اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سرکوب'

Jul 04 2013

سید محمد چاخان: همین دولت فعلی حصر و حبس‌ها را رفع کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

خُسن آقا: گویا سید محمد چاخان یادش رفته که گفته بود رئیس جمهور و بطور کلی دولت آبدارچی است! مارمورک شیاد!
بی‌بی‌سی: محمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین ایران از دولت محمود احمدی نژاد خواست که برای پایان دادن به حبس و حصر منتقدانی که در سال‌های اخیر به بند افتاده‌اند تلاش کند و به این ترتیب “ذکر خیر بزرگی از خود به جا بگذارد.”

آقای خاتمی امروز چهارشنبه ۱۲ تیر (۳ ژوئیه) در دیدار با گروهی از دانشجویان گفت: “اینها در این دولت شده، ولو خودش می خواست یا نمی خواست. می تواند به عنوان باقیات صالحات تلاش سازنده ای بکند تا این مشکل حل شود، چون این توقع را از آقای روحانی داشتن آسان نیست.”

حسن روحانی، رئیس جمهور منتخب ایران در جریان مبارزات انتخاباتی و پس از آن مکررا با درخواست رفع حصر از رهبران جنبش اعتراضی ایران و آزادی زندانیان سیاسی روبرو بوده است.

آقای خاتمی گفته است: “ما نماینده مطالبات مردم و طرفدار شعارهای انتخاباتی رئیس جمهور منتخب هستیم و کمک می کنیم که انشاءالله عملی شوند. باید رویکردها عوض شود. از خدا می خواهم فردا هیچ کس در حبس و حصر نباشد. باید ببینیم کدام رویکرد منجر به حصر و حبس می شود، اگر آن رویکرد اصلاح شود، دیگر حبس و حصر نخواهد بود”.

میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد، رهبران جنبش اعتراضی پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ از بهمن ماه سال ۸۹ و در پی فراخوان برای برپایی تظاهراتی در حمایت از جنبش های ضد دیکتاتوری در جهان عرب در حصر خانگی به سر می برند.

تعداد زیادی از فعالان سیاسی و روزنامه نگاران منتقد ایرانی هم در جریان اعتراضات انتخاباتی سال ۱۳۸۸ دستگیر و به مجازات های مختلف از جمله حبس های طولانی محکوم شده اند.

گفته می شود که محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران یک بار برای پایان دادن به حصر رهبران معترضان تلاشی ناموفق کرده است.
‘کسانی که با رویکرد تغییر مخالف بودند، نباشند’

رئیس جمهور پیشین ایران در بخش دیگری از سخنان خود، تأکید کرد که “تغییر رویکردها در درون نظام” و “اصلاح در درون نظام” در انتخابات ریاست جمهوری اخیر ایران پیروز شده و از حسن روحانی، رئیس جمهور منتخب خواست که همکاران خود را، از هر جناحی، اما از میان کسانی انتخاب کند که به برنامه های مطرح شده توسط او عقیده دارند.

آقای خاتمی گفت: “دغدغه این است که کسانی نیایند که با تغییر رویکردها مخالف بودند و تلاش کردند که جناب روحانی موفق نشود.”

او روش بعضی جریانات سیاسی را که به گفته او به دروغ پردازی، تحریف انقلاب، انحصار طلبی، خشونت طلبی و حذف همه جریان های رقیب از صحنه می‌پرداختند “فاشیستی” توصیف کرد و گفت: “حالا می بینیم که همان جریانات در حال صدور رهنمود برای رئیس جمهور منتخب هستند.”

آقای خاتمی با اشاره به وضعیت موجود ایران افزود: “کسانی که باعث این وضع هستند و نمی خواهند پیام شکست معنادار خود را بشنوند، فرصت طلبانه ادعا می کنند که آنچه پیش آمده به نفع آنها بوده است.”

No responses yet

Jul 03 2013

محسن غرویان از شاگردان سابق مصباح یزدی فاش کرد: اتاق تفتیش عقاید در زیرزمین موسسه خمینی

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: جدال شاگردان محمدتقی مصباح یزدی بر سر وجود یک اتاق «تفتیش عقاید» در زیرزمین موسسه «امام خمینی» با تهدید به افشای برخی اسناد٬ مدارک و فیلم بالا گرفته است.

این جنجال از زمانی آغاز شد که محسن غرویان یکی از شاگردان سابق مصباح یزدی در گفتگو با شماره ۲۶ ماهنامه «نسیم بیداری» دست به افشاگری علیه استاد سابق خود زد.

آقای غرویان در این گفتگو از وجود یک اتاق «تفتیش عقاید» در زیرزمین موسسه «امام خمینی» در قم خبر داد که در آنجا «کار‌های خیلی شدید افراطی انجام می‌شد.»

وی این اتاق را «محکمه» نامیده که در آن برخورد‌های «خیلی غیراخلاقی» به خاطر مسائل سیاسی و اجتماعی با افراد می‌شد٬ اما او قصد ندارد درباره جزئیات آن سخنی بگوید.

غرویان اظهار کرده به خاطر «بد اخلاقی‌های» صورت گرفته در این موسسه٬ دیگر توان همکاری با مصباح یزدی را نداشته و از مقام خود استعفا کرده است.

وی در این گفتگو گفته رئیس موسسه «امام خمینی» در حال حاضر بیش از آنکه چهره «علمی» داشته باشد تبدیل به چهره‌ای «سیاسی» شده است.

غرویان همچنین افزوده که «در مؤسسه منتسب به آیت‌الله مصباح تأکید روی سنت و نیز روی بی‌اعتنایی به رأی مردم و نظر مردم و این جور چیز‌ها وجود دارد.»

پس از انتشار این گفتگو٬ قاسم روانبخش یکی از شاگردان مصباح یزدی در واکنشی کم‌سابقه٬ تهدید کرده فیلم‌ها و اسنادی از غرویان در اختیار دارد که می‌تواند آن‌ها را منتشر کند.

روانبخش افزوده است: «اگر آقای غرویان تمایل دارند واقعیت‌ها در اختیار رسانه قرار گیرد، لطفا رضایت دهند تا برخی اسناد و فیلم‌هایی که از او در موسسه موجود است را منتشر کنیم.»

وی اظهار کرده است: «غرویان یا دست از این سیاه نمایی‌ها و تخریب‌های غیراخلاقی بردارد یا رضایت بدهد تا موسسه اسنادی را که در اختیار دارد منتشر کند.»

آن‌طور که این عضو هیات علمی موسسه «امام خمینی» گفته این اسناد مربوط به ابراز «ندامت» غرویان در خصوص برخی اظهار‌نظرهای دینی وی در سال ۱۳۸۳ است.

روانبخش با انتقاد از غرویان افزوده موضع‌گیری‌های «ضد قرآنی» وی باعث طردش از موسسه «امام خمینی» شده و جدایی وی ارتباطی با ادعاهایی که مطرح کرده٬ ندارد.

محسن غرویان در سال‌های اخیر به یکی از منتقدان سرسخت موسسه «امام خمینی» و محمدتقی مصباح یزدی تبدیل شده است.

No responses yet

Jun 30 2013

حکم زندان سعید لیلاز متوقف شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اقتصادی,حقوق بشر,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: سعید لیلاز، تحلیلگر اقتصادی که صبح روز هشتم تیر برای اجرای حکم شش سال زندان خود به اوین منتقل شده بود، پس از بازجویی در بند ۲۰۹ این زندان به خانه بازگشت. لیلاز از زمستان ۸۸ با وثیقه‌ای ۵۰۰ میلیونی در مرخصی بود.

سعید لیلاز، سردبیر روزنامه توقیف شده “سرمایهِ” که روز شنبه هشتم تیرماه برای تحمل شش سال حبس خود به اوین منتقل شده بود، پس از بازجویی در بند ۲۰۹ این زندان، آزاد شد.

پیش از این سایت “کلمه” خبر داده بود که لیلاز برای گذراندن باقیمانده دوران محکومیت خود، به اوین فراخوانده شده است.

لیلاز که از افراد نزدیک به حزب کارگزاران سازندگی است، از جمله دستگیرشدگان پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ بود.

این استاد تاریخ دانشگاه شهید بهشتی، در ۲۷ خرداد سال ۱۳۸۸ در خانه خود دستگیر شد و بیش از ۱۰۰ روز را در سلول‌های انفرادی اوین سپری کرد. لیلاز پس از آن و بعد از ۹ ماه زندان، در بهار ۱۳۸۹ و با وثیقه‌ای ۵۰۰ میلیون تومانی به مرخصی آمد.

دادگاه موسوم به “متهمان پرونده کودتای مخملی” به ریاست قاضی صلواتی، لیلاز را به اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام”، “نگهداری اسناد طبقه‌بندی شده” و “ارتباط با بیگانگان” به ۹ سال زندان محکوم کرد.

این حکم سنگین پس از چندی در دادگاه تجدیدنظر به شش سال حبس تقلیل یافت.
سعید لیلاز در دادگاه دسته‌جمعی روزنامه‌نگاران و فعالان سیاسی در تابستان ۱۳۸۸

سعید لیلاز در دوران مرخصی خود، هم‌چنان به تحلیل‌های اقتصادی و انجام مصاحبه می‌پرداخت. وی به ویژه در هفته‌های گذشته در خصوص انتخابات، پیروزی حسن روحانی و کاهش بهای ارز، اظهارنظرهای مختلفی در رسانه‌ها کرده بود.

لیلاز از جمله در آخرین نوشته خود پیرامون نتیجه انتخابات، از تکرار ماجراهای تاریخی در ایران یاد کرده و گفته بود که «مجاهدان روز شنبه در تشکیل کابینه روحانی جلو افتاده و مجاهدان روز جمعه را به حاشیه رانده‌اند.»

انقلاب مشروطه ایران روز جمعه به پیروزی رسید و “مجاهد روز شنبه” به کسانی گفته می‌شود که برای بهره‌مندی از میوه پیروزی، وارد صفوفی می‌شوند که تا دیروز در آن جای نداشتند.

لیلاز نوشته بود که «مجاهدان روز شنبه در صف اول جشن پیروزی جا خوش کرده‌اند، البته مجاهدان روز جمعه هیچ گله و انتظاری ندارند. همین که بار سنگین فشار دولت احمدی‌نژاد از مردم برداشته شود، برای آنها یک دنیا می‌ارزد.» او هشدار داده بود که باید مراقب باشیم که “انا شریک” گفتن مجاهدان روز شنبه، ذهن آقای روحانی را از وظایف اصلی و انتخاب‌های درست منحرف نکند.

لیلاز که طرفدار بازار و اقتصاد آزاد است، در خصوص دورنمای بحران ارزی ایران به سایت “فرارو” گفته بود: «به دلیل وفاقی که در داخل کشور شکل گرفته است، ظرف سه چهار ماه آینده گشایشی در وضعیت ارزی کشور ایجاد می‌شود و این شرایط موجب می‌شود که نسبت به تحقق دسترسی کشور به منابع ارزی خود در خارج و افزایش درآمد ارزی از محل صادرات نفتی در آینده نزدیک خوشبین باشیم.»

وی هم‌چنین در یادداشتی در روزنامه “شرق” نوشته بود که دولت یازدهم برای اصلاح پیامدهای منفی سیاست‌های دولت نهم و دهم، دستکم به دو سال وقت نیاز دارد.

No responses yet

Jun 27 2013

گفت‌وگو با دبیر تشکل “تنها انجمن صنفی مجوزدار” ما هستیم، روزنامه نگاران به ما بپیوندند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

روز: “انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران” از تابستان سال ۸۸ به دستور سعید مرتضوی، دادستان وقت پلمب شده و امکان فعالیت ندارد. با انتخاب رییس‌جمهور جدید، روزنامه‌نگاران عضو این انجمن که از ۶ هزار نفر هم فراتر رفته بودند، امیدوار به بازگشایی مجدد آن هستند؛تقاضایی که در نخستین کنفرانس مطبوعاتی حسن روحانی هم عنوان شد. اما بلافاصله از سوی “انجمن صنفی خبرنگاران و روزنامه‌نگاران ایران” بیانیه‌ای خطاب به رییس‌جمهور منتشر شد که از او می‌خواست مانع فعالیت مجدد “انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران” شود، چرا که “آلت دست جریان‌های سیاسی” بوده و رئیسش، رجبعلی مزروعی ” با فرار از کشور در آغوش دشمنان نظام در حال پادویی رسانه‌های بیگانه” است.

این تشکل تازه تاسیس مدعی است که مجوزهای لازم را اخذ کرده و با توجه به انحلال “انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران”در حال حاضر تنها تشکل صنفی روزنامه‌نگاران ایران است. اما در سوی مقابل کامبیز نوروزی، دبیر کمیته حقوقی انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران می‌گوید که ” از نظر حقوقی شخصیت حقوقی انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران همچنان پابرجا و معتبر است و دفتر این انجمن فقط به دلیل یک تصمیم قضایی که در سال ۸۸ از طرف دادستان وقت تهران اتخاذ شد، پلمپ و بدین‌وسلیه عملا فعالیت انجمن متوقف شد.” او تاکید می‌کند: “مطابق با قوانین و مقررات جاری کشور از جمله قانون تجارت و قانون کار صرفا به دو طریق امکان‌پذیر است. یکی از طریق «تصمیم مجمع عمومی فوق‌العاده انجمن» و دیگری «رای دادگاه به انحلال». درباره انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران نه مجمع عمومی فوق‌العاده انجمن چنین تصمیمی اتخاد کرده و نه هیچ دادگاهی رای انحلال داده است.”

برای اطلاع از نظرات تشکل تازه تاسیسی که خود را تنها انجمن صنفی مجوزدار در حوزه رسانه‌ها می‌داند و در نام، فقط یک “خبرنگاران” بیشتر دارد، با علی لاریجانی، دبیر انجمن صنفی خبرنگاران و روزنامه‌نگاران ایران گفت‌وگو کردیم. او در کنار محمدمهدی دانی، رئیس، علیرضا خلیفه، نائب رئیس، در هیات مدیره حضور دارد و تاکید می‌کند که انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران به لحاظ قانونی منحل شده است. او از اعضای این انجمن دعوت می‌کند که به تشکل تازه تاسیس بپیوندند، چرا که معتقد است حساب اعضا از حساب «هیات رئیسه سیاسی و سوءاستفاده‌گر» انجمن صنفی روزنامه‌نگاران جداست.

آقای لاریجانی؛ لطفا توضیح بدهید انجمن صنفی خبرنگاران و روزنامه‌نگاران ایران چیست و چه نسبتی با انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران دارد؟

انجمن صنفی خبرنگاران و روزنامه‌نگاران ایران پس از یک سال تلاش‌های اولیه از برج ۹ سال ۱۳۹۰ به طور رسمی فعالیت خود را آغاز کرده است. همه مراحل قانونی طی شده و مجوزهای لازم هم گرفته شده و انجمن از سطح شهر تهران و استان تهران، اکنون گستره کشوری دارد. حتما می‌دانید که طبق قانون یک انجمن صنفی بیشتر در هر صنف نباید وجود داشته باشد و آن یکی هم در حال حاضر ما هستیم. آن انجمن صنفی که درش پلمب شد نتوانسته بود مجمع اش را برگزار کند و با وزارت کار مشکل داشت. من به بحث سیاسی ورود نمی کنم ولی از نظر صنفی آن‌ها نتوانستند از سال ۸۵ به دلیل بالا رفتن تعداد اعضا، مجمع برگزار کنند در حالی که قانون می‌گوید باید هر سال مجمع برگزار شود. وزارت کار اولتیماتوم هم داد اما باز نتوانستند. درست است که در سال ۸۸ در انجمن پلمب شد اما پیش از آن هم با اعلام وزارت کار، وجاهت قانونی و مجوز فعالیت نداشتند.آن انجمن با ما هیچ گونه تداخل کاری ندارد. ما هم با آن‌ها دشمن نیستیم؛ آن‌ها هم همکار ما هستند. منتها مجوز ندارند؛ طبق قانون اگر ۶ ماه مجمع برگزار نشود، هر انجمن صنفی که باشد به طور خودکار مجوزش باطل می شود.

اما هیچ وقت به طور رسمی اعلام نشد که انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران منحل شده است. این نیاز به اعلام رسمی از سوی مراجع قضایی دارد.

این طور نیست. این صراحت قانون است. شما در اینترنت هم سرچ کنید این قانون را پیدا می کنید. عدم برگزاری مجمع دلیل منحل شدن آن انجمن بوده نه هیچ چیز دیگر. در این مورد قانون کاملا صراحت دارد. تازه از سال ۸۸ پلمب بودند، قبلش چرا مجمع و انتخابات برگزار نشد؟

شما فکر می‌کنید مشکل فقط همین بوده و طبق روال قانونی انجمن باید منحل می‌شده؟

ببینید من خودم عضو آن انجمن صنفی بودم؛ مشکل فقط همین نبود. آنجا گرایش‌های سیاسی واضحی داشت؛ هر روز بیانیه به نفع این و آن می‌دادند. امکاناتی را که می‌آمد فقط عده‌ای خاص می‌گرفتند. این شد که در انجمن صنفی جدید به طور جدی از کار سیاسی پرهیز کردیم و فقط روی کار صنفی متمرکز شدیم. مثلا تفاهمنامه‌ای با دانشگاه علمی کاربردی نوشتیم تا دوستان عزیز خبرنگار بتوانند بدون آزمون بروند و درس بخوانند؛ یا دوره‌های خبرنگاری برگزار کردیم. بعد از این هم ورود به حوزه سیاست نخواهیم داشت. کار سیاسی، جایش جای دیگر است. مثل خانه کارگر که ماهیت سیاسی دارد و بیانیه سیاسی می‌دهد و تجمع می‌گذارد. دوستان خبرنگار اگر دنبال چیز مشابهی می‌گردند باید بروند از وزارت کشور مجوز بگیرند ولی وقتی از وزارت کار مجوز صنفی گرفته می‌شود، کار صنفی هم باید انجام بدهند. من به عنوان دبیر انجمن تاکید می کنم که ما کاملا کار صنفی می کنیم و از همه خبرنگاران با هر گرایش سیاسی دعوت می کنم بیایند عضو شوند تا بتوانیم کارهای تاثیرگذاری انجام بدهیم.

یعنی شما خودتان را جایگزین انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران می‌دانید؟ کما اینکه در بیانیه‌تان هم تاکید شده بود انجمن صنفی روزنامه‌نگاران وجود دارد و ما هستیم.

ما به هیچ وجه جایگزین نشدیم. ما مجوز خودمان را گرفتیم و به طور مستقل داریم فعالیت می‌کنیم. آنها یک زمانی مجوز داشتند و فعالیت می‌کردند ولی در حال حاضر ندارند. در واقع به دلیل ابطال مجوز آنها ما توانستیم مجوز بگیریم وگرنه که به ما مجوز نمی دادند.

شما در سال ۹۰ و کمی پیش از راه‌اندازی انجمن تان، مصاحبه‌ای با خبرگزاری مهر داشتید. در آن مصاحبه از شما پرسیده شد که با وجود انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران چطور می‌خواهید فعالیت کنید و شما تاکید کردید که قصد موازی کاری ندارید. در آنجا هیچ بحثی درباره بحث ابطال مجوز انجمن نبود و شما قائل به این نبودید که انجمن صنفی منحل شده است.

الان هم من قائل به انحلال آن انجمن نیستم اما همه باید مطیع قانون باشیم. از سال ۸۸ آن انجمن نتوانسته به هیچ خبرنگاری در ایران خدمات بدهد. دقت کنید من می‌گویم نتوانسته و نمی‌گویم نخواسته؛ چون به هرحال دفترش پلمب بوده. حالا تکلیف چیست؟ خبرنگاران ما چه طور باید خواسته های صنفی خود را پیگیری کنند؟ من خودم به عنوان خبرنگاری که وابستگی به چپ و راست ندارم تجربه کردم که خیلی راحت می‌توانند من را به دلیل نوشتن یک خبر از فلان ارگان اخراج کنند. یک جایی باید باشد که از من حمایت کند؛ حالا در درجه اول معنوی و بعد حقوقی. یا در مورد حق‌الزحمه خبرنگارها ورود کند و یا به موضوع حق‌التحریرهای ۲۰ و ۳۰ هزارتومانی که الان پرداخت و تازه سالیانه پرداخت می‌شود، رسیدگی کند.

شما تاکید زیادی روی مباحث صنفی دارید اما آیا بیانیه شما صنفی است؟ این ادبیاتی که رییس انجمن صنفی روزنامه‌نگاران را پادوی رسانه‌های بیگانه می‌خواند صنفی است و با گفته‌های شما مبنی بر پرهیز از ورود به مسائل سیاسی همخوانی دارد؟

گروهی درخواست دارند یک انجمن صنفی منحل شده دوباره ایجاد بشود. تا اینجا هیچ مشکلی نیست؛ روزنامه نگاران جمع بشوند و طبق قانون مجوزی دریافت کنند و مجمع عمومی و هیات رئیسه و الی آخر تشکیل بدهند. اما توسط چه اشخاصی؟ ما هیات رئیسه آن انجمن را با اعضایش جدا می‌دانیم و آنها را به هیچ وجه قبول نداریم. آنها دنبال مطالبات سیاسی خودشان بودند؛ اما اعضا همه خبرنگار بودند. آن انجمن فقط سه هزار عضو در تهران داشت. نهایتا توی آنها ۱۰-۲۰ آدم افراطی وجود داشت که خبرنگار نبودند و از این عنوان می خواستند سوءاستفاده کنند. ما با این رویه مخالفیم. وگرنه با اینکه آن سه هزار عضو دوباره جمع بشوند و تشکیلات مرتبط با خودشان را داشته باشند مخالفتی نداریم. حالا یا بیایند در همین انجمن ما عضو بشوند یا بروند از وزارت کشور مجوز بگیرند چون دیگر مجوز انجمن صنفی صادر نخواهد شد. ما با آن افراد افراطی که انجمن را به بیراهه بردند و دنبال اغراض سیاسی بودند مخالفیم. در این انجمن صنفی هم اجازه چنین کاری را نمی‌دهیم. آن بیانیه هم می‌خواهد بگوید صنف خبرنگاران را با آن چند فرد خاص نسنجید. این است که از آن جملات کاملا دفاع می کنم.

یعنی شما می‌گویید فقط به افراد هیات مدیره انجمن صنفی نباید اجازه داشتن تشکل داد و با خود انجمن صنفی مشکلی ندارید؟

بله

پس در نظر شما آقای شمس‌الواعظین به عنوان نایب رییس و خانم بدرالسادات مفیدی به عنوان دبیر انجمن، آدم‌های سیاسی بودند و روزنامه نگار نبودند؟ در حالی که هیات رئیسه انجمن رای همان چند هزار روزنامه‌نگاری را که اشاره کردید برای حضور در این سمت گرفته بودند.

اعضای آن انجمن اگر دوباره دور هم جمع بشوند و قانون به آن‌ها اجازه بدهد، هر هیات‌رئیسه‌ای را که خواستند انتخاب کنند؛ اصلا به ترکیب آدم‌هایش کاری ندارم. آن هیات رئیسه قابل احترام است چون قانونی است و قانون به آنها احترام می‌گذارد. در آن صورت منِ لاریجانی اصلا حق ندارم بخواهم آنها را رد کنم. اما الان به لحاظ قانونی چنین هیات رئیسه‌ای وجود ندارد؛ شما این نکته را دقت داشته باشید. تعارف که نداریم فقط تعداد کمی از افراد آن انجمن بودند که سیاسی بودند و انجمن را دنبال اهداف سیاسی خودشان می‌کشاندند، به دو نفرشان هم اشاره کردیم. ما با آن افراد مشکل داریم نه همه اعضا و نه همه هیات رئیسه. بحث اسم‌ها نیست که شما اسم می‌برید، بنده می‌گویم در انجمن صنفی کار سیاسی به هیچ عنوان نباید بشود.

من این طور متوجه شدم که شما می‌گویید در انجمن صنفی روزنامه‌نگاران، چهره‌های شاخصی منتسب به یک جریان و گرایش سیاسی حضور داشت. اما به نظر می‌رسد در انجمن شما روزنامه‌نگاران روزنامه‌های اصلاح طلب و منتقد عضویت ندارند و در هیات رئیسه هم که مشخصا حضور ندارند. این وضعیت را چطور توجیه می‌کنید و چطور چنین انجمنی می‌تواند برای همه اعضای صنف فراگیری داشته باشد؟

دلیلش فقط و فقط عدم حضور آن دوستان بوده. ما علاوه بر اینکه در حوزه‌های خبری به همکاران اطلاع رسانی کردیم دو نوبت هم در روزنامه رسمی آگهی دادیم. در روز برگزاری اولین مجمع، ۲۰۰ نفر حضور داشتند که بعضی از اعضای روزنامه‌های اصلاح‌طلب هم بودند؛ این طور نبود که اصلا نباشند. حالا هم تمام دوستان می‌توانند بیایند عضو شوند و کاندیدای عضویت هیات رئیسه شوند و رای بیاورند.

شاید نگاه منفی دارند نسبت به انجمن شما و فکر می‌کنند این انجمن گرایشات سیاسی اصولگرا دارد.

من این را قویا رد می‌کنم. توضیح دادم که دوستان رسانه‌های اصلاح‌طلب حضور نداشتند و تا وقتی حضور پیدا نکنند رای هم نمی‌آورند.

با وضعیت موجود، فکر نمی‌کنید بهتر باشد مشکل به وجود آمده برای انجمن صنفی روزنامه‌نگاران با توجه به سابقه، ساختار و فراگیری که داشته، حل بشود؟ چون شما هم می‌گویید هدف خدمات رسانی صنفی است.

مدیران آن انجمن خودشان می‌دانستند که نباید چنین بکنند. کار صنفی را ول کردند و رفتند سراغ کار سیاسی. این را بدون تعارف می‌گویم به عنوان نظر شخصی؛ دنبال این بودند که فلانی نماینده مجلس بشود و یا چه و چه. تنها راه حل در شرایط فعلی، تقویت تنها انجمن صنفی موجود و مجوزدار است. دوستان بیایند دست به دست هم بدهیم. این هیات رئیسه هم که دائمی نیست. بیایند و افراد مورد نظر خودشان را بیاورند توی هیات رئیسه. از همه گرایش‌های سیاسی هم باشند و فقط به مشکلات صنفی بپردازند. ولی اگر دنبال معرکه‌گیری سیاسی باشند اینجا جایش نیست. ما با آغوش باز همه دوستان عضو انجمن قبلی را می‌پذیریم و اصلا کاری به گرایش های سیاسی نداریم. بنشینیم با هم صحبت کنیم به یک راه حلی برسیم که حتی لازم به تشکیل پرونده مجدد هم نباشد و تسهیلاتی مانند این. عرضم این است که دنبال استفاده از ظرفیت انجمن صنفی خبرنگاران باشیم. راه برای ورود باز است و هیچ مشکلی هم وجود ندارد.

ولی شما در این دو سال و نیم نتوانستید فراگیری لازم را ایجاد کنید.

دوستانی که در حال حاضر فعالیت می‌کنند، ساختارها را برای دوره‌های بعدی آماده می‌کنند؛ به قول معروف دوره‌های اول کارگرند و برای آیندگان می‌سازند. مجوز هیات مدیره ما تا سال ۹۲ اعتبار دارد. اگر دغدغه صنفی وجود دارد مهم نیست که چه کسی مسوول کدام انجمن صنفی باشد. هر کدام از دوستان که قدم پیش بگذارند، ما بدون هیچ قید و شرطی خدمات در اختیارشان می گذاریم. منتها باید بیایند، اینکه گوشه‌ای بایستند بگویند شما بدید آن یکی خوب بود که نمی شود که. این ادعای شما قانونی نیست. قانون می‌گوید الان انجمن صنفی وجود دارد، شما بیاید ورود کنید و فعالیت کنید و در انتخابات هم شرکت کنید.

No responses yet

Jun 26 2013

احمد عسگری، قربانی سیاست‌های سرکوب قرارگاه ثارالله

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,انتخاباتی,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: چهار سال از کودتای ۸۸ می‌گذرد و اطلاعات سپاه پاسداران و به ویژه قرارگاه ثارالله کم کم به نامی آشنا برای دانشجویان و فعالین سیاسی ایران مبدل می‌شود؛ نهادی امنیتی که بدنه اجتماعی و تیم‌های دانشجویی دارد، با تمرکز بر سوژه‌های خاص سعی می‌کند در کنار دو قرارگاه دیگر «عمار» و خاتم الانبیاء انسداد سیاسی و اقتصادی حاکم بر ایران را همیشگی کند.

اگرچه بسیاری از پرونده‌های این نهاد امنیتی متمرکز بر سوژه‌های خاص چون طراحان وب، هنرمدان و گزارشگران حقوق بشر بوده است، اما باید به یاد داشت که هدف‌گذاری این نهاد امنیتی، تحت کنترل درآوردن فعالیت های سیاسی و مدنی بوده است که به زعم سردار محمد علی مشفق «مقدمات انقلاب مخملین و اعتراضات کنترل نشده را فراهم می‌کنند» و اینکه در بازه زمانی میان مدت فرآیند ناقص و نمایشی رقابت را که ظرف ۳۳ سال در ساخت سیاسی حکومت ایران در جریان بوده در مسیری جدید قرار دهند که منتهی الیه آن حاکم شدن معیار دست بوسی و پابوسی ولی فقیه بر رفتار سیاسی احزاب و جریانات است.

به عنوان مثال در تابستان ۸۸ وقتی که احمد عسگری[1] روزنامه‌نگار و فعال سیاسی، به دادسرای انقلاب در خیابان ارگ تهران احضار شد، پس از بازجویی هشت ساعته برگه ای زیراکسی برابر وی قرار گرفت که وی را متعهد به همکاری با نهادهای امنیتی برای مهار جریان فتنه می‌کرد و بازجوی قرارگاه ثارالله مصرانه وی را تحت فشار قرار داد که خروج و آزادی وی پس از ۳ ماه حبس در اوین، تنها منوط به امضای این برگه است. قرارگاه ثارالله در راستای هدف گذاری‌های کلان خود تلاش داشت به هر شکل ممکن و با عملیات روانی، متهمِ مورد نظر را وادار به پذیرش بی چون و چرای مقاصد قرارگاه کند تا از یکسو وی را در موضع ترس و ارعاب قرار دهد و از سوی دیگر جزئی ترین تحرکات حزبی در فضای سیاسی ایران را تحت کنترل درآورد.

مسیری که نهادهای امنیتی ایران در مورد عسگری طی کردند، از نظر روان‌شناختی مبتنی بر تحریک ترس های ناخودآگاه افراد و تلقین راهبرد بقاء بود و تیم قرارگاه ثارالله در نظر داشت که با گرفتن اعترافات از این روزنامه نگار به صورت تدریجی وی را به درون محافل سیاسی و مطبوعاتی ولایی جذب کنند.

پس از برگزاری نمایش انتخاباتی ریاست جمهوری در خردادماه گذشته، قرارگاه ثارالله همواره کوشیده است تا فعالیت‌های احتمالی فعالان سیاسی ایران را تحت کنترل کامل خود دربیاورد؛ استراتژی نفوذ در محافل سیاسی اکنون دیگر محدود به احزاب نیست، بلکه کافه ها و پاتوق های دوستانه هم به شکل تدریجی وارد رصد قرارگاه می شوند و در عین حال اصلاح طلبان نمی خواهند و نمی توانند به این مساله اعتراف کنند که تبلیغ مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ در واقع از سوی کسانی در حال پیگیری بود که تحت سیطره کامل نهادهای امنیتی درآمده بودند و در واقع برای به صحنه کشاندن مردم و مشروعیت
خریدن برای حکومت قدم بر می داشتند.

از همین رو بود که احمد عسگری با تمام نیرو به افشاگری در مورد انتخابات و ماهیت اصلی حکومت پرداخته و با تحریم انتخابات، از حمایتِ حاکمین سر باز زد.
بازداشت احمد عسگری در حالی رخ داده است که چندی پیش برای بار دوم از سوی عوامل سپاه ثارالله مستقر در دانشکده علوم سیاسی به قتل تهدیده شده و تلفن های مشکوکی را دریافت می کرد. در همین بین بازجوی احمد عسگری که به “بازجو سعادت” شهرت دارد، با تماس های پی در پی او را احضار می کرد، اما وی در تلاش بود تا بدون اهمیت به خواسته بازجویش فعالیت های خود را ادامه دهد.

در همین حین احمد عسگری که در رابطه با بازداشت محسن رحمانی، با برادر این فعال سیاسی، در ملاقاتی که در پارک فدک تهران ترتیب داده بود، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. مامورین اعزامی پس از بازداشت، وی را به منزل برده و بعد از تفتیش کامل و ضبط وسایل شخصی، از جمله لپ تاپ و دست نوشته هایش، او را به زندان اوین منتقل کرده اند. و تا کنون از وضعیت سلامت وی اطلاعی در دست نیست.

بازی سیاسی در ایران دهه ۹۰ شمسی برای کسانی که نخواهند خط قرمز ولایت مداری و فرمان بری بی چون چرا از سید علی خامنه ای را بپذیرند، بسیار سخت تر از دهه هشتاد خواهد بود؛ چرا که بسیاری از چهره های سرشناس جریان اصلاح طلب داخل ایران از بازجویان خود خط می گیرند و قرارگاه ثارالله و واجا بی هیچ مانعی بازیگردانی کامل این صحنه را در دست خواهند داشت و اصلاح طلبی یا اصولگرایی فقط برای مبنای دست بوسی و پابوسی سید علی خامنه‌ای تبیین خواهد شد.

—–

مطالب بلاگستان و کلیه مطالب رسیده از اعضا، معرف دیدگاه شخصی نویسندگان است نه سایت خودنویس

-[1]

No responses yet

Jun 24 2013

تصویر احضاریه دادگاه برای گوگوش، هایده، حمیرا و لیلا فروهر

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

اعتدال: تصویر زیر، احضاریه‌ای منتشر شده در روزنامه اطلاعات را نشان می‌دهد که بر مبنای آن، آیت‌الله محمدی گیلانی حاکم شرع و رئیس دادگاه‌های انقلاب اسلامی در سال 58، خوانندگان دوران قبل از انقلاب را به دادگاه احضار کرده است.

No responses yet

Jun 20 2013

غیبت معنی دار در دو شب جشن ملی: نیروهای خودسر، ناخودسرند!

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

عصرایران: نیروهای خودسر قبلاً همه جا بودند. از کنسرت شجریان تا درِ خانه هاشمی. ولی در این چند روز گذشته، اثری از نیروهای خودسر نبود که نبود. اگر قبلاً محرک‌هایی وجود داشت که نیروهای خودسر را تحریک می‌کرد …
عصر ایران؛ اهورا جهانیان – ایران در هفته جاری، یکی از شادترین کشورهای جهان بود. پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری و صعود تیم ملی فوتبال ایران به جام جهانی، شادی بی‌نظیری به جامعه ایران تزریق کرد.

دو بار حضور خودجوش و طولانی‌مدت مردم در خیابان‌های شهرهای گوناگون، بویژه تهران و سایر شهرهای بزرگ کشور، از زوایای گوناگونی قابل بررسی است. مثلاً از منظر کمبود شادی در جامعه ایران؛ و یا از منظر فقدان خشونت در شادی‌های خودجوش مردم ایران. برخلاف بسیاری از کشورهای دنیا، در ایران وقتی که مردم به خیابان‌ها می‌ریزند تا پیروزی‌ای ملی را جشن بگیرند، کارشان به خشونت و درگیری نمی کشد.

اما در این یادداشت کوتاه، به نکته دیگری می‌پردازیم که جنبه سیاسی دارد. شنبه شب و سه‌شنبه شب که شهر تهران آکنده از حضور شاد و آزاد مردم بود، هیچ اثری از نیروهای خودسر نبود. انبوهی از ایرانیان به خیابان‌ها آمدند و فریاد شوق کشیدند و خواندند و زدند و رقصیدند و آخر سر بی‌دردسر به خانه‌هایشان بازگشتند.

شادی توام با رقص و آواز ایرانیان در این “شب‌های روشن”، چندان در دایره خطوط قرمز رسمی تعریف شده برای رفتارهای اجتماعی، نمی‌گنجید ولی با این حال، هیچ کجا هیچ خبر و هیچ اثری از نیروهای خودسر نبود.

پیشترها، نیروهای خودسر به کنسرت شجریان هم رحم نمی‌کردند! اواسط دهه هفتاد بود که محمدرضا شجریان در نمایشگاه بین‌المللی تهران چند شب کنسرت داشت و هر شب نیروهای ظاهراً خودسر با حضور تهدیدآمیزشان در اطراف محل کنسرت جمع می‌شدند، به مردم چشم‌غره می‌رفتند و اواخر کنسرت نیز که شجریان یکی دو تصنیف درخواستی مردم را برایشان می‌خواند، درها را باز می‌کردند و جلوی در ورودی سالن کنسرت می‌ایستادند که یعنی زودتر تمامش کنید! آن قدر این رفتارها را تکرار کردند که استاد را آزرده‌خاطر کردند و او هم اجرای شب آخر را لغو کرد.

پس از آن، در دوران هشت ساله خاتمی، همه جا سر و کله نیروهای خودسر پیدا بود. در انواع و اقسام تجمعات سیاسی مجوزدار، مردمی که به خاتمی رای داده بودند، باید طعم حضور تهدیدآمیز نیروهای خودسر و گاهی نیز طعم مشت و لگد آنها را می‌چشیدند. میتینگ بدون چک و لگد که میتینگ نبود و هیجانی نداشت! وزرای خاتمی نیز توسط همین نیروهای خودسر گوشمالی داده شدند. متفکران دگراندیش و خیلی‌های دیگر نیز هم.

در دوران احمدی‌نژاد، نیروهای خودسر پیشرفت بیشتری کردند و کارشان بالا گرفت. آنها دیگر به لغو کنسرت‌های مجوزدار شهرهایی مثل مشهد راضی نبودند. سخنرانی نوه امام را هم در حرم امام به هم می‌زدند. حتی وقتی که با احمدی‌نژاد هم چپ افتادند، سخنرانی رئیس‌جمهورشان را نیز خراب کردند. صابونشان به تن ناطق نوری هم خورد؛ ناطقی که روزگاری برای پیروزی‌اش در انتخابات ریاست جمهوری، چه کارها که علیه خاتمی نکردند. به در خانه هاشمی رفسنجانی هم رفتند و هاشمی و خانواده‌اش را به دشنام‌های آبدار میهمان کردند. قصه فائزه هاشمی و جوان ارزشی شهر ری هم که زبانزد عام و خاص شد و صدای مخالفان هاشمی را هم درآورد که آخر این‌جا دیگر کجاست و این دیگر چه رسمی است؟! آخر سر به سراغ علی لاریجانی هم رفتند و حرم حضرت معصومه (س) را با غوغاکده‌‌ی سیاسی خود اشتباه گرفتند. در کش‌رفتن مجسمه‌های تهران هم ظاهراً دستی داشتند!

آری، نیروهای خودسر همه جا بودند. از کنسرت شجریان تا درِ خانه هاشمی. ولی در این چند روز گذشته، اثری از نیروهای خودسر نبود که نبود. اگر قبلاً محرک‌هایی وجود داشت که نیروهای خودسر را تحریک می‌کرد به خودسری، همه این محرک‌ها در این “شب‌های روشن” نیز وجود داشت. از شعار مردم تا اطوار مردم. از پوشش مردم تا جوشش مردم. اینکه نیروهای خودسر این دو شب را بی‌خیال شدند و به شادی و آزادی مردم رحم کردند، به خوبی نشان می‌دهد که گام نهادن آنها در میدان خودسری، دلیل و منشاء دیگری دارد.
نوع پوشش و طرز رفتار و اندکی شعار مردم نیست که زمینه‌ساز تاخت و تاز خودسرانه آنها می‌شود. مشکل چیز دیگری‌ست و در جای دیگری‌ و نیروهای موسوم به خودسر ، نه خودسر که ناخودسرند و تا دستور نرسد ، نمی تازند. اگر این نیروهای به ظاهر خودسر ، شأنی بیشتر از سایرین برای خود قائل نباشند دیگر هیچ کنسرت و هیچ میتینگ سیاسی‌ای به هم نمی‌خورد. هیچ دگراندیش و سیاستمداری کتک نمی‌خورد. همه چیز بر مدار قانون پیش خواهد رفت. متخلفین احتمالی میتینگ‌ها و تجمعات نه به چوب و چماق نیروهای خودسر، که به چوبدستی قانون و عدالت تادیب می‌شوند. کار ممکلت بر چرخ قانون می‌چرخد و روزگارِ خوشِ نورسیده‌ی ایرانیان، خوشتر می‌شود و رفتارها و روندهای عقلانی و قانونی در جامعه ایران، نهادینه می‌شود.

No responses yet

Jun 12 2013

مصباح یزدی و سازمان انکیزیسیون آخوندی: افشای اتاق‌‌های “محاکمه و تفتیش عقاید” در قم از سوی یک مدرس حوزه

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفرانسه: یکی از شاگردان آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی که از وی جدا شده است، در گفت‌وگویی از برخی “روش‌های تند” این چهره مذهبی سخن گفته است.

محسن غرویان شاگرد سابق آیت الله مصباح یزدی، در گفت‌وگو با ماهنامه نسیم بیداری گفته است: «دولت احمدی نژاد را باید محصول حمایت های آیت الله مصباح یزدی بدانیم.»

وی اضافه کرده: «امروزه شخصیت آیت الله مصباح یزدی بیشتر از آن که یک شخصیت علمی باشد، یک شخصیت سیاسی شده، چرا که آن حرکت علمی ایشان و جریان پیرامونی ایشان رنگ باخته و تحت الشعاع حرکت سیاسی قرار گرفته است.»

غرویان درباره شباهت های انجمن حجتیه با تفکر آیت الله مصباح یزدی گفته است: «تأکید روی سنت و نیز بی‌اعتنایی به رأی مردم و نظر مردم» از شباهت‌های این دو است.

با این حال، وی به در پاسخ به کسانی مثل محتشمی‌پور که تفکرات مصباح یزدی را کاملا شبیه تفکرات انجمن حجتیه می دانند گفته است که جریان انجمن حجتیه خیلی با فلسفه میانه ای ندارد در صورتی که مصباح یزدی به فلسفه معروف است.

همچنین وی در پاسخ به اینکه چرا از مصباح یزدی جدا شده، گفت که سر مسائل افراطی که در مؤسسه آموزشی و پژوهشی مصباح یزدی اتفاق افتاد، دیگر نتوانست در مسائل سیاسی و اجتماعی، با او همکاری کند.

وی به برخی از این مسائل افراطی اشاره کرد و گفت: «مثل جریان بهم زدن سخنرانی هاشمی رفسنجانی در حرم حضرت معصومه در 15 خرداد سال 85 که داستانش مفصل است؛ یا در زیرزمین مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، یک اتاقی بود که اتاق محکمه و اتاق تفتیش عقاید بود و آن جا برخوردهای خیلی غیر اخلاقی با افراد می کردند؛ برخوردها به خاطر مسائل سیاسی و اجتماعی بود که حالا من فعلا بنا ندارم آن ها را خیلی باز کنم و توضیح دهم.»

مصباح یزدی به تازگی به حسن روحانی بابت برخی از مواضع سیاسی‌ و هسته‌ای‌اش در انتخابات، به وی حمله و او را «نادان» خطاب کرده است.

No responses yet

Jun 08 2013

طلایی: قالیباف ۱۸ تیر را از تقویم سیاسی کشور حذف کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,دانشجویی,درگیری جناحی,سیاسی

بی‌بی‌سی: مرتضی طلایی، عضو شورای شهر و رئیس سابق پلیس تهران در واکنش به مسائل مطرح شده در سومین مناظره نامزدهای انتخابات، گفت که هنر آقای قالیباف این بود که توانست ۱۸ تیر را از تقویم سیاسی کشور پاک کند.

آقای طلایی روز شنبه ۱۸ خرداد، ۸ ژوئن به خبرگزاری فارس گفت: “جریان‌های سیاسی در داخل کشور به دنبال این بودند که ۱۸ تیر را در تقویم سیاسی کشور قرار دهند و همه ساله به بهانه ۱۸ تیر هر حرکتی که خواستند انجام دهند. اما هنر قالیباف این بود که توانست ۱۸ تیر را از تقویم سیاسی کشور پاک کند.”

مرتضی طلایی، که در زمان سالگرد حوادث کوی دانشگاه در سال ۱۳۸۲ فرمانده پلیس تهران بود، با حمایت از مافوق خود، محمد باقر قالیباف، نامزد یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری، اظهارات حسن روحانی، دیگر کاندیدای انتخابات را حمله به “نقاط قوت آقای قالیباف” دانست.

فرمانده سابق پلیس تهران در دفاع از آقای قالیباف گفت که “ما همان زمان حرفمان این بود که اگر اجازه دهید که دانشجویان در داخل دانشگاه‌ها حرف بزنند مشروط به اینکه پا از محیط دانشگاه بیرون نگذارند و این بهترین مدل مدیریت محیط‌های دانشجویی است.”

در این گفت و گو آقای طلایی برخی از نمایندگان مجلس ششم (اصلاح طلب) را نیز متهم به تحریک دانشجویان کرد و گفت: “آقایان یادشان نیست که آن دوره برخی از نمایندگان مجلس به جای اینکه در آرام‌بخشی کوی دانشگاه به پلیس کمک کنند با سوءاستفاده از اختیارات نمایندگی‌شان داخل کوی دانشگاه شده و دانشجویان را برای حادثه آفرینی تحریک می‌کردند.”

یک روز پیش و در جریان کلیک سومین مناظره نامزدهای یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری، آقای قالیباف گفت که در جریان اعتراضات سال ۱۳۸۲در سالگرد حمله به کوی دانشگاه تهران، به عنوان فرمانده وقت پلیس در جلسه شورای عالی امنیت ملی پیشنهاد کرده که به دانشجویان مجوز تجمع داده شود، اما آقای روحانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی وقت مخالفت کرده است.

اما آقای روحانی در پاسخ گفت که پیشنهاد آقای قالیباف این بوده که مجوز تجمع داده شود تا دانشجویان معترض جمع شوند و به صورت “گازانبری” به آنها حمله شود

آقای قالیباف این سخنان آقای روحانی را تکذیب کرد و گفت که او “انگیزه خوانی” کرده است.

آقای قالیباف در مناظره دیروز همچنین گفت: “در جلسه‌ای با نماینده رسمی دفتر تحکیم وحدت به آنها گفتم که شما محل تجمع و موضوع تجمع‌تان را تعیین کنید، من امنیت جلسه‌تان را تامین می‌کنم اما دفتر تحکیم وحدت این موضوع را دنبال نکرد.”

مهدی امینی زاده، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در سال‌های ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۴ در گفت و گو با بی‌بی‌سی فارسی، گفت که هیچ یک از نمایندگان یا اعضای رسمی دفتر تحکیم وحدت در زمان سالگرد کوی دانشگاه ملاقاتی با آقای قالیباف نداشته است.

به تازگی کلیک انتشار دو نوار صدای آقای قالیباف از دو موضع گیری متفاوت درباره ناآرامی های دانشجویی سال ۱۳۸۲ واکنش هایی را به دنبال داشت.

آقای قالیباف در یک سخنرانی می‌گوید که در سال ۱۳۸۲ و در جریان ناآرامی های دانشجویی در سالگرد حادثه حمله به کوی دانشگاه تهران، به عنوان فرمانده پلیس در جلسه شورای امنیت کشور برخورد تندی با وزیران دولت آقای خاتمی داشته و این شورا را متقاعد کرده که به پلیس اجازه ورود به کوی دانشگاه و اجازه تیراندازی بدهد.

به گفته آقای قالیباف، پس از این جلسه ناآرامی ها تمام شده و نیازی به استفاده از این مجوز نبوده است.

این در حالی است که آقای قالیباف اخیرا در یک سخنرانی در جمع دانشجویان دانشگاه شریف، گفته بود: “در جلسه شورای امنیت، خود دوستان دوم خرداد نشستند و مصوبه دادند که نیروی انتظامی که من فرمانده اش بودم، حق ورود به کوی دانشگاه و تیراندازی دارد، ولی من این کار را نکردم.”

No responses yet

Jun 07 2013

گزارشگران بدون مرز، از خبرنگاران خارجی در ایران خواست که جهان را از سرکوب آزادی ها مطلع کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,انتخاباتی,سانسور,سیاسی

رادیوفرانسه: بعقیده رضا معینی اکنون در ایران خفقان بر رسانه ها حاکم است. شبکه اینترنت بکلی قطع شده است. حتی سایت های نزدیک به جمهوری اسلامی هم سانسور شدند و در چارچوب اینترنت تنها می توان سایت های نزدیک به آیت الله خامنه ای را دید.
گفتگو با رضا معینی، مسئول بخش کشورهای فارسی زبان در سازمان گزارشگران بدون مرز

سازمان گزارشگران بدون مرز با انتشار بیانیه ای خطاب به آن دسته از خبرنگاران خارجی که اجازه ورود به ایران را دریافت کرده اند، خواسته است که با استفاده از فرصت انتخابات، درباره “سرکوبی که بر سر روزنامه نگاران و جامعه مدنی ایران آوار شده است” اطلاع رسانی کنند.
این بیانیه نوشته است “خبرنگاران رسانه های خارجی برخلاف همکارانشان در ایران می توانند با خانواده های 54 روزنامه نگار و شهروند وب نگار زندانی، که اکثریت انها پس از انتخابات مورد اعتراض خرداد 88 زندانی شده اند، و بخشی دیگر از سالهای نخست دوره اول ریاست جمهوری احمدی نژاد در زندان بسر می برند، گفتگو کنند.” بعقیده این بیانیه ” این فرصتی یگانه است تا جامعه جهانی مطلع شود که در این کشور سالهاست که شهروندانی تنها برای استفاده از حق بنیادی کسب و انتقال اطلاعات به دیگر شهروندان زندانی می شوند.”
بیانیه همچنین به وضعیت دو نامزد انتخابات گذشته – میرحسین موسوی و مهدی کروبی – پرداخته است که اولی با سمت صاحب امتیاز روزنامه توقیف شده کلمه سبز و دومی بعنوان صاحب امتیاز روزنامه توقیف شده اعتماد ملی، هم اکنون بدلیل حوادث انتخابات گذشته در بازداشت خانگی بسر می برند و از همه حقوق خود محروم شده اند. بیانیه یاد آوری کرده است که مسئولان جمهوری اسلامی بارها در مجامع جهانی اعلام کرده اند “آنها آزاد هستند” .
بعقیده گزارشگران بدون مرز اگر گفته مسئولان درباره این دو کاندیدا درست است، پس روزنامه نگاران خارجی می توانند با آانها دیدار و حرف های آنها را هم بشنوند.
این بیانیه در بخش دیگری، به خبرنگاران خارجی هشدار داده است که در ایران تحت کنترل و زیر پوشش مقامات امنیتی خواهند بود و به آنها برای سالم نگاه داشتن رایانه و تلفن همراه خود از گزندهای احتمالی، سفارش هائی کرده است.
رضا معینی مسئول بخش کشورهای فارسی زبان در سازمان گزارشگران بدون مرز در گفتگوئی اظهار عقیده کرد که هم اکنون در ایران خفقان بر رسانه حاکم است. برای چندمین بار مسئولین امنیتی عملاً امر و نهی می کنند. شبکه اینترنت بکلی قطع شده است. حتی سایت های نزدیک به جمهوری اسلامی هم سانسور شدند و در چارچوب اینترنت تنها می توان سایت های نزدیک به آیت الله خامنه ای را دید.
به روایت رضا معینی ، تهدید روزنامه نگاران و وب نگاران ، بویژه در شهرستانها ، کاملاً رواج دارد.

گوش کنید

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .