اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'ملای حیله‌گر'

Sep 24 2015

سوال‌هایی که باید از روحانی در نیویورک پرسید

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: چند سال پیش، گروه‌هایی، سوال‌هایی را برای پرسیدن از محمود احمدی‌نژاد که استاد فرار از پاسخ‌گویی بود و سوال را با سوال جواب می‌داد، پیشنهاد کرده بودند. امسال اما خبری از فعالیت این گروه‌ها نیست.

بخش تحلیل خودنویس: سال‌ها قبل وقتی احمدی‌نژاد رئیس قوه مجریه بود و هر سال به نیویورک می‌آمد، گروهی از فعالان سیاسی و حقوق بشری، سوال‌هایی را برای به چالش کشیدن رئیس جمهوری وقت در اختیار خبرنگاران می‌گذاشتند. علت این بود که ایرانیان کلک محمود احمدی‌نژاد را می‌شناختند و می‌دانستند که او، هر سوالی را با سوال دیگری پاسخ می‌گوید و در واقع پرسش‌گر را بدون پاسخ می‌گذارد.

دکتر عباس میلانی، استاد سرشناس دانشگاه استنفورد نیز در سال ۱۳۸۰ سوال‌هایی را در همین ارتباط در سایت دیلی بیست طرح کرد.

اما در سال‌های اخیر، بسیاری از خبرنگاران آنقدر محو بازی‌های کلامی جواد ظریف و تفاوت فرهنگی احمدی‌نژاد با روحانی هستند که از پرسیدن سوال‌های سخت از این دو، خودداری می‌کنند.

جواد ظریف در اولین برخورد با سخت‌گیری مجری تلویزیون ای‌بی‌سی، مجبور شد در باره موضع آیت‌الله خامنه‌ای نسبت به هالوکاست، دروغ بگوید. ظریف در مقابل پرسش چارلی رز از او در باره زندانی بودن خبرنگاران و منتقدان، ادعا کرد که در ایران کسی را به خاطر عقایدش زندانی نمی‌کنند.

حسن روحانی نیز معمولا در گفتگوها با کلی‌گویی به سوال‌های دقیق، پاسخ نمی‌دهد. باید توجه داشت که انتظار ظریف و روحانی این است که به خاطر موضع جدید دولت در قبال برنامه هسته‌ای و تمایل جمهوری اسلامی برای نزدیک شدن به دولت‌های دیگر، کمتر در باره زندانیان سیاسی و تعداد اعدام‌ها و دستگیری فعالان صنفی از آنان سوال شود.

پرسش‌هایی از ظریف و روحانی می‌توان پرسید…

– موضع رسمی دولت جمهوری اسلامی در مورد تعدد اعدام‌ها چیست؟
– دولت با وجود طرح ادعای استقلال قوا، در موارد بسیاری با قوه قضائیه مذاکره می‌کند. آیا برای کاهش اعدام مذاکره‌ای انجام شده و اگر شده، نتایج آن چیست؟
– وزیر خارجه جمهوری اسلامی در گفتگو با چارلی رز گفت که «ما کسی را به خاطر عقایدش زندانی نمی‌کنیم.» آیا دستگیری، شکنجه، اعدام و ایجاد محدودیت برای دگراندیشان در جمهوری اسلام اتفاق نمی‌افتد؟
– دلیل بازداشت، شکنجه و صدور حکم اعدام برای محمد علی طاهری چیست؟
– دلیل اعدام گروهی از مبلغان مذهبی اهل سنت در کردستان و سیستان و بلوچستان چه بوده است؟
– دلیل زندانی بودن آتنا فرقدانی و محکومیت به ۱۲ سال و ۹ ماه زندان چیست؟
– نقش وزارت اطلاعات که زیر نظر دولت فعالیت می‌کند در فشار به فعالان اجتماعی و صنفی چیست؟
– موضع رسمی دولت آقای روحانی در مورد محرومیت قبول‌شدگان بهایی در کنکور سراسری چیست؟
– موضع رسمی دولت در مورد عدم بازگشت بسیاری از دانشجویان ستاره‌دار به دانشگاه چیست؟
– موضع رسمی دولت روحانی در قبال پرونده‌ کرسنت چیست و چرا از طریق شورای عالی امنیت ملی مانع اطلاع‌رسانی و طرح پرسش در این باره شده است؟

شما نیز می‌توانید از سوال‌های‌تان را در بخش کامنت بپرسید.

No responses yet

Sep 23 2015

سهم هاشمی در ترور حسن‌علی منصور از زبان غرضی

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: محمد غرضی می‌گوید پیش از انقلاب همراه با علی جنتی، وزیر ارشاد کنونی به دیدار قذافی رفته و با او برای سرنگونی شاه مشورت کرده‌ است.
محمد غرضی، کاندیدای ریاست‌جمهوری سال ۹۲ و سیاست‌مداری که در نظام جمهوری اسلامی پست‌های بالایی از جمله وزارت نفت را بر عهده داشت، می‌گوید که اگر از سهم هاشمی رفسنجانی با ترور حسن‌علی منصور سخن بگوید، «به انقلاب صدمه وارد می‌شود».

اکبر هاشمی رفسنجانی متهم است که اسلحه استفاده شده در ترور حسن‌علی منصور، نخست وزیر فقید را در سال ۱۳۴۳ تهیه کرده و به همین خاطر بازداشت شده است.

حال غرضی می‌گوید که «در جریان ترور حسن‌علی منصور بود که آقای هاشمی سهمی پیدا می‌کند». او در پاسخ به اینکه آیا هاشمی برای فداییان اسلام اسلحه تهیه کرده یا خیر می‌گوید: «نمی‌خواهم اين ماجرا را باز كنم. اگر بخواهم حرف بزنم خيلی جاها به انقلاب صدمه وارد می‌شود».

او می‌گوید که رفسنجانی از شکنجه‌های ساواک به عنوان ابزار تبلیغاتی برای خودش استفاده کرده است: «بالاخره آقای هاشمی دستگير می‌شود و او را در صندلی آتش می‌نشانند كه دليل آن هم معلوم نيست. هاشمی می‌سوزد، وقتی می‌سوزد يك ابزار تبليغی خيلی خوبی برايش می‌شود. همه جا می‌گفتند آقای هاشمی را سوزاندند اما او به چيزی اقرار و اعتراف نكرد».

در پاریس عبا و عمامه گذاشتم

غرضی درباره داستان اعتصاب غذای او و چند نفر دیگر می‌گوید: «وقتی به پاريس رفتيم و می‌خواستيم اعتصاب غذا كنيم، من و محمد منتظری و علی جنتی و آلادپوش و چند نفر ديگر رفتيم و تعدادی از ما عمامه هم گذاشتيم».

او در پاسخ به این که چرا بدون خواندن درس حوزوی عمامه گذاشته است، گفت: «می‌خواستيم در ماجرای اعتصاب غذا در پاريس جلب‌ توجه كنيم. شكل كار اين‌طور بود و در فرانسه داد و قال می‌كرديم. احمد سلامتی همشهری من است. در ماجرای اعتصاب غذا كنار من نشست و گفت من تو را از صدا شناختم. گفتم حرف نزن و چيزی نگو».

او درباره ماهیت اعتصاب غذا گفت: «سر زندانيان سياسی بود. مي‌خواستيم يك موج رسانه‌ای جهانی راه بيندازيم تا همه بفهمند زندانيان سياسی در ايران وضعيت بدی دارند. با محمد منتظری و علی جنتی تصميم گرفتيم كه به پاريس برويم و اعتصاب غذا كنيم. با تعداد ديگری از طلاب هم مشورت كرديم. با مرحوم فردوسی‌پور و آقای دعايی هم قرار گذاشتيم كه اينها هم تاييد كردند».

ویزا جعل می‌کردیم و پول در می‌آوردیم!

غرضی درباره هزینه آوردن صدها نفر از خاورمیانه برای این اعتصاب گفت: «من از ايران كه رفتم ١٠ هزار تومان در جيبم بود. وقتي برگشتم ميليون‌ها تومان پول با خودم آوردم». وی در تشریح چگونگی کسب این میزان سرمایه گفت: «ساده است برای‌تان می‌گويم. حجاج به مكه می‌آمدند اما به آنها ويزا نمی‌دادند. دستگاه ما چهار هزار تومان می‌گرفت و ويزا می‌داد».

غرضی در پاسه به این سوال که «پس ویزا جعل می‌کردید»، گفت: «عربستان و مكه مال مسلمان‌ها است. بيخود می‌كردند می‌گفتند ما به عنوان دولت سعودی بايد مجوز بدهيم. همين بود كه خودمان ويزا صادر می‌كرديم».

با علی جنتی به دیدار قذافی رفتم

غرضی با ذکر این که او، محمد منتظری و علی جنتی [وزیر کنونی ارشاد] يك گروه بودند و همه جا می‌رفتند، گفت که با جنتی به دیدار قذافی رفت و در این دیدار، درباره سرنگونی شاه با او گفت‌وگو کرد.

او گفت: «حرفي كه بين ما و قذافي رد و بدل شد، اين بود كه انقلاب ايران برخاسته از مردم است و اينكه شاه وابسته به مردم نيست. آنها نيز قبول داشتند. قذافی می‌گفت شما اين وسط چه‌كاره هستيد؟ما هم می‌گفتيم كه جزو مردم هستيم، تاييديه هم داشتيم. يك صبح تا ظهر با قذافی صحبت كرديم».

غرضی افزود: «ذهنيت اين بود كه اگر قرار باشد اتفاقی رخ دهد بايد دوستانی در سطح جهان داشته باشيم. رابطه ما با الجزايري‌ها تا قبل از ١٩٧٥ خيلي خوب بود. مثلا به عنوان نمونه امام مرا نزد حافظ اسد فرستاد كه اگر هواپيما در تهران ننشست، هواپيما بتواند در سوريه بنشيند».

هادی غفاری نیز این هفته در مصاحبه‌ای گفت [4] که پس از انقلاب با رفیق‌دوست به لیبی رفتند. آن‌ها کف می‌زدند و شعار می‌دادند، قذافی می‌رقصید. غفاری تاکید کرد که قذافی از این شعارها خوشش آمد و یک هواپیما پر از موشک اسکاد برای ایران فرستاد.

No responses yet

Sep 23 2015

جدیدترین خاطره هاشمی از «امام» به بازار آمد

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: هاشمی رفسنجانی در ادامه سلسله خاطرات خود از «امام» گفت: «دو سه ماه بعد از قبول قطعنامه امام به بنده فرمودند اگر جام زهر آن روز برایم تلخ بود، امروز شیرین است».
اکبر هاشمی رفسنجانی در سخنانش به مناسبت سال‌روز آغاز جنگ ایران و عراق و هفته موسوم به «دفاع مقدس»، خاطره جدیدی نقل کرده است. وی گفت [2]: «دو سه ماه بعد از قبول قطعنامه امام به بنده فرمودند اگر جام زهر آن روز برایم تلخ بود، امروز شیرین است».

هاشمی رفسنجانی که به خاطره‌گویی از کسانی که زنده نیستند شهرت دارد، نه تنها روایاتی از روح‌الله خمینی درباره رابطه با آمریکا و موافقت او با حذف شعار مرگ بر آمریکا نقل کرده است، بلکه گفته که کاندیداتوری وی در انتخابات سال ۱۳۸۴ به توصیه همسر آیت‌الله خمینی بوده است.

هاشمی گفته بود [3]: «واقعاً یک موی بدنم راضی نبود که وارد انتخابات شوم و همه می‌دانستند نمی‌آیم. یکبار همسر امام مرا خواستند و گفتند که امام این انقلاب را به دست شما داد و شما می‌خواهید به دست چه کسانی بدهید و اصلاً می‌دانید اینها کی هستند. پس از اظهارات همسر امام تکان خوردم و قبول کردم. پس از آن بود که برای حضور در انتخابات ثبت‌نام کردم».
احمد توکلی نماینده مردم تهران در مجلس از جمله افرادی بود که به خاطره‌گویی هاشمی رفسنجانی واکنش نشان داد و گفت: «یکی از مشکلات آقای هاشمی این است که مطالب خود را به کسانی مستند می‌کند که اکنون دیگر در قید حیات نیستند».

هاشمی در ادامه سخنانش به مناسبت سالروز آغاز جنگ ایران و عراق، گفت: «قاضی محاکمه کننده صدام، بعد از اجرای حکم اعدام به ایران آمد و آن قلمی را که با آن حکم اعدام را امضا کرده بود، به من هدیه داد که امروز به عنوان یکی از نشانه‌های پیروزی مردم ایران در موزه ریاست جمهوری نگه‌داری می‌شود».

رفسنجانی اظهار کرد: «اگر تاریخ جنگ را بدون تعصبات سیاسی بنویسند، هیچ عقل سلیمی نمی‌تواند ذره‌ای به خود شک دهد و تردید کند که ایران به اهداف خود نرسیده است، اما متأسفانه این روزها شاهدیم که تاریخ ملی کشور با اهداف سیاسی تحریف می‌شود».

او همچنین گفت: «یاد بگیریم که هر جا لازم است، سکوت کنیم تا این انقلاب بماند».

No responses yet

Sep 22 2015

«دیلی بیست» حلقه سری رابط بین نایاک و جمهوری اسلامی را افشا کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی,ملای حیله‌گر

گویانیوز: وب‌سایت خبری «دیلی بیست» با انتشار مقاله‌ای “حلقه رابط پنهان بین جمهوری اسلامی و گروه شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک) که به لابی گری برای جمهوری اسلامی متهم است” را افشا کرده

خبرگزاری ایرانشهر – در این مقاله که زیر عنوان «خانواده‌ای در سایه، پشت پرده لابی ایران در آمریکا» به رشته تحریر در آمده‌است، نویسنده کوشیده است تا از اطلاعات و مدارک در اختیار خود برای اثبات نقش خانواده «نمازی» در احیای قدرت لابی‌گری برای مقامات جمهوری اسلامی در پایتخت آمریکا و کوشش برای آنچه نویسنده مقاله فشار بر دولت آمریکا برای برقراری ارتباط حسنه با تهران می خواند پرده بردارد.

dailyb.jpg

نویسنده با توصیف خانواده نمازی به افرادی که تمایلی به حضور در صحنه رسانه‌ها ندارند، آنها را نمادی از قدرت سیاسی در تهران توصیف کرده و می‌گوید: «کسانی که به نمازی‌ها نزدیکند می‌گویند که آنها کارگزاران مالی زیرک و کارآمدی هستند که بیشتر ترجیح می‌دهند به جای مردانی ایدئولوژیک، خود را بازرگانانی مشتاق به تجارت به دنیای غرب و بهره‌مند از آزادی‌های رایج آن جلوه دهند.»

اشاره نویسنده این مقاله به خانواده نمازی مشخصا انگشت اتهام را به سوی «سیامک نمازی» پسر ارشد محمدباقر نمازی به عنوان مغز متفکر و فعال‌ترین عضو این خانواده نشانه‌رفته است. کسی که خانواده نمازی را در دوران ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی در ایران، میزبان بزرگ‌ترین شرکت‌های نفتی جهان کرد. شرکت‌های وابسته به این خانواده از جمله آتیه بهار در بزرگ‌ترین قراردادهای نفتی سه دهه گذشته به انحای مختلف نقش ایفا کرده و در پرونده کرسنت از شرکای لاینفک مهدی هاشمی، فرزند اکبر هاشمی بوده‌اند که به دلیل اخذ رشوه در پرونده استات اویل هم اکنون در زندان اوین به سر می برد.

موسسه «آتیه بهار» یک مجموعه دلالی نفت در سطح بین‌المللی است که در بررسی مدیران سابق و فعلی آن به اسامی قابل توجه زیادی بر می‌خوریم. علیرضا امیدوار، قائم‌مقام شل در ایران سال‌ها با باقر نمازی، بزرگ‌خاندان نمازی‌ها در مجموعه آتیه‌گروپ و تشکیلات سازمان‌های مردم‌نهاد غیردولتی (NGO) مشغول به کار بوده‌است. علی قزلباش که از مدیران برجسته شرکت نفت و گاز هیدرو استات‌اویل نروژ به شمار می‌رفت، پیش از این در سال‌های 2006- 2003 مدیر آتیه بهار بوده است. محمد منظر پور سردبیر فعلی صدای امریکا نیز از کارگزاران این مجموعه بوده است و حتی تریتا پارسی، مدیر تشکیلات دلالی روابط ایران و آمریکا که توسط شورای روابط خارجی آمریکا با پول مجموعه‌ای از شرکت‌های نفتی و غیرنفتی ناراضی از تحریم فعالیت می‌کند، پیش از این در آتیه بهار سابقه فعالیت داشته است. در واقع آقای پارسی، نایاک را نیز با تلاش برادرانه سیامک نمازی و همفکران او راه اندازی کرده است.

tritaParsiNuce1.jpg

بخش‌هایی از مقاله دیلی بیست به روند فعالیت خانواده نمازی در سیاست پنهان و اقتصاد نفتی جمهوری اسلامی پرداخته و از روابط این خانواده با نزدیکان اکبر هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی و گروهی از اطرافیان محمود احمدی نژاد در برهه‌های زمانی مختلف پرده برداشته است.

نویسنده مقاله دیلی بیست و با افشای روابط خانواده نمازی با مقامات تهران از یک سو و تقارن این مناسبات با عملکرد نایاک و نیز توضیح جایگاه و اقدامات این گروه که لابی غیر رسمی جمهوری اسلامی در واشنگتن شناخته می‌شود، از سوی دیگر کوشیده است تا نشان دهد دوستی و همکاری تریتا پارسی و سیامک نمازی چیزی بیشتر از دوستی به سبک خانوادگی است و اهداف خاصی را دنبال کرده است. به همین روی چندین پاراگراف از این مقاله با ارائه اسناد و اطلاعات دست اول، می‌کوشد تا ابعاد این روابط را بهتر از پیش افشا سازد.

از این بین اشاره به اسامی برخی افراد شناخته شده، مانند هادی قائمی(عضو سابق هیئت مدیره نایاک و سخنگوی فعلی کمپین حقوق بشر برای ایران) ، سحر نوروززاده (عضو سابق هیئت مدیره نایاک و عضو مشاور شورای امنیت ملی کاخ سفید)، بیژن خواجه پور(کارگزار ارشد اقتصادی نزدیک به اصلاح طلبان و داما خانواده نمازی)، محمد منظرپور (سردبیر فعلی صدای آمریکا و کارمند پیشین گروه آتیه بهار) و… در این مقاله، متضمن به کارگیری از همه توانایی و نیروی کارکنان و مدیران سابق گروه آتیه بهار، برای به کارگماری در پست‌های حساس است، به گونه‌ای که نایاک و دیگر کریدورهای ارتباطی تهران بتوانند از آن در کنترل رفتار دولتمردان آمریکا درباره تصمیمات مهم در خصوص جمهوری اسلامی به نفع خود استفاده کنند.

این افشاگری وقتی به نقطه حساس خود می‌رسد که هویت پدر خانواده نمازی فاش می‌گردد. محمدباقر نمازی دولتمرد پیشین ایران که قبل از انقلاب استاندار خوزستان و معاون عمرانی وزارت کشور ایران بوده است. فردی که واقعه تلخ آتش سوزی سینما رکس آبادان در 28 مرداد 1357 خورشیدی در زمان استانداری او در خوزستان روی داد. او در حالی تا سال 1362 خورشیدی(1983 میلادی) به عنوان یک مدیر عالی رتبه نظام شاهنشاهی در ایران به راحتی به زندگی ادامه داد که بسیاری از مدیران و کارکنان دون رتبه رژیم پیش در دادگاه‌های انقلاب به مرگ محکوم شدند. برخی گروه‌های حقوق بشری با ارائه اسنادی معتقدند که آن آتش سوزی از سوی رهبران انقلابی و با اطلاع روح الله خمینی و برخی نزدیکان وی رخ داده است. این افراد دستگیری، محاکمه و اعدام تنی چند از شهروندان آبادان پس از انقلاب به جرم آتش زدن سینما رکس را نمایشی و پرده پوشانه تلقی می‌کنند.

لازم به یادآوری است محمد باقر نمازی در سال 1983 به آمریکا مهاجرت کرد و تنها چند سال بعد در دوران ریاست جمهوری اکبرهاشمی رفسنجانی به ایران بازگشته و زمینه تشکیل گروه اقتصادی آتیه بهار، آتیه گروپ، سازمان غیر دولتی همیاران و .. را به سکانداری یکی از دو پسر خود «سیامک نمازی» طرح ریزی کرد.

مقاله یاد شده که با اسم مستعار «الکس شیرازی» در «دیلی بیست» منتشر شده‌است، از نگاه کارشناسان رسانه به قلم فردی بسیار نزدیک به سیستم کاری آتیه بهار، نایاک و خانواده نمازی به رشته تحریر درآمده است. کسی که از مناسبات پشت پرده بین خانواده نمازی و کارکنان آتیه بهار که حالا پست‌های کلیدی برای اعمال فشار به دولتمردان آمریکایی را به عهده دارند، آگاهی کافی دارد. دیلی بیست در توضیحی کوتاه درباره نویسنده مقاله، واهمه از شناسایی و آسیب به نویسنده و یا خانواده او در ایران را از دلایل مخفی نگه داشتن نام وی عنوان کرده‌است.

همین نویسنده پیش از این در مقاله‌ای دیگر که در «دیلی بیست» منتشر شده بود، برخی حامیان مالی هیلاری کلینتون را به ارتباط تجاری پنهانی با جمهوری اسلامی و نقض تحریم‌ها برای فروش تجهیزات صنایع هواپیمایی به ایران متهم کرده بود، رابطه‌ای که حالا پس از اعلام توافق هسته‌‌ای دیگر سری قلمداد نمی‌شود.

وب سایت خبری دیلی بیست که یکی از لیبرال‌ترین خروجی‌های خبر در ایالات متحده آمریکا شناخته می‌شود، از ششم اکتبر 2008 و با سرمایه «تینا براون» سردبیر پیشین نشریه نیویورکر کار خود را آغاز کرد و هم اکنون در مالکیت یک بنگاه مهم اینترنتی به اسم IAC قرار دارد. کارشناسان اهمیت دیلی بیست را به اندازه نیوزویک در دوران اوج خود محاسبه می‌کنند.

No responses yet

Sep 21 2015

روایت غفاری: رفیق‌دوست کف می‌زد، قذافی می‌رقصید

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: غفاری: «یک جلسه‌ای بود که رفیق‌دوست کف می‌زد و قذافی می‌رقصید… شعارگونه بود… آقای قذافی خوشحال می‌شد. همان‌جا دستور داد صد تا «اسکاد بی» آوردند».

هادی غفاری، یکی از روحانیون دخیل در سرکوب‌های دهه ۶۰ که اکنون جزو نیروهای اصلاح‌طلب است، در مصاحبه‌ای [2] با روزنامه شرق،‌ حکایت‌هایی را از مذاکرات خرید اسلحه در زمان جنگ روایت کرده است.

او می‌گوید زمانی که با محسن رفیق‌دوست، وزیر سپاه پاسداران در دولت میرحسین موسوی برای خرید اسلحه به لیبی رفته بود، همراه رفیق‌دوست کف می‌زدند و معمر قذافی می‌رقصید. با شعارهایی که آنان به هنگام رقص می‌دادند، قذافی «خوشحال شد» و یک هواپیما پر از موشک‌های اسکاد همراه آنان روانه ایران کرد.

غفاری گفت: «از خود قذافی سلاح گرفتیم. یک جلسه‌ای بود که رفیق‌دوست کف می‌زد و قذافی می‌رقصید؛ نه اینکه برقصد. شعارگونه بود. شعارش هم یادم است. «دیمه دیمه یا ابن الخیمه…» یعنی جاوید باد فرزند خیمه. شما همیشه رهبر خواهی بود».

او با تاکید بر اینکه در شعار دادن با رفیق‌دوست همراهی می‌کرد، ادامه داد: «آقای قذافی خوشحال می‌شد. همان‌جا دستور داد صد تا «اسکاد بی» آوردند. یک جامبوجت دوطبقه بدون صندلی را تا خرخره پر کردیم از موشک».

غفاری افزود که «چون دلش برای جبهه می‌سوخت»، با حکم اکبر هاشمی رفسنجانی برای خرید به کره شمالی رفت و با اختیار تام برای بستن هر گونه قرارداد نفتی و موشکی، با کیم ایل سونگ مذاکره کرد. وی در آن هنگام نماینده مجلس بود و همراه هیات پارلمانی به پیونگ یانگ رفت. با این حال، به وزیر نفت وقت توصیه شده بود که «آقای غفاری هر چه گفتند عمل کند».

او همچنین به صورت «کاملا سری» به سوریه رفت و در ازای نفت، موشک‌های اسکاد و تسلیحات دیگر خرید. او می‌گوید: «سوریه خیلی به ما بدهکار بود… گاهی نفت، گاهی پول و گاهی هم خدمات می‌دادیم. آنها هنوز به ما بدهکار بودند».

غفاری که در دهه ۶۰ همواره با مسلسل و کلت در دستانش برای شرکت در سرکوب مخالفان پیشرو بود، متهم به قتل هویدا، ضرب و شتم نمایندگان مخالف در مجلس و استفاده از رانت‌های حکومتی برای ثروت‌اندوزی است. او اکنون یکی از چهره‌های شناخته شده جریان اصلاح‌طلب حکومتی است.

No responses yet

Sep 21 2015

محمدسعید مهدوی کنی رئیس دانشگاه امام صادق شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: محمدسعید مهدوی کنی٬ فرزند محمدرضا مهدوی کنی٬ رئیس پیشین مجلس خبرگان٬ با حکم صادق لاریجانی٬ رئیس قوه قضاییه ایران و رئیس هیئت‌ امنای دانشگاه امام صادق جایگزین پدرش در این دانشگاه شد.

محمدرضا مهدوی کنی که پارسال درگذشت٬ از موسسان این دانشگاه بود و تا زمانی که زنده بود ریاست آن را برعهده داشت.

در فاصله یک ساله میان مرگ آقای مهدوی کنی و انتصاب فرزندش٬ سرپرستی این دانشگاه را محمدباقر مهدوی کنی٬ برادر او بر عهده داشت.

محمدسعید مهدوی کنی٬ ۴۹ ساله که خود از دانش‌آموختگان دانشگاه امام صادق است٬ پیش از این عضو هيئت علمی٬ عضو هیئت امنا و مدیر مسئول فصلنامه پژوهشی این دانشگاه بوده است.

او داماد محمد علی شهیدی محلاتی٬ معاون رئیس جمهور و رئیس بنیاد شهید است.

دانشگاه امام صادق پس از انقلاب ایران بر پایه ایده چند تن از روحانیون بلندپایه جمهوری اسلامی و نزدیک به آیت‌الله خمینی از جمله آیت‌الله حسین‌علی منتظری٬ محمود طالقانی٬ محمد بهشتی و محمدرضا مهدوی کنی تاسیس شد و در سال ۱۳۶۱ آغاز به کار کرد.
Image copyright d
Image caption محمدرضا مهدوی کنی مهرماه ۱۳۹۳ درگذشت

ریاست عالیه این دانشگاه را آیت‌الله منتظری برعهده داشت که در پی برکناری‌ از جانشینی رهبری٬ از سمتش در دانشگاه هم کنار گذاشته شد.

این دانشگاه که از آن به عنوان “نخستین دانشگاه اسلامی ایران” یاد می‌شود با هدف تعلیم و پرورش مدیران آینده جمهوری اسلامی تاسیس شد.

آن طور که در تاریخچه این دانشگاه آمده “هدف اصلی این دانشگاه تلفیق بین علوم اسلامی و علوم انسانی متداول بوده است. مؤسسان این دانشگاه پیش از پیروزی انقلاب اسلامی با درک شکاف موجود بین حوزه و دانشگاه در صدد تاسیس دانشگاهی بر‌آمدند که تلفیقی از دروس حوزه و دانشگاه را در خود داشته باشد.”

سعید جلیلی٬ دبیر سابق شورای عالی امنیت٬ محمد سرافراز٬ رئیس سازمان صدا و سیما٬ کاظم جلالی٬ رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس و حسام‌الدین آشنا٬ مشاور رئیس جمهور از مدیران جمهوری اسلامی هستند که از دانشگاه امام صادق فارغ‌التحصیل شده‌اند.

No responses yet

Sep 20 2015

مخالفت نایاک به اعطای بودجه‌ به مخالفان نظام

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: نایاک با دریافت بودجه از سوی «شرکا» در ایران، مشکلی نداشت و موسسه‌ی همیاران هم از بودجه‌‌های دولت آمریکا بهره‌مند می‌شد، اما…

در سال ۲۰۰۹، سناتور مارک کرک نایاک را «همدل با جمهوری اسلامی [2]» خواند و گفت که «آنها به کنگره آمدند تا بودجه‌های مربوط به برنامه‌های [ایجاد و توسعه] دموکراسی در ایران قطع شود.» نایاک به دنبال پایان دادن به «بودجه‌های ایجاد دموکراسی» دولت بوش در مورد ایران بود، چرا که این بودجه‌ها را ابزاری برای کمک به براندازی جمهوری اسلامی می‌دید. نایاک در پاسخ [3] به حرف‌های سناتور کرک، این بودجه‌ها را ساخته و پرداخته‌ی دولت بوش و سیاست شکست‌خورده‌ی این دولت در خاورمیانه خواند که می‌خواست با تامین [بودجه] موسسات غیر دولتی ایرانی نهایتا دولت ایران را براندازد.

نایاک با همه موسسات غیر دولتی ایرانی مشکلی ندارد، از جمله با همیاران که مدیر آن، محمد باقر نمازی بود و یکی از اعضای هیات مدیره‌اش، حسین ملک افضلی اردکانی، از نزدیکان رئیس جمهوری اسبق ایران به حساب می‌آید. نایاک این موسسه را کاملا مستقل اما با مجوزهایی ویژه از دولت[جمهوری اسلامی] ارزیابی و معرفی کرده بود.

همیاران، مانند نایاک از بودجه بنیاد ملی دموکراسی یا NED بهره‌مند [4] شد (حدود ۲۰۰ هزار دلار)، آن هم در سال‌های ۲۰۰۲، ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ (دوران حکومت بوش). نایاک، همیاران را به عنوان شریک اصلی خود در ایران به بنیاد ملی دموکراسی معرفی کرده بود. … نایاک و همیاران کارگاه آموزشی‌ای تحت عنوان کارگاه تولید فیلم دیجیتالی [5] جهت آموزش فعالان ایرانی برای استفاده از ابزارهای دیجیتالی بر پا کردند؛ گروه‌های انتخاب شده برای این کارگاه، یا با دولت[جمهوری اسلامی] قرارداد و یا ارتباط کاری زیادی داشتند.

کارل گرشمن، رئیس بنیاد ملی دموکراسی در باره‌ی نایاک به دیلی بیست گفت: «ما الان از نایاک حمایت نمی‌کنیم و هیچ ارتباطی هم با آنها نداریم».

گرشمن می‌افزاید: «آن زمان، کسانی بودند که می‌گفتند “تلاش کنید وارد ایران شوید” و ما فکر می‌کردیم این راهش است…ما زمان اعطای این بودجه‌ها، نمی‌دانستیم که نایاک دارد خودش را به عنوان لابی مطرح می‌کند. هدف ما کار با فضای رو به رشد در ایران بود. داشتیم تلاش می‌کردیم کاری کنیم که به نفع مردم داخل باشد. بعدا نایاک خود را به عنوان یک نهاد لابی‌گر عرضه کرد، پس ما دیگر کاری به کارش نداریم. همه‌ی بودجه‌ها به آنجا فکر می‌کرده‌اید منتج نمی‌شوند.» دیلی بیست از گرشمن می‌پرسد که آیا منظورش این است که از کار با نایاک پشیمان است، و گرشمن در پاسخ می‌گوید: «بله، فکر می‌کنیم همین‌طور باشد.»

همان زمانی که نایاک از مالیات شهروندان آمریکایی بهره‌مند می‌شد، به دنبال پایان دادن بودجه‌های نهادهای غیر دولتی‌ای بود که مخالف جمهوری اسلامی ایران بودند. در بهار ۱۳۸۶ ، نایاک یک جلسه‌ی کاربردی با حضور گروه‌های بین‌المللی مدافع حقوق بشر از جمله عفو بین‌الملل و دیده‌بان حقوق بشربرگزار کرد. نماینده‌ی دیده‌بان حقوق بشر، عضو سابق هیات مدیره نایاک، هادی قائمی بود که قبلا برای نایاک در ایران کار [6] کرده بود. قائمی در سال‌های ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۷، عضو دیده‌بان حقوق بشر بود. بر اساس یک ایمیل ارسال شده به‌وسیله‌ی تریتا پارسی، قائمی در این جلسه گفته بود که گروه‌های مشخصی که از وزارت خارجه کمک مالی دریافت می‌کنند به دنبال براندازی نظام ایران هستند و از این بودجه‌ها به عنوان پوشاندن فعالیت خود استفاده می‌کنند. قائمی همچنین تاکید کرده بود که باید مراقب این گروه‌ها بود و خیلی از گروه‌ها که خود را تلاشگر برای بهبود حقوق بشر و دموکراسی در ایران می‌خوانند، [کارکرد]خود را درست معرفی نکرده‌اند. قائمی البته نگفت کدام گروه‌ها مد نظرش بوده است. وقتی دیلی بیست با هادی قائمی از طریق ایمیل تماس گرفت، او گفت نمی‌تواند وجود جلسه مورد نظر را تایید کند. اما پس از اینکه دیلی بیست ایمیل تریتا پارسی را برایش فرستاد، او دیگر در دسترس نبود.

ادامه دارد

No responses yet

Sep 20 2015

«فعالیت اجرائی شورای نگهبان با اصل جمهوریت نظام مغایرت دارد»

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: به گفته حسن روحانی نقش شورای نگهبان در امر انتخابات تنها جنبه نظارتی دارد. در بحثی که در محافل سیاسی و رسانه‌های جمعی در گرفته، یک استاد علوم سیاسی معتقد است فعالیت اجرائی شورای نگهبان با اصل جمهوریت نظام مغایرت دارد.

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به “شورای نگهبان” نقشی پراهمیت اما قابل‌تفسیر بخشیده است. سردمداران سنت‌گرا و محافظه‌کار این ارگان بلندپایه را برای “اسلامیت” نظام ضروری می‌دانند درحالیکه بسیاری از صاحب‌نظران، به ویژه با توجه به عملکرد ناشفاف این نهاد، آن را با اصل “جمهوریت” نظام در تضاد می‌بینند.

حسن روحانی، رئیس جمهوری اسلامی، در جمع مسئولان وزارت کشور به صراحت گفت: «شورای محترم نگهبان ناظر است نه مجری. مجری انتخابات دولت است. دولت مسئول برگزاری انتخابات است و دستگاهی هم پیش‌بینی شده که نظارت کند تا خلاف قانون صورت نگیرد. شورای نگهبان چشم است و چشم نمی‌تواند کار دست را بکند، نظارت و اجرا نباید مخلوط شوند».

بیشتر بخوانید: روحانی: شورای نگهبان ناظر انتخابات است نه مجری

رحیم ابوالحسنی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، در گفت‌وگویی با خبرگزاری “خبر آن‌لاین”، از منظر قانون اساسی جمهوری اسلامی بر موضع رئیس جمهور منتخب مردم صحه گذاشته است.

این کارشناس علوم سیاسی می‌گوید: «مفهوم آزادی به معنی حاکميت مردم در تعيين سرنوشتشان و دخالت در امور جامعه است… مردم بايد در انتخاب کارگزاران شرکت کنند. در انتخاب نخبگان مردم بايد آزاد باشند. در انتخاب شدن هم بايد آزاد باشند.»

به گفته او مردم باید در فرايند تصميم‌سازی و در سياست‌گذاری مشارکت داشته باشند. این اصل که از شعارهای اصلی انقلاب ایران علیه رژیم شاه بود، در نوع حکومتی “جمهوری” تبلور می‌یابد.

«جمهوريت يعنی مشارکت مردم در قدرت سياسی، يعنی مشارکت در انتخاب زمامداران از بالاترين مقام که رهبری است، تا پايين‌ترين مقام‌ها که شوراهای روستاهاست. به اين می‌گويند جمهوريت. بايد در تصميم‌سازی هم دخالت داشته باشند…»

او می‌گوید که آزادی در “بطن اسلام” وجود دارد و کسی نمی‌تواند به نام اسلام، آن را از مردم بگیرد. زیرا به گفته او: «روح انقلاب اسلامی، روح جمهوری اسلامی، روح اين نظام، مبتنی بر آزادی به معنای جمهوريت است. هرکسی بخواهد اين جمهوريت را محدود کند از اين روح دور شده است.»

روحانی: نقش شورای نگهبان صرفا نظارتی است

رشد اقتدارگرایی پس از انقلاب

این استاد علوم سیاسی از عملکرد قشری که پس از انقلاب قدرت را در ایران قبضه کردند، انتقاد می‌کند. گروهی که با نهادهایی مانند شورای نگهبان به انحصار قدرت و در نتیجه “اقتدارگرایی” روی آورده‌اند. به اعتقاد او، برای این گروه تمسک به نهادهای غیردموکراتیک تنها دستاویزی است برای حفظ قدرت و بهره‌گیری از منافع آن.

او می گوید که بر این مبنا شورای نگهبان باید به مثابه یک ارگان معنوی خود را از دخالت در گردونه قدرت دور نگه دارد.

بیشتر بخوانید: شورای نگهبان و مبنای موافقت و مخالفت با نظارت استصوابی

شورای نگهبان نباید پیشاپیش درباره روند انتخابات و نامزدهای انتخاباتی تصمیم بگیرد، بلکه باید مراقب باشد که انتخاب نمایندگان طبق اصول صریح قانون اساسی صورت گیرد.

ابوالحسنی نتیجه می‌گیرد: «در قانون اساسی شرايط نمايندگی نوشته شده و همچنين تصريح شده است که هيئت‌های اجرايی اينها را تطبيق می‌کنند و شورای نگهبان نظارت می‌کند که آيا اين قواعد رعايت شد يا نشد. نظارت می‌کند نه اينکه خودش بيايد رد يا تاييد صلاحيت بکند.»

No responses yet

Sep 18 2015

کارنامه زن ایرانی‌تبار؛ از جعل نام خلیج فارس تا ارائه گزارش فتنه‌گرانه

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اعتراضات,امنیتی,انتخاباتی,جنایات رژیم,جنبش سبز,درگیری جناحی,سیاسی

تسنیم: به‌گزارش گروه رسانه‌های خبرگزاری تسنیم، وقایع پس از انتخابات سال 1388 گرچه در نوع خود به ایجاد بحران امنیتی در کشورمان به دلایل واهی انجامید اما در این میان برخی از رابطین و سرشاخه‌های بعضا ایرانی که با طرف غربی همپیمان شده‌اند را نیز رسوا کرد. در این میان البته برخی از افراد با حماقت‌هایی که انجام دادند بازیچه دشمن شدند اما بعد از آنکه آبها از آسیاب افتاد و آتش فتنه فروکش کرد خود را مفلس و شکست خورده در این روند یافتند. برخی نیز در این میان با قصد و غرض‌های قبلی همه چیز خود را به طرف غربی فروختند و هم‌اکنون نیز به عنوان مزدوران غرب در قالب‌های امنیتی و رسانه‌‌ای در حال فعالیت‌ هستند که کم کم بعد از مدتی با رو شدن اسناد و مدارک نام‌ آنها نیز در لیست سیاه منافقین و خائنین به ایران قرار می‌گیرد.

اخیرا «مایکل لدین» از حامیان کودتای مخملی و مشاور سابق شورای امنیت ملی آمریکا و عضو برجسته مؤسسه «آمریکن اینترپرایز» و دستیار ویژه «دونالد رامسفلد» وزیر دفاع اسبق آمریکا از نامه اوباما به سران جنبش سبز در سال 88 خبر داده است و در یادداشتی در نشریه «فوربس» نوشت: سناتور «چاک شامر» نقش مستقیمی در نامه نگاری محرمانه بین دولت اوباما و سران آشوب علیه دولت ایران در سال 1388 و در پی انتخابات ریاست جمهوری داشته است. [1]

لدین در یادداشت افشاگرانه خود نامی از رابط بین فتنه گران و سازمان سیا نبرده است اما بیان داشته که سناتور چاک شامر از طریق دوستی در وال استریت ژورنال با فتنه‌گران ایران رابطه داشته و نامه رد و بدل کرده است.

اگر به لیست خبرنگاران و روزنامه‌نگاران این روزنامه آمریکایی بیندازیم به نام زنی ایرانی بر می‌خوریم که اتفاقا فعالیت ویژه‌ای در فتنه سال 88 و تهیه گزارش علیه کشورمان داشته است. « فرناز فصیحی»‌ فردی است که دامنه فعالیت‌های ضدایرانی‌اش بسیار گسترده است و صدها مقاله و گزارش علیه کشورمان در این روزنامه منتشر ساخته است.

کارنامه سیاه زن ایرانی‌تبار در جعل نام خلیج فارس تا گزارش فتنه گرانه از ایران/رابط نامه غرب به سران فتنه چه کسی است؟ +تصاویر

وی در گزارشی درباره بازداشت برخی از فعالان سیاسی اصلاح‌طلب در بحبوحه فتنه سال 88 دادگاه انقلاب را غیرقانونی اعلام کرد و مطرح کرد که این دادگاه برای تحقیر فتنه‌گران انجام شده است و آنان را با سر و وضعی ژولیده و شلخته به دادگاه کشانده و نشانه‌هایی از اعتراف‌گیری اجباری از این افراد در این دادگاه دیده می‌شود.

فصیحی در مقاله دیگری نیز با پرداختن به فعالیت‌های یکی از فتنه‌گران فراری خارج نشین با قلم خود به حمایت از فعالیت‌های ضد ایرانی و همچنین فعالین « جنبش سبز» پرداخت.

وی همچنین در گزارشی در بحبوحه فتنه سال 88 در روزنامه وال استریت ژورنال به موضوع دانشجویان ستاره‌دار پرداخت و فضای کشورمان را به صحنه جنگ داخلی توصیف کرد و مدعی شد که مامورمان حکومتی به طور آرام علیه تعدادی از بهترین دانشجویان این کشور جنگی را، بوسیله ی لغو موقعیت تحصیلی و شغلی آنها، آغاز کرده است.

فعالیت‌های اینچنینی او سبب شد تا انواع و اقسام جوایز رسانه‌ای آمریکا به وی تعلق گیرد. فصیحی که معاون خبر بخش خاورمیانه روزنامه وال استریت ژورنال است به دلیل فعالیت رسانه ای علیه جمهوری اسلامی در جریان حوادث سال 88 موفق به دریافت جایزه “رابرت کندی در گرایش‌های جهانی حقوق بشر و عدالت” شد. وی پس از دریافت این جایزه به رادیو زمانه گفت: «بسیار خوشحالم که توانسته‌ام تاثیرات مسایل اخیر روی مردم ایران را به بقیه دنیا نشان دهم. این جایزه نشانگر آن است که کار ما توانسته تاثیر خودش را بگذارد.» فصیحی همچنین یکی از جوایزش را از دست شیرین عبادی دریافت کرده است.

کارنامه سیاه زن ایرانی‌تبار در جعل نام خلیج فارس تا ارائه گزارش فتنه‌گرانه /رابط پیام غرب به سران فتنه چه کسی است؟ +تصاویر

در سوابقاین عنصر رسانه‌ای غربتحریف نام خلیج فارس نیز به چشم می خورد. استفاده این روزنامه نگار ایرانی‌تبار از عناوین مجعول در گزارش هایش، حتی ایرانیان خارج از کشور را به راه اندازی کمپین اعتراضی در شبکه اجتماعی فیسبوک و درخواست از وال استریت ژورنال برای جبران اشتباه خود واداشته است. در یکی از کمپین های اعتراضی به فرناز فصیحی آمده است: «دوستان و هم میهنان. اگر بیگانه تحریفی در نام خلیج فارس انجام دهد آنان یا نآگاهند و یا مغرض، ولی اگر یک ایرانی آن را تحریف کند، یک خائن است و هیچ حقی از دفاع برای اشتباه خود ندارد! روزنامه وال استریت جورنال در دهه گذشته تنها یکبار از نام ساختگی استفاده کرد که پس از دوساعت شکایت آن را زدود و هرگز نیز تکرار نکرده است، همچنین هرگز از واژه “خلیج” بدون “فارس” استفاده نکرده بود تا اینکه امروز که یک ایرانی بنام “فرناز فصیحی” که از روزنامه نگاران سرشناس و شناخته شده ایرانی در آمریکاست نام خلیج فارس را دوباره تحریف کرد و واژه “فارس” را آن زدود!»

کارنامه سیاه زن ایرانی‌تبار در جعل نام خلیج فارس تا ارائه گزارش فتنه‌گرانه /رابط پیام غرب به سران فتنه چه کسی است؟ +تصاویرجالب اینجاست که مایکل لدین هم خود پای ثابت روزنامه وال‌استریت ژورنال علیه کشورما است و اغلب مقالات ضدایرانی وی در این روزنامه منتشر شده است. به نظر می‌رسد با این اوصاف روزنامه وال‌استریت ژورنال به پایگاه رسانه‌ای جنگ نرمی علیه ایران تبدیل شده است که در زمان فتنه سال 88 فعالیت ستادی و ویژه‌ای بر عهده داشته و حتی در این زمینه به تبادل نامه و نظرات طرفین برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران با پوشش رسانه‌ای اقدام کرده است.

فعالیت‌های ضد ایرانی غرب با پوشش رسانه‌ای علیه کشورمان البته به همین موارد ختم نمی شود و دایره بسیار گسترده‌ای دارد اما این موضوع به خوبی مشخص می‌نمایند که رسانه‌های خارجی و خبرنگاران آنان تنها برای کار اطلاع‌رسانی و تهیه گزارش به کشورمان سفر نمی‌کنند و بعضا به عنوان جاسوس و مامور برای کودتا علیه کشورمان ماموریت‌هایی مانند ماموریتی که به احتمال زیاد فرزانه فصیحی در بحبوحه فتنه سال 88 انجام داده، را در دستور کار دارند که با لحن و نوع قلم دشمنانه‌ای که در نوشتار این افراد علیه کشورمان دیده می شود چنین کاری بعید و دور از ذهن نیست.

[1] http://www.mashreghnews.ir/fa/news/451387

[2] http://www.mashreghnews.ir/fa/news/452015

[3] http://www.wsj.com/articles/SB124925705086800229#articleTabs%3Darticle

[4] http://www.wsj.com/articles/SB125980542530173987

[5] http://www.rahesabz.net/story/6955/

[6] http://www.wsj.com/articles/SB10001424052702303657404576357323069853958

[7] http://www.radiofarda.com/content/f3_islamicrepublic_cracks_in_regime/2136371.html

منبع:مشرق

انتهای پیام/

خبرگزاری تسنیم: انتشار مطالب خبری و تحلیلی رسانه‌های داخلی و خارجی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای بازنشر می‌شود.

No responses yet

Sep 18 2015

مرگ ابوالقاسم خزعلی؛ لانه زنبور همچنان پر است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,درگیری جناحی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

ایران وایر: ظاهرا دعای آیت الله «ابوالقاسم خزعلی» مستجاب شده است؛ خرداد ماه امسال عضو مجلس خبرگان رهبری ایران در بستر بیماری نفس نفس زنان به خبرگزاری «فارس» گفت: «اگر آقای هاشمی بخواهد روی کار بیاید، من بمیرم و زمان ایشان را نبینم.»

او صبح چهارشنبه در 90 سالگی فوت کرد. خزعلی وصیت کرده است روی سنگ قبرش بنویسند: «ابوالقاسم خزعلی، دوست‌دار آیت‌الله خمینی». با این حال، لقب شایع تر این سال های او این بود: «ابوالقاسم خزعلی، دشمن هاشمی رفسنجانی.»
شیخ یک حرف دیگر هم خطاب به پسرش، «مهدی خزعلی» زده است: «اگر من مُردم، من را تشییع نکن.»
مهدی پسری است که علیه پدرش شورید؛ مانند بسیاری از پسران رهبران انقلاب 57.
در این میان، فرزندان ابوالقاسم خزعلی عجیب تر بودند؛ «علیرضا»، رییس شبکه ماهواره ای «ایرانیان» شد، «محمدحسین» خواننده موسیقی پاپ و مهدی حامی درجه یک میرحسین موسوی و مهدی کروبی؛ همان هایی که پدر می خواست اعدام‌شان کند و یا حداقل سیلی به گوش‌شان بزند.

«حسین» فرزند دیگر آیت الله که روایت هایی درباره ارتباطش با مجاهدین خلق بود، پیش از انقلاب 57 کشته شد و «محسن» کارهای اجرایی پدر در «بنیاد غدیر» را انجام می دهد. «انسیه» و «کبری» دو دختر خزعلی هم حاشیه سازی کرده اند ولی در راه پدر.
کبری در «شورای عالی انقلاب فرهنگی» جای محکمی دارد و انسیه پس از ماجراهای انتخابات 88 بر صندلی «زهرا رهنورد» نشست در دانشگاه «الزهرا». «راضیه خزعلی»، همسر «مروی»، معاون اسبق قوه قضاییه و مرضیه هم استاد دانشگاه بودند و دور از سیاست.
این حاشیه ها مختص فرزندان نبود، حتی این آخری، پیرمرد نتوانست به مراسم عروسی نوه اش برود چون «ابراهیم یزدی» و «محمد خاتمی» هم در عروسی بودند؛ دشمنان دیرینه: «چندین سال قبل من به آقای مصباح می‌گفتم خاتمی خوب کار نمی‌کند، ایشان گفت “خاتمی سیئه من سیئات هاشمی”. تعبیر درست، همین است. مصباح را آدم چیز فهمی می‌دانم مثل آقای مطهری است و من از مدت‌ها قبل آقای مصباح را مطهری دوم لقب داده بودم.»

ابوالقاسم خزعلی، مصباح یزدی را هشت سال پیش برای ریاست مجلس خبرگان رهبری پیشنهاد داد. هر دو از شاگردان برجسته و متنفذ آیت الله «محمدتقی بهجت» محسوب می شوند و چند وجه مشترک دارند؛ سال 60، «حبیب الله آشوری»، دوست علی خامنه ای و نویسنده کتاب «توحید» که سبب اختلاف بین آشوری و خامنه ای شد هم پس از گواهی ابوالقاسم خزعلی و مصباح یزدی مبنی بر این که مرتد است، اعدام شد.
«احمد قابل» در نامه مشهوری به علی خامنه ای که خرداد 84 منتشر شد، از این راز پرده برداشت که خامنه ای ادعا می کرد کتاب توحید مطالب خودش است و آشوری آن را به نام خویش زده است. با این حال، آشوری را «لاجوردی»به خاطر همان کتاب اعدام کرد.

سال 78 در ماجرای قتل های زنجیره ای هم شایعاتی بود درباره صدور فتوای قتل از سوی این دو نفر.
وجه مشترک سوم این دو نفر هم تفکرات آخرالزمانی هر دو دوست و ایستادن آن ها پشت «محمود احمدی نژاد» و «سعیدجلیلی» است.

خزعلی روزگاری در ستایش از احمدی نژاد گفته بود:«احمدی نژاد را خدا آورد.»
او مانند مصباح، پای امام زمان را هم در حمایت از رییس دولت پیشین وسط کشید: «از ناحيه مقدس حضرت حجه ابن الحسن المهدی پيامی برای من آورده اند که مکلف هستم از احمدی نژاد دفاع کنم… سال اولی که احمدی‌نژاد به نیویورک رفت و در سازمان ملل سخنرانی کرد، بنده به دیدار احمدی‌نژاد رفتم و لب‌های ایشان را بوسیدم چون از امام زمان نام برد.»

او روزگاری گفت دو دوره ریاست جمهوری برای احمدی نژاد کافی نیست و باید برای دوره سوم فکری کرد. خزعلی علاوه بر امام زمان، از دیگران هم برای احمدی نژاد مایه گذاشت: «فاطمه زهرا به خواب يکی از اوليا آمده و فرموده که پسرم (رهبری) و احمدی نژاد را حمايت کنيد.»

ایستادن او کنار احمدی نژاد در دورانی بود که شایع بود هاشمی چنان از حمایت خامنه ای از احمدی نژاد آشفته است که فکر شورایی کردن رهبری افتاده است. طیفی از شیوخ هم با پرچم احمدی نژاد کنار خامنه ای ایستاده بودند و به تعبیر خزعلی، این بحث جدی را خنثی کردند.

محمود احمدی نژاد هم با او خوب بود. «نشان درجه یک خدمت» به خزعلی داد و از بنیادش حمایت کرد؛ بنیاد غدیر که احمدی نژاد و «احمد جنتی» عضو هیات امنای آن بودند و ماجرای تاسیس این بنیاد هم شبیه برآمدن محمود احمدی نژاد در عالم سیاست است: «شبی در خواب دیدم که در آسمان چهارم بودم و می‌خواستم بالاتر بروم که امام رضا دستور داد خزعلی را برگردانید هنوز در دنیا کار دارد. پس از این خواب بنا نهادن این بنیاد را پی گیری نمودم.»

بنیاد غدیر سال 76 به توصیه علی خامنه ای تاسیس شد و حالا توسط «کاظم صدیقی»، امام جمعه موقت تهران اداره می شود؛ یک امام زمانی دیگر که چهار سال پیش با خزعلی عقد اخوت بست.
او هدف بنیاد غدیر را وحدت جهان اسلام اعلام کرده بود ولی در همه این سال ها در خط مقدم جنگ تاریخی شیعه و سنی ایستاد؛ با تکیه بر غدیر خم.

ابوالقاسم خزعلی در این بنیاد یک برنامه دیگر هم داشت؛ تغییر عید ایرانیان از عید نوروز به عید غدیر؛ یک رویای ناکام دیگر.

با این حال، ماجرای بنیاد غدیر در ساختار سیاسی ایران پیچیده تر روایت شده است؛ «علی اکبر محتشمی پور» بهار 89 در مشهد اشاره ای به آن کرد: «بنیاد الغدیر که آیت الله خزعلی بنیان گذاری کرده و در مجلس هشتم نیز یک فراکسیون دارد، لانه زنبوری است که “انجمن حجتیه” در آن جمع است. من یقین دارم كه آقای مصباح یزدی اعتقادی به آقای خامنه ای ندارد. او و جریان انجمن حجتیه كه در مدیریت‌های كلیدی مهم و مكان های مهم كشور نقش دارند، به دنبال رسیدن به اهداف و برنامه‌های خودشان هستند.»

با وجود رابطه خوب خزعلی و احمدی نژاد و حضور گاه به گاه شیخ در جلسات هیات دولت، خزعلی چند سال بعد، به خصوص پس از انتخاب «اسفندیار رحیم مشایی» به عنوان معاون اول احمدی نژاد برآشفت، درخواست برکناری مشایی را علنی مطرح کرد و به رییس دولت زنگ زد ولی احمدی نژاد حتی جواب تلفنش را هم نداد.

او دو سال بعد محمود احمدی نژاد را «شاه» خواند چرا که از علی خامنه ای اطاعت نمی کرد؛ رهبری که انگار ابوالقاسم خزعلی کشفش کرده است: «شب قبل و حتی قبل از رحلت امام به ایشان پیشنهاد این امر [رهبری] را دادم. آن وقت هنوز قول امام [خاطره هاشمی] نقل نشده بود!»

او درباره رییس جمهور شدن خامنه ای هم گفته است: «هاشمی هم می‌خواست بیاید درباره ریاست جمهوری آقای خامنه‌ای با ایشان صحبت کند منتها نوبت من جلوتر بود. به ایشان گفتم جریان این است و قبول کردند و مطلب تمام شد. آقای‌ هاشمی که آمد، مطلب تمام شده بود.»

در هر دو مورد، خاطره هاشمی از خمینی و توافق هاشمی و «احمد خمینی» شایع ترین روایت درباره رهبر و رییس جمهور شدن خامنه ای بوده اند ولی خزعلی می خواهد این سکه را به نام خود بزند از لج هاشمی؛ به همان سان که ایستادن کنار احمدی نژاد و مصباح یزدی چنین سیمایی را تصویر می کند.

خزعلی ریشه انحراف احمدی نژاد را هم در مشایی می دانست. او مشاییِ مدعی امام زمانی بودن را تست هم کرده بود: «به او گفتم دو نفر هستند که دارند دوستان امام زمان را اذیت می‌کنند. گفتم یکی از آن ها در تهران است و یکی در مشهد. مشایی به من گفت که من چه می‌کنم و چه ‌کنم تا این موضوع برطرف شود، بعد هم هیچ کاری نتوانست بکند. فهمیدم این کاره نیست و بیخود می‌گوید. اتفاقاً بعداً در جایی با هم روبه رو شدیم و گفتم، باز دیدم کاری نکرده.»

او پس از احمدی نژاد هم به اعتبار و احترام دوستی با مصباح یزدی، پشت سر سعید جلیلی ایستاد؛ مقابل تیم هاشمی.
بی اعتباری خزعلی تنها در ماجرای احمدی نژاد نبود؛ او اوایل انقلاب هم چنین مسیری را رفته بود. زمانی که چالش های انجمن حجتیه که خزعلی از حامیانش بود با دیگر روحانیون اوج گرفت، ابوالقاسم خزعلی رو در روی احمد جنتی، دوست دیرینه اش قرار گرفت که علنی از دخالت های حجتیه در امور ممکلت انتقاد می کرد. او به جنتی گفت از طرف خمینی ناظر بر عملکرد حجتیه است و انگ ضدیت با ولایت فقیه به آن ها نمی چسبد و «دستخوش جو و شایعه نشوید».
ولی مرداد 62 آیت الله خمینی به تندی در ملاءعام علیه حجتیه سخن گفت، انجمن تعطیل شد و تمام تلاش های خزعلی بر باد رفت.

او سال ها بعد در کتاب خاطراتش گفت همیشه انجمن را دوست داشته است: «انجمن شرایط را برای ظهور امام زمان مهیا می ساخت. مطهری هم گفته بود بیا کاری کنیم که نگذاریم انجمن را کنار بزنند ولی بعد از مطهری، من تنها ماندم.»
«محمد مهاجری»، روزنامه نگار ایرانی هم به نقل از خزعلی چنین روایتی را آورده و از «علی اکبر ولایتی»، «کمال خرازی» و «غلامعلی حدادعادل» به عنوان اعضای صالح انجمن در سال های پیش از انقلاب یاد کرده است.

به نظر می رسد دو دهه بعد ابوالقاسم خزعلی رویای آماده سازی ظهور را در سیمای محمود احمدی نژاد دید ولی باز هم ناکام ماند. این رویاپردازی فاز سوم هم داشت؛ در واقع، با وجود اظهارات «سیدعلی اکبر محتشمی پور» درباره تضادهای فکری بنیاد غدیر و خامنه ای، به نظر می رسد در دورانی خزعلی رویاهای امام زمانی خود را در سیمای علی خامنه ای می دیده است.

تیرماه 90، هنگامی که سی دی جنجالی «به سوی ظهور» منتشر شد و احمدی نژاد و خامنه ای با دو تن از شخصیت های مشهور عصر ظهور شبیه سازی شدند، ابوالقاسم خزعلی روایتی دیگر بیان کرد: «ما از “سید خراسانی” اطلاعات زیادی در دست نداریم. نمی دانیم ایشان چه کار خواهند کرد امّا رهبری بسیار خوب کار کرد. مگر سید خراسانی چه کار خواهد کرد؟ رهبری همه آن توصیفاتی که برای سید خراسانی آمده است را بهتر از آن دارد انجام می دهد. با وجود دشمنان خطرناکی که اسلام و انقلاب دارد، اگر نبود این رهبری گران قدر، ما الان نیست و نابود شده بودیم؛ سید خراسانی، انسانی خوب و صالح. اما اگر فردی بهتر از او پیدا شد، به نظر شما این غیر ممکن و محال است؟! ما فکر می کنیم هر کسی که مقدمه چین ظهور و یا در دربار امام زمان بود، بهترین مرد روزگار است.»
فروردین همان سال نیز مصباح یزدی گفته بود خامنه ای را بالاتر از «سید خراسانی» می داند.

اما وجه مشترک دیگر خزعلی با برخی شیوخ نسل اول، فساد مالی است که بی اعتباری برایش به ارمغان آورد. در گزارش مشهور «عباس پالیزدار» در اردیبهشت 87 که اسامی آقازاده های فاسد به میان آمد، شایعاتی درباره خزعلی و فرزندانش هم مطرح شد. پالیزدار را بازداشت کردند. خودش گفته است علت مهم بازداشت، افشاگری علیه خزعلی بود. با این حال، این تازگی نداشت؛ سال ها پیش وقتی خزعلی در شورای نگهبان بود، زیست اشرافی او دردسرساز شد: «در منزلی زندگی می کردم که 6 طبقه بود… تصور می‌کردند خزعلی از ساده زیستی فاصله گرفته و حتی نیامدند سوال کنند. از این جهت بود که بنا شد من دیگر در شورای نگهبان نباشم.»

این در سال 78 رخ داد. همان سال دفتر خزعلی معترف شد که خانواده خزعلی در کار خرید و فروش خاک سرخ جزیره هرمز بوده اند اما خودش نبوده بلکه برادرزاده اش بوده است؛ «محمد مهدی خزعلی».
بعدها مهدی خزعلی گفت در فروش خاک سرخ هرمزگان پای سپاه و برخی روحانیون دیگر در میان است.

این چند تصویر بریده بریده و اجمالی، رویاهای ناکام مانده امام زمانی، خانواده سیاسی فروپاشیده، تضادهای درون نسلی، خشم و اغراق همواره، سنی ستیزی، مرتدسازی، فساد و شبکه های پنهان و… روایت زندگی تنها ابوالقاسم خزعلی نیست، روایت زندگی یک نسل از انقلابیون 57 است؛ نسلی که یک به یک می سوزند ولی لانه شان کماکان باقی است؛ پر از زنبورهای حریص، تندخو و بی عسل.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .