Sep 11 2017
Tag Archive 'مذهب'
Sep 10 2017
روزنامه “جمهوری اسلامی”: کارکرد روحانيت ورود شرمآور به جزییات روابط زناشویی، برگزاری همایش چندهمسری، «روحانی درمانی» و استقرار در مترو نيست
عصرایران: امروز، اکثر مردم به سطحی از آگاهی رسیدهاند که در مقابل مطالب خرافی واکنش نشان میدهند…
روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله امروز خود از عملکرد برخی روحانیون و ورود آنها به برخی حوزه ها انتقاد کرد.
به گزارش عصرایران، روزنامه جمهوری اسلامی به مدیرمسوولی “مسیح مهاجری” در سرمقاله اش نوشت:
در سالهای 1356 و 1357 که ضعف رژیم پهلوی و قدرت انقلاب اسلامی نمایان شد، تمام کسانی که در انتظار برپائی یک نظام اسلامی بودند امیدهای زیادی به اصلاح امور جامعه از جنبههای مادی و معنوی داشتند.
یکی ازاین امیدها مربوط به زدودن خرافات از متن مطالب دینی بود که توسط مبلغان دینی اعم از مداح و منبری وسایر افرادی که به نحوی از مقولات دینی سخن میگفتند مطرح میشد.
در آن زمان، انقلابیون فکر میکردند یکی از مهمترین اولویتهای نظام حکومتی دینی، ارتقاء محتوای مضامین دینی است که در محافل مذهبی اعم از جشنها و عزاداریها مطرح میشود بطوری که فقط تعالیم منطبق بر اسلام ناب به مردم منتقل خواهد شد و سطح فکر دینی مردم نیز به برکت همین مطالب سطح بالا رشد خیرهکنندهای خواهد یافت و جامعه ایرانی به برکت انقلاب اسلامی پیشروترین جامعه دینی در سطح جهان و الگوی سایر جوامع خواهد شد.
متاسفانه آنچه در چهار دهه گذشته رخ داده، برعکس انتظارات است بطوری که اکنون سخیفترین مطالب خرافی و بیپایهترین ادعاها توسط بعضی منبریها و مداحان در محافل مذهبی مطرح میشوند و سنگینترین ضربهها را به دین اسلام و مذهب شیعه وارد میکنند.
در همین ایام منتهی به عید غدیر که عیدالله الاکبر است و میتواند بهترین وسیله برای تحکیم وحدت امت اسلامی و قویترین امکان برای نشان دادن چهره روشن تشیع علوی باشد، توسط بعضی از مدعیان پیروی از اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام مطالبی در تریبونهای مذهبی مطرح شد که موجب وهن مذهب و ایجاد تفرقه میان امت اسلامی است. ولایت امیرالمومنین بقدری روشن و مستدل است که اثبات آن نیازی به توسل به مطالب ضعیف و غیرمستند ندارد، آنهم مطالبی که به ابزاری برای تمسخر دین توسط معاندان قرار میگیرد و به حساب انقلاب و نظام اسلامی گذاشته میشود.
ورود به مقوله روابط زناشوئی توسط یک فرد ملبس به لباس روحانیت همراه با بیان جزئیاتی که شرم آور است، برپائی همایش ترویج چند همسری در اسلام توسط یک فرد معمم، طرح گماشتن افراد روحانی در بیمارستانها تحت عناوینی از قبیل روحانی درمانی بیماران، استفاده از بعضی روحانیون فاقد معیارهای لازم در تلویزیون و رادیو به عنوان کارشناس مسائل دینی که مطالب آنها از طریق فضای مجازی برای تمسخر دین و مذهب دست به دست میشود و دخالت مداحان و منبریهای کم سواد در موضوعات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و نظامی و بین المللی، از اموری هستند که مشکلات زیادی پدید آوردهاند درحالی که اصولاً نیازی به ورود روحانیون به چنین مقولاتی نیست.
وقتی عدهای فکر میکنند روحانیون باید در مترو مستقر شوند و به سوالات مذهبی مردم پاسخ بدهند، این روند غلط به تدریج تا استقرار در اتوبوس و تاکسی و هواپیما به پیش میرود! اینها به معنای ورود فیزیکی روحانیون به تمام شئون زندگی مردم است درحالی که نه تنها در ساختار روحانیت چنین وظیفهای تعریف نشده و هرگز وجود نداشت بلکه اقدامی زیانبار و همراه با عوارض سوء است.
از اینها مهمتر اظهارنظرهای نادرست، خرافیم، گمراهکننده و موهنی است که بعضی از اداره کنندگان محافل مذهبی به دین و مذهب نسبت میدهند و عملاً در جهت خلاف مسیر انقلاب و نظامی اسلامی که رسالت مهم آن پالایش دین و مذهب از این زنگارهاست فعالیت میکنند.
امروز، اکثر مردم به سطحی از آگاهی رسیدهاند که در مقابل مطالب خرافی واکنش نشان میدهند و مطالب افراد کم سواد فقط در بخش کوچکی از مردم تاثیرگذار است که هنوز آگاهی لازم را ندارند.
متاسفانه انتشار مطالب انحرافی این افراد از طریق رسانه ملی و فضای مجازی، که اولی از روی غفلت است و دومی با هدف تمسخر، ضربه سنگینی به اعتقادات و باورهای دینی مردم وارد میکند و این برای جامعه اسلامی و انقلابی، یک خسران بزرگ است.
وضعیت تاسفباری که امروزه با انتشار مطالب سخیف منسوب به دین و مذهب پیش آمده باید هرچه زودتر تغییر کند تا محافل مذهبی، اعم از جشنها و عزاداریها به جایگاههای تجلی اسلام ناب و خالص تبدیل شوند. این هدف، با سه اقدام جدی محقق خواهد شد.
اول، نظارت جدی بر محتوای مطالب منبریها، مداحان و اظهارنظر کنندگان مذهبی توسط بزرگان حوزه. دوم، خودداری رسانه ملی از پخش مطالب نادرست، سطحی، بیسند و خرافی و انحرافی. و سوم، محدود ساختن حضور و کارکرد روحانیون به جایگاههائی که در وظایف روحانیت تعریف شده است.
رها ساختن امور مذهبی و عدم نظارت بر محتوای آن، که ظاهراً سیاست کنونی مسئولین است، آفات فراوانی دارد که اگر امروز به آن پایان داده نشود، در آینده قابل کنترل نخواهد بود و سیل بنیان براندازی که آفات آن به راه خواهد انداخت، اعتقادات دینی مردم را با خود خواهد برد.
Sep 04 2017
132 نفر به خاطر همراه داشتن موادمخدر از حج امسال بازماندند
ت نیوز: 132 نفر به خاطر همراه داشتن موادمخدر از حج امسال بازماندند/هيچ زائري درعربستان دستگير نشده است
بزرگنمايي:
بانو نیوز – معاون مقابله با عرضه و امور بینالملل ستاد مبارزه با مواد مخدر با بیان اینکه امسال از ابتدای اعزام حجاج کشور به سرزمین وحی تاکنون 132 نفر به خاطر داشتن مواد مخدر از سفر بازماندهاند، گفت: بازماندگان از سفر در صورت ترک اعتیاد خود و تعهد مبنی بر عدم همراه داشتن مواد مخدر، میتوانند سال آینده به حج اعزام شوند.
به گزارش ایسنا، اسدالله هادینژاد گفت: به منظور حفظ شان و صیانت از حجاج عزیز کشورمان که عازم سرزمین وحی شدند و جلوگیری از خروج مواد مخدر توسط تعداد معدودی از زائران معتاد و مسن و نهایتاً حفاظت از جایگاه نظام مقدس ج.ا.ایران، ستاد مبارزه با مواد مخدر از سال 87 اقدام به برگزاری جلسات متعدد نمود تا از حمل مواد مخدر به عربستان و دستگیری زائران کشورمان جلوگیری کند.
وی افزود: عدم دستگیری حتی یک نفر از زائران کشورمان در عربستان به جرم حمل مواد مخدر طی سنوات گذشته از نتایج اقدامات صورت پذیرفته است و این توفیق حاصل تلاشهای عزیزان نیروی انتظامی، شرکت فرودگاههای کشور، سازمان حج و زیارت، بعثه مقام معظم رهبری، دادستانی کل کشور، سپاه فرودگاه و دبیرخانه ستاد بوده است.
هادینژاد به اقدامات صورت گرفته توسط معاونت مقابله با عرضه ستاد اشاره کرد و گفت: ابلاغ دستورالعمل صیانت از شان و منزلت زائران حج تمتع سال 96 و تاکید بر رعایت دقیق مفاد آن به استانها و دستگاههای ذیربط از جمله پلیس فرودگاهها، سازمان حج و زیارت و دادستانی کشور و تشکیل کمیسیون بررسی و تجدید نظر در اعزام زائران بازمانده از سفر، تلاش در جهت ایجاد وحدت رویه توسط دستگاه قضائی در برخورد با حاملین متادون در همان کمیسیون و هماهنگی و ارائه رهنمودهای لازم به کارشناسان مقابله با عرضه استانها به منظور رفع مشکلات اعلامی از سوی آنان از جمله این اقدامات بود.
معاون مقابله با عرضه ستاد همچنین در ادامه؛ برگزاری جلسه هماهنگی با دستگاههای ذیربط و ابلاغ دستورالعمل ستاد جهت اجرا، انجام تبلیغات هشدار دهنده در برنامههای رادیویی به صورت زنده توسط برخی شوراها، برپایی نمایشگاه آگاهسازی جهت زائران خانه خدا در محل برگزاری همایش توجیهی حج استان، پیگیری طرح موضوع عدم حمل مواد مخدر توسط زائران در جلسات توجیهی کاروانها، تهیه و نصب بنر، پلاکارد و تراکتهای هشداردهنده در محل فرودگاه را از اهم اقدامات شوراهای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر استانها برشمرد.
هادینژاد با بیان اینکه عملیات حج سال 96 در 20 ایستگاه پروازی از تاریخ پنجم مرداد ماه شروع شد و تا چهارم شهریور ماه جاری پایان یافت؛ گفت: از ابتدای اعزام حجاج کشورمان به سرزمین وحی تاکنون 132 نفر به خاطر داشتن مواد مخدر از سفر بازماندهاند.
وی به بیشترین میزان دستگیریها در 5 ایستگاه پروازی حج اشاره و تصریح کرد: 58 نفر از این افراد حامل مواد مخدر در ایستگاه پروازی مشهد، 18 نفر در ایستگاه پروازی امام خمینی، 16 نفر در ایستگاه پروازی کرمان، 15 نفر در ایستگاه پروازی گرگان و 9 نفر در ایستگاه پروازی اصفهان بودند که قبل از اعزام شناسایی شده و از خروج آنان به عربستان ممانعت شد.
معاون دبیرکل ستاد با بیان اینکه در ایستگاههای پروازی شیراز، ساری، اهواز و تبریز به ترتیب 4 ، 3 ، 3 و 2 نفر دستگیر شدهاند، گفت: در ایستگاههای پروازی کرمانشاه، یزد و زنجان و همدان نیز هر کدام یک نفر دستگیر شدهاند.
هادی نژاد بیان کرد: از ابتدای حج جمعاً مقدار 1064.50 گرم انواع مواد مخدر و 1803 عدد قرص متادون از 132 نفر دستگیر شدهها (92 نفر مرد و 40 نفر زن) کشف شده که این مقدار کشفیات از بین 74 هزار و 215 زائری صورت گرفته که با 284 پرواز عازم حج بودهاند.
به گزارش روابط عمومی ستاد مبارزه با مواد مخدر، وی با بیان اینکه میزان کشفیات و دستگیریهای امسال در مقایسه با سال 1394، به ترتیب 165 درصد و 30 درصد افزایش داشته است، گفت: تعداد زائران تا این زمان نسبت به دو سال گذشته 16 درصد افزایش داشته است و میانگین دستگیریها نیز نسبت به 2 سال گذشته کاهش داشته است به طوریکه در سال 94 به طور متوسط به ازای هر 746 نفر زائر، یک نفر دستگیر شده است و در سالجاری به طور متوسط به ازای هر 562 نفر زائر، یک نفر دستگیر شده است.
این مقام مسئول در ستاد بیان کرد: میانگین کشفیات مواد مخدر نیز از 16 گرم به ازای هر نفر دستگیری در سال 94 به 18 گرم در سالجاری افزایش یافته است.
هادینژاد گفت: همچنین فرودگاههای مشهد و گرگان در بین 20 ایستگاه پروازی از نظر میزان مواد مکشوفه با بیش از 94 درصد، بیشترین کشفیات را به خود اختصاص دادهاند و از نظر تعداد دستگیری، فرودگاههای مشهد به تنهایی با 44 درصد، امام خمینی و کرمان جمعاً با 70 درصد در رتبه اول تعداد دستگیریها قرار دارند.
وی افزود: متأسفانه با وجود آموزشهای پیش از اعزام حجاج برخی افراد به این هشدارها توجه نکرده و خود و همراهان از سفر معنوی به حج بازماندند اما تلاشهای شبانهروزی پلیس فرودگاهها و پیگیریهای مجدانه دبیران و کارشناسان شوراهای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر استانها باعث شد که حتی یک نفر از زائران کشورمان در عربستان دستگیر نشوند.
Sep 04 2017
جلوی ازدواج کودکان را میگیریم
رادیوفردا: رئیس سازمان بهزیستی کشور میگوید این سازمان «در صورت اطلاع» از ازدواج کودکان با «کمک قوه قضائیه» از انجام این کار جلوگیری می کند یا فرد یا خانواده او را «مجاب خواهد کرد» که این کار انجام نگیرد.
به گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا، انوشیروان محسنی بندپی، رئیس سازمان بهزیستی روز دوشنبه ۱۳ شهریور گفت که «آمار دقیقی از کودک همسری در دست نیست».
با این همه، او تاکید کرد که سازمانش در صورت اطلاع از موارد ازدواج کودکان، با توجه به«لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان» جلوی این کار را میگیرد.
رئیس سازمان بهزیستی در حالی از در دست نبودن آمار دقیق سخن میگوید که پیش از این کامیل احمدی، محقق و استاد دانشگاه درسمینار «آسیبشناسی ازدواج کودکان» که در تیرماه سالجاری برگزار شد، گفته بود که بر اساس «آمارهای ناقص و نادرستی» که تاکنون منتشر شده، ۱۳.۷ درصد ازدواجها در مناطق شهری و ۱۹.۶ ازدواجها در مناطق روستایی را افراد زیر ۱۸ سال تشکیل میدهند.
این در حالی است که طبق آمارهای رسمی کشوری، اولین استان با بالاترین درصد ازدواج کودکان خراسان رضوی است و پس از آن به ترتیب در آذربایجان شرقی، خوزستان، سیستان و بلوچستان، آذربایجان غربی، هرمزگان و اصفهان بیشترین ازدواج کودکان اتفاق میافتد.
آقای بندپی به ایرنا گفته که در پیش نویس لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان تا سن ۱۸ سالگی به عنوان دوران کودکی تعریف شده است و تاکید کرده است که «باید دید که در صحن مجلس وضعیت این پیش نویس چه خواهد شد.»
«مخالفتهای اجتماعی با افزایش سن ازدواج»
طیبه سیاووشی، عضو فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی، در تیرماه در گفتوگو با خبرگزاری ایلنا از مخالفتهای اجتماعی «بسیار زیاد» با طرح افزایش سن ازدواج خبرداده و گفته بود که از میان مراجع مذهبی، آیتالله ناصر مکارمشیرازی با افزایش حداقل سن ازدواج موافقت کرده است.
پیشتر آیتالله مکارم شیرازی، از مراجع تقلید شیعه در قم، گفته بود که به فتوای او ازدواج دختران «پیش از بلوغ عقلی و داشتن قدرت تصمیمگیری» جایز نیست و باطل است.
فاطمه ذوالقدر، نماینده تهران در عین حال، بدون ذکر نام، از مخالفت «چند نفر از مراجع» خبر داد و افزود «علیرغم مخالفتهایی با اصلاح سن ازدواج» بررسی این طرح در فراکسیون زنان مجلس «منتفی نشده است».
مخالفتهای اجتماعی و فقهی با افزایش سن ازدواج کودکان در حالی مطرح شده است که در دیماه سال گذشته، معاون بررسیهای راهبردی معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری از تدوین راهکارهای فقهی برای «مقابله با ازدواج زودهنگام دختران» و صدور ابلاغیه وزارت دادگستری برای مقابله با این نوع ازدواجها در ایران خبر داده بود.
در همین حال، رئیس بسیج جامعه زنان ایران تلاشها برای حذف «اذن پدر و شرط سنی» از شرایط ازدواج دختران را «جنگ با خدا» نامیده بود.
مینو اصلانی به خبرگزاری فارس گفته بود که «این افراد با مطرح کردن این موضوعات به جنگ خدا رفتهاند و در حالی عدهای در تلاش هستند اذن پدر را از شرایط لازم برای ازدواج حذف کنند که در غرب جنبشی با عنوان احیای پدرسالاری به راه افتاده است.»
وی حذف شرط سنی از ازدواج دختران زیر ۱۳ سال را مخالف «آموزههای دینی» و در تضاد با «فطرت انسانی» توصیف کرد و تنها، رسیدن به «بلوغ شرعی» را برای ازدواج کافی دانست.
بر اساس آخرین تغییرات قانون مدنی ایران، حداقل سن ازدواج برای دختران ۱۳ سال و برای پسران ۱۵ سال است، اما در این قانون پیشبینی شده ازدواج زیر این سنین با «اذن ولی» و «تشخیص دادگاه صالح» ممکن است.
در لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان که در کمیسیون قضایی مجلس شورای اسلامی در حال بررسی است، در ماده ۱۵ این قانون آمده است که «هر کس با کودک و نوجوانی بدون رعیات شرایط مذکور در مواد ۱۰۴۱ و یا ۱۰۴۳ قانون مدنی ازدواج کند، به شش ماه تا دوسال حبس محکوم میشود.»
بر اساس ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی مصوب ۱۳۷۰ عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به ۱۳ سال تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به ۱۵ سال تمام شمسی منوط است به اذن ولی به شرط رعایت مصلحت یا تشحیص دادگاه صالح.
Aug 26 2017
اعتصاب غذای سهیل عربی در اعتراض به فشارهای اعمالشده از سوی نیروهای سپاه بر خانوادهاش
حقوق بشر در ایران: سهیل عربی، زندانی عقیدتی محبوس در زندان اوین، با نگارش نامهای سرگشاده، در اعتراض به فشارهای وارده از سوی نیروهای امنیتی به اعضای خانوادهاش، اعلام اعتصاب غذا کرده است.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، سهیل عربی، زندانی عقیدتی، در اعتراض به دستگیری و تهدید همسرش و همچنین پرونده سازی برای وی از سوی نیروهای سپاه، از روز جاری، دوم شهریورماه، دست به اعتصاب غذا زده است.
نسترن نعیمی، همسر سهیل عربی، در مردادماه به مدت هشت روز در بازداشت نیروهای امنیتی به سر برد و پس از آن نیز مکررا طی تماس های تلفنی تهدید شده است.
متن کامل نامه اعتصاب غذای سهیل عربی که در اختیار تارنگار حقوق بشر قرار گرفته است، در پی میآید:
«آیینه بشکستید هزاران تکه شد اما…
تلفن ها شنود میشود،اکانت ها هک،خانواده تهدید میشود،نسترن بازجویی و محکوم…
دست از شکنجه و آزار معشوقم بردارید،همه اش تقصیر من است آری تقصیر من
مجرم اصلی من هستم،جرم من عکاسی ست یعنی انعکاس آیینه وار بدون رتوش تصاویر.
ببخشید من از رتوش بیزار بودم ،تصویر شما را همانگونه که بود منعکس کردم و شما به جای شکستن خود، آیینه را بشکستید. اما آیینه هزاران تکه شد و همچنان در هر تکه اش عکس شما نمایان است.
آخ دیدید! سهیل ها تکثیر میشوند
من سهیل عربی فریاد نسلی بودم که دیگر نمیخواست نسل سوخته بماند،نسلی که نه زندگی کرد که از مرگ بترسد و نه آزاد بود که از زندان هایتان هراس داشته باشد. چهار جشن تولدم را پشت میله های زندان گذراندم،دخترم چهار سال است که تمام خاطراتش با من در سالن ملاقات اوین است.
تمام ظلم هایی که در حق من شد را بخشیدم اما هرگز نمیتوانم در برابر آزار های مضاعف و ناحقی که به خانواده ام میکنید سکوت کنم.
اعتصاب غذا میکنم و خواسته ام تبرئه ی مادر همسرم و همسرم، عزیزترینم نسترن نعیمی ست.
سهیل عربی / زندان اوین»
لازم به یادآوری است؛ در پی بازداشت نسترن نعیمی از سوی نیروهای سپاه، این زندانی عقیدتی اعلام اعتصاب غذا کرد و او نیز از سوی مسئولان زندان به بند دو-الف منتقل گردید. وی در حالی که در اعتصاب غذا به سر میبرد، در بند دوـالف از سوی ماموران بازجویی، تحت انواع شکنجه و ضرب و شتم از ناحیه سروصورت قرار گرفته است.
این زندانی بند ۳۵۰ علیرغم سرگیجه، سردرد شدید حالت تهوع و مشکلات بینایی بر اثر ضرب و شتم از رسیدگی درمانی مناسبدر زندان محروم مانده و مسئولان از رسیدگی به وی خودداری میکنند.
سهیل عربی، زندانی عقیدتی، در دیماه ۱۳۹۲ با اعلامجرم قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دستگیر و به مدت دو ماه در بند سپاه در زندان اوین تحت بازجویی و فشار قرار گرفت. او تاکنون در دادگاههای متعددی به دلیل محتوای مطالب منتشرشده در صفحه فیسبوک خود و سایر صفحاتی که به همراه دیگران، ادمین (سرپرست) آنها بوده، محاکمه شده است.
شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب سهیل عربی را به دلیل «توهین به رهبر جمهوری اسلامی و تبلیغ علیه نظام» به سه سال حبس تعزیری و شعبه ۱۰ دادگاه رسیدگی به جرائم کارکنان دولت، او را به دلیل «توهین به مقامات» به ۵۰۰ هزار تومان جریمه نقدی و ۳۰ ضربه شلاق محکوم کردهاند.
وی همچنین به اتهام «سبالنبی» از سوی شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان به اعدام محکوم شد که این حکم طی اعاده دادرسی به ۹۰ ماه زندان و دو سال تحقیقات مذهبی برای اثبات پشیمانی تبدیل گشت.
از ویکی پدیا:
محکومیت
سهیل عربی، در دادگاه تجدید نظر، به ۹۰ ماه زندان و دو سال تحقیقات مذهبی برای اثبات پشیمانی و نجات از حکم اعدام محکوم شد. او میبایست ضمن گذراندن هفت سال ونیم زندان، برای حذف مجازات اعدام و اثبات ندامت خود، باید ۱۳ جلد کتاب در حوزه دین شناسی، مذهب شناسی و رفع شبهات دینی بخواند. در مرحله دوم باید از هر کتاب ۵ تا ۱۰ صفحه خلاصه تهیه کند. او همچنین در تماس با مؤسسه «در راه حق» و پژوهشکده امام خمینی باید پاسخ شبهات خود را بگیرد و پرسش و پاسخها را به صورت مکتوب به دادگاه ارائه کند. او همچنین باید مقالهای با موضوع دین یا مذهب شناسی تهیه و برای نوشتن آن به ۵ تا ۱۰ کتاب رجوع کند. او باید طی دو سال و هر سه ماه یک بار گزارش تحقیقات خود را به دادگاه ارائه کند تا پس از اثبات پشیمانی اش برای دادگاه و تغییر در رفتارش از مجازات اعدام نجات یابد.
Aug 23 2017
اتریش: به زنان در بالکان برای حجاب کامل پول داده میشود

دویچهوله: وزیر امور خارجهی اتریش، نسبت به نفوذ فزایندهی ترکیه و عربستان سعودی در بالکان هشدار داد. او گفت برای ارائهی تصویری غیرواقعی از خیابانهای سارایوو و پریستینا، به زنان پول داده میشود تا با حجاب کامل بیرون بروند.
سباستیان کورتس، وزیر امور خارجهی اتریش، در گفتوگویی با روزنامهی آلمانی “هندلزبلات” نسبت به نفوذ روزافزون آنکارا و ریاض در بخش غربی بالکان هشدار داد. او گفت در شهرهای سارایوو و پریستینا “به زنان پول پرداخت میشود تا با حجاب کامل به خیابانها بروند و از این طریق تصویر واقعی خیابانها را تغییر دهند”.
وزیر امور خارجهی اتریش افزود: «ما اجازه نداریم شاهد بیعمل این مساله باشیم».
بیشتر بخوانید: پارلمان اتریش ممنوعیت برقع و روبنده را تصویب کرد
کورتس با توجه به این موضوع خواستار شتاب بخشیدن به روند نزدیک کردن بالکان غربی به اتحادیهی اروپا شد. به گفتهی او، اگر چه اتحادیهی اروپا در حال حاضر در برابر چالشهایی مانند برگزیت، بحران پناهجویان یا تروریسم اسلامگرایانه قرار دارد، اما اجازه ندارد به بالکان بیتوجه بماند.
به گفتهی وزیر امور خارجهی اتریش، بالکان غربی منطقهای با یکسری کشورهای جوان است که تنش میان آنها و میان اقوام گوناگون دوباره افزایش یافته است.
بیشتر بخوانید: دبیرکل اتحادیه جهانی مسلمانان: ممنوعیت روسری در غرب قانونی است
کورتس افزود: «از این رو ما باید همچنان نقش فعالی در این منطقهی بسیار مهم برای اتحادیهی اروپا بازی کنیم و از اصلاحات و پیکار علیه افراطیگری پشتیبانی کنیم و نیز چشمانداز قابلاعتمادی از سوی اتحادیهی اروپا ارائه دهیم.»
Aug 11 2017
بادی که «ناموس» اسلام را بر باد داد!
8مارس: یادداشتی بر احوالات «آزاده نامداری» و …
نینا امیری
موضوع پخش فیلم و تصاویری از پیکنیک خانوادهگی «آزاده نامداری» مجری مشهور تلویزیون، بدون حجاب و در حال نوشیدن آبجو در پارکی در کشور سوئیس چندهفتهای است که موضوع بحث داغی شده است. انفجار خبری حاصل از انتشار این تصاویر در شبکههای خبری و اجتماعی در داخل و خارج از کشور، آنهم در شرایطی که مسائل سیاسی چالشی و پراهمیتی در سطح جهان و ایران مطرح است، جای تأمل دارد. تصاویری که شاید برای یک شهروند غیر ایرانی طبیعیترین و سادهترین شکل یک تفریح خانوادهگی باشد، اما چرا در جامعهی ایرانی و رسانهها چنین انعکاس گستردهای داشته است؟! کلیترین پاسخ این است که این تصاویر در خود هیچ اهمیت خاصی ندارند اما شکستن جایگاه ایدئولوژیک ـ سیاسی و تعریف از یک زنِ «سلبریتی» مسلمان و مورد تأیید حکومت جمهوری اسلامی به این تصاویر برجستگی ویژه داده است، مجری محجبهی «موفق» و مشهوری که همزمان مدل زن اسلامی، همسر و مادر ایدهآل نیز بود و همهی اینها جدا از تاریخچهی فعالیتهای قبلی او و عکسالعملهای بعدیاش نیست. این جایگاه ویژه باعث شده تا عدهی زیادی به نقد جدی، مخالفت و یا حتا تخریب او و عدهی دیگری به حمایت از او برخیزند؛ از شبکههای اجتماعی و برنامههای تلویزیونی گرفته تا استندآپکمدیها، کاریکاتورها، دابسمشها و متلکهای متداول تا مجلات و روزنامههای داخلی و خارجی هرکدام به جنبهای از ماجرا پرداختهاند. به این دلیل که این اتفاق ساده، محل تلاقی تضادهای حاد و چالشی جامعهی ایران است و این خصلت را پیدا کرده که هرکسی از یکی از این زوایا به موضوع بپردازد. هدف این یادداشت کوتاه اما بررسی همهجانبهی این موضوع و خصوصاً شخص آزاده نامداری نیست، هدف بیرون کشیدن چند بحث چالشی به بهانهی این موضوع است.
در ابتدا باید روی این موضوع تأکید کرد که حق آزادی سفر، حق تفریح و لذت بردن و مشخصاً حق آزادی پوشش جز حقوق پایهای است که هر انسان و خصوصاً هر زنی ازجمله خانم آزاده نامداری باید از آن برخوردار باشد، البته نه بهعنوان «حق ویژه» بلکه بهعنوان یک حق پایهای برای همهی انسانها؛ بنابراین بنای نقد زیر سوال بردن این حقوق پایهای نیست؛ اما موضوع این است که چرا همهی انسانها (زن و مرد) و در تمام جهان از این آزادیها برخوردار نیستند؟! و در این مورد مشخص رابطهی عملکرد خانم نامداری و تقویت و بازتولید چنین ساختار نابرابری که امروز خود او را هم قربانی کرده است، چیست؟!
تزویر یک استثنا یا قاعدهی زندگی در سایهی حکومت «الله» بر زمین؟
یکی از ابعاد این ماجرا که بیشتر از همه مردم را خشمگین و عصبانی کرده است، بُعد اخلاقی این ماجرا و تزویر و ریاکاری پیچیده در پوشش «معصومیت» و «قربانینمایی» دروغین و تأکید بر «عفت زنانه» و «تقدس مادرانه» از طرف نامداری است. این احساسات نهفقط از مشاهدهی عکسها که از پاسخی که او بعد از انتشار عکسها در توجیه آن موقعیت داد، زبانه کشید. او درحالیکه شعور مردمی را که شاهد این تصاویر بودهاند به هیچ گرفت، تلاش داشت با وارونهنمایی و مظلومنمایی مردم را با خود همراه کند و از طرف دیگر آنها را متهم به فضولی در زندگی خصوصی و برخورد ناعادلانه با خودش میکرد.
برای هرکسی که حتا زمان کوتاهی در ایران زندگی کرده باشد، دوگانگی عمیق بین رعایت «شئونات اسلامی» در فضاهای رسمی و غیررسمی بسیار روشن است؛ و مردم چون آن را تحمیلی و یکی از شروط بقا تحت حاکمیت جمهوری اسلامی میدانند و به علت همهگیر بودن، این دوگانگی را تزویر ارزیابی نمیکنند. ولی میدانند که حفظ این دوگانه جز ضروریات برای بالا رفتن و ترقی در سلسهمراتب قدرت در ساختار جمهوری اسلامی است و هر فردی هرچقدر بیشتر به این دوگانه تظاهر کند، امتیاز بیشتری از حاکمیت دریافت خواهد کرد. مشخصاً زمانی که افراد تبدیل به مشاطهگران و مبلغین ارزشهای جمهوری اسلامی میشوند، پیشفرض کلیت جامعه این است که این فرد با ریاکاری در پی کسب امتیاز است؛ بنابراین ولع آنها برای پیدا کردن اسنادی که این حقیقت را «مستند» کند بیشتر میشود، به همین دلیل افشا شدن روابط پدوفیلی سعید طوسی قاری محبوب رهبری یا فیلم روابط جنسی و محفل عیاشی مداحان مقرب بیت رهبری، بهجای حس تعجب، حس خشم و تنفر مردم را برمیانگیزد. چون این افراد چهرههای شناختهشدهی رژیم برای تبلیغ و ترویج ایدئولوژی پوسیده و گندیدهی جمهوری اسلامی هستند. کسانی که تلاش میکنند با وارونهنمایی، ایدئولوژی قرونوسطایی جمهوری اسلامی را به خورد مردم بدهند بنابراین افشا شدنشان خشمی توأم با رضایت قلبی برای عامهی مردم دارد، چون مردم مطمئن هستند:
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند
چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند
بهخصوص برای اینکه بعد از هر رسوایی، دستگاه جعل جمهوری اسلامی تمام پتانسیل رسانهای خود را به کار میگیرد که موضوع را به «عوامل خارجی» و … منصوب کرده و به عبارتی «ماستمالی» کند.
به همین دلیل هم مردم نه هرگز چرخش ایدئولوژیکِ تصنعی و مقدسنمایی گلدرشتِ امثال «الهام چرخنده» را باور کرده و میکنند؛ نه «عشق معنوی» و «لاسهایِ اسلامی» زوج به اصلاح هنری آزاده نامداری ـ فرزاد حسنی را باور کردند و نه هرگز فیگورهای «روشنفکری»، «فمینیستی» و برخورد «مدرن» مجری اصالتاً مسلمان و عمیقاً معتقد یعنی آزاده خانم را.
نقض حریم خصوصی یا خصوصی سیاسی است؟
دراینبین اما اکثر رسانههای فارسیزبان و حتا غیرفارسی تمایل داشتند موضوع را به دوقطبی «افشای تزویر یا نقض حریم خصوصی» تقلیل دهند. دوقطبیای که خود نامداری در همان ساعات اولیهی این اتفاق در فیلم توجیهی خود ساخت و وسط گذاشت. او گفت: من کمتر مقصرم که بیدقتی کردم مقصر اصلی کسانی هستند که به حریم خصوصی من واردشده و آن را رسانهای کردهاند. (نقل به مضمون) فارغ از این ادعای دروغین که در عکسها کاملاً واضح است که قطعاً نه آن پارک فضای خصوصی بوده است و نه کسانی که درگذر بودند محارم او، اما چرا آزاده سوال را به این شکل طرح میکند و اتفاقاً خیلی از مردم عادی و حتا رسانهها به دنبال اشک تمساح او و «حقوق پایمال» شدهاش میافتند. چون آزاده نامداری شاگرد تیزهوش و بااستعداد سیستمی است که در آن همیشه افشاگر «مجرم» است نه «جنایتکار»، عوض کردن جای شاکی و متهم همیشه یکی از بهترین سلاحهای جمهوری اسلامی برای سرکوب کردن مخالفین بوده است تا با تنبیه کسانی که جرأت کرده و افشاگری میکنند بقیه را مرعوب کند و آزاده نامداری درسهایش را خوب پس میدهد و با تاختن به وجدان مردم آنها را مجرم میشمارد؛ و در آن لحظات پرتنشِ بعد از انتشار فیلم تمام استعداد شگرفش در اجرا و کنترل صحنه را به خدمت میگیرد تا مطمئن، مسلط و معصوم اعلام کند که شاکی زنی «نجیب» و مادری «معصوم» است که قربانی سوءاستفاده و بیاخلاقی دیگران شده است. حتماً اگر اوضاع اینقدر حاد نبود او هم مثل سلبریتیِ همهچیزتمام یعنی خانم بهاره رهنما دست به دامن سیستم قضایی و قوانین ارتجاعی جمهوری اسلامی میشد تا ناقضین «حقوق شهروندی» را گوشمالی دهند. چون این شهروندانِ ویژه به خاطر خوشرقصیهایشان در برابر قوانین برابرترند.
آزاده نامداری اما بهتر از هرکسی میداند که دفعهی پیش که خبر داغ رسانهها شده بود زمانی بود عکس خود با زیرچشمی کبود را در همین فضای مجازی منتشر کرد و با افشاگری از خشونت خانگی همسر سابقاش «فرزاد حسنی» دیگر مجری مشهور تلویزیون توانست علل جدایی خود را رسانهای کند. هرچند مردم و خصوصاً زنان همان زمان و پیش از جدایی آنها هم نه آن «عشق معنوی» دو کبوتر متظاهر روی «استیج» را باور کرده بودند و نه شعرخوانیهای چندشآور فرزاد در مدح حجاب و عفاف آزاده را، اما خیلی از مردم و خصوصاً خیلی از زنان وقوع این خشونت و صداقت این افشاگری را باور کردند و به جسارت یک زن در شکستن تابوی سکوت در مقابل خشونت خانگی آفرین گفتند. چون شکستن سکوت در برابر ستم در هر سطح و جایگاهی نیاز به جسارت دارد و این اتفاقاً به محبوبیت نامداری در میان زنان افزود. ولی فمینستهای لیبرال و اسلامی همان زمان تلاش کردند از این زنِ مجری «موفق» یک قهرمانِ «فمینیست اسلامی» بسازند و … اما باوجود تمام بهرهبرداریهای هدفمند از این ماجرا هم هیچکس نمیتواند نافی حق آزاده نامداری و هر زن دیگری در افشای خشونت و ستم مرد بر زن در فضای خصوصی شود، چون «خصوصی سیاسی است» تمام روابط ما در فضاهای خصوصی زندگیمان ادامه و بازتاب همان روابط در فضای عمومی است. با این تفاوت که در فضاهای عمومی قانون، سنت و عرف مستقیماً رعایت میشود (تلاش میشود که رعایت شود) و در فضاهای خصوصی افراد از آزادی عمل بیشتری برخوردارند این آزادیِ بیشتر، شامل آزادیِ بیشتر در روابط عاطفی، روابط جنسی، روابط خانوادهگی و اتفاقاً اعمال روابط قدرت هم هست. به همین دلیل هم کاملاً باورپذیر است که آقای فرزاد حسنی که زیر نور چراغهای صحنه نقش مرد مدرن عاشقپیشه را بازی میکند و همزمان به مهمانانِ زن برنامه، نیش و کنایههای تند و تحقیرآمیز جنسیتی حواله میکند و تحمل این را ندارد که یکلحظه کنترل صحنه را از دست بدهد یا تمرکز دوربینها به علت تعدد شخصیتها از روی او برداشته شود و … باید هم در اعمال رابطهی قدرت در خانه تا سرحد برخورد فیزیکی بهپیش برود.
بله! ما اگرچه طرفدار نقضِ حریم خصوصی هیچ فردی برخلاف تمایلاش نیستیم اما کاملاً معتقدیم خصوصی سیاسی است. به همین دلیل فضای خصوصی از هیچ قداستی برخوردار نیست و آنچه در فضاهای خصوصی زندگی، خصوصاً زندگی ما زنها میگذرد باید عمیقاً به موضوع بحث روز تبدیل شود تا ستم پنهان، عریان شود و ستمگرانِ «آبرومند» رسوا شوند؛ اما مثل خانم نامداری دواستانداره فکر نمیکنیم، یعنی به خاطر مصلحت فردی یک روز که افشاگری از حریم خصوصی به نفعمان بود از آن استفاده کنیم و فردا مردم را به جرم نکردهی دخالت در فضای خصوصی، متهم کنیم. این دوگانگی فرصتطلبانه بیتردید از فرصتطلبی طبقاتی عمیق شما برمیخیزد.
بله شما! شما که بالاخره با سند و مدرک «محکمهپسند»، خودتان ثابت کردید عمیقاً حجاب و حتا شئوناتِ اسلامی را مانعی برای تفریح و استراحت و … در زندگی میدانید اما سالها از تمام رسانهها استفاده کردید تا در تئوری و عمل حجاب را بهعنوان یک اعتقاد برتر و یک انتخاب رضایتمندانه تبلیغ کنید. با تیتر درشت گفتید: «خدا را شکر چادریام!» و به این شکل از امتیاز همسویی و همراهی با ایدئولوژی طبقهی حاکمه برای هر نوع ترقی فردی استفاده کردید، اما فکر نکرده بودید این صرفاً یک امتیاز فردی در ازای استعدادهای فردی شما نیست، همانطور که محتوای حجاب و انتخاب آن در جمهوری اسلامی هم یک موضوع فردی نیست. شما که امروز از نقض حقوق فردی شاکی هستید آیا نمیدانید انتخاب پوشش جز پایهایترین حقوق فردی هرکسی و خصوصیترین حریم اوست؛ و شما نهتنها اعتراضی نداشتید بلکه به همدستی و همکاری با ناقضین حقوقِ فردی میلیونها زن در ایران افتخار میکردید و در ازای تقویت این نقضِ سیستماتیک امتیاز میگرفتید. حاکمیت جمهوری اسلامی این امتیاز را به خاطر گل رویتان به شما اعطا نکرده بود، شما باید میتوانستید با استعداد هنرمندی و فرصتطلبی که دارید نقش زنِ مسلمان محجبهی موفق و مدرن را بهخوبی بازی کنید تا این همه تریبون که به روی میلیونها نفر بااستعدادتر از شما بسته است، در اختیار شما قرار دهند. شما در ازای تخریب و تحقیر میلیونها زنی که به حجاب باور نداشتند اما نمیخواستند مثل شما تظاهر کنند و به مجیزگویان این رژیم بدل شوند، میتوانستید تریبونی رو به میلیونها زن و مرد به دست آورید. شما در ازای اینکه نمونهی موفقی از یک خانوادهی اسلامی، «مدرن» و امروزی به مردم نشان دهید اجازه داشتید جلوی دوربین «رسانهی ملی» (بخوانیم رسانهی دولت اسلامی) با همسرتان «معاشقه» کنید و تشویق هم بشوید تا به میلیونها دختر و پسر جوان و شورشی که دیگر حاضر نیستند تن به ازدواج و روابط پوسیده و فروپاشیدهی خانوادهی تکهمسرِ دگرجنسگرا بدهند، ثابت کنید که اگر در خیابانها بهخاطر ابراز عشق تحقیر و توهین میشوید، کانال رسمی آن ازدواج است و روابط درونیاش «مقدس» و «عاشقانه». شما نه به خاطر استعداد شگرفتان در سخنوری بلکه به خاطر محتوای آن سخنان اجازه داشتید «سلبریتی» شوید تا نشان دهید که تحت مراحم حکومت اسلامی یک زن هم میتواند به بالاترین درجات نائل شود، اگر مطابق چارچوبها و تمایل حاکمیت رفتار کند. شما در ازای از بین رفتن موقعیت، پتانسلها و خراب شدن کاخ آرزوهای صدها دختر همچون مونا برزویی که در قفس تنگ روابط مردسالارانهی حکومت اسلامی له میشوند و مثل شما فرصت و تمایلی به تبعیت و تزویر ندارند، میتوانستید روی صحنه «بدرخشید» و استعدادهایتان را بروز دهید، سلبریتی شوید و با بزرگان و آقازادهها نشست و برخاست کنید و فامیل شوید. شما در ازای اثبات و تبلیغ برتری ایدئولوژی اسلامیتان، تبدیل به «زن مسلمان ایدهآل» و «خانوادهی ایدهآل» شدید. شما در ازای تبلیغ اینکه حجاب مانعی برای مشهور و موفق شدن نیست و زنانی همچون شما با رضایت آن را برگزیدهاند، خوراک ایدئولوژیک مناسبی برای گشتهای ارشاد فراهم میکردید تا میلیونها زنی که از اسارت در این قفس متحرک ناراضیاند و تظاهر نمیکنند، یاغی و غیرموجه معرفی شده و تنبیه شوند. خانم نامداری حتما فراموش کردهاید که زمانی که ماسک یک زن «فمینیست اسلامی» را به چهره میزدید و مهمانان زنِ برنامهتان را حتا در کاربرد ادبیات متهم میکردید که زیادی به مردان امتیاز میدهند و زندگی بدون مرد و مستقل از او را برای خودشان متصور نیستند، خود شما این استقلال را در ازای اتکا به سردستهی دزدان، یعنی اتکا به حکومت مردسالار به دست آورده بودید. شما نقش یک زن مستقل را بازی میکردید اما عمیقا محتاج حمایت روابط مردسالار حاکم بودید و این حمایت را در ازای تقابل و له کردن سایر زنان به دست میآوردید، همان زنان «بدحجاب» اما صادقِ برنامههایتان که میخواستید جلوی دوربین توابشان کنید و راه تزویر و «سعادت و پیشرفت» را به آنها بیاموزید یا بهطعنه «لیدی» نبودنشان را متذکر میشدید و از هراسشان از اعمال خشونت توسط مردان متعجب میشدید و … چون خیلی از این زنان مثل شما یک «اَبَرحامی ایدئولوژیک» نداشتند و مثل شما حاضر نبودند به قیمت مطرح شدن و نان را به نرخ روز خوردن، خود را آویزان یک رژیم سرتاپا زنستیز کنند.
ساختار مردسالارِ حکومت اسلامی به تبلیغات شما برای حجاب نیاز داشت اما فراموش نکنید که شما تنها مروج نبودید، عکسبرگردان شما امثال امیر تتلوها هستند، سلبریتیهایی که مثلاً با کار «زیرزمینی» و «مخالف» خوانی و … در بین مردم اقبال پیدا میکنند اما عمیقاً با ارتجاعیترین ایدئولوژی و ساختار حاکمیت فصل مشترک دارند، بیدلیل نیست که امروز او هم دمبهدم رژیم متجاوز و ضدزن جمهوری اسلامی داده است و دلیل تجاوز و به قتل رسیدن آتنای هفتساله را «بیحجابی» این کودک میداند. شما مبلغ ایدئولوژییی بودید که در آن هر دختربچه یک زن بالقوه محسوب میشود، بنابراین حتا قبل از اینکه هیچ اندام جنسی بالغی در او شکل گرفته باشد، میتواند طعمهی شهوت و تجاوز مردان باشد، چون اصولاً فلسفهی آن حجابی که شما به آن افتخار میکنید این است که زن ابزار شهوت مرد است بنابراین باید پوشیده بماند تا … خانم نامداری «درخشش» شما روی صحنه به خاطر تکیه کردن بر ستون ایدئولوژیک یک دولت تاریکاندیش و واپسگرا بود تا ویترینی بَزَک شده، برای پوشاندن موقعیت تاریک و ستمگرانهی زنان در ایران فراهم باشد و شما هم الحق ثابت کردید که نقشتان واقعاً ویترینی بوده است و ظاهراً کنترل این صحنه فقط چند لحظه از دستان شما خارج شد، ولی همین پردهبرداری کوتاه از حقیقت باعث شد تا شما هم بدون در نظر گرفتن امتیازات ویژهتان قربانی همان روابط مردسالارانهای بشوید که مبلغ آن بودید.
جنبهی مثبت این ماجرای ساده اما در این است که نشاندهندهی سطح نارضایتی مردم در جامعهی ایران است. این نارضایتی بهقدری بالاست که مردم منتظرند تا از هر امکان افشاگری هرچند جزئی در جهت افشای رژیم جمهوری اسلامی و ایادیاش استفاده کنند تا تزویر ذاتیِ ایدئولوژی حاکم مستند شده و شکاف بردارد تا از این شکاف برای ابراز خشم و نفرت خود استفاده کنند. اگرچه افشاگری از ایدئولوژی و از نمایندهگان ایدئولوژیک این نظم واپسگرا ضروری است و میتواند راه تغییر را هموار نماید؛ اما هدف باید تغییر ریشهای این مناسبات باشد و نه صرفاً تخریب فردی و انتقام. با انتقام، آنهم انتقام فردی، آنهم آمیخته با دیدگاههای مردسالارانه و تهاجم جنسیتی نهتنها راهگشایی نخواهیم داشت بلکه فصلمشترکی با حاکمیت واپسگرا باز خواهیم کرد. حاکمیتی که روابط درونی آن بهقدری پوسیده و تاریخمصرف گذشته است که یک عکس میتواند «ناموس» حکومت اسلامی را بر باد دهد و هرچه رشته پنبه کند. به همین دلیل امروزه رژیم جمهوری اسلامی مجبور است با تمام قوا و بهزور سرنیزه تمام روزنهها را بپوشاند تا بادی نوزد. زهی خیال باطل چون طوفان در راه است. ö
برگرفته از نشریه هشت مارس شماره 41
Aug 03 2017
جلال ایجادی: روند دینی شدن انسان
گویانیوز: در جامعه، دیندار شدن اتفاقی نیست، بلکه نتیجه عملکرد انواع و اقسام عوامل ذهنی و روانی و تربیتی و روانشناسانه و جامعه شناسانه و نتیجه یک تاریخ اجتماعی است. یک فرزند وقتی در خانوادهای دینی متولد شد، دارای احوال و عواطف مذهبی میشود و سپس احساس دینی او توسط عوامل ذهنی و عینی و اجتماعی پرداخته میشود و این امر در مرحله بعدی، در مدرسه و محیط تدارک بیشتر میبیند. این سوژه اجتماعی در ابعاد اجتماعی و فضای عمومی به فرد مذهبی تبدیل میگردد و خود میتواند فعالانه عمل کرده و اعتقاد دینیاش را مستحکم نموده و پایه ایدئولوژیکیاش را تنظیم نماید. بطور عموم فرزند در خانواده یهودی، یهودی میشود و در خانواده مسلمان، مسلمان میشود. ادیان، با میراث خانوادگی از یک امتیاز بزرگ برخوردار هستند زیرا از آنجا که امر «مقدس» تلقی میگردند با تمام قوای روانی و عاطفی به فرزندان انتقال پیدا میکنند. بقول کارل گوستاو یونگ، روانکاو سوئیسی، شعور انسان از ناخودآگاه انسان رشد میکند و در این ناخودآگاه تمامی حالات و احساسات شکل میگیرند. افزون برآن بگفته رنه ژیرار، جامعه شناس فرانسوی، فرد در یک روند «میمیک» یا تکرار ناخودآگاه و مکانیکی عادت رفتاری قرار میگیرد. فرد هنجار اجتماعی و فرهنگی و دینی را تکرار میکند و اجتماع دوری و نزدیکی هنجار را کنترل میکند یا مورد تنبیه و انظباط قرار میدهد. رفتارهای ارزشی و اجتماعی مانند احترام به قران، صلوات فرستادن، نمازخواندن، روزه گرفتن، اشک ریختن برای حسین، آداب مقدس، عمل گناه آمیز و غیره از همان لحظه اول وارد زندگی و ذهنیت میشود. در این روند، ذهنیت نقاد عمل نمیکند بلکه جذب بشکل «میمیک» و غیرآگاهانه انجام میشود.
برپایه این گفته فرد مسلمان شیعه از همان ابتدا با ناخودآگاه خود در این فضا شکل میگیرد و انسان به انسان دینی تبدیل میشود. فرد در یک فضای فرهنگی و سمبولیک، با کدها و قواعد خاصی، متولد شده و از همان ابتدا مورد پرداخت شخصیتی قرار میگیرد. در فقدان افکار و باورهای گوناگون، ذهنیت بطرز یکجانبه رشد کرده و در زیر سلطه دگماتیسم، هر گونه قدرت انتقادی را از دست داده و خمیرمایه خود را با دین همآغوش میکند. در خانواده مسلمان هنگامیکه فرزند متولد میشود اولین اقدام در گوش نوزاد دعا و آیه قرآنی میخوانند و اذان میگویند و اینگونه آداب و رسوم و تربیت و عادات، تا پایان عمر ادامه دارد. هنگامیکه کسی میمیرد و در لحظهای که پیکر به زیر خاک میرود، برایش دعا میخوانند و در درون گور برایش اشهد میخوانند. جسم و روان فرد در سراسر عمر، توسط دین و عوامل دینی، ساخته میشوند و شکل میگیرند و هویت دار میگردند. این توتالیتاریسم تربیتی ایدئولوژیکی دینی، انسان را از هر نوع مقاومت فکری و روانی تهی کرده و تمام عنصر دین را به امری کاملن طبیعی و همیشگی و عادی و ابدی تبدیل میکند.
ماکس وبر میگوید انسان دین را میپذیرد زیرا دین برای او معنابخش است. حال پیش از آنکه این «انتخاب ماکس وبری» صورت گیرد و روند پذیریش آگاهانه در ذهن انسان عمل کند، ناخودآگاه انسان با تمام قدرت در حال جذب کردن سمبولها و پیامهای اجتماعی و روانی و تاریخی است. در جامعه روند روانشناسانه و روانکاوانه و قدسی گرایی و احساسی و هیجانی در تاثیرپذیری دینی با قدرت بی مانندی عمل میکند و روند و انتخاب آگاهانه نقشی فرعی دارد. انسان محصول روند ایدئولوژیکی و خانوادگی و دینی و فرهنگی و احساسی ویژه ایی است که پیش از تولدش در جامعه جاری است. توده دین را انتخاب نمیکند بلکه تسلط دینی و فضای دینی، انسانها را در خود فرومی برد. در چنین شرایطی فرد دینی و توده معتقد، به یک واقعیت اجتماعی تبدیل میگردد. کلودلوی استروس، جامعه شناس فرانسوی، میگوید دین خود یک «توهم» نیست. بزبان دیگر از نظر این جامعه شناس دین یک توهم آبستره نیست، بلکه دین خود از موهومات سرشار است ولی خود دارای یک واقعیت اجتماعی و مادی میباشد. در طول تاریخ انسان دین را میآفریند ولی در این مسیر دین به آدم سازی میپردازد.
ماشین ایدئولوژی دینی
بنابراین دین اسلام با جبر روانی و فرهنگی خود، با بار عظیم موهومات و خرافات و افسانهها و احکام خود بر ذهن تحمیل میشود. قرآن دین اسلام هیچگونه پرورش خودمختارانه و چندگرایی را نمیپذیرد و تنها ملاک، قبول تعبدی دین و روح عبادت و اظهار بندگی است. در سوره بقره میآید که در موضوع خدا جای بحث و جدال نیست (آیه ۱۳۹) و بارها تاکید میشود که انسان مطیع و تسلیم خداست. قدسی گرایی و خرافه گرایی و دگماتیسم مسلمانان بصورت قطعی و محکم عمل کرده و فرد را از هرگونه نرمش و انعطاف فکری دور میکند. ابعاد عظیم جمود فکری در جهان اسلام و تروریسم و سلفی گری شیعه و سنی و عقب ماندگی فرهنگی و اجتماعی، نتیجه همین روند روانی و تعبدی است. اسلام به رشد فردیت مدرن و رشد آزادانه فکر نمیانجامد بلکه برعکس به خاطر تعبدگرایی و جزمگرایی، فراهم کننده سقوط روانی و فکری انسان است.
در تاریخ ایران عنصر دین ساختار پرور بوده است. تهاجم عرب و تسلط دین استعماری اسلام هویت ایرانی را مسخ نمود. دستگاههای صفوی و قاجار و دوران دوم پهلوی و جمهوری اسلامی، با همکاری تنگاتنگ دستگاه روحانیت و تمامی نخبگان ریز و درشت و عمامه دار و فکلی و همچنین محیط خانوادگی و مدرسه و مکتب، اغلب ایرانیان را مسلمان و شیعه نمودند. سموم خرافی دستگاه دینی و دستگاه ایدئولوژیک دولتی و سنت روحانیت در تمامی اجزای ذهن و جامعه رخنه کرده و ذهنیت خردسال و بزرگ سال را مدام مورد تهاجم تبلیغاتی دینی قرار میدهند. تبلیغ ایدئولوژی قداست یعنی تبلیغ فکرنکردن، خط اصلی در جامعه است. ذهنی که تنبل است و حس کنجکاوی را از دست داده، ذهنی و روانی که تقدیرگرا گشته و توانایی واکنش به بدی و تجاوز را از دست داده، نمیتواند مقاومت کند و مستقل باشد و انتقاد گر باشد. بعلاوه استبداد و آدمکشی و هجومهای متعدد تاریخی و اجتماعی، اراده فردی را درهم شکسته و زمان و قدرت فکرکردن نمیدهد. تجاوز عرب و مغول و دیگران و ماشین دین سازی صفویه و آسیب دیدگی روان ایرانی، شیعه گری را غلبه داد.
دین اسلام فطری نیست بلکه محصول تجاوز و خشونت ایدئولوژیک و محصول فلج نمودن تفکر است. از جمله عوامل خشونت، حوزههای روحانیت و مدارس دینی و دستگاه شبکهای آخوندها هستند. از دیر باز حوزههای قم و تهران، مدارس دینی و آموزشی و تبلیغی، نهادهای برگزاری مراسم عاشورا و ماه رمضان، نظام خطبههای دینی و رسالههای آخوندها و مجلس روضه خوانی آخوند، تولیدگران دین شده و میلیونها مغز را به گیرندههای رسم و عادت و پیام دینی خود تبدیل نمودند. چهره و شخصیت جامعه ایران بمرور تغییر یافت.
البته قرآن و نهج البلاغه، تنها مرجع نیست. بخصوص برای شیعه و تمایل آن برای جدا کردن خود از اسلام سنی، انبوهی آثار وجود دارد که جریان شیعه را بعنوان یک جریان دینی و سیاسی مستقل معنا میبخشد و توجه میدهد. ویژگی این آثار نه در کیفیت فکر و ارزش تاریخی، بلکه در اسطوره سازیها و موهومات و روایاتی است که به خاندان بنی هاشم و دستگاه ایدئولوژیک شیعه گری متصل شدهاند و نقش آنها بازتولید وابستگی روانی و احساسی و شهید پرستی و مرگ ستایی است. جعلهای شگفت انگیز دین سازی و امام سازی و کورذهنی در فقه شیعه به اوج میرسد. این کتابها کدامند؟
«کتب اربعه» چهار کتاب حدیثی شیعه است که توسط «عالمان متاخر» جمع آوری شده است: «الکافی» از یعقوب کلینی، «تهذیب الاحکام» و «الاستبصارفیما اختلف من الاخبار» از شیخ طوسی، «من لایحضره الفقیه» از شیخ صدوق. این مجموعه بزرگ با ۴۱۲۶۳ روایت و احادیث غیر تاریخی و غیر علمی، انبوه روایاتی را تشکیل داده که طی قرون در اسلام بوجود آمده است. باید افزود که این «کتب اربعه» با مجموعه «جوامع ثانویه»، قرن دهم و یازدهم، دربرگیرنده «الوافی» از محمد حسین فیض کاشانی، «وسائل الشیعه فی تحصیل مسائل الشریعه» از شیخ حرعاملی، «بحارالانوار» و «حلیه المتقین» از محمد باقر ابن محمد تقی مجلسی، میباشد. بر این لیست باید «نهج البلاغه»، خطبههای منسوب به علی ابن ابی طالب که در قرن چهارم هجری توسط سیدرضی تهیه شده، «صحیفه سجادیه» حاوی دعاهای زین العابدین علی بن الحسین، «مفاتیح الجنان» شامل دعاها و مناجات و زیارات پیامبر و امامان از شیخ عباس قمی و «صحیفه مهدیه» حاوی دعاهای منسوب به حجت بن الحسن امام دوازدهم، و غیره را اضافه نمود. در لیست کتابهای مرجع شیعه باید کتابهای زیر را نیز گنجاند: کتاب فقه کاشف الغطاء از شـیـخ جـعـفر کاشف الغطا، کتاب مصادر الجتهاد از سید محمود هادی غضنفری خوانساری، کتابهای متعدد سید هاشم بحرانی و از جمله «البرهان فی تفسیر القران»، کتاب «التبیان فی تفسیر القران» از شیخ طوسی، کتاب «المیزان فی تفسیر القران» از سید محمد حسین طباطبائی. حال به همه این کتابها، مجموعه آثار و رسالات عملیه فقها مانند: آیت الله بروجردى، خوئی، میرزای نائینی، محقق اصفهانی، حکیم، شیخ کاظم شیرازی، شیخ عبد الکریم حائری، سید محمد صادق روحانی، گلپایگانی، خامنهای، روح الله خمینی، سیستانی، فاضل لنکرانی، لطف الله صافی، محمد تقی بهجت، وحید خراسانی، منتظری، و دیگران را بیافزائید.
نقش این کتابها چیست و کدام ارزش فکری از آنها استخراج میشود؟ این کتابها مروج فلسفه و راسیونالیسم فکری نیستند، این کتابها پایه هنر و معماری و دانش نیستند، این کتابهای فاقد جنبه علمی و تاریخی هستند. این کتابها گاه جنبه عرفانی و «تئوزوفی» دارند ولی یک مجموعه زیان آور را تشکیل میدهند. نقش این کتابها ایجاد مردم مقلد و تولید کورذهنی، ایجاد رفتار اطاعت، بردگی و مسخ ذهنی است. نقش این کتابها ایجاد تسلیم در برابر الله و نفی خرد و اندیشه انتقادی و آزادی انسان است. نقش این کتابها تشویق به جنایت است زیرا بازتولید مکرر و پردامنه تبعیض، حس برتری ایدئولوژیک دینی، سلطه تعبد دینی بر روان، انسان را به بدی و شرارت نزدیک میکند و کشتار کافر و مشرک و مرتد و منافق و محارب با خدا و تجاوز به زنان را، عادی و مقدس و الهی میکند. میراث شیعه گری جز خرافه پرستی و جعل و دین سازی چیز دیگری نیست.
ماشین دینی کردن انسان با مکانیسمهای پیچیده ایدئولوژیک عمل کرده و شخصیت فرد را به زیر سلطه درمی آورد. فضای دینی و رازآمیز خانواده و جامعه و مجموعه نهادهای ایدئولوژیک و دولتی در جامعه از فرد موجودی مطیع دین میسازد. روشن است که در جامعه بسته و مستبد و در فقدان اندیشه گری و انتقاد، تاثیر این فضای ایدئولوژیکی منکوب کننده تر است.
گسست از اسلام
اسلام عامل انحطاط است زیرا این دین در برابر خرد و فلسفه و درک انتقادی همیشه ایستاده است. قرآن فاقد عنصر علمی و نوآوری و خلاقیت فرهنگی و تمدنی است. نتیجه مهم اسلام رشد تعبد و دگماتیسم و فکرنکردن بوده است و آنجا که بزرگانی در قلمرو اسلامی به فکرکردن پرداختند، مورد تکفیر و بی اعتنایی قرار گرفتند. شکاکیت خیام و ناباوری رازی، آنها را در برابر اسلام مقاوم ساخت. تمام بزرگانی مانند ابوعلی سینا و فارابی و ابن رشد و نیز حافظ و مولوی باعتبار خلاقیت شخصی و شناخت و تلاش خود و محیط خانوادگی یا اجتماعی خود، درخشیدند. این بزرگان در فضا و دنیای اسلامی بزرگ شدند و به مکتب رفتند، ولی کسب دانش و روحیه شخصی اشان، آنها را به نفی جزمیت اسلامی کشاند و آنها را وادار ساخت تا عنصر فکر و تخیل و فلسفه را وارد بینش خود نموده و زایش جدیدی را فراهم سازند. روشن است که فکر آنان گسست از اسلام نیست ولی دارای عنصر تفکر و تخیل و شهامت است. دیوان حافظ و مثنوی مولانا از قرآن نمیآید، ازشیعه گری الهام نیافته است بلکه نتیجه نوآوری انسانی و تاریخ است. ابن رشد و ابوعلی سینا و فارابی از فلسفه یونانی وام گرفتهاند و در دنیای بسته اسلام، جزمیات حاکم را سست میکنند و به این خاطر است که آنها در پی پیوند زدن ایمان و عقل هستند.
دین مسلط و فرهنگ دینی پیوسته در برابر اندیشه سد آفریده و تخیل را مرعوب میکند. در این فضای دینی ایدئولوژیک تنگ و خفقانی، روان جستجوگر این بزرگان به حرکت درآمده و به تولید میپردازد. تمام نفرت دستگاه روحانیت و تازیانه تکفیر آنها علیه این اندیشمندان بی سبب نیست. ایدئولوژی قرآنی و اسلامی در پی حاکمیت مطلق ایمان است حال آنکه بینش این اندیشمندان بدون نفی دین، در پی هموار نمودن رشد عنصر عقل است. البته کار این متفکران تلاش در انطباق دادن فلسفه به دین است و این تلاش نمیتوانست راه گشا باشد زیرا دین، عنصر فکری را منهدم میکند و این دو پدیده به یک حقیقت نمیرسند. فشار دین و روحانیت و سنت مذهبی و استبداد سیاسی یک مجموعه سنگین سرکوب را ایجاد نموده و در چارچوب این خفقان، کار فکری مستقل دشوار یا ناممکن است.
دوران ما، دوران خردگرایی، دوران نقد مدرنیته بر پایه اومانیسم، دوران نقد سلفی گری و تاریک اندیشی، دوران اکولوژِی و جهان دیجیتالی و فروریزی ارزشهای آرکائیک اجتماعی است. دوران ما، دوران جامعه سیالیتهای روانی و اجتماعی و فرهنگی است. دوران ما، دوران آزادی از هر قیدوبند دینی پدرسالارانه و اعتلای روحیه شادی و موسیقی و مناسبات خانوادگی و جنسی غیر دینی است. دوران ما، دوران آزادی زن و حقوق بشر و نقد خدا و مذهب است. این دوران در تناقض آشکار با قواعد جامعه قبیلهای و خشونت بار و تبعیض گرای اسلامی و در تناقض با قصاص و احکام دینی و شریعت اسلامی است. آلترناتیو پیشنهادی نواندیش دینی الگوی اسلامی بشیوه دیگر است. این آلترناتیو تکرار سقوط ماست. دوران ما میطلبد که تفکر کانت و خردگرایی و نظریه داروین و فیزیک نیوتن و انیشتن و علم ژنتیک و نورولوژی و تجربههای علمی انسان شناسی و تئوریهای جامعه شناسانه و تاریخ شناسی و تکنولوژی انترنتی و پارادایمهای اکولوژیکی، راهنمای ما باشد و از خرافه گرایی شیعه بپرهیزیم، ولی نواندیشان دینی ما را به تجربه مجدد اسلام و قدسی گری شیعه فرامی خوانند و تاریک اندیشی فقه شیعه و آیات قرآنی را در دستور کار جامعه قرار میدهند. آنچه برای جامعه ایران حیاتی است گسست از دین اسلام است ولی نواندیشان مانند آیت اللهها ما را به ماندن در اسلام تشویق میکنند.
نواندیشان دینی، مانع آزادی فکری
در دوران معاصر کار نواندیشان دینی در همین زمینه چگونه قابل ارزیابی است؟ آل احمد جامعه را بسوی اسلام و علیه غرب و مدرنیته بسیج کرد. علی شریعتی ایدئولوژی تهییجی شیعه گری را بر بخشی از جامعه مسلط کرد. عبدالکریم سروش، از فلسفه حرف زد ولی در اساس افکار ضد علمی را گسترش داد و اعلام کرد که قرآن خواب و رویای محمد بوده و به این ترتیب او علیه تمام تحقیقات علمی هرمنوتیک در باره قرآن شورید.مجتهدشبستری اعلام کرد که حقوق بشر را باید به شیعه افزود تا اسلام مدرن شود. اینگونه فعالیت فکری اعتقادی نواندیشان در همان مدار دین و فقه نفس میکشد و به پرسشهای فلسفی و مدرنیته اعتنایی ندارد. پیشنهادهایی مانند الگوی خلافت اسلامی، ایدئولوژی شیعه، عرفانگرایی و افزودن عناصری از تجربه غرب به شیعه گری، بمعنای درجا زدن ما در اسلام است. حال آنکه مسئله مرکزی ما بیرون آمدن از حالت ازخودبیگانگی و مسخ شدگی کنونی ماست. اسلام عامل سقوط تاریخی و فرهنگی است و در تناقض با خردگرایی و فلسفه گرایی است. این بن بست یک کار تاریخی ضروری را در برابر ما مینهد. این کار میطلبد تا نقد همه جانبه از دین و تمامی پراتیکها و رفتارها و سنتها و تربیتهای دینی صورت گیرد. جامعه ما باید خود را وارد روند انتقاد از دین کند. دانشگاهیان باید به کار علمی و آکادمیک پژوهشی تاریخ دین دست زنند و اندیشمندان لائیک و ناباور باید شجاعانه تولید فکری کنند و در عرصههای گوناگون بنویسند. روشن است که دنیای روشنفکری متنوع و باز است و بنابراین همه دارای یک مشغولیت فکری نیستند. ولی تاکید من در اینجاست که یکی از عرصههای اساسی، کار فکری نقادانه در بررسی دین و فرهنگ دینی و کنشهای رفتاری دینی و خرافی در جامعه و نزد نخبگان، میباشد. حال نواندیشان دینی در کنار روحانیت حاکم، جامعه را با دین و برای دین مهار میزنند. این نواندیشان دینی با برخی شیوههای حکومتی یا احکام فقهی اختلاف نظر دارند ولی توافق اصلی آنها با روحانیون نظام، در باره دین و قرآن و فقه شیعه و امامزادهها و رسالههای مراجع و حفظ اصول و سنتهای مذهبی، پابرجاست.
تاریخ و تمدن ما دارای پستی و بلندیهای فراوان بودهاند. تمدن یک روند پیچیده و متضاد میباشد و عناصر سازنده آن موجب رشد و عناصر پست آن منجر به خاموشی و فروکشی میشود. هر تمدنی از پویایی خود و از محیط پیرامونی خود تاثیر پذیر است. تاریخ ما در تمدن کهن، با رفتار و کردار زشت درگیر نیز بوده است. با اسلام فروتر افتادیم. ما دارای دین خوئی بودیم، ولی با اسلام زخم روان ما عمیق شد و ما برای خدمت به دشمنان استعماری خود، ذهن خود را به قرآن سامی و انبوه فقه شیعه بنی هاشم و ایدئولوژی امامان معصوم و رساله آخوندی، واگذار نمودیم. ما از خودبیگانه شدیم و قدرت خلاقه مستقل خود را بمیزان زیادی مضمحل ساختیم. خودسانسوری و تنبلی فکری و همزیستی ارگانیک با ایدئولوژی شیعه، مانند سرطانی ما را از درون متلاشی کرد. هر زمان که نویسنده ایی مانند صادق هدایت و علی دشتی و عبدالحسین زرین کوب، در نقد و تحلیل دین اسلام حرفی گفتند و تحلیلی ارائه نمودند، با کارزار خصمانه و بدبینی و انگ «ناسیونالیسم»، مواجه شدند. آن زمان که هجوم اسلام و منافع بنی هاشم و خرافات شیعه، به رویداد «با برکت» تبدیل شد، ما هوش و هویت فکری مستقلانه و فرهنگی ویژه خویش را از دست دادیم، به دشمنان فرهنگی خود عادت کردیم و از خودبیگانه شدیم. ما طی حوادث تاریخی و زیر سلطه ایدئولوژی اسلامی و خفقان و آدمکشی مستبدان بالا و پائین، مسخ شدیم و بدی به خوبی تبدیل شد و زشت به مقدس ارتقا یافت. جامعه در خدمت اسلام قرار گرفت و شاه و شیخ و نواندیش دینی هریک بسهم خود، ما را در ایدئولوژی اسلامی به بند کشاندند.
بیرون آمدن از تاریکی
ما میخواهیم در دنیای امروز زندگی کنیم و خود را برای فردا آماده تر سازیم. ما میخواهیم با پارادایمهای عصر کنونی مشغول باشیم. حال آنکه نواندیش دینی و روزنامه نگاران شیفته آنان، ما را به عقب میراند و ما را مجبور میکند تا با موضعها و پرسشها و فضای دینی آنها خو کنیم و روان خود را انطباق دهیم. این تناقض تنها میان روند نوگرایی جامعه و نواندیشان دینی نیست. این تناقض را ما میتوانیم میان روند نوگرایی جامعه از یکسو و از سوی دیگر بخش مهمی از چپ گرایان و دمکراتها و جمهوری خواهان و سلطنتیها و ملی گرایان و روشنفکران دین خو و اسلاموفیل، نیز مشاهده کنیم. بسیاری از این نیروها بیشتر با نواندیشان و حافظان شریعت همساز میباشند. این همسویی عمیق و ساختاری است.ذهنیت دین خود تمامی نیروهای سیاسی و اجتماعی را دربرگرفته است. منافع سیاسی کوتاه مدت آنها، به محافظه کاری روشنفکری و روانپریشی تهییجی منجر شده است. آنها به ایدئولوژی دینی حاکم تمکین کرده و در برابر نقد رادیکال از دین و موهومات اللهی و امامیه قرار میگیرند. البته این نیروها خود را «رئالیست و واقع بین» معرفی کرده و هرگونه انتقاد از دین را ذهنیگری و آنارشیستی و چپ روانه ارزیابی میکنند.
پرسش اینجاست که «رئالیسم» یعنی چه؟ اگر ما رئالیسم را واکنشی در برابر احساسگرایی تلقی کنیم و آنرا تلاشی برای رویکرد به واقعیت دادهها ارزیابی کنیم، امر مفیدی است. بنابراین واقعیت ستمگری، خرافه گرایی، عقب ماندگی ذهنی جامعه، عادات و رسوم کهنه گرا و خردستیز، از جانب ما بمثابه یک واقعیت نفی نمیشود. هر چند رئالیسم بعنوان تنها ملاک حقیقت جویی کافی نیست، ولی بعنوان یک روش جستجو میتواند بکار گرفته شود. در ارتباط با درک دین خویان باید مطرح ساخت که اختلاف بر سر رد واقعیت نیست. تمام مطلب در اینستکه در برخورد به واقعیت چه باید کرد. نظر ما برآنست که واقعیت موجود، مقدس نیست و برعکس این واقعیت باید مورد بررسی علمی و نقد آشکار گیرد. در برابر واقعیت اسلام و تمام رفتارهای ناشی از آن، بر پایه ارزشهای نقد روشنفکری، باید مبارزه فکری توسعه یابد. ما هم میگوئیم به واقعیتها باید توجه کرد و این واقعیت ناهنجار خرافه و موهومات جامعه را باید مورد بررسی نقادانه قرار داد. کرنش در مقابل واقعیت خرافه و ایدئولوژی خشونت بار و تبعیضگرای قرآنی و شیعه، بمعنای فراموش کردن اصل روشنفکری است. یکی از ویژگیهای برجسته روشنفکری باید نقد علمی باشد و هیچ امر مقدسی وجود ندارد که مانع این نقد بشود. هر گونه قدرت دینی و سیاسی و اقتصادی، پیوسته باید مورد انتقاد باشد زیرا عدم انتقاد جز گندیدگی و سقوط معنای دیگری ندارد.
بدین ترتیب درمی یابیم که دین اسلام و شیعه گری نه تنها توسط دستگاه روحانیت و قدرت سیاسی حفاظت میشود بلکه تمام نیروی فکری و روانی و احساسی نواندیشان دینی در این عرصه بسیج شده است و نکته آخر اینکه تمامی این مجموعه ایدئولوژیکی و روانی و احساسی، توسط بخش وسیعی از نیروهای سیاسی و روشنفکری غیر دینی اسلاموفیل، مورد حمایت عاطفی و روانی و ایدئولوژیکی قرار میگیرد. ریشه مشترک تمامی این جبهه حکومتی و غیر حکومتی، دینی و غیر دینی، همان ایدئولوژی قدسی، همان ایدئولوژی توتالیتر است که نقد را نمیپذیرد.
نواندیشان دینی تفسیری دیگر از اسلام ارائه میدهند. ولی خواست ما بیرون رفتن از پارادایم اسلامی است، ما نمیخواهیم در درون مقولات اسلامی و قرآنی نفس بکشیم و نیروی فکری خود را در این چارچوب بکار گیریم. چهارده قرن در درون این فضا ساخته شدهایم. دینداران سرنوشت ما را پیوسته در همین فضا تفسیر و بازهم تفسیر میکنند. حال آنکه ما نیازمند یک گسست قطعی هستیم. آیت الله محمد رضا نکوم نام و حجت الااسلام مجتهدشبستری از ضرورت مدرن شدن اسلام میگویند و برآنند که حوزهها باید شکل علمی پیدا کنند. آقای سروش به نقد فقه تمایل دارد و محمد را پیامبر و قرآن را رویای محمد و عرفان را دورنمای سعادت ما میداند. سقف خواست و نیاز ما، سقف بینش نواندیشان دینی نباید باشد. جامعه ایران از بینش اسلامی باید خارج باشد و بدون رجوع به قرآن و اسلام، باید به فلسفه و دانش روی آورد. تا زمانیکه ذهنیت و سوبژکتیویته ما در این بینش دینی غوطه ور هستند و زندگی را در دین میبینند، از سکولاریسم فکری دور هستیم. نواندیشان خواهان انسان مدرن نیستند آنها «انسان تازه در امت» را میپسندند. انسان مدرن از دین، منشا هستی اجتماعی نمیسازد، بلکه هستی اجتماعی و بودن فکری را در تاریخ و در حرکت فکری خودمختار و توانایی هوش و خرد انسان میبیند. نواندیشان مخالف این روند هستی گرای خودمختار میباشند. آنها همیشه زندگی را به منشا دینی و فقهی نزول میدهند و شایستگی و والایی انسان را به سقوط میکشانند.
جلال ایجادی
جامعه شناس دانشگاه پاریس
Aug 01 2017
امتناع برخی شرکتهای سعودی از جابجایی ۲۶ هزار زائر ایرانی
ایسنا: اعزام اولین کاروان حجاج استان اردبیل و دومین کاروان جمهوری اسلامی ایران به سرزمین وحی
«برخی شرکتهای سعودی از قبول برنامه پرواز ۲۶ هزار زائر ایرانی امتناع کردهاند، برای همین ما مجبوریم خودمان جابجایی این زائران را انجام دهیم که برنامهریزی سنگینی نیاز دارد.»
به گزارش ایسنا، «علی عابدزاده»، رئیس سازمان هواپیمایی کشوری در مراسم بدرقه رسمی کاروان حج تمتع ۹۶ اظهار کرد: طبق توافق دو کشور قرار بود ۵۰ درصد پروازها توسط ایرانایر و ۵۰ درصد دیگر از سوی شرکتهای هواپیمایی سعودی انجام شود. ولی متأسفانه در آخرین لحظات متوجه امتناع برخی شرکتهای سعودی از برقراری پرواز ۲۶ هزار زائر ایرانی شدیم.
وی اضافه کرد: ما مجبوریم خودمان جابجایی این زائران را انجام دهیم که برنامهریزی سنگینی نیاز دارد، ولی اطمینان میدهم همه آنها به موقع جابجا خواهند شد.
«عابدزاده» ادامه داد: از فرودگاههای کشور میخواهم با توجه به شرایط ویژه امسال، همکاری لازم را برای به حداقل رساندن کمبودها داشته باشند، چرا که موسم حج با “هایسیزن” پروازها مواج شده است. علاوهبر این، امسال با مشکلات خاصی مواجهایم که سالهای گذشته کمتر بود. از جمله آن جابجایی سینوسی مسافران است که قبلاً به صورت یکنواخت انجام میشد.
رئیس سازمان هواپیمایی کشور اضافه کرد: امسال دولت عربستان تعداد بیشتری از زائران را پذیرفته، در حالی که مجموعه فرودگاهی آن تغییر ظرفیت نداده است و این شرایط ویژهای را به ما تحمیل کرده است، بنابراین اگر تأخیری قرار است در پروازها صورت گیرد، از حالا از مردم عذرخواهی میکنم، اما بدانند که ما حداکثر تلاشمان را به کار می بریم تا با امنیت پروازها انجام شود. ولی به هر حال آن طرف (عربستان) در کنترل ما نیست.
همچنین فتاحی، سرپرست شهر فرودگاهی امام خمینی (ره) نیز در سخنانی گفت: فرودگاه بینالمللی امام خمینی (ره) در روز ۲۰۰ پرواز انجام میدهد که قرار است بیش از ۲۶ هزار نفر دیگر به ظرفیت آن اضافه شود. با این حساب تقریباً یکسوم از ظرفیت زائران اعزامی به حج از طریق این فرودگاه جابجا خواهند شد.
او همچنین به شرایط ویژهای که در فرودگاه امام (ره) حاکم شده است اشاره کرد و افزود: برای روزهای پنجشنبه و جمعه ۱۰۳ هیات بلندپایه خارجی برای حضور در مراسم تحلیف ریاست جمهوری به ایران پرواز خواهند داشت که همزمانی آن با پروازهای حج، برنامهریزی ویژهای را میطلبد.
رحمتالله مهآبادی، مدیرعامل شرکت فرودگاهها و ناوبری ایران نیز گفت: در وقفه یکساله پیش آمده برای حج فرصتی حاصل شد تا با حمایت دولت و شخص وزیر راه و رئیس سازمان هواپیمایی، در حوزه فرودگاهی و ناوبری حج آمادهتر و مجهزتر نسبت به حج ۹۴ ظاهر شویم.
وی اضافه کرد: عملیات حج ۹۶ در شرایطی برگزار میشود که تحولات قابل توجهی در حوزه فرودگاهی و ناوبری با نوسازی و بهسازی باندها، بهسازی ترمینالها، نوسازی تجهیزات فرودگاهی اتفاق افتاده است.
به گفته او، تعداد زائران اعزامی به حج به نسبت سال ۹۴ حدود ۳۶ درصد و تعداد فرودگاهها از ۱۹ ایستگاه به ۲۰ ایستگاه افزایش یافته است.
مهآبادی همچنین گفت: عملیات انتقال ۸۶ هزار زائر ایرانی که از هشتم مردادماه آغاز شده، دو ماهِ کاری طول میکشد و در هفته اول مهرماه پایان مییابد. پرواز ۱۸ هزار زائر ایرانی از شهرهای تبریز، مشهد و اهواز توسط شرکتهای هوایی سعودی و ۶۸ هزار زائر دیگر از ۱۷ شهر ایران توسط هواپیمایی داخلی صورت میگیرد.
وی افزود: پرواز حامل ۲۶۹ زائر از تهران و استانهای همجوار، ۶:۲۲ صبح امروز (دوشنبه) به مقصد مدینه تهران را ترک کرد و دومین پرواز زائران با بدرقه رسمی مقامات کشور ساعت ۱۱:۵۵ دقیقه تهران را به قصد مدینه ترک خواهد کرد.
مدیرعامل شرکت فرودگاهها سپس به اجرای طرح مدیریت آسمان ایرانشهر اشاره کرد و گفت: این طرح با اصلاح مسیرهای یکطرفه و موازی کردن آنها، ضریب ایمنی و ظرفیت پروازها را افزایش و زمان پروازها را کاهش داده است.
مهآبادی اظهار کرد: پروازهای حج با پیشرفتهترین فلایت چکها کنترل شده است.
