اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for May, 2023

May 15 2023

تهران قول «پنج میلیون دلاری» به جهاد اسلامی «به ازای هر روز جنگ با اسرائیل» داده بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: روابط بین‌المللی

رادیوفردا: رسانه‌های اسرائیل گزارش دادند که جمهوری اسلامی ایران برای هر روز درگیری مسلحانه بین جهاد اسلامی فلسطین و اسرائیل، قول پرداخت پنج میلیون دلار پول به این جنبش داد بود. شبکه ۱۲ تلویزیون اسرائیل روز ۲۳ اردیبهشت با استناد به منابع نظامی و امنیتی اعلام کرد که قول مالی ایران در جریان درگیری اخیر ارتش اسرائیل و نیروهای جهاد اسلامی فلسطین در غزه، به این گروه داده شده بود.

حسین امیرعبداللهیان، وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران، در روزهای بحران با اسماعیل هنیه، رئیس دفتر سیاسی حماس، و زیاد نخاله، دبیرکل جهاد اسلامی فلسطین، تلفنی گفت‌وگو کرده بود.

اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، روز ۲۲ اردیبهشت در مشهد گفته بود: «بر حسب فرمان رهبر انقلاب، همه در حد استطاعت‌مان از جبهه مقاومت حمایت می‌کنیم تا اضمحلال کامل رژیم صهیونیستی محقق شود».

ارتش اسرائیل و جهاد اسلامی فلسطین بر اساس توافق نانوشته‌ای که با میانجی‌گری رئیس سازمان امنیت مصر به‌دست آمد، از ساعت ۲۲ روز ۲۳ اردیبهشت به حملات علیه یکدیگر پایان دادند. اما طرفین یک روز پس از آن نیز حملاتی در ابعاد محدودتر علیه هم صورت دادند.

عملیات اسرائیلی با نام «سپر و تیر» از روز ۱۹ اردیبهشت با کشتن همزمان سه تن از فرماندهان میدانی جهاد اسلامی فلسطین در غزه آغاز شد.

ارتش اسرائیل گفته بود که آن سه تن در حملات راکتی به اسرائیل پس از مرگ عدنان خضر، عضو جهاد که در اعتصاب غذای ۸۷ روزه در زندان اسرائیل درگذشت، نقش داشتند.

بنیامین نتانیاهو روز ۲۵ اردیبهشت گفت ارتش در طول عملیات، سه تن دیگر از فرماندهان مهم جهاد را از بین برد. او تکرار کرد که «هر کس که علیه مردم اسرائیل اقدام کند، خونش پای خودش است».

جهاد اسلامی فلسطین تأیید کرده که ۱۱ تن از ۳۳ کشته فلسطینی در بحران پنج‌ روزه، از فرماندهان این جنبش بوده‌اند و پست‌های میدانی آن‌ها را اعلام کرده است.

در راکت‌پرانی‌های جهاد اسلامی علیه شهرهای اسرائیل، یک زن ۸۱ ساله مسیحی و یک کارگر مسلمان فلسطینی که از غزه برای کار به اسرائیل رفته بود، کشته شدند و خسارات مالی به چند خانه اسرائیلی‌ها وارد شد.

شبکه «آی۲۴» اسرائیل اعلام کرده بود که یکی از راکت‌های شلیک شده از سوی گروه جهاد اسلامی، از مدل «بُراق» ساخت ایران بود، که به سوی بخش مرکزی اسرائیل در فاصله ۷۰ کیلومتری از مرز غزه شلیک شد.

اسرائیل، جمهوری اسلامی ایران را حامی عمده تسلیحاتی و مالی جهاد اسلامی فلسطین می‌داند.

در طول بحران اما جنبش حماس، با وجود حمایت لفظی از جهاد اسلامی فلسطین، هیچ اقدام عملی علیه اسرائیل نکرد. ارتش اسرائیل می‌گوید به حماس که حاکمیت غزه را در دست دارد، حمله نکرده و صدها هدفی که بمباران شدند، متعلق به جهاد اسلامی بودند.

با استفاده از شبکه ۱۲ تلویزیون اسرائیل، تایمز اسرائیل، «آی۲۴» و ایسنا/ف.ر/ک.ر

No responses yet

May 15 2023

وال‌ استریت ژورنال: گروه مورد حمایت جمهوری اسلامی در حمله منجر به مرگ پیمانکار آمریکایی دست داشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: روابط بین‌المللی

صدای آمریکا: روزنامه وال‌استریت ژورنال در گزارشی به نقل از مقامات آمریکایی نوشت که یک گروه شبه‌نظامی تحت حمایت جمهوری اسلامی ایران در شمال عراق در حمله پهپادی اوایل فروردین در شمال شرق سوریه که به کشته شدن یک پیمانکار آمریکایی منجر شد، دست داشته است.

به گفته مقامات آمریکایی، در آن حمله همچنین بیش از ۲۴ تن از پرسنل غیرنظامی و نظامی آمریکایی زخمی شدند.

وال‌استریت ژورنال افزود: «این یکی از چهار تلاش برای حمله پهپادی به نیروهای آمریکایی در خارج از عراق بود که شبه‌نظامیان مورد حمایت ایران از خاک عراق و از ماه اوت گذشته آغاز کردند.»

این گزارش حاکی است که «مقامات آمریکایی پس از بررسی لاشه پهپاد متوجه شدند که ساخت ایران بوده است.» با این همه، محل پرتاب آن برای مدتی توسط کارشناسان اطلاعاتی ایالات متحده مشخص نشد.

پس از آن، «ایالات متحده به سرعت حملات هوایی را علیه مواضع گروه‌هایی در شرق سوریه انجام داد که به گفته آمریکا با سپاه پاسداران مرتبط بودند.» در آن حملات، هشت شبه‌نظامی کشته شدند.

در این ارتباط، مقام‌های آمریکایی به دست داشتن «جبهه حرکت حزب‌الله النجبا»، گروه شبه‌نظامی عراقی، در این حمله مظنون هستند. سوی وزارت امور خارجه ایالات متحده این گروه را به عنوان یک گروه تروریستی معرفی شده است.

اما ناصر الشمری، نماینده این گروه، به وال استریت ژورنال گفت که این حمله پهپادی از عراق انجام شد و جبهه حرکت حزب‌الله النجبا نیز از آن حمایت کرد. با این حال او انجام این حمله توسط این گروه را رد کرد.

در بخش دیگری از گزارش وال‌استریت ژورنال آمده است که حملات فرامرزی نشان دهنده مشکلاتی است که دولت جو بایدن در خاورمیانه با آن مواجه است؛ آن هم در شرایطی که سعی دارد تمرکز نظامی خود را به بازدارندگی چین و روسیه تغییر دهد.

آمریکا در عراق ۲۵۰۰ سرباز دارد که به نیروهای محلی در نبرد با بقایای داعش مشاوره می‌دهند.

بر اساس این گزارش، دولت آقای بایدن برای پیشگیری از متهم شدن به مداخله در سیاست داخلی عراق، بی‌سر و صدا با بغداد در مورد خطرات شبه‌نظامیان عراقی مورد حمایت جمهوری اسلامی ایران گفتگو می‌کند.

No responses yet

May 13 2023

هشدار هفت کشور صنعتی جهان درباره «مخاطرات» معاملات مالی با ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: روابط بین‌المللی

رادیوفردا: مقام‌های گروه هفت کشور صنعتی جهان تأکید کردند که «عمیقا» از خطرات تأمین مالی غیرقانونی ایران نگرانند وزیران دارایی و رؤسای بانک‌های مرکزی هفت کشور صنعتی جهان در گروه موسوم به «جی ۷» روز شنبه، ۲۳ اردیبهشت، با ابراز نگرانی از «مخاطرات» ناشی از عملکرد جمهوری اسلامی و کره شمالی، به دیگر کشورها هشدار دادند که هرگونه معامله مالی با ایران آن‌ها را نیز به مخاطره می‌اندازد.

این گروه تأکید کرد که «عمیقا» از خطرات تأمین مالی غیرقانونی ایران نگران است.

وزیران دارایی آمریکا، بریتانیا، آلمان، فرانسه، کانادا، ایتالیا و ژاپن بیانیه خود را در پایان نشست یک روزه در شهر نیگاتا در ژاپن منتشر کردند.

دیدار این مقامات ارشد مالی و بانکی قدرت‌های صنعتی در آستانه نشست سران این گروه برگزار شد، که قرار است در روزهای آتی به مدت سه روز در هیروشیمای ژاپن گردهم آیند.

این گروه از بلندپایگان مالی و بانکی در بیانیه خود افزود اف‌ای‌تی‌اف، «گروه ویژه اقدام مالی در مورد پولشویی»، دارای نقشی مهم در حفاظت از یک‌پارچگی سیستم مالی بین‌المللی است.

در زمان دولت پیشین ایران، مباحثات طولانی در کابینه برای پیوستن جمهوری اسلامی ایران به اف‌ای‌تی‌اف انجام شد تا ایران در فهرست سیاه این گروه قرار نگیرد، اما در پی مخالفت شدید اصولگرایانِ حاکم بر مجلس این امر محقق نشد.

برخی از اصولگرایان به صراحت ابراز نگرانی کرده بودند که الحاق ایران به این پیمان، دست جمهوری اسلامی را در حمایت از متحدین خود در منطقه محدود کند.

جمهوری اسلامی که مدتی از فهرست سیاه اف‌ای‌تی‌اف تعلیق شده و مهلت گرفته بود تا اقدامات درونی لازم را برای پیوستن به این گروه انجام دهد، از اواخر سال ۱۳۹۸ رسما دوباره در سیاهه این گروه قرار گرفت.

این فهرست سیاه، هشداری به بانک‌ها و نهادهای مالی جهانی است تا در قبال بانک‌ها، شرکت‌ها و مؤسسات ایرانی محتاط و مشکوک باشند.

این گروه در چهار سال گذشته در بیانیه‌هایی در نشست‌های دوره‌ای خود از تمامی کشورها خواسته اطمینان یابند که خطر پولشویی و تأمین مالی تروریسم از درون نظام بانکی و مؤسسات مالی ایرانی، دامن آن‌ها را نیز نگیرد.

ابراهیم رئیسی در حدود دو سال اخیر تمایلی برای تلاش جهت پیوستن به «گروه ویژه اقدام مالی در مورد پولشویی» نشان نداده است.

وزیر دادگستری در دولت رئیسی پیشنهاد کرده که یک سامانه مستقل از سوئیفت جهانی تشکیل شود و کشورهایی را که مورد تحریم غرب هستند، به عضویت در آن تشویق کرد. معلوم نیست در نظامِ به‌هم تنیده اقتصاد و معاملات جهانی، چنین راهکاری تا چه حد قابل تحقق باشد.

وزیران دارایی و رؤسای بانک‌های مرکزیگروه ۷ در بیانیه ۱۴ صفحه‌ای خود در روز شنبه همچنین از تحرکات کره شمالی در ارتباط با «تکثیر سلاح‌های کشتار جمعی» و پرتاب شمار زیادی از موشک‌های بالستیک این کشور ابراز نگرانی «ِویژه» کردند.

وزارت خارجه کره شمالی در واکنش به این بیانیه، آن را مداخله‌ای دیگر در امور پیونگ‌یانگ نامید و رد کرد.

کره شمالی تأکید دارد که توان نظامی و هسته‌ای آن برای دفاع از موجودیت این کشور در برابر تهدیدات ناشی از آمریکا، کره‌ جنوبی و ژاپن است.

گروه وزرای دارایی و مدیران بانک‌های مرکزی هفت کشور صنعتی در بیانیه خود همچنین اعلام کردند که نظر به «لفاظی‌های غیرمسئولانه هسته‌ای» از سوی مقامات روسیه، از تعلیق عضویت آن کشور در اف‌ای‌تی‌اف حمایت می‌کنند.

اشاره این مقامات به برخی تهدیدهایی است که از سوی بلندپایگان روسیه، مانند ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور و ولادیمیر مدودف، رئیس شورای امنیت ملی روسیه، در خصوص احتمال کاربرد سلاح هسته‌ای در ادامه جنگ اوکراین بیان کرده بودند.

این گروه ضمن تأکید بر حمایت از اوکراین، ضرورت برداشتن گام‌های بیشتر برای تضعیف ظرفیت‌های روسیه را عنوان و اعلام کرد که دولت‌های‌ آنها تلاش خواهند کرد تا هر گونه اقدام روسیه در دور زدن تحریم‌ها را خنثی کرده و راهکارهایی برای اثرگذاری بر قیمت نفت و محصولات نفتی این کشور تعیین کنند.

با استفاده از بیانیه گروه هفت، خبرگزاری‌های آسوشیتدپرس و رویترز، رادیو فردا؛ ف.ر/ب.ب

No responses yet

May 13 2023

پاریس خبر آزادی بنژامن بری‌یر و برنارد فیلان، دو گروگان فرانسوی در ایران را تأیید کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: روابط بین‌المللی

رادیوفرانسه: بنژامن بری‌یر، شهروند فرانسوی و برنارد فیلان، شهروند دو تابعیتی فرانسوی‌ایرلندی که در مشهد زندانی بودند آزاد و در روز جمعه ۲۲ اردیبهشت به طرف فرانسه حرکت کردند. مقامات ایران پیش از این خبر «عفو» و آزادی برنارد فیلان را اعلام کرده بودند. کاترین کولونا، وزیر امور خارجه فرانسه گفت: «ایران روز جمعه دو شهروند فرانسوی را که برای اتهاماتی در پرونده‌های جداگانه زندانی شده بودند آزاد کرد و هر دو آنها اکنون به فرانسه بازمی‌گردند.»

خانم کولونا در نیمروز جمعه گفت که این دو نفر هم اکنون در راه فرانسه هستند.

این دو زندانی از جمله ۲۲ نفر خارجی زندانی در ایران بودند که ناظران می‌گویند جمهوری اسلامی آنها را عمدا و برای گرفتن امتیاز از غرب به عنوان گروگان نزد خود نگه می‌دارد.

فیلان، ۶۴ ساله، مشاور گردشگری مقیم پاریس، در ماه اکتبر در مشهد دستگیر شد و از آن زمان تاکنون در بازداشت به سر می‌برد.

در ماه آوریل، او به دلیل اتهاماتی در پیوند با امنیت ملی به شش سال و نیم زندان محکوم شد، اما خانواده‌اش شدیدا این اتهامات را رد کردند. او در ماه ژانویه در اعتراض به بازداشت خود دست به اعتصاب غذای خشک زد اما به درخواست خانواده‌اش که بیم مردن او را داشتند، اعتصابش را شکست.

بری‌یر ۳۷ ساله، ابتدا در ماه مه ۲۰۲۰ هنگام سفر به ایران بازداشت و سپس به اتهام جاسوسی به هشت سال زندان محکوم شد. او سپس در دادگاه تجدیدنظر تبرئه شد اما با این حال همچنان در زندان نگه داشته شد. خانواده او این شرایط را «غیرقابل درک» خوانده بودند.

بری‌یر نیز که مانند فیلان در زندان وکیل آباد مشهد به سر می‌برد، در اعتراض به شرایط خود دست به اعتصاب غذا زد. سعید دهقان، وکیل پیشین این زندانی فرانسوی در ایران نیز خبر آزادی او را در توییتر همرسان کرد.

چهار شهروند فرانسوی دیگر که قبلاً توسط وزارت خارجه فرانسه به عنوان «گروگان» توصیف شده‌اند، همچنان در زندان ایران هستند.

وزیر خارجه فرانسه گفت که اوایل روز جمعه با همتای ایرانی‌اش حسین امیرعبداللهیان گفتگو و به صراحت اعلام کرده است که «فرانسه مصمم است کاری کند که سایر شهروندان فرانسوی را که هنوز در ایران زندانی هستند به سرعت آزادی کامل خود را به دست آورند.»

وزارت امور خارجه ایران هم با تأیید این خبر که وزیران دو کشور با یکدیگر تلفنی صحبت کرده‌اند، آزادی این دو شهروند فرانسوی را اقدامی «بشردوستانه» از جانب جمهوری اسلامی توصیف کرده است.

ساعتی پس از انتشار خبر آزادی دو شهروند فرانسوی، امانوئل ماکرون، رئیس جمهوری فرانسه در توییتر نوشت: «بالاخره آزاد شدند. بنجامین بریر و برنارد فیلان دوباره عزیزان خود را باز خواهند یافت. این تسکین دهنده است. من از آزادی آنها استقبال می‌کنم. از همه کسانی که برای رسیدن به این نتیجه کار کردند تشکر می‌کنم. ما برای بازگشت هموطنانی که هنوز در ایران در بازداشت هستند به اقدامات خود ادامه خواهیم داد.»

No responses yet

May 13 2023

هشدار آمریکا درباره ظرفیت فزاینده ایران برای تولید بمب اتمی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,بحران هسته‌ای,سیاسی

دویچه‌وله: رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا هشدار داده که جمهوری اسلامی همچنان در حال ارتقاء توانایی خود برای ساخت سلاح هسته‌ای است. ژنرال میلی که ماه گذشته هشدار مشابهی داده تاکید کرده سیاست آمریکا جلوگیری از این کار است. ژنرال مارک میلی جمهوری اسلامی را متهم کرده که همچنان صلح را در منطقه خاورمیانه و فراتر از آن به خطر می‌اندازد و از تروریسم و گروه‌های نیابتی پشتیبانی می‌کند.

رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا هشدار داد که ایران می‌تواند به سرعت مواد لازم برای تولید سلاح هسته‌ای را تولید کند و فقط چند ماه با ساخت یک بمب اتمی فاصله دارد.

به نوشته وب‌سایت وزارت دفاع ایالات متحده (پنتاگون)، ژنرال میلی این سخنان را روز پنج‌شنبه، ۲۱ اردیبهشت (۱۱ مه) در نشست کمیسیون اعتبارات دفاعی مجلس سنا بیان کرد.

او تاکید کرده که سیاست آمریکا در این زمینه تغییری نکرده و واشنگتن همچنان اطمینان دارد که جمهوری اسلامی به سلاح اتمی دست پیدا نخواهد کرد.

ژنرال میلی ضمن تاکید بر اهمیت تامین بودجه دفاعی برای حفظ توانمندی و برتری نظامی ایالات متحده در جهان به تقویت حضور نظامیان آمریکایی در اروپا پس از تجاوز نظامی روسیه به اوکراین اشاره کرد.

تجاوز نظامیان روسی به اوکراین که ۲۴ فوریه سال پیش آغاز شد به صحنه رویارویی غرب با مسکو تبدیل شده و جمهوری اسلامی با ارسال پهپادهای انتحاری به روسیه در این جنگ مشارکت می‌کند.

ولودیمیر زلنسکی، رئیس جمهوری اوکراین ماه دسامبر در سفر به آمریکا همکاری تهران و مسکو را “کمک یک دولت تروریستی به یک دولت تروریستی دیگر” خواند و جمهوری اسلامی را به مشارکت در نسل‌کشی در کشورش متهم کرد.

همکاری‌های فزاینده روسیه، چین و ایران

رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا اواخر ماه مارس در یکی از کمیسیون‌های تخصصی کنگره ایالات متحده به پرسش‌های نمایندگان از جمله درباره افزایش همکاری‌های چین، روسیه و جمهوری اسلامی پاسخ داد.

او درباره روابط چین و روسیه گفت، مناسبات این دو کشور را “اتحاد کامل” به معنای واقعی کلمه ارزیابی نمی‌کند اما شاهد نزدیک‌تر شدن آنها بوده و این مسئله مشکل‌آفرین است.

مارک میلی گفته، ایران کشور سوم است و همکاری این سه کشور به خصوص با توجه به توانمندی‌های نظامی چین و روسیه برای سال‌های طولانی می‌تواند مشکل‌ساز باشد.

ژنرال آمریکایی با اشاره به فعالیت‌های مورد مناقشه هسته‌ای جمهوری اسلامی گفته بود، ایران می‌تواند “در کمتر از دو هفته” به مواد لازم برای ساخت سلاح هسته‌ای دست پیدا کند و در ادامه آن قادر خواهد بود “طی چند ماه” یک بمب اتمی بسازد.

نگرانی مقام‌های اسرائیلی

وب‌سایت اکسپوس چند روز پس از این اظهارات به نقل از چهار مقام اسرائیلی گزارش داد سخنان ژنرال میلی باعث نگرانی مقام‌های دفاعی و اطلاعاتی اسرائیل شده و آنها از دولت جو بایدن خواسته‌اند،‌ درباره ارزیابی وزارت دفاع و ستاد مشترک ارتش توضیح بیشتری بدهد.

ظاهرا تاکید روز گذشته ژنرال میلی درباره ثبات و تداوم سیاست‌های واشنگتن در قبال ایران با این نگرانی‌ها بی‌ارتباط نبوده است. او و لوید آستین، وزیر دفاع ایالات متحده چندی پیش در سفر به اسرائیل با مقام‌های این کشور دیدار و درباره جمهوری اسلامی رایزنی کردند.

No responses yet

May 11 2023

ادامه ریزش شاخص‌ها در بورس تهران؛ «تنگنای جدی» دولت برای تأمین بودجه

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم

صدای آمریکا: شاخص بورس تهران که پس از یک سقوط سنگین دو روزه کمی آرام گرفته بود، روز چهارشنبه دوباره کاهش یافت. در همین رابطه یک منبع آگاه به صدای آمریکا گفت که دولت جمهوری اسلامی «دچار تنگنای جدی» برای تأمین بودجه است. بحث بر سر اصلاح یا تعطیلی بازار بورس همچنان داغ است و به خبرگزاری‌های رسمی جمهوری اسلامی نیز کشیده شده است.

بنا بر گزارش خبرگزاری‌ها در ایران شاخص کل بورس در روز چهارشنبه ۲۰ اردیبهشت «۲۸ هزار و ۹۲ واحد تا رقم دو میلیون و ۲۷۷ هزار واحد کاهش یافت» و «۸۵ درصد» از نمادها در بازار بورس «منفی بودند.»

سرمایه‌گذاری سازمان تأمین اجتماعی و گروه صنعتی مپنا و ایران خودرو در روز چهارشنبه بیشترین تأثیر منفی را بر بورس گذاشتند.

صندوق بین‌المللی پول در تازه‌ترین گزارش خود با پیش‌بینی تورم ۴۲ و نیم درصدی برای اقتصاد ایران در سال جاری میلادی، اعلام کرد که جمهوری اسلامی برای تراز کردن بودجه دولتی خود باید بتواند نفت را به قیمت بیش از ۳۵۰ دلار بفروشد.

یک منبع آگاه در ایران درباره وضعیت بورس به بخش فارسی صدای آمریکا گفت که «دولت از نظر تأمین بودجه دچار تنگنای جدی شده» و با اشاره به گزارش صندوق بین‌المللی پول، اضافه کرد، «قیمت نفت اوپک در حال حاضر در کانال ۷۰ دلار است»، یعنی «کسری بودجه در ایران چنان شدید است که جمهوری اسلامی باید بیشتر از پنج برابر رقم فعلی نفت بفروشد تا از مخمصه بودجه‌ای نجات پیدا کند.»

این منبع ناظر بر اقتصاد ایران، که به دلیل ملاحظات امنیتی نخواست نامش منتشر شود، با بیان این که جمهوری اسلامی به دلیل تحریم ناچار است نفت را با تخفیف بفروشد، به افزایش چشم‌گیر مالیات‌ها اشاره کرد و افزود: «گرفتن مالیات بیشتر از بازاری که گرفتار رکود سنگین است، به معنی نابودی بسیاری از کسب و کارها، تعمیق رکود و حتی ناآرامی‌های اجتماعی است.»

به گفته این روزنامه‌نگار و تحلیلگر اقتصادی، «حکومت با دانستن این حقایق تلاش کرده نقدینگی را جمع کند و به بورس بکشاند» و از سویی «برای خرید سرمایه‌ای دلار و خودرو محدودیت بگذارد و طرح گرفتن مالیات سنگین ۶۰ درصدی از سود فروش واسطه‌ای مسکن را مطرح کند.»

برخی کارشناسان بورس می‌گویند بازار سرمایه در ایران «دستکاری» شده است.

این منبع مطلع به صدای آمریکا گفت: «بعد از رشد دوباره بورس و شکستن رکورد سال ۹۹ یعنی عبور شاخص کل از دو میلیون و ۱۰۰ هزار واحد، بورس برخلاف انتظار تحلیلگران، اصلاح نداشت و مشخص بود که بازار دستکاری می‌شود تا احیانا نقدینگی سرگردان مردم به جای بازار طلا و ارز و خودرو و … از بازار سرمایه سر درآورد.»

این منبع آگاه با تأکید بر نگرانی دولت از «تکرار ماجراهای سال ۹۹ برای بازار سرمایه»، می‌افزاید، دولت «می‌داند تداوم صعود بازار با دست‌کاری بیشتر ممکن نیست» و «سهامداران باید با احتیاط با این بازار مواجه شوند و اگر دانش کافی در این حوزه ندارند به صورت مستقیم سرمایه خود را وارد بورس نکنند و از کمک سبدگردان‌ها بهره بگیرند.»

به گفته برخی تحلیلگران بورس، «رانت اطلاعاتی» حقوقی‌ها در بورس و اخبار مربوط به «مکانیسم ماشه» علیه جمهوری اسلامی از سوی اسرائیل، احتمال تروریستی شناخته شدن سپاه پاسداران ، و همچنین وضعیت صندوق‌های بازنشستگی از دیگر مواردی است که موجب ریزش شدید در بازار بورس شده است.

سیامک خسروی‌پور، یک روزنامه‌نگار اقتصادی دیگر نیز درباره درباره ریزش شاخص‌های بورس ایران به صدای آمریکا این ریزش را «برنامه‌ریزی شده» دانسته است.

https://ir.voanews.com/a/7084028.html

No responses yet

May 11 2023

برکناری اعضای هیئت امنای خیریه «مرکز اسلامی انگلیس» وابسته به دفتر خامنه‌ای

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم

رادیوفردا: تاسیس نخستین دوره آموزشی سطح دوم علوم حوزوی در بریتانیا از سوی مرکز اسلامی انگلیس. کمیسیون خیریه انگلستان روز چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت اعلام کرد که اعضای هیئت امنای موسسه خیریه «مرکز اسلامی انگلیس»، وابسته به دفتر علی خامنه‌ای، را از کار برکنار کرده است.

این کمیسیون همچنین گفته است، یک مدیر موقت هفته گذشته برای نظارت بر فعالیت‌های خیریه این مرکز منصوب کرده است.

گزارش‌ها حاکی است که تحقیقات و بررسی وضعیت «مرکز اسلامی انگلیس» از سال ۲۰۲۲ آغاز شد. این تحقیقات به دلیل نگرانی‌ها در خصوص نحوه اداره این مرکز و به دنبال اخطار کمیسیون خیریه آغاز شده است.

کمیسیون خیریه می‌گوید که اعضای هیئت امنای «مرکز اسلامی انگلیس» به درستی به وظایف و مسئولیت‌های قانونی خود عمل نکرده‌ و در حفظ و نگهداری دارایی‌های آن کوتاهی داشته‌اند.

در همین حال، تام توگنات، معاون امنیتی وزیر کشور بریتانیا، از اقدام کمیسیون خیریه در برکناری اعضای هیئت امنای موسسه خیریه «مرکز اسلامی انگلیس» استقبال کرده است.

معاون وزیر کشور بریتانیا در این باره گفت: «در ماه‌های اخیر، من اغلب در مورد تهدیدی که ایران برای ما در بریتانیا ایجاد می‌کند، هشدار داده‌ام.»

تام توگنات اضافه کرد: «اقدامات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و عوامل آن، جان‌ شهروندان را در کشورمان به خطر انداخته است.»

این مقام وزرات کشور بریتانیا در پیامی ویدئویی در توییتر خود تاکید کرد که بر اساس گزارش‌ها مدیر این مرکز توسط رهبر جمهوری اسلامی منصوب می‌شود.

در جریان اعتراضات اخیر درخواست‌هایی برای تعطیلی مرکز اسلامی انگلیس مطرح شده بود.

این مركز که تحت عنوان دفتر علی خامنه‌ای نیز شناخته می‌شود، مراسم مذهبی مختلفی برای شیعیان بریتانیا برگزار می‌کند.

هاشم موسوی به عنوان نماینده رهبر جمهوری اسلامی در این مرکز مشغول به کار است.

No responses yet

May 10 2023

پارلمان سوئد به اتفاق آرا به «تروریستی شناخته شدن سپاه پاسداران» رای داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: روابط بین‌المللی

صدای آمریکا: نمایندگان پارلمان سوئد به اتفاق آرا طرح تروریستی اعلام شدن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از سوی اتحادیه اروپا را تصویب کردند.

این طرح که از سوی کمیته امور خارجه پارلمان سوئد ارائه شده بود، روز چهارشنبه ۲۰ اردیبهشت از سوی هر هشت حزب راست و چپ پارلمان سوئد تأیید شد و ۳۴۹ نماینده به آن رأی دادند.

بر اساس این مصوبه، دولت سوئد موظف شد که برای قرار گرفتن نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست تروریستی اتحادیه اروپا تلاش کند.

مارکوس ویشل، نماینده پارلمان سوئد و پیشنهاددهنده این طرح، پس از تصویب آن در توییتی نوشت: «امروز وقتی پارلمان سوئد به اتفاق آرا تصمیم گرفت به پیشنهاد من برای شناسایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان یک سازمان تروریستی رأی مثبت بدهد، ما تاریخ را رقم زدیم.»

او در این توییت که با هشتگ‌هایی مانند «زن، زندگی، آزادی»، «اعتراضات ایران»، و «سپاه پاسداران تروریست است» همراه بود، ضمن تأکید بر این که «سخت‌کوشی» به تصویب این طرح منجر شد، افزود: «اکنون ما به مبارزه برای توقف ظلم در ایران و دادن حق اساسی آزادی مردم ایران به آنها، ادامه خواهیم داد.»

وحید بهشتی، روزنامه‌نگار مخالف جمهوری اسلامی، نیز در توییتی با تقدیر از تلاش‌های انجام شده برای رای پارلمان سوئد به تروریستی شناخته شدن سپاه، تاکید کرد: «تا در لیست تروریستی قرار دادن سپاه و نابودی #جمهوری_اسلامی لحظه ای آرام و قرار نداریم.»

درخواست‌ها برای نهادن نام سپاه در فهرست گروه‌های تروریستی اتحادیه اروپا تاکنون به نتیجه نرسیده است. جوزب بورل، مسئول سیاست خارجی این اتحادیه حکم دادگاه یکی از کشورهای عضو را پیش‌نیاز این اقدام دانسته است.

در روزهای گذشته قوه قضاییه جمهوری اسلامی حبیب اسیود، شهروند ایرانی‌تبار سوئدی را اعدام کرد. این اقدام با واکنش صریح مقامات اروپایی مواجه شده است.

No responses yet

May 10 2023

مهدی کاظمی؛ اعدام مصنوعی من را شکست، و آدمی دیگر متولد شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سپاه,سیاسی

«ایران وایر: مهدی کاظمی»، متولد ۳بهمن۱۳۶۰ خورشیدی، تا بیست سالگی در ایران زندگی کرد و بعد به اتریش مهاجرت کرد. در اتریش، آلمانی را آموخت و بعد در رشته برق تحصیل کرد. پس از آن در شرکت‌های الکترونیکی و آلمانی مشغول به‌کار شد. او طی قریب به یک دهه اخیر، در سفرهایی که برای دید‌و‌بازدید خانواده داشت، مستندهایی ساخت که هرگز برای پخش آن اقدام نکرد. خودش می‌گوید ایده ساخت این مستندها، از صحبت با یکی از دوستان اتریشی‌اش در ذهنش کلید خورد. وقتی که یک همنشین اتریشی در وین به او گفته بود: «کاش از زمان آلمان نازی و رهبری آدولف هیتلر، مستندهایی پنهانی وجود داشت تا ما حال واقعی مردم آن روز اتریش و آلمان را می‌فهمیدیم.» او ۶دی‌۱۴۰۰، توسط اطلاعات سپاه پاسداران، به اتهام آنچه «جاسوسی برای کشور و دولت متخاصم» خوانده بودند، در اصفهان بازداشت شد.

با مهدی کاظمی در وین، در مورد روزهای پیش و پس از بازداشتش توسط اطلاعات سپاه اصفهان گفت‌وگو کردیم.

 ***

* شما به ایران رفتید و در کشور زادگاهت بازداشت شدید. آیا قبل از این سفر اخیر، به ایران رفت‌و‌آمد داشتید؟

بله، من طی بیست سال اخیر که در اتریش زندگی کردم، بارها و به کرات به ایران رفت‌و‌آمد داشتم، هیچ‌وقت هم مشکلی نداشتم. هرگز مشکلی به‌وجود نیامد. خانواده‌ام هم سیاسی نبود که بخواهند روی من حساس شوند.

* برای ساخت مستند به ایران رفته بودید؟

من از پنج سال پیش در کنار شغل اصلی‌ام، مستند سازی را شروع کردم. من هیچ‌وقت آدم سیاسی نبودم و مستندسازی را هم از روی علایق شخصی‌ام شروع کردم. اولین مستندی که ساختم برای بچه‌های سنگ‌نورد و صخره‌نورد ایرانی بود. خیلی از همان بچه‌هایی که در موردشان مستند ساختم، در اعتراضات اخیر جزو سنگ‌نوردهایی بودند که یا روسری‌های‌شان را درآوردند، یا مثلا بازداشت شدند. من طی این پنج سال، هیچ یک از مستندهایم را نمایش ندادم.  یعنی حتی ادیت هم نکردم. چون می‌خواستم این فیلم‌ها را برای آیندگان بسازم. داستان از اینجا شروع شد که یک روز دوست اتریشی‌ام به من گفت کاش می‌توانستیم بفهمیم در زمان “آدولف هیتلر” و نازی‌ها، مردم اتریش چه فکری می‌کنند و چه اعتقادات سیاسی دارند. آیا همه مردم با هیتلر بودند؟ مسلما رسانه‌های آلمان نازی این‌طور القا می‌کردند که مردم آلمان و اتریش هم با سیاست‌های رهبرشان همسو هستند. ما هم الان در ایران یک دیکتاتور، یک هیتلر و یک حکومت شبیه به آلمان نازی داریم. پس ما می‌توانیم مستندهایی بسازیم، بدون اینکه پخش کنیم و بگذاریم برای آینده آزاد ایران. من مستندهایم را برای ایران آزاد می‌ساختم.

*غیر از صخره‌نوردها، چه موضوعات دیگری برایتان سوژه فیلم‌سازی شد؟

در مورد بچه‌های اوتیسم یک فیلم ساختم. خانمی در میدان تجریش را دیدم که زندگی غریبی داشت. این خانم از پدر و مادری ایرانی-آمریکایی به‌دنیا آمده بود؛ یعنی نصف ایرانی بود و نصف آمریکایی. همسرش آلمانی بود و کارش کشید به دست‌فروشی کنار میدان تجریش در ایران؛ هم خودش هم برادرش اوتیسم داشتند. یک مستند در مورد موسیقی زیرزمینی ساختم. فیلمی هم در مورد مشکلات زنان در ایران که فقط همین یک فیلم را پس از انقلاب مهسا ادیت کردم، منتشر شد و جوایزی هم در جشنواره‌ها برد.

* آخرین مستندی که می‌ساختی در مورد کولبران بود. یعنی بهانه اصلی دستگیری‌ات همین مستند شد؟

دسامبر۲۰۲۱ من به ایران رفتم تا در مورد کولبران مستندی تهیه کنم. من از وین به شیراز رفتم. از شیراز با خودرو خودم به اصفهان رفتم و در هتلی که بعدها فهمیدم در دستگیری من نقش داشته، اقامت کردم. از آنجا به سنندج رفتم و از طریق دوستانم با سرکارگر کولبرها آشنا شدم. هدف من از پروژه کولبران این بود که می‌خواستم به مردم نشان دهم این بچه‌ها، در چه وضعیتی و در چه پروسه‌ای، بارها را از کوهستان عبور می‌دهند و به ایران می‌آورند. یعنی قرار بود خود من هم با کولبرها از کردستان حرکت کنم، به بارگاه که محل تحویل بارهاست بروم و بعد با آن‌ها از مسیر کوهستان به مقصد برگردم. چیزی که برای بازجوهایم در زمان بازداشت مهم بود و بارها پرسیدند، این بود که چه کسی به من خط داده است؟ من این را به بازجوهایم گفتم و اینجا هم می‌گویم؛ دوستان و همکاران من در اتریش، تعطیلات‌شان را به مدیترانه می‌رفتند و عشق زندگی را می‌کردند، من با پول سفر و زندگی شخصی‌ام می‌رفتم از بچه‌های اوتیسم و مشکلات زنان و صخره‌نوردها و کولبران فیلم می‌ساختم.

در کردستان، کولبرها به من گفتند چرا چنین ریسکی می‌کنی؟ گفتند اگر از مرز رد شویم و ما را بگیرند، ما کردی حرف می‌زنیم و گلیم خودمان را از آب می‌کشیم. تو می‌خواهی به چه زبانی حرف بزنی که نجات پیدا کنی؟ می‌گفتند ممکن است حتی برای خودشان هم گران تمام شود. حالا خوشبختانه یا بدبختانه، آن روزها مرز بسته بود و کار نمی‌کردند.

از سرکولبر پرسیدم یعنی چی که مرز بسته است؟ شما که از مرز و با گذرنامه عبور نمی‌کنید و از کوهستان رد می‌شوید. آن‌جا جوابی شنیدم که برایم تکان دهنده بود. سرکولبر که به عبارتی هماهنگ کننده کولبرهاست در دوربین گفت: «ما و سپاه با هم کار می‌کنیم. اگر سپاه نداند یا نخواهد، ما نمی‌توانیم عبور کنیم.» به من گفت که یکی دو کولبر که نیستند شبانه از مرز ردشان کنیم، ماجرای هزاران کولبر است. الان سپاه گفته رد نشوید و ما هم نباید کار کنیم.

از او پرسیدم خب  پس چرا نیروهای سپاه بچه‌های شما را با تیر می‌زند؟ سرکولگر گفت: «گهگاهی هم ما باید یادمان باشد قدرت دست کیست و سپاه است که حرف اول را می‌زند.» واقعا حیف از این فیلم‌ها که دیگر نیستند. همه این فیلم‌ها افتاد دست سپاه. 

* در مورد هتلی در اصفهان صحبت کردید و گفتید نقش مهمی در بازداشت شما توسط سپاه پاسداران داشت. در گفت‌وگویی هم که قبل از مصاحبه داشتیم گفتید که مدیر این هتل مخبر سپاه پاسداران بوده و اطلاعاتی را که به‌صورت دوستانه از تو می‌گرفت، در اختیار بازجویان سپاه قرار داده بود. چطور به این نتیجه رسیدی؟  

این هتل در اصفهان پاتوق من شده بود. هر وقت به اصفهان می‌رفتم آنجا اقامت می‌کردم. دفعه آخری که من به ایران رفتم، یکی از دوستان آلمانی‌ام را هم با خودم بردم. قبل از این‌که پروژه فیلم‌برداری کولبران را آغاز کنم، می‌خواستم ایران را به او معرفی کنم. این کار همیشگی‌ام بود. هر بار یکی از دوستان اروپایی‌ام را می‌بردم و اتفاقا آن‌ها هم عاشق ایران می‌شدند. این‌بار در فرودگاه، یک خانم حراستی جلو آمد، بدون این که با این توریست آلمانی حرف بزند، روسری‌اش را با دست گرفت و کشید جلو. من بلند شدم و اعتراض کردم. گفتم خانم این چه شکل برخورد کردن است؟ چرا بدون اجازه به بدن یک زن دست می‌زنی؟ با همین خانم حراستی بحثم شد و حرف‌های تندی زدم و مجبور شدم از فرودگاه خارج شوم و بیایم بیرون. چون حرف‌های تندی هم زده بودم و او رفته بود نیروی کمکی بیاورد. این ماجرا را فقط و فقط برای همین مدیر هتل تعریف کردم و بعد در بازجویی‌ها همین موضوع را جلوی من گذاشتند.

به‌جز این، قبل از سفر به کردستان، همین مدیر هتل به من گفته بود که هرچه وسایل فیلمبرداری و الکترونیکی داری با خودت بیاور که می‌خواهم همه آن‌ها را از تو بخرم. من همه وسایلم که حتی دوربین مخفی‌هایم بود را با خودم به ایران بردم، چون می‌خواستم به‌عنوان جنس دسته دوم بفروشم و تجهیزات جدید بخرم. ولی نخرید؛ هر روز امروز و فردا کرد و روزهای آخر می‌گفت این‌ها را نگه‌دار، یکی از دوستانم قرار است بیاید و آن‌ها را بخرد. در حقیقت فقط می‌خواست با همه وسایلم دستگیر شوم.

یک روز قبل از دستگیری‌ام هم به من گفت یک سورپرایز برایت دارم که تا آخر عمرت فراموش نکنی و زندگی‌ات دگرگون می‌شود. در جوابش گفتم تو لطفا این وسایلی که قول داده بودی را بخر، برای من کافی است. گفتم من به‌خاطر تو این همه پول اضافه بار دادم و حالا دوباره همه این‌ها را به وین برگردانم. گفت نگران نباش دوستانم وسایلت را از تو می‌گیرند. فردا منتظر سورپرایز من باش.

* فردای آن روز بازداشت شدید. یعنی سورپرایزی که وعده‌اش را می‌داد که بگیرید، همین بازداشت توسط سپاه بود؟

صبح که بیدار شدم، خودش در هتل نبود. یکی از دوستانم که در اصفهان بود را دعوت کردم هتل که با هم صبحانه بخوریم و به کارگاهش برویم و بعد برگردم شیراز و کم‌کم آماده برگشت به وین شوم. حوالی ساعت ۱۲ یک نفر با شماره ناشناس به من زنگ زد و گفت ماشین شما به‌دلیل شکایت راهنمایی رانندگی توقیف است. گفت اگر نیایید به کلانتری ۱۱ اصفهان، در اولین پلیس راه، خودرو شما توقیف می‌شود. من هم با دوستم رفتم، اما روبه‌روی کلانتری ریختند سر من. یک مشت آدم‌های عجیب‌و‌غریب. اول فکر کردم این‌ها نوچه‌های آدم‌هایی هستند که از من شکایت کردند، گفتند بیا برویم توی ماشین. گفتم بیایید داخل کلانتری حرف بزنیم. دیدم پلیس‌ها ایستادند و نگاه می‌کنند. با این وجود دویدم و از گیت رد شدم و به حیاط کلانتری رسیدم. دیدم این‌ها هم وارد شدند، فهمیدم زورگیر نیستند. سردسته‌شان آمد و گفت فکر کردی بروی کردستان فیلم‌بگیری و کسی نفهمد؟ چشم‌بند زدند، دست‌بند زدند و مرا بردند.

* این همان سورپرایزی بود که مدیر هتل برایت در نظر داشت؟

یادم هست وقتی به همان مدیر هتل گفتم که در فرودگاه وقتی بر سر حجاب دوست آلمانی‌ام به جمهوری اسلامی بد و بیراه گفتم، ناراحت شد. به من گفت به هرحال کشور قانون دارد، نمی‌توانی هر کاری خواستی بکنی. آن روز برایم عجیب بود که یک دفعه این قدر تغییر رفتار داد. اما بعد فهمیدم ماجرا چیست. این موضوع را حتی در بازجویی‌ها به من گفتند؛ که چرا در فرودگاه به نظام توهین کردی؟ 

* وقتی شما را گرفتند، موضوع اصلی این بود که چرا با کولبرها صحبت کردید، یا چرا برای مستند سراغ این قشر جامعه رفتی؟ 

نه اتفاقا اصلا موضوع این نبود. من بعدها فهمیدم وقتی من را گرفتند از من جز نام و نام‌خانوادگی‌ام هیچ چیزی نداشتند. لپ‌تاپ و موبایلم را برداشتند و همه زندگی من را بیرون کشیدند. حتی بعضی از فیلم‌هایی که ساخته بودم مثل صخره‌نوردها را چون روی دستگاه‌هایم نبود را هم خودم به بازجوها گفتم. حرفم این بود که من سیاسی نیستم. فقط داشتم مستندهایی می‌ساختم که قرار هم نبود جایی منتشر شود.

* خودت فکر می‌کنی دو تابعیتی بودن  تاثیری در بازداشت شدن داشت؟

بیش از ۹۰ درصد دو ملیتی بودنم دلیل بازداشت شدنم بود. من بچه‌هایی را در ایران می‌شناسم که همین کار را می‌کنند و مشکلی به‌وجود نمی‌آید. حتی یک بار خودم را در شیراز گرفته بودند، ولی چون با لهجه شیرازی با ماموران حرف زدم، ولم کردند.

نامزد من آمریکایی است. بازجوها می‌گفتند این خانم افسر اطلاعاتی تو است؛ می‌گفتند ما می‌دانیم این از طریق تو نفوذ کرده و می‌خواهد از داخل کشور اطلاعات کسب کند. به بازجوها گفتم من قبل از شناختن این خانم مستندسازی‌ام را شروع کردم، این بنده خدا اصلا چیزی از سیاست نمی‌داند. اما قبول نمی‌کردند. در حقیقت بازجوهای سپاه دو خواسته بزرگ از من داشتند؛ اول اینکه حرف‌های تو باید با مستندات ما یکی شود، دومی هم اینکه نامزدت را بکش بیاور ایران یا یکی از کشورهای همسایه که ما او را بیاوریم؛ گفتم اعدامم کنید هم این کار را نمی‌کنم.

 * تو برای رسیدن بازجوهای سپاه به همین دو خواسته سه ماه در زندان بودی. یعنی زمانی که تقریبا می‌گویند یک انسان را در بازجویی‌ها به‌صورت کامل می‌شکنند. 

۷۶ شبانه روز. دلیل دارد که می‌گویم شبانه روز؛ شما در حالت عادی شب‌ها می‌خوابی. ولی آنجا شب نداری، نمی‌خوابی. ببینید من بند ۹ الف اطلاعات سپاه بودم، همان‌جایی که الان توماج صالحی را نگه می‌دارند. قاضی‌ام همان قاضی اطلاعات سپاه بود. وقتی من را بردند داخل زندان، از همه جای جهان بی‌خبر بودم. حتی نمی‌دانستم روسیه به اوکراین حمله کرده است. من قبل از دستگیری‌ام سرطان داشتم و به‌همین دلیل عمل کردم. با این وجود، همیشه نگران خانواده‌ام بودم. بازجوها هرگز من را نزدند، ولی کاش کتک می‌زدند. لااقل خالی می‌شدم. آن‌قدر نگه‌ت می‌دارند که امیدت را بگیرند. من از یک جایی پذیرفتم که اینجا ایستگاه آخر است. من را از یک جایی شکستند. شما خودت را در دست کسانی می‌بینی که اختیار تام دارند و به هیچ‌جا هم پاسخگو نیستند.

من روز دهم، در زندان اقدام به خودکشی کردم. ببینید طی ده روز چه بلایی در بازجویی‌ها بر سر آدمی که همه زندگی‌اش در ایران‌گردی و جهان‌گردی بود آوردند، که کارش به خودکشی کشید. آن روز من دوازده ساعت بازجویی شده بودم. آن روز احساس کردم دارم تمام می‌شوم و ممکن است اعتراف کنم. ده شبانه روز پروژکتور روی صورتم روشن بود، حق نداری پتو را روی صورتت بکشی و بلافاصله می‌ریزند داخل سلول، می‌گویند باید صورتت را ببینیم.

آن روز ظرف غذایم را که آوردند، ظرف را شکستم و با لبه ظرف پلاستیکی خواستم رگ دستم را بزنم. حرکت اول را که زدم، صدای پای‌شان را شنیدم. ظرف پلاستیکی تیز نبود و رگم را نزد. آمدم ضربه دوم را محکم‌تر بزنم که مچ دستم را گرفتند. ریختند داخل سلول و تمام پتوها، ظرف آشغال و جارو کوچکی که برای نظافت داشتیم را با خودشان بردند. گفتند دوباره خودکشی می‌کند؛ همه دار‌و‌ندارم همین پتو و ظرف غذا بود که رفت.

* این آخرین اقدام اعتراضی‌ات بود؟

بین روزهای هفدهم تا نوزدهم بود که اعتصاب غذا کردم. خواسته‌ام هم این بود که مرا به زندان قوه‌قضاییه ببرید. بعد از آن خودکشی به من گفتند اینجا جانت دست خودت نیست. می‌خواهی بمیری هم بمیر، ولی وقتی ما گفتیم باید بمیری. من همان‌جا دیگر اعتصاب غذا کردم. از هر راهی وارد شدند؛ یک بار تهدید، یک بار فریاد، یک بار یک پیرمرد مهربان فرستادند داخل سلول، ولی گفتم من ادامه می‌دهم ولی سربلند می‌میرم. روز چهارم همان پیرمرد آمد داخل سلول و گفت ما تسلیم هستیم. بیا برو زندان قوه‌قضاییه.

من را بردند تا داخل حیاط و خورشید بعد از ۱۹ روز به بدنم خورد. آمدند و گفتند یک مصاحبه بکن و برو. من هم در آن مصاحبه بدشان را نگفتم. گفتم حالا که اعتصاب غذا جواب داده، لااقل بدشان را نگویم که کار خراب نشود. گفتم همین که سپاه من را شکنجه بدنی نداد، دست سپاه درد نکند.

من را با خودرو به زندان مرکزی قوه‌قضاییه منتقل کردند. همه کارهای اداری اول هم انجام شد. اثر انگشت گرفتند، نام نویسی کردند. بعد مرا جدا کردند و بردند انفرادی. فکر کردم برای اینکه با قاتل‌ها و جانی‌ها هم سلول نباشم، می‌خواهند به انفرادی بروم. در انفرادی یکی آمد و گفت غذا تمام شده، بیا غذای من که همسرم درست کرده را بخور. قرمه‌سبزی بود و من هم بعد از چهار-پنج روز اعتصاب غذا، واقعا گرسنه بودم. ده دقیقه بعد از اینکه غذایم را خوردم، برگشت و گفت غذایت را خوردی؟ بلند شد و گفت باید برگردی همان‌جایی که بودی، گفت من نمی‌دانم تو کی هستی، فقط گفته‌اند غذایش را خورد بگو باید برگردد همان‌جایی که بود. دنیا روی سرم خراب شد. آنجا فهمیدم دیگر اعتصاب غذا هم فایده ندارد و بدنم شروع کرد به اذیت کردن. من سرطان دستگاه گوارش داشتم و دکتر توصیه کرده بود که باید سبزی و میوه‌جات بخوری، خب چنین چیزی هم در زندان وجود نداشت.

* بعد از بازگشت از زندان مرکزی و شکستن اعتصاب غذا، رفتار بازجوها تغییر نکرد؟

گفتند از این به بعد بنشین تا صدایت کنیم. کارم به جایی رسیده بود که آرزو می‌کردم برای بازجویی صدایم کنند. دو ساعت، سه ساعت، یک روز، دو روز، همان‌جا در همان اتاق دو در دو نشسته‌ای. هیچ کاری، هیچ سرگرمی نداری. من با غذایی که برایم می‌آوردند سرگرمی درست می‌کردم. مثلا خرماها را دور نان می‌چیدم، بعد نان را تکه تکه می‌کردم روی خرماها می‌گذاشتم. بعد از سر گرسنگی نان و خرما را می‌خوردم. حالا عذاب وجدان می‌گرفتم که چرا سرگرمی‌ات را خوردی؛ از خودم بدم می‌آمد که چرا سرگرمی‌ات را می‌خوری. از آن‌جا به بعد شرایط جسمی‌ام بدتر شد، تا جایی که دیگر هیچ چیز نمی‌توانستم بخورم، بوی غذا که می‌آمد بالا می‌آوردم.

از روز سی‌ام بازداشتم، گفتند تو نه افسر اطلاعاتی -یا همان نامزدم- را به ایران می‌آوری و نه حرف‌هایت را با سندهای ما یکی می‌کنی. یعنی همان اعتراف اجباری؛ پس تو جاسوسی و حکم جاسوس هم اعدام است. 

از آن روز حرف در مورد اعدام را شروع کردند. یک روز در سلولم نشسته بودم، زندانبان آمد و گفت چشم‌بندت را بزن. می‌دانستم که وقت هواخوری هم نیست. پرسیدم کجا می‌خواهی ببری؟ بازجویی دارم؟ گفت نه! همکاری نکردی، باید اعدام شوی. آمدند مرا بردند. زندانبان‌ها پرسیدند چه حسی داری که می‌خواهی اعدام شوی؟ من ناخودآگاه یاد شعری از خیام افتادم که می‌گفت «از آمدنم نبود گردون را سود، وز رفتن من جاه و جلالش نفزود» و مداوم همین را زمزمه می‌کردم، در آن لحظات به من آرامش می‌داد. بعد از پنج دقیقه گفتند بچه خوبی هستی، برگرد سلولت. 

از وقتی به سلول برگشتم، آن مهدی کاظمی مرد. یعنی آن مهدی کاظمی قبلی همان‌جا اعدام شد و یک نفر دیگر به‌دنیا آمد. با همین اعدام مصنوعی یک آدم جدید، یک مبارز در من متولد شد. شده بودم کسی که دیگر حتی نمی‌ترسیدم. شروع کرده بودم در سلول خودم آن‌قدر راه می‌رفتم که زانوهایم می‌گرفت. زیرلب زمزمه می‌کردم می‌گفتم «من خویشتن خویش را یافتم» و باز راه می‌رفتم. می‌آمدند داخل سلول و تهدید می‌کردند، می‌گفتند بنشین وگرنه می‌زنیم. حتی نگاه‌شان نمی‌کردم و باز راه می‌رفتم.

بعد از آن به من گفتند تو نه تنها جاسوسی، که جاسوس حرفه‌ای هم هستی. هرکسی آمده اینجا بعد از ۱۰ روز، نهایتا ۲۰ روز به حرف آمده، تو بعد از دو ماه هنوز حرف نزدی. گفتم من اگر جاسوس ساده هم بودم باید از مال دنیا یک خانه یا یک ماشین می‌داشتم، نه اینکه از دار دنیا هیچ چیزی نداشته باشم. بعد از ۶۰ روز من را با هواپیما بردند تهران. گفتند برو آنجا، آدمت می‌کنند. در تهران هم بازجویی‌ها ادامه داشت. دوازده روز تهران بودم. هفتادودومین روز بازداشتم باز مرا برگرداندند اصفهان. در این مدت همه فکرم این بود که خانواده‌ام چه می‌کشند؟ بعدها فهمیدم که دولت اتریش هیچ کاری برای من نکرده بود؛ حتی در این حد که بپرسد حال این آدم خوب است؟ هیچ کاری نکرده بود.

* بعد از آن بود که تصمیم گرفتند تو را موقتا آزاد کنند؟

بازجو من یک بار از دهانش پرید و گفت: «به هرحال من باید به بالا دستی‌ام بگویم تو را برای چه چیزی گرفتیم یا نه؟ نمی‌توانم بگویم هیچ اعترافی نکردی که.» یعنی این‌ها در همان دادگاه‌های نمایشی‌شان هم به یک مدرک حداقلی نیاز داشتند.

همان زمانی که من در بازداشت بودم، پدر و مادرم از طریق دوستم خبردار شده بودند. با هزار بدبختی و رایزنی و پیدا کردن آشنا و صحبت با دادستان، موفق شده بودند محل بازداشت مرا پیدا کنند. یک روز آمدند جلوی من نشستند و ۱۰ برگه گذاشتند جلوی من، گفتند این‌ها را امضا کن. پرسیدم چرا باید امضا کنم؟ گفتند یعنی بعد از ما اجازه نداری با هیچ نهاد دیگری صحبت کنی. بعد گفتند باید در این دفتر برای ما بنویسی که اینجا بر تو چه گذشت. چیزی مثل یادگاری. یکی از زندانبان‌ها آمد، مرا چندبار در اتاق‌های مختلف چرخاند و بعد وارد محوطه شدیم. به من گفت الان چشم‌هایت را باز می‌کنم. روبه‌روی تو یک در است، در را باز کن و بدون اینکه برگردی برو بیرون. در را باز کردم، دیدم خیابان است، آدم‌ها رد می‌شوند. در را بستم گفتم اینکه خیابان است، گفت آزادی برو. برگشتم بغلش کردم. داد می‌زد که مگر نگفتم برنگرد؟

وقتی از زندان بیرون آمدم، دیدم پدرم، مادرم، همه خانواده و دوستانم منتظرم هستند، نمی‌دانید چه حس زیبایی بود. 

* خروج از ایران برای کسی که به او انگ جاسوسی دولت متخاصم زده‌اند ساده نیست. چطور از ایران خارج شدی؟

من یا قید وثیقه آزاد شدم. طبق قانون، باید شش ماه به شش ماه ممنوع‌الخروجی‌ات تمدید شود. در این مدت دوبار دادگاه رفتم که بعدها مشخص شد به ۱۶ سال زندان محکوم شدم. بعد از دو ماه که با قید وثیقه آزاد بودم، گذرنامه‌هایم را به من پس دادند، ولی خب ارزشی نداشت و کاغذ پاره بود. دقیقا روزی که شش ماه از آزادی‌ام می‌گذشت، به پدرم گفتم اینجا که آلمان نیست، شاید تا بخواهند ممنوع‌الخروجی‌ام را تمدید کنند، یکی دو روز این وسط از دستشان در برود.

رفتم اداره گذرنامه شیراز و گفتم من فقط یک سوال دارم. من ممنوع‌الخروج هستم یا نه؟ گفت برو ته صف تا نوبتت بشود. رسیدم داخل و پاسپورت ایرانی‌ام را تحویل مسوول باجه دادم. گفت دیروز ممنوع‌الخروج بودی یا فردا باشی را نمی‌دانم، اما امروز ممنوع‌الخروج نیستی. به‌محض اینکه از اداره گذرنامه بیرون آمدم با موبایل پدرم یک بلیت آنلاین برای دبی خریدم. اصلا مهم نبود مقصد کجاست، فقط می‌خواستم با اولین پرواز از کشور خارج شوم.

در هر صورت، در فرودگاه و گیت اول که چمدان‌ها را کنترل می‌کنند، من را کشیدند کنار. گفتند چهره‌ات لبریز از استرس است. دستش را روی سینه‌ام گذاشت و گفت چرا قلبت تند می‌زند؟ گفتم من استرس پرواز دارم. گفت نه یک جای کار تو می‌لنگد. چند بار وسایلم را چک کرد و گفت برو، ولی فکر نکن من نفهمیدم.

بخش کنترل پاسپورت هم مهر زد و گفت برو اطلاعات سپاه. آنجا را هم رد کردم، باورم نمی‌شد. برای پدرم نوشتم: «من رد شدم شما بروید.» پدرم گفت تا تو به وین نرسی من اینجا می‌مانم. وقتی هواپیما در فرودگاه دبی به زمین نشست، بعد از چند دقیقه پلیس دبی مرا دوره کرد و گرفت. گفتم خب سپاه فهمید، به امارات خبر داد و اینجا دیگر کارم تمام است. مرا بردند، از خودم و وسایلم عکس گرفتند. گفتند می‌توانی بروی، ولی تو بیست دقیقه است یک نقطه ایستادی و به آسمان خیره شدی. چکار می‌کنی؟ گفتم بلیت برای فرداست، گفتند خب برو بنشین. چرا مثل دیوانه‌ها یک جا می‌ایستی آسمان را نگاه می‌کنی؟ من خودم نفهمیده بودم که بیست دقیقه گذشته بود.

* الان بین مهدی کاظمی قبل از آخرین سفر به ایران، با مهدی کاظمی که در وین است و دیگر نمی‌تواند به ایران برگردد چه فرقی هست؟ 

زندانبان‌ها در زندان به من گفتند ما نمی‌دانیم تو کی هستی که نمی‌گذارند تو را بزنیم، ولی ما همه را وحشیانه می‌زنیم. از بقیه زندانی‌ها هم شنیده بودم که شدیدا کتک می‌خورند. اما خب قرار بود روی بدن من جایی از ضرب‌و‌شتم باقی نماند. من تا قبل از بازداشت، سپاه را مثل بقیه مردم دنیا می‌شناختم. فقط اطلاعاتی از رسانه‌های داخل و خارج در موردش خوانده بودم، اما من سپاه را با پوست و استخوانم درک کردم. می‌خواهم صدای آن‌هایی باشم که در زندان‌های سپاه شکنجه یا کشته می‌شوند.

در جریان بازجویی‌ها، بارها به من گفتند خائن و وطن‌فروش و جاسوس. یک بار به بازجویم گفتم ببین، مطمئن باش اگر روزی کسی به کشور من حمله کند، من جلوتر از تو برای دفاع از ایران می‌روم. گفتم مطمئن باش تو در آن زمان پشت سر من هستی و جلو نمی‌آیی. بعد از انقلاب مهسا هم به این نتیجه رسیدم که هر یک از ما باید سهم خودمان را ادا کنیم.

No responses yet

May 09 2023

واکنش نیلوفر آقایی به «دروغگو» خطاب شدن معترضان در بیلبوردهای شهرداری تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سپاه,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱,ملای حیله‌گر

صدای آمریکا: نصب بیلبوردهایی با طرح پینوکیو و دادن نسبت دروغگویی به معترضانی که چشم‌هایشان را بر اثر تیراندازی نیروهای حکومتی جمهوری اسلامی از دست داده‌اند، واکنش یکی از این آسیب‌دیدگان را به همراه داشت.

شهرداری تهران بیلبوردهایی با طرح پینوکیو در کنار افرادی با چشم‌های پانسمان شده به همراه سخنی از امام اول شیعیان در نکوهش دروغ در سطح شهر نصب کرد.

روی این بیلبوردها از علی ابن ابی‌طالب نقل قول شده که «در دروغگویان خیری نهفته نیست.»

نیلوفر آقایی، یکی از معترضانی که یک چشمش را با شلیک نیروهای جمهوری اسلامی از دست داده و به‌تازگی به جای آن چشم مصنوعی گذاشته است، در پیامی ویدئویی به این اقدام شهرداری تهران واکنش نشان داد و گفت: «یک ماه و خرده‌ای است که چشم درآورده‌ام، اما مشغله زیاد نگذاشت من این دروغ را فاش نکنم؛ که حواسم باشد این چشمم را نشان ندهم،‌ اما نمی‌دانم چشم جدید چرا صدا می‌دهد.»

او تأکید کرد: «البته که بر دروغگویان خیری نهفته نیست! این را آویزه گوشمان کرده‌ایم، اما دیگر ببخشید، یادم رفته بود خبر بدهم که چشم درآورده‌ام!»

نیلوفر آقایی کارشناس ارشد مامایی است که روز چهارم آبان ۱۴۰۱ در تجمع کادر درمان در مقابل نظام پزشکی در اعتراض به کشته شدن مهسا امینی در بازداشت نیروی انتظامی، با شلیک مستقیم مأموران یگان ویژه بینایی یک چشم خود را از دست داد.

نسبت دادن «دروغگویی» به آسیب‌دیدگان اعتراضات سراسری از سوی شهرداری تهران در حالی است که روز یک‌شنبه ابراهیم رئیسی با ادعای «جبران خسارت شهروندانی» که در جریان اعتراضات «خسارت‌های مادی یا آسیب‌های معنوی» دیده‌اند، یک کمیته ویژه تشکیل داد.

چشم‌پزشکان سه بیمارستان «فارابی، رسول‌اکرم، و لبافی‌نژاد»، تخمین زده‌اند که در جریان سرکوب اعتراضات سراسری ایران که پس از ۲۶ شهریور تا پایان آبان «بیش از ۵۰۰ بیمار» را که «چشم‌هایشان به‌شدت آسیب دیده بود» پذیرش کرده‌اند و پزشکان در استان کردستان نیز از «حداقل ۸۰ نفر» سخن گفته‌اند که چشمانشان مجروح شده است.

برخی از این آسیب‌دیدگان با انتشار عکس‌های خود توجه افکار عمومی را جلب کرده‌اند.

الهه توکلیان، یکی از معترضانی که بر اثر اصابت گلوله مأموران جمهوری اسلامییک چشمش را از دست داده‌، پیش از این گفته است که «سکوت در مقابل خون هایی که به ناحق ریخته شد» خیانت است و او «زنده است که این اتفاقات را به تصویر بکشد و این خیانت را نشان دهد.»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .