Mar 04 2013
Mar 03 2013
دریوزگی اسهال طلبها به درگاه سید علی گدا: ‘جبهه اصلاح طلبان’ به آیتالله خامنهای نامه نوشتهاند
بیبیسی: آقای حق شناس گفته است که نامزد اصلی “جبهه اصلاح طلبان” در انتخابات محمد خاتمی است و آنها منتظر تصمیم او در مورد نامزدی در انتخابات هستند
محمد جواد حقشناس، نایب رئیس جبهه اصلاحطلبان (جبهه مردمسالاری سابق) اعلام کرده که این جبهه به همراه جبهه اعتدالگرایان دو هفته پیش نامهای به آیتالله خامنهای، رهبر ایران نوشتهاند و از وی برای گفتگو در باره انتخابات ریاست جمهوری سال آینده، درخواست دیدار کردهاند.
آقای حق شناس به خبرگزاری دانشجویان ایران گفته که هدف از این نامه “بیان دغدغه های اصلاح طلبان نسبت به انتخابات سال آینده، فضای سیاسی کشور، رقابت های انتخاباتی و حضور اصلاح طلبان در انتخابات آتی است.”
به گفته این عضو جبهه اصلاح طلبان، هدف این جبهه این است که بتواند ضمن ارائه نظرات خود به آیت الله خامنه ای، از نظرات او مطلع شود.
جزئیات این نامه مشخص نشده اما آقای حق شناس به خبرگزاری مهر گفته که “در این نامه در خصوص انتخابات ۹۲ و چگونگی فعال شدن احزاب در فضای انتخاباتی به منظور مشارکت حداکثری که مورد تاکید جریان اصلاح طلبی و مقامات ارشد نظام است مباحثی طرح شده است.”
پیش از این نیز گزارشهایی از دیدار سه چهره سیاسی اصلاح طلب با آیت الله علی خامنهای، رهبر ایران منتشر شده بود.
روزنامه اعتماد چاپ تهران روز ۳۰ بهمن، ۱۸ فوریه نوشت که مجید انصاری، نماینده پیشین مجلس، عبدالواحد موسوی لاری و اسحاق جهانگیری، وزرای کشور و صنعت دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی، با رهبر ایران دیدار کرده اند. در گزارش روزنامه اعتماد اشارهای به زمان انجام این دیدار نشده بود.
پیش از این مجید انصاری نماینده پیشین مجلس، عبدالواحد موسوی لاری و اسحاق جهانگیری، وزرای کشور و صنعت دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی، با رهبر ایران دیدار کرده بودند
روزنامه اعتماد تاکید کرده بود که این دیدار، اولین دیدار مستقیم اصلاح طلبان با آیت الله خامنه ای طی سه سال و نیم اخیر بوده است.
احزاب و چهرههای اصلی اصلاح طلب ایران در پی حمایت از اعتراضات انتخاباتی سال ۱۳۸۸ به شدت توسط حکومت تحت فشار قرار گرفتند.
مقام های قوه قضائیه، جبهه مشارکت ایران اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را “منحل” اعلام کرده اند و بسیاری از اعضای اصلی این دو حزب محکومیت قضایی گرفته اند و بعضی از آنها در زندان هستند.
گروهی از اصلاح طلبان با مشارکت در انتخابات دور آینده ریاست جمهوری که قرار است در خردادماه برگزار شود مخالفند و میگویند که تنها در صورتی باید در این انتخابات شرکت کرد که حکومت زندانیان سیاسی را آزاد کند، حصر خانگی رهبران مخالفان را بردارد و آزادی رسانه ها را تضمین کند.
مقام های حکومتی تا کنون به این درخواست ها واکنش منفی نشان دادهاند.
با این حال در هفته های گذشته بحث در باره حضور اصلاح طلبان در انتخابات آینده بالا گرفته است و از برخی چهره های سیاسی اصلاح طلب نیز به عنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری نام برده می شود.
آقای حق شناس گفته که نامزد نهایی مورد تایید جبهه اصلاح طلبان سید محمدخاتمی رئیس جمهور سابق است و افزوده است: “ما این موضوع را برای انتخابات سال ۹۲ مصوب کرده ایم و اکنون منتظر پاسخ ایشان به تصمیم خود هستیم.”
Mar 03 2013
محمد جعفری : آیا اطلاع دولت موقت از احتمال حمله عراق به ایران، به دولت بعدی و یا شورای انقلاب منتقل شده ویا نشده است، واقعیت چیست؟
انقلاب اسلامی: اخیراً مصاحبه ای از آقای عبدالعلی بازرگان در باره اطلاع دولت موقت از حمله عراق به ایران و چگونگی آن در سایت جرس آمده بود. مصاحبه با اطلاعاتی که من قبلاً در باره این موضوع داشتم همخوانی نداشت. بر آن شدم که تا حقیقت مطلب را دریابم که واقعیت مسئله چیست؟ تحقیقاتی که در رابطه با این موضوع انجام گرفته در دو بخش زمینه قبلی و اصلی، اطلاع دولت موقت از حمله عراق به ایران به آن پرداخته خواهد شد:
1- زمینه قبلی چنین اطلاعی
در 14 سپتامبر 2010 برابر 23 شهریور 1389 میلی که همراه با خاطره ای از آقایی بنام حسین زاهدی بود، از یکی از دوستان و یا اعضای نهضت آزادی دریافت کردم که در آن آماده بود:
« پنج ماه قبل از حمله صدام به ایران (30 فروردین 1359 دراوج بحران گروگانگیری کارمندان سفارت آمریکا ) تیتربزرگ عنوان اصلی روزنامه کیهان (به مدیریت حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی و شمس الواعظین): “امام ارتش عراق را به قیام دعوت کرد.”
حسین زاهدی: « در یکی از سفرهایم به ایران حدود سال 1371 /1992، روزی در حضور مرحوم مهندس بازرگان صحبت به جنگ ایران و عراق کشید واینکه آیا ممکن بود در آن شرایط از این جنگ پیش گیری می شد؟ ایشان خاطره زیر را در این زمینه نقل کردند: “روزی در سال 1359 از شورای انقلاب از من خواستند برای مشورت در مسئله مهمی در جلسه شورا شرکت کنم. وقتی به جلسه رفتم دیدم آقای دعائی سفیر ایران در عراق نیز در جلسه حضور دارد. گفتند آقای دعایی گزارشی دارند. آقای دعایی بیان کرد که در ماههای اخی هر چند وقت یکبار و گاهی هرهفته مرا به وزارت امور خارجه احضار و با ارائه مدارکی به دخالتها و کوشش ایران برای اخلال و آشفتگی در عراق اعتراض مینمایند و من توضیح میدهم که این ها کار دولت ایران نیست و گروههای خود سرند که دنبال قدرت نمایی هستند و نظایر این نوع استدلالها برای رفع اعتراض. اما هفته گذشته صدام حسین مرا احضار کرد و پس از بیان اعتراض شدید به دخالتها و اخلالها، گفت این وضع برای من قابل تحمل نیست. شما بروید تهران و به آقای خمینی بگویید من اولین دولتی بودم که جمهوری اسلامی را به رسمیت شناختم و اگر اجازه بدهند من (صدام) خودم شخصا به ایران میایم تا با مذاکره اختلافاتمان را حل کنیم اگر مایل نیستند با من مذاکره کنند، من یک هیئت عالیرتبه به ایران میفرستم و یا دولت ایران یک هیئت عالی برای مذاکره به عراق بفرستد تا اختلافات فیمابین حل شود زیرا ادامه این وضع برای من قابل تحمل نیست و من برای خاتمه دادن به این وضع به ایران حمله نظامی خواهم کرد. سپس آقای دعائی تاکید کرد که این آدمی است که حمله خواهد کرد. شورای انقلاب تصمیم میگیرد که آقای دعایی به اتفاق آقای مهندس بازرگان و آقای دکتر بهشتی برای بیان ماجرا و تعیین تکلیف به دیدار رهبر انقلاب بروند. در این دیدار ابتدا آقای دعایی شرح کامل ماجرا ونهایتا تهدید صدام را بیان میکند. رهبر انقلاب در پاسخ به او میگویند محلش نگذارید. سپس آقای مهندس بازرگان به استدلال می پردازد که باید توجه کرد که امروزه موقعیت ما به علت اعمال تندی که شده ومواضع تندتری که اتخاذ گردیده است، در بین ملل جهان چندان مطلوب نیست و اگر گرفتار جنگ شویم، کسی از ما حمایت نخواهد کرد بلکه از طرف مقابل ما حمایت خواهند کرد. ازاین گذشته وضعیت ارتش به علت اعدام بسیاری از فرماندهان عالی و درجات پائین تر و اهانت های بسیاری که به ارتش و ارتشیان از افراد وگروههای مختلف شده ومیشود، وضع بسیار نامناسبی دارد وبکلی فاقد روحیه لازم است. از این گذشته تسلیحات نظامی ما عمدتا امریکایی است و با بروز مشکلات میان دو کشور دیگر دسترسی به لوازم یدکی مشکل و شاید غیر ممکن باشد. براینها باید اضافه کرد که جهان غرب و حتی کشورهای عربی، محال است بگذارند ما پیروز شویم. بنابراین باید از وقوع جنگ جلو گیری کنیم. رهبر انقلاب در پاسخ میگویند گفتم محلش نگذارید. مجددا آقای دکتر بهشتی شروع به استدلال میکند اما آیت الله خمینی تا سخن او پایان گیرد تحمل نمیکنند و از جایشان برمیخیزند و برای بار سوم تکرار میکنند که گفتم محلش نگذارید و بطرف در اندرونی حرکت میکنند. آقای دعایی که بسیار ناراحت شده بود میگوید آقا من به بغداد نخواهم رفت. آقای خمینی که نزدیک در اندرونی رسیده بودند، پس از تامل کوتاهی رویشان را بطرف دعایی برگردانده ومیگویند وظیفه شرعی ات می باشد که بروی وبدون اینکه منتظر پاسخ شوند، به قسمت اندرونی وارد میشوند. آقایان به شورای انقلاب برمیگردند وآقای دعایی بسیار ناراحت بوده در حالیکه گریه میکرده است میگوید به خدا قسم او (صدام) حمله خواهد کرد. هیچ کس کاری نمیتواند بکند و مدتی بعد عراق به ایران غافلگیرانه حمله میکند.» (1)
بعد از دریافت این ای- میل، نظر به اینکه تاریخ و ترکیب افراد عنوان شده در آن تاریخ با روزنامه کیهان همآهنگی نداشت، توضیح زیر را برای ارسال کننده ای-میل که در آن روز من او را به عنوان یکی از هواداران نهضت آزادی می شناختم ولی بعداً در مصاحبه ای که امسال از او دیدم خود را عضو نهضت آزادی معرفی کرده بود- فرستادم:
مطلبی را که از قول آقای زاهدی آورده اید، نمی تواند درست باشد زیرا آمده است که:
«پنج ماه قبل از حمله صدام به ایران (30 فروردین 1359 دراوج بحران گروگانگیری کارمندان سفارت آمریکا ) تیتربزرگ عنوان اصلی روزنامه کیهان (به مدیریت حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی و شمس الواعظین): امام ارتش عراق را به قیام دعوت کرد.»
و آقای زاهدی توجه نداشته است که در آن تاریخ آقای خاتمی سرپرست کیهان نبود و آقای دکتر یزدی سرپرست کیهان بود. توضیح اینکه:
آقای خمینی در تاریخ 8/2/1359 آقای دکتر یزدی را طی حکمی به سرپرستی کیهان منصوب کرد. پس در تاریخ یاد شده آقای دکتر ابراهیم یزدی سرپرست کیهان بوده است و نه خاتمی.
مجدداً آقای خمینی در تاریخ 28/8/1359 آقای سید محمد خاتمی را به جای آقای دکتر یزدی به سرپرستی کیهان منصوب نمود.
پس آقای خاتمی از تاریخ 28/8/1359 در کیهان مشغول بکار شده است و نه قبل از آن.»
بعد از ارسال این توضیح، باز آن فرد مطلب زیر را برایم فرستاد:
«با سلام و تشکر از بابت یادآوری شما،
همانطور که اطلاع داری صحبت بر واقعیت موضوع است نه جزئیات مطلب. آقای دکتر یزدی خودش شاهد این ماجرا بوده.
با سلام و تشکر».
باز من به ایشان پاسخ دادم:
«با سلام
اگر آقای دکتر یزدی خود شاهد ماجرا بوده است، پس چرا پای آقای خاتمی و شمس الواعظین که در آن موقع در کیهان سمتی نداشتند می گذارید؟. مزید اطلاع در دوران سرپرستی آقای دکتر یزدی، آقای شهریار روحانی نقش سر دبیری کیهان را داشت».
بعد از این پاسخ من، ایشان مطلب زیر را برایم ارسال کرد.
«مجددا سلام.
هیچ کسی پای شخصی بمیان نیاورد بخصوص که افراد مورد نظر شما باشد وانگهی آقای سید محمود دعائی باید تأیید یا تکذیب نماید و شما چرا داری تلاش میکنی اصل حقیقت را انکار کنی؟ و اما جهت اطلاع شما، من همین امروز از دکتر خواستم جزئیات مطلب را برایم بفرستد. در صورت دریافت مطلب، حتما در جریان قرار خواهی گرفت».
بعد از مطلب فوق همچنانکه به من وعده داه بود « که همین امروز از دکتر خواستم [یعنی دکتر یزدی .ن. ]جزییات مطلب را برایم بفرستد در صورت دریافت مطلب حتما در جریان قرار خواهی گرفت » دیگر چیزی از ایشان دریافت نکردم. و نظر به اینکه من مطلب را آشفته و درهم برهم دیدم، دیگر آن را پیگیری نکردم و به مانند میلهائی که هر روز در فضای مجازی می رسند، به آن نگاه کردم و آن را به کناری نهادم.
2- اصل موضوع اطلاع دولت موقت از حمله عراق به ایران:
مسئله فوق گذشت تا اینکه ماه گذشته مقاله ” مارک گازیوروسکی ” در ایران و خارج از کشور انتشار پیدا کرد و در پی آن آقای عبدالعلی بازرگان در پاسخ به آن مقاله در باره اطلاع دولت موقت از حمله عراق به ایران و چگونگی آن در سایت جرس مصاحبه ای انجام داده بود. نظر به اینکه در مصاحبه از آقایان سید محمود دعائی، دکتر بهشتی، مهندس بازرگان سخن به میان آمده بود و باز چون دکتر بهشتی و مهندس بازگان در قید حیات نبودند، بر آن شدم تا کم و کیف مسئله را که از زبان آقای دعائی نقل شده بود، جویا شوم. در این رابطه نامه زیر را همراه با بخشی از مطلب که از زبان ایشان نقل شده بود را برایشان ارسال نمودم:
جناب آقای دعائی با سلام و تحیت،
سایت جرس در تاریخ 30/10/1391 مصاحبه ای از آقای عبدالعلی بازرگان منتشر کرده است که بخشی از آن مربوط به شما و اطلاع دادن از حمله عراق به ایران به آقای خمینی است. آیا مطلبی که از قول شما بیان شده است صحت دارد؟ و اگر آری کم و کیف آن چه بوده است؟
با تشکر و سپاس محمد جعفری
«خبر حمله قریب الوقوع عراق به ایران چیزی نبود که فقط تاریخ نگار آمریکائی به اطلاع مسئولان رسانده باشد، این خبر را آقای محمود دعائی اولین سفیرجمهوری اسلامی در عراق، پیش از آن داده بود؛ ابتدا آنرا با رئیس دولت موقت و وزیر خارجه وقت مطرح کرد، به پیشنهاد دولت، این گزارش به شورای انقلاب نیز داده شد و به درخواست آنها در جلسه عمومی مشترکی با رهبر انقلاب این هشدارمورد بحث واقع گردید. آقای دعائی که از شدت ناراحتی و نگرانی به گریه افتاده بود، گفت دو بار صدام مرا احضار کرده و با ذکر اینکه ما اولین کشوری بودیم که انقلاب شما را به رسمیت شناخته و از آن استقبال کرده ایم، چرا اینقدر در رادیوهای انقلابی شما برای خارج کشوردر جهت براندازی نظام ما و صدور انقلابتان تبلیغ می کنید و ساخت کوکتل مولوتف و وسائل تخریبی تبلیغ می گردد؟ اگر بخواهید این تعرضات را تکرار کنید، ما ساکت نمی نشینیم و جواب شما را با نیروی نظامی خواهیم داد.
رهبر انقلاب که سالها در عراق بوده و ظاهرا شناختی از شخصیت او داشتند، با شنیدن گزارش آقای دعائی با خونسردی گفتند: اعتنائی به حرفهایش نکنید، من با تهدیدات او آشنایم، برخی دیگرسخنان آقای دعائی را پی گرفتند ولی بازهم تکرار کردند: گفتم که به حرفهای او اعتنا نکنید. آقای دعائی گفت: من نمی توانم به عراق برگردم و چون پاسخی برای حرف های او ندارم، مجبورم استعفا دهم. گفتند: تکلیف شرعی داری به سرکار خود برگردی ! …»
بعد از ارسال مطلب بیان شده، از قول آقای دعائی و نامه همراه برای ایشان، آقای دعائی جوابیه زیر را برایم ارسال کردند:
جوابیه:
« بنام خدا
جناب آقاي محمد جعفري
با سلام و با تشكر از انعكاس مطلب منتشرشده در سايت جرس به اينجانب و با عرض تبريك اعياد خجسته ميلاد پرافتخار پيامبر گرامي اسلام و امام جعفر صادق عليهمالسلام.
محترماً به عرض ميرساند مطلب ادعائي در مصاحبه جناب آقاي بازرگان بنحوي كه نقل شده صحت ندارد و منبع آگاهي ايشان كذب محض است. حقير مسائل مربوط به آغاز جنگ تحميلي را در كتاب گوشهاي از خاطراتم ذكر كردهام. اميدوارم مورد توجه جنابعالي و جناب بازرگان قرار گيرد.
با سپاس مجدد كوچكترين برادرتان
سيدمحمود دعائي»
نظر به اینکه آقای دعائی اطلاع بیشتری از مسائل مربوط به آغاز جنگ تحميلي را به کتاب « گوشهاي از خاطرات » خود ارجاع داده بودند، پس از تهیه کتاب مشاهده شد که ایشان ص177-174 کتاب را به این موضوع اختصاص داده اند. عنوان کتاب عبارت است از: «گوشه ای از خاطرات حجت الاسلام و المسلمین سید محمود دعائی»، به اهتمام مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول 1387.
مطلب آقای دعائی از شروع جنگ عراق با ایران که به صورت سئوال و جواب است، چنین آغاز می شود:
« شما مقارن جنگ تحمیلی سفیر ایران در عراق بودید؟
نه، من مقارن جنگ در عراق نبودم. قبل از سال 59 برگشتم. اگر دقت کرده باشید من به دلیل موضعی که وزارت امور خارجه ایران گرفت قبل از عید نوروز در سال 1358 به ایران فراخوانده شدم. سفیر عراق هم از ایران اخراج شد. جنگ در شهریور 1359 آغاز شد. یعنی من 6 ماه قبل از جنگ به ایران برگشته بودم و قبل از جنگ هم از طرف حضرت امام، مسئول روزنامه اطلاعات شدم(2).
آیا شما در زمینه اختلاف ما با عراقی ها اطلاعاتی داشتید و آن را در اختیار امام گذاشتید؟
در رابطه با پیش بینی جنگ و کلاً در رابطه با عراق من چند ملاقات با حضرت امام داشتم و به ایشان عرض کردم که عراقی ها اهداف و برنامه هایی دارند و در شرایط کنونی، تاکتیکِ اصرار بر مذاکره و نشست را تعقیب می کنند. من در یک ملاقات دو ساعته در قم با ایشان وضعیت مبارزین عراقی را گفتم و از اهمیت مبارزاتشان صحبت کردم. همچنین در باره شیوه هایی که می تواند کاربرد بهتری داشته باشد سخن گفتم و بیان کردم که عراقی ها اصرار دارند یک شخصیت رسمی خارج از دولت موقت و مرتبط با شخص حضرت عالی با آنها مذاکره کند. شخصی که قرار بود با ما مستقیماً مذاکره کند خود صدام بود.
امام فرمودند: من باید فکر کنم و بعد بگویم. روز بعد که به خدمت ایشان رسیدم امام فرمودند: من تصور می کنم که عراقی ها حَسن نیت ندارند و قصد فریب ما را دارند و من مصلحت نمی دانم در این شرایط شخصی را از طرف خودم بفرستم. این مسئله باشد تا انتخابات انجام شود و کشور نظم خود را بیابد. یعنی رئیس جمهور، مجلس و دولت منتخب مجلس داشته باشیم.
در مناسبتی که در یکی از جلسات شورای انقلاب شرکت کردم تأکید کردم که اگر بنا بر حفظ روابط در سطح عالی است در برخوردها و شیوه های ارتباطی تجدید نظر کنید.
در آن روزگار هر یک از روزنامه ها، رسانه ها و بخشهای مختلف رادیو و تلویزیون، سازی جداگانه می زدند. مثلاً رادیو اهواز توسط مخالفین رژیم عراق اداره می شد و آنچه احزاب و سازمانهای مبارز عراقی می خواستند، پخش می شد. بدیهی است که این سخنان در ارتباط ما و عراق و تلقی آنها از انقلاب اسلامی تأثیر می گذاشت.
امام معتقد بودند، مذاکره فایده ای ندارد. زیرا عراق قصد فریب ما را دارد و نمی خواهد با ما و انقلاب اسلامی ما کنار بیاید. عراق از بهترین فرصت ممکن یعنی از زمانی که ما درگیر مسائل داخلی و بحرانهای بعد از انقلاب بودیم، استفاده کرد و سعی نمود تا در درون کشور اختلاف و دودستگی ایجاد کند. بنابراین با استفاده از گروهکهای سیاسی تحت نفوذ خود بعضی از استانهای مرزی ما را به جدائی طلبی و استقلال تحریک کرد تا از طریق ایجاد درگیریهای داخلی و قومی یعنی داشتن داعیه استقلال در استانهای مرزی، ما را وادار به سازش و تسلیم نماید و به نوعی به خواسته های خود برسد…. باید توجه داشت که صدام در حقیقت مقدمات جنگ علیه ایران را از آبان 57( سه ماه قبل از پیروزی انقلاب) آغاز کرد و اولین قرارگاه اطلاعاتی و عملیاتی جنگ را از همان موقع در بصره تأسیس کرد و برادرش برزان تکریتی را مسئول قرارگاه کرد. یعنی با اعلام انحلال ساواک و مراکز قدرت امنیتی و سیاسی رژیم شاه و با فروپاشی نظم سابق و از هم گسستنِ بدنه ارتش که در واقع پس از فرار از پادگانهای ایران آغاز شده بود، صدام به فکر انتقام از ایرانی ها افتاد و در صدد برآمد تا حقارتی را که در درون از زمان امضای قرارداد الجزایر به دست خودش به دلیل تسلیم در برابر شاه احساس می کرد، جبران کند…» (3)
این هم تکذیب نامه و نظر آقای دعائی که در مورد مسائل مربوط به آغاز جنگ تحميلي که در سال 1387 منتشر شده است.
آقای امیر انتظام و اطلاع از حمله احتمالی:
آقای امیرانتظام هم در خاطرات خود به صراحت گفته است که آمریکائی ها از احتمال حمله عراق به ایران به من و آقایان مهندس بازرگان و دکتر یزدی اطلاع داده اند:
آقای امير انتظام می نويسد: «نخست وزير قبل از اينکه تهران را ترک کنم مرا بعنوان نمايندۀ ويژه خود انتخاب کرد و دستور داد که در استکهلم مسائل مورد نظر ايران و شوروی را با سفير شوروی و مسائل مربوط به ايران و آمريکا را با سفير آمريکا يا نمايندگان دولت های شوروی و آمريکا مورد بحث قرار دهم .»(4)
وی ادامه می دهد: … جان استمپل مسئول سياسی سفارت آمريکا در تهران از واشنگتن تلفن کرد و گفت می خواهد به سوئد بيايد و در باره مسائل مورد علاقه دو کشور مذاکره کند. مراتب را تلفنی به اطلاع نخست وزير رساندم و ايشان موافقت نمود. به استمپل خبر دادم که آماده مذاکره با ایشان هستم. در شهریور 1358 جان استمپل همراه با جرج کیو، کارمند اسبق سفارت امریکا در تهران در سال 1332، به استکهلم آمدند. موضوع مورد بحث آنها وضعیت ارتش های کشورهای همسایۀ ایران بود. در بین این کشورها بیشتر در مورد وضعست ارتش عراق تکیه شده بود. آنها با تهیه اسلاید از جابجایی ارتش عراق به مرز ایران و عراق ما را با خبر ساختند و استدلال می کردند که ارتش عراق با این جابجایی خیال حمله به ایران را دارد. عراق در آخر شهریور چند دهکدۀ نزدیک ایران در کردستان را بمباران کرد و ایران نسبت به این تجاوز عراق اعتراض کرد. در این حمله 6 نفر از هموطنان کُرد ما کشته شدند، در انتهای جلسه آنها پیشنهاد کردند که به ایران بروند و این مطالب را به اطلاع آقای بازرگان نخست وزیر برسانند. آنها به ایران پرواز کردند و من هم جداگانه به ایران آمدم و مراتب را به اطلاع نخست وزیر رساندم. جان استمپل و جرج کیو به دیدن نخست وزیر رفتند و با پروژکتوری که به همراه آورده بودند اسلایدهای جابجایی ارتش عراق را به آقای بازرگان و وزیر خارجه نشان دادند و چند روز بعد به امریکا مراجعت کردند. و نيز «در مهر ماه 1358مجدداً جان استمپل به من در سوئد تلفن کرد و گفت که برای طرح مسئله مهم ديگری می خواهد باتفاق همکاران خود به استکهلم بيايد. برای کسب دستور به نخست وزير تلفن کردم و آقای بازرگان با آمدن آنها موافقت کرد و موضوع را به آنها اطلاع دادم که می توانند به استکهلم بيايند. اين بار آنها سه نفر بودند. جان استمپل و جرج کيو و يکی ديگر از همکاران آنها که نام او را فراموش کرده ام. موضوع مورد بحث آنها این بود که اتحاد جماهیر شوروی که از صادرکنندگان عمده نفت بود به زودی به دلیل احتیاج به سوخت، وارد کننده نفت خواهد شد و دراین باره گزارش مفصل مدونی را تهیه کرده بودند. در این مسافرت دو موضوع دیگر نیز مورد بحث و مذاکره قرار گرفت:
اول – آنها اطلاع دادند که اتحاد جماهیر شوروی از طریق پرواز هوایی برای جدایی طلبان کردستان اسلحه ارسال می کند و تعداد پروازها و مقدار جنگ افزاری را که از یک ماه گذشته یعنی شهریور 1358 برای کردها ارسال شده بود، شرح دادند. دوم- در آخر جلسه در زمانی که جرج کیو خداحافظی می کرد گفت:
“راستی شما همان کسی هستی که نامۀ اعتراضیۀ نهضت مقاومت ملی را در سال 1332 به نیکسون دادی”؟ گفتم بله، من بودم. جرج کیو گفت: “آیا هنوز به مصدق و راه او وفا داری و از سیاست او پیروی می کنی”؟ گفتم بله. صد در صد همین طور است.
دراین جلسه قرار شد آنها به امریکا برگردند و ده روز بعد در تهران باشند و من هم در تاریخ مقرر در تهران بودم و به اتفاق آنها به دیدن نخست وزیر رفتیم. آنها همان مطالب سوئد را به اطلاع نخست وزیر رساندند. و بعد هم به دیدن دکتر ابراهیم یزدی وزیر خارجه رفتیم و آنها پس از تکرار مطالب مورد مذاکره با نخست وزیر، گزارش چاپ شدۀ خودشان را در مورد نفت به وزیر خارجه دادند.» (5)
آقای امير انتظام می گويد، آمريکايی ها با من در اين دو ديدار و مذاکره چند مطلب را مورد بحث و مذاکره قرار دادند که از جمله:
1- ارتش عراق خيال حمله به ايران را دارد و با اسلايد جابجايی ارتش عراق را در مرزهای ايران نشان دادند.
2- شرح ارسال اسلحه و جنگ افزار نظامی شوروی ها برای تجزيه طلبان کردستان. و اين سئوال که آيا شما ( يعنی آقای امير انتظام. نادر) به مصدق و راه وی وفاداری و از سياست وی پيروی می کنی؟ که آقای امير انتظام می گويد بله. صد در صد همينطور است. (6)
و اما، بعد از انتشار مقاله ” مارک گازیوروسکی ” برای اطلاع از صحت و سقم مسئله، با ایشان تماس گرفته شد و از ایشان سئوال شد که:
شما از کجا دانستید چنین اطلاع مهمی به دولت بعدی منتقل نشده است؟ آقای گازیوروسکی پاسخ می دهد: اولا این اطلاع برای اولین بار در دادگاه امیر انتظام توسط بازرگان فاش شد و این بعد از حمله عراق به ایران بود و ثانیاً دکتر یزدی به من گفت که این اطلاع به وزیر خارجه بعدی منتقل نشده است. بنی صدر که وزیر خارجه بعد از یزدی بود، به من گفت که نه یزدی و نه کس دیگری این اطلاع آمریکائی ها را به من منتقل نکرده است و یزدی هم تأیید کرد که اطلاع منتقل نشده است.
بیش از همه من به این علت از یزدی نپرسیدم که چرا او این اطلاع را به احدی نگفته است زیرا نمی خواستم که چنین سئوال سخت و آزار دهنده ای را در برابر او مطرح کنم ( این تعارف بدی بود). اما چنین به نظر می رسید و برایم روشن بود که خطر بزرگی یزدی را تهدید می کرد [ اگردر آن موقع] چنین می کرد. من فکر می کنم که بازرگان قادر بود که در دادگاه انتظام در مورد آن صحبت بکند زیرا او مطمئن بود که دستگیر نخواهد شد زیرا او مستقیم جرج کیو[شخص آمریکائی که با امیر انتظام تماس گرفته و اطلاع را به او منتقل کرده است.ن.] را ملاقات نکرده و بعداً این اطلاع به او منتقل شده بود. اما این برای یزدی ریسک بالائی داشت. (7)
نتیجه:
اسناد ارائه شده و نیز مصاحبه آقای عبدالعلی بازرگان مسلم می کند که آمریکائیها به آقایان: امیر انتظام، مهندس بازرگان و دکتر یزدی از حمله احتمالی عراق به ایران خبر داده بودند. گفته های آقای امیرانتظام هم روشن است که این اطلاع به مهندس بازرگان و دکتر یزدی منتقل شده است. الّا اینکه آقای عبدالعلی بازرگان مدعی است که این اطلاع از طریق دکتر بهشتی و دعائی به شورای انقلاب و آقای خمینی منتقل شده است. از سه نفر نامبرده شده، دو نفر که در قید حیات نیستند. نفر سوم که آقای دعائی است، ایشان به شدت مطلب را تکذیب کرده است و اطلاع خود را از این مسئله در سال1387 یعنی 4 سال قبل از مقاله ” مارک گازیوروسکی ” منتشر کرده است و همچنانکه در بالا آمد او چنین اطلاعی را به آقای خمینی و شورای انقلاب نداده است. حال تحقیق مستدل و روشنی که انجام گرفته از نظر خوانندگان محترم گذشت. قضاوت از کم و کیف این مسئله هم برعهده شما است.
و اما آنچه در این گزارش تحقیقی عنوان شد، بار مسئولیت آقای خمینی را در باره توجه نکردن به نامه ها و گزارش فرماندهان نظامی از تدارک حمله صدام به ایران نمی کاهد ولی انحصارطلبان با اتکآء به آقای خمینی شیرازۀ ارتش را پاره می کردند و به عناوین مختلف فرماندهانش را زندانی، اعدام و یا از کار برکنار می کردند. اسناد فراوانی وجود دارد که آقای خمینی و روحانیون حاکم که در صدد تصاحب انحصاری قدرت بودند، هرچه از جانب بنی صدر و فرماندهان نظامی به او گفته می شد که صدام در صدد حمله به ایران است، می گفت این ارتشی ها اطلاعات غلط می دهند، و می خواهند دست روحانیون را از ارتش کوتاه کنند. وبعد از حذف بنی صدر، مرتب زعمای لشکری و کشوری جهموری اسلامی بنی صدر را مقصر اعلان می کردند که اطلاعات به موقع به آقای خمینی نداده است. درگزارشهای تحریر شده آقای بنی صدر تحت عنوان “روزها بر رئیس جمهور چگونه می گذرد” آمده است که فرماندهان نظامی را برای دادن گزارش به حضور امام فرستادم. در نامه مورخ 14 شهریور 1359 آمده است: «در حال حاضر فرمانده را می گیرند و سرش را می تراشند بعد می گویند آزاد هستید، چنین آدمی چطور فرماندهی بکند؟…مقامات غیر مسئول در امور ارتش دخالت نکنند. انجمن اسلامی، اداره ایدئولوژی، مقامات کشور و… برای تبلیغ اسلام است و نه از بین بردن حاکمیت مقامات مسئول. سلسله مراتب عملاً دارد از بین می رود. آقای محلاتی حاضر بودند، وضعیت بسیار حساس است. نحوه عمل استاندار خوزستان روحیه ها را بکلی خراب کرده است. فرمانده قابل حاضر نمی شود برود. انشاء الله امروز و فردا حمله نمی کنند اما بالاخره یک روز این کار را خواهند کرد. »(8). در نامه 28 شهریور 59 به آقای خمینی آمده: « یک ماه پیش همین فرماندهان را بخدمت فرستادم اطلاعات حاصله در باره توطئه امروز را بعرض برسانند. بعد به اینجانب فرمودید باین اطلاعات باور نمی فرمائید. و امروز راست از آب درآمده اند واحتمال یک درگیری گسترده ای از مرز ترکیه تا مرز پاکستان قوی است» و مقصود از گزارش حسب کتاب نامه ها، «همان است که رئیس ستاد و رئیس اطلاعات ارتش در باب تدارک رژیم صدام برای حمله به ایران تهیه کرده بودند.» (9)
ولی حالا، و بعد از اینکه خاطرات سال 1361 آقای هاشمی رفسنجانی چاپ اولش در سال 1385 منتشر شد، معلوم می شود که حق با بنی صدر و ارتشی ها بوده است که مرتب گزارش می کرده اند، که صدام در صدد حمله به ایران است. آقای هاشمی، در خاطرات20 شهریور 61، خود می نویسد: « کتابی را که دفتر مشاورت امام [در ارتش] در مورد تجاوزهای مقدماتی قبل از شروع رسمی جنگ تهیه کرده خواندم که حدود سیصد تجاوز را با ذکر نامۀ اعتراضیه ایران به عراق در همان تاریخ آورده است. اسناد خوبی برای متجاوز معرفی شدن عراق دارد و نظرم این است که منتشر شود.» (10) اینها همان گزارشهائی است که نظامی ها به آقای خمینی می دادند و ایشان اصلاً گوشش بدهکار این گزارشها نبوده است و می فرمود که اینها را ارتشی ها می سازند برای اینکه دست روحانیت را از ارتش کوتاه کنند. و هنوز کتاب یاد شده در ایران منتشر نشده است و تا این رژیم حاکم است من گمان نمی کنم که این کتاب منتشر شود.
محمد جعفری 21 بهمن 1391
HYPERLINK “mailto: mbarzavand@yahoo.com” mbarzavand@yahoo.com
یادداشت:
1-
HYPERLINK “http://www.namir.info/home/pdf/af8/aghaz-jang.htm”http://www.namir.info/home/pdf/af8/aghaz-jang.htm
2- آقای دعائی در تاریخ 20 اردیبهشت 1359 به سرپرستی مؤسسه اطلاعات منصوب شد.
3- گوشه ای از خاطرات حجت الاسلام و المسلمین سید محمود دعائی، به اهتمام: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول 1387 ، ص 177-174.
4- گروگان گیری و جانشینان انقلاب از محمد جعفری، ص181؛ به نقل از: آنسوی اتهام خاطرات عباس امير انتظام جلد 1، نشرنی، چاپ ششم 1383، ص 40.
5- گروگان گیری و جانشینان انقلاب از محمد جعفری، ص181؛ به نقل از: آنسوی اتهام خاطرات عباس امير انتظام جلد 1، نشرنی، چاپ ششم 1383، ص 46-45.
6- گروگان گیری و جانشینان انقلاب از محمد جعفری، ص181؛ به نقل از: آنسوی اتهام خاطرات عباس امير انتظام جلد 1، نشرنی، چاپ ششم 1383، ص 46- 45
7-
Yazdi told me that the information was not passed on. He said that his successors never asked. I doubt they would have believed him anyway. By the time of Entezam’s trial it was too late, of course, since Iraq had already invaded.
Bani-Sadr (who succeeded Yazdi as foreign minister) told me neither Yazdi nor anyone else told him about the US warning, and Yazdi told me he did not tell his successors about the warning snd that they never asked about anything like that. I didn’t ask Yazdi why he did not tell anyone, mainly because I didn’t want to raise a very awkward question (it would have been bad taaroof). But it seems quite clear to me that there would have been grave danger for him in doing so — what happened to Entezan could have happened to him. I think Bazargan was able to talk about it at Entezam’s trial because he was fairly confident that he would not be arrested for saying so, and also because he did not directly meet with Cave; he was told about the warning afterward. This would have been much more risky for Yazdi..
8- کتاب نامه ها از آقای بنی صدر به آقای خمینی و دیگران…،ص 147؛ «این نامه یکی از اسناد بر آگاهی از حمله عراق به ایران و هشدار به آقای خمینی است که با اتکاء به او، شیرازۀ ارتش را پاره می کردند.»
9- همان سند، ص 156 و160.
10- HYPERLINK “http://news.gooya.com/politics/archives/2012/08/145377.php” \t “_blank”http://news.gooya.com/politics/archives/2012/08/145377.php
Mar 03 2013
شتر در خواب بیند پنبه دانه گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه: صالحی: تحریمها از امروز به تدریج رفع خواهد شد
مهرنیوز: وزیر امور خارجه با اعلام اینکه اجازه تشدید تحریم ها را نمی دهیم و از امروز شاهد رفع شدن تدریجی تحریم ها خواهیم بود گفت: مشکل ما در تحریم دستیابی به ارز خارجی بوده است در حالی که ما فقط 100 میلیارد دلار فروش نفت داریم.
علی اکبر صالحی روز یکشنبه در حاشیه همایش فرماندهان مرزبانی در پاسخ به سوال خبرنگار مهر در مورد برنامه های ایران برای مقابله باتحریم ها اظهار داشت: ما نمی گذاریم تحریم ها تشدید شود و از امروز به تدریج شاهد رفع شدن تحریم ها خواهیم بود. در این 34 سال به خوبی توانستیم با ابتکارات تمامی فشارهای وارد شده دشمن را دور بزنیم و از سلبیت آن بکاهیم و مکر دشمن را به خودش برگردانیم.
وی ادامه داد: توانستیم دشمن را خسته کنیم به صورتی که اگر دشمن 100 دلار در تحریم ها هزینه کرد دلاری در این باره برداشت نکرده است ضمن اینکه توانستیم آثار تحریم را کاهش دهیم به گونه ای که تا یکسال پیش آنها می گفتند تحریم ها بر علیه ایران فلج کننده است اما آنگونه که برنامه ریزی کرده بودند نشد و دشمنان به نتیجه دلخواه نرسیدند.
به گفته وزیر امور خارجه اقتصاد ایران، اقتصادی درونزا است که مبتنی بر صادرات نیست حجم سالانه اقتصاد ما یک تریلیون دلار است که بر اساس قدرت خرید است. مشکل ما در تحریم دستیابی به ارز خارجی بوده است در حالی که ما فقط 100 میلیارد دلار فروش نفت داریم.
وی با اشاره به اینکه اسنادی در شورای عالی امنیت ملی در حال تنظیم است تا وضعیت معیشت مرزنشینان بهتر شود تاکید کرد: تعداد بازارچه های مرزی که در سالهای اخیر ایجاد شده است با گذشته قابل مقایسه نیست و به زودی تسهیلاتی برای ارتقای زندگی مرزنشینان به تصویب خواهد رسید.
Mar 03 2013
ناظری در شب کنسرتش: فردوسی خطرناک نیست، 6 سال نگذاشتند ضحاک را در ایران اجرا کنم
مهرنیوز: شهرام ناظری در دومین شب کنسرت “شاهنامه فردوسی؛ داستان ضحاک” گفت: 6 سال مجوز این اجرا را به من ندادند در حالیکه فردوسی خطرناک نیست و تنها میخواهد با بیعدالتی مبارزه کند.
به گزارش خبرنگار مهر، شهرام ناظری شامگاه گذشته، دهم اسفند ماه پیش از اجرای دومین شب کنسرت خود و روایت داستان ضحاک، به بیان مقدماتی درباره این اجرا پرداخت و ضمن خیر مقدم به حاضران در سالن گفت: برنامهای که در پیش داریم بخشی از شاهنامه فردوسی، یعنی داستان ضحاک است که با یک گروه مقامی آن را اجرا میکنیم.
وی در ادامه به بیان توضیحی کوتاه در مورد داستان ضحاک پرداخت و درباره آن گفت: در داستان ضحاک در حقیقت نبردی بین نور و ظلمت صورت میگیرد. در این کنسرت از زمانی شروع میکنیم که ضحاک با کشتن پدرش بر تخت پادشاهی مینشیند و اینکه میفهمد شخصی بهنام فریدون میتواند او را بکشد. همچنین در این اجرا از قیام کاوه آهنگر و برافراشتن درفش کاویانی نیز میخوانیم.
ناظری با تاکید بر این که کار موسیقایی روی شاهنامه نیازمند یک گروه بزرگ و صرف وقت بسیار است، افزود: بضاعت ما در راستای فعالیت در حوزه شاهنامه همین است. اما امیدوارم نهادهای فرهنگی کشورمان تدبیری بیندیشند تا اجرای شاهنامه آنطور که شایسته این کتاب و سراینده آن فردوسی است، انجام شود.
این خواننده کشورمان درباره کار در حوزه شاهنامه اظهار کرد: تا به امروز هیچ یک از خوانندههای کشورمان آنطور که باید و شاید روی شاهنامه کار نکردهاند و به ویژه در صد سال اخیر کار شاخص موسیقایی درباره شاهنامه نشده است، اما من از 6 سال پیش این کار را کلید زدم. البته در ابتدا به من مجوز اجرای ضحاک را نمیدادند اما چون در کشورهای دیگر به مراتب این کار را اجرا کردم و فیلمهای آن هم در اینترنت پخش شد، بالاخره مجوز اجرای ضحاک در تهران را برایم صادر کردند.
شهرام ناظری دراینباره تصریح کرد: فردوسی هیچ خطری ندارد و تنها میخواهد با ظلم و بیعدالتی مبارزه کند. در هر صورت ما چون شیاد با موسیقی ردیف – دستگاهی ایرانی نتوانیم به خوبی با فضای شاهنامه روبهرو شویم، تصمیم گرفتیم که از موسیقی مقامی برای این کار استفاده کنیم از آن رو که هنوز خوشبختانه جای پای شاهنامه در برخی از قومیتها و شهرستانها وجود دارد.
شهرام ناظری پس از بیان این نکات در مورد فردوسی و اجرای داستان ضحاک به برگزاری این کنسرت در دو بخش پرداخت. بخش اول این کنسرت متشکل از 9 قطعه با موضوع داستان ضحاک در فضایی فولکلور بود. بخش دوم را نیز قطعاتی در نوا و اصفهان تشکیل میداد.
شهرام ناظری که به آهنگسازی فرید الهامی و با همراهی یک گروه 9 نفره این کار را به اجرا برده است، بعد از دو اجرای نهم و دهم خود، دو شب دیگر، یعنی یازدهم و دوازدهم ماه جاری نیز داستان ضحاک را از ساعت 20 در سالن میلاد نمایشگاه بینالمللی تهران به روی صحنه می برد.
Mar 03 2013
وزير اطلاعات: احتمال سوء استفاده از بودجه دولتی در انتخابات ۹۲
رادیوفردا: حيدر مصلحی، وزير اطلاعات ايران، روز شنبه ۱۲ اسفند نسبت به احتمال سوء استفاده از بودجه دولتی در انتخابات رياست جمهوری در سال ۱۳۹۲ هشدار داده است.
به گزارش خبرگزاری کار ايران، ايلنا، حيدر مصلحی که در همايش سراسری اعضای شورای دستگاه های نظارتی مراکز و استان ها صحبت می کرد، گفته است: «با توجه به اينکه سال ۹۲ ما دو انتخابات بزرگ را در پيش داريم به ويژه اينکه در بحث انتخابات شوراها نيز مسائل نظارتی بايد مورد توجه ويژه قرار گيرد، تاکيد دارم بايد از مواردی که تلاش میشود تا از بودجههای دولتی در اين زمينهها سوءاستفادههايی صورت گيرد جلوگيری کنيم.»
به گزارش خبرگزاری مهر، حيدر مصلحی همچنين گفته است: «با توجه به اينکه ممکن است برخی دستگاههای دولتی به دنبال آن باشند که سوء استفادههايی داشته باشند، با طرحی در شورای دستگاههای نظارتی با آنها مقابله کرده و بر سلامت دستگاهها نظارت کنيم.»
پيش تر نیز شماری از اصولگرايان منتقد دولت محمود احمدی نژاد نسبت به دخالت احتمالی دولت دهم در انتخابات آينده رياست جمهوری هشدار داده اند.
محمدرضا باهنر، نايب رييس مجلس شورای اسلامی، هفتم دی ماه، نسبت به آنچه فعاليتهای انتخاباتی محمود احمدینژاد، رييس جمهوری ايران خواند، هشدار داده و گفته بود که او «نبايد از موقعيت دولت برای انتخابات رياست جمهوری استفاده کند»
محمدرضا باهنر همچنين در اواخر بهمن ماه گفته بود، محمود احمدی نژاد، «با مدل پوتين-مدودف به ۲۰سال رياست جمهوری میانديشد.»
يازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوری ايران برای تعيين جانشين محمود احمدی نژاد ۲۴ خرداد سال آينده خورشيدی برگزار می شود. همزمان با اين انتخابات، چهارمين دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا هم با دو سال و نيم تاخير نيز برگزار خواهد شد
اين انتخابات در حالی برگزار خواهد شد که چهار سال پيش شهرهای مختلف ايران شاهد اعتراضات گسترده به نتايج انتخابات دهم رياست جمهوری بود. در آن انتخابات محمود احمدی نژاد برنده اعلام شد. به گفته مخالفان دولت در ايران دهها نفر در اين اعتراضات کشته شدند.
در حال حاضر مهدی کروبی و ميرحسين موسوی، دو نامزد اصلاحطلب دهمين انتخابات رياست جمهوری ايران همجنان در «حصر خانگی» به سر میبرند.
«موفقیت ها» در دولت نهم و هم
حیدر مصلحی در بخش دیگری از اظهاراتش خواستار پیروی دستگاه های نظارتی از «گفتمان امام و رهبری» شده است.
وزیر اطلاعات ایران گفته است: «نبايد به دليل بداخلاقیها، ندانم کاریها و سوءتدبيرهای برخی افراد موفقيتهای اين گفتمان در دولتهای نهم و دهم زير سوال برود و با آن مقابله شود. »
حیدر مصلحی درادامه گفته است: « امروز جريان فتنه با پيشتيبانی مالی از بيرون و داخل در پی مقابله با اين گفتمان است.»
طرفداران آيت الله علی خامنه ای، رهبر ايران از ميرحسين موسوی و مهدی کروبی و معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ با عنوان«جريان فتنه » ياد می کنند
Mar 03 2013
محمود احمدینژاد خطاب به عزتالله ضرغامی: صدا و سیما با وبلاگ و سایت تفاوت دارد
دیگربان: محمود احمدینژاد با بیان اینکه صدا و سیما با «حزب»، «سایت» و «وبلاگ» تفاوت دارد٬ گفته که «باید به جایی برسیم که کسی نتواند در صحت اخبار رسانه ملی تردید کند.»
به گزارش ایرنا آقای احمدینژاد این مطلب را روز شنبه (۱۲ اسفند) در مراسم افتتاح شبکههای تلویزیونی «تماشا» و «سلامت» بیان کرده است.
وی در این مراسم گفته «رسانه باید مورد اعتماد مخاطب باشد» و «اگر خبر غیردقیقی منتشر شود٬ اعتماد مردم به صدا و سیما تضعیف» خواهد شد.
رئیس دولت دهم افزوده است: «باید به جایی برسیم که زمانی خبری از شبکههای صدا و سیما اعلام میشود هیچ کس در صحت و درستی آن تردید نکند.»
این اظهارات احمدینژاد در شرایطی مطرح شده که مجتبی ثمره هاشمی یکی از مشاوران وی در گفتگو با شماره امروز روزنامه ایران برخی جریانهای سیاسی را به استفاده ابزاری از صدا و سیما متهم کرده است.
آقای ثمره هاشمی در این گفتگو از صدا و سیما به خاطر «بیانصافی» در انعکاس «خدمات دولت» انتقاد کرده است.
مقامهای دولتی بیش از دو سال است به عملکرد صدا و سیما در خصوص فعالیتهای دولت انتقاد دارند و این انتقاد و اعتراض بارها در رسانهها و مواضع آنها بیان شده است.
صدا و سیما هفته گذشته نیز پخش گفتگوی زنده تلویزیونی احمدینژاد را قطع کرد که این اقدام با اعتراض نهاد ریاست جمهوری و رسانههای وابسته به دولت مواجه شد.
Mar 03 2013
انتقاد مجتبی ذوالنور از احمدینژاد: میخواهند چهره سپاه را مخدوش کنند
بیبیسی: مجتبی ذوالنور، مشاور نماینده آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی در سپاه، از گفته های اخیر محمود احمدی نژاد درباره “دخالت سپاه” در انتخابات نظام پزشکی به شدت انتقاد کرده است.
آقای ذوالنور در پاسخ به انتقاد اخیر آقای احمدی نژاد، “دخالت” این نیروی نظامی در انتخابات نظام پزشکی را تایید کرده و گفته: “سپاه همانند نیروی انتظامی یکی از ضابطین قضایی است و در انتخابات نظام پزشکی به وظیفه خود عمل کرده است.”
آقای ذوالنور روز شنبه دوازدهم اسفند (دوم مارس) در مصاحبه با خبرگزاری مهر گفت “چون یکی از وظایف سپاه حفظ امنیت انتخابات است، جریان هایی که با انقلاب زاویه دارند در صدد آن هستند تا با نزدیک شدن به انتخابات با تبلیغات گسترده چهره سپاه را مخدوش کنند.”
مجتبی ذوالنور، جانشین سابق نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تابستان سال ۱۳۹۰ از این سمت کناره گرفت.
او در جریان انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ از محمود احمدی نژاد حمایت کرد. اما پس از برکناری منوچهر متکی، وزیر امور خارجه سابق در دولت آقای احمدینژاد، به یکی از منتقدان رئیس جمهور ایران تبدیل شد.
او پیش از این گفته بود که اسفندیار رحیم مشایی، از چهره های سیاسی نزدیک به محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور واقعی است.
آقای ذوالنور سال گذشته گفته بود که به دلیل شدت انتقادهایش به آقای احمدی نژاد در زمان تصدی جانشینی نماینده ولی فقیه در سپاه، از سوی آیت الله خامنه ای به “تندروی” متهم شده است.
آقای ذوالنور در تازه ترین انتقاد خود، بدون نام بردن از محمود احمدی نژاد گفته “آنها بدنه دین مدار، ولایی، اصولگرا و اهل تعبد را نشانه گرفتند، بر این اساس جریان انحرافی افراد مدافع منافع انقلاب، خانواده شهدا، پاسداران و نیروهای مسلح را مورد هجمه قرار داده اند.”
آقای احمدی نژاد سه روز پیش در پایان جلسه هیات دولت در حضور خبرنگاران در تهران گفته بود که “نظام پزشکی یک نهاد صنفی و متعلق به جامعه پزشکی و درمان کشور است و نباید نهادهایی که مسئول نیستند به ویژه نهادهای امنیتی در آن دخالت کنند.”
رئیس جمهوری ایران به گزارش هایی اشاره داشت که حاکی از رد صلاحیت گسترده نامزدهای انتخابات نظام پزشکی ایران بوده است.
آقای احمدی نژاد گفته که پس از این که گزارش انتخابات نظام پزشکی را دریافت کند، درباره آن تصمیم خواهد گرفت.
انتقاد امروز آقای ذوالنور مشاور نماینده آیت الله خامنه ای در سپاه دومین واکنش شخصیت های سپاه به گفته های آقای احمدی نژاد است.
پیش از این سرتیپ پاسدار رمضان شریف، مسئول روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با تایید “دخالت سپاه در انتخابات نظام پزشکی” گفته بود “اقدام اطلاعات سپاه کاملا قانونی بوده و در پاسخ به استعلام مراجع قانونی صورت پذیرفته است.”
انتخابات سازمان نظام پزشکی جمعه ۴ اسفند (۲۲ فوریه)، در استانهای مختلف ایران برگزار شد.
سازمان نظام پزشکی یکی از قدیمیترین نهادهای صنفی و غیردولتی ایران است که اموری چون تعیین نرخ خدمات درمانی و رسیدگی به تخلفات حرفهای پزشکان را بر عهده دارد.
اعضای هیئت مدیره نظام پزشکی استانهای مختلف، مجمع عمومی سازمان نظام پزشکی را تشکیل میدهند که رئیس کل و اعضای شورای عالی سازمان را انتخاب میکند.
آقای احمدی نژاد از پیش از برگزاری انتخابات نظام پزشکی انتقادهای خود علیه “دخالت سپاه” در آن را آغاز کرد.
او در ماه های اخیر با انتقاد کم سابقه شخصیت های سپاهی نیز رو به رو بوده.
محمد اسماعیل کوثری، از فرماندهان سابق سپاه پاسداران و نماینده فعلی مجلس ایران اوایل دی ماه امسال گفته بود که محمود احمدی نژاد، “به طور واضح” با اعضای سپاه مشکل دارد و “به هیچ وجه نمیخواهد با آنها همکاری کند.”
Mar 02 2013
تیراندازی پلیس و زخمی شدن کشاورز اصفهانی – معترضان آب
خُسن آقا: هشدار داده بودیم که شورشهای کور در راه است کو گوش شنوا، حالا تحویل بگیرید مقام گنده با بصیرت!
Mar 02 2013
مهدی موسوی نژاد٬ نماینده دشتستان در مجلس: درباره حق حجاب زنان روس اشتباه نکردهام
دیگربان: مهدی موسوی نژاد٬ نماینده دشتستان در مجلس گفت درباره پرداخت حق حجاب به زنان روس شاغل در نیروگاه اتمی بوشهر اشتباه نکرده است.
آقای موسوینژاد ۲۶ آذر ماه امسال از اینکه زنان روس شاغل در نیروگاه اتمی بوشهر «حق حجاب» میگیرند٬ اما حجاب خود را رعایت نمیکنند انتقاد کرده بود.
اظهارات این نماینده مجلس بازتابهای گستردهای به همراه داشت به طوری که مقامهای وزارت خارجه در چند نوبت مجبور به تکذیب گفتههای وی شدند.
مهدی موسوینژاد با گذشت حدود چهار ماه بار دیگر از این گفته خود دفاع کرده و از وزارت امور خارجه و سازمان انرژی اتمی خواسته قراردادهای زنان روس شاغل در نیروگاه اتمی بوشهر را در اختیار وی قرار دهند.
به گزارش روز جمعه (۱۱ اسفند) سایت محلی «سوک»٬ موسوینژاد افزوده است: «اگر تاکنون حرفی نزدهام به این دلیل است که منتظر جواب این دو وزارتخانه و سازمان هستم.»
روسیه سالهاست پیمانکار نیروگاه اتمی بوشهر است و تاکنون این پروژه را به جمهوری اسلامی تحویل نداده است.