اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'حجاب'

Nov 03 2014

هر چی می کارم مال من

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

محمد نوری‌زاد: یک: می گویم: این جریان اسید پاشی در اصفهان، در هر کجای دنیای فهم اگر رخ داده بود، از بالا تا پایین نظام و دولت و بیت رهبری و اعوان و انصار حکومت را پایین کشیده بود و به دادگاه سپرده بود. بله به ” دادگاه ” سپرده بود. نه به دستگاهی که با همه ی هیاهویش، زیر پای همین اسید پاشان حزب اللهی و امام جمعه های بی خرد و آیت الله های تحریک کننده و اصطبل نشینان لایحه پرداز و غارتگریِ سرداران سپاه و دزدی های رسمی حکومت از مردم، فرش می شود پت و پهن.

می گویم: رگِ هیبتِ این اسید پاشی ها و به خیابان ریختن های وحشیانه و از دیوار سفارتخانه ها بالا رفتن، مستقیماً از بیت رهبری خون می گیرد. چرا که اگر بیت رهبری را با این وحشی گری ها نسبتی و الفتی نبود و نیز احتمالاً مخالفتی، به یک تشرِ جناب رهبر و به یک خیزِ برادران، طومارش برچیده می شد چه جور! مثل طومار آزادی و حق مردم که توسط رهبر و خیز سه گامِ برادران برچیده شده است چه جور! می گویم: کارهایی شبیه اسید پاشی و تجاوز گروهیِ بسیجیان به بانوان یک مجلس عروسی در خمینی شهر، هرگز به سرانجام حقوقی نرسیده اند و نخواهند رسید.

می گویم: این حادثه ها، استحکامِ بساط حاکمیت را ممکن می سازند. و حاکمیت، قرار نیست با مشخص کردن و به مجازات رساندن عاملان، سربازان خود را یک به یک از دست بدهد. می گویم: آهای ای داعشی های عراق و سوریه، بیایید اینجا برای گذراندن یک دوره ی فشرده یِ آدمخواری به سبکِ حاکمان ما! شما را به خدا توجه کنید به سخنِ عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس که گفته: اسید پاشان از سرویس های امنیتی بیگانه خط می گیرند.

دو: من از روز چهار شنبه، محل قدمگاهم را تغییر خواهم داد و در مقابل کانون وکلا در میدان آرژانتین – ابتدای خیابان زاگرس – قدم خواهم زد و با خانم نسرین ستوده و آنچه که ایشان بدان معترض است، همصدا خواهم شد. گرچه از همانجا بر سرِ سرداران سپاه فریاد خواهم کشید: اگر باورتان بر این است که دزد نیستید، اموالی را که از خانه ی من برداشته اید و برده اید، پس بدهید.

سه: در میدان پاستور، بند های تن پوشم را می بستم که یک موتور سوار آمد با کلاهی بر سر. چهل ساله می نمود. صورتی پر گوشت داشت و قامتی متوسط. گفت: محل کار من همین اطراف است. اجازه می دهید آیا در اطراف شما پرسه بزنم تا اگر مشکلی برای شما پیش آمد، یاری تان کنم؟ گفتم: نه. هرگز. نمی خواستم در آن مکان به شدت امنیتی برای کسی دردسر درست شود.

چهار: رفتم و به تقاطع انتهای خیابان پاستور رسیدم. به جایی که پنج متر آنطرفترش ایست بازرسی است و نگهبانان در آنجا سخت در تکاپویند. مردی سی و پنج ساله را دیدم که بر ترک یک موتور نشسته بود و با انگشت مرا نشان می داد و با صدای بلند داد می زد: ببین خودت را به چه روز انداخته ای؟ و بلند تر داد زد: هر که با آل علی در افتاد، ور افتاد. با خود گفتم: این آل علی هم عجب دکانی تاریخی آراسته اند برای بی بخاران و بی بُنیه گان و مفت خورها. دکانی که همچنان پای برجاست. چاه های نفت تمام می شوند اما رونق این دکان همچنان پای برجاست.

پنج: افرادی که از پست نگهبانی عبور می کنند و به داخل می روند، هر یک به نوعی با دولت و دولتمردان سرو کار دارند. در اینجا چه حق ها که ناحق نشده. وچه فتنه ها و غارت هایی که سامان داده نشده. با امضای دولتمردان، میلیاردها پول مردم در اینجا به هر کجا سرازیر شده است. می گویم: خدا وکیلی برای این که ما به همینجایی برسیم که اکنون هستیم، چه مقدار باید پول خرج می شد؟ با اطمینان می گویم: یک هزارم پولی که در این سالهای اسلامی دست به دست شده. پس مابقی پول ها آیا به کجاها سرازیر شده؟ باز با اطمینان می گویم: به جاهایی که هیچ نسبتی با تعلقات باطنی مردم و تعلقاتِ نسل های بر نیامده ی ما ندارند.

شش: شاید کمی زود تر به محل قدمگاه رسیده بودم. هنوز پاسداران یونیفورم پوش نیامده بودند. کمی بعد اما آمدند. برایشان دست بالا بردم. آنها نیز سری تکان دادند. من با اینها طرف نیستم. اینان همگی مستخدمانِ سردارانِ پف کرده اند. رطوبتی از حرامخواریِ آنان نیز به اینها نمی رسد.

هفت: افسر با ادب کلانتری و سروان خوش رویِ قرارگاه نبی اکرم نیز آمدند. دو ترکه، سوار بر موتور. افسر با ادب کلانتری آمد و دست داد و با تبسم گفت: من با خودم گفتم روز شنبه یک تعهدی از شما گرفته اند و رفته اید و دیگر بر نمی گردید و ما یک نفسی می کشیم و یک چند روزی راحتیم از دست شما. گفتم: بله، کاغذ آوردند که من تعهدی بنویسم اما ننوشتم. و گفتم: تعهد بدهم که چه؟ که حقم را نادیده بگیرم؟ و سکوت کنم؟

هشت: نم نم باران شروع شد. پاسدار لاغر و کاپشن پوش آمد با کلاهی سپید بر سر. برایش دست بالا بردم. لبخندی زد و با خم کردن سر پاسخم داد. این مأمور، مراقب اطراف است و تیز می رود سراغ کسانی که می ایستند و با من سخن می گویند یا در همان حوالی پرسه می زنند.

نه: مردی سی و هفت هشت ساله و خوش روی و کمی فربه، آمد و آغوش گشود و بوسه داد و بوسه گرفت. چه غش غشی بود با کلامش. ذوق می کرد چه جور. روز نخست نیز آمده بود. منتها کمی دیر. که مرا زده بودند و برده بودند. این مرد، یک ماهی است که از بلژیک به ایران آمده است. پیش از این نیز سه بار در قدمگاه اطلاعات به دیدنم آمده بود. داستانی را برای دومین بار برایم تعریف کرد. این که: مورچه ها حمله کردند و از سرو کول یک فیل مزاحم بالا رفتند. جوری که رنگی فیل اگر خاکستری بود، سیاه شد. فیل اما به یک تکان همه را پایین ریخت. جز یکی که به گردن فیل چسبیده بود و ول نمی کرد. همگانِ مورچگانِ فرو ریخته شروع کردند به شعار دادن. این که: مملی خفه ش کن. مملی خفه ش کن. و کنایه ی این داستان را به منِ نوری زاد نسبت داد. گفت: ما همه فرو ریختگانیم و شما تنها کسی هستید که چسبیده اید به گردن فیل و ما همگی از شما انتظار داریم طرف را خفه کنید و فرو بیندازیدش.

ده: دیروز شاید برای صدمین بار بود که تصنیف ” بوی گندم ” داریوش عزیز را می شنیدم. باورم بر این است که: این اثر، هیچگاه فرسوده و پیر نمی شود. تا ظلم و غارت هست، این اثرِ شکوهمند هست و به شیواترین شیوه، سخنش را باز می پراکند. با اجازه ی داریوش عزیز، و با اجازه ی بر آورندگان این اثر فاخر، آن را در سایت خود گذاردم تا بگویم: سخنِ باطنیِ این اثر، سخن همه ی غارت شدگان است. اما زودا که بخوانیم: بوی گندم مال من هرچی می کارم مال من. درست برخلاف سیره ی جاری که: بوی گندم مال من، هرچی می کارم مال تو!

یازده: نم نم باران کمی شدت گرفت. افسر با ادب کلانتری و سروان خوش روی را دیدم که در همان تقاطع پناه برده بودند به زیر سقف مغازه ای که یک زمانی مغازه ای بوده برای خودش. اغلب خانه ها و مغازه های اطراف را خریده اند و به دارایی های نهاد ریاست جمهوری و بیت رهبری افزوده اند. این دو افسر آمده بودند تا از نزدیک و مستقیماً شاهد هر اتفاق و حادثه باشند. حوزه ی مأموریت شان بود و ظاهراً حادثه ی روز نخست حسابی به پرو پای شان پیچیده بود. به جرأت می گویم: نود و نه درصد کارکنان و افسران و درجه داران نیروی انتظامی مطلقاً دل خوشی از سپاه و بسیج و تحکم های خارج از قانون این جنابان ندارند.

دوازده: یک مرد نسبتاً فربه با صورتی پر از ریش، از شمال تقاطع به جنوبش می رفت. مردی ریز نقش و نا بینا که دستاری به سر بسته بود، بازوی مرد فربه را گرفته بود و پا به پای او پیش می رفت. مرد ریز نقش نابینا بود. و هردو شهرستانی. احتمالاً از دفتر ارتباطات مردمیِ نهاد ریاست جمهوری بیرون آمده بودند. پرونده ای زیر بغل مرد نابینا بود.

سیزده: آقای علایی را دیدم که پشت فرمان بود و می رفت به سمت خیابان خورشید. این آقای علایی که همه ی عمرِ کاری اش را در نهاد ریاست جمهوری گذرانده و بنا به گفته ی خودش اکنون باز نشسته شده بود، برادری دارد کاملاً شبیه خودش. سالها این برادر، مدیر گروه کودک سیما بود و آشنایی ما از همانجا شروع می شد. هر دو ریز نقش و قامت کوتاه. با سرو رویی که اکنون سپید شده بود و جای مهری بر پیشانی. آقای علایی آمد و پیش پای من توقف کرد و نگاهی به هیبت سپید پوش من انداخت. بعد از سلام و احوال پرسی به وی گفتم: آقای علایی، نمی دانم کل مجموعه ی ریاست جمهوری در اندازه ای هست که اموال مرا از سپاه بگیرد و به من باز بگرداند؟ و خودم پاسخ دادم: من که مطلقاً این شهامت را و این جُربزه را در نهاد ریاست جمهوری نمی بینم. که چیزی را از سپاه بخواهد و سپاه مثلاً اطاعتش کند.

علایی گفت: من کاره ای نیستم. مدتی است که باز نشست شده ام. اکنون نیز می روم اینجا بنیاد عفاف و حجاب. شاید بِدَر رفتنِ چارچوب سخن از اینجا شروع شد که من گفتم: ما هر بلایی که به سرمان می آید از همین بنیاد های بی بنیاد است. حجاب و عفاف یک امر درونی و باورِ فردی است. بخشنامه ی نظامی نیست که ما به حکمِ حکومتی موکولش کرده ایم. نگاه متفاوتی به من کرد و گفت: آقای نوری زاد، حرف های تازه ای از شما می شنوم. آن روزهایی که می آمدی پیش ما از این حرف ها نمی گفتی. گفتم: من در آن ایام جاهل بودم. نمی فهمیدم. می ترسیدم. یا به همان حقوق سرِ برج طمع داشتم. اما از وقتی دیدم این آقایان با آقا زادگانشان سر می برند و سرمایه های ما را تباه می کنند و بالا می کشند، حسابم را از حسابشان جدا کردم و نخواستم امضایم پای این دیو سیرتی ها باشد. و گفتم: شما نیز اگر در برابر این فاجعه ها سکوت کنید حتماً در تک تک شان سهیم هستید بلاتردید.

علایی گفت: من تکلیفم روشن است. خدا را بابت این که مرا هدایت کرده سپاس می گویم. این شما هستی که باید تکلیفت را با آمریکا و اسراییل روشن کنی. حرف هایی که می زنی حرف آمریکا و اسراییل است. گفتم: من مگر مزدی از آمریکا و اسراییل می گیرم؟ گفت: بدتر، بی مواجب، همانی را می گویید که آنها می خواهند. گفتم: من اگر می گویم: رهبر نباید پول مردم را بردارد و بدهد به سوریه و فلسطین آیا حرف آمریکا و اسراییل را می زنم؟ و یا اگر می گویم: رهبر با مردم یکی است در برابر قانون آیا این حرف حرف آمریکا و اسراییل است؟

گفت: شما سابقاً آنجور بودی و حالا اینجور. از کجا معلوم فردا طور دیگر نشوی؟ گفتم: من امروز زیر علَمِ کسی و جریانی نیستم که فردا با چپ و راست شدن اوضاع موضعم تغییر کند. من امروز سخن از انسانیت و حقوق فردی و جمعیِ مردم می گویم که تغییر ناپذیرند. گفت: خدا را شکر که من به هدایتی رسیده ام که مثل شما از این شاخه به آن شاخه نمی شوم. خط من خط ولایت است. گفتم: شما به این خاطر خودتان را هدایت شده می دانید که شاخص هدایت را بر قامت خودتان تنظیم شده می بینید و دیگران را با همان شاخص ارزیابی می کنید.

با علایی که صحبت می کردم، گویا با خودِ سابقِ خویش سخن می گفتم. که البته بی فایده بود. او کاملاً خودِ سابقِ من بود. بی هیچ فرصتی برای تغییر. بی هیچ مفرّی برای آگاهی. به علایی گفتم: اجازه بدهید این پوسته ای که بر ذهن و باورتان نشسته یک هوایی بخورد. وگرنه سرداران سپاه با امضای بی خبری شما از اسکله های رسمی و غیر رسمی شان هرچه می خواهند قاچاق می کنند به اسم امام زمان.

چهارده: تا رهگذران به عکس میرحسین و کروبی و رهنوردِ تن پوشم خیره می شدند، بر می گشتم تا از تماشای جمال روح الله حسینیان، این داعشیِ سفت و سخت نظام اسلامی بی نصیب نمانند.

پانزده: در تقاطع، دو تابلوی عمودی از سخنان رهبر نصب کرده اند. یکی در ضلع شمالی و یکی در ضلع جنوبی. بر تابلوی ضلع شمالی این سخن رهبری می درخشد: هدف از عملیات روانی دشمن، تضعیف روحیه ی ملت ایران و نشانه ای از استیصال دولتمردان آمریکایی است. و بر تابلوی ضلع جنوبی این است: فرهنگ یک جامعه اساس هویتِ آن جامعه است. می گویم: معنای این دو شعارِ پوک را آن وقتی بهتر می فهمیم که ویرانه های سوریه و عقب ماندگی های کل کشورمان را به آمریکایی ها نسبت بدهیم، و یا فرهنگ و هویت مان را در حوزه ی دست پروردگانی ارزیابی کنیم که مثل بابک زنجانی، مستقیماً بنا به دستور آقا مجتبی خامنه ای، و با گسیل آدم هایی مثل حیدر مصلحی – وزیر اطلاعات سابق – برای بلعیدن ذخایر پولی ما حریص می شدند و اکنون نیز حریص اند با همه ی استعدادشان.

شانزده: پیرمردی لاغر با پوشه ای در دست به دنبال دفتر رهبری می گشت. از اصفهان آمده بود. هفت سال و ده ماه سابقه ی جبهه داشت. راست می گفت. کارت ایثارگری اش را در آورد و نشانم داد. پسرش بیکار بود. پسرش مهندس نفت بود. پسرش در نانوایی کار می کرد. پسرش متآهل بود و یک بچه داشت. پسرش جوان بود. پسرش ایرانی بود. آمده بود کاری برای پسرش دست و پا کند. زیرک ترها، بارگندم را برده بودند و بویش را برای پسرش وا نهاده بودند. حالا آمده بود از همان گندم های برده شده مقدارکی برای پسرش باز پس بگیرد. اگر که می توانست. و اگر که تحویلش می گرفتند. شاید پسرش در همین نزدیکی ها بخروشد: بوی گندم مال من هر چی می کارم مال من.

محمد نوری زاد
بیست و نهم مهر نود و سه – تهران

No responses yet

Oct 31 2014

غلامعلی صادقی٬ دادستان مشهد اعلام کرد: بازداشت‌شدگانی که همچنان به اسیدپاشی‌ها معترض باشند٬ در زندان خواهند ماند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: غلامعلی صادقی٬ دادستان انقلاب مشهد گفته تجمعات برگزار شده در اعتراض به اسید‌پاشی‌ها به دعوت «دشمن» بوده و بازداشت‌شدگانی که به اعتراض خود اصرار دارند در زندان به‌سر می‌برند.

آقای صادقی با تائید گزارش‌ها درباره بازداشت تعدادی در جریان برگزاری تجمعات اعتراضی گفته افراد پشیمان از شرکت در این تجمعات آزاد شده‌اند.

این مقام قضایی اعلام نکرده که معترضان به اسید‌پاشی‌ها به چه اتهامی بازداشت و در زندان نگهداری می‌شوند.

در اعتراض به ناتوانی نهاد‌های امنیتی در بازداشت عامل یا عاملان اسید‌پاشی‌های اصفهان تجمعاتی در برخی شهر‌های ایران برگزار شده که برخی از آن‌ها با دخالت پلیس به خشونت کشیده شد.

مقام‌های امنیتی و قضایی تائید کرده‌اند در جریان این تجمعات «غیرقانونی» گروهی را دستگیر کرده و با تجمعات دیگر هم برخورد خواهند کرد.

در حاشیه پرونده اسید‌پاشی‌های اصفهان دست‌کم ۶۰ نفر از جمله پنج خبرنگار و عکاس بازداشت شده‌اند و تعدادی از آن‌ها همچنان در بازداشت به‌سر می‌برند.

دادستان قزوین هم جرم کسانی که با پاشیدن آب قصد شوخی و مزاح دارند را سه ماه تا یک سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق اعلام کرده است.

No responses yet

Oct 30 2014

دیدار سینماگران با قربانی اسیدپاشی اصفهان/ سهیلا جورکش: وقتی خوب شدم از من تست بازیگری بگیرید

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,هنر

خبرآنلاین: مهتاب کرامتی، حمید فرخ‌نژاد، جعفر پناهی و محسن امیریوسفی به دیدار سهیلا جورکش قربانی اسیدپاشی‌های اخیر اصفهان رفتند.

الهه خسروی‌یگانه:ساعت هشت شب، درب شرقی بیمارستان چمران. حمید فرخ‌نژاد، محسن امیریوسفی و جعفر پناهی ایستاده‌اند تا فرصت دیدار با سهیلا جورکش، قربانی اسیدپاشی‌های اخیر اصفهان فراهم شود.

دختری که هم صخره‌نورد بود هم سوارکار، عاشق هنر و دانشجوی حقوق. دیروز وزیر بهداشت چشم‌های سهیلا را عمل کرده است اما این آخرین عمل نیست. تا درمان قطعی راهی سخت و پرفراز و نشیب در راه است. راهی که این دختر ۲۷ ساله باید آن را طی کند.

همه از خودشان می‌پرسند باید به سهیلا چه بگویند؟ اصلا چطور دلداری‌اش بدهند؟ چطور به او بگویند خوب می‌شوی؟

مهتاب کرامتی هم به جمع می‌پیوندد و دکتر حلی‌ساز، رییس بیمارستان چمران از راه می‌رسد تا سینماگران را پیش سهیلا ببرد. توی راه می‌گوید که ۲۴ ساعته داروهایی به او داده می‌شود که مدام در حالت خواب و بیداری باشد و درد نکشد.

آیا زیبایی سهیلا باز می‌گردد؟ آیا صورتش لااقل حالت عادی به خود خواهد گرفت؟ پاسخ دکتر حلی‌ساز منفی است: «صورت هشت درصد سوخته است. بهرحال زیبایی باز نمی‌گردد.» می‌گوید که خانواده‌اش عکس او را پیش از واقعه نشان داده‌اند و او بسیار زیبا بوده است. اما حالا هیچ خبری از آن زیبایی نیست.

ــ و آیا سهیلا در صورت لزوم به خارج هم فرستاده می‌شود؟

ــ چرا که نه. اگر لازم باشد حتما این اتفاق می‌افتد.

او توضیح می‌دهد که بیمارستان چمران بدون گرفتن کوچکترین وجهی و فقط با یک تماس تلفنی سهیلا را بستری کرده است: «هزینه‌ها خیلی بالاست. یک حمام پانسمان که می‌کنند هفتصد هزار تومان هزینه دارد. یعنی هفتصد هزار تومان پول موادی است که برای استحمام مصرف می‌شود. می‌خواهم بگویم از نظر مالی هیچ مشکلی وجود ندارد و دیروز خود وزیر هم از ما خیلی تشکر کرد.»

پوششی پلاستیکی روی کفش‌ها کشیده می‌شود. حالا توی راهرویی هستیم که سهیلا جورکش در یکی اتاق‌هایش بستری است. پرده کنار می‌رود و ما سهیلا را از پشت شیشه می‌بینیم. تمام بدن و سرش باندپیچی شده. فقط لب‌هایش پانسمان ندارد. پرستارها می‌گویند خوابیده. همه سکوت کرده‌اند. هیچ کس حرفی نمی‌زند.

اجازه وارد شدن به اتاق را به سینماگران نمی‌دهند. حتی گل هایی که حمید فرخ‌نژاد هم برای سهیلا آورده بیرون می‌ماند و پرستارها می‌گویند آن را به دست خانواده‌اش خواهند رساند. اتاق قرنطینه است با سه فیلتر بزرگ مکنده که امکان ورود کوچکترین میکروبی به اتاق را نمی‌دهد. اما با وساطت دکتر حلی‌ساز مهتاب کرامتی اجازه می‌یابد که وارد اتاق شود.

کرامتی لباس مخصوص می‌پوشد و به اتاق می‌رود. او به سمت سهیلا خم می‌شود، سهیلا با او حرف می‌زند. دیدار چند دقیقه بیشتر طول نمی‌کشد، اما وقتی که مهتاب کرامتی بهت‌زده از اتاق خارج می‌شود، می‌گوید که «از همه تشکر کرد. بسیار به هنر علاقمند است و آرزویش همیشه این بوده که در جمع دوستان سینمایی باشد. از من قول گرفتند که وقتی حالش بهتر شد باز هم به دیدارش برویم.»

محسن امیریوسفی برای سهیلا نسخه‌ای از فیلم «آتشکار» را آورده است. کرامتی می‌گوید: «فیلم را پذیرفتند و بسیار تشکر کردند. به همه سلام رساندند، بسیار امیدوارند. از من خواستند که وقتی خوب شدند امکانی برایش فراهم کنیم که تست بازیگری بدهند.»

روحیه سهیلا همه را شوکه کرده است. حمید فرخ‌نژاد می‌گوید باید همه بدانند که او چه روحیه قوی و عجیبی دارد. این روحیه واقعا ستودنی است و دکتر حلی‌ساز هم قول می‌دهد که وقتی حال سهیلا بهتر شد دوباره امکان دیدار با او را فراهم کند: «فعلا برایش سخت است. به ما گفته تو را به خدا فقط بگذاریم بخوابم.»

صحبت‌های رییس بیمارستان چمران بر تعجب و البته احترام ما به سهیلا جورکش، قربانی اسیدپاشی‌های اصفهان می‌افزاید: «جالب است بدانید کوچکترین حس انتقام در این دختر نیست. خودش می‌گوید در وهله اول فقط می‌خواهم بینایی‌ام بازگردد و بعد زیبایی‌ام. فعلا به چیز دیگری فکر نمی‌کنم.»

جعفر پناهی اما نگران وقتی است که بینایی سهیلا بازگردد و باندها از روی صورتش برداشته شود: «امیدوارم وقتی که این باندها را برداشتند روحیه‌اش به همین صورت باشد. چون آدم احساس می‌کند تازه بعد از برداشتن باندهاست که باید کمک روحی و حمایت اصلی آغاز شود.»

سینما گران از راهرو بیرون می‌روند تا مزاحم سهیلا نباشند. مهتاب کرامتی می‌گوید: «متاسفانه ما مردمی هستیم که اتفاق‌های بد خیلی زودتر برای‌مان عادی می‌شود. همیشه از اتفاق‌های خوب خیلی راحت و ساده می‌گذریم اما اتفاقات بد را مدام تکرار می‌کنیم. امیدوارم این بار این اتفاق نیفتد و این ماجرای وحشتناک درس عبرتی برای همه ما باشد.»

محسن امیریوسفی هم می‌گوید: «باید همیشه درباره آن‌ها حرف زد و فراموش‌شان نکرد. امیدوارم نیروی انتظامی هر چه زودتر عاملان این قضیه را دستگیر کند. به نظرم روحیه سهیلا و حرف‌هایی که زد می‌تواند برای همه الگو باشد.»

در فاصله این یک ساعت از برهوت ناامیدی به ساحل امیدواری رسیده‌ایم. سهیلا جورکش ما را به این نقطه رسانده. دختری که نمی‌تواند لبخند بزند ولی همه وجودش لبخند به زندگی‌ست.

No responses yet

Oct 30 2014

دبیر ستاد احیای امر به‌ معروف قم: پنج‌هزار ناهی از منکر در قم سازماندهی شده‌اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: علی سلیم‌زاده‌٬ دبیر ستاد احیای امر به‌ معروف قم از سازماندهی پنج هزار آمر به‌ معروف و ناهی از منکر در این شهر خبر داده است.

آقای سلیم‌زاده با اعلام این خبر گفته امر به‌ معروف و نهی از منکر در جامعه بر‌تر از «جهاد» است و «جهاد» در مقایسه با امر به‌ معروف مانند قطره‌ای در برابر دریا است.

چند روز پیش نیز فتح‌الله جمیری٬ فرمانده سپاه استان بوشهر از آموزش و سازماندهی ۴۰۰ تیم در زمینه امر به‌ معروف و نهی‌ از منکر در این استان خبر داده بود.

ریاست کل ستاد احیای امر به‌ معروف و نهی از منکر بر عهده احمد جنتی دبیر شورای نگهبان است و در هر استان نیز نماینده علی خامنه‌ای ریاست این ستاد را بر عهده دارد.

محمد سعیدی امام جمعه شهر قم نیز ریاست ستاد احیای امر به‌ معروف و نهی از منکر این شهر را بر عهده دارد.

این ستاد در سال ۱۳۷۳ از سوی علی خامنه‌ای به نام ستاد «احیای امر به‌ معروف و نهی از منکر» نام‌گذاری شده است.

No responses yet

Oct 30 2014

گزارشگران بدون مرز: برخی روزنامه‌نگاران درباره پوشش خبر اسیدپاشی‌ها تهدید شده‌اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: سازمان گزارشگران بدون مرز روز چهارشنبه هفتم آبان خبر داد که بر اساس اطلاعات گردآوری شده از سوی این سازمان، تعدادی از روزنامه‌نگاران به ویژه در دو شهر تهران و اصفهان از سوی نهادهای امنیتی با «احضار یا تماس تلفنی تهدید شده‌اند» تا پرونده اسیدپاشی در شهر اصفهان را «پیگیری نکنند و در این باره ننویسند».

رضا معینی، مسئول دفتر ایران و افغانستان سازمان گزارشگران بدون مرز، نیز با اشاره به بررسی دوره‌ای وضعیت حقوق بشر جمهوری اسلامی در شورای حقوق بشر سازمان ملل که ٣١ اکتبر در ژنو برگزار می‌شود، خواهان توجه شورای حقوق بشر به «وضعیت نگران کننده» فعالان رسانه‌ای در ایران شد.

به گزارش وب سایت گزارشگران بدون مرز، آقای معینی بیلان چهار سال گذشته‌ ایران در عرصه آزادی اطلاع رسانی را «فاجعه‌بار» دانست.

وی تصریح کرد: «حمله‌های نظام‌مند مسوولان جمهوری اسلامی علیه رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران حرفه‌ای یا شهروندخبرنگاران نشانگر عدم تعهد مسوولان این نظام در برابر الزامات بین‌المللی کشور در عرصه حقوق بشر است».

به گفته گزارشگران بدون مرز، جمهوری اسلامی ایران یکی از «سرکوبگر‌ترین» کشورهای جهان در عرصه آزادی اطلاع‌رسانی، و با ۴٨ زندانی یکی از پنج زندان بزرگ جهان برای روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران است.

بر اساس گزارش این سازمان، ایران در رده بندی جهانی آزادی مطبوعات در سال ٢٠١۴، از میان ۱۸۰ کشور در رده ۱۷۳ قرار دارد.

گزارشگران بدون مرز با اشاره به سخنان برخی از مقامات جمهوری اسلامی از جمله محمدجواد لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه و احمد خاتمی، امام جمعه تهران، نوشت که واکنش بسیاری از مسوولان جمهوری اسلامی ایران به رویداد اسیدپاشی‌های اصفهان «حمله به رسانه‌ها و تهدید و بازداشت روزنامه‌نگاران است».

این سازمان همچنین به سخنان عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران، اشاره کرده که سوم آبان گفته بود: «به برخی رسانه‌ها درباره ماجرای اسید‌پاشی‌های اصفهان تذکر داده شده و برخی هم احضار شده‌اند که در صورت لزوم با آن‌ها نیز برخورد خواهد شد».

سازمان گزارشگران بدون مرز همچنین «قربانیان اسیدپاشی‌های» اصفهان را هفت نفر ذکر کرده است. این در حالی است که مقامات رسمی جمهوری اسلامی می‌گویند که از ۱۵ شهریور تا ۲۳ مهر چهار مورد اسیدپاشی در اصفهان گزارش شده است.

گزارشگران بدون مرز در گزارش خود همچنین به بازداشت تعدادی از خبرنگاران خبرگزاری ایسنا در اصفهان اشاره کرده است.

آریا جعفری، عکاس خبرگزاری ایسنا در اصفهان روز اول آبان و در پی انتشار عکس‌های تجمع اعتراضی مردم اصفهان علیه اسیدپاشی بازداشت شد.

همچنین یک منبع خبری به رادیو فردا گفته بود که زهرا محمدی، سردبیر ایسنای اصفهان و صنم فارسی، دبیر اجتماعی ایسنا نیز بازداشت شده‌اند.

سازمان گزارشگران بدون مرز در اطلاعیه خود خبر داده است که این دو خبرنگار خبرگزاری ایسنا پس از ۴۸ ساعت بازداشت، آزاد شده‌اند.

۱۲۹ روزنامه‌نگار ایرانی روز چهارشنبه در نامه‌ای ضمن درخواست برای آزادی آریا جعفری، از مسئولان جمهوری اسلامی خواستند که حق قانونی رسانه‌ها برای اطلاع رسانی آزاد و دقیق، محترم بشمارند.

No responses yet

Oct 29 2014

جانشین فرمانده نیروی انتظامی اصفهان: در تجمع مردم اصفهان شماری ضدانقلاب وسلطنت طلب دستگیر شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: حسین حسین زاده، جانشین فرمانده نیروی انتظامی اصفهان روز چهارشنبه (امروز) گفت: در حاشیه تجمع اخیر مردم اصفهان در اعتراض به اسیدپاشی، شماری از اعضای به گفته‌ وی «منافقین»، سلطنت طلب ها و ضدانقلاب دستگیر شدند.

به گزارش خبرگزاری فارس، جانشین فرمانده نیروی انتظامی اصفهان، در همایشی سخن می گفت که توسط «ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکَرِ اصفهان» برگزار شده بود. او گفت: گره زدن اسیدپاشی به امر به معروف و نهی از منکر، از سوی دشمنان سازماندهی شده و «باهدف» بود.

حسین حسین زاده همچنین گفت: در حال حاضر بیش از ۹هزار کانال رادیویی و ۱۸هزار شبکه ماهواره ای علیه ارزش های اسلامی در حال فعالیت هستند.

No responses yet

Oct 28 2014

سردبیر و دبیر اجتماعی دفتر خبرگزاری ایسنا در اصفهان بازداشت شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اسلام و مسلمین,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,مذهب

بی‌بی‌سی: روز گذشته (دوشنبه ۵ آبان) ۴ نفر از کارکنان دفتر خبرگزاری ایسنا در اصفهان بازداشت شدند، دو نفر از آنها ساعاتی بعد آزاد شدند، اما زهرا محمدی، سردبیر ایسنای اصفهان و صنم فارسی، دبیر اجتماعی این مجموعه همچنان در بازداشت هستند.

هنوز از علت بازداشت و محل نگهداری این روزنامه‌نگاران اطلاعی در دست نیست. آریا جعفری، عکاس خبرگزاری ایسنا در اصفهان هم که از تجمع معترضان به اسیدپاشی در اصفهان عکاسی کرده بود، از چند روز پیش در بازداشت به سر می برد.

خبرگزاری ایسنا و چند رسانه دیگر در ایران اخیرا به علت پوشش خبری موارد اسیدپاشی در اصفهان و اعتراضات اجتماعی به این موارد، در معرض انتقاد محافظه کاران بوده اند.

رئیس قوه قضائیه و دادستان کل ایران گفته اند که با رسانه هایی که به گفته آنها اسید پاشی را به “امر به معروف و نهی از منکر” ربط داده اند، برخورد قضایی خواهد شد.

در هفته گذشته همچنین مهدیه گلرو ، از اعضای کانون شهروندى زنان، که همراه جمعى از فعالان جنبش زنان در اعتراض به اسیدپاشی‌های اخیر در مقابل مجلس شوراى اسلامى تجمع کرده بودند، بازداشت شده بود.

با گذشت بیش از یک هفته از انتشار گسترده گزارش های مربوط به موارد اسیدپاشی در اصفهان، برخی از مقامات ایرانی و رسانه‌های نزدیک به محافظه‌کاران از انعکاس اخبار اسیدپاشی‌های اصفهان و اعتراض های اجتماعی به آن انتقاد کرده‌اند.

در تازه‌ترین واکنش‌ها، حسن فیروزآبادی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح و عضو شورای عالی امنیت ملی در حاشیه همایش ملی پدافند غیرعامل امروز اعلام کرد: “برخی رسانه‌های زنجیره‌ای، هنوز خبر اسیدپاشی نیامده، سرمقاله‌شان آماده بود. این سم‌پاشی رسانه‌ای، از اسیدپاشی هم خطرناک‌تر است.”

همچنین آقای فیروز آبادی گفته آنهایی که “در قضیه اسیدپاشی داد زدند، دلشان بیشتر از آنهایی که با آرامش به دنبال پیدا کردن و مجازات عاملین این جنایت هستند، نمی‌سوزد.”

حسین طلا، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس نیز امروز در نطق پیش از دستور خود درباره مسئله اسیدپاشی و رسانه‌ای شدن آن در مجلس ایران گفت: “این اقدام یادآور برخی سناریوهای خودساخته‌ همچون سناریوی کشته سازی خیالی سال ۷۸ کوی دانشگاه و ترور عضو شورای اسلامی شهر تهران در اولین دوره و قتل مرموز ندا آقا سلطان در سال ۸۸ است که توسط یک گروه تندروی به اصطلاح اصلاح طلب با همراهی رسانه‌های اپوزیسیون داخل و خارج همراه بود و هر روز یک بار دولت و نظام را با بحران مواجه می‌ساخت.”

در همین حال، کاظم جلالی، رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس گفته: “باید پذیرفت اسید پاشی اخیر در اصفهان باعث خدشه دار شدن امنیت روانی در جامعه شده است. نیروهای امنیتی و انتظامی باید با دقت کامل و با سرعت عوامل اسید پاشی اصفهان را شناسایی کنند.”
اعتراض ۵۰ نماینده مجلس به نطق نماینده دولت در مورد اسیدپاشی

۵۰ نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در نامه‌ای خطاب به علی لاریجانی رئیس مجلس به اظهارات محمدرضا خباز، معاون امور تقنینی معاونت پارلمانی رئیس‌ جمهور اعتراض کردند.

آقای خباز در واکنش به پرونده اسیدپاشی در اصفهان گفته بود: “ما بدحجابی را تأیید نمی‌‌کنیم، ولی رفتار بازدارنده سبب درگیری می شود و مشکلاتی برای جامعه به وجود بیاورد.”

اما نمایندگان معترض در نامه خود پرسیده اند: “آیا ثابت شده اسیدپاشی در راستای نهی از منکر است؟ آیا مقامات مسئول، وزیر کشور، فرمانده نیروی انتظامی و وزیر اطلاعات تائید کردند که بین جنایتکار و نهی از منکر ارتباطی بوده است؟”

در نیمه دوم مهرماه امسال، گزارش‌هایی غیررسمی درباره اسیدپاشی به زنان در اصفهان منتشر شد و در پی آن، مقامات پلیس اصفهان روز ۲۶ مهرماه تایید کردند که دست‌کم چهار مورد اسیدپاشی به زنان رخ داده است.

اما اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی بعدا تأیید کرد که “۷ یا ۸ نفر” در اصفهان مورد اسیدپاشی قرار گرفته‌اند.

گزارش شده است که مهاجمان موتورسوار به روی زنانی که در خیابان حضور داشتند، اسید پاشیده‌اند و در ادعاهایی تایید نشده، گفته شد زنانی که پوشش آنها “نامناسب” خوانده شده است، هدف این حملات بوده‌اند.

مقامات رسمی ایران این ادعا را تکذیب کرده‌اند.

No responses yet

Oct 28 2014

هشدار یک سایت حامی احمدی‌نژاد به امنیتی‌ها: آماده مواجه با اسید‌پاش‌های دارای فتوا باشید

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,جنایات رژیم,حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: سایت «همت‌نیوز» حامی محمود احمدی‌نژاد به نهاد‌های امنیتی و قضایی هشدار داده در صورت دست داشتن نیرو‌های مذهبی در اسید‌پاشی‌های اصفهان٬ خود را آماده احتمال بروز «معضلی» امنیتی کنند.

این سایت که از روز گذشته دور جدید فعالیت‌های خود را آغاز کرده٬ یادداشتی را بازنشر کرده که در آن نوشته شده امکان دارد پس از دستگیری عاملان اسید‌پاشی‌ها٬ مردم ایران با چهره‌هایی که ظاهری مذهبی دارند مواجه شوند.

این سایت محافظه‌کار همچنین پیش‌بینی کرده این افراد در اعترافات خود اعلام کنند که «فتوای» یکی از مراجع تقلید را داشته و براساس آن اقدام به اسید‌پاشی کرده‌اند.

سایت مذکور با هشدار نسبت به تحقق چنین احتمالی به نهاد‌های امنیتی و اطلاعاتی هشدار داده پیش از وقوع یک «معضل» اجتماعی ناشی از این اعترافات با «روشنگری» مانع وقوع آن شوند.

«همت‌نیوز» در ادامه پیش‌بینی کرده در صورت تحقق احتمال دست داشتن مذهبی‌ها در اسید‌پاشی‌ها در جامعه ایران بمبی خبری منفجر خواهد شد که احساسات مردم را «جریحه‌دار» خواهد کرد.

آن‌طور که این سایت محافظه‌کار نوشته نتیجه انفجار این «بمب خبری»٬ تعطیلی «فریضه» امر به معروف و نهی از منکر در ایران برای سال‌های متمادی و شورش مردم علیه مذهبی‌‌ها است.

این یادداشت در شرایطی منتشر شده که دو روحانی بلند‌پایه استان اصفهان طی سخنانی به طور تلویحی از دست داشتن نیرو‌های مذهبی در اسید‌پاشی‌های اخیر سخن به میان آورده‌اند.

No responses yet

Oct 28 2014

امام جمعه اصفهان: متهم اسیدپاشی‌ها

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

خودنویس: دو روحانی بلندپایه اصفهان، به طور تلویحی گفته‌اند اسید‌پاشی‌ها از سوی چند جوان و با تحریک چند روحانی و به اسم حضرت محمد در اصفهان صورت گرفته؛ [اما] ناهیان از منکر، اجازه استفاده از «شمشیر» را ندارند.
وبسایت دیگربان در گزارش ویژه خود، از «اظهارات غیرمنتظره دو روحانی درباره اسید‌پاش‌ها» خبر داده و بدون ذکر نام این دو روحانی، نوشته است دو روحانی بلند‌پایه استان اصفهان پس از هفته‌ها سکوت، به طور تلویحی تائید کرده‌اند که اسید‌پاشی‌های اخیر شهر اصفهان مرتبط با امر به معروف و نهی از منکر بوده است.

یکی از این روحانیون با هشدار نسبت به اینکه جمهوری اسلامی در وضعیت خطرناکی قرار گرفته٬ گفته نمی‌توان با اسید‌پاشی و کتک‌کاری با منکرات در جامعه مقابله کرد.

وی به طور تلویحی گفته اسید‌پاشی‌ها از سوی چند جوان و با تحریک چند روحانی و به اسم حضرت محمد در اصفهان صورت گرفته که با این اقدامات نمی‌توان جمهوری اسلامی را حفظ کرد.

یکی دیگر از این روحانیون بلند‌پایه در رابطه با اسید‌پاشی‌های اخیر اصفهان اظهار کرده ناهیان از منکر، اجازه استفاده از «شمشیر» را ندارند و استفاده از زور و تهدید علیه دختران در ایران تاثیرگذار نیست.

این روحانی محافظه‌کار با دفاع از نهی از منکر زبانی تاکید کرده که استفاده از شمشیر در اجرای این «فریضه» برعهده حاکمیت است٬ هرچند که با تهدید نمی‌توان هیچ جامعه‌ای را هدایت کرد.

لازم به توضیح است که آیت‌الله سید یوسف طباطبایی‌نژاد [3]، امام جمعه اصلی اصفهان که در عین حال، نماینده ولی فقیه در این استان و نماینده مجلس خبرگان نیز هست، پیش‌تر در سخنانی گفته بود [4]: «مساله حجاب دیگر از حد تذکر گذشته است و برای مقابله با بدحجابی باید چوب‌ تر را بالا برد و از نیروی قهریه استفاده کرد.»

طباطبایی‌نژاد [5] در همایش حجاب و عاشورا ضمن بررسی مساله حجاب از منظر قرآن اظهار کرده بود: «در آیه‌ای از قرآن، خدا گفته است، “قرآن را نازل کردیم که مردم را به قسط و عدل فرا خواند”؛ اما در کنار این آیه، لفظ آهن را به کار می‌برد که همه مفسر‌ان قرآن آهن را بر برخورد جدی و شمشیر تعبیر کرده‌اند. برخی از مسوولان ما با الزامات بحث حجاب باید آشنا شوند؛ چرا که تصمیماتی را که نیروی انتظامی گرفته توسط برخی از این افراد دچار مشکل شده است». وی افزود: «برخی معتقد هستند قوه قهری در جامعه لازم نیست و باید از باب فرهنگ وارد شد؛ اما با نصیحت تنها نمی‌توان کاری کرد. امر به معروف و نهی از منکر هم زمان قدیم به دست افرادی به نام محتسب بوده است که شلاق به دست بوده‌اند.»

آیه مورد استناد طباطبایی‌نژاد، آیه ۲۵ سوره حدید است: «لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط و انزلنا الحديد فيه باس شديد و منافع للناس وليعلم الله من ينصره و رسله بالغيب ان الله قوى عزيز»؛ ترجمه از تفسیر المیزان: «(و چگونه از انـفاق شانه خالى مى‌كنيد؟) با اين كه ما رسولان خود را همراه با معجزات روشـن گسـيل داشتيم، و با ايشان كتاب و ميزان نازل كرديم تا مردم را به عدالت خوى دهند، و آهن را كه «نيروى شديد» در آن است و منافع بـسيارى ديگر براى مردم دارد نازل كرديم، تا با سلاح‌هاى آهنين از عدالت دفاع كنند، و تا خدا معلوم كند چه كـسى خدا و فرستادگان او را نديده يارى مى‌كند، آرى خدا خودش هم نيرومند و عزيز است».

با توجه به استفاده از لفظ «شمشیر» در سخنان دو روحانی بلندپایه اصفهان، می‌توان تعریض و اشاره سخنان آنان را به طباطبایی‌نژاد، امام جمعه اصفهان دانست که در تفسیر و تحلیل خود از قرآن، از این لفظ استفاده کرده است.

از جمله شعارهای تجمع مردم اصفهان [6] در اعتراض به اسیدپاشی‌ها، این بود:

«امام جمعه ما، ننگ ماست، ننگ ماست» (ویدئو) [7]

«امام جمعه، استعفا استعفا»…

همچنین در ویدئوی [8] منتشرشده از سخنان دادستان اصفهان در این تجمع، زنی در واکنش به او فریاد زد: «مسئله این است که اینها [اسیدپاشان] این قدرت را از چه کسی گرفتند؟ از شما [مسوولان و مقامات جمهوری اسلامی] گرفتند.»

این در حالی است که در چند روز گذاشته، مقامات قضائی [9]، سیاسی [10]، امنیتی [11] و نیز دولت روحانی [12]، شدیدا منکر ارتباط اسیدپاشی‌ها با بحث امر به معروف و نهی از منکر شده‌اند و عوامل اسیدپاشی‌ها را به خارج از مرزهای کشور ارتباط داده‌اند [10] و حتی خبرنگاران [13] و «آشوبگران فضای مجازی» [14] را در اسیدپاشی‌ها مقصر دانسته‌اند.

===========

خودنویس، پیش‌تر نیز در دو نوشتار جداگانه به نقش مقامات مذهبی در اسیدپاشی‌ها پرداخته بود:

«نقش امامان جمعه در اسيدپاشى به زنان» [15]

«اسیدپاشان حتما از طریق سرویس‌های صهیونیستی یاری می‌شوند»! [4]

No responses yet

Oct 27 2014

درخواست اخراج منتقد طرح امر به معروف از مجلس

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

خودنویس: برخی از نمایندگان مجلس خواستار اخراج محمدرضا خباز، که اسیدپاشی‌های زنجیره‌ای را به تصویب طرح امر به معروف ربط داده بود، شده‌اند.

خبرگزاری مهر گزارش دادهکه روح‌الله حسینیان عضو تندروی مجلس ایران در حال جمع آوری امضا برای نامه‌ای در اعتراض به مواضع خباز یکی از معاونان پارلمانی دولت و اخراج وی از مجلس است.

در این نامه آمده است: «وی در روز سه شنبه هفته گذشته در مخالفت با ماده‌ای از طرح امر به معروف و نهی از منکر حوادث اسیدپاشی اصفهان را به تصویب این طرح در مجلس ارتباط داد و بلافاصله رسانه‌های بیگانه و ضدانقلاب از این مواضع سوءاستفاده کرده و زمینه تشویش اذهان عمومی را ایجاد کرده‌اند.»

حسینیان برای این نامه حدود هفتاد امضا جمع کرده و از هیات رئیسه خواسته است که مواضع معاون پارلمانی دولت را محکوم کرده و اجازه ورود وی به مجلس را ندهد.

محمدرضا خباز معاون تقنين معاونت پارلماني رئيس جمهور در جریان بررسی طرح حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر، با اشاره به یکی از مواد این طرح که در آن گفته شده امر به معروف و نهی از منکر دعوت و وا داشتن دیگران به معروف و نهی و بازداشتن از منکر است، گفته بود: «ما بدحجابی را تایید نمی‌کنیم اما این طور رفتار بازدارنده هم باعث می‌شود که فرد از حیز انتفاع ساقط شود.»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .