اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'اجتماعی'

Oct 22 2014

درخواست محمدرضا شجریان برای بخشش ریحانه جباری

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: محمدرضا شجریان، خواننده پرآوازه‌ ایرانی، در نامه‌ای سرگشاده به خانواده سربندی از آن‌ها درخواست کرده تا از کشتن ریحانه جباری صرف‌نظر کنند. او در نامه خود نوشته است “هیچ عاطفه انسانی خون را با خون نمی‌شوید.”

محمدرضا شجریان در نامه‌ خود که روز چهارشنبه (۳۰ مهر/۲۲ اکتبر) در خبرگزاری‌های داخلی منتشر شده، از خانواده مرتضی سربندی تقاضا کرده تا با “بزرگواری” از کشتن ریحانه جباری پرهیز کنند و “به انسان درمانده و ناامیدی” زندگی دوباره ببخشند. این خواننده پرآوازه ایرانی در نامه خود نوشته است: «به هرجهت خون انسانى ریخته شده و دیگر انسانى ٧ سال در زندان ساعت‌هاى عمر را با مرگ و زندگى شمارش کرده است. وجدان آگاه و بیدارجامعه امروز گذشت را از شما انتظار می‌کشد و تحسین می‌کند، از انتقام هراس دارد.»

شجریان در این نامه سرگشاده نوشته ‌که “هیچ عاطفه پاک انسانی، خون را با خون نمی‌‌شوید” و افزوده است: «در این میان یک نفر است که اشتباه بزرگ را مرتکب شده، آن هم بر کسی روشن نیست.»

او در پایان نوشته است: «پیشنهاد و خواهش من این است: این دختر را نکشید. به یقین او نیز تمام عمر مدیون و دوستدار شما خواهد بود.»

نامه محمدرضا شجریان در حالی انتشار یافته که آخرین جلسه صلح و سازش میان ریحانه جباری و خانواده سربندی به عنوان اولیای دم مقتول، منجر به کسب رضایت نشد و به این ترتیب این احتمال وجود دارد که حکم اعدام ریحانه جباری اجرا شود.

No responses yet

Oct 22 2014

سکوت رهبری و فشار از پایین ولایت مداران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,درگیری جناحی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

خودنویس: فشار از پایین بدنه اجتماعی بنیادگرایان شیعی در مقاطعی نظرات و عملکرد رهبری را تحت تاثیر قرار داده و باعث می‌شود مطالبات و تصمیماتش تغییر پیدا کند. البته این تغییر در سطح تاکتیک و دامنه سیاست‌های کلان است.

علیرضا زاکانی دبیر کل جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی  در هفته گذشته سخنانی را به زبان آورد که یکی از نکات آن عدم تعارض سکوت رهبری با فعالیت‌های اعتراضی اصول‌گرایان افراطی و نیروهای موسوم به حزب الله بر علیه سیاست‌های داخلی و خارجی دولت روحانی است.

وی در  جلسه «بزم اندیشه» که در موسسه جوانان آستان قدس‌رضوی در تاریخ ۲۴ مهر ۹۳ برگزار شد، گفت:

«وقتی مقام‌معظم‌رهبری می‌فرمایند: «انتظار من از بسیجیان این است که از سکوت من نیز درس بگیرند»، یعنی یک جوان انقلابی باید در سطحی اعلا از بصیرت قرار داشته باشد. او با اشاره به ماجرای برادر خلیفه سوم، افزود: خلیفه سوم برادری داشت که پیامبر در مورد او فرموده بودند: «اگر این فرد را درحالی‌که خود را از پرده کعبه گرفته است، دیدید، او را پایین آورید و گردن بزنید؛ روزی خلیفه سوم برادرش را برای بخشش نزد پیامبر آورد و در میان مردم سه بار از پیامبر درخواست عفو کرد و پیامبر سکوت کردند؛ پس از بار سوم ایشان برادر خلیفه را بخشیدند و در پاسخ به مردم که چرا او را بخشیدید، فرمودند: «شما که دستور مرا شنیده بودید و می‌دانستید باید این فرد را گردن بزنید، چرا همه سکوت کردید؟ من منتظر بودم تا یکی از شما فرمان من را اجرا کند.»

زاکانی با بیان اینکه می‌توان با اقدام مناسب در زمان مقتضی، سطح انتظار رهبری را افزایش داد، عنوان کرد: «اینکه مسلمانان می‌توانند میدان مطالبات رهبری را افزایش دهند، یک قاعده است یعنی ما می‌توانیم مسیر را به‌گونه‌ای دنبال کنیم که رهبر‌معظم‌انقلاب سطح بالاتری از انتظارات خود را طلب کنند.»

سخنان وی با الگوی رفتاری رهبری و مناسبات وی با حامیان دو آتیشه و تندرو  تطبیق می‌کند. معمولا این نیروها حرکاتی را بر خلاف رویه‌های قانونی و  نهادهای دولتی راه انداخته و با ادعای دفاع از رهبری و فرامین ولایت فقیه دیدگاه‌های افراطی در سیاست داخلی و خارجی و عرصه فرهنگی را طرح کرده و جلوی تحولات را می‌گیرند. در ابتدا رهبری سخن صریحی مبنی بر دفاع از حرکت‌های آنها به زبان نمی‌آورد. اما این گروه‌ها به راحتی و بدون نگرانی از برخوردهای قضائی و امنیتی کارهای‌شان را انجام می‌دهند و بعد از جلو بدن کار و رفع موانع عملا نظام و نهادهای موجود مهر تایید بر این حرکات می‌زنند.

به عنوان مثال می‌توان به حمله انصار حزب‌الله به سخنرانی دکتر سروش در مهر ماه ۱۳۷۴ در دانشگاه تهران اشاره کرد که خواهان توقف سخنرانی‌های یک‌طرفه دکتر سروش و مشروط شدن آن به مناظره شدند. در آن مقطع رهبری فقط مواضع تندی بر علیه نظرات جدید دکتر سروش گرفته بود ولی هیچگاه نه وی و نه هیچ نهاد قانونی و مسوول دکتر سروش را ممنوع السخنرانی نکردند. اما با تشدید فعالیت‌های این گروه عملا دکتر سروش برای مدتی از امکان سخنرانی محروم شد و همچنین با تهدیدات و اذیت و آزار گروه‌های فشار  عملا نتوانست به تدریس در دانشگاه بپردازد.

در بحثی که بین اعضاء وقت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک و اعضاء انصار حزب‌الله بر سر چرایی محرومیت دکتر سروش از سخنرانی در  قالبی غیر از مناظره  در گرفته بود، اعضاء انصار مخالفت رهبری را به عنوان دلیل مطرح کردند اما وقتی از آنها مدرک و مستندی در خصوص مخالفت اعلام نشده رهبری خواسته شده بود، آنها می‌گفتند بر اساس  قرائن و نشانه‌ها نظر رهبری را متوجه می‌شوند و نیازی به بیان مستقیم دستور از سوی ولی فقیه نیست! حتی یکی از آنها گفت «ما سگ آقا هستیم و بو می‌کشیم او چه می‌گوید!»

مثال دیگر حمله وحشیانه  به کوی دانشگاه تهران  در سال‌های ۱۳۷۸ و ۱۳۸۸ است که علی‌رغم محکومیت رهبری و مخالفت ظاهری نهادهای دولتی و تشکیل دادگاه عملا مجرمان و خاطیان از  مجازات رهیدند و مورد مواخده قرار نگرفتند تا معلوم شود پشت آنها به مرکز اصلی قدرت گرم بوده است.

حمله به سفارت بریتانیا که منجر به تعطیلی آن شد نمونه روشن‌گر دیگری است. در حال حاضر نیز «د‌ل‌واپسان»  موقعیت مشابهی دارند.

در ظاهر ماجرا به حرکتی خودجوش و یا خودسر توصیف می‌شود، اما ژرف کاوی و بررسی عمقی مساله روشن می‌سازد که این فعالیت‌ها با سازماندهی و طراحی‌های پیچیده و پشت پرده در راستای سیاست‌های کلان حکومت و رهبری انجام می‌شوند. علی‌رغم هیاهوهایی که اول راه می‌افتد و تشکیک ایجاد می‌شود که منشا اصلی غوغا سالاریها چیست اما در نهایت وضعیت بوجود آمده در اثر اقدامات غیر متعارف گروه‌های فشار و نیروهای تندرو به مسیر طبیعی حکومت و تحمیلی بر جامعه بدل می‌شود.

تقریبا تمامی تحولات بزرگ سیاسی و حذف جریان‌هایی در داخل حکومت در جمهوری اسلامی بر اساس این مدل شکل گرفته‌اند. تقاضا برای حذف نهضت آزادی، بنی صدر، آیت الله منتظری و در ادامه اصلاح‌طلبان ابتدا خواست گروه‌های تندرو بود که با  پژواک اقدامات تهاجمی آنها بعد از تاخیری به سیاست‌های نظام تبدیل شد.

اما این صورت‌بندی عاجز از تبیین تمامیت مساله است. در واقع الگوی فوق فقط مبتنی بر پیروی یک طرفه گروه‌های فشار و به تعبیر زاکانی جوانان با بصیرت نیست بلکه در مقاطعی آنها نیز بر رهبری تاثیر می‌گذارند. محوریت در این مناسبات دو طرفه با رهبری است.

اما همانطور که زاکانی تشریح می‌کند فشار از پایین بدنه اجتماعی بنیاد گرایان شیعی  در مقاطعی نظرات و عملکرد رهبری را تحت تاثیر قرار داده و باعث می‌شود مطالبات و تصمیماتش تغییر پیدا کند. البته این تغییر در سطح تاکتیک و دامنه سیاست‌های کلان است. راهبردها و مبانی نظری حلقه اشتراک و وصل بین ولی فقیه و  بدنه اجتماعی اقتدار گرایان مذهبی است.

اما نظریه ولی فقیه اقتضا می‌کند تا گروه‌های فشار و ذی‌نفوذ سازمان یافته باشند تا  تحقق سیاست‌های ولی فقیه در جامعه را شکل داده و هدایت جامعه توده‌ای در مسیر مورد نظر رهبری را تضمین نمایند. از این رو  آنچه از نهاد فقیه بیرون می‌آید تمامی حاصل خواست فردی و تصمیمات مختارانه رهبری نیست بلکه در مواردی فشار از پایین نیروهای تندرو وی را به سمت اتخاذ تصمیم‌هایی سوق می‌دهد. به عنوان مثال فشار بدنه اجتماعی نیروهای خط امام و سنت گرایان ایدئولوژیک باعث شد آیت الله خمینی از سیاست مهار بنی صدر و عقیم‌سازی وی به حذف کاملش رضایت دهد.

در واقع درست است که بخش مهمی از صحنه‌گردانی‌های گروه‌های فشار محصول سناریویی است که توسط خود ولی فقیه  وحلقه نزدیکانش و اتاق های فکر ولایی تدوین شده‌اند. اما وجود این نیرو و فعالیت مستمر آن عملا ساختار و جریانی را شکل می‌دهد که  محدوده  فعالیت و انتظارات رهبری را تحت تاثیر قرار می‌دهد.  آنها نیز به نوبه خود می‌کوشند تا رهبری را به سمت سیاست‌های مد نظر خود سوق دهند.

در این میان تئوری محذوریت و مصلحت باعث می‌شود تا سکوت رهبری امری تحمیلی از سوی  اصول‌گرایان افراطی  تحلیل شده و به جوانان و حامیان گفتمان ولایت مطلقه فقیه آموزش داده می‌شود که اقدامات تهاجمی و حذفی خود را بدون توجه به سکوت رهبری انجام دهند و وی در موقع مقتضی به حمایت خواهد پرداخت. استدلال مشابهی را  حجت السلام سید محمد خوئینی‌ها در هنگام تسخیر سفارت آمریکا برای مجاب کردن دانشجویان در عدم دریافت اجازه و اطلاع به آیت الله خمینی انجام داد.

این راهکار و فرمول تا کنون برای ولی فقیه گذشته و موجود کار کرده است. اینک ارتش ولایت فقیه نسبت به زمان رهبری آیت الله خمینی حالت نهاد مند و نظم یافته بیشتری دارد. این نیرو خواهی نخواهی مطالبات  وخواسته‌های خود را از رهبری دارد  و قوی تر از دوران آیت الله خمینی به ولی فقیه فشار می‌‌آورند. اما وجود کانال‌ها و مجاری سازمان یافته توسط خامنه‌ای باعث می‌شود تاثیر پذیری وی از فشارها کمتر از آیت الله خمینی باشد که دفترش به صورت سنتی و هیاتی اداره می‌گشت.

از سوی دیگر میزان آمادگی و توان این گروه‌ها  نیز در تنظیم سیاست های کلان نظام توسط رهبری متغیری مهم است. ضعف و قوت این نیروها باعث قبض و بسط دست اندازی  ولی فقیه به نهادهای انتخابی شده و میزان دخالت را تا حدی تعیین می‌نماید.

فشار از پایین علی رغم اینکه در سطح نظری به بخشی از نخبگان اصلاح‌طلب و اپوزیسیون منتسب و مشهور است اما در سه دهه گذشته  اقنتدارگرایان مذهبی از این  حربه  در عمل  برای بهره‌برداری از نهاد ولایت فقیه و تطبیق سیاست‌های کلان  نظام با مطالبات و اراده خود  استفاده موثری داشته‌اند.

No responses yet

Oct 19 2014

مجوز اسید پاشی هم بوسیله مجلس صادر شد: پیشنهاد دولت برای حذف واژه «بازدارندگی» از ماده امر به معروف و نهی از منکر در مجلس پذیرفته نشد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: به گزارش خبرگزاری ایرنا، روز یکشنبه مجلس شورای اسلامی جلسه‌ای علنی را برای بررسی طرح حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر برگزار کرد.

معاون امور تقنینی معاون پارلمانی حسن روحانی، در این جلسه گفت اگرچه که او بدحجابی را تایید نمی کند اما با اشاره به موضوع اسیدپاشی در اصفهان، بحث بازدارندگی در ماده دو این طرح موجب می شود به گفته او «فرد از حیز انتفاع ساقط شود».

این در حالیست که میرهادی قره سید رومیانی نماینده تبریز گفته است که موضوع اسیدپاشی به گفته او «توطئه علیه خانم محجبه‌ای بوده ونباید خلط مبحث شود».

علیرغم پیشنهاد نماینده دولت بر حذف واژه‌های «بازدارندگی» و«واداشتن»، نمایندگان درنهایت به پیشنهاد حذف این عبارات رای ندادند و ماده دو طرح حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر تصویب شد.

در این بند آمده است: «امر به معروف و نهی ازمنکر، دعوت و واداشتن دیگران به معروف و نهی، بازداشتن از منکر است».

سایر مواد این طرح نیز در این جلسه به تصویب رسید.

No responses yet

Oct 19 2014

اسیدپاشی در اصفهان؛ ‘پرونده در دست بررسی است’

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

بی‌بی‌سی: وقوع چند مورد اسید پاشی به زنان در اصفهان، در روزهای اخیر باعث نگرانی بسیاری از مردم و واکنش برخی از مقامات در ایران شده است. هنوز مشخص نیست چه کسانی و با چه انگیزه‌ای دست به چنین اقداماتی زده‌اند.

بر اساس گزارش‌های منتشر شده، پلیس اصفهان وقوع اسید پاشی علیه ۴ زن را تایید کرده است، اما برخی از گزارش‌های غیر رسمی حاکی است که قربانیان بیش از ۴ نفر بوده اند.

مادر سهیلا جورکش، که سه هفته پیش دخترش در منطقه پل بزرگمهر اصفهان قربانی اسیدپاشی شده است، در مورد تعداد قربانیان به ایسنا گفت: “قبل از ما ۲-۳ روز پیش یک نفر دیگر بوده که می گویند فوت کرده. و جز این دو نفر ۶ نفر دیگر بودند و بیشتر اسیدپاشی ها در خیابان مهرداد بوده است. قبل از ما هم یک نفر دیگر حدود یک هفته پیش این اتفاق برایش افتاده بود و ما هم در مسیر رفت و آمدهایمان به کلانتری متوجه شدیم که همراه موتور سوار یک پیکان سفید هم بوده است.”

پدر سهیلا جورکش هم درباره آخرین وضعیت دختر ۲۶ ساله اش به ایسنا گفت: “وزیر بهداشت ما چشم پزشک است، از ایشان و دستگاه‌های دولتی عاجزانه تقاضا دارم به داد دخترم برسند و اندک سوسوی چشمش را نگه دارند.”

هم‌چنین همسر یکی دیگر از قربانیان که هفته گذشته در خیابان مهرداد اصفهان مورد اسیدپاشی قرار گرفت امروز اعلام کرد: “جراحی روی صورت سارا انجام شده و بافت مرده صورتش جمع شده است. پزشکان از ۱۲ درصد سوختگی می‌گویند، اما این ۱۲ درصد سوختگی نصف گردن و صورت سارا است که از بین رفته است.”

پدر یکی دیگر از قربانیان اسیدپاشی نیز با گلایه از سردرگمی پزشک‌ها برای درمان چشم‌های دخترش، گفت: “ابتدا قرار بود در اصفهان چشم‌های دخترم بخیه بشود که بعد از مخالفت من، ما را به بیمارستان لبافی‌نژاد ارجاع دادند که در آنجا اعلام کردند اصلا نیاز به بخیه کردن نبوده و اگر این کار انجام می‌شد دخترم بینایی خود را از دست می‌داد. در حال حاضر هم بیمارستان چشم پزشکی، بیماران سوختگی را بستری نمی‌کند و بیمارستان سوختگی هم که دخترم را بستری کرده است اعلام می‌کند در قبال چشم‌ها مسئولیتی نداریم و این کار را بلد نیستیم. با توجه به اینکه چشم‌ها باید هر پنج ساعت یک بار با آب شست‌وشو شود و در آن قطره ریخته شود این کار برعهده خودمان افتاده است و این شست‌وشو را انجام می‌دهیم.”

این پدر در پاسخ به این سوال که شایعاتی درخصوص بدحجاب بودن چهار قربانی پرونده اسیدپاشی در استان اصفهان وجود دارد، گفت: “دخترم حجاب غیرمتعارف نداشته و معمولی و به مانند بقیه بوده تا حدی که پیش از این در جامعه حضور داشت، دانشگاه و جاهای مختلف می‌رفت و مشکلی به وجود نیامده بود. در پیگیری پرونده با یکی دیگر از خانواده‌های قربانیان آشنا شدیم که براساس گفته‌های آنها مراحل پرونده آنها دقیقا شبیه پرونده و اتفاقات مربوط به دختر من بود.”

روز گذشته حسین اشتری جانشین فرمانده پلیس در جمع خبرنگاران در پاسخ به این سوال که آیا قربانیان به دلیل شکل پوشش خود مورد حمله قرار گرفته‌اند، گفت: “افرادی که مورد هدف قرار گرفتند از قشر خاصی نبودند و این موضوع در دست بررسی است.”
واکنش‌های مقامات به پرونده اسیدپاشی

محمد تقی رهبر، امام جمعه اصفهان امروز یک شنبه ۲۷ مهرماه در گفتگو با خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) با محکوم کردن این اقدام گفت: “من نگفتم تذکر فراتر از لسانی باشد. این کارها در قانون و شرع هیچ مجوزی ندارد.”

امام جمعه اصفهان همچنین گفته که اگر یک زن “حتی با بدترین وضع” به خیابان بیاید مجازاتش چنین چیزی نیست. به گفته او، موضوع بدحجابی باید به صورت قانونی و توسط دستگاه قاضی و نیروهای انتظامی پیگیری شود.

محمد علی اسفنانی، عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس ایران نیز با تاکید بر اینکه امنیت اصفهان در گرو مجازات متخلفان اسیدپاشی است، گفت که قوه قضائیه و نیروی انتظامی باید هر چه سریع تر و با صراحت تمام با متخلفان اسیدپاشی برخورد و آنها را به سزای عملشان برسانند.

یکی از دیگر مقاماتی که در این خصوص موضع گیری کرده اند، محمدرضا خباز، معاون تقنینی معاونت پارلمانی رئیس جمهوری ایران است. آقای خباز گفت: “ما بدحجابی را تایید نمی کنیم اما این طور رفتار بازدارنده هم باعث می شود که فرد از حیض انتفاع ساقط شود.”

عباسعلی منصور آرانی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس هم گفت که اسیدپاشی در اصفهان در دراز مدت اقتصاد اصفهان را با چالش بزرگی روبرو می کند. او گفت که “مجرمان اسیدپاشی از طریق سرویس های اطلاعاتی بیگانه یاری” می شوند.

این در حالی است که روز گذشته ۲۶ مهرماه سرهنگ ستار خسروی، رئیس پلیس آگاهی استان اصفهان گفته بود که سرنخ‌های خوبی در این پرونده کشف شده است. او ارتباط مجرم یا مجرمان را به گروههای خاص را رد کرد و تایید کرد که این حملات توسط یک شخص انجام شده است و اطلاع رسانی بیشتر را موکول به تکمیل شدن پرونده کرد.

خبرگزاری آنا گزارش داده که یک منبع آگاه در دادگستری اصفهان گفته که شورای تامین استان برای رسیدگی به این پرونده تشکیل جلسه داده است و حسن رحیمی دادستان اصفهان مسئول پرونده است. همچنین گفته شده که پرونده اسید پاشی زنجیره ای از سوی وزارت اطلاعات، اطلاعات سپاه و همچنین نیروی انتظامی رسیدگی شود و مقرر شده در ستادی متشکل از نمایندگان این نهادها به این پرونده رسیدگی شود.

به گزارش این خبرگزاری یکی از مسئولان بیمارستان امام موسی کاظم اصفهان گفته که مقامات خواستار عدم اطلاع رسانی در خصوص پرونده اسیدپاشی در اصفهان شده‌اند.

No responses yet

Oct 19 2014

گزارش میدانی از احساس ناامنی در زنان اصفهان / قربانیان اسیدپاشی به خاک سیاه نشسته اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

خبرآنلاین: حادثه اسیدپاشی به تنی چند از زنان بی‌دفاع اصفهان، درحالی توجه عموم و رسانه‌ها را به خود جلب کرد که این حادثه نه اولین اسیدپاشی در جامعه بوده و نه آخرین آن خواهد بود؛ آخرین نخواهد بود چرا که از شواهد و قرائن پیداست که سوزاندن و متلاشی کردن چشم و چهره شهروندان، ظاهرا و به دلیل عدم برخورد قاطع با مجرمان این نوع جرایم، چه از سوی قربانیان و چه از سوی مجریان قانون، عرصه بی‌صاحب تصور شده است!

این نوع حوادث با وجود تکرار، هرگز از مدار ذهن مخاطبان و محور توجه آنها خارج نخواهد شد؛ چرا که امنیت و مهم‌تر از آن «احساس امنیت»، باارزش‌ترین کالایی است که هم از سوی دین اسلام مجازاتی سخت برای مخلان امنیت و آسایش جامعه تدبیر شده است و هم مردمان یک جامعه، امنیت را از نان شب‌شان واجب‌تر می‌دانند.

با وجود تلاش پلیس برای دستگیری مجرمان و ربودن خواب از دید آنانی که در کمین امنیت به طرق گوناگون نشسته‌اند و با اذعان به این که چنین جرایمی در هر جامعه‌ای احتمال وقوع دارند، حادثه اسیدپاشی به زنان در اصفهان را البته باید از منظری مهم نگریست و خواستار پاسخگویی به افکار عمومی شد.

فرد یا افرادی با همدستی یکدیگر با انگیزه‌ای که هنوز نامشخص است و خبری از اطلاع‌رسانی دقیق در این باره نیست و تنها شایعاتی در شبکه‌های اجتماعی مبنی بر برخورد راکبان موتورسیکلت با بدحجاب‌ها مطرح بوده است، به چهره تعدادی از زنان اسید می‌پاشند؛ زنانی که نقش مادری در یک خانواده را هم داشته‌اند و بدین ترتیب به خاک سیاه نشسته‌اند! نه فقط زنان که فرزندان، پدران، برادران و همسران آنها از وقوع اولین حادثه که نزدیک به یک ماه پیش خبر آن در شبکه‌های اجتماعی چرخید و تایید مقامات انتظامی را هم به دنبال داشت، تا کنون بار این درد تلخ و سنگین را به دوش می‌کشند.

این حادثه از آن رو با شایعات نیز همراه بوده که بر خلاف حوادث پیشین که مجرمان با انگیزه‌های شخصی و به دنبال یک خصومت با قربانیان اقدام به این جرم کرده‌اند، دارای قربانیانی چند است که سلسله‌وار هدف اسیدپاشی مجرمان قرار گرفته‌اند.

با این وصف برای اقناع افکار عمومی انتظار می‌رود که مسوولان و بویژه پلیس تنها به اعلام سربسته کشف سرنخ‌هایی از ماجرا بدون هیچ توضیح بیشتر و اطمینان‌بخشی به شهروندان اصفهان، اولا سرعت لازم را برای دستگیری مجرمان این جنایت فراموش‌ناشدنی به کار گیرند و ثانیا دستگاه‌های مسوول تدابیر و بویژه مجلس به عنوان قانون‌گذار و قوه قضاییه تدابیری اتخاذ کنند تا مجرمان بعدی که با هدف و انگیزه‌ای اسیدپاشی را جرمی آسان و دم دست تصور کرده‌اند، بساط این گونه اقدامات شنیع خود را از همین حالا برچینند.

دلخراش بودن حادثه اسیدپاشی به زنان در اصفهان آن قدر هویداست که نیازی به تاکید و تایید ندارد، اما باید دید عملکرد مسوولان و یا همان نماینده‌هایی که برای جمع‌آوری دیش‌های ماهواره و مبارزه با بدحجابی رگ غیرت‌شان جنبیده و در پیشنهادی شگفت‌آور، به دنبال باز کردن پای مدیران مجتمع‌های مسکونی به معرکه مجرم‌یابی و معرفی آنها هستند، پس از رخداد این حادثه چقدر حساس شده‌اند؟!

درد زنان قربانی اسیدپاشی در اصفهان دردی است که صرفا با شنیدن و متاثر شدن از دهشتناکی حادثه، نمی‌توان آن را مشق کرد؛ از درد سوختگی و بیم از دست دادن نابینایی و مصیبت‌های درمان و هزینه‌های آنها و پیگیری‌های انتظامی‌ و قضایی‌شان بگیرید تا امیدها و آروزهای همه سر باخته! اگرعزمی برای برخورد هست، لازم است تا قربانیان تازه‌تری به جمع آنها در حادثه‌ بعدی و شهری دیگر اضافه نشده است، فکر جدی‌تر برای مجازات عاملان کرد.

از سویی دیگر نباید پنداشت اطلاع‌رسانی در خصوص ابعاد ماجرا و انگیزه مجرم یا مجرمان این حادثه نتیجه‌اش بر هم خوردن آرامش و امنیت است؛ آرامش و امنیت، هم بصری و درک شدنی است و قوه عاقله مردم جامعه ما نیز قادر به فهم این موضوع هست که با وقوع یک حادثه،‌ کل امنیت یک شهر زیر سوال نمی‌رود اما نکته مهم این جاست که چرا عده‌ای به این حد گستاخی رسیده‌اند که ارتکاب این جرایم را آسان پنداشته‌اند؟ این سوالی است که اگر پاسخی درست برای آن بیابیم، آستانه جرایم در کشور را کاهش خواهیم داد. پس به جای آن که نگران برهم خوردن آرامش روانی مردم به خاطر اطلاع‌رسانی حادثه باشید، فکری برای تاخت و تاز مجرمانی کنید که برای ارتکاب جرمشان حتی لحظه‌ای به عاقبت کار نمی‌اندیشند و اساسا دلیلی هم برای این عاقبت‌اندیشی نمی‌یابند!

بازتاب حادثه در اصفهان

آنچه در زیر می‌خوانید نظرات تعدادی از زنان اصفهانی در مورد حوادث اخیر است که بدون هیچ تغییری در متن و یا گفت‌وگوی مصاحبه شوندگان و تنها با کمی ویراش آورده شده است تا شاید بخشی از فضای روانی زنان شهری را نشان دهد که در هفته‌های اخیر شاهد جناینی ناجوانمردانه بر علیه هم نوعان‌شان بوده‌اند.

یک ناشناس: ” تمام شیشه‌های ماشین بالاست؛ اما به هر حال سعی می‌کنم این روزها کمتر از خانه بیرون بروم.”

ناشناس: ” به عنوان یک زن اصفهانی با صدای عبور هر موتور سواری اعصابم به هم می‌ریزد و بعد از این‌که موتور از کنارم عبور کرد تصویر قربانیان اسید پاشی در ذهنم تداعی می‌شود. هرچند قبل از این باتوجه به تجربه دزدیده شدن کیفم؛ از صدای موتور هراس داشتم. این یعنی عدم امنیت در جامعه.”

هانیه: ” پیش از این یک پیامک از شماره ناشناسی در یافت کردم که در آن هشدار داده بود اگر حجاب‌تان را رعایت نکنید به شما اسید پاشی می‌شود. اگر اسید پاشی‌ها مربوط به مسئله حجاب است چرا مقامات بالاتر دراین خصوص اظهارنظر نمی‌کنند؟ آیا هر شخصی متولی امر حجاب است؟”

روزنامه نگار: “با این‌که جای تحسین دارد که ایسنا اولین خبرگزاری‌ای است که جرات کرده این موضوع را رسانه‌ای کند، اما در تمام خبر( گفت‌وگوی ایسنا با قربانیان اسیدپاشی در اصفهان) به شدت تاکید شده خانم‌هایی که به صورت‌شان اسید پاشیده شده از خانواده‌های مذهبی و با آبرو و باحجاب بوده‌اند … پس اسیدپاشی حق‌شان نبوده است … انگار کسانی که بی‌حجاب‌اند، بی‌آبرو و بی‌خانواده‌اند و حالا اگر به آن‌ها اسید می‌پاشیدند جای تعجب نبود! گاهی رسانه‌ها فرهنگ مسلط مردسالار را باز تولید می‌کنند! نکته بد دیگر این‌که پوشش این خبرها (البته عدم پوشش هم مسلماً چاره ساز نیست) هدف چنین رفتارهای غیرانسانی که ایجاد ترس و وحشت است را محقق می‌کند.”

شبنم:” کاش زودتر عاملان اسیدپاشی را دستگیر کنند. برای هرکار خارج از خانه‌ای یا آژانس می‌گیرم یا تاکسی دربست می‌کنم.”

ناشناس: “هر روز شایعات در خصوص این موضوع بیشتر می‌شود. یک روز صحبت از چهار قربانی است و روز دیگر 15 قربانی. چرا صدا و سیما در این خصوص توضیح نمی‌دهد؟ متاسفانه زنان این روزها امنیت ندارند.”

گلی:”واقعا این کار چه معنی دارد؟ شادی را از یک خانواده می‌گیرند و همه اعضای خانواده را درگیر یک حادثه تلخ می‌کنند.”

آمنه:” دیشب تا صبح خواب دیدم به من اسید پاشی شده است. خرید و فروش اسید باید ممنوع شود.”

ناشناس:” صبح تا الان صد بار خواستم به شوهرم بگویم، نمی‌خواهم ایران زندگی کنم؛ چون فقط رانندگی که نیست، بالاخره باید ماشین را پارک کنیم و پیاده بشویم، حالا از کجا معلوم به پیاده‌ها هم اسید نپاشند؟”

فیروزه: ” چند روز گذشته قید بیرون رفتن از خانه را زدم. امروز باید صنف‌مان هم می‌رفتم که از ترسم نرفتم.”

صبا:” به همه کسانی که می‌شناسم گفتم شیشه‌های ماشین‌شان را پایین نیاورند. می‌گویند حتی احتمال دارد به مردان هم اسیدپاشی شود.”

ناشناس:” بعد از این لینک مصاحبه‌ها (گفت‌وگوی ایسنا با قربانیان اسیدپاشی در اصفهان) را خواندم حتی جرات نکردم تا پاساژ … بروم و یک رنگ مو بخرم.”

ناشناس:” امروز پسرم آزمون داشت. ساعت هفت صبح از خونه بیرون زدیم سر میدان … چند تا مأمور بود که به ماشین‌های مشکوک ایست می‌دادند. به یکی از مامورها گفتم این موضوع اسیدپاشی واقعیت دارد؟ چکار کنیم؟ گفت به خاطر همین موضوع بازرسی می‌کنیم، چند مورد همین اطراف داشتیم و هدفشان هم دزدی جواهر و گوشی بوده است.”

سپیده:” جرات نداریم موقع رانندگی شیشه‌های ماشین را یک لحظه پایین بیاریم. ولی چه فایده آدم باز هم می‌ترسد از خانه خارج شود.”

با مواد اسیدی و قربانی چه کنیم؟

به هر روی این حادثه تلخ و شکننده روی داده است اما در حاشیه این تلخی‌ها باید به مردم نیز آگاهی درباره تاثیر مواد اسیدی و نحوه مقابله با آن داد:

مواد شیمیایی ممکن است اسیدی یا قلیایی باشند. سوختگی با این مواد می‌تواند از نوع شدیدترین سوختگی‌ها باشد که تا عمق زیادی در بدن نفوذ می‌کند. پس از تماس با چنین موادی لباس‌های آلوده را درآورید و بلافاصله محل سوختگی را با آب زیاد حداقل به مدت 20 دقیقه شستشو دهید. برای خنثی کردن ماده شیمیایی از ماده شیمیایی دیگری استفاده نکنید و محل آسیب‌دیده را صرفاً با آب زیاد شستشو دهید.

در صورت آلوده شدن چشم با مواد شیمیایی، بهترین کار، شستشو با آب فراوان است. دقت کنید در هنگام شستشو، آب مصرف‌شده از جانب بیرونی چشم خارج شود تا چشم مقابل را آلوده نکند. در ادامه مصدوم را سریعاً به بیمارستان منتقل کنید.

No responses yet

Oct 19 2014

وعده مسئولان برای «پیگیری ویژه» اسیدپاشی به زنان در اصفهان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

رادیوفردا: معاون سياسی امنيتی استانداری اصفهان با بيان اينکه «اقدامات امنيتی که برای مقابله و دستگيری عاملان اسيدپاشی انجام شده قابل رسانه‌ای شدن نيست»، گفته است که «پيگيری‌ها به شدت ادامه دارد.»

رسول ياحی، شنبه ۲۶ مهر، به خبرگزاری دانشجويان ايران، (ايسنا) گفته که «شهروندان استان اصفهان بدانند مسئولان استانی همه توان و انرژی خود را برای رسيدن به نتيجه نهايی به کار گرفته‌اند.»

ايسنا در گزارش خود افزوده که خبر اسيدپاشی به چهار زن در اصفهان که از روز پنج‌شنبه رسانه‌ای شده و از سوی جانشين فرمانده نيروی انتظامی نيز مورد تاييد قرار گرفته، باعث ايجاد نگرانی‌هايی در ميان مردم اصفهان شده است.

حسين اشتری، جانشين فرمانده پليس ايران نيز در روز شنبه از «پيگيری ويژه» ماجرای اسيدپاشی به زنان در اصفهان خبر داد.

آقای اشتری گفته که نيروی انتظامی «با توجه به اطلاعات اوليه به سرنخ‌هايی» رسيده و ابراز اميدواری کرده تا «با تلاش پليس اين افراد زودتر دستگير شوند.»

جانشين فرمانده نيروی انتظامی در عين حال، هدف بودن «زنان بد‌حجاب» در اين اسيدپاشی‌ها را رد کرده و گفته است: «افرادی که مورد هدف قرار گرفتند از قشر خاصی نبودند.»

پيش از اين يک منبع مطلع در اصفهان به راديو فردا گفته بود که جوان، کم‌حجاب و زيبا بودن، مشخصه مشترک زنانی است که اخيرا در اين شهر با اسيد هدف حمله قرار گرفته‌اند.

همزمان، معاون رئيس جمهور در امور زنان و خانواده نيز به ايسنا گفته که «لازم است تدابيری به منظور مقابله با خشونت عليه زنان اتخاذ شود و اين تدابير بايد در حوزه بازدارندگی قانونی و حمايتی باشد.»

شهيندخت مولاوردی با بيان اينکه «متلک گويی، اسيد پاشی و غيره مصداق خشونت عليه زنان در اجتماع و جامعه است»، افزوده که «زنان بايد چه در حريم خصوصی و چه در جامعه از خشونت در امان باشند و قربانی يکی از اشکال خشونت قرار نگيرند.»

قربانیان؛ گناه چه بوده است؟

پدر يک دختر ۲۷ ساله اصفهانی به نام «ندا» که قربانی اسيدپاشی در اين شهر شده، به ايسنا گفته که دخترش برای صحبت کردن با تلفن همراه، اتوموبيل خود را متوقف کرده بود که مورد حمله قرار گرفت.

اين مرد گفته است: «گناه ندا چه بوده؟ هيچ کسی تاکنون از اين دختر کوچکترين خلافی نديده است، او هميشه آبرومندانه زندگی کرده و با هيچ کسی خصومت شخصی نداشته است.»

او افزوده که «ندا بايد چهار مرحله عمل شود. دکترها از يک چشم او کاملا نااميد شده‌اند و چشم ديگرش ۲۰- ۳۰ درصد شانس بينايی دارد.»

مريم – د، يکی ديگر از قربانيان اسيدپاشی درباره نحوه وقوع حادثه گفته است: «يک موتورسوار نزديک به دو ليتر اسيد از شيشه پايين ماشين و سمت راننده به صورت، دست، پا و همه بدنم پاشيد. لباس‌هايم در تنم پودر شد. مردم من را به مغازه‌ای بردند و سريع به صورتم آب پاشيدند.»

او افزوده است: «يکی از قرنيه‌هايم را از دست دادم و بايد پيوند قرنيه انجام دهم. بدنم به شدت آسيب ديده، يک قسمت از سر من سوراخ شده و هنوز شوک هستم که چطور يک نفر با انسان اين کار را می‌کند؟»

مريم – د با انتقاد از بيمارستان سوانح و سوختگی اصفهان گفته است: «متاسفانه آن شب هيچ کس به من رسيدگی نمی‌کرد و با من مانند يک بيمار معمولی برخورد می‌شد.»

ايسنا گزارش داده که يکی ديگر از قربانيان زنی به نام سارا – ق است که در حالی که مشغول پارک خودروی سمند خود در حوالی خيابان مهرداد اصفهان بود، شيشه سمت چپ را تا نيمه پايين می‌کشد که ناگهان احساس گرمای شديدی در سمت چپ صورت خود می‌کند.

همسر اين زن نيز گفته است که او در بخش مراقبت‌های ويژه بستری و از ناحيه چشم چپ دچار آسيب جدی است، بينايی او کاهش يافته و پزشکان برای بررسی آسيب بايد تا زمان از بين رفتن التهاب چشم منتظر بمانند.

No responses yet

Oct 17 2014

گزارش‌ها درباره ‘اسیدپاشی به زنان’ در اصفهان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: حکومت ایران قوانین سخت‌گیرانه‌ای برای پوشش زنان دارد و محافظه‌کاران، دولت روحانی را به سهل‌انگاری در این باره متهم می‌کنند

در روزهای اخیر گزارش‌هایی درباره مواردی از اسیدپاشی به زنان در اصفهان، از شهرهای عمده ایران، منتشر شده است. پلیس دست‌کم وقوع دو مورد از آنها را تایید کرده‌اند اما در برخی از رسانه‌ها حرف از موارد بیشتری از این حمله‌هاست.

در شبکه‌های اجتماعی این گمان مطرح شده که قربانی این سوءقصدها، زنانی هستند که پوشش آنها کمتر از چیزی است که مقام‌های حکومتی تایید می‌کنند.

خبرگزاری نیمه‌رسمی ایسنا گزارش داده است چهارشنبه‌شب در یکی از محلات اصفهان که کمتر سنتی است، دو مهاجم موتورسوار به صورت یک زن جوان اسید پاشیده‌اند.

پلیس ایران این حادثه را تایید کرده است.

به گفته شاهدان حادثه در خیابان مهرداد این شهر، صورت و دست زن قربانی به‌شدت سوخته است و او در بیمارستان بستری شده است.

ایسنا همچنین از شایعاتی گزارش داده در این باره که این چندمین مورد از اسیدپاشی به صورت زنان در روزهای اخیر در اصفهان بوده است.

یک شاهد عینی حادثه چهارشنبه‌شب نیز به این خبرگزاری گفته است که در هفته‌های اخیر چند بار درباره “اسیدپاشی به زنان جوان” در اصفهان شنیده است.

این شهروند گفته که زن قربانی، “حجاب معمولی” داشته است.
‘برنامه‌ریزی’ پلیس برای شناسایی مهاجمان

فضل‌الله کفیل، فرماندار اصفهان، در این باره که آیا اسیدپاشی‌های اخیر می‌تواند به پوشش قربانیان ربطی داشته باشد، پاسخی نداده و این احتمال را مطرح کرده است که این حوادث “مربوط به اختلافات شخصی” بوده باشد.

این مقام ارشد منطقه گفته که در روزهای اخیر تنها دو مورد اسیدپاشی گزارش شده است و این دو مورد هم با فاصله بوده‌اند.

به گفته آقای کفیل، پلیس ایران در حال بررسی این موارد اسیدپاشی است.

حسین حسین‌زاده، جانشین فرمانده پلیس استان اصفهان هم گفته است که پلیس در حال “برنامه‌ریزی برای شناسایی” مهاجمان است.

حکومت ایران قوانین سخت‌گیرانه‌ای برای پوشش زنان دارد.

در ماه‌های اخیر محافظه‌کاران بر لزوم تشدید فشارها در این باره بر شهروندان تاکید کرده‌اند. آنها دولت حسن روحانی را متهم می‌کنند که در این باره سهل‌انگاری می‌کند.

از جمله یکی از گروه‌های تندرو، حزب‌الله تهران، در هفته‌های اخیر به دولت هشدار داد که اگر درباره وضعیت حجاب زنان جدی‌تر اقدام نکند، خود به خیابان می‌آید تا با زنان “بدحجاب” برخورد کند.

مقام‌های دولتی با این رفتار مخالفت کرده‌اند و سخنگوی دولت، چنین رفتاری را به رفتار کسانی تشبیه کرده است که در کشورهای همسایه ایران “تلاش می کنند چهره اسلام را خشن و غیرمنطقی نشان دهند”.

No responses yet

Oct 17 2014

«مرگ یک سرهنگ بازنشسته در حمله نیروی انتظامی برای جمع‌آوری ماهواره»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران گزارش داده که محمدعلی خویی، سرهنگ بازنشسته و از مجروحان جنگ ایران و عراق، شنبه پنجم مهر، در حمله ماموران نیروی انتظامی به ساختمان محل زندگی‌اش برای جمع‌آوری دیش‌های ماهواره، دچار ایست قلبی شده و درگذشته است.

کمپین بین‌المللی حقوق بشر در اطلاعیه‌ای به نقل از یک «منبع مطلع» اعلام کرده که نیروی انتظامی، خانواده آقای خویی را تهدید کرده که درباره این مسئله سکوت کرده و با رسانه‌ها مصاحبه نکنند.

بر اساس این گزارش، محمدعلی خویی، مدیر یک مجتمع مسکونی در خیابان میرداماد تهران بوده که همراه با خانواده‌اش در یکی از طبقات مجتمعی ۳۲ واحدی زندگی می‌کرد.

منبع مطلع کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران درباره نحوه وقوع این حادثه گفته است: «ساعت ۱۱ صبح پنجم مهرماه چند نفر از ماموران نیروی انتظامی بدون لباس فرم برای جمع‌آوری دیش‌های ماهواره به زور وارد آپارتمان شدند. آقای خویی که مدیر ساختمان بوده از آن‌ها خواسته تا کارت شناسایی و برگه جمع‌آوری دیش‌ها را به او نشان دهند، اما ماموران با توهین و ناسزا به او به بالای پشت بام رفته و تمام آنتن‌های ماهواره را جمع کرده‌اند. آقای خویی حتی کارت شناسایی خودش را نشان آن‌ها داده و گفته که خودش زمانی سرهنگ بوده و جبهه رفته است.»

این منبع مطلع با تکذیب «برخورد فیزیکی» ماموران نیروی انتظامی با محمدعلی خویی گفته که او «بر اثر بی‌احترامی و توهین ماموران دچار فشار عصبی و ایست قلبی شده و‌‌ همان جا جلوی در ورودی روی زمین می‌افتد و می‌میمرد» و گواهی پزشک هم تایید کرده که مرگ آقای خویی بر اثر «فشار عصبی» بوده است.

به گفته این فرد، ماموران نیروی انتظامی پس از مرگ این سرهنگ بازنشسته و «بدون عذرخواهی» محل را ترک می‌کنند اما «چند ساعت پس از فوت آقای خویی، ماموران کلانتری گاندی از خانواده وی می‌خواهند که به کلانتری بروند. در آنجا پرونده‌ای تشکیل می‌شود و خانواده نیز شکایت خود را مطرح می‌کند و ماموران قول رسیدگی می‌دهند. خانواده آقای خویی هنوز منتظر پاسخ نیروی انتظامی هستند.»

جمهوری اسلامی سال‌هاست که با جمع‌آوری تجهیزات دریافت و پخش ماهواره از خانه‌های مردم در نقاط مختلف ایران یا ارسال پارازیت بر روی ماهواره‌ها، تلاش می‌کند از دسترسی عمومی به این تکنولوژی جلوگیری کند.

مسئولان نیروی انتظامی که جمع‌آوری ماهواره‌ها معمولا توسط آن‌ها انجام می‌شود، می‌گویند که این عمل را بر اساس قوانینی انجام می‌دهند که می‌گویند استفاده از ماهواره در ایران غیر قانونی است اما نیروی انتظامی در حریم خصوصی مردم دخالت نمی‌کند.

حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران، در جریان تبلیغات انتخاباتی خود گفته بود که «جمع‌آوری دیش‌های ماهواره‌ای هیچ نتیجه‌ای نداشته» و «آمار‌ها نشان می‌دهد که ۵۰ درصد مردم از رسانه‌های خارجی استفاده می‌کنند، بنابراین ورود به حریم خصوصی ممنوع است.»

آقای روحانی در عین حال در جریان نخستین سفرش به آمریکا به عنوان رئیس جمهور ایران در پاسخ به سوالی درباره ممنوعیت ماهواره گفته بود: «در ایران همه به راحتی به شبکه‌های ماهواره دسترسی دارند حتی روی پشت‌بام‌های هر روستایی آنتن ماهواره می‌بینید.»

پیش از این یک فرمانده سپاه پاسداران گفته بود که ۵۰ میلیون گیرنده ماهواره در ایران وجود دارد و رئیس سازمان صداوسیما هم از استفاده ۴۰ درصد مردم کشور از ماهواره خبر داده بود.

No responses yet

Oct 15 2014

کتابچه «مین، قاتل خاموش ایرانیان» منتشر شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

خبرگزاری هرانا– مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران کتابچه «مین، قاتل خاموش ایرانیان» را منتشر کرد، این کتابچه که در نوع خود به دلیل دقت و گستردگی بی‌سابقه است به آلودگی مین در ایران، قربانیان آن اعم از شهروندان، نظامیان و یگانهای پاکسازی در محدوده زمانی سال ۶۷ تا ۹۱ با ارایه توضیحات جامع، آمار و گزارش تصویری در ۵۰ صفحه می‌پردازد.
به گزارش هرانا کتابچه مورد اشاره تعداد قربانیان غیرنظامی مین در ۵ استان آلوده کشور در ۲۴ سال گذشته را ۸۰۳۴ نفر ذکر می‌کند که از این تعداد ۶۹۰ تن از قربانیان زن بوده‌اند. همچنین تلفات نظامیان و یگانهای پاکسازی مین در ایران در ۶ سال گذشته ۱۵۳ نفر گزارش شده است.
برای دانلود رایگان فایل کتابچه «مین، قاتل خاموش ایرانیان»
یا با ایمیل info@hra-iran.org تماس حاصل نمایید.

No responses yet

Oct 15 2014

لغو کنسرت در اصفهان و مشهد به خاطر «نوازند‌گان زن» و استفاده از لفظ «کنسرت»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,ملای حیله‌گر,هنر

رادیوفردا: گزارش های رسیده از شهرهای اصفهان و مشهد حاکی است که طی روزهای گذشته دو کنسرت موسیقی به دلایل مختلف از جمله حضور نوازندگان زن و استفاده از لفظ کنسرت لغو مجوز شده‌اند.

به گزارش روزنامه «شرق» چاپ تهران، کنسرت گروه موسیقی «عرفان» که قرار بود در هنرسرای «خورشید» اصفهان روی صحنه برود، به‌ دلیل حضور نوازندگان زن لغو شد.

بر اساس این گزارش، ‌این گروه ابتدا قرار بود در جریان آیین افتتاح «جشنواره بین‌المللی میراث معنوی» در اصفهان اجرای برنامه داشته باشد ‌که اجازه حضور نوازندگان زن آن روی صحنه داده نشد و به اعضای این گروه قول داده شد تا در مکانی دیگر با حضور همه اعضا و نوازندگان زن به اجرای برنامه بپردازند.

با این حال این قول نیز عملی نشد و کنسرت «گروه عرفان» در هنرسرای «خورشید» اصفهان نیز به دلیل جلوگیری از روی‌ سن‌ رفتن زنان، لغو شد.

اعضای این گروه هم به رغم وعده قبلی مسئولان، ‌از اجرای کنسرت صرف‌نظر کرده و اصفهان را ترک کردند.

فرشاد رستمی، عضو گروه موسیقی «عرفان»، با اشاره به اینکه ما مجوز اجرای این کنسرت را از وزارت ارشاد گرفته بودیم، ‌درباره لغو آن به خبرگزاری ایسنا گفته است: «افرادی که در هنرسرا بودند می‌گفتند آقای قطبی – مدیرکل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان – از برگزاری این کنسرت جلوگیری است. قوانین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در این مورد نوشته شده و مدون است و ما مجوز داشتیم».

حجت‌الاسلام محمد قطبی، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان، ضمن ابراز بی‌اطلاعی از دلایل لغو این کنسرت، به ایسنا گفته است که همه گروه‌های موسیقی حاضر در این اجلاس، مجوز داشته‌اند و او باید همه گزارش‌ها را بخواند تا درباره آن اظهار نظر کند.

اما پیروز ارجمند، مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، با اشاره به مجوز داشتن این گروه گفته است: «تفکیک جنسیتی روی صحنه، با سیاست‌های کلی دولت سازگار نیست و اگر کسانی، گروهی را دعوت می‌کنند باید از قبل ملاحظات آن را اعلام و انجام دهند، اما این رفتاری که مسوولان برگزاری اجلاس انجام دادند، درست نبود».

به نوشته روزنامه «شرق»، ‌با اینکه در این جشنواره از حضور نوازندگان خانم ایرانی روی سن جلوگیری به عمل آمده، ‌اما زنان کره‌ای در هنرسرای خورشید، هم به نواختن ساز پرداختند و هم اجرای آوازی داشتند.

لغو یک کنسرت دیگر در مشهد

اما مجوز برگزاری یک کنسرت موسیقی دیگر در مشهد نیز لغو شده است.

کنسرت گروه موسیقی «آرون» که قرار بود در روزهای ۱۸ و ۱۹ مهر در مشهد برگزار شود، ‌تنها به دلیل استفاده از کلمه «کنسرت» در تبلیغات به جای «اجرای پژوهشی»، امکان برگزاری پیدا نکرده است.

حجت دهباشی، سرپرست گروه موسیقی «آرون» در این باره به ایسنا گفته است: «گویا مشکل به خاطر ارسال پیامکی تحت عنوان “اجرای کنسرت” به جای “اجرای پژوهشی” بوده است. از آنجا که در مشهد برای اجرای موسیقی به کار بردن لفظ “کنسرت” ممنوع است، همین امر دستاویزی شد تا با یک تماس تلفنی، اجرای پژوهشی گروه را لغو کنند».

به گفته دهباشی، عباس‌نژاد (مسئول اداره امور هنری ارشاد استان خراسان) در تماسی تلفنی با او، لغو مجوز اجرای گروه را به‌صورت شفاهی و بدون بیان هیچ‌ دلیلی اعلام کرده و گفته است که فردا باید در سالن محل برگزاری پارچه‌نوشتی با این عنوان نصب کنید: «اجرای پژوهشی گروه موسیقی آرون به دلایل فنی لغو شد».

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .