اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for April, 2020

Apr 30 2020

چرا نماینده وزارت بهداشت در استان گیلان استعفا داد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,سانسور,سیاسی

ایران وایر: اردیبهشت بهترین ماه سفر به استان گیلان است و دولت با برداشتن محدودیت‌ها در سراسر کشور، این فرصت را بار دیگر برای مسافران فراهم کرده است تا پس از یک دوره در خانه ماندن به دلیل شیوع ویروس کرونا، بار سفر ببندند و راهی این استان شوند. شهروندان گیلانی اما ناراضی از این اقدام، در فضای مجازی هم‌چنان از مسافران می‌خواهند به گیلان سفر نکنند.
از طرفی، با نگاهی به تصاویری که روزانه از شهرهای این استان منتشر می‌شود، می‎توان دید که همه چیز به روال عادی خود برگشته است. این فقط تعداد پلاک‌های خودروهای غیربومی نیست که روزانه رو به افزایش است و تعداد زیادی از شهروندان گیلانی نیز با حضور پررنگ در سطح شهرها، گویا پایان یافتن ویروس کرونا را جشن گرفته‌اند.
در روزهای گذشته که خبرهایی مبنی بر افزایش ۷۰۰ نفری تعداد افراد بستری در بیمارستان‌ها منتشر شد، ناگهان نماینده تام الاختیار وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در گیلان به کار خود پایان داد. اعلام وضعیت سفید در برخی شهرستان‌ها، چراغ سبز مسوولان به مردم بود برای افزایش عبور و مرور در کوچه و خیابان‌ها. بازارها شلوغ شده‌اند، مغازه‌ها کره‌کره‌ها را تا انتها بالا کشیده‌اند و هوای خوب اردیبهشت ماه نیز سبب شده است تا ویروس کرونا یک گام دیگر پیش بگذارد.

پایان ماموریت یا استعفا!

روز سه‌شنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۹ با موافقت «سعید نمکی»، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با درخواست استعفای «محمدحسین قربانی»، رسماً ماموریت نماینده تام‌الاختیار وزیر بهداشت در گیلان به پایان رسید و همه امور مربوط به کرونا در این استان به دانشگاه علوم پزشکی محول شد. دلیل استعفای قربانی را هم به ثبات رسیدن آمار مبتلایان به ویروس کرونا در گیلان عنوان کردند.
این خبر در حالی مخابره شد که قربانی روز قبل از آن عنوان کرد تنها طی دو روز ۳۱ فروردین و اولین روز اردیبهشت، ۷۰۰ بیمار جدید در بیمارستان‌های استان بستری شده‌اند.

این تنها موضوع عجیب این روزهای گیلان ِپر حاشیه نبود؛ «ارسلان زارع»، استاندار گیلان روز دوشنبه پشت میکروفن رفته و با استناد به آمارها دانشگاه علوم پزشکی استان، از وضعیت سفید یک سوم شهرستان‌های این استان خبر داده بود؛ یعنی حدود پنج شهرستان!

کمی بعد قربانی که در ساعات پایانی ماموریتش در گیلان به‌سر می‌برد، این خبر را تکذیب کرد و گفت: «شاید وضعیت سفید در برخی نقاط کشور وجود داشته باشد اما هنوز هیچ جای گیلان در وضعیت سفید قرار ندارد.»

در حال حاضر مدیریت و مسوولیت مقابله با شیوع ویروس کرونا در گیلان برعهده استاندار و ریاست دانشگاه علوم پزشکی است؛ همان کسانی که اظهاراتشان توسط نماینده استعفا داده وزیر بهداشت تکذیب شد!

نظر کادر درمان در خصوص وضعیت پیش آمده چیست؟

یک پزشک از کادر درمان بیمارستانی در رشت با اشاره به این که وضعیت سفید به معنای پایان کرونا نیست، به «ایران‌وایر» می‌گوید: «طبق تعاریفی که ما داریم، وضعیت سفید در پاندمی یک بیماری به این معنی است که تعداد افراد مبتلا جدیدی وجود نداشته باشد و تمام بیماران بستری شده قبلی بهبود پیدا کنند. چنین اتفاقی در استان رخ نداده است و با توجه به شرایط موجود، در آینده نزدیک هم شاهد آن نخواهیم بود. اما این را هم نمی‌توان کتمان کرد که نه تنها بستری‌ها، بلکه تعداد مراجعه‌کنندگان نیز کاهش چشم‌گیری داشته است.»

این پزشک در ارتباط با وضعیت شیوع کرونا در حال حاضر در رشت گفت: «بیمارستان‌ها هم‌چنان در حالت آماده‌باش هستند و بیمارستان رازی به عنوان مرکز اصلی، به بیماران کرونایی خدمات‌دهی می‌کند؛ هرچند اغلب بیمارستان‌های خصوصی از شرایط قرنطینه خارج شده‌اند و اگر بیماری به آن‌ها مراجعه کند، آن‌ها را به بیمارستان‌های دولتی ارجاع می‌دهند.»

استاندار گیلان چند روزها پیش عنوان کرده بود: «تعداد مراجعه کنندگان به مراکز درمانی و مبتلایان نیازمند به بستری به ازای هر روز، از شش تا هفت نفر است.»
گزارش‌های رسیده به «ایران‌وایر» از شهرهایی چون لنگرود و لاهیجان، دو شهرستان شرقی استان گیلان نیز این آمارها را تایید می‌کنند.

بیمارستان «میلاد» شهر لاهیجان که در روزهای ابتدایی شیوع کرونا در اسفند ۱۳۸۹ خبر فوت «نرجس خانعلی‌زاده» در آن منتشر شده بود، حالا هیچ بیمار کرونایی ندارد و تنها بیمارستان «پیروز» این شهر در حال حاضر حدود ۱۰ بیمار بستری مبتلا به ویروس کرونا دارد که این میزان روزانه با ترخیص تعدادی از بیماران و پذیرش افراد جدید، کاهش و افزایش می‌یابد.
در حالی که روزهای گذشته خبرهایی از شیوع موج دوم شیوع ویروس کرونا در شهرستان لنگرود در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده بود، براساس آخرین آمار، بیمارستان «امینی» این شهر نیز وضعیتی مشابه بیمارستان پیروز لاهیجان دارد.

یک پرستار: اجازه نمی‌دهند لباس مخصوص قرنطینه بپوشیم

آن‌چه در این روزها بیش از پیش موجب نگرانی کادر درمان در استان گیلان شده است را می‌توان در اظهارات پرستاران و پزشکان به روشنی یافت. یک پرستار شاغل در بیمارستان خصوصی در رشت با اشاره به این که این روزها فشار کاری کمتری را متحمل می‌شوند، در این‌باره به «ایران‌وایر» می‌گوید: «بیمارستان ما حدود دو هفته است که هیچ بیمار کرونایی پذیرش نکرده است. اما اگر فردی برای درمان یک بیماری دیگر، مثلا مشکل قلبی مراجعه کند، ابتدا وضعیت علایم کرونا او را بررسی می‌کنیم. وقتی به آزمایش آن‌ها نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که ریه‌‌ها درگیر هستند اما هیچ علایمی ندارند.»

او ادامه می‌دهد: «در حال حاضر به ما پرستاران اجازه نمی‌دهند از پوشش قرنطینه استفاده کنیم و همان لباس معمولی پیش از دوران قرنطینه را می‌پوشیم. موضوعی که من از پزشکان شنیده‌ام، این است که ابتلا رو به افزایش اما بستری و فوت خیلی کم شده است. یکی از پزشکان می‌گفت دلیل این است که ویروس در اسفند ماه افرادی با بنیه ضعیف را کشته و با گذشت دو ماه، در حال حاضر خود ویروس ضعیف شده است. برای همین آمار کمتری از بستری و فوتی در گیلان داریم. اما به عقیده خودم و پزشکانی که با آن‌ها در ارتباط هستم، خیلی از افراد مبتلا هستند. یکی از پزشکان‌ بخش‌ ما به شوخی می‌گفت اگر مسافرها به گیلان سفر نکنند، بستری و فوتی نخواهیم داشت.»

شوخی یا جدی، برای بیماری مانند «کووید-۱۹» که بشر شناخت کافی از آن ندارد و بسیاری از کشورهای جهان با آن درگیر شده‌اند، تنها راه‌حل تا این لحظه قرنطینه بوده است.

یک پزشک ساکن گیلان با تایید این موضوع می‌گوید: «فاصله‎گذاری اجتماعی در تمام مراکز عمومی و اطلاع‌رسانی دقیق و از همه مهم‌تر، سخت‌گیری در رفت و آمدها در همه دنیا مهم‌ترین راه مبارزه با ویروس کرونا شناخته شده است. دقیقا برخلاف این روزهای استان گیلان که مراکز خرید، مغازه‌ها و معابر پر از مردمی هستند که بعضاً بدون رعایت اصول بهداشتی اولیه مانند زدن ماسک، تردد می‌کنند.»

از هفته اول اردیبهشت ماه امسال ورود مسافران به گیلان نسبت به هفته آخر فروردین ماه، رشد ۹۳ درصدی داشته است. بیش از ۲۴۱ هزار خودرو در این ایام وارد استان گیلان شده‌اند و این موضوع باعث شده است تا به گفته پزشکان، خطر شیوع مجدد یا همان موج دومی که در ماه اخیر بارها راجع به آن خبرداده شده بود، نزدیک و نزدیک‌تر شود. پزشکان، پرستاران و کادر درمان بیمارستان‌های گیلان این روزها وضعیت بهتری دارند اما نگران شیوع مجدد بیماری هستند.
یکی از آن‌ها می‌گوید: «خبرهای مربوط به ورود مسافران را که می‌خوانم یا بی خیالی مردمی را که بدون ماسک و رعایت موارد بهداشتی در کوچه و خیابان می‌بینم که مشغول خرید هستند، تپش قلب می‌گیرم. خدا نکند دوباره به آن روزها برگردیم.»

No responses yet

Apr 30 2020

پایان عمر سیاست اصلاح‌طلبی و ضرورت “کن فیکون” شدن این جریان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

دویچه‌وله: عضو شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان معتقد است عمر سیاسی احزاب اصلاحطلب با توجه به ظرفیت‌ها و نیازهای موجود به اتمام رسیده و این جریان تا “کن فیکون” نشود، توان نقش‌آفرینی تاثیرگذار در عرصه سیاسی کشور را نخواهد داشت.

عبدالکریم حسین‌زاده، نایب رئيس فراکسیون امید مجلس و عضو شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان در گفت‌وگویی با خبرگزاری ایسنا (۱۰ اردیبهشت) از تمام شدن عمر سیاسی احزاب اصلاح‌طلب و ضرورت نوسازی سیاسی این جریان گفته است.

او می‌گوید: «نوعی پدرسالاری کشنده و روابط ناسالم مبتنی بر نوچه‌پروری و سایر دافعه‌ها باعث شد از احزاب موجود دوری کنیم و به این نتیجه برسیم که این احزاب و نه فعالیت حزبی اتفاقا از موانع اصلاح‌طلبی در ایران هستند و در رنجاندن پایگاه اجتماعی و از دست رفتن باورها به اصلاح طلبی تاثیرگذارند.»

احزاب اصلاح‌طلب و چهره‌های مطرح این جریان دستکم تا انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ و به‌رغم تمام انتقاداتی که به برخی رهبران آنان، از جمله محمد خاتمی، رئيس جمهور اصلاحات، مطرح می‌شد، هنوز توانایی تاثیرگذاری بر اذهان عمومی را داشتند. پیروزی حسن روحانی مدیون همین نفوذ سیاسی بود.

از پاییز سال ۹۶ و آغاز جنبش‌ مال‌باختگان و پابرهنه‌‌هایی که خود زمانی پایگاه حکومت بودند تا اعتراضات خونین آبان ۹۸، میزان ریزش محبوبیت این جریان در جامعه و محدود شدن گستره نفوذ آن نیز آشکارتر از همیشه شد. حالا این عضو شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان به ایسنا می‌گوید که جریان اصلاح‌طلبی تا “کن فیکون” نشود و «در چهره‌ها، احزاب، ایده و رویه‌های آن تغییرات اساسی ایجاد نشود، دیگر توان نقش‌آفرینی تاثیرگذار در عرصه سیاسی کشور را نخواهد داشت‌‌».

به نظر او این آسیب‌شناسی باید خیلی زودتر از طرف اصلاح‌طلبان انجام می‌گرفت و “نه تنها معطوف به انتخابات که معطوف به ارتباط با پایگاه اجتماعی و آسیب‌شناسی عملکردها پس از انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ و چند انتخابات دیگر” نیز می‌شد.

خواب غفلت عمیق اصلاح‌‌‌طلبان

شاید هنوز هم هیچ چهره‌ای مانند محمد خاتمی محک و معیار سنجش میزان محبوبیت اصلاح‌طلبان نباشد. انتقادها به جریان اصلاح‌طلبی از دور اول ریاست جمهوری او آغاز شد و پس از دومین دور آن به جایی رسید که سرخوردگی از جریان اصلاح‌طلبی عملا به روی کار آمدن چهره‌ای مانند محمود احمدی‌نژاد انجامید.

عبدالکریم حسین‌زاده، عضو شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان

رویگردانی از اصلاح‌طلبی در سطح جامعه اگرچه در ابتدا از سوی پایگاه جوان‌ این جریان آغاز شد، اما هرچه اصلاح‌طلبان از میزان مخالفت با دستگاه سرکوب و چپاول نظام کم کردند، بر شمار کسانی که از اصلاح‌طلبان ناامید شدند، افزوده شد. تنها در جریان انتخابات ۸۸ و به میدان آمدن میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو نامزد جریان اصلاح‌طلب به صحنه مبارزات انتخاباتی بود که بخت دوباره به این جریان روی کرد و میلیون‌ها نفر را برای انتخابی دیگر، راهی مجزا از گذشته به خیابان‌ها کشاند.

دستگیری چهره‌های مطرح اصلاح‌طلبان پس از این انتخابات و سرکوب شدید جنبش سبز عملا چهره‌های کم‌تر محبوب یا شناخته شده آنان را به عرصه بازی قدرت پرتاب کرد. اصلاح‌طلبی از نفس افتاده و در حاشیه قدرت تنها به “گله‌مند” بودن اکتفا کرد. سمت و سوی شکایت‌ها نیز دیگر نه حول خواست‌های پایه‌ای مردم که عمدتا دور سهم ناچیز آنان از قدرت متمرکز شد. انتخابات مجلس یازدهم نمایش بارز این سراشیب بود.

نایب رئيس فراکسیون امید مجلس به ایسنا می‌گوید: «متاسفانه اصلاح‌طلبان به خواب غفلت عمیقی فرو رفتند و دچار همان مشکل قدیمی شدند که گویا جامعه و به طور ویژه پایگاه اجتماعی آنها اعم از طبقه متوسط و اقشار مختلف همیشه آنها را با هر نوع رفتار و عملکردی می‌خواهد.»

او بر این باور است که اصلاح‌طلبان بالاخره باید درک کنند که میان مردمی که “رای خودشان را خرج اصلاح‌طلبان و اصلاحات می‌کنند” بده بستانی برقرار است. یعنی مردم انتظار دارند به ازای خرج کردن اعتماد و رای خود “تحقق وعده‌ها یا دست کم عملکرد قابل توجیه” از “بازیگران اصلاح‌طلب چه در حوزه اشخاص و چه در حوزه تشکل‌ها” را ببینند.

این فعال اصلاح‌طلب به تفکری در این جریان انتقاد می‌کند که تصور می‌‌کند «جامعه مجبور به انتخاب آنهاست؛ یعنی امکان انتخاب جنس دیگر یا رفتار سیاسی دیگری را برای آنها تصور نمی‌کند و به همین دلیل دست به اصلاح محصولات خودش اعم از ایده و بازیگران و عملکردها نمی‌زند. در همین فضاست که یک چهره معروف اصلاح‌طلب که از قضا باید مصدر اصلاح درونی در این جریان باشد، می‌گوید جامعه پس از تجربه اصولگرایان دوباره به اصلاح‌طلبان بازخواهد گشت.»

او این نوع تفکر را “نهایت سقوط بینش اصلاح‌طلبی” می‌داند که به گفته وی «متاسفانه در برخی از سران اصلاحات هم دیده می‌شود و همین موضوع باعث شده که من به این دوستان عرض کنم در شرایط فعلی اصلاح اصلاحات و اصلاح‌طلبان از این رویه‌ها و تفکرهای ضد اصلاحی اوجب واجبات این جریان و شرط ادامه حیات آن است.»

“بیایید تعارف را کنار بگذاریم”

عبدالکریم حسین‌زاده در گفت‌وگو با ایسنا این سوال را مطرح می‌کند که «کدام حزب اصلاح‌طلب است که به معنای درست حزب باشد و با بدنه اجتماعی مشخصی ارتباط هدفمند و برنامه‌دار داشته باشد یا ساز و کارهای درونی‌اش برای ناظران بیرونی شفاف باشد؟ کدام حزب است که دچار پدرسالاری نباشد و شاخه‌های شهرستان آن به واقع فعال باشند و در مجموع جاذبه‌اش از دافعه‌اش بیشتر باشد؛ بیایید تعارف را کنار بگذاریم».

به باور این نماینده مجلس، چند پیروزی انتخاباتی “با تکیه بر وضعیت رقیب در جامعه از سال ۹۲ به بعد باعث شد اصلاح‌طلبان کمتر متوجه ضعف‌های اساسی خودشان باشند”.

حسین‌زاده به ساختار تشکل اصلاح‌طلبان نیز انتقاد کرده و معتقد است: «شورای سیاستگذاری مادامی که فاقد مرامنامه باشد، بحران‌های ذکر شده را از بین نبرد، احزاب به تصمیمات آن تمکین نکنند، بخش‌های اصلاح‌طلب حاضر در قدرت نظارت‌پذیر نباشند و انتخاب افراد حاضر در شورا بدون رای مستقیم اصلاح‌طلبان کشور باشد، امکان حیات ندارد». از نظر او، در غیر این صورت شورای عالی سیاستگذاری هم “وجودش فاقد ارزش و اعتبار است و عمر آن قطعا به سر رسیده است”.

No responses yet

Apr 30 2020

اردشیر زاهدی؛ داماد شاه که به قاسم سلیمانی افتخار کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,سیاسی


بی‌بی‌سی: اردشیر زاهدیاردشیر زاهدی وزیر خارجه ایران در دوران سلطنت محمد رضا شاه پهلوی، آخرین سفیر حکومت سلطنتی ایران در آمریکا و داماد سابق محمدرضا شاه پهلوی است. گفتگوی با او در برنامه ۶۰ دقیقه بی‌بی‌سی فارسی در هفتم اردیبهشت ۱۳۹۹، به دلیل مواضع آقای زاهدی درباره حکومت ایران، سیاست‌های آمریکا علیه ایران و حمایت او از قاسم سلیمانی خبرساز شده است.

گفتگو با اردشیر زاهدی در برنامه ۶۰ دقیقه بی‌بی‌سی فارسی (هفتم اردیبهشت ۱۳۹۹)

اردشیر زاهدی در پیشگفتار کتاب خاطرات خود می‌نویسد: “تاریخ را از نظرگاه‌های گوناگون می‌نویسند و کسانی که پس از یک دوره تاریخی به جهان می‌آیند حق دارند با بیش از یک روایت و برداشت از تاریخ آشنا شوند تا بهتر قضاوت کنند.”

شاید توجه به همین رویکرد پاسخی برای پرسش‌های بسیار مطرح شده درباره مواضع این روزهای آخرین سفیر ایران در آمریکا و همراه وفادار محمدرضا شاه پهلوی باشد. دفاع از برنامه هسته‌ای ایران و حمایت از قاسم سلیمانی و تاختن با زبان آتشین به رئیس جمهور آمریکا برای کسی که در زمینی بیگانه و دور با نظام کنونی حاکم بر ایران زیست می‌کند، این پرسش بزرگ را در ذهن بیدار می‌کند که اردشیر زاهدی، وزیر امور خارجه دولت امیرعباس هویدا و داماد محمدرضا شاه پهلوی چه کسی‌ست؟

از تحصیل در آمریکا تا ازدواج با دختر شاه

اردشیر زاهدی در مهرماه سال ۱۳۰۷ در تهران به دنیا آمد. دیپلم خود را از یک مدرسه آمریکایی در بیروت گرفت و برای ادامه تحصیل به دانشگاه ایالتی یوتا در آمریکا رفت تا درس مهندسی کشاورزی بخواند.

زمانی که اردشیر زاهدی در آمریکا بود، محمدرضا شاه پهلوی برای اولین‌بار به آمریکا سفر می‌کند و در آنجا اردشیر زاهدی به عنوان نماینده محصلین ایرانی ایالت یوتا به دیدار شاه ایران می‌رود. دیداری که بنا به نوشته زاهدی در کتاب خاطراتش اولین دیدار او با شاه ایران بوده است.

اردشیر زاهدی و همسرش شهناز، دختر محمد رضا پهلوی
اردشیر زاهدی و همسرش شهناز، دختر محمد رضا پهلوی (۱۹۵۷ میلادی)بازگشت او از آمریکا هم‌زمان است با سال‌های پیش از کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲. آمریکایی‌ها در پروژه‌های گوناگونی در ایران فعالیت دارند و یکی از مهم‌ترین آنها فعالیت در حوزه کشاورزی ا‌ست. پروژه‌ای به نام “برنامه اصل ۴” برای بهبود کشاورزی ایران تعریف شده که در آن ۱۳۸ آمریکایی، مشغول به فعالیت‌اند. یرواند آبراهامیان در کتاب “کودتا” می‌نویسد: اردشیر زاهدی فرزند سرلشگر زاهدی در پروژه اصل ۴ کار می‌کرد و پیام‌های آمریکایی‌ها را به پدرش که مخفی شده بود، می‌رساند.

در نخستین سفر محمدرضا شاه پس از کودتای ۲۸ مرداد به آمریکا، اردشیر زاهدی به عنوان آجودان کشوری همراه شاه به این سفر می‌رود. او البته خیلی زود به حلقه نزدیکان دربار وارد می‌شود. آنقدر نزدیک که در سال ۱۳۳۶ اردشیر زاهدی با شهناز،دختر بزرگ شاه، ازدواج می‌کند. در آن هنگام اردشیر زاهدی هنوز آجودان کشوری‌ست و سمتی بیشتر از این ندارد.

حاصل ازدواج اردشیر زاهدی و شهناز پهلوی، دختری بود به اسم مهناز اما زندگی اردشیر زاهدی در مقام داماد شاه ایران دیرزمانی نپایید و هفت سال بعد، این دو به خواست شهناز پهلوی از هم جدا شدند. اتفاقی که هیچ‌گاه از اعتماد شاه به اردشیر زاهدی کم نکرد همان‌طور که تغییر نظر شاه نسبت به پدر اردشیر هم باعث تغییر در رابطه شاه با اردشیر نشد.

از سفارت آمریکا و بریتانیا تا نشستن بر صندلی وزارت خارجه

اردشیر زاهدی دو سال بعد از ازدواج با دختر شاه، به آمریکا برگشت تا این بار در سمت سفیر ایران در آن کشور انجام وظیفه کند. دوران کار در آمریکا از اسفندماه سال ۱۳۳۸ شروع شد و در اسفند سال ۱۳۴۰ هم به پایان رسید. اختلافات اردشیر زاهدی با علی امینی نخست‌وزیر بود که سرانجام باعث شد تا زاهدی از مقام سفیر ایران در آمریکا استعفا دهد.

زاهدی بعد از آن به لندن رفت و سفیر ایران در بریتانیا شد. مقامی که از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۵ در اختیار وی بود. در این سال‌ها دو اتفاق مهم زندگی اردشیر زاهدی را تحت تاثیر قرار می‌دهد؛ یکی مرگ پدرش، سپهبد فضل‌الله زاهدی و دیگری ماجرای جدایی از شهناز پهلوی‌ست.


اردشیر زاهدی در لندن به عنوان سفیر ایران، به همراه مسر و فرزندش۲۲‌ام دی‌ماه سال ۱۳۴۵ بود که اردشیر زاهدی جای غلام عباس آرام را در کابینه امیرعباس هویدا گرفت و بر صندلی وزارت خارجه ایران تکیه زد. ارشیر زاهدی پنج سال در این سمت باقی ماند و در اولین سال‌های دهه پرالتهاب پنجاه شمسی مسئولیت وزارت خارجه از دوش او برداشته شد تا باردیگر به آمریکا بازگردد و تا هنگام سقوط حکومت شاهنشاهی در مقام سفیر ایران در آمریکا باقی بماند و آخرین سفیر ایران در ایالات متحده لقب بگیرد.


اردشیر زاهدی، آخرین سفیر ایران در آمریکا، در آخرین روزهای سلطنت محمد رضا پهلویاردشیر زاهدی تا آخرین روزهای حیات محمدرضا پهلوی در کنار او بود. پس از اجبار به خروج شاه و خانواده‌اش از مملکت، اردشیر زاهدی که سالیان سال در آمریکا زندگی کرده بود، تلاش‌های زیادی برای مهیا کردن محل اقامت شاه ایران در کشورهای مختلف انجام داد.

از رو کردن اسناد کودتا ۲۸ مرداد تا دفاع از برجام

کم‌تر از دو سال پیش بود که اردشیر زاهدی اسنادی را به موسسه هوور دانشگاه استنفورد اهدا کرد. یکی از این اسناد صورت حسابی بود که حکایت از ارتباط مالی مقام های وقت حکومت پهلوی و کودتاگران با شبکه روحانیت، مطبوعات و گروه شعبان جعفری داشت.

به تعبیری این سند نشان می‌داد که پدرش تا چه اندازه در کار سقوط دولت مصدق دست داشته است. هرچند اردشیر زاهدی به بی‌بی‌سی فارسی گفته بود که دست خط نامه از آن پدرش، فضل‌الله زاهدی، نیست اما “رو شدن” این سند در واقع عینیت بخشیدن به همان رویکردی‌ست که اردشیر زاهدی به تاریخ دارد و در پیشگفتار کتابش به آن اشاره می‌کند.

آخرین سفیر ایران در آمریکا تا سال‌های سال پس از وقوع انقلاب اسلامی در ایران، سکوت اختیار کرده بود و هیچ نشانی از او در جهان سیاست نبود. اما موضع‌گیری‌های او درباره چند موضوع بسیار بحث برانگیز شد. نزدیک به دو سال پیش بود که اردشیر زاهدی با انتشار یادداشتی در روزنامه نیویورک تایمز به شدت به سیاست‌های دولت ترامپ علیه ایران تاخته بود و آن را قلدرمابانه و بدون شناخت درست از تاریخ چندین هزار ساله کشور ایران دانسته بود.

بیشتر بخوانید:

آقای زاهدی در آن یادداشت نوشته بود که “تاریخ به متجاوزان بیگانه آموخته است که از سودای در هم کوبیدن ایران دست بردارند. شتر در خواب بیند پنبه دانه. هیچ کس نمی‌تواند ایران را در هم بکوبد.”

او از موافقان توسعه برنامه هسته‌ای ایران طبق معاهدات بین‌المللی بوده است و برخی از همین اظهار نظرها واکنش‌های بسیاری از مخالفان جمهوری اسلامی را در پی داشته است. او همچنین تحریم‌های آمریکا علیه ایران را نیز محکوم کرده بود.

اردشیر زاهدی پیش‌تر هم در یک برنامه تلویزیونی گفته بود که “بزرگترین گرفتاری که برای مملکت ما هست و خارجی‌ها استفاده می‌کنند و می‌خواهند میان من و شما را به هم بریزند و از آب گل آلود ماهی بگیرند حق اتم است.”

اردشیر زاهدی که هم‌اکنون در سوئیس زندگی می‌کند در آخرین اظهارات خبرساز خود درباره قاسم سلیمانی به بی‌بی‌سی فارسی گفته بود که “بگذارید هرکسی هرچیزی دلش می‌خواهد بگوید این سربازان و افسران و به بالا به قرآن و مملکتشان قسم خوردند و برای مملکتشان مقابل اسرائیل جنگیدند و از مملکتشان دفاع کردند. من به او [ قاسم سلیمانی] افتخار می‌کردم، افتخار می‌کنم و افتخار خواهم کرد، کسی که جان خودش را در راه مملکتش فدا کرد نه کسانی که خودشان را به پول فروخته‌اند.”

No responses yet

Apr 30 2020

مایک پومپئو: آمریکا اجازه خرید سلاح را به ایران نخواهد داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,برجام,تحریم,سیاسی

رادیوفردا: وزیر خارجه ایالات متحده می‌گوید که آمریکا به ایران اجازه نخواهد داد با پایان یافتن تحریم‌های تسلیحاتی سازمان ملل، اقدام به خرید سلاح کند.

مایک پومپئو روز چهارشنبه ۱۰ اردیبهشت در یک کنفرانسی خبری گفت: «ما اجازه نمی‌دهیم که این اتفاق رخ دهد. ما با شورای امنیت سازمان ملل همکاری می‌کنیم تا تحریم فروش سلاح [به ایران] تمدید شود».

او افزود: «ما به هیچ کسی اجازه نخواهیم داد که چنین اقدامی بکند. ایالات متحده در حال ارزیابی همه گزینه‌هاست تا به نتیجه برسد چگونه می‌تواند این کار را بکند».

ممنوعیت دادوستد تسلیحاتی با ایران طبق قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل اکتبر امسال پایان خواهد یافت. این تحریم پنج ساله جزو شروط توافق هسته‌ای قدرت‌های جهانی با ایران بود که سال ۲۰۱۴ به‌دست آمد.

ایالات متحده اردیبهشت سال ۹۷ از این توافق خارج شد و اکنون نیز در صدد پیدا کردن راهی برای تمدید تحریم تسلیحاتی ایران است.

خبرگزاری رویترز می‌نویسد که ایالات متحده پیش‌نویس قطعنامه‌ای برای تمدید تحریم‌ها علیه ایران را به بریتانیا، فرانسه و آلمان داده که هر سه آنها از طرف‌های توافق هسته‌ای با تهران هستند.

این گزارش به نقل از یک مقام آمریکایی می‌افزاید اما این پیش‌نویس هنوز در اختیار ۱۱ عضو دیگر شورای امنیت از جمله روسیه و چین قرار نگرفته است.

روسیه و چین نیز که هر دو جزو طرف‌های توافق هسته‌ای با ایران هستند در شورای امنیت حق وتو دارند. در عین حال گزارش‌هایی مبنی بر تمایل این دو کشور برای فروش سلاح به ایران منتشر شده است.

مایک پومپئو اظهار داشت: «کاستی‌های توافق هسته‌ای با ایران بسیار است. یکی از آنها نیز همین مورد است… که چین، روسیه و دیگر کشورها در سراسر جهان، همگی می‌توانند از ماه اکتبر به ایران سلاح‌های متعارف بفروشند».

او افزود: «ما از سه کشور اروپایی می‌خواهیم که در این زمینه اقدام کنند. آنها توانایی چنین کاری را دارند».

وزیر خارجه آمریکا دو روز پیش نیز گفته بود که «بزرگ‌ترین کشور ضدیهود و حامی تروریسم نباید اجازه خرید و فروش سلاح‌های متعارف را داشته باشد».

واشینگتن پیش از این نیز بارها از شورای امنیت سازمان ملل خواسته بود که ممنوعیت خرید و فروش سلاح را برای ایران تمدید کند، اما پرسش این است که آیا روسیه و چین با این درخواست همراهی می‌کنند یا نه.
با استفاده از گزارش‌های رویترز و رادیو فردا/ س.ن/ک.ر

No responses yet

Apr 28 2020

استیصال فیفا از جدیدترین فساد فدراسیون مهدی تاج؛ شرکت ابدی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سپاه,سیاسی

ایران وایر: «حامد اسماعیلیون»، نویسنده و دندان‌پزشک ایرانی که همسر و دخترش را در سقوط هواپیمای اوکراینی از دست داد در مصاحبه بهمن‌ماه خود با شبکه بی‌بی‌سی فارسی گفت: «جمهوری اسلامی واژه‌ها را به فساد کشیده است.»

«محسن صفایی‌فراهانی»، رییس اسبق فدراسیون فوتبال و عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت در پایان دولت «محمود احمدی‌نژاد» گفت: «آنچه در هشت سال اتفاق افتاد، غارت بود، نه فساد اقتصادی.»

حالا این دو را که کنار هم بگذاریم و در سطور بعد قدم بزنیم، درک می‌کنیم که چگونه «مهدی تاج»، رییس مستعفی فدراسیون فوتبال ایران و بازنشسته سپاه پاسداران، واژه «غارت» را هم به «فساد» کشید.

این یک مقدمه نیست؛ فقط تلاشی است برای فهم بهتر آنچه طی چهار سال اخیر در فدراسیون فوتبال ایران اتفاق افتاد. چنگ زدن به دو جمله بازمانده از دو چهره تاثیرگذار اقتصادی و مدنی ایران.

شرکت موازی

وب‌سایت خبری «تابناک» خبر داده است که فدراسیون فوتبال ایران در مهر ۱۳۹۸ و تنها چند ماه مانده به پایان ریاست مهدی تاج، اقدام به تاسیس و ثبت شرکتی خصوصی با عنوان «گروه اقتصادی فدراسیون فوتبال»، البته خارج از تشکیلات این فدراسیون کرده بود. تابناک این شرکت را محصولی از ترکیب شدن مدیران داخل و خارج از فدراسیون فوتبال نامید، اما اشاره‌ای به جزییات نکرد.

پیش از هر چیز، این شرکت را بشناسیم. «گروه اقتصادی فدراسیون فوتبال» روز هفدهم مهرماه سال گذشته به ثبت رسیده است. ساختمانی که از آن به ثبت رسیده را تقریبا می‌شناسیم؛ محله آرارات، خیابان ماهتاب، کوچه آفتاب، پلاک ده. جایی که سال‌های ابتدایی و میانی دهه هشتاد خورشیدی، برخی از جلسات خصوصی مدیران باشگاهی فوتبال ایران در آن برگزار می‌شد.

در سند ثبت این شرکت، از نام «اولین مدیران» به جای «موسسین» یا «مدیران» استفاده شده است. «صادق درودگر» رییس کنونی سازمان اقتصادی لیگ فوتبال ایران، «محمود اسلامیان» عضو هیات‌رییسه فدراسیون فوتبال و مشاور ارشد رییس سابق این فدراسیون و از همه جالب‌تر «اسماعیل خلیل‌زاده کلنگستانی» عضو و رییس هیات مدیره باشگاه استقلال به‌عنوان نخستین مدیران این سازمان معرفی شده‌اند.

شرح وظایفش، دربرگیرنده تمامی تخلفات ممکن برای فدراسیون فوتبال ایران است. شرکت «گروه اقتصادی فدراسیون فوتبال» با شرح وظایفی که برای خود در زمان تاسیس و ثبت رسمی آن تعریف کرده، تمامی دارایی‌های فوتبال ایران را به‌صورت کامل و انحصاری می‌بلعد. دقت کنید؛

«انجام کلیه خدمات امور مربوط به عقد قرارداد‌های مربوط به حامی مالی و برندینگ، فعالیت‌های محیطی در ورزشگاه‌های محل برگزاری فوتبال، تولید محتوا، شبکه‌های ارزش‌افزوده تخفیف و اعتباری فروشگاه‌های فیزیکی و مجازی (اقلام هواداری و مصرفی، رفاهی و تفریحی، پزشکی و خدماتی) باشگاه هواداران وفادار و هواداری فوتبال، اپلیکیشن‌ها در حوزه فوتبال و کمک‌های هواداری، اسپانسری توپ، البسه و تجهیزات مربوط به حوزه فوتبال، چمن طبیعی و مصنوعی، فعالیت‌های محیطی محوطه و پیرامون دور زمین فوتبال در قالب مقررات فدراسیون و سازمان لیگ، تولید محصولات با برند فدراسیون، کالا‌ها یا نماد فوتبال و بالون محصولات مجاز طبق قوانین و مقررات، بهره‌برداری از عناوین خاص حامی، حامی رسمی و ویژه لیگ به‌منظور جذب اسپانسر، قرار دادن استند معرفی حامی مالی در محوطه ورودی ساختمان لیگ فوتبال، کلیه فضا‌های فعالیت‌های محیطی مربوط به جایگاه و مراسم و برنامه اهدا کاپ قهرمانی لیگ برتر و جام حذفی و سوپر لیگ‌ها، سامانه پیامکی و باشگاه وفاداری هواداران سازمان لیگ فوتبال و یا حمایت از لیگ فوتبال باشگاهی کشور، برگزاری مراسم‌ها، همایش‌ها و کارگاه‌های آموزشی سازمان لیگ، حضور چهره‌های فوتبالی بین‌المللی و تیم‌های صاحب‌نام خارجی برای حضور و برگزاری مسابقات، انتخاب برترین‌های هر هفته مسابقات لیگ برتر و دسته اول باشگاه‌های کشور و اهدای جوایز به آن‌ها از سوی اسپانسر‌ها، انتخاب برترین تماشاگران با پیشنهادهای فرهنگی و انتخاب برترین تماشاگران با شرکت در مسابقات گفت‌وشنود هواداری در سایت سازمان.»

در حقیقت فدراسیونی که مهدی تاج ریاست آن را برعهده داشت، حتی یک راه‌آب باریک برای از دست دادن یک ریال از درآمدهای ممکن در فوتبال ایران باقی نگذاشت.

به‌صورت نمونه، حتی پیامکی که شما به‌عنوان هوادار استقلال، پرسپولیس، تراکتورسازی یا سپاهان برای تیم‌های محبوب خود ارسال می‌کنید، زیر چتر این شرکت «هم» قرار خواهد گرفت. درصدی از آن در جیب مدیرانی می‌رود که این شرکت را به‌صورت غیرقانونی ثبت کرده‌اند.

پیش‌زمینه‌های مدیریت تاج

برای آن‌که کمی مدیریت استعماری مهدی تاج در فدراسیون فوتبال ایران را بهتر بشناسیم، باید دو تخلف ویژه او در قراردادهای حق پخش فوتبال ایران را مرور کنیم. اول، بخشیدن حق پخش تلویزیونی فوتبال ایران به سازمان صداوسیما و دوم، قرارداد غیرقانونی فدراسیون فوتبال با «موسسه فرهنگی دیجیتال رسانه گستر فراکاو» در آبان‌ ۱۳۹۸.

دومین قرارداد به این لحاظ غیرقانونی بود که فدراسیون فوتبال، بدون فراخوان و اعلام مناقصه، اقدام به واگذاری حق پخش مجازی رقابت‌های فوتبال ایران را شرکتی کرد که یکی از زیرمجموعه‌هایش سایت «ورزش سه» است. همان زمان سایت «ورزش سه» به‌عنوان مهم‌ترین حامی رسانه‌ای مهدی تاج، با تیتر «گام بزرگ به سمت استانداردهای فیفا» به استقبال این قرارداد رفت و مدعی شد که این عقودت، خطری را متوجه ممنوعیت صداوسیما برای حق پخش تلویزیونی نخواهد کرد. مسلما این عقودت که رقم آن حتی در برگه قرارداد هم ذکر نشده بود، مهدی تاج و فدراسیونش را بیش از قبل زیر سایه حمایت دو رسانه صداوسیما و این سایت قرار داد.

هیچ نهاد نظارتی یا قضایی هم به این اتفاق ورود نکرد. فدراسیون فوتبال ایران پیش‌ و پس از چنین قراردادهایی و در ناپدید کردن قریب به ۷۰ میلیارد از درآمدهای خود از فیفا، از هرگونه حسابرسی در امان بود.

تضادهای قانونی با تمام قوانین و اساسنامه‌ها

گروه اقتصادی فدراسیون فوتبال از دو عضو کنونی فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ و یک مدیر بالارتبه باشگاهی ایران تشکیل شده است. قوانین فدراسیون جهانی فوتبال هرگونه «تداخل منافع» مدیران، مربیان، کارگزاران و بازیکنان فوتبال باهم در فضایی خارج از چارچوب‌های فوتبال را به‌شدت ممنوع می‌کند.

دلیلش، تلاش برای جلوگیری از «مچ ‌فیکسینگ» یا به عبارتی جلوگیری از تبانی‌های احتمالی است. شراکت‌های اقتصادی مدیرانی که باهم تضارب منافع دارند در فدراسیون جهانی فوتبال ممنوع شده تا از «پول‌شویی»، «تبانی» و «ایجاد باندهای شرط‌بندی» جلوگیری شود.

به‌صورت نمونه، «هربرت هاینر» مدیر باشگاه بایرن‌مونیخ با «فریتز کلر» رییس فدراسیون فوتبال این کشور، نمی‌توانند در یک شرکت اقتصادی و موازی با فدراسیون فوتبال آلمان سهیم باشند. در صورتی اثبات چنین شراکتی، به‌صورت قطع با دولت آلمان با هر دو مدیر برخورد قضایی و فدراسیون جهانی فوتبال نیز فوتبال آلمان را در آستانه محرومیت‌های جدی قرار خواهد داد.

یعنی حضور اسماعیل خلیل‌‌زاده به‌عنوان ارشدترین مقام ماه‌های اخیر باشگاه استقلال در کنار دو مدیر بالارتبه فدراسیون فوتبال غیرقانونی است.

اما صادق درودگر و محمود اسلامیان هم برای راه‌اندازی این شرکت منع قانونی دارند. مدیرانی که در فدراسیون فوتبال یا سازمان لیگ یک کشور فعالیت می‌کنند، اجازه ایجاد بنگاه‌های تجاری مستقل که به‌صورت موازی با فدراسیون‌ همکاری می‌کند را ندارند. همچنین این مدیران از هرگونه فعالیت‌ با بنگاه‌های شرط‌بندی هم منع شده‌اند. همکاری اقتصادی با شرکت‌های تجاری و اسپانسرهای فدراسیون‌های عضو فیفا به‌صورت مستقل ممنوع شده است. دلیلش بازهم به احتمال تبانی در قراردادها برمی‌گردد.

اما مهم‌ترین سوال اینجاست که وقتی هم فدراسیون فوتبال و هم سازمان لیگ فوتبال ایران، در چارت اداری خود «کمیته اقتصادی» را تعریف کرده‌اند چرا باید یک شرکت «موازی» به درآمد بیش از ۳۰ میلیارد تومان در ماه این فدراسیون ورود پیدا کند؟

در اساسنامه فدراسیون فوتبال، هیچ امکانی برای تشکیل سازمان‌هایی با این عناوین وجود ندارد. فعالیت تیم‌های ملی طبق ماده ۴۳ اساسنامه باید زیر نظر کمیته فنی انجام شود و فعالیت‌های اقتصادی فدراسیون نیز مطابق ماده ۵۳ این اساسنامه به‌صورت کامل در اختیار کمیته بازاریابی است.

برای درک بهتر، سراغ فدراسیون جهانی فوتبال رفتیم. برای فیفا نوشتیم که «فدراسیون فوتبال ایران طی ۱۰ سال گذشته چنین نهادهای خصوصی موازی را برای اداره لیگ برتر ایران، فوتسال و تیم‌های ملی راه‌اندازی کرده است. حالا هم به نظر می‌رسد جدیدترین نهاد خصوصی وظیفه هماهنگی و همکاری مستقیم با «سازمان اقتصادی» را برعهده دارد؛ یعنی وظیفه تامین بودجه و تامین اسپانسرهای مالی. کاری که پیش‌ازاین توسط اداره بازاریابی و کمیته خود فدراسیون انجام می‌شد. همین‌طور باید تاکید کنم که اعضای این شرکت خصوصی، اشخاصی حقیقی با مسئولیت‌های موازی اعضای هیات مدیره فدراسیون هستند. همه آن‌ها نزدیکان رئیس پیشین فدراسیون فوتبال یعنی مهدی تاج به‌حساب می‌آیند.»

از فیفا خواستیم به ما بگوید که آیا این شرکت به‌صورت قانونی ثبت‌شده و آیا اعضای آن حق فعالیت هم‌زمان موازی در فدراسیون و باشگاه‌ها را هم دارند؟

پاسخی که فدراسیون جهانی فوتبال داد کوتاه بود. آن‌ها از ما خواستند «اساسنامه فدراسیون جهانی فوتبال» را مرور کنیم.

مرور نسخه جدید اساسنامه فدراسیون جهانی فوتبال و پیدا کردن فکت‌های جدید، یک روز زمان برد و «ایران‌وایر» به یک پاسخ روشن رسید. آنچه به دست آوردیم و برای فدراسیون جهانی فوتبال نوشتیم برای شما، پاسخ نهایی خواهد بود.

استیصال فدراسیون جهانی فوتبال

دوست عزیز.

شما از من خواسته بودید برای اطلاعات بیشتر در مورد تعهدات فدراسیون‌های عضو، به اساسنامه فیفا مراجعه کنم. من در حقیقت اساسنامه‌ فیفا را پیش از نگارش نخستین ایمیل، مطالعه کرده بودم. نکته ویژه برای من، ماده «۱۵.i» بود که در آن به‌وضوح یکی از تعهداتی فدراسیون‌های عضو را شرح می‌داد. ماده‌ای که تیتر آن «برای جلوگیری از تضاد منافع در تصمیم‌گیری» است.

این مورد (ماده ۱۵.i) یکی از موارد بسیار جدی بود که فدراسیون ایران طی سال‌های گذشته آن را نقض کرده است.

سوال من ساده بود و حالا ساده‌تر می‌پرسم که آیا ثبت یک شرکت موازی، با حضور اعضای فدراسیون فوتبال و یک کارگزار از باشگاه‌های فوتبال ایران، می‌تواند نقص کننده این بند از اساسنامه شما باشد؟

درعین‌حال لازم است به موارد زیر اشاره کنم؛

اول این‌که من می‌توانم از پاسخ شما این‌گونه فرض كنم كه تأسیس یك سازمان اقتصادی موازی فدراسیون فوتبال ایران، كه سهامداران آن مدیران خود فدراسیون هستند، مطابق ماده «۱۵.i» اساسنامه فیفا، مصداق بارز نقض «تضاد منافع» است.

دوم این‌که اگر فرض من اشتباه باشد، لطفا در اولین فرصت به من اطلاع دهید؛ زیرا من در حال نوشتن گزارشی هستم و مسلما گزارش خود را براساس این فرض مهم پایه‌گذاری می‌کنم. یعنی به وجود آمدن شکافی در تضاد منافع.

سوم این‌که اگر من پاسخی از فدراسیون جهانی دریافت نکنم، می‌توانم این فرضیه را برای خودم متصور شوم که اقدام فدراسیون با ماده موردنظر اساسنامه فیفا در تضاد کامل است.

چهارم این‌که اگر من را مجددا به اساسنامه فیفا ارجاع دهید، برای من روشن خواهد شد که شما تایید می‌کنید که دستاوردهای من از تحقیق مجدد روی اساسنامه فیفا دقیق بوده و فدراسیون عضو شما، دچار تخلف از بند موردنظر شده است.

لازم است یادآوری کنم که پیش‌ازاین هم در سال ۲۰۱۱ شرکتی موازی با همین مختصات ولی با حدود ۵ عضو راه‌اندازی شده بود. می‌توانم به‌صورت روشن به اعتراض «علی کریمی» بهترین بازیکن سال ۲۰۰۴ آسیا در یک برنامه تلویزیونی در فوریه سال ۲۰۱۸ اشاره کنم که به ناپدید شدن پول‌های فدراسیون فوتبال ایران توسط این شرکت‌ها اعتراض داشت.

من مشتاقانه منتظر دریافت پاسخ شما هستم.

ساعاتی بعد، پاسخی از فدراسیون جهانی فوتبال رسید؛ «دوست عزیز؛ ما با مهربانی و احترام، شما را به همان پاسخ قبل ارجاع می‌دهیم.»

این یعنی تایید بند چهارم پیام ما برای فدراسیون جهانی فوتبال؛ فدراسیون فوتبال و مهدی تاج، به‌صورت کاملا غیرقانونی، شرکتی را برای مصادره درآمدهای فدراسیون فوتبال ایران تاسیس کرده‌اند. فیفا به دلیل معذوریت‌های مشخص، قادر به تایید قطعی این مورد نیست. اگر تاییدش کند، باید بلافاصله با مهدی تاج و فدراسیون فوتبال به‌عنوان دو عضو زیرمجموعه‌ خود وارد چالش شود. اگر تاییدش نکند، اساسنامه خود را به‌صورت کامل نادیده گرفته است.

شرکت چرا ثبت شد؟

مهدی تاج هر آنچه در فوتبال ایران بود را به‌صورت یکجا و البته نامحدود می‌خواست. او دو بار با نامه‌نگاری‌های محرمانه‌اش با فیفا، ایران را در آستانه تعلیق قرار داد.­ اولی به دلیل دستور منع به‌کارگیری بازنشسته‌ها و دومی پس از استعفایش از ریاست فدراسیون فوتبال.

شرکت موردنظر و ابدی، تمامی درآمدهای قطعی فوتبال ایران چه در زمینه ملی و چه در بعد باشگاهی را در انحصار خودش درمی‌آورد. پس با جدایی تاج از فدراسیون، او بازهم صاحب درآمدهای اصلی فوتبال ایران خواهد بود. از پیامکی که شما به سامانه‌های هواداری می‌زنید تا فروش البسه و آگهی‌های محیطی و حق پخش تلویزیونی، همگی در ید قدرتش خواهد بود. رییس بعدی فدراسیون فوتبال هرکه باشد، پولی در بساط نخواهد داشت.

No responses yet

Apr 28 2020

مردم طلا می‌فروشند نان بخرند؛ روایت طلافروشان از کسادی بازار

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,سیاسی

ایران وایر: از شنبه همین هفته مغازه‌شان را باز کرده‌اند، می‌گوید: «اصلا تا شنبه کل پاساژ تعطیل بود. الان هم هیات مدیره پاساژ تصمیم گرفته تا آخر ماه رمضان فقط تا ساعت ۶ باز باشیم.» دستبند کارتیه‌ای را که به یک مشتری نشان داده، توی ویترین می‌گذارد و می‌گوید: «والا من که با این اوضاع می‌گویم کاش باز نکرده بودیم. تو همین سه روز فقط جنس‌هایی را که در بهمن و اسفند فروخته بودیم، دوباره خریدیم.» «علی»، صاحب یک مغازه طلافروشی در یکی از پاساژهای اطراف میدان هروی تهران است. او می‌گوید: «مردم آن‌قدر که این روزها دنبال فروش طلا هستند دنبال خرید نیستند، راستش ما هم وقتی نفروشیم پول برای خرید نداریم.»

قیمت طلا روزانه تغییر می‌کند و روز دوشنبه قیمت هر گرم طلا ۶۴۲ هزار تومان است. علی می‌گوید: «مردم کار ندارند، پول ندارند، طلا می‌فروشند که نان بخرند، برنج و گوشت بخرند.» او تاکید می‌کند که برای این حرفش دلیل دارد: «ما مغازه‌ای نیستیم که جنس‌های سنگین داشته باشیم. کارهای ما اغلب از زیر یک گرم تا ۵ گرم است. وقتی یک نفر می‌آید و یک آویز دو گرمی را می‌فروشد که یک میلیون دویست سیصد دستش را بگیرد یعنی لنگ نان است؛ یعنی اوضاع انقدر خراب شده که کار به این یک تکه طلای کوچک رسیده است.» او توضیح می‌دهد که در روزهای عادی کمتر مشتری‌ای دیده که طلای زیر ۵ گرم را بفروشد: «مشتری‌ها معمولا طلاهای ریز را زمانی می‌فروشند که بخواهند طلای بزرگ‌تر بخرند در حقیقت تعویض می‌کنند. یعنی چند تکه طلای کوچک می‌دهند و یک طلای بزرگ‌تر می‌گیرند اما وقتی طلای یک گرمی را می‌دهند و پول می‌خواهند یعنی اوضاع اقتصادی خیلی خراب است و مردم لنگ مایحتاج‌اند.»

«محمد کشتی‌آرای»، رییس اتحادیه طلافروشان هم روز گذشته از مشاجره مردم در طلافروشی‌ها برای فروش طلا خبر داده بود. او گفته بود دهک‌های پایین تا بالای جامعه در روزهای اخیر برای فروش طلا و جواهر به مغازه‌های طلا و جواهرفروشی مراجعه کرده‌اند. این در حالی است که به دلیل تعطیلی ۵۰ روزه مغازه‌ها نقدینگی در طلافروشی‌ها وجود ندارد و نمی‌توانند طلا را بخرند.

«نرگس» یکی از افرادی است که برای فروش طلایی که بهمن‌ماه خریده به مغازه طلافروشی مراجعه کرده است. او می‌گوید: «یک دستبند ده گرمی خریده بودم و الان پولش را نیاز داشتم. سه روز رفتم و آمدم تا توانستم پولم را بگیرم. هر وقت رفتم فروشنده می‌گفت حاج‌خانم دست نکردیم برو فردا بیا. آخرسر گفتم از خودتان خریدم باید پس بگیرید.»

طبق عرف مرسوم طلافروشی‌ها موظف به پس گرفتن جنسی که از خودشان خریده شده باشد، هستند. علی توضیح می‌دهد که خرید طلا از مشتری برای مغازه‌دار سود است به شرطی که پول داشته باشد: «ما وقتی طلا را می‌فروشیم اجرت کار می‌گیریم اما وقتی آن را پس بیاورند دیگر به مشتری اجرت نمی‌دهیم چون طلا دست‌دوم است و طلای مشتری را به قیمت طلای خام می‌خریم بعد از خرید در مغازه بسته به نوع طرح طلا و قدیمی و جدید بودنش با اجرت به مشتری بعدی می‌فروشیم. پس ما از خریدن طلا بدمان نمی‌آید اما موضوع الان این است که پول خرید نداریم و خودمان منتظر فروش هستیم که پول اجازه مغازه و آب و برق و خرج زن و بچه را کنار بگذاریم.»

«امین»، یک مغازه کوچک را در حوالی میدان امام حسین تهران اداره می‌کند. او می‌گوید: «من تعطیلی نداشتم اما اگر فکر کنید فروختم دروغ است، فقط پس گرفتم.» می‌خندد و می‌گوید: «مغازه که تا همین چند روز پیش بسته بود اما من یک کانال تلگرامی هم دارم که اعضای فامیل و خیلی از مشتری‌هایم کانال را فالو می‌کنند و از این طریق هم خرید می‌کنند.»

او در مدت تعطیلی چند بار از مشتری‌ها و آشناهایش پیام گرفته: «پیام‌ها برای خرید نبود، همه می‌خواستند بفروشند.» امین می‌گوید «چند نفر اول را پول داشتم و خریدم اما بعد‌ی‌ها را مجبور شدم بسپرم به بعد تعطیلات یا به همکاران دیگر معرفی کنم.»

امین توضیح می‌دهد که دولت نه‌تنها برای این تعطیلی پنجاه‌وچند روزه کمکی به آن‌ها نکرده بلکه نمک هم روی زخمشان پاشیده است: «روز هفتم یا هشتم فروردین بود که از شرکتی که کارهای مالیاتی مغازه را به آن سپرده‌ام تماس گرفتند که اظهارنامه مالیات بر ارزش‌افزوده زمستان را تکمیل کنند، گفتم والا ما که اسفند و شب عید کار نکردیم مگر مالیات بر ارزش‌افزوده‌مان چقدر می‌شود. گفتند: دست دولت خالی است و گفته تمام اظهارنامه‌ها باید تا آخر فروردین تسلیم شوند و تا آخر اردیبهشت‌ماه هم مالیات بر ارزش‌افزوده زمستان پرداخت شود.»

شرکت‌های خصوصی مالیاتی واسطه بین کسبه یا مودیان مالیاتی و اداره مالیات هستند. آن‌ها هرسال از مودیان دستمزد می‌گیرند تا اظهارنامه‌های مالیاتی آنان را پر کنند.

«حمیرا»، مدیر امور مالی یکی از شرکت‌های خصوصی مالیاتی است او می‌گوید: «ما در شرق تهران کار می‌کنیم و مودیان مالیاتی ما کسبه چند پاساژ و مجتمع تجاری بزرگ در این منطقه هستند. قراردادی که ما با آن‌ها داریم بسته به سابقه و قدمت و شغل آن‌ها فرق می‌کند اما اکثر آن‌ها نصف مبلغ قرارداد را این‌ور سال می‌پردازند و نصف دیگر را بعد از تعطیلات عید. امسال با توجه به کسادی کسب‌وکارها بیشتر مودیان قادر به پرداخت هیچ پولی نبودند و ما هم با دو ماه طلب حقوق و عیدی شب عید به خانه‌هایمان رفتیم. اما نکته جالب اینکه به‌موجب دستورالعمل اتاق اصناف مجبور شدیم در اوج روزهای شیوع کرونا برای تسلیم به‌موقع اظهارنامه مودیان که مهلتش تا پایان فروردین ذکر شده بود از ۷ فروردین بیاییم سرکار با هرکدام از مودیان که تماس می‌گرفتم با تعجب می‌گفتند واقعا در این شرایط با توجه به تعطیلی مجتمع‌های تجاری شما دنبال تسلیم اظهارنامه و گرفتن پول قرارداد از ما هستید؟! ما هم فقط می‌گفتیم این دستورالعمل اتاق اصناف است و ما تقصیری نداریم.»

مالیات بر ارزش‌افزوده زمستان مغازه امین نزدیک چهار میلیون تومان است. او می‌گوید: «امیدوارم تا آخر ماه خدا برساند.» بعد مکثی می‌کند و می‌گوید: «کار کردن در ایران مثل دویدن روی تردمیل است. هر چه می‌دویم نه‌تنها جلو نمی‌رویم بلکه به عقب برمی‌گردیم.»

No responses yet

Apr 28 2020

شیخ مافیایی و ۱۰ میلیون دلاری «محور مقاومت»

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,خاورمیانه,سپاه,سیاسی

رادیوفردا: دو هفته پیش آمریکا جایزه‌ای را برای ارائه «هرگونه اطلاعات از فعالیت‌ها، شبکه‌ها و همکاران» یکی از مقام‌های بلندپایه گروه شبه‌نظامی حزب‌الله لبنان تعیین کرد؛ مقامی که در هماهنگی کامل با ایران، پروژه تسلط بر «هلال شیعی» را که جمهوری اسلامی آن را «محور مقاومت» می‌خواند، با فعالیت‌های فراقانونی در سوریه و عراق دنبال می‌کند.

او کسی نیست جز شیخ محمد کوثرانی که این روزها، به ویژه پس از کشته شدن قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، نقشی اساسی در پیشبرد فشارهای سیاسی و همچنین برنامه‌ریزی‌های نظامی حزب‌الله لبنان در عراق دارد.

حتی زمانی که خبر کشته شدن قاسم سلیمانی در عراق منتشر شد، همزمان شایع شد که کوثرانی نیز همراه سلیمانی کشته شده است. این شایعه با این در فاصله کوتاهی تکذیب شد، اما بیانگر نزدیکی این دو چهره و همچنین دانستن آن از سوی افکار عمومی عراق و منطقه است.

در واقع، محمد کوثرانی، با اینکه یک مقام نظامی نیست، اما مسئولیت هماهنگ‌کنندگی سیاسی گروه‌های شبه‌نظامی تحت حمایت ایران را برعهده دارد که از دوران سلیمان به میراث مانده است. پیشتر بخش اعظم این کار را خود فرمانده پیشین سپاه قدس انجام می‌داد و اکنون با وجود فرماندهی اسماعیل قاآنی بر این نیرو و ارتباط کوثرانی با او، مسئولیت و فعالیت کوثرانی، این چهره کمتر رسانه‌ای، بیشتر شده است.

ضمن آنکه به نظر می‌رسد قدرت و نفوذ قاآنی در عراق به میزان قدرت و نفوذ سلیمانی نیست و قوت گرفتن فعالیت‌های کوثرانی در راستای جبران و بازسازی رهبری شبه‌نظامیان شیعه در منطقه است.

تصویری که مشرق‌نیوز از محمد کوثرانی در کنار اسماعیل قاآنی فرمانده کنونی نیروی قدس سپله منتشر کرده است

تصویری که مشرق‌نیوز از محمد کوثرانی در کنار اسماعیل قاآنی فرمانده کنونی نیروی قدس سپله منتشر کرده است

یک «تروریست» باسابقه

شیخ محمد کوثرانی، سال ۲۰۱۳ نیز به دلیل فعالیت‌های تروریستی‌اش در فهرست تحریمی آمریکا قرار گرفته بود. پیشتر گزارش‌هایی منتشر شده بود که نشان می‌داد کوثرانی مسئول مستقیم و برنامه‌ریز اصلی حمله یک مرکز فرمانداری کربلا در ژانویه ۲۰۰۷ بوده که منجر به مرگ پنج نفر شد.

او همچنین در آن زمان، علاوه بر فعالیت در عراق، در انتقال نیروهای شبه‌نظامی شیعی به سوریه برای کمک به بشار اسد در جنگ خانمان‌سوز و داخلی سوریه که منجر به کشته شدن صدها هزار نفر و آواره شدن میلیون‌ها نفر دیگر شده، نقش داشته است.

تصویری از محمد کوثرانی در سال ۲۰۱۸

تصویری از محمد کوثرانی در سال ۲۰۱۸

از دیگر اقدامات غیرقانونی کوثرانی، فعالیت‌های او در زمینه پول‌شویی و تأمین مالی تروریسم است.

اما اینکه دوباره فعالیت‌های این عضو بلندپایه حزب‌الله لبنان توجه و حساسیت آمریکا را به خود جلب کرده، به دلیل تحولات ماه‌های اخیر است.

در ماه‌های اخیر، نیروهای شبه‌نظامی عراقی از یک سو، به صورت گسترده حملات خود را علیه نیروهای ائتلاف به ویژه نیروهای آمریکایی و مراکز دیپلماتیک این کشور در عراق شدت بخشیدند، و از سوی دیگر، به سرکوب خشونت‌آمیز تظاهرات مردمی و ضددولتی عراق پرداختند.

همچنین این نیروها با رهبری شخص قاسم سلیمانی و بعداً اسماعیل قاآنی به مداخله‌های مستقیم در امور سیاست داخلی عراق مبادرت کردند و موانع بسیاری را بر سر تغییرات سیاسی مورد نظر مردم معترض و همچنین تشکیل یک دولت مستقل در عراق قرار دادند.

گرچه اکنون انتخاب مصطفی الکاظمی، رئیس پیشین سازمان اطلاعات ملی عراق، به عنوان نخست‌وزیر این کشور، تاحدودی چشم‌انداز ثبات در عراق را تقویت کرده و شرایط بحرانی کنونی شیوع ویروس کرونا و کمی قبل از آن، ضربه کشته شدن قاسم سلیمانی بر بدنه سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی، به میزان قابل توجهی از سرعت و شدت سیاست تهاجمی تهران در عراق کاسته است.

اما ساده‌انگاری است که تصور شود جمهوری اسلامی ذره‌ای از بلندپروازی‌های منطقه‌ای خود به ویژه در عراق عقب خواهد نشست. جمهوری اسلامی دائماً بخت خود را در این قمار خطرناک آزمایش می‌کند و در این شرایط، وجود و نقش کسانی مثل شیخ کوثرانی، در گرم و زنده نگاه داشتن آتش تنش‌های منطقه زیر خاکستر، مؤثر است.

در واقع گروه‌های شبه‌نظامی که ایران در منطقه ایجاد کرده، فقط برای جنگ نظامی نیستند، بلکه شبه‌دولت‌هایی خارج از دولت قانونی‌اند که در امر تصمیم‌گیری‌های سیاسی و اجرای قوانین دولتی در کشورهای محل ایجاد خود، اخلال ایجاد می‌کنند؛ دقیقا همان وضعیت و مدلی که در داخل ایران از سوی رهبری جمهوری اسلامی با ایجاد سپاه و بسیج، برای کنترل دولت و همچنین نیروهای مخالف در داخل کشور طراحی شده است.

صرف‌نظر از ایدئولوژی شیعی که موتور محرک، و سلاح نظامی که ابزار دست این گروه‌هاست، ساز و کار آنها چه در ایران، چه در عراق، چه در لبنان، چه در یمن، چه در بحرین یا جاهای دیگر، بر مخالفت با هرگونه انتخاب مردمی، دولت مشروع و نهاد قانونی بنا شده است. به همین دلیل، این گروه‌ها برای فعالیت بهتر خود، علاوه بر قدرت نظامی، به «لابی‌گر» حرفه‌ای که کار فشار سیاسی پشت پرده را به پیش ببرد، نیز نیاز دارند.

خود وزارت امورخارجه آمریکا نیز هنگام تعیین جایزه برای محمد کوثرانی تأکید کرده بود که شیخ کوثرانی، علاوه بر تامین مالی، حمایت‌های لجستیکی و آموزش گروه‌های شبه‌نظامی شیعه، مهارت ویژه‌ای در رفع اختلافات میان این گروه‌ها دارد. این تأکید نشان می‌دهد که مبارزه با گروه‌های شبه‌نظامی شیعه بدون دانستن از فعالیت‌های کسی مثل کوثرانی کامل نخواهد شد.

همچنین تعیین جایزه برای کوثرانی در راستای تحریم‌های اخیری است که وزارت خزانه‌داری آمریکا علیه شرکت‌ها و افراد مرتبط با سپاه پاسداران در زمینه حمایت از گروه‌های شبه‌نظامی شیعی عراق وضع کرده است.

کارآمدی سیاست تعیین جایزه

اما در حالی که مدت زمان زیادی از وضع جایزه وسوسه‌انگیز برای ردگیری فعالیت‌های شیخ کوثرانی نمی‌گذرد، این اقدام نتایج مثبتی را به دنبال داشته و اساسی‌ترین تأثیر آن، ایجاد حساسیت در افکار عمومی جهان و به ویژه رسانه‌های منطقه در زمینه فعالیت این چهره مافیایی بوده است.

در این دو هفته، چندین رسانه عراقی اعلام کردند که «به طور اختصاصی» به اطلاعاتی درباره حضور کوثرانی در مذاکرات سیاسی دست یافته‌اند. این حساسیت و پیگیری رسانه‌ها، کار را برای کسانی که در عراق قصد دارند با کوثرانی ملاقات کنند، بسیار دشوار کرده است.

تصویری بدون تاریخ از محمد کوثرانی

تصویری بدون تاریخ از محمد کوثرانی

همچنین مقام‌های دولتی و مطلع بیشتری در زمینه اطلاع‌رسانی درباره فعالیت‌های کوثرانی با رسانه‌ها همکاری می‌کنند.

به عنوان نمونه، به تازگی یک مقام دولتی عراقی که نامش فاش نشده، به خبرگزاری فرانسه گفت که کوثرانی از نظر شیوه کار، «کپی برابر اصل سلیمانی» است، به این معنی که در منطقه فوق حفاظت‌شده سبز عراق، او از جلسه‌ای به جلسه‌ای دیگر می‌رود و با نشست و برخاست با مقامات در تلاش برای پیشبرد اهداف خود است.

این مقام آگاه به سقوط صدام و آغاز تلاش‌ گروه‌های شیعی برای قبضه قدرت در عراق اشاره کرد و ادامه داد: «او از سال ۲۰۰۳ مسئول پرونده عراق است و مستقیماً به حسن نصرالله، رهبر حزب‌الله لبنان گزارش می‌دهد».

یکی از اعضای کادر حزب‌الله لبنان هم گفته که «به غیر از سلیمانی که کشته شده» کوثرانی، «تنها فرد خارجی است که به خوبی جزئیات صحنه سیاسی عراق را می‌شناسد».

شیخ محمد کوثرانی، که نزدیکانش او را با نام «جعفر» هم می‌خوانند، درست است که به عنوان یک لبنانی، عضو کمیته سیاسی حزب‌الله لبنان است، اما تابعیت عراقی نیز دارد.

او که اکنون حدود ۵۰ ساله است، از پدر و مادری لبنانی در شهر نجف، واقع در ۲۰۰ کیلومتری جنوب بغداد، به دنیا آمده است. هر چند که بعداً پدر و مادرش به لبنان بازگشتند، اما شیخ کوثرانی ارتباطش را با عراق حفظ کرد و با یک زن عراقی نیز ازدواج کرد. او دارای چهار فرزند است. به همین دلیل، شیخ محمد کوثرانی به راحتی به لهجه عربی عراقی که با لهجه عربی لبنانی متفاوت است، حرف می‌زند.

هشام الهاشمی، مورخ و تحلیلگر مسائل سیاسی عراق، معتقد است که شیخ کوثرانی در عراق «بیشتر از یک نقش» ایفا می‌کند: «اوست که نخ‌ها و رشته‌ها را در اردوگاه شیعیان وفادار به تهران به یکدیگر می‌بافد. همچنین از سال ۲۰۱۴، او در تلاش است که نیروهای در قدرت شیعی در بغداد را با نیروهای سنی که دشمنشان به شمار می‌روند، آشتی دهد».

با این حال، شیخ کوثرانی از روابط و تجربه‌اش در عراق برای اهداف خود و گروهش در لبنان نیز بهره‌برداری می‌کند. به گفته یکی از مقام‌های دولت عراق، کوثرانی به تازگی و همزمان با شرایط وخیم اقتصادی در لبنان، از دولت بغداد درخواست میلیاردها دلار کمک کرده است.

تا به امروز کوثرانی قدرت خود را از مخفی‌کاری‌ها و لابی‌گری‌های پنهان خود به دست آورده است. دقیقاً همان مسیری که یک دوره‌ای قاسم سلیمانی در اوایل فعالیت منطقه‌ای‌اش رفته بود. حتی وقتی به ایران می‌رود و با مقام‌های جمهوری اسلامی ملاقات می‌کند، خبری از این سفرها و ملاقات‌ها در رسانه‌ها منتشر نمی‌شود. حتی مقام‌های سپاه پاسداران نیز در اظهارنظرهایشان درباره او و نقش او سکوت می‌کنند.

اما توجه رسانه‌ها و میلیون‌ها دلاری که آمریکا مخصوص او (همین جایزه) کنار گذاشته، می‌تواند بازی را به احتمال زیاد به ضرر او تغییر دهد و حتی برخی از تحلیلگران سیاسی معتقدند که قرار دادن این جایزه می‌تواند منجر به دستگیری احتمالی او در آینده شود.

No responses yet

Apr 26 2020

امیر تتلو به اینستاگرام برنمی‌گردد؛ گزارش آزار آنلاین او در پلیس بریتانیا به ثبت رسید

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,سیاسی

ایران وایر: ماجرا از چند پست اینستاگرامی «امیر مقصودلو»، معروف به «امیر تتلو»‌ شروع شد. خواننده و آهنگسازی که می‌توان او را با توجه به مخاطبانش در شبکه‌های اجتماعی پرمخاطب‌ترین در میان جوانان دانست. در روزهای گذشته، تتلو پست‌هایی در صفحه‌ رسمی‌اش منتشر کرد که از دختران زیر سن قانونی دعوت کرده بود برای پیوستن به «حرم‌سرا»ی شخصی او ثبت‌نام کنند. بار اولش نبود اما این ماجرا این بار، به بسته شدن صفحه اینستاگرامش، ثبت‌ گزارش آزار آنلاین در پلیس بریتانیا و تشکیل کارگروه‌هایی از روزنامه‌نگاران، وکلا و فعالان حقوق بشری و دریافت گزارش‌های آزارگری او و طرفدارانش در دنیای واقعیت و شبکه‌های اجتماعی انجامید. اگرچه این کارزار همچنان ادامه دارد، اما «امیر تتلو» با وجود ممنوعیت حضورش در اینستاگرام، به اظهاراتش در کانال‌های دیگر شبکه‌های مجازی ادامه می‌دهد.

امیر تتلو چند ساعت پس از انتشار استوری‌های اینستاگرامی‌اش در دعوت از کودکان برای برقراری رابطه جنسی، استوری‌ها را پاک کرد اما پیش از آن، تصاویر استوری‌های او ثبت شده بود و آن‌قدر دست‌به‌دست شد تا در اختیار سازمان‌های حمایت از حقوق زنان، روزنامه‌نگاران و وکلای ایرانی و ترک قرار گرفت. حالا سخن‌گوی شرکت «فیس‌بوک» که شبکه اجتماعی «اینستاگرام» هم از آن اوست، به خبرگزاری‌ها گفته است: «ایمنی اعضا اولویت اصلی ماست و ما محتوایی که از کودکان بهره‌برداری می‌کند یا آن‌ها را به خطر می‌اندازد تحمل نمی‌کنیم. ما حساب امیر تتلو را به دلیل نقض سیاست‌های خود از کار انداختیم و او دیگر اجازه حضور در اینستاگرام را نخواهد داشت.»

صفحه اینستاگرام امیر تتلو هم‌زمان با کمپین رسانه‌ای، با پیگیری مستقیم دو سازمان «کندو» و «آرتیکل ۱۹» بسته شد؛ سازمان غیرانتفاعی «کندو» خدمات امنیت سایبری و حریم خصوصی را برای جوامع آسیب‌پذیر ارایه می‌دهد و سازمان «آرتیکل ۱۹» نیز در زمینه آزادی بیان و حقوق دیجیتال فعالیت می‌کند.

«نیما فاطمی» بنیان‌گذار سازمان کندو با اشاره به بسته شدن صفحه اینستاگرام تتلو به «ایران‌وایر»‌ می‌گوید: «تا الان بیشتر از ۲۰ اکانت اینستاگرام در همین رابطه مسدود شده‌اند و ما تا ریشه‌کن شدن این فساد و گرفتن تمام پلتفرم‌ها از این شبکه که دست به تخریب جامعه با گسترش فرهنگ تجاوز به کودکان برداشته، به فعالیت خود ادامه می‌دهیم. ما در خصوص امیر تتلو و موارد مشابه با فاجعه‌ای مواجهیم که تجاوز به کودکان و زن‌ستیزی را در جامعه عادی‌سازی می‌کند. قطعا گرفتن پلتفرم از چنین شخص و شبکه‌ای، قدم نخست است.»

این فعال امنیت دیجیتال معتقد است وظیفه اجتماعی همه شهروندان این است که با جلوگیری از گسترش چنین ویروسی، از آسیب به کودکان جلوگیری کنند: «درعین‌حال، بایستی در جهت آگاه‌سازی و آموزش عمومی، به جامعه‌شناسان و فعالان حقوق کودک و زنان فرصت دهیم تا در جهت بهبود سلامت جامعه، یاری دهند. خوشبختانه قوانین سختی علیه گسترش کودک‌آزاری وجود دارد و شبکه‌های اجتماعی هم آن را جدی می‌گیرند.»‌

نیما فاطمی هم مثل بسیاری از تحلیل‌گران در این مورد، یعنی کمپینی که علیه تتلو به راه افتاده، معتقد است پرداختن به این مساله منحصر به امیرحسین مقصودلو نمی‌شود: «مساله فراتر از یک فرد خاص است. او شاید تنها نوک یخی یک کوه باشد که از عدم آموزش کافی در فضای بسته ایران ‌و به قیمت تخریب زندگی و روح و روان آسیب‌پذیرترین اقشار جامعه، سودجویی می‌کند.»

در پیگیری‌هایی که برای بسته شدن حساب کاربری امیرحسین مقصودلو در اینستاگرام درگرفت، شخص دیگری هم نقش کلیدی داشت؛ «آزاده اکبری»، فعال حقوق‌بشر که همسرش «سروش هیچکس» خواننده و رپر معروف ایرانی از اولین افرادی بود که نسبت به پست‌های اینستاگرامی تتلو، واکنش نشان داد. تتلو از اکانت رسمی خود آزاده اکبری را مورد حمله‌های جنسی و جنسیتی قرار داد. آزاده اکبری در صفحه‌های خود در شبکه‌های مجازی مثل اینستاگرام و توییتر نسبت به استوری‌های تتلو واکنش نشان داده و اقدام او را کودک‌آزاری توصیف کرده بود.

طبق تحقیقاتی که در بریتانیا صورت گرفته است، تاثیرگذارترین محفل آنلاین برای آزار کودکان «اینستاگرام» معرفی شده است. مساله‌ای که آزاده اکبری در گفت‌وگو با «ایران‌وایر» عامل اصلی اعتراض خود می‌داند: «ما در برابر کودک‌آزاری قرار داریم و من مدام به کودکانی فکر می‌کنم که طعمه افرادی مثل تتلو می‌شوند. هدف ما این است که بگوییم نباید سکوت کرد و با شهادت دادن در این ‌خصوص می‌توان با کمک ابزارهای حقوقی و قانونی، در جهت دفاع از حقوق کودکان تاثیر گذاشت. در این چند روز عده‌‌ای از زنان داخل ایران با من تماس گرفتند که راهی برای رساندن صدا و اعتراضشان باشیم.»

اگرچه به خاطر ساختار قضایی و سیاسی جمهوری اسلامی ممکن است ثبت شکایت از موارد کودک‌آزاری و خشونت علیه زنان در ایران ثبت و پیگیری نشود، اما خارج از مرزهای ایران، این مسائل قابل‌پیگیری حقوقی هستند. همان‌طور که آزاده اکبری هم تاکید دارد: «اینجا دیگر ایران نیست که ساختار حقوق و قضایی به قربانی کمک نکند. در تعاریف بین‌المللی از حقوق کودکان و آزارگری آنلاین، اقدامات تتلو قابل‌پیگیری است و می‌تواند پاسخ بگیرد. برای همین با پلیس بریتانیا تماس گرفتم تا در دستگاه قضایی، اقدامات این فرد ثبت شود.»

این فعال حقوق‌بشر با مدارکی که از اقدامات تتلو در شبکه‌های اجتماعی علیه خود داشت، به پلیس بریتانیا گزارش داد: «حتی پلیس از من پرسید که سن قانونی داشتن رابطه جنسی در ایران چند است؟ گفتم ۹ سال! مامور پلیس شوکه شد و گفت «بهتر بود که نمی‌پرسیدم.» باورش شاید برای دیگران سخت باشد که کودکان در ایران از این سن مورد استفاده جنسی قرار می‌گیرند. از سوی دیگر برایم مهم بود که آزارگری آنلاین توسط این فرد به پلیس بریتانیا گزارش شود. استوری‌های او را درباره کودکان تحویل پلیس دادم و نام و مشخصات کامل او حالا در دستگاه پلیس به عنوان آزارگر ثبت شده است.»

گفته می‌شود مقصد امیرحسین مقصودلو بریتانیاست و برخی منابع گفته‌اند که او حتی ویزای این کشور را دارد. برای همین از نظر آزاده اکبری و کارگروه پیگیری رفتار اخیر تتلو در اینستاگرام و ثبت این مساله در دستگاه پلیس این کشور، موثر است.
همچنین برخی از اعضای وزارت کشور بریتانیا مشغول پیگیری وضعیت حقوقی او در همین خصوص هستند.

صفحه امیرحسین مقصودلو در اینستاگرام بیش از چهار میلیون مخاطب داشت که برای دومین بار بسته شد. صفحه تلگرامی او بیش از یک میلیون دنبال‌کننده دارد و برنامه‌های لایوش در یوتیوب با بیش از ده هزار بیننده، منتشر می‌شود. او ویدیوهایی در شبکه‌های اجتماعی داشته که در آن کودکان زیر سن قانونی حضور داشته‌اند. در تماس‌هایی که برخی زنان ساکن ایران که مورد آزار آنلاین قرار گرفته‌اند در تماس با کارگروه معترض به رفتار تتلو گفته‌اند: «وقتی به پلیس فتا مراجعه کردیم به ما گفتند که به خاطر داشتن عکس‌های بی‌حجاب در شبکه‌های اجتماعی خودمان مقصر شناخته خواهیم شد. ما هم پیگیری نکردیم.»

در پیغام‌هایی که این کارگروه در شبکه‌های اجتماعی دریافت کرده‌اند بسیاری خود را پدر و مادرهایی معرفی کردند که نگران فرزندان خویش هستند. تعدادی معلمان مدرسه هستند و برخی بدون عنوان هویت خویش، صرفا خواستار پیگیری بیشتر و اقدامات قانونی علیه امیر تتلو شده‌اند؛ و شماری هم بوده‌اند که صرفا فحاشی کرده‌اند.

هم‌زمان با کارزاری که برای بسته شدن حساب‌های کاربری امیرحسین مقصودلو در شبکه‌های اجتماعی به راه افتاد، روزنامه‌نگاران، سازمان‌های حقوق بشری و فمینیستی، وکلای ایرانی و ترک هم حاضر به همکاری شدند و با کارگروه‌های پیگیری این مساله ارتباط گرفتند.

«نوسین مونگو»، از روزنامه‌نگاران تاثیرگذار ترک در همان ساعات نخست انتشار استوری‌های تتلو در صفحه اینستاگرام، در حساب کاربری توییتر خود نسبت به این موضوع اعتراض کرد. گروه فمینیستی چپ در ترکیه هم نسبت به همین موضوع واکنش نشان داد. گروهی از روزنامه‌نگاران ترک در ارتباط با کارگروه پیگیری این ماجرا اعلام آمادگی کردند که اقدام اخیر تتلو را در رسانه‌ها منتشر کنند و از طریق سازمان‌های حقوق بشری پیگیر شوند. به‌تازگی «الحره» ازجمله رسانه‌های عربی هم گزارشی از بسته شدن حساب کاربری اینستاگرام تتلو منتشر کرد و این اقدام را دعوت به کودک‌آزاری خواند.

درعین‌حال،‌ وکلایی که در این خصوص پیگیری اقدام اخیر تتلو را پیش گرفته‌اند، می‌گویند ساختار قضایی ترکیه می‌تواند در مقابله با پست‌های امیر تتلو در راستای دعوت از کودکان برای پیوستن به «حرم‌سرا» اقدام قانونی انجام دهند. این گروه حقوقی هم وکلای ایرانی ساکن ترکیه هستند و هم وکلای ترک. همچنین عده‌ای از وکلای خارج از ترکیه و ایران هم اعلام آمادگی کرده‌اند که در این مساله همکاری کنند. از سوی دیگر، عده‌ای هم برای حمایت مالی اعلام آمادگی کرده‌اند.

به گفته وکلا پست‌های اخیر او می‌تواند ترویج «پدوفیلی» توصیف شود. پدوفیلی به فعالیت جنسی با کودکان گفته می‌شود.

پس از دعوت اعضای کمپین علیه اقدامات تتلو از کاربرانی که مورد آزار از سوی او و طرفدارانش قرار گرفته‌اند،‌ گزارش‌هایی هم به دست این کارگروه رسیده است. افرادی که مدعی شده‌اند در سال‌های اخیر مورد آزار آنلاین تتلو قرار گرفته‌اند. همچنین افرادی هم بوده‌اند که حاضر شده‌اند در خصوص آزارهایی که سال‌های پیش در خصوص آن‌ها اتفاق افتاده است، با تیم وکلا همکاری کنند. در کنار این موارد، کاربرانی هم بوده‌اند که از این حرکت تتلو دفاع کرده‌اند شماری از آن‌ها که عکس و هویت زنان را داشته‌اند خطاب به اعضای این کارگروه گفته‌اند بنا به میل خود، به امیر تتلو پیوسته‌اند یا در نظر دارند که این اقدام را عملی کنند.

به گفته اعضای این کارزار، پیگیری‌های حقوقی علیه امیر تتلو همچنان در جریان است؛ هم در جهت اقدامات قانونی و هم ادامه پیگیری‌ها برای اخراج او از شبکه‌های اجتماعی. آن‌ها معتقدند شرکت‌هایی مثل کمپانی‌های موسیقایی که با این خواننده همکاری می‌کنند، در حمایت از حقوق کودکان بایستی اقدامی موثر انجام دهند. آ‌ن‌ها همچنین از سازما‌ن‌های حقوق بشری و فعالان حقوق کودکان نیز دعوت کرده‌اند به این کارزار بپیوندند و نه‌فقط در خصوص امیرحسین مقصودلو، بلکه در رابطه با هرآنکس که در شبکه‌های اجتماعی کودکان را مورد حمله و آزار قرار می‌دهد یا زمینه این اقدام را فراهم می‌کند، پیگیری حقوقی انجام دهند.

No responses yet

Apr 26 2020

دفن «۱۵ میلیون» جوجه، «به زودی مرغ‌ها هم زنده به گور خواهند شد»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,سیاسی


رادیوفردا: پیش از این رئيس‌جمهور ایران به وزیر اطلاعات دستور داده بود که علامان معدوم‌سازی جوجه‌های یک‌روزه «تحت تعقیب» قرار بگیرند

رئیس هیأت مدیره اتحادیه مرغداران استان تهران خبر داد که ۱۵ میلیون جوجه به‌دلیل نبود مشتری دفن شدند و هزاران مرغ نیز به‌دلیل نبود مشتری دفن خواهند شد.

ناصر نبی‌پور گفت که جوجه یک روزه ۲۴ ساعت پس از خروج از تخم باید خریده شده و به مرغداری منتقل شود و در غیر این صورت باید از بین برود.

به گفته آقای نبی‌پور، مرغ‌های پرورش‌یافته نیز مشتری ندارد و چنانچه این روند ادامه پیدا کند به زودی مرغداران، مرغ‌هایشان را زنده به گور خواهند کرد.

پس از انتشار فیلمی از معدوم‌سازی هزاران جوجه یک‌روزه، رئيس‌جمهور ایران به وزیر اطلاعات دستور داده بود که علامان معدوم‌سازی جوجه‌های یک‌روزه «تحت تعقیب» قرار بگیرند.

محمدرضا صدیق‌پور، دبیر انجمن تولیدکنندگان جوجه یک‌روزه به خبرگزاری ایسنا گفته است علت معدوم کردن این جوجه‌ها، کاهش قیمت مرغ زنده و جوجه یک‌روزه در بازار بوده است.

به گفته آقای صدیق‌پور، در دو ماه گذشته به علت بحران کرونا، مصرف مرغ کاهش یافته و وضعیت عرضه و تقاضا در بازار بهم خورده است و تولیدکنندگان برای به تعادل رساندن بازار اقدام به معدوم‌سازی جوجه‌های یک‌روزه کرده‌اند.

او همچنین از کمبود شدید ذرت و سویا به دلیل عدم تخصیص ارز توسط دولت برای واردات خبر داد.

No responses yet

Apr 24 2020

صحبت‌های نوشنده ادرار شتر پس از دستگیری

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

No responses yet

Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .