اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سرکوب'

Aug 21 2015

زندانی قطع‌نخاعی را با برانکارد بردند و اعدام کردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

خودنویس: یک دهه، از سال ۱۳۶۰ تا سال ۱۳۷۰ را در زندان‌های جمهوری اسلامی به سر برد. ماند تا یکی از کسانی باشد که بر آن‌چه طی این ده سال در زندان‌های قزل‌حصار، گوهردشت و اوین گذشت، شهادت دهد.

متن پیاده‌شده‌ی بخش نخست از مصاحبه کامبیز غفوری، روزنامه‌نگار همکار برنامه روبه‌رو را با ایرج مصداقی، ذیل این سطور می‌خوانید.

برای دیدن و شنیدن مصاحبه، روی تصویر زیر که شما را به سایت یوتیوب هدایت خواهد کرد، یا این لینک در صفحه فیس‌بوک روبه‌رو کلیک کنید.

*چه سالی بازداشت شدید و چند سال زندان بودید؟

من سال ۶۰ دستگیر شدم… تا سال ۷۰ زندان بودم.

*کدام زندان‌ها بودید؟

اوین، قزل حصار و گوهردشت. مدتی هم در کمیته پل رومی بودم. آن‌جا دادسرای مبارزه با مواد مخدر بود و شعبه ۸ اوین به علت کمبود جا در آن مکان مستقر بود. در پاییز ۶۹ آن‌جا بودم.

*اتهام شما چه بود؟

من در رابطه با مجاهدین دستگیر شدم. فعالیت هم داشتم. هم قبل و هم بعد از ۳۰ خرداد. به همین دلیل بازداشت شدم.

*در تابستان ۶۷ شاهد بسیاری از اعدام‌ها بودید. کدام زندان بودید و چه دیدید؟

در سال ۶۷ زندان گوهردشت بودم. قتل عام در تهران در همین زندان گوهردشت و اوین اجرا شد. هیات هم یکسان بود. یعنی روزهایی که در اوین مشغول کشتار بودند، در گوهردشت نبودند و برعکس… در گوهردشت بر خلاف اوین احکام همان لحظه بلافاصله بعد از دادگاه اجرا می‌شد و حتی برای تصحیح اشتباهات فرصتی نبود. ولی در هر صورت روزهایی که هیات در گوهردشت نبود، در اوین بود. به همین دلیل اعدام‌ها در گوهردشت روزهای ۸، ۹، ۱۲، ۱۵، ۱۸، ۲۱، ۲۲ و ۲۵ مرداد ماه بود، البته در ارتباط با مجاهدین. از روزهای ششم و هفتم و روزهای میانی تاریخ‌های یادشده، اعدام‌ها در اوین صورت می‌گرفت.

بعد یک وقفه ۱۱ روزه بود به خاطر ماه محرم یا احیاناً به دلیل این که کشتار تمام شده بود. زیرا کشتار ابتدا برای مجاهدین بود و مطلقاً فرمان خمینی زندانیان غیر مجاهد اعم از چپ یا مذهبی غیر مجاهد را شامل نمی‌شد. در خود حکم هم مشخص است. به مجرد اینکه متوجه می‌شدند حتی زندانی وابسته به فرقان، آرمان مستضعفین، شریعتی، بنی‌صدر است، یا هر یک از گروه‌های مذهبی که ممکن است آن روزها زندانی باشند، او را از پروسه بررسی وضعیتش نزد هیات خارج می‌کردند.

منتها ظاهراً در این فاصله رایزنی‌هایی شده بود و این‌ها حکم جدیدی را از خمینی گرفتند برای کشتار زندانیان چپ. به همین دلیل بود که پنجم شهریور ماه این‌ها دوباره برای کشتار به زندان گوهردشت آمدند. این بار برای زندانیان چپ آمدند و چند زندانی مجاهد را نیز همراه با زندانیان چپ اعدام کردند.

در اوین همین پروسه بود ولی ظاهراً تعداد زیادتری از زندانیان مجاهد در همان شهریورماه همراه با زندانیان چپ اعدام شدند. بنابراین دو فتواست. فتوای اول صرفاَ برای مجاهدین و فتوای دوم برای زندانیان چپ. زندانیان مذهبی غیر مجاهد مشمول هیچ‌کدام از این فتواها نشدند، هیچ‌کدام‌شان. زنان چپ نیز زنان‌شان اعدام نشدند زیرا در آن فرمان خمینی تاکید کرده بود روی اعدام بر اساس ارتداد و چون زن مرتده اعدام نمی‌شود، آن‌ها اعدام نشدند بلکه پاره‌ای از آن‌ها تحت فشارهای بعدی قرار گرفتند برای این‌که بپذیرند نماز بخوانند. البته همه آن‌ها را شامل نشد. تعدادی بود و آن‌هم بعد از فشارهای زیادی که آوردند، بعداَ قطع شد.

به هر صورت، همان‌طور که خمینی تاکید کرده بود در جریان کشتار ۶۷ و در حکمش هم مشهود است، در پروسه قتل عام بی‌رحمی را از حد گذراندند. برای این‌که خمینی تاکید کرده بود «اشداء علی الکفار باشید». وسوسه به خرج ندهید، قاطع باشید. قاطعیت از اصول اسلامی است. این‌ها تاکیدات خمینی در حکمش بود و من در راهروی مرگ روزهای متوالی که در آن‌جا حاضر بودم می‌دیدم. حتی کسی را که قطع نخاعی بود، ناصر منصوری، روی برانکارد آوردند و بعد اعدام کردند. یا کسی که دچار بیماری صرع پیشرفته بود و یک پایش به دلیل بیماری سیاتیک فلج بود، او را یکی از بچه‌ها کول کرد و بردند دار زدند.

*در قسمتی از صحبت‌هایتان درباره «هیات» گفتید. افراد دیگری هم در مصاحبه‌هایشان گفتند که ما می‌شنیدیم «هیات»ی می‌آید، نمی‌گفتند «دادگاه»، می‌گفتند: «هیات». اما هنوز نمی‌دانستیم چیست. این هیات که بعد به هیات مرگ موسوم شد، چطور افرادش را شناختید و چه کسانی در آن هیات بودند؟

موضوع هیات چیزی بود که خود مسوولین رژیم روی آن تاکید می‌کردند. چیزی نبود که برداشت زندانی‌ها باشد.

*به آن دادگاه نمی‌گفتند؟

نه! نه! چون دادگاه هم نبود. حکم را قبلا خمینی صادر کرده بود. این هیات وظیفه‌اش فقط تعیین مصادیق بود. بنابراین این‌ها فقط کافی بود تشخیص بدهند که این فرد محارب است. حکمش را خمینی صادر کرده بود.

*یعنی فقط می‌خواستند ببینند مشمول می‌شود یا نمی‌شود. یا اعدام یا غیر اعدام؟

بله. وگرنه در دادگاه که شما شرکت می‌کنید، حکم می‌تواند از تبرئه و آزادی تا اعدام باشد. خودشان این‌جا به درستی از دادگاه نام نمی‌بردند. حتی دادگاه با آن تعاریف جمهوری اسلامی! در ارتباط با زندانیان چپ هم وظیفه آن‌ها این بود که تعیین بکنند این فرد مرتد هست یا نیست. حکمش را باز خمینی قبلا صادر کرده بود.

البته این چیزی از مسوولیت کسانی که در آن هیات شرکت داشتند یا کسانی که مجری این احکام بودند،‌ کم نمی‌کند. همان‌طور که فرمودید، اعضای هیات که در نامه آیت‌الله منتظری هم به درستی آمده، مرکب بود از حسین‌علی نیری رییس هیات و [مصطفی] پورمحمدی که یکی از اعضای هیات بود یا نماینده وزارت اطلاعات بود. همچنین [مرتضی] اشراقی دادستان انقلاب اسلامی مرکز و معاون گروهکی او؛ یعنی آقای ابراهیم رییسی. (با تعاریفی که خودشان داشتند او سه تا معاون داشت. اقتصادی، مواد مخدر و گروهکی. این‌ها در هیات صاحب رای بودند.

کسان دیگری هم در هیات‌ها شرکت می‌کردند. آن‌ها بیشتر آتش بیار معرکه بودند. مثلاً اسماعیل شوشتری شرکت می‌کرد. آن موقع رییس سازمان زندان‌ها بود و به تازگی منصوب شده بود. بعدها هم در دولت‌های رفسنجانی و خاتمی ۱۶ سال وزیر دادگستری بود.

کسانی مثل مقیسه‌ای که آن موقع به او ناصریان می‌گفتند. چون اسمش محمد ناصر مقیسه‌ای است، به او می‌گفتند محمد ناصریان که هم دادیار بود و هم سرپرست زندان. داوود لشکری که مسوول امنیتی و انتظامی زندان گوهردشت بود. دادیارهایی مثل حمید عباسی هم بودند که در هیات‌ها می‌آمدند، شهادت می‌دادند. آتش‌بیار معرکه بودند و سعی می‌کردند هیات را به اجماع برای حکم اعدام برسانند.

در اوین، همین هیات بودند. باز کسانی مثل مجتبی حلوایی مسوول امنیتی زندان بود. قاضی حداد، معاونش به اسم سید مجید ضیایی، این‌ّها به عنوان دادیار شرکت می‌کردند. حسین زاده مسوول زندان و سیدحسین مرتضوی رییس زندان. بازجوهای اطلاعات و مسوولان اطلاعاتی هم می‌توانستند شرکت کنند و کمک کنند به روند تصمیم‌گیری.

آقای مصداقی!‌ این چهار نفر اعضای اصلی هیات الان کجا هستند و چه مقامی دارند در جمهوری اسلامی؟

ببینید!‌ در این هیات، مرتضی اشراقی تا حدودی ترمز هیات بود. مواردی بود که دخالت می‌کرد یا مواردی را شاهد بودیم که سوالاتی می‌کرد و تاکیداتی می‌کرد که به نوعی ترمز هیات بود، البته نه در همه موارد. این که عرض می‌کنم، در مقایسه بین افراد است و نه در رد کردن مسوولیت آن‌ها در این جنایت بزرگ. به این دلیل گفتم که مطلب دیگری را خدمتتان عرض کنم: به همین دلیل تنها کسی است که ارتقای مقام نگرفت! با این که دادستان انقلاب اسلامی مرکز بود، بعدها نه تنها با ترفیع روبرو نشد، مقامش پایین‌تر هم آمد. رییس یکی از شعب دیوان‌عالی شد، بعدها بازنشسته شد و الان وکیل دادگستری است. البته وکالت پروژه‌های بزرگی صنعتی را که نان و آب حسابی دارد، بر عهده می‌گیرد.

نیری بعدها شد معاون قضایی دیوان عالی کشور در دوران ریاست گیلانی، مدتی هم گیلانی بیمار بود و گرداننده اصلی ایشان بود. در دوره بعد هم که باز ایشان معاونت قضایی را برای بیش از یک ربع قرن داشت. سال گذشته شد رییس دادگاه انتظامی قضات.

رییسی هم که معاون دادستان بود، شد دادستان تهران، بعد رییس سازمان بازرسی کل کشور، معاون قوه قضاییه و الان هم دادستان کل کشور.

همین‌طور پورمحمدی که معاون وزارت اطلاعات بود، بعدها شد قائم مقام وزارت کشور، و بعدها شد وزیر کشور و رییس سازمان بازرسی کل کشور و الان هم که وزیر دادگستری است.

حتی اگر مقیسه را هم مقایسه کنید، الان یکی از قضات اصلی جمهوری اسلامی برای صدور احکام اعدام و زندان‌های طویل المدت برای افراد سیاسی است.

ملاحظه می‌کنید که اکثرا ترفیع مقام گرفتند.

یکی از این چهره‌ها که نام بردید، شاید بیش از بقیه شناخته شده باشد: مصطفی پورمحمدی. الان هم عضو کابینه دولت آقای روحانی، دولت اعتدال است. یک سری چهره‌های دیگری هم داریم. چهره‌هایی که آن زمان مدافع اعدام‌ها بودند و بعدها اصلاح‌طلب شدند. برای مثال آقای انصاری که گفته بود عده «بسیار قلیلی» در زندان بودند. این‌ها تشکیلات در زندان داشتند و می‌خواستند شورش کنند، به همین خاطر اعدام شدند.

یک مطلب دیگر را هم از ایسنا برایتان می‌خوانم. ۱۱ دی ۹۳، محمدرضا عارف، کاندیدای اصلاح‌طلبان در انتخابات اخیر می‌گوید: «ما اعتقاد داریم که انقلاب ما فرهنگی‌ترین انقلاب دنیا بود. شما رفتار و کردار امام راحل از روزهای اول خرداد ۴۲ تا بعد از پیروزی انقلاب را بررسی کنید، متوجه می‌شوید که انقلاب ما هیچگاه متوسل به خشونت نشده است».

این‌گونه اظهار نظرها، مخصوصل از سوی جناح موسوم به اصلاح طلب که مدعی تلاش برای بهبود وضعیت کشور است، به چه دلیل صورت می‌گیرد؟ این‌ّها چه افرادی هستند و خودشان چه کارنامه‌ای دارند و چه سهمی در خشونت‌ها داشتند؟

در این که اظهار نظر عارف و دیگران در این زمینه تحریف تاریخ است، تردیدی نیست. می‌بینید که همین مسوولیت را اتفاقا موسوی بجنوردی در ماه‌های اخیر بر عهده داشت و این‌ها را مطرح کرد و تلاش بسیاری کرد تا آیت‌الله منتظری را از عوامل اصلی سرکوب‌ها و اعدام‌ها در دهه ۶۰ جلوه دهد. خب امروز ایشان از گردانندگان سایت جماران، به اصطلاح جناح اصلاح‌طلب درون رژیم و پدر زن سید حسن خمینی است. به این شکل دروغ می‌گوید. چرا؟ چون خود ایشان مسوولیت داشته در کشتار ۶۷. عضو شورای قضایی بوده! باید توجه داشته باشید که این‌ها هر کدام‌شان به نوعی تلاش می‌کنند تا آن دهه اول انقلاب را که این‌ها درش مسوولیت مستقیم در جنایات و همه خشونت‌ها داشتند، به نوعی پاک و منزه جلوه دهد.

می‌بینید که قبلش [میرحسین] موسوی هم از آن دوران با عنوان دوران طلایی امام نام می‌برد و در آرزوی بازگشت به همان دوران است. بنابراین موضوع فقط در آقای عارف خلاصه نمی‌شود. اتفاقا کتابی دارم که کار تحقیقی است به نام «دوزخیان روی زمین». در آن توضیح می‌دهم که اساسا ایدئولوژی خمینی مبتنی بر ایدئولوژی خشونت است و آن را تئوریزه می‌کند… خمینی یوم الله را روزی اعلام می‌کند که …احکام خدا را اجرا کنند، دستی بریده شود، حدی جاری شود. بعد می‌گوید یوم الله روزی است که علی ابن ابیطالب ۷۰۰ نفر از یهود بنی قریضه را سربرید. این‌ها چیزی است که مطرح کرده.

خمینی جهنم را که توصیف می‌کند،‌ می‌گوید «شفاخانه الهی» است. وقتی شما چنین توصیفی از جهنم دارید، قطعاً به دنبال ایجاد جهنم الهی روی زمین خواهید رفت. هیچ‌کدام از این‌ افراد تا کنون به دنبال ایجاد بهشت الهی روی زمین نرفتند. ببینید مجازات‌ها را… می‌خواهند همین‌جا جهنم درست کنند تا مردم را بفرستند بهشت. ما جهنم را برایتان ایجاد می‌کنیم تا دچار گناه و خطا نشوید، از این‌جا یکسر بروید به بهشت الهی.

عارف و دیگران در واقع هر کدام، نوازندگان یک ارکستر هستند که سعی می‌کند تاریخ ایران را تحریف کند، آن‌چه گذشته بپوشاند و تلاش کند تا چهره‌ای موجه به خمینی -به عنوان یکی از بزرگ‌ترین جنایتکاران علیه بشریت- بدهند.

خمینی در ماه‌های اول انقلاب، تصویر و صوتش هست، می‌گوید من اشتباه کردم، می‌گوید توبه می‌کنم! اولین باری که خمینی گفت اشتباه کردم کجا بود؟ می‌گوید اشتباه کردم که چوبه‌های دار در میادین برپا نکردیم! نه این که نکرد. در ماه‌ها و روزهای اول انقلاب نمی‌توانست!

ما از انقلاب در آمده بودیم، وقتی خمینی می‌خواست وابستگان نظام شاهنشاهی را به جرم شکنجه و کشتار اعدام کند، نمی‌توانست مخالفان شاه و فعالان سیاسی را وسط میدان دار بزند. اگر خمینی بعضی کارها را در روزهای اول نکرد، موج اولیه انقلاب بود که دست خمینی را می‌بست. مردم داشتند می‌گفتند «در بهار آزادی…»؛ در بهار آزادی که نمی‌توانست این کارها را بکند! به همین دلیل خمینی درست شش ماه بعد در ۲۸ مرداد ماه این سخنرانی را کرد یا در اردیبهشت ماه فرمان داد برای روزنامه آیندگان و می‌بینید که آهسته آهسته هر آنچه مطرح می‌کرد، اجرا کرد.

جنایاتی که در کردستان و ترکمن‌صحرا مرتکب شدند، قتل مردم در وسط خیابان‌ها و بیابان‌ها که آن روزها صورت گرفت، تاریخ به خوبی به یاد دارد. در دهه ۶۰ بی‌رحمی را از حد گذراندند. در کل تاریخ معاصر جایی بوده که عکس عده‌ای دختر نوجوان را در روزنامه و تلویزیون منتشر کنند که «این‌ها اعدام شدند، ‌خانواده‌ها بیایند برای شناسایی این‌ها»؟

در کجای تاریخ معاصر سابقه دارد که یک مقام بالای قضایی، حاکم شرع، بیاید در تلویزیون و روزنامه به صراحت صحبت کند که «تعزیر آن است که پوست را پاره کند، گوشت را بدرد، به استخوان برسد…». در کجای دنیا مسوول قضایی چنین حرفی زده؟ در خیلی از سیستم‌ها شکنجه می‌کنند اما دیگر نمی‌آیند رسما در رسانه‌ها این حرف را بزنند…

یا بالاترین مقام‌های قضایی رژیم می‌آیند در تلویزیون به صراحت اعلام می‌کنند که کسانی که در تظاهرات دستگیر شوند، نیازی به دادگاه نیست. کافی است دو تا پاسدار شهادت دهند، همان‌جا حکم را اجرا کنند. این را موسوی تبریزی گفت، علی مشکینی گفت… یا بگویند لازم نیست مجروح این‌ها را به بیمارستان بیاورید، همان‌جا تمام‌کش‌شان کنید! خب این چیزی است که باز موسوی تبریزی گفته و مسوولان قضایی رژیم که امروز داعیه اصلاح‌طلبی و عدم خشونت دارند.

در ایران کتابی را درباره لاجوردی منتشر کردند، در آن‌جا نوشته‌اند که لاجوردی یکی از سمبل‌های ضدخشونت بود. در کشوری که قصاب تهران بشود سمبل ضدخشونت، طبیعی است که بایستی به این شکل از خمینی هم اعاده حیثیت کنند.

ادامه دارد…

No responses yet

Aug 19 2015

دورتازه یورش نیروی انتظامی به حریم شهروندان: حمله به پشت بام‌هادر سراسر ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

روز: همزمان با شدت عمل نیروی انتظامی بر علیه شهروندان به بهانه بدحجابی، روز گذشته عوامل این نیرو با یورش به خانه های مردم در چند شهر کشور، اقدام به جمع آوری دیش های ماهواره ای کردند.

بنا به نوشته سایت های “فرارو” و “بهارنیوز”، یورش به خانه های شهروندان در تهران جهت جمع آوری بشقاب های دریافت امواج ماهواره از محله “دامپزشکی” آغاز شده و قرار است به دیگر مناطق شهر تسری یابد.

بر اساس این گزارش، ماموران برای جمع آوری دیش های ماهواره از ابزارو آلاتی چون اره آهن بر، گیره و قلاب بالابر و… استفاده کرده و با برخی از شهروندان معترض نیز برخوردهای پراکنده ای داشته اند.

سایت تابناک نیز عکس های بیشتری از یورش روز گذشته ماموران ناجا به منازل مسکونی را منتشر کرده و از فعال شدن گشتی به نام “گشت ماهواره” خبر داده است.

این سایت همچنین سخنان حسن روحانی در زمان انتخابات ریاست جمهوری درباره برخورد با ماهواره را یادآوری کرده و به نقل از رئیس دولت نوشته است: “مساله مهم‌تر مساله حریم خصوصی است. حریم خصوصی بسیار مهم است. من تعجب می‌کنم، نیروی انتظامی شنیدم در یک رسانه‌ای گفته بود که با راپل می‌توانیم روی پشت بام برویم، چون خصوصی نیست و مجموعه ۱۰ آپارتمان است. من واقعا دچار حیرت شدم، زیرا اگر پشت بام فضای مشاع است، برای صاحبان آپارتمان است نه بین آنها. کسانی که تحقیق کرده‌اند، گفته‌اند که جمع‌آوری دیش‌های ماهواره هیچ نتیجه‌ای نداشته است. آمارها نشان می‌دهد که ۵۰ درصد مردم از رسانه‌های خارجی استفاده می‌کنند، بنابراین ورود به حریم خصوصی ممنوع است”.

در اصفهان نیز جمع آوری دیش های ماهواره از منازل شهروندان در دستور کار نیروی انتظامی این استان قرار گرفته است.

به گزارش قدس آنلاین، عبدالرضا آقاخاني فرمانده انتظامي استان اصفهان دیروز گفته است: “ماهواره مقدمه ورود به جاده انحراف است و تركش هاي ان باعث ازهم پاشيدن خانواده و نا امني در جامعه مي شود. طرح جمع آوري آنتن هاي ماهواره كه در ملاء عام باشند در دستور كار ويژه تمامي كلانتري ها و پاسگاه هاي استان است و در اين زمينه از مردم مي خواهيم كه با پليس همكاري لازم را به عمل آورند”.

منابع خبری در کردستان نیز از یورش عوامل انتظامی به خانه های مردم در مریوان جهت جمع آوری دیش های ماهواره خبر داده اند.

یک سایت کردی به نام “کردستان میدیا” در اینباره نوشته است: “به گزارش دريافتي ساعت ۶ بامداد روزهاي چهارشنبه و پنجشنبه ۲۱ و ۲۲ مرداد، مأموران سركوبگر انتظامي به منازل مردم در مريوان در استان كردستان يورش بردند و آنتنهاي ماهواره يي را جمع آوري كردند.آنها به زور وارد منازل شده و به پشت بامها رفته و آنتنها را جمع آوري مي كردند. شهرك زاگرس و منطقه استاديوم از جمله مناطقي هستند كه مورد يورش مأموران انتظامي قرار گرفتند”.

در منطقه پارس آباد مغان نیز که از نواحی نزدیک به زمین های غصب شده “گردنه حیران” است، طی دو روز گذشته دیش های ماهواره بیش از ۱۵۰ خانه جمع آوری شده است.

یک منبع آگاه در گفت وگو با خبرنگار آران مغان در اینباره گفته است: “در طرح ارتقا امنیت اجتماعی که در مسکن مهر پارس آباد اجرا شد ماموران هنگ مرزی اقدام به جمع آوری تجهیزات دریافت ماهواره کردند. ماموران هنگ مرزی این شهرستان از چند روز قبل طرح ضربتی جمع آوری ماهواره ها را در دستور کار قرارداده اند. در این ارتباط ماموران این هنگ با مراجعه به ساختمان های مسکونی مسکن مهر ضمن ارایه حکم قضایی وارد پشت بام خانه ها شده و به جمع آوری دیش ها و تجهیزات ماهواره پرداختند. در این محلات که متخلفین به طور آشکار اقدام به نصب ماهواره کرده بودند بیش از ۱۵۰ دستگاه دیش ماهواره، دستگاه ال ام بی، دستگاه جک و آنتن ماهواره جمع آوری شد. این طرح طی روزهای اخیر با جدیت از سوی ماموران انتظامی و هنگ مرزی آغاز شده و همچنان نیز در مناطق مختلف شهر ادامه خواهد داشت”.

در میانه نیز سپاه پاسداران این منطقه اقدام به جمع آوری دیش های ماهواره مردم کرده است.
یکی از مسئولین اجرایی این طرح به یک سایت محلی گفته است: “طرح جمع آوری «دجالواره» ها توسط سپاه میانه آغاز شده و مسئولین امر توانسته اند تا کنون بیش از ۲۶۰ دستگاه دجالواره را به صورت داوطلبانه از مردم دریافت کنند. ناحیه میانه و حوزه های تحت امر آن با برگزاری نشست های روشنگری، میزان آگاهی مردم را نسبت به مضرات ماهواره بالا برده و با فرهنگ سازی مناسب زمینه تحویل داوطلبانه این دستگاه مخرب فرهنگ و مبلغ ابتذال را فراهم می آورد و در قبال آن یک دستگاه دیجیتال برای دریافت کانالهای بومی کشور، به تحویل دهندگان اهدا می کند. به دلیل داوطلبانه بودن این طرح، استقبال عمومی مردم بیشتر بوده و موفقیت چشمگیری در اجرا داشته است و اجرای آن تا موفقیت نهایی، همچنان ادامه خواهد یافت”.

خبرگزاری تسنیم نیز از “طرح جمع آوری ماهواره توسط پایگاه بسیج خواهران انصارالمهدی” خبر داده و نوشته است: “با هماهنگی و تلاشهای فرمانده بسیج خواهران سرکار خانم شهبازی فر طرح جمع آوری ماهواره  با اهداء یک دستگاه دیجیتال تلویزیونی به مناسبت روز قشر (بسیج جامعه زنان)درپایگاه بسیج خواهران انصارالمهدی انجام می شود”.

No responses yet

Aug 16 2015

جنتی در تشریح لایحه رسانه‌های همگانی؛ مجازات حبس روزنامه‌نگاران به جزای نقدی تغییر می‌کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

مهرنیوز: وزیر ارشاد از حذف مجازات حبس برای روزنامه‌نگاران متخلف در لایحه جدید دولت برای رسانه‌های همگانی خبر داد و گفت: در این لایحه پیش‌بینی شده که مجازات حبس برای روزنامه‌نگاران به جزای نقدی تغییر یابد.

به گزارش خبرنگار مهر، علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی پیش از ظهر امروز شنبه (۲۴ مرداد ماه) در نشستی خبری که به مناسبت برگزاری سیزدهمین دوره جشنواره بین‌المللی و فرهنگی هنری امام رضا (ع) در سالن اجتماعات دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی کشور در تهران برپا شده بود، به سئوال خبرنگار مهر در خصوص آخرین وضعیت تدوین لایحه جامع رسانه‌های همگانی و اینکه آیا صدا و سیما هم مشمول این قانون خواهد شد یا خیر؟ پاسخ گفت.

وی تاکید کرد: لایحه‌ای که می‌بایست ما تهیه می‌کردیم، چند ماهی توسط معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد و کارگروهی که در همین رابطه تشکیل شده بود، تدوین و تهیه شده است و من خودم در چندین جلسه این کارگروه حضور داشته‌ام و نهایت تلاش صورت گرفته تا لایحه‌ای که تدوین می‌شود، یک لایحه پخته باشد و از طرف دیگر فاقد مشکلاتی که قانون فعلی مطبوعات دارد، باشد.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی افزود: از نظر ما این لایحه تکمیل شده است اما قرار ما بر این است که از خود اصحاب رسانه در مورد آن نظرخواهی شود و تعدادی از کارشناسان و نخبگان این حوزه دعوت شوند و این متن در اختیار آنها قرار گیرد تا اگر اشکالاتی دارد، برطرف شود.

جنتی در پاسخ به این سئوال که آیا صحت دارد مجازات حبس برای روزنامه‌نگاران در قانون جدید حذف شده است؟ گفت: ما در گذشته قانون مطبوعات را داشتیم که در مواردی از جمله بحث نحوه رسیدگی به تخلفات مطبوعاتی، اشکالاتی داشت که یکی از آنها هم این موضوع مجازات حبس برای روزنامه‌نگاران متخلف بود؛ در قانون جدید این مساله به جزاهای نقدی تبدیل شده و متناسب با جرم صورت گرفته، این مجازات‌ها به صورت پلکانی تغییر می‌یابند. همچنین در لایحه جدید، توقیف یک نشریه، آخرین مرحله برخورد با تخلفات آن نشریه تعیین شده است و بنابر این گذاشته شده است که هیچ نشریه‌ای قبل از آنکه مجازات‌های قبلی به جز توقیف در مورد آن اعمال نشده است، توقیف نشود. در این زمینه مراحل مختلفی پیش‌بینی شده است و همانطور که گفتم، بعد از طی همه این مراحل، اگر در پایان راهی جز توقیف نشریه نبود، این مجازات در مورد آن نشریه اعمال می‌شود.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با ابراز امیدواری نسبت به تدوین یک لایحه جامع و مفید برای اهالی مطبوعات و حفظ حقوق اصحاب رسانه با اجرای این قانون در خصوص شمول لایحه یاد شده هم گفت: رادیو و تلویزیون مشمول این قانون نمی‌شود، بلکه لایحه مربوطه که انشاءالله به زودی با تصویب دولت و مجلس، شکل قانون به خود پیدا می‌کند، در مورد رسانه‌های مکتوب و آنلاین اعمال می‌شود.

No responses yet

Aug 15 2015

گزارشگران ویژه سازمان ملل خواستار «آزادی فوری» جیسون رضائیان شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: گزارشگران ویژه سازمان ملل متحد، خواستار آزادی فوری جیسون رضائیان، خبرنگار زندانی روزنامه واشینگتن پست آمریکا در ایران شده‌اند.

به گزارش روزنامه واشینگتن پست، در بیانیه مشترکی که جمعه ۲۳ مرداد توسط دیوید کی، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد درباره آزادی بیان، احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد درباره حقوق بشر در ایران و سئونگ فیل هونگ، رئیس گروه کاری سازمان ملل متحد درباره بازداشت‌های خودسرانه صادر شده، آمده است که «بازداشت و برگزاری دادگاه غیر علنی» آقای رضائیان، نقض حقوق او به شمار می‌آید.

در این بیانیه همچنین با انتقاد شدید از شرایط حبس جیسون رضائیان، تاکید شده که «زندان انفرادی و جلسات بازجویی که تمام روز طول می‌کشند، باعث فشارهای قابل توجه جسمی و روانی» به این روزنامه‌نگار شده است.

مارتین بارون، سردبیر اجرایی روزنامه واشینگتن پست نیز با استقبال از این بیانیه مقام‌های سازمان ملل متحد گفته که بیانیه «در زمان مناسبی» صادر شده و موضع این روزنامه مبنی بر اینکه رفتار جمهوری اسلامی در پرونده جیسون رضائیان «غیر قانونی» بوده را تقویت می‌کند.

آقای بارون تاکید کرده که دادگاه خبرنگار زندانی واشینگتن پست در ایران «ساختگی» است.

بیانیه مقام‌های سازمان ملل متحد درباره جیسون رضائیان، در آستانه صدور حکم او توسط قوه قضائیه جمهوری اسلامی صادر شده است.

مادر و همسر آقای رضائیان در آخرین جلسه دادگاه

​

چهارمین و آخرین جلسه دادگاه آقای رضائیان، صبح دوشنبه ۱۹ مرداد، در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی و به صورت غیر علنی برگزار شد.

وکیل این روزنامه‌نگار ایرانی – آمریکایی هم گفت که در این جلسه «دفاعیات آخر» از آقای رضائیان اخذ شد.

آقای رضائیان روز ۳۱ تیر سال ۱۳۹۳ همراه همسر خود، یگانه صالحی، و یک نفر دیگر که هرگز نامی از او برده نشد در ایران بازداشت شد.

یگانه صالحی، همسر آقای رضائیان، که برای یک روزنامه انگلیسی ‌زبان در ابوظبی کار می‌کرد، پس از دو ماه و نیم به قید ضمانت آزاد شد.

جیسون رضائیان با اتهاماتی چون «جاسوسی به نفع دولت متخاصم و فعالیت تبلیغی علیه نظام» روبه‌روست. روزنامه واشینگتن پست اتهام‌های آقای رضائیان را بی‌پایه خوانده است.

No responses yet

Aug 04 2015

نغمه شاهی‌سوندی‌شیرازی فعال اینترنتی: گفتند چون ۴ میلیون لایک دارید امنیت ملی را برهم زدید

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

کمپین حقوق بشر: نغمه شاهی‌سوندی‌شیرازی یکی از متهمین پرونده هشت فعال فیسبوکی که در سال ۹۲ در دادگاه بدوی مجموعا به بیش از ۱۲۷ سال حبس محکوم شده بودند و خودش در دادگاه بدوی به ۷ سال زندان محکوم شد به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که در زمان بازداشت اجازه دسترسی به وکیل نداشته است، در خصوص زندگی خصوص غیر مرتبط با موضوع بازداشت بازجویی شده است، و به جرائمی متهم شده است که هیچ وقت آنها را انجام نداده است.

نغمه شاهی‌سوندی، یکی از ادمین‌های چند صفحه‌های اینترنتی پرطرفدار بودند که خود به تولید محتوا اقدام نمی‌کردند بلکه مطالبی را پر طرفدار بودند از سایت های و صفحات دیگر شبکه‌های اجتماعی روی صفحات خود قرار می دادند. او با اشاره به این مورد که صفحه‌های تحت مدیریت آنها فاقد محتوای سیاسی و نقد حکومت بود تعداد این صفحه ها را هشت عدد عنوان کرد و گفت: «خیلی‌ از صفحه‌ها سیاسی نبود. مثلا صفحه سهراب سپهری، زبان فارسی، مسوولین رسیدگی کنند، چو ایران نباشد تن من مباد و سایر صفحه‌ها. اصلی‌ترین صفحه‌ای که دربازجویی‌های من بیشتر مورد توجه بود،‌صفحه مسوولین رسیدگی کنند(این چه وضعش است،‌مسوولین رسیدگی کنند) و صفحه چون ایران نباشد تن من مباد، بود. همین دو صفحه هم حالت شهروند خبرنگاری داشت که ما اطلاعات درون زندان را جمع آوری می‌کردیم و از طریق این صفحه‌ها منتشر می‌کردیم. در حدود چهار میلیون لایک هم داشت این صفحه‌ها. می‌گفتند شما چون چهار میلیون لایک دارید نظم و امنیت ملی را برهم زدید. البته این صفحه‌ها الان دیگر وجود ندارند.»

این فعال فیس‌بوکی بعد از ۷۵ روز بازداشت در سال ۹۲ در بند ۲الف زندان اوین با وثیقه ۱۷۰ میلیون تومانی آزاد شد و در دادگاهی که در تاریخ ۲۵ فروردین ۹۳ تشکیل شد به ۷ سال زندان بابت اتهام‌های توهین به رهبری، توهین به بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، تبانی علیه نظام، پخش تصاویر مستهجن از طریق سامانه‌های رایانه‌ای و همچنین ۹۱ روز زندان به اتهام‌ پخش تصاویر مبتذل، محکوم شد.

وی همچنین در مورد چگونگی شناسایی و بازداشت به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت : «حساب‌هایی که ادمین صفحه‌ها بودند همه با نام‌های مستعار فعالیت‌ می‌کردند اما ادمین‌ها با حساب‌های حقیقی خودشان در همان صفحه‌ها کامنت می‌نوشتند. شاکی خصوصی پرونده هم درواقع از همین کامنت‌ها شکایت کرده بود. درواقع وقتی یکی از بچه‌ها به دلیل شکایت بایت همین کامنت‌ها بازداشت شد در تحقیقاتی که کردند،‌ یعنی با هک کردن و به دست آودن حساب‌های کاربری ایشون متوجه شدند که همین فرد ادمین این حساب‌ها نیز هست.»

به گفته این فعال فیس‌بوکی مقامات قضایی نشر کاریکاتورهایی از سران کشور یا آیت الله خمینی را از مصادیق پخش تصاویر مبتذل قلمداد کردند: «ما کارتون‌هایی که در اینترنت بود را بازنشر می‌کردیم و خودمان چیزی تولید نمی‌کردیم. نهایتا عکس تعدادی از سران نظام را در کنار هم قرار می‌دادیم و یک متنی را به مناسبت‌های مختلف (مثلا وقتی کسی اعدام می‌شد) روی آن می‌نوشتیم. در واقع ما ادمین چند صفحه فیس بوکی بودیم که به صورت شهروند خبرنگار، اتفاق‌هایی که در ایران رخ می‌داد را در صفحه‌هایی که در اختیارمان بود منتشر می‌کردیم. فکر نمی‌کنم حتا از نظر ادبیاتی هم که استفاده می‌شد کار ما تبانی علیه نظام بود چون تنها صفحه‌ ما نبود که این کار را می‌کرد.»

خانم شاهی‌سوندی‌شیرازی در مورد چگونگی بازداشت خود به کمپین گفت: «زمانی که من بازداشت شدم نتوانسته بودم با خانواده دوستانی که قبل از من بازداشت شدند ارتباط برقرار کنم برای همین دقیق نمیدانم چه اتفاقی افتاد اما وکیل یکی از همکارانم به من گفت که همه صفحه‌های ما تحت کنترل مامورین امنیتی بود و البته یک شاکی خصوصی از شیراز نیز داشتیم. این شاکی خصوصی از اعضای تیم سایبری سپاه بود. من البته روز دادگاه تجدید نظر به دادگاه نرفتم اما میدانم یک تیمی از سپاه آمده بودند در دادگاه به عنوان نماینده شاکی خصوصی. قاضی پورعرب که قاضی تجدید نظر ما بود قصد داشت به ما کمک بکند ولی این اجازه را به او ندادند.»

این فعال فیس‌بوکی در مورد نحوه شناسایی و بازداشت خود گفت: «ما با اسم خودمان ادمین نبودیم، اما متاسفانه بچه‌ها بی احتیاطی کردند. حساب‌هایی که ادمین صفحه‌ها بودند همه با نام‌های مستعار فعالیت‌ می‌کردند. اما ادمین‌ها با حساب‌های حقیقی خودشان در همان صفحه‌هایی که مدیریت آن را بر عهده داشتند کامنت می‌نوشتند. شاکی خصوصی هم درواقع از همین کامنت‌ها شکایت کرده بود. درواقع وقتی یکی از بچه‌ها به دلیل شکایت بایت همین کامنت‌ها بازداشت شد در تحقیقاتی که کردند،‌ یعنی با هک کردن و به دست آودن حساب‌های کاربری آنها متوجه شدند که همین فرد ادمین این صفحه نیز هست. ما با هم ارتباط داشتیم و از همین طریق توانسته بودند همه ما را پیدا کنند. یعنی این فرد شاکی خصوصی از سپاه می‌آمد به ادمین فحش می‌داد در صفحه و در همان کامنت‌ها بحث در می‌گرفت و اگر بچه‌ها با حساب‌های واقعی خودشان پاسخ نمی‌دادند و درگیر نمی‌شدند هویت آنها لو نمی‌رفت.»

شاهی‌سوندی‌شیرازی با اشاره به این نکته تا زمان دادگاه تجدید نظر به او اجازه گرفتن وکیل نداده بودند، در مورد آگاهی قاضی دادگاه نسبت به جرائم اینترنتی و آشنایی با فضاهای مجازی در اینترنت گفت: «من وکیل نداشتم، درواقع تا دادگاه تجدید نظر به من اجازه گرفتن وکیل ندادند که آن زمان هم من به دادگاه نرفتم. قاضی پرونده ما هم قاضی مقیسه بود. ایشان هم هیچ گونه اطلاعاتی از کامپیوتر و اینترنت ندارند. چرا که اگر به علوم کامپیوتر و جرائم اینترنتی آگاه بود هیچ وقت پخش کاریکاتورهایی که در آنها آقای جنتی یا خامنه‌ای مورد نقد قرار گرفته بود را مصداق پخش تصاویر مستهجن نمی‌دانستند. تصاور مستهجن یعنی تصاویری که ۱۸+ هستند نه این صفحه‌هایی که همه می‌شناختند و کاربر آنها بودند. ما حتی یک عکس مستهجن هم نداشتیم.»

خانم شاهی‌سوندی که در دادگاه بدوی به هفت سال زندان محکوم شده است در خصوص اینکه برای تحویل دادن رمز‌های تمام حساب‌های کاربریش به مامورین امنیتی تحت فشار گذاشته شده است به کمپین گفت:« اینقدر تحت فشار بودم که رمز‌هایی که حفظ نبودم را تلاش می‌کردم دقیق و دانه به دانه به یاد بیاورم و می نوشتم. آنها همه رمزها را تست می‌کردن و اگر یکی را اشتباه می‌دادم با من برخود می‌شد. من وقتی متوجه بازداشت‌ها شدم حساب‌های خود را به کسی خارج از ایران دادم ولی وقتی بازداشت شدم متوجه شدم که شنود می‌شدم چون به من گفتند چرا اطلاعات حساب خود را به خارج از کشور منتقل کردم. من این اطلاعات را به یکی از افراد نزدیک به خودم در خارج از کشور فرستاده بودم. روزی که بازداشت شدم چاپ شده همه و اس.ام.اس‌های من را داشتند.»

نغمه شاهی‌سوندی‌شیرازی با اشاره به اینکه «بیشتر زمان بازجویی ها هم در مورد مسائل خصوصی» زندگی‌اش بودعنوان کرد: «به حریم خصوصی همه ما نفوذ کرده بودند. تمام زندگی کل فامیل من را می‌دانستند چه افراد فامیل و چه کسانی که در فیس بوک با من دوست بودند. بیشتر زمان بازجویی ها هم در مورد مسائل خصوصی من بود. من را تحت فشار قرار داده بودند که نام باقی ادمین‌ها را بگیرند و تحت فشار قرار داده بودند که بر ضد دیگران اعتراف کنم. حتا ما را رو در رو کردند و در فیلم برداری هایی که از من کردند این را از من می‌خواستند. همین الان هم دارند از صفحه‌های ما استفاده می‌کنند و چون در دسترس ما هم نتوانستیم آنها را ببندیم. بازجو خودش به من میگفت که پسرها رو کتک میزنند. برخودشان با من از نظر فیزیکی خیلی بهتر از سایرین بود اما در کنارش از نظر روحی خیلی شدیدتر با من برخورد کردند. من چون مادر دو فرزند هستم هر روز یک خبری از فرزندانم به من میدادند و روان من را به هم میریختند، خیلی حرفهای کثیفی به من میزدند.»

به گفته این فعال اینترنتی وی هیچ آشنایی با مسائل حفظ امنیت و فعالین ناشناس در شبکه اینترنت نداشت و برای استفاده دور زدن سیستم فیلترینگ کشور از وی.پی.ان‌هایی که در بازار سیاه ایران به فروش می‌رسد که هزینه آن از طریق شبکه بانکی پرداخت می‌شود، استفاده کرده است. با توجه به اینکه این نوع سرویس‌های فیلترشکن در داخل کشور و در دسترس نهادها و مسوولین امنیتی است، امکان این که مکاتبات و ارتباطات کاربران در دسترس نهادهای امنیتی قرار بگیرد وجود خواهد داشت.

خبرگزاری ایرنا روز یک شنبه ۲۲ تیرماه خبر داده بود که « شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب هشت جوان فعال در فیس بوک را به اتهاماتی از جمله اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، فعالیت تبلیغی علیه نظام، توهین به مقدسات، توهین به سران قوا و توهین به اشخاص مجموعا به حدود ۱۲۷ سال حبس» محکوم کرده است.

No responses yet

Aug 03 2015

توقیف “۹ دی”، تذکر به “کیهان” و “رجانیوز”

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,بحران هسته‌ای,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: هفته‌نامه تندروی “۹ دی” به دلیل آنچه که “رعایت نکردن مصوبه شورای عالی امنیت ملی درباره مسائل هسته‌ای” عنوان شده از سوی هیات نظارت بر مطبوعات توقیف شد. روزنامه کیهان و وبسایت “رجانیوز” نیز تذکر گرفتند.

خبرگزاری‌های ایران روز دوشنبه (۱۲ مرداد/ ۳ اوت) از توقیف هفته‌نامه “۹دی” خبرداده‌اند. علت توقیف رعایت نکردن توصیه‌های شورای عالی امنیت ملی درباره توافق هسته‌ای وین میان ایران و گروه ۵+۱ اعلام شده است.

حسن کامران، نماینده مجلس و هیأت نظارت بر مطبوعات به خبرگزاری فارس گفت، هفته‌نامه “۹ دی” با اکثریت آرای هیئت نظارت بر مطبوعات توقیف شد. به گفته کامران، این نشریه به دلیل رعایت نکردن مصوبه شوای عالی امنیت ملی درباره مسائل هسته‌ای توقیف شد.

اخیرا گزارش‌هایی درباره دستورالعمل “خیلی محرمانه” وزارت ارشاد به رسانه‌ها در فضای مجازی منتشر شد که در آن با استناد به “مصوبات شورای عالی امنيت ملی” از رسانه‌ها خواسته شده از انتشار مطالبی در نقد و مخالفت با توافق هسته‌ای خودداری کنند.

وزارت ارشاد تاکنون ارسال چنین دستورالعملی به رسانه‌ها را تایید نکرده اما ۱۸ تن از نمایندگان مجلس در تذکری به علی جنتی، وزیر ارشاد اعلام کردند که “پی‌گیری‌های آنها نشان داده است شورای عالی امنیت ملی هیچ مصوبه‌ای در خصوص محدودیت رسانه‌ها و تمجید موضوع موافقت نامه نداشته است”.

صاحب امتیاز و مدیر مسئول هفته‌نامه “۹ دی”، حمید رسایی، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی است. رسایی از تندروهای جناح اصول‌گرا و از مخالفان سرسخت مذاکرات هسته‌ای و توافق وین است.

او هم‌چنین از چهر‌ه‌های شاخص گروهی به نام “دلواپسان” است که در دو سال گذشته و به موازات مذاکرات هسته‌ای، علیه این مذاکرات و توافق با غرب در فعالیت و تلاش بودند. غلامحسین الهام، محمدعلی رامین، مرتضی آقا تهرانی، وحید یامین‌پور، اسماعیل کوثری، محمود نبویان، مهرداد بذرپاش، جواد کریمی قدوسی و مهدی کوچک‌زاده دیگر اعضای گروه “دلواپسان” هستند.

برخی نکات آخرین شماره ۹ دی

هفته‌نامه “۹ دی” در آخرین شماره خود درباره توافق وین نوشته است: «هر قدم ظریف، صد کیلوگرم ذخیره اورانیوم را نابود کرد.»

به گزارش ایرنا، این هفته‌نامه در مطلب دیگری درباره دولت روحانی نوشته است: «زمانی که وزرایی با ثروت‌های چند صد میلیارد تومانی در دولت روحانی مشغول به کار شدند و فردی چون بیژن زنگنه که پرونده‌های مفاسد رسواکننده کرسنت و استات اویل به دوره وزارت او در دولت خاتمی برمی‌گردد، دوباره به سطح وزارت رسید، می‌شد حدس زد که بار دیگر دوره رونق مفاسد اقتصادی رسیده است…»

هفته نامه “۹ دی” همچنین علیه علی‌اکبر ولایتی، مشاور ارشد آیت‌الله خامنه‌ای و نقش او در پیروزی حسن روحانی و مذاکرات هسته‌ای نوشته است: «… علاوه بر نقش‌آفرینی علی‌اکبر ولایتی برای ریاست جمهوری بدل آقای رفسنجانی [روحانی]، وی در ماجرای قطعنامه ۵۹۸ هم در راستای سیاست آقای رفسنجانی و به سازش کشاندن امام و رزمندگان و تحمیل جام زهر به ایشان فعال بود…»

به گزارش ایرنا در مصوبه هیات نظارت بر مطبوعات درباره نشریه “۹ دی” آمده است، «به دلیل انتشار این مطالب و مطالب مشابه و همچنین بی توجهی به شش تذکر هیأت در یکسال گذشته، این نشریه، توقیف و پرونده آن به دادگاه ارجاع شود».

هفته‌نامه “۹ دی” پیش از این سه بار توقیف شده اما هر بار پس از مدت کوتاهی فعایت خود را از سر گرفته است. این نشریه آخرین بار در بهمن‌ماه ۱۳۹۳ توقف شده بود.

علاوه بر توقف هفته‌نامه ۹ دی، روزنامه‌ی کیهان و وبسایت “رجانیوز” نیز به دلیل انتشار مطالبی دربراه توافق هسته‌ای وین از هیات نظارت بر مطبوعات تذکر گرفته‌اند. هر دوی این نشریات توسط تندروهای مخالف توافق هسته‌ای اداره می‌شوند.

No responses yet

Aug 03 2015

حمله کنندگان به علی مطهری در شیراز ‘فردا محاکمه می شوند’

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

بی‌بی‌سی: علی مطهری گفته بود که از تجهیزات مهاجمان مانند موتورهای سنگین و گاز فلفل “معلوم بوده که از کجا دستور گرفته‌اند”

محاکمه حمله‌کنندگان به علی مطهری، از نمایندگان مجلس ایران که سال گذشته در شیراز باعث لغو سخنرانی او شده بودند، فردا سه‌شنبه ۱۳ مرداد در دادگاه کیفری شیراز آغاز می‌شود.

مصطفی ترک‌ همدانی، وکیل ‌مدافع آقای مطهری امروز ۱۲ مرداد (سوم اوت) به خبرگزاری دانشجویان ایران گفته است که این پرونده ۱۱ متهم دارد که در حال حاضر با قرارهای مناسب آزاد هستند. آقای ترک همدانی از بیان عناوین اتهامی متهمان خودداری کرده است.

روز بیستم اسفند سال گذشته خورشیدی، عده‌ای موتورسوار بعد از خروج آقای مطهری از فرودگاه و حرکت به سوی دانشگاه شیراز برای سخنرانی، این نماینده مجلس را با پاشیدن گاز فلفل و پرتاب اشیای مختلف مورد حمله قرار دادند و شیشه‌های ماشین حامل وی را با سنگ و چوب شکستند.

مهاجمان، بعد از ورود خودروی حامل آقای مطهری به یک کلانتری، به مدت سه ساعت این کلانتری را محاصره کردند که نهایتا، به لغو سخنرانی او و بازگشتش به تهران انجامید.

آقای مطهری در واکنش به این اتفاقات گفته بود که مقام های دولتی و انتظامی تلاش می‌کرده اند که سخنرانی وی انجام نشود و “غبار ناراحتی و کدورتی بر دل مهاجمانی که برخی از آنها در اطراف کلانتری بودند ننشیند.”

او گفته بود: “به رئیس جمهور محترم عرض می‌کنم که فکری به حال استان فارس بکنند و البته نتیجه بده و بستان در معرفی وزیر کشور به مجلس بهتر از این نمی‌شود و این حوادث نتیجه آن تصمیم غلط است.”

اظهارات این نماینده مجلس، انتقادی از عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور ایران محسوب می شد که سیاستمداری محافظه کار و از نزدیکان علی لاریجانی رئیس مجلس به شمار می آید.

یک روز بعد از حمله به علی مطهری در شیراز، حسینعلی امیری، معاون وزیر کشور ایران از فراخوانی محمد احمدی، استاندار وقت فارس به تهران برای توضیح در مورد این واقعه خبر داده بود.

آقای احمدی، چندی پیش از سمت خود استعفا داد و دلیل استعفا را تمایل به نامزد شدن در انتخابات مجلس آینده اعلام کرد، ولی برخی رسانه‌ها دلیل اصلی این استعفا را نارضایتی دولت از عملکرد او دانستند.

دولت ایران اواخر تیرماه در میانه اعتراض شماری از محافظه کاران، محمدعلی افشانی را به عنوان استاندار فارس منصوب کرد.

No responses yet

Jul 23 2015

ده‌ها معلم معترض در تجمع مقابل مجلس ایران بازداشت شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفرانسه: عده‌ای از معلمان سراسر ایران امروز برای پیگیری بخشی از مطالبات صنفی خود، در مقابل مجلس شورای اسلامی جمع شدند، اما نیروی انتظامی مانع از برگزاری این تجمع شد. محمد رضاخواه، عضو کانون صنفی معلمان به خبرگزاری کار ایران از دستگیری برخی معلمان در این تجمع خبر داده و همسر هاشم خواستار، یکی از بازداشت شدگان نیز به هرانا گفت: “حدود دویست تن از معلمان بازداشت شده اند”. همچنین سایت “حقوق معلم و کارگر” تعداد بازداشت شدگان را “بیش از صد معلم” ذکر کرده است.

به گزارش منابع خبری، از دو هفته پیش، قرار بود صبح امروز همزمان با اولین ساعات برگزاری صحن علنی مجلس، تجمع آرام و ساکت معلمان مقابل مجلس برگزار شود که پلیس با دخالت خود، تعدادی از معلمان را بازداشت کرد.

هنوز جزئیات بیشتری از این بازداشت منتشر نشده است، اما به گفته شاهدان عینی، از دیروز به تعدادی از فعالان صنفی معلمان پیام فرستاده شده و آنها را تهدید کرده اند که حق شرکت در تظاهرات سکوت امروز را ندارند.

علی رغم این تهدیدات، در تجمع امروز معلمان استان‌های مختلف ایران از جمله کردستان، کرمانشاه، همدان، اصفهان، گیلان، مازندران و مشهد، به تهران آمده بودند.

به گفته شاهدان عینی، تعداد مأموران انتظامی و لباس شخصی‌ها در اطراف بهارستان آنقدر زیاد بود که تقریبا به هیچ کس اجازه ورود به مجلس داده نشد و مأموران تظاهرکنندگان را که به طور پراکنده وارد میدان می شدند یا وادار به تغییر مسیر می کردند یا در صورت مقاومت، آنان را بازداشت می کردند و با خود می بردند.

علی مطهری نماینده مجلس نیز در واکنش به بازداشت معلمان، گفت: “بازداشت تجمع کنندگان باعث تشدید موضوع می شود.”

همچنین محمدحسن ابوترابی‌فرد، نایب رئیس مجلس، در جلسه علنی امروز از وزیر کشور خواست تا مطالبات معلمان معترض را بررسی کند.

دلایل اعتراض معلمان چیست؟

اعتراض اصلی معلمان که در اطلاعیه چند روز پیش آنان منعکس شده، ادامه بازداشت پنج نفر از فعالان صنفی معلمان است.

شورای مرکزی تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور خواهان آزادی فوری پنج معلم زندانی شده است.

اسماعیل عبدی، دبیر کانون صنفی معلمان تهران، علیرضا هاشمی دبیر کل سازمان معلمان ایران، رسول بداغی عضو هیأت مدیره کانون صنفی معلمان، علی اکبر باغانی نایب رئیس کانون صنفی معلمان تهران و محمود باقری، فعال صنفی معلمان، پنج معلمی هستند که اکنون در زندان به سر می برند.

No responses yet

Jul 16 2015

«دستگیری عامل اسیدپاشی» به سه زن در شهر بوکان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تروریزم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: در حالی که پرونده اسیدپاشی زنجیره‌ای در اصفهان هنور به سرانجام نرسیده، خبرگزاری برنا و روزنامه دولتی ایران خبر دادند که «گروهی ناشناس» در «شب شادی هسته‌ای» روی سه زن در شهر بوکان در استان آذربايجان غربی «با سرنگ» اسيد پاشيده‌اند.

در همين حال، به گزارش خبرگزاری دولتی ايرنا، فرمانده نيروی انتظامی استان آذربايجان غربی شامگاه چهارشنبه، ۲۴ تير، خبر داد که «عامل» اين اسيدپاشی «در کمتر از ۲۴ ساعت» دستگير شده است.

جمال خسروی، فرماندار بوکان، نیز به خبرگزاری برنا گفت که اين اسيدپاشی با هدف «ايجاد رعب در ميان مردمی که در بازاری در بلوار کردستان بوکان حضور پيدا می‌کنند» انجام شده است.

به گفته آقای خسروی، سه زن در ساعت ۱ بامداد روز چهارشنبه، ۲۴ تير، و در فاصله «چند دقيقه» در تماس با پلیس ۱۱۰ از سه مورد اسيدپاشی جداگانه خبر داده‌اند.

وی با اشاره به اين که در این تماس‌ها يک زن ۲۸ ساله از پاشيده شدن اسيد روی «آرنجش» خبر داده افزود: «اين زن بعد از احساس سوختگی در آرنج دستش به عقب برمی‌گردد و مردی را می‌بيند که با عجله سوار يک خودرو شده است.»

به گفته آقای خسروی، یک زن ۵۱ ساله نيز گفته است که مانتویی که به تن داشته به دليل «پاشيدن اسيد» از «ناحيه پشت به پايين سوراخ‌سوراخ شده» و يک زن ۳۱ ساله نيز ماجرای مشابهی را گزارش کرده است.

وی همچنین از بررسی فیلم‌های «دوربین‌های مداربسته محل حادثه» خبر داد.

ساعاتی پس از این گفته‌های فرماندار بوکان، ناصر اصلانی، فرمانده نيروی انتظامی استان آذربايجان غربی، خبر داد که «عامل» اين اسيدپاشی دستگير شده است.

وی به جزئيات دستگيری اين فرد اشاره‌ای نکرد و گفت که «تحقيقات و بازجويی» در اين باره ادامه دارد.

در همین حال وب‌سایت «کردپا» از سوسنه اسماعیل‌نژاد، دانشجوی رشته عمران و از مسئولان کتابخانه «مانگ»، به عنوان یکی از قربانیان این اسیدپاشی‌ها نام برده است.

علی اسماعیل‌نژاد، برادر سوسنه، نیز به این وب‌سایت گفته است: «مکانی که در آن حادثه اسیدپاشی روی داده، مکانی پر رفت و آمد و شلوغ بوده و افراد عادی توانایی اسیدپاشی در آن را ندارند.»

این در حالی است که وب‌سایت «دانا»، نزدیک به گروه‌های اصولگرا در ایران، با اشاره به دستگیری متهم این حادثه نوشته است: «متهم که جوانی ۲۴ ساله است در حين اقدام جرم و اسيدپاشی به سه شهروند بوکانی به دليل مصرف روان‌گردان تعادل روانی نداشته و بدون هيچ انگيزه‌ای دست به اين اقدام زده است.»

رخ دادن اين اسيدپاشی زنجيره‌ای در بوکان در حالی است که پرونده اسيدپاشي‌های زنجيره‌ای در اصفهان پس از گذشت ۹ ماه هنوز به فرجام نرسيده و گزارش‌های متناقضی از دستگير شدن عامل يا عوامل اين اسيدپاشی منتشر شده است.

حسين عليزاده، وکيل سه نفر از قربانيان این اسیدپاشی‌ها، روز پنج‌شنبه، ۲۸ خرداد، ضمن تاکيد بر دستگيری يک متهم به اسيدپاشی اعلام کرده بود که تاکنون دو نفر از موکلانش فرد مظنون را ديده و او را شناسايی کرده‌اند.

با اين حال احمد خسروی وفا، رئيس کل دادگستری اصفهان، روز سه‌شنبه، دوم تير، اعلام کرد که این پرونده همچنان در حال بررسی است و اکنون نمی‌توان «در اين زمينه به يقين اظهار نظر کرد».

در همان روز ستار خسروی، رئيس پليس آگاهی استان اصفهان، نيز تاکيد کرده بود که تاکنون مظنونان «زيادی» در اين ارتباط دستگير شده‌اند، ولی هيچ يک «به‌صراحت به اين جرم اعتراف نکرده و شواهد نيز بيانگر اين امر نيست».

No responses yet

Jul 06 2015

مدیرکل دفتر موسیقی وزارت ارشاد استعفا کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,هنر

رادیوفردا: پيروز ارجمند، مديرکل دفتر موسيقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ايران، يکشنبه ۱۴ تير، از سمت خود استعفا کرده است.

آقای ارجمند، به خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) گفته که «مشغله شخصی» علت اصلی استعفای اوست و احساس می‌کند که ديگر در اين مسئوليت «مثمر ثمر» نبود.

مديرکل سابق دفتر موسيقی وزارت ارشاد، افزوده که موسيقی ايران «هميشه شرايط خاصی داشته اما اين امر در سال گذشته بحرانی‌تر» شده است.

او گفته که در دوران مديريت‌اش «با حمايت رئيس جمهور و وزير ارشاد، شاهد ورود گسترده هنرمندان موسيقی به اين عرصه بوديم» اما افزوده که «همزمان فشارها به مجموعه دفتر موسيقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی افزايش يافت.»

استعفای مديرکل دفتر موسيقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، پس از جنجال‌هايی صورت گرفته که به دنبال لغو تعدادی کنسرت موسيقی در نواحی مختلف ايران، بر پا شد.

صادق آملی لاريجانی، رئيس قوه قضاييه پيش از اين گفته بود که «آيا شما قبول می‌کنيد اجازه دهند يک کنسرتی زمينه رقص مشترک جوانان شود؟ بحث دستگاه قضايی در برخی شهرها نيز از همين نوع بوده است.»

چند روز پيش از رئيس قوه قضائيه، حسن روحانی، رئيس جمهور، با بيان اينکه «وقتی دستگاهی به عنوان مرجع قانونی برای دادن مجوز تعيين شده دخالت ديگران در اين امور شايسته نيست»، گفته بود: «همه بايد به قانون عمل کنيم و به دنبال اجتهاد شخصی نباشيم».

به دنبال اين مسائل، سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، اطمينان داد که «در آينده شاهد لغو برنامه‌های هنری نخواهيم بود» و گفت که قرار است به زودی «تفاهم‌نامه‌ای با نيروی انتظامی» در اين رابطه به امضا برسد.

مديرکل پيشين دفتر موسيقی، يک روز پيش از استعفا، گفت که در سال ۹۳ مجوز برگزاری ۲۰۰۰ برنامه موسيقی صارد شد که از اين ميان، ۲۱ برنامه لغو شد.

به گزارش ايسنا، آقای ارجمند افزود: «سرمايه‌گذارانی به صنعت موسيقی وارد شده‌اند که اين عرصه را تهديد می‌کنند. آنها حتی ساعت يک نصفه شب، مديرکل دفتر موسيقی را تهديد امنيتی می‌کنند.»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .