اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'اجتماعی'

Jun 15 2015

فاجعه ملی در کمین آینده: مغز 800 هزار کودک ایرانی رشد نمی کند!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی

عصرایران: بعد از ارائه این کارت بانکی، هم به مادر کودک درباره نحوه تغذیه فرزندش آموزش داده می شود و هم مجدداً پایش رشد کودکان در خانه های بهداشت ادامه می یابد تا مشخص شود که واقعاً کارت خرید برای تغذیه فرزند به کار رفته است. نمودارهای رشد، نشان دهنده وضعیت تغذیه کودک و تفاوت آن با دوره قبل از کارت تغذیه است.
عصر ایران – آیا تا 20 سال آینده، یک چهارم جمعیت جوان ایران عقب ماندگی های ذهنی خواهند داشت؟ حتی فکر کردن به این موضوع هم دلهره آور است چه رسد به این که بدانیم این یک خطر واقعی است.

90 درصد رشد مغزی انسان ها، تا 6 سالگی آنها شکل می گیرد. بنابراین اگر رشد مغزی کودکی در این سنین تکامل نیابد، او تا آخر عمر، با ذهنی تکامل نیافته زندگی خواهد کرد.

این عقب ماندگی ذهنی، نه فقط زندگی شخصی او که کل جامعه را متأثر خواهد کرد: از زندگی خانوادگی و زناشویی و تربیت فرزندان گرفته تا آسیب های اقتصادی و بزه های اجتماعی.

علت این عقب ماندگی و رشد ناکامل مغزی نیز بسیار ساده است: “سوء تغذیه”.

یک خبر بد

خبر بد – و واقعاً بد – این است که حدود 800 هزار کودک زیر6 سال ایرانی از سوء تغذیه رنج می برند که حدود یک چهارم کل کودکان ایرانی در این سن هستند.

برآوردها حاکی از آن است که نیمی از این تعداد، بر اثر عواملی مانند بیماری و فقر فرهنگی درگیر سوء تغذیه اند و نیمی دیگر از این کودکان زیر 6 سال، فقط و فقط به این خاطر دچار سوء تغذیه و رشد ناکامل مغزی هستند که در خانواده های تهیدست به دنیا آمده اند.

روزها و ماه ها و سال های این کودکان در شرایطی سپری می شود که نرسیدن مواد غذایی لازم به وجود کودکانه شان، آنها را محکوم می کند که عمری را با مغزهایی تکامل نیافته به سر کنند.

این کودکان چگونه شناسایی می شوند؟

وزارت بهداشت، در تمام مناطق کشور شبکه بهداشتی گسترده ای دارد که همه روستاها را تحت پوشش خود قرار می دهد.
هر کودکی بعد از تولد، تحت پایش سلامتی قرار می گیرد و رشد قد و وزن و نیز واکسن های او در کارت پایش رشد ثبت می شود.

فاجعه ملی در کمین آینده: مغز 800 هزار کودک ایرانی رشد نمی کند!

کارشناسان بهداشت در سراسر کشور به ویژه در مناطق روستایی و محروم متوجه شده اند که تعداد قابل توجهی از کودکان، رشد متناسب با سن شان را ندارند. بررسی ها نشان داد که بسیاری از این کودکان زیر 6 سال در خانواده های مستمندی زندگی می کنند که قادر به رفع نیازهای غذایی کودکانشان نیستند.

این وضعیت باعث شد که سازمان ملل، ایران را در زمره کشورهایی بداند که دارای شیوع بالای سوء تغذیه در میان کودکان زیر 6 سال هستند.

در سال های گذشته، طرحی برای رفع سوء تغذیه کودکان زیر 6 سال در کشور اجرا شده است که طی آن، تنها 85 هزار کودک تحت پوشش قرار گرفتند. با این حال، گزارش بعدی سازمان ملل حاکی از بهبود نسبی در کشور و قرار گرفتن ایران در میان کشورهای با شیوع متوسط سوء تغذیه بود.

در این طرح، کارشناسان و پزشکان وزارت بهداشت کودکان درگیر سوء تغذیه را شناسایی و به کمیته امداد معرفی می کنند. کمیته امداد نیز بعد از بررسی وضعیت مالی خانواده ها، به سرپرستان این کودکان، کارت بانکی ویژه و کد داری می دهد که صرفاً برای خرید در فروشگاه های مواد غذایی محل اقامت تعریف شده اند. شبکه بانکی نیز در این پروژه دخیل است.

تا سال گذشته این رقم، ماهانه 60 هزار تومان بود ولی امسال قرار است به 70 هزار تومان برسد.

بعد از ارائه این کارت بانکی، هم به مادر کودک درباره نحوه تغذیه فرزندش آموزش داده می شود و هم مجدداً پایش رشد کودکان در خانه های بهداشت ادامه می یابد تا مشخص شود که واقعاً کارت خرید برای تغذیه فرزند به کار رفته است. نمودارهای رشد، نشان دهنده وضعیت تغذیه کودک و تفاوت آن با دوره قبل از کارت تغذیه است.

صدها هزار کودک باقی مانده اند!

همان طور که گفته شد، از میان 400 هزار کودک فقیر که دچار سوء تغذیه هستند، تنها 85 هزار نفرشان تحت پوشش اند. منابع مالی موجود نیز اجازه نمی دهد بقیه کودکان تحت پوشش قرار بگیرند و این در حالی است که آنها هر روز بزرگ تر و بزرگ تر می شوند و تنها فرصت تمام زندگی شان برای تکامل مغزی که تا 6 سالگی است، از دست می رود؛ زمان علیه آنهاست.

به علاوه باید درباره 400 هزار کودکی دیگر که نه به خاطر فقر مالی که عمدتاً به دلیل ناآگاهی خانواده ها ، درگیر سوء تغذیه هستند، فکری شود و آموزش های گسترده ای از طریق سیستم آموزشی، رسانه ها و شبکه بهداشت ارائه شود تا زندگی این کودکان معصوم نجات یابد.

چقدر پول لازم است؟

برای رفع سوء تغذیه هر کودک در طول یک سال ، فقط 840 هزار تومان نیاز است. با ضرب این رقم در عدد 400 هزار، به عدد 336 میلیارد تومان می رسیم. یعنی کافی است روزانه 920 میلیون تومان خرج شود تا 400 هزار کودک زیر 6 سال از سوء تغذیه و عدم رشد مغزی نجات یابند و متعاقب آن، جامعه آینده، از آثار منفی جمعیتی با ذهن های عقب مانده، رها شود.

کودکان فقیر ایران دچار سوء تغذیه اند. آینده ایران در خطر است. کسی متوجه این فاجعه هست؟!

No responses yet

Jun 15 2015

برداشتن اجباری چادر خانم ها در کنکور سراسری در یاسوج

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

صبح زاگرس: جمعی از داوطلبان خواهر کنکور رشته تجربی شهر یاسوج از برداشتن اجباری چادر خانم ها برای شرکت در جلسه کنکور سراسری خبردادند و از این اقدام غیرفرهنگی به شدت گلایه کردند.

به گزارش پیگاه خبری تحلیلی صبح زاگرس، صبح امروز امتحان کنکور سراسری سال 1394 رشته علوم تجربی در یاسوج همزمان با سراسر کشور برگزار شد.

خبرنگار صبح زاگرس در بررسی که از یکی از این مراکز امتحانی انجام داد متوجه برداشتن اجباری چادر خانم ها برای حضور در جلسه کنکور سراسری شد.

به گفته افراد حاضر در محل برگزاری آزمون واقع در شاهد 28 شهر یاسوج این اقدام برای اولین بار است که در کشور انجام گرفته است و نارضایتی های شدیدی را به همراه داشته است.

این در حالی است که داوطلبان زیادی چادر های خود را پشت درب امتحان گذاشتند و وارد جلسه شدند.

تصاویر چادر های پشت درب سالن امتحان کنکور سراسری تجربی در یاسوج را در زیر مشاهده نمایید.
مشاهده تصاویر

No responses yet

Jun 14 2015

بالا گرفتن بحث حضور زنان در ورزشگاه‌ها نزد محافظه‌کاران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: به موازات نامه صدها فعال مدنی در لزوم رفع موانع حضور زنان در ورزشگاه‌ها، جمعی از طلاب با ارسال نامه به خامنه‌ای از رفتن بانوان به استادیوم‌ها ابراز نگرانی کرده‌اند. فرمانده ناجا می‌گوید ممانعت‌ها وظیفه ذاتی این نیروست.

روزنامه جمهوری اسلامی می‌نویسد جمعی از طلاب حوزه‌های علمیه در نامه‌ای به آیت‌الله خامنه‌ای و مراجع تقلید، نسبت به حضور بانوان در ورزشگاه‌ها ابراز نگرانی کرده و خواستار ممانعت از این قبیل اقدامات شدند.

در این نامه از خامنه‌ای درخواست شده که هرگونه صلاح می‌داند جلوی “سیل بنیان‌کن تهاجم فرهنگی” را سد کرده و مانند همیشه، “مدافع شریعت ناب محمدی” باشد.

روز شنبه ۲۳ خرداد، فرمانده نیروی انتظامی اعلام کرد در موضوع ورود زنان به ورزشگاه‌ها طبق قانون اقدام می‌‌شود، هر چند ممکن است برخی خرده بگیرند. حسین اشتری گفت که اگر ممانعتی از حضور در کنسرت‌ها و ورزشگاه‌ها انجام می‌شود، بر اساس وظیفه ذاتی و شرعی ناجا است.

سردار اشتری در ملاقاتی که با آیت‌الله مکارم شیرازی در قم داشت، یادآوری کرد که پاسداری از ارزش‌ها وظیفه پلیس است. به گفته او، کارگروهی برای اجرای تدابیر رهبر انقلاب در ناجا راه‌اندازی شده که در آن از کارشناسان داخلی و خارجی و علما نیز استفاده شده است. اشتری در باره اهداف این کارگروه توضیحی نداده است.

مکارم شیرازی در روزهای گذشته گفته بود: «در شرایطی که به وحدت و اتحاد نیاز داریم، ضرورتی ندارد که زنان به ورزشگاه بروند که در این صورت میان مردم و دولت و نیروی انتظامی اختلاف ایجاد می‌شود.»

تظاهرات اعتراضی در تهران

ظهر روز جمعه ۲۲ خرداد، شماری از معترضان به حضور زنان در ورزشگاه‌ها، تظاهراتی اعتراضی در تهران برپا کردند.

تظاهرکنندگان پارچه‌‌نوشت‌هایی در دست داشتند که روی آنها از جمله نوشته شده بود: «ما انزجار خود را از حضور غیرشرعی زنان در ورزشگاه مسابقات مردان اعلام می‌داریم.». روی یکی از پلاکاردها نوشته بودند: «به وزارت کشور: این کار ممنوع و خلاف است و تخلف از آن سرپیچی محسوب می‌شود.»

این در حالی است که ۴۸۱ فعال مدنی در نامه‌ای خطاب به وزیر کشور، وزیر ورزش و فرمانده نیروی انتظامی نوشته بودند که اختصاص “یک جایگاه محدود برای اقلیتی از زنان” پاسخگوی مطالبه حضور زنان در ورزشگاه‌ها نیست.

این نامه پس از انتشار گزارش‌هایی از فراخوان “انصار حزب‌الله” برای رویارویی با حضور زنان در مسابقه والیبال ایران و آمریکا نوشته شده است.

بیشتر بخوانید: درهای سالن‌های ورزشی ایران به روی زنان باز خواهد شد

شهیندخت مولاوردی، معاون حسن روحانی در امور زنان و خانواده، روز ۱۱ خرداد گفته بود صورتجلسه ورود زنان به سالن‌های والیبال از سوی نمایندگان نیروی انتظامی، وزارت کشور و وزارت ورزش امضا شده ودر انتظار ابلاغ وزیر ورزش و جوانان است.

پس از سخنان مولاوردی، خبرگزاری ایرنا تصویری از اطلاعیه گروه انصار حزب‌الله منتشر کرد که در آن از مردم خواسته شده بود برای مبارزه با “فحشای زنان هرزه در جامعه به ویژه در ورزشگاه‌ها” در روز مسابقه والیبال ایران و ا‌مریکا (روز ۲۹ خرداد) در برابر ورزشگاه ۱۲ هزارنفری آزادی جمع شوند.

دعوت به “حضور خونین” امت حزب‌الله

در فراخوان “انصار حزب‌الله و اساتید و طلاب حوزه علمیه ایروانی” آمده بود: «منتظر حضور خونین امت حزب‌الله در ۲۹ خرداد ۹۴ مصادف با دوم رمضان در ورزشگاه آزادی جهت مقابله و رویارویی با حضور زنان و نهی از منکر مسئولین وزارت ارشاد هستیم.»

نشریه “یالثارات الحسین”٬ ارگان انصار حزب‌الله نیز پیشتر با اشاره به تاریخ ۲۹ خرداد و احتمال ابلاغ مجوز حضور زنان در ورزشگاه‌ها هشدار داده بود اگر مسئولین از این “راه باطل” برنگردند، شاهد “یک روز تاریخی دیگر در تقویم حزب‌الله” خواهند بود.

سخنگوی دولت گفته است اجازه برگزاری تجمع در این باره را نمی‌دهد. روحانی در نشست مطبوعاتی خود در روز شنبه ۲۳ خرداد اشاره‌ای نیز به موضوع زنان داشت و گفت: «وقتی خانم‌ها می‌خواهند رای بدهند همه خم می‌شویم و احترام می‌گذاریم و می‌‌گوییم فرصت برابر وجود دارد اما از انتخابات که می‌گذریم انگار رای و عقیده ما عوض می‌شود.»

رئیس جمهور ایران اضافه کرد که زنان در راه‌پیمایی‌ها و مراسم پیشتازند و دولت باید “حق نشاط و شادی در چارچوب موازین دینی” را برای همه محترم بشناسد.

No responses yet

Jun 12 2015

جشنواره آیینه‌دار؛ موسیقی نواحی ایران و رد کردن مرزهای هشدار

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,هنر

بی‌بی‌سی: امیر رستاق روزنامه نگار عرصه فرهنگ و هنر

دومین جشنواره موسیقی آیینه دار با معرفی برگزیدگان و وعده ایجاد صندوقی برای حمایت از هنرمندان پیشکسوت موسیقی نواحی ایران سه شنبه شب در تالار وحدت به کار خود پایان داد.

این جشنواره به مدت چهار روز و با حضور ۱۲۰ نوازنده و خنیاگر از سه استان هرمزگان، بوشهر و خوزستان در تهران برگزار شد. انتخاب موسیقی منطقه جنوب که ظرفیت های بالایی در جلب و جذب مخاطب دارد و چه موسیقی سوگ و چه موسیقی سرور آن از ساختاری بکر و دست نخورده تر نسبت به موسیقی سایر نواحی برخوردار است به این جشنواره ویژگی خاصی داده بود.

از جمله اجراهای منحصر به فرد این جشنواره می توان به اجرای مراسم زار منطقه اروندکنار اشاره کرد که توسط “ماماجواد یا ماما کاظمیه” از ماما زارهای معروف منطقه خوزستان و گروهی از نوازندگان سازهای کوبه ای و نجواگران بر صحنه رفت.

حضور محمدرضا درویشی، آهنگساز و موزیسینی که در سه دهه گذشته نامش با برنامه های مختلف موسیقی نواحی ایران پیوند خورده است از جمله نقاط قوت این فستیوال به شمار می آمد. جشنواره ای که دومین دوره آن نیز با حمایت بخش خصوصی و خارج از چارچوب های اداری و دولتی در تالار رودکی برگزار شده است.

محمدرضا درویشی که دبیر هنری این جشنواره را بر عهده دارد در ربع قرن گذشته دبیری برنامه های بزرگی در حوزه موسیقی نواحی ایران را عهده دار بوده که از جمله آن می توان به دبیری پنج دوره جشنواره موسیقی نواحی کرمان (با حمایت وزارت ارشاد)، دبیری جشنواره های موسیقی آیینه و آواز، حماسی و موسیقی آوازی (با حمایت حوزه هنری در دوره ریاست محمدعلی زم بر این نهاد)، اشاره کرد.

حضور و پژوهش های میدانی او در موسیقی مناطق ایران و آشنایی با سرشاخه های اصلی موسیقی هر منطقه و نغمه خوانان و خنیاگران و نوازندگان آن، او را به مرجعی مطمئن و کمیاب در این زمینه تبدیل کرده است.

آقای درویشی در مراسم افتتاحیه این جشنواره به انتقاد از بی اعتنایی دولت به موسیقی نواحی پرداخت و گفت: “مسئولان ارشاد قید موسیقی نواحی ایران را زده‌اند و در جشنواره‌ فجر هم صرفا یکی یا دو اجرای نواحی را می‌گنجانند.”

در مقابل اما علی مرادخانی که در اختتامیه این مراسم حضور یافته بود “از برگزاری جشنواره موسیقی نواحی ایران در کرمان” خبر داد و همچنین به “اعزام گروه های موسیقی نواحی به کشورهای دیگر در قالب هفته های فرهنگی”اشاره کرد.
از طرح تکریم تا صندوق حمایت از هنرمندان پیشکسوت

پیش از این نیز دولت در حمایت از هنرمندان موسیقی نواحی ایران طرح تکریم را در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی به اجرا گذاشت که به هنرمندان بالای ۶۰ سال حقوق ماهانه ثابتی پرداخت و امورات بیمه ای آنها نیز انجام می شد.

در چند سال اخیر نیز صندوق حمایت از هنرمندان پیش‌کسوت شکل گرفت، اما مشکل این است که این حمایت ها عمدتا نصیب هنرمندان شهری می شود و هنرمندان موسیقی نواحی تقریبا از این گونه حمایت ها کمتر نصیبی می برند.

در این میان طرح ایجاد “صندوق حمایت از پیشکسوتان موسیقی نواحی” می تواند با تمرکز ویژه بر حمایت از پیشکسوتان این شاخه، بر تقویت معیشت و سلامت آنها تاثیر بگذارد، چرا که برخی از نام آوران این شاخه موسیقایی در سنین کهنسالی در فقر با بیماری های مختلف این سنین دست و پنجه نرم می کنند.

احسان رسول اف که ریاست و حمایت مالی جشنواره بر عهده اوست در مراسم اختتامیه به تاسیس این صندوق اشاره و ابراز امیدواری کرد “با دریافت مجوزهای قانونی و هموار کردن مسیر اداری توسط مسوولان هر چه زودتر به مرحله اجرایی برسد.”

حضور این هنرمندان در مناطق روستایی و زندگی توام با فقر و مسکنت و معیشت بسیار پایین آنها سبب شده است تا عمر متوسط آنان نیز ده تا ۱۵ سال کمتر از هنرمندان پیشکسوت شهری باشد. برخی از این هنرمندان به دلیل داشتن شغل های پایین امکان حضور در جشنواره را هم پیدا نمی کنند. چنانکه علی مغاره ای ( دبیر اجرایی جشنواره) در مراسم افتتاحیه گفت که دو نوازنده منطقه جنوب که یکی رفتگر است و دیگری از دریا ماهی می گیرد به جشنواره نیامدند، چرا که امکان داشت شغلشان را از دست بدهند. حتی دو روزی قبل از اجرای جشنواره یکی از چهره های نامدار موسیقی جنوب (غلام مارگیری) که یک دهه قبل در جشنواره موسیقی مقدس آلمان با اجرای خود حیرت کارشناسان خارجی را برانگیخته بود، درگذشت تا روند مرگ و میر و نشیب این گونه موسیقایی شتاب افزونتری به خود بگیرد.

بر اساس اعلام دبیر اجرایی این فستیوال در سال گذشته ۱۵ تن از هنرمندان شاخص موسیقی نواحی درگذشته اند.
مراسم پایانی جشنواره
لغو ادره کل نغمات آیینی صدا و سیما

“لغو اداره کل نغمات آیینی صدا و سیما و سپردن مسئولیت آن به بسیج این سازمان و بلاتکلیفی همایش سیزدهم پیرغلامان “نیز از دیگر رخدادهایی است که به نوشته خبرگزاری مهر اخیرا رخ داده است. آیینی که به نوعی می توان آن را در شاخه نغمه های سوگ و عزاداری این گونه موسیقایی گنجاند که بخشی مهم از رپرتوار موسیقی نواحی ایران به شمار می رود.

پیش از این “جشنواره ذکر و ذاکرین”با محوریت نغمه های مرتبط با پیامبر اسلام و امامان شیعه و با تاکید بر نغمات و اشعار مرتبط با این موضوع در نواحی مختلف ایران برگزار می شد.

این جشنواره نیز عملا در سال های اخیر به رخوت و رکود دچار و برگزاری آن با وقفه های بسیار روبرو شده است. وقفه ای ۵ ساله در دولت آقای احمدی نژاد و نیز عدم اطلاع رسانی مناسب درباره چرایی عدم برگزاری آن در این سال ها نیز از دیگر مسائلی است که گریبانگیر موسیقی مناطق ایران شده است.

علاوه بر آن در گذشته طرح هایی برای حفظ و ارتقای موسیقی نواحی ارائه شد که عملا به مراحل اجرایی نرسید. از جمله این طرح ها برگزاری یا برپایی اماکنی خاص برای حفظ و ارائه این گونه موسیقایی و یا کلاس ها و آموزشگاه های خاص سازها و آوازهای موسیقی نواحی ایران بود. در فرآیندی ۳۰ ساله برخی از سازها همانند دف، دوتار خراسانی، تنبور منطقه کرمانشاهان و چند ساز دیگر به دلیل اقبال عمومی توانستند به محیط های شهری راه یابند و طرفدارانی پیدا و حتی در ارکسترها به کار گرفته شوند، اما ساختار کلاسیک این سازها و نغمه های آن به دلیل ترکیب با تکنیک های نوازندگی شهری عملا بر هم خورده است.

با چنین روند شتابناک تنها می توان امیدوار بود که فرآیند فرسودگی و از بین رفتن این افراد و نغمه ها با برگزاری برنامه هایی از این دست به تاخیر افتد، اگرچه می توان با ثبت و ضبط اصل این نغمه ها به ماندگاری آن برای نسل های بعدی امیدوار بود.

در دومین جشنواره آیینه دار از خنیاگران و نوازندگان زیر تقدیر شد:

شیخ ابولی؛ خیام خوان بوشهری

رجب سپهری؛ پیشکسوت نوازندگی نی جفتی بوشهر

خالو قنبر راستگو؛ استاد نی جفتی منطقه هرمزگان

عبدالرسول غریبی؛ نماینده گروه نیمه بوشهر

احمد علی شرفی نوازنده سازهای بادی و نی انبان بوشهر

بابا عیسی قادری بابازار بزرگ منطقه قشم

باباسِگرمعروف به ابورشاد از بابازارهای منطقه بندر لنگه

کرامت قنبری شروه خوان بوشهری

محمد وطن خواه آوازخوان گروه بندر کنگ

عاشور چنانی نوازنده سازهای گِلِن و ربابه از خوزستان

مجید پاکدل نوازنده نی جفتی بوشهری

عبدالکریم پاک سیرت موسیقیدان منطقه شوشتر و دزفول

ماما کاظمیه مامازار منطقه خوزستان

حیدر نوایی لوطی صاحب نام شهر میناب

ابراهیم شریف زاده نوازنده صاحب نام موسیقی خراسان

No responses yet

Jun 12 2015

زاری «ماما زار» اروندکنار در تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر,هنر

عصرایران: «ماما زار» می‌آید و با ختم صلواتی، چند دقیقه سکوت می‌کند. سازهای کوبه‌ای شروع به نواختن می‌کنند و نیایش «ماما زار» از همین‌جا آغاز می‌شود.

به گزارش ایسنا، فستیوال موسیقی «آیینه‌دار» در نخستین شب برگزاری با اجرای مراسم زار اروندکنار همراه شد. مراسمی که در جنوب ایران اهمیت زیادی دارد. این مراسم که مربوط به مردم ساکن در کناره‌ی خلیج فارس است، معمولا توسط «ماما زار» یا «بابا زار» اجرا می‌شود.

«ماما زار» خوزستان هم شامگاه 16 خردادماه به تهران آمد تا این مراسم را به‌صورت سمبلیک اجرا کند. البته مجری برنامه اعلام کرد که «ماما زار» دچار خستگی ناشی از درمان بیماران در شهر خودش است، اما قول یک اجرای ویژه را داده است.

به او «ماما جواد» یا «ماما کاظمیه» هم می‌گویند. آیین زار در واقع درمان برخی بیماری‌ها به وسیله‌ی موسیقی است. «ماما زار» خیلی آرام روی صحنه‌ی تالار رودکی نشست و صلواتی ختم کرد. پس از چند دقیقه سکوت، نوازندگان کوبه‌ای همراهش اجرا را آغاز کردند و این مقدمه‌ای برای نجواها و نیایش‌های او بود تا این آیین قدیمی و پر اهمیت جنوب کشور را به‌ جای آورد.

اجرای او خیلی از حاضران در تالار رودکی را تحت تأثیر قرار داد.

اجرای سنج و دمام بوشهر نیز بخش دیگری از برنامه‌های نخستین شب «آیینه‌دار» بود که با سرپرستی احمدعلی شریفی همراه شد؛ اما شروه‌خوانی که در موسیقی جنوب بسیار اهمیت دارد، به سرپرستی کرامت قنبری‌نژاد اجرا شد. شروه یک نغمه‌ی غمگین است که با مثنوی‌خوانی آغاز می‌شود.

در نهایت، اجرای حفله‌ عربی، علوانیه با ربابه و گلن و اجرای ریف عربی اهواز نخستین شب جشنواره‌ی «آیینه‌دار» را تکمیل کرد.

No responses yet

Jun 10 2015

پاسخ نماینده پارلمان اروپا به منتقدان نحوه پوشش‌اش در تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,روابط بین‌المللی,سیاسی

دویچه‌وله: ماریچه اسخاکه، نماینده پارلمان اروپا، در پاسخ به انتقادات از نحوه پوشش‌اش پاسخ داد: «نوع لباس پوشیدن تنها اختلاف ما با ایران نیست.» او از برانگیختن بحث در مورد زنان و نوع پوشش‌‌شان در ایران ابراز خرسندی کرده است.
ماریچه اسخاکه از مقامات ایرانی پرسیده چرا اجازه نمی‌دهند مردم خودشان برای پوشش‌شان تصمیم بگیرند

ماریچه اسخاکه، نماینده پارلمان اروپا، به انتقاداتی که رسانه‌ها و شماری از چهره‌های محافظه‌کار ایرانی در مورد نحوه پوشش وی در یک دیدار رسمی بیان کرده بودند، پاسخ داد.

این سیاستمدار هلندی که همراه با هیئتی از پارلمان اروپا به سرپرستی المار بروک، رئیس کمیسیون روابط خارجی پارلمان اروپا به تهران سفر کرده، در پیامی توئیتری نوشت: «نوع لباس پوشیدن، تنها اختلاف ما با آنها نیست.»

خانم اسخاکه در ادامه این توئیت از مقامات ایرانی این پرسش را مطرح کرده که چرا اجازه نمی‌دهند مردم خودشان تصمیم بگیرند.
خانم اسخاکه در روز دوم اقامتش در تهران

خانم اسخاکه در روز دوم اقامتش در تهران

او چند ساعت بعد پیام دیگری را همراه با تصویری از صفحه اول روزنامه “هفت صبح” در این شبکه اجتماعی منتشر کرد که در آن از دریافت پیام‌های حمایت‌آمیز خبر داده بود.

روزنامه یاد شده روز دوشنبه (۱۸ خرداد/ ۸ ژوئن) مقاله‌ای را با تیتر “دردسرهای این خانم هلندی” در صفحه اول خود چاپ کرد. تصویر این مقاله عکسی از ماریچه اسخاکه همراه با دیگر اعضای هیئت پارلمان اروپا به هنگام دیدار با علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی، است؛ دیداری که نوع پوشش خانم اسخاکه آن را به موضوعی بحث‌برانگیز تبدیل کرد.

ماریچه اسخاکه در توئیت خود نوشت: «همچنین پیام‌های حمایت‌آمیز زیاد (دریافت کردم). خوشحالم که بحث غافلگیرکننده در مورد زنان، نحوه پوشش و احترام را برانگیختم.»

پوشش متفاوت روز دوم

در تصاویری که رسانه‌های داخلی از دیدار هیئت پارلمان اروپا با محمد جواد ظریف، وزیر خارجه ایران، در روز دوشنبه (۱۸ خرداد) منتشر کرده‌اند، خانم اسخاکه با پوششی متفاوت دیده می‌شود. وی در دومین روز اقامتش در تهران دامن و پیراهنی بلند به تن دارد و شالی سفیدرنگ نیز بر سر کرده است.

پیش از این حسین شیخ‌الاسلام، مشاور بین‌الملل علی لاریجانی، در دفاع از نحوه پوشش این سیاستمدار هلندی گفته بود که حجاب “نامناسب” وی “عامدانه و از سر شیطنت نبوده است.” او تقصیر را متوجه مسئولان امر دانسته بود که در تفهیم موضوع رعایت حجاب کامل در دیدارها “کوتاهی” کرده‌اند.
نوع پوشش خانم اسخاکه در دیدار با علی لاریجانی به موضوعی بحث‌برانگیز تبدیل شد

نوع پوشش خانم اسخاکه در دیدار با علی لاریجانی به موضوعی بحث‌برانگیز تبدیل شد

ماریچه اسخاکه یکی از منتقدان وضعیت حقوق بشر در ایران است و پیش از این نیز به ایران سفر داشته است. او از جمله نمایندگان هیئت پارلمان اروپا بود که در سال ۲۰۱۳ با نسرین ستوده و جعفر پناهی در تهران دیدار کرد.

سایت‌های اصولگرا پوشش خانم اسخاکه را “تنزل استانداردهای حجاب” توصیف کردند.

سایت “جهان نیوز” نیز در همین رابطه مقاله‌ای با عنوان “دیپلمات‌های ساپورت‌پوش که آداب دیپلماتیک نمی‌دانند” منتشر کرد.

مهدی کوچک‌زاده، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی، با به اشتراک گذاشتن عکسی از ماریچه اسخاکه در شبکه اجتماعی اینستاگرام، لباس وی را “مناسب پارتی و رقص شبانه” خوانده و از علی لاریجانی و علا‌ءالدین بروجردی به دلیل لغو نکردن این دیدار پس از مشاهده پوشش خانم اسخاکه به شدت انتقاد کرد.

حاشیه‌های یک سفر کوتاه

سفر هیئت پارلمان اروپا به تهران البته حاشیه دیگری هم به جز نحوه پوشش داشته است. بعد از ظهر روز یکشنبه (۱۷ خرداد) نشست مطبوعاتی این هیئت که قرار بود با خبرنگاران خارجی برگزار شود، از سوی نیروهای امنیتی و انتظامی لغو شد.

المار بروک در مصاحبه‌ای تلفنی به خبرگزاری فرانسه گفت، این اقدام رفتارهای پیشین تهران را به یاد می‌آورد. او اضافه کرد: «اتفاقی که روی داد گرچه خوشایند نیست اما سفر هیات را خراب نمی‌کند.»

با این همه آقای بروک در واکنش به این پیشامد، حاضر به مصاحبه با خبرنگاران شبکه دولتی و انگلیسی‌زبان “پرس تی‌وی” نشد.

سفر هیئت پارلمانی اروپا به ایران برای نخستین بار پس از سال ۲۰۱۳ صورت می‌گیرد.

No responses yet

Jun 09 2015

فراخوانی به نام امام(ره)، به کام خودسرها/ خودسر ها در عمل به وصیت امام(ره) ، شرف خود را هم فروختند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

تصمیم: بانوانی که بسیار راحت در این متن با واژه ى “فحشای زنان هرزه” روبرو شده اند بخش ديگر از اطلاعيه ى غير شرعى انصار حزب الله است. و نكته مهم اين است كه ما در كدام بخش از بند ميم وصيت نامه امام(ره) توهين به بانوان ولو حرمت شكن مسائل دينى را داريم؟ تصمیم نیوز، بار دیگر فراخوان، تجمع و اردوکشی خیابانی! این بار با توسل به سخنان امام(ره)! گروه انصارحزب الله با حمایت حوزه علمیه آیت الله ایروانی، طی فراخوانی برای جلوگیری از حضور بانوان در ورزشگاه ها فراخوانی صادر کرده است، فراخوانی که بند بند متن قابل تامل است! اول از همه باید یک سوال را مد نظر قرار داد، این تجمع هایی که عموما به نام بچه های حزب اللهی برقرار می شود که قاعدتا همه شان هم بدون کسب مجوز از مراجع قانونی می باشد، از کجا و از کدام بنگاه سیاسی آب می خورد؟ چرا چنین سوالی را کردیم؟ به دلیل آن که گروه انصارحزب الله که به تندروى مشهور است ، متاسفانه به نام قشر حزب اللهی و مطیع رهبری خود را معرفى مى کند و سوابق خوبی در کارنامه خود ندارند. اما این گروه معمولا بانی چنین تجمعاتی می شوند که اکثرشان بدون مجوز قانونی بوده و در آخر هم به درگیری و ضرب و جرح می رسد و هزینه سنگینى را براى وجهه نظام مقدس جمهورى اسلامى ایجاد مى کند. همگان مى دانند وصیت نامه امام (ره) یک وصیت سیاسى الهى و راهواره ماست اما حضرت امام(ره) همیشه و در همه اعصار و حتى در وصیت نامه خود ، کسب تکلیف از ولى فقیه زمان را وظیفه ملت هاى مسلمان مى داند. بنا براین این گروه تندرو و تندروهایى همچون آنها که بند میم وصیت نامه امام(ره) را وسیله توجیه خودسرى هاى خود قرار داده اند عملاً به این بخش از وصیت نامه امام خمینى(ره) که مى فرمایند گوش به فرمان ولى فقیه زمان باشید را کنار گذاشته و به تندروى ها ادامه مى دهند و کمترین توجه را به جایگاه والاى ولى فقیه و قاضى شرع که منصوب ایشان است مى کنند. حال بدون پرداختن به صدمات گذشته فقط نگاهی به متن این فراخوان تجمع میندازیم. در ابتدای متن فراخوان به طور واضح اقدام به تهدید کرده اند. “حضور خونین”! اما آیا بند میم وصیت امام(ره) دعوت به حضور خونین و مقابله با چنین افرادى را دارد؟ آیا امام خمینى(ره) همان فردى نبود که به مخالفت با آتش زدن سینما رکس آبادان پرداخت و حضور خونین را محکوم نمود؟ بانوانی که بسیار راحت در این متن با واژه ى “فحشای زنان هرزه” روبرو شده اند بخش دیگر از اطلاعیه ى غیر شرعى انصار حزب الله است. و نکته مهم این است که ما در کدام بخش از بند میم وصیت نامه امام(ره) توهین به بانوان ولو حرمت شکن مسائل دینى را داریم؟ photo_2015-06-08_15-12-59 آیا بند میم امام(ره) به این جماعت خودسر اجازه داده است که اینگونه وجهه انقلاب و اسلام را خدشه دار کنند؟ کدام مرجع قانونی به این ها اجازه می دهد به اسم نظام و رهبری اینطور رفتارهای زشت و شنیع را انجام بدهند؟ آیا در تجمعات قبلی انصارحزب الله که بارها برای بهانه های مختلف راهی خیابان ها شدند، نتیجه درست و قابل توجهی کسب شده است؟ تجمع برای اکران فیلم های ضد ارزشی همچون “گشت ارشاد و …”، تجمع برای برخی سفارت خانه ها، تجمع برای وزارت ارشاد، تجمع برای حجاب و صدها تجمع دیگر که عاقبت تک تک این اردوکشی ها چیزی جز درگیری و دستگیری عده ای جوان حزب اللهی گمراه شده که در مسیر بازی مسئولین این جماعت خودسر حرکت کرده اند حاصل نشد و تنها وجهه نظام اسلامى ما را خراب نمود. آخر چه شد؟ فیلم های اکران شده به روی پرده های سینما ارزشی تر شد؟ حجاب بانوان ما اسلامی تر شد؟ کجا گفته اند با تهدید و اقدام خودسرانه می توان کار مفید کرد؟ وزارت ورزش خواب است، وزارت ارشاد خواب است، مسئولین مربوطه برای این امر که متاسفانه بانوان را به طور عجیب و بحث برانگیزی اجازه ورود داده اند، خواب تشریف دارند. اما آن بصیرتی که رهبر انقلاب به طور مکرر تاکید کرد اند این است که شما خودسر با تهدید و زور بخواهید چیزی را درست نمایید؟ انقلاب کم ضربه نخورده است از افراطی ها، شاید بار دیگر باید منتظر حملات ناجوانمردانه به انقلاب و امام خامنه اى از سوی دوست و دشمن به خاطر حرکات خودسر ها باشیم.

No responses yet

Jun 05 2015

رفع تحریم ها برای ایران سازنده نیست؛ با این کار کالاهای لوکس وارد کشور می شود / دیگر جایی برای بگو بخند و راه رفتن با دشمنان باقی نمانده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,بحران هسته‌ای,تحریم,سیاسی,ملای حیله‌گر

انتخاب: حریم‌ها نیز یک نعمت برای ما محسوب می‌شود، متأسفانه رفع تحریم ها نه تنها سازنده نیست بلکه موجب افزایش اسراف و اشرافی گری و ورود اجناس و کالاهای لوکس به داخل کشور می شود.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب :
رفع تحریم ها برای ایران سازنده نیست؛ با این کار کالاهای لوکس وارد کشور می شود / دیگر جایی برای بگو بخند و راه رفتن با دشمنان باقی نمانده است

حجت‌الاسلام صدیقی با بیان این‌که با اجرای فرامین رهبری در برابر دشمنان مصون می‌مانیم، گفت: کینه توزی ها و دشمنی‌های مستکبران جایی برای سازش، بگو بخند و راه رفتن و برگزاری جلسات خصوصی نمی‌گذارد.

به گزارش «انتخاب»، حجت‌الاسلام والمسلمین کاظم صدیقی امام جمعه موقت تهران، ظهر روز گذشته در مراسم گرامیداشت سالگرد رحلت امام خمینی و قیام خونین 15 خرداد در مسجد سید اصفهان گفت: امام خمینی تأکید داشتند که باید ولایت فقیه جایگزین سلطنت شود تا مسائل کشور در همه زمینه‌ها در دست عالمی قرار بگیرد که شهامت، شجاعت، عدالت، مدیریت و حکمت دارد و این به علت این است که چنین شخصیتی بازدارنده است و مانع دست درازی به کشور خواهد شد و به دنبال قدرت نخواهد بود.

وی پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام اسلامی را معجزه دانست و ابراز کرد: نظام اسلامی ما مبتنی بر مردم سالاری دینی، حکومت بر دل‌ها و بسیج مردم برای تأسیس حکومت بوده است، در تاریخ به غیر از حکومت دینی نبی اکرم، حضرت سلیمان و حکومت 4 ساله امام علی (ع) دیگر چنین حکومتی مستقر نبوده است.

امام جمعه موقت تهران خاطر نشان کرد: نباید عده ای بگویند چون رهبری حاضر هستند کسی نمی‌تواند دست درازی به انقلاب اسلامی و حکومت پیدا کند، مگر رهبری بالاتر از امام علی هستند که چنین مسائلی مطرح می‌شود، اگر ما بصیر و هشیار نباشیم دچار مشکل خواهیم شد.

حجت‌الاسلام صدیقی با اشاره به نقش مؤثر مردم در عرصه های مختلف و اهمیت حضور مردم در صحنه تصریح کرد: اگر مردم در صحنه نباشند ممکن است مسائلی که خلاف عزت و اقتدار کشور و نظام است بر ما تحمیل شود، در زمان خلافت امام علی (ع) ایشان را در اوج قدرت مورد ظلم قرار دادند و مسائلی خلاف صلاح امت اسلامی را به ایشان تحمیل کردند، امروزه در مذاکرات خطوط قرمز رهبری عملی شده است؟ آیا پروتکل الحاقی و بازرسی‌ها با مبانی اسلام، قرآن و عظمت شهدای ما سازگاری دارد؟ آیا بازرسی از مراکز نظامی با مبانی ما و نظام اسلامی هم خوانی دارد؟

وی انقلاب اسلامی را رهایی بخش و نجات دهنده کشور از اسارت توصیف کرد و گفت: شکسته شدن تحریم‌های بیرونی و ایجاد تحریم‌های داخلی ذلت بیشتری برای کشور دارد، جنگ برای ما یک نعمت بود و تحریم‌ها نیز یک نعمت برای ما محسوب می‌شود، متأسفانه رفع تحریم ها نه تنها سازنده نیست بلکه موجب افزایش اسراف و اشرافی گری و ورود اجناس و کالاهای لوکس به داخل کشور می شود.

No responses yet

Jun 05 2015

ایرانیان روزانه «۹ ساعت» از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

رادیوفردا: مشاور وزیر ورزش و جوانان ایران می‌گوید که میانگین استفاده ایرانیان از شبکه‌های اجتماعی ۹ ساعت در روز است و در این میان رسانه فیس‌بوک، اکثریت مردم کشور را درگیر خود کرده است.

به گزارش خبرگزاری‌های ایسنا و تسنیم، محمدرضا رستمی روز پنج‌شنبه ۱۴ خرداد با اشاره به رویکرد گسترده ایرانیان از شبکه‌های اجتماعی در اینترنت گفت: «ما با یک فضا مواجهیم که موقعیت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و هنری قابل توجهی را به خود اختصاص داده و این مسئله را نباید شوخی گرفت».

به گفته او، «سه پنجم ایرانی‌ها» از فیس‌بوک استفاده می‌کنند و وقت قابل توجهی را پای این شبکه اجتماعی می‌گذارند. در عین حال که مجموعه شبکه‌های اجتماعی «روزانه ۹ ساعت» از وقت ایرانی‌ها را به طور میانگین مصروف خود می‌کند.

این آمار در حالی ارائه می‌شود که شبکه‌های اجتماعی فیس‌بوک و توییتر در ایران فیلتر هستند و کاربران داخل کشور ناگزیرند که برای ورود به این شبکه‌ها از فیلترشکن و نرم‌افزارهای دور زدن فیلترینگ استفاده کنند.

مشاور وزیر ورزش و جوانان نیز عنوان می‌کند که اکنون در ایران «شاهد غلبه رسانه‌های اجتماعی بر تمامی رسانه‌ها هستیم».

به گفته او، استفاده از رسانه‌های اجتماعی در ایران «روزافزون» است، اما علی‌رغم این امر هنوز «هیچ‌گونه مطالعه‌ای در زمینه اعتیاد رسانه‌ای، مصرف رسانه‌ای جامعه ایران و سواد رسانه‌ای آنان» صورت نگرفته است.

بر اساس آماری که مشاور وزیر ورزش و جوانان ایران ارائه داده ۳۳٫۲ درصد ایرانی‌ها هر روز و ۲۵ درصد آنان نیز هفته‌ای یک بار از اینترنت استفاده می‌کنند.

این گزارش اشاره‌ای به استفاده ایرانیان از دیگر رسانه‌ها نیز دارد و از جمله عنوان می‌کند که تا پایان سال ۱۳۹۲ میزان تماشای تلویزیون در ایران به طور روزانه ۶۶٫۵ درصد بوده و میزان تماشای برنامه‌های ماهواره هم ۳۱٫۴ درصد بوده است.

آقای رستمی در نهایت با مقایسه میزان اقبال برنامه‌های تلویزیون ایران و ماهواره‌ها در میان جامعه ایرانی گفته که «این به معنای جابه‌جایی تدریجی از رسانه داخلی به خارجی است».

No responses yet

Jun 03 2015

گفتگوی حجت الاسلام زائری با مسیح علی نژاد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

حجت الاسلام محمدرضا زائری: من مسیح علی نژاد روزنامه‌نگار هستم و چند بار دیگر هم با شما تماس گرفتم برای مصاحبه ، که موافقت نکردید ولی گفتم دوباره تماس بگیرم. اگر موافق باشید صدای شما را هم ضبط می‌کنم و مصاحبه را شروع می‌کنم.

قبل از اینکه سؤال بفرمایید من دو نکته عرض بکنم. نکته‌ی اول درواقع پیش فرضم این است که با شما به‌عنوان یک شخص دارم گفتگو می‌کنم نه با یک نشریه یا رسانه یا پایگاه خبری.

من گفتگوی شما را در وب‌سایت شخصی خودم منتشر می‌کنم(به هر حال چون من خبرنگار آزاد هستم) به شما قول می‌دهم که گفتگوی شما عیناً در وب‌سایتم منتشر شود. حالا ممکن است بعد از اینکه منتشر شد، سایت داخل ایران بردارد بازنشر کند مثل خبرگزاری فارس که مصاحبه من را با آقای ابوطالبی منتشر کرد، یا صداوسیما بازنشر کند و یا تلویزیون من و تو یا بی‌بی‌سی. ولی من به شما قول می‌دهم مصاحبه شما را اول در سایت خودم منتشر می‌کنم هرکسی هم خواست بردارد، دیگر بعد از آن می‌تواند منتشر کند.

اختیاردارید. به هرحال عرض من این است که من با شخص شما گفتگو می‌کنم. من با شخص ، طرف هستم. نه من از شهید مطهری بالاترم نه شما از متصدیان مجله‌ی زنِ روز قبل از انقلاب پایین‌ترید. لذا تکلیفم برای گفتگو خیلی روشن و شفاف است. نکته‌ی دوم و پیش فرضم باز این است که – خواهش می‌کنم این را خیلی دقیق بشنوید و اگر اشتباه می‌گویم باز تذکر دهید و تصحیح بفرمایید – شما به‌عنوان یک زن مسلمان ایرانی راجع به اصل موضوع حجاب ، به‌عنوان یک امر دینی و یک واجب دینی تردید و حرفی ندارید ،منتها در عمل کردن و در التزام شخصی خودتان ممکن است مشکل داشته باشید. مثل کسانی که اصل نماز را به‌عنوان ضرورت دین انکار نمی‌کنند ولی ممکن است تنبل باشند یا حال نداشته باشند نماز بخوانند. این فهم من درست است یا نه؟

به هر حال شما الآن در سؤالات من متوجه خواهید شد که من بسیار برای دین باوران و کسانی که حجاب را باور دارند احترام قائل هستم. منتها من خودم اعتقادی به حجاب، خصوصاً حجاب اجباری ندارم. اما می‌دانم که یکی از اصول شرع است و خانواده‌ی خودم هم ، همه‌ی زنان فامیل من باحجاب هستند و مسلمان هستند و خیلی هم به مسائل شرعی پایبند هستند. خوشحال می‌شوم که در این مصاحبه حداقل من بتوانم پرسشگری بکنم و مورد بازجویی قرار نگیرم. اگر اجازه دهید من سؤال‌هایم را بپرسم.

نه من اصلاً بازجویی نمی‌کنم. ولی فکر می‌کنم که حق دارم موضع شما را بدانم. واقعیتش این است که من با این پیش‌فرض دارم صحبت می‌کنم. شناختی هم که از شما دارم – علی‌رغم اختلاف بسیار زیاد سیاسی‌مان – این است که در مسائل حرفه‌ای خودتان پایبند و مقید هستید و اخلاق حرفه‌ای را رعایت می‌کنید و من هم با این اطمینان دارم با شما مصاحبه می‌کنم.

خیلی ممنونم که برخلاف بسیاری دیگر از روحانیونی که من زنگ می‌زنم اولاً اتهام جاسوسی نمی‌زنید و تلفن را قطع نمی‌کنید. به این دلیل که الآن ایران دارد با آمریکا مذاکره می‌کند از طرفی به ما که ناگزیر از کشورمان بیرون مان کردند اتهام می‌زنند که شما دارید از غرب و آمریکا خط می‌گیرید که این‌طور نیست و ممنونم که به سؤالاتم پاسخ می‌دهید.

اختیاردارید. اگر اجازه بدهید من یک عرض دیگر هم دارم. من فکر می‌کنم که همه‌ی ما لازم است در گفتگوهایمان خیلی صریح و شفاف باهم صحبت بکنیم. من فکر می‌کنم همه‌ی ما ایرانی‌ها – حالا چه منی که با تمام وجود به اصل انقلاب و نظام اعتقاددارم و خودم را فدایی این نظام و این کشور و این رهبر و این اعتقادات می‌دانم، چه دیگرانی که به هر دلیلی در بخشی یا همه‌ی این اعتقاد با من همراه نباشند – یکی از مشکلاتمان این است که خیلی شفاف و صریح باهم گفتگو نمی‌کنیم و همین تعارف کردن‌ها باعث می‌شود که بعداً دچار مشکل بشویم . به نظر من هیچ اشکالی ندارد که من و شما خیلی صریح و شفاف دو موضع کاملاً برعکس هم داشته باشیم ولی خیلی منطقی و انسانی هم باهم گفتگو کنیم.

من هم خیلی خوشحالم که این را می‌شنوم و خیلی شفاف هم‌عرض می‌کنم خدمت شما که من نقطه‌ی مقابل شما هستم. یعنی آن اعتقاداتی که شما دارید برای نظام و کشور و رهبری، ممکن است من نداشته باشم اما من خبرنگارم و قائل به این هستم که باید به عقیده‌ی مخالفم احترام بگذارم و پرسشگری بکنم و دخل و تصرف نکنم در مصاحبه‌ای که با کسی انجام می‌دهم و این خیلی ارزشمند است که شما گفتگو با مخالف را بر می‌تابید و اتهام نمی‌زنید. بسیاری معتقدند که این روزها شما به‌عنوان اولین چهره‌ای که در تلویزیون در مورد حجاب اجباری موضع‌گیری می‌کنید – چون هیچ روحانی نیست که در تلویزیون جمهوری اسلامی ظاهر شود و علیه حجاب اجباری حرف بزند – بسیاری معتقدند که این خیلی مثبت است و برخی دیگر هم معتقدند که چون موضوع حجاب اجباری به انفجار رسیده و هولناک شده ، شما را – چون چهره روحانی هستید و خطری هم ندارید برای نظام – با برنامه‌ریزی دعوت می‌کنند که درواقع این خشم جامعه فروکش کند. حرف عامه مردم این است که این (رفتار صداوسیما) یک نوع سوپاپ اطمینان است که شما درعین‌حال خیلی (از خطوط قرمز) عدول نمی‌کنید. خودتان چه پاسخی دارید به این‌طور نگاه‌هایی که مطرح می‌شود؟

ببینید این پاسخ من دقیقاً می‌تواند همان پاسخی باشد که شما وقتی متهم به جاسوسی می‌شوید، مجبور هستید بدهید. یعنی درواقع من اولاً خودم را می‌شناسم و از خودم مطمئنم. می‌دانم که دارم باور و اعتقاد خودم را می‌گویم. بازخوردها و واکنش‌هایی هم که دارد، به نظر من نشان می‌دهد که قضیه چطور است. متأسفانه باید اعتراف بکنیم که در سازوکار روابط رسانه‌ای ما چنین هوشمندی و درایت و دقتی نیست. ای‌کاش ما در جمهوری اسلامی در رسانه‌های عمومی‌مان مخصوصاً رسانه‌ی ملی و صداوسیما چنین درایت و تدبیری داشتیم که می‌آمدند کسی را می‌آوردند که حساب‌شده یک‌چیزی را بگوید و مثلاً برایش برنامه‌ریزی باشد که سوپاپ اطمینان باشد. آرزوی من این است که این اتفاق می‌افتاد ولی متأسفانه این‌چنین نیست.

بله ولی به‌هرحال اینکه جمهوری اسلامی به ما اتهام جاسوسی می‌زند بااینکه برخی از مردم می‌گویند آیا شما این حرف‌هایتان علیه حجاب اجباری را واقعاً از اعتقادات قلبی‌تان می‌زنید یا نه، خیلی فرق دارد. چون مردم یک‌جوری بی‌اعتماد شده‌اند. چه پاسخی دارید درواقع به مردمی که خیلی اعتماد به روحانیت ندارند، وقتی حتی از حق انتخاب و حجابشان دفاع می‌کند؟

من درواقع به آن‌کسانی که این اعتماد را ندارند حق می‌دهم به دلیل اینکه اعتمادشان مخدوش شده، ولی در مقابل آن‌ها هم جمعیت بسیار زیادی هستند، بدون اینکه بخواهم مقایسه کنم که آن‌ها هم اعتماد دارند. آن‌ها هم احساس می‌کنند که یک کسی آمده و باصداقت و صراحت و شفافیت موضع خودش رو گفته، حتی اگر اون موضع اشتباه باشد.

آقای زائری خودتان نگرانی ندارید که ممنوع‌التصویر بشوید؟ یعنی بعد از این صحبت‌ها و مصاحبه‌هایی که کردید. چون خط قرمز جمهوری اسلامی به نظر می‌رسد که حجاب باشد و این را دارد به هر قیمتی حفظ می‌کند. از اینکه از صداوسیمای کشور حذفتان بکنند نگرانی ندارید که برخوردی با شما صورت گیرد؟

نه، من از بودنش نفعی نمی‌برم که از نبودنش درواقع چیزی حاصل شود برای من. من به‌عنوان یک روحانی، به‌عنوان یک طلبه، وظیفه‌ی دینی خودم را تبلیغ دین می‌دانم و الآن هم اگر دارم صحبتی می‌کنم راجع به همین موضوع، اتفاقاً از موضع دفاع از حجاب است و دوست دارم این را به‌صراحت بگویم برای شمایی که درواقع التزامی ندارید و – قبل از اینکه به بحث حجاب اجباری برسیم- برای شمایی که ترک حجاب کردید. دارم با این صراحت عرض می‌کنم من اتفاقاً از موضع حفظ حجاب و حراست از حجاب این حرف‌ها را می‌زنم نه از موضع بی‌اعتنایی به حجاب.

بحث اجباری شدن حجاب منجر به این شده است که حتی بسیاری از دین‌باوران و کسانی که حجاب دارند هم احساس می‌کنند که یک نوع توهین به آن‌ها تلقی شده، یک نوع تنش در جامعه به وجود آمده در بین کسانی که چادر دارند و کسانی که ندارند.

بله دلیلش این است که اساساً در تشریع حجاب، حجاب به‌عنوان یک عنصر حفظ کرامت انسانی زن طراحی‌شده است. ارزش و گوهری است که باید قدر و قیمت دانسته شود. آن چیزی که ماجرا را به یک نوعی دچار یک حالت پارادوکسیکال و تعارضی کرده این است که ما الزام و اجبار داریم ایجاد می‌کنیم برای چیزی که خودبه‌خود باید جذاب باشد و موردعلاقه و مورد محبت باشد.

چرا حکومت جمهوری اسلامی به موضوع حجاب، نگاهی سیاسی دارد و از انتخاب شخصی خارجش کرده و چرا این‌قدر برایش حجاب مهم هست؟ چرا شش هزار میلیارد بودجه هزینه کرده فقط برای اینکه زن‌ها را متقاعد بکند که به‌اجبار حجاب بکنند؟

حالا من اصلاً از بودجه خبر ندارم. اما اصل اینکه این الزام به وجود آمده، اجتناب‌ناپذیر است. به نظرم اگر بخواهیم قضیه را درست بفهمیم فارغ از حب و بغض، باید مسیر تاریخی شکل‌گیری این ماجرا را بدانیم. قبل از انقلاب یک اتفاقی افتاده که به‌اجبار در دوره‌ی پهلوی اول حجاب از سرزن‌ها برداشته‌شده، با خشونت و با شدت و با خاطره‌های بسیار تلخی که همه‌ی ما می‌دانیم و بی‌حجابی به‌عنوان یک مظهر و ظهور و بروز دولت شاهنشاهی و دولت طاغوت و رژیم فاسد غربی حاکم بر کشور دیده‌شده است. بعد از انقلاب حجاب به‌عنوان یک عنصر اصلی از مظاهر دین موردتوجه و استقبال و علاقه و اصرار مردم بود. اکثریت مردم هم به دنبال حجاب بودند، اکثریت خانم‌ها به دنبال حجاب بودند. فیلم‌های مستند و عکس‌ها هم این را نشان می‌دهد.

ببینید آقای زائری، من این را خودم هم توی مصاحبه‌هایم می‌گویم در بین کسانی که انقلاب کردند بخش چشمگیری از مردم بودند که حجاب را می‌خواستند ولی این‌همه‌ی مردم نبودند؛ حتی اگر بودند آقای طالقانی هم این بحث را مطرح نمی‌کرد که تیتر اولِ روزنامه‌ی اطلاعات شود مبنی بر اینکه در حجاب، الزامی نخواهد بود. اگر شما می‌گویید که اکثریت می‌خواستند پس آن بخش از زنانی که بعد از انقلاب آمدند در خیابان، آن‌ها چرا علیه حجاب راهپیمایی کرده بودند؟

ما اگر قائل به دموکراسی هم باشیم و جمعیت را هم بخواهیم حساب کنیم، همه‌مان اعتقادداریم که اقلیت بسیار بسیار ناچیزی بودند که به حجاب اعتقادی نداشتند. اگر همان روزی که برای جمهوری اسلامی رأی‌گیری شد – که معنای این رأی‌گیری بخشی هم‌رأی به حجاب بود – اگر صراحتاً راجع به خود حجاب هم‌رأی گیری می‌شد، آیا شما فکر می‌کنید که کمتر از این رأی به جمهوری اسلامی به حجاب رأی داده می‌شد؟!

سؤال من این است که آیا واقعاً فکر می‌کنید رأی به جمهوری اسلامی یک معنایش رأی به حجاب اجباری بوده؟

الآن من راجع به اصل حجاب دارم حرف می‌زنم.

آن بخشی از مردمی که رأی دادند شاید به الگوهای کشورهای مسلمان نگاه می‌کردند . . .

من اعتقاددارم اتفاقی که افتاد این بود که درواقع روحانیتی که رویکرد اداره‌ی جامعه و حاکمیتی داشت مثل خود مرحوم امام – یک رویکرد بود – با رویکردی که روحانیت سنتی داشت و حالا که انقلاب پیروز شده بود توقع داشت که نظراتش تأمین بشود یک مقداری تفاوت داشت. برای همین شما می‌بینید وقتی خود حضرت امام تفسیر سوره‌ی حمد را از تلویزیون شروع می‌کند آن روحانیت سنتی آن برنامه را تعطیل می‌کنند. وقتی آیت‌الله خامنه‌ای به رهبری می‌رسد آن روحانیت سنتی یک‌چیزهایی را بر ایشان تحمیل می‌کند، حتی در ظاهر و پوشش ایشان. این تجربه‌ای که الزام و اجبار بکند از زاویه‌ای شروع شد و از یکجایی شروع شد و تصور این بود که این الزام و اجبار می‌تواند این ارزش الهی را در جامعه فراگیر بکند. نگرانی من هم به‌عنوان یک روحانی، یک طلبه که راجع به حجاب حرف می‌زنم این است که آن ارزش الهی و گوهری که برای حفظ کرامت زن بود را الآن ما داریم با اجبار یک‌جوری مطرح می‌کنیم، که انگار ناخوشایند است. مثل‌اینکه یک شخص گرسنه – که باید خودش برای غذا التماس بکند و دنبال غذا برود – شما به‌زور بخواهی که یک چلوکباب بسیار بسیار خوشمزه و مطبوع را به‌زور به حلق او بکنید. گفتمان حجاب اساساً قبل از اینکه به‌اجبار و الزام برسد، اساساً گفتمان ضعیفی نیست. خود شما که الآن در اروپا ساکن هستید دارید می‌بینید که بعضی از زنان مسلمان برای حفظ حجابشان سختی‌هایی را متحمل می‌شوند و لطمه‌هایی می‌خورند و با مشکلاتی مواجه هستند که بسیار بسیار بیشتر از آن مشکلاتی است که یک نفر برای حجاب برداشتن در ایران ممکن است با آن مواجه شود. اگر همین الآن در تهران کسی روسری از سرش بردارد، چه‌بسا که هیچ اتفاقی برایش نیفتد.

آقای زائری، بر اساس قوانینی که در کشور هست اگر کسی روسری از سرش بردارد هفتاد ضربه شلاق دارد و بر اساس قوانینی که در کشور هست اگر کسی از هفت‌سالگی روسری‌اش را بردارد حق تحصیل در کشور را نخواهد داشت. درست است؟

من دارم در تمام گفتگویم از اول تا آخر در مورد چیزی حرف می‌زنم که در عمل دارد اتفاق می‌افتد.

در عمل آیا دختری از هفت‌سالگی بگوید من این حجاب اجباری را نمی‌خواهم، آیا می‌تواند به مدرسه برود؟!

نه. به خاطر اینکه قانون این است و قانون هم دارد اجرا می‌شود. من حالا سؤالم و خواهشم از شما این است که همین قانونی که دارد اجرا می‌شود نه آن چیزی که روی کاغذ است و عمل نمی‌شود، آن قانونی که دارد اجرا می‌شود را شما مقایسه کنید با قانونی که در بقیه‌ی کشورها دارد عمل می‌شود. بعضی‌ها به خاطر اینکه حجاب داشتند بچه‌هایشان را از آن‌ها گرفته‌اند. این درست است یا نه؟!

نه نه. آقای زائری من اولاً دارم در مورد ایران حرف می‌زنم. کشوری که هیچ‌کسی حق ندارد راجع به حجاب اجباری در روزنامه‌های داخلی بنویسد. آمریکا مثلاً رسانه‌های آزاد زیاد دارد. مردم آمریکا هم از ظلمی که به آن‌ها بشود، چه وقتی‌که پلیس به سیاه‌پوست‌ها شلیک می‌کند، چه وقت‌هایی که حتی اوباما یا هیلاری کلینتون یا هر سیاستمداری دروغ بگوید یا تخطی بکند از قانون، رسانه‌های آزاد اینجا نقدشان می‌کنند. من ایرانی هستم و دلم هم می‌خواهد داخل ایران بنویسم. حالا اینکه از آمریکا زنگ می‌زنم مسئول این نیستم که همه نقص‌های قانونی کارهای ظالمانه‌ای که هر کشوری می‌کند را من در موردش جواب بدهم. سؤال من این هست که آیا به نظر شما حکومت ایران هیچ‌وقت حاضر است بپذیرد که این اجبار از ابتدا اشتباه بوده و به تعبیر شما اعتراف بکند به این اشتباه یا نه؟

حکومت ایران که یک نفر نیست ، من نه از حکومت خبردارم ، نه یک روزی خواهد رسید که یک نفر بخواهد به‌عنوان حکومت صحبت بکند.

آیا امکان این وجود دارد که یک روزنه‌ای باز شود که کسانی مثل شما زیاد بشوند و حکومت هم به این نتیجه برسد که بیاید در مورد حجاب اختیاری موضع‌گیری صریح کند؟

جمهوری اسلامی یک حکومت دیرپا و با عمر طولانی نیست و روحانیت ما هم سابقه‌ی سیاست‌گذاری اجرایی برای حاکمیت نداشته است. سی‌وپنج سال کل عمر این حکومت است. در خیلی از مسائل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی تازه دارد تجربه کسب می‌کند. ما در برخورد با خیلی از موارد از گیرنده‌های شبکه‌های ماهواره‌ای بگیرید تا خیلی موضوعات دیگر(مثل الزام حجاب) الآن داریم آزمون‌وخطا می‌کنیم. تجربه‌هایمان راداریم می‌بینم. چه‌بسا یک روزی به این نتیجه برسیم که از اول نباید این اجبار ایجاد می‌شد، کما اینکه نظر شخصی من این است. من اتفاقاً همان‌طور که عرض کردم ، بازهم تصریح می‌کنم که این را از موضع انفعال و بی‌اعتنایی به حجاب نمی‌گویم ، این را از این موضع می‌گویم که حجاب که یک امر ارزشمندی است باعث شده که امروز به اینجا برسیم که زن من، دختر من ،مادر من ،خواهر من و بسیاری از بستگان خود شما – که فرمودید که قبل از انقلاب و بعد از انقلاب برایشان فرقی نمی‌کرده و به این حجاب اعتقاددارند و آن را با اعتقاددارند استفاده می‌کنند – در کنار کسانی قرار می‌گیرند که با اجبار و الزام روسری سرشان است.

به‌هرحال این حرف‌هایی که شما دارید می‌زنید و اعتراضاتی که زنان ایرانی دارند به حجاب اجباری می‌کنند در جایگاه خودش مؤثر و مفید هست. اما فکر می‌کنید چه راهکار اجرایی وجود دارد برای اینکه حاکمیت تن بدهد به سخنان بخش زیادی از جامعه‌ی ایرانی که به حجاب اجباری نه می‌گویند و هرساله گشت ارشاد نریزد در خیابان که با باطوم و زور بخواهد آن‌ها را وادار به حجاب بکند؟

من فکر می‌کنم در مسائل اجتماعی مخصوصاً مسائلی با این حساسیت ، ما اول باید یک مقداری واقع‌گرایانه و واقع‌بینانه مسئله را بررسی کنیم. مسئله، مسئله‌ای نیست که به‌راحتی با یک دستور و فرمان و یک اعلامیه حل شود. به‌هرحال در این جامعه عده‌ای هستند که دچار سو تفاهم‌هایی هستند و این‌سو تفاهم‌ها هم‌ریشه دارد. همان‌طوری که شما فرمودید بسیاری از مردم هستند که به منِ روحانی اعتماد ندارند و بسیاری از مردم هم هستند بیشتر از گروه اول و اتفاقاً ممکن است که به شما اعتماد نداشته باشند. اگر من و شما و دیگرانی باشیم که بخواهیم این‌سو تفاهم‌ها برطرف شود به نظر من راه درازی جلوی مان است. اول باید باب گفتگو باز شود، باب فهم طرف مقابل باز شود. اگر شما نسبت به من روحانی اعتقادتان این باشد که من یک آدم عقب‌مانده‌ی متحجر و خودخواه هستم، هیچ‌وقت نمی‌توانید با من گفتگو کنید. اگر من هم نگاهم نسبت به شمایی که حجاب ندارید این باشد که خدایی نکرده یک آدم فاسد و فاسق هستید طبیعتاً نمی‌توانم با شما گفتگویی بکنم. من فکر می‌کنم اول باید این‌سو تفاهم‌ها را برطرف کرد. بخشی از این مردم هم از شما – شخص شما رو عرض نمی‌کنم – از بسیاری این سؤال را می‌کنند که آن‌طرف هم یک اتفاق‌هایی افتاده است. صد و هفتادوپنج غواص ایرانی را دست‌بسته زنده‌به‌گور…

آقای زائری! من در مورد صد و هفتادوپنج غواص ایرانی هم نمی‌خواستم الآن وارد شوم ولی وقتی شما این بحث را مطرح کردید مایلم بگویم که ایدئولوژیک کردن بحث جنگ باعث شده که حتی عزاداری را هم برای ما خط می‌کشند که شما نباید چنین کنید. الآن کمیته‌ی پیدا کردن مفقودین و کشته‌شده‌های جنگ، اعلام کرده که ما همدردی‌ها و همدلی‌های کسانی که بیرون از ایران هستند و برانداز هستند را نمی‌پذیریم. درحالی‌که اعضای خانواده‌ی خودِ من، جزو مجروحان جنگی هستند، و از نزدیکان خود من، برادران خود من، همه‌ی مردان خانه‌ی من در زمان جنگ جبهه بودند زخمی و شیمیایی برگشتند. چرا فکر می‌کنید که از خون شهدا استفاده می‌کنند برای اینکه بگویند که شما باید حجاب را رعایت کنید و چون حجاب را رعایت نمی‌کنید پس شما خائن به خون شهدا هستید؟

فرمایش شما دقیقاً تأیید حرف من هست. من حرفم همین است. من می‌گویم ما برای اینکه به یک گفتگو برسیم و برای اینکه مشکلات اجتماعی‌مان حل شود اول باید طرفین همدیگر را درک بکنند. همان‌طور که شما انتظار دارید – و انتظارتان هم درست است – شما و دیگرانی – که داخل خود ایران هم ممکن است باشند – بسیاری از خانم‌ها که اعتقاد به حجاب هم ندارند، اگر انتظار دارند طرف مقابل به‌صرف نداشتن حجاب آن‌ها را متهم به خیلی از مسائل غیر ارزشی و غیراخلاقی نکند، از این‌طرف هم این توقع است که این تفاهم به وجود بیاد.

سؤال من برمی‌گردد به همین بحثی که مطرح کردید. چرا استفاده ابزاری و ایدئولوژیک می‌شود از خون شهدا برای سرکوب زنان؟

آن‌کسی که استفاده‌ی ابزاری می‌کند، کارش محکوم هست ولی آن‌کسی که برادرش شهید شده و در آخرین لحظات قبل از شهادتش تمام دغدغه‌اش این بوده که عفت و حیا و نجابت و ارزش‌های اخلاقی خواهرش و دخترش حفظ شود، این ربطی به مسائل ایدئولوژیک ندارد. اگر این پیام دارد منتقل می‌شود در کانتکس و فضا و حال و هوای خاصش هست، که ما تا این را نفهمیم نمی‌توانیم درواقع با طرف مقابل گفتگو کنیم. کما اینکه من خودم دارم عرض می‌کنم قبل از اینکه شما بفرمایید، من هم وظیفه‌ی خودم می‌دانم اگر بخواهیم مسئله حل شود باید طرف مقابلم را درک بکنم و به‌صرف اینکه او حجاب ندارد متهمش نکنم. اتفاقاً بخش عمده و بلکه قریب به‌اتفاق همین زنانی که شما نگرانشان هستید کسانی هستند که شب احیا، قرآن به سر می‌گیرند. کسانی هستند که روز عاشورا گریه می‌کنند و در مجالس حضور دارند. من می‌خواهم اتفاقاً بگویم ما از این موضع دیداری‌مان است که راجع به حجاب داریم حرف می‌زنیم. من حجاب را به‌عنوان یک ارزشی کنار ارزش‌های دیگر دارم تعریف می‌کنم.

وقتی در خیابان می‌روید ، اگر خودتان ببینید که زنی حجابش را رعایت نمی‌کند و مطابق قوانین جمهوری اسلامی نیست آیا همچنان برخلاف اینکه الآن می‌گویید، عقیده دارید که باید حق انتخاب داشته باشد یا امربه‌معروف می‌کنید؟ جلو می‌روید و به آن زن تذکر هم می‌دهید؟

من هیچ‌وقت سراغ آن زن نامحرم نمی‌روم و منِ روحانی با یک خانم هیچ‌وقت در خیابان دهن به دهن نمی‌شوم. اما شرایطی بوده که همسر او بوده، برادر او بوده، شرایطی بوده که توانستم تذکر بدهم، بله وظیفه شرعی خودم می‌دانم که امربه‌معروف و نهی از منکر بکنم. اما من معتقدم یک منکری بزرگ‌تر از بدحجابی است و آن بی‌عدالتی است. من منکر بی‌عدالتی، منکر اختلاس، منکر رشوه، منکر ربا را بالاتر از بی‌حجابی می‌دانم و این را با صدای بلند فریاد می‌زنم، و اتفاقاً از موضع روحانیت و آخوندی و طلبگی‌ام وظیفه می‌دانم این را با صدای بلند فریاد بزنم و از هر تریبونی استفاده کنم و بگویم آن دینی که من می‌شناسم و آن دینی که من خودم را فدایی آن می‌دانم، آن دینی نیست که بی‌حجابی را یک منکری بداند بالاتر از همه‌ی منکرات. آن دینی که من می‌شناسم اولویت‌هایی دارد که حجاب اولویت اولش نیست. اولویت‌های مهم‌تر از حجاب هست.

به نظر شما چرا جمهوری اسلامی به مدل لبنان و ترکیه و کشورهای مسلمان همسایه نگاه نمی‌کند؟

اولاً ایران خصوصیات خودش را دارد – مثل خیلی از مسائل دیگر از مسائل جغرافیایی و آب و هوایی و مسائل زیست محیطش، تا مسائل اجتماعی و فرهنگش – که لزوماً تطبیق کاملی با ترکیه و پاکستان و لبنان و عراق نمی‌کند. اما من به جدّ معتقدم در حوزه‌ی مسائل فرهنگی و اجتماعی ما نیاز داریم از تجربه‌ی دیگران استفاده کنیم. قانون زمانی رَوایی و مقبولیت دارد که اولاً ناظر به واقعیت بیرونی باشد و بشود اجرا کرد. ثانیاً پیش‌فرض آن قانون مسبوق باشد و این باشد که در حوزه‌های رسانه‌ای، تبلیغاتی، فرهنگی کاری برایش صورت گرفته باشد. شمایی که از حجاب خوشتان نمی‌آید یا تجربه‌ی شخصی دارید – شخص شمارا نمی‌گویم – یا تجربه‌ی ناخوشایندی دارید یا تصوری که از حجاب دارید تصور منحط یا پایینی است، حجاب را مال طبقه‌ی کلفت و فقیر و بدبخت می‌دانید، حجاب را نماد جهل و نادانی می‌دانید، و من هم اگر همین تصور را از حجاب داشتم باحجاب کاری نداشتم. متقابلاً شما هم اگر تلقی‌تان از حجاب، تلقی متفاوتی بود و حجاب را یک ارزش متعالی می‌دانستید از آن فرار نمی‌کردید. اینکه من به گفتگو دعوت می‌کنم و اصرار دارم، برای این است که ماها نیاز داریم این حرف‌ها را با همدیگر بزنیم و آرزوی من این است که ما یک روزی در داخل کشور، تلویزیون ما این‌قدر ظرفیت داشت که همین موضوعات را خانم‌ها بیایند و به‌صراحت و راحتی باهم در موردش حرف بزنند.

ببینید آقای رسایی دریکی از مصاحبه‌هایش گفته که زنانی که به حجاب اجباری اعتقاد ندارند ، می‌توانند از کشور خارج بشوند. شما درواقع چه ارزیابی دارید در مورد چنین سخنانی که از طرف آقای رسایی یا خیلی‌های دیگر مطرح می‌شود که می‌گویند آن‌هایی که به حجاب اعتقاد ندارند از ایران می‌توانند بروند؟

من ادبیاتم این نیست، چون فکر می‌کنم همین ادبیات را طرف مقابل می‌تواند با من داشته باشد و ما قرار نیست باهم این‌جوری زندگی کنیم. من فکر می‌کنم که باید گفتگو کرد و سو تفاهم‌ها را برطرف کرد. البته آنجایی که قانون قرار است حاکم باشد همه باید در مقابل قانون تسلیم باشیم. یکی از اتفاقات بدی که در این سالها افتاده، این است که ارزش و قیمت و اعتبار قانون را برخی ، یک مقداری سست کرده‌اند. من فکر می‌کنم قانون یک حرمت و یک اعتباری دارد که همه‌ی ما – حتی کسی مثل من – باید خودش را در مقابل قانون کاملاً خاضع و تسلیم ببیند. اما هر خانواده‌ای هم این را درک می‌کند که با قانون نمی‌شود روابط خانوادگی را حفظ کرد. ماقبل از قانون باید فضای محبت و عاطفه و رابطه و دوستی و مهربانی را ایجاد بکنیم.

آقای زائری! من آقای رسایی را مثال آوردم که گفته بودند زنانی که به حجاب اعتقاد ندارند ایران را ترک کردند، ازیک‌طرف آقای روحانی بیرون از ایران دعوت می‌کند که همه‌ی ایرانی‌ها می‌توانند بیایند و از وطنشان دیدار بکنند. شما کتاب خاطرات آقای روحانی را شاید خوانده باشید، می‌گوید که خود ایشان ازجمله کسانی بوده که در مورد اعمال قانون حجاب اجباری در اداره‌ها مسئول بوده و می‌گفت که بعضی از زن‌ها شروع کردند به نق زدن ، بازهم پافشاری کرده و این قانون اجراشده است. الآن که آقای روحانی در قدرت هست، حرف شما خطاب به ایشان چه هست؟

من فکر می‌کنم که بزرگ‌ترین کاری که آقای دکتر روحانی باید انجام بدهند این هست که الزامات و ضرورت‌های حوزه‌ی اجرا و اداره‌ی کشور را بیشتر به دوستان خودشان گوشزد بکنند. فکر می‌کنم که خیلی از دوستان درواقع سو نیتی ندارند.

من سؤالم این است که آیا الآن که ایشان در قدرت است، حرف شما خطاب به ایشان در مورد موضوع حجاب چی هست؟

من با ایشان حرفی ندارم به دلیل اینکه نسل قبل از ما با یک دیدگاه‌هایی کشور را اداره کرده و پیش برده، الآن تجربه دارد. من از آن تجربه‌ها سعی می‌کنم استفاده بکنم. اگر قرار باشد نسل ما در ادامه‌ی مسیر، خدمتی به کشور و شهروندان این کشور بکند باید از آن تجربه‌ها استفاده بکنند و کار را هم درست‌تر انجام بدهند.
آیا این مطلب در صفحه اصلی باشد ؟

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .