اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'اجتماعی'

Apr 18 2016

به بهانه پرونده ‘ستایش’: پتانسیل مخرب تعرض جنسی در ایجاد نفرت قومی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

بی‌بی‌سی: در روزهای اخیر، گزارش‌های مربوط به پرونده تجاوز و قتل “ستایش”، یک دختر ۶ ساله افغان در ورامین، بازتاب گسترده ای در ایران و افغانستان داشته است.

در پی بروز این جنایت، تعدادی از مسئولان افغان و ایرانی برای ابراز همدردی به منزل قربانی رفته اند، بسیاری از ایرانی ها در شبکه های اجتماعی با خانواده ستایش ابراز همدردی کرده اند و بسیاری از شهروندان دو کشور نیز تاکید کرده اند که حساب مسبب این جنایت را، از ایرانیان جدا می دانند.

اما با وجود چنین واکنش هایی، نمی توان از طرح این سوال آزار دهنده خودداری کرد که آیا اگر در جنایت اخیر ملیت قربانی و قاتل برعکس بود، در میان مردم محلی همین میزان حساسیت برای جدا دانستن حساب عامل جنایت از هموطنانش وجود می داشت یا نه؟

این سوال، به ویژه از آنجا موضوعیت می یابد که واکنش های برخی از موارد جرایم جنسی در سال های اخیر به یادآورده شود که در آنها، ملیت افراد متجاوز و قربانی برعکس بوده – یا اینچنین تصور می شده است.

به عنوان نمونه، در خرداد ماه سال ۱۳۹۳ انتشار خبر تجاوز دستجمعی به یک دختر ناتوان ذهنی در روستایی از توابع قزوین، منجر به حمله گروهی عده ای به خانه های اتباع افغانستان در آن روستا شد که به دنبال آن، ده ها خانوار که هیچ جرمی مرتکب نشده بودند، به همراه کودکانشان ناچار به فرار از منازل خود شدند. یا در تیرماه ۱۳۹۱، کشف جسد یک قربانی تجاوز در حوالی یزد باعث شد گروهی که “گمان می کردند” عامل قتل این زن تبعه افغانستان است، خانه های تعدادی از خانواده های افغان را به آتش بکشند.

در خصوص میزان سوء استفاده از پرونده های تجاوز برای نفرت پراکنی قومی در ایران، اختلاف نظر وجود دارد. این در حالی است که گفتن و نوشتن در مورد چنین پرونده هایی، کمابیش نوعی تابو به شمار می آید و در نتیجه، ممکن است دقیق کردن اطلاعات موجود از این پرونده ها، به راحتی ممکن نباشد.

با وجود این، تجربه جهانی اثبات کرده که این پدیده، گذشته از میزان شیوع آن، ذاتا خطرناک است و در نتیجه باید کوچکترین نشانه های بروز آن را در هر نقطه دنیا و از جمله در ایران، با دقت زیر نظر گرفت.
پتانسیل تبدیل ‘تجاوز’ به ‘نفرت قومی’
Image copyright
Image caption پلاکارد گروه راستگرای افراطی ای‌دی‌ال که مسلمانان را به عنوان تهدیدی علیه دختران انگلیسی به تصویر کشیده

به عنوان افراطی ترین نمونه تاثیر جرایم جنسی بر نفرت پراکنی های قومی در سال های اخیر، می توان به فاجعه انسانی سال ۲۰۱۲ میلادی (۱۳۹۱) برمه اشاره کرد که البته ریشه در تنش های تاریخی میان اقلیت مسلمان و اکثریت بودایی این کشور داشت؛ اما جرقه نهایی آن، متهم شدن سه جوان مسلمان به تجاوز و قتل یک دختر بودایی بود. مجموعه “انتقام گیری های” بودایی ها به بهانه این واقعه، به خشونت‌هایی انجامید که نهایتا به قتل هزاران نفر و بی خانمان شدن ده ها هزار نفر از اعضای اقلیت مسلمان در این کشور منجر شد.

حتی در کشورهای غربی هم، برخی پرونده های جنسی منجر به ایجاد موج های اجتماعی علیه اقلیت ها شده است. شاید آشناترین نمونه اخیر آن، مزاحمت های جنسی گروهی از جوانان مهاجر برای زنان آلمانی در کلن در شب کریسمس باشد که بر دیدگاه افکار عمومی آلمان نسبت به پذیرش پناهندگان تاثیر جدی بر جای گذاشت.

در پی این واقعه، حتی در بعضی دیگر از کشورهای اروپایی نیز مخالفان پذیرش مهاجران مسلمان، به ادعای “حفاظت از زنان در مقابل تعرض خارجیان” متوسل شدند که در این میان، نشانه هایی همچون طرح روی جلد یک مجله راستگرای لهستانی که دستانی تیره را بر بدن یک زن اروپایی به تصویر کشیده بود، معروفیت جهانی پیدا کردند (طرح لهستانی، یادآور طرح های ضدیهودی نازی ها در زمان هیتلر بود که خود او نیز در کتاب “نبرد من”، یهودیانی که بعدها طعمه اتاق های گاز او شدند را عامل سوء استفاده جنسی از “دوشیزگان آلمانی” معرفی می‌کرد).
Image copyright CNN
Image caption متهم کردن مکزیکی‌ها به قتل و تجاوز در آمریکا از سوی ترامپ جنجال آفرین شد

دیگر نمونه آشنای نفرت آفرینی به بهانه جرایم جنسی، تبلیغات اخیر دونالد ترامپ، داوطلب نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا از حزب جمهوری خواه است که به منظور جلب حمایت برای سیاست های ضد مهاجرتی خود، بحث “تجاوز” مهاجران مکزیکی به زنان آمریکایی را به میان کشیده است. درست به همان شیوه که حزب راست افراطی “جبهه ملی” فرانسه جرایم جنسی مهاجران شمال آفریقا را به طور برجسته در تبلیغات خود برجسته می‌کند یا اعضای گروه افراطی “ای‌دی‌ال”بریتانیا، با حضور در مقابل دادگاه های متهمان پاکستانی جرایم جنسی، خواستار جلوگیری از مهاجرت مسلمانان می شوند.

نمونه های سوء استفاده از جرایم جنسی بر نفرت پراکنی علیه گروه های قومی و مذهبی در گذشته و حال و در مناطق مختلف دنیا، متعددتر از آن است که در هیچ نقطه ای از دنیا بتوان خطر بروز آن را نادیده گرفت.

این پدیده، اگرچه در هر جامعه به شیوه ای متناسب با شرایط ویژه همان جامعه خبرساز می شود، اما معمولا از دو قاعده عمومی تبعیت می کند. نخست اینکه در ارتباط با آن، اقلیت ها و مهاجران، بیشتر از سایر گروه های اجتماعی در معرض خطر قرار دارند، و دوم اینکه در مواقع بروز تنش، نخبگان و رسانه های هر کشور در تشدید یا کنترل فضای نفرت نقش تعیین کننده‌ای دارند.

پذیرش چنین واقعیتی، صاحبان افکار عمومی در جوامع اکثریت یا میزبان را در مقابل این سوال قرار می دهد که در هنگام بروز تنش های برخاسته از جرایم جنسی، تا چه حد به وظیفه خود برای محافظت جوامع اقلیت یا مهاجر در مقابل “نفرت پراکنی گروهی” عمل می کنند؟

برمبنای همین دغدغه، می توان سوال مطرح شده در ابتدای این مطلب را به طور مشخص تر مطرح کرد: اگر در پرونده “ستایش” ملیت قربانی و قاتل برعکس بود، نخبگان ایرانی تا چه حد برای دفاع از خانواده های بی گناه مهاجران به میدان می‌آمدند؟

No responses yet

Apr 15 2016

کماندار و پرچمدار؛ زهرا نعمتی نماد اراده در ورزش ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

بی‌بی‌سی: در رقابت‌های تیروکمان قهرمانی آسیا، زهرا نعمتی که سابقه قهرمانی در پارالمپیک را داشت، موفق شد سهمیه المپیک را نیز کسب کند.

نعمتی عضو تیم‌ ملی تکواندو زنان بود اما سال ۸۳ در اثر سانحه رانندگی، پاهایش به شدت آسیب دید و ویلچرنشین شد. چنین حادثه‌ای برای هر قهرمانی که در اوج است، شدیدترین آسیب‌های روحی را در پی خواهد داشت. زهرا اما چنان مسیری را در پیش گرفت که 12 سال بعد، پرچمدار کاروان کشورش در بازیهای المپیک باشد.

روزی با پاهایش قهرمان تکواندو بود، حالا با دستهایش از بهترین کمانداران دنیاست. در پارالمپیک لندن موفق شد نشان طلای انفرادی و مدال برنز تیمی را به گردن بیاویزد. سال پس از المپیک هم در بانکوک به راحتی قهرمان معلولین جهان شد.

در کمان‌کشی به چنان درجه‌ای از مهارت رسیده بود که از روی ویلچر ‌توانست ورزشکاران حرفه‌ای که روی پایشان ایستاده‌اند را مغلوب کند. در بازیهای پارآسیایی اینچئون روی سکوی نخست ایستاد اما با اصرار، خواستار رقابت با ورزشکاران المپیکی بود.

به دلیل حضور در مسابقات جهانی برای کسب سهمیه المپیک، مورد غضب فدراسیون جانبازان و معلولین قرار گرفت و از حضور در مسابقات جهانی آلمان برای کسب سهمیه پارالمپیک محروم شد.

هم‌زمان کیومرث هاشمی رئیس کمیته المپیک حمایتش را از نعمتی اعلام کرد. فدراسیون تیروکمان هم که می‌دانست نعمتی تنها شانس این فدراسیون برای راهیابی به المپیک است، در مراسم تقدیر از کمانداران به تجلیل از نعمتی پرداخت. نعمتی چنانچه خود می‌پنداشت، سزاوارانه سهمیه المپیک را هم گرفت.

نتایج خوب نعمتی و اتفاقاتی که در پی آن رخ داد، به آن معنا بود که برای او معلولیت محدودیت نیست، مگر اینکه فدراسیون جانبازان برایش محدودیت ایجاد کند.

زهرا همسر رهام شهابی‌پور عضو تیم ملی تیراندازی معلولین ایران است. جشن عروسی خبرساز آنها در پارالمپیک لندن برگزار شد و در رسانه‌های بین‌المللی نیز بازتاب یافت. آنها این مراسم را پس از قهرمانی زهرا در دهکده المپیک برپا کردند.

رییس کمیته ملی المپیک به اتفاق بهداد سلیمی قهرمان المپیک و رباب شهریان معاونت امور زنان در وزارت ورزش، با حضور در خانه زهرا نعمتی حکم پرچمداری را به او تحویل دادند.

سلیمی پرچمدار ایران در المپیک لندن بود و به عنوان آخرین پرچمدار، مسئولیت خود را به به زهرا نعمتی محول کرد. اشک‌های زهرا هنگام تحویل گرفتن پرچم سرازیر شد.

نعمتی نخستین زنی نیست که در المپیک‌ها پیشاپیش مردان و زنان ورزشکار ایرانی رژه خواهد رفت. قبلاً بارها دختران ورزشکار، پرچمدار بوده‌اند اما به سرعت از اول صف ورزشکاران ایران، به صف طولانی ورزشکاران ناراضی پیوسته‌اند!

کاش سرنوشت آنها برای زهرا نعمتی تکرار نشود. این بهترین آرزویی است که ورزش‌دوستان ایرانی می‌توانند برای پرچمدار پر امیدشان کنند که تبدیل به نماد اراده در ورزش ایران شده.

لیدا فریمان در المپیک آتلانتا پیشاپیش کاروان ایستاد. او که تنها زن ورزشکار اعزامی بود، چهارده سال بعد در مصاحبه با خبرگزاری ایلنا، سکوت طولانی‌اش را شکست و گفت: “نمی‌دانم چرا اجازه می‌دهند افرادی که مرا از ورزش گریزان کردند، در راس کار باشند. خدا می‌داند با تصمیمات غلط خود چند ورزشکار دیگر را فراری داده‌اند. در مسابقات قهرمانی آسیا به من گفتند کاری می‌کنیم که دیگر اسمی از تو در ورزش نباشد. من هم از ژاپن که برگشتم، ورزش را رها کردم.”

لیدا از پرچمدار بودن در آتلانتا هم خاطرات خوشی ندارد. او که بدون مربی روانه آمریکا شده بود، باید تا ساعت سه نیمه شب در مراسم می‌ماند. آن هم در حالی که صبح مسابقه داشت. یعنی فقط سه ساعت فرصت برای استراحت.

در المپیک پکن هما حسینی از قایقرانی پرچمدار شد. علم‌الهدی در نماز جمعه مشهد گفت: “این موضوع، جنگ با ارزشها و آماده سازی مردم برای فرج امام زمان است.”
Image copyright Getty
Image caption با پرچمدار شدن هما حسینی در المپیک پکن علم‌الهدی خطیب جمعه مشهد گفت: این که زن را جلودار می‌کنید غیر از سرپیچی از فرمایشات معصومان است؟

اظهارات خطیب جمعه مشهد در حین برگزاری بازی های المپیک، بازتاب گسترده‌ای در جهان داشت. او گفت: “این که زن را جلودار می‌کنید غیر از سرپیچی از فرمایشات معصومان است؟ با این‌که جمعه اول شعبان زمانی برای احیای ارزشهای دینی است، در این روز در عرصه بین‌المللی حرکتی تند و ضد ارزشی انجام می‌شود.”

وقتی هنوز یکسال از المپیک نگذشته، هما را از دنیای قهرمانی کنار گذاشتند و طبق گفته خودش در 20 سالگی “ممنوع‌الفعالیت” کردند تا خشم علم‌الهدی فروکش کرده باشد.

او می‌گوید: “حیف که فکر رفتن از ایران، ایده ما جوانان شود. دوست داشتم برای کشورم افتخار آفرینی کنم. اما چه اتفاقی رخ داد؟ گفتند دست به پارو نزن. گفتند برو! فراری‌ام دادند.”

هما حسینی در گفتگو با خبرگزاری مهر، درباره کناره‌گیری‌اش از تیم ملی گفت وقتی به اتفاق بقیه قایقرانان مشکلات را با احمد دنیامالی رییس وقت فدراسیون در میان گذاشتند، در پاسخ به آن‌ها گفته اگر راضی نیستید، بروید!

به هما حسینی طعنه می‌زدند که بعد از پرچمداری در المپیک خودش را گم کرده‌. رییس فدراسیون به او گفته بود: “دیگر حق نداری به پارو دست بزنی.”

واکنش پرچمدار کاروان ورزش ایران چه بود: “چه کار می‌توانستم بکنم. هیچ! برای همیشه از ورزش رفتم. دنیامالی شاید در پل سازی و جاده سازی موفق باشد اما در قایقرانی ناموفق بود.”

مرجان کلهر قهرمان اسکی در المپیک زمستانی ونکوور حضور داشت. او در جمع چهار ورزشکار اعزامی، به عنوان پرچمدار ایران در مراسم افتتاحیه معرفی شد.

در دومین دوره بازیهای المپیک نوجوانان به میزبانی چین، کیمیا علیزاده قهرمان تکواندوی نوجوانان جهان پرچمدار بود. کیمیا تلاش می‌کند سهمیه المپیک ریو را به دست بیاورد.

آوا جوادی هم پرچمدار تیم دو نفره ایران در دومین دوره بازی‌های المپیک جوانان به میزبانی لیل هامر بود. یک پسر و یک دختر نمایندگان ایران بودند که از بین آنها، پرچم به دختر اعزامی سپرده شد.

حالا زهرا نعمتی در حالی راهی ریو خواهد شد که به عنوان یکی از 64 کمان‌کش برتر جهان، برای کسب مدال مبارزه خواهد کرد.

در همین رشته و در المپیک قبلی، زهرا دهقان با وجود اردوی پرحاشیه و حتی تعطیلی طولانی تمرینات، رقابت نزدیکی با برنده مدال برنز مسابقات داشت. موضوعی که انگیزه‌های زهرا را دو چندان می‌کند. او برای کسب افتخار در ورزشی که ریشه در تاریخ، ادبیات کهن و افسانه‌های ایران زمین دارد، تمریناتی مداوم را سپری کرده.

No responses yet

Apr 15 2016

احیای فرهنگ «لات و لوتی» در فضای مجازی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تروریزم,سیاسی

بولتن نیوز: لات و‌لوت‌های دهه 90 و 50 دارای تفاوت‌های بسیاری هستند. لات و لوت‌های نسل جدید که به مدد شبکه‌های اجتماعی، فعالیت بیشتری پیدا کرده‌اند، مشاغل مختلفی را برای خود رقم زده‌اند.
به گزارش بولتن نیوز، وقتی در کشور، برخی مسئولان در سخنرانی‌هایشان از ادبیات مناسب استفاده نمی‌کنند طبیعتاً فرهنگ اراذل و اوباشی یا همان لات و لوتی در کشور افزایش پیدا می‌کند. از شعبان بی‌مخ گرفته تا طیب، روزگاری جامعه لات و لوت‌های ایران را تشکیل می‌دادند و برای خود برو و بیایی داشتند.

عده‌ای نوچه‌هایشان بودند و در محل راه می‌رفتند، اصطلاحاً گرد و خاکی به پا می‌کردند. خیلی‌ها از آنها حساب می‌بردند و خیلی‌ها هم به اعتبار حرف لات و لوت‌ها، عمل می‌کردند. بعضی از لات و لوت‌ها خفت‌گیری می‌کردند و برخی دیگر، بالاخواه آنها که حقشان ضایع شده بود درمی‌آمدند و خلاصه روزگار لات و لوت‌های چند دهه قبل، روزگار خوشی برایشان بود، اما با گذر ایام و تغییر سبک زندگی شهرها، دایره حضور و فعالیت لات و لوت‌ها کمتر و کمتر شد به طوری که در حدود یک دهه قبل، در برخی محلات قدیمی شهرهایی چون تهران، آثار محدودی از حضور لات و لوت‌ها بود.

اما در سال‌های اخیر و به لطف گسترش تکنولوژی و توسعه ارتباطات، مجالی تازه برای عرض اندام لات و لوت‌ها فراهم شده و این روزها کانال‌های تلگرامی و صفحات فیس‌بوکی لات و لوت‌ها مشتریان و اعضای پر و پا قرصی را به خود دیده که به نوعی احیاگر فرهنگ لات و لوتی دهه‌های قبل ایران شده است. در این شبکه‌های اجتماعی، لات و لوت‌های نوپا و به اصطلاح تازه به دوران رسیده، مرسومات خاص را مطرح می‌کنند که هیچ اشارتی به قاموس جوانمردی لات و لوت‌های دهه‌های قبل ندارد.

گروه‌های تلگرامی و فیس‌بوکی لات و لوت‌های جدید، این روزها مانوری از قدرت بدنی، شاخ و شانه کشیدن برای رقبا، مفسده‌های اخلاقی و خلاصه دنیایی وارونه از لات و لوتی را نشان می‌دهند که می‌تواند در نوع خود قابل تأمل و نگران‌کننده باشد. گروه‌های تلگرامی و فیس‌بوکی لات و لوت‌ها با هزاران عضو فعال، نمادهای خشم و خشونت را تبلیغ می‌کنند که در نوع خود انواع سوءاستفاده‌ها را برده و کمتر کسی هم کاری به کارشان دارد.

یارگیری برای لات‌ها

در گروه‌های لات و لوت‌ها در شبکه‌های اجتماعی، اعضا برای خود یارگیری می‌کنند و هر که زور بازو و حرف پر زورتری داشته باشد، توفیق بیشتری برای عرض اندام پیدا می‌کند. پس از این حضور، افراد در فضای حقیقی حاضر شده و کم کم دوران تازه‌ای را برای قلمروی لات و لوت‌ها مهیا می‌کنند. در سال‌های اخیر، لات و لوت‌های تازه به دوران رسیده در نقش بادیگارد و محافظ برای افرادی که دنبال اسم رسمی برای خود هستند – از بازیگران سینما و تلویزیون گرفته تا ورزشکاران – عمل می‌کنند.

این روزها بازیگران درجه سه و چهار تلویزیون و سینما، با پول‌های ناچیزی که به لات و لوت‌های تازه به دوران رسیده پرداخت می‌کنند، در مکان‌های عمومی با محافظ حاضر می‌شوند تا خودنمایی بیشتری کرده و البته شهرتی برای خود کسب کنند. در مقابل، لات و لوت‌ها نیز «پز» محافظت از فلان بازیگر سینما و تلویزیون را می‌دهند که هنوز تعداد بازی‌های هنری‌اش به تعداد انگشتان یک دست نرسیده است!

از طرفی، رسمیت یافتن حضور لات و لوت‌های نسل جدید در اماکن عمومی و در کنار شخصیت‌ها سبب شده تا آنها نیز در دنیای درون خود، به رجزخوانی و ساماندهی تشکیلاتی بپردازند.

لات و لوت‌های نسل جدید که به مدد شبکه‌های اجتماعی، فعالیت بیشتری پیدا کرده‌اند، اکنون مشاغل مختلفی را برای خود رقم زده‌اند. گروهی، به دستفروشی‌های شبکه‌ای در معابر و میادین شهر می‌پردازند، گروهی دلالی و داد و ستدهای دسته‌چندمی انجام می‌دهند، گروهی نیز از خانه‌های تیمی گرفته تا خلاف‌های رایج در جامعه را مدیریت می‌کنند. همه اینها، در سایه بازگشت فرهنگ لات و لوتی دهه‌های قبل ایران در حال رقم خوردن است که می‌تواند روزگار تازه‌ای را برای زندگی شهرنشینی رقم زند.

آنچه مشخص است اینکه فرهنگ لات و لوتی اکنون در صفحات شبکه‌های مجازی به طور عجیبی با استقبال مواجه شده است به طوری که کانال لات‌و‌لوت‌ها در تلگرام در ساعت 14 و 30 دقیقه بعدازظهر روز 24 فروردین حدود 193697 نفر عضو داشت اما هنوز ثانیه‌ای از این رقم نگذشته بود که دو نفر به کانال اضافه شدند و این روند در حال تداوم یافتن است.

«حسین باهر» – جامعه‌شناس و استاد دانشگاه – درباره چرایی احیای فرهنگ لاتی و لوتی در ایران و اینکه این موضوع چه تبعاتی در جامعه ایرانی می‌تواند داشته باشد، به «قانون» می‌گوید: فرهنگ لاتی در کشور سابقه طولانی دارد، بی‌شک یکی از عناصری که طی تاریخ اجتماعی ایران حضوری گاه پررنگ و گاه کمرنگ داشته‌اند، افرادی بوده‌اند که با ادعای، از قوی گرفتن و به ضعیف دادن و انجام مرام‌هایی خاص، در پی نمایاندن خود به شکل مدعی‌العموم و حق ضعفا بوده‌اند و گاه نام خود را عیار و گاه پهلوان و گاه لوطی می‌گذاشتند.

ضد فرهنگ را در جامعه شکل دادند

این جامعه‌شناس ادامه داد: لات و لوت، خس و خاشاک، بی پدر و مادر، بی سر و پا، بی‌بتّه و بنه و خلاصه «بی‌همه‌چیز» اصطلاحاتی است که برای خود سوابق تاریخی و جغرافیایی داشته و حتی می‌شود گفت «ضدفرهنگ‌هایی» را رقم زده‌اند و همواره با این ویژگی‌ها شناخته شده‌اند.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه “لات و لوت‌های دهه 50 و 90 دارای تفاوت‌های بسیاری هستند، تاکید کرد: در چند سال گذشته لات‌های کشور در برخی موارد خواهان حفظ شرافت وناموس و … بودند اما در سال‌های اخیر خود این افراد دیگر به دنبال لوطی‌گری نیستند بلکه نام نیکی از خودشان به‌جا نگذاشتند و همواره در پی اغتشاش، تعرض به زنان و بچه‌ها هستند و با گسترش چنین فرهنگی شاهد افزایش آسیب‌های اجتماعی هستیم که یقیناً از جانب همین افراد شرور به جامعه به ارث می‌رسد، چراکه در پی منافع شخصی خودشان هستند.

این جامعه‌شناس با بیان اینکه “ریشه این فرهنگ در جامعه می‌تواند وجود مسئولان بی‌خرد باشد”، تاکید کرد: وقتی در کشور مسئولان در سخنرانی‌هایشان از ادبیات مناسب استفاده نمی‌کنند و به شعور شهروندان احترام نمی‌گذارند طبیعتاً فرهنگ اراذل و اوباشی یا همان لات و لوتی در کشور افزایش پیدا خواهد کرد، چراکه این افراد در دوره‌ای توسط مردم به فراموشی سپرده شده بودند اما دوباره می‌توانند قدرت از دست رفته خودشان را احیا کنند و به آغوش جامعه بازگردند.

باهر در ادامه اظهار کرد: ریشه اصلی شیوع و ترویج این فرهنگ در جامعه، وجود مسئولانی است که در میان مردم از الفاظ نامناسب استفاده می‌کنند. وجود این ادبیات از جانب مسئولان می‌تواند به آنها قدرت دهد. بنابراین لات و لوت‌ها دارای شکل و شمایل و گفتار و کردار خاصی هستند که بعضی از سیاستمداران پوپولیست، برای گردآوری آرای عوام از آنها تقلید می‌کنند!

این جامعه‌شناس با اشاره به اینکه سال‌ها از فرهنگ لاتی می‌گذرد، افزود: با توجه به اینکه شرایط کنونی جامعه تغییر کرده است، می‌توان از وجود چنین افرادی به عنوان ضد فرهنگ و خرده‌فرهنگ نام برد به طوری که سر از فضای مجازی بیرون آوردند. همچنان با وجود این افراد وفاق اجتماعی در کشور شکل نمی‌گیرد و همیشه چنددستگی میان مردم به وجود می‌آید که در برخی مواقع ممکن است تبعات جبران‌ناپذیری را برای جامعه داشته باشد. وجود خرده‌فرهنگ‌ها که بزرگ‌ترین منفعت و مشکلات جوامع مختلف را در بر می‌گیرند بیشترین خدمات و صدمات را به فرهنگ و هویت ملی مذهبی یک منطقه یا قوم یا ملت دارند. مسلماً هرچه فرهنگ عمومی و گفتمان مدیریت عالی کشور فخیم‌تر باشد، سطح مراودات کلامی و مبادلات غیرکلامی والاتر و در کل فرهنگ رایج فرهیخته‌تر می‌شود.

مسئولان از رسانه‌ها برای ترویج فرهنگ بومی استفاده کنند

چه بخواهیم و نخواهیم باید با این خرده‌فرهنگ‌ها یا ضدفرهنگ‌ها روبه‌رو شویم. بهترین کار برای داشتن نسلی سالم و کشوری توسعه‌مند و جوانانی خودباور و با پشتکار داشتن برنامه‌ریزی صحیح و درازمدت فرهنگی است. ابزارها همان‌طور که برای دشمنان می‌توانند مفید باشند برای ما هم می‌توانند مفید واقع شوند یعنی همان‌طور که کشورهای غربی از رسانه‌های خود برای نشر و پخش اطلاعات صحیح استفاده می‌کنند، مسئولان می‌توانند با به‌کارگیری رسانه‌های داخلی فرهنگ درست را در جامعه ترویج دهند.

در این شرایط در مقابل جریان‌های‌فرهنگی (لات و لوت) جامعه دچار کمترین آسیب می‌شود. از دوران کودکی در کتاب‌های درسی باید به فرزندان در زمینه فرهنگ بومی آموخت. بنابراین می‌توان بر خرده‌فرهنگ‌های متعارض غلبه کرد و فرهنگ بومی خود را در کشور حفظ کرد.

No responses yet

Apr 14 2016

مقامات دولتی در ایران نسبت به آسیب های اجتماعی فزاینده و بحران دارائی های بانکی هشدار دادند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفرانسه: مرتضی میرباقری، قائم مقام وزیر کشور ایران در امور اجتماعی، گفته است که به زودی گزارش آسیب های اجتماعی ایران طی جلسه ای در اختیار رهبر جمهوری اسلامی ایران، آیت الله علی خامنه ای، قرار می گیرد. او گفته است اعتیاد، حاشیه نشینی، بیکاری، بزه و طلاق و آنچه وی “گسترش مفاسد اخلاقی و اجتماعی” نامیده اهمّ سرفصل های این گزارش به رهبر جمهوری اسلامی ایران هستند.

قائم مقام وزیر کشور نسبت به افزایش نگران کنندۀ شمار معتادان و همچنین کاهش سن اعتیاد در ایران هشدار داده و گفته است : شمار معتادان زن در ایران نیز به طور نگران کننده ای رو به افزایش است. او گفته است : اگر در دهه های گذشته مواد سنتی مخدر بیشتر مصرف می شد، امروز متأسفانه یک چهارم مواد مخدر مصرفی در کشور صنعتی و قابل تولید در داخل کشور هستند.
وی گفته است که حدود ۶۵۰۰ مرکز ترک اعتیاد در ایران وجود دارد و سالانه بیش از ۷۰۰ هزار نفر به این مراکز مراجعه می کنند، اما، ۹۰ درصد مراجعه کنندگان به این مراکز پس از سم زدایی از نو به مواد مخدر روی می آورند.
مرتضی میرباقری در جای دیگری از سخنانش تأکید کرده است که کشور در زمینۀ حاشیه نشینی و بافت های فرسوده با مشکلات زیادی روبرو است، در حالی که خود حاشیه نشینی به منشاء مهم بسیاری از آسیب های اجتماعی در ایران تبدیل شده است.
معاون وزیر کشور گفته است : جمعیت حاشیه نشین ایران هم اکنون ۱۰ میلیون نفر است و ۵ میلیون نفر نیز در بافت های فرسوده زندگی می کنند که روی هم ۱۵ میلیون نفر محروم مطلق کشور را تشکیل می دهند.
قائم مقام وزیر کشور همچنین گفته است که هم اکنون ۴۲۰ شهرستان در ایران وجود دارد که در برخی از آنها نرخ بیکاری به ۴۰ تا ۶۰ درصد می رسد، در حالی که نرخ بیکاری در ۱۲۰۰ شهر بعضاً به ۷۰ درصد بالغ می گردد. مرتضی میرباقری همچنین گفته است که نقطه ضعف بزرگ مدیران جمهوری اسلامی ایران این است که گمان می کنند که با تصمیم گیری و ابلاغ می توانند مشکلات کشور را حل کنند.
در اظهاراتی جداگانه، وزیر امور اقتصادی و دارایی ایران، علی طیب نیا، در جلسۀ علنی امروز سه شنبه ۲۴ فروردین مجلس شورای اسلامی تلویحاً اعتراف کرد که بانک های کشور ورشکسته اند و نمی توانند با حمایت از تولید در جهت تحقق شعار آیت الله خامنه ای یعنی اقدام و عمل در زمینۀ اقتصاد مقاومتی گام بردارند.
او گفت : خود دولت ۱۰۰ هزار میلیارد تومان به بانک ها بدهکار است و ۹۰ هزار میلیارد تومان نیز مطالبات جاری بانک ها را تشکیل می دهد. وزیر اقتصاد و امور دارایی سپس اضافه کرد که ۷۰ درصد تسهیلات بانکی کشور از نوع “استمهال” هستند، یعنی از نوع معوقات پرداخت نشدۀ بانکی و به همین دلیل، به گفتۀ علی طیب نیا، بانک های کشور نمی توانند نیازهای تولید کشور را تأمین کرده و به تحقق اقتصاد مقاومتی کمک کنند.
در این حال عادل آذر، رییس مرکز آمار ایران، گفته است که اکنون بیکاری جوانان کشور به بحران تبدیل شده و در برخی استان های ایران نرخ بیکاری به ۴۰ درصد می رسد. او گفته است که هم اکنون نرخ رشد صنعتی کشور منفی، نرخ رشد خدمات صفر است و سالانه ۷۶۰ هزار دانش آموخته بر شمار بیکاران کشور افزوده می شود.
غلامرضا کاتب، رییس فراکسیون اشتغال مجلس شورای اسلامی، به خبرگزاری “تسنیم” گفته است که جمعیت بیکار ایران هم اکنون ۶ میلیون نفر است و نرخ بیکاری فارغ التحصیلان بر اساس آمار بودجه به ۴۳ درصد می رسد.
در این بحبوحۀ فقر و ازهم گسیختگی اقتصادی و اجتماعی، محمدباقر نوبخت، رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی و سخنگوی دولت، گفته است که سال گذشته ۳ میلیون نفر از فهرست دریافت کنندگان یارانه های نقدی حذف شدند و قرار است در سال جدید این رقم به بیش از ۷ میلیون نفر برسد، هر چند کمیسیون تلفیق مجلس شورای اسلامی گفته است که دولت قصد دارد ۲۴ میلیون نفر را از فهرست دریافت کنندگان یارانه در کشور حذف کند.

No responses yet

Mar 30 2016

تجمع کشاورزان اصفهان در اعتراض به «باز نشدن آب زاینده‌رود»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,اقتصادی,سیاسی,محیط زیست

رادیوفردا: گروهی از کشاورزان شهر اصفهان در اعتراض به جاری نشدن آب رودخانه زاینده‌رود، علی‌رغم وعده مسئولان٬ مقابل فرمانداری این شهر تجمع کردند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، این کشاورزان روز سه‌شنبه، ۱۰ فروردین‌ماه، با حضور مقابل فرمانداری خواستار بازگشایی آب رودخانه زاینده‌رود به منظور آغاز کشت بهاره شدند.

پیش از این قرار بود «آب سوم» کشت بهاره کشاورزان اصفهانی از ۱۰ فروردین باز شود٬ اما به دلیل آن چه مشکل در «ذخیره آبی» اعلام شد این اقدام هنوز صورت نگرفته است.

کشاورزان اصفهان که در حال حاضر در زمین‌های اطراف اصفهان کشت کرده‌اند، نگران این موضوع هستند.

در همین زمینه اسفندیار امینی، رئیس انجمن خبرگان کشاورزی اصفهان، اعلام کرد که کشاورزان به عدم اجرای مصوبات شورای عالی آب برای ساماندهی رودخانه زاینده‌رود اعتراض دارند.

آقای امینی از توسعه کشاورزی و صنایع در اصفهان و چهارمحال و بختیاری و بی‌اعتنایی به ابلاغ وزارت نیرو و شورای عالی امنیت ملی برای ساماندهی زاینده‌رود به عنوان دیگر عوامل اعتراض کشاورزان نام برده است.

رئیس انجمن خبرگان کشاورزی اصفهان اضافه کرد: «در حال حاضر هنوز مشخص نیست که چرا آب باز نمی‌شود و در صورتی که آب به سرعت باز نشود، کشاورزان ضررهای جبران‌ناپذیری خواهند دید.»

شهر اصفهان از جمله شهر‌های ایران است که سال‌هاست با کم‌آبی و خشک‌سالی دست و پنجه نرم می‌کند و همین مسئله نیز باعث خشک شدن زاینده‌رود در اغلب روز‌های سال شده است.

در حال حاضر ۵۶ شهر و ۳۰۰ روستای استان اصفهان از سامانه آبی زاینده‌رود مشروب می‌شوند و تلاش‌های بسیاری برای احیای این رودخانه صورت گرفته که تاکنون چندان نتیجه‌بخش نبوده است.

کم‌آبی و خشکسالی در استان اصفهان علاوه بر نابودی رودخانه‌ها و نهر‌های سنتی این استان٬ کشاورزی و زیست روزمره مردم آن را تهدید می‌کند.

دامنه تهدید این خشکسالی تا جایی پیش رفته که برخی سیاست‌های مسئولان محلی در سال ۱۳۹۱ به منظور مدیریت آب٬ منجر به اعتراض کشاورزان و بروز درگیری‌های گسترده در آن سال شد.


No responses yet

Mar 30 2016

«نسیم آنلاین»، گزارش می دهد: صدا و سیما؛ موفقیت خلاقیت‌های فردی و شکست برنامه‌ریزی‌های ‏سازمانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,سانسور,سیاسی

نسیم: “پایتخت۴”، “خندوانه” و “نود” سه نمونه از آثار موفق سال ۹۴ رسانه ملی بودند و جالب اینجاست که هر سه عنوان هم چهره هایی را در قامت شخصیت حقیقی به عنوان خلاقان تولید خود دارند.

گروه فرهنگ «نسیم آنلاین»- تلویزیون در سال 94 به لحاظ تولید محصولات نمایشی سال متوسطی را سپری کرد. محدودیت منابع مالی سازمان باعث شده بود که دیگر مثل سالهای قبل دست و دل بازی در تخصیص بودجه برای تولید سریال و تله فیلم وجود نداشت. تولید سریالها محدود شد به مناسبتهای خاص و تله فیلم هم که تقریبا از مدار تولید خارج شد.

در این اوضاع اما موفقیت نه از برنامه ریزی های سازمان برای تولیدات که بیشتر ناشی از خلاقیتهای فردی بود که در سالهای قبل هم خود را نشان داده بود. “پایتخت4” و “خندوانه” و همچنان “نود” سه نمونه از آثار موفق سال 94 رسانه ملی بودند و جالب اینجاست که هر سه عنوان هم چهره هایی را در قامت شخصیت حقیقی به عنوان خلاقان تولید خود دارند.
*سه نمونه از موفقیت خلاقیتهای فردی

“پایتخت4” محصول تیم سه نفره الهام غفوری-محسن تنابنده-سیروس مقدم است که در این میان لیدر اصلی ایده پردازی تنابنده است که سعی می کند با هماهنگی دو عضو دیگر که بازوی اجرایی هستند همچنان “پایتخت” را جذاب و مخاطب پسند پیش ببرد. این تیم رمضان 94 با “پایتخت4” روی آنتن بودند که هرچند به اندازه فصل سوم قوام نداشت اما باز هم در میان محصولات برتر سال قرار داشت.

“خندوانه” محصول موفق شبکه نسیم نیز محصول خلاقیت فردی رامبد جوان و گروه جوانی بود که در کنارش قرار داشتند. جوان با سابقه سالها بازیگری و کارگردانی چه در سینما و چه در تلویزیون وقتی به سمت تولید برنامه شادی آفرین رفت سعی کرد همه چیز را منطبق با تجریبات شخصی اش از برخورد با مخاطبان در آثار قبلی اش پیش ببرد و نه معیارهای سازمانی کلیشه شده و همین هم بود که باعث شد “خندوانه” یکی از موفقترین برنامه های تلویزیون در سال 94 باشد.

لیدر “نود” هم که به مانند همه سالهای قبل عادل فردوسی پور بود که او نیز به مدد به‌روز بودنش و تلاش برای پیشرو بودن و در باد موفقیتهای قبلی نخوابیدن، برنامه ای پرچالش و جذاب برای مخاطبان خلق می کند. فردوسی پور هم یک فرد خلاق بود در دل سیستمی که با دوری از خلاقیت برنامه های ورزشی زیادی تولید می کند اما برخی از آنها مانند آن برنامه ای که صبحهای جمعه روی آنتن می رفت به دلیل تکرار مکررات به دارویی خواب آور شبیه شده اند.

*شکست خوردگانی محصول برنامه ریزیهای غلط سازمانی

این خلاقیتهای فردی موفق را که کار بگذاریم و به سراغ تولیداتی برویم که بیشتر از تواناییهای فردی، حمایتهای ارگانی و البته متنفذ بودن تهیه کنندگان آنها اسباب تولیدشان را فراهم کرده بیشتر از موفقیت، شکست است که رخ می نمایاند.

از سریال صدقسمتی “کیمیا”ی جواد افشار شروع می کنیم که نه تنها برخلاف ادعای عواملش نتوانست تصویری دقیق از اتفاقات برهه های مختلف انقلاب نشان دهد که گافهای فراوان در فیلمنامه، شخصیت پردازی، طراحی صحنه و حتی گریم سبب شد این سریال که بودجه خوبی هم صرف تولید آن شده بود از میانه به بعد به اسبابی برای شوخی و تفریح مخاطبان در شبکه های اجتماعی فراهم شود.

وضعیت سریال تاریخی “معمای شاه” محمدرضا ورزی هم بهتر از این نبود. این سریال تاریخی که چند سالی زمان صرف تولید آن شده است و همچنان هم در مسیر فیلمبرداری است با بودجه چند میلیاردی از همان قسمت ابتدایی حاشیه ساز شد.

گافهای تاریخی فراوان موجود در سریال که باعث گلایه صریح کارشناسان تاریخ شد و تصویرسازی تیپیکالی که از چهره های سیاسی در سریال ارائه شده و از آن بدتر محدود کردن بخش عمده سریال به نماهای داخل کاخهای سلطنتی سبب ساز این شد که مخاطبان نتوانند چنان که باید به عنوان یک سریال گیرای تاریخی با آن ارتباط بگیرند.

“در حاشیه” مهران مدیری دیگر سریال شکست خورده سال 94 بود. مهران مدیری که بسیاری نزول او در شبکه خانگی را ناشی از دوری از رسانه ملی می دانستند در بازگشت دوباره به تلویزیون و البته در سایه حمایتهای مدیران این نهاد که اگر نبودند ممکن بود “در حاشیه” در همان مسیر تولید متوقف شد نتوانست حتی به اندازه یک سوم مجموعه هایی چون “باغ مظفر”، “شبهای برره” و “مرد هزارچهره” موفقیت کسب کند و کار به جایی رسید که برخی عوامل کار که دستمزدهای خوبی هم برای همراهی با “در حاشیه” گرفته بودند برای فرار از انتقاد مخاطبان تا توانستند سعی کردند از این مجموعه اعلام برائت کنند.

“در حاشیه” هم محصول سیستم مدیریتی جدید تلویزیون بود که بی توجه به بازدهی کارهای مدیری در شبکه خانگی برای آن که کمکی کند به موفقیت مدیریت خویش شرایط حضور دوباره وی در تلویزیون را فراهم کرد و البته که این حضور ناهوشمندانه یکی دیگر از شکستهای کارنامه 94 تلویزیون را رقم زد.
*وقتی سیستم مرعوب نامها می شود و نه فیلمنامه ها

سریالهای روتین دیگری نظیر “تنهایی لیلا”ی محمدحسین لطیفی، “نفس گرم” محمدمهدی عسکرپور، “میکائیل” سیروس مقدم و “پشت بام تهران” بهرنگ توفیقی نیز نتوانستند اثرگذاری حتی کوتاه مدتی را برای مخاطبان داشته باشند.

جالب است که به جز “پشت بام تهران” بقیه سریالها نامهای شناخته شده ای را هم به عنوان کارگردان داشتند؛ نامهایی که به هنگام دریافت بودجه عاملی برای گران شدن پروژه می شوند اما به وقت خروجی گرفتن که می رسیم و بناست مخاطب از تماشای برنامه لذت ببرد این ذهنیت کلیشه زده و کپی برداریهای ناشیانه از آثار پیشین است که جلوه گر می شود.

این سریالها را هم بی بروبرگرد باید محصول همان مدیریت سازمانی دانست که برای توجیه عملکرد خود در تخصیص بودجه به سراغ نامهای بزرگ می رود بدون اینکه تحقیق کند همین نامها در دیگر مدیومها چقدر شکست خورده اند.

فقط کافی بود به گیشه “اسب سفید پادشاه” و “مهمان داریم” آخرین ساخته های سینمایی محمدحسین لطیفی و محمدمهدی عسکرپور دقت شود تا راحتتر از حد تصور قید حضور آنها در قامت کارگردانان چنین پروژه هایی زده شود.

با این حال این دقت گذاریها صورت نمی گیرد و سریال سازی در خدمت چهره هایی قرار می گیرد که همه این سالها تمام هنرشان تولید محصولات زیر حد متوسط برای رسانه ملی و گلایه مدام از عدم پرداخت بموقع معوقات شان از رسانه ملی بوده است.
*آثاری که هم محصول خلاقیت بودند و هم محصول برنامه ریزی

“تعبیر وارونه یک رویا”ی فریدون جیرانی و “آسمان من” محمدرضا آهنج تنها سریالهای تلویزیون بودند که فارغ از رویه روتین تولید ملودرام-کمدی ساخته شده بودند.

در این بین “آسمان من” سریالی محصول سازمان هنری-رسانه ای اوج بود که اول بار از شبکه متبوع این سازمان یعنی شبکه افق روی آنتن رفت و به واسطه تصویرسازی دقیق و جذابی که از گروههای امنیت پرواز ارائه می داد به شدت مورد توجه مخاطبان قرار گرفت.

“تعبیر وارونه یک رویا” هم سریالی امنیتی-جاسوسی بود که تعلق خاطر سازنده اش به آثار مطرح این ژانر در هالیوود به شدت در آن به چشم می آمد اما به هر حال ساختار داستانگوی آن و کاراکترهای ایرانی تسری یافته در بطن کار اسباب جلب توجه را فراهم می کرد.

ریشه تولید این دو سریال را نه می توان خلاقیت فردی دانست و نه برنامه ریزی سازمانی و به عبارت بهتر قرار گرفتن خلاقیت فردی در کنار برنامه ریزی سازمانی چنین محصولاتی را تولید کرد. خلاقیت فردی آهنج و البته برنامه ریزی سازمانی چون اوج برای این کارگردان محصولی به نام “آسمان من” را فراهم کرد.

از آن طرف خلاقیت فردی فریدون جیرانی در داستان پردازی که جزو علایق دیرین اش است در تعامل با وزارتخانه حامی کار سبب ساز شکل گیری مجموعه ای شد که می کوشید در نوع خود دستاوردهای تازه ای را در نمایش نیروهای امنیتی به تماشا بگذارد.
*موفقیتهای نسبی را بیشتر کنید

در یک نگاه کلی به کارنامه تلویزیون در سال 94 متوجه می شویم که آثاری که صرفا محصول خلاقیت فردی بودند برندگان اصلی بودند. در کنار آنها محصولات سازمانی شکست خورده بودند و محصولاتی که در آنها خلاقیت فردی در تعامل با برنامه ریزی سازمانی قرار گرفته بودند موفقیتی نسبی را تجربه کردند!

خلاقیت فردی که همچنان در رسانه ملی وجود خواهد داشت و هرازگاه استعدادهایی در تلویزیون چهره می شوند و راه خود را پی می گیرند و مخاطب هم جلب می کنند. وظیفه رسانه در برابر این چهره ها فقط همراهی با آنهاست و کار دیگری برایشان نمی توان کرد.

رسانه ملی اما وظیفه دارد شرایط تحریم شکست خوردگان سریال سازی در سالهای اخیر را فراهم کند و تولید جدید به آنها نسپارد و از طرف دیگر موفقیتهای نسبی که در سایه همکاری خلاقیتهای فردی و برنامه ریزیهای سازمانی شکل می گیرد را بیشتر و بیشتر کند.

No responses yet

Mar 16 2016

حوادث چهارشنبه‌سوری دستکم «۳ کشته و ۲۵۰ زخمی» برجای گذاشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

رادیوفردا: خبرگزاری رسمی ایرنا می‌گوید، در حوادث مربوط به چهارشنبه سوری در کشور دست‌کم ۳ نفر کشته و بیش از ۲۵۰ نفر زخمی شده‌اند.

پیش از این، خبرگزاری ایسنا، به نقل از سخنگوی اورژانس ایران آخرین آمار مصدومین چهارشنبه‌سوری را تا ساعت ۲۳ شامگاه سه شنبه ۲۵ اسفندماه ۲۱۱ مورد اعلام کرده بود.

به گفته وی یک مرد ۴۵ساله در استان تهران به دلیل ایست قلبی ناشی از شوک انفجار ترقه فوت کرده است.

در همین زمینه، ساعاتی پس از اظهارات سخنگوی اورژانس، مدیر روابط عمومی سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهرداری رشت از مرگ نوجوانی ۱۵ ساله براثر انفجار مواد منفجره خبر داد.

به گزارش خبرگزاری ایرنا یک جوان ۲۴ ساله نیز در قزوین جان خود را از دست داده است.

مجتبی خالدی، سخنگوی اورژانس کشور همچنین گفته است که استان‌های تهران و فارس بیشترین حوادث را به خود اختصاص داده‌اند.

به گزارش ایرنا، او گفته است: در کل کشور ۶ مورد قطع عضو گزارش شده است که از این تعداد یک مورد مربوط به استان مازندران، یک مورد دانسفهان قزوین، یک مورد مراغه و ۳ مورد مربوط به تهران بوده است.

مجتبی خالقی با اشاره به این که بیشترین جراحات وارده را به چشم، دست و صورت بوده، گفته است: بیشترین افراد مصدوم زیر ۲۰ سال هستند.

این در حالی است که محمدحسین میردهقان، معاون اداره کل اعتباربخشی و نظارت بر امور درمان وزارت بهداشت از کاهش ۶۰ درصدی آمار مصدومان حوادث چهارشنبه آخر سال نسبت به مدت مشابه سال پیش خبر داده است.

No responses yet

Mar 14 2016

تغییر تقویم ایران از هجری به شاهنشاهی؛ انگیزه‌ها و پیامدها

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,سیاسی

بی‌بی‌سی: روز ۲۴ اسفند سال ۱۳۵۴ مجلس شورای ملی و مجلس سنای ایران در جلسه مشترکی تصمیم گرفتند که تقویم رسمی کشور را از هجری شمسی به شاهنشاهی تغییر کند.

بنا به اسناد و نامه‌های رسمی، موضوع تغییر تقویم از آذرماه آن سال بین چند نهاد وقت مطرح شده بود.

نیمه اول دهه پنجاه سال هایی بود که درآمد ارزی ایران به دلیل جهش قیمت نفت افزایش ناگهانی یافته بود، مخالفان سیاسی سرکوب شده بودند، و محمدرضا پهلوی به عنوان شاه ایران تلاش می‌کرد موقعیتی برتر در منطقه خاورمیانه پیدا کند.

در همین سالها بود که جشن‌های ۲۵۰۰ ساله تدارک و برگزار شده بود و شاه در سومین کتاب خود به نام «به سوی تمدن بزرگ»، عقاید باستان‌گرایانه و نگاه خود را به پیشرفت ترسیم کرده بود.

در چنین شرایطی اسدالله اعلم، وزیر دربار وقت گفته بود که شاه «مرد تاریخ، خود تاریخ و محول تاریخ است و می‌خواهد که مبدأ تاریخ هم بشود و حق با اوست».

بنابراین چهل سال پیش در چنین روزی تغییر تقویم رسمی کشور که مبنای هجرت پیامبر اسلام داشت، صورت گرفت.

به نظر برخی تحلیل‌گران، چنین تصمیمی از اشتباهات بزرگ شاه وقت بود.
Image copyright
Image caption شجاع الدین شفا و ملکه فرح پهلوی

یرواند آبراهامیان، نویسنده «ایران بین دو انقلاب» معتقد است که «در دوران معاصر کمتر رژیمی در عالم یافت شده که چنان بی‌پروا تقویم مذهبی کشور را مخدوش کند».

تغییر تقویم از شمسی به شاهنشاهی، احساسات دینی گروه بزرگی از مردم را تحریک کرد.

از جمله روحانیانی که به این تصمیم اعتراض کردند آیت الله روح‌الله خمینی بود که این کار را حرام دانست.

او حدود شش ماه بعد از اعلام این تصمیم در مهر ۱۳۵۵ به مناسبت عید فطر پیام تندی علیه تغییر تقویم منتشر کرد: «کارشناسانی… برای تضعیف اسلام و محو اسم آن، نغمهٔ شوم تغییر مبدأ تاریخ را ساز کردند. این تغییر از جنایات بزرگی است که در این عصر به دست این دودمان کثیف واقع شد… استعمال آن بر عموم حرام است».
کارشناسان

با توجه به اسناد، نقش سه تن از کارشناسان در این تصمیم پر رنگ بوده است: شجاع الدین شفا، معاون دربار شاهنشاهی، هادی هدایتی، معاون اجرایی نخست‌وزیر و خسرو بهروز، معاون برنامه سازمان برنامه و رئیس دفتر انفورماتیک.

بر طبق نامه هدایتی به امیرعباس هویدا نخست‌وزیر وقت در ۲۷ آذر ۱۳۵۴، او و شفا و بهروز طی مذاکره‌ای سه ساعته به سه دیدگاه درباره تغییر تقویم رسیده بودند.
Image copyright
Image caption شاه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران هم عکسی را به تاریخ شاهنشاهی امضاء کرده است

در این نامه و اسناد دیگر دلایل تغییر تقویم ذکر شده است.
دلایل

به نظر این کارشناسان، تقویم شمسی نه ملی است و نه اسلامی زیرا این تقویم مبنای اسلامی ندارد و «تقویم مذهبی ایرانیان هجری قمری» است. تقویم هجری قمری مربوط به کشورهای اسلامی است که ایرانیان نیز بر طبق آن اعیاد و مراسم سوگواری، روزه و حج خود را تعیین می‌کنند.

در حالی که تقویم هجری شمسی در هیچ کشور اسلامی معمول نیست.

از نظر آنان، تقویم شمسی همچنین مبنای ملی ندارد، زیرا در زمان خلافت معتضد بالله، خلیفه عباسی، برای «رفع اشکال اخذ خراج از ایرانیان و ثابت کردن نوروز در فصلی که مناسب جمع خراج است وضع گردیده». به تعبیر آنان این تقویم «یادگار تسلط خارجی» بود پس جنبه ملی نداشت.

دلیل دیگر این بود که چون تاریخ ایرانیان به ۲۵۰۰ سال پیش برمی‌گشت، تقویم شمسی نمی‌توانست همه تاریخ ایرانیان را پوشش دهد «مثلاً برای تعیین تاریخ جلوس کوروش باید رقم سال ۵۵۹ قبل از میلاد» به کار گرفته می‌شد.
سه پیشنهاد
Image copyright

پیشنهاد شفا: سال ۵۳۹ قبل از میلاد یعنی سال فتح بابل به دست کوروش و صدور منشور آزادی و حقوق بشر مبدأ تاریخ شاهنشاهی قرار گیرد. اما این طرح همچنان نمی‌توانست تاریخ قبل از آن را یعنی «جلوس کوروش» را پوشش دهد و برای آن، باید از تاریخ قبل از میلاد استفاده می‌شد. این تاریخ با جنگ و فتح آغاز می‌شد که به عنوان اشکال آن مطرح شد.

حسن پیشنهاد شفا این بود که سال صدور فرمان انقلاب سفید در این فرض، عددی سرراست می شد.

پیشنهاد هدایتی: سال ۵۵۹ قبل از میلاد یعنی سال تاجگذاری کوروش مبداء تاریخ در نظر گرفته شود. به نظر او حسن این پیشنهاد، «جلوس کوروش» آغاز سلطنت ایرانیان و «وحدت ماد و پارس» بود.

به نظر هدایتی حسن دیگر این پیشنهاد این بود که تاریخ به سلطنت رسیدن محمدرضا شاه پهلوی، بر اساس تقویم جدید عدد سرراست ۲۵۰۰ می شد.

همچنین در صورت پذیرفته شدن این پیشنهاد، با اضافه کردن رقم روند ۱۱۸۰ به تقویم شمسی، تاریخ‌ها به آسانی به شاهنشاهی تبدیل می‌شد.

پیشنهاد بهروز: سال تولد کوروش مبداء تقویم تاریخ شاهنشاهی قرار گیرد. اما اشکال این پیشنهاد در این بود که تاریخ تولد کوروش فرضی بود در حالی که تاریخ تاج‌گذاری او در اکثر منابع تأیید شده بود.

در نهایت تصمیم گرفته شد که تاریخ شاهنشاهی با مبداء تاریخ تاجگذاری کوروش به جای تاریخ شمسی استفاده شود. قرار شد تاریخ قمری به عنوان تاریخ مذهبی ایرانیان که مورد استفاده روحانیت بود، در کنار تاریخ شاهنشاهی استفاده شود و تاریخ میلادی برای مراودات خارجی استفاده شود.

اما این تغییر تقویم بیش از دو سال دوام نیاورد و در شهریور ۱۳۵۷ با اوج گیری اعتراضات خیابانی، تقویم دوباره به شمسی بازگردانده شد.

No responses yet

Mar 05 2016

از سانسور تا خلاقیت

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

رادیوفردا: توسط سید مهدی موسوی
باور غلطی که در سال‎های اخیر در ذهن مردم و حتی بخشی از جامعه‎ی هنری جای گرفته، آن است که سانسور و فشار بر روی هنرمندان باعث افزایش خلاقیت‎ها و زیرپوستی‎تر شدن آثار خواهد شد. این حرف اگرچه در ظاهر تا اندازه‎ای درست به نظر می‎رسد امّا غفلت از بخش مهمّی از آسیب‎شناسی سانسور بر روی آثار ادبی و از دیدگاهی دیگر، تأیید عملکرد حکومت‎های توتالیتر است.

اگر به تاریخ ادبیات هم نگاه کنیم آثار سمبولیستی و پیچیده‎ی اواخر قرن نوزده بودلر، رمبو، مالارمه و… اتفاقا در فرانسه‎ی آزاد شکل گرفت و شکل‎گیری پیچیده‎ترین و عصیانگرترین جریان‎های ادبی نظیر دادائیسم در کشورهایی مانند سوئیس بوده که از گزند جنگ جهانی و عوارض آن به دور بوده‎اند. پس نه نمادگرایی و نه پیچیدگی، هیچ‎کدام نتیجه‎ی مستقیم سانسور و دیکتاتوری نیستند و تنها ذهن خلاق و مولّد هنرمند است که سمت و سوی یک اثر هنری را تعیین می‎کند.

از آن طرف، حکومت ها نیز با شناخت کم‎اثر شدن سانسور سطرها و روش‎های هنرمندان برای دور زدن حذف و تعدیل، در سال‎های اخیر به حذف مؤلف و ممنوع‎الفعالیت کردن هنرمندان به طور کلی دست زده‎اند. غیر‎قابل‎چاپ اعلام شدن کلّیت یک مجموعه یا آثار یک مؤلف، راه را بر هر نوع خلاقیت می‎بندد و اتفاقاً باعث ناامیدی و سرخوردگی نویسندگان و شاعران می‎شود. نتیجه‎ی این یأس و ناامیدی گاهی کنار گذاشتن نوشتن، گاهی تولید آثاری نازل‎تر و گاهی پیوستن به جریان‎های همسو با قدرت است. هرچند نمی‎توان رشد نوعی از ادبیات اعتراض را نیز در دل این وضعیت انکار کرد اما اتفاقاً گاهی این اعتراض‎ها با عصبیتی همراه بوده که به جای حمله بردن به ریشه‎های جامعه‎شناختی و فلسفی دیکتاتوری، به سطح آمده و آثاری اعتراضی اما ژورنالیستی را رقم می‎زنند.

شاعر یا نویسنده‎ای که انرژی‎اش به جای پرداختن به تکنیک و محتوا، صرف دور زدن سانسور شود طبیعتاً نمی‎تواند اثری را عرضه کند که همه‎ی قابلیّت‎ها و توانایی‎های او را بروز دهد. مخاطب نیز اگرچه در «سه نقطه»ها، خود، فرصت اندیشیدن و حضور در متن و حدس زدن بخش‎های حذف شده و مقصود مؤلف را پیدا می‎کند اما ثابت شده که همیشه آثار سانسور شده را پس زده و ضعیف‎ترین ترجمه‎های کامل از یک اثر در اینترنت یا خیابان انقلاب را، به ترجمه‎های خوب امّا دارای حذف و تعدیل ترجیح می‎دهد.

در انتها باید یادآور شویم که هنرمند، حتی بعد از دور زدن سانسور و چاپ مجموعه‎اش (با مجوزهای دولتی) نیز آسوده نبوده و نهادهای موازی دیگری هستند که ممکن است هر لحظه او را به جرم خلق و اندیشیدن احضار یا دستگیر کنند، نهادهایی که با همکاری تعداد اندکی از هنرمندان خودفروخته روش‎های دور زدن سانسور و نمادها و استعاره‎ها را خوب می‎شناسند و هیچ مجوّزی آنها را محدود نمی‎کند. همین امر، باعث خودسانسوری مؤلف در عمیق‎ترین بخش‎های ذهن و روح او می‎شود که نتیجه‎اش آسیب‎های روانی، انزوا و حتی گاهی کنار گذاشتن هنر و ادبیات می‎شود.

البته نمی‎توان انکار کرد که بسیاری از آثار هنری موفق ما در دل اختناق و با خلاقیت هنرمندان از سد سانسور گذشته و به دست مخاطب رسیده است. اما هیچ توجیهی برای محدود کردن آزادی بیان، پذیرفتنی نیست و بسیاری از این توجیهات زاییده‎ی اتاق فکرهایی است که می‎خواهند نظارت، دخالت و سانسور نهادهای قدرت را در ذهن مردم و هنرمندان، نهادینه کنند.

No responses yet

Mar 03 2016

حتما می خواهند اروپا را چادر به سر کنند وگرنه توریست خر گم کرده برود ایران: شرکتی اسپانیایی هتلی مجلل در متل قو افتتاح می‌کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی

بی‌بی‌سی: گروه هتل‌های زنجیره‌ای ملیا اعلام کرده است که قصد دارد در ایران هتلی مجلل راه‌اندازی کند.

این شرکت اسپانیایی گفته که قصد دارد نخستین هتل مجلل خود در ایران را در سلمان‌شهر (متل قو) در حاشیه دریای خزر افتتاح کند.

بنا بر بیانیه این شرکت هتل پنج ستاره “گران ملیا قو” برجی ۱۳۰ متری با ۳۱۹ اتاق مجلل خواهد بود که اکنون در حال ساخت است و احتمالا از سال آینده آماده بهره‌برداری خواهد بود.

ساخت این هتل و مجموعه اطراف آن از چند سال پیش با سرمایه‌گذاری احد عظیم‌زاده، سرمایه‌دار ایرانی آغاز شده بود.

در کنار این هتل دو برج مسکونی نیز ساخته می‌شود و علاوه بر باشگاه ورزشی، استخر و رستوران، دارای مرکز خریدی هم است که چندی است آغاز به کار کرده است.

زیربنای این هتل و زیرمجموعه‌های آن حدود ۱۸۰ هزار متر خواهد بود.

این نخستین هتل خارجی کنار دریا خواهد بود که در چهار دهه گذشته در ایران افتتاح می‌شود.

بر اساس گزارش موسسه تحقیقات مالی”یورومانیتور اینترنشنال” در پنج سال آینده حدود ۹۰۰ هتل در ایران ساخته خواهد شد و ۲۵ درصد به گردش مالی هتل‌داری در ایران خواهد افزود.

ایران پیش‌بینی می‌کند که تعداد مسافران خارجی خود را که اکنون ۵ میلیون نفر در سال است در ده سال آینده، به ۲۵ میلیون نفر در سال برساند.

بیشتر هتل‌های پنج ستاره ایران پیش از انقلاب و توسط شرکت‌های خارجی از جمله هیلتون، شرایتون و هایت بنا شدند. اما پس از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ فعالیت این شرکت‌ها در ایران قطع و کمتر هتل مجللی در چهار دهه گذشته در ایران ساخته شد.

پس از توافق هسته‌ای ایران با قدرت‌های جهان، توریسم از مهمترین صنایع مورد توجه شرکت‌های خارجی بوده است.

اخیرا شرکت فرانسوی نووتل (Novotel) و شرکت ایبیس (Ibis) در نزدیکی فرودگاه امام خمینی تهران دو هتل افتتاح کرده اند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .