اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for May, 2019

May 30 2019

آن مرد با سلاح آمد

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,طنز


ایران وایر

No responses yet

May 30 2019

سه نشست‌ اسلامی و عربی با حمله لفظی عربستان به ایران آغاز شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,خاورمیانه,سیاسی


بی‌بی‌سی: رضا نجفی، نماینده ایران در نشست مکه، در انتهای سمت راست ردیف سوم ایستاده

عربستان سعودی میزبانی سه نشست بین‌المللی کشورهای اسلامی و عرب را با حمله لفظی به ایران آغاز کرد.

عربستان همزمان میزبان کنفرانس سازمان همکاری‌های اسلامی، نشست اتحادیه عرب و همچنین جلسه کشورهای عضو شورای همکاری‌ خلیج فارس است.

ابراهیم العساف، وزیر خارجه عربستان، در سخنرانی آغازین کنفرانس سازمان همکاری‌ اسلامی ایران را به “مداخله” در امور کشورهای دیگر متهم کرد و گفت: “کشورهای اسلامی باید این کار را محکوم کنند.”

او گفت حمله به تاسیسات نفتی “برخوردی مصمم و قاطعانه” می‌طلبد.

نشست‌های سه‌گانه کشورهای اسلامی و عرب در حالی در عربستان برگزار می‌شود که منطقه صحنه تنش فزاینده میان ایران با آمریکا و متحدان منطقه‌ای آن است.

مقام‌های آمریکایی سپاه را به نقش داشتن در عملیات خرابکارانه علیه نفتکش‌ها در امارات متهم کرده‌اند. حملات پهپادی شبه‌نظامیان حوثی‌ در یمن نیز با توجه به حمایت ایران از آنها باعث انتقاد از ایران شده است.

ایران عضو سازمان همکاری اسلامی است و برای شرکت در نشست مکه از طرف این سازمان دعوت شد، اما با توجه به اینکه عربستان سعودی از ایران دعوت نکرده، ایران در سطح وزیر یا حتی معاون وزیر در این کنفرانس شرکت نکرده است.

رضا نجفی، مدیر کل صلح و امنیت بین‌الملل وزارت خارجه ایران، اتهام‌های مطرح‌شده توسط وزیر خارجه عربستان را رد کرد.
حق نشر عکس AFP

آقای نجفی گفت ایران “به عنوان یکی از بنیان گذاران سازمان همکاری اسلامی امیدوار است این اجلاس که در ماه مبارک رمضان برگزار می‌شود موجب تقویت وحدت امت اسلامی گردد و تمرکز خود را بر موضوع اصلی و دارای اولویت جهان اسلام یعنی مساله فلسطین معطوف نماید.”

نشست‌های سازمان همکاری اسلامی پیش از این نیز به صحنه انتقاد از ایران تبدیل شده است. از جمله در سال ۹۵ و پس از حمله عده‌ای حزب‌اللهی به سفارت عربستان در تهران، بیانیه پایانی کنفرانس سران این سازمان شامل محکومیت ایران بود.
عربستان: به دنبال جنگ با ایران نیستیم

در عین انتقادهای شدید مقام‌های سعودی از ایران، عادل الجبیر، وزیر مشاور در امور خارجه، می‌گوید عربستان و هیچ کشور دیگری دنبال جنگ با ایران نیست.

او گفت عربستان به دنبال “تحریک” ایران نیست.

آقای جبیر به بی‌بی‌سی گفت: “ما بارها گفته‌ایم به دنبال جنگ نیستیم و می‌خواهیم به هر قیمتی که هست از آن پرهیز کنیم. این ایران است که باید کارهایش را متوقف کند تا وضعیت به حال عادی برگردد.”

او گفت تکذیب نقش ایران در خرابکاری‌ها قابل قبول نیست و “مایه خنده” است.
سفر نخست‌وزیر قطر به عربستان

شیخ عبدالله بن ناصر آل ثانی، نخست‌وزیر قطر، از طرف این کشور در کنفرانس سازمان همکاری اسلامی شرکت می‌کند.

از زمانی که عربستان و متحدانش رابطه دیپلماتیک با قطر را قطع کردند و آن را تحت محاصره قرار دادند، شیخ عبدالله بن ناصر آل ثانی بلندپایه‌ترین مقام قطری است که به عربستان سفر می‌کند.

البته قطر در نشست اتحادیه عرب و جلسه شورای همکاری خلیج فارس شرکت نمی‌کند.

عربستان و متحدانش قطر را به حمایت از گروه‌های اسلامگرا و همچنین ایران متهم می‌کنند.
حق نشر عکس Reuters
Image caption امیر قطر روز چهارشنبه میزبان نخست‌وزیر عراق بود

سخنگوی وزارت خارجه قطر گفته “شرایط دشوار و حساس” منطقه نیاز “تدبیر و مسئولیت‌پذیری” است و قطر وظیفه خود می‌داند که در میانه تشدید تنش، منادی منطق و مسئولیت‌پذیری باشد.

امیر قطر روز چهارشنبه میزبان عادل عبدالمهدی، نخست وزیر عراق بود.

گفتگو درباره تنش میان ایران و آمریکا از موضوعاتی است که گزارش شده در دستور کار رهبران دو کشور بوده است. عراق پیشتر برای میانجیگری میان ایران و آمریکا ابراز آمادگی کرده است.

همزمان با سفر نخست‌وزیر عراق به قطر، عباس عراقچی، معاون وزیر خارجه ایران نیز به دوحه، پایتخت قطر رفت.

آقای عراقچی با محمد بن عبدالرحمان آل ثانی، وزیر خارجه قطر دیدار کرد. بنا به اعلام وزارت خارجه قطر، دو طرف بر اهمیت گفتگو برای حل مشکلات منطقه تاکید کرده‌اند.

شبکه قطری الجزیره از قول آقای عراقچی نوشت که ایران آماده است تا در گفتگو با کشورهای حاشیه خلیج فارس اختلافات موجود را حل و فصل کند.

مقام‌های ایرانی می‌گویند مذاکره با آمریکا در شرایط برقراری تحریم‌ها قابل قبول نیست، اما آنها آماده امضای پیمان عدم تجاوز با کشورهای منطقه هستند.

No responses yet

May 29 2019

فیسبوک و توییتر هزاران حساب جعلی وابسته به ایران را حذف کردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

دویچه‌وله: دو شبکه اجتماعی فیسبوک و توییتر بار دیگر خبر از حذف حساب‌های جعلی وابسته به ایران دادند. گفته می‌شود که ایران از طریق این حسا‌ب‌های جعلی به عربی و انگلیسی علیه عربستان، اسرائیل و آمریکا تبلیغات سیاسی می‌کرده است.

شبکه فیسبوک بار دیگر خبر از مسدود کردن حساب‌های جعلی داده که گمان می‌رود وابسته به حکومت ایران و ارتش سایبری این کشور بوده است. توییتر نیز اعلام کرده است که حساب‌های جعلی کاربری هدایت شده از سوی حکومت ایران را از دسترس خارج کرده است.

خبرگزاری آلمان (dpa) روز چهارشنبه هشتم خرداد (۲۹ مه) با انتشار گزارشی از لس‌آنجلس از مسدود شدن تعدادی از حساب‌های جعلی وابسته به ایران خبر داده است.

در این گزارش آمده است که ده‌ها حساب جعلی، صفحه‌های فردی و گروهی مشکوک که متعلق به ایران بوده‌اند، حذف شده‌اند.

این نخستین باری نیست که فیسبوک و توییتر اقدام به حذف حساب‌های کاربری جعلی وابسته به حکومت ایران می‌کنند.

مسئولان فیسبوک اعلام کرده‌اند ۵۱ حساب جعلی، ۳۶ صفحه و هفت گروه و سه حساب اینستاگرامی را مسدود کرده‌اند.

این در حالی است که خبرگزاری فرانسه با انتشار گزارش دیگری از سان فرانسیسکو، خبر از حذف حدود ۲۸۰۰ حساب کاربری مشکوک از شبکه توییتر داده است.
Symbolbild Facebook (picture-alliance/AP Photo/R. Drew)

گفته می‌شود که توییتر این حساب‌های کاربری را در اوایل ماه مه مسدود کرده است، اما خبر آن روز سه‌شنبه ۲۸ مه توسط شرکت امنیت سایبری “فایر آی” رسانه‌ای شده است.

کارزار تبلیغاتی

بر اساس بیانیه‌ای که از سوی رئیس بخش امنیت سایبری شبکه فیسبوک منتشر شده، افرادی ناشناس با بهره گرفتن از این حساب‌های کاربری و صفحه‌های جعلی کارزاری تبلیغاتی علیه اسرائیل و عربستان و در حمایت از فلسطینیان راه‌اندازی کرده بودند.

در همین بیانیه آمده است زبان مورد استفاده در این صفحه‌ها و حساب‌های جعلی انگلیسی و عربی بوده است. در برخی از صفحه‌ها مسائل سیاسی مربوط به آمریکا و بریتانیا نیز مطرح شده است.

افراد ناشناسی که این حساب‌های جعلی را اداره می‌کردند، مدعی شده بودند شهروند اروپا یا آمریکا بوده و خبرنگار هستند. آن‌ها حتی اطلاعاتی برای نشر و بازتاب در اختیار رسانه‌های اروپا و آمریکا قرار می‌دادند.

رئیس بخش امنیت سایبری فیسبوک گفته است که فیسبوک در ماه ژانویه سال جاری نیز حدود ۳۶۵ حساب کاربری جعلی و صدها صفحه مشکوک و همچنین حسا‌ب‌های کاربری اینستاگرامی وابسته به ایران را مسدود کرده است.

No responses yet

May 28 2019

محاکمه زوج مجری اقتصاد مقاومتی در قم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,سیاسی

استان‌وایر: محاکمه زوجی که تحت پوشش اجرای طرح اقتصاد مقاومتی در قم اقدام به کلاهبرداری از ۶۰۰ نفر به مبلغ ۲۵ میلیارد تومان کرده بودند٬ در دادگاه انقلاب آغاز شد.
مسلم بلال‌پور و همسر او محبوبه صادقی متهم به «حیف و میل اموال مردم از طریق وصول وجوه کلان در قالب و تحت عنوان مضاربه و کلاهبرداری» هستند.
در کیفرخواست این دو نفر آمده که «متهمین این پرونده بدون داشتن صلاحیت قانونی اقدام به جذب سرمایه مردمی کرده و سبب کاهش سپرده گذاری مردم در بانک‌ها و مؤسسات مالی شده‌اند.»
در این کیفرخواست آمده که «این افراد با تبلیغات گسترده فرهنگی و مذهبی و اهدای هدایای مختلف اقدام به جذب سرمایه‌های عمومی کرده و از اصل پول سرمایه گذاران اقدام به پرداخت سود به سپرده گذاران کرده‌اند.»
این زوج از مدیران «شرکت امین اسکان کریمه» بوده‌اند که «به پرداخت سود ۴۰ درصدی به سرمایه‌گذاران خود اقدام می‌کردند.»
دادستان عمومی و انقلاب قم گفته که «تمام وجوه دریافتی از سرمایه گذاران به حساب متهمان و عمدتاً به حساب متهم محبوبه صادقی واریز شده در حالی که وجوه باید به حساب شرکت واریز می‌شده است.»
به گفته دادستان «حتی گاهاً وجوهی به حساب فرزندان متهمان واریز شده و املاکی نیز خریداری شده که اسناد آنها نیز به نام محبوبه صادقی و فرزندان آنها است.»
این مقام قضایی ادامه داده «متهمان اقدام به تهیه تصاویری از خود در نماز جمعه و کلاس قرآن کرده و به انتشار آن در کانال اقدام می‌کرده‌اند.»
محبوبه صادقی سال ۱۳۹۵ به عنوان رئیس هیات مدیره شرکت «نیلوفرانه» گفته بود که «هدف شرکت امین اسکان شکل‌گیری اقتصاد ملی بر پایه تئوری اقتصاد مقاومتی است.»
صادقی افزوده بود که امیدوار است مسئولان استانی «با فراهم کردن بسترهای مناسب، مشوق فعالیت‌های اقتصادی سالم و سازنده، و در راستای نیل به اقتصاد مقاومتی مورد نظر رهبر معظم انقلاب اسلامی» حرکت کنند.
اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: info@iranwire.com
اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با مسئولین تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسؤلین در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com

No responses yet

May 28 2019

نامه سرگشاده اعتراضی پسر آیت‌الله منتظری به رهبر ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: سعید منتظری، فرزند آیت‌الله حسینعلی منتظری، در نامه‌ای سرگشاده خطاب به رهبر جمهوری اسلامی ایران خواستار رفع محدودیت‌ها از خود و نزدیکان پدرش شد.

در این نامه که روز ششم خرداد ۱۳۹۸ منتشر شد، سعید منتظری با اشاره به «هجمۀ تبلیغاتی یک‌طرفه علیه آیت‌الله منتظری به‌رغم گذشت حدود ده سال» از مرگ او و اجازه چاپ نداشتن کتاب خاطرات آقای منتظری گفته است: «ردیّه‌های آن [خاطرات] مکرراً توسط اشخاص و ارگان‌های رسمی در حال چاپ و ‏انتشار است. همچنین برنامه‌های مختلف تلویزیونی علیه ایشان و بیان مطالبی سخیف و ‏غیرعقلایی و یا نقل قول از دیگران که آخرین مورد در این رابطه توسط شخصی صورت گرفت ‏که اظهارات او حتی غیرمستقیم متعرّض شخص جنابعالی نیز می شود.»

در ادامه سعید منتظری فرد مذکور را «عهده‌دار مسئولیتی مهم در یک مرکز تاریح‌نگاری و اسنادی معرفی کرده و آورده است: «با جرئت و اطلاع کامل ‏ادعا می‌کنم و همۀ توابع آن را به جان می‌خرم که اگر دوستان او در دادگاه ویژه روحانیت ‏پروندۀ اخلاقی شنیع وی را فرمالیته و مختومه نکرده بودند، به حکم شرع و قانون ادامۀ حیات ‏وی میسور نبود.‏»

به نظر می‌رسد اشاره آقای منتظری به روح‌الله حسینیان، رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی باشد.

حسینیان در اردیبهشت ۱۳۹۸ در مصاحبه‌ای اینترنتی ادعا کرده بود آیت‌الله خمینی در حضور اکبر هاشمی رفسنجانی، علی خامنه‌ای، علی مشکینی و ابراهیم امینی گفته بود «منتظری هم خودش فاسد است و هم شاگردی که تربیت می‌کند فاسد تربیت می‌کند.»

در بند دیگری از نامۀ فرزند منتظری به خامنه‌ای، او با اشاره به پلمب ۲۲ ساله حسینیه شهدا که سال‌ها محل تدریس منتظری و برگزاری مجالس دینی بوده است، به ادامه این وضع اعتراض کرده و نوشته است این حسینیه «لانۀ کبوتران و پرندگان گشته و عدم رسیدگی به ‏وضعیت فیزیکی آن موجب تخریب آن گردیده و در معرض ویرانی کامل است» و «شعارهای “مرگ بر منتظری” و “وای اگر خامنه‌ای حکم جهادم دهد” که در ماجرای ‏یورش آبان سال ۷۶ بر دیواره‌های آن نقش بست و هنوز هم برجای مانده است، یادآور قضایای ‏اسفبار و غیر قابلِ توجیهِ حوادثِ تلخِ آن زمان است.»

آیت‌الله منتظری در روز ۲۳ آبان سال ۱۳۷۶ در یک سخنرانی ضمن رد فراقانونی بودن رهبری بر لزوم محدود شدن قدرت رهبر جمهوری اسلامی تأکید کرد.

در واکنش به این موضع‌گیری، مخالفان «به‌طور ساماندهی‌شده» با حمله به حسینیه و تخریب و اشغال آن، به منزل مسکونی و دفتر منتظری نیز حمله کردند. چند روز بعد، حسینیه شهدا پلمب و در‌های ورودی خانۀ منتظری جوش داده شد و تا بیش از پنج سال بعد هیچ‌ کس جز خانواده منتظری اجازه ملاقات با او را نداشت.

سعید منتظری در بند سوم نامه سرگشاده خود به علی خامنه‌ای نوشته است منزل مسکونی و کتابخانۀ شخصی و دفتر منتظری «یادگاری از ایشان برای فرزندان طبیعی و ‏معنوی وی و حق شرعی و قانونی آنان است که نزدیک به ده سال است بدون هیچ دلیلی و بدون ‏ارائۀ هیچ حکمی پلمب گشته و درب ورودی آن را جوش داده‌اند.»

او در بند دیگری از این نامه با اشاره به ممنوع‌الخروج بودن خود و دیگر افراد خانوادۀ منتظری چنین آورده است: «بعد از ‏تحمل حدود یک سال سلول انفرادی ممتد و طاقت‌فرسا در سال‌های ۷۹ و ۸۰ که عمده‌ دلیل آن ‏در اختیار داشتن فیلم خشونت‌ها و برخوردهای تکان‌دهندۀ بعضی از بازجویان وزارت اطلاعات و ‏همچنین قضایای مربوط به حصر و کتاب خاطرات پدر بود و تا این ساعت هیچ دادگاه و محکمه‌‏ای برای آن ایام طولانی بازداشت غیرقانونی تشکیل نشده و قاعدتاً، برحسب قانون، پرونده مختومه ‏شده است؛ اما از عوارض آن ممنوع‌الخروجی اینجانب است و حتی نامه‌نگاری و مراجعات ‏مکرّر و وساطت بعض از بزرگان هم با لجاجت متصدیان مربوطه در دادگاه ویژه روبه‌رو شده ‏است. بد نیست گفته شود که بسیاری دیگر از افراد خانواده هم با آن‌که تا به‌ حال هیچ پروندۀ اتهامی ‏نداشته‌اند سال‌هاست ممنوع‌الخروج هستند.»

حسینعلی منتظری از مراجع تقلید شیعه و از شارحان نظریۀ «ولایت فقیه» بود که در سال ۱۳۶۴، با انتخاب مجلس خبرگان رهبری، به قائم‌مقامی آیت‌الله خمینی منصوب شد. با این حال او به‌تدریج به یکی از منتقدان سرسخت حکومت تبدیل شد و اختلافاتش با خمینی به‌ویژه در مورد «کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷» منجر به کناره‌گیری او در فروردین ۱۳۶۸ شد. منتظری در اعتراضات انتخاباتی سال ۱۳۸۸ نیز جانب معترضان را گرفت و در آذر همان سال درگذشت.

در سال ۱۳۹۵ نیز احمد منتظری، فرزند بزرگ‌تر آیت‌الله منتظری، یک فایل صوتی متعلق به او را منتشر کرد که در آن، آیت‌الله منتظری در دیدار با اعضای هیئت مرگ در ۲۴ مرداد سال ۶۷ از اعدام‌های آن سال در ایران به عنوان «بزرگ‌ترین جنایت جمهوری اسلامی» یاد می‌کرد.

No responses yet

May 28 2019

اسحاق جهانگیری از برداشت «یک میلیارد دلار» دیگر از صندوق توسعه ملی خبر داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردا: معاون اول رئیس‌جمهوری ایران روز دوشنبه ششم خرداد خبر داد که با موافقت رهبر جمهوری اسلامی، یک میلیارد دلار از صندوق توسعه ملی برای «تثبیت اشتغال موجود و ایجاد اشتغال جدید» برداشت خواهد شد.

اسحاق جهانگیری اظهار داشت در جلسه شورای‌عالی اقتصاد با حضور سران سه قوه تصویب شده که یک میلیارد دلار اعتبار از صندوق ملی برای «تثبیت اشتغال موجود و ایجاد شغل جدید» اختصاص یابد و آیت‌الله علی خامنه‌ای نیز با این مصوبه موافقت کرده است.

رهبر جمهوری اسلامی پیش از این نیز چند بار دستور برداشت از صندوق توسعه ملی برای تامین بودجه نظامی، بودجه صداوسیما، مقابله با ریزگردها و مصارف دیگر را داده بود.

آیت الله خامنه‌ای در عین حال با درخواست رئیس‌جمهور برای برداشت از صندوق توسعه ملی با هدف جبران خسارات سیل مخالفت کرده بود.

تامین این بودجه‌ها از محل صندوق توسعه ملی در حالی است که در اساسنامه آن قید شده که این صندوق «با هدف تبدیل بخشی از عواید ناشی از فروش نفت‌وگاز و میعانات گازی و فرآورده‌های نفتی به ثروت‌های ماندگار، مولد و سرمایه‌های زاینده اقتصـادی و نیز حفـظ سهم نسل‌های آینده از منابع نفت و گاز و فرآورده‌های نفتی تشكیل می‌شود».

بر اساس قانون برنامه ششم توسعه، باید حداقل ۳۴ درصد از درآمدهای حاصل از فروش نفت به صندوق توسعه ملی واریز شود. ولی در جریان رسیدگی به لایحه بودجه ۹۸ علی لاریجانی، رئیس مجلس، خبر داد که رهبر جمهوری اسلامی فرمان داده‌ است سهم «صندوق توسعه ملی» از درآمدهای نفتی به ۲۰ درصد کاهش یابد.

در همین حال مرکز پژوهش‌های مجلس ایران پیش‌بینی کرده که به دلیل کاهش فروش نفت و برداشت‌ها از صندوق توسعه ملی، از جمله برای مصارف نظامی، در سال ۹۸ هیچ پولی وارد این صندوق نخواهد شد.

آقای جهانگیری روز دوشنبه همچنین گفت که ممکن است تحریم‌های آمریکا در بودجه سال ۹۸ «محدودیت‌هایی ایجاد کند. با این حال دولت مصمم است که این دوران را به خوبی طی کنیم».

پیش از این محمد باقر نوبخت، رئیس سازمان برنامه و بودجه، از کاهش درآمدهای دولت به یک سوم،​ به دلیل بازگشت تحریم‌های آمریکا سخن گفته بود.

آمریکا آبان‌ پارسال تحریم‌های نفتی ایران را به اجرا گذاشت و تنها هشت کشور مجاز شدند خرید نفت از ایران را به صورت محدود برای شش ماه ادامه دهند. صادرات روزانه ایران در این دوره از ۲.۵ میلیون بشکه به یک میلیون بشکه سقوط کرد.

با این حال آمریکا حدود سه هفته پیش معافیت‌ مشتریان نفتی ایران را متوقف کرد و بنابر گزارش شرکت‌های ردیابی نفتکش‌ها، صادرات ایران به نیم میلیون بشکه افت کرده است.

بر اساس گزارش خبرگزاری ایسنا، وب‌سایت مجلس و سایت رادیو فردا/ ا.م / ک.ر

No responses yet

May 27 2019

رامین میرفخرایی کارگردان ویدئوی جنجالی اتریش کیست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی


سباستین کورتس (سمت راست) صدراعظم و کریستین اشتراخه (سمت چپ) رهبر حزب تندروی افراطی اتریش، طی یک هفته اخیر درگیر ویدئویی بودند که می‌گویند یک ایرانی آن را منتشر کرده است.
ایران وایر: یک ایرانی کارگردان پشت صحنه ویدیوی جنجالی دولت اتریش است؛ ویدیویی که باعث استعفای «هاینس کریستین اشتراخه»، معاون صدراعظم اتریش و همین‌طور رییس حزب راست‌‌گرای افراطی «آزادی اتریش»(FPÖ) شد.

آغاز داستان از روز جمعه ۲۷ اردیبهشت‌ماه بود. روزنامه‌های «اشپیگل» و «زود دویچه سایتونگ » آلمان هم‌زمان اقدام به انتشار ویدیویی کردند که در آن کریستین اشتراخه را در حالتی غیرعادی کنار «یوهان گودینوس»، یکی از معاونانش در همین حزب نشان می‌دهد.

این ملاقات در ماه ژوییه سال ۲۰۱۷ و پیش از انتخابات سراسری این کشور برای انتخاب صدراعظم و دولت اتریش انجام شده است.

براساس ادعای این دو رسانه آلمانی، دو عضو بلندپایه حزب آزادی اتریش در جزیره «ایبزا» اسپانیا با یک زن روس دیدار می‌کنند. «مسکو تایمز» در گزارشی مدعی شده است این زن، خودش را خواهرزاده «ایگور ماکاروف» تاجر و ثروتمند روسی و از اولیگارش‌های روسیه معرفی می‌کند، دیدار کرده‌‌اند. رسانه‌های آلمان و اتریش طی روزهای اخیر به این زن، لقب «خانم اولیگارشی» داده‌اند. مردی دیگر که چهره‌اش در ویدیو دیده نمی‌شود، به عنوان کارآگاه خصوصی هم حضور دارد.

اولیگارشی خودش را از متمولین روسیه معرفی می‌کند. او به اشتراخه می‌گوید مایل است برای حمایت از حزب آزادی، ۵۰ درصد از سهم روزنامه «کرونه سایتونگ»(kronen zeitung)، بزرگ‎ترین رسانه اتریش را بخرد.

کرونه سایتونگ یکی از قدرتمندترین رسانه‌های کشور اتریش است؛ روزنامه‌ای با حدود یک میلیون نسخه تیراژ در روز، آن هم برای کشوری که جمعیتش حتی با گردش‎گران خارجی، به  ۱۰ میلیون نفر نمی‌رسد. قدرت تاثیرگذاری ‌این روزنامه را می‌توان از استعفای ناگهانی اشتراخه دید.

زود دویچه سایتونگ نوشته است: «این زن (خانم اولیگارشی) علاقه‎مندی خود را برای خریدن رسانه اتریشی (کرونه) دلیلی برای حمایت از حزب آزادی اتریش و پوشش رسانه‎ای فعالیت‎های آن می‎خواند. سپس اشتراخه و گودینوس به او توضیح می‎دهند که سرمایه‎گذاران چه‎طور می‎توانند به این حزب کمک مالی کنند بدون این‎که کمک آن‌ها برملا شود.»

کرونه سایتونگ خودش را رسانه‌ای بی‌طرف و بدون وابستگی به هیچ یک از احزاب سیاسی در اتریش می‌داند. اما به نظر می‌رسد وابستگی‌هایی حتی به گرایش‌های فکری احزاب راست‎گرای اتریش داشته باشد.

در ادامه این ویدیو، اشتراخه در حالی که به دلیل مصرف الکل به شدت مست به نظر می‌رسد، به اولیگارشی چندین راه را برای رساندن کمک‌های دوستانه او به حزبش معرفی می‌کند. همین‌طور به این خانم وعده می‌دهد که در صورت پیروزی حزب خود در انتخابات اتریش، چه راه‌هایی برای پس دادن کمک‌های او وجود خواهد داشت؛ مثلا قراردادهای زیربنایی دولتی و شرکت غول ساخت و ساز اتریش، یعنی «ستاربگ» را که هنوز تاسیس نشده بود، به او معرفی می‌کند.

طی یک دهه اخیر، فعالیت‌های ساخت و ساز شرکت‌های ساختمانی با سرمایه‌گذاران خصوصی و متمول روسی در شهرهای اتریش افزایش چشم‌گیری داشته است. برخی از کارشناسان اقتصادی به این مساله از زاویه بدبینانه نگاه می‌کنند و این سرمایه‌گذاری‌های کلان را راهی برای پول‎شویی روس‌ها می‌دانند. اما اتریش سال‌ها است که از حضور شرکت‌های ساختمان‌سازی روسیه استقبال می‌کند.

زود دویچه سایتونگ نوشته است پس از وعده‌هایی که اشتراخه به اولیگارشی می‌دهد، مدعی می‌شود قصد دارد وضعیت رسانه‌ها را در اتریش تغییر دهد. او ادعا می‌کند در صورت رسیدن به قدرت، سیاست‎های سرکوب‎گرانه‌ای نظیر سیاست‎های «ویکتور اوربان»، نخست وزیر راست‎گرای مجارستان را در سرکوب آزادی مطبوعات در پیش خواهد گرفت. براساس آن‌چه در این ویدیو که به صورت مخفی ثبت شده آمده است، رییس حزب راست‌گرای افراطی اتریش به خبرنگاران لقب «روسپی» می‌دهد.

یک روز پس از افشای این ویدیو، هاینس کریستین اشتراخه در یک کنفرانس خبری اعلام کرد که هم از ریاست حزب آزادی و هم از معاونت صدراعظمی اتریش کناره‌گیری کرده است.
«سباستین کورتس»، صدراعظم اتریش استعفای معاونش را در پی این رسوایی فساد پذیرفته است.

«دویچه وله» نوشت اشتراخه با حالتی عصبی در کنفرانس خبری روبه‎روی خبرنگاران ایستاد و «نوربرت هوفر» را به عنوان جانشین خود در بخش ریاست حزب تندرو آزادی اتریش معرفی کرد.

حزب آبی‌ها یا همان آزادی اتریش پس از قدرت گرفتن سباستین کورتس و ائتلاف با دولت او، چند وزارت کلیدی در اتریش را در دست گرفتند. مهم‌ترین آن‎ها، وزارت کشور بود.

پس از آن، قوانین ضد مهاجرتی یکی پس از دیگری به ثبت رسیدند؛ حقوق بی‎کاری تقریبا نصف شد، تابلوی ورودی کمپ پناه‎جویی شهر «ترایسکیرخن» از «مرکز پناه‎جویی اتریش» به «مرکز خروج پناه‎جویان» تغییر کرد، قانونی با عنوان «توقیف پیش‎گیرانه پناه‎جویان» به ثبت رسید که براساس آن، پلیس اتریش می‌توانست بدون مدرک مستند، پناه‎جویانی که مشکوک به برهم زدن امنیت این کشور بودند را بازداشت کند. همین‌طور قانون ۱۰ ماده‌ای برای متقاضیان پناهندگی در اتریش به ثبت رسید.

اما پس از انتشار این ویدیو، دولت اتریش و ائتلاف راست تندرو و راست‌گراهای این کشور فرو ریختند. سباستین کورتس دو روز پس از انتشار این ویدیو اعلام کرد وزیر کشور که از حزب آزادی اتریش وارد کابینه او شده بود، استعفا دهد. این درخواست صدراعظم اتریش توام با واکنش رییس جمهوری شد که گفته بود تحمل فساد در دولت را ندارد.

پس از موضع‌گیری‌های رییس جمهوری و صدراعظم، تمامی اعضای حزب راست‌گرای افراطی اتریش از کابینه دولت کنار کشیدند. حالا صحبت از انتخابات مجدد در این کشور است.

روزنامه کرونه سایتونگ که قرار بود در معادله‌های قدرت این دو حزب تندرو افراطی دست به دست شود، خواهان عزل کامل دولت شد.

اما این ویدیو از کجا آمد؟

«رائول رونزهایمر»، روزنامه‌نگار «بیلد» آلمان در حساب توییتری خود از نام دکتر «رامین میرفخرایی» رونمایی کرد و مدعی شد یک ایرانی کارگردان این نمایش بوده است.

«BZ berlin» در گزارشی تایید کرده است که یک وکیل ایرانی با نام میرفخرایی نقشه این ملاقات را از قبل چیده و با همکاری یکی از معتمدان خود (که در ویدیو فقط صدای او به گوش می‌رسد)، برای بالاترین مقامات حزب راست‌گرای افراطی اتریش تله‎گذاری کرده بود.

در گزارش دیگری که کرونه سایتونگ منتشر کرده، چهره رامین میرفخرایی محو شده است. این روزنامه رامین میرفخرایی را وکیل املاک و مستغلات معرفی ‌کرده است.

دکتر رامین میرفخرایی، وکیل خصوصی تجار سرشناس اتریشی و اتباع خارجی که برای سرمایه‌گذاری به این کشور سفر می‌کنند، از خانواده‌ای ایرانی  در ایران متولد شد اما از کودکی همراه خانواده‌اش به اتریش سفر کرد. او را یک «نسل دومی» در اتریش می‌دانند؛ یعنی تبار غیراتریشی دارد ولی در این کشور رشد کرده و بزرگ شده است.

او طی چهار دهه اخیر، کم‎ترین رابطه را با ایرانیان مقیم اتریش داشته و هرگز در همایش‌های سیاسی یا حقوق بشری حاضر نشده است. بسیاری او را بیش‎تر یک فعال اقتصادی می‌دانستند تا یک شهروند حامی حقوق پناه‎جویان و پناهندگان.

روزنامه‌نگاران اتریشی مدعی هستند که چهار سال قبل، هم‌زمان با قدرت‌گرفتن آرام حزب آزادی اتریش، رامین میرفخرایی در دیدار با چند عضو قدرتمند حزب میانه‌رو «SPÖ»، ادعا ‌کرده بود که اسناد و مدارکی در مورد فعالیت‌های غیرقانونی رهبران حزب راست‌گرای افراطی در اختیار دارد. اما کسی او را جدی نگرفت.

آن‌چه از این «جعبه سیاه ایرانی» می‌دانند، این است که ناگهان تغییر رویه می‌دهد؛ به عنوان یک حقوق‌دان متمول ایرانی-اتریشی، به حزب راست‌گرای آبی اتریش نزدیک می‌شود، با آن‌ها قرار ملاقات می‌گذارد و در این بین از مشاوره‌های یک کارآگاه خصوصی هم بهره برده است. همان کسی که به نظر می‌رسد این خلوت را در جزیره اسپانیایی فراهم کرده باشد.

رامین میرفخرایی از سه سال قبل نقشه منظمی را برای به دست آوردن مستندات بیش‎تر آغاز می‌کند. روزنامه کرونه سایتونگ در گزارشی نوشته است: «آقای میرفخرایی نام این پروژه را “مسیر تحقیقاتی با روش‌های روزنامه ‏نگاری” گذاشته است.»
BZ Berlin مدعی شده است که میرفخرایی به زبان‌های آلمانی، انگلیسی و فارسی تسلط کامل دارد و در کنار کار حقوقی و وکالتی، مالک چند آرایشگاه زنجیره‌ای هم هست.

چنین استعدادی دقیقا محبوب اعضای حزب راست‌گرای افراطی می‌شود. برخلاف بسیاری از اعضای این حزب، تحصیلات عالیه دارد، روی چند زبان مسلط است، خودش را یک نسل دومی اما ضد مهاجران می‌خواند، با هم‌وطنان مادری‌ خود در ارتباط نزدیک نیست، به شدت متمول است و البته از مبانی حقوق و جزا هم آگاه است. پس خیلی سریع به داخل این حزب نفوذ می‌کند.

اما اتفاقی که افتاده، این است که پس از انتشار این ویدیو، دیگر اثری از او پیدا نمی‌شود. دکتر رامین میرفخرایی ناپدید شده است. گروهی می‌گویند او به آلمان رفته و بعضی می‌گویند پس از گرفتن چند پیام تهدیدآمیز، به سوییس گریخته است.

او در آخرین پیام خود به خبرنگاران آلمانی و اتریشی گفته بود آن‌چه دیده‌اند، تمام افشاگری‌هایش نیست. میرفخرایی ادعا کرده بود ویدیوها و مستنداتی دیگر هم از رهبران حزب راست‌گرای افراطی در اختیار دارد.

«دانیالا کیکل»، روزنامه‌نگار آلمانی پس از ادعاهای اخیر دکتر میرفخرایی، در حساب توییتری خود نوشته است: «دو سال قبل یک سرمایه‌گذار قدرتمند ایرانی در اتریش به ما خبر داد که آقای نوربرت هوفر حاضر است در ازای ۱۸۰ میلیون یورو، اقامت دایم کشورش را بفروشد.»

به نظر می‌رسد سرمایه‌گذار ایرانی، همان دکتر میرفخرایی است. نوبرت هوفر از رهبران قدرتمند حزب آزادی و حالا جانشین آقای اشتراخه در حزب آزادی اتریش است.

فعلا نشانی از دکتر رامین میرفخرایی و تمام مدارکش وجود ندارد. کرونه در گزارشی ابراز امیدواری کرده است بدون نیاز به مدارک جدید رامین میرفخرایی، دولت سباستین کورتس به زودی و به صورت کامل منحل شود و «الکساندر فن‌در بلن» دولت را تا انتخابات بعدی در دست بگیرد.

No responses yet

May 27 2019

مافیای فساد چگونه ۳۰ میلیارد دلار را یک ساله از چرخه اقتصاد ایران خارج می‌کند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

ایران وایر: عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی روز سی‌ام اردیبهشت اعلام کرد «در سال ۱۳۹۷ حدود ۱۸.۷ میلیارد دلار ارز صادراتی به کشور بازگشته است».

دو هفته پیش یک مقام رسمی در وزارت اقتصاد ایران، از عدم بازگشت ۳۰ میلیارد از کل ۴۰ میلیارد دلار صادراتی سال ۹۷ و فرار سرمایه صحبت کرده بود. چند روز بعد رئیس سازمان توسعه تجارت منکر فرار سرمایه شده و گفته بود عدم بازگشت ۳۰ میلیارد دلار به ایران غیرممکن است و این پول از کانال دیگری حتما به ایران بازگشته است.

اما واقعیت چیست؟ در این گزارش سعی می‌کنیم با بازخوانی فکت‌های موجود ببینیم چه کسی راست می‌گوید؟ حجم پولی که پارسال صادرکنندگان رسمی، تحت نظارت نهادهای دولتی به ایران بازنگردانده یا به عبارت دیگری از کشور خارج کرده‌اند، تقریبا چقدر است؟ و این صادرکنندگان دقیقا چه کسانی‌اند؟

حرف حساب مدعیان فرار سرمایه چیست؟

حسین میرشجاعیان -معاون سابق و مشاور فعلی وزیر اقتصاد ایران، بیست و یکم اردیبهشت ماه به خبرگزاری ایسنا گفته بود: «۳۰ میلیارد دلار از مجموع ۴۰ میلیارد دلار ارزهای حاصل از صادرات [غیرنفتی] نه به صورت کالا و نه به هیچ صورت دیگری وارد کشور نشده و مصداق فرار سرمایه است».

استدلال این مقام مسئول در وزارت اقتصاد، داده‌های قابل ردیابی و اندازه‌گیری سامانه نیما و کارت‌های بازرگانی است. البته این اطلاعات به صورت عمومی در دسترس نیستند و نمی‌توان مستقلا ادعای آقای میرشجاعیان را تایید یا رد کرد، اما به هر حال او مدعی است:

«آمار عدم بازگشت ارزهای صادراتی از سامانه نیما به دست می‌آید و مشخص می‌شود که صادرکنندگان چقدر ارز صادر کرده و چقدر به سامانه نیما برگردانده‌اند. برخی ادعا می‌کنند که از طریق ارزهای صادراتی، خودشان واردات مواد اولیه را انجام داده‌اند که همه این‌ها از طریق کارت‌های بازرگانی و همچنین سامانه نیما قابل بررسی است. آنچه مشخص است ۳۰ میلیارد دلار از ارز صادرات غیرنفتی در بین هیچ کدام از موارد مربوط به واردات مواد اولیه نبوده است و عملاً مشمول صادرات بدون بازگشت ارز است».

منکران فرار سرمایه چه می‌گویند؟

اما محمدرضا مودودی، سرپرست سازمان توسعه تجارت ایران منکر «فرار سرمایه» است و اتهام «خیانت» به صادرکنندگان را بی انصافی در حق کسانی می‌داند که جور کاهش صادرات نفت را می‌کشند.

او روز بیست و هفتم اردیبهشت ماه به خبرگزاری تسنیم گفت: «ما هیچ وجه اعتقادی به فرار سرمایه نداریم… نمی‌گوییم آمار ۳۰میلیارد دلار اشتباه است ولی معتقدیم این رقم، از کانالی که مد نظر بانک مرکزی بوده، به کشور بازنگشته است ولی این به معنی عدم بازگشت ارز به کشور نیست. قطع و یقین این ارقام به کشور بازگشته ولی از کانال‌های دیگر».

اما این کانال‌ها کدام هستند و شاهد ادعای او چیست؟ استدلال سرپرست سازمان توسعه تجارت ایران «فعالیت خطوط تولید کشور» است. آقای مودودی می‌پرسد اگر سرمایه از کشور خارج شده بنگاه‌های تولیدی چطور محصولات صادراتی را تولید کرده‌اند؟ او معتقد است متهم کردن صادرکنندگان به فرار سرمایه بی‌انصافی است:

«در این شرایط باید دست صادرکنندگان را بوسید. امروز آنها باید کمبود ارز نفتی کشور را هم جبران کنند لذا نباید آنها را دلسرد کنیم و اجازه ندهیم تا این تصور برایشان بوجود آید که علی‌رغم فعالیت در این شرایط سخت و تولید و صادرات و ارزآوری آن‌ها به کشور، به خیانت به کشور آن هم برای بازنگرداندن ارز صادراتی‌شان به کشور متهم شده‌اند».

چه کسی درست می‌گوید؟

عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی روز سی‌ام اردیبهشت اعلام کرد «در سال ۱۳۹۷ حدود ۱۸.۷ میلیارد دلار ارز صادراتی به کشور بازگشته است».

مقایسه این عدد با ارزش صادرات غیرنفتی ایران در سال ۱۳۹۷ مشخص می‌کند رقم دقیق پولی که وارد ایران نشده چقدر است؟‌

بر اساس آخرین آمار گمرک ایران، ارزش کل صادرات غیرنفتی ایران در سال ۱۳۹۷، ۴۴.۳ میلیارد دلار بوده است. از میان ۴.۹ میلیارد دلار مربوط به صادرات میعانات گازی است که رسما وزارت نفت مسئولیت آن را بر عهده دارد. از نظر قوانین گمرکی صادرات میعانات گازی جزو صادرات غیرنفتی است، اما عملا باید آن را جزو صادرات نفتی به حساب آورد. اگر آمار صادرات میعانات را از آمار کلی صادرات کسر کنیم چیزی در حدود ۳۹.۴ میلیارد دلار باقی می‌ماند.

اگر عدد اعلام شده از سوی رئیس کل بانک مرکزی را، یعنی ۱۸.۷ میلیارد دلار ارز بازگشتی یک فکت قطعی فرض کنیم، چیزی حدود ۲۵.۶ میلیارد دلار ارز صادراتی بازنگشته است.

عدم بازگشت ارز صادراتی به چه معنی است؟

صادرکنندگان ارز صادراتی را به روش‌های مختلفی به داخل بازمی‌گرداند تا در ایران تبدیل به پول ایرانی شود. به طور معمول تک‌نرخی صادرکنندگان این پول را در بازار نقد می‌کنند، اما در شرایط غیر معمول چند نرخی دولت قواعدی برای این کار تعیین می‌کند. بعد از بالا گرفتن بحران ارزی در ابتدای سال گذشته دولت اول اعلام کرد به همه واردکنندگان ارز دولتی می‌دهد. بعد از هرج و مرح اولیه قرار شد ارز دولتی فقط برای واردات کالاهای اساسی در نظر گرفته شود. اما با توجه به نوسان شدید و افزایش چشمگیر قیمت ارز در بازار آزاد، تابستان پارسال سامانه نیما راه‌اندازی شد. ساختار نیما ظاهرا شبیه یک بازار توافقی است که در آن خریداران عادی و سفته‌بازان حضور ندارند و قیمت عرض بر اساس عرضه و تقاضای صادرکنندگان و واردکنندگان تامین می‌شود.

بنابراین صادرکنندگان و واردکنندگان رسمی که کارت بازرگانی دارند، رسما متعهد باید ارز صادراتی را وارد این بازار کنند که ظاهرا نزدیک ۶۰درصد ارزهای صادراتی وارد این بازار نشده.

دلارهای صادراتی کجا رفته‌اند؟

اما اینکه این دلارها کجا رفته‌اند را کسی نمی‌داند. یا اصلا وارد ایران نشده‌اند، یا اینکه خارج از سامانه اصلی رسمی وارد شبکه غیررسمی صرافی‌های خارج از کشور شده است.

فرض کنید یک صادرکننده، یک میلیون دلار محصولات کشاورزی به خارج صادر کرده. این مقدار دلار اگر با قیمت پایه ۸ هزار تومان وارد سامانه نیما شود، تبدیل به ۸ میلیارد تومان پول می‌شود. با این پول محصولات تازه‌ای تولید و صادر می‌شوند. از آن سو واردکننده، این یک میلیون دلار را به همین قیمت ۸میلیارد تومان از سامانه نیما تهیه می‌کند تا با آن از خارج از کشور جنس وارد کند.

حالا فرض کنیم صادرکننده این پول را به سامانه نیما نبرد و در بازار آزاد مثلا به قیمت ۱۲ هزار تومان بفروشد. مابه‌تفاوت بیش از ۴ میلیارد تومان است.

شاید در یک اقتصاد سالم و آزاد حق را بتوان به صادرکننده داد که ارزش را هر کجا که دلش خواست بفروشد، اما باید این واقعیت را در نظر بگیریم که اغلب صادرکنندگان خود واردکننده هم هستند. یعنی از سامانه نیما ارز وارداتی به قیمت ۸ تومان می‌گیرند و ارز صادراتی را در بازار آزاد به قیمت بیش از ۱۲ تومان می‌فروشند و پول مابه‌تفاوت قیمت را به جیب می‌زنند.

اما هزینه این پول مفت را چه کسی می‌پردازد؟ در واقع مردم ایران. یعنی دولت مجبور است برای کنترل قیمت ارز وارداتی، کمبود بازار نیما را جبران کند، اما از کجا؟ با برداشتن پول از حساب ذخیره ارزی یا از طریق استقراض که هر دو به شکل تورم روی سر مردم خراب می‌شوند.

با این اوصاف می‌توان گفت که تعبیر فرار سرمایه تعبیر کاملا درستی است. یعنی ارزی که باید به صورت منطقی برای واردات مصرف شود، در بازار غیررسمی تبدیل به تومان می‌شود و از طریق شبکه گسترده صرافی‌های ایرانی برای همیشه از کشور خارج می‌شود.

با این حساب به نظر می‌رسد در این مورد حق با مشاور وزیر اقتصاد است. صادرکنندگان رسمی که قواعد بازی را پذیرفته و از مزایای ارز وارداتی بهره می‌برند، هم از نظر قانونی و هم از نظر اخلاقی متهم به فرار سرمایه‌اند.

این البته بدون در نظر گرفتن سایر شواهد و قرائنی است که نشان می‌دهد مافیای فساد خصولتی، نقش عمده‌ای در فرار سرمایه با ابزار ارز صادراتی دارد.

ترکیب صادرات غیرنفتی ایران به روشنی نشان می‌دهد که بازیگران اصلی در این میان چه کسانی‌اند. حجم صادرات محصولات پتروشیمی ک چیزی بیش از ۱۴ میلیارد دلار است. حجم صادرات محصولات صنعتی هم نزدیک ۲۰ میلیارد دلار است که بخش بزرگی از آن در اختیار به صنایع بزرگی است که به دلیل خصوصی‌سازی، تبدیل به کانون‌های فساد در ایران شده‌اند.

در واقع کسانی که امروز در مظان اتهام فرار سرمایه قرار گرفته‌اند، بیش از تجار معمولی، نهادهای قدرتمندی‌اند که به صورت‌های مختلف، روی بخش‌های تولید و بازرگانی ایران چنبره زده‌اند و هزینه‌های زیادی را به اقتصاد و جامعه ایران تحمیل کرده‌اند. هزینه‌ای به اندازه هدر رفتن ۳۰ میلیارد دلار برای اقتصاد شکننده ایران و هزینه‌ای به بزرگی هزاران میلیارد تومان پول کثیف بادآورده که تبعات زیان‌باری برای جامعه ایران به همراه دارد.

No responses yet

May 26 2019

انتقادها از محمد خاتمی برای طرح مفهوم «فدرالیسم»

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

خُسن آقا: خاتمی ملعون علیه که می‌بینه به آخر خط رسیده حالا تصمیم دارد ایران را تقسیم کند
تا در یک ملوک الوایفی آخوندی سهمی هم به او برسد

رادیوفردا: یک ابراز عقیده اخیر محمد خاتمی، رئیس‌جمهور اسبق ایران، در دیدار با اعضای شورای اسلامی شهر تهران بحث برانگیز شده است.

محمد خاتمی روز شنبه ۲۱ اردیبهشت در این دیدار گفته بود: «شاید در حال حاضر از نظر سیاسی مناسب نباشد اما مطلوب‌ترین شیوه حکومت مردمی، اداره فدرالی است، اما ما از نظر قانون اساسی نمی‌توانیم فدارتیو باشیم.»

بخش دوم این جمله محمد خاتمی که از اداره فدرالی به عنوان «مطلوب‌ترین شیوه حکومت مردمی» نام برده، حساسیت بیش از ۲۰۰ نفر از فعالان طیف‌های سیاسی مختلف ایران را در داخل و خارج از ایران برانگیخته است.

این فعالان سیاسی در متنی انتقادی با عنوان «نه به فدرالیسم، نه به گسست ملی»‌ نوشته‌اند: «هیچ کشور و دولتِ از پیش موجودی که ماهیتا واجد یک نظام سیاسی تک‌بافت ‌باشد، به کشوری فدرال مبدل نشده است؛ به استثنای مورد عراق که مولود مرزبندی‌های استعماری و سپس قربانی دیکتاتوری‌ بعثی و در پی آن هم مداخله خارجی گردید و البته اکنون هم این کشور به وضوح در معرض خطر فروپاشی از این بابت قرار گرفته است.»

آنها افزوده‌اند که «آقای خاتمی مشخصاً کشور بودن ایران را به عنوان یک اصل پیشینی در نظر ندارد و لذا تنها مانع فدرال شدن ایران را قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می‌داند که اگر این مانع نبود، به زعم ایشان می‌توان فدرالیسم را برای کشوری کهن و یکپارچه‌ای چون ایران نیز تجویز کرد.»

امضاکنندگان همچنین افزوده‌اند، مشخص نیست که این ادعای آقای خاتمی مشخصاً مبتنی بر کدام یافته پژوهشی یا تجربه عملیاتی بوده است؛ همین‌طور با اشاره به مشکلات در زمینه فساد، اختلاس، سیاست خارجی، صنایع فرسوده، کاهش ارزش پول ملی، آزادیهای مدنی و سیاسی و تبعیض‌های ایدئولوژیک، مذهبی و جنسیتی، پرسیده اند که: «چگونه فدرالیسم می‌تواند چاره‌ای بر مشکلات عدیده‌ای که، به توصیف امضاکنندگان، آقایان برای کشور ایجاد کرده‌اند، باشد؟»

بیانیه یادشده همچنین هشدار می‌دهد که این‌گونه گفته‌ها ایران را به خطر می‌اندازد، موجب پدیدار شدن گسست ملی شده، به توصیف امضاکنندگان حتی موجب پیدایش جنگ‌های داخلی و قومیتی خواهد بود.

همزمان با این بیانیه، جواد طباطبایی استاد علوم سیاسی در دانشگاه‌ها و مدارس آموزش عالی ایران، و صاحب تألیفاتی در زمینه تاریخ اندیشه سیاسی در ایران، که مدتی است ساکن واشینگتن شده است، با نوشتن نامه‌ای خطاب به محمد خاتمی که در شبکه اجتماعی تلگرام منتشر شده، صلاحیت محمد خاتمی و اعضای شورای شهر را برای طرح چنین بحث‌هایی زیر سؤال برده و از او خواسته است آنچه را «مصالح عالی کشور» نامیده، فدای آن‌چه «منافع گروهی که آقای خاتمی رهبری آن را بر عهده دارد» نکند.

جواد طباطبایی گفته‌های محمد خاتمی را دارای تالی‌های فاسد دانسته، از او خواسته است که مبحث فدرالیسم و گفته‌های خود را محترمانه پس بگیرد و به اطرافیان خود هم توصیه کند وارد این مباحث نشوند.

نگرانی منتقدان به گفته آقای خاتمی درباره فدرالیسم از چیست؟

چه شده است که آقای خاتمی درباره فدرالیسم ابراز عقیده کرده است؟

و نظر حامیان شکل‌گیری نظام فدرال در ایران درباره گفته های دو طرف چیست؟

اینها پرسش‌های اصلی برنامه زنده این هفته دیدگاه‌هاست از سه مهمان برنامه: تیرداد بنکدار یکی از نویسندگان متن و امضاکنندگان بیانیه انتقادی یادشده، کارشناس حقوق و علوم سیاسی در تهران؛ محمدصادق جوادی حصار، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی در مشهد؛ و عبدالله مهتدی، از مؤسسان «حزب کومه‌له کردستان ایران» ساکن لندن.

آقای بنکدار با شما شروع کنیم. نگرانی امضاکنندگان بیانیه انتقاد از گفته‌های محمد خاتمی درباره فدرالیسم از چیست؟

تیرداد بنکدار: در وهله نخست، آقای خاتمی مانند هر شخص دیگر می‌توانند نظری داشته باشند، نظرشان را به روشنی اظهار کنند، ولی جدای از این موضوع، ایشان پیش از این دارای یک سمت رسمی و در واقع عالی‌ترین سمت اجرایی کشور بوده‌اند. ایشان رئیس‌جمهور اسبق کشور هستند و این اظهارنظر ایشان، صرفا یک اظهارنظر شخصی نیست. یعنی ایشان مورد ارجاع و به زعم ما مورد سوءاستفاده کسانی که نظام فدرال را برای ایران تجویز می‌کنند، قرار می‌گیرد.

علاوه بر این، آقای خاتمی واجد یک محبوبیت نسبی در جامعه ایران هستند، حالا ما هر موضع شخصی که نسبت به ایشان داشته باشیم، این حقیقتی کتمان ناپذیر است که بخش‌هایی از جامعه ایران، هرچند به باورشخصی بنده رو به کاهش، بخش قابل ملاحظه ای از جامعه ایران، گوش به سخنان ایشان دارند و اگر ایشان از فدرالیسم دفاع کنند، بسیاری ممکن است بی آن که اطلاعات دقیقی نسبت به فدرالیسم داشته باشند، تحت تأثیر فرمایش آقای خاتمی قرار بگیرند.

لذا با چند تن از دوستان قرار بر این گذاشتیم که به این اظهار نظر ایشان واکنشی نشان بدهیم و متنی را نوشتیم و با تعدادی از دوستانی ک هبا این موضوع همراه بودند، مطرح کردیم و اقدام به امضای این بیانیه کردیم.

بسیار خب، بگذارید پیش از آن که از آقای جوادی حصار نظرشان را بپرسم، این پرسش را با شما مطرح کنم که ابراز عقیده محمد خاتمی با این ملاحظه آغاز شده که به گفته او «شاید در حال حاضر از نظر سیاسی مناسب نباشد» و بقیه حرف‌ها در دیدار با شورای شهر هم درباره مسائل جاری و عادی است. گمان می‌کنید حساسیت شما و دیگر امضاکنندگان بیانیه به اندازه و به جاست یا قدری این حرف را برجسته کرده‌اید؟

تیرداد بنکدار: نگاه ما به جا بوده. ولی تعدادی از دوستداران آقای خاتمی که تا این مدت [با آن ها] برخورد داشته ایم، معتقد بودند که ایشان نظرشان این نبوده و نمی‌خواسته اند فدرالیسم را تجویز کنند و بد بیان کرده‌اند.

من از جانب خودم، می‌توانم بگویم از نظر من خیلی دور از ذهن است که آقای خاتمی که به‌هرحال هشت سال رئیس جمهور کشور بوده‌اند و شخصیت فرهیخته‌ای دارند و اهل علم و معرفت هستد، بعید است ندانند فدرالیسم یعنی چه و آن را تجویز کنند.

همین موردی را هم که شما اشاره فرمودید که خودشان علم به این موضوع داشته‌اند که طرح این موضوع، مخالفت‌هایی و ناخوشایندی‌هایی دارد و با علم به این موضوع، فرموده‌اند فدرالیسم شرایط طرح آن [موجود] نیست ولی به زعم ایشان گزینه مناسبی است.

آقای جوادی حصار در نوشته ها و موضع‌گیری های قبلی جناح اصلاح‌طلب حکومت یا «خط امام» و «چپ اسلامی» واژه فدرالیسم برجسته نبوده. چه شده که حالا آقای خاتمی در دیدار با اعضای شورای شهر تهران درباره فدرالیسم ابراز عقیده کرده است؟

محمدصادق جوادی‌حصار: آن چیزی که خیلی اهمیت دارد و داشته، در نگاه چپ حکومت یا اصلاح طلبان امروز از بدو شکل گیری جمهوری اسلامی، گفتمان عدالت محور تقریبا شاه بیت همه نظریه‌ها و گفته‌هایشان بوده است.

در شرایط کنونی، فضا فضایی بوده که نمایندگان شورای شهر تهران به دیدن آقای خاتمی رفته بوده اند و آقای خاتمی اشاره می کند به گذشته شکل گیری شوراها و بیست سال مغفول ماندن مقوله شوراها در قانون اساسی، و می‌گوید این بخش در دوره اصلاحات زنده شد و به نمایش درآمد. به فواید امر شوراها می‌پردازد که می‌توانند به مطالبات مردم پاسخ بدهند. همان‌طور که در این سخن کاملا اشاره می‌کنند که مردم در مناطق برخلاف نظر دولت، در پی اداره منطقه توسط مدیران بومی هستند و دولت باید به این مسئله توجه کند، و اشاره مستقیم می کنند به انتخاب شهرداران محلی از سوی شوراهای شهر در شهرها و مناطق کشور.

بنابراین اگر ایشان به فدرالیسم اشاره می‌کنند، در واقع اشاره به فواید مترتب در مقوله رفتار فدراتیوی است و می‌خواهند بگویند در جامعه به نوعی توزیع عدالت خواهد شد و به نحوی به متقاعد کردن مردم و همراه کردن مردم با آرمان‌های جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی منجر خواهد شد، نه به این معنا که پراکندگی ایجاد کند.

در این نگاه، قطعاً آقای خاتمی، همان‌طور که در ابتدای سخنش هم گفته، گفته شاید در این شرایط أصلا مناسب نباشد، شرایط کشور به گونه‌ای است که نیاز به همبستگی کامل داریم. ایشان کاملا متوجه است که دارد به کدام نقطه از فواید رفتارهای فدراتیوی انگشت می‌گذارد.

ممنون آقای جوادی‌حصار. آقای مهتدی، نظر شما که نیم قرن است یک حزب منطقه‌ای و عمومی، کومه‌له را نمایندگی می‌کنید درباره گفته بحث‌برانگیز اخیر آقای خاتمی و انتقاد آقای بنکدار و دیگر امضاکنندگان بیانیه از طرفی، و پاسخ آقای جوادی حصار از طرف دیگر چیست؟

عبدالله مهتدی: بگذارید اول یک توضیحی بدهم. اسم حزبی که بنده نمایندگی اش را می کنم، حرب کومه‌له کردستان ایران است.

اما در مورد فدرالیسمی که آقای محمد خاتمی می‌گفتند، به عقیده من اعتراف به یک واقعیت بنیادی اجتماعی و فرهنگی در ایران است و به عقیده من، حقیقتی را در مورد جامعه ایران و تنوعات اِتنیکی [و قومیتی] آن اشاره کردند.

این نشان می‌دهد تا چه حد گفتمان فدرالیسم، گفتمان مشارکت در قدرت سیاسی، گفتمان عدم تمرکز ساختار دولت، و گفتمان اهمیت دادن به زبان‌های مادری آن‌قدر نیرومند است و در جامعه ایران واقعیتی ملموس و محسوس به شمار می رود که آقای خاتمی هم به آن اشاره کردند.

چون فدرالیسم غول بی‌شاخ و دمی نیست. فدرالیسم عبارت از مشارکت سیاسی است؛ عبارت از عدم تمرکزی است که اجازه تفویض اختیارات را به محل ها و مناطق می دهد؛ به زبان‌های مادری اهمیت می‌دهد و آموزش آن‌ها را در کنار آموزش زبان فارسی متداول می‌کند.

فدرالیسم در بخش قابل ملاحظه‌ای از کشورهای خیلی پیشرفته دنیا متداول است، آسمان هم زمین نیامده، بر عکس دیدگاه ناسیونالیسم ایرانی افراط‌‌گرا، من معتقدم تامین این حقوق برای مردم ایران منجر به وحدت بیشتر می شود و هیچ مانعی هم نخواهد داشت.

ممنون آقای مهتدی. آقای بنکدار، حالا شما پاسخ می‌دهید به آقایان مهتدی و جوادی حصار، ولی بیانیه شما نظام فدرالیسم را برای کشورهایی مثل ایران نامناسب می داند. ضمن جواب، بفرمایید که مشاهده، استدلال و مبانی نظری اصلی این استنباط چیست؟

تیرداد بنکدار: بله، اتفاقا مسئله دیگری را مهمانانتان اشاره کردند.. ولی نکته‌ای که فکر می کنم به آن اشاره نشد، تلفیق عامدانه‌ دوستان بین فدرالیسم و تمرکززدایی است. شاید هم عامدانه نباشد و دوستان واقعا مطلع نیستند.

در هر حال، ما در ابتدای متن بیانیه هم اشاره کردیم. فدرالیسم، راهکار کشورسازی است. شما جز همان مورد استثنایی عراق، که ما هم اشاره کردیم و برشمردیم و پیدایش این کشور ناشی از نقشه‌کشی‌های استعماری بوده و بعدش وقایعی که اتفاق افتاد و دیکتاتوری بعثی و حمله‌های خارجی و انتظامی که به عراق تحمیل شد و همین امروز، عراق در معرض فروپاشی است، یا نمونه استثنائی دیگری حتی در اروپا که بلژیک است که قبلاً یک دولت تک‌بافت بوده و بعد فدرال شده و اگر خارج از قاره اروپا بود حتماً تا به امروز چندپاره می شد، [مورد با ثبات دیگری را نمی بینید].

موضوع همین است، که فدرالیسم در دو حالت ایجاد می‌شود: یکی واحدهای جغرافیایی که دارای منافع همسان با هم هستند ولی تجربه تشکیل دولت ملی نداشته‌اند، این‌ها در چارچوب یک نظام فدرال با هم تشکیل دولت ملی داده‌اند. نمونه بارزی که می شود به آن اشاره کرد، آلمان است که امپراتوری پروس با امیرنشین‌های آلمانی متحد شدند و گروه فدرال آلمان و در حال حاضر جمهوری را تاسیس کردند.

حالت دوم، در مستعمره نشین‌هایی که در قاره‌های جدید بوده‌اند، مثلا آمریکای شمالی و جنوبی (در شمال: آمریکا و کانادا، در جنوب: برزیل و کلمبیا و آرژانتین و این‌ها)، یا مثلا استرالیا در قاره اقیانوسیه، این‌ها مستعمره‌نشین‌های وسیعی بوده‌اند که در بدو استقلال هم جمعیت قابل ملاحظه‌ای نداشته اند، همسانی فرهنگی هم داشته‌اند. این‌ها با هم یکپارچه می‌شدند و یک کشور فدرالی ایجاد می کردند.

غیر از این موارد استثنایی که در حال حاضر همه هم بحران‌زده هستند، هیچ کشوری را نمی‌شود سراغ گرفت که نظام سیاسی تک بافتی داشته و به سمت نظام فدرال برود.

مقصودتان از تک‌بافت چیست؟

تیرداد بنکدار: نظام بسیط و تک‌بافت. نظام غیرفدرال. نظامی که قدرت بافت سیاسی‌اش در مرکز است. ولی در چارچوب همین نظام تک‌بافت، بحث تمرکززدایی هم مطرح می شود.

یعنی معمولاً در وهله اول که دولت‌های ملی شکل می‌گیرند، این نظام‌های تک بافت، تمرکزگرا هستند و تمام سیاست‌های کلان کشوری در پایتخت و در هیئت دولت تبیین و اجرایی می‌شوند.

ولی بعد که این دولت ملی انسجام خودش را پیدا می‌کند، وارد پروسه تمرکززدایی هم می‌شود. ما در ایران هم این را داستان را تجربه کرده ایم. در ایران، دوره رضاشاه پهلوی، به نوعی دوره‌ای است که دولت‌سازی مدرن در ایران شکل می‌گیرد، تمرکزگرایی دوره رضاشاهی هم به عنوان پیامد قوی این پروسه، اجرایی می شود.

ولی از همان أواخر دهه۴۰ به این طرف، تمام مدت بین تمام دولتمردان صحبتش شده و بحث تمرکززدایی مطرح شده. پیش از انقلاب، آمدند و اختیارات استانداران را افزایش دادند و گام‌هایی برداشته شد.

بسیارخب، من به این نتیجه رسیدم که شما با تمرکززدایی موافقید و می‌گویید می شود به صورت استانی باشد، همان‌طور که در تاریخ ایران هم…

تیرداد بنکدار: بله بله، پس از انقلاب بنا بر شرایط ویژه، ده تا پانزده سالی، یا در واقع بیست سالی این روند متوقف شد و تمرکزگرایی انقلابی ایجاد شد، ولی از همان دوره آقای خاتمی و این‌ها، بحث‌های تمرکززدایی مطرح شد و شروع به کارهایی کردند که اگر فرصتی بود، در این مورد هم صحبت می‌کنیم.

پس با تمرکززدایی موافقید ولی می گویید شکلش باید خاص ایران و مناسب تک بافت باشد؟

تیرداد بنکدار: بله دقیقاً.

آقای جوادی حصار، نظر شما [و اصلاح‌طلبان درباره استدلالات و مشاهدات و مبانی نظری انتقادی درباره نامنطبق بودن نظام فدارل برای ایران، به عنوان کشوری که به باور امضاکنندگان، مرزها و تقسیم بندی‌های استانی‌اش زاییده تاریخ است و نه تقسیم بندی‌های جغرافیایی پسااستعماری، چیست]؟

محمدصادق جوادی‌حصار: این صحبت‌ها نه کاملا قابل رد است و نه کاملا قابل اثبات.

ببینید، در دوران های دیرینه، یعنی از دوره هخامنشیان و ساسانیان به این طرف، کشور به صورت یکپارچه، امپراتوری بوده ولی امرای محلی کاملا منطقه را با سلایق و طبق نیازهای منطقه‌ای اداره می کردند. همین‌طور که بیاییم جلو تا الان، تا همین قبل از دوره پهلوی، در دوره قاجار مثلا ولیعهد در آذربایجان، فقط نماینده دولت مرکزی بوده و آن‌جا را [متناسب] با نیازهای آن‌جا اداره می کرده.

در شرق ایران یعنی هرات و افعانستان، حکومتی که نمایندگی ایران را داشته کاملاً به صورت خودمختار عمل می‌کرده اند. در جنوب ایران همین‌طور. اصلا خیلی از شاهان [بر سر کار] می آمدند، یکی از کارهایشان سرکوب امرای محلی و منطقه‌ای بوده. یعنی این طور که [آقای بنکدار] اشاره می فرمایند، از نظر من، یک کمی یکپارچگی فرهنگی ایران را تایید می کنم ولی این که نیازهای منطقه‌ای و بومی در تمام طول تاریخ ایران اقتضائات خودش را داشته و امرای محلی با اختیارات خودشان در آن محلات زندگی می کردند و فقط خراج دولت مرکزی را می‌فرستادند، این را به نظرم هیچ تاریخ‌دانی در ایران نمی‌تواند انکار کند.

اما یک مسئله هست، و آن این که الان یک خلط مبحث صورت می‌گیرد، آقای خاتمی به هیچ روی در پی گسست ایران در طرح فدراتیو نبوده، بلکه در پی توزیع عادلانه قدرت در کشور و مدیریت عالی دولت مرکزی در اقصی نقاط کشور بوده. از صحبت هایش چنین چیزی بر‌می‌آید.

من چنین استنباطی ندارم که آقای خاتمی می خواهد بگوید مثلا کردستان برای خودش، سیستان و بلوچستان برای خودش، آذربایجان برای خودش… چنین چیزی از کجای حرف آقای خاتمی در می‌آید؟

ممنونم آقای جوادی‌حصار. آقای مهتدی، آیا راهی برای پیشبرد برنامه عدم تمرکز هست که مثل طرح فدرالیسم، موجب اصطکاک [میان برخی اعضای] احزاب منطقه‌ای و قومی، از جمله کومه‌له با ملیون، ایران‌گرایان، جمهوری‌خواهان، شاه‌دوستان، مشروطه‌خواهان، و طیفی از چپ دموکرات و مستقلی که نظام فدرال را برای ایران مضر تشخیص می‌دهند، نشود؟

عبدالله مهتدی: آخر فقط مسئله این نیست که جوری حقوق قومیت‌های ایران از جمله کردها و غیره طوری تأمین بشود که موجب ناراحتی خاطر بعضی از دوستان نشود. بایستی اصولی حاکم باشد و حقوق مردم رعایت بشود.

به نظر من… اگر در بین خیلی از کشورها، ایران را در نظر بگیریم، اتفاقا کشوری است که فوق‌العاده مستعد است برای طرح فدرالی و طرح عدم تمرکز و مشابه این‌ها. چرا؟ برای این‌که آقای جوادی حصار هم اشاره کردند که از گذشته دور و امپراتوری‌های دوره باستان ایران هیچ‌وقت آن چیزی نبوده که به نام نظام تک‌بافت این‌‌جا مطرح شد. هیچ‌وقت نظام تک‌بافتی نبوده. این پدیده محصول صدساله اخیر است و اتفاقا به نتیجه نرسیده است و نخواهد رسید.

ایران در گذشته ساتراپ‌نشین بوده و در دوره سده‌های میانه هم امیرنشین‌ها و حکومت‌های مختلفی وجود داشته‌اند. حتی تا دوره قاجاریه ممالک محروسه ایران خوانده می‌شده.

تلاش برای آن چیزی که نظام تک‌بافتی نامیده می‌شود، به نظر من تلاشی است برای تداوم استبداد، این بار به شکل ایدئولوژیک اسلامی در شکل ناسیونالیسم، و این به نظر من برخلاف نیت یا خواست گویندگان آن به ایران و ملت ایران هیچ کمکی نخواهد کرد.

ممنون آقای مهتدی. یک فرصت دیگر بدهیم به آقای بنکدار، به دلیل این‌که دو نفر دیگر در این بحث نظراتشان با هم چندان تمایز پیدا نکرد. آقای بنکدار، نکته آخرتان را بگویید.

تیرداد بنکدار: من خیلی چیزها می‌خواستم بگویم ولی فرصت کم است. اینکه دوستان می‌گویند در تاریخ ایران چطوری بوده، این حرف‌ها اولاً غلط است و این تعمیم‌های کلی را نمی‌شود در مورد مناسبات قدرت در ایران داد. در ایران دوره ساسانیان، ما شاید سه الگوی حکمرانی داشته باشیم که…

بسیار خب، وقت میزگرد تمام شد. پس در وقت دیگری یک بحث دیگر به همین موضوع اختصاص می دهیم.

No responses yet

May 25 2019

عمامزاده برقی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,دزدی‌های رژیم,مذهب,ملای حیله‌گر


تلگرام خبرفوری: باورتون میشه این یه دستگاه شمع برقی و تلاوت پولی قرآن هست دم امامزاده‌ها

تو این دستگاه پول میندازی شمع روشن می‌کنه روضه و زیارت نامه هم می‌خونه، فعلا هم خرابه!!!

Comments Off on عمامزاده برقی

Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .