Jun 08 2018
Tag Archive 'مذهب'
Jun 04 2018
واکنش سپنتا نیکنام به پیام روحانی برای کنگره زرتشتیان
دویچهوله: نیکنام با ابراز خشنودی از پیام رئیس جمهوری به کنگره زرتشتیان از بیتوجهی دیگر نهادها به حقوق اقلیتها ابراز تاسف کرد. او نماینده منتخب پنجمین دوره شورای شهر یزد است که با دخالت شورای نگهبان از حضور در شورا بازماند.
سپنتا نیکنام، عضو زرتشتی شورای چهارم شهر یزد و منتخب پنجمین دوره این شورا در یک پیام توئیتری خطاب به حسن روحانی و علی لاریجانی نوشته از اینکه رئیس جمهوری و رئیس مجلس کشورش به حقوق اقلیتها احترام میگذارند به خود میبالد.
این یادداشت نیکنام در واکنش به پیامهای روحانی و لاریجانی به یازدهمین کنگره جهانی زرتشتیان که روز شنبه، ۱۲ خرداد کار خود را آغاز کرد نوشته شده است.
حسن روحانی در پیام خود نوشت: «ایران زادگاه اشوزرتشت، پیامآور نیكیها و خوبیها و سرزمین نخست زرتشتیان بوده است و حضور مستمر دین زرتشتی در ایران، نقش تاثیرگذاری بر پیروان آیین الهی در گستره فرهنگ و تمدن داشته است.»
رئیس دولت دوازدهم با اشاره به این که آموزههای زرتشت “به نوعی بنیان و ذات اندیشه و فلسفه ایرانی را فراهم آورده” افزود: «در نتیجه فرهنگ ایرانی با آموزهها و تفكر زرتشتی عجین شده و آیین فتوت و جوانمردی و پاكدلی، از جمله خصوصیات بارز همه ایرانیان از هر قوم و نژادی گشته است. ما باید قدردان این ریشههای مشترک باشیم كه همه ما را با یكدیگر پیوند میبخشد و كردار و رفتار ما را شكل میدهد.»
رئیس مجلس شورای اسلامی نیز در پیام خود به کنگره جهانی زرتشتیان این مناسبت را فرصت شایستهای “در جهت تبیین و بازخوانی آرمانهای این دین توحیدی یعنی اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک” توصیف کرد.
«پیام عملی دیگر نهادها»
سپنتا نیکنام در صفحه شخصی خود در توئیتر نوشته است: «آقایان روحانی و لاریجانی، به خود بالیدم که رئیسجمهور و رئیس مجلس کشورم به حقوق دیگر ادیان احترام میگذارند. پیام شما به کنگره جهانی زرتشتیان را شنیدم. اما متاسفانه پیام عملی دیگر نهادها درباره حقوق اقلیتها را بیشتر درک کردم! از قدیم گفتهاند شنیدن کی بود مانند دیدن!»
کنابه نیکنام به “پیام عملی دیگر نهادها” بیش از همه متوجه شورای نگهبان است که جلوی حضور او در شورای شهر یزد را گرفتهاند و تمام تلاشهای دو نهاد قانونگزاری و اجرایی برای مقابله با این کار ناکام مانده است.
شورای شهر یزد ۱۱ عضو اصلی و ۷ عضو علیالبدل دارد و سپنتا نیکنام، در انتخابات ۲۹ اردیبهشت ۹۶ این شورا، با کسب نزدیک به ۲۲ هزار رأی به عنوان نفر هفتم و برای دومین دوره پیاپی برای عضویت در آن انتخاب شد.
آیتالله احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان ۲۶ فروردین سال پیش در ابلاغیهای تبصره ۱ ماده ۲۶ قانون انتخابات شوراها را پس از بیش از دو دهه که از اجرای آن میگذشت، خلاف موازین شرعی اعلام کرد و خواستار رد صلاحیت نامزدان اقلیتهای مذهبی در شهرهایی با اکثریت جمعیت مسلمان شد.
بر مبنای همین ابلاغیه یکی از رقیبان اصولگرای نیکنام که از راه یافتن به شورای شهر یزد بازمانده، شکایتی به دیوان عدالت اداری ارائه کرد و این دیوان با استناد به نظر شورای نگهبان رأی به تعلیق عضویت سپنتا نیکنام در شورای شهر یزد داد.
مطابق قانون، عضویت نمایندگان شورای شهر پس از شش ماه غیبت لغو میشود و برای نیکنام چند ماهی است این دوره به پایان رسیده است.
ناتوانی دولت و مجلس در برابر شش منصوب خامنهای
“پیام عملی” محرومیت منتخب زرتشتی شورای شهر یزد از عضویت در این شورا، میتواند این نیز باشد که شورای نگهبان با شش فقیه منصوب رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنهای از مجموعه دولت و مجلس شورای اسلامی قدرتمندتر است.
حسن روحانی شب گذشته (شنبه ۱۲ خرداد) در جمع علما و فرهیختگان اهل سنت گفت: «انسان ناراحت میشود از اینکه ببیند یک نفر غیرمسلمان و از اقلیت در کشور در انتخاباتی رأی مردم را به خود جلب میکند، اما بعد درباره حضور او در آن جمع یا شورایی که انتخابات در آن انجام شده، شک و شبهه ایجاد میشود.»
رئیس دولت دوازدهم با بیان اینکه مجلس در این زمینه “گامهای خوبی” برداشته ابراز امیدواری کرد که این موضوع “با قدمهای مثبتی” که در مجمع تشخیص مصلحت نظام برداشته میشود، به نتیجه مطلوب برسد.
روزنامه همشهری ۱۶ فروردین از قول غلامعلی سفید، رئیس شورای شهر یزد و به نقل از رئیس کمیسیون سیاسی- امنیتی مجمع تشخیص مصلحت نظام نوشته بود که احتمال میرود حکم “دیوان عدالت اداری” درباره تعلیق عضویت سپنتا نیکنام در این شورا در روزهای آینده لغو شود. اکنون حدود دو ماه از اعلام این خبر میگذرد.
May 14 2018
پیام تازهترین فیلم فرهادی: مذهب دیگر کاری برای شما نمی کند
رادیوفرانسه: فیلم “همه می دانند” ساخته اصغر فرهادی محصول کشور اسپانیا به عنوان فیلم افتتاحیه جشنواره کن ۲۰۱۸ با حضور او، بازیگران و عوامل فیلم و همچنین هنرمندان، کارگردان ها، تهیه کنندگان و دیگر مهمانان مراسم افتتاحیه نمایش داده شد. فیلمی که می توان با نادیده گرفتن برخی نقاط ضعف، واجد ویژگی هایی نو در سینمای فرهادی دانست.
اگرچه اصغر فرهادی در نشست خبری این فیلم گفت که دلیل ساخت اثری خارج از ایران، کشف فرهنگ های دیگر و نمایش مشترکات میان فرهنگ های مختلف بوده، اما به نظر می رسد فیلم “همه می دانند” حامل پیامی ست که جز در خارج از ایران امکان ساخته شدن نداشت.
هرچند به نظر نمی رسد با وجود انتقال داستان و فضا به خارج از ایران، این فیلم هم مثل فیلم “گذشته” که در فرانسه ساخته شد، بخت نمایش در ایران را داشته باشد.
داستان فیلم با یک کلیسای کهنه و زنگ آن آغاز می شود و تماشاگر نمی داند کلیسا قرار است چه مفهوم و نقشی در این فیلم داشته باشد. آیا در کلیسا قرار است فقط سکانس های مراسم عروسی نمایش داده شود؟ آیا کلیسا جایی است که شوهر “لائورا” زن اول فیلم با بازی پنلوپه کروز برای بازسازی آن هزینه می پردازد؟
فیلم تا حدودی ویژگی های سینمای فرهادی را دارد. در ابتدای داستان جمعی مشغول ماجرایی شاد و هیجان آور هستند، خواهر “لائورا” قرار است ازدواج کند و او برای شرکت در آن به همراه دو فرزندش از آرژانتین به شهر زادگاهش در اسپانیا آمده است. جایی که تقریبا همه افراد خانواده اش در آنجا زندگی می کنند. حتی عشق قدیمی اش “پاکو” با بازی “خاویر باردم” هم در همین شهر مانده و با زنی دیگر ازدواج کرده است.
ADVERTISING
inRead invented by Teads
در میانه جشن عروسی وقتی همه شاد از این پیوند و از این دور هم جمع شدن هستند، دختر نوجوان لائورا گم می شود و از همین جا بحران آغاز می گردد.
بقیه فیلم تا تقریبا نیم ساعت پیش از انتهای آن به گشتن در پی دختر لائورا می گذرد. پاکو تلاش می کند به او برای اینکار کمک کند و در عوض وقتی شوهر لائورا خودش را از آرژانتین به آنجا می رساند به جای انجام هر کاری، صبر می کند تا خدا مشکل را حل کند چون با ایمانی که به او دارد یقین دارد در این شرایط، تنها و گرفتار نمی ماند. چیزی که برای پاکو به عنوان فردی بی ایمان غیرقابل درک است.
به نظر می رسد بحران فیلم به همین ماجرا ختم می شود و با آنچه در آثار پیشین فرهادی دیده ایم احتمالا با پایانی باز روبرو خواهیم شد که تماشاگر مجبور است حدس بزند پس از پایین آمدن پرده چه بر سر شخصیت ها آمده است.
اما فرهادی این بار راه دیگری را رفته است. بحران واقعی فیلم در واقع در نیم ساعت انتهایی آن آغاز می شود. وقتی که لائورا برای پاکو رازی را فاش می کند. رازی که همه جز خود پاکو از آن خبر دارند. رازی که پاکو را وامی دارد به جای یکجا نشستن مثل شوهر لائورا و انتظار رسیدن مدد از سوی خداوند، کاری برای دختر لائورا انجام بدهد.
پاکو و شوهر لائورا دو شخصیت کاملا متقابل یکدیگر هستند. اولی فردی خودساخته است که کار را از کودکی آغاز کرده و حالا برای خودش صاحب مزرعه انگور و کارخانه شراب سازی شده، و دومی فردی که ایمانش از او به جای عملگرایی، فردی الکلی در گذشته و شخصیتی منفعل و بیکار در حال حاضر ساخته است.
استفاده از تصاویر کارت پستالی و نقش آفرینی ضعیف پنه لوپه کروز
فیلم “همه می دانند” هرچند از فیلمنامه ای محکم بهره می برد که سبب نشاندن تماشاگر پای آن تا انتها می شود، اما به دلایلی هم می تواند برای او خسته کننده باشد. استفاده از تصاویر کارت پستالی و بهره گیری از جلوه های بصری برای جذب تماشاگر شاید در وهله اول جذاب باشد اما در نهایت به آن ضربه می زند.
همچنین پنه لوپه کروز که پیش از این در فیلم های کارگردانان بزرگ از جمله “پدرو آلمادوآر” توانسته نقش زنی گرفتار بحران را با هنرمندی ایفا کند اینبار بیشتر در نقش زنی ظاهر می گردد که در شرایط سخت جز چهره گریان از او چیزی نمی بینید. از زمان گم شدن دختر تا پایان آن، پنه لوپه جز با چنین چهره ای در مقابل دوربین ظاهر نمی شود که با توجه به توانایی های این بازیگر به نظر می رسد این نقشی است که توسط کارگردان برای او تعریف شده است. واکنشی که شاید اوج استفاده از آن در فیلم های دهه هفتاد اروپا بوده و از آن مدت ها گذشته است.
“همه می دانند” در ایران چگونه نمایش داده می شود؟
فرهادی در نشست خبری “همه می دانند” گفت که امیدوار است فیلمش در ایران نمایش داده شود. اما به نظر می رسد او با توجه به شرایط حاکم بر ایران به خوبی می داند که چنین فیلمی در کشور خودش قابلیت اکران عمومی ندارد.
شخصیت مثبت فیلم، سازنده شراب است و در سکانس های مختلف شراب خوردن او و دیگر بازیگران را می بینیم. لباس هایی که بازیگران زن به تن دارند با توجه به زمان وقوع فیلم در تابستان چنان است که برای سانسور آنها باید بخش زیادی از فیلم حذف شود و از آن مهمتر نقش مذهب در این فیلم است. کلیسایی که در ابتدای داستان می بینید در انتها نشان می دهد که هیچ کاری جز برگزاری مراسم ازدواج و درخواست از معتقدان ثروتمند برای کمک به بازسازی آن، کارکرد دیگری ندارد. همچنان که وقتی پاکو، شخصیت بی ایمان فیلم نقش اصلی را در حل مشکل خانواده ایفا می کند، شخصیت مذهبی داستان کاری نمی کند جز ادامه دروغ شانزده ساله خود و در پایان هم می بینیم که کسانی در حال شستن صلیب روی دیوار هستند.
می توان گفت فیلم “همه می دانند” حکایت از خلق دنیایی تازه در سینمای فرهادی دارد. دنیایی که کارگردان برای نمایش آن نه تنها مجبور به تغییر کشور، زبان و فرهنگ داستان شده بلکه برای رساندن پیام خود مسجد را با کلیسا عوض کرده است.
Mar 31 2018
ارتداد خفی و طلبههای بیلیاردباز، پیانیست و آتئیست
دویچهوله: چهار دهه پس از حکومتی شدن اسلام در ایران، حوزه علمیه دچار بحرانی جدی شده و طلبههایی را پرورانده است که تحت تاثیر “سهگانه جادویی” مدرنیته، جهانیشدن و علوم انسانی، هنجارهای اعتقادی حوزه علمیه را پس میزنند.
حوزه علمیه قم از اولین مراکز آموزشی در ایران بود که استفاده از کامپیوتر در آن رایج شد. مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی در سال ۱۳۶۸ تاسیس شد؛ تلاشی برای مجهز کردن حوزههای علمیه به تکنولوژی دنیای مدرن.
سلاحی که جمهوری اسلامی تصور میکرد با آن دروازههای جهان قرن بیستم را بر توپخانه اسلام شیعی میگشاید، پس از سه دهه ظاهرا دین را مغلوب جهانی شدن کرده است.
«گسترهی “ارتداد خفی” در میان طلبهها چنان است که مثلا در مورد مسالهی خدا، برخی خودشان را آتئیست و برخی ندانمگرا مینامند. در مورد نبوت، برخی پیامبر را یک عارف معمولی و دین وی را حاصل تجارب عارفانهی ایشان میدانند. در مورد مناسک، نماز و روزه را یا انجام نمیدهند یا التزام کاملی بدان ندارند. در مورد مسالهی امامت و… نیز تفاوتهای آشکاری با نرمهای رایج و رسمی دارند.»
این بخشی از نوشتهای است با عنوان «انعکاس خبر طلبه پیانیست» که جواد شریفی، طلبه حوزه علمیه مشهد، نوشته و در کانال «دین و جامعه» منتشر شده است. او به مشاهدات و تجربیات ده ساله خود و مصاحبههای مکررش با بسیاری از طلبهها استناد کرده و از تغییری کیفی در حوزه علمیه خبر میدهد.
این طلبه از “ارتداد خفی” و “تشکیکهای جدی” در ذهن و ضمیر بسیاری از طلبهها میگوید که دامن حوزه علمیه را گرفته است. او از یک “سهگانه جادویی” نوشته که مانند “قبسی از آتش” دامن حوزه علمیه را گرفته است؛ مدرنیته، جهانی شدن و علوم انسانی. این سه عامل باعث شده است «نرمهای اعتقادی که از سوی حوزه علمیه به طلبهها تحمیل میشوند دیگر به اندازه کافی قانع کننده» نباشند. جواد شریفی از پس زدن این اعتقادات از سوی بسیاری طلبهها نوشته است که توان نشان دادن بیاعتقادی خود را ندارند.
نسل چهارم بعد از انقلاب اسلامی در ایران، نسبت به نسلهای قبل رابطهای کاملا متفاوت با جهان میگیرد. حوزه علمیه نیز جزیرهای بسته و جدا از جامعه نیست. آیا حوزه در حال پوست انداختن است؟
Iran Mohsen Kadivar Oppositioneller
محسن کدیور، پژوهشگر دینی و از منتقدان قرائت اسلام به شیوه جمهوری اسلامی
محسن کدیور، پژوهشگر دینی ساکن آمریکا معتقد است که برای تعیین دامنه طلبههایی که دچار “ارتداد خفی” شدهاند، نیاز به یک کار آماری و میدانی است. اما آن چه روشن است، تاثیر شبکههای اجتماعی و علوم انسانی بر آنهاست. او به دویچهوله فارسی میگوید:
«طلاب جوان در شبکههای اجتماعی فعال هستند و اطلاع اجمالی از علوم انسانی پیدا کردهاند. آنها به میزان حضورشان در شبکههای اجتماعی و به میزان اطلاعشان از علوم انسانی، از هر دو، یعنی هم مدرنیته و هم جهانیشدن متاثر شدهاند. نگاه این بخش از طلاب نگاه به علوم اسلامی به شکل سابق نیست. اما این که مدرسین حوزه، بخصوص آنهایی که سنتی هستند، اصلا در شبکهها حضور دارند یا نه و آیا از علوم انسانی اطلاع حتی اجمالی و اندک دارند، پاسخ من مثبت نیست. بنابراین ما شاهد یک شکافی بین طلاب و دانشجویان علوم دینی در حوزه علمیه در این سو و مدرسین و مراجع از آن سو هستیم.»
“طلبههای ناطلبه”
شکافی که محسن کدیور از آن میگوید در نوشته جواد شریفی با مثالهای زندهای بیان شده است. او از “تغییرات بنیادی در ساحت فکری” طلاب گفته که نرمهای رفتاری آنها را تغییر داده است. از اشاعه پدیدهای به نام «عطش یونیک» بودن انسان مدرن در حوزه علمیه که «طلبههای ناطلبه» را پدید آورده است. طلبههایی که دوست دارند بنوازند، فوتبال و بیلیارد بازی کنند یا استندآپ اجرا کنند و برای آن که مورد سرزنش همصنفان خود و قشر سنتی جامعه قرار نگیرند، آن را در عبای دین میپیچند:
«مثلا میگویند یک روحانی بیلیارد باز سبب میشود جماعتی از اولیا اللهِ بیلیارد باز بوجود بیاید و مثلا بر سر بیلیارد قماربازی نکنند. آن روحانی که در شمایل بوقچی در ورزشگاه ظاهر میشود علاقهی خود به حضور در ورزشگاه را ممکن است این گونه توجیه کند که حضورش سبب جذب دلهای افراد به روحانیت و یا اخلاقیتر شدن فضای ورزشگاه میشود.»
به عبارت دیگر میدان دادن به علایق فردی این گونه مستدل میشود که «محبوبیت و مرجعیت اجتماعی روحانیت که به برکت اسلام سیاسی و حضور پررنگ و البته ناموفقشان در ادارهی کشور از بین رفته است با این گونه کارها بیشتر میشود».
فراریان از اسلام؟
ولی پیامد این شکاف چیست؟ آیا میشود این طور نتیجه گرفت که اولین کشوری که اسلام در قرن بیستم بر آن حاکم شد، بیشترین فراریان از این دین را در قرن بیست و یکم به دنیا تحویل میدهد؟
محسن کدیور با این نتیجهگیری چندان موافق نیست و تعبیر دیگری از این فرار دارد. او معتقد است که در ایران نه اسلام که قرائتی خاص از آن به قدرت رسیده است؛ «قرائتی که ممکن است با خوانش و قرائت اکثر مسلمانان ایران سازگار نباشد. اگر این را بپذیریم، من معتقدم که در ایران یک اقلیتی به قدرت رسید که تفکرش حتی در بین علمای حوزه علمیه و مراجع تقلید هم در اکثریت نبوده و نیست؛ یعنی نظریه ولایت مطلقه فقیه.
اما این که آیا ما شاهد فراریان از اسلام با این قرائت رسمی خواهیم بود، پاسخ من مثبت است. یعنی همین اعتراضهایی که ما در دیماه داشتیم و اعتراض دختران خیابان انقلاب و مانند آن، میشود ذکر کرد که اینها یک “نه” بزرگ به قرائت رسمی از اسلام است. من فکر میکنم مردم ایران دین خود را از جمهوری اسلامی نگرفتهاند که حالا با انحراف و فاسد شدن حکومت بخواهند دین خود را کنار بگذارند.»
Ayatollah Mesbah Yzdi
محسن کدیور میگوید که ما شاهد یک شکافی بین طلاب و دانشجویان علوم دینی در حوزه علمیه در این سو و مدرسین و مراجع از آن سو هستیم.
به باور کدیورغیر از «استبداد دینی که تحت عنوان ولایت مطلقه فقیه بر ایران حاکم است» و او آن را «امالفساد جمهوری اسلامی» میداند، تبعیض جنسیتی، تبعیض دینی، تبعیض مذهبی و تبعیض بین فقها و توده مردم بر تفکر رسمی حوزههای علمیه نهادینه و ساختاری است.
او میگوید: «حتی اگر ولایت مطلقه فقیه هم نباشد، ما علما و فقهایی داریم که به ولایت فقیه قائل نیستند، اما به تساوی حقوقی زن و مرد، تساوی حقوقی مسلمان و نامسلمان و شیعه و سنی و فقیه و توده مردم هم قائل نیستند. تا اینها تجدید نظر نکنند، ما نمیتوانیم شاهد یک جامعه سالم باشیم.
“خدا به چه اموری توجه داشته”
عباس عبدی، تحلیلگر سیاسی نزدیک به اصلاحطلبان، اخیرا گفتوگویی داشته با محمدرضا نائینی، از اساتید حوزه علمیه قم و سپس نامهای به او نوشته و آن را با اجازه او منتشر کرده است. او در نامه خود به آقای نائینی از تسلط شکلگرایی در حکومت دینی انتقاد کرده که دست جمهوری اسلامی را در قرن بیست و یکم در “حنا” میگذارد.
به باور عبدی «شکلگرایی در فقه و فقاهت و ناتوانی در به روز شدن آن یکی از مهمترین نقاط ضعف حوزه و روحانیت است، که نقطه قوت آنان را که فقه باشد به نقطه ضعف و پاشنه آشیل آن تبدیل کرده است».
او از دخالت روحانیت از موضع قدرت و سیاست در علوم اجتماعی و انسانی انتقاد کرده و یک مثال زده است:
«چند هفته پیش دختر یکی از دوستانم که سال اول پزشکی است تعریف میکرد که یک روحانی که درس معارف میداد برای اینکه نشان دهد چقدر مطلع است یا خدا به چه اموری توجه داشته!! و چه خلقت پیچیدهای داشته است، در سر کلاس معارف توضیح میداد که کودک از ترکیب دو اسپرم زن و مرد! بوجود آمده، و دانشجویان میخندیدند و متوجه نمیشد که چرا میخندند. از این نمونهها از بالاترین سطوح تا پایینترینها را میتوان ذکر کرد که جایگاه و کارکرد روحانیون را دچار مشکل جدی کرده است. انتشار این موارد در فضای مجازی موجب وهن شده است.»
اما این فقط اظهارنظر در علومی مثل پزشکی یا دخالت در اموری که ربطی به روحانیون ندارد نیست که کارکرد روحانیت را “دچار مشکل جدی” کرده است.
محسن کدیور به نبود دانش کافی در مورد علوم اجتماعی و انسانی اشاره میکند و میگوید آنها نه تنها با این علوم آشنایی «نداشتند و ندارند»، بلکه «نیاز جامعهها به علوم انسانی و اجتماعی را هم به رسمیت نشناختهاند. یعنی فکر میکنند با همان علوم سنتی میتوانند هم به سوالات اعتقادی و فقهی و اخلاقی مردم پاسخ دهند و هم جامعه را اداره کنند. در حالی که اگر کسی در زمان ما از این علوم بهرهای نبرده باشد، نمیتواند پاسخ قانعکنندهای در بسیاری از حوزهها، حتی در مباحث دینی به دینداران معاصر و بخصوص تحصیلکرده بدهد.»
باخت روحانیت در دیانت و سیاست؟
عباس عبدی در نامهاش به نائینی نوشته که مهمترین مشکلی که روحانیت در ایران پس از انقلاب با آن مواجه شده، ترکیب نهاد قدرت و دین است، «زیرا این ترکیب موجب قدسی شدن سیاست نمیشود، بلکه عرفی شدن و تقدسزدایی از نهاد دین را تسهیل میکند. این کار سیاست را دینی نمیکند، دین را سیاسی میکند».
او معتقد است که روحانیت با دخالت در سیاست کارکرد سنتی خود را در جامعه از دست داد و «حتی نتوانست در سیاست براساس عرف موجود کارآمدی مناسبی را نشان دهد، در نتیجه هر دو وجه ماجرا را باخته است و هیچکدام از دو نقش را نمیتواند بازی کند».
محسن کدیور به شعار «دیانت ما عین سیاست ماست و سیاست ما عین دیانت ما» اشاره میکند که پس از انقلاب بر بزرگراهها نقش بست و وارد کتابهای درسی شد.
کدیور میگوید: «بسیاری از فقهای شیعه و علمای دینی ایران به این شکل ورود دین به حکومت را باور نداشتند و با تجربه جمهوری اسلامی هم در این نظر راسختر شدند. یعنی حتی اگر به لحاظ فلسفی، جامعهشناختی و علوم سیاسی هم به این نتیجه نرسیده باشند، اما وقتی دینگریزی را در میان مردم و جوانان به واسطه حکومت دینی و استبداد دینی مشاهده میکنند، آبه این نتیجه میرسند که بهترین راه برای حمایت از دینداری مردم این است که حکومت در امر دین و مساجد و حوزههای علمیه دخالت نکند. این هم به نفع دین است و هم به نفع حکومت و اداره جامعه. من فکر میکنم رشد فراوانی در این زمینه داشتهایم.»
عبدی به نائینی میگوید که «طرفدار جدایی دین از سیاست نیست»، بلکه «مخالف امتزاج» آنها و «تقلیل دادن آنها به یکدیگر» است.
محسن کدیور اما معتقد است که نظریه رسمی جمهوری اسلامی یعنی ولایت فقیه، «با جدایی دین از دولت تضاد آشتیناپذیر دارد» و تنها زیر فشار اجتماعی ممکن است حذف شود.
Mar 01 2018
نسرین ستوده: جنبش اعتراض به حجاب اجباری خاموشیناپذیر است

دویچهوله: ۳۵ بازداشت در تهران و شهرهای دیگر، در عرض دوماه جنبش اعتراض به حجاب اجباری. شاپرک شجریزاده، یکی از دستگیرشدگان در اعتراض به وضعیتش از روز پنج اسفند در اعتصاب غذا به سر میبرد.
از بازداشت مینا موحدی، اولین زنی که پس از حرکت نمادین اعتراض به حجاب اجباری دستگیر شد، حدود دو ماه میگذرد. نرگس حسینی، مریم شریعتمداری و شاپرک شجریزاده از دیگر کسانیاند که در این مدت، خبر بازداشتشان رسانهای شد.
نسرین ستوده وکیل برخی از این زنان در گفتوگو با دویچهوله میگوید: «شاپرک شجریزاده که نام شناسنامهایاش “فاطمه” است پس از دستگیری چهار بار مورد تزریق آمپول قرار گرفته است؛ آمپولهایی که او اصلا نمیداند چه بودهاند. اینها را شاپرک در مواجهه کوتاهی که با بستگانش در بازداشتگاه وزرا داشته گفته است. پس از این تزریقها نیز به زندان قرچک ورامین منتقل شده است.»
به گفته ستوده، شاپرک شجریزاده در اعتراض به عدم دسترسی به وکیل و شرایط نامطلوب بازداشت از روز شنبه ۵ اسفند دست به اعتصاب غذا زده است.
چهار ساعت عمل جراحی روی پای مریم شریعتمداری
موکل دیگر خانم ستوده، مریم شریعتمداری است؛ همان دختری که مامور نیروی انتظامی او را از بالای سکو به پایین پرت کرد. خانم ستوده میگوید ساق پای موکلش در اثر این سقوط به شدت آسیب دیده و او چهار ساعت تحت عمل جراحی بوده است. پس از جراحی نیز او را به زندان قرچک ورامین منتقل کردهاند.
بشنوید: گفتوگو با نسرین ستوده
میترا جمشیدپور مادر مریم شریعتمداری از اولین ساعات بازداشت دخترش به بازداشتگاه وزرا رفته و پیگیر وضعیت او شده است. به گفته ستوده، به دلیل همین پیگیری، خانم جمشیدپور از سوی پلیسهای زن وزرا مورد ضرب و شتم قرار گرفته و به مدت ۲۴ ساعت بازداشت شده است.
نسرین ستوده میگوید تا کنون نتوانسته اجازه ملاقات با موکلانش را دریافت کند چرا که مقامات زندان میگویند اجازه این ملاقات باید از سوی قاضی رسیدگیکننده به پرونده صادر شود، اما هنوز نه شعبه رسیدگیکننده و نه قاضی آن معلوم نیستند.
تفهیم اتهام نرگس حسینی
روز شنبه ۵ اسفند دادگاه رسیدگی به پرونده نرگس حسینی یکی دیگر از موکلان ستوده برگزار شد. نسرین ستوده میگوید علیرغم انتظارش قاضی هر سه اتهام را به متهم تفهیم کرده در حالی که عمل او از نظر ستوده “عملی مشروع” بوده است. ستوده اما امیدوار است که موکلش از هر سه اتهام تبرئه شود.
اتهامات نرگس حسینی “تشویق به فساد، عدم رعایت حجاب شرعی و تظاهر به عمل حرام” عنوان شده است.
خانم ستوده درباره ویدا موحدی، اولین دستگیرشده معترض به حجاب اجباری میگوید جسته و گریخته شنیده که دادگاه او در سکوت خبری برگزار شده و گویا به چند ماه حبس هم محکوم شده اما حکم هنوز اجرا نشده است.
ویدا موحدی یک ماه پس از بازداشت با قید وثیقه آزاد شد.
در روند پرونده موکلانم سهلگیری نمیبینم”
با گذشت حدود دوماه از آغاز حرکتهای اعتراضی به حجاب اجباری با توجه به برخورد ماموران انتظامی و امنیتی با آنها، در داخل و خارج از ایران نسبت به این برخوردها انتقادات فراوانی شده است.
شاپرک شجریزاده در اعتراض به وضعیتش دست به اعتصاب غذا زده است
در خارج از کشور، سازمان دیدهبان حقوق بشر در بیانیهای از مسئولان جمهوری اسلامی خواست تا دست از پیگرد قضایی معترضان به حجاب اجباری بردارند.
در داخل ایران نیز برخی نمایندگان مجلس در این باره موضعگیری کردند. سهیلا جلودارزاده نماینده تهران، حرکت دختران خیابان انقلاب را نتیجه اشتباهات حکومت دانست و گفت: «زمانی برای زنان محدودیت قائل میشدیم و آنها را زیر تنگنای غیرلازم قرار میدادیم. همین مسئله موجب شد تا این فشارها طغیان ایجاد کند و دختران خیابان انقلاب روسریهایشان را سر چوب بگذارند. این کارها به خاطر رفتار اشتباه ماست.»
نسرین ستوده معتقد است علیرغم این اعتراضات “سهلگیری” در پرونده موکلانش نمیبیند و تنها اظهار امیدواری میکند که حکومت صدای این زنان را بشنود و اعتراض مسالمتآمیز آنها را به خشونت نکشاند.
ستوده تاکید میکند که این اعتراضات خاموشیناپذیر است.
Feb 27 2018
حمله تند آملی لاریجانی به سخنان روحانی درباره شکست «پروژه اسلامی کردن علوم»
رادیوفردا: رئیس قوه قضاییه ایران روز دوشنبه هفتم اسفند به اظهارات اخیر حسن روحانی درباره شکست «پروژه اسلامی کردن علوم» به شدت انتقاد کرد و گفت: «اینکه گفته شود “علم دینی” نداریم، استدلال سخیفی است».
حسن روحانی، رئیسجمهوری اسلامی ایران، روز پنجم اسفند در سخنانی گفته بود: «عدهای در کشور ما سالها وقت صرف کردند تا ریاضی، شیمی و فیزیک اسلامی درست کنند؛ ایشان پول، وقت و امکانات زیادی صرف کردند، اما حاصلی به دست نیاوردند».
وی تاکید کرده بود که «علم، علم است و به نوع تفکر و ایدئولوژی وصل نمیشود».
حال صادق آملی لاریجانی، رئیس قوه قضاییه ایران، اظهارات رئیس قوه مجریه را «یک سخن قرن هجدهمی» خوانده که به ادعای او، «از میان صاحبنظران بنام در مغرب زمین در زمینه فلسفه علم، افراد بسیاری این سخن را قبول ندارند».
او گفت «اینکه گفته شود “علم دینی” نداریم، استدلال سخیفی است»، و با متهم کردن تلویحی رئیسجمهوری ایران به نداشتن وقت «برای مطالعه کافی» پیرامون این مقوله، خطاب به او اظهار کرد: «ضرورتی ندارد حرفهایی بزنیم که مستند واقع شود و مورد انتقاد صاحب نظران قرار گیرد».
آملی لاریجانی این بخش از سخنان حسن روحانی که «پول زیادی» خرج اسلامی شدن علوم در ایران شده است را نیز رد کرد و گفت: «باید پرسید که جمهوری اسلامی برای چنین بحث مهمی چقدر سرمایه گذاشته است؟» و اینکه «برای نتیجه بخش بودن چنین کار عظیمی باید صدها نفر بسیج شوند و نباید توقع داشت که در کوتاه مدت نتیجهای به دست آید».
وی در نهایت نتیجهگیری کرده که «اسلامی کردن علوم به عنوان یک موضوع مهم فلسفی، کلامی و دینی شکست نخورده بلکه این شکست خوردن توهم کسانی است که بیشتر کار سیاسی میکنند تا کار دقیق علمی و فلسفی».
اسلامی کردن علوم انسانی و دانشگاههای ایران از برنامههایی است که آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، از زمان روی کار آمدنش در سال ۱۳۶۸ بارها بر آن تاکید کرده و در سه دهه گذشته بودجههای کلان و موسسات مختلفی در این زمینه به کار گرفته شدند تا این خواسته رهبر ایران عملی شود.
آیتالله خامنهای در ۹ شهریور ۱۳۸۸ و در میانه اعتراضها به نتیجه انتخابات ریاستجمهوری ایران، آموزش بسیاری از رشتههای علوم انسانی را موجب «تردید در مبانی دینی و اعتقادی» خواند و از تحصيل دو ميليون دانشجوی ايرانى در رشتههاى علوم انسانى انتقاد کرد.
وزارت علوم جمهوری اسلامی ایران در سالهای گذشته کمیتههای مختلفی را مأمور بازنگری در دروس علوم انسانی کرده و حتی در دولت اول محمود احمدینژاد، «شورای اسلامی شدن دانشگاهها» تشکیل شد.
«موسسه پژوهشى امام خمينى» كه زير نظر محمد تقى مصباح يزدى اداره مىشود از جمله تشکیلاتی است که در دو دهه گذشته در حال كار روى این پروژه است و هر سال بودجه کلانی از سوی دولت به آن اختصاص داده می شود.
بر اساس گزارشی که خبرگزاری ایسنا آذرماه امسال منتشر کرد، بودجه این مؤسسه از سه میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان در سال ۸۵ به ۲۸ میلیارد تومان در سال ٩٧ رسیده است.
با این حال، آن دسته از مقامهای جمهوری اسلامی ایران که دیدگاه تندروتری دارند از عملی نشدن این پروژه انتقاد میکنند.
طرفداران اسلامی کردن علوم انسانی معتقدند، «علوم انسانی کنونی که اکنون در دانشگاهها تدریس میشود غالباً ترجمه علوم انسانی غربی است، چراکه گزارههای علوم انسانی باید از طریق آیات و روایات استخراجشده باشد حالآنکه چنین نبوده است».
عباس رفعتی، سخنگوی حوزههای علمیه سراسر کشور، دیماه امسال در گفتوگو با خبرگزاری تسنیم- نزدیک به سپاه پاسداران- ضمن دفاع از این دیدگاه، گفته بود: «علوم انسانی ما اگر اسلامی نباشد نمیتوانیم حکومت و جامعه اسلامی بسازیم، چراکه علوم انسانی که در دانشگاهها تدریس میشود بر روی بدنه نظام و جامعه اسلامی تأثیرگذار است».
هنوز هیچ گزارشی از سوی نهادهای فرهنگی جمهوری اسلامی ایران ارائه نشده است که نشان دهد در سه دهه گذشته چه میزان هزینه صرف «پروژه اسلامی کردن» علوم شده است.