اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'درگیری جناحی'

Apr 07 2018

علم‌الهدی: می‌خواهند فیلتر تلگرام را به گردن رهبری بیندازند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر

ایران وایر: استان‌وایر- احمد علم‌الهدی، نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی می‌گوید دولت حسن روحانی می‌خواهد مسئولیت فیلتر «تلگرام» را «به گردن رهبری» بیندازد.

علم‌الهدی در خطبه‌های این هفته نماز جمعه مشهد این مطلب را بیان کرده است.

وی بی‌آنکه نامی از دولت روحانی ببرد٬ خطاب به دولت‌مردان گفته «حالا خودتان می‌خواهید {تلگرام را} فیلتر کنید و به گردن رهبری بیاندازید.»

علم‌الهدی اضافه کرده «بی‌خود یک روزی گفتید دست ما روی دکمه فیلتر نخواهد رفت و حالا که می‌خواهید فیلتر کنید، به گردن رهبری نیندازید.»

حسن روحانی٬ رئیس جمهوری ایران پیش‌تر گفته بود دست دولت وی بر روی دکمه فیلتر نخواهد رفت.

روحانی این اظهار‌نظر را زمانی که از سوی قوه قضائیه برای فیلتر کردن پیام‌رسان «تلگرام» تحت فشار بود٬ بیان کرده است.

از قوه قضائیه به عنوان اصلی‌ترین جریان و نهاد حامی فیلتر «تلگرام» در ایران نام برده می‌شود.

مسئولان این قوه سال‌هاست که تلاش‌های گسترده‌ای برای فیلتر این پیام‌رسان آغاز کرده‌اند٬ اما تاکنون موفق به این کار نشده‌اند.

در هفته‌های اخیر نیز زمزمه‌های تازه‌ای مبنی بر تصمیم نظام برای فیلتر کردن تلگرام منتشر شده که مرجع اصلی و نهایی این تصمیم احتمالی هنوز معرفی نشده است.

No responses yet

Apr 06 2018

نامهِ جمعی از مسئولان تشکل‌های انقلابی و فعالان دانشگاهی و حوزوی به مقام معظم رهبری و ابراز نگرانی از وضع موجود و ضرورتِ آغازِ اصلاحات اساسی در کشور + اسامی امضاء کنندگان نامه

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,درگیری جناحی,سیاسی

دولت بهار: نامهِ جمعی از مسئولان تشکل‌های انقلابی و فعالان دانشگاهی و حوزوی به مقام معظم رهبری و ابراز نگرانی از وضع موجود و ضرورتِ آغازِ اصلاحات اساسی در کشور + اسامی امضاء کنندگان نامهدولت بهار: جمعی از مسئولین تشکل‌های انقلابی و فعالین دانشگاهی و حوزوی کشور طی نامه ای به مقام معظم رهبری در زمینه‌ی وضعیتِ کلانِ امروزِ جمهوری اسلامی خواهان آغازِ اصلاحات اساسی در کشور شدند.

به گزارش دولت بهار، متن کامل این نامه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

محضر مقام معظم رهبری، آیت الله خامنه‌ای

ضمن عرض سلام و تبریک سال نو و آرزوی توفیق در سال پیشِ رو

با آغاز سال 1397، در حالی وارد چهلمین سال انقلاب اسلامی مردم ایران شده‌ایم که ملت ایران با همان اراده و استواریِ سال 1357 و البته باتجربه‌تر و با سطحِ آگاهیِ بالاتر و مطالباتی رشدیافته، در مسیرِ تحققِ آرمان‌های انقلابِ خود گام برمی‌دارد. از طرفی حفظِ دستاوردهای انقلاب و مجاهدت‌ها و فداکاری‌های فراوانِ نسل‌های قبل در حوزه‌های مختلف را وظیفه‌ای مهم بر دوش خود احساس می‌کند، و از طرف دیگر از وضع فعلی کشور رضایت ندارد و آن‌را قابلِ دفاع نمی‌داند.

دوازدهم فروردین امسال در شرایطی خاطراتِ پیروزیِ ملت، و شوق‌ها و امیدهای فراوانِ ناشی از حرکت در جهت آرمان‌هامان را مرور کردیم و وارد چهل سالگیِ جمهوری اسلامی ایران شدیم که نگرانی عمومی نسبت به آینده‌ی کشور، گسست بین مردم و حاکمیت، و تردید نسبت به امکان تحقق آرمان‌های انقلاب در ساختار سیاسی فعلی و سازوکارهای موجود، به بالاترین سطح خود در چهار دهه‌ی گذشته رسیده است. بشارت انقلاب ما برای ملت‌های جهان برپایی حکومتی بود با بنیان‌هایی در قلب توده‌های مردم، اما متأسفانه روند تحولات کلان کشور خصوصاً در چند سال اخیر به گونه‌ای رقم خورده است که روز به روز این بنیان‌ها و علقه‌های قلبی سست‌تر و سطحی‌تر گردیده، و بیم آن می‌رود که در صورت تداوم روال فعلی، نظام جمهوری اسلامی که با خون پاک صدها هزار شهید بنا گردیده و قرار بود الگویی برای ملت‌ها باشد، به تجربه‌ای ناموفق برای آیندگان تبدیل گردد.

نویسندگان این نامه که از مسئولین تشکل‌های انقلابی و فعالین دانشگاهی و حوزویِ دغدغه‌مند آرمان‌های انقلاب اسلامی بوده و در سالیان اخیر به پیگیری وظایف و مسئولیت‌های ناشی از ارادت خود به این راه مبارک پرداخته‌اند، تاکنون علیرغم نوشتن ده‌ها نامه و بیانیه در جهت حل مشکلات و معضلات مختلف کشور، هیچ‌گاه اقدام به نوشتن نامه به حضرتعالی نکرده بودند. اما در شرایط فعلی که کلیتِ نظام روز به روز به پیکری بی‌جان و از درون شکننده شبیه‌تر شده، و با توجه به این‌که کشور نیازمند آغاز اصلاحات اساسی و بنیادینی است که مطابق قانون اساسی بر عهده‌ی رهبری بوده و مقام مسئول دیگری امکان و اختیار آن را ندارد، ما نگارش نامه به دیگر مسئولین کشور و درخواست از کسی غیر از حضرتعالی را کاری بی‌فایده و ناشی از بی‌توجهی به عمقِ بحرانِ موجود و صرفاً سرگرمی‌ای برای ارضای حسِ نگرانیِ خود دانستیم.

وضع امروز کشور و فاصله‌ی بسیار آن با آن‌چه «قرار بود باشد»، همچنین با آن‌چه که در صورت وجود رویکردهای کلان صحیح و استفاده از ظرفیت‌های عظیم موجود در کشور و ملت ایران قطعاً امروز «می‌توانست باشد»، امری پوشیده نیست. توجه جدی به ناشایست و ناگوار بودن این وضع و بیان صادقانه‌ی آن، گامی ضروری و آرامش‎بخش در جهت ایجاد امید در جامعه برای اصلاح امور و امکانِ ساختنِ آینده‎ای بهتر است. بر خلاف آن‌چه تبلیغ می‌شود، بیان مطالبی که مردم در زندگی خود آن را حس می‌کنند، القاء ناامیدی نیست. بلکه به عکس، ندیدن این وضعِ ناگوار، یا تقلیل دادن آن به وجودِ مشکلات سطحی و معضلات جزئی، یا القاء مستقیم یا غیرمستقیم این تصور که وضع امروز ملت ایران چندان بهتر از این نمی‌توانست و نمی‌تواند باشد، آن چیزی است که امیدِ مردم برای بهبودِ اوضاع و داشتنِ زندگی‌ای شایسته‌ ذیل جمهوری اسلامی را از بین می‌برد. امیدِ اجتماعی مهم‌ترین عامل حیات و پیشرفت یک کشور است، و قطعاً هر فرد دانا و دلسوز کشور، روشن کردن شعله‌های امید در دل آحاد ملت را از مهم‌ترین وظایف خود می‌داند، اما نباید ایجاد و تقویت حقیقیِ امیدِ اجتماعی را با امیدآفرینی‌های زبانیِ بی‌تناسب با مشاهداتِ ملت و درکِ عمومیِ جامعه اشتباه گرفت. از سوی دیگر باید توجه داشت که این رویکردِ غلط به امیدآفرینی در گفتمانِ رسمیِ کشور، و جدی تلقی نکردن و سرپوش گذاشتن بر مشکلات اساسی و روندهای غلطِ حاکمیتیِ موجود، موجب بی‌تحرکی، باز نشدنِ راهِ اصلاح، و عامل اصلیِ انسداد و رکودی است که بر کشور ما حاکم شده است.

عدالت، آزادی، مردم‌سالاری و حتی بعضاً استقلال، امروز در کشور ما در وضع ناشایستی به سر می‌برند؛ البته این به آن معنا نیست که هیچ پیشرفت و حرکت مثبتی در این زمینه‌ها در چهل سال گذشته صورت نگرفته است و در برخی مقاطع تاریخ انقلاب روند رو به رشد و فعالیت‌هایی مهم و امیدبخش در این زمینه‌ها نداشته‌ایم؛ بلکه موضوع، وضعیتِ مطلقاً غیرِ قابلِ قبول فعلی‌مان در این شاخص‌های اساسی، و عدمِ تناسبِ چشمگیرِ آن با وضعیتِ قابلِ تحقق و متناسب با ظرفیت‌های عظیم کشور و ملت ایران است؛ و البته آن‌چه موجب نگرانی بیشتر شده، سیر نزولی تحولاتِ کلانِ کشور و روند شتابانِ دور شدنِ هر چه بیشتر از این آرمان‌های اساسی انقلاب اسلامی در چند سال اخیر است.

امروز، یعنی چهار دهه بعد از پیروزی انقلاب، وقتی جهت‌گیریِ کلانِ نظام جمهوری اسلامی و وضعیت کلی و کارکردِ واقعیِ نهادهای حاکمیتی کشور را مورد بررسی قرار می‌دهیم، آن‌چه مشاهده می‌شود صرفاً اشکالاتِ کارکردیِ کوچک یا حتی بزرگ نیست؛ بلکه امروز تقریباً کلیه‌ی نهادهای حاکمیتی، نه تنها راستای کلیِ حرکت‌‌شان در جهت تحقق آرمان‌ها و مأموریت‌های اصیل‌شان نیست، بلکه حتی به ضد فلسفه‌ی وجودی خود تبدیل شده‌اند.

– دولت‌مان که قرار بود تبلورِ اراده‌ی ملی و حاکمیت مردم بر مقدرات‌شان باشد، با شکل‌گیری و گسترشِ ساختارهای غیررسمی و غیرانتخابیِ موازی و کاهش مداومِ سهمِ دولت در تصمیم‌گیری‌های کلان و اداره‌ی کشور از طرفی، و مهندسی انتخابات‌ها از طرف دیگر، به وضعی رسیده است که امروز دیگر نمی‌توان آن را مظهر اراده‌ی عمومی ملتِ ایران و مجرای جاری شدن خواست ایشان در اداره‌ی کشور دانست؛ و طبیعتاً رئیس‌جمهوری که برنده‌ی انتخاباتی باشد که از دیدگاهِ مردم انتخابِ بین بد و بدتر است، حتی برای رأی‌دهندگانش نیز نمی‌تواند هیچ امیدی برای بهبود اوضاع را نمایندگی کند، و مردم چنین دولتی را نه از خود بلکه مقابلِ خود حس می‌کنند.

– مجلس‌مان که می‌خواستیم خانه‌ی ملت و عصاره‌ی فضائل‌شان باشد، اکنون در وضعیتی است که امیدی نمی‌رود که قانون و طرحی قوی، ملی و به نفع مردم از آن بیرون بیاید؛ مجلسی که سازوکارهای انتخابات آن به گونه‌ای رقم خورده است که به جای شخصیت‌های دلسوز و کاردان و مردمی و دغدغه‌مند، عمدتاً افرادِ سطحِ پایین و ناکارا و بی‌دغدغه که نماینده‌ی هیچ آرمان و اصلاحی نیستند، با هزینه‌های میلیاردی راهی بهارستان شده، و از فرصتِ لابی‌گری و بده‌بستان با مسئولین دولتی و حکومتی منتفع گردند.

– قوه‌ی قضائیه‌مان که آن را پناه مردم در مقابلِ متجاوزین به حقوق‌شان دانسته بودیم، خود به کانونِ تحمیلِ ظلم و اجحاف به مردم تبدیل شده است و امروز مردم برای شکایت و فرار از آن پناهگاهی نمی‌یابند؛ دادگاهِ ملی‌ای که جای شاکی و متهم در آن از اساس عوض شده و به جای آن‌که مبارزه‌ی جدی با کانون‌های فاسدِ قدرت و ثروت در دستورِ کارش باشد، مشغول برخورد و فشارهای همه‌جانبه بر عدالت‌خواهان و فسادستیزان و تهدیدکنندگانِ منافعِ آن کانون‌های فاسد شده است؛ دستگاه قضائی‌ای که قرار بود خواست ملی ایرانیان برای تاسیسِ عدالتخانه را محقق کند، اما امروز از طرفی در سطح پرونده‌های کلان، سوءاستفاده‌ی گسترده‌ی سیاسی و اقتصادی از قدرتِ قضائی را در آن شاهد هستیم، تا جایی که می‌توان گفت این نهاد ملی به بازوی قضائیِ یک حزب سیاسی تبدیل شده که در پوششِ پرونده‌های قضایی اقدام به حذفِ رقیبانِ سیاسی یا امتیازگیری از آن‌ها می‌نماید؛ و از طرف دیگر و در سطح پرونده‌های عمومی، ناکارامدی عظیم و گسترشِ اعمالِ نفوذهای غیرعادلانه و فسادِ روزافزون در این نهاد، چه بسیار زندگی‌هایی را که نابود و چه بسیار دل‌هایی را که از جمهوری اسلامی و زندگی و فعالیت در این کشور ناامید کرده است.

– شورای نگهبان‌مان که قرار بود نگهبانِ استوارِ آرمان‌ها و منافع ملی‌مان و مانعِ دست به دست شدنِ صوریِ مناصب بین حلقه‌های بسته‌ی اشرافِ راست و چپ، و تسلط باندهای قدرت و ثروت و قوانین مد نظرشان بر مقدرات ملت باشد، اکنون -خواسته یا ناخواسته- خود به مانعی برای انتخاب افرادِ شایسته‌ی مستقلِ موردِ نظرِ مردم تبدیل شده، و مولدِ چرخه‌های حاکمیتیِ بسته و یارِ کمکی و نگهبانِ قدرتِ اشخاص و احزاب خاص گردیده است.

– خبرگان و ائمه‌ی جمعه‌ای که هدایت‌گری جامعه و مهم‌ترین امور کشورمان بر عهده‌ی آن‌ها گذارده شده بود، اما امروز مواضع خود آن‌ها توسط دیگران هدایت می‌شود، و متأسفانه تلقی عمومی این است که امروز در مسائل منطقه‌ای و ملی تحکیمِ برخی ناراستی‌ها با پوشش مذهب به واسطه‌ی برخی از ایشان صورت می‌گیرد؛ افرادی که به صفاتِ خبرگیِ ملت و امامتِ امت متصف شده‌اند، اما شرایط جسمی و فکری‌شان به گونه‌ای است که دیگر نه تنها انتظار هیچ حرف تازه و مهمی از آنها نمی‌رود، بلکه جامعه –حتی جامعه‌ی اصطلاحاً حزب‌اللهی- درک‌ ایشان از مسائل را پایین‌تر از سطحِ درکِ عمومیِ جامعه حس می‌کند، و هر هفته مواضع خام و عجیب برخی‌شان نقلِ محافل می‌گردد.

– نهادهای بزرگ اقتصادی حکومتی که با هدفِ تسهیل در جریان یافتنِ منابعِ ملی در جهت نفع عمومی و تقویتِ مستضعفینِ جامعه تأسیس شده بودند، اما متأسقانه گام به گام از مأموریتِ اولیه‌ی خود دور گشته، و امروز به بنگاه‌هایی تبدیل شده‌اند که نفوذِ خود در قدرت را برگ برنده‌ی کسب و کار اقتصادی و به حاشیه بردن مردم در اقتصاد قرار داده‌اند؛ نهادهای ثروتمندِ متعددی که مدیریتِ اموالِ ملت در دست آن‌هاست، اما در تیررسِ انتخاب و حتی حسابرسی و پاسخگویی به ملت نیستند، و علیرغم داشتن سهمِ تعیین‌کننده در اقتصاد کشور، همواره از برعهده گرفتن مسئولیت وضع اقتصادی کشور نیز مبرا هستند.

– دستگاه‌های امنیتی‌ای که به مرور بر تعداد و میزان حضور و نقش‌شان در مدیریت حوزه‌های مختلف افزوده شده، به گونه‌ای که امروز با نگاه به اموری که بدان مشغولند، گویی بیشتر از آن‌که وظیفه‌ی اصلی‌شان تأمین امنیت کشور تلقی شود، وظیفه‌شان صیانت از امنیت و ثبات و قدرتِ برخی حاکمان و جناح‌های قدرت دیده می‌شود. علی الخصوص سازمان اطلاعات سپاه که در چند سال گذشته، بودجه و امکانات بسیار عظیم و گستره‌ی نفوذ بی‌حساب در کشور پیدا کرده و در حوزه‌های مختلفِ سیاسی، فکری، فرهنگی، رسانه‌ای، اقتصادی، قضائی به عامل اختلال در امور و محدودیت و فشار به فعالان آن حوزه‌ها تبدیل شده است.

– صداوسیما و رسانه‌های پرتعداد و پرهزینه‌ی دیگری که در سال‌های اخیر با بودجه‌ی حکومتی به وجود آمده‌اند، اما نه در جهتِ دانشگاهِ ملی بودن قدم برمی‌دارند و نه صدای دغدغه‌ها و مطالبات جامعه را منعکس می‌کنند؛ نه برنامه‌های جدی و پیرامون موضوعات مهم کشور دارند، و نه همدلی و همراهی مردمی‌ای می‌انگیزند که عامل وحدت ملی گردد؛ گویی از طرفی صرفاً ابزارِ عملیاتِ روانی و مهندسیِ افکارِ عمومی برای برخی گروه‌های سیاسی اند، و از طرف دیگر ابزار تخدیرِ مردم و پوشاندنِ حقائق و مطالبات و مسائلِ جدیِ جامعه.

– دستگاه سیاست خارجی‌مان که از تأمینِ حقیقیِ منافعِ کوتاه‌مدت و بلندمدتِ ملی و الهام‌بخشی و اعتلای ملت‌ها و فتح قلوب آن‌ها، به سرگردانی میان ذلت‌پذیریِ برجامی و سلطه‌جوییِ منطقه‌ای رسیده است، و با این دو راهبرد غلط، مفهوم جمهوری اسلامی ایران را از ایده‌ای نجات‌بخش در جهان، به بازیگری معمولی، و حتی در مواردی -مانند برجام- به پایین‌تر از معمولی تبدیل کرده است؛ از طرفی محبوبیت جمهوری اسلامی و ملت ایران در میان بخش‌های زیادی از مردم منطقه و جهان -یعنی سرمایه‌ی ارزشمندی که از ابتدای انقلاب جمع شده بود- را به سرعت از بین می‌بَرَد، و از طرف دیگر با اقداماتی که منجر به بیشتر شدنِ سیطره و نفوذ بیگانگان در امور کشور در سال‌های اخیر شده، حتی استقلال کشور را نیز خدشه‌دار کرده است.

– بسیج عزیزمان که قرار بود محل مشارکتِ فعال و واقعیِ مردم در انقلاب بوده، و با ساختاری پایین به بالا، ضامن و ناظرِ مردمی و آرمانی ماندن حکومت‌مان و موتورِ محرکِ فداکار آن باشد، اما امروز نقشی ابزاری پیدا کرده و تقریباً به بخشِ پایین‌دستِ حزبی سیاسی و کم‌نسبت با مردم تبدیل شده است. تفوقِ ساختارها و نگاه‌های نظامی و بالا به پایین و رویکردهای اساساً غلط، از بسیج، مجموعه‌ای بی‌نشاط، کم‌عمق، ضعیف، و بدون ابتکارِ عمل ساخته که حتی امکانِ هرگونه حرکتِ جدی و مستقلِ مردمی را به بخش‌های زنده‌ی بدنه‌ی خود نیز نمی‌دهد. در واقع در شرایطی که متأسفانه از شکل‌گیری سندیکاها و هرگونه سازمانِ مردم‌نهادِ واقعی و موثر در کشور جلوگیری می‌گردد، بسیج نیز استحاله شده و بدین ترتیب امکانِ نقش‌آفرینیِ مردمی در امور کشور سلب گردیده است.

– و حوزه و دانشگاه‌مان که نشاط علمی و بالندگی و راه‌گشاییِ آن‌ها امری اساسی و ضروری برای ساختِ آینده‌ای بهتر برای کشور است، اما اکنون به مراکزِ خموده‌ی پرورشِ تکنسین تبدیل شده‌اند؛ مراکزی که تقریباً شاهد هیچ نشاط و تحرکِ جدیِ فکری‌ و راه‌گشایی در آن‌ها نیستیم و چشمه‌های جوشان فکر و تحول را نه تنها برنمی‌انگیزند که خاموش می‌کنند؛ نهادهای علمی‌ای که وضع‌شان متناسب است با فضای سیاسی کلانی که در آن سوالاتِ جدیِ جامعه و بحران‌های موجود به رسمیت شناخته نمی‌شوند، و تفوقِ گفتمان ولایتمداری در این فضا موجب شده تا افکارِ اساساً مستقل با انگ‌های مختلف طرد گردند؛ فضایی که نتیجه‌ی آن، عرصه‌ی عمومیِ شخصیت‌کُشی شده که امروز بعد از چهل سال –و برخلافِ اولِ انقلاب- از شخصیت‌های گفتمان‌سازی که توانایی گفتگو و اقناع مردم در جهت اهداف جمهوری اسلامی را داشته باشند خالی است.

وضعیت نهادهای مذکور که حاکمیت‌مان را می‌توان متشکل از آن‌ها و نهاد رهبری دانست، نه تنها وضعی به شدت نگران‌کننده و نامتناسب با چهل سالگی انقلاب‌مان است، بلکه مقایسه‌شان با وضعیت و رویکردها و راستای کلی حرکت‌شان در اوایل انقلاب نیز از عقب‌گردی جدی حکایت می‌کند. البته در کلیه‌ی این نهادها افراد پاک و خدوم و ارزشمندی وجود دارند که با تعهد دینی و ملی به انجام وظائف محوله‌شان می‌پردازند، اما جهت‌گیری‌های کلی کشور، رویکردهای کلانِ غیرمردمی و بعضاً ضدمردمی، تن ندادن به فرایندهای صحیح و مردمیِ انتخاب و ارتقا، روال‌ها و فرهنگ‌های حاکمیتیِ غلط، و اختصاص یافتنِ مناصبِ مهم و کلیدی به افراد ناشایست، موجب شده است که اراده‌ی آن افراد خدوم –که البته روز به روز هم بیشتر به حاشیه رانده می‌شوند- تعیین‌کننده‌ی خروجیِ نهاییِ نهادها نباشد و حرکت کلیِ نهادهای حاکمیتی در مجموع در جهتی خلافِ جهتِ فلسفه‌ی وجودی تشکیل‌شان قرار گیرد.

نقطه‌ی کانونیِ پیدایشِ این وضعِ ناراحت‌کننده و فاصله‌ی روزافزون آن از آرمان‌ها را باید در تغییر نگاه به «مردم» و «حکومتِ»«دینی» و نسبت میان آن‌ها جُست؛ سه عنصرِ اساسی‌ای که امروز وضعیتِ وارونه‌ای یافته‌اند.

– «مردم»ی که انقلاب ما قرار بود آن‌ها را در جایگاهِ ولی‌نعمتیِ حاکمان بنشاند و با شکوفایی استعدادهاشان مسیر تعالی کشور و مردم را هموار کند، اما امروز توسط حاکمان به عنوانِ طرفِ مقابل و یک تهدید تلقی شده و تلاش می‌گردد با رسانه‌های انبوه و عملیات‌های روانی، اذهان ایشان مهندسی شود، و با شیوه‌های مختلفِ نرم و سخت، کنترل و محدود شده یا اراده‌شان سرکوب و تحقیر گردیده و از صحنه‌ی اثرگذاری حذف شوند.

– «حکومت» و مناصبی که قرار بود ابزاری برای خدمت‌گزاری به خلق باشند، و امروز تقریباً به طور فراگیری دکانی برای خدمت‌گزاری به منافع حاکمان شده‌اند.

– و پسوند «دینی» و «اسلامی» ای که قرار بود ضامنِ حرکتِ حکومت در مسیر خیر و صلاح عمومی باشد، و امروز خود به عاملِ اصلیِ تبعیض و برتری، و نقدناپذیری و ایجاد حاشیه‌ی امن برای مسئولین تبدیل شده است.

در این شرایط، نمی‌توان صِرفِ برگزاری انتخابات در کشور را نشان‌گرِ تحققِ مردم‌سالاری و مردمی بودن حکومت دانست. چه بسا کشورهایی که در آن‌ها برای اداره‌ی بخشی یا حتی همه‌ی حاکمیت، به طور مداوم انتخابات -به معنای نامزد شدن تعدادی از افراد و فرایند ریختن رأی به صندوق‌ها- صورت می‌گیرد، اما کسی آن‌ها را مردم‌سالار نمی‌داند. شرکت تعداد زیادی از مردم در یک انتخابات نیز وقتی در یک دوگانه‌ی اجباری و به شکلِ سلبی و تنها از ترس رأی آوردنِ رقیب و بدتر شدن وضع باشد، نمی‌تواند حکایت‌گرِ مردمی بودن و رضایت عمومی از حکومت باشد. تنها در صورتی که سازوکارهای کلانِ اداره‌ی یک کشور به گونه‌ای باشد که اراده‌ی واقعی مردم در آن کشور حاکم گردد و حاکمان در موقعیت خدمت‌گزار و مجریِ خواستِ مردم و از مردم و در میان مردم باشند و گوشِ شنوایِ دغدغه‌هاشان و دردمندِ حل مشکلات‌شان، مردم‌سالاری را می‌توان محقق دانست و امید داشت که عدالت و آزادی و استقلالِ واقعی -که همگی محتاجِ اعتمادِ عمومی و پشتوانه‌ی مردمی اند- نیز محقق گردند.

حضرتعالی حتماً کامل‌تر و جامع‌تر از ما مستحضرید که اعتراضاتِ مختلفِ مردمی‌ای که از ابتدا تا انتهای سال 96 در شهرهای مختلف و توسط اقشارِ گوناگونِ مردم جریان داشت و همدلیِ عمومِ مردمی که در این اعتراضات حضور نداشتند را نیز برانگیخته بود، اعتراضاتی متفاوت از گذشته بودند، و نحوه‌ی شکل‌گیری، ترکیب جمعیتی و شعارهاشان به کلی رنگ و بوی دیگری داشته و از ناامیدیِ گسترده‌ای خبر می‌دادند. تقلیل دادن این ناامیدی به مشکلات معیشتی، یا رفع و رجوع کردن‌شان از طریق محدود کردن شبکه‌های اجتماعی در فضای مجازی، یا تقویت فضای پلیسی، یا از طریق واریز کردن مقدار ناچیزی پول به حساب اقشاری از مردم، نه تنها راه حل نبوده، بلکه عمدتاً اثر عکس خواهد داشت.

این ناامیدی و احساسِ مردم -خصوصاً نسل جوان- مبنی بر نداشتنِ آینده‌ای بِسامان و افقِ روشنِ پیشِ‌رو، که اعتراضات مردمی سال 96 صورتی از آن را به نمایش گذاشت، زنگ خطرِ هولناکِ فروپاشی اجتماعی ایران را به صدا در آورده است. این ناامیدیِ عمیق و احساسِ تبعیضِ شدید و دلزدگی از زندگی در این کشور و ذیل سازوکارهای حاکمیتی موجود، گاهی در افزایش آمارِ خودکشی و فحشا و دزدی، یا پناه بردن به اعتیاد و مهاجرت به خارج از کشور خود را نشان می‌دهد، گاهی در کناره‌گیری و بی‌تفاوتی نسبت به عرصه‌ی سیاسی و سرنوشت کشور، گاهی در متمرکز شدن تلاش‌ها و توسل به انواع دوز و کلک برای وصل شدن به گوشه‌ای از سفره‌ی حاکمان و باندهای قدرت و ثروت، و گاهی در روی آوردن به بیگانه و دوری گزیدن کلی از همه‌ی ارزش‌های موردِ ادعای حاکمیت؛ ارزش‌هایی که طبعاً هیچ ایرانی‌ای نمی‌تواند در موقعیت عادی خود را مقابل همه‌ی آن‌ها قرار دهد. پیوستگی این مسائل و مشکلات با هم، و ریشه‌ی آن‌ها را باید بادقت مورد شناخت قرار داد و تلاش‌ها را متوجه درمان آن نمود. معنای برخی اعتراضات و دغدغه‌ای که در پسِ ظاهرِ آن‌ها نهفته است را باید همراهانه دید و شنید. حتی در موضوعی مانند اعتراضات سال گذشته به قانون الزامی بودن حجاب در معابر عمومی، باید آزردگیِ شدید جامعه از ظاهرگرایی و تبدیل شدن موضوعِ حجاب و پوشش زنان به عامل پوشاندنِ تهی شدنِ روزافزونِ حکومت از آرمان‌های اصیلِ دینی و ملی را ملاحظه نمود.

تبعاتِ عدم وجود تصویری روشن از آینده و تهی شدن جمهوری اسلامی از معنا و فضای آرمانی‌ای که ارزش هزینه دادن داشته باشد را در فرهنگ سیاسی حاکم بر مسئولین کشور نیز می‌توان به وضوح مشاهده و پی‌گیری نمود. فرهنگ اشرافیِ حاکم و قطع شدنِ تقریباً کاملِ ارتباطِ مسئولین با مردم، قضایایی مانند حقوق‌های نجومی و املاک نجومی که تنها گوشه‌ای کوچک از وضعیت و دغدغه‌های اصلی حاکمان را به نمایش گذاردند، و رشد کردن افراد کوچک، ملون، بی‌آرمان، بله‌قربان‌گو و فرصت‌طلب در ساختار سیاسی کشور، جملگی خبر از این می‌دهند که برخلاف شعارهای موجود، جمله‌ی پرطنینِ «خبری نیست!» در میان عمده‌ی مسئولین رده‌بالای کشور، گزاره‌ای قطعی و جا افتاده است.

همچنین در فضای به اصطلاح حزب‌اللهی –که مورد توجه ویژه‌ی حضرتعالی است- نیز اثرات این ناامیدی به جد قابل مشاهده است؛ به طوری که امروز در این فضا، نه هیچ تحرک بانشاط و جدی‌ای را شاهد هستیم، و نه چهره‌ها و شخصیت‌های قابل توجه و جریان‌ساز را. با هدایتِ حاکمیت و متناسب با وضعِ پدیدآمده، جوانان حزب‌اللهی از وضعیتِ مسئولیت‌پذیری نسبت به جامعه و فکر کردنِ عمیق به کلیتِ مسیر انقلاب -که لازمه‌ی هر حرکتِ روبه‌جلویی است- دور، و به پیچ و مهره‌هایی که وظیفه‌ی حفظ بقای فیزیکی نظام و ارتقای معنوی خود را دارند تبدیل شده‌اند، و خلأ حیاتِ آرمانیِ موجود نیز با پناه بردن به مناسکی جبران می‌شود که از حالت ناب و مسئولیت‌زا خارج شده‌اند، و نقش ارضا و تخدیرِ فردِ دورمانده از وضعیتِ واقعی جامعه را پیدا کرده‌اند. علت اصلیِ دچار شدن اقشارِ فداکارِ دوست‌دارِ انقلاب به این وضع را باید ضعف جمهوری اسلامی در امیدآفرینیِ حقیقی و جاری نبودنِ گفتارِ سیاسیِ زنده و امیدبخش و متناسب با واقعیت‌های جامعه در سطح کشور دانست.

این مشکلات و معضلات، هرچند جدی و درهم‌تنیده‌اند و وضعِ بغرنجی پیدا کرده‌اند، اما مسئله‌ی اصلی، نفسِ وجود آنها نیست؛ بلکه مسئله‌ی اصلی این است که در این وضعیت، مدیریت کلان و روندِ کلیِ اداره‌ی کشور در کدام جهت قرار گرفته است؟ آیا در جهت اراده‌ای جدی برای بر هم زدنِ این وضع و مقابله‌ی ریشه‌ای با این مشکلات است؟ یا در جهت کور کردن نقاطِ امیدِ اصلیِ اصلاحِ وضعیت؟

البته سخت بودنِ کشورداری و فائق آمدن بر معضلاتِ عدیده‌ی پیشِ رویِ آن، برای هر فردِ منصفی که حتی تجربه‌ی اداره‌ی مجموعه‌ای کوچک را داشته باشد، امری غیرقابل تردید است؛ اما مشاهده‌ی این‌که در شرایط نامطلوب و وارونه‌ی فعلی، اقدامات بخش‌های مختلفِ حاکمیت در جهتی دقیقاً خلافِ جهتِ حلِ مشکلات سازماندهی شده است، یعنی در جهتِ حذف راه حل‌ها و آخرین نقاط مورد اعتماد مردم و دارای انگیزه و برنامه و توانِ بسیج عمومی برای آغازِ اصلاحاتِ سراسری، نگرانی برای آینده‌ی کشور را وارد مرحله و مرتبه‌ی جدیدی کرده است.

در مهم‌ترین موضوع در این زمینه، در شرایطی که دکتر احمدی‌نژاد منادیِ اصلیِ مطالبات مردم در میان نخبگانِ سیاسیِ مطرحِ کشور بود، و شعله‌های امید برای امکان اصلاحاتِ اساسی درونِ ساختار جمهوری اسلامی را برای مردم زنده نگه داشته بود، و در سال 96 راه سومی را میانِ تن دادن به نظمِ باطلِ موجود یا بر هم زدنِ اساسِ نظم برآمده از انقلاب 57 و پشت کردن به کلیتِ مسیرِ انقلاب اسلامی گشوده بود، حذف وی از صحنه‌ی سیاسی کشور به هر طریق ممکن در دستور کار قرار گرفت. اگر در بادی امر، احتمالی مبنی بر حقوقی و قضائی بودنِ برخوردها با نزدیکان ایشان داده می‌شد، مشاهده‌ی روند رسیدگیِ قضائی و بازداشت‌های غیرانسانی، مواضعِ سیاسی و سستِ مسئولین قضائی، اصرار عجیب بر علنی نشدن دادگاه متهمین بر خلاف درخواست خودشان، انتشار احکام سنگین برای اتهاماتی که معلوم شد چیزی جز اجرای مصوبات دولت و روال‌های اجرایی معمول نبود -در شرایطی که انتظار می‌رفت که بعد از 6 سال جوسازیِ سنگین از کوهی از فسادهای مختلف رونمایی گردد!-، گسترش دامنه‌ی بازداشت‌های بی‌دلیل به جوانانِ حامی و تهدید و ارعاب طرفداران ایشان، و… تردیدی باقی نگذاشته است که این اقداماتِ در پوششِ قضائی، تلاشِ همه‌جانبه برای تحت فشار گذاشتن و نهایتاً حذف شخصیت مستقل و مردمی‌ای است که گویا از نگاه هر دو جناحِ موجود در حاکمیت، مانع اصلیِ تحقق سناریوهای آن‌ها برای آینده‌ی ایران تلقی می‌شود. از این رو، مسئله‌ی حذفِ آقای احمدی نژاد و خط فکری-مدیریتی ایشان از صحنه‌ی سیاسی کشور، نه صرفاً به عنوان یک ظلم بزرگ، بلکه به عنوان تصمیمی مهم بر بستن آخرین روزنه‌های امید برای اتخاذ راه اصلاحات اساسی و برگرداندن حکومت به مردم فهم خواهد شد؛ و حذفِ نماینده‌ی در صحنه‌ی این مسیر و صدای شاخصِ فریادزننده و پیگیر آرمان‌های مردم ایران، پیامی مهیب برای جامعه و نارضایتی‌های شدید و به‌حقِ موجود و راه‌های ممکنِ به نتیجه رساندنِ آن خواهد داشت. طبیعتاً موضوع به هیچ وجه بحث علاقه‌ای شخصی یا صِرفِ طرفداری سیاسی از یک شخص نیست، بلکه موضوعِ مهمی که تلاش برای حذف جریانِ ایشان را به یک موضوعِ ملی و سرنوشت‌ساز در آینده‌ی نزدیک کشورمان تبدیل می‌کند، موقعیت ایشان در صحنه‌ی کلان سیاست امروز ایران و معنای مهم حذفِ به هر طریقِ ممکنِ نماینده‌ی این مطالبات مردمی است.

به نظر می‌رسد سال 1397 سالی مهم و سرنوشت‌ساز برای انقلاب چهل ساله‌ی ماست؛ چراکه کشور مسیری را پیموده و امروز در شرایطی قرار دارد که دو راه بیشتر برای آن باقی نمانده است؛ دو راهی که پس از چهل سال به مرحله‌ی بلوغ و تقابل نهایی خود رسیده‌اند و امروز مردم و همه‌ی نیروهای سیاسی موجود، شاهد جدالی تعیین‌کننده برای قرار گرفتنِ قطعیِ کشور در یکی از این دو ریل هستند، و البته تصمیم‌گیر نهایی در این دوراهی سرنوشت ساز به طور قطع حضرتعالی هستید.

راه اول این است که در سال 97 به این وضعیتِ وارونه رسمیت داده شده و همین امکانِ اندک مردم در حاکمیت بر سرنوشت خویش نیز از آن‌ها گرفته شود و با محفلی کردنِ انتخابِ حاکمان و تشدیدِ روندِ سیاست‌زدایی از جامعه، کشور رسماً به ملکِ طلقِ حلقه‌های بسته و عده‌ای معدود تبدیل گردد. هر دو جناحی که بخش‌های مختلف حاکمیت را در اختیار دارند، در لزوم تحقق این مسیر متفق‌القول اند، هرچند در مهره‌ها و روال‌ها و طرح‌ها و تغییرات قانونی‌ای که برای تحقق خواسته‌شان لازم است، در حال جنگ قدرت با یکدیگر هستند؛ طرح‌ها و تغییرات پیشنهادی‌ای که نقطه‌ی مشترک‌شان تثبیتِ نهاییِ بازگشت از مسیر انقلاب اسلامی و به بلوغ رساندنِ رویکرد ضدمردمی موجود و وخیم‌تر کردن وضع فعلی است.

راه دوم که البته با توجه به مقاومت شدیدِ هیئت حاکمه و کانون‌های درهم تنیده‌ی قدرت و ثروت، نیازمند عزم و اراده‌ای محکم است، آغاز اصلاحات اساسی و انقلاب‌گونه در وضعیت فعلی کشور در سال 97 است، با محوریت رویکردِ بازگرداندنِ حکومت به مردم، و رفع وارونگی‌های بنیادینِ رویکردی و عملکردی و نهادیِ موجود. آن‌چه در این میان اساسی است، اصل اتخاذ این تصمیم بزرگ و باز کردنِ فضا برای تحققِ آن است، وگرنه راهکارهای خوبِ بسیاری در این مسیر قطعاً وجود دارد که برخی از آن‌ها نیز در سال 96 توسط برخی نخبگان، به خصوص دکتر احمدی نژاد، مطرح گردیده است، و با توجه به همراهیِ عمومِ مردم و نخبگانِ حقیقیِ ملت با این مسیر، به طور قطع در صورت تغییر رویکردِ عمومی و باز شدن فضا، این ابتکارات و راهکارها با مشارکت عموم نخبگان به بالندگی بیشتر نیز خواهد رسید.

بدون شک در صورت به رسمیت شناخته شدن بحران جدی موجود، و باز شدن فضای کشور برای مشارکت عمومی، و برداشته شدن گام‌های اولیه برای تغییرات در لایه‌ی سران قوا و حاکم شدن اراده‌ی واقعی مردم در این دستگاه‌ها، و ایجاد اعتماد عمومی و امید حقیقی برای برداشته شدن گام‌های مهم‌تر و عمیق‌ترِ اصلاحاتِ لازم، و به نقطه‌ی درست برگرداندنِ جای شاکی و متهم در نظام، همراهی عمومی‌ای که پشتوانه‌ی این تصمیم شما خواهد شد، سد همه‌ی مشکلات را خواهد شکست.

بی‌تردید ملت ایران در سال 97 برای پیشبرد آرمان‌های حقیقی خود و شکستن موانع موجود بر سرِ راهِ آن‌ها، باتجربه‌تر و آگاه‌تر و مصمم‌تر از سال 57 است، و به همت عمومِ مردم و افراد شایسته‌ی این ملت که روال‌های موجود، آن‌ها را از مرکزیتِ تصمیم‌گیری و مدیریتِ کشور دور نگه داشته است، و جوانانی که در صورت حاکم شدن فضای صدق و صفا از هیچ فداکاری‌ای دریغ نخواهند کرد، هیچ نگرانی جدی‌ای نسبت به موفقیت اصلاحات اساسی نباید داشت. همچنین بر هم خوردن ثباتِ کشور در صورتِ انتخابِ این مسیر نیز چیزی جز القاءِ دشمنانِ داخلی و خارجیِ ملت ایران نیست؛ بلکه به عکس، گام نگذاردن در این مسیر و تداوم روند فعلی، آن چیزی است که راه تسلطِ مستکبرین خارجی و داخلی بر کشور را هموار می‌کند.

هرچند این نامه طولانی شد، اما وظیفه‌ی خود دانستیم به عنوان فرزندان کوچکِ این ملت و دلبستگان آرمان‌های انقلاب، صادقانه تصویر خود از وضعیت ناگوار و وارونه‌ی امروزِ کشور، ابعاد مختلفِ ناامیدیِ موجود در جامعه، دلالت‌های مهیبِ برخوردِ حذفیِ حاکمیت با خط فکریِ دکتر احمدی‌نژاد در این صحنه، دوراهیِ مهمی که امروز پیشِ رویِ نظام وجود دارد، چشم‌انتظاریِ موجود برای اتخاذ تصمیمی اساسی از جانب شما، و امید و آمادگیِ کامل خود و ملت برای همراهی در مسیر اصلاحاتِ حقیقی را به عرض حضرتعالی برسانیم. امید که با توقفِ هر چه زودترِ روالِ فعلی و اقداماتی که در جهت کور کردنِ آخرین روزنه های امیدِ ملت است، راهِ پیگیریِ جدیِ آرمان‌های مردم ایران در ساختار جمهوری اسلامی باز گردد. إِنَهُ لَا یَیأَسُ مِن رَوحِ اللَهِ إِلَا القَومُ الکَافِرُونَ.

با آرزوی توفیق الهی، فروردین 1397

اسامی و مشخصات امضاکنندگان این نامه:

1- محمد یلماز، کارشناسی ارشد فلسفه علم دانشگاه امیرکبیر، مسئول بسیج سابق دانشگاه امیرکبیر، دبیر سابق انجمن علمی دانشکده کامپیوتر دانشگاه امیرکبیر، مسئول سابق قرارگاه شهید باقری سازمان بسیج دانشجویی.
2- سید محمد جواد زمانیان، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک دانشگاه تهران، جانشین سابق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان، معاون سیاسی سابق بسیج دانشجویی دانشکده فنی دانشگاه تهران، مولف کتاب «هلی برن از پشت میز» پیرامون اهداف راهبردی ایالات متحده از مذاکرات هسته ای و برجام.
3- دکتر محمد حسین بادامچی، دکتری جامعه شناسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، فعال سابق بسیج دانشجویی دانشگاه شریف، دارنده مدال نقره المپیاد فیزیک، عضو سابق شورای علمی گروه فرهنگ‌پژوهی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
4- دکتر حسین اسماعیلی، دکتری حقوق خصوصی، مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی، وکیل پایه یک دادگستری.
5- مصطفی پورخسروانی، دانشجویی سال اخر پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شیراز، مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی شیراز
6- دکتر علی محتشمی، دکترای سیاستگذاری عمومی، دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی یزد.
7- علی حسن زاده، کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک، مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه امیرکبیر.
8- حجت الاسلام حسین وظیفه عالی، کارشناسی مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی اصفهان، عضو موسس گروه فرهنگی اشراق دانشگاه صنعتی اصفهان، عضو سابق انجمن اسلامی دانشجویان، طلبه حوزه علمیه قم از سال 82 تاکنون، اتمام سطح دو فقه و اصول، سطح سه عرفان اسلامی و گرایش اجتماعی، عضو موسس و سابق موسسه فتوت، مدرس حوزه دانشجویی دانشگاه شریف و تهران.
9- رضا پیامی، کارشناس علوم مهندسی دانشگاه تهران و طلبه‌ی حوزه، معاون فرهنگی و عضو سابق شورای مرکزی بسیج دانشجویی دانشکده فنی دانشگاه تهران.
10- محمد امین سرخی، کارشناسی مهندسی برق دانشگاه شریف، دبیر انجمن اسلامی مستقل دانشگاه شریف، مسئول سابق مرکز مطالعات اقتصادی و عضو سابق شورای مرکزی بسیج دانشجویی دانشگاه شریف
11- علی نورایی، دکتری علوم سیاسی، مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد.
12- حامد رحمانیان، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک دانشگاه تهران، مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان.
13- حجت الاسلام سید مصطفی موسوی، طلبه سطح سه حوزه علمیه قم، عضو هیات موسس و عضو سابق شورای مرکزی و نظارت جنبش عدالتخواه دانشجویی، عضو سابق شورای مرکزی و تبیین مواضع بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف.
14- حجت الاسلام علی اکبر بهرامی، حوزه علمیه قم، استاد حوزه و دانشگاه.
15- صادق آقاجری، کارشناسی مهندسی مکانیک دانشگاه امیرکبیر، دبیر سیاسی سابق دفتر تحکیم وحدت.
16- علی فربد، فوق دکترا جراحی عمومی و لاپاروسکوپی علوم پزشکی ایران، مسوول علمی بسیج دانشجویی و نفر برتر علمی بسیج دانشجویی کشوری.
17- محمدرضا افشار، کارشناسی برق قدرت دانشگاه شهید عباسپور، مسئول سابق بسیج دانشگاه شهید عباسپور
18- محمدمهدی رفیعی، طلبه حوزه مشکات، فارغ التحصیل دانشگاههای امیرکبیر و شریف، دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر.
19- مهدی طهماسبی، دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه علم دانشگاه شریف، فارغ التحصیل کارشناسی فیزیک دانشگاه شریف، عضو سابق شورای تحلیل و بررسی بسیج دانشجویی دانشگاه شریف، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه شریف،
20- علی اللهیاری، کارشناسی ارشد فلسفه علم، مسئول سیاسی سابق بسیج دانشجویی دانشگاه امیرکبیر، عضو سابق شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی.
21- حجه الاسلام دکتر داوود عرفانی‌فر، تحصیلات دانشگاهی دکترای حرفه ای (پزشکی عمومی)، تحصیلات حوزوی: سطح سه حوزه تخصصی کلام، مدرس حوزه و دانشگاه و فعال فرهنگی.
22- احمد سعیدی، دانش آموخته کارشناسی مهندسی متالوژی، دانشگاه شیراز، دبیر سابق جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز.
23- سید علیرضا شبیری، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی برق دانشگاه صنعتی امیرکبیر، مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان.
24- سید امیر رضوی، کارشناسی برق دانشگاه شهید عباسپور، جانشین سابق بسیج دانشجویی دانشگاه شهید عباسپور.
25- ابوالفضل دانش، کارشناسی ارشد مهندسی صنایع، جانشین سابق بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت ایران.

26- مصطفی ایرانمنش، کارشناسی ارشد فلسفه غرب، طلبه حوزه علمیه، عضو اسبق شورای مرکزی جنبش عدالتخواه و بسیج دانشجویی دانشگاه تهران، مسئول سابق حرکت طلاب عدالتخواه، مسئول دانشجویی مرکز راهبردی جبهه فکری انقلاب‌.
27- عطاالله اسکندری، دکترای عمومی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان (دفتر تحکیم وحدت).
28- مصطفی نمازیان، فارغ التحصیل کارشناسی ارشد مهندسی کشاورزی دانشگاه شیراز، هیات موسس و دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز.
29- جواد خرازی، کارشناسی مهندسی برق دانشگاه خواجه نصیر، مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه خواجه نصیر.
30- دکتر محمد کدخدایی، دکترای ادبیات تطبیقی و ادبیات جهانی دانشگاه BLCU چین، استادیار دانشگاه شهید بهشتی تهران.
31- حمید اولیائی، متخصص پزشکی قانونی، فلوشیپ سم شناسی بالینی، عضو هیأت علمی دانشکده پزشکی دانشگاه یزد
32- دکتر اکبر جباری، دکترای فلسفه از دانشگاه میسور هند، نویسنده، استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه فلسفه و عرفان.
33- مهدی ابراهیمی، کارشناسی ارشد مهندسی شیمی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، دبیر اسبق جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند، دبیر اسبق هیئت عالی نظارت اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان، کارشناس سابق نهاد رهبری دانشگاه سیستان و بلوچستان.
34- فرشته بتوئی، دکترای پزشکی عمومی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مسئول سابق واحد خواهران اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان.
35- امیرحسین گلزاری، فارغ التحصیل کارشناسی صنایع دانشگاه خواجه نصیر، جانشین اسبق بسیج دانشگاه خواجه نصیر.
36- محمدحسین هوشمند، دانشجوی ارشد صنایع دانشگاه خوارزمی، دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی امیرکبیر.
37- سیدرضی کریمی‌آکندی، دانشجوی دکتری بیوسیستم دانشگاه تهران، مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشکده کشاورزی دانشگاه‌های شهیدباهنر و تربیت‌ مدرس تهران و عضو سابق شورای مرکزی بسیج دانشجویی پردیس‌ابوریحان دانشگاه‌تهران.
38- حجت الاسلام فرشاد توسلی، کارشناسی مهندسی عمران از دانشگاه صنعتی اصفهان، طلبه سطح حوزه علمیه اصفهان.مدرسه علمیه ولی عصر (عج الله تعالی فرجه)، مسئول کمیسیون فرهنگی جامعه اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان در سال ۸۷، امام جماعت و مدیرمسئول و مسئول پایگاه بسیج مجموعه فرهنگی مسجدالامام در سالهای ۹۵.
39- حمیدرضا شاداب کیا، کارشناسی ارشد مدیریت دانشگاه تهران، مسئول سابق علمی بسیج دانشجویی امیرکبیر، عضو سابق شورای مرکزی اتحادیه جنبش عدالتخواه دانشجویی. مقام دوم کشوری در مسابقات رباتیک نادکو
40- دکتر حمیدرضا عسکری، کارشناسی مهندسی کامپیوتر امیر کبیر، ارشد مدیریت اجرایی دانشگاه تهران، دکتری مدیریت تکنولوژی تهران مرکز، مسول سیاسی سابق بسیج داشگاه امیرکبیر
41- سید هادی مصطفوی، کارشناس مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی سهند تبریز، دبیر سابق جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه سهند.
42- حامد کاظم زاده اصطهباناتی، دانشجوی مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی اصفهان، دبیر مجمع دانشجویان عدالتخواه (آرمان) دانشگاه صنعتی اصفهان.
43- جمال هادیان، لیسانس مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی امیرکبیر، فوق لیسانس اقتصاد دانشگاه تهران، مسئول سابق سیاسی و جانشین بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر.
44- محمد محسن نداف، کارشناس مهندسی نرم افزار دانشگاه شریف، دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه شناسی دانشگاه تهران، مسئول رسانه و نشریه بسیج دانشگاه شریف، نماینده نشریات دانشجویی در کمیته ناظر دانشگاه شریف.
45- حجت الاسلام سیدکاظم موسوی طهرانی، طلبه سطح دو حوزه علمیه، مدرس ادیان و فرق، مسئول حوزه نمایندگی ولی فقیه در حوزه ۴۸۶ بسیج کارخانجات استان تهران.
46- احمد خورشیدی، سردار بازنشسته سپاه، فرمانده تیپ زمان جنگ، رئیس ستاد مردمی حجه الاسلام رئیسی درانتخابات ۹۶، دبیر کل جمعیت خدمتگزاران.
47- حامد قزوینی، دانشجوی دکتری فوتونیک دانشگاه شهید بهشتی، فعال سابق بسیج دانشجویی امیرکبیر، مدال برنز المپیاد فیزیک.
48- علیرضا آرویش، کارشناسی ارشد معماری، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد، فعال سیاسی.
49- سجاد فراهانى، دانشجوی دکترای محیط زیست تکامل دانشگاه خرونینگن هلند، سابقه فعالیت در حوزه محیط زیست در دانشگاه مونستر آلمان، عضو انجمن دریاچه شناسان المان و عضو سازمان نظام مهندسی کشاورزی و شیلات تهران.
50- امیرحسین یوسفی، کارشناسی عمران دانشگاه امیرکبیر، مسئول سیاسی سابق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر.

51- هاجر اخشیک ، ارشد جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبایی ، شورای مرکزی و معاون علمی اسبق بسیج دانشگاه علامه و جنش عدالتخواه ، مسئول سابق بخش خواهران جبهه فکری انقلاب اسلامی، شورای مرکزی جبهه فکری فرهنگی انقلاب
52- محمدحسین جوادی، کارشناسی نساجی دانشگاه صنعتی امیرکبیر، دبیر سیاسی سابق انجمن اسلامی دانشجویان.
53- جلال پورحسینی، کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی اصفهان، معاون سیاسی سابق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
54- حامد اسماعیلی، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی صنایع، مسئول سیاسی سابق بسیج دانشجویی دانشگاه امیرکبیر.
55- هادی مسعودی، کارشناسی مهندسی مکانیک ، عضو سابق شورای مرکزی جنبش عدالتخواه
56- مهدی زاهدپناه، دکترای تخصصی (PhD)، هماتولوژی، دانشگاه علوم پزشکی قزوین، دبیر فعالیت‌های قرآن و عترت.
57- اسماعیل مداحی، معاون اسبق بازرسی وزارت دفاع، جانشین کمیسیون چشم انداز مجمع تشخیص مصلحت نظام، فرمانده جنگ در کردستان و سردار بازنشسته.
58- امیر مهدی زاده، کارشناسی مهندسی نفت دانشگاه صنعتی امیرکبیر، مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشکده نفت دانشگاه امیرکبیر
59- احمد رضوانی، کارشناسی مهندسی صنایع، دبیر سابق تشکل دانشجویی آرمان دانشگاه صنعتی اصفهان، عضو کانون تحلیل و بررسی سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان.
60- مائده تدینی، عضو سابق شورای مرکزی اتحادیه جنبش عدالتخواه دانشجویی، فعال رسانه‌ای
61- هوتن ستایش فر، مکانیک دانشگاه صنعتی شریف، دبیر سیاسی سابق انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه شریف، سردبیر سابق نشریه صدف
62- محمدشریف قیصری، دانشجوی ارشد مدیریت دانشگاه علامه طباطبایی، عضو سابق شورای بسیج امیرکبیر، مولف کتاب «برجام دروازه نفوذ».
63- سپهر آذرشب، فارغ التحصیل کارشناسی ارشد مهندسی نساجی دانشگاه امیر کبیر، معاونت سیاسی سابق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
64- محمدحسین حسینیان، کارشناس ارشد معارف قرآن، دانشگاه خوارزمی، مسئول سابق حوزه بسیج دانشجویی دانشگاه خوارزمی
65- محمدحسین گمار، کارشناسی مهندسی برق دانشگاه علم و صنعت، معاون فرهنگی سابق بسیج دانشجویی علم و صنعت ایران.
66- محمدرضا عزیزمحمدی واعظ، مهندسی شهرسازی دانشگاه آزاد قزوین، دبیر کل جامعه اسلامی دانشگاههای آزاد قزوین و مدیر مسئول ماهنامه سوم خرداد.
67- غدیر نبی‌زاده، دانشجوی دکتری روابط بین‌الملل، دانشگاه آزاد تهران مرکز، مترجم کتاب.
68- مهدی نوروزی، دکتری فلسفه تعلیم و تربیت، مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور اراک.
69- محمد هادی طاهری، کارشناس ارشد مهندسی مکانیک، معاون علمی سابق بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت.
70- محمدکاظم ارشد، کارشناسی نرم افزار دانشکده فنی شهید شمسی پور، کارشناسی ارشد ادیان و عرفان دانشگاه آزاد تهران شمال، مسئول سابق واحد تحلیل و بررسی بسیج دانشجویی شهید شمسی پور.
71- فرشاد جلیلی مصیر، دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، مسئول امور فرهنگی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان.
72- منصور عسگری، دانشجوی دکتری عمران مدیریت ساخت، فعال فرهنگی و عضو هیات مؤسس کانون جنات اصفهان، فعال بسیج، مدرس دانشگاه، عضو هیات محبان الحسین (ع).
73- سیدحسن موسوی، استاد دانشگاه بوعلی همدان.
74- محمد قادری، دانشجوی ارشد مدیریت شهری دانشگاه تهران، عضو سابق شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشگاه تهران.
75- مجید اسماعیل زاده، کارشناس ارشد ارتباطات دانشگاه امام صادق، عضو سابق بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق و جنبش دانشجویان جهان اسلام.

76- حسین کلانتری، کارشناسی صنایع شریف، عضو سابق شورای مرکزی بسیج شریف.
77- محمد اسکندری، لیسانس مهندسی عمران دانشگاه صنعتی اصفهان، عضو شورای مرکزی تشکل آرمان دانشگاه صنعتی اصفهان (اتحادیه عدالتخواه دانشجویی)، مربی و معاون و پشتیبان سابق پایگاه های فرهنگی ولیعصر و شهید خلیلی، عضو بسیج پایگاه مقاومت محمدی کاشانی.
78- مهدی امینی کهریزسنگی، دانشجوی کارشناسی ‌مهندسی کامپیوتر دانشگاه امیرکبیر، مسئول سابق بسیج دانشکده فناوری اطلاعات و علوم کامپیوتر، مدیرعامل شرکت پردازش ابری امیرکبیر.
79- حجت الاسلام مهدی حیدری، کارشناسی ارشد فلسفه و کلام دانشگاه ادیان و مذاهب، خارج فقه و اصول حوزه قم، عضو فعال بسبج دانشگاه تهران(پردیس فارابی)، مبلغ دینی.
80- محمدحسین حیدرزاده، دکترای مهندسی بیوتکنولوژی، صنعتی نوشیروانی بابل، فعال سیاسی.
81- مهرداد اشتری، فوق لیسانس مهندسی عمران گرایش سازه از دانشگاه پیام نور تهران شمال، فرمانده سابق پایگاه شهید باهنر بسیج دانشجویی پیام نور زنجان.
82- سعید آرزومند، دانشجوی دکتری مهندسی کامپیوتر، دانشگاه تورنتو کانادا، فعال سیاسی
83- سهیل شمس ناتری، کارشناسی ارشد بیوتکنولوژی کشاورزی، معاونت سابق روابط عمومی و طرح و برنامه حوزه بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
84- محمدرضا مهاجری، دانشجوی دکتری فقه و حقوق دانشگاه مذاهب اسلامی، فارغ التحصیل کارشناسی ارشد فقه و حقوق دانشگاه امام صادق(ع).
85- ابراهیم محمدی، کارشناسی ارشد، مهندسی مواد، دانشگاه تهران، عضو سابق شورای مرکزی و شورای علمی بسیج دانشجویی دانشکده های فنی دانشگاه تهران، عضو سابق کانون دانش پژوهان نخبه.
86- محمدحسین قنبری مهارلو، کارشناسی بیوتکنولوژی دانشگاه تهران، عضو سابق شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی دانشگاه تهران.
87- علی میرزایی، کارشناسی ارشد مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی امیرکبیر، عضو سابق شورای مرکزی بسیج دانشگاه صنعتی امیرکبیر.
88- دکترعلی فهیمی، رزیدنت سال چهار گوش و حلق و بینی، دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز
89- حمید حاجیان، لیسانس مهندسی مکانیک دانشگاه آزاد قزوین، نفر اول مسابقات تفسیر قرآن، عضو بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد قزوین، فعال سیاسی
90- امین پاداش، دانشجوی دکتری فیزیک دانشگاه شهید بهشتی، فعال دانشجویی
91- محمد کاظم داودی، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی برق دانشگاه صنعتی امیرکبیر، مسئول سابق بررسی و تحلیل سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
92- فاطمه مومنی، لیسانس حوزه علمیه، مشاور و مسول فرهنگی دفتر امام جمعه، مفسر و مربی قرآن، مسول ستاد عتبات عالیات در بخش بانوان، مشاور مذهبی، نخبه فعال سپاه، پژوهشگر نمونه در جشنواره علامه حلی، شورایار
93- بهنام نورمحمدی، دانشجوی کارشناسی هوافضا شریف، دبیر اجرایی انجمن مستقل دانشگاه صنعتی شریف
94- مجتبی احمدیان، کارشناس ارشد مدیریت دانشگاه فردوسی، عضو سابق شورای مرکزی جامعه اسلامی دانشجویان
95- زینب طلائیان، دکترای عمومی داروسازی. دانشگاه علوم‌ پزشکی تهران، مسئول سابق واحد خواهران بسیج دانشجویی دانشکده داروسازی.
96- سیدعلی تقی‌زاده، دانشجوی دکتری مهندسی عمران راه و ترابری دانشگاه سمنان، عضو فعال بسیج
97- حسن قربانی، کارشناسی ارشد مهندسی برق دانشگاه علم و صنعت ایران، جانشین سابق مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت ایران
98- محمدرضا ایلدر آبادی، کارشناس ارشد علوم ارتباطات، فعال سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، عضو هیات امناء چند هیات مذهبی شهر مشهد، ناظر بر انتخابات ریاست جمهوری و مجلس از طرف شورای نگهبان، بسیجی فعال، مشاور رییس سابق سازمان بهزیستی کشور، مشاور رییس سابق جمعیت هلال احمر کشور
99- احمد منصوری، دانشجوی دکتری ادیان، جانباز، فعال فرهنگی
100- زینب کاظمی، کارشناسی فیزیک، دانشگاه صنعتی خواجه نصیر، معاون سیاسی سابق خواهران بسیج دانشجویی، فرمانده سابق پایگاه خواهران در بسیج محلات، فعالیت در بحث تبلیغی اسلام به زبان انگلیسی، فعال در حوزه دانشجویی

101- جواد کرمانی، فوق لیسانس مهندسی برق، عضو سابق شورای مرکزی و مسئول بسیج دانشکده برق و کامپیوتر دانشگاه خواجه نصیر
102- حجة الاسلام محسن تقوی ، سطح ٣ حوزه ، عضو بسیج طلاب ، استاد حوزه شیراز
103- محمد مهدی میرزایی پور، کارشناس ارشد فناوری اطلاعات از دانشگاه امیرکبیر، دبیر سابق شورای تبیین مواضع بسیج‌های دانشجویی دانشگاه‌های تهران، مسوول سابق سیاسی بسیج دانشگاه امیرکبیر.
104- محمد میرزاطبیبی، ارشد ارتباطات از دانشگاه صدا و سیما، مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه سوره و فعال سیاسی رسانه ای (روزنامه نگار)
105- حجه‌الاسلام غلامرضا شاه حسینی، طلبه درس خارج فقه و اصول، استاد حوزه و دانشگاه
106- علیرضا نوربالا، کارشناس ارشد مهندسی نرم افزار، مسئول سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه یزد
107- محمد سجاد صلاحی ،کارشناسی ارشد فلسفه علوم اجتماعی از باقرالعلوم، شورای مرکزی بسیج مدرسه عالی شهید مطهری، مدیر پژوهش علم دینی در موسسه اشراق
108- محمدصالح مقدسی، کارشناسی ارشد مهندسی عمران، دانشگاه آزاد لارستان، فعال انجمن اسلامی دانشجویان مستقل، فعال بسیج دانشجویی، عضو شورای مرکزی دانشجویی حزب مؤتلفه اسلامی فارس، دبیر جبهه حامیان ولایت فارس، عضو سابق شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی فارس، سردبیر نشریه آفتاب شیراز، سرپرست دفتر نمایندگی خبرگزاری موج در فارس، عضویت در هیئت مدیره خانه مطبوعات استان فارس یک دوره، روزنامه نگار و خبرنگار در رسانه های مختلف
109- خضر شمسی، دکتری تخصصی جغرافیا و برنامه ریزی شهری دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات، فرماندهی دسته یکم گردان بیت المقدس حوزه مقاومت بسیج رسول اکرم (ص) میرآباد، مسئول اداری و پشتیبانی؛ مسئول آماد و پشتیبانی، مسئول نیروی انسانی پایگاه بسیج، عضو هیئت نظارت شورای نگهبان در شهرستان سردشت
110- مهران خراسانی، کارشناسی ارشد حقوق بین الملل دانشگاه شهید بهشتی، دیپلمات وزارت خارجه
111- دکتر تریفه آقامجیدی، دکترای حقوق تجارت بین الملل در دانشگاه علوم سیاسی و حقوق چین
112- دکتر بیتا برنا، مشاور سابق وزارت رفاه و تامین اجتماعی در امور زنان و خانواده
113- احمد منصوری، دانشجوی دکتری عرفان اسلامی دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات تهران، رزمنده و جانباز هشت سال دفاع مقدس ،عضو گردان عاشورای ناحیه مقاومت بسیج سپاه شهرستان لامِرد ، جانشین اطلاعات و عملیات پایگاه مسلم بن عقیل شهر لامِرد، جانشین سابق بسیج دانشجویی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد
114- دکتر حبیب الله گل محمدی، استاد دانشگاه
115- امیر حسین فتحی، کارشناسی متالورژی، مسئول سیاسی سابق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
116- امیرمحمد یوسفی، کارشناسی مهندسی شهرسازی دانشگاه تهران، فعال بسیج دانشجویی دانشگاه تهران
117- اسماعیل محمدی‌پناه، فارغ التحصیل کارشناسی ارشد طراحی صنعتی دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا، فعال رسانه‌ای، سردبیر سابق پایگاه اینترنتی تریبون مستضعفین
118- مهدی کریمان شاددل، کارشناسی مکانیک دانشگاه شریف، کارشناسی ارشد فلسفه دانشگاه تهران، طلبه حوزه دانشجویی شریف، فعال سابق بسیج دانشجویی شریف
119- مرتضی داداشی، کارشناسی شیمی، مسئول سابق تحلیل و بررسی بسیج دانشجویی پیام نور رودسر
120- مجید توانگر، دانشجوی کارشناسی علوم اجتماعی دانشگاه اصفهان، دبیر سیاسی سابق انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه مازندران
121- طاها زندکریمی، دانشجوی مهندسی برق دانشگاه صنعتی اصفهان، مسئول کانون جامعه سازی بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
122- مصطفی نیکومنش، دبیر سازمان مردم نهاد اندیشه نو، تاریخ پژوه، نویسنده و مولف کتاب
123- محسن مجیدی، کارشناسی فیزیک شریف، کارشناسی ارشد فلسفه غرب دانشگاه تهران، فعال سابق بسیج دانشجویی دانشگاه شریف
124- هادی سرمستی، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک، فعال سابق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر
125- علی شهبازی، دانشجوی کارشناسی ارشد MBA دانشگاه صنعتی شریف، فعال سابق بسیج دانشجویی دانشگاه شریف
126- مصطفی رفیعی، فوق لیسانس هوافضای دانشگاه شریف، فعال بسیج دانشجویی در دانشگاه‌های خواجه نصیر و شریف
127- امید دلفانی، کارشناس بهداشت محیط دانشگاه علوم پزشکی لرستان، مسئول سابق بررسی و تحلیل بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی لرستان
128- علی وطن دوست، کارشناسی مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی اصفهان، جانشین پژوهشکده تحقیقاتی شهید اعتباری بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
129- حمیدرضا بهشتی خواه، کارشناسی هوافضا شریف، فعال بسیج دانشجویی دانشگاه شریف
130- سید معین قیومی قمصری، دانشجو رشته مهندسی برق دانشگاه شریف، فعال فرهنگی
131- محمد حسین تسخیری، لیسانس مهندسی شیمی صنعتی اصفهان، عضو سابق شورای مرکزی مجمع دانشجویان عدالتخواه تشکل آرمان دانشگاه صنعتی اصفهان
132- سید ابوذر بزرگواری، دانشجوی دکتری برق قدرت دانشگاه صنعتی شیراز، فعال سیاسی
133- هادی آگاهی، کارشناسی ارشد برق قدرت، فعال فرهنگی-سیاسی دانشگاه تهران
134- محمدصادق خوشبین، کارشناسی ارشد مطالعات منطقه ای، دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی، فعال سابق بسیج دانشجویی، مدیر مسئول سایت خبری ابصار نیوز، مدیر استان تهران خبرگزاری ایرنا در دولت دهم
135- رضا آبش احمدلو، کارشناسی ارشد مهندسی مواد متالورژی، مسئول روابط عمومی دفتر فرهنگی، عضو شورای صنفی دانشجویان دانشگاه علم و صنعت ایران
136- علی بدری، سطح یک حوزه، دانشجوى مدیریت، مدیرعامل موسسه حفظ و بسط ارزشهاى دفاع مقدس
137- حجت محمدی، مهندسی آی تی دانشگاه پیام نور بوشهر، مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاههای پیام نور استان بوشهر
138- احمد کمالی نژاد، کارشناسی مهندسی مواد دانشگاه صنعتی مالک اشتر اصفهان، مسئول سابق پایگاه بسیج دانشجویی امام خمینی (ره)
139- زهره صادقی، کارشناس ارشد علوم اجتماعی دانشگاه تهران، فعال دانشجویی در بسیج و انجمن اسلامی، سردبیر نشریات دانشجویی
140- احسان نبی پور سنگرودی، کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی، مسئول پایگاه بسیج شهری
141- مرتضی رضایی فر، مهندسی فناوری اطلاعات، مدیریت چاپ دانشگاه علمی کاربردی واحد 5 وابسته به وزارت ارشاد، صاحب امتیاز چاپ چاووش
142- امیراحمد یوسفی، دانشجوی مردم شناسی دانشگاه مازندران، مشاور عالی(سابق) شورای شهر تبریز، فعال سیاسی
143- محمدهادی ثوابی، کارشناسی آی سی تی، عضو اتحادیه الکترونیک، فرمانده گروهان بسیج پایگاه
144- مسیب شفیعی، کارشناسی ارشد ریاضی محض، مدرس دانشگاه آزاد و مدارس قزوین، عضو بسیج اساتید دانشگاه و بسیج فرهنگیان، فعال فرهنگی در کانون هنری فرهنگی کوثر
145- مجید محسنی، کارشناس ارشد آموزش زبان انگلیسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم، مدیر بازرگانی در صنعت نفت، گاز و پتروشیمی، فعال سیاسی
146- راضیه چک نژادیان، فارغ التحصیل مهندسی کشاورزی، عضو فعال بسیج سازمان نظام مهندسی
147- سیدمحمود محروقی، کارشناس ارشد مهندسی برق، کارشناس رسمی دادگستری، نویسنده و پژوهشگر
148- نازنین باباپور علی آبادی، کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی دانشگاه بین المللی کیش، مسئول کانون عفاف و حجاب بسیج دانشجویی
149- نوراله کریم تبار، کارشناسی ارشدکامپیوتر دانشگاه علوم و تحقیقات، جانشین بسیج حوزه و مدرس دانشگاه
150- سید امیر سیدی، دانشجوی کارشناسی مهندسی متالورژی صنعتی، معاون سابق امور دفاتر و پشتیبانی بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان

151- حسین اشکانی، فیلمساز و عضو کانون سینماگران تهران، فعال رسانه‌ای
152- محمد غیاثوند، فوق لیسانس زمین شناسی، روزنامه نگار، دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه
153- محسن دوستی، فوق لیسانس توسعه روستایی دانشگاه گلستان زنجان، ایثارگر دوران دفاع مقدس موسس، هیات مدیره و مدیرعامل سابق شرکت تعاونی سهام عدالت در شهرستان های تبریز و ملکان
154- پناه میلان، مهندسی نرم افزار دانشگاه شهید بهشتی ارومیه، مربی حلقه های صالحین ،مربی دوره طلیعه حکمت، فعال بسیج دانشجویی، عضو بسیج حوزه 2 (شهید باکری) و عضو بسیج حوزه 34
155- مهدیه عباباف یزدی، دانشجوی کارشناسی فقه وحقوق دانشگاه شهید مطهری، مسئول سیاسی سابق بسیج دانشجویی دانشگاه شهید مطهری مشهد
156- بهروز نوروزی، کارشناس ادبیات، نویسنده و مولف؛ نائب رئیس موسسه صبح بیداری حکمت
157- محسن میرزاآقایی، طلبه سطح دو حوزه علمیه، مسئول سیاسی سابق بسیج مدرسه علمیه معصومیه قم فعال سیاسی و رسانه ای
158- سعید یوسفی پور، دانشجوی کارشناسی ارشد روابط بین الملل، عضو شورای فرماندهی بسیج حوزه 8 شهری تهران، فعال بسیج دانشجویی، دبیر سیاسی سابق روزنامه ایران، عضو هیات نظارت بر انتخابات شورای نگهبان شهر تهران
159- بهنام حاجی موسایی، دانشجوی کارشناسی مهندسی مکانیک دانشگاه زنجان، عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان
160- داود بیرقی، فوق لیسانس فقه و حقوق ، طلبه پایه دو، مسئول بسیج سابق دانشگاه آزاد اصفهان موسسه علوم حوزوی بلاغ و مدرسه صدر
161- امید ذوقی، لیسانس مهندسی صنایع شریف، عضو سابق کنگره شهدای بسیج شریف
162- مرتضی عبیدی، کارشناس ارشد مهندسی مخابرات سیستم، دانشگاه صنعتی امیرکبیر، فعال سابق بسیج دانشجویی
163- مهدی منصوری، کارشناسی ارشد فناوری اطلاعات، عضو سابق شورای تبیین و مسئول مطالعات بسیج دانشجویی باهنر کرمان
164- مهدی علیا، کارشناسی علوم سیاسی دانشگاه پیام نور قم، عضو انجمن علوم سیاسی دانشگاه پیام نور
165- عباس جوکار، کارشناسی حقوق دانشگاه علمی کاربردی، مسئول سابق کانون فضای مجازی و کانون نخبگان بسیج دانشگاه علمی کاربردی کازرون
166- محمد صفری، کارشناسی حقوق ثبتی دانشگاه علمی و کاربردی ایلام، عضو انجمن اسلامی دانشجویان مسکو ٢٠١٠ تا ٢٠١٢
167- حسین میری، کارشناسی حقوق دانشگاه آزاد اسلامی قائمشهر، مسئول بسیج دانشکده علوم انسانی
168- رحمان زارع، کارشناسی ارشد ادبیات فارسی دانشگاه شیراز، مسئول سابق سیاسی بسیج ناحیه
169- آرش رحیمی، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مدیریت بازرگانی دانشگاه آزاد بویین زهرا، فعال بسیج هنرمندان استان البرز
170- علیرضا محرم‌زاده، کارشناس ارشد مهندسی پلیمر دانشگاه صنعتی امیرکبیر، رابط دینی سابق نهاد رهبری دانشگاه در خوابگاههای امیرکبیر، فعال دانشجویی
171- نادر گنجی، کارشناسی ارشدحقوق خصوصی، علوم وتحقیقات، بسیجی فعال، شاعر و نویسنده
172- محمد جعفری، لیسانس، مهندسی شیمی، آزاد گچساران، رییس سابق هسته علمی بسیج دانشگاه گچساران، فعال اجتماعی در عرصه های دفاع از اسلام و ایران و انقلاب در شبکه های مجازی به زبان انگلیسی
173- محمدحسین کریمی، دانشجوی رشته مهندسی اپتیک و لیزر دانشگاه صنعتی مالک اشتر، جانشین فرمانده حوزه ۲ بسیج دانش آموزی شهید فهمیده اصفهان
174- رضا طادی بنی، کارشناسی مهندسی برق، فعال سابق بسیج دانشجویی، مسئول سابق کانون نشریات بسیج دانشجویی دانشگاه رازی
175- طاهره قنبری عدیوی، کارشناسی روانشناسی عمومی و کارشناسی مدیریت بازرگانی و دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی، سابقه ۳۰ سال بسیجی فعال و فعال نهاد رهبری در دانشگاههای آزاد اسلامی

176- حانیه درخشان، لیسانس نرم افزار دانشگاه علمی کاربردی، گرافیست و تدوین گر انقلابی و عضو هیئت انقلابی رکن الهدی و فعال حوزه دانشجویی
177- حسن کلانتری، ارشد مهندسی مکانیک، مدرس دانشگاه، عضو بسیج اساتید دانشگاه علمی کاربردی
178- سید مهدی طباطبایی، روحانی و خطیب هیات مذهبی، محقق و نویسنده در حوزه دین و فرهنگ
179- امین جعفر نودهی، کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی بابل، معاون سابق روابط عمومی بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
180- مجتبی بهنیایی، کارشناسی حسابداری از دانشگاه آزاد اسلامی همدان، مسئول سابق امور فرهنگی در شورای بسیج دانشجویی، فعال سیاسی و رسانه
181- محمد زندی، کارشناسی حقوق پیام نور، کارشناس روابط عمومی معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، عضو هیئت تحریریه نشریه برداشت اول متعلق به مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری، عضو هیئت تحریریه ماهنامه فرهنگ عمومی متعلق به نهاد کتابخانه های عمومی کشور، دبیر سرویس «هنر و سیاست» خبرگزاری هنر، نویسنده روزنامه ایران، سردبیر خبرگزاری فرهنگ
182- تکتم کتابی، فارغ التحصیل دانشگاه آزاد مشهد، مسوول بررسی و تحلیل حوزه امام علی (ع)، فعالیت در نشریه دانشجویی
183- حجة الاسلام قاسم حسینی ، دکترای حقوق ، حوزه علمیه شیراز
184- راضیه مظاهری، کارشناسی علوم اجتماعی، مسئول واحد خواهران بنیاد مهدویت استان همدان
185- مریم نیلی احمد آبادی، کارشناس ارشد تاریخ اسلام دانشگاه خوارزمی تهران، فعال بسیج دانشجویی دانشگاه تهران ، فعالیت در پایگاه بسیج مساجد کربلا و جامع قلهک
186- حسین مولوی، کارشناسی IT دانشگاه علمی کاربردی صنابع استان قم، مسئول سیاسی بسیج دانشجویی دانشکده فنی انقلاب اسلامی تهران
187- اسماعیل طالبی، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی معدن دانشگاه تهران، عضو سابق شورای حوزه بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
188- احمد علی عبدالعلیان، فعال بسیج دانشجویی و گردان امام علی، فعالیت در کانون فرهنگی هنری کریم آل الله
189- عبداله خدیمی، کارشناس تربیت معلم قرآن و کارشناس ارشد علوم تربیتی، بسیجی و فعال رسانه ای
190- سیدهادی آیت، طلبه درس خارج حوزه علمیه، مدرس و فعال رسانه‌ای
191- زینب قهرمانی، کارشناسی ارشد روانپرستاری، مربی دانشکده پرستاری زنجان، فعال بسیج و نویسنده کتاب
192- حمیدرضا بصیرت، دکترای مدیریت، دانشگاه lulea سوئد، موسس و ‌مدیر کلینیک مشاوره مدیریت پارسیاایده، شاعر و‌نویسنده ادبی، تحلیل گر سیاسی و اقتصادی
193- هادی شریفی مهرآبادی، کارشناسی شیمی دانشگاه صنعتی اصفهان، عضو سابق شورای حوزه ی بسیج دانشجویی
194- محمدابراهیم سلطانی، کارشناسی حسابداری از دانشگاه آزاد کرمان، فرمانده پایگاه بسیج
195- محدثه غلامی، دانشجوی رشته آمار کاربردی دانشگاه الزهرای تهران، فعال بسیج دانشجویی
196- حسین طایفی، کارشناسی مهندسی صنایع دانشگاه تهران جنوب، 20 سال فعالیت در بسیج و شورای پایگاه، فعال سیاسی
197- امیر مهدوی میقان، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک_تبدیل انرژی دانشگاه صنعتی شاهرود، دبیر انجمن علمی دانشجویی مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی شاهرود
198- امیرعباس شه‌دوست، کارشناسی مهندسی مکانیک دانشگاه تهران، فعال بسیج دانشجویی و فعال رسانه
199- جواد بوژمهرانی، دانشجوی کارشناسی مهندسی معدن دانشگاه صنعتی اصفهان، فعال بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
200- محمد دشتی، کارشناسی ریاضی دانشگاه فردوسی مشهد، کارشناسی ارشد اندیشه سیاسی در اسلام، فعال دانشجویی

201- مصطفی عباسپور، دانشجوی فلسفه دانشگاه چمران اهواز، دبیر انجمن علمی فلسفه، فعال سیاسی بسیج دانشجویی
202- امین ایران پوری، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی پلیمر دانشگاه تهران، فعال سابق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
203- حسین موحدی، فوق لیسانس مدیریت صنعتی دانشگاه آزاد رودهن، بسیج فعال
204- مهراب پیرحیاتی، لیسانس مهندسی مکانیک دانشگاه علم وصنعت تهران، عضو بسیج مهندسین استان مرکزی
205- کاظم افشین پور، فارغ التحصیل مقطع کارشناسی ارشد رشته فلسفه علم دانشگاه امیرکبیر تهران، پژوهشگر و خبرنگار
206- علی محمدی، دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه سبز آمل، فعال پایگاه بسیج مسجد صاحب الزمان
عضو کارگروه فرهنگى، اجتماعی شوراى محله
207- اسماعیل نادریان، جانباز قطع عضو و سردار بازنشسته سپاه
208- عابد شریفی، دانشجوی معماری لامرد، مسوول گروه صالحین
209- محمد حسین حیدری، کارشناسی مکانیک‌جامدات دانشگاه آزاد دماوند، روزنامه نگار و فعال سیاسی
210- محمد بذرپاچ، لیسانس عمران دانشگاه آزاد هشتگرد، فعال بسیج دانشجویی
211- مرتضی محمدبیگی، مهندس مکانیک فعال در پروژه های نفتی، عضو سابق دفتر مرکزی جامعه اسلامی دانشجویان
212- محسن پورذهبی، سطح دو حوزه علمیه قم، فعال فرهنگی
213- محمدرضا غلامی کوپایی، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت شهری موسسه نورهدایت شهرکرد کارشناسی مهندسی عمران دانشگاه نجف آباد، عضو بسیج مهندسی اصفهان
214- متین ایرجی، دانشجوی دکتری زبان گرایش اموزش در دانشگاه آزاد واحد خوراسگان(اصفهان)، مدرس دانشگاه آزاد خوراسگان
215- محمدصادق صدری، سال هفتم حوزه علمیه اصفهان(مدرسه حضرت ولی عصر)، پژوهشگر تربیت اسلامی و علوم انسانی، عضو سابق شورای مرکزی بسیج پایگاه مسجد الامام اصفهان.
216- محمد رجب زاده، کارشناسی ارشد فقه وحقوق دانشگاه یاسوج، عضو فعال بسیج دانشجویی
217- محمد رضا خشامن ، فوق لیسانس مدیریت ، عضو شورای بسیج محلات، فعال سیاسی ، رئیس شعبه ١٨ شورای حل اختلاف بندرعباس
218- کریم جعفری، کارشناسی عمران، عضو مجمع تحلیل سیاسی بسیج استان زنجان
219- شهرام قربانی، کارشناس ارشد مهندسی انرژی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران، عضو شورای فناوری اطلاعات بسیج مهندسین تهران
220- محمد صادق فقیه، کارشناسی مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی اصفهان، مسئول نیروی انسانی بسیج دانشجویی
221- فاطمه ونایی، لیسانس الهیات ( علوم قران وحدیث) دانشگاه ازاد اراک، طلبه حوزه علمیه الزهرا اراک، عضویت بسیج حوزه ودانشگاه، کارمند سابق دفتر نهاد رهبری دانشگاه ازاد اراک
222- محمدرضا معمار، سطح ۲ حوزه علمیه حضرت اباصالح، مسئول مجموعه فرهنگی
223- محمدسعید ذاکری، فعال رسانه ای و روزنامه نگار
224- مجتبی میرشکار، کارشناسی شیمی کاربردی دانشگاه صنعتی شریف، فعال بسیج
225- کسری پرویزی، فوق لیسانس مدیریت، فعال سیاسی فرهنگی و نماینده دانشجویان و اساتید از دانشگاه پیام نور گرمسار

226- ایمان غلامی پور، کارشناسی ارشد معماری دانشگاه یزد، عضو نظام مهندسی استان فارس، فعال سیاسی
227- مهدی شاهی حسینی، کارشناسی جغرافیا و برنامه ریزی شهری دانشگاه زنجان، و دانشجویی کارشناسی ارشد دانشگاه تهران، فعال بسیج دانشجویی دانشگاه زنجان
228- یاسر مرندی، دانشجوى دکتراى بیوشیمى بالینى دانشگاه علوم پزشکى همدان، فعال بسیج دانشجویی
229- حسین قنبری، دانشجوی نرم افزار دانشگاه دولتی بیرجند، فعال بسیج دانشجویی
230- علیرضا شیخ بابایی، لیسانس مهندسی پزشکی پیام نور تهران شمال، نویسنده وبلاگ سلام بر آزادی
231- محسن محمدنژاد، لیسانس روانشناسی از دانشگاه ازاد اسلامی نایین، بسیجی فعال، فعال محیط زیست
232- علی نقوی، فارغ التحصیل دانشگاه فردوسی مشهد، عضو سابق تشکل جامعه اسلامی دانشجویان
233- وحید رزمجویی، فارغ التحصیل کارشناسی ارشد مهندسی کشتی سازی از دانشگاه علوم دریایی امام خمینی نوشهر، عضو سابق انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی چابهار
234- علیرضا زیارتی، کارشناسی مهندسی مکانیک دانشگاه علمی کاربردی کنگان، فعال سابق بسیج دانشگاه شهید باهنر شیراز
235- مهناز خزائی، کارشناس ارشد نرم افزار دانشگاه رازی کرمانشاه، عضو فعال بسیج دانشجویی
236- مجتبی فتورچیان، کارشناسی ارشد مهندسی پزشکی دانشگاه علم و صنعت، دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه هنر دانشگاه تهران، فعال دانشجویی
237- پیمان شبیبی، فوق لیسانس محیط زیست آب و فاضلاب دانشگاه علوم تحقیقات بوشهر، عضو سابق بسیج دانشجویی و فعال فرهنگی
238- سجاد اردی، کارشناسی ارشد رشته فرهنگ و ارتباطات گرایش سیاستگذاری دانشگاه امام صادق (ع)، فعال فرهنگی و دانشجویی
239- حامد فتاحی، کارشناسی سینما دانشگاه هنر تهران، فعال فرهنگی و رسانه ای
240- عادل بالاپور کورعباسلو، کارشناسی ارشد آموزش ریاضی شهید بهشتی تهران، فعال سابق جامعه اسلامی دانشجویان
241- سیدجواد حبیبی خراسانی، کارشناسی مهندسی برق دانشگاه فردوسی مشهد، طلبه سطح دو رشته تخصصی فلسفه و کلام اسلامی حوزه علمیه خراسان
242- روح الله فروتنی، کارشناسی علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور لارستان، فعال بسیج دانشجویی
243- رضا رجبی، دانشجوی کارشناس ارشد برق کنترل دانشگاه امیرکبیر، عضو سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه
244- حجت الاسلام والمسلمین محسن طالب الدینی، روحانی سطح ۳ حوزه، کارشناس ارشد فرهنگی، فعال سیاسی و فرهنگی
245- محمد مشهدی، سطح سه حوزه علمیه قم، کارشناسی ارشد فلسفه پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، فعال فرهنگی
246- دکتر سعید فاضلی، پزشک متخصص بیهوشی و مراقبتهای ویژه دانشگاه بقیة الله، فعال سیاسی
247- حسین مجاهد، طلبه درس خارج حوزه علمیه قم، نویسنده
248- سید جاوید حسینی، کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی دانشگاه تهران، سردبیر سابق نشریه منطقه ممنوعه ارگان رسمی انجمن اسلامی دانشجویان مستقل پردیس فارابی دانشگاه تهران
249- محمدرضا حوری ، کارشناس پرتونگاری پیراپزشک دانشگاه علوم پزشکی بابل، فعال در بسیج دانشجویی، هیئت دانشجویی نهاد نمایندگی رهبری دانشگاه (مسئول امور سیاسی-نماینده نهاد در خوابگاه-مسئول هیئت دانشجویی)، پایگاه مقاومت بسیج شهری (معاونت فاوا و عقیدتی-سیاسی)، عضو گردان های امام حسین(فرمانده گروه و تیربارچی)
250- مهدی معرفت، طلبه‌ی سطح 3 حوزه علمیه قم

251- علیرضا نوروزشاد، لیسانس مهندس مکانیک دانشگاه شریف ، مدال طلای المپیاد فیزیک و نویسنده کتاب آشنایی با اصول آزمایشهای فیزیک
252- حجت الاسلام رضایی، رزمنده دفاع مقدس و امام جماعت در تهران
253- جلیل زینلی، کارشناس ارشد برنامه ریزی آموزشی از دانشگاه آزاد اسلامی خوراسگان، فعال در حوزه تعلیم و تربیت
254- مسلم امیری، کارشناسی ارشد زمین شناسی زیست محیطی، دانشگاه لرستان ،عضو نظام مهندسی معدن استان لرستان، عضو بسیج مهندسین صنعتی استان لرستان
255- وحید فلاح، رشته الهیات، دانشگاه شیراز، فعال بسیج دانشجویی دانشگاه شیراز
256- حسین ملیانیان، لیسانس حسابداری، دانشگاه ازاد کرج، 5سال معاونت امور مالی پایگاه بسیج قدس حوزه شهید بخارایی
257- هادی درزی رامندی ، دانشجوی کارشناسی فوریت های پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی قزوین، فعال دانشجویی
258- سامع نیکوپیام، فوق لیسانس معماری، دانشگاه ازاد اسکو، فعال سابق تشکیلات شهید بهشتی
259- محمد شهرکی، کارشناس ارشد مدیریت آموزشی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد زاهدان، همکاری با حزب موتلفه اسلامی سیستان
260- محمد رجبی، فارغ التحصیل کارشناسی ارشد برق دانشگاه شهید یهشتی(پردیس عباسپور)، فعال دانشجویی و نویسنده سیاسی و فلسفی
261- مسلم حبیبی، دانشجوی دکترای دانشگاه مالک اشتر، عضو فعال بسیج
262- سید سجاد هاشمی، دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه، دانشگاه امام صادق، فعال دانشجویی
263- محسن دامادی، استاد حوزه علمیه تبریز
264- محمود دامادی، طلبه درس خارج حوزه علمیه قم
265- فاضل حسن زاده، دانشجوی دکترای علوم سیاسی، فعال دانشجویی
266- احمدحسین کامیاب، کارشناسی مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی اصفهان.دبیراسبق انجمن علمی معارف دانشگاه صنعتی. طلبه سال هشتم حوزه علمیه اصفهان.
267- لیلا کولیوند، تحصیلات حوزوی، عضویت بسیج خواهران و جامعه زنان استان ایلام
268- بنیامین امین سرخی، طلبه ی سطح یک مدرسه ی علمیه ی معصومیه (س)، کارشناسی مهندسی مکانیک، دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل
269- علی ابوطالبی، مدیریت اجرایی، دانشگاه پیام‌نور لواسان، مدیر نشر مضمون
270- سیدوحید قریشی، طلبه سطح عالی حوزه اصفهان، مترجم و نویسنده
271- پروانه پرورش، کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی دانشگاه سمنان، فعال فرهنگی و مولف کتاب
272- سکینه محمدی سینکی، کارشناسی مدیریت دولتی، طلبه سطح سه حوزه علمیه قزوین، فعال فرهنگی
273- مرتضی ناصری نژاد، کارشناسی ارشد دانشگاه تربیت مدرس، عضو فعال سابق بسیج
274- عباس تنهائیان، دکترای بیوتکنولوژی دانشگاه فردوسی مشهد ، فعال دانشجویی و سیاسی
275- زهرا رضائی، دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی، فعال فرهنگی

276- عباس شفیع خانی، طلبع سطح 3 ، لیسانس حقوق، فعال فرهنگی
277- محمدجواد ولی زاده، کارشناس ارشد حقوق خصوصی، مدرس حقوق تجارت
278- علی سلطان زاده، کارشناسی مکانیک دانشگاه خواجه نصیر، کارشناسی ارشد فلسفه علم دانشگاه شریف، عضو سابق انجمن علمی گروه فلسفه علم دانشگاه شریف
279- حجة الاسلام مرتضی غلامی ، سطح ٣ حوزه ، عضو بسیج طلاب ، استاد حوزه اباده
280- شهریار افشار، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی، دانشگاه تهران، فعال دانشجویی
281- احد پرنده، طلبه حوزه سطح 2 حوزه علمیه قم، فعال فرهنگی و سیاسی
282- معین قاسمی، مهندس کامپیوتر دانشگاه صنعتی اصفهان، فعال دانشجویی
283- سمانه فرخ رو، دانشجوی ارشد مهندسی هسته ای دانشگاه علوم و تحقیقات، فعال دانشجویی
284- رضا نوروزی جوینانی ،کارشناسی أرشد علوم قرآنی (حوزه علمیه) ،کارشناسی أرشد فقه و أصول (حوزه علمیه) ،کارشناسی أرشد نجوم (دانشگاه تهران)
285- مهدی جباری، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مدیریت بازرگانی دانشگاه تهران، فعال سیاسی
286- دکتر حسن ضیافتی کافی، مسئول اسبق واحد سیاسی اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان کل کشور
287- مصطفی لقائی، طلبه سطح دو حوزه علمیه، کارشناسی رشته حقوق واحد مرکزی دانشکده حقوق دانشگاه آزاد اسلامی، فعال فرهنگی
288- حمید سالاری ، دانشجوی دکترای مدیریت بازرگانی دانشگاه ازاد تهران جنوب ، جانباز و بسیجی
289- سمیه احمدی، کارشناسی ارشد جامعه شناسی انقلاب، عضو انجمن مستقل دانشگاه شاهد، شورای خواهران تشکل علم و دین، مستند ساز و عضو خانه مستند انقلاب اسلامی، شورای مرکزی جبهه فکری فرهنگی انقلاب
290- روح الله شیرانی فرادنبه، کارشناس ارشد مهندسی معدن دانشگاه تربیت مدرس، فعال دانشجویی
291- مجتبی طالاری، دکتری داروسازی دانشگاه علوم پزشکی شهیدبهشتی، فعال سیاسی
292- هاتف خالدی، دکترای مکانیک از سوئد، سابقه بیش از ده سال فعالیت های عدالت خواهانه در فضای مجازی و مجلات و تارنماهای خبری کشور.
293- محسن نیک بخش، کارشناسی حقوق، مدیر کانون مسجد امام حسین
294- مجتبی مزروعی، سطح ۴ حوزه علمیه قم، مبلغ حوزه، فعال فرهنگی
295- سروش مومنی، دانشجوی رشته دندان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی کرمان، فعال دانشجویی
296- مرتضی ولی‌نژاد، کارشناسی ارشد فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه تهران ، شورای بسیج دانشکده علوم اجتماعی ، فعال در موسسات اشراق، تمدن، امت واحده
297- کمال الدین رستمی امانی، کارشناسی مهندسی عمران دانشگاه امام حسین، فعال دانشجویی
298- امیر محمد ابهری، کارشناسی ارشد مهندسی معدن-اکتشاف، عضو سابق شورای نقش آفرینی تخصصی و عمومی بسیج دانشجویی دانشگاه امیرکبیر.
299- جواد رضایی پور، فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد مهندسی هوافضا دانشگاه صنعتی امیرکبیر، مسئول سابق واحد سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه امیرکبیر.
300- محسن حسن نژاد، دانشجوی هوافضای دانشگاه صنعتی شریف، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان مستقل

No responses yet

Mar 29 2018

جدال اطلاعات سپاه با قاسم سلیمانی بر سر چیست

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سپاه,سیاسی

رادیوفرانسه: سایت بهار وابسته به محمود احمدی نژاد متن کامل دفاعیات حمید بقایی، دستیار و معاون پیشین محمود احمدی نژاد، در دادگاه ۱۰۵٧ کارکنان دولت به ریاست قاضی حیدری را منتشر کرده است. در دفاعیه اش، حمید بقایی اتهام دریافت حدود ٣ میلیون و ٧٠٠ هزار یورو و چند هزار دلار وجه نقد از سوی سردار قاسم سلیمانی، فرماندۀ سپاه قدس، را تکذیب کرده و آن را اتهامی غیرمستند و واهی خوانده است.

حمید بقایی تأکید کرده است که طرح کنندۀ این اتهام سازمان اطلاعات سپاه پاسداران است. در واقع، سازمان اطلاعات سپاه پاسداران مدعی است که این مبالغ جهت پرداخت رشوه به برخی رهبران کشورهای آفریقایی در چهاردهم مرداد ماه سال ۱٣٩۲ از سوی سردار قاسم سلیمانی در اختیار حمید بقایی قرار گرفته است.

حمید بقایی در دفاعیه اش پرسیده است : “به فرض محال که این اتهام صحت داشته باشد، آیا در این صورت من مقصرم یا آقای سردار قاسم سلیمانی که تحویل دهندۀ ارز بوده است؟” حمید بقایی همچنین پرسیده است : از کجا معلوم است که این ارزها صرف همان منظوری نشده که از سوی سردار قاسم سلیمانی طلب شده است؟

در واقع با این توضیحات و پرسش ها می توان پی برد که از خلال طرح اتهام فساد مالی علیه حمید بقایی، سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، خواسته یا ناخواسته شخص قاسم سلیمانی، فرماندۀ سپاه قدس، را نیز در مظان اتهام قرار داده است.

محمود احمدی نژاد در نامه ای که دراینباره خطاب به قاسم سلیمانی نوشته نفس دریافت این پول ها را انکار نکرده، ولی او تأکید کرده است که این مبالغ از سوی سردار سلیمانی به خود او پرداخت شده و در نتیجه موضوعی است میان او، به عنوان رئیس جمهوری وقت، و فرماندۀ سپاه قدس سپاه پاسداران ایران، سردار قاسم سلیمانی.

در نامه اش به فرماندۀ سپاه قدس، محمود احمدی نژاد همچنین از قاسم سلیمانی خواسته بود که در واکنش به اقدامات دستگاه قضایی (و سازمان اطلاعات سپاه پاسداران) سکوت اختیار نکرده و از خود واکنش نشان بدهد.

تاکنون رهبر جمهوری اسلامی، به عنوان فرماندۀ نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، در خصوص این مسئله موضعگیری نکرده است. اما، با استناد به دو دستور مهم او می توان پی برد که او نیز درگیر جدال های پنهان میان فرماندهان سپاه پاسداران شده است.

رهبر جمهوری اسلامی که با شعار “اقتصاد مقاومتی” طی دو سال پیاپی خواستار حضور پررنگتر سپاه پاسداران در اقتصاد کشور شده بود، به تازگی از وزیر دفاع دولت یازدهم خواست که مانع از “فعالیت های اقتصادی غیرمرتبط” نیروهای نظامی کشور بشود، هر چند سپاه پاسداران انجام هر گونه “فعالیت اقتصادی غیرمرتبط” را تکذیب کرد.

رهبر جمهوری اسلامی ایران در پیام اخیر نوروزی اش سال ۹٧ را سال حمایت از کالاهای داخلی نامید. بسیاری از ناظران این شعار را علیه آن دسته از فرماندهان سپاه پاسداران تعبیر کردند که درگیر واردات قاچاق کالا در کشور هستند که رقم غیررسمی آن به بیش از ۴٠ میلیارد دلار در سال بالغ می شود.

در نامه ای که محمود احمدی نژاد پریروز ششم فروردین خطاب به رهبر جمهوری اسلامی ایران، علی خامنه ای، نوشت بار دیگر حمید بقایی را فردی “پاکدست” توصیف کرد و اتهامات ایراد شده علیه او را بی اساس خواند و به همین خاطر خواستار “دستور قاطع” رهبر جمهوری اسلامی برای رفع اتهام از حمید بقایی شد.

No responses yet

Mar 24 2018

چهره تازه فساد در سیاست ایران، شائبه فساد در ۶۳حساب بانکی قوه قضاییه که به نام رئيس قوه قضاییه بود، از سال ۹۵ مطرح شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دانشجویی,دزدی‌های رژیم,سپاه,سیاسی,ملای حیله‌گر

ایران وایر: مهم ترین سوژه اقتصادی و سیاسی سال ۹۶ در ایران، «فساد» بود. فساد در ایران که آیت الله خامنه ای و صادق لاریجانی،‌ رهبر و رئيس قوه قضاییه ایران مخالف «سیستماتیک» توصیف کردن آن هستند و بسیاری از اقتصاددانان عقیده دارند سیستماتیک شده، در سال۹۶ یک مولفه «اقتصادی» نبود، بلکه به یک جهت دهنده تعیین کننده در حوزه های سیاسی و اجتماعی تبدیل شد. چند پرونده مهم:

1- شائبه فساد در ۶۳حساب بانکی قوه قضاییه که به نام رئيس قوه قضاییه بود، از سال ۹۵ مطرح ولی در سال۹۶ کماکان به عنوان یک ابزار سیاسی قدرتمند در نبرد سیاسی بین محمود احمدی نژاد و یارانش با صادق لاریجانی مورد استفاده قرار گرفت. اهمیت این ابزار از این نظر دوچندان بود که از نظر طیف احمدی نژاد، خانواده لاریجانی ها دورخیز سیاسی بلندی برای آینده خویش برداشته و فکر مناصب بالاتر در ساختار سیاسی هستند و اثبات و ترویج چنین اتهاماتی می توانند کار آنها را در چنین مسیری دشوارتر و حتی غیرممکن کند. در همین حال، پرونده پیچیده و مفصل حمیدرضا بقایی، معاون اجرایی دولت احمدی نژاد، یکی از کش دارترین پرونده های مبارزه با فساد در ایران بوده که منجر به تشدید شکاف های سیاسی بین محمود احمدی نژاد و آیت الله خامنه ای و تغییر سرنوشت یاران احمدی نژاد شد. این پرونده همچنین به یک نماد مبارزه سیاسی بین احمدی نژادی ها و لاریجانی ها تبدیل شده و پای چهره های نظامی قدرتمندی چون قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه را به میان کشیده است. نمونه دیگر این چالش ها را می توان بازگشایی پرونده فساد شهرداری تهران توسط محمدعلی نجفی دانست. تمرکز اصلاح طلبان حاضر در شورای شهر بر فساد، یک نقطه تحریک کننده قوی برای تشدید فشارها علیه شهردار تهران بود؛ فشارهای سیاسی و امنیتی که اگر عامل اصلی استعفای زودهنگام شهردار تهران نبوده باشند، حتما یکی از عوامل مهم بوده اند.

2- پرونده نفتی بابک زنجانی در سال۹۶ نیز کماکان به عنوان یک نقطه عطف تعیین کننده در موازی کاری و تقابل دستگاه های امنیتی مطرح بود. در این پرونده، وزارت اطلاعات خواهان تسلط بر پرونده بود و حسن روحانی، رئيس جمهور ایران نیز این درخواست را علنی مطرح کرد با این حال صادق لاریجانی، رئيس قوه قضاییه گفت این درخواست با مخالفت یک نهاد دیگر که مشخص شد سازمان اطلاعات سپاه است، مواجه شده است. در پرونده بابک زنجانی، گزارش های زیادی درباره نقش برخی اعضای سازمان اطلاعات سپاه در پشت پرونده بابک زنجانی مطرح شده است. نبرد دو سازمان اطلاعاتی در ایران بر سر کنترل این پرونده، نشان دهنده تعیین کننده ترشدن پرونده های فساد اقتصادی در ساختار امنیتی ایران شده است.

3- پرونده اتهام فساد مالی علیه حسین فریدون، برادر حسن روحانی اگرچه آنطور که پیش بینی می شد در جریان رقابت های انتخاباتی باز نشد ولی در روزهای پس از انتخابات، بازداشت موقت حسین فریدون به عقیده برخی تحلیل گران نقش مهمی در چرخش های سیاسی پس از انتخابات حسن روحانی، رئيس جمهور ایران داشت. این پرونده کماکان باز است، حسین فریدون، که روزگاری به عنوان چشم و گوش رئیس جمهور شناخته می شد، پس از آزادی با قید وثیقه کاملا به حاشیه رفته است و ادبیات سیاسی حسن روحانی هم گردش محسوسی به سمت اصولگرایان داشته است. بازداشت مهدی جهانگیری، برادر اسحاق جهانگیری، معاون اول رئيس جمهور یک پرونده دیگر فساد در اقتصاد ایران بود که تبعات سیاسی فوری داشت. تحت تاثیر این پرونده، موقعیت سیاسی اسحاق جهانگیری دچار تزلزل بیشتری شد. او که در انتخابات به نماد محبوب اصلاح طلبان تبدیل شد و به همین سبب مورد غضب رهبر جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت، یک ماه پیش گفت در جریان رقابت های انتخاباتی اندکی در انتقاد از اصولگرایان اندکی زیاده روی کرده است. این عقب نشینی سیاسی به طور محسوسی ناشی از بازگشایی پرونده های جدید در زندگی اسحاق جهانگیری بود.

4- بازداشت چند مقام ارشد اقتصادی سپاه و عیسی شریفی، قائم مقام محمدباقر قالیباف در شهرداری تهران، یک بخش از سلسله عملیات های معطوف به مبارزه با فساد بود که توسط سازمان اطلاعات سپاه صورت گرفت. چهره های بازداشت شده در مراودات اقتصادی بین سپاه و شهرداری تهران ارتباط تنگاتنگی داشتند. برملاشدن ارتباطات فاسد این مقام های ارشد نظامی بار دیگر بحث ها درباره حدود و تبعات اقتصادی فعالیت های سپاه را به یک سوژه مهم رسانه ای تبدیل کرد. نتیجه بحث های عمومی درباره فساد چهره های نظامی، توصیه به خروج نهادهای نظامی از اقتصاد ایران بوده است. به گفته حسام الدین آشنا، مشاور حسن روحانی بحث حدود و پیامدهای فعالیت های اقتصادی نهادهای نظامی در شورای عالی امنیت ملی هم مورد توجه قرار گرفته است. انتظار می رفت نتیجه این بحث ها، تسریع خروج نهادهای نظامی از بخش های اقتصادی باشد. موضوعی که توسط امیرحاتمی، وزیر دفاع ایران هم اعلام شد ولی در عمل اتفاق مهمی رخ نداده، بلکه موافقت و حمایت حسن از واگذاری مسئولیت مبارزه با قاچاق کالا و ارز به سپاه، می تواند قدرت مانور سپاه در این زمینه را بیشتر کند. رابطه سپاه و فساد در سال آینده هم یک نقطه مهم و کانونی در منازعات سیاسی خواهد بود. بسیاری از خرده پرونده ها و اطلاع رسانی هایی که درباره فساد می شود، را باید ذیل این رابطه تعریف کرد. طرفین به خصوص سپاه برای ایجاد مانع در مسیر مبارزه با فساد، پرونده هایی که شبیه گروگان گیری سیاسی است را علنی می کنند. بازداشت برادران افراشته پور و طرح اتهام های اقتصادی علیه سیروس ناصری، دیپلمات نزدیک به حسن روحانی، دو نمونه روشن از این گروگانگیری ها و ترسیم چهره ضدفساد از سازمان اطلاعات سپاه بود. سازمان اطلاعات سپاه در حال حاضر با مانور گسترده رسانه های نزدیک به سپاه، یک پشتیبان مهم برای تصویب طرح اعاده اموال نامشروع مسئولان است که می تواند قدرت و تسلط این نهاد را دوچندان کند.

5- فساد صندوق های مالی و اعتباری که دو سال است دولت حسن روحانی را رنج می دهد، در سال ۹۶ به عنوان مهم ترین بستر اعتراض های خیابانی، بسیاری از شهرهای ایران را درگیر خود کرد. دولت ایران برای جبران خسارت سپرده گذاران مجبور به پرداخت بیش از ۱۴هزار میلیارد تومان شد ولی این رویکرد نیز منحر به حل مشکل نشد. بحران صندوق های مالی را می توان یکی از عمیق ترین و پیچیده ترین بحران های اقتصادی سال های اخیر توصیف کرد که پیامدهای سیاسی و اجتماعی قدرتمندی در جامعه ایران برجای گذاشت. در جریان اعتراض های دی ماه ۹۶ نیز برخی از مهم ترین شعارهای انتقادی معترضان مانند «یک اختلاس کم بشه،‌ مشکل ما حل میشه»، ناظر به تعیین کنندگی فساد در جهت دهی و قدرتمندسازی اعتراض های ضدحاکمیت بود.

6- «ژن خوب»، تازه ترین و یکی از منفورترین عبارت های ادبیات سیاسی ایران است که ترجمه بروزشده «آقازاده ها» بود و از نظر افکار عمومی نسبت مستقیمی با فساد اقتصادی داشت. واکاوی عمده پرونده های مرتبط با «ژن خوب» در رسانه ها، افکار عمومی را به سمت مجموعه از رانت های اقتصادی هدایت می کرد که نشان دهنده سیستماتیک بودن فساد در ساختار اقتصادی ایران است.

این نمونه ها نشان می دهند دشوارترین و پیچیده ترین مناسبات سیاسی، حساس ترین حوادث پیش رو و نوع آرایش داخلی و همچنین تقابل جناح های سیاسی، آینده نهادهای نظامی و درگیری های امنیتی بالادستی به زلف فساد گره خورده است.

این حجم از پیچیدگی «فساد» و «سیاست» در چهار دهه کم نظیر و به همان نسبت خطرناک است. این خطر تنها متوجه بازیگران فاسدی که درگیر رقابت های سیاسی هستند،‌ نیست. چالش های سیاسی با پشت پرده فساد، به همان اندازه که می تواند ریسک دعوای بین بازیگران سیاسی را بالا ببرد، مانند دعوای احمدی نژادی ها – لاریجانی ها، می تواند شانس لابی و معامله بین بازیگران سیاسی در پشت پرده را افزایش دهد، مانند لابی های معمول بین نمایندگان مجلس و وزرا در جریان استیضاح که بخش هایی از آن فاش می شود.

در سطح اجتماعی نیز واکنش های منفی به پرونده های اختلاس، بحران صندوق های مالی و اعتباری و پدیده «ژن خوب»، مولفه «فساد» را به یک جهت دهنده کلان و مهم در بسترسازی، شکل دهی و اوج گیری اعتراض ها تبدیل کرد. این زاویه از تاثیرگذاری «فساد» نیز در چهار دهه گذشته کم نظیر بوده است.

در دو دهه گذشته، «فساد» به رمز بقا و کلید موفقیت در ساختار سیاسی ایران تبدیل و اسم رمز صعود بوده است. تقریبا همه جریان های سیاسی در ایران حداقل در زمینه فساد با هم اشتراک سابقه دارند و فساد شبیه خون در رگ های جمهوری اسلامی شده و معیار مهمکارآمدی. در دوران تحریم، دور زدن تحریم ها، جز با ورود به مسیرهای پر از ریسک و فساد ممکن نبود و همین تکنیک ها و تاکتیک های استوار بر فساد که پرونده بابک زنجانی تجلی آن بود، به صراحت مورد تمجید آیت الله خامنه ای قرار گرفت و نمونه مهارت و کارآمدی قلمداد شد. اسم رمز کارآمدی اکنون به اسم رمز سقوط تبدیل شده و سیاستمداران اصولگرایی چون احمد توکلی به صراحت درباره خطر سقوط نظام ناشی از فساد هشدار می دهند.

این فراز و فرود عجیب که مسبب ظهور مکانسیم های تازه در خلق و درک تحولات سیاسی ایران بوده است، در سال۹۷ هم به حضور قدرتمندش ادامه خواهد داد. «فساد» تا اطلاع ثانوی مهم ترین مولفه سیاست ایران است.

No responses yet

Mar 18 2018

پیشنهادهای مهم دکتر احمدی نژاد به رهبر معظم انقلاب برای اصلاح امور و نحوه مدیریت کشور

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

دولت بهار: پیشنهادهای مهم دکتر احمدی نژاد به رهبر معظم انقلاب برای اصلاح امور و نحوه مدیریت کشوردولت بهار: دکتر احمدی نژاد روزهای ۳۰ بهمن گذشته و ۲۲ اسفند ماه جاری ، با ارسال دو نامه جداگانه به رهبر معظم انقلاب، پیشنهادهای مهمی را برای برون رفت از وضع پیچیده و سخت موجود به ایشان ارائه کرد و فهرست جامعی از اقدامات ضروری برای اصلاح امور جاری کشور را به آن ضمیمه ساخت که برای اولین به اطلاع عموم می رسد.

به گزارش دولت بهار، محورهای مهم مندرج در نامه دکتر احمدی نژاد به رهبر معظم انقلاب که سی ام بهمن ماه گذشته برای ایشان ارسال شده است بدین شرح است:

این گونه القاء شده است که حضرتعالی به تصریح و تلویح به اینجانب که 8 سال به انتخاب و خواست مردم و علیرغم اراده جناح های سیاسی و نهادهای قدرت، مسئولیت بخشی از قوه مجریه را بر عهده داشتم فرموده اید که حق حرف زدن در مسائل اصلی کشور را نداشته و باید ساکت بمانم.

اگر بنده به عنوان کوچک ملت و امثال بنده در برابر مشکلات و ایرادهای اساسی در نحوه اداره کشور سکوت نماییم، اولاً آیا این مشکلات و ایرادها وجود نخواهد داشت و خود به خود مرتفع شده و مردم راضی خواهند شد؟ و دشمنان از این ضعف ها سوء‌استفاده نخواهند کرد؟ ثانیاً درصورت سکوت، با مسئولیت الهی، قانونی و انقلابی خود چه کنیم؟ جواب خداوند ، مردم ، امام ، شهدا و تاریخ را چه بدهیم؟

اگر قرار باشد کسانی به صرف 8 سال مسئولیت، حق حرف زدن نداشته باشند، آیا دیگران به سکوت و پاسخگویی اولی نخواهند بود؟

امروز نارضایتی عمومی از عملکرد نظام ، بسیار بالا و جدی است و به سرعت در حال گسترش به اصل انقلاب است.

چگونه می توان از وضع بسیاری از خانواده ها که به دلیل فقر و گرانی و ناتوانی در تامین هزینه های اولیه زندگی در حال متلاشی شدن هستند مطلع بود و کاری نکرد؟

آیا می شود خبردار شد که گروه‌هایی از مردم به دلیل سیاست‌های غلط اقتصادی و تداوم رکود و فقر، ناچار به عبور از شرافت و نوامیس خود شده اند و آنگاه ساکت بود و دم برنیاورد؟ چگونه می توان صف طولانی فروش کلیه به علت فقر را مشاهده کرد و ساکت ماند؟

آیا می شود وضع شکننده بسیاری از بازنشستگان، کارمندان، کسبه، کشاورزان جزء، کارگران ساختمانی و روزمزد و دستفروشان و ورشکستگان ناشی از شرایط اقتصادی کشور و بسیاری از دانشجویان را مشاهده کرد و بی‌تفاوت بود؟

چطور می توان اطلاع داشت که گروه‌هایی از مردم ، از داشتن حتی یک وعده غذا در روز محرومند و آنگاه آسوده خاطر هم بود؟ چگونه می توان از استیصال افراد جویای کار که شخصیت و همه آرزوهای خود را خرد شده و نابود می بینند خبردار شد و کاری نکرد؟

آیا می شود در کنار فقر گسترده مردم ، از سوء‌استفاده های کلان بانکی و غیر بانکی مطلع بود و دم فروبست؟ و در برابر تضییع گسترده حقوق اساسی و آزادی و کرامت مردم، مصرح در قانون اساسی ، بی‌تفاوت بود؟

چگونه امکان دارد از تبعیض و ظلم حاکم بر برخی از مراکز به خصوص در دستگاه قضایی و برخوردهای تند امنیتی و قضایی با گروهی از مردم و جوانان به صرف انتقاد ، اعتراض یا مخالفت با برخی اشخاص یا رفتارها ، اطلاع داشت و ساکت بود؟

آیا اطلاع روشنی به شما رسیده است که در زندان ها چه می گذرد و چه بر سر جوانانی که به دلیل اعتراض به وضع موجود، زندانی شده اند، می آید؟ ذکر برخی مطالب برای اینجانب بسیار سخت است. آیا از وضع دادگاه های خانواده گزارش دقیق و مستندی به جنابعالی داده شده است؟

آیا از صف های طولانی مردم در سفارتخانه های خارجی در ایران و در کشورهای همجوار برای دریافت ویزای اقامت و مهاجرت از کشور گزارشی به جنابعالی رسیده است؟

آیا اطلاع دارید که اکثریت قابل توجهی از مردم برای کسب اخبار و اطلاعات به رسانه های غیر رسمی و یا بیگانه مراجعه می نمایند و یا اینکه اظهارات مقامات و رسانه های رسمی کشور را وارونه می پندارند؟

متاسفانه طی چند دهه، سه سیاست رفتاری در کنار اشکالات متعدد ساختاری، باعث تداوم و تعمیق مشکلات و انباشت نارضایتی عمومی گردیده است. سیاست اول؛ امنیتی کردن و بستن فضای کشور است. سیاست دوم؛ تبلیغ و ادعای این امر است که همه جا بدتر از ایران یا حداکثر شبیه ایران است، پس همه باید ساکت و شاکر باشند و سیاست سوم عدم شفافیت در امور مهم و پنهان داشتن مسائل اساسی از مردم بوده است.

سیاست های غلط رفتاری، باعث ایجاد رانت ها، فرصت های ویژه و سوء استفاده های کلان از اموال عمومی و حیثیت ملت از یک سو و تضییع حقوق اساسی ملت و کنار گذاشتن مردم و نظرات آنها از تصمیم گیری های اصلی کشور شده که خود فاجعه ای بزرگ‌تر است.

این سیاست ها، رفتارها و اندیشه ها ، در کنار ناکارآمدی ساختاری، موجب بروز بسیاری از نابسامانی ها در اداره کشور و نارضایتی عموم مردم و امیدواری دشمنان برای نقض استقلال و حاکمیت ملی ما شده است تا آنجا که امروز ، امید عمومی به اصلاح وضع از طریق ساختارهای موجود به صفر نزدیک شده است.

اکثریت قاطع ملت خواهان تغییرات اساسی اند. عده ای به دنبال تغییر حتی با روش های خیلی تند و درگیری‌اند و عده ای نیز از بیم تبدیل شدن به شرایط برخی کشورهای منطقه و آسیب دیدن کشور و مردم، به دنبال روش‌های دیگری هستند. معلوم است که بهترین راه، انجام اصلاحات اساسی در درون سیستم است.

گرچه فرصت های فراوان از دست رفته و جز اندکی از آن باقی نمانده و می دانم که این سخنان موجب افزایش فشارها بر اینجانب و دوستانم می گردد لیکن با اندک امید به اصلاح، موارد و پیشنهاداتی را تقدیم داشته و امیدوارم که موثر واقع گردد.

همه امور کشور باید بر اساس رای و نظر مردم اداره شود. این نص صریح قانون اساسی است. هیچ کس نباید خود را برتر از مردم و صاحب و مالک کشور تلقی کرده و جای مردم را در تصمیمات کلان بگیرد. متاسفانه عده ای قلیل خود را اصل و مردم را فرع تلقی کرده و بر همین اساس برنامه‌ریزی و اقدام می نمایند و نقش مردم را در حد به کرسی قدرت نشاندن آنان تقلیل داده اند. آیا نادیده گرفتن حق حاکمیت و تعیین سرنوشت مردم نقض عهد و ظلم بزرگی به انقلاب، نظام و مردم نخواهد بود؟

اصل آزادی باید به رسمیت شناخته شود. آزادی از آرمانهای بلند انقلاب و آرزوی تاریخی بشر و امری مقدس و آسمانی است. همه انبیاء و صلحا در اصل برای تامین آزادی مردم آمده اند. آزادی موجب شکوفایی عقول و اندیشه ها و رشد جامعه و کشور و در نتیجه باعث نظارت عمومی و حمایت گسترده تر و آگاهانه تر مردم از انقلاب و مسیر حقیقی نظام خواهد شد و خطر انحراف از اهداف را منتفی خواهد کرد.

قرار بود دستگاه های قضایی، زندان ها و نهادهای انتظامی محدود و کوچک و به دانشگاه برای آموزش و تربیت تبدیل شوند. آیا در طول دهه های اخیر این نهادها کوچک‌تر شده و یا موجب ارتقاء فرهنگ عمومی شده اند؟

آزادی بیان و داشتن رسانه از حقوق اساسی مردم مندرج در قانون اساسی است. متاسفانه برخوردهای یک جانبه و تند امنیتی و قضایی، فشار سنگینی بر اهالی این عرصه وارد کرده و امکان ایفای رسالت اطلاع رسانی، گردش آزاد اطلاعات و نشر حقایق و اندیشه را به شدت کاهش داده است.

دولت و نهادهای حکومتی هرگاه اراده کنند به طور یک طرفه حقوق مردم را نقض و یا محدود می کند. علاوه بر وزارت ارشاد، دستگاه قضایی نیز بدون طی مراحل رسیدگی، مستقیماً وارد می شود و سایت ها را فیلتر و از انتشار مطبوعات جلوگیری می نماید و حتی بعضاً افراد را دستگیر و خسارت سنگین مادی و معنوی وارد می‌کند و به هیچ مرجعی نیز پاسخگو نیست. به اتهامات سیاسی افراد را دستگیر می کند ولی قوانین مربوطه از جمله وجود هیئت منصفه را به رسمیت نمی‌شناسد.

اینک پس از 4 دهه نه تنها از آزادی سیاسی خبری نیست بلکه آزادی در عرصه‌های دیگر نیز به محاق رفته است. دولت و نهادهای حکومتی و عوامل امنیتی بر عرصه‌های فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی سیطره کامل دارند و فعالیت‌های مردم در این زمینه ها با محدودیت ها و فشارهای فراوان رو به روست.

صدا و سیما که باید در خدمت آرمانها، بسط آزادی، تعاطی افکار و اندیشه ها و صیانت از حقوق اساسی مردم باشد، به یک ابزار جناحی در مقابل مردم تبدیل شده است. بر خلاف قانون به افراد و مجموعه های انسانی تهمت و افترا می زند ولی فرصت پاسخگویی نمی دهد بلکه طلبکار هم می شود. در حالیکه بالاترین ضربات را به اعتماد عمومی مردم وارد می کند اما از موضع مدعی و مرشد و طلبکار برخورد می کند.

یک مامور وزارت اطلاعات یا سازمان اطلاعات سپاه یا حفاظت اطلاعات قوه قضاییه می‌تواند یک فعال فرهنگی یا اجتماعی و یا اقتصادی را بدون دلیل موجه و برای سوءاستفاده به خاک سیاه بنشاند و آن فعال نیز دستش به جایی نرسد.

تعدی نهادهای حکومتی حتی به زندگی و حریم خصوصی مردم نیز توسعه داده شده است. ضابطین قانونی و غیر قانونی در تمام زندگی مردم دخالت می‌کنند. با و بدون حکم قضایی بی‌محابا منزل و محل کار مردم را تفتیش کرده و هر چیزی را پیدا کنند، بر خلاف قانون پرونده‌سازی می‌کنند و مسئولین قضایی نیز بدون توجه به حریم قانون و اخلاق بر اساس آن حکم محکومیت مردم را صادر می نمایند.

امروز آشکارا طبقه ممتازه‌ای از اشراف سیاسی و اقتصادی شکل گرفته که از انواع فرصت ها، رانت ها و امکانات برخوردار است و در مقابل، اکثریتی از مردم به شدت احساس تبعیض و بی عدالتی می نمایند. شرایط به گونه ای شده است که سخن از عدالت بسیار غریب و مورد تمسخر و هجوم همان طبقه اصحاب قدرت است.

برخی از نمایندگان مجلس، مقامات ارشد قضایی، مراجع تقلید، مقامات ارشد نظامی، نمایندگان و منصوبین رهبری و سیاسیون و صاحب منصبان دولتی تقریباً از هر نوع تعقیب قضایی مصونیت دارند، در امور کشور دخالت می کنند، هر تهمت و افترایی به دیگران می زنند، با افراد برخورد می کنند، در استفاده از قدرتی که ملت به آنها داده است علیه مردم سوء‌استفاده می کنند، درحالی که هیچ مرجعی نیز برای رسیدگی وجود ندارد.

در دستگاههای حکومتی ظلم هایی می شود که هر یک برای اسقاط یک امپراطوری بزرگ کفایت می کند.

آیا توسعه روزافزون فاصله طبقاتی و فقر در جمع کثیری از مردم و هم‌زمان، انباشت ثروت های کلان و بادآورده در دست عده ای قلیل نباید این تنبه را ایجاد کند که راه را اشتباه می رویم؟

وقتی اغلب مقامات ارشد خود در کارهای اقتصادی دخیل هستند، صحبت از آزادی و عدالت و حقوق مردم آیا جایگاهی خواهد داشت؟

ظاهراً هرگونه مطالبه و سخن گفتن از ده ها آرمان بلند انسانی و الهی انقلاب، تحت این عنوان که همه آنها با وجود ولایت فقیه قابل تامین و تحقق است به کناری نهاده شده‌اند و ولایت فقیه تنها ارزش اصیل معرفی می شود، اما هم زمان مطالبه و صحبت کردن از هر یک از آن ارزش ها و آرمانها تحت عنوان ضدیت با ولایت فقیه مورد هجوم و برخورد قرار می گیرد.

مگر قرار نبود که نظام ولایت فقیه همین آرمانها و حقوق و مطالبات بر حق و تاریخی مردم را برآورده سازد و مگر نه اینکه چون ولی فقیه در انجام این رسالت، صالح تشخیص داده شده بر مسند نشسته است؟ یک جوان و یا فرد ایرانی چگونه و از کدام مرجع باید این حقوق و آرمانها را مطالبه کند که به ضدیت با ولایت فقیه و انقلاب و یا اقدام علیه نظام متهم و محکوم نشود؟

وظیفه شورای نگهبان تطبیق مصوبات مجلس با قانون اساسی و شرع، تطبیق ویژگی‌های داوطلبین مجلس و ریاست جمهوری با قانون و نظارت بر انتخابات است. در وظایف شورای نگهبان موضوعی به نام مصلحت اندیشی پیش‌بینی نشده است.

مدت هاست که شورای نگهبان به جای انجام این وظیفه معین در انتخابات، خود را مسئول مهندسی انتخابات پنداشته و به جای مردم تصمیم می گیرد. این روند منجر به تشکیل مجلس ضعیف و ناکارآمد و البته با اختیارات وسیع و بدون هرگونه مسئولیت و پاسخگویی شده است. انتخابات دو دوره اخیر ریاست جمهوری نیز با مهندسی شورای نگهبان در امر انتخابات برگزار گردید و نتیجه آن در برابر مردم است.

چرا باید عبور از فیلتر شورای نگهبان به یک رانت برای مهندسی انتخابات و کنار گذاشتن افراد واجد صلاحیت و مورد قبول مردم یا به ابزاری برای تحمیل افراد خاص تبدیل گردد؟

در سالهای اخیر در ارزیابی و رسیدگی به قوانین ، بعضاً ملاک های سیاسی مورد توجه قرار گرفته که منجر به ایجاد ساختارهای موازی و نامتوازن در نظام تصمیم گیری و انباشت اختیارات در یک سو و مسئولیت ها در سوی دیگر و تعمیق ناکارآمدی نظام شده است.

اختیاراتی که به رییس مجلس و رییس قوه قضاییه داده شده و حتی آنها را بر قوه مجریه مسلط ساخته، آشکارا خلاف قانون اساسی بوده و ساختار تصمیم گیری کشور را در هم ریخته و ناکارآمد ساخته است. این دو قوه از هر نوع نظارتی معاف شده و مصونیت یافته اند اما می توانند بر دولت نظارت و حتی حکومت کنند. در حالی‌که آراء اصلی و عمومی مردم تنها در انتخاب رییس جمهور بروز و ظهور می‌یابد.

علیرغم حضور بسیاری از کارکنان و قضات مومن و شجاع، روند حرکت دستگاه قضا در دهه های اخیر نزولی بوده است و امروز اکثریت مردم امیدی به احقاق حق از مسیر قانونی در این دستگاه ندارند.

مقامات ارشد این دستگاه که نوعاً فاقد پیشینه علمی و تحصیلاتی در امر حقوق و قضا بوده و تقریباً از طریق تجربی ، مطالبی آموخته اند، با رفتارهای خلاف قانون و اخلاق، عدم صلاحیت خود را برای این مناصب بسیار مهم، آشکارا در برابر مردم قرار داده و به اثبات رسانده اند.

تمرکز اختیارات گسترده و بدون کوچکترین نظارت مستقل و پاسخگویی، فساد را در دستگاه قضایی توسعه داده است، لذا بسیاری از قضات و کارکنان شریف دستگاه قضایی از این وضعیت ناراحت و ناراضی‌اند و آن‌را آشکارا بیان می کنند.

اصلاح ساختار، کاهش و تفکیک اختیارات و پاسخگو کردن مقامات و الزام به برگزاری علنی دادگاه‌ها برای تامین نظارت عمومی به عنوان بهترین عامل اصلاح سیستم ها، تعیین مرجع مستقل برای رسیدگی به شکایات از این دستگاه و نصب افراد واجد صلاحیت های مندرج در قانون اساسی از الزامات اولیه است.

مجلس قوی، کارآمد و مقتدر نیاز اساسی و از طریق تصویب قوانین کارآمد و موثر، عامل مهمی در سامان یابی امور و پیشرفت کشور است. علیرغم توسعه اختیارات و حوزه دخالت مجلس از طریق قوانین عادی، نه تنها شاهد اثربخشی بیشتر مجلس نبوده ایم بلکه روند نزولی کیفیت نقش‌آفرینی مجلس سرعت نیز گرفته است.

علیرغم شدیدترین نوع گزینش توسط شورای نگهبان و به تعبیر افراد دخیل، مهندسی انتخابات، امید عمومی به نقش‌آفرینی مجلس در دفاع از حقوق مردم و منافع ملی به شدت کاهش یافته است.

تدوین و تصویب قانون انتخابات مجلس در مرجع مستقل و مورد قبول مردم، اصلاح وضع بررسی صلاحیت ها ، تعیین حد قانونگذاری و اجرا ، علنی شدن رای گیری ها در مجلس ، رفع مصونیت نمایندگان مجلس و تعیین مرجع نظارتی ، تشکیل مجلس عالی تخصصی از جمله اصلاحات ضروری در روند کارکرد مجلس محسوب می شوند.

پراکندگی امور اجرایی موجب سلب مسئولیت از ارکان دولت و قوه مجریه شده است. هر نوع دخالت یا خلط در اختیارات و مسئولیت ها ، موجب بهم ریختگی سیستم و ناکارآمدی نظام اداره کشور خواهد بود. تعدد مراجع نظارتی موازی به ایجاد روابط نادرست و توسعه فساد و به امری علیه حقوق مردم منجر می شود.

تمام تصمیمات دولت باید شفاف و در منظر عمومی باشد. متاسفانه دولت ها به تعهدات قانونی و وعده‌های انتخاباتی پایبندی ندارند. باید با تعیین مقررات مستقلی ، امکان مطالبه و رسیدگی به این امور فراهم گردد.

متاسفانه دایره دخالت دولت در زندگی مردم از طریق مصوبات دولت و مجلس به طور مرتب گسترش یافته و دامنه آزادی‌های مردم کاهش می یابد. این دخالت‌ها باید به حداقل ها محدود شود.

متاسفانه برای شروع هر فعالیت فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و یا اقتصادی ابتدا الزام به اخذ مجوزات متعدد است. این الزامات در اغلب موارد از یک سو به فرصتی برای سوء‌استفاده و تحمیل سلایق و نظرات خاص و دخالت دولت در زندگی مردم و از سوی دیگر به یک رانت بزرگ و گسترده برای دریافت کنندگان و ارائه دهندگان مجوز و نهایتاً به افزایش هزینه تولید و خدمات و کندی رشد کشور تبدیل گردیده و موجب توسعه سازمان اداری و تحمیل هزینه های غیر ضروری و مضر بر مردم و بودجه کشور شده است.

اختیارات و تصمیمات و قراردادهای دولت باید کاملاً شفاف و در منظر مردم باشد. با توزیع اختیارات در واحدهای استانی و شهرستانی و مسئول شمردن آنان، باید فرصت دولت به سیاستگزاری و برنامه‌ریزی کلان و نظارت و پیگیری اجرا محدود شود.

منع قاطع نیروهای مسلح و نهادهای امنیتی از دخالت در امور سیاسی ، تعیین تکلیف نهادهای موازی ، بازنگری در نظام تصمیم گیری کشور ، بازنگری در سازماندهی سیاسی کشور و تاسیس دادگاه قانون اساسی از جمله اقدامات اصلاحی است که باید به اجرا گذاشته شود.

* محورهای مهم مطرح شده در دومین نامه دکتر احمدی نژاد که در تاریخ 22 اسفند ماه جاری به رهبر معظم انقلاب ارسال شده به شرح زیر است:

از مظاهر اصلی تعالی جامعه و چگونگی تحقق عدالت اجتماعی، پیشرفت و رفاه عمومی و رفع فقر و فواصل طبقاتی است که بیشترین اثر خود را در حوزه اقتصاد نمایش می‌دهد. فقر، موجب هلاکت انسانیت انسانهاست. عقب ماندگی ملی موجب خدشه بر استقلال و بی‌اعتباری مکتب و آرمانها می‌شود.

متاسفانه جمهوری اسلامی در عمل فاقد تئوری و نظریه روشن در باب اقتصاد است. علیرغم اینکه نظام اقتصادی ، نه سرمایه‌داری و نه دولتی به معنای مصطلح آن است، اما اشکالات و تبعات منفی هر دو را یک جا دارد.یعنی هم بی‌عدالتی، فاصله طبقاتی و فقر و هم فساد، رشوه و رانت اداری را با هم دارد.

نظام اقتصادی پیشنهادی، نظام اقتصادی مردمی است. از آنجا که همه ثروت زمین متعلق به همه مردم است ، می‌باید همه امکانات و فرصت ها، به طور عادلانه، در اختیار عموم قرار گیرد. باید امکان اندیشیدن، تصمیم‌گیری، عمل و پیشرفت ناشی از آن برای همگان فراهم گردد.

باید همگان را در ساختن و پیشرفت جامعه مشارکت داد و پیشرفت و رفاه فردی و عمومی را به دست آحاد مردم برای همگان تامین کرد. پیش فرض این اندیشه، مالکیت، مشارکت و اعمال اراده مردم در تمام امور جامعه، اعم از سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی به تناسب نیاز، استعداد و اراده آنها است.

امروزه سه جریان دائمی انتقال سرمایه اعم از مادی و انسانی از مناطق و طبقات محروم به مناطق و طبقات برخوردار و همچنین انتقال سرمایه از فعالیت های پایدار و اساسی به فعالیت های بی ثبات و گذرا در کشور شکل گرفته که عملاً فرصت فعال شدن استعدادهای عمومی را از بین می‌برد، جمعیت را درمناطق خاص متمرکز می‌ سازد ، فاصله طبقاتی را هر روز بیشتر و بیشتر می‌کند، فرصت‌های بادآورده برای عده‌ای فراهم می‌آورد و امکان ساختن و آبادانی سرزمین را به شدت کاهش می‌دهد.

متاسفانه تمام فعالیت های اقتصادی کشور به بانک‌ ها وابسته است و بانک ‌ها به بزرگترین قدرت فعال اقتصادی و تصمیم گیر اصلی در هدایت اقتصاد تبدیل شده و عموم مردم از تفکر، تصمیم‌گیری و عمل اقتصادی کنار گذاشته شده‌اند.

ذات نظام بانک‌داری در ایران ، بر خلق پول و ربا استوار است و این امر ، به معنای بدهکار کردن اکثریت قریب به اتفاق مردم و قدرتمند کردن صاحبان بانک‌ هاست.

بانک ‌ها منابع مردم را از تمام سرزمین جمع‌آوری کرده و با تشخیص خود به افراد، فعالیت ‌ها و مناطق خاص اختصاص می‌دهند. این امر بستر ساز و عامل تولید رانت، سوءاستفاده، تبعیض، فاصله طبقاتی و محرومیت در بخش های وسیعی از مردم و کشور است.

در این شیوه بانکداری، صاحبان منابع یعنی عموم مردم، خلع اختیار و انتخاب می شوند و بانک‌ها جانشین مردم شده و منابع مشاع را در چارچوب برنامه های خود مورد بهره‌برداری قرار می دهند و در اختیار هر کس که خود تشخیص می‌دهند می‌گذارند.

بانک‌ها به سپرده گذاران فقط سود می دهند و از متقاضیان فعالیت اقتصادی نیز فقط سود می گیرند. این عین ربا است. در یک مشارکت صحیح و سازنده، هم سپرده گذاران و هم گیرندگان تسهیلات، باید در سود و زیان شریک باشند. با تغییر دادن اسم وام به تسهیلات ماهیت عوض نمی‌شود.

در این شیوه بانکداری، امکان نظارت از جانب مردم و صاحبان منابع سلب شده و بانک نیز توان نظارت بر تمام فعالیت‌ها را ندارد. به علاوه، برقراری روابط نادرست ، تمام برنامه‌ریزی‌ها را فشل و ناکارآمد می‌نماید. متاسفانه اجازه جمع‌آوری منابع مردم و خلق پول و بهره‌برداری مشاع به بخش خصوصی نیز داده شده است که مشکلات را مضاعف و پیچیده‌تر کرده است.

پول اعتباری مهم‌ترین عاملی است که موجب خلق پول یعنی برداشتن از جیب همه مردم و اختصاص دادن به عده ای خاص می‌شود و این از مهم‌ترین ریشه‌های تمام مفاسد است. خلق پول به معنی خلق قدرت و ثروت بدون صلاحیت و بدون اجازه مردم و از جیب همه آنان و اجازه اعمال و توزیع گزینشی آن است، بنابر این پول باید واقعی شود.

بدون حضور، اندیشه، اراده، خلاقیت و مشارکت عموم مردم نمی‌توان به پیشرفت اقتصادی مناسب عادلانه، فراگیر و پایدار دست یافت. مردم باید خود به طور کامل وارد عرصه اقتصاد شوند. فعالین اقتصادی توانایی و طرح خود را ارائه دهند و صاحبان منابع با انتخاب خود و با عقد قرارداد معین با فعال اقتصادی، در کار او مشارکت کرده و البته بر آن نظارت نیز داشته باشند.

امروز بانک ها دارای سرمایه‌های عظیم راکد اعم از ملک، سهام، ارز، طلا و شرکت‌های متعدد هستند که عملاً بخش مهمی از منابع مردم را احتکار و از چرخه اقتصاد خارج کرده‌اند. همه این منابع باید آزاد شده و به مردم برگردد تا در اختیار مردم قرار گیرد و در چرخه صحیح اقتصاد وارد شود.

بانک مرکزی مسئول صیانت از منافع ملی و حقوق عمومی و پیشرفت اقتصادی است و باید از رهگذر تعریف درست از پول، نظارت بر چرخش آن و هدایت کلان فعالیت های اقتصادی و سرمایه‌گذاری از طریق وضع سیاست‌ ها و مقررات و نظارت، در خدمت کل جامعه باشد.

متاسفانه امروز بانک مرکزی بیشتر به مسئول تامین منابع دولت و جبران کننده کسری‌های دولت و جبران خلاءها و ضعف های ناشی از عملکرد غلط بانک ها تبدیل شده است.

بانک مرکزی صرفاً باید سیاست‌گذار، ناظر، خزانه دار ملی و حافظ حقوق عموم مردم در مناسبات پولی و مالی داخلی و بین‌المللی باشد.

سرزمین ایران با داشتن حدود 1% جمعیت و همین مقدار وسعت سرزمینی جهان، حدود 5% معادن شناخته شده را در اختیار دارد اما متاسفانه با سلطه عده‌ای خاص بر معادن، عموم مردم از منافع آن محرومند.

با برداشت سالانه حدود پانصد میلیون تن از ذخایر معدنی کمتر از 1000 میلیارد تومان نصیب دولت می‌شود که عمده آن هم صرف شناسایی معادن جدید و یا ارائه خدمات و تجهیز مراکز مربوطه و معادن موجود می‌شود.

با سپردن مدیریت واگذاری و بهره‌برداری از معادن به استانها و همچنین بخشی از درآمد معادن به امور عمرانی یا مردم استانها می‌توان این درآمد را ده‌ها برابر نمود و صرف پیشرفت و رفاه مردم کرد.

حدود 14 میلیون هکتار جنگل و بیش از یکصد میلیون هکتار منابع طبیعی و حدود 36 میلیون هکتار زمین قابل کشت در کشور وجود دارد. در حال حاضر حدود 8 میلیون هکتار زمین با کشت آبی و همین حدود با کشت دیم (به تناوب) مورد استفاده قرار می‌گیرد. بخش اصلی این منابع ، در احتکار دولت و البته مورد تاخت و تاز و تخریب گسترده متجاوزان قرار دارد.

اگر فقط 12 میلیون هکتار جنگل‌های غرب کشور با روش مناسب جهت نگهداری و بهره‌برداری به مردم سپرده شود، علاوه بر حفظ و توسعه آن، بیش از دو میلیون شغل ثابت و سالانه میلیون ها تن مواد غذایی و علوفه حاصل خواهد شد. فقط میوه بلوط آن که متاسفانه به دلیل عدم بهره‌برداری در حال نابودی است می‌تواند بخش مهمی از خوراک دام وارداتی را جایگزین نماید. در این صورت اشغال و تصرف و تخریب گسترده هم به شدت کاهش می‌یابد.

مردم را به بهانه صیانت، از جنگل بیرون کردند و اصرار دارند با معدودی مامور، هر چند البته فداکار، این وسعت عظیم را حفظ نمایند. معلوم است که این سیاست شکست خورده است. جنگل با حضور و مشارکت گسترده مردم و نظارت آنان و با بهره‌برداری صحیح حفظ می‌شود.

با طراحی منطقه ای و کشوری و تعیین حدود کاربری‌ها و بر اساس ضابطه می‌توان زمین را به شرط بهره‌برداری درست و در فرصت زمانی معین و با شرایط سهل در اختیار همه متقاضیان و فعالین اقتصادی در همه بخش‌ها و از جمله در بخش کشاورزی، دامی و باغی قرار داد. این کار می‌تواند بیش از 3 میلیون شغل پایدار ایجاد کرده و تولیدات کشاورزی و دامی را به 3 برابر افزایش دهد. به علاوه فرصت تصرف و اشغال و سوءاستفاده متجاوزان به منابع طبیعی را نیز از بین ببرد.

حدود %85 از منابع آبی کشور در بخش کشاورزی و با راندمان حدود %10 مصرف می شود. طی یک برنامه 5 ساله و با توسعه شبکه های آبیاری پیشرفته و تحت فشار و اصلاح قیمت آب، حداقل دو سوم این منابع قابل صرفه‌جویی است.

با تخصیص نیمی از مقدار صرفه‌جویی شده می‌توان در عمل سطح زیر کشت کشور را به دو برابر افزایش داد. این شدنی است و فقط نیازمند همت و برنامه عملیاتی است. به علاوه می‌توان امکان تغذیه و افزایش ذخایر آبی زیرزمینی را توسعه داد.

آب کم است ولی تمدن درخشان ایران در همین فلات کم آب شکل گرفته و می‌توان با مدیریت منطقی، علمی و مسئولانه ، فعالیت ‌ها را توسعه داد. این طرح در قالب برنامه و بودجه توسط دولت‌های نهم و دهم ارائه شد، لیکن در مجلس مورد بی‌توجهی قرار گرفت.

امروزه بنیاد 15 خرداد ، بنیاد مستضعفان ، ستاد اجرایی فرمان امام(ره) ، بنیاد تعاون سپاه ، بنیاد تعاون ارتش ، بنیاد تعاون بسیج ، بنیاد تعاون وزارت دفاع و بخش اقتصادی کمیته امداد امام(ره) بیش از 700 هزار میلیارد تومان ثروت دارند که مردم از گزارش کار و درآمد و محل مصرف آنها بی‌اطلاعند. اگر این ثروت آزاد شود و در اختیار مردم قرار گیرد آیا فقیری باقی می‌ماند؟ در آن صورت سرعت رشد کشور چقدر خواهد شد؟

بانک‌ های دولتی، شرکت ‌ها و دستگاههای دولتی بیش از سیصد هزار میلیارد تومان سهام بنگاهها، زمین، ساختمان، مهمانسرا و غیره در اختیار دارند که می‌تواند آزاد شود. اگر دولت بخش‌های خدماتی خود را واگذار نماید، مقادیر قابل توجهی نیز از آن محل درآمد خواهد داشت.

راهبرد توسعه صنعتی بسیار مهم است. صنعت باید متکی به منابع بومی و پایدار باشد، توسعه بخش صنعت باید به ادامه کار معادن، منابع بومی، نفت و انرژی، زمین، کشاورزی و دامداری و نیازهای پایه کشور مرتبط شود.

نفت و انرژی متعلق به مردم است ولی دولت با تصرف و تملک انحصاری آن و با بهره‌وری پایین ، درآمد آن را هزینه می‌کند. به علاوه رانتهای عظیم، توزیع ناعادلانه، ریخت و پاش اداری و سوءاستفاده های بزرگ نیز از تبعات مدیریت ضعیف و هزینه‌کردهای دولت از محل ثروت عظیم نفت و انرژی است. بخش مهمی از فاصله طبقاتی موجود، محصول نحوه توزیع یارانه‌ای این ثروت و نحوه استفاده از درآمد ناشی از فروش آن در اداره کشور است.

نفت و انرژی، متعلق به آحاد مردم است و باید مستقیماً و به طور مساوی در اختیار همه قرار گیرد. مردم باید خودشان خدمات مورد نیاز را تولید و عرضه و خودشان از محل منابع شخصی آن را خریداری کنند. در این صورت به سرعت فقر از بین خواهد رفت و با نظارت مردم کیفیت خدمات از جمله خدمات آموزشی و بهداشتی و غیره به سرعت افزایش خواهد یافت.

دخالت مستقیم و گسترده دولت در مدیریت انحصاری درآمد نفت و ارائه خدمات گوناگون با تصدی‌گری مستقیم دولت، فقط موجب افزایش هزینه و قیمت خدمات، سوءاستفاده های کلان و گسترش هزینه سنگین مدیریت غیربهره‌ور دولت بر مردم و اقتصاد ملی شده است.

دولت باید سیاست گذار، ناظر و نه مالک، متولی و متصدی و همه‌کاره باشد. از راه‌های اصلی ریشه‌کنی فقر و فاصله طبقاتی، توزیع درآمد نفت و انرژی بین مردم و ایجاد فرصت مدیریت مستقیم آنان بر منابع ملی است. ارزش نفت و گاز استحصالی با قیمت‌های فعلی جهانی بیش از 600 هزار میلیارد تومان است که فقط 30 هزار میلیارد تومان آن در طرح هدفمندی یارانه‌ها مستقیماً توسط خود مردم مدیریت می‌شود و مابقی را دولت مدیریت می کند.

نحوه طراحی شهری و روستایی موجب تراکم جمعیت و در هم ریختگی فرهنگی، تمرکز ثروت و افزایش قیمت‌ های ملک، ترافیک و آلودگی، فشار سنگین به طبقات متوسط و پایین‌تر برای تامین مسکن و ایجاد سوداگری و کسب ثروت های باد آورده گسترده از محل قیمت های کاذب ملک و از طریق بازی‌های طراحی شده در این زمینه توسط عوامل دخیل و همچنین خروج ثروت‌های عظیم از چرخه تولید شده است.

با طراحی ملی و تعیین کاربری‌ها و تصویب ضوابط تفکیک و نوع کاربری و دادن اجازه فعالیت و ساخت مسکن ویلایی و مناسب به مردم و تخصیص زمین از منابع عمومی می‌توان به سرعت وضعیت کنونی را اصلاح کرد.

به دلیل پیشران بودن بخش ساختمان و مسکن در اقتصاد، می‌توان برای حداقل 30 سال آینده، بخش وسیع و اصلی صنایع را فعال و بخش مهمی از اشتغال مورد نیاز کشور را تامین کرد.

توزیع مناسب جمعیت در کل سرزمین، بسیار مهم است و تمرکز آن در مناطق خاص می تواند از منظر امنیت ملی و شکوفایی اقتصادی بسیار مضر و خطرناک باشد.

با تخصیص زمین و بازتوزیع جمعیت کشور، علاوه بر دادن فرصت استفاده از همه منابع و ثروت ملی و توسعه فعالیت‌های اقتصادی و فعال سازی بخش صنعت و ساختمان ، می‌توان تراکم ترافیک، آلودگی محیط و هوا، سوداگری و سودهای کلان بادآورده و بدون کار مثبت، فشارهای اقتصادی غیرمنطقی به خانوارها و هزینه سنگین مدیریت های شهری را کاهش داد و منابع را به سمت آبادانی همه سرزمین و سرمایه گذاری در تولید پایه در تمام گستره کشور هدایت کرد.

متاسفانه قانون تفسیر اصل 44 به جای ایجاد فرصت برای مردم و مردمی کردن اقتصاد، به خصوصی‌سازی و واگذاری ثروت دولت به عده ای خاص تفسیر و تغییر داده شد. در حالی که این کار، یعنی واگذاری‌های عمومی را باید بخش ناچیزی از مردمی کردن اقتصاد دانست. ظاهراً عده ای خود را آماده کرده بودند که ذیل شعار کوچک کردن دولت و خصوصی‌سازی، ثروت ملت را با قیمت ناچیز تصاحب نمایند.

مردمی سازی در اصل به معنای توزیع فرصت‌ها و امکانات برای ایجاد، توسعه و افزایش ظرفیت ها و فعالیت های جدید اقتصادی است. این موضوع، مهم ترین و اصلی ترین بخش است که همچنان تقریباً مغفول مانده است.

امروز دولت در تمام امور مردم دخالت می کند. مردم قبل از شروع هر کاری باید چندین مجوز بگیرند و این امر موجب توسعه دولت و هزینه های سنگین مدیریت دولتی و همچنین سوءاستفاده و رانت و افزایش هزینه فعالیت‌ها از جمله در حوزه اقتصادی است.

دولت و مجلس باید ضوابط و استانداردها را اعلام و کار را به مردم بسپارند، البته در صورت تخلف باید مجازات جدی پیش‌بینی شده باشد. نظارت اولیه را نیز می‌توان به انجمن های تخصصی و صنفی مردمی سپرد و دولت صرفاً سیاستگذار و ناظر عالی باشد..

نظام تامین اجتماعی و قانون کار باید در جهت حمایت حقیقی از پایداری کار و ارزش کار و کارگر و پیشرفت کشور اصلاح شود. نظام تامین اجتماعی باید از سیطره حکومت خارج شود و اشخاص گوناگون بتوانند سازمانهای تامین اجتماعی متفاوت با روش های گوناگون ابداع نمایند و کارگران و کارفرمایان در انتخاب هر یک آزاد باشند.

مشارکت دادن عموم در مالکیت و بهره‌برداری از محیط و منافع و منابع آن و همچنین نظارت همگانی بر استفاده صحیح از طبیعت ، ضامن اصلی حفظ محیط است.

فرهنگ، فضای تنفسی روح انسانها است که به طور جمعی هم در آن تنفس کرده، از آن بهره می برند و هم بر آن تاثیر می گذارند. فرهنگ برآیند کنش و تعامل عمومی و تاریخی جامعه و محصول فهم ، باور ، تلاش و دلسوزی و تعامل همه مردم در طول تاریخ است.

مهمترین عناصر فرهنگی حافظ یک ملت و جامعه، ارزش‌ها و مطالبات مشترک فطری آحاد مردم است. آزادی، عزت، عدالت، پاکی، صداقت، وفاداری، امانتداری، احترام به شخصیت و اندیشه و نظر و حقوق اساسی دیگران، شجاعت در حق‌طلبی و احساس مسئولیت اجتماعی از جمله این ارزشها و مطالبات است.

سیاست کنترل فعالیت های تک‌تک مردم، با استفاده از فضای امنیتی و قوه قهریه، سیاست غیر الهی و درنقطه مقابل فطرت الهی انسانها و البته سیاسی شکست خورده است و موجب فساد می شود.

در حوزه فرهنگ، اندیشه و نظریه برتر، پاک تر و انسانی تر که با ارزش های فطری انطباق بیشتری دارد به طور طبیعی مورد استقبال قرار خواهد گرفت و جایگاه و ماندگاری خود را در این فضا تضمین می‌نماید.

مدیران فرهنگی خود باید اهل اندیشه و نظریه‌پردازی و دارای حرکت کمال‌جو و رشد یابنده باشند. اخلاق انسانی که بروز و ظهور همان ارزش‌های مشترک در رفتار انسانها است، در مدیران فرهنگی، باید متعالی و در حال حرکت به قله‌های بالاتر باشد.

بسیاری از موسسات، مانند سازمان تبلیغات اسلامی، دفتر تبلیغات اسلامی و نهادهای متعدد خصوصی وابسته به مقامات ارشد کشورکه از بودجه عمومی استفاده می‌کنند، فاقد مسئولیت معین در حوزه فرهنگ و اندیشه هستند. آنان صرفاً بودجه می گیرند اما معیارها و برنامه های آنان برای حمایت و یا عدم حمایت از یک کار فرهنگی و فکری برای همگان آشکار نیست.

متاسفانه عده‌ای اصرار دارند فرهنگ تاریخی ایران زمین و ارزش های بی بدیل نهفته در آن را، که بدون تردید محصول کمال‌جویی، مهرورزی، آزادی‌خواهی و عدالت‌طلبی ملت ایران در طول قرون و اعصار بوده است، نفی کنند.

این فرهنگ کارآمدی و تعالی‌آفرینی خود را، در حوزه دفاع از حقوق انسانی و استقلال سرزمینی، به کرات و با موفقیت نشان داده است. آخرین موارد آن در پیروزی انقلاب و دفاع مقدس، به خوبی، در مقابل ما قرار دارد. آنان متوجه نیستند که عدم ابتناء به هویت تاریخی و فرهنگ ملی، ریشه های هویت ملی را هدف قرار می دهد که در این صورت خسارت‌های آن جبران ناپذیر خواهد شد.

احساس سردرگمی تاریخی و بحران هویتی فقط یکی از این خسارتهای سنگین است که البته خود منشاء مشکلات و نارسایی‌های متعدد فردی و اجتماعی خواهد بود.

هویت و فرهنگ امروز ملت ایران، برآیند یک تاریخ چند هزار ساله با همه فراز ونشیب‌ها است. نفی این تاریخ و پشتوانه پرافتخار جز میدان دادن به فرهنگ غیرانسانی مهاجم، دستاوردی نخواهد داشت.

فرهنگ اقوام ایرانی که هزاران سال در صلح و دوستی با هم زندگی کرده‌اند و تنوع فکری و مذهبی در ایران یک تجربه موفق و برجسته بشری برای نیل به جامعه جهانی سرشار از آزادی و عدالت و یک الگو و تمرین موفق در راستای تشکیل جامعه جهانی موعود است.

زایش و رشد فکری و خلاقیت هنری و فرهنگی در پرتو آزادی حاصل می شود. افق اندیشه و فضای فرهنگی این سرزمین آنقدر متعالی و گسترده است که تیزپرواز ترین افکار و اندیشه ها نمی توانند سقف لایتناهی آن را بشکافند.

جزم اندیشی و خود حق‌پنداری مطلق، سم مهلک و نابود کننده فرهنگ و خلاقیت فکری و فرهنگی است.

طی دهه های اخیر یک جریان مشخص در تلاش بوده است تا دامنه عزاداری‌های اعتقادی که را به واسطه عشق و محبت و باورهای ملت ایران به پیامبر(ص) و اهل بیت او(س) در متن فرهنگ این سرزمین نهادینه شده و با تار و پود جان و اندیشه ملت ایران در هم تنیده است ، به تمام عرصه های زندگی توسعه داده و مسلط نماید.

در عالم هستی اصل بر نشاط است. کل عالم خلقت مفتخر به عبودیت خداوند و مشغول شادمانی و فخر دائمی است. بنابراین انسان نیازمند تفریح و انبساط روحی و شادمانی است. توسعه امکانات تفریحی و حتی ورزشی کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

ملت انقلابی باید سالم، با نشاط، شاد، پرانگیزه، خلاق و امیدوار باشد و برای این امر، تفریح و ورزش و انواع مسابقات یک ضرورت است.

No responses yet

Mar 15 2018

کریمی قدوسی: روحانی گفته نمی‌توانم هم به ارتش و هم به سپاه حقوق بدهم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردا: جواد کریمی قدوسی، نماینده مجلس شورای اسلامی مدعی شده که حسن روحانی گفته نمی‌تواند هم به ارتش و هم به سپاه پاسداران «حقوق» بدهد.

این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، این ادعا را در ویدیویی که در وب‌سایت شخصی وی منتشر شده، مطرح کرده است.

کریمی قدوسی در این ویدیو که مربوط به سخنرانی وی در جمعی نامشخص است، می‌گوید که محمدحسین باقری، رئیس ستادکل نیروهای مسلح به حسن روحانی «نامه» نوشته و درخواست «تخصیص بودجه‌های نیروهای مسلح» را مطرح کرده است.

وی افزوده که «طراز» باقری اگر از رئیس جمهور «بیشتر نباشد، کمتر نیست» و وی در این نامه خطاب به روحانی نوشته که «مشکل دارد به وجود می‌آید.»

به گفته این نماینده، روحانی به جای آنکه زیر نامه باقری، خطاب به محمدباقر نوبخت، سخنگوی دولت بنویسد که به درخواست آقای باقری «رسیدگی کنید، مسئله دفاع مهم است. نتیجه را به من گزارش بدهید»، نوشته که بودجه‌های نیروهای مسلح «صرف تخریب دولت می‌شود.»

این نماینده اصولگرا گفته که رئیس جمهور در «پاراف» این نامه نوشته:‌ «بودجه نیروهای مسلح طبق قانون اساسی از بودجه همراه ریخت و پاش‌های عجیب و غریب گروه‌های به اصطلاح فرهنگی و تبلیغاتی باید جدا شود. بخش بزرگی از بودجه نیروهای مسلح به جای دفاع از کشور، صرف تخریب دولت می‌شود که قانونا و شرعا حرام است.»

وی بدون اشاره به اینکه از چه طریقی این نامه را بدست آورده، خطاب به روحانی افزوده که «عملکرد شما، شما را خراب می‌کند نه مواضع امثال ما و گروه‌های خودجوش فرهنگی.»

کریمی قدوسی در ادامه این ویدیو به نقل از «اعضای هیات رئیسه کمیسیون تلفیق مجلس» گفته‌ که حسن روحانی در دیداری به آنها گفته است: «من به دو ارتش و نیروی نظامی در کشور نمی‌توانم حقوق بدهم، هم به سپاه و هم به ارتش، هم به شاغلین و هم به بازنشسته‌ها و هم پاداش خدمت.»

این نماینده مجلس، «حذف» سپاه پاسداران را خواسته «نظام غرب» دانسته و با کنایه به روحانی افزوده که «آنها هم که می‌گویند که شما باید از دو ارتش، یکی را حذف کنید.»

جواد کریمی قدوسی تاکنون اظهارات جنجال‌برانگیزی مطرح کرده که در مواردی، واکنش برخی اعضای دولت را به همراه داشته است. با این حال تا لحظه انتشار این خبر، هنوز رئیس جمهور یا فردی از کابینه وی نسبت به این اظهارات کریمی قدوسی واکنشی نشان نداده‌اند.

۱۳ اردیبهشت‌ماه سال جاری، یک منبع آگاه در نهاد ریاست جمهوری، اظهارات جواد کریمی قدوسی مبنی بر «پشتیبانی» چند عضو این نهاد از کانال تلگرام وب‌سایت «آمد‌نیوز» را تکذیب کرد و گفت این اظهارات «پیگیری قضایی» خواهد شد.

ایرنا به نقل از این منبع که نامش فاش نشده، گزارش کرده بود که نهاد ریاست جمهوری اظهارات اخیر کریمی قدوسی را «خلاف واقع، اتهامات بی‌اساس و غیرمستند» می‌داند.

کریمی قدوسی مدعی شده بود که وزارت اطلاعات دولت حسن روحانی با کانال تلگرام «آمد‌نیوز» در ارتباط است و در همین زمینه چند نفر بازداشت شده‌اند. وی هیچ مدرکی نیز برای اثبات ادعاهای خود ارائه نکرده بود.

وزارت خارجه ایران هم پیش از این در بیانیه‌ای، اظهارات وی را مبنی بر اینکه محمدجواد ظریف، وزیر خارجه تلاش دارد به طریقی با دولت دونالد ترامپ، رئیس‌ جمهوری آمریکا تماس برقرار کند «همانند» دیگر اظهارات آقای قدوسی «نسنجیده و ناروا» توصیف کرده و افزوده بود که سخنان وی، «ارزش تکذیب» نیز ندارد.

۲۶ مردادماه هم دفتر رئیس جمهور، سخنان این نماینده درباره «دو تابعیتی» بودن برخی از مقام‌های دولت و «تابعیت خارجی» همسر یکی از وزیران پیشنهادی حسن روحانی را «مایه شرمساری و وهن جایگاه نمایندگی مجلس» و «تکرار اقدام مجرمانه علیه منافع ملی و امنیت ملی» خواند.

دفتر روحانی، این سخنان را «جرم مشهود» خواند و خواستار برخورد دادستان و قوه قضائیه با آقای کریمی قدوسی شده بود.
با استفاده از گزارش‌های وب‌سایت جواد کریمی قدوسی و رادیو فردا؛ ب.ب/س.ن

No responses yet

Feb 21 2018

احمدی‌نژاد خواستار برگزاری انتخابات آزاد و برکناری رئیس قوه قضاییه شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: رئیس‌جمهوری سابق ایران خود از متهمان اصلی سرکوب منتقدان و مخالفان خود در هشت سال دوران زمامداری‌اش است.
رئیس‌جمهوری سابق ایران در نامه‌ای به علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی خواستار برکناری رئیس قوه قضاییه و «برگزاری فوری و آزاد انتخابات» در کشور بدون دخالت «نهادهای انتظامی» و «مهندسی شورای نگهبان» شد.

نامه محمود احمدی‌نژاد که روز چهارشنبه دوم اسفند در وبسایت «دولت بهار» منتشر شده، واکنشی است به سخنرانی اخیر آقای خامنه‌ای که اذعان کرده بود کشور دچار بی‌عدالتی است و مقامات نظام باید در این زمینه عذرخواهی کنند. رهبر جمهوری اسلامی همچنین پذیرفته بود که اعتراضات مردم متوجه او نیز هست و نه فقط قوه قضاییه و دولت.

رئیس‌جمهوری سابق ایران در نامه خود با اشاره به «قدرت و اختیارات بسیار گسترده و بی‌بدیل» علی خامنه‌ای نوشته که برداشت این نیست، «این اظهارات صریح… صرفا توصیه‌هایی اخلاقی باشد، بلکه نیازمند اقدامات عملی و فوری برای اصلاح وضع کشور در جهت خواست و رضایت مردم است».

وی در ادامه پیشنهاداتی را «در راستای انجام اصلاحات اساسی» مطرح کرده که «قوای سه‌گانه و نهادها و ارگان‌های گوناگون» و حتی دفتر رهبر جمهوری اسلامی را شامل می‌شود.

در صدر این پیشنهادات، مسئله «انتخابات آزاد» مطرح شده و آقای احمدی‌نژاد آن را یک «ضرورت» خوانده است. وی نوشته است: «برگزاری فوری و آزاد انتخابات ریاست‌جمهوری و مجلس شورای اسلامی، البته بدون مهندسی شورای نگهبان و دخالت نهادهای نظامی و امنیتی و آزاد گذاردن مردم برای انتخاب، یک ضرورت فوری است».

محمود احمدی‌نژاد در انتخابات امسال ریاست‌جمهوری خود را کاندیدا کرد، اما با سد شورای نگهبان مواجه شد و اجازه حضور در انتخابات را نیافت. دوره قبل از آن نیز چهره نزدیک به او، اسفندیار رحیم مشایی برای نامزدی در انتخابات ریاست‌جمهوری ثبت‌نام کرد اما شورای نگهبان صلاحیت او را در کنار چهره‌های دیگری مانند اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس‌جمهور سابق ایران رد کرد.

آقای احمدی‌نژاد در ادامه نامه خود، به انتقاد از قوه قضاییه پرداخته و عملکرد مقامات ارشد این نهاد را «از عوامل اصلی نارضایتی عمومی» خوانده و آنها را متهم کرده که به عموم مردم «ظلم» می‌کنند.

وی با این مقدمه خواستار «تغییر فوری رئیس دستگاه قضا… و انتصاب فردی با ویژگی‌های مندرج در قانون اساسی و همچنین تعیین و معرفی مرجع مستقل و مورد قبول مردم برای رسیدگی به شکایات مردم از این دستگاه» شده و اضافه کرده که این امر «می‌تواند موجب تسکین مردم و همراهی آنان با اصلاحات باشد».

محمود احمدی‌نژاد طی ماه‌های گذشته لبه تیز انتقادات خود را متوجه صادق لاریجانی رئیس قوه قضاییه کرده است، بویژه در رابطه با پرونده معاون سابق خود، حمید بقایی، که با اتهامات مالی مواجه است و احکام زندان طولانی مدت گرفته است.

وی ماه گذشته نیز در نامه‌ای به علی خامنه‌ای خواستار ورود رهبر جمهوری اسلامی به پرونده حمید بقایی شد و نوشت که بردران لاریجانی «لطمات جبران‌ناپذیری به اعتماد مردم، انقلاب، مجلس و قوه قضاییه زده‌اند».

اما سومین پیشنهاد محمود احمدی‌نژاد به علی خامنه‌ای، «صدور دستور آزادی و منع تعقیب» برای مخالفان و منتقدان حکومت جمهوری اسلامی و رهبر آن است.

وی نوشته است: «صدور دستور آزادی و منع تعقیب برای تمام کسانی‌ که تحت عناوین مختلف و از جمله اعتراض به شرایط و نحوه اداره کشور، تضعیف و تبلیغ علیه نظام یا انتقاد از حضرتعالی و دیگر مراکز و مقامات حکومتی از سالیان گذشته تاکنون بازداشت یا محکوم شده‌اند و ختم رسیدگی به تمام ادعاهای مطرح شده در این زمینه، یک مطالبه حق و انسانی بوده و می‌تواند به باور و همراهی مردم و فعالین سیاسی در انجام اصلاحات کمک نماید».

آقای احمدی‌نژاد در نهایت نسبت به «انجام اصلاحات اساسی در کشور» ابراز امیدواری کرده و بدون نام بردن از کسی، به اشاره گفته که انتظار دارد «عناصر شناخته شده که در ساختار رسمی و غیررسمی حکومت جا گرفته‌اند، نتوانند مانع تحقق این امر مهم شوند».

آقای خامنه‌ای پیش از این به‌طور تلویحی محمود احمدی‌نژاد و طیف نزدیک به او را متهم کرده بود که «کار دشمن را در داخل انجام می‌دهند» و گفته بود: «کسانی که همه امکانات کشور دست‌شان هست یا بوده حق ندارند نقش اپوزیسیون بازی کنند».

رئیس‌جمهوری سابق ایران خود از متهمان اصلی سرکوب منتقدان و مخالفان در هشت سال دوران زمامداری‌اش است.

مخالفان آقای احمدی‌نژاد بویژه در زمان اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۸، جمهوری اسلامی را متهم کردند که با مهندسی آراء و دخالت نهادهای نظامی و امنیتی باعث پیروزی وی شده است.

احمدی‌نژاد چند روز پس از اعلام نتایج انتخابات ۸۸، مخالفان و معترضان به انتخاب خود را «مشتی خس و خاشاک» خواند. رهبران این اعتراضات، میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی، هفت سال است که در حصر خانگی به سر می‌برند.

در عین حال محمود احمدی‌نژاد و دولت‌های تحت امر او متهم به نخلفات مالی گسترده هستند، طوری که دیوان محاسبات ایران تنها در یک مورد اعلام کرده که او از سال ۸۷ به بعد، بیش از ۴۶۰۰ میلیارد تومان از پول فروش نفت را به صورت «غیرقانونی» هزینه کرده و این رقم باید به خزانه بازگردانده شود.
با استناد به وبسایت دولت بهار و گزارش‌های رادیو فردا/ س.ن / ک.ر

No responses yet

Feb 18 2018

مخملباف: مملکت از هم «بپاچه» منم میشم «محسن چریک»!؛ ف. م. سخن

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی


گویانیو: آدم هایی هستند که هر کار هم بکنند و هر پشتک واروی فکری و سیاسی-ایدئولوژیک که بزنند، نمی توان به آن ها اعتماد کرد؛ نمی توان به آن ها علاقه پیدا کرد؛ نمی توان با تمام قلب، حرف هایشان را باور کرد.

در طول چهل سال گذشته بسیاری افراد بوده اند که در مقابل مردم پشتک واروی سیاسی و ایدئولوژیک زده اند. برخی حتی چند بار و به اشکال مختلف این کار را کرده اند.

یکی از «شخصیت»هایی که هرگز نتوانسته ام با او ارتباط فکری و سیاسی بر قرار کنم محسن مخملباف بوده است. این شخص که فیلمساز نیز هست، سعی کرده است در طول زندگی سیاسی و هنری اش دست به «ابتکاراتی» بزند که شاید جذاب و خیره کننده هم بوده، اما همیشه مواردی به صورت پنهان با خود همراه داشته که نمی توانسته باعث جلب اعتماد من شود. حتی یکی دو اثر سینمایی قابل توجه او نتوانسته نگاه درونی مرا نسبت به او تغییر دهد.

زمانی که لونا شاد در فیلم «فریاد مورچه ها» ی مخملباف بازی کرد، بعد که حکایت صحبت های مخملباف با او را شنیدم دلیلی برای بی اعتمادی خود به مخملباف پیدا کردم.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

بعد در جریان جنبش سبز و داستان های عجیب از ثروت و دارایی و عصا و اسب خامنه ای که توسط مخملباف منتشر شد، دلیل دیگری پیدا کردم برای بی اعتماد بودن به او.

و یکی دو روز پیش که سخنان مخملباف در بی بی سی در باره ی رفراندوم را شنیدم، متوجه علت بی اعتمادی خود به او شدم:
سال ها کار در حوزه ی فرهنگ هم نمی تواند دلیلی برای فرهنگی شدن انسان شود و لوازم فرهنگی شدن انسان «تنها» یک بخش اش کار در حوزه ی فرهنگ است.

من به محسن مخلباف که می گوید بعد از این که مملکت را «بپاچانیم»، و رضا پهلوی بیاید و حاکم شود، من دوباره «محسن چریک» خواهم شد می گویم:
برادر! کمی آهسته تر! سن من و شما از چریک بازی گذشته است! شما فکر نکن مغز را هم می توان مانند موی سر رنگ کرد و به آن حالت جوانی بخشید. ادای جوان ها را در آوردن مثل همان رنگ مو، از ده فرسخی، مصنوعی بودن خود را نشان می دهد. این یک.

دوم آن که شما که می خواهی در صورت بر روی کار آمدن رضا پهلوی، «محسن چریک» شوی، خب، چرا همین الان نمی شوی؟! مگر وضع ما و مردم، در چهل سال گذشته از زمان شاه بهتر بوده است که در آن دوران چریک بوده ای و اکنون فیلمساز شده ای؟!

و سوم آن که به صرف اسم «پهلوی»، چریک شدن کمی ابلهانه به نظر می رسد. دستکم پهلوی سوم از دمکراسی و آزادی سخن می گوید و هنوز امتحانی پس نداده که بخواهی علیه اش قیام کنی. داغ کردن و شعارهای بزرگ دادن، از خصائل «چریک ها»ست ولی زیاد داغ کردن هم کار خوبی نیست و ممکن است آدم یاتاقان بسوزاند! فعلا از رضا پهلوی گرفته تا همان اصولگراهای حکومت اسلامی که می خواهی آن ها را هم شریک فردای ایران کنی همگی مثل عروسک در دستان سربازان گمنام و مجاهدان گمنام امام زمان قرار داریم. شعار «محسن چریک» دادن و تبدیل به «محسن چریک» شدن هنوز زود است. بگذار ببینیم عمرمان به رفتن حکومتی که با همین چریک بازی ها بر سر کار آمد قد می دهد یا نه! آن وقت فرصت خواهیم داشت که در مملکت از هم «پاچانده» شده، من و شما هم دوباره چریک شویم!

No responses yet

Feb 17 2018

مصاحبه جنجالی مرضیه برومند با شبکه من و تو بعد تمسخر مسیح علی نژاد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,اعتراضات,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی,شورش,مذهب

No responses yet

Feb 14 2018

احمد خمینی پدرم را تخریب می‌کرد تا خودش رهبر شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

رادیو فردا: فرزند آیت‌الله حسینعلی منتظری در مصاحبه‌ای احمد خمینی را متهم کرد که از سال ۵۹ برای حذف آیت‌الله منتظری برنامه‌ریزی کرده و قصد داشته رهبر جمهوری اسلامی شود اما فوت آیت‌الله خمینی «زودتر از زمانی که او تصور می‌کرد رخ داد و برنامه‌شان پیش نرفت».

سید احمد خمینی، دومین فرزند روح‌الله خمینی، بنیان‌گذار جمهوری اسلامی بود. احمد خمینی در ۴۹ سالگی بر اثر بیماری درگذشت.

احمد منتظری، در مصاحبه‌ای با وب‌سایت زیتون که روز چهارشنبه ۲۵ بهمن منتشر شده، گفت که احمد خمینی قصد داشت، آیت‌الله منتظری را حذف کند و «با اطلاعاتی» که به آیت‌الله خمینی داد، باعث شد که او هم «سر این موضع قرار گرفت».

وی تأکید کرد که احمد خمینی برای «رهبری خود برنامه داشت» اما فوت آیت‌الله خمینی «زودتر از زمانی که او تصور می‌کرد رخ داد و برنامه‌شان پیش نرفت».

احمد منتظری با اشاره به آنچه وی «دخالت بی‌جای» احمد خمینی در «بیت آیت‌الله منتظری» از سال‌های آغازین پس از انقلاب ۵۷ نامید، گفت که «او از همان زمان به دنبال حذف» قائم‌مقام رهبر جمهوری اسلامی بود.

به گفته آقای منتظری، احمد خمینی در سال‌های ابتدایی پس از انقلاب ۵۷ نامه‌ای به آیت‌الله منتظری می‌نویسد و می‌گوید که «اصلاً وقتی امام زنده است شما چرا دفتر تشکیل می‌دهید؟ اصلاً شما دفتر می‌خواهید چکار؟».

در نامه مورد اشاره احمد منتظری که در سال ۵۹ نوشته شده‌است، احمد خمینی خطاب به آیت‌الله منتظری می نویسد که «به زور نمی‌شود رهبر و مرجع (تقلید) شد».

وی در این نامه به پخش اخبار دیدارهای آیت‌الله منتظری از تلویزیون و رادیو و همچنین شعارهایی که در حمایت او در مراسم رسمی داده می‌شود اعتراض می‌کند.

سخنان احمد منتظری مدتی پس از آن بیان می‌شود که انتشار ویدئوهایی از نشست مجلس خبرگان، بعد از درگذشت آیت‌الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، و انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان جانشین او بازتاب گسترده‌ای داشته‌است.

در این جلسه همچنین برای پذیرش استعفای آیت‌الله منتظری از سمت قائم‌مقامی رهبر جمهوری اسلامی رای‌گیری می‌شود در حالی که آیت‌الله خمینی پیش از آن با این استعفا موافقت کرده بود.

برخی از تحلیل‌گران موافقت مجلس خبرگان رهبری با استعفای آیت‌الله منتظری را نشانه‌ای از غیرقانونی بودن موافقت آیت‌الله خمینی با استعفای قائم مقام رهبری دانسته‌اند.

در همین ارتباط، محسن کدیور، روحانی و پژوهشگر دینی، در وب‌سایت خود نوشت که «رای‌گیری نود ثانیه‌ای با عنوان تصنعی پذیرش استعفای ایشان از رهبری در ابتدای جلسه مورخ ۱۴ خرداد ۱۳۶۸، سیمایی غیراخلاقی از اکثر اعضای مجلس خبرگان به نمایش می‌گذارد. فایل تصویری این اجلاسیه سند افتضاح روحانیون حکومتی است تا آنجا که این پرسش را به ذهن متبادر می‌کند: آقایان، دین کیلویی چند؟!».

در همین حال احمد منتظری گفت که احمد خمینی نیز جزو گزینه‌های مطرح برای رهبری جمهوری اسلامی بود.

وی اضافه کرد: «بعد از انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای به رهبری، آیت‌الله منتظری گفت که خیرالموجودین انتخاب شد؛ و خوشحال بود که اشخاص دیگری که مطرح بودند از جمله آیت‌الله گلپایگانی که اصولاً شخصیت سیاسی نبودند یا احمد آقای خمینی انتخاب نشدند».

اتهام دخالت آیت‌الله خمینی و احمد خمینی در پرونده مهدی هاشمی

حذف آیت‌الله منتظری از سمت قائم‌مقامی رهبری به دنبال اختلافات او با آیت‌الله خمینی بر سر موضوعاتی چون پرونده مهدی هاشمی، برادر داماد آیت‌الله منتظری و اعدام زندانیان سیاسی در تابستان سال ۶۷ رخ داد.

آیت‌الله خمینی در فروردین‌ماه سال ۶۸ در نامه‌ای با استعفای آیت‌الله منتظری از قائم‌مقامی رهبری موافقت کرد. موافقت آیت‌الله خمینی با این استعفا در حالی بود که آیت‌الله منتظری توسط مجلس خبرگان رهبری به این سمت انتخاب شده بود نه توسط روح‌الله خمینی.

در همین حال به گفته احمد منتظری، یک ماه و نیم پیش از استعفای آیت‌الله منتظری، «در ۲۲ بهمن سال ۶۷ که جشن‌هایی در سفارتخانه‌های ایران در کشورهای خارجی برگزار می‌شد، برخی از مقام‌های کشورهای خارجی خبر داشتند که قرار است آیت‌الله منتظری برکنار شود».

وی در این مصاحبه همچنین گفت که از پدرش خواسته، نامه‌های درخواست برای توقف اعدام زندانیان سیاسی درسال ۶۷ را ننویسد و سخنانش را به صورت شفاهی با مقامات جمهوری اسلامی بیان کند اما آیت‌الله منتظری در پاسخ به او گفته‌است که «همه چیز تمام شد… خونی که به ناحق ریخته شده باشد همه چیز را از بین می‌برد».

یکی از موضوعات مورد اختلاف آیت‌الله منتظری و آیت‌الله خمینی، پرونده مهدی هاشمی، برادر داماد آیت‌الله منتظری بود. مهدی هاشمی در مهر ماه سال ۶۷ با اتهام «محاربه» اعدام شد. یکی از اتهامات مهدی هاشمی، صدور دستور قتل آیت‌الله شمس‌آبادی، از روحانیون اصفهان در زمان شاه بود.

در همین حال احمد منتظری در این مصاحبه گفت که این قتل پس از سخنان آیت‌الله خمینی دربارهٔ برخورد با روحانیون مخالف انقلاب علیه رژیم شاه انجام شده و او مطمئن نیست که مهدی هاشمی دستور قتل او را داده باشد.

پیش از قتل آیت‌الله شمس‌آبادی، آیت‌الله خمینی در سخنانی علیه روحانیونی که با حرکت او برای مبارزه با حکومت شاه همراه نبودند گفته بود: «باید جوان‌های ما عمامه‌های این‌ها را بردارند… چرا عمامه‌های این‌ها را برنمی‌دارند؟ من نمی‌گویم بکشند، این‌ها قابل کشتن نیستند لکن عمامه از سرشان بردارند… لازم نیست آن‌ها را خیلی کتک بزنند، لکن عمامه‌هایشان را بردارند».

احمد منتظری، در این مصاحبه همچنین آیت‌الله خمینی و احمد خمینی را متهم به دخالت غیرقانونی در پرونده مهدی هاشمی کرد.

به گفته آقای منتظری، محمدصادق صالحی‌منش، استاندار قم در دولت حسن روحانی که از نزدیکان آیت‌الله خمینی بوده، در این باره گفته‌است: «ما بعد از بازداشت سید مهدی هاشمی در جماران در جلسه‌ای بودیم که احمد خمینی در جلسه آمد و گفت اگر ما بخواهیم که این سید (مهدی هاشمی، برادر داماد آیت‌الله منتظری) را اعدام کنیم چه کسی حاضر است حکمش را بدهد؟ آقای رازینی گفت من. فردای آن روز رادیو اعلام کرد که طی حکمی از سوی امام خمینی آقای رازینی به عنوان حاکم شرع دادگاه ویژه روحانیت منصوب شد».

علی رازینی، رئیس دادگاه مهدی هاشمی بود که او را به اعدام محکوم کرد.

سال گذشته نیز یک فایل صوتی متعلق به آیت‌الله حسینعلی منتظری، قائم‌مقام برکنارشده آیت‌الله خمینی، مربوط به ۲۴ مرداد سال ۶۷ منتشر شد که در این فایل صوتی آیت‌الله منتظری در دیدار با اعضای هیئت مرگ، از اعدام‌های سال ۶۷ در ایران به عنوان «بزرگترین جنایت جمهوری اسلامی» یاد می‌کند.

پس از انتشار این فایل صوتی، احمد منتظری به ۲۱ سال زندان محکوم شد که ۶ سال از این حکم اجرا می‌شود.

آقای منتظری منتظری روز چهارشنبه چهارم اسفند ۹۵ بدون «احضار رسمی» و در پی فراخوانده شدن به دادگاه ویژه روحانیت قم بازداشت و یک روز بعد با عنوان «مرخصی هشت‌روزه» آزاد شد.

وی صبح روز شنبه ۱۴ اسفند ۹۵ با پایان یافتن مدت مرخصی، بر حسب قرار قبلی به دادسرای ویژه روحانیت قم مراجعه کرده بود که به وی گفته شد، حکم زندانش به حالت تعلیق درآمده است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .