اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'حقوق بشر'

Jul 01 2018

بنابر گزارش‌ها، مأموران امنیتی در خرمشهر اقدام به تیراندازی کردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,محیط زیست


رادیوفردا: تصاویری که به رادیو فردا رسیده، حضور مأموران امنیتی در خرمشهر را نشان می‌دهد.
یک روز پس از تجمع ساکنان خرمشهر در اعتراض به شوری و کمبود آب آشامیدنی، گزارش شده است شامگاه شنبه تجمع اعتراضی در حوالی چهارراه «مطهری» این شهر به خشونت کشید و بنابر ویدئوهایی که به رادیو فردا رسیده، مأموران امنیتی اقدام به تیراندازی و شلیک گاز اشک‌آور کردند.

در ویدئوهایی که رادیو فردا دریافت کرده، صدای مکرر تک‌تیر شنیده می‌شود و شماری از معترضان نیز برای در امان ماندن از اشک‌آور، آتش روشن کرده‌اند.

در یکی از ویدئوها که در ساعات روشن‌تر روز ضبط شده، مأموران انتظامی با جمعیت پرشمار در تجمع اعتراضی درگیر شده‌اند. رادیو فردا قادر به تعیین تاریخ و محل دقیق این تجمعات نیست.

این ویدیوها در حالی منتشر شده است که خبرگزاری جمهوری اسلامی٬ ایرنا٬ می‌گوید برخی معترضان شامگاه شنبه «با ماموران درگیر شدند» و «به اموال عمومی خسارت وارد کرده‌اند» و پلیس نیز اقدام به پرتاب گاز اشک‌آور کرده است.

این خبرگزاری حدود سه صبح به وقت محلی گزارش کرد که در شهر آرامش برقرار شده است و ماموران انتظامی «با حضور جدی» اوضاع را تحت کنترل دارند.

ایرنا می‌گوید هنوز آماری از مصدومین و دستگیرشدگان این حوادث منتشر نشده٬ اما «گفته می‌شود تعدادی از معترضان دچار مصدومیت جزئی شده‌اند».

یک روز پیش از این اعتراض‌ها نیز شماری از ساکنان خرمشهر در اعتراض به شوری و جیره‌بندی آب در این شهر، با برگزاری تجمعی در برابر محل برگزاری نماز جمعه، به زبان‌های فارسی و عربی شعارهایی علیه برخی از مسئولان این شهر سر دادند.

به گزارش ایرنا، معترضان خواستار «بهبود کیفیت آب» در این شهر شده بودند.

بنابر ویدئوهایی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد، معترضان در حالی که ظرف‌های خالی حمل آب در دست داشتند، از جمله شعار می‌دادند: «مسئول بی‌لیاقت، نمی‌خوایم، نمی‌خوایم»، «به نام دین، ما را غارت کردند» و «فرماندار، برو گم شو».

ساکنان آبادان و خرمشهر می‌گویند که مشکل آب برای آشامیدن و بهداشت در این شهرها همچنان ادامه دارد، به طوری که مردم مقابل تانکرهای آب‌رسانی صف‌های طولانی تشکیل می‌دهند.

یکی از ساکنان آبادان روز پنج‌شنبه به رادیوفردا گفت: «آب علاوه بر این که شور است، ‌دارای بوی نامطبوعی هم است و قابل شرب نیست. مردم مجبورند آب خریداری کنند که آن هم تا اندازه‌ای شور شده است».

داود حسینی، مدیر آبفای روستایی آبادان، دلیل شور شدن آب این دو شهر را «کاهش آب رودخانه بهمنشیر به دلیل خشکسالی‌ها» اعلام کرده است.

پیش‌تر اداره آب و فاضلاب آبادان در روز ۲۹ خرداد خبر داده بود که به دلیل «شوری آب رودخانه بهمنشیر در حد آب دریا، متوقف شدن برداشت آب از این رودخانه و نیز افت فشار» تا نیمه تیرماه آب در این شهر سهمیه‌بندی می‌شود.

پس از آن، غلامرضا شریعتی، استاندار خوزستان، و دیگر مقامات این استان وعده دادند که با بهره‌برداری کامل از خط دوم آب‌رسانی غدیر، مشکل آب در آبادان و خرمشهر تا پایان تیرماه حل خواهد شد.

طرح آب‌رسانی غدیر سال ۸۹ برای «برخی شهرهای اولویت‌دار نظیر آبادان، خرمشهر، مسجدسلیمان، اندیمشک، دزفول و شوشتر و ۱۲۰۰ روستا در استان خوزستان»‌ آغاز شد.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی و تصاویر رسیده به رادیو فردا / ج.

No responses yet

Jun 28 2018

رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس برای چندمین بار متهم به تجاوز جنسی شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


سحبانیوز: سایت حقوق بشر ایران – سلمان خدادادی نماینده مردم ملکان که اکنون ریاست کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی را نیز بر عهده دارد دارای سوابقی از جمله تجاوز و آزار جنسی است، این نماینده پیش تر مدتی را از این بابت در بازداشت به سر برده بود و حتی دوبار صلاحیت او برای شرکت در انتخابات رد شده بود که با دخالت شورای نگهبان منتفی شد. علیرغم این موضوع و گذشت زمان هرانا اسنادی را دریافت کرده است که این نماینده مجلس به تازگی از سوی تعداد دیگری از دختران به تجاوز، آزار جنسی و سواستفاده از موقعیت متهم شده است. علیرغم سوابق سوء این نماینده مجلس و پیگیری قربانیان، بخش های ذیربط در مجلس شورای اسلامی ضمن دعوت قربانیان به سکوت مانع از پیگری حقوقی موثر قربانیان میشوند.

به گزارش هرانا، سلمان خدادادی مدیرکل سابق اداره اطلاعات اردبیل و فرمانده سابق سپاه ملکان که اکنون نماینده مردم ملکان در مجلس شورای اسلامی است کارنامه ای قابل توجه در حوزه جرایم کیفری دارد. او که اکنون رئیس کمیسیون اجتماعی در مجلس شورای اسلامی است در سال‌های گذشته از بابت تجاوز به منشی خود و یکی از مراجعه کنندگانش متهم شده بود و مدتی را نیز در بازداشت به سر برده بود.

هرانا با دریافت اسناد و مدارک و گفتگو با منابع موثق، مطلع شده است حداقل ۲ ادعای جدید دیگر از بابت تجاوز و آزار جنسی علیه آقای خدادادی در سال جاری شکل گرفته است.

قربانیان که این نماینده مجلس را به سواستفاده از موقعیت و تجاوز متهم می کنند پس از مدتی که مدعی هستند از ترس “جان، امنیت و آبرو” سکوت کرده بودند در مقام استیفای حقوق خود برآمدند.

ز.ن دختری ۲۸ ساله، اهل شهرستان ملکان در استان آذربایجان شرقی می‌گوید “در چهار سال گذشته مورد آزار جنسی توسط این نماینده مجلس قرار گرفته‌ام.”

این دختر که ماجرایش شباهت زیادی به قربانی دیگر این پرونده دارد پس از چهار سال آزار و اذیت و بی‌توجهی مسئولان نسبت به طرح شکایت در حراست مجلس شورای اسلامی، سکوت خود را شکست و در گفت‌وگویی با هرانا به شرح ماجرا پرداخت، او گفت:
“آشنایی قبلی من و آقای سلمان خدادادی (نماینده مردم ملکان در مجلس) مربوط به سال‌های گذشته و زمانی بود که پدر مرحوم من در سپاه با ایشان همکار بود. پدر من چند سال پیش فوت کرد و من با وجود بیماری مادر و وضعیت نامساعد مالی خانواده‌ام، به دنبال شغلی مناسب جهت گذران زندگی بودم. یک روز تصمیم گرفتم به فرمانداری مراجعه کنم. پس از مراجعه و دیدن تجمع مردم متوجه شدم که قرار است آقای خدادادی به آنجا بیایند تا مردم مشکلات خود را به ایشان بگویند. پس از اینکه درخواست خود را طی نامه‌ای به ایشان دادم به من گفتند که برای گرفتن پاسخ دو روز دیگر با وی تماس بگیرم. دو روز بعد و زمانی که تماس گرفتم به من گفتند که من را در دیوان محاسبات تهران استخدام می‌کنند.

پس از چند روز مجددا خواستار پیگیری نتیجه قطعی شدم که که ایشان از من خواستند به دفترشان در تهران بروم تا مشکلم حل شود. من هم همراه با مادرم به تهران رفتیم و علیرغم وعده‌های ایشان مبنی بر پیگیری نتیجه‌ای نگرفتیم. پس از آن ایشان دوباره تماس گرفتند و گفتند به تهران بروم و این بار تاکید داشتند که نیاز نیست همراه با مادرت بیایی و او را این همه راه تا تهران بکشانی. به تهران که رسیدم با ایشان تماس گرفتم و گفتند مجلس نیستند و در دفتر مراجعات خود در تهران هستند و الان هم جلسه دارند. گفتند با آنجا بروم و منتظر بمانم تا جلسه‌شان تمام شود. زمانی که به دفتر ایشان در میدان ولیعصر رفتم و داخل دفتر شدم، بلافاصله در را روی من قفل کرد و پس از آزار و اذیت و با اعمال زور به من تجاوز کرد و نهایتا با تهدید از من خواست تا به کسی چیزی نگویم. آن روز را هرگز از یاد نمی‌برم. دنیا روی سرم خراب شده بود. عضلاتم قفل کرده بودند و نمی‌توانستم از جایم تکان بخورم. به من گفت که قرار است چند نفر از همکارانش به آنجا بیایند و سریع‌تر از آنجا خارج شوم. گفتم فقط می‌خواستی این کار را بکنی و قصد کمک به من و خانواده‌ام نداشتی و در جوابم گفت که می‌خواهد کمکم کند و این کار را هم می‌کند. گفتم دیگر نمی‌خواهم و فهمیدم چه طور آدمی هستی. به زحمت از آنجا خارج شدم و به ایستگاه راه‌آهن رفتم و به شهرمان برگشتم. در راه به همه چیز فکر کردم. حتی به خودکشی و راحت کردن خودم از زندگی. اما به خاطر وضع خانواده‌ام مجبور شدم سکوت کنم و ادامه دهم.
پس از این حادثه، روزها، ماهها و سالهای بعد با من با عناوین و بهانه های مختلفی تماس گرفتند و حداقل یکبار دیگر به بهانه‌های واهی من را به منزل مسکونی خود در شهرک پرواز تبریز کشاندند و مجددا تجاوز کردند.”

این دختر که مدعی است قربانی سواستفاده این نماینده مجلس از جایگاهش شده می‌گوید پس از یک دوره طولانی تهدید و تطمیع این نماینده نهایتا “به او زنگ زدم و گفتم دیگر شغل نمی‌خواهم فقط دست از سرم بردارد وگرنه می‌روم شکایت می‌کنم. اما در جوابم گفت هیچ غلطی نمی‌توانی بکنی و تلفن را قطع کرد. مدتی گذشت اما باز هم تماس گرفت و این بار می‌گفت مرا دوست دارد و می‌خواهد با من صحبت کند. اما نپذیرفتم و نرفتم. حتی پیام‌های تهدیدآمیز برایم ارسال می‌کرد که اگر نروم بلایی سرم می‌آورد ولی نرفتم و از ترس جانم مدام محل سکونتم را تغییر می‌دادم.”

ز.ن مدعی است اقدامات این نماینده مجلس قربانیانی بیش از یک مورد دارد او یادآوری می‌کند “مدتی بعد بود در جمعی از دوستانم نشسته بودم و از یکی از دوستانم شنیدم که گفت خدادادی به او وعده کار داده و بعد هم به او تجاوز کرده و طی این مدت بارها خواسته دست به خودکشی بزند. آنجا بود که فهمیدم فقط پای من در میان نبوده است. مدتی پرس و جو کردیم و در نهایت متوجه شدیم چند نفر دیگر هم هستند که چنین بلایی سرشان آمده است. اما هیچ‌کدام از ترس جانشان حاضر نشدند جایی شکایت کنند.”

این دختر ۲۸ ساله که همزمان با قربانی دیگر شهادت خود را در اختیار هرانا قرار داده است، او در مورد پیگیری های صورت گرفته برای استیفای حقوق خود خاطرنشان کرد “مدتی صبر کردم تا دیگر اذیتم نکند ولی فایده نداشت. اواخر فروردین به او زنگ زدم و گفتم هر بلایی سرم آوردی چیزی نگفتم ولی خواهش می‌کنم تمامش کن وگرنه به همه می‌گویم با من چه کردی. گفت جایی چیزی بگویی دستور می‌دهم بی سر و صدا تو را بکشند و آب از آب هم تکان نخورد. واقعا ترسیده بودم. بعد از قطع کردن تلفن سریع به ایستگاه راه آهن رفتم تا از آنجا به تهران بروم. در راه فکر کردم که دیدن دوباره‌اش چقدر عذابم می‌دهد و اینکه می‌ترسیدم بلایی سرم بیاورد. به تهران که رسیدم تصمیم گرفتم بروم و شکایت کنم. به کجا؟ نمی‌دانستم. تا اینکه به ذهنم رسید بروم کمیسیون نظارت بر رفتار نمایندگان مجلس شکایت کنم. راه دسترسی به کمیسیون را نمی‌دانستم! برای همین رفتم حراست مجلس و به آنها گفتم شکایت دارم. اولش به حرف‌هایم گوش نکردند تا اینکه گفتم اگر به حرف‌هایم توجه نکنید می‌روم شورای نگهبان شکایت می‌کنم! و با اصرار پذیرفتند. شرح ماجرا را به آنها گفتم. آنها هم گفتند باید برای اثبات مدرک داشته باشی و گفتم مدارک زیادی دارم. از صدایش که با من تماس گرفته و مرا تهدید کرده تا پیامک‌ها و …

پس از طرح شکایت در حراست مجلس که قرار شد به دست کمیسیون نظارت بر رفتار نمایندگان برسد، آقای خدادادی چند بار دیگر تماس گرفت و گفت اگر شکایتم را پس نگیرم می‌تواند هر بلایی سرم بیاورد. من هم گفتم به شکایتم رسیدگی می‌کنم و ادامه می‌دهم چون حق دارم. چند بار دیگر هم تماس گرفت و باز گفت به دیدنش بروم تا مشکل را حل کند و باز هم وعده شغل داد و گفت قول می‌دهد همه‌چیز را درست کند، فقط بروم شکایتم را پس بگیرم. اما باز نپذیرفتم.”

این دختر جوان در خصوص نتیجه پیگیری‌های خود از نماینده مورد اشاره به هرانا می‌گوید: “از تاریخ ۳ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۷ که شکایت کردم تا به امروز چند بار با حراست مجلس تماس گرفته‌ام اما هر بار می‌گویند زمان لازم هست تا بررسی کنند و به شکایتم رسیدگی نمی‌کنند”.
هرانا همچنین نسخه ای از اسناد و مدارک این پرونده از جمله سخنان تهدید آمیز و تطمیع کننده این نماینده بدسابقه مجلس را در اختیار گرفته است که با توجه به امنیت قربانیان و روند حقوقی که پیگیری این پرونده خواهد داشت نشر عمومی آنها و همین‌طور انتشار شهادت‌های دیگر از قربانیان را در آینده در نظر می‌گیرد.
سلمان خدادادی کیست؟

آنطور که “در صحن” نقل کرده است، سلمان خدادادی متولد ۱۳۴۱ است. دوره جوانی جذب دستگاه اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی شد و در جریان اعدام های دهه شصت از عناصر اداره اطلاعات آذربایجان شرقی بود و پس از یک دهه فعالیت در اداره اطلاعات با حمایت جامعه روحانیت مبارز، برای انتخابات دوره چهارم مجلس از حوزه انتخابیه بناب و ملکان اعلام نامزدی کرد و پس از ناکامی در ورود به مجلس چهارم به عنوان مدیرکل اداره اطلاعات اردبیل و پس از آن به عنوان فرمانده سپاه ملکان به فعالیت‌های خود ادامه داد.

خدادادی پس از یک دوره ناکامی در ورود به مجلس در سال ۱۳۷۴ بار دیگر برای نمایندگی مجلس ثبت‌نام کرد و این بار توانست به عنوان نماینده بناب و ملکان انتخاب شود؛ اما صحت انتخابات توسط مردم بناب زیر سوال رفت و اعتراضات مردم به درگیری مسلحانه و کشته شدن تعدادی از متعرضان منجر شد. مردم بناب معتقد بودند که به نامزدی از شهر ملکان رای نداده و نمی‌توانند صحت انتخابات را تایید کنند. در نهایت به عنوانی عضوی از بدنه وزارت اطلاعات علی فلاحیان وارد مجلس پنجم شد.

سلمان خدادادی در خردادماه ۱۳۸۷ همزمان با پایان عمر مجلس هفتم از سوی دادگاهی در تهران احضار و پس از بازپرسی به اتهام ‏فساد اخلاقی و ارتباط نامشروع بازداشت شد. قرار بازداشت او پس از مواجهه حضوری با دو زن که از او شکایت کرده بودند ‏صادر شد. اما در ۷ خرداد با وثیقه ۱۵۰ میلیونی آزاد و بلافاصله در مجلس حاضر شد و سوگند نمایندگی خورد و پرونده او بسته شد.

در مجلس اصلاح‌طلب ششم،‌ بدون داشتن سابقه‌ای در حوزه درمانی به کمیسیون بهداشت و درمان رفت و پس از آن برای بار سوم نیز وارد مجلس شد، اما در مجلس هفتم به اتهام تجاوز به منشی خود و یکی از دختران مراجعه کننده به دفتر نمایندگان بازداشت و راهی زندان اوین شد. خبری که از سوی مقام‌های آن زمان قوه قضاییه و رئیس مجلس هفتم تایید شد. وی در حالی راهی زندان شد که موفق شده بود آراء لازم برای ورود به مجلس هشتم را جلب کند؛ اما این بار با مساله رد اعتبارنامه‌اش توسط نمایندگان مجلس هشتم روبرو شد.

فاطمه آلیا و فاطمه رهبر دو تن از نمایندگان زن مجلس هشتم که در جریان فساد اخلاقی این نماینده مجلس بودند ابطال اعتبارنامه‌اش را خواستار شدند. سرانجام اعتبارنامه خدادادی در شعبه مربوطه رد شد ولی در جریان رسیدگی به پرونده‌اش در صحن مجلس،‌ به دستور علی لاریجانی،‌ جلسه مجلس غیر علنی شد و پس از جلسه غیر علنی، و در حالی که تعدادی از مردم ملکان در مقابل مجلس تجمع کرده و خواستار اخراج او از مجلس بودند، نمایندگان به اعتبارنامه خدادادی رای مثبت دادند.

خدادادی پیش از تایید اعتبارنامه‌اش با پیش‌بینی اینکه اعتبارنامه‌اش تایید می‌شود، گفته بود: “مراحل پرونده در شعبه بازپرسی به اتمام رسیده و منتظر تشکیل دادگاه هستم؛ لذا در مورد پرونده قضایی‌ام تا به حال سخنی نگفته‌ام و مصاحبه نخواهم کرد و معتقدم این مسائل باید در دستگاه قضایی پیگیری شود و اگر حرفی بزنم که برخی از انقلاب رنجیده خاطر شوند آب به آسیاب دشمن ریختن است و موجب خشنودی دشمنان و رادیوهای بیگانه می‌شود”.

در انتخابات مجلس نهم،‌ نام سلمان خدادادی در فهرست ردصلاحیت شدگان قرار گرفت و از ورود به مجلس نهم محروم شد؛ اما از آنجا که در مجلس پنجم در کمیسیون امنیت ملی حضور داشت و رابطه نزدیکی با حسن روحانی (رئیس‌جمهور فعلی ایران) و جمع دیگری از اعضای کابینه روحانی داشت و به دلیل حمایت از حسن روحانی در انتخابات سال ۱۳۹۲، پس از انتخابابات به عنوان گزینه اصلی استانداری بوشهر مطرح شد، ولی به دلایل نامعلوم روحانی از این تصمیم منصرف شد تا خدادادی به عنوان مشاور ظریف “وزیر امور خارجه” منصوب شود.
دو سال بعد،‌ خدادادی مجددا برای نمایندگی مجلس ثبت‌نام کرد و باز هم صلاحیت او برای انتخابات دهمین دوره مجلس توسط هیات نظارت رد شد ولی با لابی‌ای در شورای نگهبان تایید صلاحیت شد و موفق شد راهی مجلس دهم شود. او در این انتخابات از حمایت لیست امید نیز برخوردار بود و نهایتا ریاست کمیسیون اجتماعی مجلس دهم را نیز از آن خود کند.

سلمان خدادادی که در مجلس پنجم دانشجوی مدیریت بود. در طول نمایندگی موفق شد در رشته علوم سیاسی فوق لیسانس و در رشته روابط بین‌الملل دکترایش را اخذ کند و علاوه بر نمایندگی مجلس در دانشگاه تدریس کند.

23برای اشتراک‌گذاشتن فیسبوک خود کلیک کنید (در پنجرۀ تازه باز می‌شود)23برای به اشتراک گذاشتن در توییتر کلیک کنید (در پنجرۀ تازه باز می‌شود)برای اشتراک‌گذاری روی Telegram کلیک کنید (در پنجرۀ تازه باز می‌شود)کلیک کنید تا روی گوگل+ به اشتراک گذاشته شود (در پنجرۀ تازه باز می‌شود)برای اشتراک‌گذاردن روی پین‌ترست کلیک کنید (در پنجرۀ تازه باز می‌شود)

No responses yet

Jun 27 2018

زن بودن و بی‌اخلاقی‌های بازجو؛ رنج‌نامه فاطمه محمدی، نوکیش مسیحی از دوران بازجویی

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

خبرگزاری هرانا: فاطمه محمدی نوکیش مسیحی ۱۹ ساله‌ای است که آبان ماه سال گذشته بازداشت و توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به تحمل ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شد، خانم محمدی با پایان دوران محکومیت خود به تازگی از بند نسوان زندان اوین آزاد شده است. این نوکیش مسیحی با نگارش نامه‌ای از درد و رنج‌های متحمل شده‌اش در دوران بازجویی گفته است. او در این نامه تاکید کرده است در ایام بازجویی به واسطه جنسیت خود مورد بدرفتاری، توهین و ناامنی در اتاق های بازجویی قرار گرفته است.

فاطمه محمدی نوکیش مسیحی، در این رنج‌نامه از خاطرات تلخ بازجویی و تحت فشار قرار دادن خود برای گرفتن اعترافات اجباری می‌گوید: “بازجوها در جلسات بازجویی به من می‌گفتند “برای ما تعریف کن که در روابط جنسی که داشتی دقیقاً چه‌کار می‌کردی و آنها چه کاری می‌کردند”. هر چه می‌گفتم رابطه‌ای وجود نداشته، آنها قبول نمی‌کردند. زمان پرسیدن این نوع سؤال‌ها به من می‌گفتند “چشم‌بندت را در بیاور و به سمت ما بنشین و به سؤالات ما پاسخ و توضیح کامل بده”. وقتی دیدم دست‌بردار نیستند گفتم “برای من سخت است که بخواهم در مورد این مسائل حرف بزنم”. آنها گفتند “پس بنویس روی کاغذ و بعد بدون آنکه چیزی بگویم خیلی سریع برگه‌های بازجویی را جلویم می‌گذاشتند که توضیحات را بنویسم. ولی من گفتم “نوشتن برایم سخت‌تر از حرف زدن است. نمی‌توانم این کار را بکنم”. آنها کنار من ایستادند و فریاد می‌زدند و به پایه صندلی می‌کوبیدند تا من بترسم و تسلیم شوم و خواست آنان را انجام دهم”.

متن کامل این رنجنامه در ادامه به نقل از هرانا می‌آید:

در تمام جلسات بازجویی، بازجوها سؤالاتی در مورد روابط جنسی از من می‌پرسیدند. در دومین جلسه‌ی بازجویی یکی از بازجوها به من گفت: “از حاج آقا خواهش کردیم تشریف بیاورند با تو صحبت کنند”. حاج آقا که از لحن صحبت کردنش مشخص بود آخوند است، اولین سؤالی که از من پرسید این بود که: “تا حالا با کسی رابطه داشتی؟” پرسیدم: “چه رابطه‌ای؟” گفت: “رابطه بد”. من هم به شدت عصبی شدم و گفتم نه من با کسی رابطه نداشتم. شما دارید به من تهمت می‌زنید. این کار شما اصلاً درست و اخلاقی نیست. او در ادامه گفت: “مدارکش موجود است. تو این کار را انجام دادی”. خیلی آرام و خونسرد صحبت می‌کرد. با گریه گفتم “وقتی انجام ندادم چه مدرکی می‌تواند وجود داشته باشد؟ من نمی‌دانم شما چه مدرکی علیه من ساختید، ولی من کاری نکردم”.

در دیگر جلسات بازجویی به من می‌گفتند “برای ما تعریف کن که در روابط جنسی که داشتی دقیقاً چه کار می‌کردی و آنها چه کار می‌کردند”. من هر چه می‌گفتم رابطه‌ای وجود نداشته، آنها قبول نمی‌کردند. زمان پرسیدن این نوع سؤال‌ها به من می‌گفتند “چشم‌بندت را در بیاور و به سمت ما بنشین و به سؤالات ما پاسخ و توضیح کامل بده”. وقتی دیدم دست بردار نیستند گفتم “برای من سخت است که بخواهم در مورد این مسائل حرف بزنم”. آنها گفتند “پس بنویس روی کاغذ و بعد بدون آنکه چیزی بگویم خیلی سریع برگه‌های بازجویی را جلویم می‌گذاشتند که توضیحات را بنویسم. ولی من گفتم “نوشتن برایم سخت‌تر از حرف زدن است. من نمی‌توانم این کار را کنم”. آنها کنار من ایستادند و فریاد می‌زدند و به پایه صندلی می‌کوبیدند تا من بترسم و تسلیم شوم و خواست آنان را انجام دهم. حتی تا آخرین لحظه‌ی بازجویی من را تحت فشار قرار دادند تا مطالبی که می‌‌خواستند را برایشان بنویسم.

آخرین سؤال بازجویی هم در همین مورد بود و باز هم یک بازجو که صدایش با بازجوهای قبلی تفاوت داشت و تنها بازجویی بود که از من نخواست چشم‌بندم را دربیاورم، از بازجوی دیگر خواست که به من برگه بدهد تا توضیحات را بنویسم. من هم دیگر نتوانستم تحمل کنم و شروع به داد و بیداد کردم و آنها هم مرا از اتاق بازجویی بیرون انداختند و به سلول انفرادی برگرداندند. لازم به ذکر است که در تمامی بازجویی‌ها یکی از بازجوها صندلی‌اش را کنار من می‌گذاشت و با کمترین فاصله در کنار من می‌نشست.

چند روز قبل از دستگیر شدنم، یکی از دوستان صمیمی‌ام که دختر است در تلگرام از من خواست شعر مورد علاقه‌اش و یک سرود پرستشی بخوانم. من هم به صورت “صوتی” برایش فرستادم. این از آخرین چت‌های من بود. به همین دلیل در اولین بازجویی، زمانی که تلگرام من را بررسی می‌کردند، خیلی سریع این چت و فایل صوتی را دیدند و آن را با صدای بلند گوش کردند، من هم صدای خودم را می‌شنیدم. اتاق بسیار کوچک و پر از بازجو بود. بعد از اتمام فایل صوتی، بازجویی که پشت سر من نشسته بود، شروع به خواندن و تحریر کرد. همه بازجوها به من خندیدند. آنها با لحنی بسیار بد مرا با اسم کوچک صدا می‌زدند و هر بار با صدای بلند می‌خندیدند و غش و ضعف می‌رفتند. صدای خنده یکی از بازجوها به گونه‌ای بود که فکر می‌کردم از شدت خنده در حال خفه شدن است. در آن لحظات بسیار حالم بد ‌شد، قلب و قفسه سینه‌‌ام به شدت درد ‌گرفت و تنفس کشیدن برایم بسیار سخت ‌شد و سرفه‌های ممتد می‌کردم.

در بازجویی‌‌ها سعی می‌کردند از من نوشته‌ای بگیرند مبنی بر اینکه من با مردان رابطه نامشروع داشته‌ام؛ و گاهی با سؤالات هدایت شده می‌خواستند رابطه نامشروع را نتیجه‌گیری کنند. تمام هدفشان این بود که رابطه نامشروع را به من وصله بزنند و در نهایت مرا وادار به نوشتن داستانی خیالی از روابط جنسی کنند تا با خواندنش لذت ببرند! جز این هدف دیگری نمی‌توان برای آن متصور بود، زیرا این مسائل هیچ ارتباطی به موضوع پرونده نداشت.

به هم‌پرونده‌ای‌ام آقای سوزنچی، گفتند: “می‌دانستی فاطمه رابطه نامشروع داشته؟” و هزاران تهمت دیگر، به من نیز می‌گفتند: “می‌دانستی داوود (آقای سوزنچی) با خانم‌ها رابطه نامشروع داشته؟”.

این آزار و اذیت‌ها و تهمت‌ها مختص و محدود به من و آقای سوزنچی نبود. آنها از هیچ کاری خجالت نمی‌کشند و حتی به مادرم تهمت رابطه نامشروع زدند و این موضوع را به گوش آقای سوزنچی رساندند. زمانی که مادرم متوجه این اتفاق شد به شدت ابراز ناراحتی کرد.

زمانی که در بازداشتگاه بند ۲۰۹ اوین بودم. شب اول، در زمان ورود (شب اول بازداشت)، زندانبانان زن مجبورم کردند به‌طور کامل لباس‌هایم را دربیاورم و آنها به من نگاه می‌کردند و مقاومت من برای عدم انجام این کار نتیجه نداشت. کش مویم را هم گرفتند و من همیشه موهایم باز بود. زمانی که به بازجو‌یی می‌رفتم. باید یک مانتو، شلوار گشاد، مقنعه، چادر، جوراب، دمپایی و چشم بند می‌پوشیدم. مقنعه‌ای که به من داده بودند گشاد بود و موهایم به شکلی بسیار نامرتب از مقنعه بیرون می‌زد. بازجو‌‌ از همان اول که از ماشین پیاده شدم تا وارد ساختمانی که قرار بود در آن بازجویی شوم، داد و فریادش شروع شد و با تمام وجود داد می‌زدند و می‌گفتند: “موهایت را بکن تو، بدجور داری منو عصبی می‌کنی، نگذار عصبانی بشوم.” اما مقنعه گشاد بود و فایده نداشت و فریادهایشان هر چند دقیقه یک‌بار بلند می‌شد. دیگر عاصی شده بودم، آنها نسبت به این موضوع حساسیت زیادی به خرج می‌دادند؛ اما سؤالی که ذهنم را مشغول کرده، این است که زمانی که از من در زمینه رابطه نامشروع و جنسی، سؤال می‌کردند چرا از من می‌خواستند چشم‌بندم را بردارم و روی به آنها بنشینم (رو در رو)، به چشم‌هایشان نگاه کنم!

آستین مانتوام کمی بالا می‌رفت و از آنجا که دست‌هایم بسیار ظریف هستند، بازجو به دستانم چشم می‌دوخت و یک‌بار به من تذکر ندادند که آستین مانتوام را جلو بکشم، او تمام مدت به دستان من خیره مانده بود!.

در یکی از بازجویی‌ها هم نظر مسیحیت را در مورد روابط دختر و پسر سؤال کرد و در ادامه گفت: “می‌دانستی فلانی و فلانی با فلانی‌ها رابطه نامشروع داشته‌‌اند؟” و دائم در حال تخریب شخصیت‌های مسیحی بود.

زمانی که در زندان بودم، به دلیل عدم بازخورد نامه‌هایم برای دریافت کتاب مقدس و اعتراض به توهین‌ها و… دست به اعتصاب خشک زدم (علیرغم ناتوانی جسمی). در روز دوم، وضعیت قلبم بسیار نامناسب بود، به همین دلیل با اصرارهای فراوان خودم و هم‌بندی‌هایم قبول کردند مرا به بهداری ببرند. قرار شد از من نوار قلب بگیرند. وقتی وارد اتاق شدم یک آقا برای گرفتن نوار قلب آمد و چون برایم سخت بود که یک آقا این کار را انجام دهد، گفتم من نمی‌توانم قبول کنم. پزشک شیفت (آقای مرتضوی) با من دعوا کرد و صدایش را بالا برد و من را از بهداری بیرون کرد؛ و گزارشی علیه من و خلاف واقع، مبنی بر بی‌اخلاق و مقصر جلوه دادن من تنظیم کرد و مأموری که همراه من بود (خانم پورمند) با آنکه شاهد ماجرا بود، آن را امضا کرد.

از دیگر مواردی که قابل اشاره است می توان گفت، در بازداشتگاه بند ۲۰۹ زمان استحمام اگر از نیم ساعت حتی یک دقیقه فراتر می‌رفت، خانم‌های زندانبان دریچه و یا در حمام را باز می‌کردند (بدون هیچ تذکر و اطلاع قبلی یا حتی صدا زدن)، و در همان حال نگاه می‌کردند و شروع به دعوا می‌کردند. هر چه هم می‌گفتم نگاه نکنید، کار خودشان را می‌کردند. وقتی نسبت به این موضوع اعتراض کردم، گفتند: “خانم هستند اشکالی ندارد”! انگار نه انگار که حریم شخصی، مرد، زن، بزرگسال و خردسال و نابینا نمی‌شناسد.

فاطمه محمدی”

لازم به یادآوری لست هرانا پیش تر گزارش کرده بود، فاطمه محمدی و مجیدرضا سوزنچی کاشانی، دو نوکیش مسیحی هستند که آبان ماه سال گذشته در تهران بازداشت و به زندان اوین منتقل شدند.

این دو نوکیش مسیحی برای نخستین بار در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۳۹۷ جهت محاکمه در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی احمدزاده حاضر شدند.

در این جلسه فاطمه محمدی، شهروند مسیحی ۱۹ ساله به اتهام “عضویت در گروه‌های تبشیری، فعالیت مسیحیت و اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلیغ علیه نظام” به ۶ ماه حبس تعزیری و مجیدرضا سوزنچی، شهروند مسیحی ۳۴ ساله به اتهام “عضویت در گروه‌های تبشیری و فعالیت تبشیری” به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شدند.

یک منبع نزدیک به این افراد در گفت و گو با گزارشگر هرانا گفت: “خانم محمدی زمان تفهیم اتهام تنها به عضویت در گروه‌های تبشیری و فعالیت تبشیری متهم شد اما در جلسه بازپرسی مورخ ۵ اسفند ۱۳۹۶، پس از آنکه بازپرس پرونده آقای صمد هادی‌پور به باروهای ایشان توهین کرده و خانم محمدی در پاسخ به دفاع پرداخته، بازپرس وی را معاند با نظام خوانده و اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلیغ علیه نظام را به پرونده ایشان اضافه کرده است.”

در تاریخ ۵ اردیبهشت ۱۳۹۷ جلسه دوم دادرسی به اتهامات این دو شهروند با حضور حسین تاج، وکیل آقای سوزنچی و شادی حلیمی و آقای بهزادی، وکلای خانم محمدی برگزار شد.

پس از پایان روند دادرسی و با فاصله اندکی، حکم مجیدرضا سوزنچی در تاریخ ۱۲ اردیبهشت و حکم فاطمه محمدی در تاریخ ۲۴ اردیبهشت پس از پیگیری خانواده و وکلای ایشان به آنان ابلاغ شد.

با توجه به عدم اعتراض خانم محمدی به حکم (تسلیم به رای) یک چهارم از مدت حبس صادره حسب قانون لازم به کسر بود. با در نظر گرفتن کاهش حکم مورد اشاره، خانم محمدی بیش از یک ماه و نیم بیشتر از حکم صادره تحمل حبس کرده بود.

این شهروند مسیحی پس از ابلاغ حکم در همان روز ۲۴ اردیبهشت ماه از زندان آزاد شد.

No responses yet

Jun 19 2018

آیا استفاده از پرچم شیر و خورشید در جام جهانی ممنوع است؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی


رادیوفردا: هواداران تیم ملی ایران با پرچم شیر و خورشید در سطح شهر سن‌پترزبورگ

آیا آوردن پرچم ایران با نشان شیر و خورشید به جای پرچم رسمی به ورزشگاه‌های جام جهانی ممنوع است؟

پاسخ کوتاه و سریع این است که ظاهراً بله! اما چطور این اتفاق افتاده و استدلال برگزارکنندگان جام جهانی برای این ممنوعیت چیست؟

پرچم قدیمی ایران با نشان شیر و خورشید، قدمتی چند صد ساله دارد. به نوشته دانشنامه ایرانیکا، نشان شیر و خورشید از حدود قرن ۱۵ میلادی (قرن ۹ هجری خورشیدی) استفاده شده و از دوران صفویه (به ویژه در دوران شاه عباس در قرن ۱۷)، فراگیر شده و به عنوان یک نشان ملی ایرانیان، بر روی پرچم و سکه و آثار هنری استفاده شده است.

اما این نشان تاریخی از همان نخستین روزهای سقوط حکومت محمدرضا شاه پهلوی با مخالفت آیت‌الله خمینی روبه‌رو شد و با اصرار شخصی او و سخنرانی‌هایی که در این زمینه انجام داد، از پرچم ایران حذف شد. کمی بعد نشان جدید که تصویری مرکب از عبارت «الله» و «لا اله الا الله» است، جای نشان شیر و خورشید را گرفت و ۲۲ الله‌ اکبر هم ببا الهام از روز ۲۲ بهمن (روز فروپاشی نظام سلطنتی در ایران) به پرچم اضافه شد.

حالا که نزدیک به ۴۰ سال از این اتفاقات گذشته، هنوز پرچم رسمی با نشانی که در قانون اساسی «نشان جمهوری اسلامی» توصیف شده، مایه مناقشه میان برخی از ایرانیان است؛ به ویژه در زمان برگزاری رقابت‌هایی مانند مسابقات فوتبال در جام جهانی.

بیشتر بخوانید: پرچم شیر و خورشید یا پرچم رسمی؟ مسئله این است!

در جریان بازی ایران و مراکش نیز، برخی از ایرانی‌ها به جای پرچم رسمی که آن را «پرچم جمهوری اسلامی» می‌نامند با پرچم تاریخی شیر و خورشید به ورزشگاه آمدند. اما گویا برگزارکنندگان این رقابت‌ها چندان از این کار خشنود نبودند!

این نخستین بار نیست که استفاده از پرچم شیر و خورشید در جریان رقابت‌های جام جهانی با مشکلاتی روبه‌رو می‌شود. در جریان رقابت‌های جام جهانی آلمان نیز برگزارکنندگان از ورود این پرچم به ورزشگاه جلوگیری می‌کردند. حتی بلندگوهای ورزشگاه رقابت‌ها در زمان بازی‌های ایران اعلام کرد که از این پرچم استفاده نکنید. در آن روزها سازمان مجاهدین خلق در آن زمان در فهرست گروه‌های تروریستی جای داشت و ظاهراً مقام‌های ایرانی، پرچم شیر و خورشید را به عنوان پرچم مورد استفاده این سازمان به برگزارکنندگان معرفی کرده بودند. در ظاهر، برگزارکنندگان آلمانی در تلاش بودند تا یک سازمان «تروریستی» نتواند از نمادهایش در ورزشگاه استفاده کند.

اما در روسیه، وضعیت متفاوت است و استدلال تروریستی بودن یکی از گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی در ایران، نمی‌تواند برای جلوگیری از نشان دادن پرچم شیر و خورشید کافی باشد، چرا که این سازمان از فهرست سازمان‌های تروریستی خارج شده است.

این‌بار چنانکه پژمان فرهی، از هواداران تیم ملی می‌گوید، پرچم ایران با نشان شیر و خورشید به دلیل «توهین‌آمیز» بودن به مشکل برخورده است. پژمان که با پرچم شیر و خورشید به ورزشگاه سن پترزبورگ رفته و ناچار شده قید تکان دادنش را بزند، ماجرا را چنین روایت می‌کند:

«من به هنگام ورود به استادیوم به مشکلی برنخوردم و با پرچم وارد ورزشگاه شدم. برای مدتی هم مشکلی نداشتم. اما پشت سرم عده‌ای با یک پرچم بسیار بزرگ جمهوری اسلامی نشسته بودند. بعد از مدتی مسولان انتظامات ورزشگاه بالای سر من آمدند و گفتند که اجازه ندارم پرچمم را تکان بدهم. وقتی پرسیدم چرا؟ گفتند که عده‌ای شکایت کرده‌اند و گفته‌اند این پرچم حاوی نشان‌های توهین‌آمیز (offensive) است و بر اساس قوانین فیفا نباید استفاده شود.»

این هوادار تیم ملی چندین بار اصرار می‌کند و سعی می‌کند برای برگزارکنندگان توضیح بدهد که این یک اختلاف‌نظر سیاسی است و این پرچم تاریخی ایران است. او می‌گوید که حتی بین دو نیمه نیز سعی کرده که برگزارکنندگان را قانع کند. اما وقتی این مجادله بی‌فایده مانده، او هم تصمیم گرفته که بازی را تماشا کند.

پژمان می‌گوید: «پرچم را عین شال انداختم دور گردنم. هیجان بازی هم زیاد بود و نمی‌توانستم تمام مدت وقتم را به بحث بگذرانم. می‌خواستم بازی را ببینم.»

دستکم یک ویدئوی منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی هم نشان می‌دهد که یکی از هواداران تیم ملی به هنگام ورود به استادیوم با مخالفت برگزارکنندگان روبه‌رو شده و نتوانسته پرچمش را به داخل ورزشگاه ببرد.

و البته مشاهدات خود من از داخل استادیوم هم تأییدی بر این مشکلات بود. من حتی یک هوادار تیم ملی با پرچم شیر و خورشید در درون ورزشگاه ندیدم! در حالی که در سطح شهر برخی از ایرانی‌ها با پرچم شیر و خورشید، تیم ملی را تشویق می‌کردند.

در قوانین فیفا، توضیحاتی درباره ممنوعیت استفاده از نشان‌های «توهین‌آمیز» دیده می‌شود که گویا بیشتر برای جلوگیری از گسترش شعارهای نژادپرستانه و تبعیض‌آمیز در مقررات آمده‌اند. اما اینکه چه نشان‌ها و پرچم‌هایی «توهین‌آمیز» هستند و چه کسی این توهین‌آمیز بودن را تشخیص می‌دهد، از پرسش‌های بی‌پاسخ این مقرراتند.

احتمالاً این وضعیت در جریان بازی‌های بعدی تیم ملی در برابر اسپانیا و پرتغال نیز تکرار خواهد شد و فعلاً تا اطلاع ثانوی، پرچم شیر و خورشید نه فقط در داخل کشور بلکه در خارج از ایران هم ممنوع خواهد بود!

وبلاگ «از روسیه» نوشته‌های روزانه، کیوان حسینی، گزارشگر رادیوفردا از محل برگزاری جام جهانی فوتبال است.

No responses yet

Jun 19 2018

قربانیان تجاوز ایرانشهر: به زور اسلحه افراد یونیفورم‌پوش ربوده ‌شدیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: در پی انتشار خبر تجاوز به تعدادی از دختران در ایرانشهر، براساس اطلاعاتی که به بی‌بی‌سی رسیده متهم این پرونده گفته که آنها زنان و دختران را در منطقه شناسایی کرده و سپس آنها را در راه منزل می‌ربودند.

براساس این اطلاعات تعدادی از این زنان و دختران در برخی موارد توسط افرادی که “لباس نیروی انتظامی و یا نظامی بر تن داشتند و به زور اسلحه ربوده شده‌اند.”

همچنین یکی از پزشکان این شهر با اشاره به سنتی بودن بافت اجتماعی این منطقه گفت: “اکثر اشخاصی که دچار تعرض می‌شوند، به دلیل معذوریت در خانواده و جامعه مراجعه نمی‌کنند. آسیب‌دیده‌ها حتی ممکن است از سوی خانواده‌ها در خطر قرار بگیرند.”

یک منبع آگاه در پزشکی قانونی گفت که از صبح امروز دوشنبه ۲۸ خرداد تا بعد از ظهر امروز سه نفر برای آزمایش و تهیه مدارک مراجعه کرده‌اند.

بنا بر این اطلاعات یک نفر از آنها دختری ۲۴ یا ۲۵ ساله بوده که سه یا چهار روز پس از وقوع حادثه شکایت کرده و برای معاینه اولیه و تاییدیه مراجعه کرده که آثار کبودی بر بدن او و آزمایش‌ها حاکی از آن است که او مورد “تجاوز” قرار گرفته است. به گفته این قربانی او هنگام ربوده شدن در حال برگشت از محل کار به خانه بوده است.


‘تجاوز به دختران در ایرانشهر’؛ مسئولان چه می‌گویند؟

بی‌بی‌سی همچنین دریافته است که برخی از این تجاوزها در اردیبهشت ماه امسال صورت گرفته اما خانواده‌ها از ترس و نگرانی حاضر به گزارش نشده‌اند.

این قربانیان همچنین عنوان می‌کنند که از طرف قوه قضاییه با آنها تماس گرفته شده و از آنها خواسته شده برای معاینه به پزشکی قانونی مراجعه کنند.

امام جمعه ایرانشهر در نماز عید فطر از تجاوز به ۴۱ زن در این شهر خبر داده بود. دادگستری استان سیستان و بلوچستان این آمار را تکذیب کرد.
واکنش‌ها به تجاوز ایرانشهر

محمدجعفر منتظری، دادستان کل ایران، امروز دوشنبه ۲۸ خرداد اعلام کرد که عامل انتشار خبر تجاوز به تعدادی از دختران در ایرانشهر تحت تعقیب قرار گرفته است.

به گزارش تسنیم، دادستان کل ایران افزود: “کسی که چنین خبری را ساخته و اعلام کرده است حتما باید بتواند این ادعا را ثابت کند. مطابق اعلام مقامات قضایی محلی و دادستانی مرکز استان سیستان و بلوچستان و بررسی‌هایی که بنده به عمل آوردم موضوع به این ترتیبی که مطرح شده تکذیب می‌‌شود.”

در ادامه واکنش‌ها به این موضوع محمد بلوچ‌زهی از مدیران محلی در سیستان و بلوچستان در توییتر خود نوشته “اکثر خانواد‌ه‌های قربانی تجاوز، دختران خود را لکه ننگی می‌دانند بر دامان خویش. در مواردی مشابه برخی خانواده‌ها برای پاک کردن صورت مسئله اقدام به حذف فیزیکی قربانیان می‌کنند”.

یک روز پس از انتشار گسترده خبر و واکنش عمومی به این ماجرا، محمد نبی، دادستان عمومی و انقلاب ایرانشهر، گفت که “عامل اصلی پرونده ربایش” در این شهر دستگیر شده است.

آقای نبی گفت که شورای تامین ایرانشهر بررسی این موضوع را به عهده گرفته است.

رییس دادگستری استان سیستان و بلوچستان هم گفته “تعدادی” از متهمان دیگر به شهرهای چابهار و فنوج فرار کرده‌اند که دستور بازداشت آنها صادر شده است.

همچنین شماری از مردم ایرانشهر در استان سیستان و بلوچستان ایران در اعتراض به انتشار گزارش “تجاوز گروهی” به زنان مقابل فرمانداری این شهر تجمع کردند.

معترضان روی کاغذ شعارهایی نوشته و خواستار معرفی “عوامل ناامنی” در ایرانشهر بودند.

کاربران ایرانی با استفاده از هشتگ دختران_ایرانشهر خواستار حمایت از قربانیان شده‌اند.

No responses yet

Jun 19 2018

دادستان کل ایران از تعقیب عامل انتشار خبر تجاوز به دختران ایرانشهر خبر داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

ارونیوز: دادستان کل کشور روز دوشنبه ۱۸ ژوئن/ ۲۸ خرداد با تکذیب خبر تجاوز به دختران ایرانشهر از تعقیب عامل انتشار این ادعا خبر داد.

محمد جعفر منتظری به خبرگزاری ایسنا گفت: «مطابق اعلام مقامات قضایی محلی و دادستانی مرکز استان سیستان و بلوچستان و بررسی‌هایی که بنده به عمل آوردم موضوع به این ترتیبی که مطرح شده تکذیب می‌گردد.»

دادستان کل کشور با اشاره به شکایت تنها سه نفر از قربانیان اضافه کرد که باید دید موضوع در چه حدی و به چه کیفیتی بوده است.

منتظری تصریح کرد: «یک فرد از حضور در جمعی سواستفاده کرده یک خبر دروغین و جعلی را بدون بررسی صحت و سقم آن منتشر نموده و حیثیت و آبروی خانواده‌ها را مورد هجمه قرار داده است.»

بیشتر بخوانید: وزیر کشور خواستار انتشار گزارش از ماجرای تجاوز به دختران ایرانشهر شد

دادستان کل کشور به مراجع قضایی ذیربط دستور داد تا منشاء خبر شناسایی و تحت تعقیب قرار گیرد.

به گفته امام جمعه ایرانشهر یکی از افراد دخیل در این ماجرای دختران ایرانشهر دستگیر شده و به تجاوز به ۴۱ زن اعتراف کرده است.

ابراهیم حمیدی، رئیس دادگستری سیستان و بلوچستان این آمار را رد کرده و گفته باید درباره ادعای تجاوز تحقیق شود و پزشکی قانونی نظرش را اعلام کند.

طیبه سیاوشی از نمایندگان مجلس ایران به خبرگزاری ایرنا گفت :«بر اساس پیگیری های من از منابع غیررسمی، امام جمعه اعلام کرده این فرد از پایگاه قدرت و مالی برخوردار است.»

مطلع شدم کانون زنان حقوقدان سورا ( خراسان رضوی) اعلام کرده که داوطبانه می‌تواند وکالت زنانی که در ایرانشهر مورد آسیب واقع شده‌اند را به عهده بگیرد. این حمایت‌های حقوقی می‌تواند کمترین پشتیبانی از زنان آزار دیده در ایرانشهر باشد.

— طیبه سیاوشی (@TayebehSiavash) June 18, 2018

محمد بلوچ‌زهی از مدیران محلی در سیستان و بلوچستان در توییتر خود نوشته :«اکثر خانواده های قربانی تجاوز دختران خود را لکه ننگی می دانند بر دامان خویش. در مواردی مشابه برخی خانواده‌ها برای پاک کردن صورت مسئله اقدام به حذف فیزیکی قربانیان می‌کنند.»

اکثر خانواده های قربانی تجاوز دختران خود را لکه ننگی میدانند بر دامان خویش.
در مواردی مشابه برخی خانواده ها برای پاک کردن صورت مسئله اقدام به حذف فیزیکی قربانیان میکنند.
ما نگران وضعیت دختران معصومیم امیدوارم نهادهای متولی مشاوره های لازم را مد نظر قرار دهند.#دختران_ايرانشهر

— mohamad_balochzehi (@mohamad_balochz) June 17, 2018

مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی ، امام جمعه زاهدان در واکنش به این موضوع که ممکن است دخترانی که در ایرانشهر مورد تجاوز قرار گرفته‌اند به دلیل ترس از آبرو یا حاشیه‌های بعد از مطرح شدن این مساله پنهان‌کاری و از طرح شکایت امتناع کنند به خبرنگار ایلنا گفت: «این جنایت پیش آمده‌است و برای اینکه به این جنایت صحیح و درست رسیدگی شود، کسانی که مورد آزار و تجاوز قرار گرفته‌اند، باید حتما شکایت کنند و ترسی نداشته باشند.»

No responses yet

Jun 13 2018

نسرین ستوده، وکیل دادگستری بازداشت شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: رضا خندان، همسر نسرین ستوده، روز چهارشنبه ۲۳ خرداد در یادداشت کوتاهی در فیسبوک از بازداشت نسرین ستوده خبر داد. آقای خندان در باره علت بازداشت همسرش توضیحی نداده است.

نسرین ستوده، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر، پیش از ظهر روز چهارشنبه ۲۳ خرداد در منزل خود بازداشت و به زندان اوین منتقل شده است. همسرش رضا خندان حوالی ظهر به وقت تهران در فسیبوک نوشت: «ساعتی پیش نسرین در خانه بازداشت و به دادسرای اوین منتقل شد.»

رضا خندان در فیسبوک نوشته است: «من یک بار به بازجویان در اتاق بازجویی گفتم: «شما از کل کارهایی که یک حکومت باید برای کشورش انجام دهد؛ فقط یکی را بلدید؛ آن هم آدم گرفتن.»

درباره علت بازداشت خانم ستوده هنوز اطلاعی در دست نیست. پاییز سال ۹۶ خانم ستوده یک بار به دادسرای ناحیه ۲۳ تهران، مستقر در زندان اوین، احضار شده بود.

خانم ستوده در سال ۲۰۱۰ به اتهام “تبلیغ علیه نظام” به ۱۱ سال زندان محکوم شد. این حکم بعدا به شش سال تقلیل یافت. او در سال ۲۰۱۳ از زندان آزاد شد و در سال ۲۰۱۴ اجازه کار به عنوان وکیل دادگستری به وی بازپس داده شد.

No responses yet

Jun 12 2018

آملی لاریجانی از معرفی ۸۶۰ وکیل «مورد اعتماد» قوه قضاییه خبر داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: رئیس قوه قضائیه ایران از معرفی ۸۶۰ وکیل «مورد اعتماد» این قوه برای وکالت پرونده‌های سیاسی و امنیتی در همه استان‌ها خبر داد و اعتراض تعدادی از وکلا به معرفی این فهرست را «غیر وارد»، «کاملاً بی‌مبنا» و «سخیف» خواند.

صادق لاریجانی روز دوشنبه ۲۱ خرداد در عین حال گفت که قوه قضائیه نیز به تبصره ماده ۴۸ قانون جدید آیین دادرسی کیفری که این فهرست بر اساس آن معرفی شده است، انتقاد دارد و پیشنهاد اصلاح آن را به مجلس ارائه کرده است.

وی دلیل تصویب تبصره ماده ۴۸ قانون آیین دادرسی کیفری و معرفی وکلای «مورد اعتماد» قوه قضائیه برای پرونده‌های سیاسی و امنیتی را «مصالح عمومی» ذکر کرد.

رئیس قوه قضائیه همچنین بدون ذکر نام، اظهارات یکی از وکلا مبنی بر «جرم» بودن معرفی فهرست وکلای «مورد اعتماد» قوه قضائیه را «سخنانی سخیف» خواند.

در حالی که پیش از این اسامی ۲۰ نفر از این وکلا در استان تهران منتشر شده بود، آملی لاریجانی می‌گوید که بیش از ۸۶۰ وکیل در کشور تأیید شده‌اند و این فهرست «دائماً تکمیل و به روز می‌شود».

بر اساس تبصره ماده ۴۸ قانون جدید آیین دادرسی کیفری، در «جرایم علیه امنیت داخلی و خارجی کشور… در مرحله تحقیق مقدماتی، طرفین دعوی وکیل یا وکلای خود را از میان وکلای رسمی دادگستری که مورد تأیید رئیس قوه قضائیه باشند انتخاب می‌کنند».

بر اساس یک روال معمول در ایران که وکلا آن را «غیرقانونی» می‌خوانند، فعالان سیاسی و مدنی و دیگر افرادی که توسط وزارت اطلاعات، سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، حفاظت اطلاعات قوه قضائیه و دیگر نهادهای امنیتی بازداشت می‌شوند، در مدت بازداشت موقت و بازجویی به وکیل دسترسی ندارند.

برخی از وکلا از جمله نسرین ستوده و امیر رئیسیان اعلام کرده‌اند که قوه قضائیه این قانون را «به دادگاه‌های بدوی، دادگاه انقلاب و حتی دادگاه‌های تجدیدنظر تعمیم داده» و به برخی وکلا اعلام کرده که «مطلقاً حق پذیرش وکالت» در پرونده‌های سیاسی و امنیتی را ندارند.

با این حال رئیس قوه قضائیه ایران گفته که این فهرست تنها مربوط به تحقیق مقدماتی (بازجویی) است و در مراحل دادگاه متهمان می‌توانند از همه وکلا استفاده کنند.

بر اساس اصل ۳۵ قانون اساسی ایران، «در همه دادگاه‌ها طرفین دعوا حق دارند برای خود وکیل» انتخاب کنند.

با این حال بر اساس یک روال معمول در ایران که وکلا آن را «غیرقانونی» می‌خوانند، فعالان سیاسی و مدنی و دیگر افرادی که توسط وزارت اطلاعات، سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، حفاظت اطلاعات قوه قضائیه و دیگر نهادهای امنیتی بازداشت می‌شوند، در مدت بازداشت موقت و بازجویی به وکیل دسترسی ندارند.

اشکال یا انتقاد دیگری که به این فهرست وارد شده این است که تعدادی از وکلای معرفی شده در فهرست وکلای «مورد اعتماد» قوه قضائیه در تهران، پیش از این قاضی بوده و پس از بازنشستگی وکیل شده‌اند.

به گفته امیر رئیسیان، وکیل دادگستری، از فهرست وکلای اعلام شده در یکی از استان‌ها، «۷۰ درصد پیش از این سابقه مسئولیت قضایی داشته یا کارمند حقوقی نهادهای حاکمیتی بوده‌اند».

حسن تردست، از جمله وکلای مورد اعتماد قوه قضائیه، در دوره قضاوت خود در ۸۰۰ پرونده حکم قصاص صادر کرده که برخی از آن‌ها از جمله پرونده ریحانه جباری بحث‌برانگیز شده‌ است.

عبدالرضا محبتی یکی از دیگر وکلای این فهرست، سال ۸۸ نماینده سعید مرتضوی، دادستان وقت تهران، در دادگاه دسته جمعی فعالان سیاسی و بازداشت‌شدگان اعتراض‌ها به انتخابات بود.
با استفاده از گزارش‌‌های خبرگزاری ایرنا، سایت زیتون، فضای مجازی و رادیو فردا/ا.م/ ک.ر

No responses yet

Jun 08 2018

به گه خوری افتادن بسیجی اسید پاش پس از لو رفتن اطلاعاتش در شبکه های اجتماعی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

No responses yet

Jun 04 2018

اعتراض به فهرست «۲۰ نفره» مورد تایید قوه قضاییه ایران برای وکالت پرونده‌های سیاسی

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: یک وکیل دادگستری خبر داد که قوه قضائیه ضمن اعلام فهرست ۲۰ نفره وکلای «مورد اعتماد» این قوه برای وکالت پرونده‌های سیاسی و امنیتی در تهران، به برخی وکلا اعلام کرده که «مطلقا حق پذیرش وکالت» در این پرونده‌ها را ندارند.

در حالی که مقامات قوه قضائیه اعلام کرده‌اند، این فهرست تنها مربوط به «دوره تحقیقات مقدماتی (بازجویی)» است، برخی وکلا می‌گویند که دادگاه‌ها این فهرست را به همه مراحل دادگاه تعمیم داده‌اند.

امیر رئیسیان، وکیل دادگستری، روز یکشنبه ۱۳ خرداد در صفحه توئیتر خود نوشت که رئیس قوه قضائیه فهرست ۲۰ نفر از وکلای «مورد اعتماد» برای وکالت پرونده‌های سیاسی و امنیتی در تهران را اعلام کرده است.

به گفته آقای رئیسیان، انتخاب ۲۰ نفر از وکلا در حالی انجام شده که دو هزار وکیل عضو کانون وکلای دادگستری هستند.

این وکیل دادگستری همچنین خبر داد که به او و برخی از دیگر از وکلا، به صورت شفاهی اعلام شده که «مطلقا حق پذیرش وکالت در پرونده‌های سیاسی و امنیتی» را ندارند، چون نام‌شان در این فهرست ۲۰ نفره نیست.
دیدگاه نعمت احمدی، وکیل دادگستری، درباره لیست وکلای مورد تایید قوه قضاییه (شنیداری)

علی مجتهدزاده، وکیل دادگستری، نیز در اعتراض به این اقدام قوه قضائیه در صفحه توئیتر خود نوشت: «در خصوص عدالت و دادگاه‌های امنيتی حرف و حديث زياد بود و با اعلام ليست وکلای مورد تایید رئیس قوه قضاییه و حذف وکلای غير مورد تأييد حجت تمام شد. راستی نمی‌دانم در بی‌دادگاه‌های نظامی شاه و محاکمات نمايشی وکلای غير مورد تأييد حق شرکت در محاکم را داشته‌اند يا خير».

اعلام این فهرست ۲۰ نفره از وکلا، بر اساس ماده ۴۸ قانون جدید آیین دادرسی کیفری ایران انجام شده که از ابتدای تیرماه ۹۴ اجرایی شده است.

بر اساس این ماده،در «جرایم علیه امنیت داخلی و خارجی کشور …در مرحله تحقیق مقدماتی، طرفین دعوی وکیل یا وکلای خود را از میان وکلای رسمی دادگستری که مورد تایید رئیس قوه قضاییه باشند انتخاب می‌کنند».

کانون وکلای دادگستری ۲۸ فروردین‌ ۹۵ در نامه‌ای به رئیس قوه قضائیه خواستار حذف تبصره ماده ۴۸ از قانون جدید آیین دادرسی کیفری شده بود.‏

در همین حال مسعود احمدیان، وکیل دادگستری، روز یکشنبه در یادداشتی در خبرگزاری ایسنا، با اشاره به اعتراض حقوقدانان به این قانون پیشنهاد کرد که رئیس قوه قضائیه با معرفی همه وکلا به عنوان «وکلای مورد اعتماد» نقص موجود در این قانون را برطرف کند.

برخی از وکلا از جمله نسرین ستوده پیش از این اعلام کرده‌ بودند که قوه قضائیه این قانون را «به دادگاه‌های بدوی، دادگاه انقلاب و حتی دادگاه‌های تجدیدنظر تعمیم داده» است.

با این حال غلامحسین اسماعیلی، رئیس کل دادگستری استان تهران، گفته بود که انتخاب وکلای «مورد اعتماد قوه قضائیه» تنها برای مراحل تحقیقات مقدماتی است که در این مرحله پیش از این «اصلاً وکیل پذیرفته نمی‌شود».

آقای اسماعیلی تاکید کرده بود که «در مراحل رسیدگی به پرونده‌ها در دادسراها از زمانی که کیفرخواست صادر می‌شود محدودیتی وجود ندارد».

بر اساس یک روال، به گفته وکلا «غیر قانونی»، فعالان سیاسی و مدنی و دیگر افرادی که توسط وزارت اطلاعات، سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، حفاظت اطلاعات قوه قضائیه و دیگر نهادهای امنیتی بازداشت می‌شوند، در مدت بازداشت موقت و بازجویی به وکیل دسترسی ندارند.

نهادهای بین‌المللی و مدافع حقوق بشر نیز بارها قوه قضائیه ایران را به دادرسی غیرشفاف و ناعادلانه متهم کرده‌اند، انتقادی که البته از سوی مقام‌های قضایی جمهوری اسلامی رد می‌شود.
بر اساس گزارش خبرگزاری ایسنا، شبکه‌های مجازی، سایت زیتون و سایت رادیو فردا/ ا.م/ ک.ر

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .