اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'اجتماعی'

Sep 16 2013

تنها جایی که برای محافظت از استخر از کماندو استفاده میشه در حکومت آخوندی است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,طنز

پارک آبی آزادگان

تفریحات آبی در فصل تابستان جزو جذاب‌ترین و پر طرفدارترین تفریح‌ها هستند و یکی از آنها رفتن به پارک‌های آبی است. پارک آبی آزادگان در منطقه‌ی ۱۵ تهران قرار دارد و تحت نظارت سازمان ورزش شهرداری این شهر اداره می‌شود. این پارک در سال ۱۳۷۶ مورد بهره‌برداری قرار گرفت و تنها پارک آبی تهران با جمعیتی حدود ۵/ ۸ میلیون نفر است.
منبع عکس دویچه‌وله

No responses yet

Sep 09 2013

پرویز کاوه از معضلات مهاجران افغان در ایران می‌گوید: تبلیغ علیه افغان‌ها از سوی مسوولان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

روز: روی یک پارچه زرد رنگ خطاب به مدیر یک دبستان نوشته‌اند ” ما به هیچ عنوان راضی به ثبت‌نام اتباع خارجه(افغان) در این آموزشگاه نیستیم. از طرف اهالی شهیدپرور فیروزآباد” و آن را جلوی در ورودی یکی از مدارس این منطقه که از توابع شهر صدوق در استان یزد است، نصب کرده‌اند. اولین بار وب‌سایت خبری “میبدخبر” با انتشار عکس‌هایی از نصب این پارچه‌نوشت خبر داد. اگر چه چند ساعت بعد این خبر از روی سایت حذف شده بود اما به سرعت مورد توجه دیگر وب‌سایت‌های خبری و شبکه‌های اجتماعی قرار گرفت. بسیاری از کاربران این شبکه‌ها با به اشتراک گذاشتن این خبر، آن را شرم آور دانستند و این قبیل اقدامات را نژادپرستانه خواندند. واکنش‌هایی که پیشتر هم در مورد وقایعی مانند جلوگیری از ورود افغان‌ها به مراکز تفریحی در جشن سیزده‌به در شاهدش بودیم و منجر به لغو این ممنوعیت‌ها هم شد.

در مورد اقدام اخیر برخی شهروندان ایرانی و همچنین دیگر مسائل مربوط به اتباع افغان در ایران با “پرویز کاوه” سردبیر روزنامه “هشت صبح” چاپ کابل که یکی از پر مخاطب‌ترین رسانه‎‌های افغانستان است، گفت‌وگو کرده‌ایم. او این قبیل‌ رفتارها را در ایران سابقه دار می‌داند و معتقد است مقامات ایرانی نه تنها از مهاجران افغان در ایران حمایت نکرده‌اند بلکه عامل به وجود آمدن برخی از این رفتارهای نژادگرایانه هم هستند. کاوه می‌گوید عده‌ای از ایجاد فاصله بین دو ملت سود می‌برند و دولت ایران هم با اخراج گسترده اتباع افغان، دولت افغانستان و کشورهای غربی را تحت فشار می‌گذارد. او همچنین از حساس شدن افکار عمومی افغانستان و احتمال بروز اقدام‌های مشابه در برابر شهرواندان ایرانی سخن می‌گوید.

مشروح گفت‌وگوی “روز” با پرویز کاوه را در ادامه می‌خوانید:

آقای کاوه، همانطور که می‌دانید برخی از اهالی یکی از شهرستان‌های ایران با نصب پارچه نوشتی بر سر در ورودی یک آموزشگاه خواسته‌اند که از ورود دانش آموزان افغان به این مرکز جلوگیری شود، نظر شما به عنوان یکی از اهالی رسانه در افغانستان چیست؟ چقدر در جریان این گونه رفتارها هستید؟

بدون شک چنین اتفاقاتی بارها در ایران افتاده است. بارها کودکان و دانش‌آموزان افغان از تحصیل محروم شده‌اند و زمینه تحصیل برایشان فراهم نشده است. در اقدام اخیر هم آن‌طور که گزارش‌ها می‌گویند و عکس‌ها و شواهدش در اختیار رسانه‌های افغانستان قرار گرفته، برخی افراد و اهالی محل خواهان ممنوع شدن ورود افغان ‌ها به آموزشگاه شده‌اند که این یک برخورد خلاف موازین حقوق بشر در خصوص افغان‌های مهاجری است که در ایران زندگی می‌کنند. این نوع رفتار تلاش برای ضایع کردن حقوق آموزشی شهروندان افغان است. من فکر می‌کنم نهادهای مدنی و رسانه‌ها چه در ایران و چه در افغانستان مسئولیت دارند در برابر چنین اقداماتی، از جانب هرکسی باشد، قد علم بکنند، بایستند و مبارزه بکنند.

از مسئولیت نهادهای مدنی گفتید، چه مسئولیتی متوجه مسئولان دولتی ایران هست؟

در گذشته هم مواردی بوده که ورود اتباع افغان به برخی ازپارک‌ها و مراکز تفریخی ممنوع شده است، حتی بوده مواردی که از ورود افغان‌ها به حمام‌های عمومی هم جلوگیری شده است. این روند به هر شکلی که اتفاق می‌افتد و هر کسی که در این رویدادها دست دارد، بر عهده مسئولین دولتی است که مداخله کند و حق دسترسی به درس، تفریح و کار را برای مهاجرین افغان که در ایران به سر می‌برند میسر و مهیا کند. بدون شک دولت مسئولیت دارد جلوی افراد یا نهادهایی را که مانع آزادی‌های فردی افغان‌ها در ایران می‌شود، بگیرد.

سال‌هاست که افغان‌ها در ایران حضور دارند ولی چند صباحی است که چنین رفتارهایی از سوی برخی ایرانیان بیشتر از پیش مشاهده می‌شود. به نظر شما دلیل این رفتارها با وجود قرابت‌های فرهنگی و زبانی و… بین دو ملت چیست؟

من فکر می کنم در این زمینه باید ارزیابی‌های دقیق و واقع‌بینانه در ایران صورت بگیرد تا دلایل چنین اقداماتی به طور دقیق مشخص شود. اما از طرفی فکر می کنم که برخی از افراد در پی ایجاد فاصله در بین مردمِ دو کشور هستند و با انجام چنین رفتارهایی تلاش می‌کنند تا زمینه را برای ایجاد سوءتفاهم بین ملت‌های ایران و افغانستان میسر کنند. بدون شک حکومت ایران در بسیاری از موارد مانند اخراج افغان‌ها از ایران، به این روند کمک می‌کند و این ذهنیت را تقویت می‌کند که مردم ایران جلوی آزادی افغان‌ها را بگیرند.

گزارش‌ها از این حکایت دارد که افکار عمومی در افغانستان هم نسبت به این قبیل رفتارها حساس شده‌اند، شما اطلاع دارید که افغان‌ها طی این مدت چه واکنش‌هایی نشان داده‌اند؟

بدون شک واکنش‌های که در داخل افغانستان در برابر چنین اقداماتی دیده می‌شود و صورت می‌گیرد واکنش‌هایی است که بیشتر جنبه احساساتی دارد. یعنی افغان‌ها با دیدن چنین رویدادها و چنین وقایعی به صورت جدی احساساتی می‌شوند و در بسیاری از مواقع در برابر نهادهای دیپلماتیک و سیاسی ایران در افغانستان دست به تظاهرات می‌زنند. این خودش باعث می‌شود که افغان‌ها هم درمواردی به آزار و اذیت اتباع ایرانی در افغانستان دست بزنند. من فکر می‌کنم چنین رفتارهایی به هیچ وجه به نفع ملت‌های ایران و افغانستان نیست. این ملت‌ها خیلی به هم نزدیک هستند. جدا از مرزبندی‌های سیاسی که بین این دو کشور وجود دارد مردم ایران و افغانستان دارای زبان مشترک، فرهنگ مشترک و اشتراکات فراوان دیگر هستند. افکار عمومی در افغانستان در برابر چنین رویدادهایی به شدت صدمه می‌بیند و دست به واکنش‌های احساسی می‌زند و مقابله به مثل می‌کند.

به نظر شما فاصله افتادن میان مردم افغان و ایرانیان به نفع چه افراد یا جریاناتی است؟

زمانی که دولت ایران بحث اخراج مهاجران افغان را مطرح می‌کند که البته در بسیاری موارد این مساله به عنوان ابزار فشار روی دولت افغانستان به حساب می‌آید، باعث می‌شود که افکار عمومی در ایران به این فکر کنند که به وجود افغان‌ها در ایران نیاز نیست و یا این که باید ایران را ترک کنند. یکی از راه‌هایی که می‌شود به افغان‌ها فشار آورد تا ایران را ترک بکنند همین است که جلوی آموزش، تفریح و آزادی‌های فردی و مدنی‌شان را گرفت.

یعنی شما معتقد هستید رفتار مردم تابعی از رفتار حکومت است؟

کاملا و بدون شک. بسیاری از افغان‌ها، به خاطر جنگ‌های زیادی که در کشورجریان داشته به ایران مهاجرت کرده‌‌اند و در این کشور زندگی و کار کرده‌اند، اما از وقتی که دولت دست به اقداماتی در برابر مهاجرین افغان زد، می بینیم برخورد برخی از ایرانی‌ها در مسیری حرکت‌ می‌کند که سیاست‌های دولت در حرکت است. یعنی به نحوی افکار عمومی مردم ایران از عملکرد حکومت ایران در این زمینه الهام می‌گیرد و دست به چنین کارهایی می‌زنند.

برخی از عملکردهای حکومت‌ ایران برخورهای نژادپرستانه را دربین مردم ایران ترویج می‌کند. ما می‌بینیم که در بسیاری از موارد قوانینی دربرابرنژاد پرستی و دربرابر برخوردهای متفاوت با شهرندان ایران در این کشور نافذ است اما در برابر افغان‌ها یا در برابر برخورد تبعیض‌آمیز افراد با افغان‌ها اعمال نمی‌شود. ضمانت‌های قانونی برای حمایت از مهاجرین افغان که در ایران به سر می‌برند وجود ندارد و دولت همواره به دنبال تحت فشار قرار دادن اتباع افغان به عناوین مختلف است.

در حال حاضر مهمترین مشکلات مهاجران افغان در ایران چیست؟

یکی از مشکلات بزرگ افغان‌ها در ایران این است که در مواردی که به زندان می‌ا‌‌فتند دسترسی به محاکمه عادلانه ندارند. در سلول‌های انفرادی از آنها بازجویی می‌شود و در زمان بازجویی مورد شکنجه قرار می‌گیرند. نهادهای حقوق بشری در داخل افغانستان و سایر کشورها و حتی فعالان حقوق بشر ایرانی اذعان می‌کنند که یکی از مواردی که همواره برای مهاجرین افغان مشکل خلق کرده این است که دولت ایران در زمینه محاکمه عادلانه اتباع افغانستان بسیار بی‌توجه است. دومین مورد این است که گاهی اتقاق می‌افتد که اتباع افغان را به صورت اجباری از مرزها خارج می‌کنند که این باعث می‌شود خانواده‌ها از هم بپاشند و از یکدیگرجدا شوند. ما موارد بسیاری در افغانستان داریم که فرزندهای یک خانواده به اجبار از ایران اخراج شدند. در صورتی که والدین و دیگر اعضای خانواده‌شان هنوز در ایران هستند و خبر ندارند که چه بر سر فرزندانشان آمده است؟ آیا جانشان را از دست داده‌اند؟ گم شده و یا اینکه اخراج شده‌اند. این‌ها مشکلاتی است که به صورت گسترده در بین مهاجران افغانستان که در ایران هستند وجود دارد.

به عنوان آخرین سوال؛ شما راه حل را در چه می‌بینید؟ چطور باید به تبعیض‌هایی که علیه افغان‌ها در ایران وجود دارد و همچنین مشکلات مهاجرین افغان پایان داده شود؟

یکی از راه‌ها این است که دولت افغانستان و دولت ایران روی این مساله بیشتر صحبت کنند، تا قواعد وضع بشود و قراردادها و توافق‌نامه‌ها در این زمینه به امضای دو طرف برسد. بارها نهادهای مدنی و حقوق بشری روی دولت افغانستان فشارهای لازم را وارد کرده‌اند تا با مقامات ایرانی وارد مذاکره بشوند و برای حل مشکلات افغان‌ها آنگونه که ممکن است اقدام کنند. اما ما می‌بینیم که طرف ایرانی در بیشتر موارد به خاطر فشار وارد کردن به دولت افغانستان و همچنین فشار آوردن به کشورهای غربی که در افغانستان حضور دارند مشکلاتی را برای افغان‌ها خلق می‌کند و دست به اخراج دسته‌جمعی اتباع افغان می‌زند. قردادهای دو جانبه بین دو دولت می‌تواند در این موارد راه‌گشا باشد ضمن اینکه دولت ایران باید به قوانین بین‌المللی در زمینه حمایت از حقوق مهاجران پایبند باشد و به این قواعد و قوانین احترام بگذارد.

No responses yet

Sep 05 2013

شناسایی ۶۴ مورد وبا در استان‌های شرقی ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

دویچه‌وله: مقامات مسئول وزارت بهداشت و درمان ایران از شناسایی ۶۴ بیمار مبتلا به وبا در استان‌های کرمان و سیستان و بلوچستان خبر دادند. آن‌ها می‌گویند مبتلایان همه از اتباع خارجی‌اند. ماه‌های شهریور و مهر اوج فصل وباست.

محمدمهدی گویا، رئیس مرکز مدیریت بیماری‌های واگیر در وزارت بهداشت از شیوع بیماری وبا در ایران خبر داد. گویا در گفت‌وگو با خبرگزاری “فارس” تایید کرد که دست‌کم ۶۴ نفر مبتلا به بیماری وبا در کشور شناسایی وثبت شدند.

این مقام مسئول در وزارت بهداشت و درمان اعلام کرد که همه‌ افراد مبتلا به بیماری وبا که در هفته‌های اخیر شناسایی و تحت معالجه قرار گرفتند، از میان اتباع خارجی بودند که در ایران زندگی می‌کنند.

گزارش‌ها حاکی از آن است که استان کرمان محل اصلی شیوع این بیماری است و در هفته‌های اخیر بیش از هر منطقه‌ کشور در کرمان افراد مبتلا به بیماری وبا شناسایی و تحت درمان قرار گرفته‌اند.

محمدمهدی گویا همچنین در گفت‌وگو با “فارس” اعلام کرد که یک کودک مبتلا به این بیماری قبل از آن‌که به بیمارستان رسد و تحت درمان قرار گیرد، جان خود را از دست داد.

این مقام مسئول با تاکید بر این‌که وبا همواره یکی از “بیماری‌های بومی” ایران محسوب شده، اوج شیوع این بیماری کشنده را ماه‌های شهریور و مهر اعلام کرد. او افزود، به همه‌ بیمارستان‌های کشور ابلاغ شد که در حالت آماده‌باش برای کنترل و درمان این بیماری باشند.

گویا تاکید می‌کند که هنوز شهروند ایرانی مبتلا به این بیماری شناسایی نشده است و به جز استان کرمان، موارد دیگر ابتلا به وبا در استان سیستان و بلوچستان مشاهده شده‌اند.

در عین‌حال روح‌الله زحمتـکش، مدیر گروه مبارزه با بیماری‌های دانشگاه علوم پزشکی کرمان نیز در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس تایید کرد که مواردی از ابتلا به وبا در شهرستان‌های تابع استان کرمان مشاهده شده است.

زحمتکش اما مرگ یک کودک در اثر ابتلا به این بیماری را رد می‌کند و مدعی است که تاکنون هیچ مورد ابتلا به وبا در شهر کرمان شناسایی و ثبت نشده است.

این مقام مسئول دانشگاه علوم پزشکی کرمان نیز می‌گوید بیماری از طریق مرزهای شرقی استان کرمان و مهاجرانی که به شکل غیرقانونی از مرزها وارد کشور می‌شوند، به ایران رسیده است.

زحمتکش آمار مبتلایان به بیماری در استان کرمان را ۳۰ نفر اعلام کرده است.

بیماری وبا هر از چندگاهی در ایران شیوع پیدا می‌کند. در سال ۱۳۹۰ مرگ دست‌کم ۳ شهروند بر اثر ابتلا به این بیماری تایید شد. آن زمان گفته شد که ۱۲۱ مورد ابتلا به این بیماری در تابستان ۱۳۹۰ شناسایی شده است.

وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی ایران خواسته است بیمارانی که با اسهال و استفراغ مواجه‌اند سریع راهی بیمارستان‌ها شوند و از مصرف همزمان ماست و آبلیمو در وعده‌های غذایی خود به عنوان یک راه پیشگیری از ابتلا، خودداری کنند.

No responses yet

Aug 30 2013

«بیش از ۴۰ درصد» از ایرانیان شبکه‌های ماهواره‌ای تماشا می‌کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,سانسور,سیاسی


رادیوفردا: براساس گزارش‌ها از ایران بیش از ۴۰ درصد از شهروندان شبکه های تلویزیونی -به گفته رسانه‌های دولتی- «ممنوعه یا غیرقانونی‌ای» را تماشا می‌کنند که فقط از طریق ماهواره قابل دریافت است.

این آمارها اخیرا توسط بخش تحقیقات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران منتشر شده است و روزنامه «هفت صبح» نوشته که انتشار آنها یک نمونه نادر و کم‌سابقه از «اعتراف» نهادهای حکومتی به محبوبیت شبکه‌های تلویزیونی ماهواره ای در ایران است.

خبرگزاری فرانسه در این مورد می‌گوید که طبق تحقیقات رادیو و تلویزیون دولتی ایران ، بیش از ۴۲ درصد از جمعیت ۷۵ میلیون نفری ایران به طور متوسط روزانه سه ساعت از وقت خود را به تماشای برنامه‌های مختلف کانال‌های ماهواره‌ای اختصاص می‌دهند.

بخش اعظم این برنامه‌ها، فیلم‌های سینمایی، موسیقی و برنامه‌های سرگرم‌کننده و تفریحی و یا اخبار و برنامه‌های تحلیلی است که اکثر آنها به زبان فارسی و توسط رسانه‌هایی مانند بخش فارسی بی بی سی و یا بخش فارسی صدای آمریکا پخش می‌شوند.

مقام‌های ایرانی این برنامه‌های تلویزیونی را بخشی از «جنگ نرم» حکومت‌های غربی علیه ارزش‌های دینی، سیاسی و اخلاقی جمهوری اسلامی می‌دانند.

در ایران همکاری با هر یک از این شبکه‌های تلویزیونی ماهواره‌ای خارجی جرم تلقی می‌شود.

نهادهای انتظامی نیز هر از چند گاه، در عملیاتی گسترده سعی می کنند ماهواره‌ها را جمع‌آوری کنند و به طور مستمر علیه استفاده از این وسیله هشدار می‌دهند.

خبرگزاری فرانسه می‌افزاید که حسن روحانی، رئیس جمهوری جدید ایران، که سیاستمداری میانه‌رو تلقی می‌شود از چنین اقداماتی انتقاد کرده و آن را « دخالت و نقض حریم خصوصی افراد» و اقدامی بی‌نتیجه برای جلوگیری از برقراری ارتباط ایرانیان با جهان خارج می‌داند.

رادیو و تلویزیون دولتی ایران یکی از نهادهای پر قدرت است که زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی ایران هدایت می‌شود. این نهاد با بودجه فراوانی که دارد همواره سعی کرده بانفوذ شبکه‌های تلویزیونی ماهواره ای رقابت کند.

طبق قانون اساسی ایران، حکومت و رادیو و تلویزیون دولتی انحصار کامل رسانه‌های صوتی و تصویری را در این کشور در دست خود دارند و تمام شبکه‌های تلویزیونی و رادیوها در ایران بخشی از این موسسه بزرگ هستند.

No responses yet

Aug 28 2013

رها کردن بیمار در کنار بیمارستان به دلیل نداشتن هزینه درمان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی

دانشجونیوز: یک پیرمرد با پاهای جراحی شده، به دلیل نداشتن هزینه ی درمان در کنار بیمارستان «امام» شهر ساری در استان مازندران رها شده است.

خبرگزاری فارس به نقل از این پیر مرد گزارش داد: برای ادامه درمان و باز کردن آتل جراحی شده نیاز به پول دارم و به من اعلام شد که باید دو میلیون تومان برای مداوا پرداخت کنی که در توان من و خانواده‌ام نیست.

این در حالیست که بر اساس قوانین کشور، اگر بیمار نیازمند به درمان باشد و توان مالی نداشته باشد بیمارستان و مسئولان بیمارستان حق رها کردن بیمار را ندارند.

نکته دیگر اینکه قانون به کمیته امداد امام و بهزیستی تکلیف داده که به بیماران و نیازمندان توجه ویژه داشته باشند.

این اتفاق در حالی رخ داده است که در روز های گذشته نیز بیماری دیگر با شرایط یکسان در بیابان های تهران رها شده بود و این اتفاق باعث سوِژه شدن مسئولان بیمارستان و معرفی متخلفان شد.

No responses yet

Aug 28 2013

«ساپورت» مدی تازه برای دختران ایرانی، دغدغه‌ای جدید برای محافظه‌کاران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفرانسه: این روزها ظاهرا توجه گشت ارشاد، ائمه جمعه و رسانه های محافظه کار در ایران به پدیده جدیدی جلب شده که سبب نگرانی آنها است: «ساپورت» یا همان چیزی که در خارج از ایران به «لگینگز» معروف است.
پس از سخنان حجت السلام صدیقی مبنی بر این که منشاء زلزله و بلایای طبیعی بیبند و باری و برهنگی زنان است و سبب استهزاء عمومی شد، جنبشی به نام«سینه لرزه» به راه افتاد که تا مدتها سبب سرگرمی بسیاری در سراسر جهان و ایران شده بود‪.‬
اکنون نیز تقریبا هر روز گزارشهایی در رسانه های محافظه کار ایران درباره خطر ساپورت در «اغواء، اغفال و ترویج ارزشهای ضداسلامی» منتشر می شوند و برخی از کاربران اصولگرای شبکه های اجتماعی در مذمت پوشیدن ساپورت توسط دختران ایرانی پستهایی منتشر میکنند.
در یکی از این گزارشها که اخیرا تحت عنوان «حمله لشگرساپورتها به تهران» در وبلاگی به نام شنود منتشر، و به طرز وسیعی در سایت های محافظه کار بازنشر شده آمده است:
داستان از این قرار است که از زمستان 1391 برخی زنان خیابانی تهران در حرکتی کاملا مشکوک و سیستماتیک اقدام به پوشیدن جوراب شلواریهایی نمودند که منظره بدننمای از زانو به پایین این پوشش ها قدری عجیب می نمود.
بهار 1392 از راه رسید و چشم مردم تهران منور به کوتاه تر شدن مانتوهایی شد که زیر آن هیچ برتن صاحبش نبود جز جوراب شلواریهای سابق (که حالا نام ساپورت به خود گرفته بودند) و آرام آرام با حرکتی خزشی این ساپورت ها نه تنها آفتاب بیشتری به خود می دیدند بلکه رنگ ها و نقوش بیشتری را بر اندام باربی های تهرانی تجربه می کردند.
نویسنده وبلاگ سپس تجربه خود را برای خواندن اشعاری که روی ساپورت بر روی ران یک دختر در سینما نوشته بود چنین تشریح کرده است:
در این میان دخترکی با آرایشی غلیظ و موهایی افشان با ساپورتی مشکی خودنمایی میکرد چرا که با فونت نستعلیق سایز 90 و سفید روی رانها و ساق پاهای خویش(بر روی ساپورت) اشعاری مورب و حالت ابر و باد ادبیاتی نوشته شده بود.
هرچه کردم نتوانستم قید خواندن اشعار را بزنم.
دقیق تر شدم.
نوشته بود : شوش..جوادیه…راه آهن..شوش..میدان راه آهن…ترمینال جنوب…

تصویری از صفحه «عاشقان ساپورت» در فیسبوک

این نوشته که برخی از کنشگران شبکه های اجتماعی آن را نگاهی جنسی و زننده خواندهاند، در چند روز اخیر در سایت ها و شبکه های اجتماعی گوناگون وابسته به حکومت بطرز گسترده ای منتشر شده است.
حتی فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ نیز از برخورد با زنانی که «لباس های نامتعارف» می پوشند و فروشگاههای عرضه کننده آنها خبر داده و گفته است که تاکنون ۲۳۵ فروشگاه که چنین لباسهایی عرضه می کرده اند پلمب شده اند.
بسیاری از چهره ها و کنشگران جناح راست همچون وحید یامین پور مجری معروف برنامه های سیاسی تلویزیون، آن را ابزاری برای تن نمایی خوانده اند.

در حملات رسانه های نزدیک به جناح محافظه کار ایران، گاه پای اسراییل و غرب و توطئه نیز در زمینه رواج ساپورت به میان می آید. از جمله سایت ندای انقلاب نوشته است پلیس اخیرا در میدان ونک دو دختر را که ساپورتهایی همانند پرچم اسرائیل پوشیده بودند دستگیر کرده است.

برخی حتی مد شدن ساپورت در ایران را توطئه شبکه من و تو و برنامه مشهورش «آکادمی موسیقی گوگوش» دانسته اند.

مخالفان «ساپورت» مانند موافقان آن در فیسبوک صفحه ای درست کردهاند به نام «ما از ساپورت متنفریم». در یک پست این صفحه میخوانیم که از کلمه «ساپورت» رمزگشایی شده: ساپورت مخفف کلمات سکس و آزاد به اضافۀ کلمه «پورت» است: یعنی دروازه سکس آزاد!
اما از دیگر سو، دوستداران ساپورت هم صفحات بسیار پرطرفداری دارند.
عاشقان ساپورت، یکی از صفحات طرفداران ساپورت است که بیش از هفتاد و پنج هزار دنبال کننده دارد و ساپورتپوشان عکس ها و مطالب خود را در آن منتشر می کنند.

ساپورت، ساپورت پوشان ، جوراب ساپورت، عشق ساپورت، جوراب ساپورت نازک، تنگ تنگ مثل ساپورت و ساپورت پوشان فیسبوک تنها بخشی از صفحات و گروههای فیسبوکی هستند که هر یک هزاران عضو دارند.

موافقان و مخالفان دلایل خود را از دیدگاههای مختلف ابراز می دارند. برخی معتقدند که پوشیدن ساپورت سکسی تر است و برخی معتقدند که ساپورت دمده شده و “باکلاس” نیست، برخی نیز دلایل مذهبی برای مخالفت با آن دارند و معتقدند که مردان را اغوا میکند.
شرکت کننده

الی

تانیا
«به خاطر پوشیدن ساپورت بازداشت شدم»
الی، ۲۷ ساله کارمند تهران:

دو سال پیش من به خاطر پوشیدن ساپورت بازداشت شدم، اما حالا که دیگر همه میپوشند، من نمی پوشم. به نظرم زیر مانتو خیلی قشنگ نیست. ساپورت را باید با دامن یا لباس کوتاه پوشید نه زیر مانتو، اما برخی به خاطر قیمت ارزان آن را می پوشند یا شاید به نظرشان شیک می رسد. یک ساپورت معمولی بطور متوسط ۲۰ تا ۴۰ هزار تومان قیمت دارد ولی یک شلوار جین معمولی حداقل ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار تومان است. بدیهی است که دختران و زنان ترجیح می دهند پنج تا ساپورت متفاوت داشته باشند تا یک جین که زیر مانتو چندان هم معلوم نیست.
من وقتی ساپورت می پوشیدم اگر قرار بود جایی بروم که مانتویم را در بیاورم حتما با خودم دامن یا پیراهن می بردم.
طبعا کسی که پاهای زیبایی دارد اگر ساپورت بپوشد برازنده تر به نظر می رسد تا کسی که پاهایش چندان زیبا نیست. بهرحال ساپورت اگر کلفت باشد برای زمستان خوب است و اگر نازک باشد در تابستان زیر مانتو از شلوار بهتر است.

اما این که چطوری دستگیر شدم:
من داشتم از پیاده رو می رفتم یک ساپورت مشکی با مانتوی بلند سبز پوشیده بودم که یکی از این خواهران گشت نزدیک ونک آمد و گفت چرا ساپورت پوشیدی؟ گفتم مگر قدغنه؟ گفت بله اطلاعیه دادیم که ممنوع شده!
به دوست پسرم خبر دادم، برایم شلوار ورزشی خرید، داد یک زن چادری رساند به دستم. خواستم بپوشم که مامور زن هوار کشید و گفت باید همین جوری ببریمت با ساپورت ازت عکس بگیریم.
بعد از نیم ساعت که ون پر از دختر شد و همه هم خوشتیپ و خوشگل بودند ما را بردند به کلانتری گاندی. آنجا از همه زوایا از ما عکس گرفتند و من چون بالای ۲۵ سالم بود بعد از چند ساعت با تعهد و کپی کارت شناسایی آزادم کردند.
دیروز دیدم سه طرف میدان ونک گشت ارشاد ایستاده و به زن ها و دخترها گیر می دهند و ون ها را پر از زن ها می کنند حالا هم که بهانه تازه گیرشان آمده، البته من توی اتوبوس بودم، جلوی چشم شان شالم را از روی سرم انداختم روی شانهام که حرصشان در بیاد چون می دانستم دنبال اتوبوس نمی آیند.
ولی بعد از یکی- دو ماهی که به مناسبت انتخابات گشت ارشاد کمتر گیر می داد حالا با تمام قوا برگشته که جبران مافات کند، ساپورت هم که پای همه هست مدرک جرم جدیدشان شده!

الی
«با مانتو و روسری انتخابی جز ساپورت نیست»
تانیا، ۲۹ ساله متخصص مد و مدل:

ساپورت هم یک لباس است مثل هر لباس دیگری… خب وقتی چکمه به عنوان “تبرج” اسلام را به خطر می اندازد و آقایان را نگران می کند، عجیب نیست که ساپورت که جاهای دیگری را می پوشاند برایشان خطرآفرین باشد!
من فقط می ترسم بعد از ساپورت کم کم کار به لباس زیر هم بکشد و توی خیابان ما را چک کنند که رنگ و طرح شورت مان چطوری است!
واقعیت این است که در ایران محدودیت شدید در انتخاب لباس برای زنان داریم و حتی از نظر رنگ هم مجبوریم رنگ های سرد و نه چندان شاد بپوشیم که برادران تحریک نشوند و خودمان کمتر به نظر آنها بیاییم… با مانتو و روسری انتخاب دیگری جز ساپورت و شلوار نیست. شلوار زیر مانتو خیلی شیک به نظر نمی رسد، پس می ماند ساپورت که پاها را کامل می پوشاند.
جامعه ایران خیلی سکسی شده، از یک طرف جوانان زیر فشار شدید هستند و از طرف دیگر براداران مذهبی با کوچکترین چیزی تحریک می شوند و غسل لازم! این که در رسانه ها به جای پرداختن به مسائل اساسی مردم به ساپورت پوشیدن زنان توجه می کنند نشان می دهد که اشکال کار از کجاست!
ای کاش این وقت را صرف حل مسایل مردم می کردند که اگر خطری متوجه اسلام باشد از همانجاست نه یک سانت ران و ساق زنان که یک ثانیه زیر مانتو و با ساپورت کلفت و ضخیم مشکی ممکن است به چشم برخی بیاید!

No responses yet

Aug 24 2013

اجرای آزمایشی طرح تازه مبارزه با بدحجابی در ۲۰۰ شهر

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: جانشین اجرائی “ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر” می‌گوید، برای مقابله با بدحجابی “طرح تذکر لسانی” در ۲۰۰ شهر ایران به ‌صورت آزمایشی اجرا می‌شود. در قالب این طرح، “تذکردهندگان” پشتیبانی قانونی می‌شوند.

در ماه‌های گذشته، در تهران و چند شهر دیگر ایران، برخی روحانیون و افرادی که کوشیده‌اند به زنانی که به تعبیر آن‌ها “بدحجاب” بوده‌اند تذکر بدهند، با مقاومت شدید آن‌ها مواجه شده‌اند. تذکردهندگان همچنین اعتراض رهگذران را برانگیخته و در مواردی مورد حمله قرار گرفته و بعضا زخمی شده‌اند.

اکنون، ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر، که “بدحجابی” را از موارد “فساد اجتماعی” می‌شناسد، تصمیم گرفته است با اجرای طرح تازه‌ای با عنوان “طرح تذکر لسانی با رویکرد اجتماعی‌محور” به مقابله با زنانی بپردازد که به گفته مسئولان این ستاد “پوشش و رفتاری خارج از شئون اسلامی” دارند.

پشتیبانی قانونی از تذکردهندگان

محمدرضا مقدسی جانشین اجرائی “ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر” در این مورد به خبرگزاری‌فارس گفته است:«امسال بر اساس برنامه‌ریزی‌های صورت‌گرفته قرار شده است طرح جدید تذکر شفاهی با رویکرد اجتماعی‌محور در ۲۰۰ شهر ایران اسلامی به اجرا گذاشته شود. این طرح صورت اجرائی به خود می‌گیرد تا فریضه مهم امر به معروف و نهی از منکر به خوبی در جامعه ترویج و نهادینه شود.»

ظاهرا طرح تذکر شفاهی به “بدحجابان” به این دلیل در دستور کار قرار گرفته که تاکنون، اقدامات ناهیان از منکر و آمران به معروف نه تنها در مبارزه با بدحجابی موثر نبوده‌، بلکه اعتراض‌هائی را برانگیخته است. اما در طرح تازه، باز هم پشتیبانی از کسانی که به مردم “تذکر لسانی” می‌دهند تقویت می‌شود.

فشار سی و چهار ساله بر زنان ایران برای تحمیل حجاب، تلاشی که در همه اشکال خود بی‌ثمر مانده است فشار سی و چهار ساله بر زنان ایران برای تحمیل حجاب، تلاشی که در همه اشکال خود بی‌ثمر مانده است

مقدسی به خبرگزاری فارس گفته است:«همه مولفه‌ها برای حمایت از تذکردهندگان به افرادی که خارج از شئون اسلامی در جامعه رفتار و عمل می‌کنند مهیا شده و آمران به معروف و ناهیان از منکر می‌توانند در کشور با فراغ بال به وظیفه دینی و انسانی خود عمل کنند.»

نامی که برای “ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر” انتخاب شده، خود نشان‌دهنده آن است که مسئولان مربوطه به شکست این برنامه‌ها اذعان دارند، زیرا معمولا چیزی احیا می‌شود که دیگر زنده نیست و کارآئی ندارد.

مبارزه با بدحجابی کارمندان دولت روحانی

همزمان با اظهارات جانشین ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر، ناصر مکارم شیرازی روحانی سرشناس و محافظه‌کار در جریان سفر تازه خود به مشهد در جمع زائران این شهر از دولت روحانی خواست که مبارزه با بدحجابی را از ادارات دولتی آغاز کند.

مکارم شیرازی، اینترنت و ماهواره و “رسانه‌های فاسد در گوشه‌وکنار دنیا” را متهم کرد که با پخش “امواج شیطانی” در میان جوانان آن‌ها را به بی‌بندوباری در مسائل اخلاقی به ‌ویژه بدحجابی دعوت می‌کنند تا آن افراد به ویژه پسران را آلوده کنند.

آقای مکارم شیرازی با اشاره تلویحی به مقاومت‌ها در سطوح مختلف در برابر مبلغان حجاب اسلامی گفت:«خداوند از آن‌هائی که در این چند سال اخیر نسبت به مسئله حجاب بی‌اعتنائی کردند و هرگاه شخصی قصد داشت بر ضد بی‌حجابی قیام کند مانع شدند، نگذرد و آن‌ها را نیامرزد.»

مکارم شیرازی روحانی محافظه‌کار حوزه علمیه قم: مبارزه با بدحجابی باید از کارمندان دولت آغاز شود مکارم شیرازی روحانی محافظه‌کار حوزه علمیه قم: مبارزه با بدحجابی باید از کارمندان دولت آغاز شود

روحانی محافظه‌کار حوزه علمیه قم همچنین از طرح تفکیک جنسیتی دانشگاه‌ها در ایران پشتیبانی کرد و به نقل از یک مقام دانشگاهی گفت:«اجرای این طرح پرونده‌های مربوط به مزاحمت برای بانوان را به صفر رساند و از طرف دیگر باعث افزایش سطح علمی و معدل دانشجویان شد.»

سه‌دهه تلاش ناموفق برای تحمیل حجاب اسلامی

تلاش برای واداشتن زنان ایران به رعایت حجاب اسلامی در ۳ دهه ‌گذشته یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های حکومت اسلامی ایران بوده، اما با مقاومت زنان، در این زمینه توفیقی حاصل نشده است.

روز ۱۳ دی‌ماه ۱۳۸۴ چندماه پس از آغاز به‌کار محمود احمدی‌نژاد، طرح “راه‌کارهای اجرائی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب” به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید.

پس از تصویب این‌طرح، مقابله با زنانی که به گفته مسئولان حجاب اسلامی را رعایت نمی‌کنند تشدید شد. این برخوردها که بعضا خشونت نیروهای انتظامی در برابر زنان را به‌همراه داشت، به‌تدریج نیروهای انتظامی را با موجی از انتقادها روبرو کرد. تا آنجا که اسماعیل احمدی‌ مقدم رئیس نیروهای انتظامی در ماه‌های پایانی ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد در جمع “انصار حزب‌الله” گفت:«اگر نیروی انتظامی در برابر این انتقادها سرسختانه مقاومت نکند، بی‌حجابی در ایران رسمی خواهد شد.»

فرمانده نیروهای انتظامی در همان‌جا از صدا و سیمای جمهوری اسلامی انتقاد کرد و گفت:«فمینیسم در برنامه‌های مذهبی رسانه ملی موج می‌زند.»

احمدی‌مقدم یک هفته قبل از بیان این سخنان در اظهاراتی کاملا متفاوت گفته بود که «گشت ارشاد برای ما هم مطلوب نیست و از دستگاه‌هائی که ما را از این نوع برخورد با مردم معاف کنند، تشکر هم می‌کنیم.»

یکی از مهم‌ترین وظایف گشت ارشاد دستگیری زنانی بود که به قول مسئولان این نهاد “شئونات اسلامی” را در گزینش لباس و آرایش خود رعایت نمی‌کردند.

No responses yet

Aug 23 2013

پيشنهاد حذف سربازي اجباري و گسترش نيروي مسلح حرفه‌ای

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

تابناک: پیشنهادهای مرکز پژوهش‌های مجلس درباره برنامه پنجم توسعه و خدمت سربازی، برنامه‌های وزیر کشور برای احزاب و تغییر ساختار وزارت‌خانه، ادامه رقابت بر سر شهرداری تهران همزمان با طرح یک دولت شهر در پیرامون تهران و احتمال انتقال پرونده هسته‌ای به وزارت خارجه، از جمله مهم‌ترین مسائل مطرح ‌در روزنامه‌های امروز است.

پیشنهادهای مرکز پژوهش‌های مجلس درباره برنامه پنجم توسعه و خدمت سربازی، برنامه‌های وزیر کشور برای احزاب و تغییر ساختار وزارت‌خانه، ادامه رقابت بر سر شهرداری تهران همزمان با طرح یک دولت شهر در پیرامون تهران و احتمال انتقال پرونده هسته‌ای به وزارت خارجه، از جمله مهم‌ترین مسائل مطرح ‌در روزنامه‌های امروز است.

پيشنهاد حذف سربازي اجباري و گسترش نيروي مسلح حرفه‌ای
روزنامه اعتماد به چند پیشنهاد مهم ‌شده در مرکز پژوهش‌های مجلس اشاره کرده و‌‌ در خبری در‌باره پیشنهاد حذف سربازی اجباری و گسترش نیروی مسلح حرفه‌ای نوشته است: مرکز پژوهشهای مجلس اعلام کرده است براساس بررسی‌های خود به این نتیجه رسیده که «تاریخ مصرف سربازان وظیفه‌ای که صرفا به ماموریت‌های خدماتی و نگهبانی و غیر تخصصی می‌پردازند، گذشته است» این مرکز همچنین از بررسی نظام وظیفه در ۱۹۷ کشور جهان خبر داده است. مرکز پژوهشهای مجلس هدف خود از این بررسی را نیز وجود اشکالات و کاستی‌های شایان توجه در وضعیت کنونی سیستم خدمت وظیفه اعلام کرده است و دو الگوی سربازی حرفه و داوطلبانه را مطرح می‌کند.

مرکز پژوهش‌های مجلس همچنین پیشنهاد داده که برنامه پنج ساله پنجم، چهار ساله شود.

به گزارش اعتماد، تجربه دولت‌های گذشته نشان می‌دهد دولت‌ها پس از استقرار به دلیل عدم انطباق کامل قوانین برنامه در حال اجرا با اولویت‌هایی که در انتخابات اعلام کرده و بر آن اساس موفق به اخذ رأی از مردم شده‌اند، طرحی نو در‌می‌اندازند. حال نیز براساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، شیوه مواجهه با برنامه پنجم توسعه، یکی از موضوعات مهم پیش روی مجلس و دولت جدید است. ناکارآمدی ساختاری برنامه پنجم، حجم منابع مالی برای انجام آن (میزان منابع لازم، نحوه تجهیز منابع و سازوکارهای اولویت بندی)، تغییر شرایط جهانی (افزایش تحریم‌ها) و بی‌ثباتی اقتصاد کلان کشور، جزو عوامل تأثیرگذار بر اتخاذ تصمیم نسبت به برنامه پنجم محسوب می‌شوند. به عبارتی، در حالی که در برنامه پنجم همچون برنامه‌های پیشین، کاهش نرخ تورم، کاهش نرخ بیکاری و افزایش نرخ رشد پیش بینی شده بود، دو سال اول اجرای برنامه نشان می‌دهد که به دلیل تغییر شرایط اقتصاد ملی و بین‌المللی، مسیر حرکت اقتصاد توسعه برخلاف مسیر پیش بینی شده بوده است.

نظر روزنامه نزدیک به قالیباف درباره آینده شورای شهر و شهرداری

تهران امروز، روزنامه نزدیک به قالیباف، شهردار تهران، به ارزیابی اعضای شورای شهر چهارم از سرنوشت ریاست شورا و شهردار تهران پرداخته و نوشته است: هرچند به صورت رسمی نظر‌سنجی درباره گزینه‌های مطرح شده انجام نشده است، اما برآیند بازتاب اخبار رسانه‌ها گویای این است که چمران و قالیباف از اقبال بیشتری برخوردار هستند ولی به هر ترتیب باید تا روز موعود صبر کرد.

این روزنامه نوشته است: آن طور که این عضو شورای شهر بیان می‌کند، بهترین گزینه برای ریاست شورای شهر مهدی چمران و مسجد‌جامعی است. در این میان، نام‌هایی هم برای تصدی پست شهرداری تهران مطرح است. در روزهای گذشته، برخی رسانه‌های افراطی از یک جناح خاص سعی در تلقین اسامی خاصی در اذهان عمومی داشتند. این رسانه‌ها همچنین بدون رعایت مرزهای اخلاق رسانه‌ای، تلاش کردند با شانتاژ خبری، مسیر عادی انتخاب شهردار را به سمتی سوق دهند که به نفع جریان همسویشان باشند.

اما در این میان اعضای شورای شهر سوم و منتخبان شورای چهارم شهر تهران، به دور از چنین فضایی تلاش کردند با مشخص کردن معیارهایی تحت تأثیر جو رسانه‌ای جریان تندرو قرار نگیرند. دیروز یکی از اعضای شورای شهر از انتخاب گزینه‌های نهایی برای انتخاب شهردار آینده تهران خبر داد. این در حالی است که در ‌‌نهایت منتخبان شورای چهارم بعد از انتخاب ریاست شورای شهر براساس معیارهایی که با تلاش‌های کارگروه تعیین شاخص‌های شهردار تهران به دست آمده؛ از بین آن‌ها فرد لایق را انتخاب کنند. اما در این میان اقبال شاکری، عضو دیگر شورای چهارم شهر تهران اعتقاد دارد بازتاب اخبار رسانه‌ها حاکی از این است که چمران و قالیباف در صدر گزینه‌های تصدی ریاست شورای شهر و شهرداری هستند.

شاکری با اشاره به گمانه‌زنی‌ها درباره انتخاب شهردار و رئیس شورای شهر تهران، ‌می‌گوید: «۳۱ عضو شورا در بررسی گروهی و فردی گزینه هستند و با یکدیگر مشورت می‌کنند، از نظر بنده و دیگر اعضای شورا، مهدی چمران و محمدباقر قالیباف از گزینه‌های مطرح این دو پست هستند».

با این که این روز‌ها بیشتر اخبار پیرامون انتخاب شهردار پایتخت می‌چرخد، ‌تمامی ۳۱ عضو شورای چهارم پایتخت به خوبی می‌دانند که پیش از انتخاب شهردار تهران، انتخاب ریاست شورای شهر باید انجام شود. در حال حاضر مهدی چمران و احمد مسجد جامعی گزینه‌های شاخص اعضا برای ریاست شورای چهارم شهر تهران به شمار می‌روند.

محسن پیرهادی، عضو شورای چهارم شهر تهران با اشاره به این دو گزینه بیان می‌کند: «باید برای انتخاب این دو فرد تمامی اعضای شورا اجماع کنند». او درباره انتخاب مهدی چمران و احمد مسجد جامعی به عنوان دو گزینه‌ اصلی ریاست شورای چهارم توضیح می‌دهد: «مهدی چمران تجربه و سابقه ریاست شورا را چندین دوره برعهده داشته است و همچنین می‌تواند به دلیل این که معمار است نگاه معماری، اسلامی را در شهر دنبال کند بحثی که تا کنون مغفول مانده است.

همچنین مسجد‌جامعی سابقه فرهنگی دارد و خارج از مسائل سیاسی و جهت‌گیری‌ها از جنبه کار‌شناسی و نگاه فرهنگی او می‌توان استفاده کرد و جایگاه مطلوبی در بین اصحاب فرهنگ و هنر دارد».

پیرهادی اعتقاد دارد به این موضوع نباید نگاه سیاسی داشته باشیم، حتی کمیسیون‌های شورای شهر را هم باید به صورت جمعی انتخاب کنیم. آن طور که این عضو شورای شهر تهران توضیح می‌دهد؛ اعضای شورا ۱۲ شهریور تکلیف ریاست شورا و شهردار تهران را مشخص می‌کنند چرا که باید در جلسات قبلی به جمع‌بندی برسیم و در این روز فقط رأی‌گیری انجام شود. او تأکید می‌کند: «باید در جلسات غیررسمی تمامی بحث‌ها صورت بگیرد تا انتخاب رئیس شورا و شهردار تهران به تعویق نیفتد. همچنین باید تمامی اعضا جلسات رسمی و غیررسمی گروه‌های سیاسیشان را در این مدت تشکیل ندهند و تماماً هم و غم خود را روی انتخاب شهردار بدون گرایش سیاسی قرار دهند».

تهران امروز ادامه داده است: به رغم آن که برخی از رسانه‌ها پیش‌بینی می‌کنند که انتخاب شهردار آینده تهران توسط شورای چهارم با تاخیر و کنش‌های بسیاری انجام خواهد شد در نتیجه تا تعیین شهردار بعدی سرپرستی برای شهرداری تهران انتخاب خواهد شد؛ اما محسن پیرهادی، عضو شورای چهارم شهر تهران با رد این موضوع بیان می‌کند: «به دنبال سرپرست نیستیم و در روزهای اول حتما شهردار تهران را انتخاب می‌کنیم».

نکته قابل تأمل دیگری که در لیست گزینه‌های اصلی شهردار آینده پایتخت وجود دارد، این است که محمد باقر قالیباف، یکی از مهم‌ترین گزینه‌های احتمالی مدیریت شهری تهران به شمار می‌رود. پیرهادی درباره گزینه‌های شهردار آینده تهران به این مسأله اشاره می‌کند که قالیباف یکی از گزینه‌های اصلی است، چرا که در دوره قبل نیز تعامل خوبی با اعضای شورای شهر داشته و با سلیقه‌های مختلف کار کرده است؛ حتی سلیقه‌هایی که امروز بر عملکرد قالیباف نقدی دارند در گذشته با اوکار کرده‌اند».

آن طور که این عضو شورای چهارم شهر تهران می‌گوید، هرچند گزینه‌های دیگری نیز در لیست انتخاب شهردار آینده تهران وجود دارد اما مهم‌ترین آن محمد‌باقر قالیباف شهردار فعلی تهران است. پیرهادی حتی به ارائه برنامه ۵ ساله شهر تهران توسط محمد باقر قالیباف اشاره می‌کند و در این باره می‌گوید: «نکته مهمی که در این میان وجود دارد، این است که محمدباقر قالیباف برنامه‌ ۵‌ ساله‌ای را برای شهرداری تهران ارائه کرده است و این برنامه در حال حاضر در اختیار اعضای شورای شهر است». اقبال شاکری، عضو دیگر شورای شهر تهران نیز با اشاره به این که شهردار کنونی پایتخت یکی از گزینه‌های قوی برای انتخاب شهردار آینده تهران است، بیان می‌کند: «هرچند به صورت رسمی نظر سنجی درباره گزینه‌های مطرح شده انجام نشده است اما برآیند بازتاب اخبار رسانه‌ها گویای این است که چمران و قالیباف از اقبال بیشتری برخوردار هستند ولی به هر ترتیب باید تا روز موعود صبر کرد».

اعتماد نیز به نقل دیدگاه‌ها و گزینه‌های دو جناح شورای شهر تهران اقدام کرده و نوشته: در‌‌ همان زمانی که اعضای آینده پارلمان شهری، مشغول بحث درباره صدر بلدیه دارالحکومه بودند، فراکسیون اصلاح طلب شورای شهر، جلسه‌ای را ترتیب داد و با گرفتن نظرات اعضای خود، به ۵ نام نهایی رسید. برخی از اعضای این فراکسیون مانند محسن سرخو و ولی الله شجاع پوریان با اعلام این که فراکسیون مزبور از این ۵ نفر درخواست برنامه جامع کرده، گفتند رأی گیری در بین این اشخاص نیز نشان داده محسن هاشمی بیشترین اقبال را دارد. این چهره‌ها تأکید کردند فعلاشانس اول رأی اصلاح طلبان در موضوع تعیین شهردار، با مدیرعامل سابق متروی تهران است که بار‌ها گفته اولویت اول کاری او در شهرداری، توسعه حمل و نقل عمومی، به ویژه مترو است. زمانی که اصلاح طلبان در شش و بش تعیین شهردار مد نظر خود بودند، از اصولگرایان خبر رسید که اجماع تقریبی آن‌ها بر سر ماندن محمدباقر قالیباف در شهرداری تهران، کمرنگ‌تر از سابق شده است.

مجتبی شاکری، از اعضای اصولگرای شورای چهارم به خبرگزاری ملت گفته اصولگرایان ۱۵ کاندیدا را برای ارزیابی شاخص‌های شهرداری معرفی کرده‌اند تا از بین این کاندیدا‌ها هرکدام بیشترین امتیاز را کسب کرد، انتخاب خواهد شد. او از اشخاصی مانند فتاح، زاکانی، بذرپاش، قاسمی، قالیباف و چند کاندیدای دیگر نام برد، ولی درست در‌‌ همان روز اعلام این اسامی، علی نیکزاد، وزیر سابق راه دولت احمدی‌نژاد نیز اعلام کرد برای نشستن روی صندلی شهردار تهران، با اعضای شورای چهارم مشغول مذاکره است. هر چند او گفت مستقل وارد این میدان شده، ولی اخبار رسیده نشان می‌دهد برخی از اعضای اصولگرای شورا، با او دیدار و گفت‌و‌گو داشته‌اند.

رونامه بهار هم در‌باره آخرین گمانه‌زنی‌ها برای انتخاب شهردار نوشته است: «محسن هاشمی» به شهرداری تهران نزدیک شد. بهار نوشته: انتخاب شهردار تهران با اعلام اسامی تازه‌ای از افرادی که برای شهرداری تهران مطرح شده‌اند، وارد مرحله تازه‎ای شد. همزمان با طرح این نام‌ها رسانه‌های نزدیک به اصولگرایان که حالا از پیگیری کابینه دولت فارغ شده‌اند، دیروز پروژه حمایت از شهردار مورد نظرشان را برای شهرداری تهران کلید زدند، درعین‌حال احمد مسجد جامعی، محسن هاشمی را به عنوان گزینه نهایی مورد نظر اصلاح‌طلبان معرفی کرد.

مسجد جامعی، عضو شورای شهر تهران، دیروز در گفت‌وگو با خبرگزاری موج‌ با اشاره به این‌که اعضای اصلاح‌طلب شورای شهر تهران «محسن هاشمی» را ‌‌گزینه نهایی خود باور دارند، گفت: به احتمال بسیار «هاشمی» گزینه نهایی است. البته هنوز انتخاب بعضی از گزینه‌ها برای شهردار آینده تهران باز است.

وی ادامه داد: «برخی از افراد هستند که به عنوان نامزد شهردار آینده مطرح هستند که در توانمندی‌ آنان هیچ شکی نیست و باید از ظرفیت‌های آن‌ها کمال استفاده را کرد». مسجد جامعی گفته نام مصطفی سلیمی، هم به عنوان نامزد مطرح است و حتی کمک‌هایی نیز در بعضی دوران داشته است. سخنان مسجد جامعی تنها خبر دیروز درباره شهردار آینده تهران نبود. خبرگزاری ایلنا هم در خبری نوشت که معصومه ابتکار، عضو شورای سوم شهر تهران هم قرار است برنامه‌هایش را برای شهردارشدن به اعضای منتخب دوره چهارم شورا ارائه کند. از طیف اصولگرای شورای چهارم هم خبرهای تازه‌ای منتشر شد، پرویز سروری، از اعضای اصولگرای شورای چهارم در مصاحبه‌ای تلویزیونی نام هشت نفر را برای تصدی پست شهرداری تهران مطرح کرده است: «محمد باقر قالیباف، محسن هاشمی، مهرداد بذرپاش، حسین طلا، معصومه ابتکار، صفدر حسینی، رستم قاسمی و محسن مهر علیزاده». آنچه سروری گفته ترکیبی از افراد مطرح برای شهرداری تهران از میان گزینه‌های اصلاح‌طلبان و اصولگرایان هستند هرچند نام بذرپاش و طلا در این بین تازه به گوش می‌رسد اما بذرپاش چندی پیش هر رایزنی را برای حضورش در شهرداری تهران تکذیب کرده بود.

دیروز روزنامه کیهان از شهردار شدن محمد باقر قالیباف حمایت کرد و به منتقدان او تاخت. این روزنامه دیروز با حمایت مستقیم از ادامه شهرداری قالیباف برای سومین دوره پیاپی از اصلاح‌طلبان عضو شورای چهارم به عنوان «اقلیتی» نام برد که «با همراهی جریان سیاسی و رسانه‌ای افراطی» درصدد کنار زدن قالیباف از شهرداری تهران هستند و سعی دارند در میان اصولگرایان شورا انشقاق ایجاد کنند.

انتقال پرونده هسته‌ای به وزارت خارجه: آری یا خیر؟

احتمال تغییر نهاد مذاکره‌کننده هسته‌ای که این روز‌ها به طور جدی مطرح شده، امروز مورد توجه روزنامه شرق قرار گرفته است. این روزنامه نوشته: اگرچه رسانه‌ها از احتمال انتقال پرونده هسته‌ای از شورای‌عالی امنیت ملی به وزارت‌خارجه سخن می‌گویند، اما اهالی این وزارتخانه خبر می‌دهند که هنوز تصمیمی در این مورد گرفته نشده ‌است. محمدجواد ظریف، وزیر خارجه در حاشیه جلسه هیات دولت، در پاسخ به این سؤال که گفته می‌شود مذاکرات درمورد پرونده هسته‌ای از شورای امنیت به وزارت خارجه منتقل خواهد شد، گفت: «در این زمینه رییس‌جمهوری تصمیم می‌گیرد و هنوز انتقال مسئولیت مذاکرات هسته‌ای به وزارت خارجه ابلاغ نشده است.

این روزنامه دیدگاه‌های سه کار‌شناس و فعال سیاسی را در این باره مورد توجه قرار داده است. حمیدرضا ترقی این کار را نیازمند اجماع نظام دانسته و گفته: در مورد انتقال پرونده هسته‌ای از شورای‌عالی امنیت ملی به وزارت‌خارجه، هنوز تصمیمی گرفته نشده‌ است.

طبیعتا وقتی پرونده هسته‌ای در اختیار شورای امنیت ملی کشور است، به این مفهوم است ‌هر تصمیمی که در رابطه با موضوع هسته‌ای گرفته شود، تصمیمی اتخاذ شده توسط مجموعه نظام و بالا‌ترین بخش تصمیم‌گیری کشور در حوزه سیاست خارجی و روابط بین‌الملل است که این امر می‌تواند پشتوانه محکم این تصمیم باشد. در این شرایط گروه تصمیم‌گیرنده از قدرت و اقتدار بیشتری در عرصه تصمیم‌گیری برخوردار خواهد بود. اگر هدایت این پرونده به دولت و وزارت‌خارجه سپرده شود ممکن است در مقطعی تصمیمی در آن بخش اتخاذ شود یا قول و قراری گذاشته شود که بقیه بخش‌های نظام خود را به آن تصمیم مقید و پایبند ندانند. در این صورت ضمانت اجرایی چنین تصمیمی کاهش می‌یابد. در این شرایط اگر طرف مذاکره‌کننده غربی، سطح مذاکره‌کننده ایرانی را همسطح خود یا در سطح بالا نداند، امکان نتیجه‌گرفتن از مذاکره کم می‌شود. این نگرانی در مورد شرایط دولت فعلی و با وزارت‌خارجه فعلی نیز وجود دارد. اگرچه دولت جدید می‌تواند ترکیب شورایعالی امنیت ملی کشور و ترکیب هیات مذاکره‌کننده ایرانی را تغییر دهد و ماموریت شورایعالی امنیت ملی در زمینه هسته‌ای را به وزارت‌خارجه بدهد اما این در صورتی موفقیت‌آمیز خواهد بود که تصمیم وزارت‌خارجه، پشتوانه و ضمانت اجرایی نظام را داشته باشد. وزارت‌خارجه زیرمجموعه دولت و شورای امنیت تعریف می‌شود و در سطح پایین‌تری قرار دارد، در این صورت قدرت تصمیم‌گیری و اختیارات در قالب مذاکره کاهش پیدا می‌کند و این موجب عدم موفقیت می‌شود.

منعی برای این وجود ندارد که برای انتقال پرونده به وزارت‌خارجه تصمیم گرفته شود، اما این موضوع نیازمند اجماع مقامات بالای نظام است. طبیعتا زمانی‌که رییس‌جمهوری و مقام‌معظم‌رهبری در مورد واگذاری پرونده هسته‌ای به وزارت‌خارجه تصمیم بگیرند، این وزارتخانه از جایگاه و سطح مناسبی برای مذاکره برخوردار خواهد شد.

امیرحسین زمانی‌نیا، مذاکره‌کننده سابق بهتر دانسته که وزارت‌خارجه و شورای امنیت ملی با هم مسئول این کار باشند. وی گفته: از توافق‌های صورت‌ گرفته در مورد این موضوع خبر ندارم اما نظر شخصی من این است که رویکرد کلی تیم جدید دولت اینگونه است که پرونده هسته‌ای باید با همکاری دو نهاد شورایعالی امنیت ملی و وزارت‌خارجه با یکدیگر پیش برود. وزارت‌خارجه و شورایعالی امنیت ملی، به‌تنهایی نمی‌توانند در مورد این پرونده به نتیجه برسند. موضوع هسته‌ای یک موضوع ملی و مربوط به نظام است که مذاکره در مورد آن باید به‌صورت تیمی و گروهی صورت گیرد. در این مذاکره حتما هم شورایعالی امنیت ملی درگیر خواهد بود و هم وزارت‌خارجه تا هر دو با هم این پرونده را به پیش ببرند.

سیدجلال ساداتیان، استاد دانشگاه هم تجربه کارساز «ظریف» را مورد توجه قرار داده و گفته: به چند دلیل با سپردن پرونده به وزارت خارجه موافق هستم: ۱ـ وزیر خارجه‌ای که رای‌اعتماد گرفته، فرد صالح و دیپلمات توانا و باتجربه‌ای است. ۲ـ ظریف سرپرست گروه مذاکره‌کننده هسته‌ای بوده که در سایه دبیر شورایعالی امنیت ملی آن زمان کار کرده است. ۳ـ مذاکره در حوزه روابط بین‌الملل جزو وظایف طبیعی و بدیهی وزارت‌خارجه است و استثناهای سابق نباید قاعده شود. ۴ـ تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای دولت اصلاحات تیم قوی‌ای بود که نگذاشت پرونده هسته‌ای ایران امنیتی شود. حال که رییس آن تیم مذاکره‌کننده رییس‌جمهور شده بهتر است پیگیری مذاکرات در وزارت خارجه انجام شود.

برنامه رحمانی فضلی تقویت احزاب حرفه‌ای است

روزنامه‌های اصلاح‌طلب از سخنان وزیر کشور در مورد برنامه‌های خود استقبال کرده‌اند. اعتماد اشاره کرده که برنامه رحمانی فضلی تقویت احزاب حرفه‌ای است و نوشته: رحمانی فضلی، وزیر کشور دولت یازدهم در نخستین حضور خود در جمع خبرنگاران حاضر در حیاط پاستور در حاشیه جلسه هیأت دولت از ایجاد تغییرات ساختاری در وزارت کشور خبر داد و تقویت احزاب حرفه‌ای را از برنامه‌های این وزارتخانه در دولت جدید دانست. وعده‌‌ای که پیش از آن رئیس جمهور در دوران تبلیغات و بعد از آن بر زبان آورده بود حالاوزیر کشور در نخستین روزی که به سر کار رفت افق کاری خود را تحقق این وعده دانست و درباره برنامه‌های در دست بررسی وزیر کشور اظهار داشت: «در حال انجام ارزیابی‌های اولیه هستیم که ان شاءالله بر اساس این ارزیابی‌ها در ساختار باید با توجه به رویکردی که آقای روحانی دارند تغییراتی انجام دهیم و در این راستا تقویت بخش توسعه محوری و پس از آن فعال کردن همکاران جدیدمان در ستاد و بعد از آن در استان‌ها مورد توجه قرار خواهد گرفت». وی در پاسخ به این سؤال که در راستای توجه به احزاب و گروه‌های سیاسی چه اقدامات عملی انجام خواهید داد، گفت: «در جهت قانونمند کردن، شفاف کردن، پاسخگو بودن و ضابطه‌مند کردن احزاب تلاش می‌کنیم. نیت ما این است که در کشور احزاب حرفه‌ای قوت پیدا کنند و ما در این راستا حتما با احزاب نشست‌های دوره‌ای خواهیم داشت». اما نقطه قابل توجه دیگر در اظهارات روز گذشته وزیر کشور، ابراز امیدواری او نسبت به بازگشایی خانه احزاب بود. رحمانی فضلی در این باره و در پاسخ به سوالی مبنی بر این که آیا خانه احزاب امیدی به فعال شدن داشته باشد، اظهار کرد: ان شاءالله. این سخن وزیر کشور در حالی بیان شد که مهرماه سال ۹۰، وزارت کشور دولت دهم در اقدامی غیرمنتظره، با تعویض قفل‌های دفتر خانه احزاب، مانع ورود اعضای این تشکل دولتی به ساختمان شده بود.

آذر منصوری هم در همین روزنامه به ضرورت‌های احزاب قوی و شناسنامه‌دار پرداخته و نوشته: موضع گیری وزیر کشور دولت یازدهم درست یک روز بعد از مراسم معارفه درباره احزاب خود گویای رویکرد متفاوت دولت جدید به احزاب است. تأکید بر حضور احزاب قوی و شناسنامه دار در فضای سیاسی کشور با هر هدفی چه پاسخگویی در مقابل رفتار‌ها و چه کارکردهای چندگانه‌ای که در توان احزاب قوی و شناسنامه دار است به ضرورتی غیر قابل انکار در دنیای امروز تبدیل شده است. نمی‌توان از دمکراسی سخن گفت اما برای این این رکن دموکراسی محدودیت و برای فعالان آن محرومیت ایجاد کرد. نمی‌توان شعار دفاع از حقوق مردم سر داد اما به لوازم آن تن نداد: رکنی از جامعه مدنی که در هشت سال گذشته با عدم حمایت و محدویت‌های بی‌سابقه مواجه شده است. در اثبات نقش دولت‌های مستقر همین استدلال بس که دولت احمدی‌نژاد در بدو سکانداری قوه مجریه یارانه احزاب را قطع و از کمیسیون ماده ۱۰ احزاب برای اعمال بیشترین فشار به احزاب منتقد بهره گرفت. تا حدی که وزارت کشور دولت نهم و دهم بیشترین نقش را در توقف فعالیت و اعلام حکم انحلال دو حزب تأثیرگذار و البته منتقد جدی سیاست‌ها و رویکرد‌های دولت مستقر ایفا کرد. از سوی دیگر خانه احزاب که می‌توانست برای تقویت این نهاد مدنی و تعامل بین جریان‌های سیاسی موثر باشد را به تعطیلی کشاند.

No responses yet

Aug 20 2013

مدیر حوزه‌های علمیه ایران: آشپزخانه اپن خلاف معماری اسلامی است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: هاشم حسینی‌ بوشهری٬ مدیر حوزه‌های علمیه ایران با انتقاد از گسترش «فرهنگ غربی» در ساخت و ساز مسکن گفته که «آشپزخانه باز، خلاف معماری اسلامی است.»

به گزارش خبرگزاری «تسنیم» آقای بوشهری این مطلب را روز دوشنبه (۲۸ امرداد) در دیدار با دبیر کل جامعه اسلامی کار آفرینان ایران اسلامی بیان کرده است.

وی با اشاره به ساخت آشپزخانه‌های اپن در ایران گفته که «متاسفانه این موضوع موجب شده تا حریم زن و خانه از بین رفته و خدشه دار شود که باید یک ایست محکم به این موضوع گفت.»

مدیر حوزه‌های علمیه افزوده است: «اسلام در همه زمینه‌ها دستورات خاص خودش را دارد و در خصوص ساخت و ساز مسکن هم به این امر توجه داشته و دستورات خاصی داده که باید مورد رعایت و توجه قرار گیرد.»

حسینی بوشهی ادامه داده است: «رعایت ضوابط معماری ایرانی اسلامی امر مهمی است که باید در این راستا کار صورت گیرد و با ساخت و سازهای غلط مشکلات مردم را اضافه نکنیم.»

به گفته وی «متاسفانه بسیاری از ساخت و سازهای فعلی که در کشور صورت می‌گیرد، مبتنی بر معماری اسلامی – ایرانی نیست و باید بر اساس فقه اصیل اسلامی به این موضوع توجه شود.»

چهارم اردیبهشت امسال نیز جعفر سبحانی از مراجع تقلید قم خواستار رعایت «اصول شرعی» در صدور پروانه ساخت شده و گفته بود ساخت آپارتمان‌هایی که «بر تعداد زیادی از واحدهای مسکونی اشراف دارند، شرعی نیست.»

پنجم خرداد ماه سال گذشته هم عبدالله جوادی آملی از مراجع تقلید قم، ساخت آشپزخانه‌های اپن (open) در ایران را «غیر اسلامی» دانسته بود.

تیر ماه سال ۱۳۸۰ هم وزیر سابق مسکن در اقدامی غیرمنتظره از نظام مهندسی کشور خواسته بود نقشه‌هایی که با معماری ایرانی-اسلامی سنخیت ندارند را تائید نکنند.

وزیر مسکن «ساخت اندرونی و بیرونی، جدا کردن آشپزخانه و لحاظ فاکتورهای معماری ایرانی – اسلامی در نمای ساختمان‌ها را نمونه‌هایی از ساخت و سازهای ایرانی – اسلامی» اعلام کرده بود.

مراجع تقلید سال‌هاست به صورت جسته و گریخته از ساخت و ساز‌ها در ایران انتقاد کرده و برخی از آن‌ها را اسلامی نمی‌دانند.

No responses yet

Aug 15 2013

گل شیفته : دختر خوبی نبودم، با دم شیر بازی کردم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

/ کافه سینما: گفت وگوی نیویورک تایمز با گلشیفته فراهانی / او از شوهرش جدا شده است و در استودیوی طبقه پایین خانه ژان کلود کریر زندگی می کند
سه شنبه, 22 مرداد 1392 ساعت 11:29 کافه سینما

(125 نظر متفاوت مردم) کافه سینما-به بهانه نمایش فیلم«سنگ صبور» ساخته عتیق رحیمی که گلشیفته فراهانی نقش اصلی آن را ایفا می کرد و نقش او برای هموطنانش تابو شکنانه بود، نیویورک تایمز گفت وگویی را با این بازیگر ایرانی تبار انجام داده که بخش هایی از این گفت وگو را کافه سینما منتشر می کند. نیویورک تایمز گل شیفته را این طوری معرفی می کند:
گلشیفته که در ایران بزرگ شده،یک شورشی بود. او همکلاسی های خود را به اعتصاب واداشت چراکه مدرسه شان سرویس گرمایشی نداشت. او به والدینش دروغ می گفت تا خواهرش بتواند با نامزد خود بیرون برود.

11FARAHANI1-articleLarge
او در اعتراض به روسری سرکردن(حجاب) سرش را تراشید، نشانه های زنانگی خود را پنهان کرد مانند پسران لباس برتن کرد و اطراف تهران را با موتورسیکلت گشت. در سن هفده سالگی آرزوی والدنیش را نقش برآب کرد که در پایتخت اتریش وین پیانو بخواند و در عوض بازیگری را پی گرفت.
او در گفت وگوی خود با خبرنگار نیویورک تایمز که به زبان انگلیسی پاسخ می داد،چنین گفت:«اصطلاحی در فارسی است با این مضمون با دم شیر بازی کردن، ومن آنچه جامعه ایران می خواست باشم ،یک دختر خوب ،نبودم. من با دم شیر بازی کردم.»…
فیلم جدید او سنگ صبور هم بیانیه ی شورشی است،شاید برخی آن را با مناقشه ای مقایسه کنند که امسال به محکومیت گلشیفته در ایران انجامید.
نقش آفرینی گلشیفته فراهانی در سنگ صبور با تحسین منتقدان روبه رو شد.منتقد هالیووذ ریپرتر نقش آفرینی او را ستود و منتقد ورایتی بازی او را یک «تور دوفورس/استثنایی» خواند.
گلشیفته در 14 سالگی نخستین نقش خود را بازی کرد در سن 20 سالگی ازدواج کرد و در سال 2008 ایران را با همسرش ترک کردو به پاریس رفت . و آنجا از همسرش جدا شد.او بیش ازبیست و پنج فیلم در کارنامه اش دارد.گلشیفته در سال گذشته در استودیوی کوچکی در طبقه پایین خانه ای در شهر پاریس زندگی کرده که به ژان-کلود کریر(نویسنده و فیلمنامه نویس) و همسر ایرانی اش نهال تجدد(رمان نویس) تعلق دارد.
عتیق رحیمی نخستین بار او را برای ایفای نقش اصلی فیلمش رد کرد.
“رحیمی فکر می کرد من زیادی جوان زیبا وشادمان هستم.” اما من پافشاری کردم و به رحیمی گفتم که اگر نقش را به من ندهد با دلم نقش را یاد خواهم گرفت و در خیابان های پاریس آن را اجرا خواهم کرد. ولی دو سال و نیم طول کشید که عتیق رحیمی سرمایه ساختن فیلم را جمع کند و ان را بسازد.
گلشیفته اخیرا برای یک عکاس مشهور دنیای مد پائولو رورسی برهنه شده است.این عکس ها به زودی منتشر می شود.
“وقتی پائولو این ایده را مطرح کرد .به حرف های او گوش دادم اما مشکلات زیادی داشته ام.پس نخواستم این کار را انجام بدهم.ولی بعد با خودم گفتم اگر این عکس ها را پائولو نگیرد،کدام عکاس خواهد گرفت؟ گویی که پائولو از من عبور کند و روح من را عکاسی کند.»
خروج /تبعید او از ایران کامل شده است.وی با زندگی جدیدش کنار آمده و می گوید:«ایرانی که من در رویای خود دارم شاید دیگر اصلا وجود نداشته باشد.»
«دو نوع ادم تبعیدی وجود دارد.کسانی که قربانی اند و خودشان را در رود سن می اندازند و خودشان را می کشند و افرادی که سلحشور می شوند،از غم های خود استفاده می کنند تا موتوری با دوبال برای پرواز بسازند..تبعید قدرت من است.»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .