اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیاسی'

Jun 29 2020

«مجمع جهانی حضرت علی اصغر»؛ از مهدیه تهران تا انتقام از ترامپ

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر


رادیوفردا: علی اصغر، فرزند امام سوم شیعیان است که طبق روایات دینی، در جریان واقعه کربلا در شش‌ماهگی کشته شد. اینک در جمهوری اسلامی اما نهادی عریض و طویل شکل گرفته که با صرف هزینه‌های کلان از منابعی نامشخص دست در دست بالاترین مقام‌های سیاسی نظام، سیاسی‌ترین اهداف جمهوری اسلامی را به نام این نوزاد شش ماهه، در داخل و خارج از مرزهای ایران بازتولید می‌کند: «مجمع جهانی حضرت علی اصغر».

«مجمع جهانی حضرت علی اصغر»، در سال ۱۳۸۳ در ظاهر «برای برگزاری همایش شیرخوارگان حسینی در اولین جمعه ماه محرم» تأسیس شد. در وبسایت رسمی آن، اطلاعات چندانی و به تعبیر بهتر، اساساً اطلاعاتی درباره اعضا، هیئت مدیره و گزارش عملکرد آن دیده نمی‌شود.

مقام‌های مسئول در این مجمع اما همواره خود را « یک سازمان مردم‌نهاد و غیرانتفاعی مذهبی» معرفی می‌کنند. از ۱۶ سال پیش تاکنون، هر سال در نخستین جمعه ماه محرم در تقویم قمری، با سازماندهی «مجمع جهانی حضرت علی اصغر» تجمع‌هایی با حضور مادران و نوزادان شیرخواری که اغلب لباس‌های سفید و سبز به تن دارند، در شهرهای مختلف برپا می‌شود؛ این اما ظاهر قضیه است.

از مهدیه تهران تا آمریکا و گینه بیسائو

مسئولان «مجمع جهانی حضرت علی اصغر» می‌گویند که این مجمع ابتدا با جلسه‌ای در مهدیه تهران آغاز به کار کرده است: «سال دوم به ۸ جلسه و سال سوم به ۵۶ جلسه رسید؛ تا اینکه پس از ۱۵ دوره، سال ۱۳۹۶ به ۴۵۰۰ جلسه رسیدیم. برنامه‌ها در دو بخش ۱۵ سال اول و ۱۵ سال دوم تقسیم شده است».

به ادعای مسئولان مجمع، حالا همایش موسوم به «شیرخوارگان حسینی» علاوه بر ایران در «۴۵ کشور دیگر» از جمله در عراق، عربستان، استرالیا، آمریکا، انگلیس، کانادا، آلمان، فیلیپین، اوکراین، تانزانیا، سیرالئون و گینه بیسائو نیز به صورت همزمان برگزار می‌شود؛ همه البته زیر نظر «مجمع جهانی حضرت علی اصغر». به ادعای آنها حتی در کشور اهل سنت مثل قطر نیز ۲ـ۳ ساعت صف پشت در ورودی این مراسم شکل می‌گیرد.

تاکنون گزارش مشخصی درباره فعالیت این مجمع منتشر نشده و تنها آماری که ارائه می‌شود، تعداد جلسات برگزار شده توسط این مجمع در ایران و سایر کشورها است که درباره همین آمار نیز هیچگونه راستی‌آزمایی و سندی ارائه نشده است.

هر سال صدها هزار لباس در ده‌ها کارگاه و دوزندگی به رنگ‌های سبز و سفید تولید می‌کند و بنا به ادعای مقام‌های مسئول در آن، این لباس‌ها به ده‌ها کشور در قاره‌های مختلف ارسال می‌شوند

هر سال صدها هزار لباس در ده‌ها کارگاه و دوزندگی به رنگ‌های سبز و سفید تولید می‌کند و بنا به ادعای مقام‌های مسئول در آن، این لباس‌ها به ده‌ها کشور در قاره‌های مختلف ارسال می‌شوند
برنامه پیش‌روی «مجمع جهانی حضرت علی اصغر» برگزاری «جشنواره جهانی فیلم مستند کودک شیرخواره» است: «پیشنهاد می‌کنیم که دبیرخانه آن در سال اول مسکو باشد و پس از آن، پاکستان، هند، تونس، مصر، لبنان، کانادا، آمریکا، فرانسه، نروژ و کشورهای دیگر».

این مجمع به صورت گسترده‌ای در استان‌های مختلف کشور فعالیت می‌کند به طوری که اغلب خبرهای مختلفی درباره عزل و نصب مدیران این مجمع در استان‌های مختلف منتشر می‌شود و در تمامی آنها، بالاترین مقام‌های مسئول شهری و استانی در سطح فرماندار و رئیس اداره تبلیغات اسلامی حضور می‌یابند.

ارسال «دکترین» به بیت رهبری و هم نشینی با ابراهیم رئیسی

چنین فعالیت گسترده‌ای در سراسر ایران و گسترش آن به خارج از مرزها قطعاً بدون هماهنگی و همراهی اصلی‌ترین نهادهای سیاسی در جمهوری اسلامی امکانپذیر نیست. به طور مشخص، «مجمع جهانی حضرت علی اصغر» از ارتباط تنگاتنگی با نهادهایی مثل بیت رهبری، تولیت آستان قدس رضوی، جامعه المصطفی العالمیه، کمیته امداد، نهاد نمایندگی ولی‌فقیه و دست‌کم بخش‌هایی از سپاه پاسداران برخوردار است.

مقام‌های مسئول در مجمع به مناسبت‌های مختلف با بیت علی‌ خامنه‌ای ارتباط برقرار می‌کنند؛ از جمله در شهریورماه سال ۱۳۹۶ از تهیه «دکترین جهانی حضرت علی اصغر» در «سه بخش» و ارسال آن به بیت رهبری خبر دادند: «از آنجا که مقام معظم رهبری به عنوان یک طلایه‌دار حرکت استقامت شیعی مطرح هستند، دکترین را سه روز پیش برای ایشان ارسال کردیم تا پس از تأیید آن را به ۶۱ زبان ترجمه و به یک هزار منابر شیعه ارسال کنیم»‌.

«مجمع جهانی حضرت علی اصغر» مورد توجه ویژه ابراهیم رئیسی است به طوری که رئیسی به عنوان «تولیت آستان قدس رضوی» در اجلاس مسئولان مجمع حضور یافته و در موارد مختلف شخصاً از این مجمع حمایت کرده است. به عنوان مثال، به منظور «برپایی نمایشگاهی دائمی» در نزدیکی مقبره امام هشتم شیعیان، این ابراهیم رئیسی بود که در حمایت از مجمع به قضیه وارد شد: «حجت الاسلام والمسلمین رئیسی در این امر به ما کمک بسیاری کرد». از سوی دیگر، اغلب فعالیت‌ها و نشست‌های مهم و سالیانه این مجمع نیز در مشهد و سالن‌های متعلق به «آستان قدس رضوی» برگزار می‌شود.

این مجمع همچنین همکاری بسیار نزدیکی با شماری از نهادهای دینی متعلق به جمهوری اسلامی همچون «جامعه المصطفی العالمیه» دارد آنچنانکه مسئولان این مجمع، از برگزاری «سوگواره بین‌المللی حضرت علی‌اصغر» با مشارکت جامعة المصطفی‌ العالمیه و با حضور «۲۳۰ تشکل غیرایرانی از ۱۱۵ ملیت» خبر داده‌اند.

«مجمع جهانی حضرت علی اصغر» مورد توجه ویژه ابراهیم رئیسی است به طوری که رئیسی به عنوان «تولیت آستان قدس رضوی» در اجلاس مسئولان مجمع حضور یافته و در موارد مختلف شخصاً از این مجمع حمایت کرده است.

«مجمع جهانی حضرت علی اصغر» مورد توجه ویژه ابراهیم رئیسی است به طوری که رئیسی به عنوان «تولیت آستان قدس رضوی» در اجلاس مسئولان مجمع حضور یافته و در موارد مختلف شخصاً از این مجمع حمایت کرده است.

احمد جنتی نیز دیگر حامی «مجمع جهانی حضرت علی اصغر» است؛ به گفته یکی از اعضای «شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی استان تهران»، جنتی «بارها در جلسات این شورا از مراسم تاثیرگذار شیرخوارگان تقدیر کرده است».

در مراسم‌های مجمع افرادی همچون کاظم صدیقی، امام جمعه موقت تهران، سخن می‌رانند؛ خانواده افراد موسوم به «مدافعان حرم» نیز به صورت ویژه‌ای دعوت و تکریم می‌شوند؛ و سفرای شماری از کشورهای اسلامی نیز حضور می‌یابند. این همه، بی‌تردید نشان‌دهنده حضور تمام‌قد و حمایت ویژه «نظام» از «مجمع جهانی حضرت علی اصغر» است.

اصلی ترین چهره ها؛ داوود منافی پور و صادق رمضانی

داوود منافی‌پور دبیر «مجمع جهانی حضرت علی اصغر» است و اصلی‌ترین فرد آن محسوب می‌شود. او اغلب به بهانه‌های مختلف نشست‌های رسانه‌ای برپا می‌کند؛ با موضعی حق به جانب، سخن می‌گوید؛ گاه در این نشست‌ها نوزادی سبزپوش را بر دست می‌گیرد و همواره ادعاهای عجیبی را همچون «دعوت از داوران گینس برای ثبت اجتماع شیرخوارگان»، «برگزاری چندین همایش و تظاهرات علیه مجمع در لندن» و «ثبت روز جهانی علی اصغر در سازمان ملل و یونسکو» مطرح می‌کند.

منافی‌پور البته راهِ چسبیدن به نهادها و افراد اصلی در نظام ولایت فقیه را بلد است و در مجیزگویی در علی خامنه‌ای، گوی سبقت را از بسیاری از سیاسیون و شناخته‌شده‌ها ربوده است: «تنها کسی که از کربلا درس گرفته، رهبر معظم انقلاب ما است»؛ او «دکترین علی اصغر» را برای بیت می‌فرستد؛ هدف مجمع را «تربیت سربازان [گمنام؟] امام زمان» و ایجاد «ترس در دل اسرائیل» می‌داند، مراسم‌اش را با ابراهیم رئیسی آغاز می‌کند؛ و با افرادی همچون غلامعلی حدادعادل نامه مشترک به امضا می‌رساند. پشت او آنچنان به این افراد و نهادها گرم است که در واکنش به برخی مشکلات در برگزاری مراسم سالانه موسوم به «شیرخوارگان» تهدید می‌کند که این مراسم را جز در مصلای بزرگ تهران برگزار نمی‌کند: «البته اگر آقا مطلع بشوند، ما به مصلی ورود پیدا می‌کنیم».

دیگر چهره این مجمع، صادق رمضانی با سمت «رئیس مرکز تحقیقات و مطالعات استراتژیک مجمع جهانی حضرت علی اصغر» است. در سوابق او سِمَت‌هایی همچون رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی در سودان و تونس، رئیس شبکه ماهواره‌ای الثقلین، مدیر کل روابط عمومی مجمع جهانی اهل بیت و البته رئیس مرکز مطالعات فلسطین ریاست جمهوری در دولت حسن روحانی دیده می‌شود. وی به شدت ضداسرائیلی است و تندترین مواضع نظام علیه تل‌آویو را بازتولید می‌کند: «ما با شما هستیم؛ در برابر رژیم غاصب اسرائیل احساس تنهایی نکنید».

رمضانی از «سخنرانان در روضه‌ها» می‌خواهد که «ابعاد شخصیتی» فرزند شش ماهه امام سوم شیعیان را تبیین کنند.

«بدون حتی یک ریال بودجه دولتی»

یک حساب سرانگشتی و ساده حاکی از هزینه‌های میلیاردی و کلان «مجمع جهانی حضرت علی اصغر» است. به عنوان مثال این مجمع طی سالیان اخیر نشست‌های سالانه‌ای را با دعوت از نمایندگانی از کشورهای امارات، افغانستان، آلمان، بحرین و بسیاری از کشورهای دیگر برگزار کرده است. و یا این مجمع، هر سال صدها هزار لباس در ده‌ها کارگاه و دوزندگی به رنگ‌های سبز و سفید تولید می‌کند و بنا به ادعای مقام‌های مسئول در آن، این لباس‌ها به ده‌ها کشور در قاره‌های مختلف ارسال می‌شوند: «۲۰ هزار لباس به پنج زبان فارسی، عربی، انگلیسی، اردو و آذری برای بیش از ۴۰ کشور ارسال شده است»؛ «خاص‌ترین کشورها گینه، کنیا، سنگال، نیجریه، میانمار، گرجستان، تایلند، کانادا، اندونزی و ماداگاسگار هستند».

مشخص نیست که هزینه‌هایی همچون «ترجمه نذرنامه مادران به زبان‌های ایتالیایی، فرانسوی و آلمانی»، دوخت سالیانه یک میلیون دست لباس، اجاره سالن، برگزاری هزاران جلسه در ۴۵ کشور مختلف –چنانچه این ادعا را درست فرض کنیم- و هزینه دعوت، اقامت، پرواز، خورد و خوراک میهمانان خارجی در نشست‌های سالیانه مجمع که قطعا بالغ بر میلیاردها تومان می‌شود، از کجا تأمین می‌شود؟ در وبسایت رسمی مجمع، هیچ گزارشی حتی به صورت صوری درباره عملکرد مالی و حسابرسی از این مجمع وجود ندارد.

در مراسم‌های مجمع افرادی همچون کاظم صدیقی، امام جمعه موقت تهران، سخنرانی می‌کنند

در مراسم‌های مجمع افرادی همچون کاظم صدیقی، امام جمعه موقت تهران، سخنرانی می‌کنند
مسئولان مجمع در برابر این پرسش همواره به این جمله کلی بسنده می‌کنند که «از هیچ نهاد، مؤسسه و سازمان دولتی بودجه و اعتبار نگرفته و نمی‌گیریم» و تمام هزینه‌های میلیاردی این مجمع «توسط افراد خَیِر و داوطلب نذر در راه حضرت علی اصغر تامین می‌شود».

مشخص نیست در حالی که یک سوم از مردم ایران زیر خط فقر زندگی می‌کنند و هزاران کودک در ایران از ابتدایی‌ترین امکانات تحصیلی محروم هستند، مثلاً کدام به‌اصطلاح خیّر ایرانی هزینه برگزاری مراسم این مجمع در سیرالئون را متقبل شده است؟! و یا نگران کودکان ماداگاسگاری و علاقمند به تهیه سربند و لباس‌های سبز و سفید برای آنها است؟!

پایان بندی؛ انتقام علی اصغر از ترامپ

«مجمع جهانی حضرت علی اصغر» در برخی موارد البته نقاب از چهره کنار می‌زند و ماهیت سیاسی و حتی قابلیت اجرایی خود را در راستای تندترین مواضع جمهوری اسلامی آشکار می‌کند؛ آنچنانکه بعد از کشته شدن قاسم سلیمانی، با انتشار بیانه‌ای تند، ایالات متحده امریکا را رسما به «انتقام» تهدید کرد: «قدم‌هایمان را در مسیر انتقامی سخت، با صلابت‌تر از قبل برمی‌داریم … با خروش انتقام، روزها را به شب و شب‌ها را به روز می‌رسانیم و …. یادآور می‌شویم که ما زنده‌ایم به شوقِ انتقام».

و یا در اعترافی شفاف‌تر، داوود منافی‌پور در سال ۱۳۹۱ آشکارا گفت که «روضه‌خوانی برای حضرت علی‌اصغر یک کار سیاسی است»؛ یک «جریان سربازگیری برای ظهور است» که «به مهدویت ختم می‌شود».

صحبت درباره نهادی است که اتفاقاً شاید کم‌اهمیت‌ترین جنبه‌اش، دین و باورهای مذهبی مردم است. «مجمع جهانی حضرت علی اصغر» یکی از نهادهای به ظاهر مذهبی در جمهوری اسلامی است؛ نهادی پستونشین، حامل تندترین مواضع سیاسی داخلی و خارجی نظام، بدون کمترین شفافیت مالی و سازمانی، فعال در خارج از مرزها، با توانایی مالی گسترده، تشنه «انتقام» از امریکا، پشت‌گرم به حمایت اصلی‌ترین چهره‌های نظام و البته با قابلیت سوءاستفاده از باورهای دینی مردم.

منافی‌پور به طور خلاصه درباره خودش و مجمع می‌گوید: «من در این ۱۷ سال به یک چیز رسیدم؛ داغ و سوز یک مادر ستمدیده». او البته ظاهراً از اینهمه مادران داغ‌دار در جمهوری اسلامی چیزی نشنیده است؛ مادر سعید زینالی، که ۲۱ سال پیش در جریان وقایع ۱۸ تیر بازداشت شد و مادرش هنوز از سرنوشت او بی‌اطلاع است؛ مادر ستار بهشتی؛ مادر فرزاد انصاری‌فر؛ مادر ندا آقاسلطان، مادر ارشاد رحمانیان؛ اینهمه مادران داغ‌دیده در ولایت فقیه.

No responses yet

Jun 28 2020

مصاحبه منتظری در باره تحصیل خامنه ای در دانشکاه پاتریس لومومبا و ایدئووژی ماکسیستی

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر


تویتر: منتظری در مصاحبه ای اعلام می کنه وقتی حکم اعدام ۱۵۰ کمونیست خمینی امضا کرد .خامنه ای سراسیمه آمد پیش من وگفت اینکه نمی شه این افراد رو اعدام کنند،،منتظری هم جواب داد اما نمی دانست که خامنه مدت چهار سال در اواخر ۱۳۴۳ تا ۱۳۴۷ در دانشکاه پاتریس لومومبا ایدئووژی ماکسیستی طی کرده

No responses yet

Jun 28 2020

آن‌چه مقامات ایران درباره انفجار بزرگ شرق تهران مخفی کردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,سیاسی


رادیوفردا: ۲۵ ژوئن (ششم تیرماه) شهروندان تهرانی با صحنه‌ای بسیار غیرعادی رو‌به‌رو شدند؛ یک نور قوی نارنجی‌رنگ که آسمان شب شرق تهران را روشن کرد. مقام‌های ایرانی خیلی زود مدعی شدند که آن‌چه رخ داده، انفجار تانکرهای گاز صنعتی در منطقه عمومی پارچین بوده است.

این منطقه محل تولید گسترده مواد منفجره، راکت و مهمات است. اما با بررسی ویدئوهایی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده بود، به نظر آمد که محل انفجار منطقه خجیر تهران باشد. یک روز بعد، تصاویر ماهواره‌ای این حدس را تأیید کرد.

پارچین به دلیل نقشی که از پیش از سال ۲۰۰۳ در برنامه هسته‌ای ایران دارد، منطقه خوشنامی نیست، درحالی‌که خجیر علی‌رغم اهمیت بسزایش در برنامه موشک‌های بالیستیک ایران، تقریباً از کانون توجه عمومی در امان مانده است.

این منطقه محوطه‌ای بسیار عظیم در میان کوه‌های شرق تهران است و محل استقرار بخش‌های مختلف سازمان صنایع فضایی که خود از زیرمجموعه‌های وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح محسوب می‌شود.

دو بخش مهم در این مجموعه، «گروه صنعتی شهید باکری» و «گروه صنعتی شهید همت» هستند. اولی مسئول تولید پیشران‌های سوخت جامد موشک و دومی تولیدکننده موشک‌های بالیستیک با سوخت مایع است. هر دوی این‌ها شرکت‌های زیرمجموعه‌ای در خجیر و دیگر نقاط ایران دارند که در روند تولید موشک فعالیت می‌کنند.

مجموعه تولید و توسعه موشک خجیر در دل کوهستان. تصویر محیط پیرامون این تاسیسات و محل وقوع انفجار در مرکز آن را نشان می‌دهد.

مجموعه تولید و توسعه موشک خجیر در دل کوهستان. تصویر محیط پیرامون این تاسیسات و محل وقوع انفجار در مرکز آن را نشان می‌دهد.
در تأسیسات گوناگونی که در خجیر وجود دارد، می‌توان نوعی چینش سازمانی را دید. تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد که چگونه فضایی برای پیشران جامد و پیشران مایع در نظر گرفته شده و همچنین جایگاه‌های آزمایش پیشران موتور مایع و جامد کجاست. خجیر همچنین محل استقرار چندین تأسیسات زیرزمینی است که دقیقاً مشخص نیست به چه منظوری استفاده می‌شوند.

آزمایش موتور راکت در خجیر بنا بر تصاویر منتشرشده از تلویزیون جمهوری اسلامی. تصویر سمت راست آزمایش موتور با سوخت جامد را نشان می‌دهد و سمت چپ آزمایش موتوری که از سوخت مایع بهره می‌برد.

آزمایش موتور راکت در خجیر بنا بر تصاویر منتشرشده از تلویزیون جمهوری اسلامی. تصویر سمت راست آزمایش موتور با سوخت جامد را نشان می‌دهد و سمت چپ آزمایش موتوری که از سوخت مایع بهره می‌برد.

اما ماجرای انفجار نارنجی نیمه‌شب در تهران چه بود؟ تصاویر ماهواره‌ای و ویدئوی کوتاهی که از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد، محل دقیق این انفجار را یک تأسیسات کوچک نشان می‌دهد که دو ساختمان و دو ساختار مسقف دارد که در محدوده‌ای حصارکشی‌شده واقع شده‌اند.

این‌که این تأسیسات به چه منظور استفاده می‌شود، دقیقاً مشخص نیست. با این حال، تعداد زیادی بشکه‌های پلاستیکی صنعتی آبی‌رنگ در تصاویر ماهواره‌ای دیده می‌شود که نشان می‌دهد نوعی از تولید شیمیایی یا کار بر روی مواد شیمیایی در این بخش انجام می‌شود.

تأسیساتی که در جنب محل انفجار است، همه نشانه‌های واضح یک محل تولید پیشران سوخت جامد را دارد؛ نشانه‌هایی مثل خاکریز‌هایی که از ساختمان‌ها در مقابل انفجار‌های اتفاقی محافظت می‌کنند، ساختمان‌هایی با طراحی و زاویه‌های غیرمعمول که برای تجهیزات تولیدات شیمیایی در آن‌ها کاربرد دارند، و محلی برای سوزاندن پسماندهای خطرناک سوخت.

از همین رو نیز حدس اصلی این است که محل وقوع انفجار در ارتباط با تأسیسات تولید پیشران با سوخت جامد (شهید باکری) باشد. هنوز تصاویر باکیفیت‌تر از این مکان منتشر نشده، اما به نظر می‌آید آسیب‌هایی که به محل وارد شده، نسبتاً محدود بوده است.

محل وقوع انفجار در گوشه سمت چپ تصویر. فلش‌های میانی خاکریزها را نشان می‌دهد و در گوشه سمت راست محل سوزاندن پسماند‌ها دیده می‌شود.

محل وقوع انفجار در گوشه سمت چپ تصویر. فلش‌های میانی خاکریزها را نشان می‌دهد و در گوشه سمت راست محل سوزاندن پسماند‌ها دیده می‌شود.
دقیقاً در مرکز محل انفجار، دو ساختار مسقف شبیه همان تصاویری دیده می‌شود که از تلویزیون جمهوری اسلامی از محل وقوع انفجار پخش شد. در تصاویر ماهواره‌ای قدیمی از این مکان، تانکرهایی برای انبار کردن و همچنین یک کامیون برای حمل تانکر دیده می‌شود. با توجه به چنین تصاویری است که موضوع انفجار در محل ذخیره یک ماده مایع یا گاز می‌تواند محتمل‌ترین دلیل این رخداد تلقی شود.

این موضوع اظهارات مقام‌های جمهوری اسلامی را به‌نوعی تأیید می‌کند، اما در عین حال مشخص نیست که چه گازی و یا مایعی در این مکان ذخیره شده بوده و البته، برخلاف ادعای این مقام‌ها، این انبار مشخصاً مربوط به یک تأسیسات نظامی است.

محل انبار گاز یا مایع در مرکز این انفجار بزرگ بود

محل انبار گاز یا مایع در مرکز این انفجار بزرگ بود

مشخص نیست چرا مقام‌های ایران تصمیم گرفتند پارچین را به عنوان محل انفجار اعلام کنند که حدود ۲۰ کیلومتر با محل اصلی انفجار فاصله دارد. شاید یک دلیل آن این باشد که به دلیل مخفی‌کاری‌های عملیاتی نمی‌خواهند درباره خجیر صحبت شود. از پارچین به صورت رسمی در رسانه‌های داخلی حرف زده می‌شود و حتی رهبر جمهوری اسلامی هم دو دهه پیش، از این تأسیسات بازدید کرده است.

اما مانند هر انفجار بزرگی در خاورمیانه، سؤال دیگری که در اذهان وجود دارد این است که آیا این انفجار نتیجه یک تصادف بود یا خرابکاری خارجی؟ متأسفانه جواب دادن به این سؤال بسیار سخت است. این‌که در ایران چنین خرابکاری‌هایی در تأسیسات حساس رخ دهد، سابقه دارد؛ چه حمله سایبری در تأسیسات هسته‌ای و یا وارد کردن اجزای خراب در چرخه توزیع موشکی. اما ایران سابقه اشتباهات نظامی نیز کم ندارد. دو نمونه اخیر این موضوع، سرنگون کردن هواپیمای ۷۵۲ اوکراینی و هدف گرفتن شناور کنارک است.

در همین حال، این‌که وضعیت وخیم اقتصادی در ایران هم بر رسیدگی مداوم، اِعمال احتیاط و رعایت ایمنی تأثیر گذاشته باشد،‌ موضوعی است که بسیاری به آن فکر می‌کنند.

انفجار سال ۲۰۱۱ در بیدگنه داستانی هشدارآمیز درباره دشواری‌های یافتن دلیل یک انفجار است. آن رخداد که انفجاری بسیار مخرب‌تر از انفجار اخیر در خجیر بود، همه تأسیسات توسعه پیشران با سوخت جامد را از بین برد و به مرگ «پدر برنامه موشکی جمهوری اسلامی»، حسن طهرانی مقدم، و ده‌ها همکارش منجر شد. اما امروز، یک دهه بعد از آن رخداد، هنوز عمدی یا سهوی بودن آن انفجار عظیم مشخص نشده است. خود مقام‌های جمهوری اسلامی هم ضدونقیض درباره آن صحبت می‌کنند.

به همین دلیل، مثل بسیاری از اتفاقات دیگر که مربوط به زیربنای نظامی ایران می‌شود، شاید هیچ‌وقت نفهمیم که دلیل اصلی انفجار خجیر چه بود.

No responses yet

Jun 26 2020

ادعای درست عضو هیات مدیره کانون وکلا؛ محاکمه‌ای بر مبنای قانون جرم سیاسی انجام نشده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران‌وایر: «مهدی حجتی»، عضو هیات مدیره «کانون وکلا» مرکز روز ۲۹ خرداد ۱۳۹۹ در گفت‌وگویی با خبرگزاری «ایلنا» مدعی شده که در طول چهار سال اخیر، یک مورد محاکمه بر مبنای «قانون جرم سیاسی» انجام نشده است.
او گفته است: «در طول چهار سالی که از زمان تصویب این قانون می‌گذرد، حتی یک مورد محاکمه بر مبنای قانون جرم سیاسی در کشور صورت نگرفته است و علت اصلی این امر نیز آن است که ماده پنج قانون جرم سیاسی، تشخیص سیاسی بودن جرم را برعهده دادسرا و دادگاه رسیدگی کننده به اتهام افراد قرار داده است. در حالی که چنین تشخیصی با توجه به ضابطه ذهنی مندرج در ماده یک این قانون، باید برعهده هیات منصفه باشد، نه مراجع قضایی. طبیعی است که بعید است دادسرا یا دادگاهی که عهده‌دار رسیدگی به جرایمی است که علیه نهادهای حاکمیتی ارتکاب یافته‌‌اند و طبعاً می‌توانند امنیتی نیز تلقی شوند، آن‌ها را سیاسی محسوب و متهم را از امتیازات مختص جرایم سیاسی برخوردار کند.»

آیا قانون جرم سیاسی در ایران به اجرا درآمده است؟ «ایران‌وایر» در این گزارش می‌کوشد روند اجرای این قانون در محاکم دادگستری جمهوری اسلامی را مورد بررسی قرار دهد.

جرم سیاسی

یکی از موضوعاتی که طی چهار دهه گذشته بارها در مورد آن نوشته و گفته شده، مساله جرم سیاسی و ضرورت اجرای اصل ۱۶۸ «قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران» است. این اصل مقرر کرده است: «رسیدگی‏ به‏ جرایم‏ سیاسی‏ و مطبوعاتی‏ علنی‏ است‏ و با حضور هیات‏ منصفه‏ در محاکم‏ دادگستری‏ صورت‏ می‌گیرد. نحوه‏ انتخاب‏، شرایط، اختیارات‏ هیأت‏ منصفه‏ و تعریف‏ جرم‏ سیاسی‏ را قانون‏ بر اساس‏ موازین‏ اسلامی‏ معین‏ می‌کند.»

مجلس شورای اسلامی در دوره‌های مختلف لایحه و طرح جرم سیاسی را به بحث گذاشته ولی هر بار مصوبه آن با سد شورای نگهبان مواجه و رد شده بود تا این که در نهایت، در تاریخ ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۵ قانون جرم سیاسی توسط مجلس دهم تصویب شد و در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۵ به تایید شورای نگهبان رسید. ۹ خرداد همین سال نیز توسط «علی لاریجانی»، رییس وقت مجلس شورای اسلامی به «حسن روحانی»، رییس‌جمهوری ابلاغ شد. به موجب مواد یک و دو قانون جرم سیاسی، چنان‌چه موارد زیر با انگیزه اصلاح امور کشور علیه مدیریت و نهادهای سیاسی یا سیاست‌های داخلی یا خارجی کشور ارتکاب یابد، بدون آن که مرتکب قصد ضربه زدن به اصل نظام را داشته باشد، جرم سیاسی محسوب می‌شود:

توهین یا افترا به رؤسای سه قوه، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، معاونان رییس‌جمهوری، وزرا، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، نمایندگان مجلس خبرگان رهبری و اعضای شورای نگهبان به واسطه مسوولیت آن‌ها؛

توهین به رییس یا نماینده سیاسی کشور خارجی که در قلمرو جمهوری اسلامی ایران وارد شده است با رعایت مفاد ماده ۵۱۷ «قانون مجازات اسلامی»، بخش تعزیرات؛

جرایم مندرج در بندهای(د) و (هـ) ماده ۱۶ «قانون فعالیت احزاب»، جمعیت‌ها، انجمن‌های سیاسی و صنفی و انجمن‌های اسلامی یا اقلیت‌های دینی شناخته شده مصوب هفتم شهریور ۱۳۶۰؛

جرایم مقرر در قوانین انتخابات مجلس خبرگان رهبری، ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و شوراهای اسلامی شهر و روستا به استثنای مجریان و ناظران انتخابات؛

نشر اکاذیب.

رسیدگی به جرایم سیاسی با حضور هیات منصفه

آیا قانون جرم سیاسی مصوب مجلس دهم شورای اسلامی به اجرا درآمده است؟

۱- بیش از چهار سال پس از تصویب و ابلاغ قانون جرم سیاسی، «ابراهیم رئیسی»، رییس قوه قضاییه با ابلاغ بخش‌نامه‌ای، به مراجع قضایی سراسر کشور دستور داد تا نسبت به اتهامات مرتکبان جرایم سیاسی، «عدالت» را اجرا و منصفانه رسیدگی کنند. در این بخش‌نامه با تاکید بر ضرورت حضور هیات منصفه در جریان رسیدگی به جرایم سیاسی آمده است: «تشخیص سیاسی بودن اتهام با دادسرا یا دادگاهی است که پرونده در آن مطرح است. دادسرا یا دادگاه مربوط در تشخیص سیاسی بودن اتهام، باید ماهیت جرم، انگیزه و قصد متهم از ارتکاب جرم را مد نظر قرار دهد.»
این بخش‌نامه می‌افزاید: «دادسراها و دادگاه‌ها موظف هستند در اتهامات و جرایم سیاسی، حقوق متهم مندرج در ماده شش قانون جرم سیاسی را در کلیه مراحل دادرسی و اجرای حکم رعایت کنند.»

بخش‌نامه فوق نشان می‌دهد که به جرایم سیاسی در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی مطابق قانون جرم سیاسی رسیدگی نمی‌شود، به همین دلیل رییس قوه قضاییه با صدور این بخش‌نامه، ضرورت توجه به این قانون را به محاکم قضایی یادآوری کرده است.

۲- حدود دو سال پس از ابلاغ قانون جرم سیاسی، «غلامحسین اسماعیلی»، رییس وقت دادگستری استان تهران در تاریخ هفتم آبان ۱۳۹۶ در جریان معرفی اعضای هیات منصفه جدید مطبوعات، آن‌ها را اعضای اولین دوره هیات منصفه جرایم سیاسی نیز معرفی کرد و گفت: «هیات منصفه‌ای که امروز کار خود را آغاز می‌کند، اولین هیات منصفه جرایم سیاسی نیز هست که امیدواریم این دوره هیات منصفه در مجموع کم‌کار باشد و پرونده‌های زیادی برای رسیدگی در حوزه‌های مطبوعاتی و سیاسی وجود نداشته باشد. با این حال، انتظار می‌رود که اعضای هیات منصفه زمانی که طبق قانون برای رسیدگی‌ها دعوت می‌شوند، حضور فعال و پر رنگی داشته باشند.»

این ادعا نشان می‌دهد تا آبان ۱۳۹۶، اساسا هیات منصفه جرایم سیاسی وجود نداشته است که بتوان دادگاه جرایم سیاسی تشکیل داد.

۳- با وجود تشکیل هیات منصفه جرایم سیاسی در سال ۱۳۹۶ اما طی سه سال گذشته این هیات در هیچ جلسه رسیدگی به جرایم سیاسی شرکت نداشته است و مطابق معمول، تنها در جلسات رسیدگی به جرایم مطبوعاتی حضور می‌یابد.
«محمدعلی پورمختار»، عضو «کمیسیون حقوقی و قضایی» مجلس دهم در تیر ۱۳۹۸ در خصوص دلایل عدم اجرای قانون جرم سیاسی گفته بود: «در قانون جرم سیاسی، تشخیص برخی از موارد به قاضی سپرده شده است. در واقع، قاضی در مواردی باید به تفکیک جرم سیاسی از امنیتی بپردازد که متاسفانه این موضوع موجب برداشت‌های متفاوت از قانون شده است.»

۴- در طول چهار سال گذشته، علیه چهره‌های سیاسی بارها جلسات دادگاه برگزار شده ولی در هیچ‌کدام از آن‌ها هیات منصفه حضور نداشته است. حتی برخی از آن‌ها «علنی» نبوده‌اند که نشان می‌دهد قانون جرم سیاسی اجرا نمی‌شود؛ از آن جمله می‌توان به جلسه‌های دادگاه «محمدرضا خاتمی» نایب رییس اول مجلس ششم شورای اسلامی، «محمود صادقی» نماینده تهران در مجلس دهم و این اواخر، دو پرونده سیاسی «علیرضا علی‌نژاد» برادر «مسیح علی‌نژاد» و «روح‌الله زم» مدیر وب سایت «آمد نیوز» که در حل حاضر در جریان هستند اشاره کرد که در هیچ کدام از آن‌ها مفاد قانون جرم سیاسی رعایت نشده است و آن‌ها به اتهام‌های امنیتی محاکمه می‌شوند.

جمع‌بندی

مهدی حجتی، عضو هیات مدیره کانون وکلای مرکز روز ۲۹ خرداد ۱۳۹۹ در گفت‌وگویی با خبرگزاری ایلنا مدعی شده است در طول چهار سال اخیر، یک مورد محاکمه بر مبنای قانون جرم سیاسی انجام نشده است. بررسی‌های «ایران‌وایر» نشان می‌دهند که با وجود تصویب و ابلاغ قانون جرم سیاسی در سال ۱۳۹۵، تاکنون هیچ جلسه دادگاهی با رعایت مفاد قانون جرم سیاسی در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی تشکیل نشده است. هیات منصفه دادگاه جرم سیاسی دو سال پس از ابلاغ این قانون تشکیل شده و چهار سال پس از تشکیل این قانون، رییس قوه قضاییه در بخش‌نامه‌ای، خواستار اجرای قانون جرم سیاسی توسط محاکم قضایی شده است. این خود خود بیان‌گر این واقعیت است که کماکان متهمان جرایم سیاسی به روال سابق با اتهامات امنیتی هم‌چون «اقدام علیه امنیت کشور» و در محاکم کیفری بدون رعایت تشریفات قانون جرایم سیاسی محاکمه می‌شوند.

از این رو، «ایران‌وایر» به ادعای مهدی حجتی، عضو هیات مدیره کانون وکلای مرکز مبنی بر این که در طول چهار سال اخیر یک مورد محاکمه بر مبنای قانون جرم سیاسی انجام نشده است، نشان «حقیقت دارد» می‌دهد.

حقیقت دارد: وقتی اظهاری با مدارک و واقعیات ثبت‌ شده پشتیبانی شود.

برای کسب اطلاعات بیشتر درباره روش‌شناسی راستی‌آزمایی در ایران‌وایر اینجا کلیک کنید.

No responses yet

Jun 25 2020

حرم‌های ایران و عراق به یکدیگر متصل می‌شوند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

مهرنیوز: به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از استانداری قم، محمد اسلامی عصر چهارشنبه در آئین آغاز عملیات اجرایی آزادراه قم-سلفچگان-راهجرد- اراک در محل این پروژه در قم، اظهار داشت: برای احداث ۳۵۴ کیلومتر مسیر آزادراهی از مرز مهران تا نجف اشرف رایزنی‌های مقدماتی به پایان رسیده است و طرف عراقی آمادگی خود را برای اجرای این طرح‌های مشترک اعلام کردند.

وی اضافه کرد: این آزادراه علاوه بر کارکرد حمل زائران، می‌تواند توان ترانزیتی و تجاری دو کشور را افزایش دهد.

اسلامی در ادامه اظهار داشت: آزادراه قم-سلفچگان-راهجرد- اراک یکی از محورهای مهم آزادراهی کشور خواهد بود.

وزیر راه و شهرسازی گفت: مردمی کردن اقتصاد یکی از راهبردهای مهم اقتصاد مقاومتی است و به همین دلیل در مسیر احداث آزادراه‌ها و ایجاد شبکه‌های ارتباطی از توان‌بخش خصوصی بهره برده می‌شود.

وی بیان داشت: آزادراه تبریز به مرند به طول ۶۰ کیلومتر از الگوهای موفق کشور در استفاده از ظرفیت شرکت‌های پیمانکاری در افزایش ظرفیت‌های زیرساختی است.

اسلامی ابراز کرد: متوسط عملکرد ماهانه پیش‌بینی‌شده در آزادراه تبریز-مرند ۵ درصد در ماه پیش‌بینی می‌شد که شرکت‌های پیمانکاری این عملکرد را به ۹ درصد رساندند.

وی اظهار داشت: بهره‌برداری از فاز نخست این آزاده تأثیر بسزایی درروان سازی ترافیک در محدوده حریم شهری قم خواهد داشت.

وزیر راه و شهرسازی در ادامه یادآور شد: یکی از معضلات اصلی کشور در مسیر بهره‌برداری از پروژه‌های زیرساختی مبحث تعارضات آزاردهنده در طول اجرای طرح‌های زیرساختی می‌باشد.

اسلامی ابراز کرد: برخی از پروژه‌های آماده بهره‌برداری کشور صرفاً به دلیل تعارض با یک زیرگذر یا موارد مشابه معطل‌مانده و امکان بهره‌برداری از آن‌ها سلب شده است.

عملیات اجرایی آزادراه قم- سلفچگان-راهجرد – اراک سردار شهید حاج قاسم سلیمانی در کیلومتر شش جاده قدیم قم- تهران جنب پارکینگ خودرو برگزار شد. این پروژه در ۱۱۷ کیلومتر با اعتبار ۱۲ هزار و ۸۶۷ میلیارد ریال شامل ۳۰ درصد اعتبار دولتی و ۷۰ درصد سرمایه‌گذار بخش خصوصی اجرایی می‌شود.

همچنین سرمایه پذیر شرکت ساخت و توسعه زیربناهای حمل‌ونقل کشور و سرمایه‌گذار شرکت احداث و بهره‌وری آزادراه کنارگذر قم و سلفچگان راهجرد توسط مهندسین مشاور فرادید و گروه مشارکت تدبیر و تجربه عملیاتی می‌شود.

این پروژه با هدف تکمیل شبکه آزادراهی کشور و کاهش زمان سفر و کاهش آلودگی زیست‌محیطی و اشتغال مستقیم و غیرمستقیم و کاهش مصرف سوخت اجرایی می‌شود، سرعت طرح ۱۳۰ کیلومتر در ساعت است و این پروژه در سال ۱۴۰۲ عملیاتی خواهد شد.

No responses yet

Jun 25 2020

چرا اوقاف پیگیر نیست؟ وضع زمین متهم پرونده طبری در لواسان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

پژواک ایران: چرا اوقاف پیگیر نیست؟ وضع زمین متهم پرونده طبری در لواسان

پریسا صالحی، انصاف نیوز: حسن نجفی متهم ردیف دوم پرونده‌ی اکبر طبری پرونده‌ی دیگری مربوط به دو زمین با متراژ ۲۰۰ هزار متر و ۳۵۶۰۰ متر دارد که یکی از آنها اوقافی است. ذکریا اسدیان طرف دعوای او در این پرونده به دفتر انصاف نیوز آمد تا در اینباره توضیحاتی دهد. اسدیان می‌گوید زمینی ۲۰۰ هزار متری سال‌ها قبل وقف شده و در ید و اجاره‌ی پدربزرگ او بود و مدارکی هم برای اوقافی بودن این زمین ارائه می‌کند. به گفته‌ی اسدیان زمین پدری او هم که در همسایگی آن زمین قرار دارد به تصرف نجفی درآمده، نکته‌ی حائز اهمیت این است که از سال ۸۴ بارها در مورد این زمین‌ها دادگاه برگزار شده و رای‌ها به نفع اسدیان بوده ولی سال ۹۷ دوباره پرونده‌ی مختومه باز شده، حکم به نفع نجفی داده شده و طی ۲۰ روز اجرا شده است.

رای داور به نفع ما بود

اسدیان در توضیح این پرونده به انصاف نیوز گفت: «آن زمین وقف همه‌ی شیعیان دنیا بود و مال عموم بود. چرا زمینی که وقف‌نامه وجود دارد را به آقای نجفی دادند و صدایش را هم درنمی‌آورند؟ در اوقاف چند نفر را گرفتند اما دم او لای تله نرفت چون پارتی خیلی کلفتی دارد. می‌آید در کلاک شهرک می‌سازد و فاضلاب آن را به سد لتیان می‌دهد که اینهمه آدم می‌خورند. شجره‌نامه زمین پدریم، انحصار وراثت، پلاک ثبتی، رای داور به نفع ما، رای قطعی تجدید نظر، محکومیت آنها ورود ثالث در شعبه ۱۳، شعبه ۲ و شعبه ۱۵ و شعبه ۴۰ تجدیدنظر محکوم شدند، چطور همه‌ی این مدارک نادیده گرفته شدند؟ قوه‌ی قضاییه یک موضوع را چند بار بررسی می‌کند؟ چطور با همه‌ی این آرا من را محکوم کرد؟ سه سال پرونده من را در تجدیدنظر نگه داشت بعد بیست روزه این حکم را اجرا کردند. اصلا قاضی با لحن بد با ما صحبت می‌کند.

این پرونده امر مختومه داشت و اصلا نباید باز می‌شد. شخصی به نام «پ» -که خود را قاضی بازنشسته معرفی می‌کند و شریک نجفی است- بسیاری از زمین‌های مردم را ضبط کرد. دوازده سال من را چرخاندند و به من سند ندادند. همین آقای «پ» و نجفی در همان زمین‌های موقوفی ویلاهای آنچنانی ساخته‌اند. پدر من را اینها نابود کردند، یک آدم بی‌سواد کشاورز پیاده را اینها که هم سواددار هستند هم پولدار و هم سواره له کردند.»

او به شخصی به نام ابوالفضل نصیر اشاره می‌کند و می‌گوید: «ابوالفضل نصیر سرهنگ زمان شاه بود، حکم تیر مردم در میدان شاه را همین ابوالفضل نصیر داد. نصیر مرد اما دست نشانده‌های او هستند. «ص» که زمین موقوفی را به نجفی فروخت در زمان‌های قدیم دو گاو داشت الان می گوید لواسان مال من است. تو کجا بودی که الان مالک لواسان شده‌ای؟ روزی چقدر درآمد داشتی؟ زمین‌های دکتر معتمد همه دست اینهاست؛ تعداد زیادی پرونده قضایی دارند اما چطور با آنها کاری ندارند؟ ۱۰ روز پیش من با آنها دادگاه داشتم، حتی نگذاشتند بنشینیم، گفته شد پرونده را می‌بندند.

زمین موقوفی به پدربزرگم اجاره داده شده بود

زمین موقوفی به پدربزرگ من اجاره داده شده بود و آمده بود که این زمین در ید پدربزرگ من و بعد از آن فرزند ارشد ذکور باشد. در مورد زمین خودمان رای قطعی داشتیم چطور دوباره آن را باز کردند؟ آقای نصیر اول انقلاب زمین موقوفی را بالا کشید؛ یکی از نزدیکانش نقشه‌کش ثبت بود و  زمین ما را در پلاک ثبتی زمین‌های موقوفی گذاشت و پدرم را به دادگاه کشید.

سال ۸۴ اینها محکوم شدند؛ ابوالفضل نصیر در رای داوری محکوم شد، بعد از آن «ص» و چند نفر از نزدیکان نصیر وارد پرونده شدند آنها هم محکوم شدند. زمین‌خوار هستند. در روستای بغل ما ۱۷۰۰۰ متر زمین سنددار همشهری من را گرفته و خورد. یعنی روی زمین سنددار دوباره سند گرفت. حالا آقای نجفی این زمین موقوفی را از «ص»‌ها خرید.

آقای طبری در تلویزیون می‌گوید من اگر بخواهم کل لواسان را به نامم می‌زنند. شما چه کسی هستید که کل لواسان را به نام شما بزنند؟ اصلا یک گوشه از لواسان هم به نام آقای نجفی باشد چه طور می‌تواند کل لواسان را به نام تو کند؟»

اسدیان در ادامه اضافه می‌کند: «از پسرعموی من به طور صوری شکایت کردند و محکومش کردند حالا از همان حکم علیه ما استفاده می‌کنند. چون فامیلی او اسدیان است و من هم اسدیان هستم  ما سردرختی‌خور هستیم دزدی بلد نیستیم، یک سال می‌نشینیم پای درخت سم می‌زنیم کود میزیم می‌فروشیم، نصفش را میدان می‌خورد و نصفش را ما یک سال می‌خوریم.

شب خوابیدند، صبح بیدار شدند، میلیاردر شدند!

این آقایان همه در منطقه زمین‌خوار هستند، در روستای بغلی هم زمین‌خواری کردند اصلا بیایند در ثبت ببینند «ص» کیست، کارگرِ دکتر معتمد بود، اینهمه سرمایه را از کجا آورد؟ چطور زمین موقوفه الان مال این شد؟ چرا اداه‌ی اوقاف پیگیر نیست؟ اگر وقت نبود چرا از پدربزرگ من ۱۲۰ سال پیش اجاره گرفتی؟ آقای «پ» کیست که خود را قاضی بازنشسته معرفی می‌کند و یک سری کشاورز را می‌ترساند؟ آقای نجفی که رفت خارج اما دم آقای «پ» لای تله نرفت.»

او در پایان افزود: ««خانم […] که مدیر دفتر […] است و نزدیک به اینهاست چرا تعویض نمی‌شود؟ بومی آنجاست و معلوم است که کار دایی خود را زمین نمی‌گذارد. آقای فلانی به من گفت پرونده مختومه است و رسیدگی شد؛ چطور رسیدگی نشد؟ چرا وقتی دادگاه از اداره اوقاف استعلام گرفت و اداره اوقاف هم گفت وقف است پرونده مختومه نکرد؟ در رای شعبه ۱۵ امده که جایی که رای داور دارد اصلا به کارشناس مربوط نیست. ما این درخت‌ها را اینقدری کردیم، طرف شب خوابید صبح بیدار شد میلیاردر شد. برادر و پدر من در این ماجرا مریض شدند. تو از کجا آمدی که با حمایت دادگاه من را از ده خودم بیرون کردی؟ اصلا نمی‌گذارند ما در دادگاه حرف بزنیم. بیست تا رای داشتم که محکوم شدند زمین به من تحویل داده شد؛ ساختمان ساختم خرابش کردند، اجناس آن را نیمه شب بردند و فروختند. مردم مال خود را وقف می‌کنند که اداره‌ی اوقاف آن را نگه دارد، نمی‌توانید بگویید نمی‌توانیم کسی وقف نکند.

چند سال است محصول ما را می‌برند، زمین ما را آب نمی‌دهند و از حالت باغ درمی‌آورند. بالای زمین ما مراتع ملی است، زمین دست ما بود پشت نهر را نمی‌توانستیم یک درخت بکاریم، الان اینها جاده درست کردند چطور جنگلبانی و مراتع ملی چیزی نگفت؟ چطور پرونده‌ی ما را سه سال در شعبه ۱۷ نگه داشتند؟ چرا پرونده‌ی ما را از شعبه ۱۵ که آن را میشناسند و ۱۵ رای آنجا دارد به شعبه ۱۷ دادند؟ رای داوری ما را حتی باطل نکردند بلکه روی آن رای داده‌اند.»

مدارک مربوط به مالکیت زمین و محکومیت «ص» :

منبع:پژواک ایران

No responses yet

Jun 25 2020

گزارشی از یک “پروژه مخفی” ایران در جاجرم

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,بحران هسته‌ای,سیاسی

دویچه‌وله: خبرگزاری رویترز به نقل از یک مقام پیشین ایران گزارش داد، سپاه پاسداران در جاجرم اقدام به تولید سوخت جامد موشک از پودرآلومینیوم کرده است. نماینده ایران در سازمان ملل گفته است که از چنین پروژه‌ای اطلاع ندارد.

رویترز در گزارش اختصاصی خود که روز چهارشنبه، چهارم خرداد (۲۴ ژوئن) منتشر شد نوشت، از پودر آلومنیومی که در کارخانه متعلق به شرکت آلومینا در جاجرم خراسان شمالی به‌دست می‌آید برای تولید سوخت جامد موشک استفاده شده است.

به گفته این خبرگزاری، “پروژه مخفی” جاجرم توسط سپاه پاسداران جمهوری اسلامی برنامه‌ریزی شده است.

رویترز نوشت، اسناد مربوط به این پروژه را از امیر مقدم، که در سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۸ مسئول روابط عمومی و رابط پارلمانی حوزه معاونت اجرایی رئیس جمهور ایران بوده، دریافت کرده است.

در این گزارش آمده است که مقدم سال ۹۷ ایران را ترک کرده و هم‌اکنون در پاریس به سر می‌برد. او در باره علت افشاگری در این زمینه گفته است، اعتقاد دارد که “جاه‌طلبی‌های موشکی” جمهوری اسلامی در راستای منافع ملت ایران نیست.

به گفته مقدم، ایران تولید سوخت جامد موشکی در این کارخانه را بیش از پنج سال پیش آغاز کرده و و هنگام خروج او از ایران در سال ۲۰۱۸، تولید همچنان ادامه داشته است.

نامه به خامنه‌ای

یکی از اسنادی که رویترز در اختیار دارد، نامه‌ای به رهبر ایران علی خامنه‌ای است. به گفته این خبرگزاری، نامه را سردار سپاه محمد تهرانی مقدم که برادرش لقب “پدر برنامه موشکی ایران” را یدک می‌کشد نوشته است.

در این نامه تاکید شده که پودر آلومینیوم جاجرم نقش مهمی در “بهبود خودکفایی کشور در تولید سوخت جامد موشک‌ها” دارد.

دفاتر خامنه‌ای و رئیس جمهور روحانی، روابط عمومی سپاه و سردار تهرانی مقدم به پرسش‌های رویترز در این باره پاسخ نداده‌اند.

تنها علیرضا میریوسفی ، سخنگوی نمایندگی ایران در سازمان ملل به این خبرگزاری گفته است: «هیچ گونه اطلاعاتی درباره این ادعاها و اصالت اسناد نداریم.»

آلومینا جاجرم سالیانه ۲۴۰ تا ۲۶۰ هزار تن پودر آلومینیوم تولید می‌کند

واکنش سازمان ملل و آمریکا

سازمان ملل متحد برای جمهوری اسلامی محدودیت‌هایی در زمینه موشک‌های بالستیک که قادر به حمل جنگ‌افزار هسته‌ای هستند، در نظر گرفته است. خوزه لوئیز دیاز، سخنگوی این سازمان گفته است، هنوز نمی‌توان در باره فعالیت‌های مورد اشاره رویترز اظهار نظر کرد.

سخنگوی وزارت خزانه‌داری ایالات متحده هم در این رابطه گفته است، این وزراتخانه گزارش‌های مربوط به “رفتارهای قابل مجازات” ایران را جدی می‌گیرد.

در اسنادی که رویترز بررسی کرده، شرکت آلومینا برای دستیابی به تجهیزات مورد نیازش در زمینه سوخت جامد با یک شرکت چینی، یک شرکت آلمانی و یک شرکت ژاپنی گفت‌وگو کرده است.

این خبرگزاری نتوانسته است شرکت‌های آلمانی و ژاپنی را شناسایی کند. شرکت چینی هم گفته است که “به تعهدات بینالمللی در زمینه منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای و تصمیمات شورای امنیت سازمان ملل” پایبند است.

بزرگ‌ترین ذخایر بوکسیت

بیشترین میزان آلومینیوم دنیا از سنگ بوکسیت به دست می‌آید. بزرگ‌ترین ذخایر این سنگ در ایران، در حاشیه کویر استان خراسان شمالی وجود دارد.

شرکت آلومینا در این منطقه دارای ۱۹ معدن روباز است. مساحت کلی این مجتمع ۴۰۰هکتار و مساحت بخش صنعتی آن ۷۵هکتار گزارش شده است.

گفته می‌شود که در این کارخانه “به‌طور مستقیم دو هزار نفر و به‌طور غیرمستقیم سه هزار نفر” مشغول کار هستند.

به گزارش خبرگزاری‌ها ایران، آلومینا جاجرم سالیانه ۲۴۰ تا ۲۶۰ هزار تن پودر آلومینیوم تولید می‌کند که خوراک تولید ۱۲۰ تا ۱۳۰ هزار تن شمش آلومینیومی است.

وزارت صمت جمهوری اسلامی در خرداد ۱۳۸۲ ضمن پخش این خبر که کارخانه آلومینا جاجرم به‌دست رئیس جمهوری افتتاح شده است اعلام کرد، این تاسیسات ۸۰ درصد از نیاز صنایع آلومینیوم داخلی را تامین خواهد کرد و از این طریق سالانه۸۰ میلیون دلار صرفه‌جویی ارزی صورت می‌گیرد.

چهارده سال بعد، در آذر ۱۳۹۸ خبرگزاری ایلنا نوشت، این کارخانه “در آستانه افتتاح است”. در گزارش این خبرگاری آمده است: «این پروژه از سال ۱۳۸۴ در انتظار شروع عملیات اجرایی بوده و بعد از قریب به ۱۴ سال و به دنبال تغییرات متعدد مدیریتی، تکنولوژیکی، اجرایی و تصمیمات متعدد، در نهایت روز گذشته نهایی شد.»

No responses yet

Jun 24 2020

صفحاتی از ‘پرونده‌های مالی’ مسئولان قضایی ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی:دادستان کل ایران، زمانی با اشاره به انتقادات برخی از نمایندگان از قوه قضاییه گفت: “مسائل درون خانوادگی را باید در درون خودمان حل کنیم و نباید فضاسازی کنیم””هفته قوه قضاییه در ایران”، امسال در شرایطی آغاز شده که رسانه های حکومتی، تبلیغاتی کم سابقه را در تجلیل از این قوه و آنچه “فسادستیزی” مسئولان قضایی می‌نامند به جریان انداخته اند. این رسانه ها بر مبنای محاکمه اخیر برخی مسئولان سابق قضایی، قوه قضاییه را در هیات تشکیلاتی به تصویر کشیده اند که با فساد به دور از ملاحظات سیاسی برخورد می کند.

در همین ارتباط، دیروز دوشنبه ۲ تیر ۹۹، ابراهیم رئیسی رئیس دستگاه قضایی گفت: “اگر فردی در گوشه ‎ای از این دستگاه عظیم و عریض و طویل مرتکب تخلف شد، قاطعانه با او برخورد می ‎شود و در واقع فساد و تخلف رویه نیست، بلکه استثناست”. آقای رئیسی بر مبنای همین توصیف تاکید کرد: “اجازه نمی‌ دهیم افکار عمومی نسبت به جمهوری اسلامی و نظام قضایی آن مخدوش شود و تصور کنند فساد همه‎ جا را گرفته است.”

گزارش حاضر، بخشی از تاریخچه دستگاه قضایی ایران است که در این قبیل توصیف های رسمی از وضعیت فساد در این دستگاه، یادآوری نمی شود. حکایت اقدامات چهره‌های ذی‌نفوذی که به کسانی چون اکبر طبری و غلامرضا منصوری و بیژن قاسم زاده -که در حال محاکمه اند- محدود نمی شوند و دامنه آنها، از امثال سعید مرتضوی و علی‌اکبر حیدری‌فر و الیاس محمودی و “آقازاده های” مسئولان ارشد قضایی گرفته، تا حتی روسای دوره های گوناگون قوه قضاییه را در بر می گیرد.

لازم به یادآوری است که این گزارش، تنها به “نمونه”هایی از عملکرد مالی چهره های قوه قضاییه اشاره می کند که به طور علنی در نهادهای رسمی ایران مورد بررسی قرار گرفته اند. بازخوانی پرونده های “غیرمالی” چهره‌هایی از این دست، یا آن گروه از اقدامات مالی‌شان که علنا در نهادهای حکومتی مطرح نشده، به مجال -بسیار- بیشتری نیاز دارد.

بیشتر بخوانید:

فرزند قربانعلی دری نجف آبادی رئیس وقت دیوان عدالت اداری در دادگاه جزایری گفت: “هرگز فکر نمی‌کردم به جرم آقازادگی، مورد بی‌مهری قرار گیرم و نتیجه‌ ۴۰ سال زحمات پدر بزرگوارم مورد جفا قرار گیرد”

“احراز” ناگهانی تخلفات قضایی

بالاترین مقامی که در جریان محاکمات اخیر نامش مطرح شده اکبر طبری، معاون صادق لاریجانی در زمان ریاست بر قوه قضاییه است که به گفته نماینده دادستان طی “حدود ۲۰ سال” حضور در دستگاه قضایی “راه اجرای عدالت را در مورد برخی از متهمان دانه درشت اقتصادی سد کرده و با تشکیل گروه مجرمانه در معاونت اجرایی سابق حوزه ریاست قوه قضاییه موجب شده تا دفتر وی به کانونی جهت مراجعه برخی از متهمان برای حل پرونده خود تبدیل شود”.

در ۲۷ خرداد، غلامحسین محسنی اژه‌ای، معاون اول قوه قضاییه در توضیح عدم برخورد با تخلفات آقای طبری در گذشته گفت: “برای بسیاری از معاونین عالی قوه، رئیس پیشین و حتی من احراز نشد که ایشان متخلف است.” تاکیدی که البته گذشته از صادق لاریجانی، “بسیاری از معاونان عالی” قوه قضاییه را هم در “احراز نشدن” تخلفات آقای طبری سهیم می کرد. البته توضیح بیشتری هم نمی داد که ابراهیم رئیسی معاون اول قوه از سال ۸۳ تا سال ۹۳، یعنی در ۱۰ سال از ۲۰ سالی که طبری سرنوشت پرونده های اقتصادی را تغییر می داده، در آن مقطع مشخصا چه می کرده.

در کیفرخواست اکبر طبری -علاوه بر ده ها میلیارد تومان رشوه مستقیم- از جمله به مواردی همچون دریافت غیرقانونی “زمینی به مساحت ۳۰۰ متر مربع در خیابان کریم خان”، “زمینی مشجر به مساحت هزار و ۶۵۷ متر مربع واقع در لواسان”، “آپارتمان اداری به مساحت ۱۰۸ متر مربع در قیطریه تهران”، “۵ قطعه زمین و یک ویلا در بابلسر”، ” ۳ واحد خانه در برج فلورای فرمانیه”، “۳ دستگاه آپارتمان مسکونی در کامرانیه شمالی” اشاره شده است.

معاون اجرایی صادق لاریجانی در جریان دفاعیات خود، در خصوص مبالغ و املاکی که در لواسان از دو سرمایه دار دریافت کرده جمله ای را بر زبان راند که -به لحاظ توضیح “جنس” بده بستان‌های مدیرانی چون او با متخلفان اقتصادی- در حافظه رسانه‌ها ماندگار شد. او اعلام کرد: “اگر من ۸۰۰ میلیارد هم بخواهم این برادرانم می‌دهند و اگر کل لواسان و کارخانه‌اش را بخواهم به نام من می‌کنند. این رفاقت است… اگر شما از این دوستان ندارید به من ارتباطی ندارد. اگر آنها نیز از من بخواهند من نیز برای آنها انجام می‌دهم.”

معروف ترین هم پرونده ای اکبر طبری، غلامرضا منصوری سرپرست سابق شعبه ۹ دادسرای فرهنگ و رسانه -و بعدا قاضی اجراییات لواسانات- بود که در طول مدت مسئولیت خود، زندگی ده ها روزنامه نگار یا فعال سیاسی-اجتماعی را با صدور احکام سنگین زیر و رو کرد. او که به تازگی به طرزی مشکوک در رومانی از دنیا رفته، متهم به دریافت ۵۰۰ هزار یورو رشوه پیش از فرار از کشور به سمت اروپاست. منصوری چند روز پیش از مرگ تاکید کرده بود که به رهبر و حکومت ایران “اعتقاد راسخ” دارد و هرگز به آنها “پشت نکرده”.

برای درک بهتر ویژگی های قضاتی مانند غلامرضا منصوری، بازگویی بخشی از مطالب مطرح شده در جریان دادگاه مفید خواهد بود که حکایت دارد او طی “مراجعات مکرر” به یکی از متهمان مالی “درخواست‌های مالی اعم از آپارتمان و پول داشته” و “با لحنی تهدیدآمیز توقعات خود را بیان می‌کرده”، تا اینکه ۵ بسته صد هزار یورویی دریافت کرده است.

دیگر قاضی حکومتی‌ای که نامش در محاکمات اخیر مطرح شده بیژن قاسم زاده بازپرس سابق شعبه دوم دادسرای فرهنگ ‌و‌ رسانه است که علاوه بر صدور احکام متعدد بازداشت برای خبرنگاران، هنرمندان و ورزشکاران، در اردیبهشت ۹۷ حکم توقیف تلگرام را نیز صادر کرده بود.

این قاضی جوان، که به تحقیر متهمان پرونده های خود شهرت داشت، در مرداد ۹۶ اعلام کرده بود “هرگز تحت تاثیر رجزخوانی‌های متهمان قرار نگرفته و مصمم‌تر به رسیدگی پرونده‌های فساد ادامه خواهد داد”. هرچند در دادگاه اخیر به اخذ ۲۸ میلیارد ریال رشوه برای اعمال نفوذ در پرونده های مالی متهم است.

غلامحسین اسماعیلی سخنگوی قوه قضاییه ۹ مهرماه، با تایید خبر بازداشت قاسم زاده گفته بود پرونده این قاضی، احکامی که قبلا صادر کرده را زیر سوال نمی برد چون ممکن است “هزاران اقدام خوب” داشته باشد اما “خطایی” مرتکب شود.

“آقای محمد یزدی در زمان تصدی خودش [بر قوه قضاییه]، می‌نویسد که جناب آقای فروزش، حمیدمان بیکار است. ترتیبی اتخاذ فرمایید تا از جنگل‌های شمال، جهت صادرات چوب، بهره‌مند گردد… و جنگل‌های شمال را به تاراج بردند” (عباس پالیزدار)

“آیا هتک حرمت مسئولان نظام جایز است؟”

هرچند در تبلیغات حکومتی، محاکمات اخیر سه مسئول قضایی اتفاقی بی سابقه در این قوه معرفی می شود، محاکمه مسئولان قوه قضاییه حتما بی سابقه نبوده و البته تاثیری هم بر فساد ساختاری در این دستگاه نداشته است.

معروف ترین این مسئولان، سعید مرتضوی رئیس سابق دادگاه مطبوعات و دادستان سابق تهران بود که طی سالیان متمادی، بیش از صد نشریه را توقیف کرد و صدها روزنامه نگار یا فعال سیاسی-اجتماعی را به زندان انداخت. نام او در گزارش کمیته تحقیق مجلس ششم به عنوان عامل قتل زهرا کاظمی عکاس ایرانی-کانادایی، و در گزارش کمیته تحقیق مجلس هشتم به عنوان مقصر اصلی پرونده شکنجه و قتل زندانیان بازداشتگاه کهریزک ذکر شد.

ولی گذشته از پرونده های سیاسی-امنیتی، آقای مرتضوی در دو گزارش جداگانه تحقیق و تفحص نیز به تخلفات مالی متهم شد: یکی در گزارش هیات تحقیق و تفحص مجلس هفتم از قوه قضاییه در سال ۸۷ که او در آن به دست داشتن در “فروش سوالات کنکور” متهم بود، و دیگری در گزارش تحقیق و تفحص مجلس نهم از سازمان تأمین اجتماعی که سعید مرتضوی را به میلیاردها تومان تخلف مالی متهم می‌کرد. از جمله، به واگذاری غیر قانونی ۱۳۸ شرکت متعلق به سازمان تأمین اجتماعی به شرکت بابک زنجانی بدون انتقال هیچ وجهی به حساب این سازمان.

آقای مرتضوی به خاطر پرونده خود در تامین اجتماعی به دادگاه رفت و به اتهام تصرف غیر قانونی در اموال دولتی به ۷۰ ضربه شلاق محکوم شد. اما اجرای این حکم در اسفند ۹۷ مشمول “عفو رهبری” قرار گرفت (که البته شامل دیگر محکومان به شلاق تعزیری هم می شد). او به علاوه در دادگاه کهریزک، پس از محکومیت اولیه به انفصال از خدمت و ۲۰۰ هزار تومان جریمه، با حکم ۵ سال حبس مواجه شد که به خاطر “ابراز پشیمانی” به ۲ سال تقلیل یافت. سرانجام آن هم به طور کامل سپری نشد و مرتضوی در شهریور ۹۸، پس از گذراندن دوسوم از محکومیتش از زندان بیرون آمد.

هم پرونده ای سعید مرتضوی در پرونده کهریزک، علی‌اکبر حیدری‌فر دادیار وقت دادگاه انقلاب بود که او نیز در فرستادن بازداشت‌شدگان به کهریزک مسئولیت مستقیم داشت. او همانند مرتضوی در دوران قضاوت، با احکام خود بر زندگی صدها نفر از منتقدان حکومت تاثیر گذاشت و حتی هرگز از کشته شدن زندانیان کهریزک ابراز پشیمانی نکرد. حیدری‌فر دو سال بعد از قضایای کهریزک، با نوشتن نامه ای به مطبوعات، زندانیان این بازداشتگاه را “اراذل و اوباش” و برخورد با آنها را شایسته تقدیر دانست.

ولی چند سال پس از ماجراهای ۸۸، مشخص شد که این قاضی در کنار اقداماتش در برخورد با معترضان، دارای فسادهای مالی گسترده بوده است. در خرداد ۹۶ غلامحسین محسنی اژه ای معاون اول قوه قضاییه اذعان کرد که آقای حیدری فر “دو پرونده دارد که یکی هنوز قطعی نشده و دیگری چون چند اتهام داشته مجازات [آن] سنگین است”. او با تایید زندانی بودن حیدری فر گفت در مورد پرونده دوم “برای او اشد مجازات یعنی ۱۵ سال حبس اعمال شده‌”.

در تیر ۹۶ غلامحسین اسماعیلی رئیس وقت دادگستری استان تهران جرایم حیدری فر را “تصرفات غیرقانونی، استفاده غیرقانونی از اموال دولت، ارتشا، استفاده از سلاح و درگیری در حوزه‌های مختلف” دانست و در اسفند ۹۶ عباس جعفری دولت آبادی دادستان وقت تهران بدون توضیح بیشتر، از صدور کیفرخواست دیگری علیه علی‌اکبر حیدری‌فرد با شش عنوان اتهامی خبر داد، که هنوز تکلیف نهایی آنها روشن نیست.

بیشتر بخوانید:

اما فارغ از چهره های “علنی” مانند مرتضوی و حیدری فر، در سال های گذشته هر از گاه برخی چهره های پشت صحنه دستگاه قضایی نیز خبرساز شده اند. یک نمونه برجسته از این چهره ها، الیاس محمودی بود که در زمان ریاست محمود هاشمی شاهرودی بر قوهٔ قضاییه، ریاست حفاظت اطلاعات قوه و همزمان ریاست مجتمع قضایی ویژه امور اقتصادی را برعهده داشت.

نام این مدیر قضایی، به طور مستقیم و غیرمستقیم در چند پرونده مالی مطرح شد. ولی علی رغم این ابهامات، در زمان تحقیق و تفحص مجلس هفتم در مورد قوه قضاییه، نه تنها محمود هاشمی شاهرودی رئیس وقت قوه سازمان حفاظت اطلاعات را از تحقیق وتفحص مستثنی اعلام کرد، که تشکیلات الیاس محمودی هم به طور جداگانه اعضای هیات را تحت فشار قرار داد و برخی از آنها را دستگیر کرد. البته گزارش نهایی هیات، که در خرداد ۸۷ یعنی ۳ سال و نیم پس از شروع تحقیق و تفحص منتشر شد، کماکان با لحنی محتاطانه به “دخالت سازمان [حفاظت اطلاعات قوه] در مسائل خارج از حیطه اختیارات خود، فامیل گرایی در سازمان و برخی تخلفات و تبانی ها” و نیز “ابهاماتی در سوابق رئیس سابق حفاظت اطلاعات قوه قضاییه” اشاره داشت.

این گزارش در زمانی انتشار یافت که الیاس محمودی با افزایش ابهام ها در مورد اقداماتش، از ریاست حفاظت اطلاعات و نیز ریاست مجتمع قضایی امور اقتصادی برکنار شده بود. برکناری از این سمت اخیر، به دنبال اثبات مقصر بودن او در فرار مشکوک شهرام جزایری از اوین در اسفند ۸۵ صورت گرفت، که معروف ترین زندانی مالی ایران در آن زمان به شمار می‌آمد.

هرچند پس از برکناری آقای محمودی از سمت خود، یک بار دیگر نام او در پرونده ای مالی رسانه ای شد: در فروردین ۸۹، الیاس نادران نماینده وقت تهران محمدرضا رحیمی معاون وقت رئیس جمهور، الیاس محمودی و فردی دیگر به نام جابر ابدالی را اعضای باندی به نام “حلقه فاطمی” معرفی که به ادعای او در کار “توزیع منابع فاسد” بودند. بعدها قوه قضاییه اعلام کرد که “حلقه فاطمی”، در کارِ “اختلاس در شرکت بیمه ایران” بوده و دادگاهی طولانی هم برای رسیدگی به این پرونده تشکیل شد. این دادگاه بعد از پایان دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد که برخورد با همکاران او کلید خورده بود، به زندانی شدن محمدرضا رحیمی انجامید، ولی حکمی علیه الیاس محمودی صادر نکرد.

بیشتر بخوانید:

فارغ از سرنوشت پرونده های افرادی از نوع الیاس محمودی، علی‌اکبر حیدری‌فر و سعید مرتضوی، نیاز به یادآوری نیست که بخشی از اتهامات مالی شخصیت های ذی نفوذ در قوه قضاییه، مستقیما متوجه مدیران نبوده و به اعضای خانواده های آنها ارتباط داشته.

بازخوانی حتی مختصر تمام این اتهامات، البته در حوصله یک گزارش محدود نیست. ولی شاید برای یادآوری حال و هوای آنها، اشاره به دادگاه شهرام جزایری آموزنده باشد که در جریان آن، اسامی تعدادی زیادی از “آقازاده ها” و از جمله فرزندان مقام های قضایی به میان کشیده شد.

محمد دری نجف آبادی، فرزند قربانعلی دری نجف آبادی رئیس وقت دیوان عدالت اداری و مهدی مقتدایی، فرزند مرتضی مقتدایی دادستان سابق کل از جمله این افراد محسوب می شدند که با استفاده مالی از جایگاه پدران خود، در نهادهای مختلف حکومتی اعمال نفوذ کرده بودند. بنا بر توضیحات قاضی دادگاه، پیگیری اتهامات آنها به دنبال دریافت گزارش هایی مبنی “دلالی و کارچاق‌کنی در صدر قوه قضاییه علی‌الخصوص [از سوی] فرزندان مسئولین این قوه” شروع شده بود.

بخشی از اتهامات این دو نفر در جریان محاکمه ثابت شد و در حکم آبان ۸۱ دادگاه، مهدی مقتدایی و محمد دری نجف آبادی به دلیل اعمال نفوذ غیرقانونی، به ترتیب به به ۱ سال و نیم و ۱ سال زندان و بازگرداندن اموالی که از این راه کسب کرده بود محکوم شدند (که میزان آن مشخص نبود). مهدی مقتدایی، که جرایم خود را در هنگام تصدی سمت دادستانی کل از سوی پدرش مرتکب شده بود، همچنین به خاطر “شرکت در تحصیل مال نامشروع” ۱ سال دیگر هم حبس گرفت.

ولی شاید مهم تر از احکام صادره برای این دو نفر، که در خصوص نحوه اجرای آنها اطلاع دقیقی نداریم، مضمون دفاعیات آنها در دادگاه بود. مثلا اظهارات مهدی مقتدایی در ۶ مرداد ۸۱ که “آقازاده بودن” را یکی از “اتهامات و بدبختی های” خود می‌دانست، یا اظهارات همزمان محمد دری نجف‌آباد که می‌گفت: “چه کسی باید این حیثیت و کرامت و شرافت خانواده‌های محترم را ایفا کند؟… آیا هتک حرمت مسئولان نظام جایز است؟… هرگز فکر نمی‌کردم به جرم آقازادگی، مورد بی‌مهری قرار گیرم و نتیجه‌ ۴۰ سال زحمات پدر بزرگوارم مورد جفا قرار گیرد.”

او در توجیه فعالیت های مالی خود تاکید داشت: “حق العمل کاری بنده، بیشتر در جهت امور عام‌المنفعه و کارهای نزدیک به ثواب بوده است. به همین دلیل با ستاد فرمان حضرت امام، بنیاد و اکثر شرکت‌های تولیدی و صادراتی مرتبط بوده‌ام.”

محسنی اژه‌ای گفت: “برای بسیاری از معاونین عالی قوه، رئیس پیشین و حتی من احراز نشد که طبری متخلف است.” بدون توضیح اینکه آیا تخلفات طبری برای ابراهیم رئیسی معاون اول سابق “احراز شده بود” یا نه

اتهامات سه رئیس قوه قضاییه

قابل انکار نیست که علاوه بر پرونده های مالی مسئولان قضایی یا فرزندان آنها در سال های گذشته، در مورد سهم روسای گوناگون قوه قضاییه در تخلفات مالی گوناگون نیز، ابهامات گسترده ای وجود داشته است.

در مورد مشخص صادق لاریجانی، سهم مسئولیت او پس از محاکمه اکبر طبری مورد توجه رسانه هایی قرار گرفته که سابقا حامیش بوده اند و بعد حامی رئیس جدید قوه قضاییه شده اند. این رسانه ها یادآوری می کنند که آقای طبری، در جایگاه معاون اجرایی ریاست وقت قوه، از پشتیبانی کامل او برخوردار بوده است. حتی در تیرماه ۹۸، دفتر آقای لاریجانی اعلام کرد که او در زمان ریاست بر قوه قضاییه، “مستقلاً” اتهامات اکبر طبری را بررسی کرده و “خلاف بودن آنها برای وی محرز شده”.

صادق لاریجانی در موارد دیگر نیز، به صراحت نشان داد که نسبت به اتهامات مالی اطرافیان خود بی تفاوت است. یکی از این موارد، پس از آن خبرساز شد که محمود احمدی نژاد رئیس جمهور سابق، در جلسه علنی ۱۵ بهمن ۱۳۹۱ مجلس، تصویر و صدای ضبط شده فاضل لاریجانی را پخش کرد که ظاهرا با توقع دریافت رشوه، از سعید مرتضوی می خواست او را به بابک زنجانی وصل کند تا مشکلات قضایی احتمالیش در آینده را از طریق “اخوی” حل کند. فاضل لاریجانی در بخشی از صحبت هایش، با یادآوری خدمات قبلی خود به یک سرمایه دار -دیگر- می‌افزود: “مشکلاتی با قوه قضاییه داشت، چند حکم اجرایی برایش آمده بود و مفاسد اقتصادی که چرا پول بانک را پرداخت نمی کنی، برایش مهلت گرفتم. دیگر کاری بهش نداشتند. رفتم پیش اخوی و دستورش را گرفتم.”

آقای مرتضوی در آن زمان رئیس سازمان تامین اجتماعی و در حال مذاکره با بابک زنجانی بود که بعدها، به عنوان محکوم اصلی یک پرونده اقتصادی عظیم، مشهور شد. مذاکره نیز، بر سر انجام معامله ای ۳ و نیم میلیون یورویی برای واگذاری شرکت های مرتبط با سازمان تامین اجتماعی به آقای زنجانی بود. دو هفته بعد از خبرساز شدن نوار در مجلس، غلامحسین محسنی اژه ای سخنگوی وقت دستگاه قضایی گفت که فاضل لاریجانی برای تحقیقات احضار شده و چهار سال بعد -در آذرماه ۱۳۹۵- وعده داد که “پرونده فاضل لاریجانی همچنان مفتوح است”. اما نهایتا آقای اژه‌ای، در ۲۰ آذر ۹۶ خیال خبرنگاران را راحت کرد که: “جرمی برای فاضل در آن پرونده احراز نشد و شما می‌خواهید قبول بکنید یا نکنید.”

درست مانند پرونده محمدجواد لاریجانی که در تمام دوره ریاست برادرش بر قوه قضاییه، معاون بین الملل قوه بود. پرونده او، در اواخر خرداد ۹۱ یعنی در میانه دعواهای علی و صادق لاریجانی با دولت احمدی نژاد، با افشای نامه ای با مُهر وزارت کشاورزی درباره “تصرفات اراضی ملی و تخریب منابع طبیعی توسط آقای محمدجواد لاریجانی” خبرساز شد. در بخشی از نامه آمده بود: “نامبرده [لاریجانی] در چند نوبت و بدون اخذ مجوز قانونی به تصرفات عدوانی در بیش از ۳۴۲ هزار هکتار از اراضی ملی ورامین، نگهداری دام‌های غیرمجاز -۹۰۰ راس گوسفند و ۲۰۰ نفر شترو …- اقدام نموده است.”

در ۹ مرداد ۹۱، علیرضا آوایی، رییس کل وقت دادگستری استان تهران، اعلام کرد که “بنا به درخواست رئیس قوه قضاییه” پرونده ای برای رسیدگی به موضوع “زمین‌خواری” محمدجواد لاریجانی، تشکیل شده و افزود: “در حال حاضر پرونده محمدجواد لاریجانی مراحل قانونی را طی کرده و قرار است همراه با رئیس دادگاه جوادآباد [بخش جوادآباد شهرستان وروامین] نزد رئیس قوه قضاییه برویم.” این بار هم اما هم خبری از تعیین تکلیف پرونده نشد تا اینکه در ۲۷ آبان ۹۷، غلامحسین محسنی اژه ای سخنگوی وقت قوه قضاییه در جلسه ای با نمایندگان مجلس خبر از مختومه شدن پرونده داد.

از سوی دیگر محمود هاشمی شاهرودی رئیس قبلی قوه قضاییه نیز، که در زمان ریاستش اکبر طبری مدیرکلی امور مالی را بر عهده داشت، در طول دوران مسئولیت خود متهم به فسادهای اقتصادی گوناگون بود که برخی از آنها، در تحقیق و تفحص های مجالس مختلف مورد اشاره قرار گرفتند.

مثلا، طبق گزارش کمیسیون تحقیق و تفحص مجلس نهم از سازمان تأمین اجتماعی، سعید مرتضوی که از سوی آقای شاهردی به دادستانی عمومی و انقلاب تهران منصوب و بعدها به ریاست سازمان تامین اجتماعی رسیده بود، هنگام تصدی این مسئولیت ۷ قطعه زمین بسیار گرانقیمت را بدون انجام مزایده به دانشگاه “عدالت” داده بود که زیر نظر شخص آقای هاشمی شاهرودی قرار داشت. در حالی که طبق قانون، املاک سازمان تأمین اجتماعی باید با برگزاری مزایده به فروش می‌رسید.

یک تحقیق و تفحص خبرساز دیگر، از سوی مجلس هفتم صورت گرفت که این بار، موضوع آن مشخصا عملکرد قوه قضاییه در دوران ریاست هاشمی شاهرودی بود. گزارش، با مروری بر تخلفات مالی متعدد این قوه نتیجه می‌گرفت: “متأسفانه در قوه قضائیه اراده لازم برای مجازات مجرمان اقتصادی کمتر مشاهده شده است بلکه با توجه به پرونده هایی که به هیأت تحقیق و تفحص رسیده است بخوبی می توان مسامحه در برخورد با مفاسد اقتصادی و بعضاً تبانی با مفسدان را دریافت.” گزارش ادامه می داد: “در این خصوص با اینکه با ارسال سوالات زیادی برای قوه قضاییه هیأت تلاش نمود که قوه مذکور را به پاسخگویی وادارد. متأسفانه به سوالات هیأت پاسخی داده نشد.”

بخشی از گزارش تحقیق و تفحص مجلس، به موضوع حساب های در اختیار رئیس قوه اشاره داشت که در آنها، وجوه واریز شده از سوی اشخاص به دادگستری به عنوان جریمه، وثیقه یا موارد دیگر نگهداری می شد (این حساب ها، بعدها در زمان صادق لاریجانی نیز خبرساز شدند). در گزارش آمده بود: “هیأت طی نامه ای به عنوان ریاست محترم قوه قضاییه، میزان سپرده ثابت از وجوه مردم نزد قوه قضاییه، سود سپرده از گردش مالی حساب‌های مذکور و مجوز و نحوه هزینه کردن آنها را… جویا می شود. مع‌الاسف قوه قضاییه علی رغم پیگیریهای متعدد پاسخی در این موضوعات ارائه ننموده است.” به گفته هیات تحقیق و تفحص، نهایتا “مشاور معاون اداری و مالی قوه قضاییه” جوابی به پرسش مجلس در مورد این حساب ها داده بود که با نتایج استعلام از بانک مرکزی و بانک ملی در مورد میزان سپرده ها و سودشان همخوانی نداشت.

طبق گزارش مجلس، مدیریت قوه قضاییه به شیوه های مختلف و حتی با اقدام قضایی علیه اعضای کمیته تحقیق و تفحص، در مقابل بررسی های آنها ایجاد مانع کرده و جلوی بررسی پرونده های قضایی را گرفته بود: “قوه قضاییه دایره استثنائات و محدودیت‌های تعامل و همکاری با هیأت را گسترش داد تا جایی که محدوده‌ تحقیق و تفحص از قوه قضاییه را صرفاً درچارچوب و محدوده‌ی اداری و مالی جایز دانسته و در این حوزه نیز بعد از سپری شدن ماه‌ها، معاونت اداری و مالی قوه قضاییه پاسخ قانع کننده ای ارائه نداده است.”

و سرانجام، همه اینها در حالی بود که پیش از محمود هاشمی شاهرودی، محمد یزدی نیز، به عنوان اولین “رئیس قوه قضاییه ایران” (قبل از او، چنین سمتی در قانون اساسی پیش بینی نشده بود) در معرض اتهامات مختلف فساد مالی قرار داشت.

یکی از جنجالی ترین افشاگری ها در مورد آقای یزدی، در جریان سخنرانی عباس پالیزدار عضو هیات تحقیق و تفحص مجلس هفتم از قوه قضاییه در ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ صورت گرفت. آقای پالیزدار در بخشی از سخنان خود به تخلفات مالی محمد یزدی در جریان ساختن یک “دانشگاه قضایی” در قم اشاره کرد و این در حالی است که آقای یزدی، در نامه اخیر خود به صادق لاریجانی او را به خاطر “ساختن کاخ به اسم مدرسه علمیه” در قم مورد انتقاد قرار داده و پرسیده: “آیا ارث پدرت بود؟ از کجا آوردی ساختی؟”

به گفته عباس پالیزدار: “آیت‌الله [یزدی] آمدند نزد مقام رهبری گفتند که می‌خواهیم یک دانشگاه قضایی بسازیم برای خواهران در قم. مجوز داده شد. بلافاصله بعد از مجوز رفتند سراغ ساپورت مالی که بله کارخانه لاستیک دنا را مجوزش را بدهید. آقای نعمت‌زاده [وزیر وقت صنایع] هم گفت کارخانه را در ازای ۱۲۶میلیارد به شما واگذار می‌کنیم. در حالی که قیمت واقعی آن ۶۰۰میلیارد بود. بعد این آقایان نامه نوشتند به نعمت‌زاده که تخفیف منظور فرمایید. بعد از بارها نامه‌نگاری برای گرفتن تخفیف، قیمت را از ۶۰۰ میلیارد واقعی به ۱۰ میلیارد رساندند. باز آقایان گفتند که ما پول نداریم. ۸۰ درصدش را به اقساط می‌پردازیم. نعمت‌زاده قبول کرد. دوباره گفتند بیست درصد بقیه را هم الآن نداریم بعد از فروش مستغلات کارخانه می‌پردازیم. خوب به همین راحتی آقای آیت‌الله کارخانه را صاحب شد و بعد از مدتی هم این کارخانه را در بورس فروخت.”

آقای پالیزدار در جای دیگر روایت کرد: “آقای محمد یزدی رئیس قانونی قضاییه در زمان تصدی خودش می‌نویسد که جناب آقای فروزش، حمیدمان بیکار است. ترتیبی اتخاذ فرمایید تا از جنگل‌های شمال، جهت صادرات چوب، بهره‌مند گردد. آقای حمید آقای یزدی، پسر آقای یزدی مدیرکل حوزه ریاست قوه قضاییه بود در آن مقطع، و جنگل‌های شمال را به تاراج بردند و رفتند.”

گذشته از تخلفات فردی، وضعیت عمومی قوه قضاییه در زمان محمد یزدی هم به گونه ای بود که با پایان مسئولیت وی و روی کار آمدن محمود هاشمی شاهرودی، رئیس جدید قوه در ۶ آبان ۱۳۷۸، در سخنرانی معروفی در گردهمایی قضات و مدیران کل دادگستری استان تهران گفت: “اینک ما وارث یک خرابه و ویرانه در بخش مالی، اداری، قضایی و قوانین در این قوه هستیم.”

روی کار آمدن رئیس جدید قوه، توام با تغییراتی پر سروصدا در قوه قضاییه بود که هیجان زدگی رسانه ها را در مورد بهبود احتمالی وضعیت دستگاه قضایی به دنبال داشت، هرچند در عمل به کاهش فساد در این قوه منجر نشد. مشابه این هیجانات، یک بار دیگر پس از روی کار آمدن صادق لاریجانی به جای آقای شاهرودی ایجاد شد (و مجددا به بهبودی در وضعیت دستگاه قضایی نینجامید)، و به‌تازگی با جایگزینی آقای لاریجانی با ابراهیم رئیسی هم تکرار شده (که طبیعتا یادآور مقاطع تغییر روسای قبلی قوه قضاییه بوده است).

مجازات‌ ۷۰ ضربه شلاق مرتضوی مشمول “عفو رهبری” قرار گرفت؛ مجازات ۵ سال زندانش هم به خاطر “ابراز پشیمانی” به ۲ سال تقلیل یافت که بعد از طی دو-سومش آزاد شد

“نمونه”هایی از پرونده‌های مالی

یادآوری مجدد این نکته ضروری است که گزارش حاضر، تنها به نمونه هایی از عملکرد مالی چهره های ذی نفوذ قوه قضاییه اشاره داشته که به طور علنی در نهادهای رسمی ایران مورد بررسی قرار گرفته اند. بازخوانی پرونده های غیرمالی چهره‌های صاحب نفوذ، یا آن گروه از اقدامات مالی‌شان که علنا در نهادهای حکومتی مطرح نشده، به فرصت به مراتب بیشتری نیاز دارد.

به عنوان نمونه غیر از مدیرانی از قبیل اکبر طبری، غلامرضا منصوری، بیژن قاسم زاده، الیاس محمودی، سعید مرتضوی و علی‌اکبر حیدری‌فر، که سوابق آنها در این گزارش مرور شده، مقامات دیگری چون حسن زاع دهنوی (معاونت سابق امنیت دادستان تهران) و ابوالقاسم صلواتی (رئیس شعبهٔ ۱۵ دادگاه انقلاب) نیز در سال های گذشته در معرض اتهامات مالی بوده اند. ولی چون مطلب حاضر تنها به مواردی پرداخته که در نهادهای حکومتی مورد بررسی قرار گرفته اند، از پرداختن به موارد اخیر خودداری شده است.

به همین ترتیب، مثلا اگرچه در ماه های اخیر اتهامات متنوعی در مورد فعالیت های مالی محمدحسین منتظری پسر محمدجعفر منتظری دادستان کل کشور مطرح شده، این اتهامات نیز به علت مطرح نشدن آنها در سطح نهادهای رسمی بازخوانی نشده است.

حتی در میان چهره هایی که نام آنها در دادگاه های ایران مطرح شده، افراد زیادی به دلیل “زمان” اقدامات خود از شمول بررسی مطلب حاضر خارج شده اند. مثلا در سال ۹۸ و در جریان رسیدگی به در پرونده فساد بانک سرمایه، نام احمد هاشمی شاهرودی برادزاده رئیس اسبق دستگاه قضایی به میان آمد و متهم شد که با استفاده از نفوذ خود در دستگاه های حکومتی به سوء استفاده مالی پرداخته است. ولی چون پرونده احمد هاشمی شاهرودی مربوط به اقداماتش پس از دوران ریاست عموی او بر قوه قضاییه بوده، در این مطلب به آن پرداخته نشده.

به گونه ای مشابه، پرونده فساد مالی محمدشریف ملک زاده که در زمان ریاست آقای هاشمی شاهرودی بر قوه قضاییه از مشاوران نزدیک او محسوب می شد، و در دولت های نهم و دهم به سمت های دولتی بالا دست یافت، در گزارش حاضر مورد بررسی قرار نگرفته. به این علت که محاکمه آقای ملک زاده، که باعث شد تا او برای مدتی به زندان بیفتند (و نهایتا هم پرونده اش با “عفو رهبری” بسته شد)، مربوط به اقداماتش در زمان مسئولیت در دولت احمدی نژاد بود، نه زمان همکاری با هاشمی شاهرودی در قوه قضاییه.

درنهایت، گذشته از پرونده های مالی متنوعی که تاکنون در ارتباط با قوه قضاییه تشکیل شده، به نظر می رسد برداشت رایج در میان مخالفان و بسیاری از موافقان حکومت آن است که که این پرونده ها کسر کوچکی از مجموعه فسادهای جاری در دستگاه قضایی را تشکیل می دهند.

محمدجعفر منتظری دادستان کل کشور، در ۱۸ آذر ۹۵ با انتقاد از اشارات علنی برخی نمایندگان مجلس به ابهامات مرتبط با حساب های قوه قضاییه گفت: “مسائل درون خانوادگی را باید در درون خودمان حل کنیم و نباید فضاسازی کرده و به دشمن اجازه دهیم از یکسری منافذ ورود کند.” مشابه هشدار معروف آیت الله خامنه ای در ۱۱ مهر ۱۳۹۰ مبنی بر اینکه رسانه ‌ها پرونده “اختلاس سه هزار میلیارد تومانی” را -که تا آن زمان بزرگ‌ترین اختلاس تاریخ ایران بود- “کش ندهند”، چون “عده‌ای می‌خواهند از این حوادث برای زدن توی سر مسئولین سوءاستفاده کنند”. او تاکید داشت: “نباید این قضیه را کش دهند، بگذارید مسئولان کارشان را دنبال کنند و با دقت کار کنند. مردم هم بدانند این چیزها دنبال می‌شود، دست‌ها قطع می‌شود، مسئولان قوه قضائیه هم خبر رسانی کنند.”

همان طور که از تاکیدات رهبر و دادستان کل ایران بر می آید، سیاست کلی حکومت در ارتباط با موضوعات قضایی، عمدتا “حل کردن مسائل خانوادگی در درون خود” و “کش ندادن” پرونده ها به گونه ای بوده که از “فضاسازی دشمن” یا “زدن بر سر مسئولین” خودداری شود.

اولویتی که حتی اگر به صراحت از سوی مسئولان حکومتی بیان نشود، گویی بخش بزرگی از جامعه آن را “حس” می کند و در نتیجه، مثلا وقتی صادق لاریجانی -در ۱۸مرداد ۹۸ -می‌گوید: “بنده سینه ام خزانه الاسرار اتهامات مجموعه‌ای از معاونان، قائم مقامان و آقازاده‌های مسئولان و شخصیت هاست”، عملا تعجب چندانی را بر نمی انگیزد.

No responses yet

Jun 24 2020

مدال‌آور کشتی مجروح در اعتراضات آبان ۹۸ چشم خود را در کانادا جراحی کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


رادیوفردا: نوید زنگنه از مدال‌آوران جهانی کشتی آزاد ایران که در جریان اعتراضات آبان ۹۸ مجروح شده بود، چشم راست خود را در کانادا جراحی کرد.

او پس از ۱۵ روز بی‌خبری خانواده‌اش، با پیگیری جمعی از مسئولین و قهرمانان ورزشی از زندان فشافویه آزاد شد.

دو گلوله ساچمه‌ای که از سوی مامورین شلیک شد به چشم‌ راست زنگنه فرو رفته بود. او پس از مراجعه به بیمارستان بازداشت شد.

تعلل در درمان پس از بازداشت و عدم رسیدگی مناسب در ایران، بینایی چشم راست او را به حداقل رسانده است.

با وجود آزادی از زندان، مسئولان باشگاه اترک خراسان که با او قرارداد داشتند، از حضورش در جام باشگاه‌های جهان جلوگیری و بدون ادای توضیح، قراردادش را یک ‌طرفه فسخ کردند.

زنگنه با ویزای کار که پیش از وقایع آبان گرفته بود، عازم کانادا شد و با وجود شرایط جسمانی نامناسب، در چند مسابقه نیز به روی تشک آمد و پیروز شد.

با این حال اختلال در بینایی باعث شد بامداد چهارم تیر در ونکوور کانادا تحت عمل جراحی قرار بگیرد.

او که به تنهایی و بدون همراه در بیمارستان بود، پیش از عمل جراحی به رادیو فردا گفت دکترم وعده‌ای بابت بازگشت بینایی کامل چشمم نداده و احتمال موفقیت را ۳۰ درصد می‌داند.

با این حال پس از عمل جراحی، پزشک جراح گفته است عمل موفقیت‌آمیز بوده و به نتایج مثبت در معاینات پس از عمل امیدوار است.

زنگنه تاکید کرد به خاطر اینکه بیمه نبوده، برای مخارج جراحی متحمل هزینه سنگینی شده است.

او بدون مادر و با پدری که توان کار کردن ندارد، با شرایط سخت مالی تمرینات ورزشی را آغاز کرد.

سال ۲۰۱۸ مدال برنز امیدهای جهان و سال ۲۰۱۹ هم نشان نقره امیدهای آسیا را به گردن آویخت.

مدال‌هایی که در پی مشکلات اقتصادی ورزش ایران، بر خلاف سالیان قبل پاداشی در پی نداشت.

​در اعتراضات آبان ۹۸ علاوه بر نوید زنگنه، معصومه سلیمانی، کشتی‌گیر تیم ملی زنان ایران، نیز در لرستان بازداشت شد.

سلیمانی که در کشتی آلیش مدال جهانی دارد پس از ۳۲ روز بی‌خبری خانواده‌اش از زندان مرکزی خرم‌آباد آزاد شد.

خانم سلیمانی قصد داشت مسئولیت ریاست هیات کشتی استان لرستان را به عهده بگیرد اما به دلیل بازداشتش در اعتراضات آبان ۹۸، اجازه ثبت‌نام در انتخابات به او داده نشده است.

No responses yet

Jun 22 2020

ادامه اظهارنظرها درباره مرگ قاضی منصوری؛‌ دادستان کل کشور: موضوع مشکوک است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,جنایات رژیم,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: محمدجعفر منتظری، دادستان کل کشور گفته است ابعاد مرگ قاضی منصوری «ناشناخته و مشکوک و مورد سوال» است.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، او شامگاه یک‌شنبه اول تیرماه در یک برنامه تلویزیونی سخن می‌گفت، از پیگیری موضوع از طریق وزارت خارجه خبر داده و گفته است: « گفته می‌شود خودکشی کرده و او را کشتند که نمی‌دانیم».

پیش از این علی باقری رکنی، معاون امور بین‌الملل قوه قضائیه گفته بود غلامرضا منصوری خودکشی کرده ولی دادستان کل کشور تأکید کرده است که نمی‌توانیم تا وقتی که ابعاد پرونده «روشن نشده، اظهارنظر کنیم».

غلامرضا منصوری از قضات مورد اعتماد مقام‌های ارشد قوه قضائیه در دوران صادق لاریجانی بود اما در ماه‌های اخیر نام او به عنوان متهم ردیف نهم در پرونده «باند ارتشا در قوه قضائیه» مطرح شده است.

بر اساس این پرونده که اکبر طبری متهم ردیف اول آن است، قاضی منصوری در یک مورد پانصد هزار یورو رشوه دریافت کرده بود و به دنبال بازداشت اکبر طبری، از ایران گریخت.

روز جمعه ۳۰ خرداد خبرنگار رادیو فردا در رومانی گزارش داد که جسد او در هتلی در بخارست پیدا شده است.

رسانه‌های ایران روز یک‌شنبه، اول تیرماه گزارش دادند که وزارت خارجه جمهوری اسلامی با «دعوت» از سفیر رومانی در تهران، یادداشتی رسمی درباره موضوع قاضی غلامرضا منصوری به او داده است.

دولت ایران در این یادداشت خواستار تسریع در «تحقیقات پزشکی و قانونی»، «شفاف‌سازی در خصوص علت فوت» و انتقال جسد متوفی به ایران شده است.

واکنش دو حقوقدان به مرگ منصوری

نعمت احمدی، وکیل ساکن ایران در گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا از قاضی منصوری به عنوان «مرتضوی کوچک» نام برده است.

اشاره او به سعید مرتضوی،‌ دادستان پیشین تهران است که اختیارات گسترده‌ای در برخورد با مخالفان و منتقدان حکومت داشت.

این حقوقدان تاکید کرده است که «در پرونده غلامرضا منصوری فقط فساد ۵۰۰ هزار یورویی مطرح نبوده، قطعا وی در همه‌ی پرونده‌هایی که حضور داشته فسادی کرده است».

او با اشاره به احتمال خودکشی یا قتل منصوری، گفته حذف منصوری در کل نشان می‌دهد «خوف از پرونده‌های دیگر» در میان بوده است.

محمود علیزاده طباطبایی، وکیل ساکن ایران هم به روزنامه «آرمان ملی» گفته است در برخی «پرونده‌های امنیتی» با قاضی منصوری برخورد کرده است و ​«آقای منصوری همواره عنوان می‌کرد دیدگاه نهاد امنیتی این است و ما نیز تابع دیدگاه نهاد امنیتی هستیم».

او تاکید کرده که دلیلی برای خودکشی منصوری وجود ندارد و با توجه به پرونده پیچیده این قاضی، چیزی که در اختیار افکار عمومی جامعه قرار می‌گیرد «بخش کوچکی از واقعیت است».

این وکیل دادگستری می‌گوید احتمال داشت اگر آقای منصوری به ایران بازمی‌گشت، «اظهاراتی را مطرح می‌کرد که بسیاری از فسادهای دیگر نیز کشف می‌شد.»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .