اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'ملای حیله‌گر'

Oct 15 2014

ردِّ مظالم!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

فردای روشن: پدری هنگام مرگ به پسرِ جوان‌اش وصيّت كرد كه من فلان مبلغ «ردِّ مظالم» بر ذمّه دارم كه بايد ادا كنی.
چند روز پس از كفن و دفنِ پدر، يک‌روز صبح، جوانکِ پدرمرده مبلغی را كه پدرش گفته بود برداشت و از خانه بيرون آمد. نمی‌دانست كه اين پول را به چه كسی بايد بدهد. فقط اين جمله‌یِ پدرش را به‌ياد داشت كه: ردِّ بظالم بدهكارم. ردِّ بظالم كن پسر! (آری، او «ردِّ مظالم» را «ردِّ بظالم» شنيده بود!)
از خانه كه بيرون آمد، جلّاد را كه يک كوچه بالاتر می‌نشست ديد كه لباسِ سرخِ شمری پوشيده، شمشير بر دوش، می‌آمد تا لابد به دربار برود. خدا را شكر كرد كه زود شخصِ موردِ نظر را يافته. جلو رفت و قدری با ترس و لرز سلام كرد. جلّاد سلام‌اش را پاسخ داد. جوان گفت: اين پول را بگيريد؛ پدرم وصيّت كرده كه: ردِّ بظالم بدهكارم؛ ردِّ بظالم كن.
جلّاد پوزخندی زد و گفت: پدرت مردِ درستی بوده و وصيّتِ درستی هم كرده؛ امّا من نمی‌توانم اين پول را از تو بپذيرم. سپس، نشانی داد كه می‌روی محلّه‌یِ فلان، كوی فلان، كوچه‌یِ فلان، مدرسه‌ای می‌بينی؛ وارد می‌شوی، در انتهای صحن، حجره‌ای است. آخوندی مجتهد آن‌جاست. اين پول را او می‌تواند بگيرد.
جوان راه افتاد و رفت و رفت تا مدرسه و حجره و آخوند را پيدا كرد. سلام كرد و موضوع را با او در ميان نهاد كه: پدرم اين مبلغ را گفته كه ردِّ بظالم كنم؛ گفتند فقط شما می‌توانيد بگيريد. آخوند تعارف كرد كه بفرماييد بنشينيد. و سپس سينه‌ای صاف كرد كه: الحمدلله مرحومِ ابویِ شما معلوم می‌شود آدمِ متديّنی بوده‌اند و وظايفِ شرعيّه‌شان را بلد بوده‌اند؛ لكن، من اين پول را همين‌طوری نمی‌توانم از شما بگيرم. بايد يک معامله‌یِ صوری بكنيم كه وضعِ شرعيّه‌یِ اين ادای دين، چنين اقتضا دارد. سپس با خود زمزمه كرد: امّا حالا چی معامله بكنيم؟ به دور و اطراف نظری افكند… زمستان بود؛ برف آمده بود و، يک متر، در صحنِ مدرسه نشسته…
دستِ جوان را گرفت و گفت: همين برف‌های صحنِ مدرسه را، به شما مصالحه كردم به همين مبلغ كه در دستِ شماست؛ بگوييد قبول است. جوان گفت: قبول است. آخوند دستِ جوان را رها كرد؛ پول را گرفت و زيرِ تشكچه‌اش نهاد.
جوان كه آسوده خاطر شده بود، برخاست، تشكّر كرد كه: خدا به شما خير بدهد كه اين بار را از دوشِ من برداشتيد. و بعد خداحافظی كرد و راه‌اش را كشيد… صحنِ مدرسه را تَی كرده بود، می‌خواست واردِ دالان شود كه آخوند صدا زد: آقا، با شما هستم، بعله! شما! برف‌های‌تان را فراموش كرديد!
…
وقتی در روشن‌تاريكایِ دمِ غروب، جوانک، خود را كشاله می‌داد و خسته و كوفته به خانه برمی‌گشت، نزديكِ خانه با جلّاد مصادف شد كه لابد از دربار برمی‌گشت. جلّاد نگاهی كرد، بی پوزخند؛ و گفت: تو، پسرجان، تصوّر كرده بودی كه ما شمشيری حمايل و حكمی اجرا می‌کنيم… ظالم‌ايم؟ حالا ظالم را شناختی؟!

=
اين داستان را سال‌ها پيش (گمان می‌كنم نخستين بار سالِ 57 يا 58) از پدرم شنيده‌ام. تا به امروز، در هيچ‌يک از اين چند ده كتابی كه ديده و خوانده‌ام، اين داستان يا نظيرِ آن را نيافته و نديده‌ام.
پدرم توضيح می‌داد كه: «ردِّ مظالم» مربوط به مواردی است از زيان‌های خُردخُرد، كه شخص ناخواسته و ندانسته به ديگران زده، امّا تک‌به‌تک به‌حدّی نبوده كه درخورِ اعتنا بوده باشد؛ و مرورِ زمان باعث شده كه فراموش شود. مثلاً از كوچه رد می‌شوی، دسته‌یِ دوچرخه‌ات به ديوار می‌گيرد و قدری از كاهگلِ آن می‌ريزد، يا گوشه‌ای از يک آجر می‌پرد. يا از لبه‌یِ زمينِ كاشته‌ای رد می‌شوی، بی‌آن‌كه عمد داشته باشی در اثرِ فشارِ پای تو، خاک كوبيده می‌شود و چند بوته‌ای ممكن است خشک شود يا خوب رشد نكند. و يا مثلاً از كنار زمينِ كسی رد می‌شوی، لباس‌ات به بوته‌های گندم می‌گيرد و چند دانه‌ای از يک خوشه كنده می‌شود و می‌ريزد…
تو نفهميده‌ای يا فراموش كرده‌ای، و اصلاً نمی‌دانی كه به چه كسی و چه‌مقدار زيان زده‌ای، كه بروی او را پيدا كنی و خسارت‌اش را بدهی…
برای رفعِ گناهِ اين مواردِ جزئی، بايد مبلغی به‌عنوانِ «ردِّ مظالم» بپردازی.
می‌پرسيدم: به چه كسی؟ می‌گفت: حالا گوش كن، می‌فهمی!

http://www.freewebs.com/borzinmehr/yad/yad5.htm

No responses yet

Oct 15 2014

لغو کنسرت در اصفهان و مشهد به خاطر «نوازند‌گان زن» و استفاده از لفظ «کنسرت»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,ملای حیله‌گر,هنر

رادیوفردا: گزارش های رسیده از شهرهای اصفهان و مشهد حاکی است که طی روزهای گذشته دو کنسرت موسیقی به دلایل مختلف از جمله حضور نوازندگان زن و استفاده از لفظ کنسرت لغو مجوز شده‌اند.

به گزارش روزنامه «شرق» چاپ تهران، کنسرت گروه موسیقی «عرفان» که قرار بود در هنرسرای «خورشید» اصفهان روی صحنه برود، به‌ دلیل حضور نوازندگان زن لغو شد.

بر اساس این گزارش، ‌این گروه ابتدا قرار بود در جریان آیین افتتاح «جشنواره بین‌المللی میراث معنوی» در اصفهان اجرای برنامه داشته باشد ‌که اجازه حضور نوازندگان زن آن روی صحنه داده نشد و به اعضای این گروه قول داده شد تا در مکانی دیگر با حضور همه اعضا و نوازندگان زن به اجرای برنامه بپردازند.

با این حال این قول نیز عملی نشد و کنسرت «گروه عرفان» در هنرسرای «خورشید» اصفهان نیز به دلیل جلوگیری از روی‌ سن‌ رفتن زنان، لغو شد.

اعضای این گروه هم به رغم وعده قبلی مسئولان، ‌از اجرای کنسرت صرف‌نظر کرده و اصفهان را ترک کردند.

فرشاد رستمی، عضو گروه موسیقی «عرفان»، با اشاره به اینکه ما مجوز اجرای این کنسرت را از وزارت ارشاد گرفته بودیم، ‌درباره لغو آن به خبرگزاری ایسنا گفته است: «افرادی که در هنرسرا بودند می‌گفتند آقای قطبی – مدیرکل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان – از برگزاری این کنسرت جلوگیری است. قوانین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در این مورد نوشته شده و مدون است و ما مجوز داشتیم».

حجت‌الاسلام محمد قطبی، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان، ضمن ابراز بی‌اطلاعی از دلایل لغو این کنسرت، به ایسنا گفته است که همه گروه‌های موسیقی حاضر در این اجلاس، مجوز داشته‌اند و او باید همه گزارش‌ها را بخواند تا درباره آن اظهار نظر کند.

اما پیروز ارجمند، مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، با اشاره به مجوز داشتن این گروه گفته است: «تفکیک جنسیتی روی صحنه، با سیاست‌های کلی دولت سازگار نیست و اگر کسانی، گروهی را دعوت می‌کنند باید از قبل ملاحظات آن را اعلام و انجام دهند، اما این رفتاری که مسوولان برگزاری اجلاس انجام دادند، درست نبود».

به نوشته روزنامه «شرق»، ‌با اینکه در این جشنواره از حضور نوازندگان خانم ایرانی روی سن جلوگیری به عمل آمده، ‌اما زنان کره‌ای در هنرسرای خورشید، هم به نواختن ساز پرداختند و هم اجرای آوازی داشتند.

لغو یک کنسرت دیگر در مشهد

اما مجوز برگزاری یک کنسرت موسیقی دیگر در مشهد نیز لغو شده است.

کنسرت گروه موسیقی «آرون» که قرار بود در روزهای ۱۸ و ۱۹ مهر در مشهد برگزار شود، ‌تنها به دلیل استفاده از کلمه «کنسرت» در تبلیغات به جای «اجرای پژوهشی»، امکان برگزاری پیدا نکرده است.

حجت دهباشی، سرپرست گروه موسیقی «آرون» در این باره به ایسنا گفته است: «گویا مشکل به خاطر ارسال پیامکی تحت عنوان “اجرای کنسرت” به جای “اجرای پژوهشی” بوده است. از آنجا که در مشهد برای اجرای موسیقی به کار بردن لفظ “کنسرت” ممنوع است، همین امر دستاویزی شد تا با یک تماس تلفنی، اجرای پژوهشی گروه را لغو کنند».

به گفته دهباشی، عباس‌نژاد (مسئول اداره امور هنری ارشاد استان خراسان) در تماسی تلفنی با او، لغو مجوز اجرای گروه را به‌صورت شفاهی و بدون بیان هیچ‌ دلیلی اعلام کرده و گفته است که فردا باید در سالن محل برگزاری پارچه‌نوشتی با این عنوان نصب کنید: «اجرای پژوهشی گروه موسیقی آرون به دلایل فنی لغو شد».

No responses yet

Oct 14 2014

وزیر اطلاعات: درون وزارت اطلاعات بسیار زیباست

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

رادیوفرانسه: وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی برای خبرنگاران توضیح داد که مردم نباید از اسم وزارت اطلاعات احساس اضطراب کنند. به گفتۀ وی این وزارتخانه در بیرون زیاد شناخته شده نیست اما داخل آن بسیار زیباست. او همچنین گفت که وزارت اطلاعات از سال‌ها پیش برنامه‌های داعش را پیش‌بینی کرده بود.

امروز سه‌شنبه، حجت‌الاسلام سیدمحمود علوی، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی در یک نشست خبری گفت: “این طور نیست که همۀ سرویس‌های (اطلاعاتی) در صدد ضربه زدن به یکدیگر باشند بلکه ممکن است با هم تعامل هم داشته باشند. امروز ما با خیلی از سرویس‌های کشورهای مختلف تبادل اطلاعات داریم”.

او افزود: “در این بین برخی از سرویس‌ها مثل موساد، ام.آی۶ (بریتانیا) یا سیا” در مورد جمهوری اسلامی اهداف منفی دارند. او گفت: “ممکن است آنها به طور غیرمستقیم سرویس‌های دیگر را به کار بگیرند تا کار نیابتی کنند”.
به گفتۀ علوی “صنایع هسته‌ای، دفاعی و موشکی” ایران به ویژه هدف سازمان‌های دشمن است.

وزیر اطلاعات در مورد داعش گفت: “‌گروهک داعش چون در خارج از مرزهای ماست نمی‌توان انتظار داشت اشرافی که در داخل کشور داریم بر روی آن داشته باشیم اما بیرون از مرزهای ما بودن، دلیل بر عدم اشراف نیست”.
او افزود: “وزارت اطلاعات از سال‌ها پیش برنامه‌های داعش را پیش‌بینی کرده و به مقامات مسئول در نظام اعلام کرده بود و همین امر باعث شد به موقع اقداماتی صورت گیرد و اگر این‌ها نبود شاید عراق و سوریه وضعیت دیگری داشتند”.

نباید از وزارت اطلاعات ترسید

علوی در مورد جایگاه وزارت اطلاعات در میان مردم گفت: “مردم نباید از اسم وزارت اطلاعات احساس اضطراب و استرس داشته باشند. بنای ما این نیست مردم را بترسانیم و دستگاه اطلاعاتی باید بگونه‌ای نقش‌آفرینی کند که مردم احساس امنیت کنند.”

وزیر اطلاعات ادامه داد: “این وزارتخانه محیطی است که در بیرون زیاد شناخته شده نیست اما داخل آن بسیار زیباست. وقتی که در بیرون بودم درک درستی از این وزارتخانه نداشتم و تصوراتی داشتم که وقتی به اینجا آمدم با تصوراتم یکی نبود. افرادی که در اینجا حضور دارند متشرع، ولایت‌مدار و انسان‌دوست و علاقمند به خدمتگذاری هستند و هر چه شناختم نسبت به کارکنان این دستگاه بیشتر شد علاقه‌ام نیز افزایش یافت”.

به گفتۀ علوی “وزارت اطلاعات هم اکنون یک تشکیلات دانش بنیان است و کارکنان آن از تحصیلات عالی برخوردارند وبرخی از آنان در رشتۀ حقوق، جامعه‌شناسی و روان‌شناسی درجۀ دکتری دارند”.

No responses yet

Oct 13 2014

خامنه‌ای: انگلیس خبیث داعش را برای مقابله با جمهوری اسلامی درست کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: رهبر جمهوری اسلامی ایران با «خبیث» خواندن دولت بریتانیا گفت که آن کشور، «داعش» و القاعده را «برای مقابله با جمهوری اسلامی و بیداری اسلامی درست کرده‌است.»

به گزارش خبرگزاری ایرنا، آیت الله علی خامنه‌ای، روز دوشنبه ۲۱ مهر گفت: «این سیاست استعمار و مخصوصا انگلیس خبیث است؛ این‌ها داعش و القاعده را برای مقابله با جمهوری اسلامی و بیداری اسلامی درست کردند؛ البته امروز دامن خودشان را گرفته‌است.»

پیش از این، آیت الله خامنه‌ای روز جمعه ۲۹ خرداد ۸۸ اعتراض‌ها نسبت به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در آن سال را به برخی عوامل داخلی و عناصر خارجی نسبت داده و به‌ویژه از دولت بریتانیا به عنوان «دولت خبیث انگلیس» یاد کرده بود.

در واکنش به این اظهارات آیت الله خامنه‌ای، بریتانیا بلافاصله رسول موحدیان، سفیر ایران در این کشور را احضار کرده‌بود.

رهبر جمهور اسلامی در ادامه سخنان روز دوشنبه خود تصریح کرد: «تلاش امروز آمریکا و هم‌پیمانانش برای مقابله با داعش که واقعیت هم ندارد، بیش از آنکه تلاش برای از بین بردن نطفه آن باشد برای جهت دادن و تقویت اختلاف‌افکنی‌ها بین مسلمانان است.»

آقای خامنه‌ای، روز جمعه ۱۱ مهر در پیامی گروه «حکومت اسلامی» (داعش سابق) را دست‌پرورده غرب خوانده و گفته بود که «هدف استکبار از راه‌اندازی گروه‌های تروریستی تکفیری، ایجاد حاشیه امن برای رژیم صهیونیستی» است.

رهبر جمهوری اسلامی در ادامه سخنان روز دوشنبه خود گفت: «شیعه و سنی نباید با توهین به مقدسات یکدیگر به دشمن کمک کنند؛ اگر کسی در این زمینه آتش‌افروزی کند یقینا به آمریکا و انگلیس خبیث و صهیونیسم که پدیدآورندگان داعش و القاعده‌اند کمک می‌کند.»

این سخنان رهبر جمهوری اسلامی درحالی بیان می‌شود که برخی از روحانیون نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی از جمله محمد تقی مصباح یزدی که آیت الله خامنه‌ای سال‌ها پیش، از او به عنوان «مطهری زمان» نام برده و خواستار استفاده جوانان از اندیشه‌های او شده بود، بارها مطالبی را علیه اهل سنت بیان کرده‌اند.

وی روز ۲۶ اسفند پارسال، مسلمانان سنی را معتقدان به «دین ناحق» خوانده و گفته بود: «باید کتاب‌های شیعه در بین اهل تسنن ترویج یابد تا کسانی که تعصب کمتری دارند، زودتر به دین حق دست پیدا کنند.»

«کسانی که می‌خواهند اسلام را به زندگی خصوصی منحصر کنند، جوابشان مسئلهٔ غدیر است»

رهبر جمهوری اسلامی در بخش دیگری از سخنان روز دوشنبه خود با اشاره به آنچه «تبلیغات هدفمند دشمنان امت اسلامی» برای جدا کردن اسلام از سیاست و منحصر کردن دین در مسائل شخصی و خصوصی خواند، افزود: «واقعه غدیر خم، منطق روشن و مستحکم اسلام در نفی این نگاه سکولار است چرا که غدیر خم مظهر توجه و تأکید اسلام بر حکومت‌داری و سیاست به شمار می‌رود.»

وی در عین حال اضافه کرد: «منطق و حجت شیعه در مسئلهٔ غدیر بسیار قوی و قاطع و قابل ارائه در مجالس علمی است؛ لکن این مسئله نباید در زندگی عمومی مسلمانان و در همگامی و برادری آن‌ها با یکدیگر اثر بگذارد.»

علمای شیعه که می‌گویند پیامبر اسلام، علی ابن ابیطالب، امام اول شیعیان را به عنوان جانشین پس از خود منصوب کرده‌است. این درحالی است که اهل سنت ابوبکر را اولین خلیفه مسلمانان پس از مرگ پیامبر اسلام معرفی می‌کنند.

انتشار مقاله‌ای در روزنامه بهار درباره واقعه غدیر با عنوان «امام، پیشوای سیاسی یا الگوی ایمانی؟» در آبان سال ۹۲ باعث تعطیلی این روزنامه و بازداشت علی‌اصغر غروی نویسنده مقاله شد.

علی‌اصغر غروی نویسنده این مقاله با زیر سوال بردن واقعه «غدیر خم» به عنوان روز تعیین علی ابن ابیطالب به عنوان «جانشین پیامبر اسلام» گفته بود که کلمات امام اول شیعیان در کتاب نهج‌البلاغه، «آشکارا بیانگر این حقیقت است که خلافت، امری انتصابی از جانب خداوند نیست و جانشین سیاسی رسول خدا باید توسط مردم انتخاب شود.»

آقای غروی به ۶ ماه زندان محکوم شده و روز ۲۴ شهریورماه برای تحمل این حکم راهی زندان اوین شده‌است.

No responses yet

Oct 11 2014

نرخ بیکاری در ایران ٩٫۵ درصد یا ٣٢ درصد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفرانسه: تازه‌ترین گزارش مرکز آمار ایران از نرخ اشتغال و بیکاری در ایران نشانگر کاهش قابل توجه نرخ مشارکت اقتصادی و تخریب شغلی در کشور میباشد؛ نتایج این آمارگیری نشان میدهد که طی یک سال اخیر حدود ٦٧٠هزار شغل در کشور از بین رفته است. اعلام تک نرخی شدن شاخص بیکاری در کشور، با توجه به تداوم وضعیت خراب اقتصادی کشور تردید برانگیز است.

نتایج طرح آمارگیری نیروی کار کشور نشان می دهد، در حالیکه در تابستان ۱۳۹۲، بیش از ۲۲میلیون و ۱۶۷هزار شغل در اقتصاد ایران وجود داشته است، این تعداد در تابستان ۱۳۹۳ به ۲۱میلیون و ۴۹۸هزار شغل کاهش یافته است.

در حالی که تازه ترین گزارش صندوق بین الملی پول نرخ بیکاری در ایران طی سال جاری میلادی را ١١٫٦ درصد جمعیت فعال کشور اعلام کرده بود، نتایج مرکز آمار ایران نرخ بیکاری در ایران را ٩٫۵ در صد اعلام کرده است. صندوق بین الملی پول همچنین پیش بینی کرده بود که در سال های آینده نرخ بیکاری در ایران افزایش خواهد یافت.

این بررسی آماری نشان میدهد که نرخ بیکاری جوانان بیش از ۲برابر نرخ کلی بیکاری در کشور است. نرخ بیکاری در گروه سنی ١۵- ٢٤ ساله ٢٢٫٩ در صد جمعیت فعال این گروه سنی میباشد.همچنین نرخ بیکاری در گروه سنی ١۵- ٢٩ ساله بیش از ٢٠٫٢ درصد میباشد.

بررسی اشتغال در بخش‌هاي عمده اقتصادی نشان می‌دهد که بخش خدمات با ٤٧٫٤ درصد بیشترین سـهم اشـتغال را بـه خـود اختصاص داده است. در مراتب بعدی بخش‌های صنعت با ٣٣٫٦ درصد و کشاورزی با ١٩درصد قرار دارند.

تخریب شغلی انجام شده در بخش کشاورزی و صنعت کشوربیش از بخش خدمات بوده است.

بر اساس این آمار تعداد ۲۵۰٫۸۷۴ نفر در بخش کشاورزی، ۲۹۹٫۵۳۲ نفر در بخش صنعت و ۱۱۸٫۹۹۹ نفر در بخش خدمات شغل خود را از دست داده اند.

در حالی که منابع معتبر دیگر از وجود نزدیک به ١٠میلیون نفر بیکار در ایران خبر میدهند، اعلام تک نرخی شدن نرخ بیکار به میزان ٩٫۵ درصد جمعیت فعال کشور در رسانه‌های داخلی پرسش‌برانگیز میشود.

محمد رضا سپهری- رئیس مؤسسه کار و تأمین اجتماعی، در گفتگو با خبرگزاری ایسنا، از وجود بیش از ٩٫۵میلیون بیکار در ایران خبر میدهد.

با توجه به آنکه در بررسی اخیر مرکز آمار ایران جمعیت فعال کشور ٣٧٫٢ درصد جعیت کل کشور تعریف شده که خود این موضوع نیز جای بحث دارد؛ با کمی دقت و با سهولت میتوان این موضوع را به سهولت دریافت که آمار بیکاری و اشتغال در کشور به نوعی مهندسی شده است که اهداف سیاسی را تقویت کند.

محاسبه این موضوع حتی بر اساس برخی داده های آماری قابل تردید مرکزآمار ایران در باره اشتغال، جمعیت فعال و غیرفعال کشور نشان میدهد که نرخ بیکاری، همانگونه که مرکز آمار ایران ادعا میکند، نه تنها تک رقمی نشده بلکه میزان آن نسبت به گذشته افزایش چشم‌گیری داشته است.

37.2 درصد جمعیت ٧٧٫۵ میلیون نفری ایران یک جمعیت فعال نزدیک به ٢٩ میلیون نفری را نشان میدهد. اگر میزان شاغلین را از جمعیت فعال کشور بر اساس تازه ترین داده های آماری مرکز آمار ایران که در این گزارش آمده است کم کنیم، به رقمی در حدود ٧٫۵ میلیون بیکار و یا جویای کار در کشور میرسیم. اگر این تعداد بیکاران در کشور را ملاک محاسبه تعیین نرخ بیکاری بر اساس روش های متداول در دنیا، از جمله موازین دفتر بین المللی کار، قرار دهیم، نرخ بیکاری در کشور به بیش از ٢۵ درصد جمعیت فعال کشور میرسد که با نرخ بیکاری ٩٫۵ در صدی اعلام شده از سوی مرکز آمار ایران بسیارفاصله دارد.

یاد آور میشویم که اعلام عدد ٧٫۵ میلیون بیکار نمی تواند آمار صحیح بیکاران حائز شرایط کار در ایران باشد. تعداد بیکاران واقعی در کشور، همانطور که محمد رضا سپهری گفته، بیش از ٩٫۵ میلیون نفر در ایران است. در چنین شرایطی، نرخ بیکاری در کشور از مرز ٣٢ درصد جمعیت فعال کشور عبور میکند.

***

در باره این موضوع گفتگویی انجام داده‌ایم با حسن منصور- اقتصاددان مقیم لندن که میتوانید از طریق فایل صوتی بالا گوش کنید.

No responses yet

Oct 09 2014

انتقاد علم الهدی از توسعه رفاه در زندگی: اشکنه بخورید و زیاد به رهبری گیر ندهید

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

عصرایران: انتقاد علم الهدی از توسعه رفاه در زندگی و شعار”شهر ما خانه ما” !
ملت‌های اسلامی، آمریکای لاتین و مردم اروپا، ایران هراسی را قبول نکرده بودند و به دلیل این مسئله، ارتباطات سیاسی ما کوچک ترین ضربه‌ای متحمل نشد و هیچ دولتی ارتباطات خود را با ایران به خاطر این مشکل که دشمن ایجاد کرده بود کاهش نداد، با توجه به این نکته آیا ایران هراسی این قدر ارزش داشت و برای ما مهم بود که به دلیل آن بیاییم و برای حل این مسئله مذاکره کنیم؟ … کاندیداهای ریاست جمهوری این دوره – جز آقای جلیلی- با ترسیم خطی گفتند که تمام مشکلات اقتصادی در کشور ما معلول روابط سیاست خارجه است و همین نیز باعث موفقیت آنها شد زیرا مردم این حرف را باور کردند و وقتی دیدند که در این موضوع آقای روحانی از همه جلوتر است به او رای دادند.
علم الهدی: توسعه رفاه در زندگی، مورد تأیید اسلام نیستامام جمعه مشهد گفت: توسعه زندگی در رفاه، دید اسلامی نیست. در سوره مبارکه واقعه در تعریف اصحاب شمال آمده است: اصحاب شمال، قبل از اینکه وارد عرصه آخرت بشوند در دنیا مترفین بودند؛ مترف مرادف توسعه در رفاه و زندگی است.

به گزارش مهر، امام جمعه مشهد شامگاه سه شنبه در سلسه جلسات فعالان فرهنگی که در حسینیه قرآن و عترت برگزار شد گفت: آخرین ضربه دشمنان تحریم اقتصادی بود اما زمانی که ما مسیر را عوض کردیم آنها فکر کردند که این تاکتیک به نتیجه رسیده‌است و فشارهای خود را افزایش داد، زیرا طرف مذاکره دشمن است و همان طور که در زمان جنگ اگر دشمن حمله می‌کرد و عقب‌نشینی می‌کردیم او جلوتر می آمد در اینجا هم این مسئله وجود دارد ضمن اینکه رهبری نیز با این سیاست موافق نبودند و بارها نیز اعلام کردند که ما مدت ها بر مواضع خود ایستادیم، و این مذاکرات ما به معنی عقب نشینی بود.

امام جمعه مشهد افزود: وزیر خارجه طی صحبتی که با ما داشتند گفتند، دشمن “ایران هراسی” را در بین کشورها رایج کرده و در این مسئله فعالیت کرد و ما با این مذاکرات این مسئله را حل کردیم و آخرین نتیجه‌ای که برای این برخورد قائل بودند همین حل مشکل ایران هراسی در بین کشورهای دنیا بود، اما ایران هراسی چه اندازه در بین کشورهای اسلامی نفوذ داشت؟

آیت‌الله علم الهدی گفت: ملت‌های اسلامی، آمریکای لاتین و مردم اروپا، ایران هراسی را قبول نکرده بودند و به دلیل این مسئله، ارتباطات سیاسی ما کوچک ترین ضربه‌ای متحمل نشد و هیچ دولتی ارتباطات خود را با ایران به خاطر این مشکل که دشمن ایجاد کرده بود کاهش نداد، با توجه به این نکته آیا ایران هراسی این قدر ارزش داشت و برای ما مهم بود که به دلیل آن بیاییم و برای حل این مسئله مذاکره کنیم؟

وی ادامه داد: کاندیداهای ریاست جمهوری این دوره – جز آقای جلیلی- با ترسیم خطی گفتند که تمام مشکلات اقتصادی در کشور ما معلول روابط سیاست خارجه است و همین نیز باعث موفقیت آنها شد زیرا مردم این حرف را باور کردند و وقتی دیدند که در این موضوع آقای روحانی از همه جلوتر است به او رای دادند.

خطیب جمعه مشهد گفت: آقای روحانی نیز به این نتیجه رسید که آمریکا دشمن است و اهل مذاکره نیست و اگر سخنان ایشان در نیویورک را با سال پیش مقایسه و تحلیل کنیم متوجه می‌شویم که موضع و سخنان آقای روحانی کاملا از زمین تا آسمان فرق کرده‌است.

آیت‌الله علم‌الهدی عنوان داشت: رهبری -که هیچ کس به اندازه ایشان نبض جامعه در دستش نیست- در این مسئله به روش ائمه (ع) عمل کردند و اولویت خود را، حفظ رهبری ولایی در بین مردم قرار دادند، زیرا نباید این رهبری ولایی برهم بخورد و مردم به خاطر مشکلات، رهبری را زیر سوال ببرند.

عضو مجلس خبرگان رهبری اظهار کرد: امروز ایران مذاکرات را رها کرده‌است اما آنها پیگیر ادامه هستند زیرا اگر مذاکرات شکست بخورد قدرت رهبری در کشور، توسعه بیشتری پیدا می‌کند و این به ضرر آنهاست و همچنین این که این‌ها که می‌گفتند ما ایران را بر سر میز مذاکره آوردیم امروز، جواب مردم خود را چه می‌خواهند بدهند؟ و من شنیدم که در نیویورک اشتون تقاضای دیدار و مذاکره با وزیر خارجه ما را داشته است که این مسئله را تایید می‌کند.

باید نسبت به مسائل نگاه کلان داشته باشیم

امام جمعه مشهد در بخشی از سخنانش به مسئله توسعه اقتصادی اشاره کرد و افزود: مقام معظم رهبری چندی قبل در اجلاس خبرگان سخنان خود را با جمله “آقایان باید نسبت به مسائل نگاه کلان داشته باشند” شروع کردند که این یک راهبرد خیلی جالب و قابل توجه ای است.

وی ادامه داد: ما در مسائل مدیریتی شهری و کشوری، نگاه بخشی و جزئی داریم، یعنی هم در عرصه مدیریت دستگاه‌ها، برنامه‌ریزی کارگزاران نظام، مجلس، دولت و همچنین در بینش عزیزان مسئول در قسمت‌های دیگر نگاه‌ها بخشی و خرد است و مثلا می‌گوییم که این کار خوب است و این کار بد و یا فلان کار چرا صورت گرفت و یا چرا آن کار تحقق پیدا نکرد که با این موضع‌گیری‌ها به جایی نمی‌رسیم.

آیت‌الله علم‌الهدی افزود: در کارگزاران دولتی البته در هر دولتی نه تنها در این دولت و حتی در مجلس در خصوص وظایف اجرایی خودش، همه نگاه‌های خرد و بخشی است و آن هایی که در برنامه‌ریزی مسائل کشور نقش دارند دارای چنین مشکلی هستند در حالی که باید دارای نگاه کلان باشیم.

وی عنوان کرد: در نگاه کلان به مسائل ما اختلاف کلان ریشه‌ای در استان و حتی در کشور داریم و عده‌ای می‌گویند که کشور باید بر مبنای توسعه پیش برود و منظور آنها نه تنها توسعه اقتصادی بلکه توسعه در رفاه و زندگی است و بر این اساس یک عده استنباط می‌گذارند که شما مخالف توسعه هستید در حالی که این بینش واقعی توسعه نیست و بلکه توسعه در رفاه است.

عضو مجلس خبرگان رهبری ادامه داد: بسیاری از نمایندگان اصولگرا و متدین نیز این بینش را دارند، البته کسی نمی‌گوید کشور باید متوقف شود و از نظر رشد اقتصادی کاملا غیر پویا باشد خیر، هیچ آدم غیرعاقلی هم این حرف را نمی‌زند چه برسد به آدم عاقل، اما این معنای توسعه که عزیزان ما در پی آن هستند با توسعه اقتصادی متفاوت است و منظور آنان توسعه رفاه و زندگی است.

توسعه رفاه در زندگی دید اسلامی نیست

آیت‌الله علم‌الهدی گفت: توسعه زندگی در رفاه، دید اسلامی نیست و اگر اصطلاحات دینی را بررسی کنیم، متوجه می‌شویم که قرآن به کسانی که به دنبال توسعه رفاه هستند “مترف” می‌گوید. در سوره مبارکه واقعه در تعریف اصحاب شمال آمده است: اصحاب شمال، قبل از اینکه وارد عرصه آخرت بشوند در دنیا مترفین بودند؛ مترف مرادف توسعه در رفاه و زندگی است.

وی ادامه داد: این کلمه چه در معنای لغوی و چه در معنای اصطلاحی، یعنی توسعه اقتصادی و این نگاه خیلی‌ها از اول انقلاب بود که می‌گفتند اگر کشور امنیت، رفاه، داشته باشد و افراد در خوشگذرانی باشند و در آزادی لذایذ قرار گیرند، کشور نمونه می‌شود و این باعث ترویج نظام اسلامی و نظام ولایی می‌‌شود.

خطیب جمعه مشهد افزود: روزی که جنگ تمام شد عده‌ای شعار “شهر ما خانه‌ ما” مطرح کردند و همه فعالیت‌ها متمایل شد به چیزی که اسم آن را توسعه اقتصادی گذاشتند، در حالی که توسعه اقتصادی نبود بلکه توسعه رفاه و زندگی بود و این همان مثال روشن افراد مترفین است.

عضو مجلس خبرگان رهبری عنوان داشت: این بینش در مدیریت اقتصادی، مدیریت سیاسی و مدیریت شهری نیز هست و مسئله تساهل و تسامح فرهنگی نتیجه همین بینش است و بر اساس آن می‌گویند که این قدر سخت نگیرید و زیاد گیر ندهید.

خطیب جمعه مشهد افزود: براساس این بینش، خیلی از مدیریت‌های شهری برنامه‌ریزی می‌شود برای مثال مدیریت تهران که در یک تحول، عوض شد و به دنبال اتوبان سازی و افتاح پارک افتاد.

آیت الله علم الهدی گفت: آقای سیفیان، شهردار قدیم تهران، در جریان اتوبان کشی، به مسجدی رسید که امام جماعت آن یک پدر شهید بود و جلوی خراب شدن آن را گرفت و گفت در میان این اتوبان یک میدان درست کنید و اجازه دهید مسجد وسط میدان باشد اما مهندسین قبول نکردند و قرار شد برای حل ماجرا به نزد امام بروند و هرچه امام فرمود را عمل می کنند.

وی ادامه داد: وقتی خدمت امام رسیدند، امام سکوت کردند و سیفیان گفت که وقتی امام صریحا نمی‌گویند که مسجد را خراب کنید، من مسجد را تخریب نمی‌کنم اما ایشان که عوض شدند آن مسجد را خراب کردند و سه مسجد دیگر نیز تخریب شد.

تساهل و تسامح فرهنگی نتیجه توسعه در رفاه و زندگی است

عضو مجلس خبرگان رهبری بیان داشت: این بینش در مدیریت شهری باعث ساخت هتل هفت ستاره، ساختمان 20 طبقه، وسایل تفریحی و عیاشی می‌شود و در مدیریت کشور و نظام، تساهل و تسامح فرهنگی ایجاد می کند.

وی ادامه داد: رهبری گفتند که خانم‌های با حجاب که در مسابقات شرکت می‌کنند، می‌توانند ارزش حجاب را منتقل کنند در حالی که تلویزیون می آید و یک خانم جودوکار را که پایش را تا سرش بالا آورده است نشان میدهد و حتی در مدال گرفتن در کنار آقایان هستند و با آنان فرقی نمی‌کنند.

آیت الله علم الهدی گفت: در این بینش، مسئله حجاب جدی گرفته نمی‌شود و موسیقی حرام در کنار موسیقی شرعی می‌نشیند و کسی به ابتذال آن توجه نمی کند و مترف شدن در جامعه مطرح می شود و کشور محل عیاشی و خوشگذرانی شده و سقوط توسعه اقتصادی کشور را در پی دارد.

امام جمعه مشهد افزود: اگر بودجه‌ای که در کشور صرف ساخت مجتمع‌های 40 طبقه و مراکز آبی را در تولید و جریان مولد و درآمدزا قرار دهیم کشور از لحاظ اقتصادی رشد زیادی خواهد داشت واقتصاد بسیار پویا می‌شود.

خطیب جمعه مشهد عنوان کرد: وقتی مسئله “مترف” مطرح شد، شهری که 10 درصد رشد کرده است، توسعه تجاری و اقتصادی آن 100 برابر می‌شود مثلا همین در مشهد، قبلا فقط دو بازار وجود داشت اما امروزه کدام خیابان را می‌بینید که بازار ندارد؟ در بعد از انقلاب توسعه شهری 10 درصد، توسعه تجاری 100 درصد و توسعه جمعیت 6 درصد شده است که این نتیجه همان بینش در مدیریت شهری است.

توسعه در تولید، مشکلات سیاسی را هم حل می کند

عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: ما توسعه در حد اقتصاد، در جریان‌های کشاورزی و جریان‌های مولد ساز را قبول داریم، اما توسعه در رفاه باعث رکود توسعه اقتصادی، اختلاف طبقاتی و هم عامل تساهل و تسامح فرهنگی می شود و تا این در بین در کارگزاران نظام اصلاح نشود، این مشکل حل نخواهد شد.

آیت‌الله علم‌الهدی اظهار داشت: اگر این اتفاق رخ دهد و این بینش اصلاح شود، همه هزینه‌ها به حوزه کشاورزی و تولید می آید، خیلی از مشکلات فرهنگی ما حل می شود، می توان حدود الهی را بر جامعه حاکم کنیم، و نفوذ فرهنگ بیگانه در مسائل سیاسی حل می‌شود و بدانیم که تمام فرمایشات رهبری برای اصلاح این بینش و براندازی آن است.

امام جمعه مشهد افزود: یک نهاد بسیجی قصد داشت در مشهد ساختمان 20 طبقه‌ای بسازند و من طی نامه‌ای به سردار نقدی گفتم که آیا بسیج اصالتش ایجاد ساختمان 20 طبقه است؟ در جواب گفتند که ما برای زائرین خودمان می‌سازیم، من گفتم که به جای ساختمان بیست طبقه سعی کنید چند زائرسرای ارزان قیمت بسازید زیرا هتل 20 طبقه امکانات، مبل و دکور آن فرق می کند.

خطیب جمعه مشهد گفت: وقتی این بینش رخ می‌دهد، میراث فرهنگی برای یک همایش، 450 میلیون تومان خرج می کند در حالی که اکنون دولت معتقد است پول ندارد و بودجه دچار مشکل است.

وی ادامه داد: اگر تمام پرت‌های هزینه‌های تجملاتی و رفاهی خود، چه درعرصه ماموریت‌ها چه در اجرا برنامه‌ها را بررسی کنیم متوجه می‌شویم که چه رقم بالایی می‌شود، اما می‌گویند که کارخانجات ما تعطیل است، پیمانکاران ما طلبکار هستند و کارشان را رها کردند و تمام پروژه ها تعطیل شده است در حالی که این خرج های اضافی صورت می گیرد.

آیت‌الله علم الهدی اظهار داشت: در مجلس نمایندگانی هستند که این بنیش را دارند در حالی که ولایت فقیه را قبول دارند و متدین نیز هستند اما درخط رهبری نیستند چون تمام راهبردهای رهبری برای این است که این بینش را درست کنند.

خطیب جمعه مشهد یادآور شد: ما در این کشور می‌خواهیم که همه برایمان کف بزنند و تشویق کنیم و هورا بکشند در حالی که نمی خواهیم با این بینش انحرافی مبارزه کنیم و اگر عقیده براندازی این بینش به عرصه تبلیغ و ترویج رسید، ما را به جهنم نمی‌برند اما اگر بنده هم تمکین کنم و به خاطر اینکه کسی به من اهانت نکند سکوت اختیار کنم و اعتراض نکنم در این مسئله سهیم و شریک هستیم.

وی گفت: اگر کسی بخواهد این بینش را اصلاح کند باید هزینه زیادی پرداخت کند و حتی شاید لازم باشد تا آبرو خود را خرج کند، اما باید این قضیه را مدیریت کند و جاده را عوض کند و اگر این اتفاق بیفتد مردم هم راضی می شوند، چون اکثر جامعه متدین هستند.

ارجحیت رضایت عموم مردم بر رضایت نخبگان از نگاه امیرالمومنین(ع)

امام جمعه مشهد به نامه امیرالمونین(ع) به محمد بن ابی بکر اشاره کرد و گفت: امیرالمونین(ع) به محمد بن ابی بکر فرمود: که رضایت اکثریت نخبگان جامعه برایت ملاک نباشد و عموم مردم را در نظر بگیر و این مسئله برای جامعه ماهم مصداق می‌کند چون اکثر مردم جامعه ما دین مدار هستند.

آیت‌الله علم الهدی افزود: باید نشست با افرادی که این بینش را دارند صحبت کرد و بدانید که این بینش به راحتی عوض نمی‌شود و امروز حتی کسانی که در خط ولایت بودند به خاطر دارا بودن این بینش، اکنون آن طرف میز در مقابل رهبری ایستادند زیرا کسانی که در این رفتار گیر می‌کنند دیگر به راحتی نمی‌توانند خود را نجات دهد زیرا برای این کار باید زندگی خود را ابتدا عوض کند و در این حال اولین نفر با خانواده خود مشکل پیدا می‌کند.

وی ادامه داد: اما باید این بینش را درست کنند زیرا شیب تمام دنیای اسلامی به کشور ماست در حالی که کشور با روش اداره می‌شود که می‌گویند بیایید هتل 7 ستاره بسازید و بدانید که این انحراف، در دین است در حالی که ما مسلمانیم و شما برای رسیدن به این هدف در مقابل دین ایستادید؟

خطیب جمعه مشهد بیان داشت: کسانی که به ما تهمت مخالفت با توسعه می‌زنند باید بدانند که ما می‌گوییم که توسعه باید در مسیر اقتصادی باشد و نه در مسیر رفاه و زندگی و باید این مرز مشخص شود تا ما متهم به مخالف توسعه اقتصادی نشویم و منطق ما این است که می گوییم تمام سرمایه‌گذاری که صرف عیاشی و بالا بردن سطح تجملات می شود، اگر صرف توسعه صنعت و کشاورزی شود، اتفاقات خوبی رخ می‌دهد.

آیت‌الله علم الهدی اظهار داشت: اگر ما در کشور وسایل عیش و نوش نداشته باشیم پولی که بدست بیاید در دو حالت خرج می‌شود؛ یا این پول بر می گردد در توسعه اقتصادی و یا در عرصه عدالت اجتماعی مصرف میشود.

وی در پایان گفت: ما کمونیسم نیستیم که با پولداری مخالف باشیم اما اگر این پول بیاید برای یک ویلای 100 متری صرف بشود و تنها یک خانم، یک آقا، یک بچه و یک سگ در آن زندگی کنند، ما با این مخالف هستیم همانطور که پیامبر با کسی که چنین خانه ای داشت بد برخورد کرد و باعث شد تا آن فرد خانه را خراب نماید.

No responses yet

Oct 08 2014

آقا جواتی آملی فرمودند: کمال زن در تربیت صحیح فرزند است نه مدال‌آوری

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

خبرگزاری رسا: حضرت آیت‌الله جوادی آملی گفت: به ما گفتند بیراهه بروید ما هم گفتیم چشم، فضیلت زن در این نیست، که زن و دختر ما برود پایش را دراز کند و یک کسی را بزند و برای ما مدال بیاورد، فأین تذهبون، به کجا داریم می‌رویم.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حضرت آیت‌الله عبدالله جوادی پیش از ظهر سه‌شنبه در درس تفسیر خود به تفسیر آیات ابتدایی سوره مبارکه زمر پرداخت و با قرائت آیه «خَلَقَ ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ وَٱلْأَرْضَ بِٱلْحَقِّ ۖ یُکَوِّرُ ٱلَّیْلَ عَلَى ٱلنَّهَارِ وَیُکَوِّرُ ٱلنَّهَارَ عَلَى ٱلَّیْلِ ۖ وَسَخَّرَ ٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ ۖ کُلٌّۭ یَجْرِى لِأَجَلٍۢ مُّسَمًّى ۗ أَلَا هُوَ ٱلْعَزِیزُ ٱلْغَفَّـٰرُ»، گفت: خداوند آن چنان قاهر است که « خَلَقَ ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ وَٱلْأَرْضَ بِٱلْحَقِّ»، در ساختار آفرینش باطل راه ندارد، اگر کسی خواست در عالم بازی بکند جا ندارد، گرچه دنیا لهو و لعب است اما دنیا غیر از خلقت آسمان و زمین است، عناوین دنیایی بازی است، جهان می‌رود که نابودی را نابود کند، همه ما به سمتی حرکت می‌کنیم که مرگ را از پای دربیاوریم و این مرگ را اماته می‌کنیم و خود برای ابد می‌مانیم.

مفسر برجسته قرآن کریم خاطرنشان کرد: اگر عالم حساب و کتابی نداشته باشد، عالم یاوه می‌شود و این یعنی «بالحق»، در سوره مبارکه صاد فرمود ما آسمان و زمین را باطل نیافریدیم، اگر عالم این طور بود که جهان می‌رفت تا لبه مرگ و بعد نابود می‌شد، این عالم باطل و یاوه می‌شد، آیا خوب و بد همه نابود می‌شوند و خبری نیست، آیا انسان باتقوا با یک فرد فاجر نابود می‌شود و حساب و کتابی در کار نیست.

وی اظهار کرد: هو الاول است، پس خداوند خالق کل شیء است، چون هو الاخر است، پس عالم بالحق خلق شده است، این بالحق اصرار قرآن کریم است، یعنی نظام فاعلی‌اش یکی است، نظام ساختار داخلی‌اش عالمانه است،‌ نظام غایی‌اش هم حق است، یعنی می‌روند که به هدف خود دست یابند، خداوند دخان را به صورت شمس درآورد و در نهایت این شمس را تاریک و تیره می‌کند، این قهاریت خداوند است.

حضرت آیت‌الله جوادی آملی با اشاره به آیه «خَلَقَکُم مِّن نَّفْسٍۢ وَ‌ٰحِدَةٍۢ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَکُم مِّنَ ٱلْأَنْعَـٰمِ ثَمَـٰنِیَةَ أَزْوَ‌ٰجٍۢ ۚ یَخْلُقُکُمْ فِى بُطُونِ أُمَّهَـٰتِکُمْ خَلْقًۭا مِّنۢ بَعْدِ خَلْقٍۢ فِى ظُلُمَـٰتٍۢ ثَلَـٰثٍۢ ۚ ذَ‌ٰلِکُمُ ٱللَّهُ رَبُّکُمْ لَهُ ٱلْمُلْکُ ۖ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ فَأَنَّىٰ تُصْرَفُونَ» اظهار کرد: هیچ تفاوت و تفاخری انسان بر انسان ندارد، مبدأ فاعلی و مبدأ غایی همه یکی است، ساختار داخلی همه هم یکی است و مبدأ قابلی همه هم یکی است، آدم از حقیقتی خلق شد که حوا هم از آن حقیقت خلق شده است، زن هم مانند مرد از همان حقیقت خلق شده است.

وی ادامه داد: تفاوتی در خلقت انسان‌ها و تفاوتی در خلقت زن و مرد نیست، هزاران آدم آمدند و رفتند، هیچ دلیلی بر تفاخر نیست مگر عمل صالح، به جای این که بفرماید از یک شخص واحد فرمود از یک نفس واحد آفرید، تفاوت بین زن و مرد نیست، اما در برخی از ویژگی‌ها زن نسبت به مرد گاه مساوی مرد است، گاه بیشتر از مرد می‌برد، گاه کمتر از مرد است، این ویژگی‌های زن و مرد یک اختلافی است برابر خلقت‌هایی که دارد، او باید مادر بشود و این مادری عاطفه لازم دارد، هرگز مرد این توان را ندارد که فرزند رئوف و مهربان تربیت کند.

کمال زن در مادر شدن و تربیت فرزند است

مؤلف کتاب مفاتیح‌الحیاة با بیان این‌که الان باب شده بچه‌ها را ببرند مهد کودک و این خطر است، اظهار کرد: همین که پدر و مادر بزرگ شدند و سالمند شدند آن‌ها را به خانه سالمندان می‌برد چون مهر و عاطفه نچشید، هفت سال کودک باید در دانشگاه عاطفه باشد، تنها کسی که می‌تواند عاطفه را به جامعه ببرد،‌ تنها کسی که می‌تواند عاطفه را به جان انسان تزریق کند آغوش مادر است، این عواطف که کم شود و زندگی گذشت و قرض‌الحسنه‌ای کم شود و بانک‌های ربوی زیاد شود، نتیجه‌اش همین ده دوازده میلیون پرونده‌ای است که در دستگاه قضا هست.

وی ابراز کرد: جامعه را هرگز با ربا، فشار و خشونت و افراط نمی‌شود اداره کرد، ائمه(ع) در روایت فرمودند هیچ سواری حق ندارد به پیاده‌رو بگوید برو کنار، این عاطفه و گذشت است، این قرض‌الحسنه که گفتند بدهید همین عاطفه را در جامعه زیاد می‌کند، این ده دوازه میلیون پرونده مال ماها است، دیگر، ما خیال کردیم اگر ربا گرفتیم یک قدری مالمان زیاد می‌شود اما ده برابرش باید در دستگاه قضایی شکایت این و آن را بگوییم، این ده دوازده میلیون پرونده گذشته از استرس و سکته فشار اقتصادی هم تحمیل می‌کند، مگر کم خرج و هزینه دارد این ده دوازه میلیون، هزینه این ده دوازده میلیون کم است؟ بودجه دستگاه قضایی چقدر است؟ دستگاه قضایی گرفتار همین‌ها است.

حضرت آیت‌الله جوادی آملی با اشاره به نقش عاطفه در تربیت جامعه ابراز کرد: این ده دوازده میلیون هر کدام با سه چهار نفر درگیر هستند که سی چهل میلیون می‌شود، این بر اثر این است که عاطفه را گم کردیم، ما خیال می‌کنیم کمال زن در این است که برای ما برود مدال بیاورد، کمال زن در مادر شدن است، در فرزند تربیت کردن است، کمال زن در اصلاح جامعه است، چرا عواطف در جامعه کم است، زن از همین حقیقت خلق شده است، به ما گفتند بیراهه بروید ما هم گفتیم چشم، فضیلت زن در این نیست، که زن و دختر ما برود پایش را دراز کند و یک کسی را بزند و برای ما مدال بیاورد، فأین تذهبون، به کجا داریم می‌رویم.

رهبری اهل‌بیت عامل بقای جامعه است

وی بیان کرد: هر کدام از این حیوانات اگر بخواهند چموشی کنند، اگر این شتر رام نشود شما چه می‌کردید، ما این‌ها را برای شما نرم کردید، آن روزی که اسب رام نمی‌شود حرف چه کسی را گوش می‌دهد، اگر یک وقت بخواهند برمند، لگد می‌زنند، فرمود دل‌های این‌ها به دست ما است، این زمین که روی گسل‌ها است، فرمود ما این را برای شما نرم کردیم، زمین را ذلول قرار دادیم، همین زمین را در روز قیامت در دستان خودمان می‌گیریم.

مفسر برجسته قرآن کریم با اشاره به آیه «یَخْلُقُکُمْ فِى بُطُونِ أُمَّهَـٰتِکُمْ» اظهار کرد: برای ساختن برج یک ملات نرمی لازم است، اهل‌بیت(ع) فرمودند سخنان ما آن ملات جامعه است که جامعه روی هم بند شود، یک ملات نرمی لازم است که برج ساخته شود، رهبری اهل‌بیت(ع) آن ملات نرم است، الان این عاطفه و ملات گرفته شد، به همین دلیل ده دوازده میلیون پرونده وجود دارد، جامعه را نه بانک ربوی اداره می‌کند که قرض‌الحسنه را برمی‌دارد و نه این خشونت‌ها و مدال‌گیری‌های زنانه، جامعه را زن و عاطفه زنانه اداره می‌کند.

وی ابراز کرد: هر جا سخن از دستورات قهری هم هست، دستورات مهری هم هست، کار عاطفه برای جلوگیری و دفع این خطرات است نه رفع، اما آن چه که جامعه را روشن و موفق می‌کند دفع خطر است که به وسیله مادر ممکن است، اگر شما خانه سالمندان را می‌بینید یک مرگ تدریجی دارند که فرزندان آنان برایشان سالی یک‌بار گل می‌آورند، این برای آن می‌اندازدشان در خانه سالمندان که در مهد کودک تربیت شد و این خلاء هفت ساله را هیچ کس پر نمی‌کند و این با آغوش مادر و شیر پرمی‌شود، حق حضانت و شیر از آن مادر است، برای این که فرزند باید این هفت سال را در آغوش مادر زندگی کند، خداوند عاطفه را به مادر داد و عقلانیت و مدیریت را به مرد داد.

عبادت هدف خالق نیست، هدف مخلوق است

وی با بیان آیه «إِن تَکْفُرُوا۟ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِىٌّ عَنکُمْ ۖ وَلَا یَرْضَىٰ لِعِبَادِهِ ٱلْکُفْرَ ۖ وَإِن تَشْکُرُوا۟ یَرْضَهُ لَکُمْ ۗ وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌۭ وِزْرَ أُخْرَىٰ ۗ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّکُم مَّرْجِعُکُمْ فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ ۚ إِنَّهُۥ عَلِیمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ»، ابراز کرد: چون او قهار و قادر مطلق است، آفریدگار مطلق است، چون او حکیم است کار او بی‌هدف نیست، او چون غنی است خود او هدف ندارد و تمام اهداف به فعل بازمی‌گردد، آن کسی که کاری می‌کند تا جود بکند بشر است، آن بشر که وضع مالی‌اش خوب است بیمارستانی تأسیس می‌کند تا به فضل جود برسد، خداوند کمال نامتناهی است و چون کمال نامتناهی است از او جود صادر می‌شود، اگر او داد، جواد است و اگر چیزی نداد باز هم جواد است، ذات اقدس اله کارش «تا» برنمی‌دارد و برای هدفی نیست

حضرت آیت‌الله جوادی آملی خاطرنشان کرد: لذا برای همین فرمود اگر همه مردم کافر شوند به حال خداوند تفاوت ندارد، ما خودمان مقصد هستیم، اگر او مقصد، صمد و هوالاخر است، بعد از الله چیزی نیست که الله به دنبال او کار کند، این طور نیست که خداوند به مقصد نرسد اگر همه مردم کافر شوند، آن عبادت که هدف خلقت ذکر شد، هدف مخلوق است نه هدف خالق، کمال نامتناهی فرض ندارد که به جایی برسد که به کمال برسد، این غایت فعل است نه غایت فاعل، چه انسان به مقصد برسد چه نرسد برای او فرقی نمی‌کند «ان تَکْفُرُوا۟ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِىٌّ عَنکُمْ»./914/پ201/ج

No responses yet

Oct 08 2014

محسن رضائی و آیت الله خمینی

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

روز: مباحثی که اخیرا بر سر چگونگی پایان جنگ درگیر شده است، موضوع ناراحتی آیت الله خمینی در پایان جنگ نسبت به برخی از مسئولان سپاه را در کانون توجه افکار عمومی قرار داده. آیت الله خمینی در نامه ای که به مسئولان ارشد نظام در باره دلایل پذیرش قطعنامه ۵۹۸ نوشته است کنایه ای به محسن رضائی فرمانده وقت سپاه که عملا مدیریت نظامی جنگ را بر عهده داشت، زده و وی را به طرح ادعا های شعار گونه متهم ساخته و نامه او مبنی بر تقاضا برای تجهیزات جنگی گسترده را تکان دهنده اعلام می کند. رضائی در بخشی از این نامه امکانات مورد نیاز برای تسخیر بغداد و سقوط صدام و آمادگی مواجهه با آمریکا در خلیج فارس را چنین شرح داده است :

“تا پنج سال دیگر ما هیچ پیروزی نداریم، ممکن است در صورت داشتن وسائلی که در طول پنج سال به دست می ‌آوریم قدرت عملیات انهدامی یا مقابله به مثل را داشته‌ باشیم و بعد از پایان سال ۷۱ اگر ما دارای ۳۵۰ تیپ پیاده و ۲۵۰۰ تانک و سه هزار توپ و سیصد هواپیمای جنگی و سیصد هلیکوپتر و قدرت ساخت مقدار قابل توجهی از سلاحهای لیزر و اتم که از ضرورتهای جنگ در آن موقع است باشیم می ‌توان گفت به امید خدا بتوانیم عملیات آفندی [تهاجمی] داشته باشی”.

آیت الله خمینی یک هفته بعد از پذیرش قطعنامه طی حکمی به رئیس سازمان قضائی نیرو های مسلح حکم می دهد پرونده متخلفان جنگ را بدون اغماض و رعایت مقررات دست و پاگیر بر اساس قوانین شرعی بررسی کنند. وی تاکید می کند مجازات کسانی که باعث شکست جبهۀ اسلام و یا موجب خسارت جانی شدند اعدام است.

بعد از پذیرش قطعنامه و حمله پایانی ارتش عراق که ابتدا با پیشروی هایی همراه بود،گزارش هایی وجود دارد که آیت الله خمینی برخورد عتاب آمیزی با سپاه داشته و از طریق سید احمد خمینی به مسئولان وقت سپاه اولتیماتوم می دهد: “اینجا جایی است که باید متر به متر جنگید و هیچ چیز از هیچ کس پذیرفته نیست، یا سپاه، دشمن را به عقب می‌راند یا برای همیشه یک سپاه ذلیل و مرده‌ای می‌شود. ”

در آن ایام شایعه بازداشت محسن رضائی نیز مطرح شده بود که علی اکبر رفسنجانی در خاطرات ۲۹ تیر ۱۳۶۷ خود می‌گوید: “آقای محسن رضایی آمد. ناراحت است. کمی گریه کرد. دلداری‌اش دادم. آماده استعفا است؛ گفتم در سمت خود بماند. قرار شد فردا مصاحبه تلویزیونی داشته باشد که شایعه بازداشت رد شود. ”

این مسئله می تواند دریچه تازه ای به روابط آیت الله خمینی و محسن رضائی بگشاید. بر خلاف تصویر سازی محسن رضائی این رابطه همیشه نزدیک نبوده و در مقاطعی تنش آلود بوده است. بخصوص در اواخر عمر آیت الله خمینی به نظر می رسد روابط به خوبی قبل نبوده است.

آیت الله خمینی شناخت شخصی از محسن رضائی در پیش و سال های اول انقلاب نداشت. این عضو گروه چریکی اسلامی منصورون پیش از انقلاب و از موسسان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی برای آیت الله خمینی فرد گمنامی به حساب می آمد. اما فعالیت های سیاسی و تبلیغی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی برای آیت الله خمینی و بخصوص فعالیت های گسترده محسن رضائی در سازمان اطلاعات سپاه برای کنار زدن دگراندیشان و تثبیت جریان خط امام باعث شد تا راه وی به دفتر آیت الله خمینی باز شده و به تدریج روابط خوبی با سید احمد خمینی پیدا کند.

بعد از عزل ابوالحسن بنی صدر از ریاست جمهوری محسن رضائی به فرماندهی سپاه انتخاب شد. محسن رفیقدوست ماجرای انتخاب وی را این چنین شرح می دهد. رفیقدوست در آن زمان عضو شورای فرماندهی سپاه بود.

“وقتی بنی صدر از کشور فرار کرد و حضرت امام به عنوان فرمانده کل قوا اداره امور را در دست گرفتند، در یک مقطع قرار شد خود ایشان برای سپاه فرماندهی تعیین کنند. یک روز حاج احمد آقا به من زنگ زد و گفت: امام فرمودند شورای فرماندهی سپاه کسی را پیشنهاد کند. من به ایشان گفتم سه نفر را مناسب این کار می‌دانم و به ترتیب اولویت شهید بروجردی، شهید کلاهدوز و محسن رضایی را معرفی کردم.

حاج احمد آقا گفت: هر سه نفر این افراد خوبند ولی شما پیشنهاد امام را به شورای فرماندهی ابلاغ کن و آنجا هر کس رأی آورد به ما خبربده.

قبل از اینکه این موضوع را در شورا مطرح کنم صبح زود به کرمانشاه نزد شهید بروجردی رفتم. مدتی بود که همدیگر را ندیده بودیم. بعد از احوالپرسی و صحبت های جانبی ماجرا را برای او تعریف کردم و گفتم که پیشنهاد اول من برای فرماندهی سپاه تو هستی. سه ساعت به او اصرار کردم. آخر سر شهید بروجردی به من گفت آن دو نفر دیگر خوبند برو و از بین آنها کسی را انتخاب کن، من آمادگی ندارم.

وقتی به تهران برگشتم شورای فرماندهی تشکیل شد. در لویزان باغی داشتیم که پیش از انقلاب متعلق به ساواک بود و من آنجا را به مرکز تحقیقات موشکی تبدیل کرده بودم. شورای فرماندهی را آنجا تشکیل دادیم و من این بار دیگر اسم بروجردی را مطرح نکردم. از میان دو نفر دیگر رأی گیری کردیم که شهید کلاهدوز تمام آراء را کسب کرد اما خودش به خودش رأی نداد.

به محسن رضایی نیز من و دو سه نفر دیگر رأی دادیم اما اکثریت آراء را شهید کلاهدوز کسب کرد و قرار شد او را به حاج احمد آقا معرفی کنم.

صبح زود بود که دیدم کسی درب خانه را می‌زند. وقتی در را باز کردم دیدم شهید کلاهدوز با یک عبا بر دوش و یک قرآن در دست جلوی در ایستاده و به من گفت به خاطر قرآن این کار را نکن. من حاضرم هر کاری که از دستم برمی‌آید برای سپاه بکنم. شما محسن رضایی را به عنوان فرمانده انتخاب کن من حاضرم قائم مقام او باشم.

یادم می‌آید شهید محلاتی با انتخاب محسن رضایی مخالف بود. من ماجرا را به حاج احمد اقا گفتم. ایشان گفت برو یک رأی موافق دیگر هم بگیر. من هم این کار را کردم و به ایشان خبر دادم. حاج احمد آقا گفتند امام فرمودند یک متنی بنویسید و به من بدهید. من و رضا سیف‌اللهی آن را نوشتیم و بنده آن را خدمت امام بردم. البته متن امام غیر از آن چیزی است که ما نوشتیم و فقط کمی از آن استفاده کردند.”

بدینترتیب در شرایطی که نماینده آیت الله خمینی در سپاه مخالف ریاست محسن رضائی بود،وی به صورت لب مرزی و با اعمال نظر از بیرون شورای فرماندهی سپاه به عنوان پنجمین فرمانده سپاه انتخاب شد که طولانی ترین دوره ریاست را با ۱۶ سال گذراند.

بعد از انتخاب رضائی به فرماندهی سپاه و نقش فعال وی در طراحی و مدیریت عملیات ها در جنگ وی رابطه نزدیکی با آیت الله خمینی پیدا کرد و هر جا که مشکلی پیدا می کرد و یا نمی توانست نظر موافق خامنه ای و رفسنجانی به ترتیب به عنوان رئیس شورای عالی دفاع و فرمانده ارشد جنگ را جلب نماید مستقیما با آیت الله خمینی مکاتبه می کرد. همچنین مراوادت نزدیکی با سید احمد خمینی داشت.

این نزدیکی در حدی بود که آیت الله خمینی برای وی پیغام فرستاد که به خط مقدم جبهه ها نرود. رضائی ماجرا را این چنین شرح می دهد:

“عملیات بدر در روز بیستم اسفند ۱۳۶۳ شروع شد. یک روز قبل از آغاز عملیات، آیت ا… توسلی از بیت حضرت امام تماس گرفتند و گفتند: امام فرمودند: به آقا محسن بگوئید خط مقدم نرود، حفظ جان ایشان، واجب است.

موضوع از این قرار بود که یکی دو روز قبل از آن، شهید محلاتی در جبهه بودند. فرماندهان، بدون اطلاع من، به ایشان گفته بودند آقا محسن، خیلی به خط مقدم می رود، این، خطرناک است، شما بنحوی این مسئله را به امام برسانید که ایشان را منع کنند. شهید محلاتی بلافاصله پس از مراجعت به تهران، موضوع را از طریق آقای توسلی به عرض حضرت امام رسانده بود که امام فرموده بودند: به آقا محسن بگوئید خط مقدم نرود، حفظ جان ایشان واجب است.

وقتی آیت ا… توسلی این دستورِ حضرت امام را به من ابلاغ کردند، من پیغامی را مکتوب کردم و برادرانِ دفتر اینجانب، آنرا با کد و رمز به آقای انصاری دفتر حضرت امام منتقل کردند.

متن پیغام اینجانب به محضر حضرت امام این بود:

محضر مبارک حضرت امام خمینی روحی فداه

با سلام و عرض ادب، امر حضرتعالی، واصل و مطاع است.

چند نکته باستحضار می رسد:

۱ـ گاهی اوقات، برای آنکه از شناسایی های قبل از عملیات مطمئن شوم و ابهامم برای صدورِ دستورِ حمله، مرتفع شود ناچارم خودم به منطقه دشمن بروم تا اطمینان حاصل کنم.

۲ـ گاهی اوقات، در حین عملیات، گره ای در کارِ عملیات، بوجود می آید که جز با حضور خودم، گشوده نمی شود و حاضر شدنم در منطقه درگیری، ضرورت می یابد.

۳ـ گاهی اوقات، در گرماگرمِ عملیات، برای تقویتِ روحیه فرماندهان، حضورم در محدوده درگیری، لازم می شود.

هرچه حضرتعالی امر بفرمائید عمل می کنم.”

آقای انصاری، پیغام مرا خدمت حضرت امام تقدیم و خیلی سریع، پاسخ آن حضرت را ابلاغ نمودند که امام فرمودند: به آقا محسن بگوئید، تشخیص، با خودِ شماست، ملاحظات امنیتی را رعایت کنید.”

آیت الله خمینی در حکمی که در تیر ۱۳۶۲ به آیت الله طاهری خرم آبادی می دهد بر ضرورت رعایت نظرات محسن رضائی تاکید کرده و می گوید وی مورد علاقه اش است. متن فرمان آیت الله خمینی چنین است :

“جناب حجت الاسلام آقاي حاج سيد حسن طاهري – دامت افاضاته

پيرو سفري كه براي جنابعالي پيش آمد، جناب حجت الاسلام آقاي فاكر- ايده الله تعالي – براي رسيدگي به وضع سپاه پاسداران منصوب شدند. ضمن تشكر ازجناب آقاي فاكر در تحمل زحمات در غياب شما، جنابعالي را به سمت سابق منصوب مي نمايم كه با كمال دقت و ظرافت به آنچه در اساسنامه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي براي نماينده اينجانب آمده است عمل نماييد. اميد است با ياري و صميميت جناب حجت الاسلام آقاي فاكر و جناب حجت الاسلام آقاي محلاتي و جناب آقاي وزيرمحترم سپاه و جناب آقاي محسن رضايي كه مورد علاقه و تاييد اينجانب است، هر چه بهتر به وضع سپاه رسيدگي نماييد.

لازم است جناب آقاي وزير سپاه و فرمانده محترم سپاه و ديگر فرماندهان و كساني كه در سپاه سمتي دارند جناب آقاي طاهري نماينده اينجانب را تاييد و در مسائلي كه مربوط به ايشان است از ايشان تبعيت كنند تا ان شاءالله تعالي امور سپاه كه بازوي تواناي جمهوري اسلامي است بر طبق مقررات شرعي و قانوني و مصالح عالي كشور و جمهوري اسلامي تمشيت يابد. لازم به تذكر است كه تبعيت از جناب آقاي محسن رضايي، فرمانده كل سپاه و از فرماندهان ديگر به حسب سلسله مراتب و مقررات سپاه درجمهوري اسلامي ايران يك وظيفه شرعي الهي است كه تخلف از آن علاوه بر تعقيب قانوني مسئوليت شرعي دارد.

آیت الله خمینی در ماجرای اعتراض برخی از فرماندهان سپاه با محوریت شهید کاظم رستگار و شهید بهمنی و مشارکت اکبر گنجی به مدیریت محسن رضائی و نحوه اداره جنگ، جانب محسن رضائی را گرفت. ماجرا از این قرار بود که بخشی از نیرو های سپاه معتقد بودند که رضائی با بی اعتنایی به چان رزمندگان و صورتبندی غلط از عملیات های جنگ به با طرح خیال بافانه سقوط صدام اطلاعات غلطی را به آیت الله خمینی می دهد. همچنین آنها به فعالیت های سیاسی مسئولان سپاه از قبیل محسن رضائی، رحیم صفوی و محسن رفیقدوست و هماهنگی آنها با جناح راست اعتراض داشتند. علی رغم اینکه این گروه از طریق آیت الله منتظری و صانعی هماهنگ کرده بودند تا با آیت الله خمینی دیدار کرده و اعتراضات شان را بیان کنند، اما با مخالفت های رضائی و دخالت سید علی خامنه ای رئیس جمهور وقت این ملاقات منتفی می شود و پیام آیت الله خمینی از طریق محلاتی برای معترضان خوانده شده و محلاتی از آنها می خواهد تا توبه کنند.

متن پیام آیت الله خمینی در سال ۱۳۶۳ بدین شرح است:

“شما به آقایان بگویید که شماها می دانید که مملکت ما بعد از انقلاب است و ما مبتلا هستیم به مخالفت های همه جانبه از تمام ممالک دنیا، دو سه تا هستند که با ما سر جنگ ندارند و همیشه ابرقدرت ها در فکر آن هستند که به یک راهی عمل کنند که تا می توانند ما را آرام کنند. راه هایی که انتخاب کرده اند زیاد بوده است تا رساندند به جنگ و در جنگ هم موفق نشدند. اینها در فکر این هستند که اختلاف ایجاد کنند و آن جمعیتی که بیشتر از همه مورد خوف آنهاست سپاه و آن چه مربوط به آن است و بسیج. از این باب آنها دنبال این هستند که در خود سپاه رخنه کنند.

خیال نکنید اگر کسی آمد و هیاهو کرد که سران سپاه چه هستند، از حلقوم خودشان است. از حلقوم خودشان نیست. از حلقوم دشمنان اسلام است. اگر مردم خوبی هستند، بازی خورده اند. اگر چنان چه اشخاصی باشند که نفوذ کرده اند و عمدا این کارها را انجام می دهند که سپاه را فشل کنند، باید بدانند که اگر چنان چه اختلاف در سپاه بیفتد، جمهوری اسلامی از بین خواهد رفت. اگر به خدا معتقد هستند، پیش خدا مسئولند و این طور نیست که خداوند از آنها گذشت نماید. اگر مردمی هستند که برای ایران عمل می کنند و این کارها را انجام می دهند، باید بدانند که این وضعیت به نفع اسلام نیست.

از این کارها دست بردارید. البته من می توانم با وضع دیگری عمل کنم، ولی بنا دارم با دوستی و برادری برخورد شود. علی ایحال از این طور کارها که موجب تضعیف فرماندهی می شود که آنها از حشمتی که دارند بیفتند، دست بردارید. ما امروز هیچ یک از افرادی که در راس امور هستند را امکان ندارد که برداریم و آنها همین طور خواهند ماند. با هیاهو آقای محسن و آقای رفیق دوست برداشته نمی شوند. اگر ما یک مقام را برداریم، ما را تضعیف می کنند و این به نفع مملکت ما نیست. چه از نظر اسلام و چه از نظر برداشت سیاسی ما از دنیا چون ما می بینیم کارهایی که در این جا انجام می شود قبل از آن که از رادیوی خودمان بشنویم، از رادیوی بیگانه می شنویم. شما درست توجه کنید که با این مسائلی که خیال می کنید با سر و صدا و هیاهو افراد کنار می روند، امکان ندارد سران کنار بروند.

کنار بگذارید این کارها را. این کارها مخالف جمهوری اسلامی است. این کار با برداشت ما از جمهوری اسلامی مخالف است و وضع سیاسی ما در دنیا به هم می خورد. من سفارش شما را به آقایان کرده ام که با شما مدارا کنند. اگر افرادی بعد از این پیام دست برنداشتند باز بخواهند به اختلافات دامن بزنند، به من اطلاع دهید. آنها تکلیف دیگری دارند. این را باید اطلاع بدهید. در بین آقایان هم صحبت کنید. به آنها محبت کنید و اگر من بدانم بعد از این پیام کاری کنند، من به عنوان مخالف اسلام تلقی و معرفی می کنم. ”

حمایت آیت الله خمینی از رضائی آنقدر شدید بود که به تهدید عباس دوزدوزانی از نمایندگان مجلس دوم پرداخت. دوزدوزانی دومین فرمانده سپاه و از موسسان آن بود که این نهاد را ترک و وارد فعالیت های سیاسی شده بود. خامنه ای وی را فرا می خواند و پیام آیت الله خمینی را بشرح زیر به وی ابلاغ می نماید

“شنیده ام که این آقای دوزدوزانی امضا جمع می کند تا مرا در فشار بگذارند که فرمانده سپاه را عوض کنم، بگویید سر جایش بنشیند والا من جمله ای خواهم گفت”.

اما شکست های سپاه در عملیات و وقوع اتفاقاتی بر عکس برنامه ریزی و ادعا های مسئولان باعث شکایت آیت الله خمینی نیز می شده است. به عنوان مثال سردار محمد جعفر اسدی فرمانده لشگر المهدی در زمان جنگ بعد از ناکامی در عملیات کربلای ۴ می گوید:

“به شدت از دست مسئولان قرارگاه مرکزی عصبانی بودم، ماشین را برداشتم و گازش را گرفتم. وقتی رسیدم آنجا دیدم محسن رضایی با تلفن صحبت می‌کند. این پا و آن پا می‌کردم که بروم تلفن را از دستش بگیرم و بزنم زمین. از حرف‌هایش فهمیدم آن طرف خط حاج احمد آقاست. محسن در حالی که رنگ و رویش مثل گچ سفید شده و دستانش می‌لرزید، وضعیت جبهه‌ها را گزارش می‌داد…”

رضائی چندین بار در زمان جنگ از فرماندهی سپاه استعفا می دهد. یکی از این موارد در سال ۱۳۶۶ است. او طی نامه ای به سید احمد خمینی چنین می گوید :

“برادر ارجمندم؛ حضرت حجت الاسلام جناب آقای حاج سید احمد خمینی (زید عزه)

با اهدای تحیت؛

اکنون که علی رغم مقاومت های زیاد در مقابل مشکلات و نارسایی های میدان نبرد (که عمدتاً ناشی از افراد و عوامل داخلی جامعه و مسئولین کشور بوده اند)، مجبور به استعفا از مسئولیت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شده ام، لازم می دانم از زحمات جنابعالی در حمایت از نیروهای انقلاب اسلامی بالاخص رزمندگان جان بر کف حزب اللهی کشور (و علی الخصوص در عملیات والفجر ۸ و کربلای ۵) تشکر و قدردانی کنم.

امیدوارم نسل های آینده انقلاب، چهره های وفادار به امام و اصول مبنایی انقلاب اسلامی را فراموش نکرده و به آنان وفادار باقی بمانند.”

اما آیت الله خمینی با استعفای وی مخالفت می کند.

بعد از پذیرش قطعنامه در اسناد موجود مکاتبه و رابطه ای بین آیت الله خمینی و محسن رضائی مشاهده نمی شود.

آیت الله خمینی در نامه ای در شهریور ۱۳۶۷ خطاب به کلیه فرماندهان و پرسنل سپاه از فعالیت های آنها در جنگ تجلیل کرده و خواهان حفظ آمادگی و فعالیت ها در زمان صلح می شود. همچنین در نامه ای در تاریخ دی ماه ۱۳۶۷ از محسن رضائی می خواهد سپاه وظیفه حفاظت از هواپیما ها را ادامه دهد و مسئولیت ربوده شدن هواپیما ها را بر بر عهده سپاه می گذارد. همچنین از رضائی می خواهد در هماهنگی با نخست وزیر امور اجرائی را انجام دهد. این نامه در پی درخواست رضائی برای تمدید ماموریت سپاه در زمینه امنیت هوایی بعد از پایان جنگ صادر شده است. رضائی شکایت کرده بود که مجموعۀ تشکیلات موجود در فرودگاه با زنده کردن قوانین سابق، حضور سپاه را با طرح مسئلۀ “نداشتن جایگاه قانونی” تخطئه می‏ نمایند.

بدینترتیب معلوم می شود که آیت الله خمینی در طول دوره ۸ ساله فرماندهی محسن رضائی بر سپاه در زمان حیات وی رابطه خوبی با او داشته است. اما این رابطه که با وساطت سید احمد خمینی بوده، فراز و نشیبی نیز داشته است. اما به نظر می رسد بعد از پایان جنگ روابط به گرمی سابق نبوده و چه بسا رو به سردی رفته است. انتشار اطلاعات بیشتر کمک می کند تا درک بهتر و نزدیک به واقعیت از مناسبات آیت الله خمینی با محسن رضائی بدست آید.

No responses yet

Oct 07 2014

گفت‌وگو با مادری که فرزند ٥ساله‌اش را برای فروش گذاشته است: پسرم را می‌فروشم تا صاحبخانه شوم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,ملای حیله‌گر

خبرآنلاین: روزنامه شهروند نوشت:

نوشته بود «یک پسر پنج‌ساله به فروش می‌رسد» یک آگهی چند خطی روي ديوارهاي شهر با یک شماره موبایل. شوخی نبود. پشت خط صدایی شکسته انگار که صدای پیرزنی سالخورده باشد اما سالخورده نبود. ماجرا، قصه فروش کلیه نیست، روایت فروش یک بچه است، یک پسربچه پنج ساله که مادر و پدرش او را به فروش گذاشته‌اند، آگهی کرده‌اند و گوش به زنگ تلفن که چه کسی پسرشان، پسر پنج ساله‌شان را می‌خرد؟ پدر و مادرش، یک زوج زابلی‌اند که پسر‌شان را برای فروش گذاشته‌اند. به این امید که از اجاره‌نشینی خلاص شوند و در مقابل، پسرشان به دست فرد نیکوکاری بیفتد و آینده روشنی داشته باشد. آگهی چند خطی، تکان‌دهنده است اما از آن تکان‌دهنده‌تر، واگذاری یک کودک ٥ساله در ازای یک خانه است، خانه‌ای در زابل. پسرشان را می‌فروشند چون پدر و مادرش، نمی‌توانند از پس هزینه‌های خود و سه فرزندشان بر بیایند، در پرداخت کرایه ماهیانه منزلشان مانده‌اند و نمی‌خواهند هر شب شاهد شب بیداری‌ها و گرسنگی‌های فرزندان دل‌خسته‌شان باشند.

پسرتان را برای فروش گذاشته‌اید؟
برای فروش نه، در ازایش یک خانه می‌خواهیم.

یعنی پسرتان را در ازای یک خانه می‌دهید؟
بله

چرا؟
چون پول نداریم حاج آقا، چون هیچ چیزی نداریم، صاحبخانه جوابمان کرده است. ما پول نداریم، رعیت هستیم.

خب هر کسی که پول نداشته باشد باید فرزندش را بفروشد؟

این کار را برای آینده بچه‌هایم انجام می‌دهم.

کجا زندگی می‌کنید؟
زابل.

خود زابل یا روستاهای اطراف؟
نه خود زابل.

به سازمان‌های مرتبط برای این‌که به شما کمک کنند مراجعه کرده‌اید؟
بله حاج آقا، همه جا رفتیم.

چی را قبول نمی‌کنند؟
این‌که کمکمان کنند.

یعنی خانه به شما بدهند؟
بله، ولی هیچ کمکی هم نمی‌کنند، ما هیچ چیزی نداریم.

دقیقا به شما چه گفتند؟
گفتند که شوهرم باید ٦٠ساله بشود. شوهرم مریض است، بدحال است، عکس از سینه و ریه‌اش گرفتیم و بردیم، شوهرم حتی ناراحتی قلبی دارد، دست و پاهایش شکسته است، اما باز هم می‌گویند وقتی ٦٠سالش شد کمک می‌کنیم. من سه‌سال است که پیگیر کمک هستم.

نامه‌نگاری مکتوب داشتید؟
بله، ولی گفتند شوهرم باید ٦٠سالش شود.

پیش چه کسی رفتید؟
یادم نیست.

چرا شوهرتان کار نمی‌کند؟
مریض است حاج آقا، کاری نمی‌تواند بکند.

اصلا شغل شوهر شما چیست؟
راننده بوده، ولی ماشین نداره.

یعنی قبلا ماشین داشته؟
نه قبلا هم نداشته.

خب چطوری رانندگی می‌کرده؟ برای کجا کار می‌کرده؟
قبلا که مرزها باز بودند، با ماشین گازويیل می‌برد مرز، ولی الان که مرزها بسته شده دیگه نمیشه گازويیل برد.

همسرتان از کجا ماشین می‌آورد؟
ماشین از آشناها می‌گرفت، یک ماشین از داماد خواهرزاده مادرم می‌گرفت و با رفیق‌هایش گازويیل می‌برد. با خود صاحب ماشین می‌رفتند مرز و گازويیل می‌فروختند.

الان پول از کجا میارید؟
از یارانه.

چقدر می‌گیرید؟
٢٠٠هزار تومان.

چرا شوهر شما کار نمی‌کند، به جز رانندگی کار دیگری بلد است؟
زمانی که در تهران بودیم کار می‌کرد، ولی کار برایش سخت بود و نمی‌توانست کار کند.

تهران به چه کاری مشغول بود؟
٢‌سال در کوره می‌کرد، ولی کارخانه بیمه‌اش نمی‌کرد، کارش هم سخت بود، دیگر نتوانست کار کند.

شوهرتان چند سالش است، شما چند‌ سال دارید؟
شوهرم ٥٥ ساله است و من ٣٥‌سال دارم.

خب شوهرتان نمی‌تواند مثلا سرایدار شود، نگهبانی بدهد، کارهایی از این دست؟
دست‌ها و پاهای شوهرم شکسته، نمی‌تواند کارهای سنگین انجام بدهد، هیچ جای دیگری هم نتوانست کار نگهبانی و سرایداری پیدا کند. اگر از این کارها پیدا شود حتما کار می‌کند.

دست و پای شوهرتان به چه دلیل شکسته است؟
تصادف کرده، موقعی که رانندگی می‌کرد، تصادف کرد و دست‌ها و پاهایش آسیب دید.

شما چند تا بچه دارید؟
سه تا.

چند ‌سالشان است؟ اسم‌هایشان را می‌گویید؟
پسرم ابوالفضل کلاس ششم است. دخترم زهرا کلاس پنجم است و پسرم آریا.

که ٥ سالشه و برای فروش گذاشتید.
بله. حاج آقا برای من هم خیلی سخته، از وقتی که کوچک بود، بزرگش کردم، من خودم شبانه‌روز گریه می‌کنم، ولی چه کاری می‌توانم انجام بدهم، گفتم شاید از طرف کمیته امداد کاری بکنند، ولی هیچ خبری نشد.

آریا خودش چیزی نمی‌گوید؟ خبردار شده که می‌خواهید بفروشیدش؟ زهرا و ابوالفضل چطور با این مسأله برخورد کرده‌اند؟
گریه می‌کنه، همه‌شان گریه می‌کنند، زهرا، ابوالفضل و آریا گریه می‌کنند، می‌گویند چرا این‌جوری شد، من هم ناراحت هستم، ولی جایی از خودمان نداریم، این کار را برای آینده خود بچه‌ها می‌خواهم انجام بدهم، برای این‌که معتاد نشوند، من جوان‌های دیگر را می‌بینم که پلاستیک جمع می‌کنند تا بفروشند برای عمل‌شان (اعتیادشان)، نمی‌خواهم بچه‌های من این‌طوری بشوند.

خب شما می‌خواهید یکی از بچه‌هایتان را فدا کنید تا بقیه بچه‌ها سرنوشت بهتری داشته باشند؟
من باید چه کار کنم؟ چه کاری از دست من بر می‌آید؟

خیلی‌ها هستند که خانه اجاره‌ای دارند، باید بچه‌های‌شان را بفروشند؟
ما که پول نمی‌خواهیم، فقط یک خانه می‌خواهیم.

فکر می‌کنید آخر و عاقبت آریا چی میشه اگر بفروشیدش؟
نمی‌دانم حاج آقا.

به این فکر نکردید که آریا دست یک آدم ناجوری بیفتد؟
خب همین جوری که بچه‌ام را نمی‌دهم، به کسی می‌دهم که امکاناتش خوب باشد، نه این‌که شرایطی مانند ما داشته باشد و فردا دوباره بچه‌ام را بفروشد.

چطور می‌فهمید کسی که برای بردن آریا آمده آدم خوبی است؟
خب باید بروم و خانه‌شان را ببینم، کجا زندگی می‌کنند، از چهارتا همسایه‌شان سوال کنم، باید مطمئن شوم بعد بچه‌ام را بدهم وگرنه اگر خوب نباشه من را هم بکشند بچه‌ام را نمی‌دهم.

به نظرتان فروختن پسرتان چه تأثیری هم روی آریا و هم بچه‌های دیگرتان دارد؟
من این کار را برای بچه‌هایم می‌کنم، می‌خواهم یک آدم خیرخواهی پیدا شود و به داد ما برسد. اگر می‌خواستم بچه‌ام را بفروشم در بیمارستان و موقع زایمان این کار را می‌کردم. من سر آریا سزارین شدم، مریض شدم. شوهرم هم که سکته کرده، من هم مریض هستم.

چه بیماری دارید؟
من بیماری کلیه دارم، یکی از کلیه‌های من کار نمی‌کند، فردا هم من می‌میرم هم شوهرم، می‌خواهم از آینده بچه‌هایم مطمئن شوم، من به آینده امید ندارم، مسئولان هم به داد ما نمی‌رسند، من خیلی وقته که رنگ دکتر را هم ندیده‌ام. چه کاری باید بکنم؟

شوهرتان معتاد که نیست؟
نه نیست.

هیچ‌وقت اعتیاد نداشت؟
قبلا بوده ولی الان رها کرده، معتاد اون‌طوری نبوده، معتاد شیره بوده، ولی چون قند داشته، دکتر گفته که خطرناکه، برای همین رها کرده، الان اصلا معتاد نیست.

شما که وضعتان این‌طوری بود، بی‌پول بودید و بیکار، شوهرتان هم که زمانی اعتیاد داشت، چرا سه بچه آوردید؟
خب قبلا این‌طوری نبودیم، اولش خوب بود. در خانه پدرم زندگی می‌کردیم، ولی بعد مشکلات ما زیاد شد.

شما خودتان نمی‌توانید کار کنید؟
کار نیست اصلا، زابل کار ندارد.

مثلا نمی‌توانید در خانه مردم کار کنید؟
من خیلی وقت‌ها در خانه مردم کار می‌کنم، ولی بیشتر مواقع به جای پول و مزد به من لباس می‌دهند، لباس که به کار من نمیاد. هیچ‌وقت حاضر نیستم لباس‌های کهنه دیگران را ببرم و بفروشم. در خانه‌ها کارگری می‌کردم، بادنجان و گوجه‌فرنگی پاک می‌کردم.

از وقتی این آگهی را پخش کردید چند نفر به شما زنگ زدند؟

خیلی‌ها زنگ زدند. می‌گفتند که بچه‌ات را نفروش، به تو کمک می‌کنیم خانه بگیری، گفتند به تو پول می‌دهیم، ولی دیگر خبری نشد. حتی یک نفر می‌گفت شخص خیری را معرفی می‌کند که کمکمان کند. ولی معرفی نکرد. می‌گفت برایتان با بلوک و آجر خانه درست می‌کنیم، ولی هنوز خبری نشده، من اگر می‌خواستم بچه‌ام را بفروشم، موقع زایمان این کار را می‌کردم، ولی الان راهی ندارم. الان آب و نان من گلی است.

چند وقت است آگهی فروش پسرتان را گذاشته‌اید؟
دو ماه.

از اقوام و فامیل و دوست و آشنا کسی به کمکتان نیامد؟
فامیلی که بتواند کمکمان کند و خانه بگیریم نداریم.

همسایه‌ها چی؟ همسایه‌ها کاری نکردند؟
نه، هیچ چیزی نگفتند.

چه وسایلی در خانه‌تان دارید؟
ما فقط یک یخچال داریم و یک تلویزیون، چیز دیگه‌ای نداریم. یخچال را هم یک نفر به شکل امانت به ما داده که تابستان را بگذرانیم.

غذا روی چی درست می‌کنید؟
یک گاز پیک‌نیکی دارم.

کرایه خانه شما چقدر است؟
ماهیانه صد‌هزار تومان.

چقدر پول پیش؟
پول پیش ندارد.

خانه‌تان چند متر می‌شود؟
حدودا ١٢٥ متر با یک سالن بزرگ.

خرج مدرسه بچه‌هایتان را چگونه تأمین می‌کنید؟
از طریق یارانه و کمک همسایه‌ها.

همسایه‌هایی که به مدرسه رفتن بچه‌هایتان کمک می‌کنند، نمی‌توانند کاری کنند که پسر ٥ساله‌تان را نفروشید؟
خب کمک می‌کنند ولی ما خانه می‌خواهیم، نمی‌توانند این کار را بکنند.

غذا را چه کار می‌کنید، با این توضیحاتی که دادید چه غذایی به بچه‌هایتان می‌دهید؟
خب بچه‌های من رنگ میوه را نمی‌بینند، گوشت و مرغ نمی‌توانم بخرم، همسایه‌ها کمکمان می‌کنند، دو همسایه قدیمی داریم که خیلی به فکر ما هستند، ولی برای آینده بچه‌هایم حاضرم همیشه گرسنه باشم، ولی در مقابل یک خانه داشته باشم تا بچه‌هایم بدون سقف نباشند.

شوهرتان با فروش پسرتان مخالف نیست؟
نه، مخالفتی ندارد. او کاری به این مسائل ندارد، او وضع خوبی ندارد. من هم چندان وضع خوبی ندارم.

منزل شما کجای زابل است؟
روبه‌روی مصلی، کوچه (…) ، پلاک (…) است. یک آزمایشگاه مرکزی نزدیک خانه ما است.

No responses yet

Oct 06 2014

ختیار اجرای بخشی از احکام اعدام به محسنی اژه ای تفویض شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: صادق لاریجانی اختیار “اتخاذ تصمیم در خصوص اجرای احکام سلب حیات در پرونده های مواد مخدر” را به معاون اول خود داده است

صادق لاریجانی رئیس قوه قضاییه ایران، اختیارات خود در مورد اجرای بخشی از احکام اعدام را به غلامحسین محسنی اژه ای معاون اول این قوه تفویض کرد.

آقای لاریجانی دوشنبه ۱۴ مهر (۶ اکتبر) شرح وظایف و اختیارات معاون اول جدید قوه قضاییه را به او ابلاغ کرد که یکی از آنها، “اتخاذ تصمیم در خصوص اجرای احکام سلب حیات در پرونده های مواد مخدر” است.

در ایران، همه احکام اعدام برای تایید نهایی به دیوان عالی کشور فرستاده می شوند اما ریاست قوه قضاییه، بر مبنای اختیاراتی که از جانب رهبر جمهوری اسلامی به او تفویض شده، امکان تاثیرگذاری بر چنین احکامی را دارد.

غلامحسین محسنی اژه ای، که پیشتر دادستان کل کشور بود، در مرداد ماه گذشته با حکم رئیس قوه قضاییه به سمت معاون اولی دستگاه قضایی کشور منصوب شد.

در پی این انتصاب، صادق لاریجانی اعلام کرد که همراه با تغییر معاون اول، “برخی از اختیارات رئیس قوه قضائیه از جمله جلسه با معاونان، رؤسای سازمان های قوه قضائیه و رؤسای دادگستری ها به وی تفویض می شود”. وی در عین حال افزود که همچنان، “تصمیم نهایی با رئیس قوه قضائیه است”.

از جمله دیگر اختیاراتی که آقای لاریجانی به معاون اول خود تفویض کرده عبارتند از: “بررسی و تایید پیشنهاد های معاونت راهبردی در خصوص شرح وظایف و تشکیلات واحدهای اداری قوه قضاییه و سازمان های تابعه”، “تصویب ایجاد شعب دادسرا و دادگاه”، “ریاست جلسات کمیسیون نقل و انتقال قضات” و “بررسی فرآیند تامین و توزیع اعتبارات مصوب قوه قضاییه”.

تفویض اختیارات رئیس دستگاه قضایی در مورد احکام اعدام مرتبط با مواد مخدر، در شرایطی انجام شده که جرایم مرتبط با این مواد، از جمله دلایل اصلی اعدام افراد در ایران محسوب می شوند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .