اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for January, 2020

Jan 12 2020

چرا خامنه‌ای به خاطر سرنگون کردن هواپیما عذرخواهی نکرد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: الگوی جمهوری اسلامی در شیوه اعتراف به سرنگون کردن یک هواپیمایی مسافربری با شلیک موشک سپاه دقیقاً شبیه الگوی اعترافش درباره جنایت کهریزک در سال ۱۳۸۸ است.

مرداد ۱۳۸۸ گفته شد که وقتی رهبر جمهوری اسلامی از جنایتی که در بازداشتگاه کهریزک رخ داده و به شکنجه و کشته‌شدن مردم معترض به نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری منجر شده، اطلاع یافت،‌ به شورای عالی امنیت ملی دستور سریع پی‌گیری داد و بازداشتگاه تعطیل شد.

در سقوط هواپیما هم خبرگزاری فارس نوشت که روز جمعه، ۲۰ دی، دو روز پس از سقوط هواپیما، وقتی آیت‌الله خامنه‌ای مطلع شد که «خطای فاجعه‌بار» صورت گرفته، دستور تشکیل جلسه شورای عالی امنیت ملی را صادر کرده و گفته نتایج آن «صریح و صادقانه» به اطلاع مردم برسد.

این الگوی تکراری در ظاهر نشان‌دهنده مسئولیت‌پذیری و پی‌گیری است، ولی در واقع تلاشی دیگر برای کسب اعتبار برای رهبر جمهوری اسلامی در خلال فاجعه است.

علاوه بر این، آیت‌الله خامنه‌ای معمولاً در این قبیل قضایا استاد فرار رو به جلوست. این فرار و طلبکاری در پیام آیت‌الله خامنه‌ای درباره سقوط هواپیما هم هویداست؛ او از مسئولان مراقبت برای تکرار نشدن چنین حوادثی را مطالبه کرده و سفارش کرده که کوتاهی یا تقصیر احتمالی را پی‌گیری کنند.

رهبر جمهوری اسلامی، طبق قانون، مهم‌ترین مسئول نیروهای نظامی ایران است و به‌صراحت تأکید کرده که مسئولیت و مدیریت نیروهای مسلح با خودش است، ولی از به کار بردن واژه عذرخواهی و پذیرش مسئولیت پرهیز دارد. این یک اتفاق نیست، یک روحیه است.

اظهارات امروز فرمانده نیروی هوافضای سپاه نشان می‌دهد که او چند دقیقه پس از شلیک به هواپیما در جریان قرار گرفته است. در واقع، همه مقام‌های ارشد نظام در جریان قرار گرفته بودند.

در این بیش از ۷۲ ساعتی که مقام‌های ارشد سپاه و جمهوری اسلامی نه تنها سکوت که کل ماجرا را تکذیب می‌کردند و می‌گفتند عملیات روانی آمریکاست و رسانه‌های نقطه‌زن دشمن آمده‌اند تا شیرینی موشک‌های نقطه‌زن ما را تلخ کنند، فکر تحقیق و مسئولیت‌پذیری و گزارش به ملت نبودند.

صحنه روشن بوده است؛ آن‌ها به فکر این بودند که جشنی که برای شلیک موشک به پایگاه‌های آمریکایی در عراق گرفته بودند، خراب نشود. این یک رویکرد است: مردم تا حد ممکن فدای نظام شوند، مثل ۶۰ کشته تشییع جنازه قاسم سلیمانی که فردا تیتر روزنامه‌‌ای شدند در ستایش سردار: «کرمان به قربانت».

تن دادن جمهوری اسلامی به چنین اعترافی بی‌سابقه نیست. قتل‌های زنجیره‌ای سال ۷۷ که هنوز مشخص نیست دقیقاً چه کسی مسئولش بود، نمونه مهم دیگری از این اعترافات است. ولی این اعترافات بی‌فایده است. حتی اگر فرماندهان ارشد نظامی هم استعفا دهند یا محاکمه شوند، آن‌چه مهم است رویکرد جمهوری اسلامی است.

در این ماجرا، از لحظه شروع ابهام و پرسش مردم،‌ رسانه‌ها و کاربرانی که در شبکه‌های مجازی موضوع را پیگیری می‌کردند، «سرباز دشمن» خوانده شدند. اطلاعاتی که آمریکا داد «جنگ روانی» توصیف شد. اوکراین و کانادا که تأیید کردند و پاسخ خواستند، «بازی‌خورده» اعلام شدند و روزنامه‌نگاران با گردن‌کلفتی تهدید شدند.

ولی وقتی نهادهای اطلاعاتی غرب، رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و دولت‌های اوکراین و کانادا کنار هم قرار گرفتند و «فشار حداکثری» وارد شد، مقام‌های جمهوری اسلامی «تسلیت‌گویان» و «ای کاش مرده بودم، آن لحظه را ندیده بودم»گویان وارد رسانه‌ها شدند و گفتند «گردن ما از مو باریک‌تر است».

این فشار حداکثریِ منجر به اعتراف نیز شبیه ماجرای کهریزک است. در آن ماجرا، اگر پای فرزند یکی از وابستگان نظام در میان نبود و او و رسانه‌های حامی‌اش پی‌گیر ماجرا نمی‌شدند، هرگز چیزی از کهریزک بازگو نمی‌شد.

در مورد کنونی هم اگر زور اطلاعات آمریکا و تأیید اوکراین و کانادا نبود، بعید بود همان پرسشگریِ مجازی به جایی برسد. در نهایت اگر وضع خراب می‌شد، چند روزی اینترنت را قطع می‌کردند و نهایت ننگ اتهام بر پیشانی نظام می‌ماند، ولی به اعتراف نمی‌رسید. جمهوری اسلامی به سنبه پرزور عادت کرده است.

با این‌همه، قابل پیش‌بینی است که در روزهای پیش رو چرخ اعتراف و صداقت دوباره به ریل طلبکاری بازگردد.

افشای قتل‌های زنجیره‌ای تغییری در رویکرد نهادهای امنیتی نداد و فقط جای این‌که بگویند زندانی را شکنجه کردیم و مرد، گفتند خودکشی کرد و مرد. قصه کهریزک را همین روزها در گزارش‌های مربوط به زندان فشافویه می‌توانید بازخوانی کنید. ضمن آن‌که طلبکاری رهبر جمهوری اسلامی در ماجرای اعتراض‌های آبان نیز که به‌روایتی به کشته‌شدن ۱۵۰۰ نفر منجر شد، همچنان ادامه دارد و باز هم تأکید می‌کند که آن‌ها را دشمن کشته است.

ماجرای سقوط هواپیما می‌تواند یک نقطه شروع یا حتی نقطه اوج برای رسانه‌ها باشد، ولی در جمهوری اسلامی چیزی تغییر نکرده است. نظام ولایت فقیه اکنون فقط حس می‌کند کمی از بار فشار را کم کرده و در این فکر است که چطور آن را کمتر کند. فقط همین.

No responses yet

Jan 11 2020

ایران تایید کرد: شلیک پدافند، عامل سقوط هواپیمای اوکراینی / خطای انسانی و غیرعمد / عذرخواهی و تسلیت

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

عصرایران: “ابلاغ گردید تادر اسرع وقت مسئولین مربوطه در سپاه با حضور در رسانه ملی توضیحات مشروحی را به مردم شریف ارائه نمایند.”

ایران تایید کرد شلیک پدافند، عامل سرنگونی هواپیمای مسافری اوکراینی بوده است.

به گزارش عصرایران، ستاد کل نیروی های مسلح ایران (عالی ترین نهاد نظامی در کشور) صبح امروز با صدور اطلاعیه ای، مسوولیت سقوط هواپیمای مسافری اوکراینی را برعهده گرفت و آن را در اثر “خطای انسانی” و “به صورت غیرعمد” توصیف کرد.

هواپیمای مسافربری اوکراین صبح چهارشنبه گذشته در نزدیکی تهران سرنگون شد.

این هواپیمای مسافربری 176 سرنشین داشت که همه آنها در این حادثه، جان باختند. از این تعداد 146 نفر ایرانی، 10 نفر افغانستانی، 5 نفر کانادایی، 4 نفر سوئدی، و 2 نفر اوکراینی بودند. همچنین 9 خدمه پرواز نیز همگی اوکراینی بودند. برخی از این افراد از جمله بعضی از مسافران ایرانی، دو تابعیتی بودند.
متن کامل اطلاعیه

اطلاعیه ستادکل نیروهای مسلح در خصوص سقوط هواپیمای مسافربری خطوط هوایی اکراین به این شرح است:

ملت شریف و انقلابی ایران اسلامی

درپی وقوع حادثه دلخراش سقوط یک فروند هواپیمای مسافربری بوئینگ ۷۳۷ خطوط هوایی کشور اوکراین در اولین ساعات صبح چهارشنبه۹۸/۱۰/۱۸ و در بحبوحه تهاجم موشکی به پایگاه آمریکای جنایتکار و احتمال تاثیر اقدامات نظامی در این حادثه، ستاد کل نیروهای مسلح بلافاصله به منظور بررسی این احتمال اقدام به تشکیل هیئت بازرسی متشکل از کارشناسان فنی و عملیاتی، مستقل از سازمان هواپیمایی کشوری نمود که نتایج بررسی شبانه‌روزی و دقیق این هیئت به استحضار ملت شریف ایران می‌رسد:

فوری / ایران تایید کرد: شلیک پدافند، عامل سقوط هواپیمای اوکراینی / خطای انسانی و غیرعمد / عذرخواهی و تسلیت

۱-درپی تهدیدهای رئیس جمهور و فرماندهان نظامی آمریکای جنایتکار مبنی بر هدف قرار دادن تعداد زیادی از اهداف در خاک جمهوری اسلامی ایران در صورت انجام عملیات متقابل و نظر به افزایش بی سابقه تحرکات هوایی در منطقه، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران به منظور پاسخگویی به تهدیدات احتمالی در بالاترین سطح آماده‌باش قرار گرفتند.

۲- در ساعات پس از انجام عملیات موشکی، پرواز های جنگی نیروهای تروریست آمریکایی در پیرامون کشور افزایش یافته و برخی اخبار نیز از مشاهده ی اهداف هوایی به سمت مراکز راهبردی در کشور به واحدهای دفاعی واصل و اهداف متعددی در برخی صفحات رادار مشاهده شد که موجب حساسیت بیشتر در مجموعه‌های پدافند هوایی گردیده است.

۳- در چنین شرایط حساس و بحرانی، پرواز شماره ۷۵۲ خطوط هوایی اوکراین از فرودگاه امام خمینی(ره) حرکت نموده و درهنگام چرخش، کاملاً در حالت نزدیک شونده به یک مرکز حساس نظامی سپاه و در ارتفاع و شکل پروازی یک هدف متخاصم قرار می‌گیرد که در این شرایط بر اثر بروز خطای انسانی و به صورت غیر عمد، هواپیمای مذکور مورد اصابت قرار گرفته که متاسفانه موجب به شهادت رسیدن جمعی از هموطنان عزیز و جان باختن تعدادی از اتباع خارجی میگردد

۴- ستاد کل نیروهای مسلح ضمن عرض تسلیت و اظهار همدردی با خانواده‌های داغدار هم وطن و جان باختگان اتباع سایر کشورها و عذرخواهی به خاطر خطای انسانی پیش آمده، اطمینان کامل می دهد با پیگیری انجام اصلاحات اساسی در فرآیندهای عملیاتی در سطح نیروهای مسلح امکان تکرار این گونه خطاها را غیر ممکن ساخته و بلافاصله مقصر آن را به سازمان قضایی نیروهای مسلح معرفی نماید تا با خطا های صورت گرفته برخورد قانونی صورت گیرد.

۵- همچنین ابلاغ گردید تادر اسرع وقت مسئولین مربوطه در سپاه با حضور در رسانه ملی توضیحات مشروحی را به مردم شریف ارائه نمایند.

No responses yet

Jan 09 2020

مقام‌های آمریکایی: هواپیمای اوکراینی به احتمال زیاد توسط ایران ساقط شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: مقام‌های آمریکایی به رسانه‌های این کشور گفتند هواپیمای اوکراینی «به احتمال زیاد» توسط ایران و به صورت «تصادفی» پس از حمله موشکی سپاه پاسداران به اهداف آمریکایی در عراق، ساقط شده‌ است.

خبرگزاری‌های بین‌المللی، شبکه تلویزیونی سی‌بی‌اس و سایت نیوزویک این گزارش را به نقل از دو مقام‌ آمریکایی منتشر کرده‌اند. این دو مقام گفته‌اند که ارزیابی آنها بر اساس اطلاعات ماهواره‌ای است.

خبرگزاری رویترز هم گزارش داده که دونالد ترامپ، رئيس‌جمهوری آمریکا، به خبرنگاران در کاخ سفید گفته که «سقوط هواپیمای اوکراینی مشکوک است و ممکن است توسط کسی به اشتباه ساقط شده باشد».

وی اظهار داشت:‌ «شاید کسی در آنجا اشتباه کرده باشد. مطمئنم از طرف ما نبوده است. بعضی گفته‌اند که مشکل فنی داشته است. واقعا نمی‌دانم. ایده‌آل این است که جعبه سیاه را به بوئینگ یا حتی به کشوری مثل فرانسه بدهند تا بررسی شود».

نشریه نیوزویک نیز به نقل از دو مقام آمریکایی و یک مقام امنیتی عراق گفته که سیستم پدافند هوایی ایران احتمالا پس از حمله موشکی سپاه فعال شده است تا از آمادگی کافی برای واکنش احتمالی آمریکا به حمله موشکی برخوردار باشند.

وزارت دفاع آمریکا و ستاد فرماندهی مرکزی نیروهای آمریکا، سنتکام، تاکنون حاضر نشده‌اند درباره این گزارش‌ها ابراز نظر کنند.

روزنامه گاردین نیز به نقل از منابع بریتانیانیی گزارش داده است که این مقامات گزارش آمریکا درباره ساقط‌شدن هواپیما را دیده‌ایم.

این روزنامه همچنین به نقل از شرکت آی‌اچ‌اس مارکید که مقر آن در لندن است نیز در یادداشتی نوشته است که هواپیمای بوئینگ ۷۳۷ اوکراینی احتمالا به اشتباه توسط موشک سام – ۱۵ ساقط شده است.

واکنش‌های مقام‌های ایران

پیش از این حسن رضایی‌فر، رئیس کمیسیون بررسی سانحه سازمان هواپیمایی کشوری، گفته بود در محل سقوط هواپیمای بوئینگ ۷۳۷ اوکراینی،‌ «هیچ قطعه موشکی» پیدا نشده است.

به گزارش خبرگزاری فارس، او گفت عکسی که مبنی بر پیدا شدن قطعه موشک در نزدیکی محل سقوط هواپیما در فضای مجازی منتشر شده «از منبع غیرموثق» بوده و «رسما این عکس را رد می‌کنیم».

ابوالفضل شکارچی، سخنگوی نیروهای مسلح ایران نیز این ادعا را «دروغ محض» خوانده بود و گفته بود: ««هیچ کارشناس نظامی و سیاسی این موضوع را تایید نمی‌کند».

او گفته بود «اکثریت مسافران این هواپیما جوانان ارزشمند ایرانی بودند» و هدف قراردادن این هواپیما «حرف مضحک» است.

بررسی «هفت گزینه» درباره علت سقوط هواپیما

در همین حال، دبیر شورای امنیت و دفاع ملی اوکراین گفته است این کشور هفت گزینه احتمالی برای سقوط هواپیمای اوکراینی در تهران را بررسی می‌کند.

اولکسی دانیلوف روز پنج‌شنبه ۱۹ دی در گفت‌وگو با رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی گفت: «ما همه سناریوها را بررسی می‌کنیم. ماموریت بازرسان ما در تهران این است که بررسی کنند چه اتفاقی آنجا افتاده است».

وی افزود: «ما هفت گزینه احتمالی را درباره دلایل سقوط هواپیما بررسی می‌کنیم که چهار مورد را اعلام کرده‌ایم و سه مورد نیز محرمانه نگه داشته شده است. گزینه حمله موشکی روسیه یکی از آنهاست، اما برای اظهارنظر، باید تحقیقات کامل شود».

این مقام اوکراینی گفته است که پس از مشاهده مطالب منتشره شده در شبکه‌های اجتماعی فارسی زبان آنها تصمیم گرفتند بررسی‌های دقیق‌تری درباره این موضوع انجام دهند.

در ساعات گذشته در شبکه توئیتر عکسی از یک قطعه موشکی منتشر شده بود که گفته می‌شد متعلق به «موشک تور ام یک» است. انتشار این عکس، گمانه‌‌زنی درباره حمله موشکی به هواپیمای اوکراینی را تشدید کرده بود.

این سیستم دفاع موشکی تور ۱ است که گفته می‌شود هواپیمایی اوکراینی را مورد هدف قرار داده است
این سیستم دفاع موشکی تور ۱ است که گفته می‌شود هواپیمایی اوکراینی را مورد هدف قرار داده است
یک فروند هواپیمای بوئینگ ۷۳۷ که بامداد چهارشنبه فرودگاه امام خمینی تهران را به مقصد کی‌یف، پایتخت اوکراین، ترک کرده بود، دقایقی پس از پرواز دچار آتش‌سوزی شد و در صباشهر از توابع شهرستان شهریار سقوط کرد.

به گفته علی عابدزاده، رئیس سازمان هواپیمایی ایران، هواپیما دارای ۱۶۷ مسافر و ۹ نفر خدمه پروازی بود که تمام افراد در این سانحه جان خود را از دست دادند.

گزارش‌ها حاکی است که بازرسان اوکراینی قصد دارند گمانه برخورد «موشک روسی» با این هواپیمای مسافربری را نیز راستی‌آزمایی کنند و هیاتی از بازرسان اوکراینی روز پنج‌شنبه وارد ایران شدند.

دانیلوف با اشاره به سقوط پرواز آمستردام به کوالالامپور در سال ۲۰۱۴ که در شرق اوکراین با اصابت موشک گروه‌های تجزیه‌طلب مورد حمایت روسیه منفجر شد، اعلام کرد «کارشناسان ما بی‌هیچ تردیدی حرفه‌ای هستند و و قبلا در سقوط هواپیما با موشک بوک در منطقه دونتِسک در شرق اوکراین تحقیق کرده‌اند. آنها واقعا حرفه‌ای هستند».

پارسال گروه بین‌المللی تحقیق مشترک پیرامون این حادثه، علیه سه شهروند روس و یک شهروند اوکراینی اعلام جرم کرد. آنها متهم به انتقال موشکی به مناطق شرقی اوکراین و هدف قرار دادن هواپیمای بویینگ ۷۷۷ شرکت هواپیمایی مالزیاییشدند که در نتیجه آن همه ۲۹۸ مسافر و خدمه آن کشته شدند.

برای این افراد حکم جلب بین‌المللی صادر شده است.

در این میان، ولودیمیر زلنسکی رئیس‌جمهوری اوکراین در گفت‌وگوی تلفنی با بوریس جانسون نخست‌وزیر بریتانیا از این کشور خواست که به تحقیقات پیرامون سقوط هواپیمای اوکراینی در تهران بپیوندد.

دفتر آقای زلنسکی روز پنج‌شنبه گزارش داد که آقای جانسون با استقبال از این دعوت گفته است «باید بهترین کارشناسان بریتانیایی جذب این تحقیقات شوند و همه جوانب این فاجعه بررسی شود».

تعدادی از مسافرین این هواپیما کانادایی بودند و این کشور نیز اعلام کرده تحقیقات پیرامون سقوط هواپیما را آغاز می‌کند و بازرسان خود را به ایران می‌فرستد.

منابع: رویترز، رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی، رادیو فردا. ف.ق

No responses yet

Jan 08 2020

روزنامه‌نگاران ایرانی خارج: تهدید کرده‌اند ما را در خیابان می‌ربایند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,امنیتی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: روز دوشنبه، ۱۶ دی‌ماه، فاش شد که وزارت اطلاعات ایران، روزنامه‌نگاران شاغل در شبکه تلویزیونی «ایران اینترنشنال» را تهدید به ربودن و بردن به ایران کرده است. این وزارتخانه همچنین به خانواده‌های آنها در ایران فشار آورده است تا بستگان خود را به ترک این شبکه ترغیب کنند.

یک روزنامه‌نگار «ایران اینترنشنال» به رادیوفردا گفت: «از حدود یک ماه پیش، پس از ناآرامی‌ها در ایران و پوشش گسترده ما از آن رویداد، آنها شروع به تماس با چند روزنامه‌نگار معروف، بیشتر از مجریان اصلی ما، کردند. بارها به آنها زنگ زدند و تهدید کردند که اگر دست از کار در این شبکه نکشند در خیابان‌های لندن آنها را خواهند ربود.»

او افزود: «با برخی از خانواده‌ها در ایران نیز تماس گرفته و آنها را احضار کرده‌اند، بعد خود آنها را تهدید امنیتی کرده و دستور داده‌اند که روزنامه‌نگاران را ترغیب کنند از فعالیت خود برای ایران اینترنشنال دست بردارند.»

«ایران اینترنشنال» یک شبکه تلویزیونی خصوصی مستقر در لندن است که ۲۴ ساعته از طریق ماهواره برای ایران برنامه پخش می‌کند.

صادق صبا، سردبیر ارشد این کانال خبری فارسی‌زبان به روزنامه «دیلی اکسپرس» بریتانیا گفت: «ده‌ها روزنامه‌نگار، با اضطراب زیاد از تهدید و ارعاب خود خبر داده‌اند.»

آقای صبا گفت که در یک مورد، پس از احضار خانواده یکی از روزنامه‌نگاران توسط وزارت اطلاعات، به آنها گفته شده که مأموران آدرس آن خانم روزنامه‌نگار را می‌دانند و می‌توانند او را با زور از لندن به تهران ببرند.

تام تاگندات، نماینده حزب محافظه‌کار و رئیس پیشین کمیته امور خارجه بریتانیا، روز یک‌شنبه از وزارت امور خارجه خواست تا حمید بعیدی‌نژاد، سفیر ایران در لندن، را در ارتباط با آزار و اذیت روزنامه‌نگاران مقیم انگلستان که برخی از آنها تبعه انگلیس هم هستند، احضار کند.

بعیدی‌نژاد در چندین توئیت به زبان فارسی در ماه نوامبر، در مورد روزنامه‌نگاران ایرانی مشغول کار در کانال‌های تلویزیونی فارسی‌زبان مستقر در لندن مانند بی‌بی‌سی فارسی و ایران اینترنشنال اظهاراتی جنجالی داشت و ادعا کرد که آنها «مزدور سرویس‌های اطلاعاتی خارجی» هستند.

به نوشته دیلی اکسپرس، آقای تاگندات گفته است که سفیر ایران فقط یک عضو سیاسی مزدبگیر یک کشور دیکتاتوری و به دنبال تلاش برای دخالت در آزادی مطبوعات در اینجا است، که این فراتر از اختیارات هر سفارتخانه است. وی باید از سوی وزارت امور خارجه با فوریت احضار شود.

به نوشته این روزنامه بریتانیایی، سخنگوی وزارت امور خارجه و مشترک‌المنافع گفت که این گونه تهدیدها بسیار نگران‌کننده است و «بریتانیا متعهد است تا اطمینان حاصل کند که روزنامه‌نگاران قادر به انجام کارهای خود بدون ترس از مجازات باشند».

روزنامه‌نگاران ایرانی که برای رسانه‌های فارسی‌زبان در خارج از کشور مانند ایران اینترنشنال، رادیوفردا، صدای آمریکا و بی‌بی‌سی فارسی کار می‌کنند، در آبان‌ماه امسال به خاطر گزارش ناآرامی‌ها در ایران حتی تحت فشارهایی بیشتر از گذشته قرار گرفتند.

در بیانیه‌ای در تاریخ ۲۶ نوامبر، گزارشگران بدون مرز، فشار و تهدیدات نیروهای امنیتی ایران علیه خانواده‌های روزنامه‌نگاران ایرانی شاغل در خارج از کشور را محکوم کرد.

گزارشگران بدون مرز، می‌گوید حمید بعیدی‌نژاد عامل انتقال تهدیدها از طرف سازمان‌های اطلاعاتی ایران علیه روزنامه‌نگاران ایرانی مستقر در خارج از کشور، به‌ویژه در بریتانیا و علیه خانواده‌های آنها در ایران شده و این امر را مایه تأسف دانسته است.

خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضائیه ایران، روز پنجم آذر امسال گزارش داد که برخی از کارمندان «کلیدی و موثر» شبکه تلویزیونی ایران اینترنشنال «با محدودیت‌های قضایی و حقوقی در مورد اموال خود مواجه شده‌اند».

این اقدام قوه قضائیه جمهوری اسلامی در پی اعتراضات گسترده‌ای بود که در پی افزایش قیمت بنزین در ایران به راه افتاد.

مرداد سال ۱۳۹۶ نیز قوه قضائیه ایران بیش از ۱۵۰ نفر را که در بخش فارسی بی‌بی‌سی به فعالیت مشغول بودند یا پیشتر در این رسانه فعالیت می‌کردند ممنوع‌المعامله کرد.

در ماه‌های اخیر شماری از روزنامه‌نگاران رادیوفردا نیز توسط قوه قضائیه جمهوری اسلامی ممنوع‌المعامله شده‌اند.

No responses yet

Jan 06 2020

پنج سال حبس و ضبط کلیه جواهرات یک جواهرفروش بهایی به نفع دولت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

ایران وایر: کامران شهیدی یکی از شهروندان بهایی است. او در تهران مغازه طلافروشی داشت و در آنجا به ساخت جواهرات منقوش به شعائر آیین بهایی و فروش آن‌ها به بهاییان مشغول بود.

«کامران شهیدی»، هرگز گمان نمی‌کرد بعد از ورود مشتری همیشگی‌اش به مغازه جواهرفروشی زندگی‌اش زیرورو شود اما او نه‌تنها اموالش را از دست داد بلکه به حکم دادگاه به شش سال حبس محکوم شود.

آقای شهیدی یکی از شهروندان بهایی است. او در تهران مغازه طلافروشی داشت و در آنجا به ساخت جواهرات منقوش به شعائر آیین بهایی و فروش آن‌ها به بهاییان مشغول بود.

یک فرد نزدیک به کامران شهیدی به «ایران‌وایر» گفت: «در آذر ۱۳۹۵، خانمی به نام مهشید ضیائی که خود را باورمند به آیین بهایی معرفی می‌کند برای خرید جواهری دارای نشانه‌های مذهبی بهایی به مغازه آقای شهیدی مراجعه می‌کند. کامران هم چون این خانم را از قبل می‌شناخته و مشتری‌اش بوده، درخواست او را می‌پذیرد. فرد مذکور اما با خوراندن آب‌میوه‌ مسموم به کامران شهیدی، او را بی‌هوش و پس از برداشتن کلیه جواهرات درون گاوصندوق، مغازه را ترک می‌کند.»

به گفته این منبع مطلع «مهشید ضیائی» که خود را بهایی معرفی کرده دو سال بعد در مصاحبه‌ای با خبرگزاری فارس گفت که از دوم آذر ۱۳۹۵ مسلمان شده و در روزنامه اطلاعات هم اعلان کرده است. درحالی‌که او در اواسط آذر ۱۳۹۵ تحت‌عنوان فردی بهایی به مغازه آقای شهیدی مراجعه و درخواست نشانه‌ مربوط به آیین بهایی را می‌کند یعنی چند روز بعد از مسلمان شدن.

کامران شهیدی از این فرد شکایت می‌کند و پرونده‌ به دادگاه می‌رود: «در ابتدا، این خانم با تهمت زدن و پرونده‌سازی علیه آقای شهیدی سعی می‌کند وی را از شکایت منصرف کند که دادگاه رای بر برائت کامران شهیدی از اتهام وارده می‌دهد. پس‌ازآن با فرستادن پیام‌های تهدیدآمیز به موبایل کامران شهیدی، او را تهدید می‌کند که از شکایتش انصراف دهد و در غیر این صورت وی را به اداره اطلاعات لو خواهد داد. آقای شهیدی شکایتش را پس نمی‌گیرد اما پس از مدتی متوجه می‌شود که نظر رییس دادگاه به‌طور ناگهانی تغییر کرده و پرونده بدون نتیجه، مختومه اعلام می‌شود.»

کامران شهیدی مهر ۱۳۹۶ از سوی ماموران وزارت اطلاعات در مغازه خود بازداشت می‌شود: «صبح روز دوشنبه سوم مهر ۱۳۹۶، مأموران وزارت اطلاعات به محل کسب کامران شهیدی در تهران می‌روند و بدون نشان دادن حکم، محل را تفتیش و حدود دو کیلوگرم طلا و مقادیری سکه، نقره، دلار و پول نقد را از گاوصندوق مغازه برداشته و ضبط می‌کنند. سپس کامران را بازداشت و به زندان اوین منتقل می‌کنند.»

هم‌زمان با بازرسی محل کار کامران شهیدی، ماموران به منزل وی، دختر و خواهرش در کرج هم مراجعه می‌کنند که به دلیل نبودن کسی در دو تا از منازل برای باز کردن در خانه‌ها فقط موفق به بازرسی منزل خواهر او می‌شوند که همه کتب‌ مذهبی و هر شکل طلای موجود در منزل مانند انگشتر و گردنبند را ضبط می‌کنند. پس از یک هفته، ماموران وزارت اطلاعات به همراه کامران شهیدی، بار دیگر محل کار و منزل مسکونی کامران را مورد بازرسی قرار می‌دهند.

فرد مطلع به «ایران‌وایر» گفت که آقای شهیدی پس از سه هفته با وثیقه معادل پانصد میلیون تومان آزاد شد. جلسه دادگاه این شهروند بهایی در خرداد ۱۳۹۷ برگزار شد اما حکم دادگاه اخیرا به او ابلاغ شده است. آقای شهیدی به حکم شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی «محمد مقیسه» به اتهام اقدام علیه امنیت کشور از طریق اداره تشکیلات مذهبی بهایی با ساخت نمادهای آیین بهایی به‌صورت طلا و نقره طبق بند ۴۹۹ قانون مجازات اسلامی به پنج سال حبس تعزیری و به اتهام فعالیت‌های تبلیغی علیه نظام از طریق شرکت در جلسات بهایی به مناسبت دویستمین سالگرد تولد بنیان‌گذار آیین بهایی و دعوت از دیگران برای شرکت در این جلسات در فضای مجازی طبق بند ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی به یک سال حبس تعزیری محکوم شد که برابر با بند ۱۳۴ قانون، مجازات اشد در مورد متهم اجرا خواهد شد. همچنین به حکم قاضی پرونده، با توجه به فعالیت‌های بزهکارانه متهم کلیه طلاجات و نقره‌جات ساخته‌شده توسط او طبق بند ۲۱۵ قانون مجازات اسلامی به نفع دولت جمهوری اسلامی ایران ضبط می‌شود.

فرد نزدیک به آقای شهیدی می‌گوید با این که مغازه جواهرسازی کامران استیجاری بوده ولی از زمان بازداشت او که دو سال از آن گذشته است همچنان پلمپ و در اختیار صاحب‌ملک قرار نگرفته است.

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران فقط ادیان اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی را به رسمیت می‌شناسد و دین بهاییت را با آنکه تعداد پیروانش بیش از باورمندان سه دیانت مسیحی، کلیمی و زرتشتی در ایران است، به رسمیت نمی‌شناسد. به همین دلیل در چهل سال گذشته، حقوق شهروندان بهایی به‌طور مداوم و سیستماتیک نقض شده است و بهاییان از اجرای بسیاری از مراسم و مناسک مذهبی محروم هستند.

No responses yet

Jan 06 2020

ربیعی : برخی خیرخواهان خواستار پرهیز از اقدام متقابل علیه آمریکا هستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,جنگ,سیاسی

رادیوفرانسه: علی ربیعی، سخنگوی دولت، بی آنکه نامی از کسی ببرد گفت که عده ای در داخل خواستار پرهیز از اقدام متقابل در برابر آمریکا پس از کشته شدن قاسم سلیمانی ستند. او گفت : “برخی افراد که من در صداقت شان و خیرخواهی شان تردید ندارم، دچار اشتباه استراتژیک هستند که پرهیز از اقدام متقابل را تجویز می کنند.”

با این حال، سخنگوی دولت حسن روحانی گفت : “ما حتماً باید به آمریکا پاسخی سخت بدهیم تا مانع رفتارهای مجدد آمریکا در آینده شویم”. علی ربیعی همچنین گفت : “از نظر تئوری امنیت ملی خود، سکوت در مقابل آمریکا را جایز نمی دانیم. چرا که بی پاسخ ماندن این اقدام آمریکایی ها […] آنها را جری تر می کند.”

در اظهاراتی مشابه، جانشین فرماندۀ سپاه پاسداران دریادار پاسدار علی فدوی تهدیدهای رئیس جمهوری آمریکا را “عملیات روانی” و از سر ترس توصیف کرد و گفت : “ما بر اساس دستور قرآن و اسلام پاسخ مناسب را” به کشته شدن قاسم سلیمانی خواهیم داد.

با این حال، شنبه گذشته سخنگوی ارشد ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، سردار ابوالفضل شکارچی، گفت که در انتقامگیری از آمریکا “عجله” نداریم و “برنامه ریزی” انتقام باید “با حوصله” صورت بپذیرد.

در این حال، حسن نصرالله رهبر حزب الله لبنان، در پیام تسلیتی که دیروز یکشنبه پنجم دسامبر به مناسبت کشته شدن قاسم سلیمانی توسط ارتش آمریکا منتشر کرد، گفت که به اعتقاد شخصی او انتقامجویی از آمریکا باید نظامیان و ارتش این کشور را آماج قرار دهد و نه غیرنظامیان آمریکایی را و این کار می تواند توسط آنچه وی گروه های مختلف “مقاومت” نامید صورت بپذیرد.

No responses yet

Jan 06 2020

پمپئو: آمریکا ممکن است تعداد بیش‌تری از رهبران ایران را هدف قرار دهد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,جنگ,سیاسی

دویچه‌وله: وزیر خارجه آمریکا هشدار داد، در صورتی که ایران بخواهد در انتقام کشته شدن قاسم سلیمانی به آمریکایی‌ها یا منافع آن‌ها حمله کند امکان دارد که ارتش آمریکا تعداد بیش‌تری از رهبران این کشور را هدف قرار دهد.

به گزارش آسوشیتدپرس، مایک پمپئو طی گفت‌وگوهای تلویزیونی خود تلاش کرده تا استراتژی آمریکا در هدف قرار دادن سلیمانی در بغداد را روشن سازد.

ایران و گروه‌های شیعی مورد حمایت این کشور تهدید به انتقام‌جویی کرده‌اند. در آخرین تحولات پلیس عراق از شلیک سه موشک به نزدیکی سفارت آمریکا در بغداد خبر داده است.

No responses yet

Jan 05 2020

ایران ‘تمام محدودیت‌های عملیاتی’ برنامه هسته‌ای خود را کنار می‌گذارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,بحران هسته‌ای,برجام,تحریم,سیاسی

بی‌بی‌سی: دولت ایران گام‌ پنجم و آخر کاهش تعهدهای برجامی خود را اعلام کرد.

بر این اساس، دولت ایران “دیگر با هیچ محدودیتی در حوزه عملیاتی (شامل ظرفیت غنی سازی، درصد غنی سازی، میزان مواد غنی شده، و تحقیق و توسعه) مواجه نیست” و “محدودیت در تعداد سانتریفیوژها” را کنار می‌گذارد.

در این بیانیه آمده ایران همچنان همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را ادامه می‌دهد و “در صورت رفع تحریم‌‍‌ها و منتفع شدن ایران از منافع برجام”، آماده بازگشت به تعهدهای برجامی است.

تقریبا بیست ماه بعد از خروج یکطرفه آمریکا از توافق هسته‌ای و اعمال تحریم علیه ایران می‌گذرد و تلاش‌ دیگر کشورهای غربی برای نجات این توافق در عمل به جایی نرسید.

اتحادیه اروپا بارها از ایران خواست از برجام خارج نشود اما ایران اتحادیه اروپا را متهم کرد که کاری برای حفظ برجام انجام نداده و درست یکسال بعد خروج آمریکا از برجام، بتدریج شروع به کاهش تعهدهای خود کرد.

ایران در چند مرحله برخی تعهدهای برجامی خود را کنار گذاشت و بعضی فعالیت‌های هسته‌ایش را از سر گرفت؛ غنی‌سازی در تاسیسات اتمی زیرزمینی فردو دوباره شروع شد و با استفاده از سانتریفیوژهای پیشرفته‌ که برجام ممنوع کرده بود سرعت غنی‌سازی را بیشتر کرد.

کشته شدن قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس در حمله پهپادی آمریکا در روز جمعه، دو روز پیش از اعلام مرحله پنجم کاهش تعهدهای برجامی تقریبا کارشناسان را متفق‌القول کرد که برجام در عمل باطل شده است.

شانزده روز پیش، بریتانیا، آلمان و فرانسه گفته بودند به احتمال زیاد روند رسیدگی به نقض احتمالی برجام را فعال خواهند کرد اما برای اینکه برجام کاملا نابود نشود فعلا از سازمان ملل درخواست تحریم نخواهند کرد و منتظر می‌شوند ببینند اقدام بعدی ایران در کاهش تعهدهای برجامی‌اش چه خواهد بود.

مقامات ایران گفته‌ بودند امروز ششم ژانویه (١٦ دی) گامی دیگر در کنار گذاشتن تعهدهای برجامی خود خواهند برداشت؛ در آن زمان برخی تحلیلگران این را هشدار ایران دانسته بودند در قبال تلاش برای اعمال تحریم‌ در سازمان ملل.

حسن روحانی، رئیس جمهور ایران در سفر اخیرش به ژاپن گفته بود اگر منافع برجامی تامین نشوند، ایران ممکن است از برجام خارج شود.

آقای روحانی گفت ایران به تعهداتش در برجام عمل کرده و حتی پس از خروج آمریکا “صبر” به خرج داده و اگر منافع ایران در چهارچوب توافق هسته‌ای تامین نشود تصمیم بعدی “ممکن است ادامه این تعهد نباشد.”

با این حال در بیانیه امروز دولت ایران به خروج از برجام اشاره‌ای نشده است.

No responses yet

Jan 04 2020

جزئیات کشته شدن قاسم سلیمانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,سپاه,سیاسی

رادیوفردا: نیمه‌شب پنجشنبه و بامداد جمعه ۱۲ و ۱۳ دی‌ماه، تمام نشانه‌ها حاکی از آن بود که فرودگاه بین‌المللی بغداد، خود را برای استقبال از یک «مهمان بلندپایه» آماده می‌کند.

یک طرف دیگر هم خود را برای استقبال از همین مهمان آماده می‌کرد؛ اما به روش ویژه خود.

رسانه‌های محلی و عربی تلاش کردند با تکیه بر منابع خود، گزارشی از نحوه کشته شدن قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران و شماری از همراهانش تهیه کنند.

بسیاری از خبرنگاران حاضر در بغداد، پایتخت عراق، متوجه تحرکات امنیتی در فرودگاه شدند و دریافتند که قرار است «شخصیتی بلندپایه» به این فرودگاه برسد. اما هیچ طرفی از رسانه‌ها نخواست که برای پوشش خبر در فرودگاه حاضر شود.

در این زمینه، شبکه‌های خبری السومریه و الجزیره به نقل از منابعی در حشد الشعبی دریافتند که «شماری از فرماندهان حشد الشعبی برای استقبال از مهمانانی مهم به فرودگاه رفتند». این منابع اما هویت این «مهمانان» و «کشوری که از آن می‌آیند» را فاش نکردند.

معمولاً در چنین شرایطی، «افرادی مهم از یکی از کشورهای همسایه به دور از دید رسانه‌ها، برای سفری فوری وارد عراق می‌شوند».

انفجار در فرودگاه

حدود ساعت یک‌وبیست دقیقه بامداد جمعه، انفجاری در فرودگاه بغداد روی داد. پیگیری‌های خبرنگاران محلی باعث شد که کمیته اطلاع‌رسانی امنیتی حشد الشعبی اعلام کند که «سه راکت کاتیوشا به فرودگاه بین‌المللی بغداد اصابت کرده است».

این گروه افزود: «این راکت‌ها به نزدیک سالن ترابری فرودگاه اصابت کرده که به آتش گرفتن دو خودرو و کشته شدن شماری از شهروندان انجامیده‌ است».

اما پس از آن رسانه‌های عراقی گزارش دادند که حمله‌ای پهپادی، دو خودرو را در محوطه فرودگاه بین‌المللی بغداد هدف قرار داده «که به کشته شدن شماری از اعضای حشد الشعبی و مهمانان پس از خروج از سالن فرودگاه انجامیده است».

هویت مقتولان

پس از انتشار این اخبار، رسانه‌های عربی و محلی به نقل از منابعی در حشد الشعبی اعلام کردند، «دو مهمان» در این حمله کشته شده‌اند. این منابع اما از اعلام هویت این افراد خودداری کردند.

اما به سرعت هویت مقتولان مشخص شد. تلویزیون دولتی عراق بامداد جمعه گزارش داد که قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران همراه با ابومهدی المهندس، معاون رئیس هیات حشد الشعبی، در نتیجه یک حمله‌ به فرودگاه بین‌المللی بغداد کشته شده‌اند.

روزنامه آمریکایی «نیویورک تایمز» هم گزارش داد که قاسم سلیمانی از سوریه به فرودگاه بغداد رسیده بود.

وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) به سرعت مسئولیت حمله را بر عهده گرفت و اعلام کرد بنابر فرمان صادره از سوی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، «قاسم سلیمانی به قتل رسید».

بنابر این بیانیه، «سلیمانی در حال تکمیل طرحی برای حمله به دیپلمات‌ها و کارفرمایان آمریکایی در عراق و منطقه بود».

این بیانیه افزوده‌ است: «حمله اخیر به سفارت آمریکا در بغداد، با موافقت قاسم سلیمانی صورت گرفته‌ است».

کشته شدن دستکم پنج نظامی ایرانی

خبرگزاری‌ها به نقل از منابع آمریکایی گزارش دادند که حمله به فرودگاه بین‌المللی بغداد، توسط پهپاد صورت گرفته‌ است.

ایرج مسجدی، سفیر ایران در عراق، گفت عملیات نظامی که منجر به کشته‌شدن قاسم سلیمانی و ۹ نفر دیگر شد، ساعت یک بامداد روز جمعه رخ داده‌ است.

دفتر فرماندهی نیروی قدس سپاه پاسداران نیز در بیانیه‌ای اعلام کرد چهار نظامی ایرانی دیگر هم کشته شده‌اند که عبارتند از: سرتیپ پاسدار حسین مظفری‌نیا، سرهنگ پاسدار شهرود مظفری‌نیا، سرگرد پاسدار هادی طارمی و سروان پاسدار وحید زمانیان.

از میان کشته‌شدگان حشد الشعبی هم تا کنون نام‌های ابومهدی المهندس و محمد رضا الجابری مسئول روابط عمومی و تشریفات حشد الشعبی مشخص شده‌ است.

No responses yet

Jan 04 2020

احمد فروزنده

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,سپاه,سیاسی

باقری: شهریور 1357، پس از آزادی از زندان، برای فوق دیپلم رشتۀ معلمی امتحان دادم و قبول شدم. در سال 1358 در امتحانات پایان سال شرکت کردم، شهریور مدرک گرفتم و بلافاصله اول مهر همان سال به‌عنوان معلم حرفه‌و‌فن سر کلاس درس رفتم. معلم‌های جوان را به حاشیۀ شهر می‌انداختند. مرا به منطقۀ تصفیۀ شکر اهواز فرستادند. همۀ معلم‌های آنجا جوان بودند. سه ماه درس دادم. تدریسم 26 یا 28 ساعت در هفته بود. بعد از اینکه درگیری‌های خرمشهر در خرداد 58 رخ داد، شهید [محمدعلی] جهان‌آرا از من خواست که اطلاعات سپاه خرمشهر را بر‌عهده بگیرم و با تعدادی از بچه‌های اصیل خرمشهر، مثل زمانی و نعمت‌زاده‌ها، قضیۀ خلق عرب را حل کنم. برای 6 ماه مأمور شدم و به‌صورت رسمی یک نامه برای آموزش و پرورش نوشتم. از برج 8 [ماه آبان] هرروز بمب‌گذاری، شلیک آر.پی.‌جی و مشکلات بیشتر می‌شد. در این 6 ماه شروع به سازماندهی اطلاعات کردم. با تعداد کمی به‌سرعت توانستیم مسائل اطلاعاتی، امنیتی و شبکه‌هایی را که با عراق در ارتباط بودند کنترل یا منهدم‌ کنیم.

ما از قبل، کار امنیتی انجام می‌دادیم. هرکس که کار سیاسی انجام می‌داد به‌نوعی به مسائل امنیتی هم وارد بود. قبلاً در زندان با مسائل امنیتی، بازجویی، نحوۀ پس دادن بازجویی و مراقبت از سوژه و… درگیر بودم. دوستانی که با ما بودند نیروهای خوبی شدند و آدم‌های کارآمدی بودند. هرچند خیلی‌هاشان از سپاه رفتند ولی عملاً ما با همین جمع توانستیم مسائل امنیتی خرمشهر را حل کنیم. شناسایی گروه‌ها و شبکه‌ها براساس تجربه و دانش قبلی ما بود که در مبارزه و شیوه کار، نحوه مستند‌کردن، جمع‌بندی، و تعقیب‌و‌گریز در زندان به‌دست آورده بودیم. قبل از دستگیری خانۀ امن داشتیم. همین خانۀ امن شاخصه است که کجا و چطور کنترل کنیم. ما به‌طور عملی با آن درگیر شده بودیم.

صدام و حزب بعث براساس مبنای اعتقادی حزب، حزب بعث را حزب بعث عراق نامیدند. بلکه بر روی آن، اسم عربی قیاد یعنی فرماندهی عربی گذاشته بودند؛ می‌گفتند هرجا که عرب باشد حزب بعث باید در آنجا فعالیت بکند. در بخشی از خوزستان که عرب‌ها بودند، به‌دلیل منابع اقتصادی، دسترسی به دریا و آب شیرین و ذخایر نفتی، پیوستگی جمعیت عرب به جمعیت عراق و نوار مرزی مشترک بین ما و عراق، جاذبه‌های خوبی بود که صدام و حزب بعث روی این موضوع بسیار کار کرده بودند.[2]

با شروع درگیری‌های خرمشهر، با توجه به اینکه عراق از قبل ظرفیت و توانایی خوبی در داخل خرمشهر و آبادان داشت، توانسته بود سازمان‌دهی کند. بعد از انقلاب، دستگاه اطلاعاتی و امنیتی کشور ازهم پاشیده شد و فضایی به‌وجود آمد که عراقی‌‌ها توانستند با قدرت بیشتری وارد صحنۀ خوزستان بشوند و اهدافی را که از قبل دنبال می‌کردند محقق بکنند. یک‌سری سازمان‌های سیاسی‌اجتماعی در خرمشهر تشکیل شد که هرکدام نمایندۀ یک قشر خوزستان بودند. عنوان‌های آن‌ها در عرض دو سه ماه چندین بار تغییر کرد ولی افرادشان همان‌ها بودند.

آن‌ها در کل، سه جریان بودند: 1- تشکل جریانات عشایری و جریانات عربی‌قومی که سردسته‌‌شان سیدهادی مزاری و مکان‌شان کنار کانون فرهنگی نظامی بود. 2- گروه‌های قومی روشنفکر که نمایندۀ آن‌ها سیدمحمد ابولی و عامر بودند که مکان‌ آن‌ها جنب ساختمان دژبانی خرمشهر در خیابان فردوسی قرار داشت. 3- شهروندان عربی که طرفدار انقلاب و نظام جمهوری اسلامی بودند. در این گروه آقای سیدعدنان، احمد شوش[3]، رضا الهی و تعدادی از بچه‌های عرب خرمشهر قرار داشتند. علاوه‌بر این‌ها، کانون فرهنگی نظامی جوانان مسلمان هم متعلق به بچه‌هایی بود که از قدیم داخل شهر، مساجد و هیئت مذهبی کارهای سیاسی اجتماعی می‌کردند. تعدادی از آن‌ها در رژیم گذشته دستگیر شده بودند که بعد از آزادی مجدد برگشتند. مکان کانون در منزل رئیس ساواک بود. جبهۀ خلق عرب که بعد از جبهه‌التحریر تشکیل شده بود، در شهربانی خرمشهر استقرار داشتند. تمام این تشکل‌ها در ساختمان‌های ویلایی بزرگ در یک فضای محدود و کنار هم، به‌هم چسبیده بودند.

به‌علت وضعیت جغرافیایی، وجود نخلستان‌ها و مرغداری‌ها، نقل و انتقال سلاح، اقدامات جاسوسی و تحرکات خلق ‌عرب و به عبارتی سرویس اطلاعاتی عراق در خوزستان بسیار فعال بود. ازطرفی ما ابزار و وسایل زیادی نداشتیم. اطلاعات ضدجاسوسی ساواک برعلیه آن‌ها نیز ازبین رفته بود. آن ‌موقع، بچه‌های مذهبی شهر تلاش زیادی کردند تا بتوانند تحرکات را کنترل کنند. ضدانقلاب داخل راه‌پیمایی‌ها و مساجد نارنجک می‌انداختند. عده‌ای زخمی و تعدادی هم شهید شدند. آن‌ها از طریق نظامی تلاش داشتند که قدرت نیروهای انقلابی خوزستان را محدود کنند و به وضعیت سیاسی‌اجتماعی داخل مسلط شوند.

توجة همۀ این‌ها به خرمشهر، این شهر مهم مرزی و نبض اقتصادی و درآمدهای نفتی خوزستان بود. برهمین اساس، شکل‌گیری اطلاعات سپاه خرمشهر و آبادان از قبل شروع شده بود. آن دوران تلاش زیادی ازطرف دادگاه، سپاه، کمیته و برادرهایی که در بخش سیاسی‌امنیتی فرمانداری فعالــیت می‌کردند، صورت گرفـــت که خرمشهر، آبادان و کلاً خوزستان تحـت کنترل درآید.

اوایل سال 1358 درگیری شدید بود. در آبان و آذر آن سال اوضاع آرام شد. فروردین سال 1359 توانستیم بسیاری از افرادی را که به‌داخل خرمشهر و آبادان نفوذ می‌کردند شناسایی و حتی آن‌ها را در مرز دستگیر بکنیم. ژاندارمری نمی‌توانست مأموریتش را به‌خوبی انجام دهد. این مأموریت به سپاه خرمشهر واگذار شد. سپاه از بچه‌های آغاجاری و ماهشهر خواست به مرز بیایند و از خین تا منطقۀ حدود گسترش پیدا کرده و تحرکات ضدانقلاب را شناسایی کنند. با همان امکانات محدود، بعضی از نقاط را تله‌گذاری کردیم تا آدم‌هایی که از آن مسیرها می‌آیند، در تله بیفتند. با بعضی از گروه‌های داخل مرز توانستیم در خاکریز کنار مرز یا قبل از نقطۀ ورودی، جلوی آن‌ها را بگیریم. عواملی را هم در تشکیلات خلق عرب سازماندهی کردیم تا اطلاعات و تحرکات داخلی‌ آن‌ها را به ما برسانند. ما عناصری را که عراقی‌ها به آن‌ها اعتماد داشتند می‌‌فرستادیم تا شناسایی عمومی از منطقه داشته باشند و بعد از برگشت، گزارش شناسایی به ما ارائه می‌دادند.

همین وضعیت تا قبل از اینکه جنگ شکل بگیرد، ادامه پیدا کرد. نیروهای عراقی در جدار مرز سعی داشتند که عناصری را به‌داخل خاک ایران بفرستند و اقدامات تخریبی خودشان را افزایش بدهند. خیلی از افسران اطلاعاتی خلق عرب را می‌شناختیم که داخل پاسگاه مرزی عراق مستقر بودند و از همان‌جا کار را هدایت می‌کردند. شناسایی‌ها را از دستگیری و بازجویی‌ها به‌‌دست آورده بودیم. خودروهای سازمانی سپاه شناخته شده و تویوتاهای دوکابینه‌ای بودند که روی جادۀ مرزی حرکت می‌کردند. آن‌ها به‌وضوح می‌دیدند که خودروی سپاه یا کمیته داخل مرز است. ما توانستیم کنترل، شناسایی و دستگیری‌ها را داخل مرز افزایش بدهیم و با مهم‌ترین گروه‌های آن‌ها در مرز برخورد کنیم. بنابراین، عراقی‌ها تلاش داشتند استقرار ما را در جدار مرز ناامن بکنند. آن‌ها به نیروهای ما که به دشت می‌رفتند، تیراندازی می‌کردند تا نیروهای‌شان به‌‌راحتی تردد کنند. آن‌ها پی برده بودند که سپاه و کمیته‌ها مانع کار هستند. ابتدا موضع ما را به رگبار بستند، بعد خمپاره 82 زدند. ما سلاح‌های سبک مثل کلت و ژ3 داشتیم، خمپاره ندیده بودیم. 21 شهریور 1359 موسی بختور و فرحان اسدی که هر دو از پاسداران‌‌ خرمشهر بودند، شهید شدند.

شخصی به نام حسینی داشتیم که افسران اطلاعاتی بعثی را می‌شناخت. یک روز می‌بیند که یکی از عناصر استخبارات عراق با لباس دشداشه معمولی درحال تردد است، پشت درخت کمین می‌کند و با تیرکمان به افسر اطلاعاتی می‌زند که به صورتش می‌خورد. داد و فریاد به‌راه می‌اندازد و شروع به تیراندازی می‌کنند. آن‌ها به هر بهانه‌ای درگیر می‌شدند و ما هم به آن‌ها جواب می‌دادیم. تصور صدام این بود که در خوزستان مسئله‌ای مثل کردستان درست بکند تا حزب بعث داخل خوزستان قدرت اصلی بشود. اخبارشان به ما می‌رسید که داخل خرمشهر خودشان را تقویت می‌کنند؛ هم ازطریق عوامل اطلاعاتی و هم ازطریق ایرانی‌هایی که در دفتر سی‌بی‌سی مشترک بین عراق و ایران حضور داشتند. این‌ دفتر برای کنترل و نظارت بر اروندرود، یک سال داخل ایران و یک سال داخل خاک عراق تشکیل می‌شد. این دفتر سال 59 داخل خاک عراق بود. کارمندانش صبح به بصره می‌رفتند و بعدازظهر برمی‌گشتند.

ما منشأ ناامنی را در بیرون از خرمشهر می‌دیدیم. همیشه در تعقیب نیروهای بعثی در داخل کشور و یا در خاک عراق بودیم. برای کنترل تحرک و جاسوسی آن‌ها در داخل ایران بایستی داخل عراق نفوذ می‌کردیم و نفوذ هم کردیم. مثلاً ما مطلع می‌شدیم یک تیم از روستای شاه‌کور وارد می‌شود. برهمین اساس بچه‌های داخل مرز جلوی آن‌ها کمین زدند و درگیر شدند. مرکزیت ضدانقلاب داخل بصره بود. ما باید داخل بصره کار اطلاعاتی می‌کردیم تا به نتیجه برسیم. حرکت دشمن را، از اینکه چه گروهی و چطور می‌خواهند وارد بشوند، دنبال می‌کردیم. همۀ این کارها به‌‌وسیلۀ سپاه خرمشهر انجام می‌شد. البته این فعالیت در بعد امنیتی بود و نظامی نبود. چون ما تصور نمی‌کردیم که دشمن لشکرکشی کند و بخش وسیعی‌ از ایران را بگیرد. آن ‌موقع مسئول اطلاعات خوزستان رضا رضوی بود. وقتی ارتش عراق از پادگان‌ها خارج شدند و روی زمین گسترش پیدا کردند، ما همزمان توانستیم بلافاصله حرکت آن‌ها را شناسایی کنیم و به اطلاع مسئولین جمهوری اسلامی برسانیم. این موضوع تا 21 شهریور سال 59 ادامه داشت. ازنظر ما، عراق جنگ بدون پیشروی را 21 شهریور شروع کرد. جنگ با پیشروی از 31 شهریور با عبور از مرزها و پاره کردن قرار داد 1975 توسط صدام، آغاز شد.

عراق 21 شهریور رسماً درگیری‌ها را با آتش‌باری شروع کرد. این درحالی بود که ما گزارش داشتیم آن‌ها نیرو آورده، چادر زده‌اند و در نقاط گسترش پیدا ‌کرده‌اند. البته ما کار نظامی نمی‌دانستیم و بیشتر کار امنیتی را تجربه کرده بودیم. جمهوری اسلامی قبل از جنگ در آنجا یک ستادی به نام ستاد اروند تشکیل داد. فرمانده‌اش سرهنگ علی مرادی[4] بود. بعد از او، افسر ارشد پایگاه دریایی خرمشهر را به‌عنوان فرماندۀ عملیاتی اروند گذاشتند. شهربانی، پادگان دژ، نیروی دریایی و سپاه آبادان جزء آن ستاد بودند.

در فاصلۀ بین 21 تیر تا 31 شهریور، من با اخوی‌ام[5] که معاون سیاسی استانداری خوزستان بود، از داخل مرز بازدید کردیم. ارتش، داخل منطقه عرایض شش تا هشت توپ ‌175 مستقر کرده بود. ما تا آن ‌موقع با نقشۀ توپخانه کار نکرده بودیم. پرسیدیم: به چه دلیلی این‌ها را به اینجا آورده‌اید؟ گفتند: اگر عراقی‌ها به ما توپ زدند، ما از اینجا بصره را می‌زنیم. البته جای سؤال دارد که آن‌ موقع چرا توپخانۀ‌ سنگین را، با سختی‌ای که در جابه‌جایی‌اش وجود دارد، در 5کیلومتری مرز گذاشته بودند. هرکسی می‌توانست بیاید این توپخانه را تحت کنترل درآورد. کمااینکه چند تا توپ بیشتر شلیک نکردند و قبل از هجوم سراسری عراق، دستور عقب‌نشینی به آن‌ها داده شد که ابتدا به ایستگاه حسینیه و بعد به آبادان منتقل شدند. زمانی‌که جنگ شروع شد، نیروی چندانی در خرمشهر نبود. از زمان درگیری خلق عرب، تعدادی نیروهای مردمی را برای پست دادن و حفظ امنیت مناطق و جاده‌ها سازماندهی کرده بودیم. آن‌ها شب‌ها به‌کمک سپاه می‌آمدند.

دشمن محور اصلی ورودی‌ا‌ش را از شلمچه به‌سمت خرمشهر انتخاب کرد. وقتی در آنجا با مقاومت روبه‌رو شد، از محور پلیس راه و خانه‌های پیش‌ساخته هم وارد شد. عراقی‌ها در آنجا هم با مقاومت روبه‌رو شدند. بعد به‌سمت پادگان دژ رفتند و بازهم با مانع برخورد کردند.[6] روبه‌روی پل خرمشهر هم همین‌طور بود.[7]

روز سوم خواستیم پل‌نو را منفجر کنیم ولی مواد منفجرۀ کارگذاری‌شده کم بود و فقط چند حفرۀ نسبتاً کوچک در سمت راست کنارۀ پل‌نو ایجاد کرد. به‌همین‌دلیل عراقی‌ها توانستند از پل عبور کنند. البته اگر پل‌نو منهدم هم می‌شد و به‌طور کلی ازبین می‌رفت، عرض نهر آن قدر عریض نبود که عراقی‌ها با آن‌همه امکانات مهندسی نتوانند از روی آن عبور کنند. بعدازظهر چهارم مهر، یک گروه شناسایی از کنارۀ سمت راست جادۀ خرمشهرـ اهواز حرکت کردند. در این گروه، ستوان ابراهیم خلیلیان از نیروی دریایی خرمشهر، محمدرضا دشتی[8] از سپاه خرمشهر، علیرضا محمدی و تعدادی دیگر از نیروهای مردمی شرکت داشتند. آن‌ها، پس از پنج ساعت راهپیمایی، متوجۀ حضور گستردۀ یگان‌های زرهی و نیروهای پیادۀ دشمن بر روی جادۀ اهواز به‌سمت خرمشهر شدند که داشتند به‌سمت خرمشهر می‌آمدند. گروه شناسایی، اذان صبح به پلیس راه خرمشهر بازگشت و گزارش شناسایی را به ما داد.

روز پنجم مهر، نیروهای عراقی به پادگان دژ و ساختمان‌های پیش‌ساخته رسیدند و نیروهای خودی به‌شدّت با آن‌ها درگیر شدند. نهایتاً نیروهای عراقی با تلفات سنگین به‌سمت شلمچه و بیابان‌های اطراف فرار کردند. آن‌ها از نیروهای ویژۀ نیرومخصوص بودند.

روز بعد، نیروهای عراقی به صددستگاه رسیدند. نیروهای ما هم در نخلستان‌های مندوان حضور پیدا کردند و با دشمن درگیر شدند. این درگیری باعت زخمی شدن تعدادی از نیروهای خودی شد که اکثر آن‌ها نیروهای مردمی بودند. در حین درگیری، احمد شوش و رضا کاظمی به‌داخل نیروهای عراقی رفتند و با نارنجک، تعدادی از ادوات زرهی عراقی را منهدم کردند و شبانه برگشتند. احمد شوش آن روز با پای برهنه می‌جنگید.[9]

فردای آن روز یعنی هفتم مهر، احمد شوش درحال برگشتن از جادۀ اهواز به‌سمت خرمشهر به شهادت رسید. یک گلولۀ آر.پی.جی خودی به ماشین و پشت سر احمد شوش برخورد کرد و احمد پس از انتقال به بیمارستان شهید شد. وقتی محمد نورانی[10] خبر شهادت احمد را شنید گفت: «احمد رفت، خرمشهر هم رفت.»

پس از آن بود که عراقی‌ها توانستند به انبارهای عمومی و سپس پلیس راه دست پیدا کنند.

در همان حال و اوضاع، ارتباط ما با حسن باقری برقرار بود. گزارش تهیه می‌کردیم و به اهواز می‌فرستادیم. در این دوره حتی تا دهم و دوازدهم مهر هم تشکیلات ما سر پا بود و به گلف گزارش می‌دادیم. بعد که اوضاع شهر به‌هم خورد، تشکیلات اداری ما هم به‌هم ریخت و تهیه و ارسال گزارشات دچار نابسامانی شد، چون اساساً جایی را نداشتیم. همه باید وارد دفاع می‌شدند و یا امکانات دفاعی برای شهر تهیه می‌کردند.

[1]- سردار احمد فروزنده در شرح مختصری از زندگی خود می‌گوید: سال 1334 در آبادان متولد شدم. پدرم در شرکت نفت کار می‌کرد. پدرم اصالتاً بهبهانی و مادرم اصفهانی است. خانۀ ما در منطقۀ کارگری بهمن‌شیر و چسبیده به دیوار جنوب ‌شرقی پالایشگاه آبادان بود. تا سال چهارم ابتدایی را در مدرسۀ بهار آبادان گذراندم. سال 45 پدرم بازنشسته شد. ما خانه‌ای در خرمشهر داشتیم و به آنجا کوچ کردیم. خانه‌ای کوچک و کارگری که در خیابان حدیدچی آن شهر قرار داشت.

آن‌ موقع دبیرستان دو مرحله بود، یکی تا سال نهم و از سال نهم به‌بعد. سال نهم خاطرم نیست ولی سه سال آخر را در دبیرستان بازرگانی درس خواندم. این دبیرستان نزدیک پل خرمشهر بود و الان هم هست. از اول دبیرستان وارد فعالیت‌‌های مذهبی و سیاسی شدم. در خرمشهر بچه‌های مذهبی در مساجد سید شُبیر، سید عدنان و بعد هم در مسجد امام‌صادق(ع) که مسجد شیخ محمدطاهر خاقانی بود، تمرکز داشتند. سال 49 یا 50 یک‌سری از بچه‌های خرمشهر را دستگیر کردند. در سال 52 هم تعداد دیگری دستگیر شدند. شهید جهان‌آرا جزء دستگیرشده‌ها بود. مرا هم می‌خواستند بگیرند اما در پرونده‌ام مدرک کافی نبود.

من و برادرم محمد باهمدیگر در فعالیت‌های مسجد خاقانی و امام‌صادق(ع) شرکت داشتیم. این وضعیت ادامه داشت، تا اینکه سال 53 دیپلم گرفتم و همان‌سال در رشتۀ معلمی دانش‌سرای اهواز ادامه تحصیل دادم. تا سال 55 در دانش‌سرا درس خواندم. بعد، به‌دلیل فعالیت‌های سیاسی که با دانشجوهای مذهبی اهواز داشتم، توسط ساواک دستگیر شدم. ساواک، فروردین سال 55 حدود ده نفر را دستگیر کرد. مرا به اتهام اخلال در امنیت کشور، سازمان‌دهی تظاهرات دانشجویی و پشتیبانی از گروه‌های مسلح به دو سال‌ونیم زندان محکوم کردند.

اگر بخواهیم زندان را طبقه‌‌بندی کنیم، یک گروه بچه‌های مذهبی، یکی هم گروه‌های چپ و مارکسیست‌ها و یک گروه هم نیرو‌های خلق عرب و جبهه‌التحریر بودند. خیلی‌‌ از بچه‌های سوسنگرد، اهواز، آبادان و خرمشهر از نیروهای خلق عرب بودند. شاید از 300 نفر، 70 نفر خلق عربی بودند. آن‌ها به جرم ارتباط با حزب بعث عراق و وارد کردن اسلحه، محکومیت‌های طولانی 20-10 سال داشتند.

معمولاً زندان را به دانشگاه تشبیه می‌کنند. چون آدم‌ها وقتی داخل زندان می‌روند با حرفه و گرایش‌های مختلف آشنا می‌شوند. من هم در جمع نخبه‌های سیاسی بودم که در سطح خوزستان وجود داشت. سرآمد نیروها چه از گروه‌های سیاسی، مذهبی، مارکسیستی و خلق عرب، آنجا بودند. من در زندان با دانش و تاریخ مبارزاتی آشنا شدم.

[2]- کسانی که ما در زندان رژیم شاه دیدیم، همه در عراق آموزش دیده بودند؛ سلاح می‌آوردند و کار جاسوسی برای عراق می‌‌کردند. لذا عراق برای اینکه بتواند در ایران اثرگذار باشد، یک بخشی از حزب بعث را به‌عنوان حزب بعث خوزستان یا به‌عنوان جبهه‌التحریر‌الاهواز سازماندهی کرد. بعد هم که صدام حمله کرد، مشخص شد این‌ها دنبال این طرح بودند که به‌نحوی حوزۀ نفوذ خود را گسترش داده و به ذخایر سرشار منطقۀ خوزستان و آب‌های آزاد دسترسی پیدا کنند؛ این‌‌ها به‌عنوان خط‌مشی، جزء اهداف‌شان بود. همان‌طور که در کشورهای اردن، سوریه، کویت و عربستان هم کار می‌کردند. وقتی صدام تصمیم گرفت حمله بکند تصورش این بود که در گام اول ظرف 3-2 روز کل این حوزۀ عرب‌نشین را می‌گیرد و دست ایران را از نفت و دریا قطع می‌کند. مهم‌ترین بنادر ما یعنی بندر خرمشهر و بندر امام در این حوزه بود. صدام اگر می‌توانست این‌ها را بگیرد، حوزۀ نفوذش گسترش پیدا می‌کرد. اگر آنجا را می‌گرفت، تا 100 کیلومتر یک‌باره به دریای آزاد راه پیدا می‌کرد. روی این کار می‌کردند. بعد هم به کویت حمله کرد. نشان‌دهندۀ این است که او دنبال ذخایر و منابع استراتژیکی نفتی در این منطقه بود. اگر صدام می‌توانست، عربستان را هم می‌گرفت. (ر)

[3]- احمد شوش پس از پیروزی انقلاب مسئولیت کمیته و سپس جهاد سازندگی خرمشهر را برعهده گرفت. او روز هفتم مهر 1359 در سن 24 سالگی در پل ‌نو خرمشهر به شهادت رسید. دلاوری‌های شهید احمد شوش در مقاومت خرمشهر با لقب شکارچی تانک مشهور است.

[4]- وی جزء کودتاچیان پایگاه شهید نوژه بود و به عراق پناهنده شد. (ر)

[5]- محمد فروزنده در ابتدای جنگ معاون سیاسی استاندار خوزستان بود. سپس به‌عنوان استاندار خوزستان منصوب شد. او بعدها فرماندهی قرارگاه مهندسی خاتم‌الانبیاء و پس از جنگ معاونت لجستیک ستاد کل نیروهای مسلح را برعهده داشت. محمد فروزنده یک دوره به‌عنوان وزیر دفاع به دولت آقای هاشمی رفسنجانی پیوست. او از سال 1378 به ریاست بنیاد مستضعفان منصوب شد که این حکم، دو دوره ازسوی رهبر معظم انقلاب، تمدید شده است.

[6]- نقشه 1.

[7]- طبق سند آرشیوشدۀ‌ حسن باقری، ساعت 3:55 بامداد 1/7/59 مرکز بررسی مناطق ایران گزارشی از دهلران، دزفول، بستان، هویزه و خرمشهر ارائه داده است. این گزارش درباره خرمشهر چنین خبر داده است:

«در خرمشهر، پاسگاه 86 و80 سقوط کرده و دژهای 4،3،2،1 و 5 هم سقوط کرده است. سقوط پاسگاه شلمچه تأیید می‌شود ولی سقوط پاسگاه مؤمنی تکذیب. ولی درگیری برای گرفتن آن با شدت ادامه دارد.»

دو ساعت بعد، احمد فروزنده گزارشی را به شرح زیر مخابره کرده است:

آخرین اخبار واصله از واحد اطلاعات خرمشهر برادر فروزنده تاریخ 1/7/59

ساعت 5:45

اخبار قبلی مقداری اغراق‌آمیز بوده. بچه‌ها مشغول بررسی اخبار قبلی‌اند و فعلاً وضع، امیدوارکننده است.

ارزیابی خبر: احتمالاً صحت دارد. نظریه: مجدداً باید تماس گرفته شود.

خواهشمند است در صورت انجام هرگونه اقدام بر اطلاعات فوق، مسئولین مذکور را آگاه سازید.

پی‌نوشت: در ساعت 6:00 مورخ 1/7 مطالب بالا به برادر رضایی گفته شد.

(از مجموعه اسناد شهید حسن باقری)

[8]- محمدرضا دشتی از نیروهای مقاومت خرمشهر بود که پس از سقوط خرمشهر، بلافاصله گروه شناسایی‌ای برای نفوذ به خرمشهر راه انداخت. او در آذر ماه 1359، هنگام بازگشت از شناسایی، در کنار کارون شهید شد.

[9]- حسن باقری، در ششم مهر 1359 براساس اخبار واصله از احمد فروزنده، چنین گزارش کرده است:

از: سپاه منطقۀ خوزستان تاریخ: 6/7/59

آخرین اخبار واصله از اطلاعات خرمشهر برادر فروزنده حاکی از: پاسگاه شلمچه سقوط کرده. دژ مرکزی و 2 الی 3 دژ دیگر را تصرف کرده‌اند. از برادران پاسدار و ارتشی هرکدام که در منطقه بودند، قتل‌عام شده‌اند. تعداد معدودی از برادران باقی مانده‌اند که مقاومت می‌کنند. مدت 3 ساعت است که می‌خواهیم تماس بگیریم و از نیروی هوایی بخواهیم که از ما حمایت کنند ولی نتوانسته‌ایم و هیچ‌گونه حمایتی نشده است. درصورتی که خرمشهر و آبادان سقوط کند، عدۀ زیادی از مردم کشته خواهند شد. ساعت: 5:05 دقیقه

(از مجموعه اسناد شهید حسن باقری)

[10]- سردار محمد نورانی از مبارزین دوران انقلاب و یاران شهید جهان‌آرا بود که در مقاومت 34 روزۀ خرمشهر نقش مهمی داشت. محمد نورانی روز 24 مهر 59 مجروح شد و یک چشم خود را ازدست داد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .