اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'هنر'

Jul 06 2015

مدیرکل دفتر موسیقی وزارت ارشاد استعفا کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,هنر

رادیوفردا: پيروز ارجمند، مديرکل دفتر موسيقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ايران، يکشنبه ۱۴ تير، از سمت خود استعفا کرده است.

آقای ارجمند، به خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) گفته که «مشغله شخصی» علت اصلی استعفای اوست و احساس می‌کند که ديگر در اين مسئوليت «مثمر ثمر» نبود.

مديرکل سابق دفتر موسيقی وزارت ارشاد، افزوده که موسيقی ايران «هميشه شرايط خاصی داشته اما اين امر در سال گذشته بحرانی‌تر» شده است.

او گفته که در دوران مديريت‌اش «با حمايت رئيس جمهور و وزير ارشاد، شاهد ورود گسترده هنرمندان موسيقی به اين عرصه بوديم» اما افزوده که «همزمان فشارها به مجموعه دفتر موسيقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی افزايش يافت.»

استعفای مديرکل دفتر موسيقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، پس از جنجال‌هايی صورت گرفته که به دنبال لغو تعدادی کنسرت موسيقی در نواحی مختلف ايران، بر پا شد.

صادق آملی لاريجانی، رئيس قوه قضاييه پيش از اين گفته بود که «آيا شما قبول می‌کنيد اجازه دهند يک کنسرتی زمينه رقص مشترک جوانان شود؟ بحث دستگاه قضايی در برخی شهرها نيز از همين نوع بوده است.»

چند روز پيش از رئيس قوه قضائيه، حسن روحانی، رئيس جمهور، با بيان اينکه «وقتی دستگاهی به عنوان مرجع قانونی برای دادن مجوز تعيين شده دخالت ديگران در اين امور شايسته نيست»، گفته بود: «همه بايد به قانون عمل کنيم و به دنبال اجتهاد شخصی نباشيم».

به دنبال اين مسائل، سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، اطمينان داد که «در آينده شاهد لغو برنامه‌های هنری نخواهيم بود» و گفت که قرار است به زودی «تفاهم‌نامه‌ای با نيروی انتظامی» در اين رابطه به امضا برسد.

مديرکل پيشين دفتر موسيقی، يک روز پيش از استعفا، گفت که در سال ۹۳ مجوز برگزاری ۲۰۰۰ برنامه موسيقی صارد شد که از اين ميان، ۲۱ برنامه لغو شد.

به گزارش ايسنا، آقای ارجمند افزود: «سرمايه‌گذارانی به صنعت موسيقی وارد شده‌اند که اين عرصه را تهديد می‌کنند. آنها حتی ساعت يک نصفه شب، مديرکل دفتر موسيقی را تهديد امنيتی می‌کنند.»

No responses yet

Jul 04 2015

وزارت ارشاد مدرکی مبنی بر توقیف فیلم به کارگردان نمی‌دهد’؛ گفت‌وگو با محمد شیروانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

بی‌بی‌سی: محمد شیروانی فیلمساز مستقلی است که سال هاست در گوشه و کنار- غالباً بی سر و صدا- به کار خودش ادامه می دهد؛ با وجود موفقیت جهانی اولین فیلم بلندش، ناف، باز فیلم کوتاه و مستند می سازد و اساساً پیرو راه‌های از پیش تائیدشده نیست.

او طی ۱۸سال گذشته ۱۸ فیلم کوتاه و بلند ساخته که این فیلم ها علیرغم موفقیت در جشنواره های جهانی (نظیر جایزه جشنواره روتردام برای “لرزاننده چربی”)، هیچ گاه نمایش های درخوری در ایران نداشته اند. محمد شیروانی در اعتراض به این وضعیت تمام فیلم های خود را بر روی وبسایت شخصی اش قرار داده است.

گفت و گوی زیر درباره این اقدام اوست.

— آقای شیروانی تا به حال اتفاق نیفتاده بود که فیلمساز شناخته شده ای در ایران همه فیلم هایش را بر روی اینترنت قرار دهد. قبل از این که به چرایی این اتفاق و مساله مجوز نگرفتن در سوال های بعدی برسیم، چرا اینترنت را انتخاب کردید؟ فکر می کنید این شکل راه مناسبی برای رسیدن به مخاطبانتان است؟

شرایطى که من در آن به سر مى برم راه دومى را پیشنهاد نمى داد. اما چرا اینترنت؟ با اینکه استفاده از فضاى مجازى در ایران هنوز جا دارد تا فراگیر شود اما به نظرم نسل جوان ایران با تمام محدودیت مضاعفى که در این فضا نسبت به سایر کشورها متحمل است پا به پا خود را به روز نگه داشته و کاربر اصلى فضاى مجازى است. این نسل نوستالژى ندارد و نگاه من و تو و یا هر سینه فیلى را به سالن سینما ندارد. چشم باز کرده به جهان دیجیتالى و اسباب بازى او موبایل و تبلت و گیم پلیر بوده است. حتی دیگر مخاطب دى وى دى نیست. مفهوم انتظار براى او مدت زمان دانلود است. حالا خودت ببین چقدر در مقایسه، صبورى ١٨ ساله عمیق و فاخر من براى انتشار فیلم هایم در ایران، امروز بى معنى و احمقانه جلوه می کند.

— نوشته اید به این بی عدالتی اعتراض دارید…

یک بار براى همیشه لازم می دانم که در مورد بى عدالتى و اعتراض و آگراندیسمانى که از این حرکت شخصى اتفاق افتاد صحبت کنم. در شرایطى که اختلاس هاى وحشتناک اقتصادى در کشورم اتفاق مى افتد و در مقابل کمر مردم زیر بار فقر و تورم و تحریم خم شده، استفاده از واژه انتزاعى عدالت یا بى عدالتى از سوى من در واکنش به وضعیت ام، حال هر قدر بحرانى اما در مقایسه با وضعیت مردم، سانتى مانتال به نظر می رسد.بخصوص که کلمه عدالت در ١٠ سال گذشته بسیار مصرف شده و هر آن چیزى که بیش از اندازه مصرف شود کارکرد اولیه خود را نخواهد داشت و مبتذل است. ولى در مقایسه با فیلمسازان نفتى، سخن از بى عدالتى ناچیز است.

یادم آمد سال‌ها پیش قرار بود دانمارکى ها مرورى بر آثار من داشته باشند و همزمان شد با داستان کاریکاتوریست دانمارکى و اساعه ادب به پیامبر که منجر شد به تحریم موقتى دانمارک از سوى ایران. خب مشخص بود که در آن برهه دانمارک مترادف اسرائیل بود و من از جشنواره آنها انصراف دادم. همان هایی که نمی خواستند سر به تن ما باشد شروع کردند در مطبوعات داخلى ضمن قدردانى از من و چند نفر دیگر که به دانمارک نرفته بودند از ما چهره اى انقلابى و متعهد ساختند و دست آخر ریس جمهور نیز چک پنج میلیونى به عنوان هدیه به ما دادند که من آن را نپذیرفتم و خواستم تا به مستمندان خانه سینما تعلق بگیرد. در صورتی که به یک میلیون تومان آن هم محتاج بودم. خب نه آن پول حق من بود نه آن چهره اى که از من ساخته بودند چهره من.

— همه فیلم‌ها را به وزارت ارشاد ارائه کرده اید و جواب رد شنیده اید؟ چه دلیلی برای توقیف رسمی – یا غیر رسمی – آنها ارائه شده؟

ارشاد مدرکى مبنى بر توقیف به کارگردان یا تهیه کننده نمى دهد. در مواردى که امیدى به اصلاح فیلم وجود دارد لیست اصلاحیه ها را می دهند. به عنوان مثال “ناف” و “آبادان” مانى حقیقی در سال ١٣٨١ دچار توقیف شدند. “آبادان” ٣٣ مورد اصلاحى گرفت اما در مورد “ناف” اصلا با من وارد گفت وگو نشدند چون قابل اصلاح نبود. یا “لرزاننده چربى” در سال آخر ارشاد دولت احمدى نژاد ساخته شد. فیلمنامه که مشکل حادى نداشت. بعد از ٤ بار رد کردن فیلمنامه نماینده شورا کاغذى به من داد که روى آن نوشته شده بود: زیادى روشنفکرى، فاقد ارزش‌ها، فاقد پیام مشخص و فاقد اولویت ها!

در واقع نتوانسته بودند ایرادى از فیلمنامه بگیرند؛ فقط آن را نفهمیده بودند. نماینده شورا را شناختم؛ او سالها در فیلم هاى جنگى دهه شصت نقش رزمنده هاى خوش سیما را بازى می کرد که در تمام فیلم ها شهید می شد و هر بار اشک مرا در می آورد.

— فیلم های شما غالباً لایه های اجتماعی دارند و نه سیاسی. فکر می کنید مشکل مجوز آنها از همین لایه های اجتماعی نشات می گیرد؟

همان طور که خودت اشاره کردى من فیلمساز سیاسی نیستم و نمی توانم براى جامعه نسخه اى رهایی بخش صادر کنم، وقتى هنوز از بند گرفتاری هاى فردى رها نشده ام. اما این به معنى انفعال یک ناظر بى طرف نیست و آزادگى و حقیقت طلبى دو رکن مهم زندگی من بوده که تا به حال آن را معامله نکرده ام و ترجیح داده ام که آن را زندگى کنم.

اما بسیار دیده ام کسانى را که نشسته اند بر روى صندلى امن و درباره آزادگى و حقیقت مانیفست ها داده اند. هر چند دسته دوم شاید باهوش‌ترند. من علاقه اى نداشته و ندارم که تبدیل به قهرمان ملى شوم. ترجیح می دهم سختى کار در ایران را به دوش بکشم و همچنان فیلم بسازم و فیلم هایم ارتباط مستقیم داشته باشد با زیستى که تجربه می کنم. کیست که به سانسور و بى عدالتى اعتراض نداشته باشد اما از همه مهم‌تر حال روحى و روانى هنرمند است که هر از چند گاهى به خانه تکانى احتیاج دارد. ٩ فیلم کوتاه و نیمه بلند، ٧ مستند بلند و ٢ فیلم سینمایی در طول ١٨ سال گذشته ساخته ام که ٢ فیلم کوتاه و ٢ مستند بلند و ٢ فیلم بلند سینمایی ام اجازه نمایش ندارند و ١٢ فیلم دیگر مشکلى ندارند و چند تک نمایش در گوشه کنار کشور داشته اند.

گروه هنر و تجربه سال گذشته فیلم “صفر بیست و یک” من را براى اکران تقاضا کرد و در مقابل من، بحث پیگیرى رفع توقیف “لرزاننده چربى” را در دولت روحانى وسط کشیدم و آنها گفتند اگر “صفر بیست و یک” را در اختیار آنها بگذارم در عوض مجوز “لرزاننده” را خواهند گرفت اما خب خبرى نشد.

— فیلم‌های شما موفقیت های قابل توجهی در خارج از ایران داشته اند و منتقدان شناخته شده ای هم درباره آنها نوشته اند. در داخل ایران چطور؟ وقتی فیلم ها نمایش نداشته اند، آیا در نمایش های محدودشان مورد توجه منتقدان داخل ایران قرار گرفته اند؟

منتقدان ایرانى این روزها ترجیح می دهند والیبال و فوتبال را تحلیل کنند. حق هم دارند.

— بابت اجازه دانلود هر فیلم در وبسایت مبلغ کمی از تماشاگران خواسته اید. فکر می کنید این کمک خواهد کرد تا بخشی از مخارج فیلم ها را جبران کنید یا این که صرفاً برای حرفه ای تر شدن مخاطب از آنها خواسته اید پول پرداخت کنند؟

اینکه در وبسایت شخصى ام مبلغى اندک را درنظر گرفتیم بیشتر جنبه نمادین و آموزشى داشت تا مردم دست از عادت همیشگى بردارند و به حقوق مؤلف احترام بگذارند. اگر مؤلف اثرش را بدون هیچ امنیتى بى واسطه در اختیار مردم قرار می دهد و درخواستش بدون هیچ تحکمى از مردم این است که شما فیلم را براى تنها خودتان دانلود کنید، طبیعى است که مردم پاسخ احترام را با احترام می دهند و این بزرگ ترین درسی بود که آنها به من دادند.

وبسایت ما تا سه ماه دیگر آماده می شد اما اگر زودتر از موعد فیلم ها را منتشر کردیم به خاطر این بود که متوجه شدیم یک سایت ایرانی فیلم “لرزاننده چربی” را با کیفیت پایین براى دانلود گذاشته است و در آن لحظه در موقعیتى قرار گرفتم که فیلم اول سینمایی ام “ناف” دچار قاچاق گسترده شد و در پیاده روها فروخته شد. انگار بچه ات را از تو دزدیده اند و نمی خواستم دوباره آن موقعیت تکرار شود.

اما سایت نیمه کاره ما نتوانست ترافیکِ کاربران در روزهاى اول را به درستى پاسخگو باشد و تعداد زیادى از کاربران را کلافه کرد و تعداد زیاد دیگرى ریزش مخاطب داشتیم.

— فیلم های شما به شکل کاملاً آشکاری شخصی هستند؛ در عین حال تجربی و مستقل. از این همه شما واژه آلترناتیو را برای فیلم های تان انتخاب کرده اید….

آلترناتیو بودن افتخار نیست که به آن ببالم، یک ضرورت است. از سر اجبار است که در شرایط بحرانى راه جایگزین را انتخاب می کنیم . طبیعى است هر حرکت آلترناتیوى روزى به جریان اصلى بدل خواهد شد و عده اى دیگر با پیشنهادهاى تازه شان این فضاى به شدت مهم را زنده نگه می دارند و با چالش کشیدن جریان اصلى موجب رشد آن خواهند شد.

— و تجربه بعدی شما چه خواهد بود؟

فیلمى است سینمایی سرشار از شوخى بر اساس رمان “عامه پسند” نوشته چارلز بوکوفسکى که در کارنامه ام تجربه متفاوتى خواهد بود و امیدوارم آدم هاى بیشترى را به آغوش بکشد. چند ماهی است که برایش درخواست پروانه ساخت داده ام.

بیشتر بخوانید:‌ گفت‌وگو با محمد شیروانی درباره فیلم “لرزاننده چربی“

No responses yet

Jun 22 2015

وزارت ارشاد ٦٠٠ “خانه مد” را در ایران شناسایی کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,سانسور,سیاسی,هنر

رادیوفرانسه: در ایران، برگزاری هر “شوُی لباس” به صورت میانگین ٣٠ تا ٧٠ میلیون تومان هزینه دارد.

“کارگروه ساماندهی مد و لباس” وابسته به وزارت ارشاد با صدور اطلاعیه‌ای از شناسایی خانه‌های مد (مِزون) در ایران خبر داده و گفته که قصد دارد با آموزش مسئولان این خانه‌ها، فعالیت آنها را “ساماندهی” کند.

در این اطلاعیه که در خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران منتشر شده، آمده است: «تاکنون ٦٠٠ مزون فعال و مولد شناسایی شدند و به زودی برای حضور در جلسات کارشناسی دعوت می شوند.»

هدف این اقدام دولت ایران، «هویت‌بخشی به آثار ارائه شده در جامعه و نیز حمایت از تولیدکنندگان و طراحان داخلی» عنوان شده است.

“کارگروه ساماندهی مد و لباس” تأکید کرده که خانه‌های مد با ساماندهی، می‌توانند از مهم ترین مراکز ترویج «مد اسلامی و ایرانی» در جامعه باشند.

“کارگروه ساماندهی مد و لباس” ، زیر نظر معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اداره و جلسات آن به صورت ماهیانه با حضور وزیر ارشاد برگزار می‌شود.

علی رغم تلاش جمهوری اسلامی، بر اساس گزارش‌های منتشر شده، روند تأسیس خانه‌های مد در ایران رو به افزایش است. اغلب این خانه‌های مد که به صورت “زیرزمینی” به فعالیت می‌پردازند، برنامه های ویژه ای با عنوان “شوُی لباس” دارند که گاهی شركت‌های تجاری نیز از این مزون ها پشتیبانی می‌كنند.

خبرگزاری مهر، چندی پیش گزارش داد که آخرین قیمت‌های برگزاری “شوی لباس” نشان می‌دهد كه برگزاری هر “شوُ” به صورت میانگین ٣٠ تا ٧٠ میلیون تومان هزینه دارد.

بر اساس این گزارش، در برخی از سایت‌ها هم بدون اینكه جنسیت مرد یا زن مشخص باشد، با ثبت نام اینترنتی مانكن جذب می‌كنند.

No responses yet

Jun 12 2015

بازگشایی ارکستر ملی با ضرب و شتم عکاسان توسط محافظ جنتی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

الف: وعده‌ی رئیس جمهور در افتتاح ارکستر ملی سرانجام با فضایی امنیتی و همراه با ضرب و شتم عکاسان حاضر در مراسم تحقق یافت و ارکستر ملی نیز طبق معمول همیشه رپرتواری تکراری را روی صحنه آورد.

به گزارش ایلنا؛ ارکستر ملی ایران با رهبری فرهاد فخرالدینی پس از سال‌ها تعطیلی با حضور محمدجواد ظریف، علی جنتی، حسام‌الدین آشنا، محمدباقر نوبخت، کمال خرازی، علی مرادخانی، پیروز ارجمند و هنرمندان نامدار موسیقی ایران درحالی بازگشایی شد که عکاسان حاضر در این مراسم به شدت مورد برخورد و ضرب و شتم قرار گرفتند.

عکاس خبرگزاری ایلنا یکی از حاضران در این مراسم بود که به شدت مورد برخورد فیزیکی قرار گرفت. او درباره حوادث شب گذشته می‌گوید: در ابتدا؛ محمدجواد ظریف به سالن آمد که محافظان و مسئولان سالن برخورد خوبی داشتند اما با ورود علی جنتی(وزیر فرهنگ ارشاد اسلامی) و محافظ او؛ برخوردهای توهین‌آمیز آغاز شد.

1735775

او ادامه می‌دهد: برخورد محافظ جنتی به حدی بود که ضربه این محافظ به صورت خبرنگار ایسنا موجب خونریزی بینی او شد. محافظ وزیر برای اینکه مانع عکاسی ما شود؛ به پهلوی من هم لگد زد و حالا هم پهلوی من کبود شده است.

عکاس ایلنا با بیان اینکه عکاسان به قصد اعتراض قصد ترک مراسم را داشتند؛ بیان می‌کند: عکاس ایسنا اولین کسی بود که مراسم را ترک کرد و بعد از او همه عکاسان به نشان اعتراض قصد ترک برنامه را داشتند اما دبیر عکس مهر به او گفت که در مراسم بماند که باعث شد باقی عکاسان هم مجبور به عکاسی شوند.

عکاس ایلنا در پایان کنسرت به سراغ ظریف رفت و محل کبودی پهلویش را به او نشان داد و ظریف هم از او عذرخواهی کرد و ماجرا را برای علی مرادخانی توضیح داد. مرادخانی به عکاسان قول داده است که مسئله را پیگیری کند و همچنین به اطرافیانش اعتراض کرد که چرا دوباره محافظ وزیر را به تالار راه داده‌اند. او محافظ وزیر را دیوانه خطاب کرد.

محافظ جنتی درمیان کنسرت درحالی که ارکستر مشغول نواختن بود؛ فریاد می‌زد و عکاسان را تهدید می‌کرد.

اما در اولین برنامه ارکستر ملی؛ «فانتزی شرقی» به آهنگسازی، هارمونی و ارکستراسیون علی اکبر قربانی، «بهار دلکش» با شعر ملک الشعرا بهار، آهنگسازی درویش خان، هارمونی و ارکستراسیون علی اکبر قربانی و خوانندگی سالار عقیلی، «گیسو» با شعر میرناصر شریفی، آهنگسازی زنده یاد فریدون حافظی، هارمونی و ارکستراسیون فرهاد فخرالدینی و خوانندگی سالار عقیلی، «ساحل» با شعر بیوک ملکی، آهنگسازی حسن زندیان، هارمونی و ارکستراسیون شهرام توکلی و خوانندگی سالار عقیلی، «رنگ بیات شیراز» آهنگ محلی آذربایجانی و هارمونی و ارکستراسیون علی اکبر قربانی، «ساغر شکسته» با شعر کریم فکور، آهنگسازی پرویز یاحقی، هارمونی و ارکستراسیون مازیار حیدری و خوانندگی محمد معتمدی و «بیا» با شعر تورج نگهبان، آهنگسازی حبیب الله بدیعی، هارمونی و ارکستراسیون شهرام توکلی و خوانندگی محمد معتمدی ازجمله قطعه‌هایی بودند که برای تماشاگران اجرا شدند.

در بخش دوم نیز، قطعه‌های «به یاد صیاد» با شعر هدایت الله نیر سینا، آهنگسازی جواد لشگری، هارمونی و ارکستراسیون مرتضی حنانه و خوانندگی محمد معتمدی، «کنسرتو تار» با آهنگسازی، هارمونی و ارکستراسیون فرهاد فخرالدینی و تکنوازی تار کیوان ساکت، «شیدا» با شعر اسماعیل امینی،  آهنگسازی، هارمونی و ارکستراسیون مسعود پیروی و خوانندگی محمد معتمدی، «شکایت دل»  با شعر بیژن ترقی، آهنگسازی پرویز یاحقی، هارمونی و ارکستراسیون شهرام توکلی و خوانندگی محمد معتمدی، «یک تابلو از سوئین ابن سینا» با آهنگسازی، هارمونی و ارکستراسیون فرهاد فخرالدینی، «بهار من» با شعر منیر طاها، آهنگسازی علی تجویدی، هارمونی و ارکستراسیون علی اکبر قربانی و خوانندگی سالار عقیلی، «باران» با شعر فریدون مشیری، آهنگسازی، هارمونی و ارکستراسیون کیوان ساکت و خوانندگی سالار عقیلی برای علاقمندان اجرا شد

No responses yet

Jun 12 2015

جشنواره آیینه‌دار؛ موسیقی نواحی ایران و رد کردن مرزهای هشدار

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,هنر

بی‌بی‌سی: امیر رستاق روزنامه نگار عرصه فرهنگ و هنر

دومین جشنواره موسیقی آیینه دار با معرفی برگزیدگان و وعده ایجاد صندوقی برای حمایت از هنرمندان پیشکسوت موسیقی نواحی ایران سه شنبه شب در تالار وحدت به کار خود پایان داد.

این جشنواره به مدت چهار روز و با حضور ۱۲۰ نوازنده و خنیاگر از سه استان هرمزگان، بوشهر و خوزستان در تهران برگزار شد. انتخاب موسیقی منطقه جنوب که ظرفیت های بالایی در جلب و جذب مخاطب دارد و چه موسیقی سوگ و چه موسیقی سرور آن از ساختاری بکر و دست نخورده تر نسبت به موسیقی سایر نواحی برخوردار است به این جشنواره ویژگی خاصی داده بود.

از جمله اجراهای منحصر به فرد این جشنواره می توان به اجرای مراسم زار منطقه اروندکنار اشاره کرد که توسط “ماماجواد یا ماما کاظمیه” از ماما زارهای معروف منطقه خوزستان و گروهی از نوازندگان سازهای کوبه ای و نجواگران بر صحنه رفت.

حضور محمدرضا درویشی، آهنگساز و موزیسینی که در سه دهه گذشته نامش با برنامه های مختلف موسیقی نواحی ایران پیوند خورده است از جمله نقاط قوت این فستیوال به شمار می آمد. جشنواره ای که دومین دوره آن نیز با حمایت بخش خصوصی و خارج از چارچوب های اداری و دولتی در تالار رودکی برگزار شده است.

محمدرضا درویشی که دبیر هنری این جشنواره را بر عهده دارد در ربع قرن گذشته دبیری برنامه های بزرگی در حوزه موسیقی نواحی ایران را عهده دار بوده که از جمله آن می توان به دبیری پنج دوره جشنواره موسیقی نواحی کرمان (با حمایت وزارت ارشاد)، دبیری جشنواره های موسیقی آیینه و آواز، حماسی و موسیقی آوازی (با حمایت حوزه هنری در دوره ریاست محمدعلی زم بر این نهاد)، اشاره کرد.

حضور و پژوهش های میدانی او در موسیقی مناطق ایران و آشنایی با سرشاخه های اصلی موسیقی هر منطقه و نغمه خوانان و خنیاگران و نوازندگان آن، او را به مرجعی مطمئن و کمیاب در این زمینه تبدیل کرده است.

آقای درویشی در مراسم افتتاحیه این جشنواره به انتقاد از بی اعتنایی دولت به موسیقی نواحی پرداخت و گفت: “مسئولان ارشاد قید موسیقی نواحی ایران را زده‌اند و در جشنواره‌ فجر هم صرفا یکی یا دو اجرای نواحی را می‌گنجانند.”

در مقابل اما علی مرادخانی که در اختتامیه این مراسم حضور یافته بود “از برگزاری جشنواره موسیقی نواحی ایران در کرمان” خبر داد و همچنین به “اعزام گروه های موسیقی نواحی به کشورهای دیگر در قالب هفته های فرهنگی”اشاره کرد.
از طرح تکریم تا صندوق حمایت از هنرمندان پیشکسوت

پیش از این نیز دولت در حمایت از هنرمندان موسیقی نواحی ایران طرح تکریم را در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی به اجرا گذاشت که به هنرمندان بالای ۶۰ سال حقوق ماهانه ثابتی پرداخت و امورات بیمه ای آنها نیز انجام می شد.

در چند سال اخیر نیز صندوق حمایت از هنرمندان پیش‌کسوت شکل گرفت، اما مشکل این است که این حمایت ها عمدتا نصیب هنرمندان شهری می شود و هنرمندان موسیقی نواحی تقریبا از این گونه حمایت ها کمتر نصیبی می برند.

در این میان طرح ایجاد “صندوق حمایت از پیشکسوتان موسیقی نواحی” می تواند با تمرکز ویژه بر حمایت از پیشکسوتان این شاخه، بر تقویت معیشت و سلامت آنها تاثیر بگذارد، چرا که برخی از نام آوران این شاخه موسیقایی در سنین کهنسالی در فقر با بیماری های مختلف این سنین دست و پنجه نرم می کنند.

احسان رسول اف که ریاست و حمایت مالی جشنواره بر عهده اوست در مراسم اختتامیه به تاسیس این صندوق اشاره و ابراز امیدواری کرد “با دریافت مجوزهای قانونی و هموار کردن مسیر اداری توسط مسوولان هر چه زودتر به مرحله اجرایی برسد.”

حضور این هنرمندان در مناطق روستایی و زندگی توام با فقر و مسکنت و معیشت بسیار پایین آنها سبب شده است تا عمر متوسط آنان نیز ده تا ۱۵ سال کمتر از هنرمندان پیشکسوت شهری باشد. برخی از این هنرمندان به دلیل داشتن شغل های پایین امکان حضور در جشنواره را هم پیدا نمی کنند. چنانکه علی مغاره ای ( دبیر اجرایی جشنواره) در مراسم افتتاحیه گفت که دو نوازنده منطقه جنوب که یکی رفتگر است و دیگری از دریا ماهی می گیرد به جشنواره نیامدند، چرا که امکان داشت شغلشان را از دست بدهند. حتی دو روزی قبل از اجرای جشنواره یکی از چهره های نامدار موسیقی جنوب (غلام مارگیری) که یک دهه قبل در جشنواره موسیقی مقدس آلمان با اجرای خود حیرت کارشناسان خارجی را برانگیخته بود، درگذشت تا روند مرگ و میر و نشیب این گونه موسیقایی شتاب افزونتری به خود بگیرد.

بر اساس اعلام دبیر اجرایی این فستیوال در سال گذشته ۱۵ تن از هنرمندان شاخص موسیقی نواحی درگذشته اند.
مراسم پایانی جشنواره
لغو ادره کل نغمات آیینی صدا و سیما

“لغو اداره کل نغمات آیینی صدا و سیما و سپردن مسئولیت آن به بسیج این سازمان و بلاتکلیفی همایش سیزدهم پیرغلامان “نیز از دیگر رخدادهایی است که به نوشته خبرگزاری مهر اخیرا رخ داده است. آیینی که به نوعی می توان آن را در شاخه نغمه های سوگ و عزاداری این گونه موسیقایی گنجاند که بخشی مهم از رپرتوار موسیقی نواحی ایران به شمار می رود.

پیش از این “جشنواره ذکر و ذاکرین”با محوریت نغمه های مرتبط با پیامبر اسلام و امامان شیعه و با تاکید بر نغمات و اشعار مرتبط با این موضوع در نواحی مختلف ایران برگزار می شد.

این جشنواره نیز عملا در سال های اخیر به رخوت و رکود دچار و برگزاری آن با وقفه های بسیار روبرو شده است. وقفه ای ۵ ساله در دولت آقای احمدی نژاد و نیز عدم اطلاع رسانی مناسب درباره چرایی عدم برگزاری آن در این سال ها نیز از دیگر مسائلی است که گریبانگیر موسیقی مناطق ایران شده است.

علاوه بر آن در گذشته طرح هایی برای حفظ و ارتقای موسیقی نواحی ارائه شد که عملا به مراحل اجرایی نرسید. از جمله این طرح ها برگزاری یا برپایی اماکنی خاص برای حفظ و ارائه این گونه موسیقایی و یا کلاس ها و آموزشگاه های خاص سازها و آوازهای موسیقی نواحی ایران بود. در فرآیندی ۳۰ ساله برخی از سازها همانند دف، دوتار خراسانی، تنبور منطقه کرمانشاهان و چند ساز دیگر به دلیل اقبال عمومی توانستند به محیط های شهری راه یابند و طرفدارانی پیدا و حتی در ارکسترها به کار گرفته شوند، اما ساختار کلاسیک این سازها و نغمه های آن به دلیل ترکیب با تکنیک های نوازندگی شهری عملا بر هم خورده است.

با چنین روند شتابناک تنها می توان امیدوار بود که فرآیند فرسودگی و از بین رفتن این افراد و نغمه ها با برگزاری برنامه هایی از این دست به تاخیر افتد، اگرچه می توان با ثبت و ضبط اصل این نغمه ها به ماندگاری آن برای نسل های بعدی امیدوار بود.

در دومین جشنواره آیینه دار از خنیاگران و نوازندگان زیر تقدیر شد:

شیخ ابولی؛ خیام خوان بوشهری

رجب سپهری؛ پیشکسوت نوازندگی نی جفتی بوشهر

خالو قنبر راستگو؛ استاد نی جفتی منطقه هرمزگان

عبدالرسول غریبی؛ نماینده گروه نیمه بوشهر

احمد علی شرفی نوازنده سازهای بادی و نی انبان بوشهر

بابا عیسی قادری بابازار بزرگ منطقه قشم

باباسِگرمعروف به ابورشاد از بابازارهای منطقه بندر لنگه

کرامت قنبری شروه خوان بوشهری

محمد وطن خواه آوازخوان گروه بندر کنگ

عاشور چنانی نوازنده سازهای گِلِن و ربابه از خوزستان

مجید پاکدل نوازنده نی جفتی بوشهری

عبدالکریم پاک سیرت موسیقیدان منطقه شوشتر و دزفول

ماما کاظمیه مامازار منطقه خوزستان

حیدر نوایی لوطی صاحب نام شهر میناب

ابراهیم شریف زاده نوازنده صاحب نام موسیقی خراسان

No responses yet

Jun 12 2015

زاری «ماما زار» اروندکنار در تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر,هنر

عصرایران: «ماما زار» می‌آید و با ختم صلواتی، چند دقیقه سکوت می‌کند. سازهای کوبه‌ای شروع به نواختن می‌کنند و نیایش «ماما زار» از همین‌جا آغاز می‌شود.

به گزارش ایسنا، فستیوال موسیقی «آیینه‌دار» در نخستین شب برگزاری با اجرای مراسم زار اروندکنار همراه شد. مراسمی که در جنوب ایران اهمیت زیادی دارد. این مراسم که مربوط به مردم ساکن در کناره‌ی خلیج فارس است، معمولا توسط «ماما زار» یا «بابا زار» اجرا می‌شود.

«ماما زار» خوزستان هم شامگاه 16 خردادماه به تهران آمد تا این مراسم را به‌صورت سمبلیک اجرا کند. البته مجری برنامه اعلام کرد که «ماما زار» دچار خستگی ناشی از درمان بیماران در شهر خودش است، اما قول یک اجرای ویژه را داده است.

به او «ماما جواد» یا «ماما کاظمیه» هم می‌گویند. آیین زار در واقع درمان برخی بیماری‌ها به وسیله‌ی موسیقی است. «ماما زار» خیلی آرام روی صحنه‌ی تالار رودکی نشست و صلواتی ختم کرد. پس از چند دقیقه سکوت، نوازندگان کوبه‌ای همراهش اجرا را آغاز کردند و این مقدمه‌ای برای نجواها و نیایش‌های او بود تا این آیین قدیمی و پر اهمیت جنوب کشور را به‌ جای آورد.

اجرای او خیلی از حاضران در تالار رودکی را تحت تأثیر قرار داد.

اجرای سنج و دمام بوشهر نیز بخش دیگری از برنامه‌های نخستین شب «آیینه‌دار» بود که با سرپرستی احمدعلی شریفی همراه شد؛ اما شروه‌خوانی که در موسیقی جنوب بسیار اهمیت دارد، به سرپرستی کرامت قنبری‌نژاد اجرا شد. شروه یک نغمه‌ی غمگین است که با مثنوی‌خوانی آغاز می‌شود.

در نهایت، اجرای حفله‌ عربی، علوانیه با ربابه و گلن و اجرای ریف عربی اهواز نخستین شب جشنواره‌ی «آیینه‌دار» را تکمیل کرد.

No responses yet

May 06 2015

اما و اگرهای همکاری شجریان با ارکستر ملی ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

خودنویس: محمدرضا شجریان حضور خود را در ارکستر سمفونیک قطعی می‌داند، البته در صورتی که فعالیتش ممنوعیتی نداشته باشد؛ چرا که چندین سال است که اجازه ندارد در مملکت خودش، برای مردمان خودش بخواند.

محمدرضا شجریان، استاد آواز ایرانی، روز سه‌شنبه، پانزدهم اردی‌بهشت‌ماه، در نخستین روز همایش بین‌المللی حافظ، در پایان سخنرانی کوتاهش، با اشاره‌ای طنزآمیز به محدودیت‌های اعمال‌شده بر او در زمینه‌ی خواندن و اجرا، گفت : «زیاده‌گویی نمی‌خواهم بکنم؛ ببخشید که وقتتان را گرفتم؛ من بایستی با زبان دیگری با شما صحبت کنم که چندین سال است به خاطر اینکه من آنچه را که باید بخوانم، خوانده‌ام  و بعد از این، هرچه بخواهم بخوانم، زیاده‌گویی و زیاده‌خوانی است و آبروریزی می‌شود، این است که چندین سال است من اجازه ندارم در مملکت خودم، برای مردمان خودم بخوانم.»
این در حالی است که خبرگزاری فارس، روز دوشنبه، چهاردهم اردی‌بهشت، در گزارشی ، از به گوش رسیدن زمزمه‌های حضور محمدرضا شجریان در «ارکستر سمفونیک ملی ایران» خبر داده بود؛ گزارشی که بر اساس شواهدی چون گفتگوهای آقای شجریان با مدیران معاونت هنری در رابطه با همکاری و نیز رفت و آمدهای اخیر وی در پشت صحنه‌ی این ارکستر تهیه شده بود. استاد آواز ایران، خود نیز در این زمینه، در حاشیه‌ی همایش حافظ، در پاسخ به خبرنگار باشگاه خبرنگاران گفته است: «حضور من در ارکستر سمفونیک در صورتی که فعالیتم ممنوعیتی نداشته باشد، از نظر خودم قطعی است.»

اما روابط عمومی بنیاد رودکی، در بیانیه‌ای در خصوص همکاری اساتید و هنرمندان شاخص با ارکستر موسیقی ملی اعلام کرده: «برنامه ریزی برای آغاز اجراهای ارکستر موسیقی ملی در حال انجام می‌باشد و طبعاً تاکنون دعوتی از هیچ هنرمندی صورت نگرفته و هیچ مقام رسمی ابراز نکرده است؛ این‌گونه موارد تنها گمانه زنی رسانه‌ای می باشد.»
پیشتر، حسین نوش‌آبادی، سخنگوی وزارت ارشاد اسلامی، در مورد محدودیت‌های موجود برای اجرای آقای شجریان در داخل کشور گفته بود: «آقای شجریان مطلع است که محدودیت‌ها از کجاست و چگونه می‌تواند این محدودیت‌ها را حل کند؛ زیرا مواردی که وجود دارد غیرقابل حل نیست. ایشان خودشان می‌توانند برای حل مشکلات کمک کنند.»

No responses yet

May 04 2015

حکایت وزارتخانه ای که مجوز می دهد و زیرش می زند!

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,هنر

عصرایران: تکلیف وزارتخانه ای که در کمیته های کارشناسی و تخصصی با حضور اهل فن به آثار هنری مجوز می دهد و سپس با یک تشر عقب نشینی می کند و خود حرمت اهل فن منصوب خود را رعایت نمی کند چیست؟
عصر ایران؛ رضا میرمحرابی – فیلمی را تصور کنید که پیش از تولید فیلمنامه اش برای دریافت پروانه ساخت به شورای صدور پروانه ساخت ارسال می شود، مجوز می گیرد و سپس با هزینه ای در بخش خصوصی تولید می شود، مجوز نمایش می گیرد، در جشنواره فیلم فجر برای همگان به نمایش در می آید، آماده اکران عمومی می شود، همه چیز آماده است، اما ناگهان سخنگوی محترم وزارت ارشاد در نشست خبری اش می گوید برنامه ای برای نمایش آن فیلم نداریم!

حکایت، حکایت فیلم “خانه دختر” است. آخرین فیلمی که پس از اخذ مجوز از سازمان سینمایی مورد غضب مخالفانش قرار گرفت و در یک سناریوی از پیش تعیین شده (طی کردن مراحل اخذ مجوز از ارشاد- نمایش در جشنواره- فشار مخالفان فیلم -عقب نشینی وزارت ارشاد) قافیه را باخت تا کارگردانش در یادداشتی در مقام گلایه برآید که ای متولیان قانون! خود چرا پشت ما را خالی می کنید؟
پیش تر نیز این سناریو برای فیلم های گزارش یک جشن، خانه پدری، قصه ها، عصبانی نیستم و چند فیلم دیگر اتفاق افتاده بود.

لازم است یادآور شویم هدف این نوشتار دفاع از یک فیلم یا یک جریان فکری خاص نیست ، درد اول و آخر در این باره فقط یک چیز است و آن هم سیستم عجیب وزارت ارشاد دولت تدبیر و امید در خالی کردن پشت فعالان هنری است که مسیر قانونی را برای تولید اثرشان طی کرده اند ولی اگر آن اثر اگر باب طبع عده ای نباشد، باید متوقف شود! آیا قرار است همه یکدست فکر کنیم و یکدست ببینیم و یکدست زندگی کنیم؟

حال رییس محترم سازمان سینمایی که در نوشتار قبلی از شخصت آگاه و فرهیخته شان سخن گفته بودیم، امروز در مقابل اکران فیلمی مانند عصبانی نیستم، خانه دختر و خانه پدری عقب نشینی می کند و فردا روزی برای دلجویی به پشت صحنه فیلم جدید آن کارگردان زخم دیده می رود! این چه تدبیری ست؟ این چه امیدی ست؟ یک بار برای همیشه در یک نقطه بایستید و از مجوز قانونی تان دفاع کنید.

اما تکلیف وزارت خانه ای که در کمیته های کارشناسی و تخصصی با حضور اهل فن به آثار هنری مجوز می دهد و سپس با یک تشر از جانب منتقدان (منتقد محترم است و هر اثری با هر سمت و سویی منتقدانی خواهد داشت) عقب نشینی می کند و خود حرمت اهل فن منصوب خود را رعایت نمی کند چیست؟ مگر نه این است که حفظ حرمت امامزاده با متولی آن است؟

No responses yet

Apr 20 2015

چه کسی مد را به ایران آورد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تاریخی,هنر

پارسینه: در سال ۱۳۲۱ زینت جهانشاه به همراه همسرش از سوئیس به ایران برگشت. یک سال بعد، او خیاطخانه خود را در خیابان امیریه تأسیس کرد و با همراهی ۵کارگر هر آن چه را که در طول سفرها و اقامتش در فرنگ آموخته بود به خانم های تهرانی عرضه کرد . جهانشاه برای این که مشتریان علاوه بر آشنایی با طرز کار او، برای اولین بار مجموعه لباس و مد را بشناسند، خیاطخانه خود را با یک نمایش مد لباس افتتاح کرد.

از بوتیک های شانزه لیزه تا خیاطخانه امیریه
حتی از همان آغازین سال های دهه ۲۰ خورشیدی که برای اولین بار حرف ازمد و سالن های مد بین زنان خانواده های اعیان تهرانی به میان آمد ، موضع غالب جامعه به این قضیه با دیده اکراه بود ؛ پس چندان غیرعادی نیست که اولین شوهای لباس روزگار ما هم به صورت کاملاً محدود و با تبلیغاتی اندک برگزار شود . کما این که پیش تر هم، سالن های مد و نمایش های زنده لباس ، به همین سبک بلکه بسیار بی صداتر و به قولی خزنده، کار خود را شروع کرده بودند !

به گزارش پارسینه،چند سالی است که این شوها به راه افتاده و حتی عصر یکی از آخرین روزهای بهمن ماه در سال گذشته ، سالنی در هتل همای تهران، پذیرای عده معدودی از اهالی شهر بود که به تماشای تجربه ای تازه یعنی همان نمایش مد آقایان نشستند.

شروع داستان
در سال ۱۳۲۱ زینت جهانشاه به همراه همسرش از سوئیس به ایران برگشت. یک سال بعد، او خیاطخانه خود را در خیابان امیریه تأسیس کرد و با همراهی ۵کارگر هر آن چه را که در طول سفرها و اقامتش در فرنگ آموخته بود به خانم های تهرانی عرضه کرد . جهانشاه برای این که مشتریان علاوه بر آشنایی با طرز کار او، برای اولین بار مجموعه لباس و مد را بشناسند، خیاطخانه خود را با یک نمایش مد لباس افتتاح کرد.

سال ها پیش از آن یعنی حدود ۱۹۳۱ میلادی، او که تا کلاس دوم متوسطه در دبیرستان ژاندارک تحصیل کرده بود، به همراه پدرش سرهنگ حبیب الله فرود سرپرست محصلان وزارت جنگ آن روزها ایران را به مقصد آلمان ترک کرد . سرهنگ برای مأموریت به برلن رفت و دخترش را به مدرسه دخترانه لته فراین که یک آموزشگاه بین المللی معروف بود، سپرد . لته فراین جایی بود که دخترها با علم خانه داری تکمیلی، آشنا می شدند و علاوه بر آن باید چیزهایی را مثل تندنویسی و ماشین نویسی، هم یاد می گرفتند . به مدت یک سال و نیم علوم قضائی، آشپزی ، پرنده شناسی، حیوان شناسی و حتی نحوه ذبح و تمیز کردن و پختن جانوران، خیاطی، لباسشویی، اتو و رفو ، وصله کردن لباس و … هم در این مدرسه به زینت جوان تعلیم داده شد. بعد از آن او با یک افسر ازدواج کرده و برای اقامتی که دو سال و نیم طول کشید راهی برن پایتخت سوئیس شد.

آنجا بود که زینت علاقه خود را به هنر خیاطی جدی تر از گذشته دنبال کرده و یک سال تمام را صرف یادگرفتن روش برش روی مانکن از یک خانم سوئیسی کرد. گرچه وابستگی نظامی شوهرش باعث شد آنها سوئیس را هم ترک کنند اما در عوض به شهری پاگذاشتند که یکی از مراکز اصلی صدور مد به تمام دنیا بوده و هنوز هم هست ؛ پاریس.

از بوتیک های پاریس تا خیاطخانه تهران
زینت جهانشاه تخصص خیاطی خود را در پاریس گرفت. او چنان در کار خود ورزیده شد که لباس های رسمی خودش را هم می دوخت و با آن لباس ها در جمع آشنایان به زنی خوش پوش، معروف شد.
پیش از آن که جنگ جهانی آغاز شده و او و خانواده اش به سوئیس برگردند، زینت خبردار شد که پیر بالمن طراح معروف سال های دور برای مادرش بوتیکی باز کرده و برای خیاطخانه های پاریس لباس طراحی میکند. البته بالمن آن روزها چندان شناخته شده و معروف نبود و آشنایی دخترک ایرانی با او به این خاطر بود که زینت از مشتریان مادر بالمن به حساب میآمد.

جهانشاه از این مادر و فرزند هنرمند، خواست که مدتی در کنارشان با طرز برش و دوخت آنها آشنا شود. با این تقاضا موافقت شد و در مدت یک ماه این دختر ایرانی به رموز خیاطی مدرن وقت، همین طور طرز اداره یک بوتیک پی برد. همین قضایا به او کمک کرد تا یک سال پس از بازگشت به وطنش بتواند اولین بوتیک ایرانی را در تهران تأسیس کرده و نام خود را به عنوان اولین کسی که پای مد را به ایران باز کرد، در تاریخ ثبت کند.

نمایشی که خیاطخانه او را معروف کرد
با فرستادن کارت دعوت و پیغام و چند تلفن به خانم های معتبر ، زینت موفق شد پای حدود ۱۵ نفر از زنان سرشناس شهر را به نمایش افتتاحیه خیاطخانه اش باز کند. بیشتر این خانم ها، از فرنگ رفته ها بودند و با نمایش مد لباس، آشنایی داشتند .

در این مراسم ۹۰ دست لباس زنانه مخصوص صبح، عصر و شب به نمایش گذاشته شد . معرفی لباس ها را هم خود جهانشاه برعهده داشت و موقع نمایش هر کدام، اسم و توضیحاتی درباره شان میداد. جالب است بدانید نام تمام این لباس های ایرانی از روی فصول سال یا گل ها انتخاب شده بود. هر چند که جنس پارچه هایشان مثل تمام پارچه های مصرفی آن سال ها، فرنگی بود و متری ۲۰ تا ۲۵ تومان، قیمت داشتند.

مد لباس های طراحی شده توسط جهانشاه هم، بیشتر مطابق مد کریستین دیور بود. او در این باره می گوید: دیور در آن موقع مد جدیدش را با دامن های بلند عرضه کرده بود و اغلب لباس ها دامن بلند، با ترکهای باریک بودند. مثلاً خانم صفیه فیروز که در برنامه حضور داشت چون تازه از پاریس به تهران آمده بود، لباسی به همین مدل به تن داشت.

البته این لباس ها نه تقلید از دیور، بلکه آمیزه ای از طرح های او و دید شخصی جهانشاه بود؛ پالتوها گشاد و آزاد بودند با آستین های سرخود گشاد و یقه های بسته. کت و دامن ها مناسب اعتقادات زنان ایرانی طراحی شده بود و پیراهن های شب به سبک دکولته ؛ و به جلوی این لباس ها قسمتی اضافه می شد که به تن بایستد !

در این لباس ها از مخمل استفاده شده و بازار لمپه هم گرم بود . کفش ها نوک گرد و بی پاشنه و باریک بودند. اما از پالتو پوست و کلاه در این مجموعه خبری نبود ؛ چرا که قیمت پوست گران بوده و در نتیجه امکان فروش وجود نداشت . از طرف دیگر جهانشاه، کلاهدوز خوبی سراغ نداشت تا طرح هایش را به او بدهد و برای نمایش خود از آن کلاه ها استفاده کند، در عوض کیف های مدل موت که هر دو دست در داخل کیف قرار می گیرد به نمایش گذاشته شده بود و روی لباس های شب پولک و منجوق دوزی دیده می شد.

این لباس ها بیشتر به رنگ سیاه و قهوه ای و قیمتشان به عنوان مثال برای پیراهن بعدازظهر ۵۰ تومان و پالتوها ۱۰۰ تومان بود . نمایش دو ساعت و نیم طول کشید و اتفاقاً نه تنها خانم های حاضر در مجلس، بلکه تمام آنها که وصف نمایش خیره کننده خیاطخانه جهانشاه را شنیده بودند ، استقبال زیادی از جادوی مد او کردند.

مانکن های باحیا
مانکن هایی که باید لباس های این برنامه در تن آنها نمایش داده می شد از بین خانم ها و دختران دوست و آشنا انتخاب شده بودند. خوشبختانه چون محیط خیاطخانه و این برنامه خاص کاملاً زنانه بود، از طرف خانواده این مانکن های آماتور و خودشان مخالفتی صورت نگرفت. اما به هر حال آموزش طرز راه رفتن ، ایستادن و نمایش لباس دردسرهای زیادی داشت.

این دخترخانم ها بین ۱۸ تا ۲۵ سال سن داشتند و پرو و آماده کردن لباس هایشان ۳ ماه طول کشید. البته برخلاف تصور گیسوان مانکن ها ساده و بی آرایش بود، چون در آن زمان سلمانی رفتن و آرایش مثل امروز، امری عادی نبود. طفلی ها نه تنها بابت این مانکن شدن از زینت جهانشاه دستمزدی نگرفتند، بلکه تعدادی از لباس ها را هم خریدند و رفتند!

البته تخفیف مناسبی به آنها داده شد، ولی اجرت دوخت لباس در خیاطخانه برای دیگران به این شرح بود: لباس روز از ۱۱۰ تا ۱۵۰ تومان ، لباس شب بین ۲۰۰ تا ۲۵۰ تومان ، کت و دامن یا پالتو با روسری۳۰۰ تومان.

مد، زیبایی نمی آورد
زمانی که من کار خیاطی را شروع کردم وسایل به حد کافی نبود. ۱۲ سال از شروع کارم می گذشت که خانمی به نام آنتوانت که همکلاسم در دوران دبیرستان ژاندارک بود، دستگاهی به ایران آورد که قلاب کمر تهیه می کرد و منگنه می زد. حتی کسی نبود که کمر درست کند و مجبور بودیم کمر لباس ها را خودمان با دردسر زیاد در خیاطخانه تهیه کنیم.

گفتنی های جهانشاه از شروع کار بوتیکش زیاد است. اما ۱۰ سال پس از افتتاح خیاطخانه بود که او به فکر استفاده از طرح لباس های قدیمی در کار خود افتاد: با الهام از لباس های موزه مردم شناسی، مانتویی طراحی کردم که شبیه ردای مردان قدیمی بود و آستین های راسته گشاد داشت. این مانتو با استقبال زیادی روبه رو شد.

زینت جهانشاه عقیده جالبی در مورد مد و بازگشت آن در دوره های زمانی متوالی دارد. او می گوید: طی سال ها خیاطی به این نتیجه رسیدم که مد سیر دورانی دارد، مثلاً خیلی از مدل های مجموعه من بعد از سال ها دوباره متداول شدند.

اما نظر یک لیدر مد و طراحی که به مردم خوراک پوشاکی ! می دهد، درباره پدیده مد چیست؟ جهانشاه می گوید:شیک پوشی خیلی خوب است ولی نباید خیلی آلامد شد و دربست و چشم بسته از مد پیروی کرد. همیشه پیرو مد بودن، زیبایی نمی آورد بلکه رعایت اعتدال و شخصیت در لباس پوشیدن است که یک خانم را برازنده جلوه می دهد . به اعتقاد من یکی از اصول شیک پوشی خانم ها، همان ساده پوشی و رعایت تعادل مد است.

آخر داستان
زینت جهانشاه تا سال ۱۳۴۷ کار خیاطی را ادامه داد. در این مدت چندباری محل خیاطخانه اش را تغییر داد، تا این که بالاخره بعد از تولد دخترش زهراکم کم خود را بازنشسته کرد. او شروع کننده راهی بود که با تأسیس خیاطخانه های متعدد و رواج مد و مدگرایی در ایران، آرام آرام رشد کرده و حالا از مرز ۶۰ سالگی هم گذشته است.

No responses yet

Apr 17 2015

ممنوعیت کنسرت شجریان در ایران، ایرانی‌ها را به ترکیه کشاند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سیاسی,هنر

تابناک: با این اعلامِ موضع صریح وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مشخص شد بعید است در این دوره تغییری در وضعیت محمدرضا شجریان و برخی از مسائل مشابه رخ دهد و وضع به همین روال بر جای خواهد ماند و شاید همین ناامیدی از تغییر اوضاع، باعث شده تا شجریان در پی برگزاری کنسرت در نزدیکی ایران با محوریت ایرانیان باشد و به نوعی، انتقال محل میزبانی کنسرتی از ایران به دست‌یافتنی‌ترین نقطه اطراف ایران تعبیر شود…!

آغاز بلیت‌فروشی برای کنسرت محمدرضا شجریان در ترکیه
پس از آنکه سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت یازدهم رسماً مهر تأییدی بر ممنوعیت برگزاری کنسرت‌های محمدرضا شجریان زد، وب‌سایت رسمی این استاد موسیقی سنتی کشورمان، ‌نظرسنجی در خصوص برگزاری کنسرت منتشر کرد؛ نظرسنجی که ‌به نوعی تلویحاً حکم بلیت‌فروشی را دارد و با توجه به جزئیاتش، مقدمه برگزاری کنسرت‌های شجریان برای ایرانی‌ها در کشور همسایه است و به نوعی مقدمه انتقال زمینه اجراهای زنده او در ایران برای ایرانی‌ها به نقطه‌ای نزدیک ایران است.

به گزارش «تابناک»، حسن روحانی رئیس‌جمهور کشورمان در زمان تبلیغات انتخاباتی و همچنین در فیلم تبلیغاتی‌اش از صدای محمدرضا شجریان استفاده کرد و از دوست داشتن صدای شجریان گفت و نشان داد ‌به او و صدایش علاقه‌مند است. بعد از پیروزی روحانی در انتخابات، این امیدواری نزد دوستداران شجریان به وجود آمد که او دوباره به صحنه بازگردد و اجرای زنده‌اش را از سر گیرد و نشانه‌هایی نیز در این زمینه مشاهده شد.

پس از روی کار آمدن دولت یازدهم، محمدرضا شجریان به مناسبت‌ها و به طرق مختلف با دولت همراهی و همکاری و به شکل‌های مختلف از آن حمایت کرده است. این استاد موسیقی سنتی کشورمان ۲۶ مردادماه ۱۳۹۳ همراه با علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در مراسم دهمین سالگرد تأسیسس صندوق حمایت از روزنامه‌نگاران و هنرمندان حضور پیدا کرد و این گمانه پررنگ‌تر شد که صدور مجوز برای آلبوم‌هایش تسهیل شود و شاهد برگزاری کنسرتی تازه‌‌ با خوانندگی شجریانِ پدر باشیم.

شجریان که بعد از سال ۸۸ دیگر در ایران کنسرتی برگزار نکرد و تمام کنسرت‌هایش به خارج از کشور محدود ماند، بعد از پایان این مراسم در پاسخ به اینکه آیا در دولت جدید شاهد برگزاری کنسرت از سوی شما هستیم یا خیر، گفت: «امیدوارم شرایط فراهم شود و کنسرت برگزار کنیم. من به برگزاری کنسرت در ایران علاقه دارم‌».

آغاز بلیت‌فروشی برای کنسرت محمدرضا شجریان در ترکیه

پس از این سخنان، دوباره بحث صدور مجوز کنسرت برای شجریان مطرح شد و سرانجام مطالبی از نوش آبادی، سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد نقل شد که واکنش کل دولت را در پی داشت و در نهایت نوش آبادی اظهار کرد، سخنانش تحریف شده و ‌این گونه آن را اصلاح کرد: «فاصله‌ای ایجاد شده است و امیدواریم وی کمک کند تا این فاصله کاهش پیدا کند. ما از حضور وی در عرصه هنر کشور استقبال می کنیم اما مسئولیت رسیدگی به صلاحیت‌های عمومی افراد را نداریم و بیشتر تخصص و توانمندی هنری افراد مورد توجه قرار می‌گیرد‌».

سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اما در تازه‌ترین گفت‌وگویش، سخنان بی‌سابقه‌ای را مطرح کرد و گفته است: «برخی افراد برای اجرای کنسرت دارای محدودیت قانونی هستند و ما بر اساس آن ضوابط مجوز‌ها را صادر می‌کنیم که بخشی از آن شامل همین مسأله است؛ یعنی افرادی که محدودیت و ممنوعیت دارند نیز لحاظ می‌شود که دست ما نیست و ما تنها موظف به رعایت آنها هستیم. ممنوع‌الفعالیت شدن افراد ربطی به وزارت ارشاد ندارد. ایشان محدودیت‌هایی دارند که توسط نهادهای دیگر قرار داده شده است و دست ما نیست‌».

با این اعلامِ موضع صریح وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشخص شد بعید است در این دوره تغییری در وضعیت محمدرضا شجریان و برخی از مسائل مشابه رخ دهد و وضع به همین روال بر جای خواهد ماند و شاید همین ناامیدی از تغییر اوضاع باعث شده تا شجریان در پی برگزاری کنسرت در نزدیکی ایران با محوریت ایرانیان باشد؛ رویکردی که برخی خوانندگان آن سوی آب نیز در پیش گرفته‌اند و باعث شده شاهد ارزبری از این بخش به ارمنستان، ترکیه، کردستان عراق و امارات متحده باشیم.

در همین راستا، وب‌سایت رسمی استاد محمدرضا شجریان با انتشار یک نظرسنجی که در شبکه‌های اجتماعی انعکاس داشته، آورده است: «گروه برگزاری کنسرت‌های استاد شجریان در نظر دارد کنسرتی در شهر استانبول کشور ترکیه برگزار نماید. به همین منظور، نظرسنجی جهت راحتی بیشتر عزیزانی که مایل به شرکت در این برنامه هستند صورت می‌گیرد. ما را در این امر یاری بفرمایید. در صورت هماهنگ شدن برنامه در کشور ترکیه با شما تماس خواهیم گرفت تا بلیت خود را تهیه فرمایید. لازم به ذکر است که شرکت در این نظرسنجی دلیل بر رزرو بلیت نمی‌باشد‌».

در این نظرسنجی که با دریافت تاریخ ایمیل و تلفن تماس همراه است، پرسیده شده ‌ «کدام یک از تاریخ‌ها برای شما مناسب‌تر است؟ ۱ـ اواخر اردیبهشت ماه ۹۴؛ ۲ ـ اواخر شهریورماه ۹۴؟» و همچنین درباره تعداد بلیت‌های مورد درخواست نیز پرسش شده است؛ اتفاقی که عملاً به منزله انتقال کنسرت‌های این خواننده سنتی به کشور همسایه خواهد بود و واکنشی قابل ملاحظه به اعلام موضع رسمی در خصوص ممنوعیت فعالیتش در ایران محسوب می‌شود. سوای اینکه زمینه‌سازی برای بلیت‌فروشی در قالب نظرسنجی تا چه میزان قابل پذیرش است، این پرسش پیش روست که آیا چنین اتفاق با منافع ملی کشور، نسبت مستقیم یا نسبت معکوسی دارد؟!

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .