرد به عنوان شبکه‌ای برای براندازی معرفی شده است و همه براندازانی که به اصول برشمرده در آن پایبند باشند، می‌توانند با تشکیل حلقه‌ها و شبکه‌های محلی، پروژه‌های‌ خود را در راستای براندازی مستقلاً تعریف کنند. همچنین این حلقه‌های محلی می‌توانند با فرشگرد در ارتباط باشند و از پوشش آن در راستای گسترش و تبلیغ پروژه‌های خود برخوردار شوند یا با آن همفکری کنند.

یکی از اصول ششگانه‌ای که در بیانیه فرشگرد آمده چنین است: «ما با اسلام سیاسی و ایدئولوژی‌های کمونیستی (ارتجاع سرخ و سیاه) مرزبندی مشخص داریم و معتقدیم این ایدئولوژی‌ها، در گذشته، حال و آینده ایران، زیانبار و ویرانگر بوده‌اند و خواهند بود».

البته تعبیر «ارتجاع سرخ و سیاه» در سپهر سیاسی ایران، سخن تازه‌ای نیست و بیش از ۵۰ سال پیش، محمدرضا شاه فقید آن را برای اجماعی از نیروهای کمونیست و اسلامگرا که بعدها به نیروی محرک و ستون اصلی انقلاب سال ۵۷ تبدیل شدند به کار برده بود. همچنین در سطح جهانی نیز همبستگی گاه سیستماتیک نیروهای چپ غرب‌ستیز (بازماندگان کمونیسم دوران جنگ سرد همچون کوبا و کره شمالی یا سوسیالیسم قرن بیست و یکمی همچون ونزوئلا) با اسلامگرایان به این تعبیر، واقعیت امروزین بخشیده است.

مفهوم «ارتجاع سیاه» چندان آشکار است که نیازی به توضیح ندارد؛ کمابیش همه مردم ایران مفهوم حکومت دین‌سالار (تئوکراتیک) اسلامگرا را در چهل سال گذشته با گوشت و خون احساس کرده‌اند. ارتجاع سیاه به معنای هر گروه یا اندیشه سیاسی (چه درون نظام جمهوری اسلامی، چه خارج آن) است که همچنان در پی آمیختن دین و حکومت باشد و از اصول سکولاریسم[1] تخطی کند. بدیهی است که فعالان سیاسی و سیاستمداران اگر باورهای دینی خود را به زندگی شخصی محدود کنند، دینداری‌شان با سکولاریسم منافاتی ندارد و مشمول «ارتجاع سیاه» نمی‌شود. پس در بقیه این یادداشت به «ارتجاع سرخ» می‌پردازم.

مفهوم «ارتجاع سرخ» نیاز به واکاوی بیشتری دارد. بی‌گمان این مفهوم هرگز به معنای همه طیف چپ سیاسی-اقتصادی نبوده و نیست. فرشگرد سازمانی ویژه طیف راست سیاسی-اقتصادی نیست و هرگز نخواسته که با همه فعالان چپ از همه طیف‌ها مرزبندی داشته باشد و از آنان اعلام برائت کند. به عنوان یکی از امضاکنندگان بیانیه فرشگرد، بایسته می‌دانم که برداشت خود را از مفهوم ارتجاع سرخ شرح دهم، با این توضیح که این تنها برداشت شخصی من است، و نه لزوماً موضع رسمی فرشگرد.

امروزه در دموکراسی‌های پیشرفته غربی، ارزش‌ها و مفاهیم پایه‌ای لیبرالیسم که خود برآمده از خردگرایی دوران روشنگری است از سوی هر دو طیف راست و چپ میانه (سوسیال دموکرات، نه احزاب کمونیستی) پذیرفته شده‌اند. از جمله این ارزش‌ها و مفاهیم، چنین مواردی را می‌توان برشمرد: حقوق بشر، آزادی بیان، آزادی عقیده و سکولاریسم، هویت ملی و تمامیت ارضی کشورها، حقوق مالکیت از جمله مالکیت معنوی، کلیت اقتصاد و بازار آزاد (به همراه نظارت دولت بر آن که درباره حد و مرزش جای بحث است) … البته در اسکاندیناوی یا اروپای غربی یا آمریکای شمالی، هنوز احزاب کمونیستی یا چپ/سوسیالیست تندرو هستند که چنین مفاهیم پایه‌ای را قبول ندارند و این احزاب در فعالیت سیاسی نیز آزادند، لکن عملاً وزن چندانی در صحنه سیاسی ندارند.

فراتر از این مفاهیم پایه‌ای، در دموکراسی‌های پیشرفته، بین طیف راست میانه و چپ میانه اختلاف نظرهایی درباره جزییات سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی وجود دارد. اما این اختلاف نظرها، هرچند که تا اندازه‌ای ماهیت ایدئولوژیک داشته باشد، تا حد ممکن به مباحث فنی و تخصصی در اقتصاد یا علوم اجتماعی کاسته شده است. مثلاً اینکه چه میزان مالیات بر درآمد هم عادلانه است و هم مانع از رشد اقتصاد نمی‌شود، یا نظام مالیات تا چه اندازه باید پلکانی[2] باشد، یا کمک به بیکاران بهتر است تا چه میزان و زمان و روشی باشد … به صورت کلی و سرانگشتی می‌توان گفت که احزاب چپ/سوسیال دموکرات هوادار مالیات بیشتر (عمدتاً از صاحبان درآمد بالاتر) و خدمات اجتماعی-آموزشی-بهداشتی بیشتر و در نتیجه دولت بزرگتر هستند. هواداران راست میانه عمدتاً هوادار مالیات کمتر، دولت کوچکتر و ریخت و پاش کمتر، و کسب و کارهای خصوصی شکوفاتر می‌باشند.

در اینجا قصد ندارم وارد جزئیات اختلاف نظر میان راست و چپ میانه در دموکراسی‌های پیشرفته شوم. موضوع سخنم این نیست. خودم از دیدگاه اقتصاد، در طیف راست میانه قرار می‌گیرم. پس طبیعتاً در زمینه اقتصاد با چپ سوسیال دموکرات اختلاف نظر دارم. دوست دارم در «ایران آزاد فردا» و در «فردای براندازی» با سوسیال دموکرات‌ها رقابت دموکراتیک داشته باشم و هر یک بکوشیم رأی و نظر مردم را به سوی خود جلب کنیم. اما هرگز و هرگز چپ سوسیال دموکرات را مصداق ارتجاع سرخ نمی‌دانم. برای مثال از شخصیت‌های تاریخی ما، شادروان بختیار تا پایان عمر یک سوسیال دموکرات بود. چگونه و با کدام عقل سلیم می‌توان او را پاره‌ای از ارتجاع سرخ دانست؟

خوشبختانه در فرشگرد ما هم افرادی از طیف راست میانه داریم و هم چپ میانه (سوسیال دموکرات). اصولاً فرشگرد حزب سیاسی نیست که سیاست اقتصادی چپ یا راست داشته باشد. فرشگرد شبکه‌ای برای براندازی است. وانگهی، وقتی ایران در اشغال «فرقه تبهكار» است، جای بحث در جزئیات اقتصادی چپ و راست نیست. اولویت نخست آزادی ایران اشغالی است. در فردای براندازی، از اعضای فرشگرد به همراه بسیاری دیگر از هموطنان، شاید دو یا سه یا چند حزب سیاسی چپ و راست دربیاید که با هم رقابت دموکراتیک کنند. در آن زمان من قطعاً در حزب راست میانه (از نظر اقتصادی) خواهم بود و از تخصصم در این راستا بهره خواهم جست.

اینک شاید بپرسید که پس مصداق ارتجاع سرخ و سیاه که در بیانیه فرشگرد آمده، کدام گروه‌ها و گرایش‌های سیاسی هستند؟ فهرست کردن گروه‌ها و شخصیت‌های سیاسی در این نوشته نه شایسته است و نه به درک مطلب کمکی می‌کند چرا که با پیدایش هر گروه تازه‌ای باید فهرست را تکمیل کرد. پس به جای آن، چهار نشانه سرانگشتی از ارتجاع سرخ و سیاه را اینجا فهرست می‌کنم. شخصیت‌ها یا گروه‌‌هایی که همه یا بیشتر این نشانه‌ها را داشته باشند، به احتمال بالا مصداق ارتجاع سرخ و سیاه هستند:

۱. دشمنی با شخصیت‌ها و نمادهای ملی ایران[3]: بخشی از چپ ایرانی تحت تأثیر دیدگاه‌های مارکسیستی-لنینیستی، از آغاز پیدایش با مفهوم وحدت ملی و ملت ایران مشکل داشته است. القای اینکه ایران کشوری چند-ملیتی است (نه مجموعه‌ای از شهروندان از اقوام و زبان‌ها و رسوم گوناگون که هر یک باید حقوق و احترام خود را داشته باشد) یکی از مهم‌ترین آموزه‌های ارتجاع سرخ بوده است؛ نتیجه عملیش هم چیزی جز ایجاد اختلافات قومی و فرقه‌سازی و گاه تشکیل جمهوری‌های خودخوانده و جعلی همچون جمهوری گیلان و مهاباد و غیره نبوده است. بدیهی است که در یک کشور، آن هم کشوری با قدرت و قدمت ایران، نمی‌توان از چند ملت سخن گفت و انتظار شکوفایی و وحدت ملی داشت. برعکس، چپ سوسیال دموکرات (برای مثال شادروان بختیار) عمدتاً دیدگاهی ملی دارد و می‌داند که بدون کمینه‌ای از وحدت ملی، نه پیشرفت اقتصادی ممکن است، نه عدالت اجتماعی.

۲. غرب‌ستیزی و آمریکاستیزی: در سیاست خارجی، ارتجاع سرخ و سیاه به جای آنکه در پی بهینه و بیشینه کردن منافع ملی ایران باشد، با دیدی ایدئولوژیک در پی آن است که از موقعیت و منابع و ثروت‌های ملت ایران استفاده کند تا هرچه بیشتر به اهداف ایدئولوژیک خود همچون شکست غرب و امپریالیسم و آمریکا نزدیک شود. درست همچون انگلی که به بدن میزبان بیافتد و از خون میزبان برای تکثیر خود بهره بجوید، ارتجاع سرخ و سیاه نیز رمق مردم ایران می‌مکد تا با آمریکا و غرب درافتد.

۳. اسرائیل‌ستیزی: در بسیاری از اقوام بدوی و باستانی، رسمی بود که هرگاه بزرگان قبیله احساس می‌کردند آن قوم مورد خشم خدایان قرار گرفته، جانوری (معمولاً بزی) را نشان کرده و آن را قربانی می‌نمودند تا با پیشکش قربانی به درگاه خدایان، قضا و بلای الهی از قبیله دست بردارد. به عبارتی آن بز حامل گناهان قبیله می‌شد تا با سر بریدنش گناهان قبیله پاک شود. اصطلاح scapegoat در زبان انگلیسی از همین رسم بدوی آمده است. برای ارتجاع سرخ و سیاه نیز اسرائیل نقش همان بز قربانی را دارد. هر بدی و زشتی را- بویژه در خاورمیانه از آن می‌بینند. دشمنی غیرمنطقی با ماهیت و کل موجودیت اسرائیل از همین دیدگاه برمی‌آید. بدیهی است که این سخن بدین معنا نیست که هر مخالفت معقولی با برخی سیاست‌های دولت اسرائیل به معنای پیروی از ارتجاع سرخ و سیاه است.

۴. دشمنی با بازار و اقتصاد آزاد: تحت تأثیر آموزه‌های کمونیستی مارکس و لنین، گروه‌هایی از چپ‌ها بر این باورند که ذات اغلب معاملات و دادوستدها در بازار آزاد بر پایه بهره‌کشی و استثمار است، چه دادوستد کالا باشد، چه خدمات یا نیروی کار. مثلاً اگر کسی کارگری را استخدام می‌کند، به صرف این استخدام، کارفرما از کارگر سوءاستفاده کرده و نیروی کار او را دزدیده است. نتیجه چنین برداشت سطحی و خامی به اقتصاد آن می‌شود که ارتجاع سرخ خواهان از میان بردن بازار آزاد و دادوستد آزادانه نیروی کار و کالا و خدمات و سرمایه است. و راه پیشرفت جامعه را در آن می‌داند که حکومت توزیع اغلب کالاها را در دست داشته باشد و همچنین بیشتر مردم برای دولت کار کنند (نمونه: کشورهای کمونیستی کنونی و پیشین یا نظام سوسیالیستی ونزوئلا). در مقابل، چپ سوسیال دموکرات وجود بازار آزاد را به عنوان نهادی نسبتاً کارآمد و سودمند می‌پذیرد، اما بر این باور است که جامعه باید با تشکیل اتحادیه‌های کارگری و همچنین نهادهای نظارتی regulatory دولتی بر سازوکار بازار آزاد نظارت کند.

نظرات طرح شده در این یادداشت بازتاب دیدگاه رادیوفردا نیست.
شروان فشندی، کارشناس اقتصاد و مشاور بانکداری است. آقای فشندی تأکید کرده که محتوای این مقاله نظرات شخصی نویسنده است و به هیچ عنوان بازتاب‌دهنده کارفرمایان کنونی یا پیشین او نیست. او همچنین تأکید کرده که در این یادداشت، به عنوان یکی از امضاکنندگان بیانیه فرشگرد، تنها برداشت شخصی خود را شرح داده و به هیچ عنوان سخنگوی فرشگرد نیست، و این یادداشت نباید موضع رسمی فرشگرد تلقی شود.
پانویس‌ها:

[1] سکولاریسم به معنای جدایی نهاد دین از نهاد حکومت است، نه دینستیزی یا دین-زدایی. در نظام سکولار، حکومت هیچ دینی را بر باورها/دینهای دیگر برتری نمی دهد و برایش امتیاز ویژه ای فراهم نمی آورد.

[2] مالیات پلکانی یا تصاعدی progressive ساختاری از مالیات است که شخص هرچه درآمد بیشتری داشته باشد، درصد مالیات بیشتری باید پرداخت کند

[3] شخصیتها و نمادهایی همچون کورش، فردوسی، شاهنامه، پرچم شیروخورشید

No responses yet

Oct 12 2018

عرب و عجم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

عبدی کلانتری:
| چاپ اول: ۱۱ اسفند ۱۳۸۵، رادیو زمانه |
| فصل دوم از کتاب آیا اسلام می‌تواند غیرسیاسی شود؟ نوشته‌ی عبدی کلانتری |
«عرب و عجم» عنوان فصل چهارم کتاب «مطالعات اسلامی»، نوشته‌ی اسلام شناس برجسته‌ی مجارستانی ـ آلمانی ایگناتس گلدتسیهر است. این اثر کلاسیک نخستین بار به زبان آلمانی در سال ۱۸۸۹ منتشرشد و ترجمه‌ی انگلیسی آن در دو جلد در سال ۱۹۶۶ به چاپ رسید. چند ماه پیش چاپ تازه ای از آن به همراه پیشگفتار بلندی به قلم محقق ایرانی مقیم نیویورک حمید دباشی در آمریکا منتشر شد.
اسلام شناسی تاریخی: ستون اصلی اسلام شناسيِ مدرن
ایگناتس گلدتسیهر (۱۸۵۰-۱۹۲۱) از مهمترین اسلام شناسان مکتب شرق شناسی آلمانی است که درکنار شرق شناسان بزرگی چون یوزف شاخت، جولیوس ولهاوزن، آگوست فیشر، و تئودور نولدکه، اسلام شناسی تاریخی را پایه ریختند. تحقیقات آنها تا این زمان از معتبرترین و مهمترین منابع شناخت دین اسلام است. در کشور ما متأسفانه مکتب فرانسوی لوئی ماسینیون و‌هانری کوربن و شیفتگی به حکمت یا تئوسوفی، اسلام شناسی تاریخی را تحت الشعاع قرار داد، به نحوی که هنوز بسیاری از منابع این رشته توسط مترجمان توانا و بی طرف به فارسی ترجمه نشده اند.
عرب و عجم : برتری طلبی نژادی عرب
دین اسلام در تقابل نخستین خود با طایفه‌های قدرت‌مند عرب و برتری طلبی اشراف منشانه‌ی آنها، اصل برابريِ همه‌ی انسانها را توصیه کرد. اما طبق نظر گلدتسیهر، این اصل «تا مدت‌های مدید هرگز در آگاهی اعراب رخنه نکرد و همواره در رفتار روزمره‌ی آنها نادیده گرفته می‌شد.» (بخش ۱۰۱ مطالعات اسلامی) به هنگام ظهور اسلام، فخر نژادی و قومی‌عرب وجه غالب برخوردهای نظامی و فرهنگی آنها با اقوام غیر غرب بود. بردگان غیرعرب و غیر مسلمان، حتا نومسلمانان غیر عرب (موالی)، به دیده‌ی تبعیض و تحقیر نگریسته می‌شدند. چنین برخوردی نمی‌توانست با مشکل مواجه نشود زیرا با گسترش هرچه بیشتر اسلام، سرآمدان دیوانی و فرهنگی غیرعرب، به ویژه ایرانیان، اهمیتی روزافزون می‌یافتند. بقای فرهنگيِ دینی بدوی و قبیله ای، ایجاب می‌کرد که نومسلمانان یا موالی و فرزندان کنیزانی که به تصاحب مسلمانان مهاجم در می‌آمدند، از همان منزلت اجتماعيِ مسلمان عرب بهره‌مند شوند.

روی جلد
ضرورت دوام سیاسی اسلامِ پیروزمند، ایجاب می‌کرد که اصل تساوی همه‌ی مسلمانان، بدون توجه به اصالت نژادی آنها، از سوی رهبران دین تبلیغ شود. در گفته‌های پیامبر، از جمله در خطابه‌ی حج، خطاب به بنی قریش آمده که همه‌ی انسانها فرزند حضرت آدم اند و از خاک برآمده اند و فخر فروشی به تبار اشرافی، در جاهلیت، نزد الله مذموم است. در قرآن نیز همین نکته آمده است: «ای مردم، ما شما را از نر و ماده بیافریدیم. و شما را جماعتها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را بشناسید. هرآینه گرامی‌ترین شما نزد خدا، پرهیزگارترین شماست.» (سوره‌ی ۴۹، آیه‌ی ۱۳)
اما گلدتسیهر میان نکوهش فخرفروشی به تبار اشرافی در میان خود اعراب، و اصل «برابری عرب و غیر عرب»، تفاوت قائل است. در کتاب «مطالعات اسلامی»، گلدتسیهر دخالت شعوبی در تولید احادیث و متون مرجع را در سالهای پس از مرگ پیامبر، در جهت استقرار اصل برابری موالی با مسلمانان عرب، مستند می‌کند. برای نمونه، در متنی که پس از مرگ پیامبر به نام وصیت محمد از گفته‌های پراکنده‌ی او تدوین شد (بر اساس منابع اولیه‌ی البخاری، ابوداوود، ترمذی و دیگران) ــ و فرقه‌ی شیعی آن را به نام وصیت محمد به علی می‌شناسد ــ جمله ای بعدها اضافه شده که می‌گوید: «عرب هیچ امتیازی بر غیر عرب ندارد مگر به جهت خوف از خدا.» (بخش‌های ۷۱ و ۷۲ مطالعات اسلامی)
همچنین، در تفسیر سوره‌ی الجمعه (۶۳: ۲) که «پیش بینی می‌کند» اقوام دیگری در آینده به اسلام خواهند پیوست («اوست خدایی که به میان مردمی بی کتاب پیامبری از خودشان مبعوث داشت تا آیاتش را بر آنها بخواند و کتاب و حکمت شا ن بیاموزد، اگرچه پیش از آن در گمراهی آشکار بودند، و برگروهی دیگر که هنوز به آنها نپیوسته اند.»)، این داستان ابداع شده که به هنگام نزول این سوره، سلمان فارسی حاضر بوده و پیامبر دست بر شانه‌ی او گذاشته و گفته است که این مردم (یعنی ایرانیان) به اعتقاد آسمانی دست خواهند یافت. (بخش ۱۱۷، مطالعات اسلامی)
اصل برابری، باعث نشد که در تهاجم به ایران و به اسارت درآوردن ایرانیان، چیزی از برتری طلبی نژاديِ اعراب کاسته شود. اگر مادر یکی از موالی، کنیزی هنوز آزاد نشده می‌بود، آن مولا حق دفاع از حیثیت قبیله را نداشت و قادر نبود وظایف «مروت» را به انجام برساند. در تفسیر آیه‌ی سوم سوره‌ی «النساء»، گفته می‌شود پیامبر اسلام سعی در جبران این رفتار کرده و میان زن عرب و کنیز تفاوتی قائل نشده است (عبارت «یا هرچه مالک آن شوید» در : «اگر شما را بیم آن است که در کار یتیمان عدالت نورزید، از زنان هرچه شما را پسند افتد، دو دو، و سه سه، و چهار چهار، به نکاح در آورید. و اگر بیم آن دارید که به عدالت رفتار نکنید، تنها یک زن بگیرید یا هرچه مالک آن شوید. این راهی بهتر است تا مرتکب ستم نگردید.» ) به گفته‌ی گلدتسیهر «تنفر ملی [نسبت به ایرانیان] که پیش از اسلام آغاز شده بود سپس با شرایط و روابط تولید شده در اسلام، تشدید گردید.» (بخش ۱۰۴ مطالعات اسلامی). محقق آلمانی آلفرد کریمر کتاب مستقلی در شرح روابط سلسله مراتبی میان اعراب و موالی غیر عرب، پس از پیروزی‌های اسلام، تألیف کرده است (همانجا).
صفت «مولا» و جمع آن «موالی» به نومسلمانان غیرعرب اطلاق می‌شد. گلدتسیهر ریشه‌های تاریخی این لغت و تحولات تدریجی در معنای آن، و سپس مقایسه حقوق و وظایف موالی با مسلمانان عرب، را با جزییات کامل توضیح می‌دهد (بخشهای ۱۰۵ تا ۱۱۷، مطالعات اسلامی). تحول از اسیرِ جنگی به برده‌ی قبیله، سپس به برده‌ی آزاد شده و سرانجام ادغام در قبیله‌ی عرب، شجره نامه‌ی اکثر موالی بود. کشورگشایی‌های رو به گسترش اسلام ایجاب می‌کرد که مقام اجتماعی و حقوقی موالی به تدریج تثبیت شود.
عرب و عجم : برتری طلبی نژادی ایرانی
در میان قبایل عرب، باسوادان به طور غالب یهودیان و مسیحیان بودند که در مدارس تدریس می‌کردند. به جز بخش کوچکی از زبدگان عرب که به هنر شاعری می‌پرداختند و آن عده که با ایرانیان و یونانیان در تماس بودند، مردمان قبایل عرب از خواندن و نوشتن بی بهره بودند. در غزوه‌ی بدر، زندانیان جنگی که دارای سواد بودند، در مواردی با آموزش خواندن و نوشتن به مسلمانان، آزادی خود را بازخرید می‌کردند(بخش‌های ۱۱۰ و ۱۱۱و ۱۱۲).
با توجه به برتری فکری و فرهنگی ایرانیان به هنگام شکست، آنها پیشرفت خود را در علوم زمان و زبان عربی، تبدیل به حربه ای علیه برتری طلبی و رشک قبایل عرب کردند . بالا آمدن تدریجی آنها در دستگاه دیوانيِ امپراتوری اسلامی، خود باعث بروز برتری طلبی نژادی ایرانی و تفاخر به شجره‌ی دهگان (الدهاقین بالکبار) نزد آنها شد. اوج نفوذ ایرانیان، در دستگاه عباسیان بود که خاندان شان با همت و کمک ایرانیان مسلمان شده‌ی مخالف با اشرافیتِ نژادگرای بنی امیه، بر سرکار آمده بود.
گلدتسیهر می‌نویسد: «در حکومت اسلام، عربی شدنِ عناصر غیرعرب و مشارکت آنها در فعالیت‌ها و پژوهش‌های علمی جامعه‌ی مسلمان، با چنان سرعتی پیشرفت کرد که در تاریخ فکری بشریت نمونه‌های مشابه آن به دشواری یافت می‌شود . . . نَسَب بسیاری از سرشناس ترین مسلمانان صدر اسلام به زندانیان جنگی ایرانی می‌رسد.» (بخش ۱۱۴ مطالعات اسلامی). ابن اسحاق، که یکی از منابع اصلی زندگی نامه‌ی پیامبر و شروع نهضت اسلامی را فراهم کرده، خود نواده‌ی یک زندانی جنگی بوده است.
شعوبیه : بیداری و مقاومت ایرانی / یا فروختن روح خودی به متجاوز؟
شعوبیه یا «اهل تسویه»، نهضتی بود خواهان برابری عرب و غیرعرب در سرزمین‌های تسخیرشده به دست اسلام. گلدتسیهر اعتقاد دارد شعوبیه در وهله‌ی اول گروهی از مؤلفان و پژوهشگران بودند و نه جمعیتی شورشی از عوام. (بخش ۱۴۷). اوج نفوذ و اهمیت شعوبیه در سده‌های دوم و سوم هجری بود که برابری عرب و عجم را پرچم مبارزه‌ی خود قرار داد. حتا در مواردی از این نیز فراتر رفته برتری نژاد ایرانی را بر عرب تبلیغ کرد. یک نویسنده‌ی همان عصر (جاحظ، کتاب البیان) می‌نویسد خاندان اموی عرب بود اما عباسیان عجم یا خراسانی بودند. وزرا و دیوانیان دربار عباسی را ایرانیانی تشکیل می‌دادند که آزادانه اعراب را به سخره می‌گرفتند و برتری نژادی و فرهنگی خود را به رخ می‌کشیدند.
دو قرن نخست ورود اسلام به ایران، از لحاظ بررسی‌های تاریخی، پرسش‌های مهمی را پیش پای پژوهشگران گذاشته که تا همین امروز بر سر پاسخ آنها مجادله می‌شود. پرسش اصلی این است: واکنش واقعی ایرانیان در برابر تهاجم، یا به تعبیری تجاوز عرب، طی این دو قرن چه بود؟ پذیرش اسلام به چه صورت انجام شد، با زور و سپس تقیه؟ یا با اشتیاق و داوطلبانه، که سپس ادغام عناصر سیاست و فرهنگ ایرانی پیش از اسلام را نیز به دنبال داشت؟ تردیدی نیست که اهمیت این دویست سال تنها منحصر به تاریخ ایران نیست، بلکه برهه‌ی مهم و دورانسازی را در «جهانی شدن» اسلام شکل می‌دهد، یعنی جدائی از قومیت عرب ــ تبدیل از یک دین بدويِ طایفه ای به یک دین جهانی. در اینجا دو «تقلیب» مهم تاریخی روی می‌دهد: تقلیب اسلام از یک سو و تقلیب تمدن ایرانی از سوی دیگر.
سرداران و جنگجویان خاندانهای ایرانی در این دوره را می‌توان به دو گروه تقسیم کرد؛ گروهی پرچم قیام علیه عرب برافراشتند، مانند بابک خرم دین. و گروهی که اسلام آوردند و به دستگاه عباسیان پیوستند، مانند ابومسلم و افشین که قیام بابک را به خون کشید. از دیدگاهی ناسیونالیستی، ابومسلم و افشین خودفروختگانی بودند که تمدن ایرانی را به قیادت اسلام در آوردند، اما اکثر تاریخ نویسان، با همان روحیه‌ی ناسیونالیستی، این دو را قهرمانان واقعی نجات ایران ترسیم می‌کنند.
اما گلدتسیهر در مورد افشین می‌نویسد: «این سپه سالار دستگاه خلیفه معتصم و از اهاليِ سمرقند (سغدیانا)، انقلاب بابک را که انقلابی بس خطرناک برای اسلام بود، سرکوب کرد. از سوی دیگر، افشین، سرداری که سپاهیان خلیفه را در نبرد با مسیحیان رهبری می‌کرد و نقشی برجسته در نبردهای مهم اسلام به عهده داشت، خود چنان نسبت به اسلام سُست باور بود که دو مبلغ مسلمان را به جرم تلاش برای تبدیل یک معبد به مسجد، به شدت مجازات نمود؛ افشین قوانین اسلامی را به سُخره می‌گرفت و ـــ طبق شهادت ایرانی دیگری که اسلام آورده بود ـــ گوشت حیواناتی را که به شیوه‌ی خفه کردن،کشته شده بودند، مصرف کرده (کاری انزجارآور برای مسلمین)، و دیگران را نیز به این کار تشویق می‌کرد: با این ادعا که گوشت با این شیوه‌ی ذبح، از گوشت ذبح اسلامی تازه تر می‌ماند . . . او رسوم ختنه و دیگر آداب مسلمانان را مسخره می‌کرد. در مقام یک مسلمان، او هرگز از خواندن کتابهای مذهبی ملت خود (ایران) دست نکشید و این کتابها را در نسخه‌های اعلای مزین به طلا و جواهرات، محفوظ نگه می‌داشت. در همان حال که دشمنان خلافت اسلام را تارومار می‌کرد، رویای احیای امپراتوری ایرانی و «دین سپید» را در سرداشت. او اعراب، مغربی‌ها، و ترک‌های مسلمان را خوار می‌شمرد. افشین اعراب را همچون سگانی می‌دانست که باید استخوانی جلوی شان انداخت و سپس با چوب بر سر آنها کوفت.» (بخش ۱۵۰، مطالعات اسلامی).
در مورد تعبیر نقش تاریخی ابومسلم، جامع ترین پژوهش، توسط غلامحسین یوسفی، با عنوان «ابومسلم سردار خراسان» در سال ۱۳۵۶ منتشر شده است. سلطه‌ی عنصر ایرانی در امپراتوری اسلامی، سرانجام خود مقهور نفوذ ترکانی می‌شود که تازه اسلام آورده بودند.
جنبش شعوبی، مشوق و گسترنده‌ی آگاهی ملی نوینی علیه تفوق عرب بود. اما این نهضت فرهنگی ـ ادبی همزمان نهضتی اسلامی نیز بود. خصلت تناقض آمیر شعوبی همین دو وجه طرد عرب و باطنی کردن دین عرب است. آگاهی ایدئولوژیک نهضت فرهنگی شعوبی، معطوف به احیای عظمت تمدن ایرانی و بازگشت خسروان و تا اندازه ای نجات زبان فارسی بود. اما همین جنبش، تلاشی در راه احیای ادیان ایرانی نکرد (هرچند از نظرگاه ارتدوکسی دینی، شاخه‌هائی از شعوبیه متهم به «زندقه» و الحاد شدند.). این پدیده را چگونه می‌توان توضیح داد؟
متفکر ایرانی مقیم آلمان، آرامش دوستدار، با رجوع به کتاب گلدتسیهر تعبیری بی سابقه و تفکربرانگیز از شعوبی گری ایرانی ارائه می‌کند. او در کتاب «امتناع تفکر در فرهنگ دینی»، در تحلیل تاریخی اش از «برخورد و آمیزش اسلام با جامعه‌ی ایرانی» نخست با استفاده از مفهوم «جامعه زدایی» به معنيِ سترون کردن قهرآمیز محیط رشد عناصر فرهنگی غیر اسلامی و پناه بردن بالاجبار به حمایت اسلام (ص ۷۴)، ادعا می‌کند که اگر عرب با نیرويِ اسلام به ایران حمله نمی‌کرد، و در تجاوز سیاسی ـ فرهنگی خود پیروز نمی‌شد، و از «کالبد بیگانه‌ی ایرانی» تغذیه نمی‌کرد، به احتمال زیاد در زادگاه بومی خود، به تدریج از میان می‌رفت. آرامش دوستدار می‌نویسد: «این تنها مورد تاریخی است که قومی به نیروی دینش، آنهم با چنین شتابی، از نیستی به هستيِ مطلق تاریخی می‌رسد و دینی به زور تجاوز قوم حاملش نه تنها از بی تاریخی نسبی پا به عرصه‌ی تاریخ می‌نهد، بلکه در تعيّن تاریخيِ سرزمین‌های مغلوب از آن پس عامل منحصر به فرد می‌گردد.» (ص ۷۷) آنچه برخی تاریخنگاران به «دموکراسی اسلامی» و تمایل «داوطلبانه»ء ایرانیان به پیوستن به آن اشاره کرده اند، طبق این برداشت، افسانه ای بیش نیست.
اما در تعبیری که به روانکاوی تاریخی نزدیک تر است، آرامش دوستدار نخست می‌پرسد چرا ما ایرانیان، به جای «اسلام»، عرب را عامل تجاوز می‌دانیم؟ این پرسش از این رو مطرح می‌شود که جدایی تاریخی عرب از اسلام، به معنی رخنه‌ی درونيِ اسلام در تمدن ایرانی است. شعوبیه یکی از راههای این رخنه‌ی درونی است. آرامش دوستدار می‌نویسد، معنای حمایت عباسیان از گرایش شعوبی برای فرهنگ ایرانی این است که «مردم این سرزمین با فرو انداختن بار جسمی و ظاهری عرب از دوش خویش، روح خود را به اسلام می‌فروشند. ماهیت شعوبی در این است که ما را رفته رفته در استیلای دیرپای عباسیان بر ایران به اسلامیان مادرزاد تبدیل می‌کند.» (ص ۱۵۳)
به گفته‌ی آرامش دوستدار «عرب هستی خود را از اسلام دارد و بدون آن هرگز نمی‌توانسته است پا به صحنه‌ی تاریخ گذارد . . . شعوبیت به معنای واکنش مؤثر در برابر سیادت عرب، خود از منشأ قرآنی برمی‌خیزد یا بدان متوسل می‌شود . . . همه‌ی انواع و اقسام «اسلامهای راستین» بئس البدلهای این منشأ شعوبی اند.»
به تعبیر دیگر، شکست نهایی عرب از عجم همزمان به معنی پیروزی روحی اسلام بر ایرانی است. این «آمیزش وجودی» از این پس به معنی تفکیک ناپذیر بودن ایرانی و مسلمان خواهد بود.کاری که نه یونان و نه مغول توانست انجام دهد، یعنی «جعل ماهیت»، توسط دین نوین تحقق می‌پذیرد. آرامش دوستدار می‌نویسد: «دشمنی با عرب در واقع تشبثی است برای دفاع از خودمان. » (ص ۱۶۱) اگر این تعبیر آرامش دوستدار درست باشد، شعوبی خویی بخشی از کاراکتر ایرانی، یا طبیعت ثانوی ما شده است؛ از همین رو هرگز قادر نبوده ایم با نگاهی انتقادی با دین خویی تاریخی و روانی خود رویارو شویم. شعوبیت به ما کمک می‌کند که غرور ملی خود را پس از تجاوز حفظ کنیم و به «ایرانیت» خویش ببالیم.
منابع:
ایگناتس گلدتسیهر
Ignaz Goldziher, Muslim Studies, Edited by S. M. Stern; with a new introduction by Hamid Dabashi. Aldine Transactions, Us and UK 2006
آرامش دوستدار، امتناع تفکر در فرهنگ دینی، انتشارات خاوران، پاریس، ۱۳۸۳ ـ نسخه‌ی اول: «الفبا» شماره‌های یکم تا پنجم، ۱۳۶۱.
عبدالحسین زرین کوب، دو قرن سکوت (چاپ سال ۱۳۴۳، چاپهای پس از انقلاب قابل اعتماد نیستند.)
***********
پیوست :
درباره‌ی مقدمه‌ی حمید دباشی بر چاپ جدید مطالعات اسلامی گلدتسیهر
چاپ تازه‌ی کتاب گلدتسیهر پیشگفتار بلندی در حدود هشتاد صفحه دارد که بسیار خواندنی است. این پیشگفتار را پرفسور حمید دباشی، جامعه شناس و استاد مطالعات خاورمیانه در دانشگاه کلمبیا نوشته است. هدف این پیشگفتار، بحث درباره‌ی این کتاب یا آثار دیگر گلدتسیهر نیست. مقاله‌ی بلند پروفسور دباشی دفاعیه ای است از گلدتسیهر در برابر دوگروه که با مقاصد سیاسی، قصدِ بی اعتبار کردنِ این اسلام شناس برجسته را دارند. این حملات از یک سو، از جانب تحلیلگران محافظه کار به ویژه کسانی که تمایلات ایدئولوژیک صهیونیستی و ضد اسلامی دارند انجام می‌گیرد، و از سوی دیگر، ادوارد سعید و پیروان او ـــ که به نام پژوهشگران پسااستعماری (پُست کولوننیال) شهرت دارند ـــ بدون آشنایی با آثار گلدتسیهر، او را شرق شناسِ آلت دست امپریالیسم خطاب کرده اند.
پژوهشگری به نام رافائل پاتایی، با استفاده از دفتریادداشتهای گلدتسیهر، نخستین زندگی نامه‌ی او را به زبان انگلیسی با عنوان «تصویری روانشناسانه» منتشر کرده است. رافائل پاتایی در این زندگی نامه ضمن به رسمیت شناختن «نبوغ» و کیفیت برتر تحقیقات گلدتسیهر، به او حمله کرده و گلدتسهیر را متهم می‌کند که به دین خود، یهودیت، پشت کرده و سرسپرده‌ی اسلام شده، یا خود را به اسلام فروخته است. رافائل پاتایی، که به گفته‌ی خودش تمایلات آشکار و افراطی صهیونیستی دارد، با زندگی نامه ای که نوشته قصد تخریب شخصیت و آثار گلدتسیهر را دارد. پرفسور دباشی با استفاده از اطلاعاتی که در همین زندگی نامه آمده، تعبیری موجه تر، دقیق تر، و همدلانه تر از مسیر فکری گلدتسیهر به دست می‌دهد، از جمله آشنائی او با اسلام، سفرش به مصر (مطالعه در الازهر) و سوریه و کشورهای عربی بهنگام جوانی، مشارکت در، و همدردی با حرکت‌های ضداستعماری، فاصله گرفتن از جنبش رو به رشد صهیونی برای استقرار دولت یهود در خاک فلسطین، و بسیاری حقایق دیگر زندگی این محقق یکتا.
از سوی دیگر، در کتاب پرآوازه‌ی «شرق شناسی» (اوری ین تالیسم) نیز، ادوارد سعید، استاد ادبیات تطبیقی دانشگاه کلمبیا، چند بار از گلدتسیهر نام می‌برد و، بدون بررسی نوشته‌های او، این اسلام شناس را در کنار دیگر شرق شناسان، مسبب تولید نوع خاصی از دانش در باره‌ی شرق و اسلام می‌داند که در خدمت مقاصد استعماری به کار گرفته شده است. ادوارد سعید با آثار شرق شناسان فرانسوی و بریتانیایی به مراتب بیشتر از مکتب شرق شناسی آلمانی آشنا بود و بسیاری از انتقادات او، نیک که بنگریم، نمی‌تواند با سهولت در مورد آثار کسانی چون گلدتسیهر به کار گرفته شود. ادوارد سعید با این کم دقتی، ناخواسته و بدون رعایت انصاف، اهمیت انکارناپذیر بررسی‌های گلدتسیهر و دِینی را که همه‌ی محققان بومی و مسلمان نسبت به او دارند، نادیده گرفت.
انتقاد آقای حمید دباشی به ادوارد سعید، ضمن همدردی با دیدگاه سیاسی دوست و همکارش در دانشگاه کلمبیا، فراتر از اهمیت گلدتسیهر، به محدودیت‌های خود رشته‌ی (دیسیپلین) مطالعات پسااستعماری، به عنوان نوعی از تحلیل گفتار، می‌پردازد و اشاره می‌کند آنچه در وهله‌ی اول در این روش (و «تبارشناسی»‌های میشل فوکو) به نظر تازه و بدیع می‌آید، در حقیقت، حدود یک قرن است که در رشته دیگری به نحو عمیق تر و همه جانبه تر کاویده شده است. این رشته، جامعه شناسی معرفت است که ریشه‌های آن به مارکس (ایدئولوژی آلمانی) و آثار ماکس وبر، ماکس شلر، کارل مانهایم، رابرت مرتون و بسیاری دیگر باز می‌گردد. شاید بتوان نتیجه گرفت که بن بست‌ها و ناکارایی‌های کنونی رشته‌ی مطالعات پسااستعماری را می‌توان با رجعت به سنت غنی و پردامنه تر جامعه شناسی معرفت (جامعه شناسی شناخت) و نیز شاخه ای از آن به نام جامعه شناسی روشنفکران، بهتر درمان کرد. ///

ارسال شده توسط عبدی کلانتری در ۱۲:۲۹ هیچ نظری موجود نیست:

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .